goftogoye_hamafza

در نمایش آنلاین پاورپوینت، ممکن است بعضی علائم، اعداد و حتی فونت‌ها به خوبی نمایش داده نشود. این مشکل در فایل اصلی پاورپوینت وجود ندارد.

  • جزئیات
  • امتیاز و نظرات
  • متن پاورپوینت

امتیاز

درحال ارسال
امتیاز کاربر [0 رای]

نقد و بررسی ها

هیچ نظری برای این پاورپوینت نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که نظری می نویسد “گفتگوی هم افزا”

گفتگوی هم افزا

اسلاید 1: گفتگوی هم افزاسيد جعفر مرعشيسازمان مديريت صنعتي

اسلاید 2: پیامبر(ص):« از بهترین امت من، مردمی هستند ...که پیرو برهان اند. »گفتگوی هم افزا

اسلاید 3: كنفسيوس:«سه راه براي رسيدن به معرفت وجود دارد: - تفكر؛ بهترين راه؛- تقليد؛ آسان ترين راه؛- و تجربه؛ تلخ ترين راه است.»گفتگوی هم افزا

اسلاید 4: مقدمهگفت و گو، راهی برای شناخت دیگران گفتگوی هم افزا

اسلاید 5: گفت و گو قدمتی به اندازه عمر بشر دارد. اگر چه شیوه های گوناگونی را طی زمان و مکان برای بروز و ظهور تجربه کرده است، اما هر چه هست، امروزه به عنوان ابزاری بهینه جهت برقراری ارتباط انسان ها با یکدیگر پذیرفته شده است. بدیهی است که قبول چنین نکته مهمی به همین سادگی صورت نگرفته و مرور اجمالی تاریخ جنگ ها و کشتار ها شاهد این مدعاست.گفت و گو، راهی برای شناخت دیگرانگفتگوی هم افزا

اسلاید 6: به سخن دیگر، رسیدن به این نتیجه که گفت و گو بهترین روش تعامل و ارتباط انسان ها با هم است، مسیری دشوار و پر اعوجاج را طی کرده است و البته هنوز هم راه درازی را در پیش دارد. خوشبختانه این درک حاصل شده که شناخت ریشه بحران هایی که انسان امروزی با آن روبروست، تنها با پژوهش و جستجو از طریق گفت و گو امکان پذیر است.گفت و گو، راهی برای شناخت دیگران (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 7: به راستی گفتگو چیست؟ به راستی، گفت و گو چیست؟ چرا ضرورت دارد؟ چگونه به ایجاد ارتباط و تفاهم میان انسان ها کمک می کند؟ آیا اراده به گفت و گو کردن کافی است؟ یا این که گفت و گو کردن به فراهم آوردن مقدمات و شرایطی نیاز دارد؟ و اصلاً چرا گفت و گو راهی است برای شناخت دیگران؟ گفت و گو به معنای مفاهیم جاری در واژه هاست و در واقع، روشی است برای مشاهده این که چگونه ارزش ها، اهداف و نیات افراد می توانند رفتار آنان را کنترل کنند و چگونه وقتی تفاوت های فرهنگی مورد غفلت واقع می شوند، می توانند به برخورد میان آنها با دیگران منجر گردند.گفتگوی هم افزا

اسلاید 8: گفت و گو فرصتی را ایجاد می کند تا طرفین، تصورات قبلی، تعصبات و الگوهای شخصیتی نهفته در اندیشه ها، نظرها، باورها و احساسات خود و دیگری را بررسی کنند. و درست به همین دلیل، به ارتباط میان افراد کمک می کند، زیرا تنها با شناخت اندیشه ها و پنداشته های افراد است که تفاهم ناشی از ارتباط به وجود می آید. اهمیت گفت و گو به اندازه ای است که از دیرباز و تاکنون، دغدغه فیلسوفان بوده است و آنان بیش و پیش از همه، به ضرورت و اهمیت آن در زندگی فردی و اجتماعی پی برده اند.به راستی گفتگو چیست؟ (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 9: گفت و گو در اندیشه سقراط سقراط را به عنوان پدر فلسفه و گفت و گو می شناسند و هم اوست که وظیفه خود را زایاندن فکر و اندیشه افراد از مجرای گفت و گو می داند. به گفته یاسپرس، گفت و گو «نبرد دوستانه و آزادانه برای دستیابی به حقیقت است» و این همان نوع از گفت و گو است که سقراط بدان اعتقاد دارد. وی در این روش به‌ جای تحمیل افکار خود به مخاطب، سعی در کشف حقیقت داشت. به اعتقاد سقراط -پدر گفت و گو- «شخص زمانی به گفت و گو رو می آورد كه به جهل خویش پی ببرد.» و نکته مهم تر آن است که شخص در فرآیند گفت و گو نیز فرصت پی بردن به جهل و نادانسته های خویش را پیدا می کند. گفتگوی هم افزا

اسلاید 10: افلاطون شاگرد سقراط نیز روش استاد خود را باور داشت و به کار می گرفت. از نظر افلاطون «بنیاد هر کوششی برای نیل به حقیقت، در واقع ارتباط است و آدمیزاد در انزوا نمی تواند به حقیقت برسد. آدمی از لحاظ وجودی همواره با نقص ها و کمبودهایی روبروست و این امکان را که بتواند به تنهایی به حقیقت برسد، از میان می برد. از این رو نیازمند پیوند با دیگران است و گفتگو برترین شکل ارتباط میان آدمیان و مطمئن ترین راه نیل به حقیقت محسوب می شود. ویژگی ممتاز گفتگوی افلاطونی آن است که هر گونه عقیده جزمی را از میان بر می دارد. بدین سان، خرد می تواند به سوی حقیقتی پیش رود که خواهان کشف آن است.»گفت و گو در اندیشه افلاطونگفتگوی هم افزا

اسلاید 11: گفت و گو در اندیشه سایر اندیشمندان به غیر از این دو فیلسوف به عنوان پیشگامان روش گفت و گو، شمار دیگری از اندیشمندان نیز گفت و گو را بهترین گزینه برای دستیابی به حقیقت و ارتباط میان افراد می دانند، برخی از آنها عبارتند از: - سن آگوستین، - دکارت، - هابز، - هیوم، - دیلتای، - بنتام، - ملاصدرا،- پوپر.گفتگوی هم افزا

اسلاید 12: گفت و گو، بستر مناسب نیاز دارد. اگر چه گفت و گو ابزار ایجاد تعامل افراد و شناخت آنان از یکدیگر برای دستیابی به تفاهم و حقیقت است اما اراده برای گفت و گو کردن کفایت نمی کند بلکه به ملزومات، شرایط، فضا و بستر مناسب نیاز دارد؛ زیرا طی قرون و اعصار گفت و گو صورت گرفته بود اما از آن روی در میان همه به گونه ای موفقیت آمیز رخ نداد که شرایط لازم مهیا نشد. بنابراین، شناخت اولیه این ملزومات و کاربرد آنها تا حد زیادی می تواند وقوع یک گفت و گوی موفقیت آمیز و کارآمد را تضمین کند.گفتگوی هم افزا

اسلاید 13: شایان ذکر است که «اخلاق» نقش مهمی در گفت و گو دارد و رعایت اصول اخلاقی در گفت و گو اولین گام در جهت پذیرش شرایط برقراری یک گفت و گوی سالم، مفید و کارآمد است.گفت و گو، بستر مناسب نیاز دارد. (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 14: گفت و گو سنتی الهی است زیرا نخستین بار، خداوند از طریق پیامبران و کتب مقدس با بندگان خود سخن گفت و بهترین روش تعامل را به بندگان آموخت. در قرآن کریم هم آداب گفت و گو به کرات مورد توجه و تأکید قرار گرفته است، از جمله:- «و فرمان خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد و نزاع و كشمكش نكنيد تا سست نشويد و قدرت و شوكت شما از ميان نرود؛ صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.» (سوره انفال، آیه 46) گفت و گو، سنتی الهی است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 15: گفت و گو، سنتی الهی است. (ادامه)- «اما به نرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذكر شود يا بترسد.» (سوره طه، آیه 44) - «با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشي كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن. پروردگارت از هر كسي بهتر مي داند چه كسي از راه او گمراه شده است و او به هدايت يافتگان داناتر است.» (سوره نحل، آیه 125)گفتگوی هم افزا

اسلاید 16: ادبیات نیز مشحون از ضرورت گفت و گو و به کارگیری آداب آن است. مولانا در مثنوی کلام خود را با گفت و گو آغاز می کند، گفت و گو با نی و در ابتدا می گوید که بشنو، حتی از نی! که سخن ها دارد و او نیز برای گفتن و شنیدن آدابی قائل است. افصح المتکلمین سعدی هم، حکایات و پندهای بسیار در مورد سخن گفتن و خاموشی به موقع و آداب گفت و گو دارد. در حکایتی چنین می آورد: «یکی را از حکماء شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است، مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد، همچنان ناتمام گفته، سخن آغاز کند.»گفت و گو، در آینه ادبیاتگفتگوی هم افزا

اسلاید 17: توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که گفت و گو برای انسان ها هم فرصت و هم نعمت است:- فرصت است زیرا امکان خروج از انزوا و تنهایی را برای افراد ممکن می سازد و به ایجاد ارتباط با دیگران می انجامد چرا که در غیر این صورت جوامع شکل نمی گرفتند، تمدن ها پدیدار نمی شدند و پیشرفت ها رخ نمی دادند. - نعمت است زیرا امکان بهره مندی از دانش، تجربه و خرد دیگران را فراهم می آورد، بدون آنکه لزومی به صرف وقت و کسب آنها از سوی تک تک افراد وجود داشته باشد.گفت و گو، هم فرصت است و هم نعمت.گفتگوی هم افزا

اسلاید 18: آنچه اهمیت دارد، استفاده درست و شایسته از «گفت و گو» است. زبان به عنوان عضوی که گفت و گو را میسر می سازد، زمانی مفید است که قابل کنترل باشد و بیهوده نچرخد و حق خدا را به جا آورد. امام باقر(ع) می گویند: «حق خدا بر بندگان آن است که بگویند آنچه را می دانند و زبان نگاه دارند از آنچه نمی دانند.»مهم، استفاده شایسته از گفت و گو است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 19: بخش 1ضرورت و مفاهیم اولیه در گفتگوگفتگوی هم افزا

اسلاید 20: آیا تا به حال تجربه کرده اید؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 21: جای خالی تفاهم!!!گفتگوی هم افزا

اسلاید 22: اجزای گفتگوگفتندیدنشنیدنگفتگوگفتگوی هم افزا

اسلاید 23: انواع شنوایی مسدود، مظنون، فعال، خلاق.گفتگوی هم افزا

اسلاید 24: به هیچ وجه نمی خواهد منظور گوینده را درک کند.شنوایی مسدود یک گوش در، یک گوش دروازه!ورودیخروجیگفتگوی هم افزا

اسلاید 25: خود را کسل از فکر پریشان نکنیوقتی که میسر است تفسیر نکوبا سوء نظر نزار و نالان نکنیتفسیر بد از کلام یاران نکنیشنوایی مظنون تفسیر منظور گوینده با گمانه های منفی، گرفتاری شنونده با پیش فرض های ذهنی (مدل ذهنی مظنون). شایسته نیست به سخن کسی گمان بد ببری درحالی که می توان برای آن برداشتی نیکو داشت. امام علی (ع)گفتگوی هم افزا

اسلاید 26: تلاش شنونده برای دستیابی به درکی واقعی از منظور گوینده.شنوایی فعالگفتگوی هم افزا

اسلاید 27: شنوایی خلاق شکل گیری تلاش مشترک میان گوینده و شنونده، به منظور ایجاد جریانی روان از مفاهیم و درکی مشترک و عمیق از منظور گوینده در شنونده. مشارکت شنونده در فرآیند مفاهمه، ارائه راهکار و پروراندن مفاهیم. گفتگوی هم افزا

اسلاید 28: تعریف گفتگو بوهم:پرسش و کنجکاوی دائمی در مورد روندها، حتمیات و ساختارهای مبنای افکار و اعمال انسان ها. بوبر:ملاقات واقعی بین انسان هایی که با صراحت، شفافیت و بدور از ریا سخن می گویند.مرام و روشی برای کشف مشترکات و تکمیل تلاش های نظری و عملی موجود در مراقبه، خودسازی، رشد، سازماندهی و همکاری گروهی به وسیله ی تفکر مشترک.گفتگوی هم افزا

اسلاید 29: اهداف گفتگو شناخت انگیزه ها، افکار، اعمال و نیز زیر بنای ذهنی طرف گفتگو؛ آشنایی با انگیزه های افرادی دیگر با موضع های متفاوت؛ باز نگری و پرسش در مورد نوع تفکر و تغییر و تحول آن؛ ایجاد نوعی رابطه بین گفتگو کنندگان با وجود احساس امنیت؛ استفاده از هوش جمعی، توسعه و تعمیق روند شناسایی مشترک.گفتگوی هم افزا

اسلاید 30: پیش شرط های گفتگوی هم افزا فضا و ظرف مناسب:وجود محیطی امن برای برقراری تعامل. وجود همیار و راهنما:حفاظت از مسیر اصلی گفتگو. توجه حقیقی به طرف مقابل: تخصیص بالاترین حد حضور ذهن، به محض خطاب قرار دادن طرف مقابل.گفتگوی هم افزا

اسلاید 31: چرخه گفتگوی موفق ایجاد فضا و محیطی مناسب به منظور القای احساس امنیت در تمامی اعضاء به عنوان اساسی ترین پیش شرط موفقیت در گفتگو. ایجاد چنین فضایی از سویی، نیازمند مدت ها گفتگو و از سوی دیگر، وجود فضای مناسب ازپیش شرط های نیل به موفقیت در گفتگو است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 32: تعلیق موقت پیش فرض ها و پیش داوری های ذهنی؛ شنوایی فعالانه و خلاقانه؛ دوری از تظاهر؛ رعایت صمیمیت و صداقت؛ شفافیت. فضای مناسبباران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خسگفتگوی هم افزا

اسلاید 33: پیشرانه های فضای گفتگو تنها پیش فرض گفتگو:انگاره دوستی.گفتگوی هم افزا

اسلاید 34: گفتگو، کلید دستیابی به مفاهمهشمادیگرانمرز حداقلی شمامرز حداقلی دیگرانناحیه تبادل تبدیل حالت تدافعی معمول در جدل ها، به حالت توجه و علاقه به دیگری. آگاه شدن افراد نسبت به نیات، افکار و اعمال یکدیگر.وقتی افراد از زمینه های ذهنی و انگیزه های یکدیگر اطلاع داشته باشند، بستر مناسب برای برقراری تفاهم فراهم خواهد شد.گفتگوی هم افزا

اسلاید 35: گفتگو، روشی برای اندیشیدنسقراط- تولد 469 قبل از میلاد سقراط در گفتگو با منون (اشراف زادۀ تسالی):- پول داشتن نشانه با فضیلت بودن است.- اگر کسب ثروت از راه عادلانه باشد، فضیلت است. سقراط در گفتگو با نیکیاس ولاخس (سرداران آتنی):- کسی که در صفوف بایستد و با دشمن بجنگد، شجاع است!- شجاعت، پایداری آگاهانه است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 36: تفاوت گفتگو و جدلایجاد رابطه برد - برد ایجاد رابطه برد - باخت جویا شدن به رخ کشاندن معلومات و دانستنی ها پرسشگریدفاع از یک موضعکنکاش افکار خود هنگام ارتباط با دیگریجستجو برای اشتباه و دیگری را مقصر دانستناحترام و توجهاعمال قدرتتامل و بازبینی عکس العمل درک و فهم با تعمقجستجو برای ارائه راه حل های سریعجستجو پیرامون استراتژی جدیدصرف انرژی تنها در دفاع از خودبیدار کردن هوش جمعی شناخت مدل ها و ساختار ذهنیگفتگوجدلگفتگوی هم افزا

اسلاید 37: بخش 2ده فرمان گفتگوی هم افزاگفتگوی هم افزا

اسلاید 38: یادگیرندگی:- پرهیز از کشیدن حصاری خود خواسته به دور اندیشه و آمادگی برای بازنگری در الگو های ذهنی و رفتاری.اولین فرمانهرگز نخورد آب، زمینی که بلند است...گفتگوی هم افزا

اسلاید 39: احترام کامل:- پذیرش دیگران (به همان گونه که هستند)؛- قرار دادن خود به جای دیگری (بررسی مسأله از منظر دیگران).پرسش:آیا فکر کرده ایم که اگر در شرایط دیگران بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همان طور فکر می کردیم؟یک سوزن به خود بزن، یک جوال دوز به دیگران!دومین فرمانگفتگوی هم افزا

اسلاید 40: سومین فرمان آمادگی دریافت گفته ها و نظرات دیگران (گشودگی ذهن):- ایجاد امنیت با پرهیز از فضای آمیخته با جدل و اقتدار طلبی؛- اعتماد به هم و اطمینان از نبود آسیب و تحقیر: بستر آزاد سازی ذهنی؛- آمادگی برای تجدید نظر در تصورها و برداشت های ذهنی: پیش شرط ایجاد ذهن باز و فضای بدون تعصب.گفتگوی هم افزا

اسلاید 41: چهارمین فرمان از دل سخن گفتن:- سخن گفتن از مطالب واقعاً مهم و تأثیر گذار؛- پرهیز از مطلق گرایی و کلی گویی در باره دیگران؛- پرداختن به واقعیت ها و سخن گفتن از خود.گفتگوی هم افزا

اسلاید 42: شنیدن (1):- احترام گذاردن و آمادگی برای صراحت و پذیرش طرف گفتگو؛- گوش دادن با دقت و حضور ذهن (ایجاد امکان تمرکز و توجه نسبت به قضاوت های عکس العملی و منفعل خود نسبت به طرف گفتگو)؛- هم حس شدن با گوینده به هنگام شنیدن؛- گوش دادن، زمینه ساز خلاقیتی چشمگیر؛پنجمین فرمانشنیدن به معنی آن که، انسان آنچنان گوش دهد تا طرف مقابل آنچه را نمی تواند بیان کند، به زبان بیاورد.(لیوگود) گفتگوی هم افزا

اسلاید 43: شنیدن (2):- توجه به خود و درون خود، علاوه بر کسب نیروی تحول آفرینِ گوش دادن؛- نگریستن به خود از افقی بالاتر؛- شرح و سعه ی صدر در برابرتفاوت ها و گوناگونی ها و ناشناخته ها.پنجمین فرمان (ادامه)مستمع، صاحب سخن را بر سر ذوق آورد!گفتگوی هم افزا

اسلاید 44: شنیدن (3)- مخاطب واقعی داشتن، یعنی: مورد توجه قرار گرفتن و شناخته شدن!- گفتگو به منزله نوعی درمان و شفای درونی؛- به رسمیت شناخته شدن و ایجاد احساس تعلق به فضای گفتگو.پنجمین فرمان (ادامه)اهمیتمخاطب واقعی داشتن (شنیده شدن)گوش دادن به حرف دیگرانگفتگوی هم افزا

اسلاید 45: تناقض شتاب زمانه و گفتگوتأمل و طمأنینه:نیاز به تفکر در گفتگوشتاب:نیاز زندگی روزمرهگفتگوی هم افزا

اسلاید 46: طمأنینه و پرهیز از شتاب:- آهسته کردن روند گفتگو، لازمه درک معانی و اهمیت افکار و تأثیر آنها؛- رهایی از ساختار های حاکم بر ذهن ها و کسب توانایی برای درک و پذیرش جنبه های جدید و خلاق جهان هستی.ششمین فرمانگفتگوی هم افزا

اسلاید 47: تعلیق پیش فرض ها و ارزیابی ها:هفتمین فرمانپیش فرض هامواد منفجره سوء تفاهمات و مشاجراتپوششی از تفسیرهای ذهنی انسان بر تن واقعیات جهانتنظیم کننده ی اعمال و رفتار انسانفراهم آوری امکان فعالیت انسان در محیط پیرامونگفتگوی هم افزا

اسلاید 48: تصمیمات و اعمال ما به وسیله ارزیابی ها و تصورات خاص ما از جهان که برروی واقعیات عینی پرده افکنده اند، تعیین و اجرا می شود. دیوید بوهم: انسان باید با گفتگو، خود را آماده آن سازد که در مورد فرضیات خویش شفاف سخن بگوید، آنها را آشکار سازد و یا در صورت لزوم، برای مدتی مسکوت بگذارد.هفتمین فرمان (ادامه)باید که جمله جان شوی، تا لایق جانان شوی!گفتگوی هم افزا

اسلاید 49: حمایت خلاق:- بستری برای آموختن و فهمیدن متقابل، و عاملی برای خلاقیت و تعمیق گفتگو؛- عرضه تصورات و پیش داوری های خود و اطمینان به وجود منشأ ارزیابی ها در درون خود انسان؛- به اطلاع رسانیدن تردید های خود درباره نتیجه گیری ها و قضاوت ها؛- سهیم ساختن دیگران در روند تفکر و نه فقط در محصول آن، نشان دادن منشأ تفکرات به طرف گفتگو؛- جرأت دادن به دیگران در باره شناسایی و ارزیابی تفکرات؛- باور به این که، همه می توانند اشتباه کنند.هشتمین فرمانگفتگوی هم افزا

اسلاید 50: نهمین فرمان جویندگی:- آمادگی و اشتیاق برای آموختن؛- طرح سؤالات ساده و صادقانه؛- دستیابی به تفاهم و اجتناب از جلب موافقت؛- پرهیز از بسندگی به دانسته های پیشین.گفتگوی هم افزا

اسلاید 51: نظاره گر را نظاره کردن:- ایجاد و پرورش ناظری درونی برای ملاحظه و توجه به عکس العمل ها، قضاوت ها، انتقادات، عصبانیت ها و ترس های متقابل، در تعاملات و ارتباطات با دیگران در فرآیند گفتگو؛- بررسی مداوم افکار و احساسات، در فرایند گفتگو به عنوان قوام بخش روند تفکر؛- بوهم: افکار وقتی تغییر می کنند که بررسی می شوند.دهمین فرمانگفتگوی هم افزا

اسلاید 52: چالش:- وجود خشونت و میل به ابراز خشونت در دفاع از نظرات و عقاید خود؛- تصور نادرست یکسان پنداشتن خود با نظرات و عقاید خود.خود محوری در روند گفتگو راه حل:- پذیرش پیشنهادهای اصلاحی؛- تلاش برای همگرایی میان اهداف معنوی، تمایل به شناخت حقیقت و حرکت در مسیر حق.???!!!گفتگوی هم افزا

اسلاید 53: فقدان فضا و ظرف مشترک بر مبنای اعتماد متقابل؛ عدم ایجاد محیط امن برای بروز افکار و احساسات متنوع؛ میل به ایجاد گروه همگون و بی تحرک؛ تمایل به حذف صاحبان افکار دیگر و نظرات مخالف و منتقدان.آفت های گفتگوگفتگوی هم افزا

اسلاید 54: بخش 3بازی ها و داستان هایی برای گفتگوگفتگوی هم افزا

اسلاید 55: هدف تمرین: در نتیجه این تمرین، چند مطلب روشن می شود: خوب گوش دادن کار ساده ای نیست؛ شناخت نگرش و ارزیابی، خود مشکل است؛ وقتی گوینده احساس می کند كه مخاطب خوب گوش می دهد، احساس مطبوعی خواهد داشت. 1- تمرین شنیدنگفتگوی هم افزا

اسلاید 56: روند تمرین: دو نفر درباره موضوعی به صورت موافق و مخالف گفت و گوی می کنند. برای این کار، ابتدا بعد از شنیدن مطلب، نفر اول موضع موافق می گیرد. به این ترتیب که یک نفر موضع خود را در مورد مطلبی بیان می کند، طرف مقابل خوب گوش می دهد و آن موضع را تکرار می کند. شخص گوینده بایستی به تکرار مطلب خود توجه و آن را تأیید نماید. بعد از تأیید، فرد مقابل سعی می کند، یک موضع مخالف را در برابر نظر او بیان کند.1- تمرین شنیدن (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 57: 2- تمرین شنیدنهدف تمرین: به هنگام گفتن: آگاهانه به مطالبی که می خواهم بیان کنم، شکل می دهم و تلاش می کنم تا بفهمم که چه می گویم و چه چیزی را پنهان می کنم. به هنگام شنیدن: با گوش فرا دادن آگاهانه، سعی می کنم خود را در جایگاه طرف مقابل قرار دهم و ارزیابی ها و پیش فرض های خود را به حالت تعلیق در آورم.گفتگوی هم افزا

اسلاید 58: 2- تمرین شنیدن (ادامه)روند تمرین: راهنما از حاضرین می خواهد به گروه های دو نفره تقسیم شوند. سپس هر يك از افراد به مدت 5 دقيقه در مورد موضوع انتخابي راهنما با عنوان «چه چيزي واقعاً براي من مهم است؟» صحبت مي كنند. در هر نوبت، فرد مخاطب فقط گوش مي دهد و حرف گوینده را قطع نمی کند و بعد؛ هرآنچه را که شنیده بازگو می کند و نفر اول گوش می دهد. به همین ترتیب، نفر دوم مانند نفر اول، 5 دقیقه صحبت می کند.گفتگوی هم افزا

اسلاید 59: 50100الفبجد پس از آن، تبادل نظر پیرامون برداشت و تجربه همچنان که در زیر می آید انجام می گردد:الف) به هنگام صحبت کردن؛ب) به هنگام شنیدن؛ج) به هنگام تکرار مطلبی که شنیده بودم؛د) شنیدن آنچه که دیگری از سخن من برداشت کرده بود.2- تمرین شنیدن (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 60: 2- تمرین شنیدن (ادامه)بازنگری: تا چه حد می توانم عکس العمل های خود را نسبت به آنچه که شنیده ام، به حالت تعلیق در آورم و سعی کنم، بدون پیش داوری حرف طرف مقابل را بشنوم؟ برداشتم، هنگامی که کس دیگری حرف های مرا تعریف می کند، چگونه تغییر می کند؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 61: بسياري از اوقات، در گفت و گو و ارتباط بين انسان ها سوء تفاهماتي ايجاد مي شود. اين امري طبيعي است، زيرا تعامل انساني بسيار پيچيده است. اگر انسان تيري را به هدف بزند، به راحتي مي تواند ببيند كه تير به هدف خورده است يا نه. اما در تعامل ميان انسان ها، تأثير بيان بستگي به چگونگي برداشت طرف مقابل دارد. در مسير تفاهم متقابل، روند از اين هم پيچيده تر است و بايد آگاه بود كه برداشت هر فرد، شخصي است و بستگي به ذهنيت او دارد. در ارتباط بين انسان ها، معمولاً كمتر به اين موارد دقت و لذا موجب گله مي شود.3- بازنگری به کمک نردبان استنباطگفتگوی هم افزا

اسلاید 62: اگر از فردي گله مند شويم، بهترين كار آن است كه با وي در مورد موضوع و علت گله گفت و گو كنيم. وقتي مي خواهيم با فرد مورد نظر درباره احساس خومان نسبت به عمل و رفتار وي صحبت كنيم، اين سوال اساسي مطرح مي شود كه چرا چنين كاري را مي خواهيم انجام دهيم. آيا مي خواهيم به او بفهمانيم كه كارش اشتباه بوده است و يا مايليم مشكلي را كه در اين مورد پيش آمده است، تصحيح كنيم؟ بهترين كار در چنين مواقعي، آگاهي از اين مطلب است كه براي ما روشن باشد، از طرف مقابل چه انتظاري داريم. اين كار مي تواند از طريق ابراز خواسته و انتظارمان صورت گيرد. پس از آن، بايد از طرف مقابل پرسيد كه چه احساس و برداشتي از انتظار و خواسته ما دارد؟ 3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 63: 3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه) گروهي سه نفره تشكيل دهيد. هر كس به تنهايي موقعيتي را از تجارب شخصي خود به ياد آورد كه در آن قضاوتي به همراه احساسات شديد نسبت به فرد مقابل داشته و مايل بوده است كه آن را به اطلاع شخص مقابل برساند. هر كس به تنهايي، توضيحاتي در مورد آن تجربه يادداشت كند. هر كس به تنهايي، مطالبي در باره نوع ارتباط خود با فرد مورد نظر و نيز هدف و منظوري را كه از اين بازنگري دارد، يادداشت كند.گفتگوی هم افزا

اسلاید 64: در هر گروه سه نفره: نفر اول، چارچوب موفقيت را توصيف و هدف خود از اين بازنگري را اعلام مي كند؛ نفر دوم، نقش طرف مقابل وي را در اين داستان بازي مي كند و نفر سوم، نقش ناظر را به عهده مي گيرد. پس از آن، نفر اول و دوم نقش بازيگران اصلي آن تجربه را ايفاء مي كنند. نقش ها عوض مي شوند و اين بار، نفر دوم، تجربه شخصي خود و هدف از بازنگري را توضيح مي دهد.3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 65: در پايان، با طرح سؤالات زير به تبادل نظر مي پردازند:- چه چيزي در روند بازنگري برايم دشوار بود؟- هنگام بازنگري تا چه اندازه توانستم احساسات خود را درك كنم؟- در روند بازنگري چه احساسي نسبت به طرف مقابل تجربه خود داشتم؟3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 66: 3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه)1- داده هاوقتی که شنیدم...............بازسازی واقعیات و داده ها2- احساساتاحساس کردم...............ترس خوشحالیعصبانیتحسرت3- تصورات و فرضیاتفکر می کردم...............(از نردبان نتیجه گیری بالا رفتن)4- تمایلاتمیل دارم...............(احترام، دوری، توضیح....)5- خواسته مشخصبیان خواسته ای معین به طور مشخصگفتگوی هم افزا

اسلاید 67: مثالوقتی گفتی امشب دیر می آیی (داده ها)؛ ناراحت و عصبانی شدم (احساسات)؛ زیرا تصور کردم برای تو چیزهای دیگری مهم تر است (تصورات)؛ میل دارم وقت بیشتری برای من بگذاری (تمایلات)؛ خواهش می کنم نظرت را به من بگو (خواسته مشخص).3- بازنگری به کمک نردبان استنباط (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 68: 4- تمرین هایی در قالب گفت و گو1- موقعيتي از زندگي خود را مثال بزنيد كه با تغييرات به خوبي كنار آمده ايد. چه چيزي در آن موقعيت به شما كمك كرد؟ چه نفعي در اين موقعیت نصيبتان شد؟ اجرا: حدود 5 دقيقه وقت براي فكر كردن و يادداشت آن داريد. سپس موضوع را در قالب گفت و گو در جمع مطرح نماييد.گفتگوی هم افزا

اسلاید 69: 4- تمرین هایی در قالب گفت و گو (ادامه)2- يكي از نزديكان خود را در نظر بگيريد. (فرزند، مادر، پدر، همسر و ...) در اين لحظه چه رابطه اي با او داريد؟ وقتي به او از منظر «تأييد و تأكيد» مي نگريد، چه ويژگي خاصي در او مي بينيد؟ اجرا: حدود 5 دقيقه وقت براي فكر كردن و يادداشت آن داريد. سپس موضوع را در قالب گفت و گو در جمع مطرح نماييد.گفتگوی هم افزا

اسلاید 70: 4- تمرین هایی در قالب گفت و گو (ادامه)3- ارزيابي: چه چيز تازه اي در خود يافتيد؟ چه برداشتي از طرح موضوع به صورت گفت و گو در جمع داريد؟ اين تجربه، چه تأثيري بر روي رفتار هاي آتي شما خواهد داشت؟ ... گفتگوی هم افزا

اسلاید 71: 5- تمرین توجه به «تفاوت بین مشاهده و قضاوت» به هنگام ارتباط و گفت و گو با ديگران بايد به اين نكته توجه داشت كه ميان مشاهده و قضاوت، تفاوت وجود دارد. اين كه هنگام ارزيابي سخن و رفتار ديگران، تا چه حد نوع ارزيابي به خود ما بستگي دارد. به عبارت ديگر، تا چه اندازه حاضر هستيم بخشي از مسئوليت اين ارزيابي را خود به عهده بگيريم.گفتگوی هم افزا

اسلاید 72: مثال: شخصي را با دو صفت مثبت و منفي توصيف مي كنيم:- احمد وقت نشناس است.- احمد مهربان است.- حال، زمينه صفتي را كه به احمد نسبت داده ايم، در خود جستجو مي كنيم.- احساس مي كنم احمد نسبت به من مهربان است.- از بد قولي احمد بارها عصباني شده ام.- در اينجا براي درك اين كه چه اندازه از تصورات و خواسته هاي ما در ارزيابي مان تأثير داشته است، تلاش مي كنيم.- به مهرباني احمد توجه مي كنم، چون مهرباني و دوستي براي من اهميت دارد.5- تمرین توجه به «تفاوت بین مشاهده و قضاوت» (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 73: - به وقت نشناسي احمد توجه مي كنم، چون دوست دارم روي حرف ديگران حساب كنم.- اكنون زماني است كه بايد با تأمل و انديشه، حالت يادگيري را در خود ايجاد نماييم و تلاش كنيم تا به جاي قضاوت هاي منفي نسبت به ديگري، در جستجوي نكات مثبتي در او باشيم. برای مثال از خود بپرسيم، صفتي كه در ديگري نمي پسنديم چه معنا و اهميتي براي او دارد و اگر خود چنين صفتي داشتيم، احساس مان چه بود؟- مثال: احمد، كارهاي مفيد زيادي انجام مي دهد كه از نظر او مهم تر از وقت شناسي است. يا اين كه، من از ترس آبروريزي جلوي ديگران، به وقت شناسي اهميت مي دهم!!! 5- تمرین توجه به «تفاوت بین مشاهده و قضاوت» (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 74: شخصي براي نصب تابلو به ديوار خانه اش به چكش نياز داشت. فكر كرد مي تواند از همسايه اش بگيرد، اما ترديد كرد؛ شايد همسايه چكش را به او قرض ندهد. با خود گفت: ديشب وقتي مرا ديد، سلام نكرد، هفته قبل هم همسرش با من برخورد خوبي نداشت. اصلا گمان مي كنم مرد خسيسي باشد. هيچ وقت از او خوشم نيامد. تصور وجود چنين آدم هايي چقدر سخت است! چه وحشتناك! كه اين شخص همسايه من است. بله، بايد جرأت كنم و نظرم را به او بگويم.با عصبانيت به در خانه همسايه رفت. همسايه با خوشرويي در را باز و دوستانه او را به داخل دعوت كرد. مرد تند و عصبي به او گفت: من اصلاً چكش نمي خواهم!!!6- داستان چکشگفتگوی هم افزا

اسلاید 75: تعدادی از همکاران یک شرکت، مرکب از دو زن و سه مرد به مدت دو هفته فرصتی برای مسافرت به یک جزیره به دست می آورند. بعد از مراجعت، ازآنان سؤال مي شود، آیا در سفر به آنان خوش گذشته است؟ اولی جواب مي دهد: به من خیلی خوش گذشت، جای آرامی بود، موقعیت مناسبی برای مطالعه به دست آوردم و خوب استراحت کردم.دومی جواب مي دهد: به نظر من این مسافرت کمی کسل کننده بود. جز دیدن طبیعت، خبر دیگری نبود، چند رستوران داشت و اصلا باشگاه ورزشی نداشت.7- داستان جزیرهگفتگوی هم افزا

اسلاید 76: 7- داستان جزیره (ادامه)سومی گفت: من راضی هستم، زیرا با بعضی از افراد بومی در آن جا آشنا شدم و آن ها مرا به یک جشن عروسی محلی بردند. در شهر از این خبرها نیست و خیلی چیزهای جالب مربوط به سنت ها و رسوم را از آن جا یاد گرفتم.چهارمی گفت: من از سفر چندان خوشم نیامد. زیرا من در انتظار برنامه های هفتگی بودم. عروسی جالب بود ولی من شبیه آن را در سفر دیگری مشاهده کرده بودم. در بروشور آن سفر نوشته شده بود که امکان بازدید از بعضی جاهای دیدنی سنتی وجود دارد. اما خیلی معمولی بود. در نصف روز همه این دیدنی ها را دیدم و میل ندارم دوباره به آن جا بروم.گفتگوی هم افزا

اسلاید 77: 7- داستان جزیره (ادامه)پنجمی گفت: از جزیره خیلی خوشم آمد. زیرا كلي گردش کردم و مناظر زیادی را دیدم. جای خلوتی بود. از این دو هفته لذت بردم.پنج نفر در یک جزیره احساسات مختلفی داشتند: یکی خوشش آمد، برای دیگری کسالت آور بود، سومی راضی و چهارمی مأیوس بود. علت احساسات مختلف، در انتظارات و نیازهای مختلفی وجود دارد که برآورده می شود و یا نمی شود. آیا به شما در چنین جزیره ای خوش می گذرد؟ براساس چه نیاز، انتظار و خواسته ای؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 78: 7- داستان جزیره (ادامه)به عهده گرفتن مسئولیت احساسات خود به طوری که داستان جزیره نشان می دهد، نیازها و ارزش های متفاوت باعث بروز احساسات متفاوت شده اند. این که علت عکس العمل ها و احساسات را باید در درون شخص جستجو کرد، برای گفت و گو و ارتباط یک مسأله کلیدی است. این امر به آن معناست که، هر کس، خود مسئول احساسات خود می باشد. اگر در یک وضعیت دشوار، شما روشن کنید که قسمتی از احساسات ناخوشایندتان به نیازهایتان مربوط است، بهتر می توانید با دیگران ارتباط بر قرار نمایید.گفتگوی هم افزا

اسلاید 79: 8- داستان مغازه خداوارد مغازه خدا شدم! يك فرشته آنجا ايستاده بود. با تعجب گفتم: فرشته مقدس خدا، چه مي فروشي؟فرشته گفت: نعمت هاي خدا را.گفتم: اين نعمت ها گران است؟گفت: نه، مجاني است.نگاه كردم، مغازه پر بود از كوزه هاي خوشبختي، بسته هاي اميد، زنبيل هاي رضايت، جعبه هاي درس و حكمت، كيف هاي پر از اعتماد و ...گفتگوی هم افزا

اسلاید 80: با جرأت به فرشته گفتم: خواهش مي كنم يك كوزه ايمان بده، خوشبختي و رضايت براي من و همسايه ها، مقدار زيادي سپاس و عشق و بخشش نسبت به ديگران.فرشته با تلاش و جديت، يك بسته درست كرد و همه آنها را در آن گذاشت.با تعجب پرسيدم: اين همه چيز در اين بسته كوچك جا شده؟فرشته جواب داد: در مغازه خدا، ما بذر مي فروشيم نه ميوه!8- داستان مغازه خدا (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 81: 9- داستان پیرمردپيرمردي روستايي، اسب سفيد زيبايي داشت. همه، حتي ثروتمندان هم به او حسادت مي كردند. پيرمرد به شدت اسب را دوست داشت و با اين كه فقير بود، حاضر نبود آن را بفروشد. روزي اسب گم شد. اهالي روستا گفتند: مي دانستيم كه سرانجام اسب را مي دزدند. بيچاره پير مرد! بدون اسب چه خواهد كرد؟ پيرمرد گفت: عجله نكنيد! واقعيت اين است كه اسب ديگر در اصطبل نيست. قضاوت نكنيد! كسي چه مي داند؟ شايد رفتن اسب، خوشبختي و بركت باشد.پس از دو هفته، اسب با گله اي اسب وحشي برگشت. اهالي گفتند: تو حق داشتي، فرار اسب بركت بود نه بدبختي. پيرمرد پاسخ داد: باز هم عجله مي كنيد. واقعيت فقط اين است كه اسب برگشته است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 82: 9- داستان پیرمرد (ادامه)پسر پيرمرد شروع به تربيت اسب ها كرد. بعد از چند روز، پسرك از اسب افتاد و پايش شكست. مردم گفتند: اين بار هم تو حق داشتي! اين ماجرا بدبختي بود نه بركت. پاي تنها پسرت كه بايد از تو مراقبت كند، شكست. او جواب داد: باز هم عجله مي كنيد، بگوييد پاي پسر من شكسته است. كسي چه مي داند كه اين امر بركت است يا بدبختي؟در همان ايام، جنگي در گرفت و همه مردان و جوانان روستا به ارتش پيوستند. تنها، پسر پيرمرد بود كه در خانه ماند. اهالي گفتند: حق با تو بود، شكستن پا يك بركت بود نه بدبختي. پير مرد جواب داد: چرا هميشه اسير قضاوت ها هستيد. واقعيت اين است كه پسران شما به ارتش پيوسته اند و پسر من، نه. كسي نمي داند اين امر بركت است يا بدبختي؟ گفتگوی هم افزا

اسلاید 83: 10- داستان چوپانچوپاني گوسفندان خود را به چرا برده بود. كسي به او گفت: چه گوسفندان زيبايي، مي توانم سوألي بپرسم؟چوپان پاسخ داد: بله.مرد پرسيد: اين گوسفندان هر روز چقدر راه مي روند؟چ: سياه ها يا سفيدها؟م: سفيدها!چ: تقريباً 6 كيلومتر.م: سياه ها چقدر؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 84: چ: تقريباً 6 كيلومتر.م: چقدر علف مي خورند؟ چ: سفيدها يا سياه ها؟ م: سفيد ها!چ: تقريباً روزي 2 كيلو.م: سياه ها چقدر؟چ: تقريباً روزي 2 كيلو.م: هر سال چقدر از آنها پشم مي گيريد؟10- داستان چوپان (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 85: 10- داستان چوپان (ادامه)چ: ازسفيدها يا سياه ها؟ م: سفيدها. چ: تقريبا سالي 2 كيلو.م: سياه ها؟چ: تقريبا سالي 2 كيلو.مرد با تعجب پرسيد: چرا هر دفعه سياه ها و سفيدها را از هم جدا مي كنيد؟ چوپان جواب داد: معلوم است، چون سفيدها مال من است.مرد گفت: حالا فهميدم! سياه ها مال كيست؟چوپان گفت: آنها هم مال من هستند!!! گفتگوی هم افزا

اسلاید 86: 11- داستان سبکباریمردي در راه بود. كدوي بزرگ و نيمه خرابي را روي سر حمل مي كرد. در دست راست يك سنگ بي قواره و در دست چپ، يك سنگ خاراي بزرگ داشت. دور گردنش شال كهنه اي بود كه سنگ آسيايي را به آن آويزان كرده بود. روي شانه اش، مشكي آب داشت. كوله پشتي بزرگي پر از شن را روي پشت حمل مي كرد و دور پاهايش زنجيري زنگ زده با چند وزنه بسته بود. با اين وضعي كه داشت به سختي راه مي رفت و دائماً مي بايست مراقب كدوي روي سرش باشد.كسي او را ديد و پرسيد: با اين سنگ ها در دست ات، چه مي كني؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 87: 11- داستان سبکباری (ادامه)مرد گفت: كدام سنگ ها؟ اصلاً متوجه آنها نبودم، نيازي به آنها ندارم! و سنگ ها را روي زمين انداخت. از آن شخص تشكر كرد و گفت: سبك تر شدم! حدود ظهر شخص ديگري به او رسيد و پرسيد: آن چيست كه روي سرت گذاشته اي؟ مرد پاسخ داد: روي سر من؟! مگر چيزي روي سر من است؟!آن شخص گفت: يك كدوي بزرگ و نيمه خراب!!مرد گفت: حواسم نبود و كدو را انداخت، سپس گفت: چقدر راحت شدم.گفتگوی هم افزا

اسلاید 88: در گرماي بعد از ظهر راه مي سپرد كه فرد ديگري از او پرسيد: براي چه با خودت شن مي بري؟ زمين پر از شن است؟ مرد در جواب گفت: شن؟ مگر من شن حمل مي كنم؟! كجاست؟ آن فرد پاسخ داد: توي كوله پشتي ات. مرد، شن ها را هم روي زمين ريخت و به راهش ادامه داد. همان فرد پرسيد: مشك آب براي چه؟ رودخانه و آب گواراي آن را نمي بيني؟ مرد، آب ها را هم روي زمين ريخت و گفت: ممنونم، چقدر سبكبار شدم. آن شخص باز هم سوال كرد: اين زنجير ها و وزنه ها را چرا به پايت بسته اي؟ مرد گفت: آه! راست مي گويي و زنجيرها را هم از پاي خود در آورد و به راهش ادامه داد. اما هنوز اندكي خميده بود. هنگام غروب، يك نفر ديگر او را متوجه سنگ آسيابي كرد كه به گردن آويخته بود، آن را هم به زمين گذاشت. هنگام شب، آرام و سبكبار به دنبال جايي براي استراحت مي گشت!!!11- داستان سبکباری (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 89: 11- داستان قدرت سناریوی (1)- پيام راديويي محل 1: لطفا براي جلوگيري از تصادف، مسير را 15 درجه به طرف شمال تغيير دهيد. - پيام راديويي محل 2: دستور مي دهم مسير خود را 15 درجه به طرف جنوب تغيير دهيد.گفتگوی هم افزا

اسلاید 90: سناریوی (2)- پيام راديويي محل 1: اينجا كاپيتان يك تيم جنگي امريكا صحبت مي كند، مسير خود را تغيير دهيد.- پيام راديويي محل 2: خير، شما مسير خود را تغيير دهيد.11- داستان قدرت (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 91: 11- داستان قدرت (ادامه) سناریوی (3)- پيام راديويي محل 1: اينجا كشتي هواپيما بر اينتر پرايس است. ما كشتي جنگي نيروي هوايي امريكا هستيم، مسير خود را عوض كنيد.- پيام راديويي محل 2: ما محل فانوس دريايي هستيم.گفتگوی هم افزا

اسلاید 92: 12- داستان سقراط و منونسقراط در منون افلاطون، باز هم سرگرم گفتگو با کسی است که به شدت به درستی عقیده ای مبتنی بر عرف عام مطمئن است. منون درباره رابطه میان ثروت و فضیلت عقیده ای دارد و می گوید: برای با فضیلت بودن باید بسیار ثروتمند بود و فقر بدون استثناء برخاسته از ضعف شخصی است نه حاصل تصادف و پیشامد.سقراط: و مقصودت از نیک، چیزهایی مانند تندرستی و توانگری است؟ یا سیم و زر و مناصب دولتی نیز از آن قبیلند؟منون: آری، سیم و زر و جاه نیز از آن قبیلند.سقراط: ... نمی خواهی دست کم به آن تعریفی بیفزایی (سیم و زری که به عدالت و درستی به دست آید)؟ یا معتقدی که آن چیزها را از هر راه به دست آوردیم، دارای فضیلت می گردیم؟گفتگوی هم افزا

اسلاید 93: منون: البته زر و سیم باید به درستی فراهم آید.سقراط: پس می گویی، تحصیل سیم و زر باید با عدالت و خویشتنداری و دینداری یا دیگر اجزای فضیلت همراه باشد و گرنه تحصیل سیم و زر به تنهایی، با این که خوب است، فضیلت نیست؟منون: چنین می نماید.سقراط: پس معلوم می شود به دست آوردن یا به دست نیاوردن چیزهایی که نیک می شماری، نه از فضیلت آدمی می کاهد و نه بر آن می افزاید و فقط هر چه با عدالت همراه است، موافق فضیلت است و آنچه با ظلم همراه است، بدی و رذیلت.منون: گمان می کنم راستی همین است.12- داستان سقراط و منون (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 94: در چند لحظه منون فهمید که پول و قدرت فی نفسه شرایط لازم و کافی فضیلت نیستند. ثروتمندان ممکن است قابل ستایش باشند، ولی این امر بستگی دارد به چگونگی به دست آوردن آن ثروت، درست همان طور که فقر نمی تواند به خودی خود نشان دهنده ارزش اخلاقی کسی باشد. هیچ دلیل محکمی وجود ندارد که فردی ثروتمند فکر کند دارایی هایش فضیلت او را تضمین می کنند، و هیچ دلیل قاطعی وجود ندارد که فقیری بپندارد، تنگدستی اش نشانه رذیلت است.12- داستان سقراط و منون (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 95: 13- داستان سقراط و لاخسبه روایت افلاطون: روزی سقراط در آتن، با دو سردار به نام های نیکیاس و لاخس روبرو می شود که مورد احترام ریش سفیدان و ستایش جوانان شهر بودند و مقدر بود در مقام سرباز بمیرند.این سرداران به عقیده ای مبتنی بر عرف عام باور داشتند، یعنی این که برای شجاع بودن، شخص باید عضو لشکر باشد، در جنگ پیشروی کند و دشمنان را بکشد. سقراط، پس از روبرو شدن با آنها به شیوه همیشگی خود، شروع به پرسش از آنان کرد:سقراط: لاخس، بیا تعریفی از شجاعت ارائه کنیم.لاخس: سقراط این کار دشوار نیست. کسی که در برابر دشمن مردانه می ایستد و نمی گریزد، شجاع است.گفتگوی هم افزا

اسلاید 96: ولی سقراط به یاد می آورد که در جنگ پلاته، در 479 قبل از میلاد، یک لشکر یونانی به فرماندهی پوسانیاس، نایب السلطنه اسپارت، ابتدا عقب نشینی کرد، سپس شجاعانه ارتش ایران به فرماندهی مردونیوس را شکست داد.سقراط: بی گمان شنیده ای که در نبرد پلاته، اسپارتی ها چون با ایرانی ها روبرو شدند، برجای نایستادند و گریختند. ولی همین که صف ایرانیان از هم پراکنده شد، بازگشتند و به شیوه سواران بر دشمن تاختند و از میدان پیروز درآمدند.لاخس دوباره مجبور می شود فکر کند و با دومین عقیده مبتنی بر عرف عام پیش می رود: شجاعت نوعی پایداری است ولی پایداری ممکن است همان گونه که سقراط گفت، نتایج زیانباری داشته باشد. 13- داستان سقراط و لاخس (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 97: برای تمایز گذاشتن میان شجاعت حقیقی و جنون، مؤلفه دیگری مورد نیاز است. نیکیاس همراه لاخس، به هدایت سقراط می گوید: شجاعت نیازمند داشتن دانش است، یعنی آگاهی از خوب و بد، و ممکن نیست همواره محدود به میدان نبرد باشد. تنها در گفتگوی مختصری در فضای باز، نابسندگی های مهم تعریف متداول از یک فضیلت بسیار ستوده آتنی، آشکار شد. این گفتگو احتمال عدم توجه به شجاعت در خارج از میدان جنگ و بی توجهی به اهمیت دانش همراه با پایداری را نشان داد. ممکن است این مسئله، ناچیز به نظر رسیده باشد، ولی پیامدهای زیادی داشته است. اگر پیش از این، امیر ارتش فکر می کرد صدور فرمان عقب نشینی به لشکر نشانه ترس است، حتی وقتی تنها حرکت معقول به نظر می رسید، این تعریف مجدد، گزینه های او را افزایش می داد و او را به ایستادگی در برابر انتقادها ترغیب می کرد.13- داستان سقراط و لاخس (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 98: 13- داستان سقراط و لاخس (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 99: 13- داستان سقراط و لاخس (ادامه)گفتگوی هم افزا

اسلاید 100: پایانگفتگوی هم افزا

5,000 تومان

خرید پاورپوینت توسط کلیه کارت‌های شتاب امکان‌پذیر است و بلافاصله پس از خرید، لینک دانلود پاورپوینت در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

افزودن به سبد خرید