بنام خدا فرهنگ در نظريه سازمان و مديريت مقّدمه بحث «فرهنگ سازماني» از زواياي متعددي قابل بررسي است .اين مفهوم نزد برخي از نظريهپردازان سازمان و مديريت آنچنان اساسي و كليدي است كه با به كار گرفتن استعاره «فرهنگ» در مورد سازمان ،اين بحث را مطرح كردهان د ك ه اساس ا س ازمان چ يزي ج ز فرهن گ نيس ت و ب راي ش ناخت ي ك س ازمان و مطالع ه و تب يين مس ائل مرب وط ب ه آن ،مهمترين و اساس يترين ك ار اين اس ت ك ه فرهنگ آن را شناسايي كنيم . ظهور نظريه ( فرهنگ سازماني ) در نظری ات جدی د س ازمان و م دیریت س ازمانها مؤسس اتي س ودگرا و منفعتطلب ف رض ميش وند ك ه ه دف آنه ا دس تيابي ب ه اه داف از پيش تعيين شده است؛ اهدافي كه توسط كساني كه در جايگاههاي رسمي هستند تعيين گرديده است اما ديدگاه «فرهنگ سازماني» مفروضات نظريه نوين سازمان را نميپذيرد و آن را انكار ميكند .بر اساس ديدگاه «فرهنگ سازماني» ،بسياري از رفتاره ا و تص ميمهاي س ازماني ب ه وس يله قالبه ايي از مفروض ات اساسي ،كه از سوي اعضاي يك سازمان معتبر دانسته شده ،از پيش مشخص شدهاند .آن قالبها و مفروضات به حيات و تأثيرگذاري خود بر رفتارها ادامه ميدهند، مفهوم فرهنگ و فرهنگ سازمانی در بين مفاهيم مطرح درباره سازمان ،شايد «فرهنگ سازماني» پيچيدهترين آنها باشد .البته اين پيچيدگي اختصاص به فرهنگ سازماني ندارد ،بلكه درباره فرهنگ در سطح اجتماعي نيز صادق است؛ چراكه اصوًال «فرهنگ» مفهومي پيچيده و قابل تعبير و تفسيرهاي گوناگون است. مطالع ه مفه وم «فرهن گ» در ابت دا از آن نظ ر م ورد توج ه ق رار گ رفت ك ه آن را راهي ميدانستند براي پاسخ به اين سؤال كه آن چيست كه ما را «انسان» و از ساير حيوانات متمايز ميكند؟ جامعهشناس انگليسيِ ،اي .بي .تيلور ،فرهنگ را اينگونه تعريف كرد :فرهنگ عبارت است از آن كّليت پيچي دهاي ك ه دانش ،اعتق ادات ،اخالقي ات ،ق انون ،ع رف ،س ّنت و ه ر ظ رفيت و عادتي را كه توسط يك فرد در جامعه اكتساب ميشود ،شامل ميگردد مفهوم فرهنگ و فرهنگ سازمانی در ادامه ،مطالعات حوزه فرهنگ ،بيشتر به گروههاي خاصي از افراد (نظير قبايل بدوي و جوامع نوين) و مقايسه بين اين گروهها معطوف گشت .اين ربط ميان گروهها و فرهنگها (به جاي تمركز ص رف ب ر فرهن گ) م وجب ش د انسانشناس ان درب اره گروهه ا چن ان س خن بگوين د ك ه گ ويي آنه ا «فرهنگها» هستند ،و بدينروي ،تمركز مطالعات انسانشناسي از فهم عمومي درباره نوع بشر به عنوان يك گونه ،به خصيصههاي متمايز گروههاي خاص و در نتيجه ،به تفاوتهاي انسان ،انتقال پيدا كرد. هرس كوئيتز درب اره تعري ف «فرهن گ» چ نين ميگوي د :توص يف مج ّر د پيك ره كلي عقاي د ،رفتاره ا، دانشها ،امتيازات خاص ،ارزشها و اهدافي كه شيوه زندگي افراد را ميسازد. اين انتقال از «فرهنگ» به «گروه»ها ،افقها را به سوي مطالعه فرهنگ سامان ميگشايد؛ چراكه بر اساس تعريف« ،سازمان»ها عبارتند از« :گروه»ها ،و بدينروي ،استعاره «فرهنگ» ميتواند درباره «سازمان»ها به كار رود. الگوي شاين از فرهنگ سازماني ادگار شاين در دهه 1980نظريهاي را مطرح كرد كه در بحث «فرهنگ سازماني» بسيار تأثيرگذار بود .طبق نظريه او ،فرهنگ از سه سطح و اليه تشكيل ميشود: در بيرونيترين الي ه ،مص)نوعات ق رار ميگيرن د .پس از مص نوعات و در س طح مي اني ،ارزشها و هنجاره)اي رفت)اري قرار دارند .در عميقترين اليه نيز هس)تهاي از باورها و مفروضات جاي گرفتهاست. الگوي شاين از فرهنگ سازماني الف .باورها و مفروضات به اعتقاد شاين ،باورها و مفروضات هسته يك فرهنگ سازماني را تشكيل ميدهن د .مفروض ات بي انگر چيزه ايي هس تند ك ه اعض ا معتقدن د «واقعيت» دارند .از اينرو ،مفروضات بر آنچه اعضا ادراك ،فكر و احساس ميكنند، ت أثير ميگ ذارد .مفروض ات غيرقاب ل تغييرن د و معم وًال در س طح ناخودآگ اه ذهن اف راد قرار دارند و غالبا نميتوان آنها را ب ه سطح خودآگ اه آورد .از دي دگاه اعض اي يك فرهنگ ،مجموعه مفروض ات اساسي حقيقت دارند و اموري مس ّلم و غير قابل بحثاند .اين حقايق غيرقابل ترديد در همه ابعاد زندگي فرد رسوخ ميكنند و همه تجارب آن فرهنگ را رنگي خاص ميدهند. الگوي شاين از فرهنگ سازماني ب .هنجارها و ارزشها ارزشها عبارتند از :اصول ،اهداف و استانداردهايي كه معتبر شدهاند تا ارزش و اعتبار ذاتي داشته باشند .آنها بيانگر اين موضوعند كه اعضاي يك سازمان بايد چه چيزهايي را رعايت كنند .ارزشها مبناي قضاوت در اينبارهاند كه چه چيزي درست و چه چيزي غلط است. هنجارها ارتباط نزديكي با ارزشها دارند .آنها قوانين نانوشتهاي هستند كه براي اعضاي يك فرهنگ اين امكان را فراهم ميكنند كه بدانند در طيف گسترده و متن ّوعي از وضعيتها چه انتظاري از آنها وجود دارد. در ح الي ك ه ارزشها مش خص ميكنن د كه چ ه چ يزي ب راي اعض اي ي ك فرهن گ مبهم اس ت، هنجارها مقّر ر ميدارند كه آنها بايد چه رفتارهايي را از يكديگر انتظار داشته باشند. الگوي شاين از فرهنگ سازماني ج .مصنوعات مصنوعات را ميتوان اينگونه تصور كرد كه آنها بقاياي هسته فرهنگي هستند كه در پيرامون و بيرون فرهنگ ريخته شدهاند؛ همانند گدازههاي يك آتشفشان كه پس از فعاليت آتشفشاني ب ر ج اي ميمانن د .همانگون ه ك ه زمينشناس ان از راه مطالع ه گ دازههاي آتشفش اني ميتوانن د بفهمند كه هسته آن قسمت از زمين از چه چيزهايي تشكيل شده است ،ما نيز ميتوانيم مصنوعات را به عنوان شواهدي در نظر بگيريم كه از طريق مطالعه آنها ميتوان به يك هسته فرهنگي خاص پي برد .مصنوعات بقاياي ديدني ،شنيدني و ملموس رفتار هستند كه در هنجارها ،ارزشها و مفروضات فرهنگي ريشه دارند .انواع مصنوعات عبارتند از :نمودهاي ف يزيكي ايج اد ش ده ب ه وس يله اف راد ي ك فرهن گ ،ب روز و ظهوره اي كالمي در نوش تهها و مكالمات ،شعائر ،تشريفات و ساير ظهورات رفتاري. خردهفرهنگهاي سازماني اس تفن ب ارلي خ رده فرهن گ را اينگونه تعريف ميكنن د :يك زير گروه از اعضاي سازمان كه به طور منّظم با يكديگر تعامل دارند، خود را به عنوان يك گروه متمايز در سازمان تعيين ميكنند ،درگير مجموعهاي از مشكالت هستند كه به طور متعارف مشكالت همه اعضاي گروه دانسته ميشود ،و به صورت يكنواخت و تكراري ،بر مبن اي درك واح دي ك ه نس بت ب ه گ روه دارن د ،دس ت ب ه كنش ميزنند. خردهفرهنگهاي سازماني ، كارن شيل و جوآن مارتين معتقدند :خردهفرهنگها در ارتباط با الگوهاي كلي فرهنگ يك سازمان ،به ويژه در ارتباط با ارزشهاي مسّلط و غالب آن ،تعريف و تعميق ميشوند در اين ديدگاه ،تقسيمبندي خردهفرهنگها بر اين اساس صورت ميگيرد كه آيا آنها ارزشهاي مسّلط و غالب فرهنگ كلي سازمان را حمايت ميكنند يا انكار يا فقط صرفا در كنار آن وجود دارند .خردهفرهنگهاي حمايتكننده با اشتياق فراوان از ارزشهاي فرهنگ بزرگتر (فرهنگ كلي سازمان) حمايت ميكنند. خردهفرهنگهاي متعارض در مقابل ارزشهاي مسّلط فرهنگ كلي سازمان ،كه خود جزئي از آن هستند ،مقاومت ميكنند و خردهفرهنگهاي نوع سوم ارزشهاي مستقل خود را در كنار ارزشهاي مسّلط فرهنگ كلي سازمان حفظ ميكنند. نتيجهگيري به نظر ميرسد يكي از عناصر مهم در تجزيه و تحليل مسائل و پديدههاي سازماني ،عنصر «فرهنگ» است .فرهنگ نقشي مهم و اساسي در ساختار كلي جامعه و ابعاد مختلف آن ،و نيز شخصيت افراد و رفتار آنها دارد. سازمانها نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و به عنوان يكي از اركان مهم جوامع امروزي ،از جنبههاي متعددي تحت تأثير «فرهنگ» قرار دارند .توجه به نقش فرهنگ در پديدهها و مسائل سازماني ميتواند دستاوردهاي بسيار مهمي را براي دانش مديريت و سازمان به ارمغان آورد؛ همانگونه كه ناديده گرفتن آن به سوءفهمهاي تأثيرگذار و مهمي در تحليل پديدههاي سازماني منجر خواهد شد .از اينرو ،توجه ويژه به نقش فرهنگ در مسائل سازماني و مفاهيم متعددي كه در ارتباط با آن مطرح ميشود امري ضروري و از بايستههاي اساسي پژوهش در زمينه سازمان و مديريت است.
کسب و کار • اقتصاد و مالی • علوم مهندسی • علوم اجتماعی و جامعهشناسی
دانلود پاورپوینت فرهنگ در نظريه سازمان و مديريت
55,000 تومان