صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:
عَنْ فاطِمَةٌ الزهْرآء عَلَيْهَالسَلام بت ‎Lie sill gin‏ الله عَلَيْهِ وَ اله از فاطمه زهرا سلام الله عليها دختر رسول »“خدا صلى الله عليه و آله

صفحه 4:
‎Ge is Gi ll hu ates‏ آبی ‎aN cat a ail‏ ‏جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من ‎ay‏ رسول خدا در یکی از روز‌ها

صفحه 5:
فقال: لسَلام عَلكِ یا فاطمَةٌ ‎Age Giles‏ السَلامْ قال انی آجذ فی 34 ‎lets‏ و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام فرمود: من در یدنم سستی و ضعفی درك می کنم

صفحه 6:
فلت له اعیذك باه یا تا مق اتف ال يا فاطمّة ايتينى ‎clus‏ الْيَانِيٌ فَعَطَينى به فاد پالکساء ‎dual‏ پس گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف. فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان پس من کساء یمانی را برایش آوردم

صفحه 7:
وه وو یه بم و صرت انظر الیّه و اذا وجهَه یلا که ابر فیللة تمامه و کماله فا کات الا ساعة و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم و در آن حال چهره »اش می درخشید همانند ماه شب چهارده

صفحه 8:
cel ‏كد آفبل و قال‎ 3 gus ‏آدی‎ its 358 ty ADL Glile 5 coli 2121 tile ‏عینی و ثْمَرَةَ فُؤادى‎ که دیدم فرزندم حسن وارد شد و گفت سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیده ام و میوه دلم

صفحه 9:
یا ماه إلى ‎ai‏ نم عِنْدَكِ رآيْحة طیِبَه كَأنّها رَآئْحَةٌ جَدَى رَسُولِائه فلت عم ان جَدَكَ نَحْتَ الْكسآءِ كفت : مادرجان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا است. گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است

صفحه 10:
‎al‏ الْحَسَنُ نخو الکساء و قال اسلا ‎ale‏ جَدَّاهُ يا ‎Gh coh GALS aa ga‏ نحل مَعَكَّ تخت الکساء ‏پس حسن بطرف کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی که وارد شوم با تو در زیر کساء؟

صفحه 11:
"فقا وَ عَلَيِكَ ‎DUN‏ یا ولدی و صاحب حوضی ‎dae JAS Gl GiB‏ تخت ‎dela YI Cals Ld ¢ Lusi)‏ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت و ساعتی نگذشت

صفحه 12:
کت ول ‎a eget‏ قَذ بل و قال لام لك یا ‎Calis al‏ وَ عَلَيِكَ السّلامُ 858 عَيْنى وَ ثْمَرَةَ ُؤادى اه که فرزندم حسین وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه ‎als‏

صفحه 13:
فقال لی یا ماه انی آنلم عِنْدكِ رآئِحَةٌ طَيبَةَ كآنه رآئْحَةٌ جدی سولاله فلت نع فرمود: مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا است» گفتم آری

صفحه 14:
‎“oy.‏ ی ‎ox‏ نخو الک و قال انلام دبا ‎cl Galil ail ‏اختاره‎ ak Glile ALM olds gust edd Likes 6 él 8 ‏همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند حسین نزديك کساء رفته گفت : ‏سلام بر تو ای جد بزرگوار» سلام بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اجازه می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء؟

صفحه 15:
وَعليك الشّلازيا دي رياشاف أت قد ادن لک فتَْل مَعَهُما نَحْتَ الْكِسَاءٍ فَاقْبِلَ عَند لك آبُوَالْحَسَنِ عَلِنُ بْنُ آبيطاليب فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم. يس او نيز با آن دو در زير كساء وارد شد. در اين هنكام ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شد

صفحه 16:
on 92 ‏توا‎ ) ee و قال آلسَّلامُ ‎Gaull lle‏ رَسُولالله فلت و عَلَيْكَ آلسَّلامْ يا آَبَاالْحَسَنِ وَ يا آَميرَالْمُومِنِينَ فقال يا فاطِمَةٌ إنَى آثلمٌ عِندَكِ رآئحة طيْبَة ۵ 2 cs فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا الحسن و ای امير مومنان. فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم

صفحه 17:
ee شوم رمع هد هل 2 َو الکساء و فال سْلام عَلَيِكَ يا رَسُولَاه گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است ؟ گفتم : آری اين او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت و كفت سلام بر تو ای رسول خدا

صفحه 18:
ان لیآن نون مگ تخت کسام قال لهو ‎UU ens‏ يا آخی و يا وصیّی و خلیفتی و صاحب بوآنی & ‎Sle JAS aI GU‏ تخت الْکساء آیا اجازه می دهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم؟ رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من »به تو اجازه دادم يس على نيزبه زيركساء وارد شد

صفحه 19:
وه ُمَ آئِتْ نحو الْكساءٍ وَ فلت آلسَّلامُ ‎ale‏ يا بت يا رَسُوَلَائْه آنَأَذْنُ لى آنْ آكُونَ مَعَكُمْ تخت الکساء در اين هنكام من نيز بطرف كساء رفتم و عرض كردم سلام برتو اى يدرجان اى رسول خدا آيا به من هم اجازه مى دهى كه با شما در زير كساء باشم؟

صفحه 20:
او علیک الا نی يياه لک 21058 تحت الکستء فلَمّا اکتملُنا جمیعاً تخت الکسآء فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم » يس من نیز به زیر کساء رفتم » و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم

صفحه 21:
الْيُمْنَى ای ‎Hee ee eh‏ ‎Sh‏ 5 خاصّتى و حامّتى پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دسته راست بسوی آسمان اشاره کرد و فرمود: خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم

صفحه 22:
pops, cleat ‏حم ل‎ age dal OS Ul ag je jG گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است. می آزارد مرا هرآنچه ایشان را بیازارید وبه اندوه می اندازد مرا هرچه ایشان .را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد

صفحه 23:
دی ‎le‏ و امن اش و ‎rele Ul 5 che Si) SI Gad Get‏ ‎ANS yi 5 Al glia Yeats‏ و دراسلم زا ‎peat pln ys hts bak be‏ نكمم بامركص كديا ایشان «شمنی کند وء‌دوستم با هر كس که ایشان را موست دارد آبتان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود و برکتهایت

صفحه 24:
‎ae Re‏ ل ‏و مهرت و آمرزشت و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان كن بخوبى

صفحه 25:
فقال ال عرَوَجَل با ملایگتی و یا سک سماواتی اي ما خلفت سمام متتیه و لا ‎titty)‏ پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده شده

صفحه 26:
و و لا مرا ‎pte Le YG La‏ لا فلكاً ‎Ys 55%‏ بحرا یجری و لا فلکا پسری الا فی ‎Ais‏ هوّلآء الحَمسَة الذنهْم تخت الکساء و نه ماه تابان و نه خورشید درخشان و نه فلك چرخان و نه دریای روان و نه ,کشتی در جریان را مگر بخاطر دوستی اين بنج تن؛ اینان که در زیر کسایند

صفحه 27:
فقال الأمین جبرآئیل يارب و من تخت الکساء ققال عرَوجِل هم آهل بّت ابو و مین الرٌسانة يس جبرئيل امین عرض کرد: پروردگارا چه کسانی در زير کساء هستند؟ خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و گنجینه رسالتند

صفحه 28:
‎jaa‏ آپوها و ‎LG‏ 5 بُلوها ققال حیرآئیل يا رب آتَأدْنْ لی آن آفبط الّی ‎gee OSV GaN‏ سایساً ‏آنان فاطمه و پدرش و شوهر و دو فرزندش هستند. جبرئیل عرض کرد: پروردگار! آيا به من هم اجازه می دهی که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم؟

صفحه 29:
‎Gael Ligh al Gaal 8 asi aul la‏ حِبْرآئيل ‏وَ قال آلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَائَهِ آلْعَلِىُ الأغلى ‎SDL! alt a)‏ وَ يَخْصُكَ بَالّحِيّةِ وَ الإكرام ‏خدا فرمود: آرى به تو اجازه دادم. يس جبرئيل امين به زمين آمد و ‏گفت : سلام بر تو ای رسول خداء (پروردگار) علی اعلی سلامت می‌ازساند و تو را به تحیت و اکراع مخصنوض داشته

صفحه 30:
ele Ue Dajte gale fi ‏و‎ ‎Lately Nj ile ales‏ متیر و لا ‎Mata’ Lak‏ ‏و می فرماید: به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه خورشید درخشان

صفحه 31:
و نه فلك چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر برای خاطر شما و متقبت و آنوستی ‎LAS‏

صفحه 32:
‎oe a‏ ی ی ‏ما و ‏مین ‏و به من نیز اجاه داده است که با شما در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا به من اجازه می دهی ؟ رسول خدا(ص) فرمود: و بر تو باد سلام ای امین وحی خدا

صفحه 33:
عم قذ ینت لك فدخل ج ‎Lee Oi is‏ تخت الکسآء فقال ‎coal‏ ان ‎aul‏ قَدْ أَوحَى إلَيْكُمْ آرىء به تو هم اذن دادم پس جبرئیل همراه ما وارد کساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بننوی شما وحی کرده

صفحه 34:
OS 5 ‏مب عنم‎ al Ls Lal Us ‏يُطْهْرَكُمْ تطهيراً‎ 5 cull cal می فرماید: حقیقت این است که خدا می خواهد پلیدی (و ناپاکی) را از خاندان شما برد و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل

صفحه 35:
a4 ‏وين هذا تخت الكساء ون الفعطل‎ ‏بَعَتنى بِالْحَقٌ نبيَا‎ Gill ‏عندالله فقال لب‎ يس على عليه السلام به پدرم گفت: ای رسول خدا به من بگو اين تجمع ما در زیر کساء چه فضیلتی نزد خدا دارد؟ پیغمبر (ص) فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت

صفحه 36:
‎ot,‏ تفای مشاه نو ما که یر نف مت من لآ از ‏و به رسالت و نجات دادن (خلق) برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی »از شیعیان و دوستان ما باشند

صفحه 37:
تزل عله دوخن ز تب الْمَلائِكَةُ وَاسْتَغْمَرَتْ لَهُمْ إلى آنْ يَتَكَرَ ‎ay‏ جز آنكه نازل شود بر. ایشان رحمت (حق) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور »هم پراکنده شوند

صفحه 38:
فقال علی لذً واه فُزنا و فاز شیعثنا و رَبْ الكَْبَةٍ ‎Gus‏ الثبى ثانيأ يا عَلِىُ وَالَذى ا لام از شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت برانگیخت

صفحه 39:
Sa Oo oO ‏خَبَرْنَا هذا‎ 55a La Gigs aay ‏وَاضطفانى‎ ‎١ ‏د شيعا مكنا و فيهم تيطزية‎ و به رسالت و نجات دادن (خلق) بركزيد ذكر نشود اين خبر (و سركذشت ما) درانجمن ومحفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان عا باشند و در میان آنها انموهناکی باشد

صفحه 40:
الا و فرح ال همه و لا مَعْمُومْ و کشف ‎2h)‏ عَمَّهُ وَ لا طالِبُ حاحّة و ‎pal‏ اه حاجتَة جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش »را برآورد

صفحه 41:
شتا قاروا ۶ سعوا قی ‎GaN lll‏ ‎ABS 5‏ يس على كفت : بدين ترتيب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین به پروردگار کعبه سوگند شیعیان ما کامیاب و ,سعادتمند شدند در دنیا و آخرت

صفحه 42:

رایگان