صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:
مرتضي سلطانى: ‎Pst Pema Fey) Coe Sel Eke Pert‏ زر و خالق برندهاى معتبرى جون زر ماكارون است ا ا 000 سرزمین است و البته. خطه مرکزی ايران زمین در طول تاریخ. فرزندان ‎Tee‏ ا اا ا م ل ان بزرگانی چون امبیرکییر پرفسور حسابی و دکتر قریب و دیگر بزرگان این سرزمین اشاره کرد. ‎Cres hiay Neha er A Tee CFCC eee]‏ 17 ‎RO NS‏ ا ا ل ‎CASS es re rece ree re cere reed‏ يله هاى ترقى را يكى يكى طى كرد و به موفقيت رسيد. حالا او از آن سال های رنج و صد البته فروغ نگاه مهربان و نجیب مادر ۶ RCIA ICS LON peruse inn chen ‏و‎ ‎BO oN Teen ear ne er ei Reet ete ee Tear ECe ‏لك‎ a

صفحه 4:
ا ات ا ا م ‎ese‏ ا ا ۳ ‎rt rer porte Mel annul Me Cate eee]‏ با ‎eee ets SE eer eerste ae pee IRR Ter‏ حهانی دارد. ۱ معتبری چون زر ماکارون... است اما معتقد است که هرچه هست. هنوز کمترین است. از کودکی شان شروع کردیم نا وقتی تلاش آن جوان كم سنء بعد از سال ها زحمت: تحصيل و كار بى وقفه به ثمر ۱ ‎te eed‏ 0 کارخانه های ماشین سازی: قالب سازی: نورد لوله سرد. آرد و ماكارونى كماكان ادامه دارد.

صفحه 5:
مرتضى سلطانى: امروزء يك كارآفرين مطرح: يك صنعتكر موفق؛: ‎ROS)‏ ۱ خود را سرباز صنعت سر زمينش مى داند. مرتضى سلطانى جشمانى الماس كونه: بشاش و نافذ دارد كه از عمق نكّاهشء صلابت و ايستادكّى را مى توان نظاره كرد. به ديدارش رفتيم تا بدانيم داستان فرهيختكى اين الماس چگونه بوده و او از کجا آمده و چگونه به اینجا رسیده است؟

صفحه 6:
رت بیط رد ۴ چه بهتر که از همان ابتدا شروع کنیم. شما متولد چه سالی هستید و زمان کودکی تان ۱ ۱ pret ‏ال‎ ا ‎eek eS ee el a eee‏ كاين pe reess i] ener Tee DEE MOR Seng ee emen ee) ‏در محروميته از حداقل هاى زندكى سيرى شد. اما اين تنها مشكل‎ ad eae ees ne Dee ee ‏مجیور ساخت در همان دوره کودکی. زمانی را از مهر مادری دور‎ ‏باشم. سرماء تنهایی, گرسنگی و بی محبتی, تمام چیزهایی بودند که‎ ‏«...در آن دوران» همراه من بودند‎

صفحه 7:
لاست كا بيدا کنر 9 فتخار تمام از روزهای سیاهی که پشت سر گذاشته ام یاد می ۷ را حفظ كرده و با تازيانه هاى بى رحم زندكى:؛ خود را براى آينده اى 0000 ee Ntoine] ee Teena EN nae aN ee RO RUS RS SCS OT eter) eR Coon STO REEL LUT ‏تلاشی سخت و طاقت فرسا... روژهای پنجشنبه و جمعه به گورستان می‎ ‏رفتم تا شاید با شستن قبرهاء اندک در آمدی به دست آورم و کمک خرجی‎ ‏تك‎ eet ye TU Tee e Se] ‏برای مادر باشم‎ ‏...در دستم. سنگ قبرها را می شستم‎

صفحه 8:
آب از روی سنگ تا روی خاک های جلوی پایم سر ریز شد. گل لای انگشتان پایم لغزید و چشم به دستا مردی داشتم که آرام آرامء سنك قبر عزيز از دسته رفته اش را نوازش مى كرد. مننظر بودم پولم را بدهد تا بروم و قبر دیگری را بشویم. جشمان آن ييرمرد به ياهايم دوخته شد... و من ياهايم را محكم تر در خاك فرو كردم... و او با تاسفى عميقء زمزمه كرد: واى بر ال ل ل ا م ‎Meened ein‏ ا ا ا 0 ‎etaeee Tiere)‏ 1 ‎PO RO ee ey‏ 1 ‎eens ae ole ESC ens ial ee hg eee eee)‏ ‎a Pend‏ ا ‎Foe Re eee eee‏

صفحه 9:
Stet TCL SOB Reel et ere ne ke eee ee ‏داشتم. مثل آرزوی همه بچه های هم سن و سال خودم. هرچند‎ ‏متفاوت از آتها زندكى مى كذراندم. البته آسمان زندكى من بى‎ er Serna Sere ‏ا‎ ‏های تاریک مرا روشن می کرد و بارقه های امید را در دلم زنده‎ ‏نگه می داشت. در دنیای واقعی چیزی جز فقر و سرما در کنارم‎ 1 Ore ese eee Peed ae UNS See E Re ‏ا‎ BOM آموخت... ‎Dee aD et ok eee Tee ea a ET eee le‏ ا ‎PES SE pee pee Ren‏ تان هم كه سخت بود.

صفحه 10:
بله. شرایط زندگی سخت بود و مادر من» نمونه یک زن مظلوم و ال الت ا ا تن ياكيزكى فكر و روان خودء من را براى درست زندكى كردن و ‎Oe BUNS ELE‏ ا ا ا لك دانش آموختن بجه هايش توجه زيادى داشت و براى موفقيت فرزندانش با تمام توان خود در برابر سختى هاى زندكى ۱ ا ‎eae STU See‏ ۱۳ مشكلات روزافزو براى بهروزى منء اين ابثار را به جان يذيرا شد. مادر هميشه ‎[Renee Re ele ris) SEU easy‏ تررق كفدا زندگی مان شد اما اين زن فداکار و نجیب

صفحه 11:
خود فقدائارى مى كنند ولى مادر شما روايتكّر و نمونه زيباترين بخش هاى مهر .مادرى بود ‎Ie C RUeTeS‏ ا 2 ‎ON etre‏ ‎EOCENE AY ea eee NG ONS Fee ATO) Meee Se wet] Rarer NOS‏ بودم آتها را تحمل كنم. ياد كرفته بودم با كار مداوم تكه نا نى داشته ‎epee ST (Re cee ne BE Sete CIRC ren Cente tra‏ ‎Cece ech nt ee Se errey‏ ل ‎eee‏ ‏ل ‎Ce ree Le ene) ae Ee Tee‏ BA EU ORT SY werreer eg hy [Prone Weer tL YI Pee PRCA E OO | PON RCM Wea) TA re] ‏بود؟‎ ‎Ue eT RIA)‏ ل ا ل ل ل 0 لك روزها و شب هايم در جاده ير فراز و نشيب زندكى ام بود. اما امروز خوشحالم که خداوند ای ق را به من داد كه توانستم بعد از آن سال های سخت و جانگاه. چند صباحی را برای آن مادر نمونه. ‎ ‎

صفحه 12:
مسا صنعت ثر با سابعه هستید. از نظر شماء ‎cont‏ ا يت ی ايران داراى مزيت هاى فراوان و منحصر به فردى است كه در صورت توجه ت صعیح و اعتماد به وان و دانش ابرانى؛ اين قابليت وجود Rae FT ey ence ete rs ‏سرزفان وا زر‎ كن ار آيد. ا ا ا ا ا 1 كم انواع محصولات پایه در کشاورزی و صنایع ل ل 0 حال نيروهاى انسانى جوان؛ متعهد, با انكيزه و دانش محورى دارد كه دسترسى كاملى به دانش روز و فن آورى هاى نوين در حوزه دارند. از سوى ‎Seen)‏ ا ل ا 0 | ن خطوط ریلی سراسری که قادر به پیوند کشورهای شمالی و 5آن) به شاهراه هاى تجارت جهانى است: اين سرزمين را در وضعيتى آرمانى قرار ‎Teste‏

صفحه 13:
eases <e + = 0 است که خیلی به کار گروهی در صنعت عشق مى ورزيد و توليد را تجلى كار | بله در طول سى سال خدمت در صنعت اين سرزمين: همواره بر اين باور بدم كه توليد خوبء عبادت | سته. يك توليدكننده خوب بايد در كنار توليد محصولات كامل و باكيفيت: كه اساسا ماموريت: فطرى و ذاتى وى تلقى شده و استمرار حياتش به ابن مولفه بستكّى دارد. برنامه تولید خود را چنان تنظیم کند که امكان دسترسى 1 ‎RC Rr YER IRGT | WINCH PUYOL C] BSCRY TC HY W Ike]‏ ۱0 سونكّرانه است. در اين عرصه. توليد و فروش محصولات ‎el SE‏ تنها بيك داد و ستد ساده به شمار نمى روند. بلكه نتيجه فعاليت توام صنعتى و تجارى توليدكنندكان: در كستره اى فراكير به خانه یکایک شهروندان نفوذ مى کند و در عمق وجود آنها رخنه می نماید. پس در صنعت. توجه به اخلاقیات و پای بندی به اصول اخلاقی و انسانی؛ در خور توجه زیادی است.

صفحه 14:
Pot Tree) Pie et Ferre moter T] ۳ 9 ysar0 ad ‏باره‎ اگر قرار باشد تولیدی انجام گیرد و اگر قرار باشد عبادتی صورت پذیرد. ‎Rene Perr Rare er BE GI Re el Se eee)‏ ل | اليد. مقدس, است. از اين رو كه توليدكننده به جاى ورود به جرخه ی از نیازهای جامعه. ارزش افزوده ای را براي کشور فراهم می آورد. ارمغانی که تمامی آحاد جامعه را دربر می گیرد. ‎ee eee eS‏ ا ل ل ل ‎Caer Ry SEE Lee)‏ ا ۱ ‎Pye eNCSeen ers NSD Ce Cer hea eee nner rere meticey‏ ‎eee ld ee CeCe kere)‏ ل ل لحاظ رعايت حقوق مصرف كننده ايمان مى خواهد؛ ايمانى واقعى و نهادينه 525007 ‎ ‎

صفحه 15:
۳ ۳4 Pi ‏از توجه و شما ممنونم‎

:عنوان کارآفرین موفق مرتضی سلطانی مرتضی سلطانی کارآفرین برتر سال 91 مرتضي سلطانی ،بنیانگذار گروه صنعتی و پژوهشی زر و خالق برندهای معتبری چون زر ماکارون است : خالقیت مرتضی سلطانی یکی از نمونه های مثالی مردان خودساخته این سرزمین است و البته ،خطه مرکزی ایران زمین در طول تاریخ ،فرزندان بزرگ و خودساخته معروفی را معرفی کرده که از آن جمله می توان به بزرگانی چون امبیرکبیر ،پرفسور حسابی و دکتر قریب و دیگر بزرگان این سرزمین اشاره کرد. او سختی های فراوانی کشید اما در دامن پاک مادری پرورش یافت که در دل آن رنج طاقت سوز ،انسانی مستقل و متکی به نفس را پرورد که پله های ترقی را یکی یکی طی کرد و به موفقیت رسید. حاال او از آن سال های رنج و صد البته فروغ نگاه مهربان و نجیب مادر  یاد می کند و بعد به جایی در بیست سال بعد می رسد که او صاحب یک برند بزرگ معروفی شده است و به پاس آن رنج ها ،به نام مادرش در .زادگاهش بیمارستانی می سازد این گفت و گو مروری است بر زندگی نامه و دیدگاه های مرتضی سلطانی ،که به «سیمرغ صنعت ایران» مشهور است .مردی با اندیشه ای که انسان را به انسانیت می شناسد ،به فضیلت ارج می نهد ،آدمیت را در انسانیت می داند و رو به سوی افق های جهانی دارد. سلطانی ،بنیانگذار گروه صنعتی و پژوهشی زر و خالق برندهای معتبری چون زر ماکارون ...است اما معتقد است که هرچه هست، هنوز کمترین است .از کودکی شان شروع کردیم تا وقتی تالش آن جوان کم سن ،بعد از سال ها زحمت ،تحصیل و کار بی وقفه به ثمر نشست و مرتضی سلطانی توانست اولین گام خود را در مسیر آنچه که می خواست با موفقیت بردارد .راهی که با تاسیس کارخانه های ماشین سازی ،قالب سازی ،نورد لوله سرد ،آرد و ماکارونی کماکان ادامه دارد. مرتضی سلطانی ،امروز ،یک کارآفرین مطرح ،یک صنعتگر موفق، یک صادرکننده نمونه و یک مدیر برتر است .او متواضعانه خود را سرباز صنعت سرزمینش می داند. مرتضی سلطانی چشمانی الماس گونه ،بشاش و نافذ دارد که از عمق نگاهش ،صالبت و ایستادگی را می توان نظاره کرد .به دیدارش رفتیم تا بدانیم داستان فرهیختگی این الماس چگونه بوده و او از کجا آمده و چگونه به اینجا رسیده است؟ زندگی و موفقیت شما را بررسی کنیم و چه بهتر که از همان ابتدا شروع کنیم .شما متولد چه سالی هستید و زمان کودکی تان چگونه است؟ من در سال 1340به دنیا آمدم .مادرم ،همسر دوم پدر بود .پدر از همسری دیگر 8فرزند اشت و مادرم که بعد از فوت همسر اول به ناچار با پدر ازدواج کرده بود ،باید بار زندگی و تربیت 3 فرزند یتیم دیگرش را هم به دوش می کشید .آغاز کودکی من، در محرومیت از حداقل های زندگی سپری شد .اما این تنها مشکل نبود ،تقدیر ،محبت واقعی پدر را نیز از من سلب کرد و حتی مرا مجبور ساخت در همان دوره کودکی ،زمانی را از مهر مادری دور باشم .سرما ،تنهایی ،گرسنگی و بی محبتی ،تمام چیزهایی بودند که »...در آن دوران ،همراه من بودند ترقی را طی کردند ،در شرایط سخت بودند .شما هم با این شرایط سخت که در کودکی داشتید ،توانستید به موفقیت امروزتان دست پیدا کنید. من هم با افتخار تمام از روزهای سیاهی که پشت سر گذاشته ام یاد می کنم چون معتقدم اگر بتوان در چنین شرایط سختی ،شرافت و عزت نفس را حفظ کرده و با تازیانه های بی رحم زندگی ،خود را برای آینده ای درخشان آماده کرد ،پس می توان آن دوران را با احساس افتخار یاد کرد. من کودک دل شکسته و تنهایی بودم که برای زنده ماندن تالش می کردم. تالشی سخت و طاقت فرسا ...روزهای پنجشنبه و جمعه به گورستان می رفتم تا شاید با شستن قبرها ،اندک درآمدی به دست آورم و کمک خرجی برای مادر باشم با پای برهنه در خاک و گل می دویدم و با سطلی پر از آب ...در دستم ،سنگ قبرها را می شستم آب از روی سنگ تا روی خاک های جلوی پایم سر ریز شد .گل الی انگشتان پایم لغزید و چشم به دستان پیرمردی داشتم که آرام آرام ،سنگ قبر عزیز از دست رفته اش را نوازش می کرد .منتظر بودم پولم را بدهد تا بروم و قبر دیگری را بشویم. چشمان آن پیرمرد به پاهایم دوخته شد ...و من پاهایم را محکم تر در خاک فرو کردم ...و او با تاسفی عمیق ،زمزمه کرد :وای بر من ،وای بر ما ...آن مرد مهربان مرا با خود برد و کفشی پالستیکی برایم خرید .هدیه ای ارزشمند برای کودکی تنها ... ،این کفش ها هنوز از بهترین خاطرات و ارزشمندترین دارایی های من هستند. *بسیار تاثیرگذار بود .گویا کودکی شما سرشار از تمامی ماللت هایی است که شاید بتوان آنها را فقط در داستان ها و کتاب ها جست و جو کرد .درست مثل داستان ها .پر از تلخی و رنج. بله .البته در آن سن و سال من هم دنیایی از آرزوهای قشنگ داشتم ،مثل آرزوی همه بچه های هم سن و سال خودم ،هرچند متفاوت از آنها زندگی می گذراندم .البته آسمان زندگی من بی فروغ نبود چشمان مادری مهربان ،چون ستارگان تابنده ،شب های تاریک مرا روشن می کرد و بارقه های امید را در دلم زنده نگه می داشت .در دنیای واقعی چیزی جز فقر و سرما در کنارم نبود و هیچ کجا ،آغوش گرمی به استقبالم نمی آمد ،اما همیشه در کنارم مادری بود که به من درس «آدم بودن» را عاشقانه می آموخت... *مادرتان هم که رنج مضاعف می کشید .با سه فرزند همسر مردی شده بود که هشت فرزند دیگر داشت و شرایط زندگی تان هم که سخت بود. بله .شرایط زندگی سخت بود و مادر من ،نمونه یک زن مظلوم و نجیب ایرانی بود .او زنی روستایی بود که با مناعت طبع و پاکیزگی فکر و روان خود ،من را برای درست زندگی کردن و آدم بودن راهنمایی می کرد .مادر هرچند سواد نداشت ،اما به دانش آموختن بچه هایش توجه زیادی داشت و برای موفقیت فرزندانش با تمام توان خود در برابر سختی های زندگی ایستادگی کرد و باالخره موفق شد مرا در سن 7سالگی به مدرسه بفرستد .هرچند این کارش باعث تشدید تمامی مشکالت روزافزون زندگی مان شد اما این زن فداکار و نجیب برای بهروزی من ،این ایثار را به جان پذیرا شد .مادر همیشه در حال کار بود تا بتواند بچه هایش را با عزت نفس و سالم بزرگ کند. خود فداکاری می کنند ولی مادر شما روایتگر و نمونه زیباترین بخش های مهر .مادری بود همین طور است .با همه این سختی ها زندگی با مناعت و مهر مادرم گذشت و البته همه سختی اش در نبود نان و سرپناه نبود .یاد گرفته بودم آنها را تحمل کنم .یاد گرفته بودم با کار مداوم تکه نا نی داشته باشم ،لباسی که بشود فقط سرما را با آن تاب آورد و اتاقکی تا خستگی هایم را فرو نشانم .اما با نگاه ها ،حرف ها ،کنایه ها و بی محبتی ها چه باید می کردم؟ ولی باز این مادر بود که مرهمی برای دل شکسته کودکش بود. *آیا این مادر مهربان و فداکار سال های بعد شاهد موفقیت های شما بود؟ مادر در سال 1384با مرگ خود مرا تنها گذاشت .او پشت گرمی روزها و شب هایم در جاده پر فراز و نشیب زندگی ام بود .اما امروز خوشحالم که خداوند این توفیق را به من داد که توانستم بعد از آن سال های سخت و جانکاه ،چند صباحی را برای آن مادر نمونه، آسایشی فراهم کنم. شما یک کارآفرین و صنعت گر با سابقه هستید .از نظر شما ،کشور ما چه ظرفیت هایی برای پیشرفت دارد و چگونه می توان به اعتالی این کشور کمک کرد؟ ایران دارای مزیت های فراوان و منحصر به فردی است که در صورت توجه دقیق ،مدیریت صحیح و اعتماد به توان و دانش ایرانی ،این قابلیت وجود دارد که توان بالقوه به بالفعل تبدیل شده و تا جایی پیش رود که این سرزمین به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده به ویژه در صنعت غذا به شمار آید. کشور ما ،از زمین های مستعد فراوان همراه با آب و هوای مساعد برای تولید انواع محصوالت پایه در کشاورزی و صنایع غذایی برخوردار است .در عین حال نیروهای انسانی جوان ،متعهد ،با انگیزه و دانش محوری دارد که دسترسی کاملی به دانش روز و فن آوری های نوین در حوزه دارند .از سوی دیگر به دلیل موقعیت استراتژیک ایران در مسیر ترانزیت جهانی ،در اختیار داشتن خطوط ساحلی زیاد به آب های آزاد در خلیج فارس و دریای عمان، داشتن خطوط ریلی سراسری که قادر به پیوند کشورهای شمالی و CISبه شاهراه های تجارت جهانی است ،این سرزمین را در وضعیتی آرمانی قرار داده است. است که خیلی به کار گروهی در صنعت عشق می ورزید و تولید را تجلی کار گروهی می پندارید .درست است؟ بله در طول سی سال خدمت در صنعت این سرزمین ،همواره بر این باور بدم که تولید خوب ،عبادت ا ست .یک تولیدکننده خوب باید در کنار تولید محصوالت کامل و باکیفیت که اساسا ماموریت فطری و ذاتی وی تلقی شده و استمرار حیاتش به این مولفه بستگی دارد ،برنامه تولید خود را چنان تنظیم کند که امکان دسترسی دائمی تمامی الیه های اجتماعی نیازمند به آن محصول مهیا باشد. نگاه صرفا سودنگرانه به فرآیند تولید در صنعت؛ نگاهی یک سونگرانه است .در این عرصه ،تولید و فروش محصوالت غذایی تنها یک داد و ستد ساده به شمار نمی روند .بلکه نتیجه فعالیت توام صنعتی و تجاری تولیدکنندگان ،در گستره ای فراگیر به خانه یکایک شهروندان نفوذ می کند و در عمق وجود آنها رخنه می نماید .پس در صنعت ،توجه به اخالقیات و پای بندی به اصول اخالقی و انسانی ،در خور توجه زیادی است. مصرف کنندگان نسبت مستقیم دارد ،بحث حقوق مصرف کننده است .نظر شما در این باره چیست؟ اگر قرار باشد تولیدی انجام گیرد و اگر قرار باشد عبادتی صورت پذیرد، پس چگونه می توان به رضایت مصرف کننده ،تمایلی نداشت؟ اساس مفهوم تولید ،مقدس است .از این رو که تولیدکننده به جای ورود به چرخه اقتصادی غیرمولد ،با ایجاد گردش اقتصادی مولد و پویا ،ضمن تامین بخشی از نیازهای جامعه ،ارزش افزوده ای را برای کشور فراهم می آورد .ارمغانی که تمامی آحاد جامعه را دربر می گیرد. پس به طور فطری ،جامعه در برابر تولید ،حقوقی دارد که صرفا این حقوق منوط به گروه مشتری نخواهد بود .هریک از صاحبان صنعت ،در برابر جامعه مکلفند هم به مشتری مستقیم احترام بگذارند و او را در انتخابی آگاهانه و هوشمندانه یاری داده و هم اعتبار و ارزش جامعه را افزایش دهند .بدین لحاظ رعایت حقوق مصرف کننده ایمان می خواهد؛ ایمانی واقعی و نهادینه ».شده از توجه و شما ممنونم

50,000 تومان