آموزشسایر

آیین زندگی(اخلاق کاربردی)فصل آداب مناظره و گفتگوی علمی

صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:

صفحه 4:
اهداف :از دانشجو انتظار مى رود يس از فراكيرى اين فصل .- در كفتكوهاىع ام سياسياجتماعىخود با هيكرلنبه دنبللك شفحقيقتو يا روشنكرىباشد1 ضملٍشناییسا وظایفاخالی‌خود در مقام گفتگو و مناظره در عملبه لزها نيز كوشا باشد2 .- آفانتلخالهی‌مناظره را شناخته و از آن‌ها لجتابک د3

صفحه 5:
اهمیت مناظره و گفتگو بررسی آیات قرآن و روایات معصومان(ع) نشان می دهد, اسلام به موضوع گفتگو و مناظره به عنوان ابزاری مناسب برای برقراری ارتباط بین فرهنگ‌ها و اديان توجه ویژه‌ای دارد.جنانکه می‌توان گفت اسلام «آثين گفتگو» و قرآن, «کتاب گفتگوست»:گفتگوی خداوند با پیامبر(ص) .فرشتگان, موّمنان و کافران گان برای آفریتش انسان يم سيد ‎BLA‏ مثال سه عفتكو خدا با بيامبران و امامان گفتگو خدا با برخی بندگان خاص

صفحه 6:
اخلاق گفنگ و آداب متاظره و جدال عمواره مورد. توجه دانشمتدان مختلف به خصوص منطقدانان و .عالمان اخلاق بوده است

صفحه 7:
سح خوات بسوی پروردگارت : شدااز ما خواسته وق بایهودی‌ها و عسچی‌ها بحثا ىكنيم با بهترین روش باشه. حالا اوآ که جای خود. راسق ما پین خودمون. هم درست بت ی‌کنيم؟ سوره مپارکه کب

صفحه 8:
هدف گفتگو و مناظره علمی ارزشمندی گفتگو منوط به انگیزه شخص از انجام آن است.گفتگو فی نفسه نه .ارزش اخلاقی مثبت دارد و نه منفی :به طور كلى - حق خواهی = | انگیزه های مثبت ‎a‏ انگیزه افراد از مناظره- | روشنگری انگیزه های منفی

صفحه 9:
انگیزه های مثبت الف) حق خواهی: یکی از فواید و برکات مهم گفتگو اين است که در جریان گفتگو و مباحثه با صاحب نظرلن . بهتر و بیشتر می تولن حقیقت را شناخت. در روایات فراوانی مباحثه و گفتگوی .علمی به عنوان یکی از راه های کشف حقیقت و دست یابی به واقعیت معرفی شده است ب) روشنگری یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزة معرفتی. مناظره با کسانی است که نادانسته و ناآكاهانه در عرصة انديشه به انحراف کشیده شده اند و یا حقیقت برای آنان مشتبه شده است. شکر نعمت فهم حق. دستگیری معرفتی و علمی از کسانی است که به هر دلیلی. لز آن نعمت :محروم مانذه اند

صفحه 10:
انگیزه های منفي ge Lae ‏مهو مج‎ RRR eg CS ‎OM care‏ 6 و6 ‎emigre TERE? EY S|EM C6‏ تب ‎gest‏ ام ۲ ۳ کچ و که یرو ‎Oe ee Se st‏ ‎Sem Se IC SOS‏ ۱۳۵ ۱9 ۲۹۲۲ ی ‎۳ ‏لف لد ميمه‎ ge) Soe SSC rete 4 Cent <6 | Bate ‏عجو‎ ‎ge ye ete me et eras a ee ‏كك و 7 مه ‎rere‏ ‎

صفحه 11:

صفحه 12:
تساکید سر نکات. 1 ‎eo‏ دو فرد یا دو گروه زمانی می توانندگفتگو بپردازند که مشترکاتی با یکدیگر داشته باشند(هر چند در برشی مساثلمانلک: مبقله مورد گفنگوسفکن است با هم اختلاف نظر داشته باشند)؛ وگرنه اگر بر سر هیچ مسأله ای با یکدیگر توافق نداشته باشند, هركز امکان برقراری گفتگو میان آنان .نخواهد بود بهتر است گفتگو براساس زمینه های مشترک آغاز شود؛ همان گونه که خداوند در آیه۶۴ سوره آل :عمران به این موضوع اشاره می کند

صفحه 13:
: فهمموضوع .2 مناظره و كفتكو در خلاء صورت نمى كيرد بلكه حتما درباره مسئله و موضوع خاصى رخ مى دهد. طرفين مناظره بايد نسبت به موضوع بحث و همه ابعاد و جوانب آن آكاهى كافى .داشته باشند قرآن کریم» کسانی را که بدون اطلاع از موضوع بحث و حقیقت مسئله به :مجادله و بحث می پردازند. به شدت مذمت کرده است رص جد Pays eters Fy ۳ درباره

صفحه 14:
آورده اشت. در این داستان بيامذ تأكوار عدم فهم موضوع ؟فتكو و عدم دقت 75 سخن طرف مقابل, به تصوير كشيده شده است. داستان از اين قرار است كه چهار نفر یکی فارس زبان. دیگری آذری زبان. سومی عرب زبان و نفر چهارم رومی, با مقدار اندکی پول. قصد تهية میوه ای را داشتند. اما هرکدام تقاضای متفاوتی داشت: یکی می گفت با اين پول بایدهاتگور»بخريم. دیگری به شدت با اين پیشنهاد مخالفت کرده. می گفت باید «عنب» خریداری کنیم. نفر سوم نیز با هردوی آنان مخالفت جدی می کرد و طالب«ازوم»بود و چهارمی نیز با هرسه مخالفت می کرد و مي گفت باید«‌استافیل»تهیه کنیم. کار آنان به کشمکش و مشاجره کشیده شد: مشت بر هم می زدند از ابلهی/ پر بدند از جهل و از دانش تهی معلوم است که این مناظره و گفتگو هرگز به فرجام نیکو و خوشایندی نخواهد رسید. مولوی نیز مى كويد كاش شخصی سخندان و حکیم در آنجا بود و موضوع مسئله را برای آنان مشخص می کرد و سخن هر کدام را به دیگری می فهماند, تا معلوم می شد که گفتگو و مشاجره آنان از اساس بیهوده و باطل است: صاحب سری عزیز صد زیان/ گر بدی آنجا بدادی صلحشان پس بگفتی او که من زین یک درم/ آرزوی جملهتان را می دهم چون که بسپارید دل را بی دغل/ این درمتان می کند چندین عمل یک درمتان می شود چار المراد/ چار دشمن می شود یک زاتحاد گفت هر یکتان دهد جنگ و فراق/ گفتِ من آرد شما را اتفاق يس شما خاموش باشید انصتوا/ تا زبانتان من شوم در گفت و

صفحه 15:
‎Beale‏ نج ها ‏یکی دیگر از آداب اخلاقی مناظره«صراحت بیان» و پرهیز از تکلف و تعارف در گفتار و دوری کردن از به کار بردن سخنان کنایه آمیز و چند پهلو و مبهم است. در یک مناظرة حق طلبانه و حق خواهانه. هرگز نباید از کلمات و سخنانی ‏.استفاده شود كه تاب ‎=n ‏حديث‎ ‎ ‏اسیر متعدد و متنوعی را دارند ‏امام علی(ع) پیش از آغاز جنگ نهروان, زمانی که اين عباس را :برای گفتگو با ات اعزام ‎ee‏ به توصیه فرمود به قرآن‌بر آنان‌حجتمیاو, ابمعناهای گوناگوندارد: قو ‎ee ano‏ و خصم تو چیزی ‎a,‏ دیگرء لیکنی مه سنتباآنانگفتگو کن که لیشان ‎ee‏ راهیت بود جز پذیرفتن‌آن ‎

صفحه 16:
ادب گفتگو اقتضا می کند که «گفته» و «انگیخته» مورد ۰«بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه «گوینده» و«انگیزه آیات و روایات نیز بر همین تأكيد دارند. برای نمونه. آیاتی که در ابتدای همین فصل ذکر شد. بهترین دلیل مسئله است که از دیدگاه اسلام باید به ۰«سنجش و ارزیابی «سخن» پرداخت و نه«سخنران حديث #4 «مبرمؤمنان(ع) می فرماید: «به گفته بنگر و نه به گوینده 0 = امام علی (ع):" حکمت. گمشده حكيم است؛ يس در هرجا ۳ .که باشد. آن را طلب می کند >= حضرت عیسی(ع) نیز بهپیروان خود چنین توصیه می کند: " حق را از اهل 3 " .باطل بكيريد؛ اما باطل را از اهل حق نكيريد؛ ناقدان سخن باشید 2 ال

صفحه 17:
پیروی از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند.هردو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند. و هرگاه هرکدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید. و هرگز خطاهای معرفتی و علمی خود را .با خطاهای اخلاقی نپوشاند

صفحه 18:
:قرآن کریم. در آیات متعددی» بر این تأکید کرده است کانی که درب نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده اند آمایه ی] عداوت بزرگی است. این گونه. خدا بر دل هر «متکبر زورگویی مهر می نهد یات خدا- بدون حجتی که برای آنان آمده باشد- مجادله می کنتد. [اين ستیز در حقیقت. آنان که درباره نشانه های خدا- خيزند در دلهايشان جز يزرك نمابى نيست أوأآنان به آن أيزركى كه آرزویش را رند] تخواهند رسید اا آنكه حجتى برايشان آمده باشد- به مجادله برمى من هستند. و سخن كسانى أبيامبرانى أكه بيش از من بودند. اما بيشتر آنان حق را نمى دانند و به همین دليل(از آن)رويكردانند 8 جيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكنءزيرا كوش و جشم و قلب. همه مورد يرسش واقع .خواهند شد

صفحه 19:
: ملایمت 6 کسی که دارای سخن و مدعایی منطقی و مستدل است. چه جاجتی به جار و جنجال و خشونت و تندی دارد؟ سلاح منطق و استدلال متقن. به مراتب. برنده تر و کاراتر از سلاح خشم و غضب است. اصولا اولین آفت و ضرر خشونت و نغضب در گفتاره نصیب خود فرد اميرمؤمنان(ع) در اين باره مى فرمايد: " شدت خشم سخن گفتن را ‎as‏ دگرگون کرده. قدرت استدلال را بربده و فهم و درک را پراکنده می لاد ‎

صفحه 20:
خداوند, پیامبر تا مومت شلتت یناکت فا علیت لب [ تقو امن عولق اکرم(ص) را به ‎eesti,‏ و ا 0 دلیل برخورداری از ‎ea. oe‏ این ویژگی ستوده و عامل موفقیت و جذابیت او را همین ملایمت و مدارا :معرفی می کند زمانی که حضرت موسی و هارون(ع) می خواهند برای انذار فرعون حرکت کنند. خداوند به آنان دستور می دهد که اگر می خواهید به نفوذ سخنان خود در دل سخت فرعون و در نتیجه متذکر یا خاشع شدن او امیدوار باشید. با ملایمت و نرمی با او سخن بگویید: «و با او سخنی نرم «گویید. شاید که پند پذیرد یا بترسد ی Ss ‏ج‎

صفحه 21:
آفات اخلاقی مناظره در حقيقت, کم توجهی به آداب اخلاقی مناظره و يا عدم مراعات هریک از آنها می تواند به روند سالم مناظره .آسیب رساند و مسیر درست آن را به انحراف بکشاند عالمان بزرگ اخلاق, آفات اخلاقی بسیاری برای مناظره و گفتگوهای علمی برشمرده اند. در این بخش, درباره دو آفت اخلاقی بزرگ که می توانند روند مناظره را به کلی مختل نماید و در آیات و روایات نیز مورد تحذیر و نکوهش :قرار گرفته اند, توضیحات بیشتری ارائه می دهیم شخصیت ‎f=‏ VO ‏سس‎

صفحه 22:
یکی از آفات و آسیب های اخلاقی مناظره ها و گفتگوهای علمی, اين است كه به جای ذکر دلیل و بیان استدلال برای نظر خود. شخصیت پیشینیان را محور قرار دهیم. و به جای برخورد منطقی با استدلال های طرف مقابل. به تقلید کورکورانه از گذشتگان و سنت جاهلانة آنان بپردازيم. در قرآن کریم آیات :متعددی در نهی از شخصیت زدگی و تقلید علمی کور کورانه آمده است ‎Des‏ و چون به آنان گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبرآش] بیایید». می گویند: «آنچه پدران خود را بر آن یافتیم ما را بس است» آیا هرچند پدرانشان چیزی نمی دانسته و هدایت نیافته بودند؟ شرا ۱۳۰۱۶ گفتند: «خواه اندرزدهی و خواه از اندرزدهندگان نباشی برای ما یکسان است. این جز شیوه « ,پیشینیان نیست. و ما عذاب نخواهیم شد ‎ ‎ ‏بلکه گفتند: «ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و ماهم با] پی گیری از آنان, راه يافتگانيم. »و بدین گونه ]| د هبح شهرى بيش از تو هشداردهنده اى نفرستاديم مكر انكه خوشكذرانان أن كفتند: هما بدران خود را بر ‏آیبنی و راهی يافتم و ما از بى ايشان راهسباريم. »كفت: «هرجند هدايت کننده تر از آنچه پدران خود را 1 نسبت] به آنچه بدان فرستاده شده اید کافریم ‎

صفحه 23:
داستان شخصی به نام حارث بن حوط پیش از آغاز جنگ جمل. وقتی به رهبران دو سپاه نگاه کرد. دید که رهبری هر کدام از آنها بر عهدة شخصیت های بزرگی است: از طرفی علی(ع) و یاران بزرگش را می دید و از سوی دیگر. شخصیت هایی چون طلحه, زبير و عايشه را در سباه مقابل مشاهده می کرد. حیران و سرگردان شد. تشخیص حق برایش مشکل بود. به محضر امیرمومنان(ع) آمد و مسئله را با او در ميان گذاشت و از آن حضرت پرسید: آیا ممکن است طلحه و زبیر که از باسابقه ترين مسلمانان بوده اند و عایشه. همسر پیامبر و ام المومنین بر باطل اجتماع کنند؟ چگونه ممکن است که چنان شخصیت هایی به اث ما ‎eet le‏ «رست راشای و سولن ان زار تدم لمان علی(ع) در پاسخ فرمودند: " حارث! کوتاهبینانه نگریستی نه عمیق و زیر کانه. و سرگردان ماندی. تو نه حق را شناخته ای تا بدانی اهل حق چه کسان اند ‎sige"‏ باطل را تا بدانی پیروان آن چه مردمان اند 8 اه روند؟ این فرد» در حقیقت

صفحه 24:
میان تعریف اصطلاحی مراء و جدال تفاوتهایی وجود دارد در عين حال: اين دو در بسيارى از موارد به يك معنا به كار می روند و ما نیز در اینجا آنها را به معنای واحدی که آن ار لفظی و ستیزه در کلام» برای «چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او کسی که دارای روحيه مراء و جدال است. همواره در پی به کرسی نشاندن سخن خود است. مراء ‎wad‏ در حقیقت. خبر از خودخواهی» غرور. تکبر و خودپسندی خویشتن مى دهد. مراء کننده گمان می کند که اعتراف به اشتباه موجب از دست رفتن منزلت و موقعیت اجتماعی او می شود؛ بلکه کسانی که تلاش می کنند تا حرف های اشتباه خود را به هر قيمتىء توجیه نمایند. اعتماد دیگران رالز خود سلب می کنند و باعث می شود که سخنان درست و صحیح آنان نیز .مورد توجه دیگران قرار نمی كيرد عبارت است از پ

صفحه 25:
در روایات فراوانی از مراء و جدال به شدت نهی شده است. اولیای دین تأکید کرده اند که مراء و :جدال. حتی در جاهایی که حق به جائب جدال کننده باشد. با ایمان واقعی در تعارض و تضاد است حدم پیامسراکرم(س) دراين باه میفرمید: " هیچ کسی به کمال حقيقت یمان نمی رسد مر اينكه از مراء ث .خودداری کند. حتی اگر حق با او باشد حب ا ا عله آن را مى دانندء كه در اين صورت كار آنان جز رسوايى طرفين و ضايع شدن آن موضوع. بيامدى نخواهد داشت؛ و يا درباره موضوعى است كه هيج يك از طرفين حقيقت آن را نمى دان؛ روشن است كه در اين صورت جهل و نادانى خود را آشكار كرده و از حماقت خويش خبر داده اند؛ و يا آنكه درباره موضوعى است كه فقط يك طرف حقيقت آن را مى داند كه در اين صورت. كسى كه حقيقت موضوع را مى داند و در عين حال. به مراء با کسی که نسبت به موضوع جاهل است می پردازد با برملا کردن خطاهای علمی و اخلاقی طرف مقابل به او ظلم کرده است؛ و کسی که به رغم جهلش نسبت به حقیقت موضوع به مراء با عالم به ‎JI‏ ‏سوضوع می پردارد غبر از حی تلفتانی واعرمت شكنى خود نسيت بد علم و عالم كلنه ات ea oS nn pace Shin oly ‏که حادله را رهاکد‎ ‏هرهند عق يا اوباشد.‎

صفحه 26:
ماعلی له لس معلی (۵): ریش فرع بر ازمجلاله وستیزه جوی بپرهیز cee ht ‏ازجدال بم‌هیرد‎ ۱ . 3 AR حکمت۳۱۲نی ابا

صفحه 27:
پایان

39,000 تومان