تعداد اسلایدهای پاورپوینت: ۱۱ اسلاید

alrza

صفحه 1:

صفحه 2:
تفسیر سوره ی نور (۵)

صفحه 3:
عوذ له من الشیطان ‎pol‏ توره گمشکاة فیها مضباخ آلمضباح فی جاجّة شجرة عبا رکه ویکونه له شرفیا ‎Mss‏ ‎ns gt‏ نار لور تغل لور ‎co‏ له ‎So‏ یِشاء و ‎aS‏ تال للناس و آلله بکل ی ء غلیمْ له ور لسّماوات 3S Us 5b GI ‏زیشها یضی‎ SIS سوره ی مبارکه ی نور رابه دلیل همین یه سوره ی نور» عی گویند؛ چون لیه ی نور در لین سوره آمده است لین لیه ی کریمه از نظر تفسیر. یکی از آیات مشکله ی قرن مجید است و هرکسی‌به اندازه ی ظرف خود چیزی از لین آیه ي کریمه می فهمد. چون در آخر یه بعد از ذکر مثّل حی فرملید: و یشرب ال ‎oll JET‏ خدا متلها را برای مردم ذکرز می کند.

صفحه 4:
اطلاق التور)يه كدا كانه اين اسك“ ‎Goel slatall Sy) AW‏ 585 دا نون اسعانها > زمين ‎١‏ با توجه به این که آسمانها و زیخ که در قرلن ۲2۰ مى شود نه به عنوان قسمتى ان مخلوقات عالم است بلكه به عنوان همه ی این مخلوقات و بلکه همه ی مخلوقات علوی و سفلی و غیب و شهادت است. معنای آیه این می شود که خدا تور تمام چهان است.

صفحه 5:
‎Lal‏ «نور» برای هر چیزی که روشن و روشن کننده باشد. یعنی پیدا و پیداکننده باشد. هر چیزی که پیدا و پیداکننده باشد می توانیم به آن «نور» ‏بگوییم و می گوییم ولو این که جسم و حسی نباشد. ‏علم از نوع نور برق و نور خورشيد و غيره نيست, به عقل «نور» می گوییم. عقل خودش یک نور است. ‏قرآن کریم به ایمان «نور» اطلاق کرده است: عرفا به خود عشق «نور» می گویند. مولوی می گویده ‏عشق قهّار است و من مقهور عشق ‏چون قمر روشن شدم از نور عشق ‏«خدا نور است» یعنی حقیقتی است در ذات خود پیدا و پیدا کننده.

صفحه 6:
کلمه ی «نور» در دعاها و روایات در آیه ی قرّن می خوانیم: هو لول و الاخرٌ وَ الظّاهرٌ .. خدا «ظاهر است» یعنی پیداست. خدا خالق اشیاء است یعنی پدیدآورنده و پیداکننده ی اش است. و لهذا می بینیم که کلمه ی «نور» را در دعاها و در روایات به عنوان اسمی از اسماء الهی ذکر کرده اند؛ نور از اسماء خداست. در اوایل دعای کمیل دو جمله هست که موید همین مطلب است. يا نورٌ يا دوس ای نور و ای بسیار بسیار منّه و دور از نقص! شاید علت لین که «یا قدّوس»پشت سر عبارت «یا نور»آمده است این است که کسی توهم نکند.

صفحه 7:
اميرالمؤمنين عليه السلام هم می فرماید: و بنور وجُهک الّذى آضاءً لَهُ كل شَئْ ءِ تورا سوگندبه نور چهره ات که همه چیزبه آن روشن است؛ اگر نور چهره ی تو و نور ذات تو نباشد همه چیز تاریک است (یعنی همه چیز به تو روشن است) اگر نور ذات تو نباشد همه ی اشیاء در تاريكي «نیستی» هستند.

صفحه 8:
مابه خداند «نور» می گوییم پلی هرگز «نور اعظم» نمی گوییم که معنایش این است که نورهایی داریم که یکی بزرگتر است و دیگری کوچکتر و خدا نور بزرگتر است؛ نه. در آنجا که می گوییم خدا نور است يعنى همه جيز غير او ظلمت است. یکی نور است و یکی نور نیست. مثلا علم نور است. ایمان نور است. خدا به این معنی «نور النور» است خدا بلکه نور همه ی نورهاست.

صفحه 9:
مثلی برای نور خدا له نور السّموات و الازض خدا خودش نور آسمانها و زمین است. ولی خداوند در مخلوقات خودش نورهایی برای هدایت آنان فرستاده است. خداوند خلنه ای یا خانه هایی بزرگ و بلندمرتبه و معابد و مشاهدی را مثال می آورد که در آنجا مشکاتی هست. (مشکات یعنی چراغدان) . مقصود از چراغدان آن جایی است که در داخل دیوار تهیه می کرده لند برای این که چراغ را در آنجا بگذارند. ‎ee,‏ را قرلن مفل می آورد که خود این چراغ در داخل یک جسم شفاف آماننداً یک قتدیل و یا در داخل یک شیشه ای قرار گرفته باشد قرلن گاهی از یک طرف دعوت به تدبُر در خود قرلن می کند و از طرف دیگر موضوع را به شکلی ذکر می کند که افکار برانگيخته شوند؛ و درباره ی آن موضوع زیاد فکر کنند تا بهتر به عمق مطلب برسند

صفحه 10:
نظر ابوعلی سینا و غزالی درباره ی این آیه هم غزالی وهم‌لین سینا معتقدند که لین مقل» مقل انسان استه لین نوری که قرلن می گوید: مثل نور خدا مثل چراغدلنی است که در آن چراغی باشد و چراغ در قندیلی قرار گرفته باشد الی آخره مثل برای انسان است. البته با اختلاف فی الجمله ای که بین تقریربوعلی سینا و تقریر غزالی هست.

صفحه 11:
تفسیر این آیه در روایات در بعضی روایات دیگر. اين مثل برای انسان است ملی نه برای هر فرد انسان مومن. بلکه برای کانون هدایت انسانها یعنی دستگاه نبوت. آنهم نبوت ختمیه. به دلیل لین که در آخر آیه می فرماید: يَهُدى ‎dbl‏ لنوره من يَشاءٌ معلوم است که سخن از نوری است که خدا به وسیله ی آن مردم را هدایت می کند.

39,000 تومان