علوم انسانی و علوم اجتماعی • روانشناسی و روانپزشکی

روانشناسی از دیدگاه دانشمندان مسلمان

این پاورپوینت برای استفاده دانشجویان رشته روانشناسی و علاقمندان به اندیشه های اندیشمندان اسلامی در حوزه روانشناسی، مفید است و شامل 76 اسلاید می باشد.

سید محمد رضا میرطالبیان

78 صفحه
1101 بازدید
27 اسفند 1400

برچسب‌ها

صفحه 1:
رو(نشناسی (ر دیدگاه دانشمندان (صلامی

صفحه 2:
تعریف تفس (ز دیدگاه (رسطو فارابی, (بن سنا و ... ال روانشناسى براى مدت هاى مديدى در كنار فلسفه و تحت عنوان ” علم النفس " مى زيسته است ‎١‏ _ . ‏علم روانشناسی با تاسیس اولین‎ D ۲ ‏آزمایشگاه تجربی در شهر لابپزیک آلمان‎ در سال ۰۱۸۷۹ توسط " ویلهلم راه خود را از فلسفه جدا کرد . ویلهلم وونت برای بررسی فرایندهای ذهنی بنیادی ازروش درون نگری استفاده کرد.او درون نگری را به صورت فیزیو لوژیست ها به عنوان روشی برای ۱ تجربه احساس خاص |

صفحه 3:
] اصطلاح روانشناسی ترجمه 05۷600109۷ است که مشتق از دو کلمه ‎PSYCHE‏ ( روح و ذهن ) و ۱0۵905(شناخت با مطالعه ) است ‎[aS‏ دو برگرفته از بونانی هستند. ال بعد از جدانی روانشناسی از فلسفه. دو نظریه بوجود آمد ‎D‏ گروهی برای روح و روان وجود خاصی قائل شدند و بدون اینکه در باره ی ماهیت آن بحث کنند به بررسی اعمال روانی پزداختند گروهی روح و روان را عمل و نتیجه فعالیت های مکانیکی مغز دانستند و روح را همان اعمال و حالات روانی فرض کردند و به بررسی این حالات پرداختند.لذا ماهیت روح و ذهن از حو روانشناسى خارج شد و بحث أن در حوزه فلسفى باقى ماند.

صفحه 4:
رو(نشناسی , ريشه ها و تفکر در فلسفه قدیم ۵اريشه های فلسفی روانشناسی از سال ۶۰۰ قبل از میلاد تا ۰ میلادی یعنی از یونان باستان به بعد .با آیین های فلسفی مختلفی مطرح می گردد. .ريشه های فلسفی روانشناسی (۶۰۰قبل از میلادتا۱۵۵۰ میلادی) يونا ن باستان( قرن هقنم | علاقه عمده به كيها ‎eras‏ آناکسا گوراس (4۲۸-۵۰۰ق.م) ‏ تمايز اولبه يين روح و بدن دموكريت(+43-٠/اق.م) ‎"١‏ تعبير ماترباليستي و ذره كرا از روح؛ ماهيت و عملكرد هاى آن. حركت ذرات انم باعث به وجود آمدن تقثر واعمال ذهنی می شود افلاطون (۳۷-1۲۷ق.م) روانشناسی روح گرا و ثنوى , جدابى بين روح و بدن ارسلو (۳۲۲-۲۸۸ق.م) اولین نظام روانشناسی , روح. اصل حیاتی بدن است و هر دو قويا با هم متحد هستند فلسقه مسيحى اولي رن 11 ‎١‏ روح از دیداهدینی و اخلاقیموردملاحضه قرار مى كيرد فلسفه مدرسی (قرن٩5‏ 1۵ روح از نظر ماهيت و رابطه اش با بدن مورد مطالعه قرار مى كيرد .روانشناسى ارسطو توسط ملادی) توماس آکوینی احیاء می شود ویوس 00۰-۱6۲۱ بیشگاه روانشناسی نوین ‏ او بر اهمیت شناخت ذهنی انسان برای فلسفه :تیم وترییت ؛ علم و سیاست تا کید می ورزد

صفحه 5:
تارینچه تمول تفکرات رو(نشنابی ای که ۷ را سا" بوند داشت در قرب هفتي و" در یونان باستان آ سه نظام فکری که قرن ها به صورت منابع تفکر فلسفی باقی ماندند عبارتند از : ‎D‏ ما تریالیسم توسط دموکریت (۴۶۰.۳۷۰ق.م)از نظر لغوی یعنی ماده گرایی . حالتی روانی است که آدمی را به امور معنوی بی توجه می‌سازد. ایده آلیسم توسط افلاطون(۴۲۷۰۳۴۷ق.م) تنها وآقعیت موجود تصورات یا مثل هستند. ۵ رئالیسم توسط ارسطو (۸۴.۳۲۲ق.م) معلم اول با تلفیقی از ماتریالیسم و ایده آلیسم .روانشناسی را به صورت مطالعه روح تعریف کرد.او اولین مورخ روانشناسی نیز محسوب می شود ‎D‏ بعدها توماس آکوینی (۱۲۲۵.۱۲۷۴) به احیای فلسفه ارسطویی همت گماشت و فلسفه خود را که چکیده فلسفه مسیحی قرون وسطایی بود . برمبنای آن نهاد

صفحه 6:
ینچه تمول تفکرات رو(نشناسی 9 دکارت ( ۱۵۹۶.۱۶۵۰)نظام جدیدی در روانشناسی 8 بوجود آوردو کار او سرآغاز عصر نوین فلسفه بود ‎“A‏ ‏| ۵ در پایان قرن هیجدهم انقلاب دیگری توسط امانوئل کانت (۱۸۰۴-۱۷۲۴) | علیه عقاید فلسفه موجود به وقوع پیوست ‎DI‏ در قرن نوزدهم دو نظام لثبات گرایی ( پوزیتوبسم ) و آرمان گرایی ( ایده ‎

صفحه 7:
تاريفهه تمولك تفكرات روإنشناسى #انظر آكوينى در باره روانشناسى عبارت است از : مطالعه فطرت آدمى از طريق تحليل اعمال . از توانایی ها و عادات انسان.تاکید روانشناسی آکوبنی بر فطرت انسان است . در صورتی که محور اصلی نظریه ارسطو روح است . ۵ خوان لوئیس ویوس (۱۵۴۰-۱۴۹۲)از اصیل ترین نمایندگان تفکر

صفحه 8:
روإنشناسى و فلسفه نوين #اقرن هفدهم تغيير بنيادى در نحوه نكرش و بررسى مسائل روان شناختی .در این قرن استدلال قیاسی جای خود را به مشاهده و استقراء می دهد . ۵ روانشناسی از علم روح به علمی که ذهن و عملکرد های آن را بررسی می کند . تبدیل می شود و نقش مهم تری در درون فلسفه می یابد. از ۱۶۰۰ تا ۱۸۵۰ میلادی. فلسفه ی مفاهیم . ایده ها و نظریه هایی را صورت بندی می کند که مبنای فلسفی روانشناسی نوین است. فلسفه دکارت : مسئله بدن و ذهن فلسفه تجربی : مسئله احساس و ادراک 9 مکتب تداعی: تداعی معانی

صفحه 9:
ظریه های (صلی بدن و ذهن تقابل گرایی : بدن و ذهن متفاوت و جدای از یکدیگرند 6-0 اما بر یکدیگر تاثبر می گذارند ( افلاطمن ؛ د کارت ) هیلو مورفیسم: بدن و ذهن وجود ( جوهر ) واحد کاملی را تشکیل می دهند . ( ارسطو , آ کوینی ) نظریه های دو جنبه ای : انسان ار کانیزم واحدی است که دو جنبه متفاوت بدنی وذهنی را نمایان می سازد. ( بين و وونت )

صفحه 10:
تجربه گرایی- توماس هابر سجان لاک سبورع برکلی - دیویدهیوم ‎٠‏ تجربه گرایی . عقل گرایی را همراه با روش قیاسی رها کرد و به تجربه به عنوان | منبعی از دانش رو آورد .تجربه و منابع اصلی آن ؛ حواس و كشف ذهن آدمى » تاكيد ۸ دو سویه تجربه گرایی استد. ۸ 8 چهره های مطرح تجربه گرایی عبارتند از : توماس هابز (۱۵۸۸ [ ٩۶۷)بنیانگزار‏ تجربه نگری بریتانیابی - جان لاک (۱۷۰۴۱۶۲۲)- | جورج ب رکلی (۱۷۵۲-۱۶۸۵) - دیوید هیوم(۰۱۷۱۱ ۸۷۷۶ | 9

صفحه 11:
تبربه گرایی- توماس هابز -جان لاک سبورج برکلی - دیویدهیوم / #اجان لاك بنيان كذار فلسفه تجربى لسري ا للا 1 مى دانست.لاكه ذهن آدمی را | همانند يك لوح سفيد مى داند كه ‎ees |‏ مک جوا فا از | طريق تفكر كسب مى كندكانون توجه | لاک بر تحلیل ذهن انسان معطوف است | این تحلیل مبنای فلسفه اور را

صفحه 12:
تجربه کرایی - دیوید هیوم نظریه حس گرایی : منشاء اصلی دانش را ۱ | ادراک حسی میداند.مشهورترین ه حس گرایی فرانسوى بود 5 وادراکات حسی را منشا آگاهی ۱ و همه ی پدیده های مربوط به آن او معنقد ۲ ادراکات حسی است .

صفحه 13:
تبربه كرايى و روإنشناسى دیدگاه تجربه گرایی با بكار كيرى تحليل روان شناختى آكاهى , در مطالعه خود درمورد دانش انسان . اعتبار روانشناسی را افزایش داد .روانشناسی تحت این تاثیر به آزمایشگری و علوم طبیعی نزدیک شد.و به حس گرایی روی آورد و به طور اصولی و منحصرا به مطالعه احساس و ادراک پرداخت. 9# توماس رید (۱۷۹۶-۱۷۱۰)موسس تجربه گرایی . اولین کسی بود که بین احساس و ادراک به روشنی تمایز قاثل شد .او برای نشان دادن تفاوت بين اين دو فرایند از ادراک مربوط به یک گل سرخ استفاده کرد او از مفهو توانش ذهنی یا نیروی فعال عاطفه و اراده طرفداری می کرد .روانشناسی که حول این مفهوم که ذهن دارای نیروهای مشخص و مستقلی است به "روانشناسی قوا " موسوم گردید.

صفحه 14:
| 8 مکتب تداعی گرابی را فیلسوفان انگلیسی تا نیمه قرن نوزدهم گسترش دادند اصول مکتب تداعی گرایی: | ۱- یافتن قوانین تداعی و صورت بندی | ۲۵ - توجیه همه حقایق با فرایند تداعی ا 8 - تقسیم ضمیر خودآگاه به ساده ترین عناصر ]| ۴ - ارتباط دادن پدیده های ذهنی به علم تشریع و فیزیولوژی | ای کری.هارنلی 2 میل - جان استوارت - الکساندر بین - فرانسیس گالتون و جیمز مک کین کتل - ویلیام جیمز ‎a‏

صفحه 15:
هار تلی سعی کرد ادراک . هیجان . زبان .ذحافظه . یاداوری و تخیل را بر حسب تداعی توجیه کند او سودمندی تداعی را برای روان توانایی بالقوه آن را به روان شناختی فرانسیس گالتون : ابداع کننده اولین آزمون تداعی واژگان . او در واژگان . دو جد تحلیل گری را ۱ بینی کرد |- استفاده از تداعی آزاد ۲ - انگیزش ناهشیار جیمز مک کین کتل آزمایش تداعی را هم از . لحاظ روش شناسی و هم از لحاظ فنی اصاا

صفحه 16:
روان شناسی و تاثیرهای فلسفی در قرون جدید ‎D‏ ایمانوئل کانت: درتعدیل تداعی گرایی و همچنین تقلیل ذهن به فرایندهای مغزی صرف و تبدیل روانشناسی به شاخه ای از روان شناسی موثر بود ‎D |‏ یوهان هربارت (۱۷۷۶۰۱۸۴۱)روانشناسی از مابعد الطبیه مشتق می شود و ریاضیات مدد کا توجه هربارت به نگرش و آ | آغاز گر روان شناسی تربیتی می دانند. | هرمان لوتسه نیدر معنوی روانشناسی پیشرو | ۵ ارنست ماخ :کوشید جنبه کمی و عینی روان شناسی ‎١‏ ‏را افزایش دهد و از بر فلسفی آن یکاهد هربرت اسپنسر :ذهن محصولی از فرایند ‎١‏ بی پایان تکامل به شمار می رود 9 اكوست كنت : هدف علم . كشف رابط» ۳ ۳ 7

صفحه 17:
9 جدول ۲-۱ فلسفه نوین و ريشه های روانشناسی ۲ ۸ ۱- فشقه د کارت: تمايز آشكار بين بدن و روح . “ذهن " که تصورات فطری است موضوع. رنه دکارت (151۶-:۱1۵) ۸ روانشناسی به شمار می رود ۲-حان تراتی تن 177521۳597۳ ‎eT aI‏ منتق مى شود - فلسقه هاى “كوناكون قن توزدهم

صفحه 18:

صفحه 19:
(نسان در قرآن انسان در قرآن ( به صورت جمع و مفرد اناس ۰ انس) ‎٩۲‏ بار ذکر شده است .و کلمه نفس و ملحقات آن ( نفوس و انفس ) نیز ۲۹۶ بار در قرآن آمده است . 8 بدان شکل که قرآن انشسان را مطرح کرده » هیچ نظریه و کتابی اینچنین مطرح نشده است دانشمندانی چون ارسطو . ماکیاول ایتالیایی . مارک تواین آمربکایی. راسل انگلیسی . درباره انسان نظریاتی بیان کردند ولی این مطلعات و نظریات همه جنیهنبوده و هر کدم از یک دریچه به انسان نگریسته اند و این نشان اطز عظمت این موجود شگفت انگیز است.

صفحه 20:
SC a 8 روح در آیات متعددی ۲۴ بار قرآن تکرار شده است. ‎DD‏ معانی مختلفی از روح در قرآن آمده است ‏8 -روح به مدای مبداء حیات , که جاندار به وسیله آن قادر پر اخساس و حرکت ارادی می شود ‏8 - شیخ مفید روح را حیات؛وحقیقتی می داند که به هر کجا وارد شود . جایگاه خود را در خوردانش و بینش و شایسته اختیارو اقتدار می سازد . ۵ - گروهی روح را به وحی تفسیر کرده اند . که مراد ازوحی . قرآن است و علت اینکه خداوند .قران و وحی را روح می نامد این است که نفوس ‏ا 2ت 0 ردم 2( کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ‎ ‏ووحی از امر ود رابه روس كردي 2

صفحه 21:
ew برخی از دانشمندان معتقدندخدا روح را از شش حقیقت پدید آورده است 8 نور وروشنايى ‎١‏ - عطر آگینی و خوش بویی ۳- بقا وماندگاری ۴ دانش و بینش ۵ 7 برتری و تعالی جویی ۶ - حیات و زندگی ‎LST Gas 8‏ که و کر انسان است بدن روشن و نورانی است . هم پدیده ها را می بیند » و هم نداها و دعوت ها می شنود و هم خوش بو است .و با ترك روح از بدن » همه ی نشانه های حیات و زندگی را از دست می دهد.

صفحه 22:
ew لا لذا به روح به حسب وجودش باید از منظر "مر " و " ملکوت " باید نگریست در قرآن "مر روح" به صورت های مختلفی آمده است الف - گاهی حقیقتی است که در عموم آدمیان "دمیده "(نفخ)می شود (سجده ‎)٩‏ ‏لب - گاهی حقیقتی است که با مومنین است(مجادله ۲۲) لپ - گاهی حقیقتی که انبیاء با آن در تماسند (نحل ۲.بقره ۸۷) ‎oD‏ - زمانی به حقیقتی اطلاق می شود که در حیوانات و نباتات زنده وجود دارد ‎dee | 8‏ قران؛ دانشی که تاکنون در حوزه ی روح به دست ورديم بسيار اندى است و روح در عالم وجود دارد و آثار وخواصى در اين عالم ‏بروزمى دهد.كه به فرموده ى يروردكار ما از آن بى خبريم و خلقتى اسرار آميز دارد. ‎ ‎ ‎

صفحه 23:
(نسان در قرآن در آیه ۸۵ سوره ی اسراء قرآن حقیقتی به نام روج را مطرح می کند . منتها اعلام می کند که این روح انسان حقیقتی است که قابل شناختن نیست .و ما انسان ها دانش کمی در این حوزه داریم ‎D‏ جریان طبیعی جسمانی انسان قرآن می فرماید : انسان خیلی دیرتر از آفرینش جهان هستی و و سای . زندکی دراین کره خاکی را آغاز کرده است و قبل از آن چیزی نبوده است . ولا بذکرالانسان انا خلقناه من قبل و لم یک شینا." آدمی به یاد ‎ta‏ 5 ]| سا ارم و او خود چیزی نبوده است .

صفحه 24:
عیات دنیوی (نسان 8 حیات دنیوی انسان را در آیات قرآن در دو نوع می توان یافت نوع اول :" حیات در مقابل رکود . جمود و مرگ است . در اين قسم کات نی شایر جاندادان مذ ى قد نوع دوم :حيات دنیوی به شکل پاک آن مطرح می شود . که فضای زندگی بر اساس ایمان به خدا و عمل مطابق آن ایمان . پاکیزه و عطر آگین می شود . ار( 3989921 وانحبینه حیاه طیبه)تحل ‎٩ ۱ 8‏ کار 1 2 گر ایمان آورده باشد . زندگی خوش و پاکیزه ای بده خواهیم داد .

صفحه 25:
چهره وقعی (نسان در قرآن در قرآن مجید واقعیت انسان در دو قلمرو "حیات طبیعی "و " حیات روانی ۲مطرح گردیل ۳۰ 8 مکاتبی که در باره انسان بحث کرده اند معمولا با افراط و تفریط مواجه بوده 1 هه در رای نطریات میا پردازد ۱ افلاطون : هر چه هست فرد است و بایستی تمام نیروهای گوناگون در راه پیشبرد فرد مصرف شود و اجتماع چیزی جز محصول فرد نیست لذا اصالتی برای اجتماع نیست. 8 کر حیالا یش .ان احنماع است که بر فرد تاثیر ی کذارد احتماع محور قانون گذاری باید باشد اصولا انسان یک حیوان اجتماعی است. روسو : انسان به طور فطری موجودی نیک سیرت است

صفحه 26:
ظلر د(نشمندان درباره ی (نسان هابز : انسان به طور فطری موجودی بد سرشت و خطر ناک ترین کار و نس ان دیگر کوک اد ارسطو : انسان قادر به فهم واقعیت ها است . 8 افلاطون : درک انسان از واقعیت ها درک ناقصی است 19 هایز . لاک . برکلی : تجربه منبع دانش بشر به شمار می رود . 0 داتش انسلان از اس مشتق می شود . D

صفحه 27:
صفات (نسان مر قرآن در انسان شناسی قرآن . صفات مرتبط با انسان در سه گروه عمده تقسیم می شود . 8 - صفاتی که با دخالت خود انسان یعنی با داشتن اختبار بوجود می آیند.مثا حیله گری » جدل پیشگی . کفرورزی ۲8 - صفاتی کهزمینه خلقت انسان ایجاب می کند تا او دارای چنین صفاتی باشدمثل شتابگری . ضعف و ناتوانی . عدم میانه روی واعتدال - صفاتی که از زمینه خلقت انسان ناشی نمی گردد ولی مجموعه واحدهای ‎Sema ld, (Uae 057 nreees‏ ذاشتن چنین صفاتی می گرداندمثل زیاده خواهی و ثروت جویی . ضرر گریزی .طفیان گری در بی ‎SIS‏ ‏بخل ورزی ممسک بودن(دع,ن. ط تا از دیدگه قرال اکر اسان ب» حالت طبیمی خود رها شود به پستی می گراید.

صفحه 28:
غد طبیعی (نسانی ( نفس ) ‎D‏ نفس آدمی جلوه ها و قیافه های گوناگون دارد و دارای سه مرتبه است. 9 مرتبه اول . تفلی آمار: است که مشترک بان انسان و حیوان و همان خد طبیعی است که تحت تاثیر غرائز قرار گرفته و طالب اشباع بذون قید وشرط است( ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی ..یوسف ۵۳) ‎DD‏ مرتبه دوم . نفس لوامه است . که نفس وجدانی است و آگاهی اخلاقی دارد و بین خیر ور توس ذأ ار اعمال بد. احطناس ید دارد و حود را ملامت می کند .نفس لوامه و نفس طبیعی درجه دوم است . احتیاج به روح ملکوتی ندارد( ولاقسم بالتفس اللوامه ) ( نفس آدمی را به بدی فرمان می دهد مگرپروردگارمن ببخشاید ) قيامه ۲ ‏و نف مطمتنه اس . نفد ی ات که بکپارچه در اراده الهی غرق و مستفرق است و در صلح و صفا بسر می برد . این مرحله عالی ترین رشد شخصیت انسانی از دیدگاه قرآن » بعنی رسیدن به مرحله اطمینان است .( باایهتاالنفس المطئنه ‏ارجعی الی ربک راضیه مرضیه . فادخلی فی عبادی . وادخلی جنتی .فجر ۲۷ت۳۰۱

صفحه 29:
نیازهای (نسان 8 نیاز های انسان از دیگاه روانشناسی را نمی توان با دیدگاه های قرآن یکسا دانست موری (۱۹۸۸-۱۸۹۳)نیازهای لنسان دو دسته اند ..اولیه و تانوی ۰ ‏نيازهاى اوليه براى زنده ماندن لازم است مثل أب و شقا - ونیازهای تنوی‎ DD ‏نیازهایی هستند که به ارضای عاطفی انسان مربوط می شوند‎ ‎D‏ هورنی (۱۹۲۵-۱۸۸۵)به جای نیازهای زیستی نیازهای اجتماعی را برای رشد شخصیت موثر م داند او دو نیاز ایمنی و ارضاء را وجه شاخص نیازهای دوران کودکی می داند ونیاز ایمنی اهمیتش پیشتر از نیاز ارضاه می باشد مثل نیاز به ‏احساس امنیت . فقدان ترس رهایی از ترس

صفحه 30:
نیازهای (نسان ۱ مازلو : بنیان گذار و رهبر معنوی جنبش روان شناسی انسان گرا..و منتقد رفتارگرایی و روان تحلیل گری به خصوص رویکرد زیگوند فروید به شخصیت انسان است ..ازد یدگاه مازلو » در طبیعت انسان بدی وجود ندارد و او ذاتا نیک نفس و خوش طینت است و آنچه عامل گرایش او به بدی می شود عوامل نامساعد تا ری احتماع اس

صفحه 31:
نیارز های (ولیه در قرآن هو در درجه دوم نیازها ازامنیت ‎slab‏ نیاز دوم ذکر شده است 9 نتیجه اینکه رتبه پنیدی به نیازهاً از گید قرآن مجید رازه ای ۰ ۱۳۸۱) 1

صفحه 32:
قران و (نسان (بتماعی

صفحه 33:
ویز کی های (نسان (جتماعی (ر دیدگاه قرآن ۱- در زمین فساد نمی کند ,(بقرو:۲۵۱) 0 ۲ - به بگران نیکی میک 46)325) | ۳- اصلاح گر استب3 فتاه ,و3 انسنان ‎OFT aie) Coad SACRE‏ ا ۴ - در جبهت تحقق ‎eles cod ccs‏ "الإلانا ‎OP Osa). AOS Ban‏ | - عدم بيروى [ل و واه و حلاش لعاف ,نفسانى. ب ... | ۶ - در قضاوت هاگ ]دما لإابطه هات ليكب يا سببى را دخالت نمی دهد.ساء توا

صفحه 34:

صفحه 35:
عمرودن مر جاظ (۱۵- ۵۵ناق) جاحظ شاهد حضور وسقوط دوازده خلیفه عباسی از مهدی عباسی .تا سقوط مهتدی در سا او مکتب کلامی ‎hel‏ ‏انديش بود . عقل را بر بسیاری از احادیث مقدم می دانست از پیشگامان روش علمی . تجربی است و در بررسی نظریه ها نگاه او بر مشاهده و زمایش استوار است .آزمایش های جالب او نگهداری سگ در قفس بود.( نظریه انعکاس شرطی ) ‎D‏ تجربه حسی گزارش خطا می دهد و انسان به کمک عقل نیازمند است و نقش شناخت بر عهده عقل است .لذا از هدایت عقل پیروی کن.

صفحه 36:
ویژکی های (نسان (ر ظر جاعظ 8ملاک برتری انسان به حیوان در ازدواج » غیرت و قوه تکلم است عامل برتری انسان به حیوان قوه عقل و دانش ومعرفت است که منجر به رفع مشکلات می شود . ویژکی های انسان: ۱- برتری جویی ۲ - زیاده خواهی وتنوع طلبی ۳ - اجتماعی بودن ۶ - مر رانی ‎٩‏ 9 کرانی و ضرر گرفزی ‎IS NHN لیم ٩.۱‏ و حقیقت جولی ظابزارهای شنا خت انسان از نظر جاحظ عبارتند از: ۱ - حس(به خطايد ير حواس معتقد است . نیل به واقعیت تنها از طریق عقل میسر است ) - عقل (مهم ترین ابزار شناخت است . قلب و مغز م م - الهام ( طريقه اى غير عادى و نادر براىء تحصيل شناخت استد.

صفحه 37:
آثار ومو(زع شناخت ‎j)‏ دیدگاه جامظ ۵ الف - عمل : از طریق اعمال و رفتار انسان ها ۰ میتوان به جهل و علم و نیز معرفت و عقل آنها پی برد ۵ب - تغییر رفتار : برای تغییر رفتار ناهنجار فرد. باید نگرش ها و دیدگاه های او را نسبت به ن رفتاری دگرگون سازیم 8ج - تحلیل ها و داوری ها : جاحظ عقیده دارد هر کس پیرامون خود 2 15 كه ها و اتديشه هاى و ی نگرداگر انديشه های فرد ‎seen iapeees‏ ها تخليل اها . تصارت های او نیز تک بعدی. تنگ نظری و در نهایت دور از واقع خواهد بود .او را اولین طراح عمومی آموزش می تامند . ۵ باید مسائل مهم و بنیادی دانش هایی را که کاربرد بیشتری دارند به فراگیر إباد داد تا بتواند مشکلات خود را را با نگاهی جامع بنگرد

صفحه 38:
رو[نشناسی تربیتی باعظ (لسه اصل روانشناسی تربیتی جاحظ عبارتند از : 8 - خطا ( خطای حس . خطای وهم . خطای ذهن ) 8 - تک بعدی نگری و تنگ نظری ( عدم بررسی ابعاد و جوانب مختلف موضوع) ۵ خود خواهی (شیفتگی بعه نفس خویش ) أویژگی های تشویق وتنبیه از نظر جاحظ الف - باید در موضع مناسب وشایسته بکار برده شود الاب - از جهت کمیت و کیفیت با رفتار بهنجار و نابهنجار شخص منطبق باشد ‎cD‏ اين دو را بايد دو بال نظام تعلیم و تربیت در نظر كرفت

صفحه 39:
Hal) ay ‏(قتاب‎ مهم ترین ویژ گی فراگیر از نظر جاحظ عشق به یادگیری است 8 در انتخاب رشته جاحظ به چند نکته تاکید دارد : 8 - فراگیر رشته ای انتخاب کند که استعداد و آمادگی بیشتری برای آن دارد 8 - میل وعلاقه فراگیردر نظر گرفته شود تا در یادگیری نشاط بیشتری داشته باشد 8 - انتخاب رشته هایی که از اهمیت بیشتری برخوردار باشند

صفحه 40:
‎cy)‏ سعنون ‏ابو عبداله محمد بن سحنون (۰۲ آق-۲۵۶ق) کتاب او المعلمین . نخستین ‏۵ تالیف مسلمین در آموزش وپرورش ‏اهداف تربیتی ابن سحنون ‏8 - سواد آموزی نیاز ضروری جامعه ‏۲8 - مهم ترین هدف تعلیم و تربیت یادگیری قرآن است ‏- دانش آموزان راباید براساس فرهنگ دینی تربیت کردد تقویت گرایش های معنوی ) ‏وظایف معلم از دیدگاه ابن سحنون ‏8 - رعایت تساوی در آموزش بین غنی و فقیر ۲- تنظیم برنامه برای دروس مختلف درآموزشگاه ۳ - نظارت بر روند آموزشی دانش آموزان ۴ - نباید برای کارهای شخصی از آنها کمک بگیرد ۵ - تنبیه زمانی مجاز است که مفید و موثر باشد ۶ - معلم نباید در ساعت تدریس خود به کار دیگری بپردازد ‎ ‎

صفحه 41:
(لکندی (۱۸۵- معداق) ‎D‏ کندی فلسفه را شناخت حقیقت میداند .هدف نهایی فيلسوف در علوم نظرى ” كسب ~ حقیقت "و در عملی " هماهتگی رفتار با حقیقت " است ‏الا کندی اولین فیلسوفی است که در اسلام به شرح ‏و توصیف تفس و اقسام.آن تفس تباتی ‏ نس ۳ ۳] و نفس انسانی به شیوه ارسطو پرا ۲ ‎i‏ 3 . 2 ‏لا كندى نفس ” نفس را تماميت جرم طبيعى آلى قابل حيات مى داند و. نفس ه ركز به خواب نمى رود و تنها زمانى كه بدن در خواب است حواس را بكار نمى برد خوابيدن به معناى بكار نبردن حواس است . آن زمان كه نفس , حواس را بكار نمى برد و فقط عقل را مورد استفاده قرار دهد خواب مى بيند ‏الکندی ‏ خواب و رویا را از عوارض نفس می داندو درک خواب و رویا برای کسی ‏ممکن است که از احوال نفس به خوبی آ گاه باشد ‎

صفحه 42:
کندی در تعریف نفس چنین آورده (ست : نفس نخستین استکمال جسم طبیعی بالقوه ذفی جهات است که عینا همان تعریف نفس ارسطویی است. کندی در بیان طبیعت نفس جنين مى كويد : نفس جوهری بسیط. روحانی و الهی است که طول و عرض و عمق ندارد بلکه نوریست از انوار الهی. 8 کندی برای نفس قوای مختلفی را می شناسد که مهمترین آنها قوه حسی و قوه عقلی می باشد. قوای دیگر نفس عبارتست از مصوره . نامیه 2 ة ین نو قود ناد ند قرار گرفته اند. 9 کندی میان ن دين و فلسفه نوعى آشتى برقوار كرد وراد را براى کل وی ون فارانی این تا و این رشد هموار ساخت

صفحه 43:
cold abs (cIPPADOA ‏فارابى(‎ 8 به نظر فارابی هدف فلسفه جستجوی حقیقت است. او به هماهنگی دین و ف معتقد بود و پیگیر هم سخنی افلاطون و : ارسطو است .انديشه او نظامی و منظم و هدفدار است . نفس ناطقه حقیقت آدمی است و پس از فنای چسم باقی می ماند.کمال جسم ”نفس " است و کمال نفس " عقل "و حقیقت انسان جز عقل چیزی نیست.او عقل را به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می کند. عقل عملی : آن است که آنچه را باید کرد ۰ استنتاج می کند . عقل نظرى : آن است كه نفس را در نيل به كمال يارى مى كند

صفحه 44:
مراعك عقل (ز تظر فارابى الاعقل مادى : نفس يا بخشى از نفس يا قوه اى است كه قادر است ماهيت موجودات را درك كند . #اعقل بالفعل يا عقل بالملكه : يكى از مراتب عروج ذهن در كسب عده ای از معقولات است كسى كه به اين رتبه برسد به درك وجود خود قادر خواهد بود. اعقل مستفاد : مرحله ای است که عقل قادر به درک مجردات باشد و مرحله بالاتر است که نوعی شهود و الهام يا نوعی درک و فهم بی واسادت ۰

صفحه 45:
غیال ار نظر فارابی ‎D‏ قوه خیال با تمایلات و احساسات پیوند نزدیک داردو در اعمال عقلی و حرکات ارادی نیز دخیل است. خیال آفریننده صور ذهنی و این صور ذهنی رویاها و دیدارها هستند .وقتی بتوانیم رویاها را از نظر علمی تعبیر و تفسیر کنیم » این کار می تواند مارا درتفسیر وحی و الهام مددکار باشد.و قوه خیال به عقل فعال . متصل و متحد خواهد شد و بر اثر آن عالى ترین جمال وکمال تجلی خواهد کرد .و با این عقل فعال می تواند حوادث حال و آینده را پیش بینی ‏کند ...و این از خصیصه های پیامبراکرم (ص) است که توانست به دیدار و الهام دست یابد ..وحی همان افاضه ازجانب خدا و از خلال عقل فعال است

صفحه 46:
تفاوت فار(بی و (رسطو در مسئله فیال به عقیده فارابی شخص به مدد خیال قادر است با عقل فعال متحد شود . لکن چنین قدرتی تنها در دست افراد ممتاز و برگزیده ات عقلا فا شمه تواماس ال ‎١‏ الانات ‏ تقريبا شبيه به ‎tbo es) J ys‏ ال در «ورد پیامبر به مدد تخیل و در مورد فیلسوف از راه تفکر وتعمق صورت می پذیرد . .ولی از نظر ارسطو رویاه تجربه تصاویر ذهنی که از تجربه حسی باقی مانده اند » می باشد . به نظر فا رابی حقیقت دینی وحقیقت فلسفی هر دو پرتوی ار انوار ‎me est)‏ ۳ ۰۰ ۲ ۳ , تعمق حاصل می شود

صفحه 47:
فضایل از دیدگاه فاراٍبی لات * فضیلت 1 فضيلت را مطرح مى كند كه عباتند از : 9 -فضای فری به مر بت تلق می کیرد .از زود اسان حاصل می شود و برخی با تامل و جست و جو به دست می آید و نیازمند آموزش و یادگیری است 8 ۲ - فضایل فکری :آنجه انسان در جست و جوی معرفتی باشد که متفیر است از قوه فکریه بهره می گیردوقوه ناطق فکری . شناخت جنبه های غیر ثابت و متغير معقولات ارادی را عهده دار است مثل شجاعت » عفت .اگر هدف قوه فکریه هدف خبراياشة اشر خير بيش مى آيب 8 ۳ - فضابل خلقى :به عوارض نفس مانئد شهوت ء لذت ‎٠‏ شادمانى ‎٠‏ غضب , ترس ۰ شوق و غيرت مربوط است - فضایل صناعات عملی :به رفتارهایی همانند نشستن . برخاستن » نگاه کردن و اشديلان لربوط مي شود فارابى جهار نوع

صفحه 48:
زندکی جمعی (ز دیدگاه فار(جبی اجتماع از نظر فارابی سه دسته اند: ‎١9‏ - عظمى :مجموعه اجتماعات در روى كره زمين / - وسطی : اجتماع یک ملت ۱ «8 - صغری : مدینه ‎Cool D‏ سه ویژگی دارند : ۱ - نژاد ( خلقت طبیعی ) فطری و تکوبنی می باشد ۲- خصال با سرشت های طبیعی( فطری و تکوینی است ) ۳ - زبان( امری وضعی است )

صفحه 49:
تقسیم بندی مدینه غیر فاظله ار ظر فار(جی > ا الف - مدينه ضروريه : تلاش در جهت خوراک و نوشیدنی . لباس ۰ مسکن ال ب - مديته بداله يا نذاله ( شهر قوائكر و فرو مايه )با هدف ثروت اندوزى و زباده طلبى زندكى مى كتند لح - مدینه خست : (شهر گرد هماییفرومایگی)#شهری با هدف كامجوبى با لذت محسوس و خبالى ها د - مدينه كرامت 4( شهر جواتمردى ) ساکننش در تلاش هستند که در كفتار وكردار موردتمجید دیگرانقرر دهند لاه - مدينه تغلبيه : (شهر جيره كرى ) هدف اهالى اين شهر برترى جيره كرى قهر وغلبه بر ديكران لست الأو - مدينه جاعيه :( شهر كروهى يا شهر جمهورى ) شهرى كه با هدف سلطه افراد بر يكديكر شكل كرفته و هر يك کی ال ‎Beate,‏ مدینه جاهلیه :( نادان شهر )مدینه ای که اهل آن سعادت واقعی را تمی شناسند مدیته جاهلیه به شش دسته تقسیم می شود از شهروندان از هر 9 ۲ - مدینه فاسقه ۰( شهر بزهکران و افرمنن )مردم این شهر سعادت را شناخته اند ولى همائند مردم جاهليه عمل ‎eae‏ ناد هجون مدينه فاضله هستتداولى لز جهت همل هلله مديته جاعله مستتد و ار گونهشهرهای ان شهر هستند مدیته له ‎(Galata‏ ساكتان اين شهر را وصول به مات را گم کرده اند عتقادتی فاسق داد وب هی می رود اكه بايانش سعادت نیست" 8 - مدیه مه ۰ كسان ا شور ید و رفتارشان دراب هماند ای مدینهفضلهبوده است ولی بهتدریج عقایدی در بین آنها رات شده قت كه أفعال هرهم أن دكركون شده لست 9 ن - مدينه فاضله :( آرمان شهر) شهری که هدفش سعادت واقمی است ویژگی این شهر عدالت ۰ سلامت مردم ۰ احترم .مر اجتماعی برای همه : رقع ظلم می باشد

صفحه 50:
تعلیم و تربیت (ز قظر فارزبی از نظر فارابی شکوفایی و باروری سرشت ها و فطرت ها از طریق ار رت رت )آمکان 23 الا را اهداف یم و تربیت عبارتند از : 8 - آموزش عقاید صحیح و تقویت اعتقاد به آنهاه عقایدی همچون اعتقاد به ‎ee‏ ها وافعال و اعمالل که با ۳ منتهى مى شود - آموزش مهارت های لازم برای تصدی وظیفه در آرمان شهر 8 - تشویق افراد به عمل بر طبق عقاید صحیح 8 - ترغیب و تشویق افراد برای انجام وظایف مدنی

صفحه 51:
(صول مورد قلر فارابی در آموزش و چرورش - آموزش از پرورش تفکیک ناپذیر است 8 - آموزش و پرورش برای فراهم آوردن سعادت تک تک افراد جامعه است 8 - تفاوت فردی از لحاظ استعداد و گرایش به علوم و صنایع ضروری است 8 - آموزش همگانی باید به همه آموزش داده شود از نظ فارابی باید شیوه های متناسبی را متناسب با فراگیران در نظر گرفت و به تفاوت فردی توجه کرد رعایت تفاوت فردی تنوع موضوعات آموزشی به تنهایی استعداد های فرد را به ‎OI es tc RT‏ رن به ایجاد عادت های مناسب ‏اقدام نمود . ‎ ‏و عقایدی که شرط ضروری رسیده به سعادت واقعیست ‎

صفحه 52:
دیدگاه فارابی در باره ی قس فارابی در تقسیم بندی نفس علاوه بر نفس انسانی » حیوانی و نباتی معتقد است که افلاک نیز دارای نفس می باشند که بدان نفس فلكى مى كويند. حقيقت نفس فلكى با نفوس سه كانه ياد شده تفاوت دارد. اما اين نفس تا حدودى با نفس ناطقة انسانى متجانس است. فارابى همجنين عقيده دارد كه حركت دورانى فكر سماوىء ناشى از وجود همچین نفس فلکی است که پیوسته ادامه یافته است. فارابی نیز در تعریف نفس پیرو ارسطو است و چنین می گوید : 8 «نفس نخستین استکمال جسم طبیعی آلی بالقوه ذی حیات ات

صفحه 53:
فارايى و نفس ##ااز ديدكاه فارابى نفس بتدريج كار خود را از قوايى كه براى انجام کت ن كماشته شده اند آغاز كرده و به قوایی که وظیفه آنها ادراک است می رسند. و در نهایت از اين رهگذر انواع نفس ‎a‏ حیوانی و انسانی موجودیت پیدا می کند. در اين ميان قوه عاقله و نیرویی که وظیفه ادراک را ایفا می کند. وه انس است.

صفحه 54:
(خوان (لصفا ۵ اخوان الصفا به گروهی از روشنفکران مسلمان آزاد اندیش گفته می شد که علم و فلسفه را نه بخاطر علم و فلسفه بلکه به این امید که نوعی اجتماع اخلاقی ومعنوی به وجود آورند بارور ساختند. 9 انسان 8 اخوان الصفا انسان را گرد آمده از جسدی جسمانی با بهترین صورت ها و نفسی روحانی ار برترین نفوس می داند 8 نفس از دید گاه اخون الصفا 8 اخوان الصفا . نفس را به شهوانی . حیوانی و ناطقه تقسیم می کنند . عقل با نشان برجسته خويش بين اين سه نفس حكميت مى کند

صفحه 55:
دیدگاه (فوان (لصفا در باره ی نفس ار دید اخوان السشا علم انسان بهامعلوها حرتی ارس ‎Gye‏ ‏به دست می آید 0- حواس پنج گانه ۲ - عقل ۲ - برهان عون السعا شش انسان را دازای نه قوه مهم می داند که عبارتند از : ‎١ 15 9‏ . که مشفرک 3 نان و حیوان است ‎TY‏ ‏نفس حیوانی . که مخصوص انسان و حیوان است و خود دو قوه ی ‎een cs en NES ee‏ ۵ تس انسانی (عاقله ) که ‎ea eee‏

صفحه 56:
(وان (لصفا و (خلاق اله ريشه اخلاق انساثى بر دو أساس مى باشد ‎١‏ -:ظيل بدريقًا ؟ - دوری جستن از فنا الك ۹ 2 ‎Be 298 9 8S‏ طمع منشا ء پیدایش احوال و افعال ود عادت رفتاری است که بر اثٍ تکرار ملکه انسان می گرددو در نتیجه آن به موفقیت های ‎ce asl‏ بی بای تعلیم و توبیت هدف علم. اصلاح جواهر نفوس و تهذیب و تکمیل اخلاق است انسان موجودی تاثیر پذیر ل ‎٠١0‏ ف داد و حیط «ذراف ای و اجتماعی بر تربیت او تاثیر می گذارد ‎١‏ 000 1ك للبم وتيت إن 5 3 ۰ آید صمیمیت وجود داشته ‏به حقايق ‎ ‏پر ‏باشد.لذا بالات ۱ عادت برای اسان را داشتن معلمى بلند يايه . عالم و عار ‏انا 0 ميد نك تم خر اخلاى : خوش ذهن و دسندار علم

صفحه 57:
مسکویه (د(۳-دا0) 8 روان شناسی اپن مسکویه: بر پایه مذهب روحی قدیم است که به وسیله افلاطون و ‎Wits ead eas cole lz) gla)‏ روح امور ساده ‎٠‏ 7 اك | ‎eae eee‏ سد او سعيئٍ كرداما إإى ننس وفضايل اخلاقى يك توازن ‎i‏ سازد او در كتاب تهذيب در باره ييشكيرى از بيمارى هاى روانى ‎Une‏ عنوان طك التفوس ” صحبت كرده است ‎ ‎ ‏8 مهم ترین بیماری های نفس از نظر این مسکویه . غضب , غرور ۰ مشاجره » خیانت . جبن ( بزدلی ) ۰ تکبر» ترس و حزن و اندوه می داند و به شیوه ی درمان ار آشاره می کند

صفحه 58:
(بن مسكويه و قواى نفس # انسان موجودى است مركب از جسم و روح.روح و نفس نه مادى است و نه خواص مادی دارد 0 شه قوه داردة ‎١ D‏ - عاقله يا عقيله (ناطقه) كه تمييز اشياء و فكر و انديشه در حقايق امور به وسيله أن صورت مى كيرد .اين قوه به مغز ارتباط دارد .و دو برابر فضيلت حكمت است. ‏#لا غضبيه (سبعيه ) كه با قلب مرتبط است و منشاء دفع ضررهاو ان ‎SL alee‏ است ‏ :برا 1 قو شجاعت است. ‏8 - شهوبه (بهیمیه ) که منشاء طلب غذا ۰ مسکن . و سایر لذات حسی ‏است .فضیلت در برابر این قوه عفت است.و به وجود آورنده فضیلت چهارم ‏یعنی عدالت است ‎ ‎ ‎

صفحه 59:
ویژکی های (نسان (ز ظرزبن مسکویه اراده ‎١ 9‏ اجتمامى بودن ‏۲ - آموختن و اد دادن ‏9ا؟ - خود دوستی ( حب نفس ) ‏ال کمال انسان در شناخت و عمل محقق می گردد انسان ها در چهار مرتبه قرار می گیرند موقنان : صاحبان حکمت و دست یافتگان به نخستین درجه و مقام نزدیکی به حد - محسنان : آنان که به هر چه می دانند عمل می کنند ‎ ‏> ۳- ابرار : جانشینان حقیقی پروردگار بر روی زمین در مسیر اطلاع انسان ها و جوامع ۴ - فائزان : آنان که در عشق پروردگار به درجه اخلاص نائل گردیده اند ‏ابن مسکویه شناخت را تحقق صورت موجودات در نفس انسان می داند .شناخت و علم غذای نفس است برای شناخت راه های مختلفی وجود دارد که عبارتند از : حس " عقل "وحی " رویا ‎

صفحه 60:
تعلیم و تربیت (ز دیگاه (بن مسکویه اهداف ابن مسکویه در تعلیم و تربیت عبار تند از 8 - پرورش جسمی ۲ - پرورش عقلی ۳ - پرورش اخلاقی ۴ - پرورش دینی #9 مراحل رشد طبیعی انسان در سه مرحله تنظیم می شود الف - توجه به امور بدنی و قوای جسمانی الاب - شوق به تحصیل کرامت ج - واداشتن جوان به تحصیل علم و معارف به ویژه تعالیم چهارگانه منطق . طبیعیات. ریاضیات . الهیات ابن مسکویه برای تربیت اجتماعی توصیه هایی ارائه می کند ۱- عدالت اجتماعی ۲ - رعایت آداب دینی ۳- احسان ۴ - تواضع ۵ - امانتداری ۶ - صبر وبرباری ۷ 7 پرهیز از حسد

صفحه 61:
(صول و روش های تربیتی (بن مسکویه ‎D‏ اصول مورد نظر ابن مسکویه در تربیت عبارتند از ‏۵ - تدریجی بودن مسیر رشد و توجه مربیان به سیر طبیعی تحولی انسان ۲ - رعایت تفاوت های فردی در محیط آموزشی ۳ - رعایت اعتدال و تاثیر آن در شکوفایی فضائل اخلاقی ۴ - عادت دادن متربیان به سختی ها و تاکید بر حذر داشتن از ناز پروری . تن آسایی و خوشگذرانی ‏روش های تربیتی ‏- روش تعقل و اندیشیدن ‏9 ؟ - تاثیر گذاری گروه های هم سن و سال بر کودکان ‏- اهمیت به ورزش و ترییت بدنی ‎ ‏8 - توجه به نقش تربیتی محبت در انسان دلبستگی : پیوند عاطفی پایدار یک شخص با شخص دیگر است .رفتارهای دلبستگی عبارتند از :توجه ترجیحی" لبخند زدن " سرو صدا کردن و گریه کردن در صورت غیاب فرد خاص ( در کودکان ) دلبستگی پیامد محبت می باشد. ‎

صفحه 62:
(SERA = ۳۷۰ ( Lin cy) نظام فلسفی ابن سینا آمیزه ای است از مهم ترین عناصر بنیادی فلسفه مشایی -ارسطویی و برخی ازعناصر مشخص جهان بینی نو افلاطونی در پیوند با جهان بینی 8 هستی شناسی محور اصلی نظام فلسفی ابن سینا را تشکیل می دهد ‎D‏ روان و روان شناسی ابن سب ۵ اثبات هستی روان " نفس "نظریه دو گرایی "نفس و بدن " ( نفس انسان جوهری است که می تواند مستقل از بدن موجود باشد )ابن سینا علاوه بر جوهر بودن نفس ثابت کرد که نفس نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است روحانی ویژگی های نقس عبار تند از اف - قدرت ای کلی را دارد ب- تعقزا ذات مي كنك ب © انجام بالقوه افعال غیر متناهی د- قوت دایمی وبرای اثبات این حرف ۲ برهان را مطرح می کند. الف - خود آگاهی ب - تجرد عقل #ا استدلال این سینا در خود آگاهی این است که "ما می توانیم بدن های خود را نادیده بگیریم و در وجود آن ها تردید کنیم اما نمی توانیم آذهان خود را نادیده بگیریم ,انسان از رهگذر خود آگاهی به اثبات وجود ( روان ) می پردازد

صفحه 63:
(بن مینا و فس (نسان ا از نظر ابن سینا مهم ترین برجستگی و امتیاز انسان تصور معانی کلی عقلی "است که مجرد از زمان است ادراک عقلی و شناخت مجهولات از والاترین امتیاز انسان است- ## ابن سينا علاوه بر جوهر بودن نفس ثابت كرد كه نفس نه جسم است و نه جسمانى بلكه جوهرى اسث روحانى كه الف . قدرت درك معانى كلى را دارد ب . تعقل ذات مى كند ج انجام بالقوه افعال غير متناهى د . قوث دایمی ‎DD‏ نفس از نظر ابن سينا جوهرى يكانه است كه در بر كيرنده افعال و قواى انسانى بوده و به ‎ ‏ل اس ‎PCS steel? ted‏ نفس نظری (عالمه ) تقسیم می گردد . ‎DD‏ اصلی ترین بخش روانشناسی ابن سینا در باره ی وهم است

صفحه 64:
(بن مینا و قوای فعاله (زسان ابن سینا از نظر نگرش به تعریف ارسطو راه جدیدی را طی می د یر کی را موزد مات و ۱۱۳۰۱ از نظر قوای فعاله به دو نوع تقسیم می کند. ۱ ۵ قوایی که تسخیری و جبری عمل می کنند. ۵ قوایی که با قصد و اختیار و اراده کار می کنند. ‎D‏ نفس طبیعی نام و عنوان قوای فعالیت بر سبیل تسخیر و اجبار. عمل یک بعدی انجام می دهد. ‏نفس نباتی نام قوای فعالی است که به طور تسخیری به افعالی چند بعدی می انجامد. ‎D

صفحه 65:
تصور معانی کلی عقل (ز قلر ‎Law <p)‏ از نظر ابن سينا مهم ترین برجستگی و امتیاز انسان " تصور معانی کلیعقلی " است که مجرد از زمان است ‎D‏ در انسان انجام افعال پسندیده و ترک کارهای زشت از طریق تربیت رشد می کند. ‏ویژ گی های هشت گانه اراک عقلی عبارتند از : سخن گفتن .یادگیری صنایع . تعجب . رای . خجالت .ترس وامید . تردید هستند که حیوانات بهره ای از آن ندارند . ‏8 نیاز انسان به اجتماع علل جدایی انسان از حیوان است ‎

صفحه 66:
شنافت (ر نظر (بن سین 8 از نظر ابن سینا | اولین گام شناخت ادارک حسی است .که به دو دسته ظاهرى و باطنی تقسیم می شود 8 حواس ظاهری شمال: بینایی . شنوابیل . بویایی . چشایی و لامسه است . 8 انسان از نظر ابن سینا دارای پنج حس يا قوای باطنی و درونی است که عبارتند از :الف . حس مشترک ( جایگاه همه حواس ب -. خیال ( قوه مصوره ) ج . متخيله ( کارآن فعالیت در باره ی تصویر هاست د . وهم یا وهمیه ( سودمندی ۰ عشق ۰ نفرت و.. ) ۰ . حافظه ( یا ذاکره ) که تصوراتی را نگاه می دارد که آن را معانی می خوانند . ‎Dy‏ اصیل ترین بخش روانشناسی اين سینا نظریه او در باره ی وهم است که و اد شی مین تسف می ند .اين واكنش كاملا غريزى است .مثل واكنش كو تى كرك رأ مى بيذ ‏یا احساس علاقه مادر نسبت به فرزند . ‎

صفحه 67:
قواى نفس بر عسب تقسیم (بن سینا قوای نفس برحسب تقسیم اپن سرد ‎a‏ ‎csp‏ ‎ae 3‏ 5 شهوانية ‎Cp eee‏ پات ‎Hsu‏ شوایس ‎a ole‏ یات ‎pth i) eo‏ وی ری وس يله يه قياس با وان حواس با ره( قاس با اد وم رک سای جزی خرسصوس) ce fae } 3 مقل نظری

صفحه 68:
(صول و روزنشناسی تربیتی (بن سینا ابن سینا براب به وجود آمدن یک جامعه سالم و برتر سه عنصر را ای وا اف رانا ان (صناع ) ج - نگهبانان ( حفظه ) ۵ برنامه ریزان امور تربیتی جامعه باید اصول و روش هایی را بکار بگیرند که عبارتند از : 8 - خودشناسی و تربیت نفس ۲ - رعایت تفاوت های فردی ۳ - 3 ها كل کرفی براحل رشد.۵ - آموزش گروهی( نتایج آموزش گروهی : تهذیب اخلاق . رقابت . آمادگی برای زندگی اجتماعی. برآوردن نیازهای روحی ) ۶ - تشویق و

صفحه 69:
غزالى 3۵۰۵-0۵0) وجود نفس در انسان بدیهی و بی نیاز از اثبات است .نفس ک و است موم پدر نیس تم بل ۳۱ می رود نابودی در آن راه ندارد و کار آن یادآوری ‎١‏ حقظ ‏ بازشفا و نفک است او نفس(را حادث می داد . تعلیم و تربیت از نگاه غزالی تعلیم و تربیت از دیدگاه غزالی چون دانه در دل خاک و گوهر در ژرفای درباست .چنانچه این دو برآیند و استخراج شوند . استعداد آدمی شکوفا می شود . غزالی همچون جان لاک از تعلیم و تربیت با عنوان " لوح سفید " ياد مى كند انسان از پدیده هایی است که فعلیت کامل نیافته اند و بخشی از وجودشان بالقوه است که با وجود شرایط راه کمال را طی می کنند

صفحه 70:
(صول تعلیم وتربیت غزالی اعمده ترین اصول پذبرفته شبه غزالی عبار تند از : ۱ - اصل کرامت داتی انسانی ۲ - فراگیر باید در فرایند یادگیری خود پرتلاش باشد ۳ - ملازمت و پیوستگی یاد خدا ۴ - مخالفت با زیاده خواهی نفس ۵ - به کار بردن سه اصل ملازمت . مخالفت و موافقت در تعلیم و تربيت ۶ - در نظر گرفتن اصل تفر " تفاوت های فردی "در یادگیری ۷ - وعایت اصل تدریج در تعلیم و تربیت (تدریجی بودن و توجه به ویژگی هاو توانمندي های یادگیرنده ) ۸ - اصل تاثیر متقابل اندیشه و رفتار با یکدیگر در شخصیت فرد ‎٩‏ - تاثير محيط وبيرامون أن بر تعليم و تربيت ‎٠١‏ - تقدم داشتن تزكيه بر تعليم ##اسه اصل كه در آموزش كاربرد دارند ( ملازمت . مخالفت . موافقت ) ملازمت یعنی " پیوسته خود را در معرض آموزش قرار دادن مخالفت بعنی " پرهیز از عوامل بازدارنده آموزشی و بادگیری ‎D‏ موافقت بعنی " سندیت "و اصل اطاعت دانش پژوه از استاد و مربی

صفحه 71:
(هداف و روش های تربیتی ‎jE‏ رای ۱ غرالی بر لزوم‌آهمیت ور( ی ۶ 35 بودن آن تاکید دارد. ۲ - محور مهم تربیتی غزالی " خود پروری " است ۳ - تربیت شغلی ( تبیین جایگاه ارزشی حرفه و شغل ) ۴ - تعالی اخلاق ( غزالی آزموده ترین و بزرگ ترین اخلاق پژوهان و اخلاق نگاران جهان اسلام است )او اخلاق را کسبی و موهبتی می داند.که مردم باید از طریق رباضت و مجاهده آن را بدست آورند. غزالی با سه روبکرد به اخلاق می نگرد الف - اخلاق فلسفی (فضیلت. حکمت » شجاعت . عفت ) } اب - اخلاق دینی . کلامی (اطاعت از اوامر الهی ) \ 8ج - اخلاق عرفانی(کسبی و موهبتی است )

صفحه 72:
روش های تربیتی غزالی در نظر غزالی۱ - "آموزش " فراگیر ترین و عمده ترین روش تربیتی است الف - با تحریک انگیزه و روش های مثبت و ایجابی . کودک به یادگیری ترغیب می شود. ب -* تکرار وتمرین "نقش برجسته ای در سه حوزه شناختی . عاطفی و رفتاری دارد 9 ؟ - روش عمل به ضد : برای اصلاح و رفع مشکلات شناختی . حاطتی و قاری افراد می نوان اران يزه جست .مثل زدودن جهل با دانش ‎٠‏ بخل با بخشش و مردم آزاری با نوع دوستی 8 - روش دفع اسد با فاسد : در روند تربیتی باید او را از خوی بد و ناپسند به خوبی هدایت کرد. 8 - مشاهده و تفکر : از جنبه های رشد شناختی انسان است به نظر او موضوع تفکر دینی است یا غیر دینی .

صفحه 73:
شیاب الدین سیروردی ( شیغ (شراق ) ‎١‏ )5-004 ۱9۱-۵۳۸۷ م ( # شناخت از ديدكاه سهروردى به ه دسته تقسيم مى شود: ‎١9‏ - شناخت فطرى ؟ - شناخت حسى كه از طريق حواس العام اخت خيالى كه بدون حضور مى يابد ؟ - شناخت عقلى كه از طريق ‎SPT pie cars SOA ee‏ ‎OD‏ - شناخت شهودی : مثل آگاهی انسان به خود و قوای ادراکی ‎ ‎ ‎

صفحه 74:
تعلیم وتربیت از دیدگاه هییروردی سهروردی برترین هدف تعلیم و تربيت را نزديكى به كمال مطلق به صو وجودی . روحی و حضوری می داند ( قرب الهی ) که در آن عبود شهود . صفای باطن ‎cy,‏ انديشه و اعتدال در اخلاق و عدم اذ تفريط مى باشد. ‎D‏ اصول تعلیم وتربیت سهروردی ‎1D‏ غفلت گریزی ۲ - پایداری و مداومت و نهراسیدن از موانع ۳ - خودشناسی ۴ - اندیشیدن مداوم در باره جهان آفرینش و نعمت های پروردگار ۵ - با باد خدا بودن و ذکر دائمی ۶ - دعا و تضرع به درگاه خداء که نقش موثری در تربیت معنوی انسان ها دارد. ‎ ‎

صفحه 75:
خو(جه صیر(لدین طوسی (۵0۲ - ۶۷۳ ق ) اخلاق 9 انسان در پرتو اخلاق می تواند نفس خویش را از پستی و ظلمت برهاند. = انسان حقیقتی مشتمل بر نفس وبدن است. ‎oe‏ انسان از نظر خواجه بر ۳ نوع است 8 ۱- سعادت نفسانی ۲ - سعادت بدنی ۳ = سعادت مدنی 8 تعلیم و تربیت از دیگاه خواجه نصیرالدین طوسی 8- ضرورت آموزش و پرورش ۲ - تربیت پذیری انسان

صفحه 76:
(GYD 246 ( ‏مولوی‎ اخلاق وارث اخلاق یکتا پرستی است برای مولوی خداوند و غایت همه هستی است 9 الا مكاني كه در او نور خداست . ماضی و مستقبل و حالش کجاست؟ 8 تعلیم و تربیت از نظر مولوی اا آراى تربيتى مولوى بر “انسان شناسى عرفانى * مبتنى است .بدن ابزار روح اسسته حيات . انديشه و اراد ى انسان واپسته به روح است ‎DD‏ روج بی قالب نداند کار کرد قلابت بسو جان فسرده بود و سرد 8 ماعدم هابيم مستي ها نما تو وجود مطفقی . فانی نما 9 ای برادر تو همه اندیشه ای مابفی . تو استخوان و ريشه ای اسان خلیفه هی روی مین است عقل اسان محدود, ناقص و ناتوان است .و عقلر به عقل نظری و عفل عملی كند .و معتقد است عقل نظرى از درك اسباب و علل واقعى و فهم حقايق و لطايف ايمانى و عرفانى نانوان است 9 اهداف تربيتى برخاسته از بينش وانديثه عرفانى است . اتكيزه عامل موثر در بذديرش ترييت است. 9 توبه هر حالی که باشی می طلب آب مى جودائما اى خشك لب 9 از نظرمولوی متربیعاقل . بدون مربیبه تریت معنوی تن در نمی دهد. 8 پر دا بگزین که بیپیر ان سقر.. هست بس پر آفت و خوف و خطر

صفحه 77:
(هداف تربیتی مولوی 8 - اصل هدف : دستورالعملی جهت رسیدن به هدف است . بدون جست و جو. توقع موفقیت و کمال امکان پذیر نیست . چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی 8 ۲ - عضویت در جامعه : انسان را ارزشمند و معنوی می سازد و روحیه نوع دوستی . صمیمیت . صبوری و محبت در او پرورش می یابد . هست سنت ره جماعت چون رفیق ‏ بی ره و بی يار افتی در مضیق ( ۳ - توجه به تفاوت های فردی در آموزش ‎D‏ این صدف ها نیست در یک مرتبه در یکی در است در دیگر شبه 99 ۲ - آسان گرفتن در تربیت افراد تا متربی میل و رغبت پیدا کند ۵ - روش الگوبی : که از روش های عینی و کاربردی در تعلیم واتربيت است.كه مى تواند شخصیت متربی و موقعیت اجتماعی او را دگرگون سازد 8 ۶ - تشویق و تتبیه «محور وفق و مدازا و محبت است نیکو غفلت زدا: فرونشاننده خشم و شهوت دهنده بر روح است.

صفحه 78:
منبع : كتاب روانشناسى از ديد كاه اند يشمندان بسلمان تاليف : د كثر جواد ازه اق

روانشناسی از دیدگاه دانشمندان اسالمی ارائه دهنده: تعریف نفس از دیدگاه ارسطو ،فارابی ،ابن سینا و .... روانشناسی برای مدت های مدیدی در کنار فلسفه و تحت عنوان ” علم النفس ” می زیسته است . علم روانشناسی با تاسیس اولین آزمایشگاه تجربی در شهر الیپزیک آلمان در سال ، 1879توسط ” ویلهلم وونت ” راه خود را از فلسفه جدا کرد . ویلهلم وونت برای بررسی فرایندهای ذهنی بنیادی ازروش درون نگری استفاده کرد.او درون نگری را به صورت فیزیو لوژیست ها به عنوان روشی برای مشخص کردن تجربه احساس خاص فرد بکار برد. اصطالح روانشناسی ترجمه psychologyاست که مشتق از دو کلمه ( psycheروح و ذهن ) و ( logosشناخت یا مطالعه ) است که هر دو برگرفته از یونانی هستند . معنی تحت الفظی آن روانشناسی ،مطالعه نفس ، شناخت یا علم نفس است . بعد از جدایی روانشناسی از فلسفه ،دو نظریه بوجود آمد گروهی برای روح و روان وجود خاصی قائل شدند و بدون اینکه در باره ی ماهیت آن بحث کنند به بررسی اعمال روانی پرداختند گروهی روح و روان را عمل و نتیجه فعالیت های مکانیکی مغز دانستند و روح را همان اعمال و حاالت روانی فرض کردند و به بررسی این حاالت پرداختند.لذا ماهیت روح و ذهن از حوزه روانشناسی خارج شد و بحث آن در حوزه فلسفی باقی ماند. روانشناسی ،ریشه ها و تفکر در فلسفه قدیم ریش[ه ه[ای فلس[فی روانشناس[ی از س[ال 600قب[ل از میالد ت[ا 1550میالدی یع[نی از یون[ان باس[تان ب[ه بع[د ،ب[ا آیین ه[ای فلسفی مختلفی مطرح می گردد. یونا ن باستان( قرن هفتم تا های فلسفی روانشناسی (600قبل از پنجم ق.م ).ریشه 1550میالدی) میالدتاروح و بدن تمایز اولیه بین آناکسا گوراس (-500 عالقه عمده به کیهان شناسی ،تحقیقات نظری در باره ی احسا س 428ق.م) دموکریت(-460 370ق.م) تعبیر ماتریالیستی و ذره گرا از روح ،ماهیت و عملکرد های آن، حرکت ذرات اتم باعث به وجود آمدن تفکر واعمال ذهنی می شود افالطون (-427 347ق.م) روانشناسی روح گرا و ثنوی ،جدایی بین روح و بدن ارسطو (-384 322ق.م) اولین نظام روانشناسی ،روح ،اصل حیاتی بدن است و هر دو قویا با هم متحد هستند فلسفه مسیحی اولیه روح از دیدگاه دینی و اخالقی مورد مالحضه قرار می گیرد فلسفه مدرسی (قرن9 تا 15میالدی ) روح از نظر ماهیت و رابطه اش با بدن مورد مطالعه قرار می گیرد .روانشناسی ارسطو توسط توماس آکوینی احیاء می شود ویوس ( )1540 -1492 پیشگاه روانشناسی نوین ،او بر اهمیت شناخت ذهنی انسان برای (قرن 1تا 9میالدی) تاریخچه تحول تفکرات روانشناسی فلسفه ای که با روانشناسی پیوند داشت در قرن هفتم ق.م در یونان باستان آغاز شد سه نظام فکری که قرن ها به صورت منابع تفکر فلسفی باقی ماندند عبارتند از : ماتریالیسم توسط دموکریت ( 460.370ق.م)از نظر لغوی یعنی ماده گرایی ،حالتی روانی است که آدمی را به امور معنوی بی توّج ه می‌سازد. ایده آلیسم توسط افالطون(427.347ق.م) تنها واقعیت موجود تصورات یا مثل هستند رئالیسم توسط ارسطو (384.322ق.م) معلم اول ،با تلفیقی از ماتریالیسم و ایده آلیسم ،روانشناسی را به صورت مطالعه روح تعریف کرد.او اولین مورخ روانشناسی نیز محسوب می شود بعدها توماس آکوینی ( )1225.1274به احیای فلسفه ارسطویی همت گماشت و فلسفه خود را که چکیده فلسفه مسیحی قرون وسطایی بود ،برمبنای آن نهاد تاریخچه تحول تفکرات روانشناسی دکارت ( )1596.1650نظام جدیدی در روانشناسی بوجود آوردو کار او سرآغاز عصر نوین فلسفه بود در پایان قرن هیجدهم انقالب دیگری توسط امانوئل کانت ( )1804-1724علیه عقاید فلسفه موجود به وقوع پیوست در قرن نوزدهم دو نظام اثبات گرایی ( پوزیتویسم ) و آرمان گرایی ( ایده آلیسم ) پدید آمد. فالسفه مسیحی به ماهیت روحانی .نفس .رابطه انسان با خدا و رستگاری ابدی توجه داشتند اسقف آگوستین نخستین کسی است که فکر انسان را دلیل بر وجود او دانسته است و این نظریه مبنای فلسفه دکارت شده است تاریخچه تحول تفکرات روانشناسی نظر آکوینی در باره روانشناسی عبارت است مطالعه فطرت آدمی از از : طریق تحلیل اعمال ، توانایی ها و عادات انسان.تاکید روانشناسی آکوینی بر فطرت انسان است . در صورتی که محور اصلی نظریه ارسطو روح است . خوان لوئیس ویوس ()1540-1492از اصیل ترین نمایندگان تفکر روان شناختی بود روانشناسی و فلسفه نوین قرن هفدهم تغییر بنیادی در نحوه نگرش و بررسی مسائل روان شناختی .در این قرن استدالل قیاسی جای خود را به مشاهده و استقراء می دهد . روانشناسی از علم روح به علمی که ذهن و عملکرد های آن را بررسی می کند ،تبدیل می شود و نقش مهم تری در درون فلسفه می یابد. از 1600تا 1850میالدی ،فلسفه ی مفاهیم ،ایده ها و نظریه هایی را صورت بندی می کند که مبنای فلسفی روانشناسی نوین است. فلسفه دکارت :مسئله بدن و ذهن فلسفه تجربی :مسئله احساس و ادراک مکتب تداعی :تداعی معانی نظریه های اصلی بدن و ذهن تقابل گرایی :بدن و ذهن متفاوت و جدای از ذه یکدیگرند ن اما بر یکدیگر تاثیر می گذارند ( افالطون ،دکارت ) بد ن بد توازی گرایی :بدن و ذهن متمایز و مجزا هستند ،بر یکدیگرذهتاثیر نمی گذارند ،اما فعالیت های بدنی و ذهنی کامال همبسته ن ن اند(الیب نیتس) ذهن کاملی هیلو مورفیسم :بدن و ذهن وجود ( جوهر ) واحد وبد ن را تشکیل می دهند ( .ارسطو ،آکوینی ) نظریه های دو جنبه ای :انسان ارگانیزم واحدی است کهبدنی دو جنبه متفاوت بدنی وذهنی را نمایان می سازد ( .بین و وونت )ذهنی تجربه گرایی -توماس هابز –جان الک – جورج برکلی -دیویدهیوم تجربه گرایی ،عقل گرایی را همراه با روش قیاسی رها کرد و به تجربه به عنوان منبعی از دانش رو آورد .تجربه و منابع اصلی آن ،حواس و کشف ذهن آدمی ،تاکید دو سویه تجربه گرایی است . چهره های مطرح تجربه گرایی عبارتند از :توماس هابز ()1679 1588بنیانگزارتجربه نگری بریتانیایی -جان الک ( – ) 1704-1632جورج برکلی ( – ) 1753 – 1685دیوید هیوم()1776 -1711 - هابزفلسفه اش مادی است .معتقد است علم و فلسفه با جسم سر وکار دارد و همه علوم مدار عمل بر تجربه و حس و فکرو تعقل نیز بنیادش بر حس است .او بنیاد علم را حس می داند بنیاد اخالق را سود و زیان و بنیاد سیاست را زور و استبداد .او می گوید هم چشمی ،بدگمانی و خود پسندی سه اصلی ستیزه جویی است . عامل توماس هابز دیوید هیوم جان الک تجربه گرایی -توماس هابز –جان الک – جورج برکلی -دیویدهیوم جان الک بنیان گذار فلسفه تجربی .او تجربه تنها وسیله کسب دانش می دانست.الک ذهن آدمی را همانند یک لوح سفید می داند که تصورات خود را به کمک حواس یا از طریق تفکر کسب می کندکانون توجه الک بر تحلیل ذهن انسان معطوف است . این تحلیل مبنای فلسفه اور را تشکیل می دهد . جورج برکلی :او جهان مادی را ساخته ذهن یا زاییده آن می دانست و بودن را همان ادراک شدن ،می دانست .یعنی هر چیزی در صورت ادراک شدن ،وجود دارد . او محسوسات را به معانی تشبیه می کند و احساسات را به الفاظ تجربه گرایی – دیوید هیوم دیوید هیوم :از نظر اومنابع دانش ما تاثرات (احساسات و عواطف ) و تصورات هستند. هیوم مفهوم جوهر را از روانشناسی طرد کرد او می گوید ما هیچ تاثیری از خویشتن نداریم ، لذا هیچ اندیشه ای هم از خویشتن وجود ندارد . نظریه حس گرایی :منشاء اصلی دانش را ادراک حسی میداند.مشهورترین مفسر حس گرایی اتین دو کندیاک فرانسوی بود او تجربه گرایی و روانشناسی دیدگاه تجربه گرایی با بکار گیری تحلیل روان شناختی آگاهی ،در مطالعه خود درمورد دانش انسان ،اعتبار روانشناسی را افزایش داد .روانشناسی تحت این تاثیر به آزمایشگری و علوم طبیعی نزدیک شد.و به حس گرایی روی آورد و به طور اصولی و منحصرا به مطالعه احساس و ادراک پرداخت. توماس رید ()1796-1710موسس تجربه گرایی . او اولین کسی بود که بین احساس و ادراک به روشنی تمایز قائل شد .او برای نشان دادن تفاوت بین این دو فرایند از ادراک مربوط به یک گل سرخ استفاده کرد او از مفهوم توانش ذهنی یا نیروی فعال ذهن از قبیل عقل ،حافظه ،عاطفه و اراده طرفداری می کرد .روانشناسی که حول این مفهوم که ذهن دارای نیروهای مشخص و مستقلی است به ”روانشناسی قوا ” موسوم گردید. مکتب تداعی گرایی مکتب تداعی گرایی را فیلسوفان انگلیسی تا نیمه قرن نوزدهم گسترش دادند اصول مکتب تداعی گرایی: – 1یافتن قوانین تداعی و صورت بندی – 2توجیه همه حقایق با فرایند تداعی – 3تقسیم ضمیر خودآگاه به ساده ترین عناصر – 4ارتباط دادن پدیده های ذهنی به علم تشریع و فیزیولوژی دانشمندان تداعی گری ،هارتلی –جیمز میل – جان استوارت – الکساندر بین – فرانسیس گالتون و ویلیام ویلیام جیمز جیمز مک کین کتل – الکساندر هارتل جیمز کتل گالتو ن بین جان استوارت جیمز میل ی مکتب تداعی گری هارتلی سعی کرد ادراک ،هیجان ،زبان ،ذحافظه ، یاداوری و تخیل را بر حسب تداعی توجیه او سودمندی کند تداعی را برای روان شناسی و توانایی بالقوه آن را به مثابه قانون بنیادی روان شناختی به اثبات رساند. فرانسیس گالتون :ابداع کننده اولین آزمون تداعی واژگان .او در تحقیق در مورد تداعی واژگان ،دو جنبه از از روان تحلیل گری را پیش بینی کرد ا- استفاده از تداعی آزاد – 2انگیزش ناهشیار جیمز مک کین کتل آزمایش تداعی را هم از لحاظ روش شناسی و هم از لحاظ فنی اصالح کرد . روان شناسی و تاثیرهای فلسفی در قرون جدید ایمانوئل کانت :درتعدیل تداعی گرایی و همچنین تقلیل ذهن به فرایندهای مغزی صرف و تبدیل روانشناسی به از شاخه ای روان شناسی موثر بود یوهان هربارت ()1776.1841روانشناسی از مابعد الطبیه مشتق می شود و ریاضیات مدد کار آن است توجه هربارت به نگرش و آمادگی بود او را آغاز گر روان شناسی تربیتی می دانند . هرمان لوتسه :پدر معنوی روانشناسی پیشرو ارنست ماخ :کوشید جنبه کمی و عینی روان شناسی را افزایش دهد و از بار فلسفی آن بکاهد هربرت اسپنسر :ذهن محصولی از فرایند بی پایان تکامل به شمار می رود اگوست کنت :هدف علم ،کشف رابطه ی واقعیت ها و قوانین حاکم برآن هاست . جدول 3-1فلسفه نوین و ریشه های روانشناسی آیین های فلسفی نمایندگان اصلی ا – فلسفه د کارت :تمایز آشکار بین بدن و روح ” .ذهن ” که تصورات فطری است موضوع روانشناسی به شمار می رود رنه دکارت ()1650-1594 – 2توازی گرایی ذهن و بدن هماهنگ و در عین حال مستقل از یکدیگر عمل می کنند گوتفرید الیب نیتس (-1646 )1716 – 3تجربه گرایی تجربه تنها منبع دانش به شمار می رود توماس هابز ()1697-1588 جان الک –جورج برکلی-دیوید هیوم – 4احساس گرایی کل دانش از احساس مشتق می شود یونایتن کندیاک ()1780-1715 – 5تداعی گرایی ذهن و محتوای آن بر حسب ترکیب عناصر ساده جیمز میل توجیه می شوند دیدید هارتلی –بروان – جیمز میل – جان استوارت میل - الکساندر بین – 6فلسفه های گوناگون قرن نوزدهم ایمانوئل کانت – یوهان هربارت – هرمان لوتسه – ارنست ماخ – هربرت اسپنسر –اگوست کنت – کارل مارکس()1883-1818 فصل دوم انسان در قرآن انسان در قرآن ( به صورت جمع و مفرد اناس ، انس) 92بار ذکر شده است .و کلمه نفس و ملحقات آن ( نفوس و انفس ) نیز 296بار در قرآن آمده است . بدان شکل که قرآن انشسان را مطرح کرده ،هیچ نظریه و کتابی اینچنین مطرح نشده است دانشمندانی چون ارسطو ،ماکیاول ایتالیایی ،مارک تواین آمریکایی ،راسل انگلیسی ،درباره انسان نظریاتی بیان کردند ولی این مطالعات و نظریات همه جانبه نبوده و هر کدام از یک دریچه به انسان نگریسته اند و این نشان اطز عظمت این موجود شگفت انگیز است. روح روح در آیات متعددی 24بار قرآن تکرار شده است. معانی مختلفی از روح در قرآن آمده است - 1روح به معنای مبداء حیات ،که جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حرکت ارادی می شود – 2شیخ مفید روح را حیات وحقیقتی می داند که به هر کجا وارد شود ،جایگاه خود را در خوردانش و بینش و شایسته اختیارو اقتدار می سازد . – 3گروهی روح را به وحی تفسیر کرده اند ،که مراد ازوحی ،قرآن است و علت اینکه خداوند ،قرآن و وحی را روح می نامد این است که نفوس مرده به وسیله آن حیات و زندگی می یابند (.و کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا )“و این چنین روحی از امر خود را به تو وحی کردیم ” روح برخی از دانشمندان معتقدندخدا روح را از شش حقیقت پدید آورده است : -1نور و روشنایی – 2عطر آگینی و خوش بویی -3 بقا وماندگاری -4دانش و بینش – 5برتری و تعالی جویی – 6حیات و زندگی بر همین اساس که تا آگاه که روح در پیکر انسان است بدن روشن و نورانی است ،هم پدیده ها را می بیند ،و هم نداها و دعوت ها می شنود و هم خوش بو است .و با ترک روح از بدن ،همه ی نشانه های حیات و زندگی را از دست می دهد. روح لذا به روح به حسب وجودش باید از منظر ”امر ” و ” ملکوت ” باید نگریست در قرآن ”امر روح“ به صورت های مختلفی آمده است . الف – گاهی حقیقتی است که در عموم آدمیان ”دمیده ”(نفخ)می شود (سجده )9 ب -گاهی حقیقتی است که با مومنین است(مجادله)22 پ – گاهی حقیقتی که انبیاء با آن در تماسند (نحل..2بقره )87 ت – زمانی به حقیقتی اطالق می شود که در حیوانات و نباتات زنده وجود دارد . نتیجه اینکه از دیدگاه قرآن ،دانشی که ما تاکنون در حوزه ی روح به دست آوردیم بسیار اندک است و روح در عالم وجود دارد و آثار وخواصی در این عالم بروزمی دهد.که به فرموده ی پروردگار ما از آن بی خبریم و خلقتی اسرار آمیز دارد. انسان در قرآن در آیه 85سوره ی اسراء قرآن حقیقتی به نام روح را مطرح می کند ،منتها اعالم می کند که این روح انسان حقیقتی است که قابل شناختن نیست .و ما انسان ها دانش کمی در این حوزه داریم جریان طبیعی جسمانی انسان.. قرآن می فرماید :انسان خیلی دیرتر از آفرینش جهان هستی و زمین و کرات آسمانی ، زندگی در این کره خاکی را آغاز کرده است و قبل از آن چیزی نبوده است . اوال یذکراالنسان انا خلقناه من قبل و لم یک شیئا “..آدمی به یاد ندارد که ما او را پیش از این حیات دنیوی انسان حیات دنیوی انسان را در آیات قرآن در دو نوع می توان یافت نوع اول “:حیات در مقابل رکود ،جمود و مرگ است . در این قسم حیات ،انسان ها با سایر جانداران مشترک هستند. نوع دوم :حیات دنیوی به شکل پاک آن مطرح می شود ،که فضای زندگی بر اساس ایمان به خدا و عمل مطابق آن ایمان ،پاکیزه و عطر آگین می شود . ( من عمل صالح من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه)نحل ..97 هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد ،اگر ایمان آورده باشد ،زندگی خوش و پاکیزه ای بده خواهیم داد . چهره واقعی انسان در قرآن در قرآن مجید واقعیت انسان در دو قلمرو ”حیات طبیعی ” و ” حیات روانی ” مطرح گردیده است. مکاتبی که در باره انسان بحث کرده اند معموال با افراط و تفریط مواجه بوده اند .که به برخی از این نظریات می پردازیم . افالطون :هر چه هست فرد است و بایستی تمام نیروهای گوناگون در راه پیشبرد فرد مصرف شود و اجتماع چیزی جز محصول فرد نیست لذا اصالتی برای اجتماع نیست. ارسطو تا آیزنک :فرد خیال بیش نیست این اجتماع است که بر فرد تاثیر می گذارد .اجتماع محور قانون گذاری باید باشد .اصوال انسان یک حیوان اجتماعی است. روسو :انسان به طور فطری موجودی نیک سیرت است نظر دانشمندان درباره ی انسان هابز :انسان به طور فطری موجودی بد سرشت و خطر ناک ترین جانور و نسبت به انسان دیگر گرگ است . ارسطو :انسان قادر به فهم واقعیت ها است . افالطون :درک انسان از واقعیت ها درک ناقصی است هابز ،الک ،برکلی :تجربه منبع دانش بشر به شمار می رود . کندیاک :کل دانش انسان از احساس مشتق می شود . صفات انسان در قرآن در انسان شناسی قرآن ،صفات مرتبط با انسان در سه گروه عمده تقسیم می شود . – 1صفاتی که با دخالت خود انسان یعنی با داشتن اختیار بوجود می آیند.مثل حیله گری ،جدل پیشگی ،کفرورزی – 2صفاتی کهزمینه خلقت انسان ایجاب می کند تا او دارای چنین صفاتی باشدمثل شتابگری ،ضعف و ناتوانی ،عدم میانه روی واعتدال – 3صفاتی که از زمینه خلقت انسان ناشی نمی گردد ولی مجموعه واحدهای منجر به زمینه ی طبیعی انسان را ،اورا مقتضی داشتن چنین صفاتی می گرداندمثل زیاده خواهی و ثروت جویی ،ضرر گریزی ،طغیان گری در بی نیازی ،بخل ورزی ممسک بودن( طمعکار و تنگ دست و خسیس و دارای خست و کم خرج) و نتیجه اینکه از دیدگاه قرآن اگر انسان به حالت طبیعی خود رها شود ،به پستی می گراید. خد طبیعی انسانی ( نفس ) نفس آدمی جلوه ها و قیافه های گوناگون دارد و دارای سه مرتبه است. مرتبه اول ،نفس اماره است که مشترک بین انسان و حیوان و همان خد طبیعی است که تحت تاثیر غرائز قرار گرفته و طالب اشباع بدون قید وشرط است( ان النفس الماره بالسوء اال ما رحم ربی ..یوسف )53 مرتبه دوم ،نفس لوامه است .که نفس وجدانی است و آگاهی اخالقی دارد و بین خیر وشر نوسان دارد و از اعمال بد ،احساس بد دارد و خود را مالمت می کند .نفس لوامه و نفس طبیعی درجه دوم است ،احتیاج به روح ملکوتی ندارد (.والاقسم باالنفس اللوامه )( نفس آدمی را به بدی فرمان می دهد مگرپروردگارمن ببخشاید ) قیامه 2 مرتبه سوم ،نفس مطمئنه است .نفسی است که یکپارچه در اراده الهی غرق و مستغرق است و در صلح و صفا بسر می برد .این مرحله عالی ترین رشد شخصیت انسانی از دیدگاه قرآن ،یعنی رسیدن به مرحله اطمینان است (.یاایهتاالنفس المطئنه .ارجعی الی ربک راضیه مرضیه .فادخلی فی عبادی .وادخلی جنتی .فجر 27تا30 نیازهای انسان نیاز های انسان از دیگاه روانشناسی را نمی توان با دیدگاه های قرآن یکسان دانست. موری ()1988-1893نیازهای انسان دو دسته اند ..اولیه و ثانوی نیازهای اولیه برای زنده ماندن الزم است مثل آب و غذا ...ونیازهای ثانوی ، نیازهایی هستند که به ارضای عاطفی انسان مربوط می شوند هورنی ()1925-1885به جای نیازهای زیستی نیازهای اجتماعی را برای رشد شخصیت موثر م داند .او دو نیاز ایمنی و ارضاء را وجه شاخص نیازهای دوران کودکی می داند ونیاز ایمنی اهمیتش بیشتر از نیاز ارضاء می باشد مثل نیاز به احساس امنیت ،فقدان ترس ،رهایی از ترس نیازهای انسان مازلو :بنیان گذار و رهبر معنوی جنبش روان شناسی انسان گرا..و منتقد رفتارگرایی و روان تحلیل گری به خصوص رویکرد زیگوند فروید به شخصیت انسان است ..ازد یدگاه مازلو ،در طبیعت انسان بدی وجود ندارد و او ذاتا نیک نفس و خوش طینت است و آنچه عامل گرایش او به بدی می شود عوامل نامساعد محیط و نابهنجاری اجتماع است. نیارز های اولیه در قرآن سوال این است که در قرآن چه نیازهایی اساسی تر و اولیه مطرح شده است ؟ قرآن به دو نیاز یکی در حوزه ی فیزیولوژیک و دیگری در حوزه ی ایمنی اشاره دارد .لذا در حوزه ی نیازهای زیستی آنچه به صورت اساسی در قرآن مطرح می گردد مسئله گرسنگی است ،همچنین نیاز به خواب در شب برای انسان در آیات قرآن مطرح شده است و در درجه دوم نیازها ازامنیت و رهایی از ترس (خوف ) به عنوان نیاز دوم ذکر شده است نتیجه اینکه رتبه بندی به نیازها از دید قرآن مجید مشکل است ( اژه ای ) 1381 ، قران و انسان اجتماعی قرآن هر گون تغییر و تحول اجتماعی در زندگی انسان را به خود انسان ها نسبت می دهد( ان الله ال یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم)رعد11 اعتال و سقوط اجتماعات انسانی بستگی به نوع روابط بین آنها ،پاسداری دست آوردها و ارزش ها و یا بی اعتنایی به آنهاست. از آیات قرآن می توان نتیجه گرفت : الف – عامل تغییرات و تحوالت اجتماعی در خود انسان هاست ب – عامل محرک و رهبرتاریخ ،خود انسان ها هستند. ویژ گی های انسان اجتماعی از دیدگاه قرآن – 1در زمین فساد نمی کند ( .بقره )251 – 2به یگران نیکی می کند(.قصص )77 – 3اصالح گر است و دنباله رو انسان های فاسد نیست (.اعراف ) 142 – 4در جهت تحقق عدالت اجتماعی تالش می کند(.نساء)135 – 5عدم پیروی از خودخواهی و خواهش های نفسانی( .نساء )135 – 6در قضاوت های اجتماعی رابطه های نسبی یا سببی را دخالت نمی دهد(.نساء ) 58 فصل سوم روانشناسی و دیدگاه های اندیشمندان اسالمی عمروبن بحر جاحظ (255 -150ق) جاحظ شاهد حضور وسقوط دوازده خلیفه عباسی از مهدی عباسی ،تا سقوط مهتدی در سال 255ق . او مکتب کالمی اعتزال داشت.آزاد اندیش بود .عقل را بر بسیاری از احادیث مقدم می دانست . از پیشگامان روش علمی ،تجربی است و در بررسی نظریه ها نگاه او بر مشاهده و آزمایش استوار است .آزمایش های جالب او نگهداری سگ در قفس بود (.نظریه انعکاس شرطی ) تجربه حسی گزارش خطا می دهد و انسان به کمک عقل نیازمند است و نقش شناخت بر عهده عقل است .لذا از هدایت عقل پیروی کن. ویژگی های انسان از نظر جاحظ مالک برتری انسان به حیوان در ازدواج ،غیرت و قوه تکلم است عامل برتری انسان به حیوان قوه عقل و دانش ومعرفت است که منجر به رفع مشکالت می شود . ویژگی های انسان -1:برتری جویی – 2زیاده خواهی وتنوع طلبی 3 – اجتماعی بودن – 4شرگرایی – 5منفعت گرایی و ضرر گریزی – 6 میل به ابزار دانش و حقیقت جویی ابزارهای شنا خت انسان از نظر جاحظ عبارتند از: –1حس( به خطاپذیر حواس معتقد است .نیل به واقعیت تنها از طریق عقل میسر است ) – 2عقل (مهم ترین ابزار شناخت است .قلب و مغز مرتبط با هم و نقطه ی تمرکز ادراک عقالنی هستند ) – 3الهام ( طریقه ای غیر عادی و نادر برای تحصیل شناخت است . آثار وموانع شناخت از دیدگاه جاحظ الف – عمل :از طریق اعمال و رفتار انسان ها ،میتوان به جهل و علم و نیز معرفت و عقل آنها پی برد ب – تغییر رفتار :برای تغییر رفتار ناهنجار فرد ،باید نگرش ها و دیدگاه های او را نسبت به چنین رفتاری دگرگون سازیم ج – تحلیل ها و داوری ها :جاحظ عقیده دارد هر کس پیرامون خود را بر حسب دیدگاه ها و اندیشه های خود می نگرد.اگر اندیشه های فرد محدود باشد برداشت ها ،تحلیل ها و قضاوت های او نیز تک بعدی ،تنگ نظری و در نهایت دور از واقع خواهد بود .او را اولین طراح عمومی آموزش می نامند . باید مسائل مهم و بنیادی دانش هایی را که کاربرد بیشتری دارند به فراگیر یاد داد تا بتواند مشکالت خود را را با نگاهی جامع بنگرد روانشناسی تربیتی جاحظ سه اصل روانشناسی تربیتی جاحظ عبارتند از : – 1خطا ( خطای حس .خطای وهم .خطای ذهن ) – 2تک بعدی نگری و تنگ نظری ( عدم بررسی ابعاد و جوانب مختلف موضوع) – 3خود خواهی (شیفتگی بعه نفس خویش ) ویژگی های تشویق وتنبیه از نظر جاحظ الف – باید در موضع مناسب وشایسته بکار برده شود ب – از جهت کمیت و کیفیت با رفتار بهنجار و نابهنجار شخص منطبق باشد ج – این دو را باید دو بال نظام تعلیم و تربیت در نظر گرفت انتخاب رشته از نظر جاحظ مهم ترین ویژ گی فراگیر از نظر جاحظ عشق به یادگیری است در انتخاب رشته جاحظ به چند نکته تاکید دارد : -1فراگیر رشته ای انتخاب کند که استعداد و آمادگی بیشتری برای آن دارد – 2میل وعالقه فراگیردر نظر گرفته شود تا در یادگیری نشاط بیشتری داشته باشد -3انتخاب رشته هایی که از اهمیت بیشتری برخوردار باشند ابن سحنون ابو عبدالله محمد بن سحنون (202ق256-ق)کتاب او آداب المعلمین ،نخستین تالیف مسلمین در آموزش وپرورش اهداف تربیتی ابن سحنون – 1سواد آموزی نیاز ضروری جامعه – 2مهم ترین هدف تعلیم و تربیت یادگیری قرآن است – 3دانش آموزان راباید براساس فرهنگ دینی تربیت کرد( تقویت گرایش های معنوی ) وظایف معلم از دیدگاه ابن سحنون - 1رعایت تساوی در آموزش بین غنی و فقیر -2تنظیم برنامه برای دروس مختلف درآموزشگاه – 3نظارت بر روند آموزشی دانش آموزان – 4نباید – 5تنبیه زمانی مجاز است که برای کارهای شخصی از آنها کمک بگیرد مفید و موثر باشد – 6معلم نباید در ساعت تدریس خود به کار دیگری بپردازد الکندی (260 -185ق) کندی فلسفه را شناخت حقیقت میداند .هدف نهایی فیلسوف در علوم نظری ” کسب حقیقت ” و در علوم عملی ” هماهنگی رفتار با حقیقت ” است . کندی اولین فیلسوفی است که در اسالم به شرح و توصیف نفس و اقسام آن ”نفس نباتی ،نفس حیوانی ، و نفس انسانی به شیوه ارسطو پرداخته است. کندی نفس ” نفس را تمامیت جرم طبیعی آلی قابل حیات می داند و. نفس هرگز به خواب نمی رود و تنها زمانی که بدن در خواب است حواس را بکار نمی برد خوابیدن به معنای بکار نبردن حواس است .آن زمان که نفس ،حواس را بکار نمی برد و فقط عقل را مورد استفاده قرار دهد خواب می بیند الکندی ،خواب و رویا را از عوارض نفس می داندو درک خواب و رویا برای کسی ممکن است که از احوال نفس به خوبی آگاه باشد کندی در تعریف نفس چنین آورده است : نفس نخستین استکمال جسم طبیعی بالقوه ذی جهات است که عینًا همان تعریف نفس ارسطویی است. کندی در بیان طبیعت نفس چنین می گوید : نفس جوهری بسیط ،روحانی و الهی است که طول و عرض و عمق ندارد بلکه نوریست از انوار الهی. کندی برای نفس قوای مختلفی را می شناسد که مهمترین آنها قوه حسی و قوه عقلی می باشد ،قوای دیگر نفس عبارتست از مصّوره ،نامیه ،شهویه ،غضبّیه ،بین دو قوه یاد شده قرار گرفته اند. کندی میان دین و فلسفه نوعی آشتی برقرار کرد و راه را برای فیلسوفانی چون فارابی ،ابن سینا و ابن رشد هموار ساخت فارابی( 339-258ق) معلم ثانی به نظر فارابی هدف فلسفه جستجوی حقیقت است ،او به هماهنگی دین و معتقد بود و پیگیر هم سخنی فلسفه افالطون و ارسطو است .اندیشه او نظامی متقن ،سازگار و منظم و هدفدار است . نفس ناطقه حقیقت آدمی است و پس از فنای جسم باقی می ماند.کمال جسم ”نفس ” است و کمال نفس ” عقل ”و حقیقت انسان جز عقل چیزی نیست.او عقل را به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می کند. عقل عملی :آن است که آنچه را باید کرد ،استنتاج می کند . عقل نظری :آن است که نفس را در نیل به کمال یاری می کند مراحل عقل از نظر فارابی عقل مادی :نفس یا بخشی از نفس یا قوه ای است که قادر است ماهیت موجودات را درک کند . عقل بالفعل یا عقل بالملکه :یکی از مراتب عروج ذهن در کسب عده ای از معقوالت است کسی که به این رتبه برسد به درک وجود خود قادر خواهد بود. عقل مستفاد :مرحله ای است که عقل قادر به درک مجردات باشد و مرحله باالتر است که نوعی شهود و الهام یا نوعی درک و فهم بی واسطه است . خیال از نظر فارابی قوه خیال با تمایالت و احساسات پیوند نزدیک داردو در اعمال عقلی و حرکات ارادی نیز دخیل است .خیال آفریننده صور ذهنی و این صور ذهنی رویاها و دیدارها هستند .وقتی بتوانیم رویاها را از نظر علمی تعبیر و تفسیر کنیم ،این کار می تواند ما را درتفسیر وحی و الهام مددکار باشد.و قوه خیال به عقل فعال ،متصل و متحد خواهد شد و بر اثر آن عالی ترین جمال وکمال تجلی خواهد کرد ..و با این عقل فعال می تواند حوادث حال و آینده را پیش بینی کند ...و این از خصیصه های پیامبراکرم (ص) است که توانست به دیدار و الهام دست یابد ..وحی همان افاضه ازجانب خدا و از خالل عقل فعال است تفاوت فارابی و ارسطو در مسئله خیال به عقیده فارابی شخص به مدد خیال قادر است با عقل فعال متحد شود ،لکن چنین قدرتی تنها در دست افراد ممتاز و برگزیده است .عقل فعال سرچشمه نوامیس الهی و الهامات و تقریبا شبیه به فرشته وحی حامل وحی ( جبرئیل) است .این اتصال در مورد پیامبر به مدد تخیل و در مورد فیلسوف از راه تفکر وتعمق صورت می پذیرد . .ولی از نظر ارسطو رویا ،تجربه تصاویر ذهنی که از تجربه حسی باقی مانده اند ،می باشد . به نظر فا رابی حقیقت دینی وحقیقت فلسفی هر دو پرتوی ار انوار الهی است که از راه تخیل یا مشاهده و تعمق حاصل می شود فضایل از دیدگاه فارابی آنچه موجب نیکی وکمال ذات و افعال می گردد ” فضیلت ” است فارابی چهار نوع فضیلت را مطرح می کند که عباتند از : – 1فضایل نظری :به امور ثابت تعلق می گیرند .از آغازتولد انسان حاصل می شود و برخی با تامل و جست و جو به دست می آید و نیازمند آموزش و یادگیری است – 2فضایل فکری :آنچه انسان در جست و جوی معرفتی باشد که متغیر است از قوه فکریه بهره می گیردوقوه ناطق فکری ، شناخت جنبه های غیر ثابت و متغیر معقوالت ارادی را عهده دار است مثل شجاعت ،عفت ..اگر هدف قوه فکریه هدف خیر باشد امر خیر پیش می آید – 3فضایل خلقی :به عوارض نفس مانند شهوت ،لذت ، شادمانی ،غضب ،ترس ،شوق و غیرت مربوط است – 4فضایل صناعات عملی :به رفتارهایی همانند نشستن ، برخاستن ،نگاه کردن و شنیدن مربوط می شود زندگی جمعی از دیدگاه فارابی اجتماع از نظر فارابی سه دسته اند: – 1عظمی :مجموعه اجتماعات در روی کره زمین – 2وسطی :اجتماع یک ملت -3صغری :مدینه امت سه ویژگی دارند – 1 :نژاد ( خلقت طبیعی ) فطری و تکوینی می باشد –2 خصال یا سرشت های طبیعی( فطری و تکوینی است ) – 3زبان( امری وضعی است ) تقسیم بندی مدینه غیر فاظله از نظر فارابی - 1مدینه جاهلیه ( :نادان شهر )مدینه ای که اهل آن سعادت واقعی را نمی شناسند مدینه جاهلیه به شش دسته تقسیم می شود الف – مدینه ضروریه :تالش در جهت خوراک و نوشیدنی ،لباس ،مسکن . ب – مدینه بداله یا نذاله ( شهر توانگر و فرو مایه )با هدف ثروت اندوزی و زیاده طلبی زندگی می کنند ج – مدینه خست ( :شهر گرد همایی فرومایگی)شهری با هدف کامجویی با لذت محسوس و خیالی د – مدینه کرامت ( :شهر جوانمردی ) ساکنانش در تالش هستند که در گفتار وکردار مورد تمجید دیگران قرار دهند ه – مدینه تغلبیه ( :شهر چیره گری ) هدف اهالی این شهر برتری چیره گری قهر وغلبه بر دیگران است و -مدینه جاعیه ( :شهر گروهی یا شهر جمهوری ) شهری که با هدف سلطه افراد بر یکدیگر شکل گرفته و هر یک از شهروندان از هر بندی آزاد و رها هستند – 2مدینه فاسقه ( :شهر بزهکاران و نافرمانان ) مردم این شهر سعادت را شناخته اند ولی همانند مردم جاهلیه عمل می کنند از جهت شناخت سعادت همچون مدینه فاضله هستند ولی از جهت عمل همانند مدینه جاهله هستند و از گونه شهرهای نادان شهر هستند – 3مدینه ضاله ( :شهر گمراهان ) ساکنان این شهر راه وصول به سعادت را گم کرده اند ،اعتقاداتی فاسق دارند و به ذاهی می روند که پایانش سعادت نیست . – 4مدینه مبدله :ساکنان این شهر عقاید و رفتارشان در ابتدا همانند اهالی مدینه فاضله بوده است ولی به تدریج عقایدی در بین آنها رایج شده است که افعال مردم آن دگرگون شده است – 5مدینه فاضله ( :آرمان شهر ) شهری که هدفش سعادت واقعی است ویژگی این شهر عدالت ،سالمت مردم ، احترام ،مراتب اجتماعی برای همه ،رفع ظلم می باشد تعلیم و تربیت از نظر فارابی از نظر فارابی شکوفایی و باروری سرشت ها و فطرت ها از طریق آموزش ( تعلیم و تربیت ) امکان پذیر است .از نظر او اهداف تعلیم و تربیت عبارتند از : – 1آموزش عقاید صحیح و تقویت اعتقاد به آنها ،عقایدی همچون اعتقاد به خدا ،جهان آخرت وافعال و اعمالی که به سعادت منتهی می شود – 2آموزش مهارت های الزم برای تصدی وظیفه در آرمان شهر – 3تشویق افراد به عمل بر طبق عقاید صحیح – 4ترغیب و تشویق افراد برای انجام وظایف مدنی اصول مورد نظر فارابی در آموزش و پرورش – 2آموزش از پرورش تفکیک ناپذیر است – 1آموزش و پرورش برای فراهم آوردن سعادت تک تک افراد جامعه است – 3تفاوت فردی از لحاظ استعداد و گرایش به علوم و صنایع ضروری است – 4آموزش همگانی ..آراء و عقایدی که شرط ضروری رسیده به سعادت واقعیست باید به همه آموزش داده شود از نظر فارابی باید شیوه های متناسبی را متناسب با فراگیران در نظر گرفت و به تفاوت فردی توجه کرد رعایت تفاوت فردی تنوع موضوعات آموزشی به تنهایی استعداد های فرد را به فعلیت نمی رساند بلکه باید پس از آموزش ،با تمرین به ایجاد عادت های مناسب اقدام نمود . دیدگاه فارابی در باره ی نفس فارابی در تقسیم بندی نفس عالوه بر نفس انسانی ، حیوانی و نباتی معتقد است که افالک نیز دارای نفس می باشند که بدان نفس فلکی می گویند .حقیقت نفس فلکی با نفوس سه گانه یاد شده تفاوت دارد .اما این نفس تا حدودی با نفس ناطقۀ انسانی متجانس است. فارابی همچنین عقیده دارد که حرکت دورانی فکر سماوی ،ناشی از وجود همچین نفس فلکی است که پیوسته ادامه یافته است. فارابی نیز در تعریف نفس پیرو ارسطو است و چنین می گوید : « نفس نخستین استکمال جسم طبیعی آلی بالقوه ذی حیات است» فارابی و نفس از دیدگاه فارابی نفس بتدریج کار خود را از قوایی که برای انجام خواسته های نفس در خدمت آن گماشته شده اند آغاز کرده و به قوایی که وظیفه آنها ادراک است می رسند ،و در نهایت از این رهگذر انواع نفس نباتی ،حیوانی و انسانی موجودیت پیدا می کند ،در این میان قوه عاقله و نیرویی که وظیفه ادراک را ایفا می کند ،ویژه انسان است. اخوان الصفا اخوان الصفا به گروهی از روشنفکران مسلمان آزاد اندیش گفته می شد که علم و فلسفه را نه بخاطر علم و فلسفه بلکه به این امید که نوعی اجتماع اخالقی ومعنوی به وجود آورند بارور ساختند. انسان اخوان الصفا انسان را گرد آمده از جسدی جسمانی با بهترین صورت ها و نفسی روحانی ار برترین نفوس می داند نفس از دید گاه اخون الصفا اخوان الصفا ،نفس را به شهوانی ،حیوانی و ناطقه تقسیم می کنند .عقل با نشان برجسته خویش بین این سه نفس حکمیت می کند دیدگاه اخوان الصفا در باره ی نفس از دید اخوان الصفا ،علم انسان به معلومات خویش ،از سه طریق به دست می آید .ا- حواس پنج گانه – 2عقل – 3برهان اخوان الصفا نفس انسان را دارای سه قوه مهم می داند که عبارتند از : – 1نفس نباتی ،که مشترک نبات ،انسان و حیوان است – 2نفس حیوانی ،که مخصوص انسان و حیوان است و خود دو قوه ی حرکت و احساس تقسیم می شود – 3 .نفس انسانی ( عاقله ) که مخصوص انسان است اخوان الصفا و اخالق ریشه اخالق انسانی بر دو اساس می باشد – 1میل به بقا – 2دوری جستن از فنا کبر ،حسد ،حرص ریشه ی اصلی گناه و شرور می دانند طمع منشا ء پیدایش احوال و افعال ناپسند است زهد بعد از علم و ایمان جایگاه رفیعی دارد عادت رفتاری است که بر اثر تکرار ملکه انسان می گرددو در نتیجه آن به موفقیت های زیاد اجتماعی ،شغلی دست می یابد. تعلیم و تربیت هدف علم ،اصالح جواهر نفوس و تهذیب و تکمیل اخالق است انسان موجودی تاثیر پذیر و تعلیم و تربیت پذیر می داند و محیط جغرافیایی و اجتماعی بر تربیت او تاثیر می گذارد برای تاثیر گذاری اثر تعلیم و تربیت بین شاگر و مربی باید صمیمیت وجود داشته باشد.لذا باالترین سعادت برای انسان را داشتن معلمی بلند پایه ،عالم و عارف به حقایق اشیاء و امور ،هوشمند ،نیک طبع ،خوش اخالق ،خوش ذهن و دستدار علم می داند مسکویه ()421-320 روان شناسی ابن مسکویه :بر پایه مذهب روحی قدیم است که به وسیله افالطون و ارسطو بنیاد نهاده شده است .از نظر او روح امور ساده ،پیچیده ،حاضر وغایب و محسوس و معقول را ادراک می کند.او سعی کرد میان قوای نفس و فضایل اخالقی یک توازن برقرار سازد او در کتاب تهذیب در باره پیشگیری از بیماری های روانی و درمان آن تحت عنوان طب النفوس ” صحبت کرده است مهم ترین بیماری های نفس از نظر ابن مسکویه ،غضب ، غرور ،مشاجره ،خیانت ،جبن ( بزدلی ) ،تکبر ،ترس و حزن و اندوه می داند و به شیوه ی درمان آنها نیز اشاره می کند ابن مسکویه و قوای نفس انسان موجودی است مرکب از جسم و روح.روح و نفس نه مادی است و نه خواص مادی دارد .نفس سه قوه دارد . – 1عاقله یا عقیله (ناطقه) که تمییز اشیاء و فکر و اندیشه در حقایق امور به وسیله آن صورت می گیرد .این قوه به مغز ارتباط دارد .و در برابر فضیلت حکمت است. غضبیه (سبعیه ) که با قلب مرتبط است و منشاء دفع ضررهاو ازبین بردن موانع میل بر تسلط وبرتری وروی آوردن به امور هول انگیز است .فضیلت در برابر این قوه شجاعت است. – 3شهویه (بهیمیه ) که منشاء طلب غذا ،مسکن ،و سایر لذات حسی است .فضیلت در برابر این قوه عفت است.و به وجود آورنده فضیلت چهارم یعنی عدالت است ویژگی های انسان از نظرابن مسکویه – 1اراده - 2اجتماعی بودن – 3آموختن و یاد دادن – 4خود دوستی ( حب نفس ) کمال انسان در شناخت و عمل محقق می گردد انسان ها در چهار مرتبه قرار می گیرند . - 1موقنان :صاحبان حکمت و دست یافتگان به نخستین درجه و مقام نزدیکی به خدا – 2محسنان :آنان که به هر چه می دانند عمل می کنند - 3ابرار :جانشینان حقیقی پروردگار بر روی زمین در مسیر اطالع انسان ها و جوامع – 4فائزان :آنان که در عشق پروردگار به درجه اخالص نائل گردیده اند ابن مسکویه شناخت را تحقق صورت موجودات در نفس انسان می داند .شناخت و علم غذای نفس است .برای شناخت راه های مختلفی وجود دارد که عبارتند از :حس ” عقل“وحی ” رویا تعلیم و تربیت از دیگاه ابن مسکویه اهداف ابن مسکویه در تعلیم و تربیت عبارتند از : -1پرورش جسمی – 2پرورش عقلی – 3پرورش اخالقی – 4پرورش دینی مراحل رشد طبیعی انسان در سه مرحله تنظیم می شود الف – توجه به امور بدنی و قوای جسمانی ب – شوق به تحصیل کرامت ج – واداشتن جوان به تحصیل علم و معارف به ویژه تعالیم چهارگانه منطق . طبیعیات .ریاضیات .الهیات ابن مسکویه برای تربیت اجتماعی توصیه هایی ارائه می کند – 1عدالت اجتماعی – 2رعایت آداب دینی -3احسان – 4تواضع – 5 امانتداری – 6صبر وبرباری – 7پرهیز از حسد اصول و روش های تربیتی ابن مسکویه اصول مورد نظر ابن مسکویه در تربیت عبارتند از : – 1تدریجی بودن مسیر رشد و توجه مربیان به سیر طبیعی تحولی انسان – 2رعایت تفاوت های فردی در محیط آموزشی – 3رعایت اعتدال و تاثیر آن در شکوفایی فضائل اخالقی – 4عادت دادن متربیان به سختی ها و تاکید بر حذر داشتن از ناز پروری ،تن آسایی و خوشگذرانی روش های تربیتی – 1روش تعقل و اندیشیدن – 2تاثیر گذاری گروه های هم سن و سال بر کودکان – 3اهمیت به ورزش و تربیت بدنی – 4توجه به نقش تربیتی محبت در انسان دلبستگی :پیوند عاطفی پایدار یک شخص با شخص دیگر است .رفتارهای دلبستگی عبارتند از :توجه ترجیحی” لبخند زدن ” سرو صدا کردن و گریه کردن در صورت غیاب فرد خاص ( در کودکان ) دلبستگی پیامد محبت می باشد. ابن سینا ( 428 – 370ق ) نظام فلسفی ابن سینا آمیزه ای است از مهم ترین عناصر بنیادی فلسفه مشایی –ارسطویی و برخی ازعناصر مشخص جهان بینی نو افالطونی در پیوند با جهان بینی دینی اسالمی. هستی شناسی محور اصلی نظام فلسفی ابن سینا را تشکیل می دهد روان و روان شناسی ابن سینا ( نفس انسان اثبات هستی روان ” نفس ” نظریه دو گرایی ” نفس و بدن ” جوهری است که می تواند مستقل از بدن موجود باشد )ابن سینا عالوه بر جوهر بودن نفس ثابت کرد که نفس نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است روحانی ویژگی های نفس عبارتند از الف – قدرت معانی کلی را دارد ب -تعقل ذات می کند ج – انجام بالقوه افعال غیر متناهی د -قوت دایمی و برای اثبات این حرف 2برهان را مطرح می کند الف – خود آگاهی ب – تجرد عقل استدالل ابن سینا در خود آگاهی این است که ” ما می توانیم بدن های خود را نادیده بگیریم و در وجود آن ها تردید کنیم اما نمی توانیم اذهان خود را نادیده بگیریم .انسان از رهگذر خود آگاهی به اثبات وجود ( روان ) می پردازد ابن سینا و نفس انسان از نظر ابن سینا مهم ترین برجستگی و امتیاز انسان “ تصور معانی کلی عقلی ” است که ادراک مجرد از زمان است عقلی و شناخت مجهوالت از واالترین امتیاز انسان است. ابن سینا عالوه بر جوهر بودن نفس ثابت کرد که نفس نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است روحانی که الف .قدرت درک معانی کلی را دارد ب .تعقل ذات می کند ج .انجام بالقوه افعال غیر متناهی د . قوت دایمی نفس از نظر ابن سینا جوهری یگانه است که در بر گیرنده افعال و قوای انسانی بوده و به آن وحدت می بخشد انسان در تغذیه .تصور .احساس و تخیل با حیوان مشترک است و لی استنباط .یادگیری صنعت و تشخیص زشت و زیبا از افعال ویژه انسان است قوای انسانی از چند نفس از چند نفس (نباتی .حیوانی و ناطقه )نشات می گیرد.در تقسیم بندی ابن سینا از نفس ناطقه انسانی ،این نفس به ” نفس عملی ( عامله ) ” و نفس نظری (عالمه ) تقسیم می گردد . اصلی ترین بخش روانشناسی ابن سینا در باره ی وهم است ابن سینا و قوای فعاله انسان ابن سینا از نظر نگرش به تعریف ارسطو راه جدیدی را طی می کند ،زیرا او اجسام طبیعی را مورد مطالعه قرار داده و آنها را از نظر قوای فعاله به دو نوع تقسیم می کند، قوایی که تسخیری و جبری عمل می کنند. قوایی که با قصد و اختیار و اراده کار می کنند. نفس طبیعی نام و عنوان قوای فعالیت بر سبیل تسخیر و اجبار ،عمل یک بعدی انجام می دهد. نفس نباتی نام قوای فعالی است که به طور تسخیری به افعالی چند بعدی می انجامد. تصور معانی کلی عقل از نظر ابن سینا از نظر ابن سینا مهم ترین برجستگی و امتیاز انسان ” تصور معانی کلی عقلی ” است که مجرد از زمان است در انسان انجام افعال پسندیده و ترک کارهای زشت از طریق تربیت رشد می کند. ویژ گی های هشت گانه اراک عقلی عبارتند از : سخن گفتن .یادگیری صنایع .تعجب .رای . خجالت .ترس وامید .تردید هستند که حیوانات بهره ای از آن ندارند . نیاز انسان به اجتماع علل جدایی انسان از حیوان است شناخت از نظر ابن سینا از نظر ابن سینا ا اولین گام شناخت ادارک حسی است .که به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم می شود حواس ظاهری شمال :بینایی .شنوایی .بویایی .چشایی و المسه است . انسان از نظر ابن سینا دارای پنج حس یا قوای باطنی و درونی است که عبارتند از :الف .حس مشترک ( جایگاه همه حواس ب .-خیال ( قوه مصوره ) ج .متخیله ( کارآن فعالیت در باره ی تصویر هاست د .وهم یا وهمیه ( سودمندی ،عشق ،نفرت و ) ...ه .حافظه ( یا ذاکره ) که تصوراتی را نگاه می دارد که آن را معانی می خوانند . اصیل ترین بخش روانشناسی ابن سینا نظریه او در باره ی وهم است که روانشناسان جدید به عنوان واکنش عصبی فرد در برابر شی معین توصیف می کنند .این واکنش کامال غریزی است .مثل واکنش گوسفند وقتی گرگ را می بیند یا احساس عالقه مادر نسبت به فرزند . قوای نفس بر حسب تقسیم ابن سینا اصول و روانشناسی تربیتی ابن سینا ابن سینا براب به وجود آمدن یک جامعه سالم و برتر سه عنصر را اساسی و الزم می داند الف – مدیران ( مدبران ) ب – صنعتگران (صناع ) ج – نگهبانان ( حفظه ) برنامه ریزان امور تربیتی جامعه باید اصول و روش هایی را بکار بگیرند که عبارتند از : -1خودشناسی و تربیت نفس – 2رعایت تفاوت های فردی – 3شناخت استعداد ها – 4در نظر گرفتن مراحل رشد – 5آموزش گروهی( نتایج آموزش گروهی :تهذیب اخالق .رقابت .آمادگی برای زندگی اجتماعی .برآوردن نیازهای روحی ) – 6تشویق و تنبیه غزالی (505-450ق) نفس از نظر غزالی وجود نفس در انسان بدیهی و بی نیاز از اثبات است .نفس جوهری است ماکوتی که تقسیم پذیر نیست ،قائم به ذات است و جایگاه معقوالت به شمار می رود نابودی در آن راه ندارد و کار آن یادآوری ،حفظ ،بازشناخت و تفکر است .او نفس را حادث می داند . تعلیم و تربیت از نگاه غزالی تعلیم و تربیت از دیدگاه غزالی چون دانه در دل خاک و گوهر در ژرفای دریاست .چنانچه این دو برآیند و استخراج شوند ،استعداد آدمی شکوفا می شود . غزالی همچون جان الک از تعلیم و تربیت با عنوان ” لوح سفید ” یاد می کند انسان از پدیده هایی است که فعلیت کامل نیافته اند و بخشی از وجودشان بالقوه است که با وجود شرایط راه کمال را طی می کنند اصول تعلیم وتربیت غزالی عمده ترین اصول پذیرفته شده غزالی عبارتند از : - 1اصل کرامت داتی انسانی – 2فراگیر باید در فرایند یادگیری خود پرتالش باشد – 3مالزمت و پیوستگی یاد خدا – 4مخالفت با زیاده خواهی نفس – 5 به کار بردن سه اصل مالزمت ،مخالفت و موافقت در تعلیم و تربیت – 6در نظر گرفتن اصل تفرد ” تفاوت های فردی ” در یادگیری – 7رعایت اصل تدریج در تعلیم و تربیت (تدریجی بودن و توجه به ویژگی هاو توانمندی های یادگیرنده ) – 8اصل تاثیر متقابل اندیشه و رفتار با یکدیگر در شخصیت فرد – 9تاثیر محیط وپیرامون آن بر تعلیم و تربیت – 10تقدم داشتن تزکیه بر تعلیم سه اصل که در آموزش کاربرد دارند ( مالزمت ، مخالفت ،موافقت ) مالزمت یعنی ” پیوسته خود را در معرض آموزش قرار دادن مخالفت یعنی ” پرهیز از عوامل بازدارنده آموزشی و یادگیری اهداف و روش های تربیتی غزالی اهداف تربیتی غزالی -1غزالی بر لزوم اهمیت ورزش وبازی کودک و سرشتی بودن آن تاکید دارد. - 2محور مهم تربیتی غزالی ” خود پروری ” است – 3تربیت شغلی ( تبیین جایگاه ارزشی حرفه و شغل ) – 4تعالی اخالق ( غزالی آزموده ترین و بزرگ ترین اخالق پژوهان و اخالق نگاران جهان اسالم است )او اخالق را کسبی و موهبتی می داند.که مردم باید از طریق ریاضت و مجاهده آن را بدست آورند . غزالی با سه رویکرد به اخالق می نگرد الف – اخالق فلسفی (فضیلت ،حکمت ،شجاعت ، عفت ) ب – اخالق دینی ،کالمی (اطاعت از اوامر الهی ) ج – اخالق عرفانی(کسبی و موهبتی است ) روش های تربیتی غزالی در نظر غزالی“ - 1آموزش ” فراگیر ترین و عمده ترین روش تربیتی است الف -با تحریک انگیزه و روش های مثبت و ایجابی ،کودک به یادگیری ترغیب می شود .ب “ -تکرار وتمرین ” نقش برجسته ای در سه حوزه شناختی ،عاطفی و رفتاری دارد – 2روش عمل به ضد :برای اصالح و رفع مشکالت شناختی ،عاطفی و رفتاری افراد می توان از آن بهره جست .مثل زدودن جهل با دانش ،بخل با بخشش و مردم آزاری با نوع دوستی - 3روش دفع اسد با فاسد :در روند تربیتی باید او را از خوی بد و ناپسند به خوبی هدایت کرد. – 4مشاهده و تفکر :از جنبه های رشد شناختی انسان است به نظر او موضوع تفکر دینی است یا غیر دینی . شهاب الدین سهروردی ( شیخ اشراق ) (-549ق 1191 -1153()587م ) شناخت از دیدگاه سهروردی به 5دسته تقسیم می شود : – 1شناخت فطری – 2شناخت حسی که از طریق حواس انجام می شود – 3شناخت خیالی که بدون حضور شی نیز تحقق می یابد – 4شناخت عقلی که از طریق تفکر منطقی و فلسفی انسان از اندیشه های باطل فاصله می گیرد – 5شناخت شهودی :مثل آگاهی انسان به خود و قوای ادراکی آفات شناخت از نظر سهروردی الف – انس با محسوسات ب – تعلقات مادی ج – معیار قرار ندادن برهان و دلیل د – عدم توجه به معرفت شهودی :بدو ن یاری جستن از اشراق و شهود ،نیل معارف حقیقی و ملکوتی امکان پذیر نیست. تعلیم وتربیت از دیدگاه سهروردی سهروردی برترین هدف تعلیم و تربیت را نزدیکی به کمال مطلق به صورت وجودی ،روحی و حضوری می داند ( قرب الهی ) که در آن عبودیت ،شهود ،صفای باطن ، تقویت اندیشه و اعتدال در اخالق و عدم افراط و تفریط می باشد. اصول تعلیم وتربیت سهروردی – 1غفلت گریزی – 2پایداری و مداومت و نهراسیدن از موانع – 3خودشناسی – 4اندیشیدن مداوم در باره جهان آفرینش و نعمت های پروردگار – 5با یاد خدا بودن و ذکر دائمی – 6دعا و تضرع به درگاه خدا ،که نقش موثری در تربیت معنوی انسان ها دارد. خواجه نصیرالدین طوسی (– 597 673ق ) اخالق انسان در پرتو اخالق می تواند نفس خویش را از پستی و ظلمت برهاند. انسان حقیقتی مشتمل بر نفس وبدن است .سعادت انسان از نظر خواجه بر 3 نوع است -1سعادت نفسانی – 2سعادت بدنی 3 – سعادت مدنی تعلیم و تربیت از دیگاه خواجه نصیرالدین طوسی -1ضرورت آموزش و پرورش – 2تربیت مولوی ( ) 672 -604 اخالق وارث اخالق یکتا پرستی است برای مولوی خداوند اساس و غایت همه هستی است ال مکانی که در او نور خداست ماضی و مستقبل و حالش کجاست؟ تعلیم و تربیت از نظر مولوی آرای تربیتی مولوی بر ” انسان شناسی عرفانی ” مبتنی است .بدن ابزار روح است حیات ،اندیشه و اراده ی انسان وابسته به روح است روح بی قالب نداند کار کرد قالبت بی جان فسرده بود و سرد ما عدم هاییم هستی ها نما تو وجود مطلقی ،فانی نما ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی ،تو استخوان و ریشه ای انسان خلیفه الهی روی زمین است .عقل انسان محدود ،ناقص و ناتوان است .او عقلرا به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می کند .و معتقد است عقل نظری از درک اسباب و علل واقعی و فهم حقایق و لطایف ایمانی و عرفانی ناتوان است . اهداف تربیتی برخاسته از بینش واندیشه عرفانی است .انگیزه عامل موثر در پذیرش تربیت است. آب می جودائما ای خشک لب تو به هر حالی که باشی می طلب از نظر مولوی متربی عاقل ،بدون مربی به تربیت معنوی تن در نمی دهد هست بس پر آفت و خوف و خطر پیر را بگزین که بی پیر این سفر اهداف تربیتی مولوی – 1اصل هدف :دستورالعملی جهت رسیدن به هدف است ،بدون جست و جو ،توقع موفقیت و کمال امکان پذیر نیست . چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی – 2عضویت در جامعه :انسان را ارزشمند و معنوی می سازد و روحیه نوع دوستی ،صمیمیت ،صبوری و محبت در او پرورش می یابد . هست سنت ره جماعت چون رفیق بی ره و بی یار افتی در مضیق – 3توجه به تفاوت های فردی در آموزش این صدف ها نیست در یک مرتبه در یکی در است در دیگر شبه – 4آسان گرفتن در تربیت افراد تا متربی میل و رغبت پیدا کند – 5روش الگویی :که از روش های عینی و کاربردی در تعلیم وتربیت است.که می تواند شخصیت متربی و موقعیت او را دگرگون سازد اجتماعی – 6تشویق و تنبیه :محور وفق و مدارا و محبت است .. موعظه ی نیکو غفلت زدا ،فرونشاننده خشم و شهوت ، و جالو صفا دهنده بر روح است . منبع :کتاب روانشناسی از دیدگاه اندیشمندان مسلمان تالیف :دکتر جواد اژه ای پایان

60,000 تومان