علوم انسانی و علوم اجتماعیعلوم اجتماعی و جامعه‌شناسی

فصل 3: کارکردگرایی ساختاری، نوکارکردگرایی و نظریه کشمکش

صفحه 1:
فصل 3 کارکردگرایی ساختاری, نوکارکردگرایی و نظ ‎uS ay‏ ۳

صفحه 2:
توافق و کشمکش شباهت : # هر دو انگاره واقعیت اجتماعی است. تفاوت : * دو نظریه از نظر نگرش نسبت به توافق و سلطه متفاوت هستند. * نظریه کشمکش معتقد به تغییر سریع است و سلطه را محور قرار می دهد. نظریه توافق برعکس تغییر تدریجی و توافق را محور قرار می دهد.

صفحه 3:
قدمت عدم توافق نظریه کشمکش و توافق ‎Sat ۳‏ افلاطون ارسطو اگوستین اکویناس ماکیاول هابز ‏لاک رو سو کنت مارکس دورکیم زیمل ‏پارسنز دارندورف

صفحه 4:
كاركرد گرایی ساختاری * نیزبت: این نظریه بی گمان مهم ترین نظریه در علوم اجتماعی است. ‎٠‏ آلوین گلدنر 9 کینگزیلی دیویس: این نظریه ادامه جامعه * ويلبرت مور : اين نظريه مايه سرد ركمى نظريه جامعه شتاسی معاضر است.

صفحه 5:
ادامه کارکردگرایی ساختاری * نیکولاس دمرات و ریچارد پترسون(1967) : همان طور که جامعه شناسی از دل اركانيسيسم يديد امد . احتمال دارد این نظريه به صورت نظريه جامعه شناختى ديكر تكامل يابد. * مارى آبراهامسون : اين نظريه ماهيت يك يارجه اى ندارد. سه نوع فردكراء فيمابينى و اجتماعى است.

صفحه 6:
انواع کارکردگرایی از نظرآیراهامسون * فردگرایانه مانند کار برانیسلاو مالینوفسکی انسان شناسی که به نیاز کنشگران و انوع ساختارهای بزرگ مانند نهادها و ارزشها ی اجتماعی برای پاسخگویی به اين نیازها پرداخت. *؟ فیمابینی مانند کار انسان شناس دیگر رادکلیف براون که به روابط اجتماعی به ویژه مکانیسم هایی که برای سازگاری با فشارهای موجود دراین روابط به کاربرده می شود تاکید می

صفحه 7:
اذاعه اتواع کا کرد گرانی از نظر آبراهاتسون * کارکردگرایی اجتماعی کار اکثر جامعه شناسان کارکرد گرایی ساختاری است و تاکید کتاب نیز بر این نوع است. * این کارکردگرایی بیشتر به ساختارهای اجتماعی و نهادهای پهن دامنه جامعه . روابط داخلی میان آنها و تاثیرهای مقید کننده آنها روی کنشگران می پردازد.

صفحه 8:
ريشه های کارکردگرایی ساختاری *ارگانیسیسم اگوست گنت : علاقه مند به نقش عناصر در ایجاد توازن وجامعه هنجارمند بود. *ارگانیسیسم او جامعه را با ارگانیسم زیست شناختی مقایسه کرد.

صفحه 9:
لايع لوست كنت ۴ارگالیسم ژیست شناختی #اركانيسم اجتماعى * سلول * خانواده * بافت ها * طبقه و کاست * اعضای بدن *؟ شهر و اجتماعات

صفحه 10:
ار گانیسیسم اسپنسر ارگانیسیسم اسپنسر با فلسفه فایده گرایانه همراه بود. * اين امر باعث ایجاد تناقض در نظریه اسپنسر بود. * ارگانیسیسم به کل های اجتماعی توجه می کند و نقش اجزای سازنده آن. اما فایده گرایی به کنشگران خود محور تاکید دارد.

صفحه 11:
‎cle cals‏ ار گانیسم اجتماعی و زیستی يا فردی از ‏* هر دو رشد می کنند. ‏* افزايش در حجم به افزايش ييجيدكى و تمايز منجر مى شود. ‏* تمایز در ساختارها باعث تمایز در کارکرد است. ‏* اجزای هر دو ارگانیسم به یکدیگر وابسته است. دگرگونی در یک جزء دگرگونی دراجزای دیگر را در پی دارد.

صفحه 12:
ادامه شباهت های ارگانیسم اجتماعی و زیستی يا فردی از نظر اسپنسر * هر یک از اجزای پدیده خود یک ارگانیسم در نظر گرفته می شوند.

صفحه 13:
اميل دوركيم و اسينسر است. * علاقه دوركيم به واقعيت اجتماعي در واقع علاقه به اركانيسم اجتماعی و روابط میان آنها و تاثیرشان بر کل جامعه است. * علت اجتماعی را از کارکرد ها جدا کرد. * متاثر از کدت ay

صفحه 14:
ادامه اميل دوركيم * علت به جكونكى ييدايش ساختارها مى يردازد واين كه جرا جنين صورتى به خود كرفته است. * كاركرد اجتماعى به نيازى مى يردازد كه ساختار برآورده مى سازد. ره ‎a‏

صفحه 15:
فشربندی کار کردی 9 انتقادها انتقاد : ۰ یک ضرورت است. * تحکیم نابرابری است. + ناخودآگاه شکل می گیرد. * چرا چون بوده باید بماند؟ * ساختاری از سمت ها * ملاک اهمیت اجتماعی انتصاب بر اساس چیست؟ خوشایندی» اهمیت و استعداد است.

صفحه 16:
تاه اهر ‎AS‏ اقمع پیش نیازهای کار کردی ‎Assn Lo‏ * پیش نیازهای کارکردی جامعه از نظر پارسنز انطباق » دستیابی به هدف » حفظ الگو و انسجام است. * از نظر آبرل جمعیت » قشربندی ۰ ملزومات بقا » تولید مثل « نقش های تفکیک شده » نظام فرهنگی ۰ هدف مشترک و تنظیم تظاهرات عاطفی است. * همه موارد بالا به وسیله اجتماعی شدن و ملکه ذهن شدن منتقل می گردد.

صفحه 17:
تطبيق: سازكارى محيط با نظام و نظام با محيط لازم است. دستیابی به هدف : برای یک نظام اهداف و راه دستیابی به آنها لازم است. يكبارجه تى : براى هر نظامى تنظيم رابطه متقابل اجزا و چها رتكليف كاركردى لازم است. سکون با نگه داشت الگو: هر نظامى بايد الكوهاى فرهنكى را ایجاد , نکه داری یا تجدید کند. 3 1

صفحه 18:
* چهار تکلیف کارکردی با چهار نظام کنش پیوند دارند. پارسنز به اين وسيله به مسئله نظم پاسخ می دهد. نطام اجتماعی کارکرد یکپارچگی نظام شخصيتي کارکرد دستیابی به هدف نظام فرهنگی کارکرد سکون ارگانیسم زیست شناختی کارکرد تطبیق

صفحه 19:
پاسخ پارسنز به مسئله نظم هابزی * پارسنز به شیوه کارکرد گرایی ساختاری پاسخ گفت: * خاصیت نظم و وابستگی متقابل اجزا؛ * كرايش نظام ها به توازن؛ * نظام ایستا و یا دگرگونی سامان مند ؛ * تاثیر ماهیت بخش ها ی نظام بر بخش های دیگر نظام؛ * حفظ مرزهای نظام؛ ضرورت فرایند های تخصیص و یکپارچگی برای توازن ؛ * نظارت بر تنوعات محیطی و مهار دگرگونی در داخل نظام ؛

صفحه 20:
ادامه پاسخ پارسنز به مسئله نظم هابزی © نكته : * چهار نظام مورد نظر پارسنز در جهان واقعی وجود ندارد بلکه ابزاری مفهومی برای تحلیل جهان واقعی است.

صفحه 21:
نظام اجتماعی تعریف : مجموعه ای از کنشگران فردی که در موقعیتی فیزیکی يا محیطی با یکدیگر کنش متقابل دارند. کنشگران به دنبال ارضای حد مطلوب هستند و به وسیله نظام فرهنگی با یکدیگر و با محیط اشان رابطه برقرار می کنند. آمیزه نت - منزات واحد بنیادی مطالعه نظام اجتماعی است.

صفحه 22:
* منزلت جایگاه ساختاری در نظام اجتماعی است. * نقش کاری است که کنش گر در یک چنین موقعیتی انجام می دهد. * تا این جا عناصر ساختاری بحث شد. اما پارسنز کارکردگرا نیز هست.

صفحه 23:
ادامه نظام اجتماعی پیش نیازهای کارکردی نظام اجتماعی با نظام های دیگر سازگار باشد. باید از پشتیبانی نظام های دیگر برخوردار باشد. باید نیازهای مهم کنشگران خود را به اندازه کافی تامین کند. مشارکت کافی اعضا را برانگیزد. حداقل نظارت را بر رفتار بالقوه مخرب اعمال کند. کشمکش های مخرب را نظارت کند. برای بقا نیاز به زبان دارد.

صفحه 24:
قضیه پویا و بنیادی جامعه شناسی تلفیق الگوهای آرزشی با تمایلات است. اجتماعی کردن و ملکه ذهن کردن ء هنجارها و ارزش ها را بخشی از وجود کنشگر یا وجدان او می گرداند. اجتماعی شدن مربوط به تمامی عمر فرد است. نشانه اجتماعی کردن موفق . تامين مصالح كل نظام در كنار تامين منفعت فردى است.

صفحه 25:
با وجود اجتماعی شدن همچنان تفاوت های فردی وجود دارذ ..پس نم چگوثه ممکن است؟ پاسخ مکانیزم های نظارت اجتماعی است. نظارت اجتماعی خط دوم دفاع از نظام است. نباید دائمی باشد. نظام انعطاف پذیر توام با مدارا با تنوعات و کجروی . قدرتمند تر است.

صفحه 26:
ادامه نظام اجتماعی جامعه مهم ترين نظام اجتماعی است. جامعه عبارت است از پدیده جمعی به نسبت خود بسنده که اعضایش می توانند همه نیازهای فردی و جمعی اشان را برآورده سازند . در هر جامعه چهار خرده نظام یا ساختار(اقتصاد. سیاست. نظام اعتقادی و عرف) هست که چهار کارکرد معروف را انجام می دهد .

صفحه 27:
ادامه تکامل * با تكثير خرده نظام ها و تخصصى شدن آنها هما اهنكى ميان اين عناصر براى جامعه مسائل تازه اى ايجاد مى كند . * جامعه به سوى تكامل از نظام انتساي ‎aASCribed))‏ ‏سوى ‎pls‏ دستای رد4 ۲۱16۷60(/)حرکت می كند. * منظور از نظام دستاوردی رها کردن مردم از قید و بندهای انتسابی و کسب قابلیت و مهارت است.

صفحه 28:
ادامه تکامل * جامعه تمایز يافته نیازمند نظام ارزشی عام تری است .به نحوی که برای خرده واحد هایش مشروعیت داشته باشد.

صفحه 29:
OOP ادامه تکامل سه مرحله تکامل : ابتدایی میانین نوين پیدایش زبان و زبان نوشتاری موجب انتقال از مرحله ابتدایی به ميانين است و توانين مرحله نوين را در يى دارد.

صفحه 30:
انتقاد وارد بر نظریه تکامل پارسنز * مراحل را به صورت متوالی مطرح کرد . * از بیان فرایند تحول ناتوان است. * یعنی در اصل یک تحلیل ساختاری تطبیقی ارائه داده است.

صفحه 31:
رابرت مرتن کسی که تنها بیانیه مهم را در باره قواعد تحلیل کار کردی ساختاری در جامعه شناسی نوشته است. نقد هایی که بر جنبه های افراطی کارکردگرایی ساختاری وارد ساخت باعث شد این نظریه سودمند باقی بماند. سه اصل بنیادین برای تحلیل کارکردی برشمرد. سپس به نقد این سه اصل پرداخت.

صفحه 32:
ادامه رابرت مرتن سه اصل بنیادی تحلیل کارکرد گرایی: اصل وحدت اصل عمومیت اضل ‎Sige‏ ‏نقد : وحدت کارکردی می گوید اجزای نظام مانند ارزشها و هنجارها یکپارچه اند . اين امر در جوامع کوچک ابتدایی صادق است نه جوامع بزرگ و

صفحه 33:
دامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن در عمومیت کارکردی همه اجزای نظام کارکرد مثبت دارند. در صورتی که مثلا ملیت گراییافراطی جزتی است که سلاح های اتمی در پی دارد. * ضرورت کارکردی ارزشها و نهادها ی فعلی را گریز ناپذیر می داند . در صورتی که شقوق کارکردی متفاوتی می تواند جایگزین جزء فعلی شود.

صفحه 34:
ادامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن * در جامعه شناسی تلفیق نظریه و تجربه لازم است. * موضوع جامعه شناسی فقره های معیارین مانند نقش ها » تهادها؛ هنجارها ‏ ساختارها » نظارت ‏ الگوهای فرهنگ » عواطف حاصل از فرهنگ و فرایندهای اجتماعی است.

صفحه 35:
اداننه نقد اصول تحلیل کارکرددگراتی فرتن * تعریف کارکرد: عملکردهایی که تطبیق یا سازگاری یک نظام اجتماعی را امکان پذیر می سازد . * مفاهیم ابداع مرتن : * کژکارکرد: ساختارها با نهادها برای بخش های ‎So‏ نظام پیامد منفی دارد.

صفحه 36:
ادامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن ۰ بی کارکرد: عملکردهایی که برای یک نظام دردی را دوا * تعادل خالص : در مجموع قضاوت می شود که آیا یک بخش كاركرد دارد يا كزكاركرد؟ * به اين منظور بايد در سطوح مختلف تحليل كرد. در هر سطح سازمان ‏ نهاد يا كروه به قضاوت يرداخت.

صفحه 37:
ادامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن * کارکرد آشکار: کارکردهایی که با قصد قبلی انجام می كيرد. * کارکرد پنهان : کارکردی که بدون قصد قبلی ایجاد شده است. ۰ پیامد پیش بینی نشده : همان کز کارکرد آشکار و پنهان است. نوع دیگر آن بدون کارکرد است.

صفحه 38:
ادامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن ادامه کژکارکرد» ساختارهای دور ریختنی است. يك ساختار مى تواند براى كل نظام كزكاركرد داشته باشد ولى ادامه يابد زيرا براى بخشى ديكرى از نظام كاركرد دارد. به هر روى انواع تبعيض ها براى كروهى كاركرد دارد اما براى همان گروه بدون کژ کارکرد نیست. سفید پوستان از تبعیض علیه سیاهان و مردان از تبعيض على زنان خود متضرر می شوند.

صفحه 39:
انتقادها از کارکردگرایی ساختاری * نظریه کارکردگرایی ساختاری از دهه 30 تا 60 نظریه مسلط جامعه شناسی امریکا بوذه است. * در سالهای اخیر انتقاداتی بر آن وارد شده است. ** انتقادهای ذاتی * به تاریخ نمی پردازد زیرا کار خود را با نقد نظریه تکامل آغاز کرد.

صفحه 40:
انتقادها از کارکردگرایی ساختاری به فرایند دگرگونی نمی پردازد. بیشتر به ساختارهای ایستا توجه دارد. زیرا معتقد است عناصر نظام هم دیگر را تقویت می * به کشمکش نمی پردازد زیرا آن را مخرب می داند. کشمکش خارج از چارچوب جامعه قرار دارد. * تاکید بر فرهنگ . هنجارها و ارزشها کنشگر را در اين نظریه منفعل ساخته است.

صفحه 41:
انتقادها از کارکردگرایی ساختاری * مشروعیت هایی را که نخبگان جامعه به کار می برند با واقعیت اجتماعی اشتباه می گیرد. انتفادهای روشی و منطقی * مبهم و ناروشن است زیرا به جای واقعیت اجتماعی از نظام های اجتماعی انتزاعی سخن می گوید. مدعی فراگیری است اما در واقع محدود به یک دوره تاریخی با دامنه متوسط است.

صفحه 42:
ادامه انتفاه‌ساین از کردگزایی سباشتاری مشخص نکرده است برای تعیین سهم یک بخش از نظام جه ابزارهایی می توان استفاده کرد؟ * در این نظریه کار تطبیقی دشوار است . چون هر جزء تنها در نظام خود قابل فهم است.

صفحه 43:
ادامه انتقادها از کارکردگرایی ساختاری غیت شناسی و همان گویی * غایت شناسی ناموجه : می گوید جامعه هدف هایی دارد برای رسیدن به هدف ها ساختارهای خاصی ایجاد می کند. * نمی گوید چرا خرده ساختارها ی دیگر نمی توانند کارکرد خرده ساختار اصلی را انجام دهند.

صفحه 44:
ادامه انتقادها از کارکردگرایی ساختاری * این همان گویی یعنی نتیجه حاصل از آن همان قضایای صغری و کبری استدلال است. مى كويد نظام از طريق اجزايش تعيين مى شود و اجزا نيز از طريق جايكاه در نظام مشخص مى شود.

صفحه 45:
* جفری الگزندر * پل کولومی

صفحه 46:
ادامه پل کولومی تمایز انواع دارد تمایز ناقص , تمایز زدایی تحول ناهمسان حاصل فرایند تمایز علاوه بر کارآیی و یکپارچهی تنوعی آز پیامدهای احتمالی است. نوکارکردگرایی به قدررت » کشمکش و عوامل تمایز و موانع تمایز نیز می پردازد.

صفحه 47:
* با الهام از زیمل و مارکس در پی پاسخ به نقد مای وارد شده است. ‎٠‏ می خواست جانشین کارکردگرایی ساختاری شود اما تحت الشعاع نظریه های مارکیستی قرار داشت. ‏* نتوانست از ريشه های کارکردگرایی ساختاری فاصله كيرد. اما به انديشه مارکس رونق داد.

صفحه 48:
رالف دارندورف * به جای توازن به دگرگونی , به جای سامان مندى به عدم توافق و به جای ارزش های مشترک به اعمال زور پرداخت. + جامعه دارای هر دو جنبه است باید نظریه نظم یکپارچگی و نظریه تضاد کشمکش را تحلیل کند. ۰ به وسیله سمت ها حق اعمال قدرت و اقتدار به افراد واگذار می شود .

صفحه 49:
اقتدار * اقتدار در سمت ها نهفته است» سلطه حاصل چشمداشت های نقش آگاهانه يا ناآگاهانه دیگران است. * اقتدار پدیده اجتماعی تعمیم یافته نیست نیاز به نظارت و مجازات است. * هم گروهی های آمرانه تنظیم شده , واحدهای جامعه اند که تحت نظارت سلسله مراتب اقتدارم ند .

صفحه 50:
ادامه اقتدار * چشمداشت های نقشی ناآگاهانه همان منافع پنهان است. * همه کنشگران برای عمل کردن بر وفق منافع خود نیازی به آگاهی از منافعشان ندارند. * منافع بالادست و زیر دست در چشمداشت های وابسته به سمت ها منعکس است.

صفحه 51:
ادامه اقتدار مفاهيم شبه كروه » گروه ذی تفع و نحوه عضو گیری دارای اهمیت است. گروه ذی نفع گروه واقعی است و دارای پرنامه . هدف و رفتار مشترک است که از شبه گروه عضو گیری می کند. عضو گیری اگر تصادفی باشد به کشمکش نمی انجامد. لومپن پرولتاریا عضویت تصادفی دارد پس به کشمکش نمی انجامد. نهایت ‎poe ae‏ شديد باشد دكركونى ريشه ای و اگر توام با خشونت باشد تفییر ناگهانی در پی دارد.

صفحه 52:
نقد بر دارندورف نظم و ثبات را در نظر نمی گیرد. با کارکردگرایی ساختاری اشتراک بیشتری دارد. مشروعيت نظام را از قبل مى يذيرد. كلان نكر است. نظم و تضاد را تناوبى مى نكرد.

صفحه 53:
جاناتان ترثر ابتدا به نقد نظریه کشمکش می پردازد. کشمکش تعریف روشنی ندارد. سح تحلیل رون ناد وه طورضمنی در یه رذب ول فده مرحله ای گذار به کشمکش را نشان می دهد.

صفحه 54:
* محرومان منافع خود را در دگرگونی * محرومان برانگیخته می شوند. AF all oo Jang ebb! نظام متشکل از واحد ها است. منابع کمیاب بین واحدها نابرابر توزیع شده است. واحدهایی احساس می کنند سهم مناسبی به دست نیاورده اند.

صفحه 55:
ادامه جاناتان ترنر مراحل نه گانه گذار گروهی که محرومیت را جدی می گیرد کشمکش می شود. کوشش هایی برای سازمان دهی این گروه انجا سرانجام کشمکش پیش می آید. درجه خشونت برخورداری از دارد. کشمکش بستگی به تشخیص منافع طرفین و از مکانیسم های مهار . تنظیم و یا رفع کشمکش

صفحه 56:
نظریه های تلفیقی دیگر * ون دن برگ: هر دو کل گرا » تکاملی » به سوی توازن و تاکید بر متغیررهای خود دارند. ‎٠‏ کوزر و هایمز: هر دو بر کارکردهای توازن بخش کشمکش تاكيد دارند.

صفحه 57:
ادامه نظریه های تلفیقی دیگر * برخی از انواع نظم پا نظم بیش از حد به عدم توازن منجر می شود. * زیمل نخستین کار برجسته در زمینه کارکردهای کشمکش اجتماعی را ایجاد کرد. * کوزر: از کشمکش زیمل بهره گرفت؛ کارکردهای کشمکش درمان ضعف ساختاری گروه » اتتلاف » فعال شدن عضو منزوی ‏ آگاهی از موضع مخالف . و امکان نزدیکی و تطابق مسالمت آمیز میان دو طرف را افزايش مى دهد.

صفحه 58:
کارکرد کشمکش از نظر هایمز * هایمز: به کارکردهای کشمکش نژادی تاکید داشت. البته کشمکش های نوع غیر خشونت امیز مانند رفتار جمع سنجیده سیاهان برای دست یابی به هدفهای اجتماعی خود. * کارکردهای کشمکش نژادی مانند همبستگی سیاهان. تشخیصر هویت ‏ اطلاع رسانی از طریق رسانه ها و افزايش قدرت سیاه پوستان .

صفحه 59:
۰ ای. نج همه نظریه های تلفیقی در سطح کلان باقی ماندند.

صفحه 60:
رندل کالینز * کشمکش نه خوب و نه بد است بلکه یک اساسی زندگی اجتماعی است. ۱ " از دیدگاه فردی به قضیه کشمکش می نگرد (پدیدار شناسی و روش شناسی مردمی ). * ساختارهای اجتماعی از کنشگران جدایی ناپذیر است و الگوی کنش ذات این ساختارها است. * کنشگر پیوسته در حال آفریدن و بازآفریدن سازمان اجتماعی است.

صفحه 61:
ادامه رندل کالینز بیش از مارکس تحت تاثیر وبر و دورکیم است. ۴ نقد اقتصاد نگری ۰ تک علتی و ایدئولوژیک بودن نظریه مارکس . " مانند وبر به قشربندی اجتماعی پرداخت(ثروت. سیاست. اشتغال» سبک زندگی ‏ خانواده . باشگاهها) * شرایط مادی از شاخص های سبک زندگی (صاحب ابزار» فاقد ابزار)

صفحه 62:
ادامه رندل کالینز * شرایط مادی تعیین کننده ماهیت گروههای اجتماعی در طبقات مختلف. شرایط مادی بر فرهنگ موثر است ۰ طبقات ‎Vb‏ نماد ساز و عقیده ساز . طبقه يايين نظام نمادین ضعیفی دارند که از بالا بر آن ها تحمیل شده است.

صفحه 63:
ادامه رندال کالینز * وبر در چارچوب نظریه مارکس کارمی کند. قشربندی صورت های متفاوت کشمکش را در پی دارد. ۷سازمانها صحنه برخورد منافع است. ۷ دولت عامل نظارت بر ابزار اعمال خشونت به جای کشمکش بر سر ابزار متوجه کشمکش بر سر دولت است. دین نیز می تواند عرصه کشمکش باشد.

صفحه 64:
ادامه رندال کالینز رهیافت قشربندی مبتنی بر کشمکش : الود اجتماعی اند اما مستعد کشمکش در روابط اجتماعى . "آدم ها در صدد دستيابى به بيشترين حد منزلت ذهنى اند. ۷ توانایی آنها در این امر بستگی به منافع آنها و منافع ديكران دارد. #بنابراین جستجوی نفع تعارض در پی دارد.

صفحه 65:
(1 (2 (3 ادامه رندال کالینز رهیافت مبتنی بر کشمکش به سه اصل بنیادی تقليل مى یابد: آدمها در جهان ذهنی خود ساخته زندگی می کنند. آدمها قدرت تاثیر گذاری و نظارت بر تجربه ذهنی دیگران را دارند. آدمها سعی می کنند مخالفان را تحت نظارت خود درآورند.

صفحه 66:
ادامه رندال کالینز *_ بر پایه سه اصل بنيادین مطرح شده پنج اصل تحلیل در 1 انسان ها هم به وسیله منفعت و هم به وسیله جاذبه های عاطفی بر انگيخته می شوند. 2 انسان ها متاثر از شرایط مادی اطرافشان هستند اما افرادی که منابع اندکی در دست دارند بیشتر از افراد دسته بالا تحت ‎SU‏ محیط مادی خود هستند. 3) نفع طبقه بالا استثمار را اجتناب ناپذیر می سازد.

صفحه 67:
(4 ادامه رندال کالینز فرهنگ حاصل منافع . منابع و قدرت است و بر گروههای فاقد منابع تحمیل می شود. قشربندی را باید به صورت تجربی تطبیقی مطالعه کرد نه نظری . کالینز به علت های چندگانه توجه کرد.

صفحه 68:
ادامه رندال کالینز ینز کالینز کشمکش را علاوه بر پهنه قشربندی در روابط جنسی و سنی نیز بسط داد. در کشمکش جنسی مردان همواره پیروزند. در کشمکش سنی فرزندان فاقد منابع تابع والدین اما با بلوغ و دستیابی به منابع در برابر تابعیت مقاومت می کنند. سازمان ها ئیز صحنة مثافع متعازض ‎Saal‏ ‏به جای زور استفاده از پاداش مادی (خرد نگری ) راحت تر قدرت اعمال م ‎OS‏

صفحه 69:
امه رندال کالینز اد * نقد: نلفية انجام نداد. كلان را به خوبى انح تلفيق خرد و كلان

صفحه 70:
نظر ون دن برگ در مورد دو نظریه کارکردگرایی ساختاری و کشمکش ۶ ون دن برگ: 0) هر دو کل گرا هستند. 2 هر دو نظریه توازن هستند. 3( هردو قضایای دیگری را نادیده می گیرد.

صفحه 71:
نقد فرانک بر نظر ون دن برگ مارکسیسم کل گرای واقعی و کارکردگرایی کل گرای انتزاعی است. هر دو به جای تقدیس جامعه به اتوپیا نظر دارزد. کارکردگرایان برخلاف مارکسیست ها به فهم اجزای کل تاکید دارند. مارکسیسم را بهتر می توان با کارکردگرایی ساختاریی پیوند داد تا کارکردگرایی را با مارکسیسم .

صفحه 72:
ادامه نقد فرانک بر ون دن برگ * برای نظریه مارکسیستی دگرگونی سرچشمه ساختار است برای کارکردگرایان ساختار سرچشمه دگرگونی است. * مارکسیست ها دگرگونی را در سراسر نظام تصور می کنند. کارکردگرایی ساختاری به دگرگونی در یک نظام توجه دارد. ‎٠‏ نظریه مارکسیستی نظریه توازن نیست.

فصل 3 کارکردگرایی ساختاری ،نوکارکردگرایی و نظریه کشمکش توافق و کشمکش شباهت : هر دو انگاره واقعیت اجتماعی است. تفاوت : دو نظریه از نظر نگرش نسبت به توافق و سلطه متفاوت هستند. نظریه کشمکش معتقد به تغییر سریع است و سلطه را محور قرار می دهد .نظریه توافق برعکس تغییر تدریجی و توافق را محور قرار می دهد. قدمت عدم توافق نظریه کشمکش و توافق نظم افالطون اگوستین ماکیاول الک کنت دورکیم پارسنز کشمکش ارسطو اکویناس هابز رو سو مارکس زیمل دارندورف کارکرد گرایی ساختاری • نیزبت :این نظریه بی گمان مهم ترین نظریه در علوم اجتماعی است. • آلوین گلدنر و کینگزلی دیویس :این نظریه ادامه جامعه شناسی است. • ویلبرت مور :این نظریه مایه سردرگمی نظریه جامعه شناسی معاصر است. ادامه کارکردگرایی ساختاری • نیکوالس دمرات و ریچارد پترسون( : )1967همان طور که جامعه شناسی از دل ارگانیسیسم پدید آمد ،احتمال دارد این نظریه به صورت نظریه جامعه شناختی دیگر تکامل یابد. • مارک آبراهامسون :این نظریه ماهیت یک پارچه ای ندارد. سه نوع فردگرا ،فیمابینی و اجتماعی است. انواع کارکردگرایی از نظرآبراهامسون • فردگرایانه مانند کار برانیسالو مالینوفسکی انسان شناسی که به نیاز کنشگران و انوع ساختارهای بزرگ مانند نهادها و ارزشها ی اجتماعی برای پاسخگویی به این نیازها پرداخت. • فیمابینی مانند کار انسان شناس دیگر رادکلیف براون که به روابط اجتماعی به ویژه مکانیسم هایی که برای سازگاری با فشارهای موجود دراین روابط به کاربرده می شود تاکید می کنند. ادامه انواع کارکردگرایی از نظر آبراهامسون • کارکردگرایی اجتماعی کار اکثر جامعه شناسان کارکرد گرایی ساختاری است و تاکید کتاب نیز بر این نوع است. • این کارکردگرایی بیشتر به ساختارهای اجتماعی و نهادهای پهن دامنه جامعه ،روابط داخلی میان آنها و تاثیرهای مقید کننده آنها روی کنشگران می پردازد. ریشه های کارکردگرایی ساختاری •ارگانیسیسم اگوست کنت :عالقه مند به نقش عناصر در ایجاد توازن وجامعه هنجارمند بود. •ارگانیسیسم او جامعه را با ارگانیسم زیست شناختی مقایسه کرد. ارگانیسیسم اگوست کنت ارگانیسم زیست شناختی • سلول • بافت ها • اعضای بدن ارگانیسم اجتماعی • خانواده • طبقه و کاست • شهر و اجتماعات ارگانیسیسم اسپنسر • ارگانیسیسم اسپنسر با فلسفه فایده گرایانه همراه بود. • این امر باعث ایجاد تناقض در نظریه اسپنسر بود. • ارگانیسیسم به کل های اجتماعی توجه می کند و نقش اجزای سازنده ان ،اما فایده گرایی به کنشگران خود محور تاکید دارد. شباهت های ارگانیسم اجتماعی و زیستی یا فردی از نظر اسپنسر • • • • هر دو رشد می کنند. می افزایش در حجم به افزایش پیچیدگی و تمایز منجر شود. تمایز در ساختارها باعث تمایز در کارکرد است. اجزای هر دو ارگانیسم به یکدیگر وابسته است .دگرگونی در یک جزء دگرگونی دراجزای دیگر را در پی دارد. ادامه شباهت های ارگانیسم اجتماعی و زیستی یا فردی از نظر اسپنسر • هر یک از اجزای پدیده خود یک ارگانیسم در نظر گرفته می شوند. امیل دورکیم • متاثر از کنت و اسپنسر است. • عالقه دورکیم به واقعیت اجتماعی در واقع عالقه به ارگانیسم اجتماعی و روابط میان آنها و تاثیرشان بر کل جامعه است. • علت اجتماعی را از کارکرد ها جدا کرد. ادامه امیل دورکیم • علت به چگونگی پیدایش ساختارها می پردازد و این که چرا چنین صورتی به خود گرفته است. • کارکرد اجتماعی به نیازی می پردازد که ساختار برآورده می سازد. قشربندی کارکردی و انتقادها • یک ضرورت است. • ناخودآگاه شکل می گیرد. • ساختاری از سمت ها، انتصاب بر اساس خوشایندی ،اهمیت و استعداد است. انتقاد : تحکیم نابرابری است. چرا چون بوده باید بماند؟ مالک اهمیت اجتماعی چیست؟ پیش نیازهای کارکردی جامعه • پیش نیازهای کارکردی جامعه از نظر پارسنز انطباق ، دستیابی به هدف ،حفظ الگو و انسجام است. • از نظر آبرل جمعیت ،قشربندی ،ملزومات بقا ،تولید مثل ،نقش های تفکیک شده ،نظام فرهنگی ،هدف مشترک و تنظیم تظاهرات عاطفی است. •همه موارد باال به وسیله اجتماعی شدن و ملکه ذهن شدن منتقل می گردد. پیش نیازهای کارکردی جامعه ازنظر پارسنز • • • • تطبیق :سازگاری محیط با نظام و نظام با محیط الزم است. دستیابی به هدف :برای یک نظام اهداف و راه دستیابی به آنها الزم است. یکپارچه گی :برای هر نظامی تنظیم رابطه متقابل اجزا و چها رتکلیف کارکردی الزم است. سکون یا نگه داشت الگو :هر نظامی باید الگوهای فرهنگی را ایجاد ،نگه داری یا تجدید کند. تالکوت پارسنز • چهار تکلیف کارکردی با چهار نظام کنش پیوند دارند .پارسنز به این وسیله به مسئله نظم پاسخ می دهد. نطام اجتماعی کارکرد یکپارچگی نظام فرهنگی کارکرد سکون نظام شخصیتی کارکرد دستیابی به هدف ارگانیسم زیست شناختی کارکرد تطبیق پاسخ پارسنز به مسئله نظم هابزی • • • • • • • • پارسنز به شیوه کارکرد گرایی ساختاری پاسخ گفت: خاصیت نظم و وابستگی متقابل اجزا؛ گرایش نظام ها به توازن؛ نظام ایستا و یا دگرگونی سامان مند ؛ تاثیر ماهیت بخش ها ی نظام بر بخش های دیگر نظام؛ حفظ مرزهای نظام؛ ضرورت فرایند های تخصیص و یکپارچگی برای توازن ؛ نظارت بر تنوعات محیطی و مهار دگرگونی در داخل نظام ؛ ادامه پاسخ پارسنز به مسئله نظم هابزی • نکته : • چهار نظام مورد نظر پارسنز در جهان واقعی وجود ندارد بلکه ابزاری مفهومی برای تحلیل جهان واقعی است. نظام اجتماعی • تعریف :مجموعه ای از کنشگران فردی که در موقعیتی فیزیکی یا محیطی با یکدیگر کنش متقابل دارند .کنشگران به دنبال ارضای حد مطلوب هستند و به وسیله نظام فرهنگی با یکدیگر و با محیط اشان رابطه برقرار می کنند. • آمیزه نقش – منزلت واحد بنیادی مطالعه نظام اجتماعی است. ادامه نظام اجتماعی • منزلت جایگاه ساختاری در نظام اجتماعی است. • نقش کاری است که کنش گر در یک چنین موقعیتی انجام می دهد. • تا این جا عناصر ساختاری بحث شد .اما پارسنز کارکردگرا نیز هست. ادامه نظام اجتماعی پیش نیازهای کارکردی • • • • • • • نظام اجتماعی با نظام های دیگر سازگار باشد. باید از پشتیبانی نظام های دیگر برخوردار باشد. باید نیازهای مهم کنشگران خود را به اندازه کافی تامین کند. مشارکت کافی اعضا را برانگیزد. حداقل نظارت را بر رفتار بالقوه مخرب اعمال کند. کشمکش های مخرب را نظارت کند. برای بقا نیاز به زبان دارد. • • • • ادامه نظام اجتماعی قضیه پویا و بنیادی جامعه شناسی تلفیق الگوهای ارزشی با تمایالت است. اجتماعی کردن و ملکه ذهن کردن ،هنجارها و ارزش ها را بخشی از وجود کنشگر یا وجدان او می گرداند. اجتماعی شدن مربوط به تمامی عمر فرد است. نشانه اجتماعی کردن موفق ،تامین مصالح کل نظام در کنار تامین منفعت فردی است. • • • • ادامه نظام اجتماعی با وجود اجتماعی شدن همچنان تفاوت های فردی وجود دارد .پس نظم چگونه ممکن است؟ پاسخ مکانیزم های نظارت اجتماعی است. نظارت اجتماعی خط دوم دفاع از نظام است .نباید دائمی باشد. نظام انعطاف پذیر توام با مدارا با تنوعات و کجروی ،قدرتمند تر است. ادامه نظام اجتماعی • جامعه مهم ترین نظام اجتماعی است. • جامعه عبارت است از پدیده جمعی به نسبت خود بسنده که اعضایش می توانند همه نیازهای فردی و جمعی اشان را برآورده سازند . • در هر جامعه چهار خرده نظام یا ساختار(اقتصاد ،سیاست ،نظام اعتقادی و عرف) هست که چهار کارکرد معروف را انجام می دهد. ادامه تکامل • با تکثیر خرده نظام ها و تخصqصی شدن آنها هماهنگی میان این عناصر برای جامعه مسائل تازه ای ایجاد می کند . • جامعه به سوی تکامل از نظام انتسابی ((Ascribedبه سوی نظام دستاوردی))Achieved qحرکت می کند. • منظور از نظام دستاوردی رها کردن مردم از قید و بندهای انتسابی و کسب قابلیت و مهارت است. ادامه تکامل • جامعه تمایز یافته نیازمند نظام ارزشی عام تری است .به نحوی که برای خرده واحد هایش مشروعیت داشته باشد. ادامه تکامل • سه مرحله تکامل : .1ابتدایی .2میانین .3نوین • پیدایش زبان و زبان نوشتاری موجب انتقال از مرحله ابتدایی به میانین است و قوانین مرحله نوین را در پی دارد. انتقاد وارد بر نظریه تکامل پارسنز • مراحل را به صورت متوالی مطرح کرد . • از بیان فرایند تحول ناتوان است. • یعنی در اصل یک تحلیل ساختاری تطبیقی ارائه داده است. رابرت مرتن • • • • کسی که تنها بیانیه مهم را در باره قواعد تحلیل کارکردی ساختاری در جامعه شناسی نوشته است. نقد هایی که بر جنبه های افراطی کارکردگرایی ساختاری وارد ساخت باعث شد این نظریه سودمند باقی بماند. سه اصل بنیادین برای تحلیل کارکردی برشمرد. سپس به نقد این سه اصل پرداخت. • • • • • ادامه رابرت مرتن سه اصل بنیادی تحلیل کارکرد گرایی: اصل وحدت اصل عمومیت اصل ضرورت نقد :وحدت کارکردی می گوید اجزای نظام مانند ارزشها و هنجارها یکپارچه اند .این امر در جوامع کوچک ابتدایی صادق است نه جوامع بزرگ و پیچیده. ادامه نقد اصول تحلیل کارکردگرایی مرتن • در عمومیت کارکردی همه اجزای نظام کارکرد مثبت دارند ،در صورتی که مثال ملیت گرایی افراطی جزئی است که سالح های اتمی در پی دارد. • ضرورت کارکردی ارزشها و نهادها ی فعلی را گریز ناپذیر می داند ،در صورتی که شقوق کارکردی متفاوتی می تواند جایگزین جزء فعلی شود. ادامه نقد اصول تحqلیل کارکردگرایی مرتن • در جامعه شناسی تلفیق نظریه و تجربه الزم است. • موضوع جامعه شناسی فقره های معیارین مانند نقش ها ،نهادها ،هنجارها ،ساختارها ،نظارت ،الگوهای فرهنگ ،عواطف حاصل از فرهنگ و فرایندهای اجتماعی است. ادامه نقد اصول تحqلیل کارکردگرایی مرتن • تعریف کارکرد :عملکردهایی که تطبیق یا سازگاری یک نظام اجتماعی را امکان پذیر می سازد . • مفاهیم ابداع مرتن : • کژکارکرد :ساختارها یا نهادها برای بخش های دیگر نظام پیامد منفی دارد. ادامه نقد اصول تحqلیل کارکردگرایی مرتن • بی کارکرد :عملکردهایی که برای یک نظام دردی را دوا نمی کند. • تعادل خالص :در مجموع قضاوت می شود که آیا یک بخش کارکرد دارد یا کژکارکرد؟ • به این منظور باید در سطوح مختلف تحلیل کرد .در هر سطح سازمان ،نهاد یا گروه به قضاوت پرداخت. ادامه نقد اصول تحqلیل کارکردگرایی مرتن • کارکرد آشکار :کارکردهایی که با قصد قبلی انجام می گیرد. • کارکرد پنهان :کارکردی که بدون قصد قبلی ایجاد شده است. • پیامد پیش بینی نشده :همان کژ کارکرد آشکار و پنهان است .نوع دیگر آن بدون کارکرد است. ادامه نقد اصول تحqلیل کارکردگرایی مرتن • • • • ادامه کژکارکرد ،ساختارهای دور ریختنی است. یک ساختار می تواند برای کل نظام کژکارکرد داشته باشد ولی ادامه یابد زیرا برای بخشی دیگری از نظام کارکرد دارد. به هر روی انواع تبعیض ها برای گروهی کارکرد دارد اما برای همان گروه بدون کژ کارکرد نیست. سفید پوستان از تبعیض علیه سیاهان و مردان از تبعیض علی زنان خود متضرر می شوند. انتقادها از کارکردگرایی ساختاری • نظریه کارکردگرایی ساختاری از دهه 30تا 60نظریه مسلط جامعه شناسی امریکا بوده است. • در سالهای اخیر انتقاداتی بر آن وارد شده است. ‏انتقادهای ذاتی • به تاریخ نمی پردازد زیرا کار خود را با نقد نظریه تکامل آغاز کرد. انتقادها از کارکردگرایی ساختاری • به فرایند دگرگونی نمی پردازد .بیشتر به ساختارهای ایستا توجه دارد .زیرا معتقد است عناصر نظام هم دیگر را تقویت می کنند. • به کشمکش نمی پردازد زیرا آن را مخرب می داند .کشمکش خارج از چارچوب جامعه قرار دارد. • تاکید بر فرهنگ ،هنجارها و ارزشها کنشگر را در این نظریه منفعل ساخته است. انتقادها از کارکردگرایی ساختاری • مشروعیت هایی را که نخبگان جامعه به کار می برند با واقعیت اجتماعی اشتباه می گیرد. ‏انتقادهای روشی و منطقی • مبهم و ناروشن است زیرا به جای واقعیت اجتماعی از نظام های اجتماعی انتزاعی سخن می گوید. • مدعی فراگیری است اما در واقع محدود به یک دوره تاریخی با دامنه متوسط است. ادامه انتقادهای کارکردگرایی ساختاری • مشخص نکرده است برای تعیین سهم یک بخش از نظام چه ابزارهایی می توان استفاده کرد؟ • در این نظریه کار تطبیقی دشوار است .چون هر جزء تنها در نظام خود قابل فهم است. ادامه انتقادها از کارکردگرایی ساختاری ‏غایت شناسی و همان گویی • غایت شناسی ناموجه :می گوید جامعه هدف هایی دارد برای رسیدن به هدف ها ساختارهای خاصی ایجاد می کند. • نمی گوید چرا خرده ساختارها ی دیگر نمی توانند کارکرد خرده ساختار اصلی را انجام دهند. ادامه انتقادها از کارکردگرایی ساختاری • این همان گویی یعنی نتیجه حاصل از آن همان قضqایای صغری و کبری استدالل است. • می گوید نظام از طریق اجزایش تعیین می شود و اجزا نیز از طریق جایگاه در نظام مشخص می شود. • جفری الگزندر • پل کولومی نوکارکردگرایی ادامه پل کولومی • تمایز انواع دارد تمایز ناقص ،تمایز زدایی تحول ناهمسان • حاصل فرایند تمایز عالوه بر کارآیی و یکپارچگی تنوعی از پیامدهای احتمالی است. • نوکارکردگرایی به قدرت ،کشمکش و عوامل تمایز و موانع تمایز نیز می پردازد. ، کشمکش • با الهام از زیمل و مارکس در پی پاسخ به نقد های وارد شده است. • می خواست جانشین کارکردگرایی ساختاری شود اما تحت الشعاع نظریه های مارکیستی قرار داشت. • نتوانست از ریشه های کارکردگرایی ساختاری فاصله گیرد، اما به اندیشه مارکس رونق داد. رالف دارندورف • به جای توازن به دگرگونی ،به جای سامان مندی به عدم توافق و به جای ارزش های مشترک به اعمال زور پرداخت. • جامعه دارای هر دو جنبه است باید نظریه نظم یکپارچگی و نظریه تضاد کشمکش را تحلیل کند. • به وسیله سمت ها حق اعمال قدرت و اقتدار به افراد واگذار می شود . اقتدار • اقتدار در سمت ها نهفته است ،سلطه حاصل چشمداشت های نقش آگاهانه یا ناآگاهانه دیگران است. • اقتدار پدیده اجتماعی تعمیم یافته نیست نیاز به نظارت و مجازات است. • هم گروهی های آمرانه تنظیم شده ،واحدهای جامعه اند که تحت نظارت سلسله مراتب اقتدارهستند . ادامه اقتدار • چشمداشت های نقشی ناآگاهانه همان منافع پنهان است. • همه کنشگران برای عمل کردن بر وفق منافع خود نیازی به آگاهی از منافعشان ندارند. • منافع باالدست و زیر دست در چشمداشت های وابسته به سمت ها منعکس است. • • • • • ادامه اقتدار مفاهیم شبه گروه ،گروه ذی نفع و نحوه عضو گیری دارای اهمیت است. گروه ذی نفع گروه واقعی است و دارای برنامه ،هدف و رفتار مشترک است که از شبه گروه عضو گیری می کند. عضو گیری اگر تصادفی باشد به کشمکش نمی انجامد. لومپن پرولتاریا عضویت تصادفی دارد پس به کشمکش نمی انجامد. نهایت کشمکش دگرگونی است ،کشمکش شدید باشد دگرگونی ریشه ای و اگر توام با خشونت باشد تغییر ناگهانی در پی دارد. • • • • • نقد بر دارندورف نظم و ثبات را در نظر نمی گیرد. با کارکردگرایی ساختاری اشتراک بیشتری دارد. مشروعیت نظام را از قبل می پذیرد. کالن نگر است. نظم و تضاد را تناوبی می نگرد. • • • • جاناتان ترنر ابتدا به نقد نظریه کشمکش می پردازد. کشمکش تعریف روشنی ندارد. سطح تحلیل روشن ندارد و به طور ضمنی کارکردگرایانه است. ترنر به وسیله فرایند نه مرحله ای گذار به کشمکش را نشان می دهد. • • • • • ادامه جاناتان ترنرمراحل نه گانه گذار نظام متشکل از واحد ها است. منابع کمیاب بین واحدها نابرابر توزیع شده است. واحدهایی احساس می کنند سهم مناسبی به دست نیاورده اند. نظام محرومان منافع خود را در دگرگونی تخصیص می بینند. محرومان برانگیخته می شوند. ادامه جاناتان ترنر مراحل نه گانه گذار • • • • درگیر گروهی که محرومیت را جدی می گیرد کشمکش می شود. کوشش هایی برای سازمان دهی این گروه انجام می شود. سرانجام کشمکش پیش می آید. درجه خشونت کشمکش بستگی به تشخیص منافع طرفین و برخورداری از مکانیسم های مهار ،تنظیم و یا رفع کشمکش دارد. نظریه های تلفیقی دیگر • ون دن برگ :هر دو کل گرا ،تکاملی ،به سوی توازن و تاکید بر متغیرهای خود دارند. • کوزر و هایمز :هر دو بر کارکردهای توازن بخش کشمکش تاکید دارند. ادامه نظریه های تلفیقی دیگر • برخی از انواع نظم یا نظم بیش از حد به عدم توازن منجر می شود. • زیمل نخستین کار برجسته در زمینه کارکردهای کشمکش اجتماعی را ایجاد کرد. • کوزر :از کشمکش زیمل بهره گرفت ،کارکردهای کشمکش درمان ضعف ساختاری گروه ،ائتالف ،فعال شدن عضو منزوی ،آگاهی از موضع مخالف ،و امکان نزدیکی و تطابق مسالمت آمیز میان دو طرف را افزایش می دهد. کارکرد کشمکش از نظر هایمز • هایمز :به کارکردهای کشمکش نژادی تاکید داشت .البته کشمکش های نوع غیر خشونت آمیز مانند رفتار جمعی سنجیده سیاهان برای دست یابی به هدفهای اجتماعی خود. • کارکردهای کشمکش نژادی مانند همبستگی سیاهان ،تشخیص هویت ،اطالع رسانی از طریق رسانه ها و افزایش قدرت سیاه پوستان . نقد تلفیق نظم وتضاد • همه این نظریه های تلفیقی در سطح کالن باقی ماندند. رندل کالینز ‏ ‏ ‏ ‏ فرایند کشمکش نه خوب و نه بد است بلکه یک اساسی زندگی اجتماعی است. از دیدگاه فردی به قضیه کشمکش می نگرد (پدیدار شناسی و روش شناسی مردمی ). ساختارهای اجتماعی از کنشگران جدایی ناپذیر است و الگوی کنش ذات این ساختارها است. کنشگر پیوسته در حال آفریدن و بازآفریدن سازمان اجتماعی است. ادامه رندل کالینز بیش از مارکس تحت تاثیر وبر و دورکیم است. نقد اقتصاد نگری ،تک علتی و ایدئولوژیک بودن نظریه مارکس . مانند وبر به قشربندی اجتماعی پرداخت(ثروت ،سیاست ،اشتغال، سبک زندگی ،خانواده ،باشگاهها) شرایط مادی از شاخص های سبک زندگی (صاحب ابزار ،فاقد ابزار) ادامه رندل کالینز • شرایط مادی تعیین کننده ماهیت گروههای اجتماعی در طبقات مختلف. شرایط مادی بر فرهنگ موثر است ،طبقات باال نماد ساز و عقیده ساز .طبقه پایین نظام نمادین ضعیفی دارند که از باال بر آن ها تحمیل شده است. ادامه رندال کالینز • وبر در چارچوب نظریه مارکس کارمی کند. قشربندی صورت های متفاوت کشمکش را در پی دارد. ‏سازمانها صحنه برخورد منافع است. دولت عامل نظارت بر ابزار اعمال خشونت به جای کشمکش بر سر ابزار متوجه کشمکش بر سر دولت است. دین نیز می تواند عرصه کشمکش باشد. ادامه رندال کالینز • رهیافت قشربندی مبتنی بر کشمکش : انسان ها ذاتا اجتماعی اند اما مستعد کشمکش در روابط اجتماعی . آدم ها در صدد دستیابی به بیشترین حد منزلت ذهنی اند. توانایی آنها در این امر بستگی به منافع آنها و منافع دیگران دارد. بنابراین جستجوی نفع تعارض در پی دارد.  )1 )2 )3 ادامه رندال کالینز رهیافت مبتنی بر کشمکش به سه اصل بنیادی تقلیل می یابد: آدمها در جهان ذهنی خود ساخته زندگی می کنند. آدمها قدرت تاثیر گذاری و نظارت بر تجربه ذهنی دیگران را دارند. آدمها سعی می کنند مخالفان را تحت نظارت خود درآورند. ادامه رندال کالینز • بر پایه سه اصل بنیادین مطرح شده پنج اصل تحلیل در زمینه کنش : )1انسان ها هم به وسیله منفعت و هم به وسیله جاذبه های عاطفی بر انگیخته می شوند. )2انسان ها متاثر از شرایط مادی اطرافشان هستند اما افرادی که منابع اندکی در دست دارند بیشتر از افراد دسته باال تحت تاثیر محیط مادی خود هستند. )3نفع طبقه باال استثمار را اجتناب ناپذیر می سازد. ادامه رندال کالینز )4فرهنگ حاصل منافع ،منابع و قدرت است و بر گروههای فاقد منابع تحمیل می شود. )5قشربندی را باید به صورت تجربی تطبیقی مطالعه کرد نه نظری . • کالینز به علت های چندگانه توجه کرد. • • • • • ادامه رندال کالینز کالینز کشمکش را عالوه بر پهنه قشربندی در روابط جنسی و سنی نیز بسط داد. در کشمکش جنسی مردان همواره پیروزند. در کشمکش سنی فرزندان فاقد منابع تابع والدین اما با بلوغ و دستیابی به منابع در برابر تابعیت مقاومت می کنند. سازمان ها نیز صحنه منافع متعارض است. به جای زور استفاده از پاداش مادی (خرد نگری ) راحت تر قدرت اعمال می کند. ادامه رندال کالینز • نقد : • تلفیق خرد و کالن را به خوبی انجام نداد. نظر ون دن برگ در مورد دو نظریه کارکردگرایی ساختاری و کشمکش • ون دن برگ: )1هر دو کل گرا هستند. )2هر دو نظریه توازن هستند. )3هردو قضایای دیگری را نادیده می گیرد. نقد فرانک بر نظر ون دن برگ • • • • مارکسیسم کل گرای واقعی و کارکردگرایی کل گرای انتزاعی است. هر دو به جای تقدیس جامعه به اتوپیا نظر دارند. کارکردگرایان برخالف مارکسیست ها به فهم اجزای کل تاکید دارند. مارکسیسم را بهتر می توان با کارکردگرایی ساختاری پیوند داد تا کارکردگرایی را با مارکسیسم . ادامه نقد فرانک بر ون دن برگ • برای نظریه مارکسیستی دگرگونی سرچشمه ساختار است برای کارکردگرایان ساختار سرچشمه دگرگونی است. • مارکسیست ها دگرگونی را در سراسر نظام تصور می کنند. کارکردگرایی ساختاری به دگرگونی در یک نظام توجه دارد. • نظریه مارکسیستی نظریه توازن نیست.

62,000 تومان