صفحه 1:
ee:
3 : م
عد عاد
کل تنج
3 72 :
یک
هه 23
Cy استرا
مدر
ايلئه:
صفحه 2:
Ce pte استراتزیک
"روند مدیریت استراتژیک چیزی بیش از وضع تعدادی قانون و سپس پیروی از آنها است.
a's (Ol Cass ای ای رت کل اراس رن ی ابا ۱321
به صورت استراتژیک بیندیشند و سپس این اندیشهها را طی روندی اجرایی کنند. روند
مدیریت استراتژیک هنگامی به بهترین نحو اجرایی میشود که هممی افراد سازمان یا
کت كار استرائز هارا کاملا زر کرو ارفس كدق ی تاه بت باون العانهات
ای روت مرت ای SIG lisse aks se norman trl
روند. در کنار بینشها, مسائلی که باید بررسی شوند و پرسشهایی که باید پرسیده شوند نیز
بحث میشود.
صفحه 3:
روند مدیریت استراتژیک از چهار عنصر
Scale US ass
؟فرمولبندی استراتژی
یرای سرا
؟ارزیابی استراتژی
صفحه 4:
*اين المانها گامهایی هستند که در زمان ایجاد یک نقشمی روند مدیریت
استراتژیک جدید به ترتیب انجام میشوند. کسبوکارهای موجود (که از قبل,
یک نقشمی روند مدیریت استراتژیک به وجود آوردهاند) همانطور که
نیازهایشان افزایش مییابد, این گامها را بازبینی میکنند تا تغییرات و
بهبودهایی ایجاد کنند.
صفحه 5:
تحلیل موقعیت اولین گام در روند مدیریت استراتژیک است که اطلاعات ضروری را برای ایجاد یک شرح ۶
ماموریت فراهم میکند. تجلیل موقعیت شامل: بررضى و ارزيابى يدتدق سازماتى: محیظ خارجی و
محیط سازمانی میشود. اين تحلیل ممکن است با چند روش انجام شود. مشاهده و برقراری ارتباط, دو
.روش بسیار موثر هستند
صفحه 6:
صفحه 7:
برای شروع این روند. سازمانها باید محیط داخلی
*شرکت را مشاهده کنند. این کار شامل موارد زیر است
*ارتباط متقابل کارکنان با یکدیگر
؟ارتباط متقابل کارکنان و مدیریت
"ارتباط متقابل مدیران با یکدیگر
*ارتباط متقابل مدیریت و سهامداران
velo are بیها مسا ها و پررسی هار برای تسیل میا داحلي مورد
استفاده قرار میگيرند.
صفحه 8:
*سازمانها همچنین باید محیط خارجی را نیز تحلیل کنند که شامل بررسی
مشتریها, تأمینکنندهها, بستانکارها و رقبا میشود. در این زمینه چندین
برسشش مطرح مو تود كه من نواد به تخليل محيظط حارج کمک کند از جمله:
“ارتباط بين شركت و مشتریها چگونه است؟
*ارتباط بین شرکت و تأمینکنندهها چگونه است؟
*آیا شرکت با بستانکارها به توافقات مناسبی رسیده است؟
*آیا شرکت sly افزایش ارزش کسبوکار برای سهامدارانش فعالانه تلاش
مىكند؟
“رقبا
*رقبا
ی شرکت چه کسانی هستند؟
نسبت به شرکت چه مزایایی دارند؟
صفحه 9:
فرمولبندی استراتژی
*فرمولبندی استراتژی که شامل طراحی و تولید استراتژیهای شرکت بوده,
دومین گام در روند مدیریت استراتژیک است. تعیین نقاط قوت شرکت به
فرمولبندی استراتژیها کمک میکند. فرمولبندی استراتژی عموما به سه
سطح سازمانی تقسیم میشود: عماستراتژیهای عملیاتی: کوتاه مدت هستند
و با بخشهای عملیاتی مختلف شرکت مانند منابع انسانی, مالی, بازاریابی و
تولید در ارتباطند. این استراتژیها مختص هر بخش هستند. برای نمونه,
استراتژیهای منابع انسانی با عمل استخدام و آموزش کارکنان و با هدف
افزایش سرمایهی انسانی در ارتباط هستند.لیاتی, رقابتی و شرکت.
صفحه 10:
صفحه 11:
*استرانتژیهای رقابتی: آنهایی هستند که مرتبط با روشهای رقابت در
کسبوکار با صتعت خاصی هستند. شناخت رفبا به منظور فرمولبندی یک
استراتژی رقابتی, لازم است. شرکت باید بداند رقیبانش چه کسانی هستند و
کیت ی بوک میتی 1 اط خوت وضع رقبا را شاباب کت با
این اطلاعات. شرکت میتواند یک استراتژی برای کسب مزایای رقابتی نسبت
به رقبايش تدوین کند.
*استراتژیهای شرکت: بلندمدت هستند و به «تصمیمگیری دربارمی ترکیب
کسبوکارها و جهت کلی سازمان» مربوط هستند. کار کردن به عنوان
کسبوکاری منفرد يا به صورت کسبوکاری با چندین بخش مختلف. هر دو
بخشی از استراتژی شرکت است.
صفحه 12:
اجرای استراتژی
*اجرای استراتژی به معنای عملی کردن استراتژی است. این کار شامل ایجاد گامها,
روشها و رویههایی برای اجرای استراتژی است. همچنین شامل تعيين اين نكته
میشود که Saal be باید اجرایی شوند. استراتژیها باید بر پایهی
جدیت مسائل متضمن آنها اولویتبندی شوند. شرکت ابتدا باید روی بدترین مشکلات
Oe eo Ge tee ee ce
"همان طور که استراتژیها فرمولبندی میشوند. روشهای اجرای استراتژیهای
نيز بايد تعیین شود. شرکت باید در نظر داشته باشد که همزمان با اینکه
استراتژیها ایجاد میشوند, چگونه آنها را عملی کند. نمونه, هنگامی که
استراتژی منابع انسانی (که شامل آموزش کارکنان میشود) در حال شکلگیری
است, باید مشخص شود که آموزشها چگونه و چه زمانی باید انجام گیرند و هزینهی
آها کیت اس شور
صفحه 13:
صفحه 14:
ارزیابی استراتژی
* ارزیایی استراتژی یعنی بررسی چگونگی اجرای استراتژی و
همچنین نتایج آن, که شامل تعیین این موارد میشود:
* آیا ضربالاجلها قابل انجام هستند؟
> آیا گامها و روندهای اجرای آنها به درستی جواب میدهند؟
* آیا نتایج مورد انتظار به دست آمدهاند یا نه؟
*اگر مشخص شود که ضربالاجلها انجامپذیر نیستند.
روندها به خوبی جواب نمیدهند یا نتایج در راستای اهداف
واقعی نیستند, آنگاه استراتژی باید اصلاح یا بازیینی شود.
صفحه 15:
"هم مدیریت و هم کارکنان در ارزیابی استراتژی درگیر هستند. زیرا هر کدام از
آنها میتواند استراتژی اجرایی را از دیدگاه متفاوتی مشاهده کنند. کارکنان
ممکن است مشکلی را در گام خاصی از اجرای استراتژی تشخیص دهند که
ممکن است مدیریت متوجه آن نشده باشد.
*ارزیابی استراتژی باید شامل به چالش کشیدن استانداردها و جداول زمانیای
شود که دستبافتنی باشند. اگر دستپیابی به استانداردها و جداول زمانی
غیرممکن باشد, آنگاه انتظارات غیرواقعی هستند و استراتژی قطعا شکست
خواهد خورد.
صفحه 16:
نتیجه گیری
*روند مدیریت استراتژیک یک روند مستمر است. همانطور که نتایج با
خروجیهای عملکرد تحقق ribo در هر سطحی از سازمان. اعضای
سازمان مفاهیم را ارزیایی میکنند و در صورت نیاز. استراتژیها را اصلاح و
تعدیل میکنند. به علاوه. همانطور که شرکت رشد و تغییر میکند.
استراتژیهای موجود نیز نفییر خواهند کرد و استراتژیهای جدید ایجاد خواهند
شد. هممی اینها بخشی از روند مستمر توسعهی کسبوکار در تلاش برای
موفقیت و دستیابی به اهداف شرکت است.
صفحه 17:
صفحه 18: