مدرسه تاريخ نخستين گونه ميتوان :مؤسسهاي براي آموزش عالي مدرسه را به طور خالصه تعريف كرد كه در آن علوم سنتي اسالمي -حديث ،تفسير ،فقه ميشود .اين نوع مؤسسات آموزشي به و جز آن – آموزش داده طور مرسوم مسكوني هستند .مدرسه ،بر خالف انواع عمده بناهاي اسالمي ،حاصل دست و پنجه نرم كردن فرهنگ نوپاي اسالمي با تمدنهاي همجوار در آن قرن (قرن اول هجري) سنتهاي هزار ساله دنياهاي كالسيك و خاور نيست .آنگونه كه نزديك كهن از طريق امپراطوريهاي بيزانس و به روي معماري مسجد ،مناره و مقبره بر جا گذارده بودند .ولي مدرسه ،پاسخي به نيازهاي معيني از جامعة اسالمي بود؛ مدرسه طراحي شده بود تا در خدمت يك نهاد كامال ابداعي قرار گيرد .افزون بر آن، مدرسه مخلوق تمدني خودباور ،شكل يافته و نزديك به اوج توفيق خود بود :نخستين مدارسي كه از آنها در متون ياد ميشود مدارس قرن دهمي خاور ايران است. سبكهاي خود را توسعه داده و در اين زمان معماري اسالمي تبديلپذيري انواع بنا به يكديگر نيز – با همين درجه فكر رباطهاي تونسي اهميت امري شناخته شده بود كه نشانگر آن است .از اين رو معماران قرن دهم براي الهام ،اختيار جستجو در معماري خود را داشتند .ممكن تبديلپذيري ،همانگونه كه ميتوان از حديث است اين منقول از ابوهريره استنباط كرد ،در اعتقاد فرد مسلمان ريشه دوانده باشد« :هر كس به قصد تعليم و تعلم نيكيها سبيلالله به مساجد ما گام نهد بسان مجاهدان في است» .بدين طريق فعاليتهاي آموزشي ،عبادي و به خصوص جهادي به يكديگر پيوستهاند .عمال ،بعضي از ريشههاي مبهم مدرسه چنين به ذهن متبادر ميسازد كه نمونههاي اوليه اين مدارس چيزي جز نهادهاي دولتي نبودهاند ،كه براي اين امر خاص طراحي شده و در همين جهت عمل ميكردند. اين نهاد به آرامي و با گامهايي طبيعي رشد كرد ،و احتماال عمدهاي بود كه در متداول شدن آن به واسطة تغيير سدههاي نخستين اسالم شيوة آموزش به وجود آمد .در اطالعات صرفًا به طريق ديكته به شاگردان منتقل ميشد .از قرن دهم ،اگر پيش از آن نباشد ،اين شيوه آموزش همراه با تشريح و تفسير «تدريس» شد كه به نوبة خود با مباحثه و مناظره توأم بود .بديهي است كه مسجد براي چنين امري ،فضايي مناسب نبود و اين هم درست نبود كه طالب فقير در مناره مسجدي بخوابند كه در آن درس ميخواندند. در آغاز ،مدرسه اطاقي در خانه خود مدرس بود و طبعا مراد از آن صرفا فراهم آوردن نميتوان به دقت گفت كه فضايي براي درس خواندن طالب بود نه اينكه در آن بخوابند. چند سال طول كشيد تا اين حالت منتهي به تدبيري تا حدي رسمي و دائمي گرديد .ولي شواهد بدست آمده از كاوشهاي مورخين امروزي كه بر روي دورههاي پيش از عهد سلجوقي كار مي كنند ،داللت بر اين امر دارد كه دورة حيات «پيش ازتاريخ» مدرسه حداقل به يك قرن و نيم پيش از زماني برمي گردد كه سالجقه به مدرسه شكل يك نهادي رسمي دادند .به هر حال ،بسيار بعيد به نظر ميرسد كه اين مدارس اوليه اساسًا بناهايي عمومي بوده باشند .تعداد آنها خود داللت بر اين واقعيت دار .به سال 1025-416/6بيش از بيست مدرسه در شهر كوچك ايالتي ختال گزارش داده شده كه هر كدام از آنها داراي موقوفاتي نيز بوده اند .حركت تبليغي كرميه ،كه در سدة دهم و يازدهم در بخش خاوري ايران از قدرت زيادي برخوردار بود ،تمايالت سياسي و مذهبي مشخصي داشت و مدارس و خانقاههاي متعددي از سوي پيروان آن فرقه ساخته شد .غزنويان نيز موقوفاتي را به مدارس اختصاص مي دادند تا اسالم را در سرزمين معاندين كافر غور، احتماال از طريق اعزام هيئتهايي از سوي كرميه ،انتشار دهند. اين گونه بنيادها ،بيش از همه بايد در بستر سنت پايدار شده مدرسهسازي در شهرهاي بزرگ ايران شرقي ديده شود .بهترين مورد مستندسازي شده آن نيشابور است كه در آنجا حدود سي و هشت مدرسه پيش از تأسيس نظاميه بزرگ آن شهر (حدود )450/1068 گزارش شده است .ظاهرا قديمي ترين آنها ،كه در منابع از آن ياد شده ،مدرسه ميان داهيه است .اين مدرسه احتماال در پايان قرن نهم بنيان گذارده شده و بوليه ()Bulliet كننده اي آورده تا ثابت كند كه آن نخستين مدرسه نبوده است .بعضي از اين داليل قانع دادهاند ،يا توسط اهل تصوف ،يا مي بناها يا توسط معلميني بر پا شده كه در آن آموزش توسط ثروتمندان برجسته اي كه گاه توليت مدرسه را در طول قرنها به اعضاي خاندان مي سپردند .اتصال مدرسه به خانة باني آن امري معمول بود و گاه خود خانه تبديل خود به مدرسه مي شد .غالبا مدرسه در جوار و يا درون مسجدي قرار ميگرفت و باني و يا مي توانست در آن دفن شود .برخي از مدارس نيشابور چون تحت توجهات حاكم مدير آن وقت بوده اند ،لذا داراي اهميت خاصي هستند .مثال پيش از سال ،982-372/3مدرسه اين فورك را حاكم سيمجوري ايجاد كرد؛ برادر محمود غزنوي مدرسه السعيدي /سعديه را به سال 999-390/1000بنيان گذارد؛ طغرل بيگ ،سلطاني سلجوقي ،مدرسه سلطانيه را به سال 1045-437/6ساخت .در قرن بعد نيز ميبايد ديگر شاهزادگان سلجوقي مدارسي را در مرو ،بغداد ،اصفهان و همدان ساخته باشند .بدين ترتيب بنظر ميرسد كه مقدم بر سرمايه گذاري حكومت ،اين نوع بناها داراي سابقهاي قابل توجه بودهاند و نمونههايي كه شايد قديمي ترين مدارس باقيمانده از گذشته باشند -نظير بناي سمرقند منتسب به 3/4ابراهيم اول قرهخاني ( ،)1052 -444/68-60مدرسه معروف خواجه مشهد در تاجيكستان كه مشابه و شايد هم عصر بناي قبلي است -نمايانگر اين نكته هستند ،ولي برنامه ساختماني در مقياس عظيم و با اهداف سياسي مشخص ،كه توسط نظامالملك آغاز شد ،اساسا پديدهاي نو بود. ريشههاي معماري خاستگاه مدرسه در شرق ايران است و همين امر جستجوي ميكند .دو ريشههاي معماري اين نهاد را در آن منطقه روشن شق محتمل وجود دارد ،كه اگر يكي را بپذيريم آن ديگري را بايد كنار بگذاريم. اولي ،شصت سال پيش توسط بار تولد و با زيركي خاص او ابراز ميخواهد مدرسه را با Viharsبودايي مرتبط سازد شده است كه كه در آسياي ميانه و افغانستان ديده شده است .مكتب بودايي در سدههاي پيش از فتح مسلمانان اين منطقه را اشباع كرده بود و دور از ذهن نيست كه نهادي بودايي كه كاركردهاي عبادي، آموزشي ،زندگي اجتماعي و تدفيني را در هم آميخته ،توانسته شكلگيري مدارس اوليه مؤثر گردد .پيشگويي باشد در ارتباط با بار تولد با كشف يك چنين محوطهاي در ادژينه تپه Tepe Adzhina واقع در شمال بلخ تأييد شد .اين محوطه مشتمل بر يك مجموعة مركب از دير و استوپا است كه كال از دو قسمت مساوي تشكيل شده و بوسيلة گذرگاهي به يكديگر مرتبط هستند .هر يك از اين قسمتها حدود پنجاه مترمربع مساحت دارد .هر دو عنصر داراي نقشة چهار ايواني و يك حياط مركزي است .قسمت مربوط به دير ،عالوه بر حجرههاي متنوع فرعي ،مشتمل بر بناهاي جديد، راهبها و تاالر اجتماعات بزرگي است كه همگي حجرههايي براي ميشوند. آنها با يك راهرو به يكديگر مرتبط با اين كه تأكيد مسلمين بر آموزش تا حدي مشخصتر است، معذالك روح اين بناي قرن هفتم -هشتم ميالدي در اصول و حتي از نظر طرح چهار ايواني ،به طور قابل مالحظهاي نزديك به يك مدرسه است .در دو دهة اخير محوطههاي متعدد ديگر بودايي در آسياي ميانه كاوش شده است كه از ميتوان از اقبشيم ،Ak-Beshimآيرتم ،Airtam آن ميان قلعه كافر ميگن حاليست كه در ايران مهمترين محوطة بودايي احتماال در جنوب آمودريا -نوبهار بلخ – بوده است. منبع معماري ديگري كه براي مدرسه ايراني پيشنهاد شده، خانه متداول خراساني ،همانند نمونة قرون وسطايي باميان است .مدافع اين نظريه گدار است .او اول بار مجبور شد تداوم سنتي پيوستهاي را بين خانههاي قرون وسطايي و هم عصر منطقه فرض كند .سپس اين شكل مسكوني را با مدارس بعدي مقايسه كرد و نتيجه گرفت كه بناي خانه شخصي مبناي به وجود آمدن بناي عمومي شده است .با اين كه شواهد نوشتاري بسياري وجود دارد كه بهرهگيري از خانهاي شخصي براي كاربريهاي مدرسه را محرز ميكند ،هيچ نمونهاي از يك چنين خانهاي در دست نيست .بدين ترتيب نظر گدار يا اينكه نغز است ولي جز حدس و گمان نيست. .1مكتبخانه: مكان خاصي نداشته است و معموًال در خانه ،باالخانه، سركوچه يا در خانه مال بوده و مقدمات الفبا ،قرآن و ميگرفتند. خواندن را در آن فرا .2مدرسه: در دو سطح بوده است: يكي ،سطح مقدماتي :شامل صرف و نحو ،ادبيات فارسي و علوم فقهي كه در اين واقع حكم مدرسه مدرسه متوسطه را داشته است. دوم ،درس خارج :در بعضي از قسمتهاي مدرسه براي درس خارج يا درس تخصصي مكاني درنظر گرفته شده است .درس خارج منحصر به مباحث مذهبي درسهايي مثل رياضيات ،موسيقي و ...نيز نبوده و ميشده است .افرادي مثل بوعلي در آنجا تدريس سينا ،زكرياي رازي و صدها دانشمند بزرگ اسالمي از آمدهاند. اين مدارس بيرون مدرسه به دليل شرايط كساني كه در آنجا به تحصيل طلبهها با ميپرداختند ،فضاهاي مختلفي داشته است. مبلغ كمي كه در اختيار مدارس قرار ميگرفته ،زندگي داشتهاند و اين خيلي خوب بوده و باعث مختصري ميشده است تا كوشا و زحمتكش شوند و رنج مردم دادهاند حجرههايي كوچك مي كمدرآمد با بفهمند .به آنها كه خود آپارتمان يك نفره كامل بود. داخل مدرسهن حياطي سرسبز با حجرهها و ايوانهايي در ايوانهاي اطراف داشته است .جاي سمينارها در بحثهاي دونفرهي در پيشخوانها انجام مدارس بوده و ميشده است. ايوانچههاي جلوي حجرههل نيز محل بحث بوده است. مباحث علمي ،گاهي به دعوا نيز ميكشيده كه در پايان بعد از حالجي مساله ،دوباره با هم روابط دوستانه داشتهاند. قسمتي نيز براي درس خارج كه سطح آنها باالتر از ميشده است طلبههاي معمولي بوده ،درنظر گرفته (طبقه همكف براي طلبهها و كارهاي آنها و طبقه اول براي طلبههاي سطح خارج). بنابراين تركيب فضاي مدارس به اين صورت بوده است :به طور كلي يك حياط درونگرا براي اينكه تمركز حواس حجرهها و ايوانها دور آن قرار داشته باشند كه ميگرفته است .در ادامه به بررسي اين عناصر ميپردازيم. حجره حجره يا اتاق طلبهها معموًال داراي يك ايوانچه و يك پستو شكلهاي گوناگوني داشته است .گاهي اوقات بوده كه بودهاند .قسمت پستوها دو طبقه (به اصطالح كمرپوش) اثاثهاي اضافي و پايين آن به صورت آشپزخانه و براي طبقه باالي آن محل دنجي هم براي استراحت هم براي مطالعه و هم براي نورگرفتن بوده است. حجرهها معموًال براي يك نفر و سه نفر بوده و هيچدام از نميشد .همانطور كه آنها رو به بيرون مدرسه ساخته حجرههاي طبقه اول براي طلبههاي درس گفته شد، خارج كه ارتباط كمتري با طلبههاي ديگر داشتهاند ،بوده است .در بيشتر مدارس ايوانچههاي جلوي حجرههاي طبقه به راهرو تبديل شده در جلوي حجرهها راهرو و در گرفتهاند. پشت آنها نيز پستوها قرار در بيرون مدرسه فقط چند مغازه يا حجره جهت فروش كاغذ دوات ،صحافي و غيره بوده است و بقيه چيزها را از بازار تهيه مينمودند. تهيه غذا نيز معموًال از بيرون بوده و اجاقچهاي نيز در حجره داشتهاند. در بيرون يا گوشهاي از مدرسه سرويسهاي بهداشتي نيز مثل مستراح ،جوي آب و .... قرار داشته است .لباسها را نيز در بيرون از مدرسه ميشستهاند. در مدارس خيلي خوب تاسيسات را بيرون ميگذاشتهاند .مدرسه خان شش دستگاه سرويس داشته كه در زيرزميني در بيرون مدرسه قرار داشته است. مدرس فضاي درس مدرسه است و در اغلب مدارس يكي ميباشد .استاد در اين محل درس ميداده است .بعضي از مدارس مثل مدرسه خان پنج مدرس داشته كه يكي متعلق به مالصدرا و چهار عدد ديگر براي ديگران بوده است .غير از اين ،هر مدرسه يك مسجد ،نمازخانه و يا كتابخانهاي داشته كه در بعضي بجاي كتابخانه ،در مدرس گنجهاي براي نگهداري كتاب درنظر گرفته ميشده است. قديميترين مدرسه كه تا به حال چند بار بازسازي شده است ،مدرسه فخريه سبزوار در شهر شيعهنشين سبزوار ميباشد .اصل مدرسه از زمان فخرالدوله ديلمي است و با وجود اينكه بازسازي شده است ،ولي شكل كلي اوليه را دارد .اتاقهاي آن كه در حال حاضر دراز هستند، تناسب منطقي ندارد .ابعاد آن چيزي در حدو 5/2×1متر است كه نشان ميدهد پستوها يا ايوانچه يا هر دو را داشته است .در چهار سرويسها قرار گرفتهاند .هشتي گوشه آن ،مسجد ،مدرس ،كتابخانه و آن به دو راهرو راه داشته كه وارد حياط ميشده است. مدارس زيباي متعددي در ايران بجاي مانده است .يكي از انها ،مدرسه غياثالدين خرگرد است .زمان ساخت آن قبل از خان بين سالهاي 842تا 847هجري بوده است. خرگرد بين خاف و جام است .اين كار توسط قوامالدين شيرازي و بعد از او پسرش غياث الدين ساخته شده است .اي مدرسه به نام غياث الدين پير احمد خافي وزير شاهنشاه نامگذاري شده و در ميان مدارس ايران در دقت و تنوع در كار و پالن و نيز تنوع در آموزش كاملترين نمونه است. در پالن برجستگيها و تورفتگيهاي زيبايي دارد. بيرون زدگيها را نهان و تورفتگيها را نخير حجرههاي آن دو طبقه هستند. ميگويند. فوقالعاده كاربنديها و مقرنس يك اثر از لحاظ نوع مقرنسهاي آن بعضي به صورت پتكانه و است. چفتآويز (آويخته به سقف) بعضي به صورت ميباشد .اين بنا در مجموع يك موزه هنري است. يكي ديگر از مدارس زيبا و كامل ،مدرسه خان شيراز است .اين مدرسه را امامقلي خان پسر ورديخان حاكم شيراز براي مالصدرا دانشمند اله بزرگ شيعه ميسازد. ويژگيهاي اين مدرسه ،بكارگيري اعداد يكي از مقدس در ساخت عناصر مختلف آن است. حجرههاي آن 92عدد است كه حروف جمل ،اسم مبارك حضرت محمد(ص) است .پنج مدرس ،يك مسجد و دوازده راهرو داشته است (راهرو جايي ميكند). است كه آن را هدايت اتاقهاي درس خارج مجموعًا چهارده ميشود .با جمع كردن تعدادي از دو اتاق آن و عناصر عدد 110 ،اسم حضرت امير(ع) بدست ميآيد .به اضافه آن چهار اتاق چراغدار و اتاق موذن مجموعًا 114 گاهشناسي ،اتاق خادم ،اتاق شامل اتاق سورههاي قرآن است. بدست ميآيد كه برابر با تعداد دادهاند ،اعتقاد خود را نيز ميبينيم كه چطور در حين اينكه كار را انجام مي در اينجا كردهاند. مي بيان معمار بنا ،استاد حسين شماع شيرازي است .حجرههاي مدرسه داراي يك ايوانچه و فضايي متناسب براي يك نفر همراه با يك پستو است كه داراي انبار ،كتابخانه و حجرهها چيزي در حدود 3/3×62/3 ميباشد .اندازه كمرپوش يا نيم آشكوب نيز متر بوده كه به راحتي گرم مي شده و تابستان هم به دليل واقع شدن در وسط باغي بزرگ كه االن از بين رفته ،خنك بوده است .اين باغ پيرامون مدرسه بوده و ًال جاي دنجي براي مطالعه و استراحت بوده است .در طبقه باال ،فضاي پشت ك رواق ها براي بحث افراد خارج بوده است .مدرس بزرگ مالصدرا روي سردر مدرسه ساخته شده است. تاسيسات مدرسه در خارج آن قرار داشتند (چهار عدد در جنوب و شمال و دو عدد در شرق آن در زيرزمين). طاق هاي مدرسه نيز متنوع است .كاربندي كرياس آن از نوع اختري و خيلي پوشش پوششهاي مختلف كاربنديهاي نيم كار و طاق كجاوه در خوابيده است .انواع ميشود .در اين مدرسه در طول زمان دخل و حجرهها مشاهده بخصوص در تصرفاتي صورت گرفته است كه اميد آن است بتوان آن را بازنگاري نمود. مدرسه خان شيراز هنگام ورودت بايد درب بزرگ چوبي را هل دهي ،آنگاه است كه ميشود واژهي سالم را كه بر زبان هشتي در ورودي نمايان واژهي هشتي به ميپيچد، براني ،صدايت چند بار در محوطه خاطر هشت گوشه بودن اين بنا است. مدرسه با نقوش و نوشتههاي اسالمي تزيين شده ،البته هيچ نقطهاي از اين مدرسه براي معرفي آن نصب لوحي در هيچ نشده است. ميتابد و آفتاب از البهالي سوراخهاي پنجره به داخل ورودي چهار سكوي بزرگ كه گويا در گذشته محل خوابيدن فقرا بوده ميشود. نمايان در برخي از اين طاقچهها عكس امام خميني (ره) و شهيد رجايي ميدهد نقش بسته ؛ كهنگي و رنگ و رو رفته بودن آن نشان نقش اين تصاوير مربوط به اوايل انقالب است. مدرسه داراي دو طبقه است: طبقهي اول كه درب حجرههاي آن مستقيم رو به حياط باز ميشود و براي رسيدن به طبقة دوم بايد پلههاي تاريك، پلهها نمناك و تار عنكبوت گرفته را پشت سر گذاري . دقيقا كنار ورودي مدرسه قرار دارند .راهروي طويلي در طبقهي دوم قرار دارد با سقفي طاقي شكل كه ميان هر طاق سوراخ لوزي شكل نور آفتاب را به داخل راهرو ميتاباند. از دريچهاي كه كنار راهرو قرار دارد ميتوان بخشي از حياط مدرسه و درختان بلند آنرا تماشا كرد. درهاي شكننده ،كوچك و قهوهاي رنگ از راهرو منشعب ميشوند ،برخي درها قفل هستند ،اين بدان معني است كه طلبهاي در آن روزگار ميگذارند و اين وقت صبح حتما سر كالس مشغول به تحصيل است .بيش از 30 حجره در اين مدرسه موجود است؛ درين حجرهها همه چيز يافت ميشود :كارت طلبگي سال ،57بطري آب، روزنامههاي متعلق به هفت هشت سال پيش و هزاران چيز ديگر... مدرسه داراي راهروهاي گوناگوني است و سراسر حياط در ميان راهروهاي اين ديوار احاطه شده است؟ گچ بري راهروي باختري آن قدر سپيد است كه چشم را ميآزارد ،اما براي رسيدن به اين راهرو بايد بسيار مراقب بود زيرا ديوار اتاقي كه براي رسيدن به اين راهرو بايد از آن گذشت به همراه زمين آن فرو ريخته است. طبقهي دوم قرار دارد و سقف طبقهي اول نيز فرو ريخته ،روي اين راهرو در بخش خراب شده چوب نازكي قرار دارد تا پارگي آن را بپوشاند ،البته چوب هم ميكند .هر كسي بخواهد به به سختي بار سنگين ديوار ريخته شده را تحمل راهرو ديگر برود بايد از روي چوبي كه بخاطر سنگيني مصالح ديوار هر لحظه احتمال تخريبش است ،عبور كند و اين بسيار خطرناك است! كوههاي ميدهد :تاالرهايي كه از آنجا راهرو باختري را تاالرهاي كوچكي تشكيل شمال شيراز و اكبرآباد بخوبي نمايان است .اما صدره (حفاظ محافظ) اين تاالر خراب شده و بايد مراقب پرت شدن از طبقهي دوم بود .از راهرو باختري دوم نيز محلههاي قديمي اطراف مدرسه را ميتوان مشاهده كرد. راهرو اول از هجوم زبالهها رنج ميكشد ،راهرو دوم نيز تخريب شده اما راهرو سوم متاسفانه دچار هر دو معضل است ،راهروي اول و دوم داراي حداقل رنگ و رويي هستند اما راهرو سوم كه در ضلع جنوبي قرار دارد نه تنها از داشتن رنگ و لعاب محروم است بلكه هر لحظه آماده فرو ريختن است. راهرو چهارم وضعيت حادتري دارد ،به نظر ميرسد همين جمله براي فهم وضعش كافي باشد .از هر گوشهي اين راهروها راه پلههاي تاريكي كه به حياط منتهي ميشوند، ميگذرد. صبحگاه مدرسه با نخلهاي سرسبز و سر به فلك كشيده صداي جارويي از جنس همان درختان كه برگهاي هم جنس خودش را ميروبد و نسيمي كه ميوزد ،حياط دلانگيز كرده است. مدرسه را در سه ضلع حياط ،نيمه هشتيهايي محراب مانند و بزرگي قرار دارند .نيمه هشتي جنوبي با سنگهاي مرمر نقاشي شده ؛ سنگهاي مرمري كه در قالب آجر ،در ديوارههاي اين محراب مانند قرار دارند. طلبهها سراسر حياط ايستادهاند ،پاي درد دل يكي از آنها مينشينيم: ميخوانند ،ساختمان اينجا در حال تخريب است حدود 150نفر در اينجا دروس حوزوي ولي متاسفانه مسئولي به فكر نيست ،اين بنا با دست خالي در دورهي صفويه بنا نميشود ،اينجا يك سرمايهي ملي نهاده شده است ولي اكنون از آن درست حفاظت است. متني كه خوانديد گوشه اي از وضعيت كنوني يكي از ارزشمندترين سرمايههاي ملي- اسالمي مان ايران است كه مدرسه خان نام دارد و در شهر علم و ادب مذهبي كشور شيراز و در عصر صفويه بنا نهاده شده است. شايد بتوان گفت يكي از داليلي كه اينجانب اين مكان را به عنوان موضوع تحقيقم انتخاب نمودم همين وضعيت ناخوشايند باشد تا اندكي در هشياري خواننده تاثير گذارد. ذكر اين نكته واجب است كه متاسفانه با تمام پيشرفت علمي و فناوري اطالعات هيچ كتاب و سايتي اعم از معماري ،عمران و ...نتوانست نياز اينجانب را كامال برطرف و تحقيقم را اشباع كند بنابراين چاره اي جز اين نديدم كه كمبودهاي احتمالي كار را با نهادن عكس هاي بيشتري از اين بنا ،همچنين تصاوير واضحي از پالنهاي مختلف و كاربنديهاي اين بنا تكميل كنم. مدرسه به دليل شرايط كساني كه در آنجا به تحصيل ميپرداختند ،فضاهاي مختلفي داشته است .به دادهاند كه خود حجرههايي كوچك مي طلبهها معموال آپارتمان يك نفرهي كاملي بوده است .داخل مدرسه حجرهها و ايوانهايي در اطراف حياطي سرسبز و داشته است. بحثهاي دو جاي سمينارها در ايوانهاي مدارس بوده و ميشده است .ايوانچهها پيشخانها انجام نفري در حجرهها نيز محل بحث بوده است .مباحثههاي جلوي علمي ،گاهي به دعوا نيز ميكشيده كه در پايان بعد از حالجي مسأله ،دوباره با هم روابط دوستانه داشتهاند. قسمتي نيز براي درس خارج كه سطح تحصيل آنها باالتر ميشده از طلبههاي معمولي بوده در نظر گرفته است .طبقهي همكف براي طلبهها و كارهايشان و طبقهي اول براي طلبههاي سطح خارج بوده است. بنابراين تركيب فضاي مدارس اينگونه بوده است: به طور كلي يك حياط درونگرا براي اينكه تمركز حواس داشته ايوانها دور آن قرار ميگرفته است. حجرهها و باشند كه در ادامه به بررسي مختصر اين عناصر ميپردازيم: منابع: آشنايي با معماري اسالمي ايران – تاليف استاد محمدكريم پيرنيا (انتشارات سروش دانش) سبكشناسي معماري ايران -تاليف دكتر محمدكريم پيرنيا (نشر معمار) دورهي اسالمي – تاليف محمد يوسف كياني تاريخ هنر معماري ايران در (سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها ،سمت) منتشرهي 11/8/87 روزنامهي اعتماد ملي – (آوار در كمين مدرسهي خان -پارسا بهمني) www.fars.ir www.group zero.blogfa.com www.hawzah.net www.tebyan.net www.kelvan.ir www.aftab.ir www.tahoor danesh.com www.persian blog.ir
سایر • علوم انسانی و علوم اجتماعی • الهیات، دین و معنویت
دانلود پاورپوینت معماری تاریخ مدرسه
55,000 تومان