سایرعلوم انسانی و علوم اجتماعیفلسفه و حقوقعلوم اجتماعی و جامعه‌شناسی

دانلود پاورپوینت مکاتب فلسفی و نظریه های تربیتی 1

بسم الله الّر حمن الّر حیم مکاتب فلسفی و نظریه های تربیتی • فلسفه Philosophy • تعلیم و تربیتEducation • فلسفه تعلیم و تربیتPhilosophy of Education • مبانی بنیادین مکاتب فلسفی oمتافیزیک یا هستی شناسی(وجودشناسی) : Ontology جهان شناسی Cosmology انسان شناسیAnthropology خداشناسی (الهیات) oمعرفت شناسی Epistemology oارزش شناسی Axiology • نقد و بررسی مکاتب فلسفی و آرای تربیتی آنها: oطبیعت گرایی (ناتورالیسم) ‏Naturalism oایده آلیسم (آرمان گرایی) Idealism oرئالیسم (واقع گرایی) ‏Realism oاگزیستانسیالیسم (هستی گرایی) Existentialism oپراگماتیسم (عمل گرایی) Pragmatism oپست مدرنیسم (پسا نوگرایی)Post modernism oاسالمIslam فلسفه • واژه فلسفه متشکل از Philiaو Sophiaبه معنای دوستدار حکمت و دانایی، اولین بار توسط سقراط به کار برده شد. • فیلسوف در مقابل سوفسطاییان یونانی • سپس افالطون و بعد از آن ارسطو در راه فلسفه گام نهادند و آن را علمی که ماهیت پدیده ها را بررسی می کند ،تعریف کردند • فلسفه فعالیتی عقالنی است که ویژگی آن ادراک واقعیتهاست و به انسان شناخت و جهان بینی حاصل از آن را می دهد که بر اساس این شناخت و بینش هدفهایی را در زندگی برمی گزیند (نیکزاد) • حوزه فلسفه شامل: متافیزیک (جهان ،انسان و خدا) معرفت ارزشها فلسفه به امور کلی پرداخته و سواالت بنیادی و اساسی زندگی را بررسی می کند: • من کیستم و هدفم از زندگی چیست؟ • هدف از خلقت چیست؟ • جهان چیست؟ آیا جهان یکی است یا متعدد؟ • آیا جهان خلق شده یا جاودان است؟ • چه کسی جهان را خلق کرده و هدف از خلق آن چیست؟ • ماهیت معرفت چیست؟ شناخت چگونه حاصل می شود؟ • آیا معرفت در بیرون یا درون ذهن انسان شکل می گیرد؟ • ارزش چیست و ارزشهای اساسی چه هستند؟ • خوب چیست؟ بد چیست؟ تعلیم و تربیت • تعریف واحدی برای تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش ( )Educationتوسط اندیشمندان ارائه نشده است • اما می توان تربیت را در قالب این فرمول قرار داد: آدمیزاده +تربیت = آدم (کمال متصور) به این معنا که تربیت می خواهد انسان را به کمال مطلوب برساند آن چه که تربیت را در مکاتب مختلف متفاوت می کند تعریف آنها از آدمیزاده و آدم است • تعلیم و تربیت شامل کلیه تدابیر ،روشها و اقداماتی است که برای به فعلیت رساندن استعدادها و قابلیتهای متربی در جهت نیل به هدفهای مورد نظر به اجرا گذاشته می شود (بهشتی) • فرآیندی منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی و روانی یا به طور کلی هدایت رشد همه جانبه شخصیت فرد در جهت کسب معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و کمک به شکوفا شدن استعدادهای او است (سیف) ویژگیهای تعلیم و تربیت: • یک مسئولیت انسانی است و مختص انسان • یک فرآیند مستمر است و نه یک محصول (پایانی برای آن نیست) • یک فرآیند منظم است • یک فرآیند هدفمند است شامل هدفهای فردی و جمعی • فرآیندی چند وجهی است مربی مواد آموزشی متربی • به شکوفایی استعدادهای ذاتی فرد کمک می کند فلسفه تعلیم و تربیت • رابطه فلسفه و تعلیم و تربیت: فلسفه مهم ترین مبنای ت و ت ،هر دو دو روی یک سکه ،فلسفه بخش نظری و ت و ت بخش عملی و فعال است .در واقع چرایی ت و ت توسط فلسفه تحلیل می شود. • تعریف فلسفه تعلیم و تربیت: مطالعات فلسفی ت و ت و مسائل و اهداف ،روشهای تربیتی و مانند آن است و عالوه بر بررسی نظریه های تربیتی به تجزیه و تحلیل نظریه ها و استداللها و انتقاداتی که به آنها وارد شده می پردازد (حبیبی) عبارت است از آشنایی با نظریات تربیتی موجود در مکتبهای اصلی و بزرگ فلسفی و میان فیلسوفان ممتاز و سرآمد آن مکاتب (نقیب زاده) نکاتی که در فلسفه تعلیم و تربیت مورد بحث قرار می گیرد: • عقیده مکتب فلسفی درباره فلسفه و تربیت • عقاید فالسفه ممتاز مکتب درباره تربیت • برنامه های تربیتی ارائه شده در آن مکتب • نقد و بررسی آراء و اندیشه های فلسفی در تربیت توسط آن مکتب ضرورت فلسفه تعلیم و تربیت: نشات گرفته از لزوم فهم و شناسایی جنبه های معرفت شناختی،وجودشناختی ،انسان شناختی و ارزش شناختی ت و ت ،تحلیل مفاهیم و نظریه های تربیتی و کاربرد تفکر در برخورد با مسائل تربیتی است (بهشتی) حوزه فلسفه ت و ت مطالعه همه جنبه های مکاتب فلسفی است که از نظر آموزشی مهم هستند مانند: • هدفهای تربیتی • روشهای تربیت و تدریس • نقش مربی (معلم) • نقش متربی (دانش آموز ،کودک) • برنامه درسی • کتابهای درسی • ارزشیابی مبانی بنیادین مکاتب فلسفی .1هستی شناسی (وجود شناسی) هستی شناسی در ارتباط با واقعیت غایی و ماهیت هستی است و اینکه ماهیت واقعیت چیست؟ علم به شناسایی هستی (شریعتمداری) .علم به وجود از حیث آنکه وجود است یا علم به هستی آنگونه که هست (ارسطو) هستی شناسی شامل: • خداشناسی :درباره وجود خدا و ماهیت آن بحث می کند • انسان شناسی :درباره انسان ،ماهیت آن و هدف از خلقت آن بحث می کند • جهان شناسی :درباره جهان ،ماهیت آن و مسائل مربوط به منشا عالم بحث می کند هستی شناسی و تعلیم و تربیت: دیدگاه مربی نسبت به خدا ،انسان و جهان در هدفهایی که برای تربیت متربی برمی گزیند موثراست .بنابراین هدف تربیت از هستی شناسی .2معرفت شناسی (شناخت شناسی) معرفت یا شناخت “”Knowledgeیکی از مهمترین وجوه تمایز انسان از حیوان است .دانشی است که پیرامون معرفت به تحقیق می پردازد و درباره اموری مانند منشا معرفت ،ماهیت و چگونگی معرفت ،محدوده معرفت و ساختار معرفت بحث می کند. انسان معرفت را از کجا بدست می آورد؟ ماهیت این معرفت چیست؟ با چه روشی این معرفت حاصل می شود و حدود آن کدامند؟ یکی از طبقه بندیهای معرفت (انواع معرفت): .3معرفت الهامی (وحیانی) Revealed Knowledge .4معرفت شهودی (کشفی) Intuitive Knowledge .5معرفت عقالنی Rational Knowledge .6معرفت تجربیEmpirical Knowledge انواع معرفت .1معرفت الهامی معرفتی است حقیقی و خدادای که از طریق الهام و وحی (که شکل کامل آن است و خدا برپیامبران می فرستد) ،حاصل می شود. این معرفت از حیطه انسان خارج است. .2معرفت شهودی آگاهی است که برای انسان در حاالت و لحظاتی که «لحظه بصیرت یا شهود» نامیده می شود ،حاصل می شود .این معرفت معلول بینشها و بصیرتهای انسان است و بر اساس قدرت تخیل و تجربه درونی برای کسانی حاصل می شود که دارای چنین بینشها و تواناییهایی باشند .آثار هنری و آثار نویسندگان ،عارفان و شعرای بزرگ ناشی از تجارب شهودی هستند. هر انسانی در درون خود مقدار قابل توجهی معرفت شهودی درباره خود و دیگران دارد. .3معرفت عقالنی معرفتی است که از طریق استدالل منطقی و عقلی حاصل می شود و اتکا آن بر اصول ذهنی و عقلی است .منطق صوری و ریاضیات ناب (که شامل قیاسهای منطقی و برهانهای ریاضی هستند) نمونه هایی از معرفت عقالنی هستند. این معرفت در مقابل معرفت حسی و تجربی است .البته علوم تجربی از استداللهای عقلی بی نیاز نیستند ،بنابراین معرفت عقلی شرط الزم این علوم است اما شرط کافی نیست زیرا بنیادهای آن انتزاعی است و محدودیتهایی دارد .از معرفت تجربی و شهودی برای تکمیل معرفت عقالنی می توان استفاده کرد. .4معرفت تجربی این معرفت حاصل تصوراتی است که براساس مشهودات و محسوسات .5معرفت اجتهادی یا موثق حضور همزمان مفهوم و مصداق در ذهن را معرفت موثق یا معتبر می دانیم.دالیل حقیقی بودن این معرفت یکی شهادت گواهان صادق و دیگری وجود اسناد و مدارک واقعی است .این معرفت به نحو توصیفی و کالمی بدست ما رسیده و نیازی به بازبینی و آزمایش مجدد آن نیست و آن را می پذیریم. بخش بزرگی از معرفت به این شکل هستند و آنها را به عنوان حقیقت قبول داریم مثل قوانین فیزیک ،ریاضی و شیمی. منابع کسب معرفت عقل ،حس ،تجربه ،شهود ،وحی بر این اساس 5مکتب معرفت شناختی وجود دارد: عقل گرایی :منبع معرفت را عقل میداند حس گرایی :تنها حواس 5گانه را منشا معرفت میداند تجربه گرایی :معرفتی که از طریق تجربه حاصل می شود و مستلزم سازماندهی عقلی است را تنها معرفت حقیقی میداند شهودگرایی :اعتقاد به نوعی آگاهی غیر قابل بیان است که نه حسی است و نه عقلی محض بلکه معنوی است. استعالگرایی:اعتقاد به معرفتی است که از منابع فراعقلی و فراحسی حاصل می‌شود که منابع دینی آن را وحیانی می دانند. آنچه از حواس بدست می آید امور جزیی و بعضا نامتجانسند و ذهن آنها را ادراک ،تعبیر و تفسیر می کند. نقش عقل ادراک کل از جزییات محسوس و دریافت علیت امور محسوس است. تجربه جریان برخورد فرد با جهان پیرامون و فعل و انفعال این دو در یکدیگر است. شهود یعنی معرفت مستقیم و بی واسطه که به آن معرفت حضوری یا لدنی هم می‌گویند در مقابل معرفت حصولی یا اکتسابی .مهمترین ویژگی آن امکان دسترسی به فعالیت عقل فرابشری یه فراگیری مطلق است. معرفت شناسی و تعلیم و تربیت: معرفت شناسی با روشهای تدریس رابطه نزدیکی دارد.مربی که حصول معرفت را از منبعی خاص می‌پذیرد،روشهایی را بر اساس معرفت شناختی خود برمی‌گزیند. .3ارزش شناسی دانشی که به مطالعه انواع مختلف ارزشها می‌پردازد. ارزش قدر و قیمتی است که انسان برای اندیشه ها و امور و اشیا پیرامون خود قائل است. ارزش شناسی شامل : اخالق :ارزشهای معنوی را به روش فلسفی مطالعه می‌کند زیبایی شناسی :ارزشها را در قلمرو زیبایی و هنر بررسی می‌‌کند بنابراین ارزش شناسی به بررسی دستورالعملهای مربوط به فعل اخالقی و زیبایی می‌پردازد. درباره ماهیت ارزشها دو نظریه وجود دارد: نظریه ذهنی و نظریه عینی .1نظریه ذهنی (اصالت ذهن) Subjectivism ارزشها وابسته به ذهن فرد و مخلوق آن هستند .بنابراین چیزی به خودی خود باارزش یا بی‌ارزش نیست .ارزشها نسبی هستند. .2نظریه عینی (اصالت عین) Objectivism ارزشها اموری عینی هستند که دارای منشا حقیقیند و همیشه و همه جا قابل تحقق .یعنی ارزش دارای مرجع عینی است و قطعیت دارد. هر دری اینها به تنهایی دارای اشکاالتی هستند .اگر معتقد به اصالت ذهن باشیم ارزش برای یک فرد می تواند ضدارزش برای دیگری باشد .و اگر منشا ارزش عینی و اخالقی را غیر از خدا بدانیم ارزشها دستخوش تغییر در زمانها و محیطهای گوناگون می‌شوند. ارزش شناسی و تعلیم و تربیت: بحث ارزشها محور اساسی فلسفه ت و ت است و بدون آن تعیین هدفهای آموزشی و محتوای آموزش امکان پذیر نیست. بنابراین در ت و ت هدف ،روش و محتوا داریم. ابتدا اهداف مشخص می‌شوند محتوا طبق اهداف تبیین می‌شود روش راه رسیدن به اهداف را مشخص می‌کند هستی شناسی هدف معرفت شناسی روش ارزش شناسی هدف و محتوا

50,000 تومان