علوم انسانی و علوم اجتماعیسیاست و قانون‌گذاریالهیات، دین و معنویت

نظام سیاسی اسلام و رهبری دینی در عصر غیبت

صفحه 1:

صفحه 2:
نظام سیاسی اسلام و رهبری دینی در عصبر غییت کدآوزی وتاظیم:ابهز اد فاظعل - ‎۱۳٩۱‏ ۲ 1 \

صفحه 3:
۳ مقط ميهة و ظاهری و باطنی اتسار رادر برگرفته و برنامه کامل چکونه ‎prt)‏ سس ‎e ned‏ ی رس رت سر ‎J‏ كر بن ۳۹ خگوسته اسللاهی ‎-١‏ استقرار توحيد و رهانيدن مردم از بندكى غير خدا ‏۲- رشد و تکامل علمی. فرهنکی و تربیتی انسانها ‏۳- آزاد سازی نوده‌های مردم و انسانهای مستضعف از چنکال ستمکران 9 بردگی مستکبران ‎0 eres peti ass? ‏ا ‏ال تس سر ‎ ‎ ‏ار ‎ ‎

صفحه 4:
«ولابت» مهم ترین اصل دراسلام و نگهبان توحبد. نبوت. عدالت ومعاد است. ‎See Ded Pach Be ree Dion] coer Sele ley]‏ ا ا ا ‎ron aso see‏ هیچیک از آینها چون ولابت ‎aers‏ م را را رن را ساختند .» ‎ ‏ع ل ‎een y peer‏ ا 0 است : ) نماز ۲) زکات ۲) ولابت . که هیچیک از اینها بدون دبگری ‏صحبح نیست ». ‏انام حسی لرد؟ . نخستین فقبهی است که پس از آنکه مبحث دیربنه ‎eT‏ ا ا ا 0 آن را مستقلا به مقامعمل نیز در آورد. ‎ ‎

صفحه 5:
فصل اول مفاهیم و کلیات

صفحه 6:
مفهوم نظام سیاسی اسلام * مجموعه منسجمی از کنش ها و واکنش هاء اصول و قواعد حاکم بر رفتارهای اجتماعی که بر پایه مبانی اعتقادی اسلام استوار شده و در مسیر کمال حقیقی و قرب انسان به خدا گام برمی دارد.

صفحه 7:
سیاست * در فرهنگ معین. سیاست به معنای حکم راندن به رعيت و اداره کردن آمور داخلی و خارجی کشور و همچنین به معنای داوری سزاء تنبیه و جزا آمده است. * در لغت‌نامه دهخدا. سياست به معنى تدبير. مصلحت و دوراندیشی آمده است. * صاحبنظران. بیش از ۲۰۰ تعریف راجع‌به سیاست شمرده‌لند که در اینجا به چند تعریف اصطلاحی مهم آن می‌پردازيم.

صفحه 8:
‎.١‏ سياست به مثابه علم قفدرت ‏*نظریه‌پردازان غربی. غالباً سپاست را علم قدرت شمردهلند و افراد زیادی نیسز در ایران ببه طور آشکار و روشین آسن را پذیرفته‌اند موریس دوورژه با نقد تعاربف دیگر و دفاع از تعریف خود. سیاست را علم قدرت نامیده است. ‏* اندیشمندلنی چون جوزف فرانکل. ماکیاول نیچه. فرانکلین لووان بومرو و ... چنین تعریفی از سیاست دارند.

صفحه 9:
۲ سیاست به معنی علم دولت *عده‌ای دیگر از نظربه‌پردازان غربی. سیاست را علم دولت نامیده و لن رابه معنی علمی که رفتار دیلت را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد تعریف نموده‌اند. به عنوان مثال, رافائل می‌گوید: آنچه به دهلت مربوط می‌باشد یک ‎pol‏ سیاسی است. او معنقد است که تاریج نظریه‌های سیاسی عمدتا درباره دولت است. © بلونشلی نیز می‌گوید: علم سیاست به معنای درست کلمه. علمی است که دولت را بررسی کند. " تعاریف فوق چنان اهمیتی در سیاست دارند که دانشمندان سیاسی رابب دو گروه عمده اندیشمندان قدرت محور و نظریه‌پودازان دولت محور تقسیم نموده‌اند.

صفحه 10:
۴۳ سیاست به معنی هدایت مردم واداره آمور جامحه د به بر دازان مسلمان اما ی ‎Cater ates ST a‏ واداره مورب ده‌اند و تمشبت د ت ۰ 3 گردن کارها چه سیاسی و چه غير سیاسی:" ? "نمشیت در هنك معين به روان گردن, راه انداختن و مان دادن نیز ‎Sai‏ ست. " "سیاست ا است که جامعه را هدایت کند و ید در مایم جامعه ‎St ge‏ ‎See a Toate‏ ينها راابه طرف چیزی که هه تلر ی 0

صفحه 11:
سیاست عین دیانت قرآن کریم هم بر اصل حکومت تاکید دارد و هم بر نوع حاکمیت و در آیات متعددی ایجاد قانون و حاکمیت مطلق را از آن خداوند می‌داند: «آن الحکم الاللّه» انعام / ۰۵۷ «فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و بسلموا تسلیما؛ (نساء /۰)۶۵ پس چنین نیست» سوگند به پروردگارت که ایمان نمی آورند مگر آنکه تو را در مورد آنجه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند و سپس از حکمی که کرده ای در دلهایشان هیچ احساس ناراحتی نکنند و کاملاتسلیم باشند» در آبات دیگری مشروعبت حکومت‌های خود کامه را رد می‌کند: «بریدون آن یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا آن یکفروا به» نساء/۶۰ در برخى از آيات نيز به رویارویی با حکومت طاغوت دستور می‌دهد: «آذهب الی فرعون انه طفی» طه /۰۲۴

صفحه 12:
در قرآن كريم امرابه قيام عليه طاغوتا مى نمايد و بر بربایی قسط مى نمايد (كُونُوا قَوَامِينَ بالقشط شهَداءَ له نساء /۱۳۵ و عين سياست است. قرآن كريم بيامبران الهى را شايسته حكومت و ولايت مىدافد و نهايتاً امر حاكميت و رهبرى را به رسول خدا و صاحبان ‎Cag gal‏ که جانشینان آن حضرت انده می‌سپارد و مومنان را به پیروی از آنها ملزم مى كند: wg BIN hg SAN ait Hila Gail gg i ‏راکفون». سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که‎ ‏ایمان آورده اند» همانها که نماز را بر با می‌دارند و در حال ر کوع‎ ۰)۵۵/ ‏ز کات می‌دهند»(مائده‎

صفحه 13:
0 2 9 سياستمدارى يكى از ويزتى هاى مهم انمه اطهار عليهم السلام "در زيارت جامعه كبيره مى خوانيم: «السلام عليكم يا اهل بيت النبوة ... و ساسة العباد و اركان البلاد» «سلام بر شما ای خاندان رسالت و سياست مداران بندكان خدا. و يايه هاى شهرها» اين ‎po bis aloo‏ دهد كه اهل بيت عليهم السلام كه رهبرى امت اسلام بر عهده آنها نهاده شده است . متكفل امر سياست يس از پیامبر گرامی اسلام هستند. "در فرهنگ لغت لسان العرب ذیل کلمه سیاست چنین آمده است: «و السياسه : القيام على الشىء بما يصلحه» «سياست يعنى اقدام برای سامان دادن چیزی به وسیله اموری که ن را اصلاح کند و سامان بخشد.»به نظر می رسد وایه سیاست در اینجا به بیشتر معنی مدیربت مد نظر قرار گرفته است.

صفحه 14:
حضرت امام خمینی(ره): ۴ حکومت در نظر مجتهد واقعی, فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوابای زندگی بشریت است, حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در بررخورد با تمامی معضلات اجتماعی, سیاسی, نظامی و فرهنگی است ... هدف اساسی این است که ما چگونه می خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم؟ و برای معضلات جواب داشته باشیم؟ همه ترس استکبار از همین مسأله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا کند. " صحیفه نور جلد ۲۱ ص ‎QA‏

صفحه 15:
* امام خمینی (ره) در وصیت نامه سیاسی الهی می‌فرمایند: © «و اما طایفه دوم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‌دانند» باید به اين نادانان گفت که قر آن کریم و سنت رسول اللّه (ص) آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام؛ عبادی سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده است». * مقام معظم رهبری : * «اين اسلام آمریکایی است که مردم را به دوری از سیاست و فهم و بحث و عمل سیاسی می‌خواند ولی اسلام ناب محمدی(ص) سیاست را بخشى از دين و غير قابل جدایی از آن می‌داندو همه مسلمین را به درک و عمل سیاسی دعوت می‌کند و این چیزی است که ملتمای مسلمان باید همواره از امام فقید خود و زبان گویای اسلام به یاد داشته باشند» ۳ پیام به حجاج بیت‌اله الحرام 4960

صفحه 16:
مفهوم لغوی واصطلاحی ولایت ‎Cu‏ 9 سل ‎cline Ay Kg»‏ سس لالب ‎RCE MT See ober se SS Enel Were rome)‏ ‎ee Ne NC rele NS ne nee Be USS‏ ‏معانی دیده می‌شود. از میان معانی باد شده. کاربرد ولابت در امارت و تد ال سر رل ‏ولابت با کسره به معني نُصرت . و ّلابت با فتحه به معنی سرپرستی ‏ا 7 ‎

صفحه 17:
Pn) a eee ent ce ‏مد بريت جامعة دبنى است نه معانى ديكر‎ 6 ‏ولايتى كه به اقنضاى توحيد ربوبى‎ * ‏موسق‎ oa ‏سعتعر, سعد [لست و ترص‎ ‏مستقيم او تجلى مى بابد.‎ ۳ الّذِين يُقِيمُون الصّلاة وَيُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ‎corey ney‏

صفحه 18:
*ولابت. موضوعی عرفی است که ضرورت زندگی اجتماعی بشر به شمار می رود و با تاريخ انسان كره خورده است. 5 فرهنگ و حوزه ی جغرافیایی ویژه ای وابسته نیست. 8 در برتو ولابت . امکان احرای احکام ‎pri‏ ‏درفعة ابعاد سياس و دينى راض مى ابد ل ‎ee RR CES‏ «ولايت فقيه» نيز همين ولايت است.

صفحه 19:
مفهوم ولایت فقیه * در جامعه اسلامی .ساختار سیاسی حاکمیت می بایست دارای مشروعیت الهى باشد. ا ل اا 7 شود . " اين نهاد از آن جهت كه مستقيما بوسيله ذات الله منصوب مى باشد ‎eve e-A BYE)‏ رت ‎

صفحه 20:
اا ل معصومين(ع) بر محوريت ايشان تنظیم شده بود و بعد از ابشان نيز بر اساس روايات صحيح و رل ‎os Sj II‏ رلایت نب نت س رد ‎ ‏" در واقع ولايت فق ين معناست که در عصر غيبت به نيابت از امام زمان(عج). "فقیه " رهبری و زمام امور جامعه را بر عهده دارد تا امت گرفتار هرج و مرج و آنارشیسم و تعبد به حاکمیت طاغوت نشود و احكام و ارزشهاى الهى در جامعه عملى كردد. 8 از زر باكفايت و درايت در امور دينى و دنيوى به عنوان نيابت عام.از امام 0 ‎

صفحه 21:
زعامت ولی ققبه درامتداد ولایت پیامبر (ص) وامامان(ع) " ولابت فقيه در امتداد ولايت بیغمبر و آئمه معصومین(ع) است بدين معنا كه در معصومین(ع) ا ‎lege pe)‏ ا ا 0 " در دوران عصمتء زعامت سیاسی و تعيين زعيم, با نص صر بح مشخص می گردد همان طور که زعامت پیغمبر اکرم به نص (النبی اولی بالمومنین من انفسهم)) مشخص گردید. و زعامت مولا ‎Dred)‏ تسیل رل نس ور لس در مر ل ل ۱ ا ا ل ل لت ‎eer Se ae ee‏

صفحه 22:
مقام معظم رهبری در تبیین شأن ربوبی ولایت می‌فرماید: عبودیّت یکسان همه موجودات در برابر خدا مستلزم آن است که هیچ یک از بندگان خدا خودسر و مستقل حق تحکم و فرمانروایی بر بندگان دیگر نداشته باشد (نفی طاغوت) و زمامدار و مدیر و مدبر امور زندگی انسان‌ها فقط کسی باشد که خدا خود به حکومت برگزیده است (یا به شخص مانند امامان علیهم‌السلام و یا به علائم و ملاک‌ها مانند حاکم اسلامی در زمان غیبت آمام معصوم علیه السلام). ‏ (طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن. ص ۳۸) نصب الهی حاکم ee oe a ee ee « نساء[۶۰ آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو و بر پیشینیان نازٍل شده. ایمان آوردهاند. ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اينکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. ما شیطان می‌خواهد آنان را گمراه کندو به بیراهههای دور دستی بیفکند.

صفحه 23:
پس وظیفه مردم موّمن در آن وضع چه بود؟ ِ خود معصومین(ع) راهکار مناسبی در اختیار شیعیان گذاشته بودند و آن اینکه در مواردی که محتاج به مراجعه به حاکم هستید و حاکم رسمی جامعه حاکمی غیرشرعی است. به کسانی مراجعه کنید که عارف به حلال و حرام باشند. و در صورت مراجعه به چنین شخصی حق ندارید از حکم و داوری او سرپیچی کنید این کار رد امام معصوم است و رد امام معصوم در حد شرک به خداست. «فقیه» در اصطلاح امروز همان است که در روایات با تعبیر «عارف به حلال و حرام» معرفی شده است. * ولایت فقیه. تداوم رهبری معصومان در دوران حضور و حیات پیامبر (ص) و امام (ع) رهبری سیاسی جامعه به عنوان شأنی از رهبری همه جانبه پیامبر و امام به عهده آنها بود. اما در دوران عدم حضور و غیبت پیشوایان معصوم از آنجا که رشد و تکامل جامعه و شهروندان مسلمان جز ازطریق تشکیل حکومت و تحقق دین اسلام در متن زندگی فردی و اجتماعی میسر نیست. تنها کسی توان رهبری در جامعه اسلامی را دارد که دارای ویژگیهای علمی - اخلاقی و مدیریتی لازم باشد.

صفحه 24:
اصل امامت؛ منشأً ولايت فقيه ات ولابت فقبه ‎ep RYE‏ زر 0 ولابت فقيه درحقيقت تداوم امامت 2 زمان غيبت معصو مین(ع ) است. ‎perenne)‏ ا ‎Fy‏ بيشوابى و رهبری آمده و دراصطلاحء: رياست ‎ESE IS I‏ ‏درهمه اموردينى ودنيوى راشامل مى شود. ‎

صفحه 25:
۱ TS ‏مشروع خواهد بود که:‎ ‏از سوی حقتعالی باشد‎ -۱ * ۲ رتنس ‎bys ES‏ مس سس ردب از ‎Seb‏ ‎ST) IE‏ دين سر یر *۴ ۲-ازگناه نیزمصونیت داشته باشد. ‎a‏ رسسرر سس پیامبر به جزنبوت را داراست وسخنان ‎ented rey ne) poze Ene,‏ كم ‎

صفحه 26:
ضرورت و جود امام معصوم(ع) 0000 S19 Lio Golew ol) -1 و | ۱ ۱ ‏ل‎ heme reed Ti ped CM Bye SOE ea RSC RNS Sa Sweet need

صفحه 27:
۱ Pern S| cere Wey Ce nel ne) pel cer)] Mer peru pea euler ‏بوده وتا آن تا آخرالزمان تضمین شده باشد.‎ PACE ea pen Ir SCPE Pen Ce SP OWES ESN EL ‏آن تا آخرالزمان است‎ ل ا ا 000 2( گذاشته ‎Rea cae‏ ۱ 1 اسان تا پایان جهان باشد که درمتن دین راهی براي 25505 ار ۱ مرانک ر دمح مت لت زر سر سر مت زوم سر معصوم ومصون از خطابراى ييامبر.

صفحه 28:
Fer ree Pe Reh nen SY) ‏شامل مواردزیر می شود:‎ ‎-١‏ لزوم حفظ شريعت وحجت قاطع در اختلافات ‏۲- نیاز جامعه به رهبران الهی برای اجرای قوانین اللهى ۱۳ وسعادت انسان ‏ل لل ات لت ‎

صفحه 29:
SIT BPO ky at SB لا ‎en ted‏ ل ‎Pe vere eee iuerl ee‏ حقوقى- نا روز قيامت باقى و لازمالاحرا است و هيج يىك از احکام الهی نسخ نشده واز بين نرفته است. ‎ad‏ ا ا د جز به استقرار حكومت ‎OER Ort Te Tiree ee Deed‏ ‏"" حفظ مرزهاى كشور اسلامى از هجوم بيكإنكان و _ جلوكيرى از تسلط تجاوزكران بر آنء» عقلا و شرعاً واجب است. و تحقق اين امر نيز جز به تشكيل حكومت اسلامى ‎

صفحه 30:
FS ert) 2020 SOR Cron Se Wore CNT pedi 00 Ram ‏آن كه خداوند زمامدارى امين براى آنان‎ ‏تعدى از حدود و ارتكاب محرمات باز دارد . در غيراين صورت‎ COR ‏ل ا ا ا ا‎ ‏بهای تباه شدن امور ديكران صرف نظر نكنند.‎ ‎I 200‏ ی است تا ابشان را از فساد وتتباهى باز دارد و احكام و قوانين اسلامى را درميان انان اقامه كند ‎

صفحه 31:

صفحه 32:
مناصیسول-1 رسول خدا علاوه بر منصب رسالت و مرجع دينيء داراي .ولايت نیز بودند شیعه بر این باور است که حضرت پیامبر در دو مسئولیت اخير خويشء جانشين دارد و اين تكاليف را بر عهده امامان معصوم كذاشته است. امامان معصوم همان كسانى .هستند كه علم خود را وام دار كسب يا اجتهاد نيستند 32

صفحه 33:
وظليفهصر فييت- 2 مهمترین يرسش در دوران غيبت كبراء يس از تبيين علل غيبت» تكليف ولايت در اين عصر است. سوالاتي كه :مطرح مي شوند ام ۱ دورلزبلات‌کلیفیها كه مردم لین‌هصر در تبییرو تفسیر آموزه هاي‌دینوو -2 يهبريخويشبه جه كسوبايد رجوع كنند؟ 33

صفحه 34:
ضریر نش صجانشین-3 ۱ ‏ا ا ا ا ل‎ caer ‏ا ا ا لت الت‎ ‏بوده است تا امر امت را بدون تكليف رها نكرده»‎ جانشيني براي خود تعيين كند. بي شك جنين امري en ‏ل‎ ل ‎ek‏ ۳ مطرح كند 34

صفحه 35:
5 توان استدلال كرد ته ريات و سريرستي ۳ ضروري است و گريزي از آن نیست. از سوي دیگر نمي :توان اين امر را به مردم واكذار كرد زيرا منشأ نزلع و اختاهءو منجر به هرج و مرج مي-1 .كردد ‎pei eer gee a or‏ ۱ -2 0

صفحه 36:
در تعیین امام معصوم صفاتي چون عصمت و اعلمیت باعث مي شد که انتخاب امام» در وراي صلاحيت انتخاب مردم قرار مي گیرد. با اين 0 0 هب عصمت. لازم است حداقل شرایط عمومي ان اعلام كردد 36

صفحه 37:
كذ غيبت صغرا حاكي از اهتمام به ان امرء 00000 است. 37

صفحه 38:
تساریخجه وایت-4 با توجه به شواهد و قرائن تاريخي و حديثي. مي توان پيشینه تاريخي ولایت را در زمان پیامبر و امامان معصوم جستجو کرد. مسلمانان از همان صدر اسلام با دو مسئله اساسي روبرو بوده اند: 1- غيبت ييامبر و عدم حضور ايشان در بسياري از شهرها 2- نياز مبرم به احكام و دستورات اجتماعي و فردي 0 ‏ا ا‎ Coneaeees ‏ل‎ Ope IEy | ‏و در شهرهاي مختلف متصدي‎ 38

صفحه 39:
۱ الف- ولايت نا آغاز غيبت اثمه (ع) Pe ee PEN een ‏ا ا ل ا‎ eIs)| ‏السلام) تا آغاز غيبت را بايد سالهاي بالندكي نظريه‎ ‎Os Esra ERT JO] eo STOR Py‏ ل چهارهزار شاگرد نخبه مکتب صادقین بود که کتاب هاي فقهي آنها به اصول چهارصد گانه معروف بودند ۱ ‎3 ‎

صفحه 40:
اس سس الف- ولايت تنا آغاز غيبت .در این زمان طبقه فقیهان باه صررت رس شکل گرفت :امام صادق درباره زراره فرمود (pe rane ‏ا‎ ‎0 ‏ا‎ a] UC ‏ل‎ arse ley bats y ene Bn hei) ‏((.كسبااو مخا شتكته با ما مخال ف كرهه لست‎ 40

صفحه 41:
اس سس ب- ولابت در عصر غیبت در أين دوران نقش عالمان ديني و سنت اجتهاد برجسته تر كرديد. در فرهنگ شيعىء در غياب امامان» مهمترين ‎ae ee ras)‏ ا ا ۱ .گذارده شده است 41

صفحه 42:
Cr | aa eee ie در سالهاي غيبت صغراء نايبان خاصء نقش سريرستي و رهبري امت را زير نظر امام بر عهده داشتند. امام يس از ‎٠‏ پایان نایب چهارم. نایب ديگري معرفي نکردند 42

صفحه 43:
اس سس ۱ aie ‏در ياسخ نامه اسحاق بن يعقوب كه از امام زمان (عج)‎ ‏يرسيده بود در زمان عدم دسترسى به شماء تكليف ما‎ جيست و به جه كسي بايد رجوع كنيم؟ امام عالمان ا ا ل ا .كردند 43

صفحه 44:
اس سس ل | :شیخ مفید مي فرماید ا ا ل ل اد( سويخداوند نصبموشود 00 سم نسییامبر هستند و كساني‌که لنمه انار با و ی

صفحه 45:
اس سس ب- ولایت در عصر غیبت ۱۳ eee اجولي‌حدود و تعزیرلتدر صلاحینلمام معصوم و نایب زر 606 ‏ا‎ a فقيه عاد زإماميمذهبكه همه شرليطفتوا را دلشته)) ‎nee)‏ ا معصوم لست

صفحه 46:
اس سس ۱ eee aie EF GST I) UN he IEF ys) ed) seus ey ye ‏“فقيه بر دو امر ولايت دارد‎ Retype neon Ne pe meee gee ۱ bee eae ee هر عملي‌که بسه دیزو دنیای‌مردم مربوط باشد و 2 .ناگزیر بایدلنجام گپرد» چه عقلاو چه عادتا 46

صفحه 47:
ee ee es ea ل :امام خميني در صحيفة نور مي فرمایند 3 ogKo Dakine ‏رلعملتباشد؛ به شیوه لي‌که فرد لیرلن ی لحساس‌کند‎ 1 1 arse ‏یره لته سلمانانده پسسباید موازیرو قولعد لسامي‌در‎ 0 ))

صفحه 48:
eee Te eke a حكومت ديني و دموكراسي :نكاه و تقسيم بندي كلي وازه دم وكراسي ۳ نوعی‌هدفو -1 ارزش‌مي‌دانند. در دموکرلسي به مثابه ارزش مردم هر قانوني | مضع کنند. معتبر و لازم | لجرا خواهد بود و .بايد محترم شناخته شود

صفحه 49:
رس - حكومت ديني و دموكراسي 2- دموكراسي به مثابه يك روش براي توزيع قدرت سياسي و ا ا ا ‎OCS ee‏ در اين رویکرد دموكراسي تنها يك روش براي تصمیم گيري در چارچوب قوانین و ارزش ها به شمار مي آید كه مى تواند مورد يذيرش و عمل در جامعه اسلامى نيز قرار كيرد . 49

صفحه 50:
فصل دوم مشروعیت در نظام سیاسی

صفحه 51:
© معنای واژه مشروعیت در مباحث سیاسی تقریباً مرادف قانونی بودن است . © ما در دين اسلام و همچنین عقلاً معتقد به این هستیم که حاکمیت مطلق از أن خداست بزاى اين كه ما أفريده أو فستیم و کسی غیر از خداوند حق حاكميت بر انسان را ندارد و عقل نيز اين را قبول ميكند. ” ولكن بعد ميبينيم كه خداوند اين حق حاكميت خود را تفويض كرده مثل حضرت داود و سليمان و... بيامبر خاتم يعنى حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) ميدهد كه بر مردم حكومت كنند و بعد از پیامبر نیز چون باز ملت نیاز به رهبر و حکومت داشتند خداوند به پیامبر دستور داد که حضرت علی علیه السلام را به عنوان حاکم خداوند بر روی زمین انتخاب کند و حضرت نیز چنین کردند.

صفحه 52:
تا این که دوازدهمین امام معصوم ما غایب میشوند و عصر غیبت شروع ميشود ائمه(ع) از طرف خداوند فقهاى واجد الشرايط را حاكم بر مردم قرار دادهاند حاكميت مطلق از آن خداوند متعال است و اين اوست كه افرادى را براى مردم به عنوان حاکم. انتخاب و نصب میکند و این نصب خداوند نیز به دو طریق انجام میگیرد. ۱- افرادی را به طور مستقیم و با نام به عنوان حاکم قرار میدهد مثل حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) و حضرت على (عليه السلام) و ساير اثمه كه به اين نصب خاص ميكويند. - اما افرادى را با داشتن شرايط خاصى به عنوان حاكم انتخاب ميكند كه ‎ele lk‏

صفحه 53:
7 در مورد ولایت فقیه بحث این چنین است که مشروعیت ولی فقیه الهی است و انتخاب و انتصاب آن در اختیارات مردم نیست و از طریق نصب عام. حق حاکمیت پیدا کرده است. مشروعیت از دیدگاه مذهب شیعه بعنی داشتن حق حاکمیت بر مردم از جانب خداوند (حقانیت) و با این که داشتن حق قانونی از جانب خداوند(قانونیت) . ما ميبينيم که علی علیه السلام ۲۵ سال خانهنشین شدهاند . آيا بايد بگوییم که حضرت علی (علیهالسلام) مشروعیت برای تشکیل حکومت نداشتند در حالی که حضرت علی (علیه السلام) مشروعیت داشتند چون این مشروعیت را خداوند داده بود و ربطی به مردم نداشت. بلکه ایشان مقبولیت نداشتند و زمانی هم که مقبولیت پیدا کردند اقدام به تشکیل حکومت کردند . نتيجه اين که مشروعیت ولی فقیه یعنی این که حقانیت و قانونیت ولی فقیه از جانب خداوند برای تشکیل حکومت و حاکم شدن است.

صفحه 54:
نقش مردم چیست؟ ۴ نقش مردم. فعلیت بخشیدن و پا عينيت بخشيدن به اين مشروعیت الهی است . پیامبران.ائمه. ولی فقیه. این مشروعیت و این حاکمیت را دك ديذ! مياكتل ‎eS‏ ‏به مشروعيت اينها عينيت و فعليت ببخشند. " مادر اسلام و قرآن دو نوع حكومت داريم. ‎١‏ - حكومت بر حق (حكومت خدا) ۲ - حكومت طاغوت.

صفحه 55:
© حکومتی که مشروعیت الهی نداشته باشد بعنی از جانب خدا برای نشکیل حکومت اجازه نداشنه باشد و نشکیل حکومت بدهد حکومت طاغوت است ؟ امام خمینی (ره)فرموده اند: «اسلام وللیت فقیه را واجب کرده است. اگر رئیس جمهور به نصب فقیه نباشد غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد طاغوت است. اطاعت از او اطاعت از طاغوت است.» ( صحیفه ور ج0 ص 409 و 80)

صفحه 56:
مشروعیت و مقبولیت ازدیدگاه اسلامی ؟ سوال این است که ليا از دیدگاه اسلامی. توافق, پذپرش و مقبولیت مردمى. در مشروعیت حکومت دخالت دارد و آپا مشروعیت و مقبولیت توآمان هستند آیا مشروعیت در سایه ی مقبولیت تأمین می گردد؟ ی پاسخ اپن است که ملاک مشروعیت و قانونی بودن حکومت از نظر اسلام رأى مردم نيست. اما عدم دخالت 'رأى مردم در مسروعبيت حکومت. به معناى بى اعتنايى به رأى مردم ومشاركت عمومى هم نيست.

صفحه 57:
* از نظر اسلام حاكم بايد مقبولیت مردمی داشته باشد وگرنه فاقد قدرت اجرایی است و نمی تواند احکام اسلامی را اجرا کند. ۴ بر این اساس. پذیرش و ری مردم شرط لازم و نه کافی برای تحقق حکومت است. * بدين ترتيب در بینش و رویکرد اسلامی. علاوه بر آنچه در همه ی نظام های آنسانی و عقلانی برای شکل گیری حکومت لازم شمرده شده است. معیار و ملاک دیگری نيز لازم است و آن مشروعیت حکومت به اذن خداوند است ۶ و پذیرش و رای مردم شرط تحقق حكومت

صفحه 58:
مبانی مشروعیت در نظام های غیر اسلامی ۱. نظریه ی قرارداد اجتماعی مهم ترین نظریه پیدازان این دیدگاه. هابز. لاك و روسو ۳ نظریه ی عدالت و ارزش های اخلاقی افلاطون و ارسطو ۳ نظریه ی زور و غلبه سوفسطانیان. گرسیوس و هایز از طرف داران این نظریه اند ۴. نظریه ی ماکس وبر (مشروعیت سنتی. عقلانی کاریزمایی).

صفحه 59:
ارزیابی نظریه ی فرارداد اجتماعی " اولاً از لحاظ تاریخی و واقعیّت های عینی, چنین نظریه اى خلاف واقع است. شهروندان هيج كاه در قراردادی شركت نكرده اند: قرار داد يا عقد. امرى اختيارى و آكاهانه است: قرار غير آكاهانه و بدون اختيار, به وافع قرار داد نيست. ‎Lit ©‏ اكر اكثريت جامعه خواستار حكومتى بودند تكليف اقلیتی که چنین حکومتی نى را نمی خواهند چه ‎ie‏ ‏چرا این افلیت ملزم به اطاعت اراوامر حکومت بآشند ‎JO‏ بسيار جدي است و در ری مرس با معنای حکومت اکثریت بسیار منطقی جلوه می کند.

صفحه 60:
ارزیابی نظریه ی عدالت با ارزش های اخلاقی © ار عدالت و ارزش های اخلاقی از دیدگاه مکاتب مختلف. متفاوت است و این نظریه پاسخ این سوّال را که حاکم بر اساس چه معیار و مجوزی اعمال حاکمیت می کند. نمی دهد. " ثانياً: طبق این نظریه. مشروعیت دستورها و اوامر حکومت توجیه شده است. ولی نسبت به دلیل اعتبار حاکم و یا گروه حاکم سخنی گفته نشده است: چرا که عادلانه بودن فرمان, توجیه گر حکومت شخص یا گروه خاصی نیست.

صفحه 61:
ارزیابی نظریه ی زور و غلبه " اين نوع حکومت در نزد عقل و وجدان محکوم است و به هیچ وجه ضرورت اطاعت را ایجاب نمی گند علاوه بر این. دولت استبدادی, فاقد پایگاه اجتماعی و مشروعیت سپاسی است لذا زور و غلبه نمی تواند ملاک مشروعیت باشد.

صفحه 62:
نظريهى ماكس وبر (مشروعيت سننى» عقلانى و كاريزمايى) مشر و میت سنتی . مشروعیتی که متکی بر اعتقاد گسترده به سنّت ها و بر نیاز به اطاعت از رهبرانی باشد که طبق سنّت ها اعمال اقتدار می کنند. مشروعیت سنتی مبتنی بر تقدس و احترام سنت هایی است که از قدیم معتبر بوده اند و ورائت» شیخوخیت. ابوت. خون . نژاد و نخبه گرلیی از آن جمله است. به اعتقاد ماکس وبر این نوع مشروعیت. کهن تربن نوع مشروعيت است.

صفحه 63:
مشرومیت عقلانی . (قانونی ) © به این باور متکی است كه ة حق فرمان روایی از قواعد تأسیس جامعه بر آمده است. آنچه به طور قانونی انجام یافته مشروع دانسته می شود. رت بنابه قانون واگذار شده است و مشروعيت کار یزمایی . * مشروعیت مبتنی بر هواخواهی از تقدس ویژه و استثنایی یا خصلت قابل ستایش یک شخص است. مجموعه ای از صفات و کشش های خارق العاده که دیگران را به فرمان برداری وا می دارد

صفحه 64:
ارزیابی نظریه ی ماکس وبر * مشروعیت سنتی عبارت است از مشروعیتی که متکی بر اعتقك اكستره به سنب ها و بر ديار به [طاعت از رهبزانی باشد که طبق سنت ها اعمال اقتدار می کنند. * مشروعیت عقلائی - قانونی به این باور متکی است که قدرت بنابه قانون واگذار شده است و حق فرمان روایی از قواعد ‎A ie i‏ به اعتقاد ماكس وبر رايج 00 ‎Ge oe eee J‏ اس و ‎Be oe‏ - فانونی؛ حگومت لیبرال است که در ‎male vats‏ های او محور و معیار همه چیز در نظر گرفته می شود.

صفحه 65:
" کاریزما در لغت یعنی: عطیه الهی که منشأً کلیسایی دارد. در اصطلاح بعنی: : صفات فوق العاده در یک شخص(واقعى يا ادعایی) که نقطه مقابل عقلانی شدن است و با کردار ضابطه مند بیگانه است. (ماكس وبر- اقتصاد و جامعه- ترجمه عباس منوجهرى- انتشارات موسى ‎oe‏ اول - ۱۳۷۴- ص ۳۹۷) 7 مشروعیت ‎«plop WJ‏ مشروعیت مبتنی بر هواخواهی از تقدس ويزه و استثنليى يا خصلت قابل ستایش یک شخص است. مجموعه اى از صفات و كشش هاى خارق العاده كه ديكران را به فرمان بردارى وا مى دارد. " آنجه درارزيابى اين نظربه مى توان كفت اين است كه ‎gl 5‏ وات جامعه اى به طور كامل در قالب-يكى از انواع مذكور نكنجد

صفحه 66:
" ثانياً:. منشأ مشروعيت سنتی و اعتبار سنت چیست؟ اگر خواست و رضايت مردم باشد. اشكال نظريه ي قرارداد ی نظریه وارد می شود و اگر ملاگ 7 عیت سنتی.تطابق سئت با عدالت يا ارزش های اخلافی باشد. اشکال نظریه ی عدالت یا ارزش های اخلاقی بر این نظربه وارد مي شود هم چنین مشروعیت عفلانی - فانونی چیزی جز نظربه ی فرارداد اجنماعی تست * در مشروعیت کاریزماد نیز ‎oe‏ ها ا شون قبط و ‌ قانونمند نیست. به طوری که در © ‎eee‏ ‏موسولینی» جمال عبدالتاصر. گاندی و. ‎les‏ مصادیق این الگوی مشروعیت شمرده شده اند.»

صفحه 67:
تفاوت مشروعیت سیاسی در اندیشه ی سیاسی اسلام و غرب ۳ درجوامع غیر دینی غرب. سه واژه مشروعیت. قانوئیت و مقبولیت. مفهوم واحد داشته " نظریه ای که معتقد است مردم قدرت را به دستگاه حکومنی و رئیس حکومت می بخشند و فقط فدرنی که از مسیر اراده و خواست عمومی مردم به فرد واگذار شود مشروعپت دارد

صفحه 68:
"اما در نظام سياسى اسلام. مشروعيت غير از مقبولیت است و مفهومى عميق تر و جايكاهى بلندتر از مقهوم مقبوليت دارد. مشروعيت در بينش اسلامى ريشه در اعتقادات و معارف اسلامى دارد. " بنابراین تنها منبع و سرچشمه ی حکومت در دیدگاه اسلامی. الببى بوده و از ولابت نشریعی الهی سرچشمه مى گیرد و هیچ گونه ولایتی جز با انتصاب و آذن الهی مشروعیت نمی پاید هر چند همراه با مقبولیت باشد.

صفحه 69:
اکثریت و مشروعیت دای ریت دراک انحا ويد وبزة انشلام ‎see‏ مبنا و منشأ مشروعيت قرار نكرفته است. ۴ بلکه در مقابل با توجه به عملکرد بد اکثربت در بسیاری از ادوار تاریخ بشر به ویژه در نهضت انبیا و پیشینه ناپسند آن است که در بسیاری !5 ‎«oly ob!‏ از اراى اکتربت. که به دور از هوشمندی و خردورزی بوده. به شدت نکوهش شده است. " (بنابراین. اکثربت از آن جهت که اکثریت است (یعنی از حیث تعداد)» در انديشه سیاسی اسلام نمی تواند ملاکی ‎oly‏ ‏تعیین حقانیت حاکم یا نوع حکومت باشد چرا که حقانیت تابع معیارهای خاص خود بعنی عقل و نقل است.

صفحه 70:
فصل سوم ادله اثبات ولایت فقیه

صفحه 71:
دلایل برای اثبات ولایت فقیه "الف- دلايل عقلى .ب ديل نتلى,

صفحه 72:
دلایل عقلی ‎ees) oI‏ ردان اراس زاس حللاطره ‏" اين دليل از مقدمات زير تشكيل مى شود: ‎00 iene [ral be) eave bey rome eee Sear ee] 1 2 ‏ا رز ازقوانين اسلام جون حدود:) حكام 0 . احكام جزايى ار سل وإ و ار روا ار ار ‎i ee‏ ‎ip jeri‏ 1[ ‏۴ - به حکم عقل. مجری حکومت باید آگاه بهقوانین وملتزم به رعایت بر دینی وقائونی باشد. ‏ت که امکان د ‎Benes 5 Te Bee]‏ 3 ۳ ‎sop‏ شون سای اران ‎ia ‎1 ‎\ ‎ ‎ ‎

صفحه 73:
۱۳ ‏سر‎ oe are Le Gaal ‏تلد زر سل ار‎ Sta " - لطف وحكمت الهى اقتضا مى كند كه آنجه درايجاد زمينه رشدجامعه وطرد عوامل فساد وكمراهى مؤثراست درهمه زمانها دراختياربشرقرار كيرد 0 ‏حکمت الهی. تعیین پیامپر اکرم‎ - a ‏معصوم را از سوى خداوند به عنوآن رهبر براى تبيينء تأمين و تضمين قوانين‎ ‏آلهی. ایجاب نموده است.‎ ‎DDD oe) eee DE >‏ سرت تمس تلبت زر ‎Very eather Gps leg ere peer‏ ‎Ne oreo cence ms yee heres geld)‏ ‎ee‏ ا ا ل 2 مرت ; ۱ ‎7 ‎J ‎

صفحه 74:
۳- ولایت فقیه مرتبه ناز له حکومت معصوم(ع) ۱ Ce eel Og ‏در‎ mead pas Fed) Oe ‏ا و‎ ) ‏ضروری و لازم است.‎ ۱ hed tack ecb ele OI ey ee ‏آن: حكومتى است كه امام معصوه(عليه السلام) در رأس‎ ‏آن باشد و جامعه را اداره كند.‎ ۳ ۱ . ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل أن ‎Widener)‏ ‎Le Tee‏ ا ا ور

صفحه 75:
7 ‎Pat ere ae‏ رت ‏" دوم شابستكى روحى و اخلاقى به 0 ‎eee PS‏ تس ما از نكيرة (نقوا ‎(CRW‏ ‏از ۲ 0 [ تخایت \ ‎

صفحه 76:
‎An Si es ae‏ ا ا ا ‎eB pre ey ence eb A ee et rel ‏سس ای ان ردو سب راب رح لد سل تحت‎ ‏فى بايث‎ ‏00 ف در اعرا إدمء از جانب ی ولو 0 رت ‎ ‏ا ا | ‏متعال أز اجراى احكام اجتماعى اسلام صرف نظر كرده بأشد يا اجازه ' اد أن را به كسى كه اصلح از ديكران است داده باشد. ۱ ۳۸ ‎3 ‎ ‎

صفحه 77:
BD) Der sy ‎-١‏ نعطيل احكام وانصراف ازاجراى قوانين اسلام. ‏۲- واگذاری مسئولیت اجرای قوانين اسلام به فردی نازل تراز معصو ‎ey 1 0‏ ‎۳ ae ۱۳ rear ee Sb 05,5 lash. ‏لل 1 ی اسلام صرا‎ od ‏بر رمك ولاش قرش رارقا حصنت ارال‎ le ‎0 ۳۷ ‏وس فقيه جامع الشرايط: يعني که‎ * ٠ ‏كارابى در ‎/ ‎ ‎ ‎ee‏ أن داك ابن اد بين ‎a: [‏ | \ ‎

صفحه 78:
لوا یساس ات - نسیسازقانون به تفسیو: 0 عدا ‎ree‏ ۳[ ‎es IRS‏ م ا 0 ‎piers‏ قوانين دنياجنين اند - نيسازقانون به تطبيق: * برای تطبیق احکام وقوانین ‎a‏ مصادیق و موارد آنها نیز گاه ابهامانی وجود دارد ۶ بعنی اینکه آیاً فلان حادثه خاص. مصداآقی از این قانون خاص است بامصداقی از قانون دیکر. 7 نپازثانون به ابعرا وسعری: ‎Jai‏ ل تلج ده ‎alata‏ شرت تس سید = ار مجری کسی است که در هر سه مورد. ایده آل باشد. 0 اما در زمان غیبت ‎See‏ ‏سر رال تبرت ‎Ae) pista ply Soe I J‏ ‎fp x‏ - تطبيق و اجراى قانون: شابستكى وتوانابى بيشترى د ‎on‏ \ ‎ ‎

صفحه 79:
مر بر رس لمیر Pee CMRCS) |p ve JPY F-5) bege-v bee Ceres Fyre) bere) OA es ‏ل‎ AMO, ی اسلام به شدت به امور ‎ee) cl‏ اهتمام ورزیده. احکام فراوانی در این زمینه تشریع نموده و اجرای ‎Faye eu Ue) eucon) Den ie Dra)‏ تفویض کرده است. . سياستمدار مسلمانان ييامبر اكرم ‏ صلَى الله عليه و آله ‎peer)‏ 15-7 كانشيتان أن ‎Sree‏ ا

صفحه 80:
/ / / ۴ امامان معصوم که شبعبان خویش را از حر ل لاو هاو فضات جور نهی نموده آند. بی تردید فرد با آفردی را به لس را و مکان ها مورد ابتلای مردم است نصب و نعیین نموده اند. ۵ نصب مرجع در آمور سباسی و اجتماع. متعین در فقبه جامع شرایط است. زیرا هیچ کس قائل به نصب غبر فقبه نشده است؛ به تعبیر دیکر. آمر دابر است بین عدم نصب و نصب بر حدل زر من سین مرس دنم رشن حلسم ۱ ۱

صفحه 81:
eT) Sa ib) ‏ا عقلى‎ ۱ - جاودانکی اسلا منطو 21111 بلكه حضور دين در سه ا ا حكومت نمى توان به همه اخناك ماديا نالل كدر ررس م زرك تسل م رت لاوما مرو 1 ‏اد مسبت برد شرب‎ VES SOI) aod) Chg) GS Pel ry aig 1۱ ors Oe pe Ty coating eee ome pee yyce yy ۳ ‏ماهيت ی‎ - ٠" ‏بل ضرورت تشکیل حکومت را‎ Ce EC rn ‏ی به دست کسی می تواندانجام گیرد که وبژگی هابی را داشته‎ cle ‏مه آنها زارذاوا اس _جون او کسی سک که با جنهاد جود‎ ‏ا‎

صفحه 82:
4- دليل عقلى صاحب جواهر (ره) بر ولابت فقيه شيخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر متوفاى 1388د.ق كه از وى برت اسلام رودت دليل عتلى بر رلابت فتيه را با پر ذتر ‎ear)‏ ل ا ل ا ا ل ل ا ل 0 5 * . علاوه بر آن که نظام باید الهی باشد. بایستی مبتنی بر قسط و عدل با ار تک رانا ۱ سر ترس 1 ا ‎a —‏ رم هی کب یتآ ریت مرس زاف رد ‎١‏ ‎ff‏ ‎\ ‎ ‎ ‎

صفحه 83:
ce Teh Pe COC eee cll ie naa 9 الف هبر و قائد جامعه, عرهدددار رفع نيازهابى است كه حفظ تظام ل لك ‎(oy‏ اسلام این نبازهای عمومی را مورد_نوجه قرار داده و احكامى ‎ae‏ خصوص تشریع کرده و اجرای آنها را از والی و حاکم ن خواسته است. ‎CCR cilia‏ ا ل ‎smn‏ پس از وی مرجع و قائد حقيقى امت. ائمه اطها و به اعتقاد شیعه. .. ااا وظایف آنها بوده است. ‎ ‎ ‎

صفحه 84:
* د) مسائل سیاسی و تدبیر امور جامعه مختص به آن زمان نبوده و از مسائل مورد ابتلاى مسلمين در همدى زمانها و ‎es‏ ار شیعیان دسترسی آثان به ی يه سرلد ‎IES SD) Sens TCD‏ ار ابن عون امور لت کردند. 5 آمور ‎Peeing ve Walon mes)‏ اد( \ = pe aun eon S 6) ees Su ce th ‏عادل برای احرازاین مقام متعین است؛ زبرا هیچ کس‎ معتقد به نصب غیر فقبه به ابن سمت نیست. ۱ \ Jf.

صفحه 85:
۰- دلیل عقلی آیت الله جوادی آملی بر ولایت فقیه 7 0 oe ae ar One re a) ‎pe ere ced cele > ee ec el oeedt Ce‏ را ابد مصون از گزند و زوال است و لذا برای همیشه لازم‌الاجرا است. ‎oe te 7‏ احيا و اجراى ‎ire‏ سیاسی اجتماعی اسلام ایجاب م ىكند نا كسى عبهده دار اجراى انها ‎pes‏ ار كه و در عین حال عادل و وارسته و ققبه جامع‌الشرابط ‎ ‎ ‎

صفحه 86:
ب- دلايل نقلى * در میان ادله نقلی به آبات و روابات بسیاری برای اثبات ولابت رد ات ‎ee eae ee‏ ار ‎١١ 5‏ الات الاين مضه رز ردارب ‏* قرآن کریم که روشن رس عدايت است برسي از ادرر را خرن بد رس رز زا اسطه بيان كرده است مانند كليات ت بسیاری از احتام يرشك از انور رابه طرر كير مسكتين و باراسطه بياسران . بيان كرده است ولى خودش به اين واسطه تصريح كرده است . \ ‎ ‎ers rss rer re ‎‘ou Tia ‎

صفحه 87:
: ‏ولاين طنيه اذ طرية قراح‎ OUD ‎-١ "‏ اصل حكومت و ولايت در اسلام. ‏ار رس ارات ‎oy‏ ار ‏اسلام و ایمان . عدالت. آگاهی به اسلام ( فقاهت ) ۰ کفایت. ‏ی ی ی لور یت ریبدت ات رازه پل اد ‎keea DL rs fertenerel 0) frp)‏ 0 ‎Ces ee rb los oe Sls aes‏ ا ام 0 ‎۱ yr ‏لا مه‎ so) ۲ ‏ود تیه‎ ens has oF Zl ‎an ae las ies ‏ا خود‎ 0 ‏ل‎ eee [Doe yepe nr rors a eee oes ‎MES CAE oh ۵۵ ‏نور‎ ( ) 1٠١ ‏رار الات أيه‎ ‎2 ‎ ‎۲ ‎ ‎ ‎

صفحه 88:
* مساله دوم اطلاق ولابت : a Raat Sth ‏آبان‎ * اولواالامر را مقبد به 0 خاص تكرده اسن و آن را ا رل لس ترس ا 0 د در آياتى كه امريم اطاعت از پیامبر و اولواالامر شده است نیز هبچ ‎a‏ قيدى براي ‎Ler as‏ این آیات اطلاق در ولابت ‎ae‏ ان جا که حکومت درجامعه اسلامی از ضروربات ‎See ee‏ ات( ‎ie‏ می توان اطلاق ولایت را برای حاکم اسلامی در هردوره ای ‏ل ‎S|‏ سل سس شرا تیور رل ۱ ی ‎Jed) PETS‏ \ ‏ماید : ((لن یجعل الّه للکافرین علی المومنین . ‎Ce ee ts‏ ا | ۲ ‎ ‎

صفحه 89:
iL ae ‏يا‎ ‏الذين ظلموا فتمسكم‎ Leah). ‏عدل در عفایل ظلم است‎ EE rear eg ae SE Fa tag a 0 5 شرط سوم فقاهت , 1 ۳ ری 00 تک ا ات 0 ۶ شرط 0 * بعنی توانابی وشابستگی دراداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبر یر ‎pe‏ ‎eee er‏ ال ل ‎١‏ ‎Sepa‏ ‏سك 1 ‎oe ni oun‏ ار ۳/۹

صفحه 90:
- ۲.مقبوله عمر بن حنظه از حضرت امام صادق (ع, ‎ered ee‏ رت راد بوده است؟؛ ۴ مرحوم کلینی به سند از عمر بن حنظله روابت میکند که: «از امام ‎ere oer 2‏ که در باب «دبن» ۱ ركاه به نرت ی ی قاضیان (قضات حكومدياى حول حجنت حل ان مبروند اي غيل عابر الت حضرت فرمود: هر کس در موارد حق با باطل به آنها مراجعه کند. در وأقع به سوى طاغوت رفته و از طاكرت رطاليه تشارت تردد ا ا ۱[ 22 9 7 ور

صفحه 91:
برس ری ار رین تسیر رصن ساراررازت میکنند و در حلا 0 9 ‏سر‎ CULM bat Obi cose eecen ee HOR EEL gi pas Sea ‏سي ا ا‎ 0 ان كه ما را رد كندء خدا را رد كرده است و چنین جیزی در حد شرک به خداوند است. ۱ Se PL a eee 8 ا 0 0 سياسى و ولايت دارند واين ‎ky 5 Ly ded‏ ات. از اطلاق ادله ‎he‏ ره میگردد. ‏جتوب ات تاو ره تج سوب ‎Sw‏ ۲ ۳ ‎ip Sipe eS EI GS 7‏ \ است بلکه به صورت عام تعبین نموده است. اطاعت از حاکمی که به ‎ ‏ول مس سرت لس 2 ‎a‏ یت بر تلد سرت وزرا ی یلیل ‎ ‎

صفحه 92:
- ۲. روایت امیر المو‌منین از پیامبر اکرم (ص). " اللهم ارحم خلفائى قيل يا رسول الله و من خلفاؤكى؟ قال الذين يأتون سر ‎APE) AS Oi) G4‏ * (وسائل الشبعه. ج ۱۸ باب ۸ص ۰۶۵ ۵۰) و ‎panes‏ ۹ ما کید رده کب از مین و دی ر ستت سرا نكن ‎meer aD cats ia‏ از زر ‎J Be GD oy Coat eae‏ حكومتى آن حضرت است. ‎ ‏۴ درزمان غیبت معصومین. حدیث و سنت پیامبررا نقل می‌کنند)جانشين . . ‏7 ۱ / اتركد أز تسايس ببالتير [س) بده برآى ذتنا بر ات بشید ‏سد نی 4 8 5 1 ‎\ ce ‎

صفحه 93:
pee ones py rele enone ev " Beer) Poe Cee ‏ا ل ا‎ (ED) ۳ ی ارم (ص) ده عشام و عنصب عمده را دارا بودند : * یکم. تبلیغ آیات الهی و ابلاغ احکام و راهنمایی مردم. ۳ دوم. داوری و قضاوت بین مردم و رفع خصومت. 2 سوم ء زمامدارى جامعه اسلامى. ۱ 7 ار ار

صفحه 94:
- ۲. توقیع مبارک حضرت ولی عصر ‎AG)‏ ‏یس وس يكم و انا حج ‎EN‏ ان باب 1ل ص ‎٠١1‏ ح 8) ۳ امام زمان (عج) در باسخ اسحاق بن بعقوب. به خط مبارکشان چنین ترستر یر رال د ال مت ‎Bs BI)‏ مراحعه کنید. زیرا آنان حجت من بر شمابند و من حجت خدا بر آنان مسد ۳ مراه از حوادث واقعه در حدیت. احکام نیست. بلکه حوادث و تتسد ایح لس و برد ترن تن سل ریب ۰ مصالح عمومی جامعه است. ۱ 1 ۱ ا ‎carey‏ ار( رس تخر تیان ترا ما سر 5 7

صفحه 95:
ه. حديث امام صادق (ع) از رسول الله (ص): ) ‏ا ج ۱۸ باب هشتم‎ Pee) cy Fes ‏همانا علما وارثان ييامبران هستند.‎ 7 لس دين ‎Sh ae ۳۳۹ a5 oe‏ آنانند و ل ار ا سرد تسار ررنسسرر ر ات - ۶- روایت امام صادق(ع) از پیامیر اکرم(ص): 5 النقياء اما الرمل! 5 ‎ec tae‏ 7

صفحه 96:
- ۷- روایت رسول اکرم(ص). ۱ * علمای امت من مانند پیامبران پیش ازمن هستند. AE) gone) ‏روایت امام حسین(ع) از حضرت‎ -۸ ‏العلماء باللّه الأمناء علی حلاله و‎ ne ceo Peon IIT bed 1 ‏حرامه»‎ ‎۱ aero serene ores Aker oe sl fe nr repr Cor) ia ‎ee =‏ 5 * مجاری امور واحکام به دست علمای ربانی وامانتداران حلال وحرام . ۳1 است. ‎ ‎

صفحه 97:
فصل چهارم ولايت مطلقه فقيه

صفحه 98:
TON RT nee كلمه «مطلق» با «مظلقه» در لغت به معناى دور ید 1 | 1 ۹ ار ‎is‏ ‏برابر ‎(Relative)...‏ به کار میرود و گاهی ذر ل استعمال نخست صرفا در علوم حقيقى وهم در علوم اعتبارى ( است. ولی استعمال دوم هم در علوم علوم سیاسی) جربان دارد. ere) IN Ip eC ee ey poe NCSI.) CREE, ‏کدامین قید میباشد؛ مثلا‎ Ne ‏كه مراد از‎ en ‏ا‎ pres ‏در نظامهای سیأسی‎ ) on ee were ۱ Py een reve Rote ‏اساسى تا تین‎ ‏دبگری استعمال ميشود.‎ کلمه مطلقه در دو اصطلاح متفاوت کاربرد دارد: یکی در اصطلاح حقوق اساسی و دیگری دراصطلاح فقهی.

صفحه 99:
ا ات مراد ازمطلقه در حقوق اساسی. وصفی برای حکومت های خود کامه ا ا ‎Ce‏ ا م خود را در چارچوبی به نام قانون. محصور و مقید نمی داند الل ا ا ل ‎SLID Bon Cre ear‏ ار ی ‎Fey‏ ‏ا ‎angie ee rem‏ خود تجاوز می نماید.

صفحه 100:
000 OO RULES Oe eyo eel BCS) eee ear oper 1 Pere me neem [rr ve- tla ere cao IperyCe Peeters re Ur cian Peer cr care por iped prea cine ion enero bie ica cre ter cp reer car ay res ‏ل ا ا ا ا ا ل‎ NPs] PRS ‏ا‎ oer Cary ner roerees ‏رل(‎ De S e eMcoad 7 ۱ eerie orb rm IBY se) yO E We ce ore pl ene cee Creep cy ‏شود با شرط عدالت در ولابت فقیه سازگار ننست.‎ اساسا جنين معنابى با اساس حكومت در اسلام كه به معناى حكومت 20 اسلام است سازكار نبوده حتى ييامبر و لمامان معصوم نيز ا ا ل 00000 Fer eee ‏ا ا ل‎ Seed ‏ميل خود و هركونه كه خواست عمل كند و شاهركى جنين ييامبرى را نيز‎ ‏قطع خواهد کرد‎

صفحه 101:
| ery ye Ron eC ae ores pees eB ee ea ‏ولى فقيه. جانشين ييامبر و ائمه (ع) و امام عصر عجل الله تعالى و‎ ‏فرجه الشریف -محسوب می شود لذا همه اختیارات حکومتی که‎ ‏یر را‎ cee eed SOLD) ‏السلام - از آن برخوردار بوده و هم اکنون امام زمان - عجل له تعالی‎ ‏ل‎ i peee eel enep yee wal ee ere peal Pe gery ‏ان اختيارات است.‎ از نظر ققهی نیز رواباتی که در مورد ولابت ‎eee)‏ 0 شده است. قیدی برای این ولابت و جانسیی ‎ey | od‏ 20 ادله. اطلاق ولایت و اختیارات استفاده می شود.

صفحه 102:
" بنا براين در حوزه فقه و كلام اسلامىء مراد از ولابت مطلقه. اختيارات و است. به این معنا که فقیه در تأمین مصالح عالبه اسلام و جامعه ای کل ی ات اسر رس زیر رو ن شود باز دارد, نیست. همان اختباراتی که معصوم - علیه ‎errors ier On|‏ 19 0 ‎Way ee SIP Dee onl ene Deni CC aL Te‏ 0 ‎aa i. ۰‏ أمى اختيارات ببامبر ‎Pwr ip ee Far 0 oe‏ 7 تفر | ‎ier de Pl ree Cp comes noe) cer)‏ ل ‏۴ در یک کلام. مراد از ولابت مطلقه فقیه این است که ولی فقیه در ‎Pree heer Acs ۳ 010‏ هيج امرى نمى تواند وى را از أين مهم منع نمايد.

صفحه 103:
ولایت مطلقه و رفع تزاحم احکام * مقصود از «ولابت مطلقه فقبه» این است که اگر «مصالح اهم اجتماعی» ‎EUR 1‏ ‎le)‏ دارد - در تزاحم قرار كيرد. ولى فقيه كه موظف به حفظ ‎ey Pe ear wares a‏ ل ‎Pe aps‏ ‎vor pe Dood‏ ال ‎ree eel‏ ۱ مصالح اهم جامعه را بر ان مقدم بدازد در ولایت مطلقه فقیه. ولایت به معنی زعاسی ۰ رهیری و حکومت اسلامی واطلاق ان بدين معنا است كه دايره اختيارات در ولابت فقيه اختصا به يك حوزه خاص از مسايل اجتماعى ندارد بلكه هر حوزه اى را كه ا ا ل ا ل ا ‎Be re OL nerd On‏ تمامى اين حوزه ها با رعايت ضوابط وقوانينى كه أسلام تعيين كرده MAC ed

صفحه 104:
0 ee Mere eee ee Sec ans ia ROWE ‏ا‎ tn pe ee yr ape] ‏این معنای باطل از ولایت مطلقه توسط هیچ فقیهی ابراز نشده فقط‎ 19 Ony Peary. erent eie yy reese Ome rs ca torre ۱ eon el a Sea ee ete ceed است. 0 lee claw 39 Gyleio gla CugS> dor OILS! Lo a © ۱ ‏بقای هیچ حکومتی‎ Bee ester) Roepe ey) Ce pry Ce ate) "از آنجه كذشت روشن ميشود كه: Re ‏ل ل ا‎ tor TES! | ‏ا ا ل ل‎ LT) ree ‏ا ا ا ل 0 ل ا‎ imei E ial ‏مطلق باشد.‎

صفحه 105:
قيودى. كه در اعمال ولايت مطلقه وجود دارد عبارت است از: عه 1- ارم مرن ۲ دار دنه

صفحه 106:
به عبارت دبکرء. ولی فقبه نمیتواند: ‎-١‏ به طور.دلخواهانه و بدون رعايت مصالح جامعه اقدامى كند. "- مصلحت مورد نظر ذر اينجا مصالح امت استء نه شخص ولى 0 ‏ل ل‎ S| Pra renee g ‏بوده و شارع مقدس راضی به‎ esp eee ‏ترك آنهاتباشد.‎ بنابراین دیدگاه هر كاه فقيه واجد ‎tpn -t) Pe‏ 0 حكومت اسلامى ی ولابتی | معصوم(ع) در اداره امور جامعه دارند او نيز دارد.

صفحه 107:

صفحه 108:

صفحه 109:
ery ecg gy

صفحه 110:
شبهه ولايت مطلقه فقيه و خود كامكى و ‎L)‏ ل ال ‎on‏ ا ا ‎PU Ce ire)‏ ‎ey rear JL ret i)‏ ل ‎a Oy een‏ لت است و نه تغيير احكام الهى و در مقام اجرا نيز حق. نخواهد داشته هر كونه اراده كرد اخكام را اجرا كند. ا ا ل ا ا را 2 خود شرع مقدس و عقل ناب و خالص بيان نموده اسنته صورت كيرد.

صفحه 111:
" سه ويزكى ولابت مطلقه : OP ‏ل ل ل ا‎ eee ‏است و شرعيّت نظام سياسى اسلامى و اعتبار همه مقررات آن‎ 0 ‏ل ا 0 ل‎ eere) ۱ ‏ل ل ا‎ rep ea ‏دخالت دارند. بر عهده فقبه جامع شرابط است که و‎ ۱ DROP Ce Om wee et Woot oe vene) سوم. در هنكام اجراى دستورهاى خداوند. در موارد تزاحم احكام تشر ا ‎ere Cs ee Sd Bes Ib‏ اجرای احکام دینی مهمتر. بهطور موقت تعطیل می‌کند.

صفحه 112:
ماهیت ولایت فقیه و حکومت اسلامی

صفحه 113:
ل ۱۳ دربیانات امام خمینی(ره) آن كسى كه اسلام قرار داده براى حكومت: آن كسى است كه با ‎Sy eco pe)‏ ا ا ا 00 ابنکه دبکتاتوری نبابد باشد. اسلام که فقیه عادل مطلع دلسوز برای ملت را قرار مبدهد که این نظارت كند يا فرض كنيد حكومت كند. براى ابن است كه جلو بكيرد از غير عادلء غير عادل نيايد و مردم را بجايد. شارع مقدس اسلام. يكانه قدرت مقننه است. حق قانونگذاری ندارد و هیچ قانونی جز حکم شارع راء نمیتوان به مورد 500

صفحه 114:
و منحصر به خداست و قانون, فرمان و حکم خدا است. قانون اسلام با ‎EON ECE) er Ce are ene Rope ieee Ie eae) Ce)‏ ‎ROC)‏ ا ‎pel year‏ ا ل ا ‎Fi SE ATE‏ ‎ene pepe e ara)‏ ا حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه. بلکه مشروطه است. ال بت به سر تبرت ‎i)‏ ند تسیب تال تابع ‎ere Uy pee nel eeepeed ee") (rp)‏ ۱ 1 ‎ere EN Oi)‏ ار ا 20 ‎cownay‏ ا

صفحه 115:
۱ ایجاد کرده باشند. ولابت فقبه یک چیزی است که خدای 7 ی حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است. در موقعى كه ان قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد يى جانبه لغو كند و ميتواند هر امرى را جه عبادى و يا غير عبادى / است / كه جربان آن مخالف مصالح اسلام است. از آن مادامى كه جنين است جلوكيرى كند.

صفحه 116:
ديدكاه مقام معظم رهبرى حضرت آيت ا...خامنه اى درباره ماهیت ولابت فقيه «ز اول انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی. ۱ ree Ee omen Some Solty cece) Pe eee No Nem cat eS ene Sod) 0 Shia Sah Oa emg! ور مور ولابت فقبه - طبق قان ‎ees‏ ما -نافی مسوولیتهای ارکان ‎ry‏ ل ا ۱ غيرقابل سلب است. ولابت فقبه. جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و ‎cs‏ ال ۱ محورى ترين مفهوم و معناى ولايت فقيه است.

صفحه 117:
بنابراين ولابت فقيه نه يك امر نمادين و تشريفاتي محض و احياناً نصيحت كننده است . لت ا ‎Ce ee ee oe NOD ee‏ تلاشهای گوناگون نباید حرکت نظام. انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ الم رب در مكتب سياسى اسلام. ضابطه. اينها نيست؛ ضابطه. ضابطه معنوى است. ضابطه عبارت است از علم: ‎aie, ones‏ اهی می آورد؛ تقو شجاعت می آورد؛ درایت؛ مصالح کشور و ملت را تآمین می کند؛ ل ل ال ا ل ‎te‏ ا ا ا ل ل كت دینی و اراده مردم ترکیب ال 0 که در مدیریت نظام وجود دارد.

صفحه 118:
مرجعیت»ولایت فقبه و رهبری در استفتائات حضرت آبت ا...خامنه اى ات تعارض فنوای ولی آمر مسلمین با فتوای مرجعی در ‎ie ode eee Le)‏ ا ل ا تر ‎CT‏ ما تک ار رس ‎eos hod‏ ت۱۳ ا ال ل | مجزى است؟ به طور كلى احكام حكومتى كه در آن نظر ولى فقيه بر 1 -در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامى و امورى كه به عموم ‎ore (et) iiord een Om trary Pe Pen EC es‏ 00 ‎oe‏ فردی محض, هر مکلفی باید از فتوای مرجع تقلیدش پیروی

صفحه 119:
006 همانگونه که مطلع هستید در اصول فقه از مسآلهای تحت ان «اجتهاد متجزی» بحث می‌شود. ابا اقدام امام خمينى 8 5 سره» در تفکیک مرجعیت و رهبری. گامی در تحقق تجزی در اجتهاد محسوب نمىشود؟ - تفکیک بین رهبری ولی فقیه و مرجعیت تقلید. ربطی به مسأله ل ‎ep een‏ ar rere ETN earcel Bee reser ope entre Saree ‏اعلان جنك با جهاد بر ضد كفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه‎ ‎coop roKge)‏ م1000 ‏- در مسائل عمومى جامعه اسلامى كه يكى از ۱ مسلمین بر ضد کفار و مستکبران متجاوز است. اطاعت از حکم ولی ا 19[

صفحه 120:
بر تک با رای رل اي ان قاس ‎UB‏ زمر مىباشد؟ و در صورت تعارض با رأى مرجع تقليد اعلم» كداميك 3( FS ee een eed alee oO CN ee ae) eer ‏ا‎ WS) Co MOVE eel eoyeeeert) 1 Ren Pye Ore agli eee reorh mg hy ieee thea ES re ‏امر عقلی است با شرعی؟‎ ار حكم شرعى دی است که مورو ‎eens rarer‏ ‎Re ED eT ENC ee errs‏ 0 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است.

صفحه 121:
۱9 ney bee ‏در ره‎ ee ae :OV ۳ ESAE Sen Ct Dv | ‏تعطيل است؟‎ Boon) ee ‏ل‎ Folce bere S| RUT OELIEVSI-Y RO ‏ا ا‎ oe oe ae ad eee) En eee el ele ‏ا ا ال ل ل‎ Tn ‏تقلید. در عصر غیبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و‎ ‏خروج از دين اسلام نمى شود.‎ ‎age)‏ ا ل ا ل ل دینی را به هر دلیلی مانند مصلحت عمومی. نسخ نماید؟ ‏- بعد از وفات پیامبر اکرم «صلی اه علیه و آله» امکان نسخ احکام ‏ا ۱ 3 بيدايش 0 اضطرار با وجود ‎a‏ نع موقتى براى اجراى حكم. نسخ محسوب نمىشود. ‎RRR Spon lire mero Maen yee ne Wed ieee pL)‏ ‎

صفحه 122:
۱ حسبیه ندارند. با توجه به اینکه بعضی از نمایندگان آنان این دیدگاه را 0 ع م 1 ا ل ا ا 0 امامت دارد. اكر كسى به:نظر خود بر اساس استدلال و برهان به :عدم لزوم ‎ere re]‏ ا ا ‎ee See eT pe‏ مسلمانان براى او ۱ * س ۶۲: آیا اوامر ولی فقیه برای همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر كسى كه مقلد مرجعى است كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد. اطاعت از ولى فقيه واجب است يا خير؟ - بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولايى ولى فقيه ا 0 هم می‌شود. چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولابت فقیه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ولايت انمه معصومين(ع) نيست.

صفحه 123:
و مجتهد زنده باشد. اوامر و احکام شرعی حکومتی هم که از رهبر متوفی صادر ‎framerate)‏ کر 1۱۳ بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرائى برخوردار است؟ ۱ eee ey Py cea Pe Mele er eel ere ESB been tela ren nl) ‏جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند.‎ س ۶۵: آیا بر فقهیی که در کشور جمهوری اسلامی ایران زندگي می‌کند و اعتقادی به ولابت مطلقه فقبه ندارد. اطاعت از دستورات ولی فقبه واجب ‎Bl et Re ee eon ne) ee nerC ree Cn Repeater)‏ ل که فتی ی اعتفاد بو بت یه 3 ‎lt of 311) 995 alg os0‏ 007 ‎[1 trance ۱ ‎[0 neon Ey ‎ ‏سل سرت و برس سای اد دس باشدء واجب است. و بواى هيج كسى جايز نيست كه با متصدى أمور ولايت به ‏يي ل ل رت ا سن رم رك كارك متصدی منصب ولابت از راههای قانونی شناخته شده به مقام ولایت رسیده ‎IDS oe eal eS eae eee ey Eek)‏ ۱

صفحه 124:
* س ۶۶: آیا مجتهد جامع الشرائط در عصر غیبت ولابت بر 2 ا ا و BOS) cere cere ey enna و2 ۷ تقلیدی است با اعتقادی؟ و کسی که به آن اعنقاد ندارد چه حکمی دارد؟ " ولابت فقيه از شئون ولابت و امامت است كه از اصول مذهب می‌باشد. با این تفاوت که احکام مربوط به ولابت ‎Cena eirer burt)‏ ل ل مى شوند و كسى كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم ا ا ا | | 00

صفحه 125:
1۱ ree corer) per ea ‏لي كاهى‎ eA | دستورات مقام بالاتر بدون 1 ‏ا‎ feeipcta ire ‏کدام است؟‎ Seen Serre ‏ا ل‎ es) OO) eS ewe lied See) cere eh ated ed ۳ و ‎Bes‏ ‏قلمرو نمايندكى اوست. واجب است؟ ات ‎Me ORE a‏ ل ره 1 02

صفحه 126:
مشروعیت ولایت فقیه

صفحه 127:
مشروفيت ولى ثليه ا ا ‎RIE‏ ‏جانب خداوند برای تشکیل حکومت و حاکم شدن است. 1 ONTO eS BONS Weel eee Pee ‏رن‎ 0 Cee rene rary) ‏به اين است كه دستورى أز مقامى صادر شود و ديكران به آن عمل‎ ‏كنندء قوام حكومت به شخص با كروهى است كه «حاكم»اند و‎ ‏همينطور به انسانهايى است كه ميبايست دستورات شخص يا حاكم‎ . ‏را بيذيرند و بدان عمل كنند‎ در طول تاربخ کسانی بودهاند که با زور بر مردم تسلط بافته و بر آنان حكمفرمابى كردهاند ولى ‎PN pe ey na core]‏ 1۱ ‎eS eee)‏ ل ا ا ا ‎Bree‏ ‏آنان اطاعت كنند .

صفحه 128:
بررسى نظريه هاى مشروعيت ولايت فقيه (CE ‏اا‎ اا ل ا ل ا ا ا ‎FeO IBCs‏ ا ال ل ل طورغیر مستقيم وبا واسطه)از طرف خداوند متعال به رهبری ا 0000 نظريه مشروعيت مردمى(انتخاب) * در مقابل این نظربه. نظربه ی انتخاب است ر بدین معنا که خداوند ۳ شرابط آنهاء ‎Ee Rag SG MAL oo‏ حکومت زمانی ۱

صفحه 129:
نظربه مشروعیت الهی ولابت فقیه (انتصاب) * طبق نظربه ی انتصاب. فقبه جامع الشرایط ولایت و مشروعیت خود را با نصب از سوی شارع اخذ می کند. اکثر فقیهان این را پذبرفته اند.ژ ۱ من حبث المجموع. بلکه به نصب جمبع است به ابن صورت که ل الل ال ل دارى ا ا ار رد " هركاه يكى از آنان به اين امر مبادرت ورزيدء تكليف از ديكران ساقط استء نظير ولايت ادر لقال تربك سار یکی موجب سقوط فعل دبکری است

صفحه 130:
دلایل نقلی نظریه مشروعیت الهی Halse oy ps" ‏بررسی روابت‎ * خدای, متعال مي‌فرماید: «بَرِیدُونَ 19 ‎eyes‏ ۳ آن ۳۳۹ به ۰(فساع ۶۰) برسيدم جه بايد بكنند؟ فرمود: بايد نكاه كنند ببينند از شما جه كسى ا ا ا ا 00000 ۱ cern want vee BPS ‏ل‎ oe Capen we tper er iny OP yey co Joe DOr y eae aCe renee ry Ee) ESC ee] oe ere ‏نزاعی اتفاق می‌افتد. با در مورد دریافت و پردا ت اخد‎ ‏سس‎ eRe iene Reo esi oore sere Rarer cee nw pear yy Cor ca pn Kpeaneccg Wey GIs SISA AS ly dhe ‏و ار رت‎ 2 Ges ey yale

صفحه 131:
حضرت امام خی (ره) اراس حدبت حهار حقم کلی را ‎iis elec‏ ‎-١‏ تحريم دادخواهى از قدرتهاى ناروا: حضرت در جواب از مراجعه به مقامات حکومتی ناروا , چه اجرابی و چه قضایی نهی فرمابند. ‏و زاس ی ال را مى شود مسلمانان از مراجعه به قدرتهاى ناروا و قضاتى كه دست نشانده آنها ‎ie eec tS) hye gueeen)‏ ۱ ‎1۱ rei seer ar Reh Spr rNtey PTE aye geno ‏كه به حلال و حرام خداء طبق قواعد. آشنایند و احکام ما را طبق‎ ٠ ‏ن عقلى و شرعى مى شناسند رجوع كنند.‎ ‎ ‎ ‏ل ل | ا ا ا ا للك داده‌ام. و کسی که این شرایط را دارآ باشد. از طرف من برای آمور حکومتی و قضايى مسلمين تعيين شده و مسلمانان حق ندارند به غير او رجوع كنند . ‎ ‎

صفحه 132:
نظر یه مشروعبت مردمی ولادت فقبه * این نظربه بر تأثیر رأی مردم در مشروعیت و حقانیت نظام اسلامی و حاكم تأكيد دارد. بلس نت ند ی بو از اماما ن(عليهم السلام) به ولايت كمارده نشده اندم زيرا انجه از ‎Sbg,‏ ار 1 رهبراسلامی است که مردم باید در گزینش حاکم. در روزگار غیبت ابن ويزكى ها را در نظر بكيرند و فقيهى را بركزينند كه ان شرايط را دارا باشد. همین که مردم یکی از فقهای واجد شرایط را برمی گزینند. مشروعیت حاصل می شود. به نظر می‌رسد که اصطلاح مشروعیت مردمی از ريشه غلط ‎CaCl pen eer Cpe)‏ ل ا ل 0 کسی حق حاکمیت به غیر او ندارد و هیچ کس بر انسان حاکم ۱

صفحه 133:
& 5 ‏اعد‎ ce ‏كت نظريه مسروعيت مردمى‎ سوالهاى اساسى كه در مورد دلايل نقلى مشروعيت مردمى ولايت فقيه مطرح است عبار تند از: ‎-١‏ در كجاى اين احا و روايات صراحتاً كفته شده كه فردى را براى ‏خود به عنوان حاکم انتخاب کنید؟ ‎ ‎ ‎re errr ‏ل‎ er pe Te eas ‏رس‎ (oe DD aN ‏ده دح‎ YO ‎ey‏ آبا این امر با حکمت آلهی سازگار است که مردم را به حال خود رها كند و بكويد هر كارى دلتان مى خواهد بكنيد؟ ‎eae g‏ ا ا ار ‎aad‏ سر حكومت بكويد خودتان هر كارى می‌خواهید بکنید ‎

صفحه 134:
۱ CL Wel pe ee ener Wane) becpe ie) ey | ee are Tee deny ‏آبا اين نصب فقط براى آن مدتنى بود كه اينها زنده بودند و وقتى‎ ‏كه ابنها شهيد شده و يا رحلت كردند مردم دبكر رها هستند؟‎ ۶- آیا حق حاکمیت بر افراد. مال انسان است که آن را به یک فرد دیکری بدهد؟ ا ‎Se ean‏ نيست! جون كه مردم با رغبت و علاقه بيعت كرده بودند؟ CUR ree Sp eae ‏ا‎ a er ل ‎we ag ccevkiy Wor) hr pea pW‏ ۱ حون مردمء خود. فردى را انتخاب مى كردند يس جرا خداوند اين كك

صفحه 135:
نظریه مشروعیت دوگانه ولایت فقبه ‎Pye acne eres eee ee CS cl er oe‏ رود است كه به شكلهاى كوناكونى بحث و مطرح شده است مثل مشروعيت مدنی - الهی و با مشروعیت الیهی و مردمی. ‎ie‏ ا 0 بكويند اصلاً مشروعيت ولايت فقيه ‎POE)‏ ا ل ال ال ا ا ات ‎eet)‏ ال الا 0 ‎ ‏0 ا رح نو 9525591159555 ‎Teepe)‏ ل ا ا تت مشروعيت مى دهند. ‎ ‎IRC Re aia OPCS‏ ا ل ا 2 0 د ا ا ا ا ا ل به گذشت ثابت شد که خداوند چنین اجازه‌ای را به ولی فقیه داده ‎ ‎ ‎

صفحه 136:
۳ TOR "" افراد وجريانات مذكورمعمولاً كلمه ( ( نظارت ) ) را در مقابل ((ولابت ) ) به کار می برند؛ در حالی که شهید مطهری با حفظ مساله ‎eoeh ry)‏ ل ا ل ال ‎ree")‏ ۱ ‎By Receer.1e)‏ ا ا ل ‎Bee eRe mal oe‏ ‎BO eres Hier ecm pecan kt si pres pend‏ PRC Re Re RN caret ir cmeoureen ‏ا‎ las ‏عملا" حکومت کند .نقش فقیه دریک کشور اسلامی ؛ بعنی کشوری که در‎ ‏آن. مردم ء اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذبرفته و به آن ملتزم و‎ ‏زر‎ 8 ‏ا ا‎ Beery ere ‏ل ل ا‎ ay cite) ‏ار ا‎ cay NDS eho TEA eg SS] best G8

صفحه 137:
دیدگاه امام خمینی(قدس سره) درباره مشروعیت ولایت فقیه ee ee 0 ie ‏مشروعیت دینی و‎ ‏معنای جامعه شناسی سیاسی آن» بعنی بولیت مردمی» و آرای‎ 0 Meat ‏تیوه و‎ ENE pe cls aan واه الب و وت قترت نک "كرا ایشان معتقد است: «از سوی معصومان(علیریم ‎vo‏ برای ‎hss‏ ولابت ناب ات 3[ هر اجه که برای خود آنان = ثابت بوده است. از آن جهت که آنان سلطان بر امت بوده اند.

صفحه 138:
"براق فقبه عادل همه آن اخنبارات بباسر و امه( السلام) که به ee NSE pupil ; ee eee باشد مجرى احكام شر ‎eee‏ ا كم ساي بالنات ها و عقوي عالى ثلا أن و تسرف در آن ها نه نجه صلك انان استء مى باشد ...» البته فصایل حصرت رسول اکرم(صلی النه علبه واله) بیس از همه ‎we‏ است و بعد از ایستان. قصایل حضبرت امیر(علبه السلام) از همه 2 بیشتر است. لکن زبادی فضایل معنوی. اختیارات حکومتی را افزایش نمی 3هد. ها نسَيّع. ابن زا از امور بذ ديتى مى دانن که مفبوم ححت خدا بودن امام(علیه السلام) ان است که امام داراى منصبى الهى و صاحب ولابت ی مرجع بیان احکام الهی است.

صفحه 139:
Se ep) ree) pe ‏اما‎ حکومت و ولایت ققیه. در سخنان دیگری جنین فرمود: «ولابث ی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. 8 وی اس د ل ار ل ررك استه همان ولابت رسول الله (صلى الله عليه وآله) است » ا نید را واحت كردة اشتث: اكر رئيس سر ده ققبه نباشد غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد طاغوت است. ‎ery‏ از او اطاعت از طاغوت است.» محالعت با ولابت قفبه تكد يب ائمة و اسلام اسث» ‎ee‏ امام(قدس سره) علاوه بر تصریح به انتصابی بودن ولايت فقیه و خاستگاه دینی = ‎tll‏ آن در عرصه نظر ‎ae‏ تبوت. در ميدان عمل و مقام اثبات و اجرا نيز به آن تصريح و تأکید ورزیده ‏است. ‎

صفحه 140:
‎Pll) 15085)! os‏ ار رب لت ‎as) ۰‏ نه انا و هو منشاً فدرت ‎Po ee Pe Sey ey ps‏ شود. ولی اقتدار حکومت و کار آمدی آن با پذیرش ز الشعاب پریس تک سی بایدء ‎

صفحه 141:
فصل هفتم پپشینه ولایت ققیه 3 امتیازات نظام ولايت فقيه

صفحه 142:
ولایت فقیه نزد علما وفقهای پیشین 3 مساله ولایت فقیه به معنای اعمال اموری که جنبهحکومتی داشته. در همان سالهای آغاز «غیبت کبری» در كُفتار فقي و علما مطرح بوده است. * به طور کلی از بررسی گفتار و عملکرد فقهای بزرگشیعه در قرنهای مختلف به دست می‌آید که بسیاری از آنها به ولابتفقیه به عنوان سرپرستی امت و رتق و فتق امور. اعتقاد داشتند.مانند: شیح مفید درفرن چبه رم وبنجي هجرى,خواجه نصیر طوسی و محقق حلی در قرن هفتم. علامه حلی. فخرالمحققین و شهید اول در قرن هشتم, فاضل مقداد و احمدبن فهدحلی اسدی در قرن نهم. محقق اردبیلی. محقق انی و شهید ثانی درقرن دهم

صفحه 143:
؟ قابل ذکر است که عالم بزرگ سید مر تضی علمالهدی (وفات یافته سال ۴۳۶ ه.ق) که از شاگردان برحسته شیخمفید (ره) و درعصر خود از مراجع بزرگ تقلید بود. مدت سى سال امير حاج و حرمین. نقیب الاشراف و قاضى القضات. مرجع تظلمات وشکایات مردم بوده ” قبول اين مناصب از جانب او بيانكرآن است كه او به ولابت فقيه به نيابت از امام عصر(عج) اعتقاد داشته است.

صفحه 144:
نظر به ولایت ففیه؟ کاملترین نظر به حگوسنی ۴ 1. نظریه هولایت فقیه» تنها برخاسته از تفکررامام خمینی(ره) و برخی فقهای معاصر نیست. بلکه از متن اسلام و قر ن برخاسته و در اسلام و تشيع پیشینه دیرینهای دارد.ونخستین بار به وسیله * خود پیشوایان معصوم(ع) طرح و تبليغ كرديده است. " بنابراين اصل انديشه ونظريه «ولايت فقيه» به هيج وجه. حاصل تجربه و فهم بشرى نيست؛ بلكه ولايتٍ فقيه در نظام اسلامى و در زمان غيبت معصوم(ع). اصل مسلم و كاملا بيشبينى شده و مستند به ادله نقلى و عقلى متعدد است. توضيح آنكه: © الف) ضرورت وجود «ولايت فقيه» در نظام اسلامى بدون شناخت ماهيت حكومت دينى و لوازم و كار ويزههاى آن امكانيذير نيست.

صفحه 145:
۳ ب) حکومت دینی از چند جهت با نظامهای سکولار (666018). لائیک ‎daic)‏ 9 پیاعتنا به دین تفاوت دارد؛ پارهای از این تفاوتها عبارت است از: ‎١‏ تفاوت در اهداف: رژیمهای نا دينء اعم از دمسالار ‎(Democratic)‏ فردسالار رم هه اليا 201102161237)) به يك معنا دولتهاى حداقلى(21 اما ) هستند. به عبارت ديكر اساسيترين هدف آنها تأمين نيازمنديهاى دنيوى شهروندان ميباشد و هدفى فراتر از آن در نظر ندارد, . ليكن نظام دينى در هدف دو منظوره (/[121[918) است و علاوه بر نيازمنديهاى اينجهانى؛ تأمين خير و سعادت اخروى وجاودانى را نيز مد نظر دارد. ‏۲- نفاوت در کار ویژشهای دولت: وظایف و گارگردها ‎fry ea 4i(Functions)‏ دینی نیز متناسب 7 روا آنها حداقلی میباشد. یعنی اساسیترین وظیفه ی بهداشت. آموزش. امنیت. رفاه وتوسعه ‎Deve lopment)‏ مادی است. در مقابل. حکومت دیذ وظایف بیشتری برعهده دارد. یعنی علاوه بر لزوم ارآیه خدمات بالا پاید به پر نامهریزی صحیح و تلاش در جهت تربیت دینی و معنوی جامعه. رشد و بالندگی فضایل و کمالات عالیه انسانی و گسترش تقوی همت گمارد و جامعه ‏را به سوی تأمین سعادت پایا و فناناپذیر رهبری کند.

صفحه 146:
* ۳- تفاوت در روشها: روشهای اجرایی نظامهای سکولار و دینی در پارهای از موارد تفاوت دارد. تفاوت در اهداف و کار ویژهها لاجرم در گزینش شیوهها کارگر خواهد افتاد. به عبارت دیگر در نظامهای بباعتنا به دین انگاره «هدف وسیله را توجیه میکند» امر امری پذپرفته شده ابزار ‎sal dnstrumental Reason),‏ ین مرجع تصمیمگیری است. اما در حکومت دینی استفاده از روشهای معارض پا کرامت الهی و ارزشهای والای اخلاقی و ویرانگر سعادت جاودانی بشرمجاز نیست. بنابراین عقل ابزاری در کادر قوانین الهی و احکام عقل فراابزاری و توحیدی فعالیت دارد. ۳ ۴- تفاوت در خاستگاه قانون: درنظامهای نامبتنی ‎vo‏ دین. خاستگاه قانون چیزی جز تعایلات. خواستهها هوسها و گرایش ادمیان نیست. به عبارت ‎ee eae danas‏ اومانیس شند؛ اعم از او سای سین ‎Lath; jo as (individual Humanism)‏ اتیک جاری است و ‎ed vist Humanism) ait! From puilog! l,‏ 0 که در رزیمهای سوسیالیستی و کمونیستی جاری است. اما در حکومت دینی منشأً اصلی قانون. یل تنها قانونی رسمیت دارد که از سوی خداوند وضع شده و با لااقل ‎a‏ و قواعد كلى مورد قبول شارع سازكار باشد. بنابراين كار ترج مجارى ذاری در چنین نظامی کشف و آستنباط قوانین الهی و تطبیق آن بر تباز هت روا زمان است.

صفحه 147:
= ش- تفاوت در زمامداران و کارمزاران: رهبری هر جامعهای متناسب با ارزشها و آرمانهای جامعه و اهداف آساسی حکومت در آن جامعه تعیین ميشود. از این رو در ‎oo‏ لانیک و سکولار شرآیطی بیش ازتوانایی مدیریت کلان اجتماعی لازم نیست. ۰ أما در نظام اسلامى شرايط بيشترى لازم است كه اصول آنها عباوت است از؛ 5 ار جر دب دس سب معنای شناخت دقیق فقهی حقوقى الام در جخمه ابعاد و مسائل ‎ce eae aoa‏ ض آن اسث که آنچه در جامعه اسلامی ملاک عمل و فالون قرار میگیرد همان قوائین آلهی است. ۴ ۲) صلاحیت اخلاقی. بعنی تعهد و التزام و پای بندی عمیق به هنجارها و ارزشهای دینی و اخلافی. دوری از اوصاف رذیله. دوری از و که اصطلاحا از آن به عدالت و تقوی تعبیر مي

صفحه 148:
رهبر یک جامعه اسلامی نمیتواند فاقد ارزشهای عالیه اخلاقی باشد. زیرا: اولء انسانی که فاقد صلاحیت اخلاقی است. نمیتواند کارکرد مثبت أتربيتى و ‎del‏ که از اهداف نظام اسلامی است داشته باشد. انیا ثانباء معمولاً انسانها الگوپذیری شدیدی از اخلاق. سیره و منش زمامداران دارند. چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: الناس علی دین ملوکهم (بحارالانوار ج ۱۰۲ 3 ۷ بنابراین کسي که الگوی درستی برای جامعه نباشد نمیتواند در رأس نظام اسلامی فرارگیرد. ۳) کفایت ذر مدیریت کلان اجتماعی. منش صحيح سياسى و اجتماعی. شجاعت. تدبیر. مجموع این شرایط همان چیزی است که اصطلاحا «ولی فقیه» گفته ميشود.

صفحه 149:
امتیازات نظام ولایت فقیه الف - انسجام درونی ب -ضمانت اجرایی درونی و روانی ج - برخورداری رهبری از عالی ترین مراتب تقوا و شایستگی د -رعایت مصالح معنوی و واقعی انسانها

صفحه 150:
الف انسجام درونی اولين امتيازى كه نظام ما بر ساير نظامها دارد. انسجام درونى آن است. در همه نظامهاى دموكراتيك. شاخص اصلى بيشرفته و دموكراتيك بودن را تفکیک قوا از یکدیگر و عدم دخالت قوا در يكديكر معرفى مى كنند. * گوشه اي از تعارضهاى درونى آن نظامها اين است كه باآن كه بنا است هيج ا ‎٩‏ اما عملا نظامى را سراغ نداريم كه در ‎coy!‏ قوا كاملا از همديكر مستقل باشند و در يكديكر دخالت نكنند و قانون تا حدى به قوا اجازه دخالت در يكديكر را نداده باشد. * يس يك نوع ناهماهنكى درونى در نظامهاى دموكراتيك دنيا مشاهده شود. اما در نظام ماء درعین این که قوای سه گانه از یکدیگر تفکیک شده اند و اختیارات مستقلی دارند. آن ناهماهنگی وجود ندارد؛ چون در نظام ما یک عامل وحدت بخش و هماهنگ کننده ای وجود دارد به نام ولایت فقیه که با اشرافی که بر قوای حکومتی دارد. بین آنها هماهنگی و انسجام ایجاد بح

صفحه 151:
ب س ضمانت اجرایی درونی و روانی * امتیاز دوم نظام ما پر سایر نظامها وجود ضمانت اجرایی درونی و روانی است که در آحاد مردم وجود دارد. و این ضمانت اجرابی درونی در پرتو احساس وظیفه شرعی در اطاعت از مقررات و قوانین این نظام و دولت اسلامی به وجود می آید. * چنین ضمانت و کنترل درونی در سایر نظامها وجود ندارد و در اکثر قریب به اتفاق نظامها قوانین با قدرت و زور بر مردم تحمیل می شود و هر کجا که مردم احساس آزادی بیشتر و کنترل کمتری کنند. شانه از زیر بار قوانین خارج می کنند. * این نظام و انضباط ظاهری در سایه حاکمیت سیستم پیشرفته کنترلی حاصل آمده که مردم را ملزم به رعایت قوائین مي کند و مالیات ها را وصول می کند وکمتر کسی می تواند تخلف کند.

صفحه 152:
© عامل عمده ای که در غرب. افراد را قانون مدار و مطیع می سازد. عامل بیرونی و ترس از جریمه. زندان و مجازات است و اگر ترس نداشته باشند و به شکلی بتوانند کنترل ضابطین قانون را بی اثر سازند. در تخلف از مقررات. غالبا شکی به خود راه نمی دهند. ۴ اما در نظام اسلامي. غیرازاین عامل کنترل بیرونی وترس از مجازات و جریمه که البته وجود دارد. عامل مهم دیگری نیز وجود دارد که اگر در مردم تقوبت شود. توانایی ‎a‏ در رفع بسیاری از مشکلات اجتماعی و حل آنها دارد. آن عامل عبارت است از کنترل درونی و نظارت درونی افراد در انجام مقررات و قوانین. © این عامل ناشی از ایمان مردم به لزوم اطاعت از مقررات و قوانین دولت اسلامی است و به واقع مردم. انجام مقررات را وظیفه شرعی خود می دانند.

صفحه 153:
ج س برخورداری رهبری از عالی ترین مراتب تقوا و شایستکی * امتیاز سوم نظام ما بر سایر نظامها این است که مقام رهبرى بايد برخوردار از عالی ترین مراتب تقوا و شایستگیهای ‎fo cats, tae ye‏ = در نظام های دنیا. مسوولان عالی رتبه از شایستگی های اخلاقی که رهبری در نظام ما از آنها برخوردار است. برخوردار نمی باشند؛ و حتي رهبران بعضی از کشورها سرتا پا آلوده به فساد اخلاقی و گناه هستند

صفحه 154:
د رعایت مصالح معنوی و واقعی انسانها ۴ در نهایت. از جمله مهمترین امتیازات نظام ما بر سار نظامها رعایت مصالح واقعی انسانهاست. ما به عنوان مسلمان معتقديم که خداوند بهتر از دیگران مصالح انسانها را می شناسد و ما می خواهیم که هما ان مصالحی که خداوند در نظر گرفته در جامعه بأبد. و ‎Baas aes no‏ ‎eas at‏ در روی. بسن . تنها نظام جمهوری اسلامی ابران است که در اصل چهارم قانون اساسی آن آمده است که همه مقررات و قوانین جاری کشور باید بر اساس موازین اسلامي تصویب و اجرا گردد. حتی اگر قانون و مصوبه ای بر خلاف اطلاق و عموم دلیل شرعی ‎BoE‏ اعتبار ندارد.بنابراین» تنها کشوری که قوانین آن ضامن تأمین مصالح واقعی انسانهاست. کشور ماست.

صفحه 155:
نقش ولايت فقيه ورهبرى در درهدايت جامعه اسلامى وخنثى كردن توطئهدها ولابت فقیه نقش موثری درهدایت مردم وجامعه اسلامی وهمچنین مهار وخنثی کردن توطئه‌های دشمن دارد که بسیارحائزاهمیت است نقش وتاثیر حضرت امام خمینی(ره)و نفس گرم ودل برایمان وغیرت و ‎cae)‏ و فعال با شرابط ‎es Ue SY Pee eee eer Reg Cowal pe renee)‏ ا ا ل ی برد سس سر بلس له سس درم ‎TS‏ ‏دشمن را می شکافت. 1 ‎per arg) Conme) ove Ve ar eg) ocr) i) emeoend Wepre pe‏ ال منتقل كرد يده تا معظم له نيزبتواند راهنماى كشتى انقلاب براى عبور از بحران هاى مكرر كردد.

صفحه 156:
در ای الف) دوره رهبرى امام خمينى(ره) اب) دوره رهبرى حضرت آيت ١...خامنه‏ اى

صفحه 157:
CBee 0 BEST ‏حاکمیت و حضور لیبرالها در دولت‎ ۲.تصرف لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ ۳.تجاوز نظامی آمربکا به طبس در تاربخ ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ ۱ Me Te 2g ry 7.5 Wer BOER Dey nS [pen orc FELT pee ered Py SC ocr) CH (np POOP Pee EC geeH 001000 ‏د‎ oo (ee

صفحه 158:
۶ آغاز جنگ تحمیلی عراق باهمراهی همه جانبه استکبار جهانی عليه ایران در ۳۱ شهربور ۱۳۵۹ ‎Fang ORR Pe Id CPE RULES RU WOES]‏ لك و رأى مجلس به عدم كفايت سياسى وى درسال ‎1١2٠‏ ‏ل 2 ا ا ل كر سال۱۳۶۰ ‎۱ ‏0 ( ل ال ۱7 ‏۱.فشای همکاری حزب توده در طرح کودتا و بیگانگان درسال ۱۳۶۴ ‎

صفحه 159:
:۱ CP ENERO RIDE pesliN peal ye SR) ae fore ne ema CARA eT Srv ene Sekt) a Ned ‏ا ل ا‎ ۱ beara | eran rey)

صفحه 160:
0 ee ee a BT ‏ا‎ ‎RGCCO ‏ا ال‎ tr pert ee) ۲.ماجرای میکونوس وبا ز کشت سفرای اتحادیه اروپا به ایران درسا جرای مرش سارک زب یب ارات یز و0 “#.قتل هاى زنجيره اى درسال 11/17 ع.محاكمه شهردار تهران در سال و( ۵.حادثه کوی دانشگاه تبهران ‎eed‏ ل ‎Pore ear‏ فتنه اشرار و اراذل و اوباش

صفحه 161:
۶نفجارهای ۱۱ سیتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا(۲۰ شهربور ۸۰ ۱۲) ۷.تلاش برای اصلاح مجددقانون مطبوعات درمجلس ششم جهت جلوگیری از برخورد قوه قضائیه با اهانت کنند‌گان به مقدسات مردم و نظام اسلامى درمرداد ۱۳۷۹ 0 ‏ل ا‎ ded AY 9.جنك آمريكا عليه افغانستان و عراق واعلام جنك آمريكا بويزه با مسلمانان وقراردادن ليران درمحورشر ارت ۱ ‏ا‎ Ds ۱۳۸۲ ‏استانه انتخابات مجلس هفتم دراواخر‎

صفحه 162:
۴ ۱.در دستور کار شورای حکام آژانس قرار گرفتن پرونده 1 پرونده هستهای لیران به شورای امنیت سازمان ملل در مارس ۲۰۰۶ ا ا و * ۱۳بحران ها وآشوب های داخلی باحمابت بیگانگان

صفحه 163:
1 ۱ ECE EN ces Peper Ul yen) i Pees Pes pers In Coon Pree Ce Cord yen نتايج انتخابات رياست جمهورى دهم(188)درجهت براندازى وانقلاب رنكى درايران

صفحه 164:
0 ep RS SS eh eee و است. ابن دفعه به خيال خود خواستند روش موّثرترى را تجربه كنند و آن. هدف گرفتن رهبری است! ۱ ‎EO‏ ده اس مر لاعلاحش به دست رهبرى حل می‌شود. توخه کنید هر جا که تبلیغات دشمن کاری کند تا مردم را به دولتها بدیین سازد. اینجا نقش رهبری است که حقیفت را برای مردم» ‎eee SP COC eet yy‏ 19 * آنجایی که می‌خواهند مردم را مأْیوس کنند. رهبری است که امید به ۳ 8 آنجایی که می‌خواهند صندوقهای انتخابات را خلوت کنند و مردم را از بح ا ا ا ‎eveyone Se Cae Cote ree eer eee Pe)‏ ل 0 ار

صفحه 165:
پاسخ به شبهات وابهامات

صفحه 166:
نقش بيعت در دوران عصمت وغيبت ا ‎CMe PCM por tere‏ ل براى ولى امر است. و يك وظيفه است كه بايد مردم با فراهم ا ‎ek ER Le Ween ere WISN el‏ ا تنل امساعی درادن وان ‎Fe) ae‏ دراك ی * ولی بیعت در دوران غیبت. نقش بیش تری را ایفا می کند بعنی علاوه بر فراهم نمودن امكانات و بالابردن توان دولت. نقش تعیین کننده و تشخیص ولی امر را نیز عهده دار است.

صفحه 167:
* بدین سبب که تعیین ولی امر در دوران عصمت. بالتنصیص بود. لى ‎on eer‏ و ‎Pipher‏ تشخیص فرد واجد کامل شرایط بر عهده مردم واگذارشده 7 سس ردص( ل ولی در دوران غیبت با عنوان کلی واجدین اوصاف خاص. م ‎Pr‏ ‎Sony‏ رن از شناسایی کرده. او را برای ولایت امری و رهبری خود انتخاب کنند و زعامت او را بپذبرند.

صفحه 168:
آيا بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريهى الهى بودن مشروعيت نيست؟ ابن خلدونء جامعه شناس اسلامى» آن را جنين تعريف می کند: ak at ried tenet Neer cat ed hae ۱ orl ere armen) ‏آن هاأست‎ il ‏رهبرشان تشكيل مى دهد.‎ مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: ‎cee eye Reno ial‏ ۱۳۱ خود می بندد. تا مطیع امر و فرمان او باشد. بد كعاب تس رل سر ترسل برطری ‎ey‏ ‏مسئولیت خود مردم است ‏ پس هرگز از واژه ی بیعت. مفهوم عزل و نصب استفاده نمی شود

صفحه 169:
ی ‎Pe‏ ‏بخش هابى از سخنان انان مى تواند مورد استناد قرار كيرد 6 ‏ل ل ا‎ eee ee FF a ‏بلكه به موجب ايات متعدد قرانى و روايات متواتره. هم ان‎ CIB See Cup ‏ا ا‎ PL el ‏ل ا‎ eel) pent wat) PS iis cc lbl 9 wl ‏بالمومنین من انفسهم» نصب شده‎ | ‏ل ا تا ا‎ we SE coer ned | ‏آماده شدند و بیعت کردند. دیگر آن وجوب فعليت و تنجز پیدا می‎ ۱ ne ee Receel ae eect) ‏است به تولی و تصدی اداره ی امور مردم اقدام کند اما اگر مردم‎ ۱ Re RE cee se reecer] men iic swale kere) ‏نداشت. وظیفه ی ایشان ساقط است و در مقابل مردم وظیفه و‎ 1

صفحه 170:
"" در جابى ديكر امام(ع) يس از بيعت مردم با ايشان مى فرمايند: 0 ‎Ales etl‏ رن ‎ral)‏ ا ل ‎ee recon) oe‏ به شايسته اش بازكشته و به جايكاه خود منتقل كرديده است. ۱ ‎ma meen) Phys‏ 0 ب احجان تاريل یه اطات رنیر ‎ae i aac‏ وا سس رهبرى او. حكومت شرعى تحقق ‎Se Tei e‏ ا ‎Koen)‏ ا پیب ی م السلام) كار امدى وتحقق ا ل ۳ مشروط به بيعت و آراى عمومى مردم نيست واكر خداوند كسى را ولی آمر قرار داد او ولابت دارد. هر چند مردم او را یه رهبری و ‎tae Cl)‏ ۱ عمومى مردم است.

صفحه 171:
بشتوانه مقام ولايت "" مقام ولايت امردر اسلام در صورتى كه طبق ضوابط انجام كرفته ‎apy were mee]‏ ا ل ۳ عنایت الهی. که همواره پشتوانه مستحکمی در تثبیت و ل ات ee eS Ls Bore Sse eC co ae hy Bled odie de Weel See one eee) Raed eee ‏ا‎ ‏و‎ Sess) ale eee) Fa) reer Cone te eee y werk Ieee SCC ASI Do ‏نگه می دارد.‎

صفحه 172:
نقّس شورا رن زحادت و رجبرى در اسارت: مكورت است. بد در ارق به ‎a ee‏ ا ل ‎py) eae ee yD Sa‏ و ‎ari‏ جات سای را دای چت بوره ستامی قوارداده که در اتمامى امور به شور مى نشينند و كارها را يا مشورت انجام مى دهند. Se Ler MC aie ee ee Ron ‏خر تشر بد ات تازی کر دسر‎ EA Ty ‏به‎ ‏ا كشوردارى است و احيانا راى‎ ‏حام را طرف مشورت قرار سى ذهد.‎

صفحه 173:
+ eS ot ‏طربقه ی مشورت‎ ‏خداوند, امت اسلامى را مورد ستايش قرارداده كه در انجام كارها به‎ "" ۱ شون زعامت. راه مشورت را پیش گیرد. "" ولى هيج كونه بيانى از جانب شارع. به جكونكى انجام مشورت ارائه ‎wea Rup jer]‏ ا 0 7 0 است. رن 00 ل ا ل ل ‎eee‏ ‏موضوع اكر قيد و شرطى از جانب شارع نرسيده باشد ‏ كاملا به عرف جارى واكذار شده است. 0 ‏ل ا ا‎ nes eat ‏كروه هأى مختلف و صاجب نظران كوناكون. و احيانا در امورى كه مرتبط‎ 0000 ‏لا ل‎ ol ey er)

صفحه 174:
نظارت همگانی ۱ لغزش نگاه می دارد. وظیفه نظار 0 ‎Loree ane pee goers Pea‏ ا آكاهى سياسى لازم را به دست آورند و در آن بينديشند ‎00 ‏ا ل‎ cen eal )127 ‏فليس منهم))( كافى ج ؟. ص‎ ‏ا ا ا 0 مسلمان ا ل ‎Frill Hh‏ ‎

صفحه 175:
ل ار وجدان پاک بک مسلمان از آن فروكذار نمى كند: RESIN pee ear Fer sea er eyes [es ‏انجام مى دهد‎ TDS dC aE BE liad oe ll 5 ‏دربع دمى دارد‎ pl ‏مسئولان‎ 00 ی همواره بيوستكى ل 200205 نگاه می دارد.

صفحه 176:
امکان انتقاد واعتراض نسبت به رهبری 8 ل ۱ ا...خامنه اى در ديدار ل ل ۱ ‎ee Se‏ ا ‎ferro) SYRIA ADA BBN‏ فرمودند: fe cgpece Pe Cee) SOMES PCS Mee en ‏ا‎ Feel Piers te ‏ل‎ wey ney Muy Perel We s)he eS) ‏تاكيد مى كنيم؛ معارضه نبابد بشود - اين به معناى انتقاد‎ STS ST ren ecer a one ea ronnie ‏هم همينجور است.‎

صفحه 177:
م 0 ا ات ا الل ‎oad‏ ا ل ل ا ضدبت,. يعنى ينجه در افكندن. دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اكر بنده به شما معتقد نباشم. ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته این ضد تر ا | معین کرد؛ به هر حال یک عرفی است. اعتراض به ‎arg Te or) cen‏ @ 0 ‎Sh Rae de Te oaee‏ نیست. . دشمنى نبايد كرد...

صفحه 178:
ولایت فقیه با وکالت فقیه "" برخى ادعا كردهاند: چونسیاستیا آبین کشورداری امری جزئی. متغیر وتجربی است. در رده احکام تغییرناپذیر الهی بهشمار نمی]بد و به طور کلی از مدار | است. و ا ‎Le Ke onli a seo mr eet Male RS COE Cie mon Sy‏ ا ‎lee ever) a eee PY OM RO‏ ل ‎BES Seer tec eter Tesh‏

صفحه 179:
0 اا ا ا ا برمی‌گزیند. بك مالكيتخصوصى )مار ل ‎Minty‏ 2 ‎RCE ieee‏ 0 * ۲. انسان نسبتبه فضای بزرگتر بعنی محیط زبست مشترک. مالکیتخصوصی مشاع طبیعی وبی‌نیاز از اعتبار و قرارداد دارد. ‎el‏ ۳. حاکمیت در یک سرزمین به معنای وکالتشخص با گروهی از ۱ ‏۱ ‏ل 0 ‎

صفحه 180:
1 خصوصی. » اتخاذ شده. و پس از لعاب فلسفی‌به ‎ate‏ ‎rer era Scperney een emi get‏ 1 ديكرى ندارد و شخص يس از اشغال انء درا ‎Cie)‏ ا می‌ دهد و ‎el‏ را به صورت زمينى و م می‌آورد. ‎cow! Golo‏ ۴ نه دلیلی برای اثبات دارد ونه درمجموع. معنای محصلی از آن مي‌توان استفادهکرد

صفحه 181:
‎LC Ce he ieee dee‏ اث سرزمين بدانيم: از انجا كه وكالت,غقدى جايز وقابل ابطال ار سوق ا ا ا ل ل عزل کنند و صاحب این نظربه به ایننتیجه ملتزم و معترف است. اا م ا ‎cere ae eigen eon ye eroe CES)‏ قدرتنى ندارد. زيرا در اينجا حاكم وكيلمردم است و هر كاه وكيل از موکل چیزی بخواهد واو را ملزم به کاری کند. موکل مسئول ‎OC PONTE POs ary Pea | ei Pema RegPS s cine‏ باشد. ‎2 ‏اک‎ ‎Cee ‏م‎ heel Le erie pene y weg ee 19 ‏ا‎ ‏نیذبرفتهاند. وجود ندارد‎ ‎

صفحه 182:
عمده اشکالات وارد بر و کالت فقبه در حقوق و قوانين حكومت اسلامى. رضايت خدا و انتساب ‎een cree etter Sey‏ 0 ‎EBs ie CERO Weer Peis Hei Peay exc‏ سیم است ۱ ۴ البته پذبرش ولابت فقبه. ‎Boa Nash ee‏ النّه علیه و آله و سلم و امام معصوم(عليهالسلام) دارد كه يكى از 7 ‎Teen ۲۳ me reer Or eee‏ ۱۳ ‎iste ete IRR re A 55‏ افقيه حاكم, اولا نا وقتى ۳ معصوم (عليهالسلام) ظرهو ا عصر غيبت ا ل ل ارك خللی پدید نیامده باشد.

صفحه 183:
‎I‏ رت لس تلا رت رد دسر دنرب مرت برر از تعیین تکلیف می کند در حالی که در حاکمیت بر عکس است . ‎eae‏ كه رم ‎oe Wes 0 Te ‏تشالت تند در سا‎ a ‏نان ستی سيت بد ود‎ ‏1 ند دول ‎ge Gey WILD‏ را يه وكيا ‎Mele‏ ‏* در اسلام هیچکس حق ندارد برای خود هرتصمیمی بکیرد حتی از اد بر و لاد مرلات اند ند بت رس ‎۱ remap etn Sie senor) ‎ ‎7 ‎7 ‎

صفحه 184:
SOR ee ‏أو ذر‎ ‎Pie Ge eee)‏ تصر امور اقليت بر اساس وکالت توجیه نبی تیود لذ ذا حکومت نمی تواند از باب وكالت باشد. ‏۵- درمسائل اجتماعی به ویژه درحکومت مسائلی وجود دارد که وکالت بردارنیست وتصمیم گیری درباره آنها ‎es‏ انك وخارج از محدوده اختبارموکلان است. ‎|e AT er ET ‏سا سر‎ ۳ | ‏را ازطرف خود دراین ۳ وکیل کنند. ‎ ‎ ‏/ بتوانند حا ‎

صفحه 185:
شبهه ولآبت محجوران و تاسدبودن تراردادطا ‎ECC C at a”‏ ل ا ل ا ‎Pe) ee eee eer ree cael er‏ مانند آن متناقض و ناهماهنى است. ازاين رو رزيمى که بر پابه ولابت فقبه استوار لس سب و ‎sea aca oa) ae ‏ابن صورت»‎ ‏خارجى) هم كه با او بسته شود شرعاد است . ‎

صفحه 186:
" دليل آنها دو جيز است: ۱ ار ‎ee‏ 1 دارد؛ بعنى مردم چه خودشان غقبه را انتحاب بکنند با آفرادی راانتخاب کنند ا ۱ خردمندند. و حق رأی دارند. در این صورت. ولی نمی‌خواهند. از ‎ees re))‏ ا ‎De ee ee Perea Nee DS eee eI. Boome eld‏ استوار است رژیم متناقضی است.

صفحه 187:
سحتوای قرارداد جهار نوع است: ا لت ‎eer‏ ‏چا ‏" ” - ملكيت انتفاع " ؟ - حق استمتاع و بهره بردارى. ‎en ea a ear fed tes 1‏ ل را دارد. محتواى ‎ee are) Cnn OS been‏ را قد قار ا ‎eee ane‏ ‎/ ‎۲ ‏قسم دوم د ار ها‎ ۴* L ۹ Pr Tae ie ۲ ‎red egy ‎ ‎ ‎

صفحه 188:
۱ be) Rove Cr Dery ree ia ‏عاریه بسته شد. مستعیر ازمعیر ظرفی را عاریه کرده. آن‎ ‏للم‎ reer eS. eel ere) le ee eo ee | Uae ee As tee ‏تکاح‎ ‏لك‎ a cag Reed ‏ل‎ va

صفحه 189:
پاسیخ: و ۱ ‎eed Repel py Coy‏ یچ لب رن تست رس زر مر از زب تب ‎rom Reaees‏ ۱[ مت اسلامی. سیاست ‎Mug Naan ey eT ae‏ له اموات و امثال آن. صرف نظر كند و به «انما وليكم اللّه» فكر بكند و بس. ‏و ‎RP‏ 0 الابت فقبه. دو نمونه از ولابت فقيه ۷ ‏سس سا لال حنوان را ی ۱ ‎ ‎ ‏7 ل ا را فقيه جامعالشرايط ابه حم د ‎sea ToT‏ وى تعلى دن ابن ‏سرت وایست به پذبرش ‎ae ۱۳۷ Mie‏ ‎ ‎ ‎

صفحه 190:
د ل ل ا اصن ‎Sd‏ یلص لس رل سر رو جر دار رس لاس جرد ‎ted ae‏ را ری( ‎Sd‏ لیس ‎Sd og‏ بر( تست مرجعیت را به او بدهند. ‏مرده يا كسى كه به منزله مر ‎ees‏ ‎eee Be eter dae ae 0‏ اه اا ‎Uo een‏ 0 ‎ ‎

صفحه 191:
اعلمیت رهبر ا واز جمله امير نشان می دهد که ا اران براساس بو وشن برس ار بوده تنهابى ملاك دركزينش نبوده است. ‎atl UB Cae lcs‏ را ‎Sig gE at‏ 7 لا مر بودن به ميان نمى أورد. (نهج البلاغه, نامه 1ه) ‎۱ ‏اا ا‎ ۲ ‏ا‎ aa gee en / ‎ ‎

صفحه 192:
" تواناترين مردم در حكومتء كسى است كه بر سياست توانايى وی ی ور قرو آنء از كامل و رو ‎een‏ 0 وب اك داره که شجاع ترین مردم بر سو ارد ‎ligne‏ مت, بعنی نیکوترین آنان دراجرا و فم و ‎fete‏ اترين آنان به دستورها و فرماتهاى 7 دی ورس بن و كار أمدترين ‎acre‏ ۳ ی 5 ‎Se xs‏ ۳ داتشی که دارد. ‎/ ‎۱ ‎0 Pie retorts a هوهب ‏ره ۳ ش فقه بی‎ ‏دانش خودء به‎ ede ecco ‏وجه بسافاقيه توانابى باشدمٌ‎ ‎ ‏الل دک ترس ‏۱ ا: — 8 ‏اما ۱ ‎ ‎

صفحه 193:
/ ‎Ue‏ اه ‏رسبرى دارد ته د رتدبير اسوررن ‏من باشد و شتاخت ررفى ازاحكا ‏و دستورهاى خداوند داشته باشد. ‏" از سخن مولا(ع) استفاده ‎Seen eer ‏بشید‎ 28d ‏در‎ Say PP YY ‏زرده‎ ‏بر مردم ‏| فقه. می شود كه اعلم بودن در ‎2 ‏حکومت ‎۱ ‎ ‎

صفحه 194:
دار " امام خمينى(ره) اعلميت را از شرايط ولى فقيه نمى داند و تنها اجتهاد ار یلار رس سر " (رهبر بايد آكاه از مسائل اجتماعى و سياسى باشدو بر اداره جامعه ‎ae‏ * امام خمینی اعلمیت را در رهبر شرط نمی داند. 700 eer ony sre erence ene al ener te fen ) pe roe ae 7 ا 0 داشتم که شرط ‎fore Sy te‏ |

صفحه 195:
‎ae ۳‏ الس دز شرطی پیش از آن برای ولی فقیه و قاضی وجود ند 1 ‏* امام تنهابى شرط نمى داند بلكه ‎east‏ و رل ‎Cee‏ ‏می رادار كه جامعه وحكومت را دوست و دقيق جامعه را بازشناسد و توان شناخت افراد 0 ام 0 ‏" (مجتهد ل 9 جوا و خی عوم هم ۳ ‎eine‏ كه مرجع ‎١‏ ‏بكويد: ذمى كنم. ۳۹ | برخورد و ی فرهنک ام بر مهن کشت ۱ ‏/ ی مولهای دیکته شده . . ‎nt ere ily |‏ ا یت یی ا از ويذكيهاى بك مجتهد جامع است. ۲ ‎ ‎

صفحه 196:
‎TE eee te rd tees ime 3‏ اسلامى و حتى غيراسلامى را داشته باشد امي ليل زهد که در خور نان تجتيد )دلت واقعا مدر و مدير باشل ‏3 هبری جامعه را ندارد. کرچه اعلم ۱ شناخت درست مسائل جامعه, تحت ‎eee roles‏ ره بر 9 المدر ‎PSP ry oes en ey mn ene‏ رن ری رز ل ل را ‎ai hed‏ رت ‎sie‏ ل ل ا ‎y T /‏ ا ل ‎x SEA eae IP FR‏ ‏۰ ار ‎ee‏ مس ‎ ‎ ‏برس در سس 2 ‏اس كسناذ یک ی 0 یه ۱ ‎

صفحه 197:
/ a9 ‏مرجعیت سوء استفاده شود و‎ ey eee ‏سا 7 مرا وه‎ Te ee) ۳ ‏رس‎ TEA ee 0 اعلمیت در ثانون اساسی ۱ شده بود, اما شرط اعلمیت. خبر. در بازنگری قانون اساسی در سال 6 شرط اعلميت در اصل ‎٠١17‏ قا فیط لس کات و شرط مرجعیت از قانون اساسی. برداشته * شورای بازنگری قانون اساسی, شرط مرجعیت را به دو دلیل برداشت: 9 ار

صفحه 198:
‎ee int‏ و ی اجتماعى. ‎es ee‏ لت رادارد ند در تسم ترارت ‏0 زه 5 0_7 ‎ee‏ می شود توان بازسناسی و تصهیم گیری داشته ب ‎Sy eat eB‏ رد ‎ie cen Preeee Ole eis‏ ا لت ۱ است. خداوند درهنگام نزاع و اختلاف» بیروی از پیامبر و ‎CU oer ete See ted este tS Ue rer‏ ‎eye SP UCL ER Ke Bre ON on tae te Ce ie ‏دهده نا آنان با تدبير» زمينه نا امنی اجتماعی را بر طرف سازند.‎ ‏3 ل ‎a Lal‏ ا ل 2۸ ۱ ا نا ‎he .‏ ل ی ‎ ‎19 ‏نان كه أهل ريشه يابى مسائل هستنده از آن‎ ese ‏کافی درمسائل اجتماعی‎ 0 on ‎ce ‏ات‎ o ‏ا‎ ee ‏تداردء‎ ‏7 اء در رب | ‎

صفحه 199:
تفكيك مرجعيت از رهبرى ۱ err ees euler dee) ‏رسول گرامیاسلام‎ 2 ey * «تبلیغ آبات الهی و رساندن احکام شرعی وراهنمایی مردم. ۴ ۲. قضاوت در موارد اختلاف و رفعخصومت. ‎ere oon aa‏ سي ص شتت ١

صفحه 200:
" همجنين تمام اين شئون ‎nee 2 Mee‏ به دلابل عقلی ‎es, 5‏ برخى ازآنها اشد و آنها از سه " ١.افتا‏ و بيان احكام كلى الهى براى مردم و هدايت آنهااز اين جهت. لت ل م ‎Die‏ ا ال ‏/ ‏0م ‏ا ا الفی مردم را ارشاد و ی ‎1 ol ۳ ۳

صفحه 201:
" اما اكر دو شان «افتاء» و «ولايت» را تفكيك وفقط بر اولى نراد سرت راصق یرو با چندپرسش مواجه سر ۱ eee Sie ote ee rere Teed gle Sis Ol OT ar any ا ‎eee‏ ا ‎FE‏ ‏جایز است؟ با در هر دو وحدت لازماست؟ من نا از این رت( ۱ ۳ بر فرش تفعیه ‎Cee‏ ‏احکام استناعى و قرت ی تقلید کرد؟ . Ae 1

صفحه 202:
اي ل البىدر بك مسئله به می‌کند و بابهرهگیری از شیوهیا رک ‎Aaa ae‏ ودب شوه ورد و در ‎Diese‏ مم ياد مى كنند. بنابراین. «فتوا» استنباط 0 دول سي ا امه هس دبني و بارهطيرى شدهاستنباط مىباشد. " اما رهبر با توجه به احكام كلى ‎ae see‏ موجود. وظیقهای را نسبت به ‎eo‏ ‏رس از اكرات ‎ais‏ ل 0 تس / سلس بس تور در کیره تشر پد امستا, ارزشها |

صفحه 203:
0 ‏ات‎ eeu ‏ی‎ rye ‏شرایط مانند‎ ‏ابنتفاوت که فتوای فقبه برای خود او و مقلدانش لازمالاتباع‎ ل 5 همكان بايد از «حكم»رهبر اطاعت كنند. ۱ اس ا الب ار متا ‎ane‏ رل شرب لت 0 معيارها وارزشهاى ‎١‏ 2 " از اینرو. امکان دارد کسی به دلیل توانا سر در «مرحعبت» ترجیحداده شود. و ‎Reese‏ ‎ey /‏ سل سس 7 لت ۱۳ | _\ 0 \ | Oa |

صفحه 204:
TA An cr pea ۳ een Ae Pye nen) ewer fey ‏استء‎ ‎6 5 ‏أحنى بتو اند به‎ ۳ Jae .تسا ‏مطلوب‎ eee ds oa ol 9 441) ‏اا‎ ‎a ee eee ۳‏ ل تال ۱۳ واطاعت از رهبر بر همكان. حنى ساير ها وامباست فاد اقتها ‎ee Spe Siena‏ ‎ty‏ ل ‎(aitiie Aiwlo 6‏ 2 موه عد ای تشخیص خود. براساس ۳1 ‎ ‎ ‎eee Ses pS ey set 1 ‏م 0 انه که‎ cars \ eo geen yf ep) ‎

صفحه 205:
چرا ولایت فقیه» ادواری ۳ © مبنای اختلاف در دایمی با موفث بودن رهبری» ‎ere‏ ‏بخواهیم مشروعیت رهبری را با انتخاب و پیعت مردم مدت رهبری پیرو نظر مردم خواهد بود. اگر مردم برای ۵۰ بیعت کنند. مدت رهبری ۵۰ سال و اگر مردم برای ۱۰ سال بیعت کنند. مدت رهبری ۱۰ سال است. ‎a‏ در مقابل, اگر مشروعیت رهبری را با نصب شرعی و الهی ثابت مشروعیت و نصب رهبری از ناحیه ی پیامبر و ائمه ی أقلها یهن السلام) خواهد بود و نایب عام امام زمان (عج) به شمار می رود یعنی ولایت ولی فقیه. ادامه ی ولایت پیامبر و ائمه ی اطهار(علیهم السلام)است و تعیین مدت ان نیز در اختیار شارع خواهد بود.

صفحه 206:
" با نوجه به مشهور بودن نظریه ی انتصاب نزد علمای شیعه باید گفت بر اساس نظریه ی انتصابی. مشروعیت لایت فقیه. دايمي است و دلیل شرعی و آلهی بر مدت دار بودن أن به قا ترسيذة است. البته أكر ولي فق فقیه شرایط ولابت را از دست بدهد با پس از مدتی معلوم شود از ابتدا. اين شرابط را نداشته است يا بهتزازاو بيدا شود وضبع: دگرگون خواهد شد. اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید «هرگاه رهبری از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم گردد و یا معلوم شود که از آغاز, فاقد بعضی از شرایط بوده است. از مقام خود برکنار خواهد شد. نشخیص این امر به عهده ی خبرگان مذ‌گور در اصل یکصد و هشتم می باشد. در صورت فوت پا کناره گیری با عزل رهبر, خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند»

صفحه 207:
۳۹4 6ه 4 * ۱-قانون اساسی, ولایت فقیه را به صورت ادواری مطرح نکرده است 7 زیرا مبنای اصلی در این مسأله. نظریه ی نصب است که بر اساس آن. ادواری بودن ولایت فقیه به نظر شارع بستگی دارد نه مردم. پس. از آن ‎le‏ که در ادله نصب. مدت خاصی برای ولایت نیامده است. فقیه جامع الشرایط را با وچود داشتن شرایط رهبری. به دلیل گذشت مدت زمان خاص, نمی توان از ولایت بر کنار کرد ۲-هر چند ولایت فقیه ادواری نیست. اما قید «مادام العمر بودن » نیز ندارد. این ولایت تا هنگامی است که صفات و شرایط در فقیه وجود داشته باشد. هر گاه ولی فقیه. آن شرایط را از دست بدهد. حتی اگر مدت زمان کوتاهی از رهبری او گذشته باشد. از سوى مجلس خبرگان- بانظارت مستمری که بررهبردارد- بر کنار می شود.

صفحه 208:
آباغیرفقه می توانداحکام اسلام را از فقیه بگیرد رن 00 ‏ا‎ Orr eames pers OP Sy IP Cr Sea] ‏گفته شود غبر فقیه از فقبه تقلید می کند بلکه در بسیاری از موارد. فقبه‎ ‏م ل ل‎ ren rer ere ee PO cae ean RCC en ene eaten OPEN ay a oe emma At Spy ae eS eae ee Bere y eor |e) wet pera Fl eld ‏ا فقط در مواردى كه خود تشخيص مى دههد از فقيه اطاععت مى كند؟‎ ا ا 000 0 فقيه حكومت دارد و غيرفقيه كاركزار او است كه اين مسأله به

صفحه 209:
آیا اعنقاد به ولایت فقبه واحب است؟ PRR ION Perea NP Ieo reg Pomp Rear Catown Ire or neers lar SS RMP pent Tl She Re SMa Cane reed ‏جزبی از اصول مذهبی به آن اعتقاد داشته باشند.‎ ۱ کلامی که فعل و جعل پروردگار است. به نیابت فقیه امام معصوم(عليه ل ل 1 فقیه را در حد توحید و نبوت در شمار اصول دين يا هم باى امامت. در شمار:اصول مذهب بدانند. * گفتنی است اگر ولایت فقیه با برهان برای کسی ثابت شود و او پس از ثبوت برهانى اين مسأله و قطعى بودن اشتناد أن به شارع مقدسء أن را ‎en eee emecenn Ca‏ 000

صفحه 210:
۱ خروج از دين خواهد انجاميد. بنابراین. صرف ثبوت ولابت فقیه و وجوب ابمان قلبى به آن و لزوم تعمد عملى در برابرآنء سبب نمى شود این حکم. همتای توحید. نبوت و معاد و مانند آن ها باشد. اجه ان سح آن است رکه ۴ باور داشتن به ولابت فقیه, واجب نیست. * ۲ - ولابت فقیه نیابت از امام معصوم(علیه السلام)است. ا ا ات دن اشرو

صفحه 211:
نظر حضرت ‎Cul‏ ا...خامنه ای در مورد اعتفاد به "ولابت فقیه" ‎Coy‏ فقیه از شئون ولایت و امامت است که از اصول مذهب می‌باشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام ذ ازا ادله شرعن انستنباظ می شون و كسس كه يه نظر جود بر اسادن استدلال و برهان به عدم پذیرش ولابت فقیه رسيده. معذور است. ‏ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و اداره امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه آثنی‌حشری است که ريشه در اصل امامت دارد. اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد. معذور است. ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست. ‏عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقیه. اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید. در عصر غیبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارنداد و خروج از دين اسلام نمی‌شود.

صفحه 212:
‎ee re asd‏ تا ‏" دربحثهاى سياسى مربوط به ولايت فقيه به دو اصطلاح برخورد ‏و ‏و ‏" آنجه لازم است التزام عملى به ولايت فقيه است و اين بدان معنا ‏است كة اكر كسى ار نظ مباحث 'علمى' به اين نتيجه انرسيده كه ‎eed ec ray Se ree)‏ 0 ولى باز بايد عملا ‎۱ ee een ory etc pepe ‏ل‎ ‏صورت میگیرد و اکثریت مردم آن را پذبرفتهاند واو نیز برای ‎0 el aa a Ue ee Bee cb eee ed ‏مخالفت نيردازد و اعمال خلاف قانون انجام ندهد.‎ ‎

صفحه 213:
1011111 7 قانون میکنند؛ ولی کسی را ملزم به موافقت علمی نمینمایند؛ زیرا عقیده افراد مختلف است و ممکن است برای کسی فلسفه قانونی از قوانین. حل نشده باشد. حضرت آبت ا...خامنه ای در مورد التزام عملی به ولابت فقیه مى فرمايند: 2 ‏ال ل لل ل‎ he Wee) ect ‏فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند و این حکم شامل‎ ‏رز‎ imene err eenpye ancy ey dee Ure ey) ‏ید رولیت نید تس تاكيك از اتزام به اسلام و ولايت ان‎ ‏معصومین(ع) نیست‎

صفحه 214:
- احكام كت صادره !5 طرف ولى امر مسلمين اكر هنكام صدورء موقت نباشد. همجنان استمرار دارد و كه بودء مكر اين كه ولى امر جدید مصلحتی در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند. Fe ee eee) eg ‏-اطاعت از دستورات حكومتى‎ مكلفى ولو ابن كه فقيه باشد. واحب است. و برای هیچ و كه خودش شايستهتر است. مخالفت نمايد. ابن در صورتى است كه متصدى منصب ولابت ۱۳۹ قانونى شناخته شده به مقام ‎nL)‏ ا اال ‎Le Ore‏ صورتء مسأله به طور كلىئ تفاوت خواهد كرد.

صفحه 215:
اشكال دور باطل درمورد رهبرى ON ‏ا ا ا‎ reed ee Sy ee | e)| ‏این مجلت ی به مسر وعبت‎ arr rae MC pe CLD ree prec eee res Neer Le Ree heres pace PO ‏شورای‎ ‏دارد.‎ اكر مراد از دور در اين يرسشء همان دور فلسفى باشد.ء بايد دانست که الزام به ة ال ل ل سالك ‎seve bel lev ee)‏ ا ا ۱ بر اساس قاعده ى فقهى و عقلابى تشخيص خبره با رجوع به apa ao Pee Eee Pe Renters ‏نگهبان باشد. یک پیش بینی قانونی است و منحصر کردن شیوه‎ ۶ EIR eA ‏کارشناسی در این شکل. تمه‎ اصل شرعی و عقلایی: . صورت گرفته است.

صفحه 216:
دور محال جیست؟ ‎COM nD 0 he 9‏ ا ‎FON Pra‏ پیدایش چیز دیگری هست. نمی تواند «در همان جهت. علیت و ‎en Ce | Cerro err een ee ne) a Pee ieee)‏ و چیز. به معلول نیازمند است. ‎ ‏همان كونه كه در تعريف «دور» كفته شدء توقف بك شىء بر ديكرى بايد از همان جهتى باشد كه علت آن است.

صفحه 217:
آبا در مورد رهبری . دور باطل وجود دارد؟ در نظام جمهوری اسلامی ایران. نخستین رهبر را مجلس خبرگانی که بید شده ی شورای نگهبان باشد. نكهبان. ۱[ ‎pecaorayee ty‏ ۳[ ‎Pe peer penser goes yee‏ داشته است. ‎١‏ - در زمان رهبري دوم نيز كه مسألهى لزوم تأبيد صلاحيت خبركان به وسیله ی شورای نگهبان مطرح شد. مجلس خبرگانی, رهبر را برگزید که ا ا ل دور دراتعيين رهبر كنونى تير مصداق تذارد. ‎ ‎Ree ‏ل ا‎ emOr ane i ‏شیء اول متوقف است در یک جهت.‎

صفحه 218:
ل ا ا ات ی و له ور رال 18 ‎ATS) cS)‏ ا ا ل 2521 رهبری به وسیله ی خبرگان با مشروعیت یابی مجلس خبرگان به وسیله ی رهبری تفاوت دارد. 1 زمينه ساز كشف جنين مشروعيتى مى شود. ‎oe rer ere)‏ ى منشأً حقيقى مشروعيت و الزام ار بر ترق کولس تسرد 0 ‎Ons Seen ie‏ م ا ال 0 خارجى ندارد. اين در حالی است که اشکال کننده مدعی است. دور ا ‎ey Oe Ne ree emp can rele‏ ۱۵۱ است. 2 اكر انتخاب رهبر به وسيله ى خبركانء دور محال بود. نمی بایست ا ل ل لل ۱ عي ا ار ا نه

صفحه 219:
آبا ولایت فقیه حکومتی توتالیتر است در فرهنك سياسىء توتاليتر به معناى «كل كرا و يكة تاز» و توتالیتار بسم به مفهوم ‎aR ee‏ ا ا های حکومت را در اختبار خویش قرار دهد. دايرة المعارف بين المللى علوم رد توتالیتر را ا ا قابل بیش بینی نبودن آراتةرى تفسير.دل خواه از ايذئولوزى وسمى کاربرد گسترده خشونت سازمان یافته و زور برای به زبر سلطه ‎By‏ 0

صفحه 220:
" هدف رهبر توتاليتر. سركوبى هركونه نهادى است كه در برابر او قد برافرازد. از این رو هیچگاه خود را به نهاد قانون. وابسته نمی داند ۶ بعنی اساس نظام توتالیتر. بی قانونی است. رات تسس ریت و تراد مو برنل سر سیر سل کرفته شده است و به ان دسته از رزيم هاى استبدادى اطلاق مى شود كه كليه ى شؤون جامعه راء از سياست و اقتصاد كرفته تا مذ‌هب. مرس دسا رصح رس آورند. * موسولینی این واژه را ابداع کرد و طبق تعریف او, توتالیتر. نظامی است که در آن همه چیز به خاطر دولت وجود دارد و هیچ چیز از ‎we rae ney i)‏ ۱ * توتالیتر را در زبان فارسی می توان معادل استبداد و حکومت تک ‎eee ECON Car Wee he‏ نز جزئی از کل جامعه و در خدمت آن است و از خود اصالتی ندارد.

صفحه 221:
8 ‎eet‏ ل ل * اطبق تعریف بالاء از مبانی اصلی اندیشه ی توتالبتریسم. اصالت جامعه و فراموش نمودن فردى است كه سازنده و ‎mech)‏ ا ل ا ا ا يه هست روح و وجدان و شعور و اراده ‎pe ae‏ | دولت متبلور مى شود و افراد بايد در ان اضمحلال بابند؛ ا ل و ولابت فقيه بر بينش صحيح اسلامى ‎ee)‏ ا ا ‎Pea‏ ‏تعبیر شهید مطیهری در عین حال که قرآن کریم برای امّت ا ا ا ۱ است. ولی فرد هم اصالت دارد.

صفحه 222:
ل در تفگر اسلامی: این فرد است که با اختیار و آگاهی. ایمان مین 200 ا ا 000 ‎y)‏ ل ا ال ‎ore Ee‏ ‎lowe)‏ ا ل ل ‎en eee‏ اتخاذ موضع نمايد. ولابت فقیه. بر اصول و مبانی جهان بینی اسلامی استوار است. در ‎ne i‏ 7 است و این مردم اند که آگاهانه. به صحنه می آیند و با رغایت 7 ‏ا لا‎ ret eer a See B) cd ‏زمینه ی حاکمیّت فقیه و اعمال ولابت او را که ولابت فقه و فقاهت‎ ‏ا‎

صفحه 223:
* البتّه در مراتب بالای نهی از منکر که نیازمند اقدام عملی است دولت رم نف رما فزنا مک رتست ه نان خر ی فا فساد و ظلم را بگیرد؛ ولی این به معنای به زور بردن به بهشت نیست. ‎ee‏ زبر جتر حكومت اسلامى زندكى مى كنند. بدون ‎Cra‏ ل ات اتلانی موطتا ‎Fae Me Spey Me QUE MTOR‏ د لانن كر كجا و انديشهى توتاليتر يسم يديد آمده در كشورهاى كمونيستىء شوروی سابق و فاشیستی. ا استبدادهاي 7 می خواندند. مکتبی که نه برخاسته از متن توده هاء بلکه معلول اراده ی اقلیّت حاکم بوده است. ۱ حزب. نه تنها ازجامعه. ۷ اخلاق و انسانيّت و معنويّت مى يرداختند و همه جيز و همه كس را در ‎eer eg |e Ree We‏ ا ل ا

صفحه 224:
‎ciendd A>‏ ما 0 ‏000 محال است ۶ زیرا ولابت فقیه تا زمانی ‎cmon)‏ ا ا ا م او خود به خود ساقط خواهد شد. ‏۱ ‏است و تضاد با استبداد. اساس فقاهت و عدالت به شمار می رود. اقتضاى ۳-1 ‎ee te wieend ge)‏ 9 را احکام الهی ‎FS‏ براساس اراى غير خدايى (رآاى خود با دیگران). ‏عدالت سبب مى شود فقيه. خواسته هاى نفسانى خود را در اداره نظام اسلامی دخالت ندهد و در پی جاه طلبی و دنیاگرابی نرود.

صفحه 225:
حضرت امام خمینی(ره) در مورد اصل ولابت فقیه فرمود: ا ‎Ree Tear Caen iy gee‏ ۱ است. ا ‎ee BST TS ener‏ كند. اكر فقيهى بخواهد زور توبی کند. دیکر ولابت نخواهد داشت... كار ولىّ فقيه. نظارت بر دستكاهها و امور است. ‎Ly‏ رفتار ولی فقیه بر خلاف حکم توتالیتر که قابل پیش بینی نیست. رز رل لات ذل او هرگز نمی درل ‎ ‏ولىّ فقيه در جامعه ى اسلامىء مشروعيت خويش را از خدا و رسول و تحقق وفعلیت قدرت خودرا ازیذ برش مردم می گیرد. ‏* اساساً جكونه مى توان ولىّ فقيه را با حاكم توتاليتر يكى دانست,ء در حالی که اصولا دین اسلام. سد توانمندی در برابر استبداه و ‏ا

صفحه 226:
‎pe‏ ولایت فقيه وديكتاتوري خلت ‎

صفحه 227:
بايد ويزكى هاى ديكتاتورى را با حكومت اوت آنها اشکار گردد برای روشن شدن ولابى مقايسه كنيم : ۱ ویزکی اوّل 0

صفحه 228:
عر ا ل ل ا ل present)

صفحه 229:
۳-ویژگی سوم دیکتانوری, فقدان قانون جانشینی است.

صفحه 230:

صفحه 231:
اگر ولیفقیه معصوم نیست» اطاعتبیچون و چرا از وی چه توجیهی دارد؟ روشن است در میان معتقدان به ولایت فقیه هیچ کس معتقد به عصمت ولی فقیه نبوده ادعاپی نکرده است. زیرا ما معتقدیم فقط پیامبران. تبوده و بی زیرا ‎re‏ پیامبران: ‎(a a‏ مان ‎apes SEN‏ اکنون سوال 1 ‎Sa‏ فقیه و احتمال خطا و اشتباه در دراو أي اين احتمال مانع اطاعت از وی میگردد؟ ‎os ee‏ اه ‏لصفو ا اگر به سیره عملى ث ‏مييابيم آنها بى جون و جرا از مراجع. تقلید میکردهاندوبهفتوای - ‏آنانعملمينمودهاند. در حالى كه هيج كس معتقد به عصمت مراجع نبوده. بلكه با تغيير فتوای مرجع میفهمیدند نه تنها او عصمت ندارد. كه قطعا اشتباه هم ده است. زیرا یا فتوا او خطا بوده و يا فتواى جد يدشر | کر زیرا یا فتوای پیشین او خطا بو فتوای جدیدش. همچنین از اختلاف فتاواى مراجع معلوم ميشود بعضي | از أن نان دچار خطای در فتواً شدهاند. ولى با اين حال هیچ کس اندک تردیدی در وجوب تقلید از مراجع ندارد. ‎ ‎

صفحه 232:
ضرورت اطاعت از حاکم یکی از دو رکن حکومت ؟ شکینیستکههرجامعهای نیازمند حکومت است و قوام حکومت به دو امر است ۶ یکی حق حاکمیت. یعنی کسانی حق داشته باشند دستور بدهند و فرمان صادر کنندم و دیگری ضرورت اطاعت و فرمانبرداری. ‎ee‏ 0 حکومتی به وجودنمیا ید حال اگر ‏خطاء مجوز سرپیچی از دستور حاکم باشد. چون این احتمال ‏مجاهت بت اطاعت از حاکم هیچگاه د نخواهد یافت و یک رکن حکومت محقق نخواهد شد. پسحکومت بين خواهد رفت. ‎ ‏اگر به روش خردمنداندر زندگی توجه کنیم.مييابيم آنان در مواردی اطاعت را ضروری میدانند. گرچه دستور دهنده را معصوم نمیدانند.

صفحه 233:
۴ اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختلال نظام جامعه میگردد. ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد میشود. در تمام موارد مذکور روش خردمندان اعتنا نکردن به احتمالات ضعیف به هنگام عمل است. حال اگر به خصوصیات ولی فقیه توجه کنیم و در نظر داشته باشیم که حاکم اسلامی هميشه در هر کاری با صاحبنظران و متخصصان مشورت میکند و بعد تصمیم میگیرد و مردم هم وظیفه دارند از خیرخواهی و مصلحت اندیشی برای حاکم شرعی مضایقه نکنند. احتمال خطا تا حد بسیاری کاهش مییابد و دیگر معقول نیست از دستورهای او سرپیچی کنیم.

صفحه 234:
انگیزه طرح مساله معصوم نبودن ولی فقیه ۴ در پایان باید گفت اشکال عدم عصمت درباره هر حاکم و رئیس در هر حکومتی وارد است. ولی اگر این اشکال در مورد نظام ولابت فقیه مطرح میگردد و در مورد نظامهای دیگر این اشکال مطرح نميشود. ما را به اين برداشت رهنمون میسازد که غرض مطرح كنندكان از طرح اينكونه اشكالات شكستن قداست رهبرى نظام اسلامى است. زيرا قداست رهبر در موارد بسيارى سد راه دشمنان و بر هم زننده نقشه آنان بوده است. * چون در اثر این قداست و لزوم اطاعت. دشمنان به ناکامی رسیدهاند. این اشکالات طرح ميشود. پس توجه داشته باشیم همه اشکالات برای دربافت جواب حق مطرح نمیگردد. بلکه انگیزه این اشکال دا ‌اموردنگزی است»

صفحه 235:
= اگر ولی فقیه نماینده امام زمان(مج) در زمین و ولی امر همه مسنمانان جهان است. چرا قانون اساسی به گونهای تنظیم شده آست کهونیفتیه نجایند گانمجفی خبر گان رهبری و دیگران باید ایرانی باشند؟ * منظور سوال کننده این است که آیا ولایت فقیه مقامی است مشابه مقامات دولتی که تمام اختیارات و وظایفشان محدود به همان کشوری است که در آن حکمرانی میکنند يا اينکه ولایت فقیه مقام و منصبی الهی است و محدود به مرزهای جغرافیابی نمیشود؟ * در پاسخ به اين سوّال ذکر مقدماتی ضروری است:

صفحه 236:
دوران امر میان همه یا هیچ!؟ بعضی از مکاتب سیاسی با حقوقی با اخلاقی و... هستند که نظرات آنها داير ميان همه يا هيج است م بدین معنا که اگر همه شرایط مورد نظر آنها در موردی جمع شد. ذ به دست میاید. ولی اگر کمتر از همه شرایط فراهم شد. دیگر هیچ نتیجهای به بار نمينشیند. به عبارت : با همه شرايط حصول ذ را شاهديم وبا كمتر از همه شرايط هيج نتیجهای راً به دست نميآوريم. " برای روشنتر شدن این ادعا به مثالی از فلسفه اخلاق «کانت» توجه کنید: او معتقد است اگر کسی در کاری هیچ انگیزه و نیتی جز اطاعت امر ‎fic‏ و وجدان نداشت. کارش دارای ارزش اخلاقی خواهد بود. ولی اگر در کنار انگیزه اطاعت از فرمان عقل. مثلا علاقه به نتیجه کار هم در او وجود داشت. دیگر هیچ آرزش اخلاقی بر کار او مترتب نیست.

صفحه 237:
* ولی باید گفت: این نظرات غیر واقعبینانه است و از آن رو که اسلام در همه زمینهها احکام و ارزشهاپی واقعبینانه مطرح کرده است؛ نظرات آن دارای مراتب و درجاتی است. اسلام نمیگوید اگر در مسالهای نتیجه ایدهال و صد در صد میسر نشد. دیگر هیچ. بلکه میگوید: درجه پایینتر را انجام دهید. ” برای پی بردن به درستی این ادعا میتوان اندک توجهی به مباحث فقهی کرد. که در آنها بدلهای متعددی در یک امر پیشروی مکلف است. حالتهای متفاوت برای انجام نماز در موقعیتهای مختلف. نمونهای از این مدعاست. حتی در مهمترین مساله دینی یعنی ایمان هم مراتب وجود دارد.

صفحه 238:
cer) OS 0 coer re ee ase SE Te ‏ا‎ ‎Ny SE oe Be Tec eae Ryrpcrean yarn (peer ec peu ngees Pre ea eel ery Ce eee CANS Re HT CTL Bl Des ee ee Cnr neers Rob Pe ‏ل‎ ‎Ee Reem r e ey rele Belen cocd et) ‏كند.‎ و 0 حاکم شرعی است. باید مردم به مجتهد جامع 200 مراجعه کنند.

صفحه 239:
SOE oc) ae * براساس نظر اسلام. ایدهآل این است که حکومتجهانیواحدبداشتهباشيم ومرزهای جغرافيايى هيج دخالتى نداشته باشند. اما آيا در جهان فعلى كه شرايط تحقق اين ایدهآل وجود ندارد. به بنبست میرسیم؟ قطعا خیر. ۳ ی (ايران) حكومت دينى را برقرار كنيم. وقتى جنين باشد ديكر يذيرفته نيست قانون اساسی و سایر مقررات به گونهای باشد که خارج از ایران را نیز در بر بگیرد. ا ا ا ۱ بنایراین باید مسلمانان دیگر کشورهای اسلامی نیز تحت فرمان او باشند. این ‎NTO TON‏ ی CINE OCR epee Si ReneS On Rony ceer Caomn ATT Ce peen On Pte Fex PSO pC Piper Ree trrtrom Maney tettc ‏ا‎ ‎1 cel omeer ys BPaT yet anncet a ean it fe an Spey ‏کننده مردم از همدیگر است. عقیده است.‎

صفحه 240:
چرا اطاعت از رئیس‌جمهور بدون تنفیذ ولى فقيه حرام است؟ ی )14 ‎cn] mane] CRESS) eat‏ ا ا ل است. اگر رئیس جمهور به نصب فقیه نباشد غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد طاغوت است. اطاعت از او اطاعت از طلغوت است.» ی طبق احادیت. مخالفت با ولی‌فقبه مخالفت با اهل‌بیت و در حد ‎Ror) Ane oregon)‏ POnpenE Sy oeetOown BY Cnn el Fn’ ie roan CTE ey eB ‏ا‎ aera) ‏باشد.‎ 00

صفحه 241:
۲ jyere wy ea rean peers! Re TS aes ene er ee rece ia ‎dg 951 8‏ ا ۱ اطاعت از دولت اسلامى هم واجب شرعى مى شود جرا؟ جون اطاعت از ولى فقيه واجب شرعى استء بنابراين وقتى أو مى كويد ۱ ‎

صفحه 242:
‎re renee Cs te ape‏ ال سن ‎۱ ey ‏شرعی دارد. وقتی در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و شورای‎ [0 eqer ‏ا‎ ‏دولت‎ [9 wea ‏آن مالیات مثل پرداخت خمس و زکات‎ 0 ‏است. او هم مورد تأیید خدا و پیغمبر است.‎ ‎ ‏این سلسله مراتب. وجوب شرعی می‌آورد. اما اگر این نباشد. ‎ER Carer Or Cay IPI ee Salen)‏ وجود دارد: فرار ل ا ‎FES‏ ‎ye ree‏ ام ل ‏ل ال ا ل ‎ ‎

صفحه 243:
۱ | جامعه مخالفت نکنند. اما در دل می‌گویند که این‌ها بی‌اعتبار ‎rel Re rer ree ogy ieen]|‏ 1 0 ed ST ome cee Seed x ‏اسلامی را مثل دادن خمس و زکات بر خود واجب می‌داند؛ دیگر‎ 1۳ ‏ل اا ل‎ eee, 0 ‏ال‎ | Pn cc ae

صفحه 244:
1700011 11 rane eos per \ pe tipey ‏ل ا‎ | pea tec el Reel Corer ies rpc dec ar eevee] hee) ovr] Perey) ers Peas eee eK y ars ‏می کند که فلان هم‌صنف من از من برتر و شایسته‌تر است.‎ و | اتفاق كسانى كه در يك فن خبره هستند. شهادت دهند كه يى نفو از میان ما از همه شایسته‌تر است.

صفحه 245:
1700011 11 rane eos per \ pe tipey ‏ل ا‎ | pea tec el Reel Corer ies rpc dec ar eevee] hee) ovr] Perey) ers Peas eee eK y ars ‏می کند که فلان هم‌صنف من از من برتر و شایسته‌تر است.‎ و | اتفاق كسانى كه در يك فن خبره هستند. شهادت دهند كه يى نفو از میان ما از همه شایسته‌تر است.

صفحه 246:
1۱ eve ‏ا‎ Sec Bel ‏یعنی چه. کدام استاد بهتر درس خوانده و بیش‌تر تحقیق کرده‎ ‏ل نا‎ ent proes)) BOS Rp ‏ا‎ Ces ۱ on Leelee Ser RC tn Bt ia FeO ry ae Cae Orc mnpee tra) eee SIU Yee Wal pe Ren i emer ‏لا ال‎ ers Ro hee ker eC Rl Wt peo) ‏درک می کنند. شهادت بدهند که در بین ما یک نفر از همه بهتر‎ است.

صفحه 247:
مطمئن ترین راه برای انتخاب | ‏ا رس‎ as ‏بنابراین برای أتعيين رهبرء‎ * 0 Foe ee bral ee ‏خبركان نيست؛‎ ‏ا ا اجتهاد خب ركان را تأبيد مى كنند, اما تقوا و‎ ‏خود مردم‎ 2000 TI nCR It rets ayer Tra Cemry Revco Wicee ST Tg een Soe eey Cee We tecmpeny gene بدين وسيله آنها خب ركان مقبول مى شوند و جنين خب كانى هر كس ‎Fe ee Os ney Se A) OUI‏ ل ماو رای وتو [۱9 ‏ا ا ا‎ ee] Be Tye ial ‏را تعیین کنند که امام زمان با سایر ائمه (ع)فرمودند ما او را حاکم‎ ‏قرار دادیم و اطاعت ا الت‎ ‏و نمی‌شود به «اصالهةٌ الصحة» و خسن ظاهر اعتماد کرد.‎

صفحه 248:
منابع و مآخذ: 0 آنت له بزدی, محمده ولایت ققیه یا عکوهت اسلامی در عصر غیبت آبت له مصیاح بزدی , نویه سیاسی اسلامج ۱و ج ۲موسسته آموزشی و پژوهشی امام خعستی (ره) آبت الله مصباح يزدىء نكاهى ره ‎tend nar eerie Tee‏ 1 ‎GAren Seamer DP oe POM rN Wh PPC‏ 7[ موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره). فلسفه سیاست. انتشارات مؤسسه. جاب باقرى. دوم. تابستان 8/. 1 ‎P ser pe ce ge eer ER DOW TON PINES NVC nOn ery‏ ۱ ‎Forni PKI Pe Ne OPO OWTE OPT eT TT‏ ‎om rarer nenainrs RVs‏ 0[ ‎Peo [| | | | | | | | | [ [| [1 [1 1 1 OTe‏ ‎een OO‏ 1 2 12 2 2 12 1 | نوروزى. محمد جواد. نظام سياسى اسلام. مؤسسه آموزشى بزوهشى امام خمينى. قم. جاب باقرى. اول؛ تابستان. 217/4 ‎icv ACe Re. Oe [OPC eam CROCE rey‏ 1 اول. زسستان ۸۵ 05007 و جعفر بيشه فرد. مصطفى. ولايت فقيه. نشر مركز مطالعات و بزوهشهاى فرهنكى حوزدى علميه قم. اول. تابستان 41 ععيد زتجانى. عباسعلی . فقه سیاسی انتشارات امبرکبیرهتهران 0 oe Cor ee pe tees nec Swen SEENON قاضى زادة :كاظم, اديه خاى فقيهى - سياسى اهام خميتى (ره) فركز تحقيقات استراتزيك رياست جههوزى .. هادوى تهرانى. مهدى , ولايت و ديانت 011111111 سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علعیه

صفحه 249:
۳ A Se ‏شادي روح امام و شهیدان‎

نظام سیاسی اسالم و رهبری دینی در عصر غیبت گردآوری وتنظیم :بهزادکاظمی – 1391 مقدمه ‏ شعاع تعاليم و عملكرد و تأثيرگذاری اسالم تمام عرصه‌های ظاهری و باطنی انسان رادر برگرفته و برنامه كامل چگونه زيستن و سعادتمند شدن انسان را در نگرش فردی و اجتماعی بيان می‌كند. مهم‌ترين اهداف حكومت 5اسالمی -1استقرار توحيد و رهانيدن مردم از بندگی غير خدا -2رشد و تكامل علمی ،فرهنگی و تربيتی انسانها -3آزاد سازی توده‌های مردم و انسانهای مستضعف از چنگال ستمگران و بردگی مستكبران -4برپايی جامعه نمونه و مديريت فاضله آرمانی از راه قسط و عدل -5اجرای كامل قوانين آسمانی وانسانی ساز اسالم (اقتصادی- مالی -حقوقی -قضايی -سياسی -اجتماعی)  « واليت» مهم ترين اصل دراسالم و نگهبان توحيد ،نبوت ،عدالت ومعاد است. ‏ امام باقرعلیه السالم میفرماید « :اسالم بر پنج چیز بنیان نهاده شد، برنماز ،زكات ،روزه ،حج و والیت و بر هیچیك از اینها چون والیت توصیه نشده است ،اما مردم چهار چیز را گرفتند و والیت را رها ساختند ». ‏ امام صادقعلیه السالم نیز فرموده اند :سنگهای زیرین اسالم سه چیز است )۱ :نماز )۲زكات )۳والیت ،كه هیچیك از اینها بدون دیگری صحیح نیست ». ‏ امام خمينى (ره) ،نخستين فقيهى است كه پس از آنكه مبحث دیرینه واليتفقيه و حكومت اسالمى را در قالبتئورى بيان داشت ،آن را مستقال به مقامعمل نيز درآورد. فصل اول مفاهیم وکلیات مفهوم نظام سیاسی اسالم مجموعه منسجمی از کنش ها و واکنش ها ،اصول و قواعد حاکم بر رفتارهای اجتماعی که بر پایه مبانی اعتقادی اسالم استوار شده و در مسیر کمال حقیقی و قرب انسان به خدا گام برمی دارد.  در فره5ن5گ معي5ن ،س5ياست ب5ه معناي حك5م راندن ب5ه رعي5ت و اداره كردن امور داخل5ي و خارج5ي كشور و همچني5ن ب5ه معناي داوري ،سزا ،تنبيه و جزا آمده است. ‏ در لغت‌نام55ه دهخدا ،س55ياست ب55ه مع5ن55ي تدبي55ر ،مص55لحت و دورانديشي آمده است. ‏ ص5احبنظران ،بي5ش از 200تعري5ف راج5عب5ه س5ياست شمرده‌ان5د ك5ه در اينجا به چند تعريف اصطالحی مهم آن مي‌پردازيم. .1سياست به مثابه علم قدرت ‏نظريه‌پردازان غرب5ي ،غالب ًا س5ياست را عل5م قدرت شمرده‌ان5د و افراد زيادي ني55ز در ايران ب55ه طور آشكار و روش55ن آ55ن را پذيرفته‌ان5د موري5س دوورژ5ه ب5ا نق5د تعاري5ف ديگ5ر و دفاع از تعريف خود ،سياست را علم قدرت ناميده است. انديشمندان5ي چون جوزف فرانك5ل ،ماكياول نيچ5ه ،فرانكلي5ن لووان بومرو و ...چنين تعريفي از سياست دارند. .2سياست به معني علم دولت عده‌اي ديگر از نظريه‌پردازان غربي ،سياست را علم دولت ناميده و آ5ن را ب5ه معن5ي علم5ي ك5ه رفتار دول5ت را مورد بررس5ي و مطالع5ه قرار مي‌ده5د تعري5ف نموده‌اند .ب5ه عنوان مثال ،رافائ5ل مي‌گوي5د: آنچ5ه ب5ه دول5ت مربوط مي‌باش5د ي5ك ام5ر 5س5ياسي اس5ت .او معتق5د است كه تاريخ نظريه‌هاي سياسي عمدتاً درباره دولت است. بلونشل5ي ني5ز مي‌گوي5د :عل5م س5ياست ب5ه معناي درس5ت كلم5ه، علمي است كه دولت را بررسي كند. تعاري5ف فوق چنان اه5ميت5ي در س5ياست دارن5د ك5ه دانشمندان س5555ياسي را ب5555ه دو گروه عمده انديشمندان قدرت محور و نظريه‌پر5دازان دولت محور تقسيم نموده‌اند. .3سياست به معني هدایت مردم واداره امور جامعه در بين نظريه‌پردازان مسلمان ،امام خميني(ره) ، سياست را دقيق ًا در معناي تمشيت واداره امور بكار برده‌اند و تمشيت در بيانات ايشان ،يعني رو به راه كردن كارها چه سياسي و چه غير سياسي. تمشيت در فرهنگ معين به معني روان كردن ،راه انداختن و سامان دادن نيز آمده است. ” سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد ،تمام مصالح جامعه و تمامي ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را به طرف چيزي كه صالحشان هست هدايت كند“ ( صحيفه امام .ج ،13ص )432 سیاست عین دیانت قرآن كریم هم بر اصل حكومت تاكید دارد و هم بر نوع حاكمیت و در آیات آن خداوند می‌داند« :ان متعددی ایجاد قانون و حاكمیت مطلق را از ِ الحكم االهلل» انعام.57/ «فال و ربك الیومنون حتی یحكموك فیما شجر بینهم ثم الیجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما؛ (نساء.)65/ پس چنین نیست ،سوگند به پروردگارت كه ایمان نمی آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختالف است داور گردانند و سپس از حكمی كه كرده ای در دلهایشان هیچ احساس ناراحتی نكنند و كامالتسلیم باشند» در آیات دیگری مشروعیت حكومت‌های خودكامه را رد می‌كند: «یریدون ان یتحاكموا الی الطاغوت و قد امروا ان یكفروا به» نساء.60/ در برخی از آیات نیز به رویارویی با حكومت طاغوت دستور می‌دهد« :اذهب الی فرعون انه طغی» طه.24/ در قرآن کریم امر به قیام علیه طاغوت می‌نماید و بر برپایی قسط امين بِا ْلق ِْس ِط شُ َهدا َء هَّلِل )نساء 135/و ،... می نماید ( ُكونُوا َق َّو َ عین سیاست است. قرآن كریم پیامبران الهی را شایسته حكومت و والیت می‌داند و نهایت ًا امر حاكمیت و رهبری را به رسول خدا و صاحبان امر والیت كه جانشینان آن حضرت اند، می‌سپارد و مومنان را به پیروی از آنها ملزم می‌كند: الزکَ َ الص َ اة َو ُه ْم ُون َّ ال َة َو ُيؤْ ت َ ين ُيقِي ُم َ ين آ َم ُنو ْا الَّذِ َ «ِ ان ََّما َول ُِّيکُ ُم اُهّلل َو َر ُسو ُل ُه َوالَّذِ َ ون َّ ون» .سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه َراکِ ُع َ ایمان آورده اند ،همانها كه نماز را بر پا می‌دارند و در حال ركوع زكات می‌دهند»(مائده.)55/ در زیارت جامع5ه کبیره م5ی خوانیم« :الس5الم علیکم یا اه5ل بیت النبوة ...و س5اسة العباد و ارکان البالد» «س5الم بر شم5ا ای خاندان رس5الت و س5یاست مداران بندگان خدا ،و پایه های شهره5ا» این جمل5ه نشان م5ی ده5د که اه5ل بیت علیه5م الس5الم که ره5بری ام5ت اس5الم بر عهده آنه5ا نهاده شده اس5ت ،متکف5ل ام5ر س5یاست پ5س از پیامبر گرامی اسالم هستند. ‏در فرهن5گ لغ5ت لس5ان العرب ذیل کلم5ه س5یاست چنین آمده اس5ت« :و الس5یاسه :القیام عل5ی الشی5ء بم5ا یص5لحه» «س5یاست یعن5ی اقدام برای س5امان دادن چیزی ب5ه وس5یله اموری که آ5ن را اص5الح کن5د و س5امان بخشد ».ب5ه نظ5ر م5ی رس5د واژ5ه س5یاست در اینجا به بیشتر معنی مدیریت مد نظر قرار گرفته است. حضرت امام خمینی (ره): ‏ حكومت در نظر مجتهد واقعی ,فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی ز-وایای زندگی بشر-یت است ,حكومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در -بر-خورد با تمامی معضالت اجتماعی ,سیاسی ,نظامی و فرهنگی است ...هدف اساسی این است كه ما چگونه می خواهیم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده كنیم؟ و برای معضالت جواب داشته باشیم؟ همه تر-س استكبار از همین مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا كند. صحیفه نور جلد 21ص 98  ‏ ‏ ‏ امام خمینی (ره) در وصیت نامه سیاسی الهی می‌فرمایند: «و اما طایفه دوم كه نقشه موذیانه دارند و اسالم را از حكومت و سیاست جدا می‌دانند ،باید به این نادانان گفت كه قرآن كریم و سنت رسول اهلل (ص) آن قدر كه در حكومت و سیاست احكام دارند در سایر چیزها ندارند بلكه بسیاری از احكام عبادی اسالم ،عبادی سیاسی است كه غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده است». مقام معظم رهبری : «این اسالم آمریكایی است كه مردم را به دوری از سیاست و فهم و بحث و عمل سیاسی می‌خواند ولی اسالم ناب محمدی(ص) سیاست را بخشی از دین و غیر قابل جدایی از آن می‌داندو همه مسلمین را به درك و عمل سیاسی دعوت می‌كند و این چیزی است كه ملتهای مسلمان باید همواره از امام فقید خود و زبان گویای اسالم به یاد داشته باشند» پيام به حجاج بيت‌هللا الحرام 1368 مفهوم لغوی واصطالحى واليت ‏ «ولى» به معناى پیوستگى و قرابت است و والیت در لغت ،از ریشه ى ّ معانى گوناگونى مانند :فرمانروایى ،محبت ،نصرت و پیروی براى آن آورده اند که ریشه ى اصلى واژه با همان معناى لغوى در همه ى این معانى دیده مىشود .از میان معانى یاد شده ،کاربرد والیت در امارت و فرمانروایى ،گسترده تر است. ‏ معنى نُصرت ،و َواليت با فتحه به معنى سرپرستی وِاليت با كسره به ِ ومتولُا رد ندش ىّمور است . واليت به معناي سرپرستي و زعامت و مديريت جامعه ديني است نه معاني ديگر. واليتي که به اقتضاي توحيد ربوبي ذات ًا مختص خداست و بالعرض براي انسان‌هاي برگزيده و جانشينان مستقيم و غير مستقيم او تجلي مي‌يابد. صالَ َة ُون ال َّ ين ُي ِقيم َ ين آ َم ُنو ْا الَّ ِذ َ ِإ َّن َما َولِ ُّيکُ ُم هّللا ُ َو َرسُولُ ُه َوالَّ ِذ َ ون َّ ُون الز َکا َة َو ُه ْم َرا ِکع َ َويُْؤ ُت َ مائده55/ والیت ،موضوعى عرفى است که ضرورت زندگى اجتماعى بشر به شمار مى رود و با تاریخ انسان گره خورده است .والیت به فرهنگ و حوزه ى جغرافیایى ویژه اى وابسته نیست. در پرتو والیت ،امکان اجراى احکام اسالم درهمه ابعاد سیاسى و دینى فراهم مى آید. هدف اصلى واژه ى «والیت» در نظریه ى «والیت فقیه» نیز همین والیت است. مفهوم والیت فقیه ‏ در جامعه اسالمی ،ساختار سیاسی حاکمیت می بایست دارای مشروعیت الهی باشد. ‏ این مشروعیت بر اساس نظر تشیع تنها بواسطه ی نهاد امامت حاصل می شود . ‏ این نهاد از آن جهت که مستقیما بوسیله ذات اهلل منصوب دارای مشروعیت است. می باشد  نهاد مذکور در زمان حضور ائمه معصومین(ع) بر محوریت ایشان تنظیم شده بود و بعد از ایشان نیز بر اساس روایات صحیح و فراوان بر دوش نائبان ائمه می باشد. ‏ به نهاد نیابت ائمه درزمان غیبت ،والیت فقیه گفته می شود . ‏ در واقع واليت فقيه به همين معناست كه در عصر غيبت به نيابت از امام زمان(عج)"،فقيه" رهبري و زمام امور جامعه را بر عهده دارد تا امت گرفتار هرج و مرج و آنارشيسم و تعبد به حاكميت طاغوت نشود و احكام و ارزشهاي الهي در جامعه عملي گردد. والیت فقیه در حقیقت زمامداری و سرپرستی جامعه اسالمی در عصر 5غیبت کبرا توسط فقیه عادل ،باتقوا، باکفایت و درایت در امور دینی و دنیوی به عنوان نیابت عام 5از امام معصوم است.5 زعامت ولى فقیه درامتداد والیت )z پیامبر(ص)وامامان(ع ‏ والیت فقیه در امتداد والیت پیغمبر و ائمه معصومین(ع) است بدین معنا که در عصرغیبت معصومین(ع) ،مسئله زعامت از دیدگاه اسالم ،نادیده گرفته نشده است. ‏ در دوران عصمت ،زعامت سیاسى و تعیین زعیم ،با نص صریح مشخص مى گردد همان طور که زعامت پیغمبر اکرم به نص ((النبى اولى بالمومنین من انفسهم)) مشخص گردید ،و زعامت موال امیرمومنان ،پس از وى ،به نص غدیر ((من کنت مواله فهذا على مواله)) مشخص و معین گردید. ‏ هم چنین ائمه معصومین ،هریک با نص خاص ،از پیغمبر اکرم یک جا مشخص گردیده است. مقام معظم رهبري در تبيين شأن ربوبي واليت مي‌فرمايد: عبود ّيت يکسان همه موجودات در برابر خدا مستلزم آن است که هيچ يک حق تحکم و فرمانروايي بر بندگان از بندگان خدا خودسر و مستقل ّ ديگر نداشته باشد (نفي طاغوت) و زمامدار و مدير و مدبر امور زندگي انسان‌ها فقط کسي باشد که خدا خود به حکومت برگزيده است (يا به شخص مانند امامان عليهم‌السالم و يا به عالئم و مالک‌ها مانند حاکم اسالمي در زمان غيبت امام معصوم عليه السالم)( .طرح کلي انديشه اسالمي در قرآن ،ص )38 نصب‌ الهی‌ حاکم ی ی منته ‌ ی به‌ نصب‌ اله ‌ ی که‌ حاکمیتش‌ به‌ نحو ‌ در فرهنگ‌ شیعی‌ هر حاکم ‌ ح می‌کند: ی و طاغوت‌ خواهد بود .قرآن‌ تصری ‌ نشود ،حاکم‌ غیرشرع ‌ ک َو َما أُنز َ ون أَن َّ ُه ْم آ َم ُنوا ْ ب ِ َما أُنز َ ِل مِن َق ْبل َ ِل إِل َ ْي َ ون أَن ِک يُر ُ ِيد َ ين يَ ْز ُع ُم َ «أَل َ ْم تَ َر إِلَى الَّذِ َ ان أَن يُضِ لَّ ُه ْم َض َ ِيدا الطاغ ِ يَ َت َحا َک ُموا ْ إِلَى َّ ِيد َّ الالً بَع ً ُوت َو َق ْد أُ ِم ُروا ْ أَن يَکْ ُف ُروا ْ ب ِهِ َويُر ُ الش ْي َط ُ » نساء60 / آيا نديدى کسانى را که گمان مىکنند به آنچه بر تو و بر پيشينيان نازل حکّ حک ام شده ،ايمان آوردهاند ،ولى مىخواهند براى داورى نزد طاغوت و ّ باطل بروند؟! با اينکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. ا ّما شيطان مىخواهد آنان را گمراه کندو به بيراهههاى دور دستى بيفکند. ع چه‌ بود؟ پس‌ وظیفه‌ مردم‌ مؤ‌من‌ در آن‌ وض ‌ ن ن گذاشته‌ بودند و آ ‌ خود معصومین(ع) راهکار مناسبی‌ در اختیار شیعیا ‌ م هستید و حاکم‌ رسمی‌ ی که‌ محتاج‌ به‌ مراجعه‌ ب ‌ه حاک ‌ اینک ‌ه در موارد ‌ ی مراجعه‌ کنید که‌ عارف‌ به‌ حالل‌ و ی غیرشرعی‌ است ،به‌ کسان ‌ جامعه‌ حاکم ‌ ت مراجعه‌ به‌ چنین‌ شخصی‌ حق‌ ندارید از حکم‌ و حرام‌ باشند .و در صور ‌ ت و رد‌ اما ‌م معصوم‌ در داوری‌ او سرپیچی‌ کنید این‌ کار رد‌ امام‌ معصوم‌ اس ‌ ک به‌ خداست. حد‌ شر ‌ ن است‌ که‌ در روایات‌ با تعبیر «عارف‌ به‌ حالل‌ و حرام» «فقیه» در اصطالح‌ امروز هما ‌ معرفی‌ شده‌ است. • واليت فقيه ،تداوم رهبري معصومان در دوران حضور و حيات پيامبر (ص) و امام (ع) رهبري سياسي جامعه به عنوان شأني از رهبري ِهمه جانبه پيامبر و امام ،به عهده آنها بود. اما در دوران عدم حضور و غيبت پيشوايان معصوم از آنجا كه رشد و تكامل جامعه و شهروندان مسلمان جز ازطريق تشکيل حکومت و تحقق دين اسالم در متن زندگي فردي و اجتماعي ميسر نيست ،تنها كسي توان رهبري در جامعه اسالمي را دارد كه داراي ويژگيهاي علمي -اخالقي و مديريتی الزم باشد. اصل امامت؛ منشأ والیت فقیه ریشه والیت فقیه راباید دراصل امامت جست .والیت فقیه درحقیقت تداوم امامت در زمان غیبت معصومین(ع)است. امامت درلغت به مفهوم پیشوایی و رهبری آمده و دراصطالح ،ریاست همگانی وفراگیر برجامعه اسالمی درهمه اموردینی ودنیوی راشامل می شود. ازدیدگاه شیعه چنین ریاستی هنگامی مشروع خواهد بود که: ‏ -1از سوی حقتعالی باشد ‏ -2کسی که اصالتا دارای چنین مقامی بشود باید ازخطا دربیان احکام ومعارف دین ،معصوم باشد. ‏ -3ازگناه نیزمصونیت داشته باشد. ‏ امام معصوم همه مناصب پیامبر به جزنبوت را داراست وسخنان امام برای مردم دراین خصوص،حجت ودستورات او واجب االطاعه است. ضرورت وجود امام معصوم(ع) -1راه سعادت دنیا وآخرت رابه بشر بیاموزند -2به تربیت افراد مستعد بپردازندوآنان را تا آخرین مرحله کمال ممکن برسانند -3و درصورتی که شرایط اجتماعی مساعدباشد اجرای قوانین اجتماعی دین را برعهده گیرند. با توجه به خاتمیت دین اسالم وپیامبراکرم(ص) این دین به عنوان آخرین شریعت آسمانی باید پاسخگوی همه نیازهای بشر بوده وبقای آن تا آخرالزمان تضمین شده باشد. الزمه خاتمیت اسالم پاسخگویی به همه نیازهای بشروحفظ وبقای آن تا آخرالزمان است همچنین تفصیل احکام درقرآن نیامده وتعلیم آنها به عهده پیامبراکرم(ص) گذاشته شده که به عنوان حجت دیگری پس دین اسالم هنگامی می تواند پاسخگوی نیازهای مختلف انسانها تا پایان جهان باشد که درمتن دین راهی برای تامین مصالح ضروری جامعه یش بینی شده باشد ودین راز تهدید خرافات و تحریف حفظ کند واین نمی شود مگربا وجودجانشینی معصوم ومصون از خطابرای پیامبر. محورهای اصلی اهداف وبرنامه های پیامبر شامل مواردزیر می شود: -1لزوم حفظ شریعت وحجت قاطع در اختالفات -2نیاز جامعه به رهبران الهی برای اجرای قوانین الهی وکمال وسعادت انسان -3تفسیر وتبیین احکام ومعارف دین. لزوم حكومت اسالمی در دوران غيبت احكام اسالمى -اعم از قوانين اقتصادى ،سياسى و حقوقى -تا روز قيامت باقى و الزماالجرا است و هيچ يك از احكام الهى نسخ نشده و از بين نرفته است. سد طريق اختالل ،جز به استقرار حكومت حفظ نظام و ّ اسالمى در جامعه تحقق نمىپذيرد. حفظ مرزهاى كشور اسالمى از هجوم بيگانگان و جلوگيرى از تسلط تجاوزگران بر آن ،عق ً ال و شرع ًا واجب است .و تحقق اين امر نيز جز به تشكيل حكومت اسالمى ميسر نيست. اجراى قوانين و رعايت حدود شرعى تحقق نمىپذيرد مگر آن كه خداوند زمامدارى امين براى آنان بگمارد ،تا آنان را از تعدى از حدود و ارتكاب محرمات باز دارد .در غير اين صورت چه بسا افرادى باش5ند كه از لذت و منفعت شخصى خود به بهاى تباه شدن امور ديگران صرف نظر نكنند. ازاينرو خداوند سرپرستى براى مردم تعيين فرموده است تا ايشان را از فساد وت5باهى باز دارد و احكام و قوانين اسالمى را درميان آنان اقامه كند. 31 م ناصبرسول1- رسول خدا عالوه بر منصب رسالت و مرجع ديني ،داراي .واليت نيز بودند شيعه بر اين باور است كه حضرت پيامبر در دو مسئوليت اخير خويش ،جانشين دارد و اين تكاليف را بر عهده امامان معصوم گذاشته است .امامان معصوم همان كساني .هستند كه علم خود را وام دار كسب يا اجتهاد نيستند 32 وظايفع صر غ يبت2- مهمترين پرسش در دوران غيبت كبرا ،پس از تبيين علل غيبت ،تكليف واليت در اين عصر است .سواالتي كه :مطرح مي شوند ‏CبمCردCمانرا در اCيCن1- آCيا اCمامانمCعصوم و بCCه وCيژه CاCمام غCاي ، دوراCنبCCالتCCكليفرCها مCيكCنند؟ مCردCم اCيCنعCصر در تCCبيينو تCCفسير آCموزCه CهايدCيCنيو 2- رCهبريخCويCشبCCه چCه كCسيبCCايد رCجوع كCنند؟ 33 رورت صبجانشين3- ن ض متكلمان شيعي (چون شيخ مفيد و سيد مرتضي) بر اين باورند كه بر پيامبر (ص) نيز به مقتضاي حكمت واجب بوده است تا امر امت را بدون تكليف رها نكرده، جانشيني براي خود تعيين كند .بي شك چنين امري درباره آخرين امام شيعي مطرح مي شود كه پيش از .غيبت كبرا ،سفارش هايي را مطرح كند 34 رورت صبجانشين3- ن ض مي توان استدالل كرد كه رياست و سرپرستي جامعه ضروري است و گريزي از آن نيست .از سوي ديگر نمي :توان اين امر را به مردم واگذار كرد زيرا ‏Cتالفو مCنجر بCCه هرج و مCرج مCي1- مCنشأ نCCزاCع و اCخ ، .گCCردد اCتCصافجCانCشينصCCفاتCيالCزCم دارد 2- 35 رورت صبجانشين3- ن ض در تعيين امام معصوم صفاتي چون عصمت و اعلميت باعث مي شد كه انتخاب امام ،در وراي صالحيت انتخاب مردم قرار مي گيرد ،با اين حال در جانشين امام نيز ،به رغم عدم اشتراك عصمت ،الزم است حداقل شرايط عمومي .جانشينان اعالم گردد 36 رورت صبجانشين3- ن ض ماام به اين امر، هتتم را حاكي از اه سييره عملي غغييببت صغرا س ب نواب اربعه بوده است. بباا نص 37 ت اريخچه واليت4- با توجه به شواهد و قرائن تاريخي و حديثي ،مي توان پيشينه تاريخي واليت را در زمان پيامبر و امامان معصوم جستجو كرد. مسلمانان از همان صدر اسالم با دو مسئله اساسي روبرو بوده اند: -1غيبت پيامبر و عدم حضور ايشان در بسياري از شهرها -2نياز مبرم به احكام و دستورات اجتماعي و فردي چنين مسئله اي اقتضاء مي كرد كه پيامبر كساني را آموزش دهد و در شهرهاي مختلف متصدي امور مردم گرداند. 38 ت اريخچه واليت4- الف -واليت تا آغاز غيبت ائمه (ع) از نيمه دوم سده نخستين (امام باقر و امام صادق عليهم السالم) تا آغاز غيبت را بايد سالهاي بالندگي نظريه واليت دانست 6600 .كتاب حاصل فعاليت آكادميك چهارهزار شاگرد نخبه مكتب صادقين بود كه كتاب هاي .فقهي آنها به اصول چهارصد گانه معروف بودند 39 ت اريخچه واليت4- الف -واليت تا آغاز غيبت .در اين زمان طبقه فقيهان به صورت رسمي شكل گرفت :امام صادق درباره زراره فرمود (( ‏Cت )).اCگر زرارCه CنCCبود ،اCحادCيCثپCCدرCم از بCCينمCيرCفCت :آن حضرت درباره هشام فرمودند هر كCساز آCثار او پCCيروCيكCند ،از مCا پCCيروCيكCردCه CاCسCتو هر(( )).كCسبCCا او مCخاCCلفتكCند ،بCCا مCا مCخاCCلفتكCردCه CاCسCت 40 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت در اين دوران نقش عالمان ديني و سنت اجتهاد برجسته تر گرديد .در فرهنگ شيعي ،در غياب امامان ،مهمترين وظيفه ،يعني تفسير دين بر دوش عالمان و مجتهدان .گذارده شده است 41 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت در سالهاي غيبت صغرا ،نايبان خاص ،نقش سرپرستي و رهبري امت را زير نظر امام بر عهده داشتند .امام پس از .پايان نايب چهارم ،نايب ديگري معرفي نكردند 42 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت در پاسخ نامه اسحاق بن يعقوب كه از امام زمان (عج) پرسيده بود در زمان عدم دسترسي به شما ،تكليف ما چيست و به چه كسي بايد رجوع كنيم؟ امام عالمان دين را مرجع همة امور و حجت خود بر مردم معرفي .كردند 43 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت :شيخ مفيد مي فرمايد ‏CيCسCالم ،مCربوط بCCه حCاكCم(( اCقامCه حCدود و اCحCكام جCزاCي ا ‏CالمCيCسCتكCه از سCCويخCداوCند نCCصبمCيشCCود و آCنانهCمان اCس ا اCمامام مCعصوم از نCCسلپCCيامCبر هCستند و كCسانCيكCه اCئCمه ))..آCنانرا بCCه عCنواCناCمCير نCCصبكCنند 44 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت :شهيد اول محمد بن مكي (( ‏CيتCمام مCعصوم و نCCايCب اCجراCيحCدود و تCCعزيراCتدر صCCالح ا )).اوCسCت :شهيد ثاني زين الدين بن علي فCCقيه عCادCلاCمامCيمCذهبكCه هCمه شCCراCيCط فCCتوا را داCشCته(( ‏CويCمام مCعصوم اCسCت ‏Cب نCCمايCنده Cاز س Cا )).بCCاشد ،نCCاي و 45 ت اريخچه واليت4- ب -واليت در عصر غيبت مرحوم مال احمد نراقي در كتاب عوائدااليام اشاره كرده که :فقيه بر دو امر واليت دارد بCCر آCنCچه كCه پCCيامCبر و اCمام وCاليCتدارCند ،مCگر مCواردCيكCه 1- .بCCه اCجCماع و نCCصاز حCوزCه CوCاليCتفCCقيه خCارCج شCCود هر عCمليكCه بCCه دCيCنو دCنCيايمCردCم مCربوط بCCاشد و 2- .نCCاگزير بCCايد اCنCجام گCCيرد ،چCه ً عCقالو چCه عCادCتًا 46 -5واليت و دموكراسي جايگاه مردم در نظام واليي :امام خميني در صحيفة نور مي فرمايند ‏CكومCتيCسCتكCه او ً ‏Cال صCCددرCصد مCتكيبCCه(( ا ‏CالمCي ح ‏CكومCتس ، اC ح ‏CنCيCحCساسكCند آراCيمCلتبCCاشد؛ بCCه شCCيوه CاCيكCه فCCرد اCيرا ا ‏CتCCاطCع بCCا رأCيخCود و كCشور خCود را مCيسCCازد و چCوناCكCثري ق اCيCنمCلتمCسلماناCند ،پCCسبCCايد مCوازCيCنو قCواCعد اCسCالمCيدر )).هCمة زCمCينه ها رCعايCتشCCود 47 -5واليت و دموكراسي حكومت ديني و دموكراسي :نگاه و تقسيم بندي كلي واژه دموكراسي روCيCكرد ها و قCراCئCتهايCيكCه دCموكراCسCيرا نCCوعCيهدفو 1- ‏Cش مCردCم هر ‏Cي بCCه مCثابCه ارز ، ارزCشمCيداCنCند .در دCموكراCس ، قCCانونCيرا وCضCع كCنند ،مCعتبر و الCزCم اCCالجرا خCواCهد بCCود و .بCCايد مCحترم شCCناخCته شCCود 48 -5واليت و دموكراسي حكومت ديني و دموكراسي - 2دموكراسي به مثابه يك روش براي توزيع قدرت سياسي و ابزار سازگاري صوري براي تصميم گيري است. در این رویکرد دموكراسي تنها يك روش براي تصميم گيري در چارچوب قوانين و ارزش ها به شمار مي آيد که می تواند مورد پذیرش و عمل در جامعه اسالمی نیز قرار گیرد . 49 فصل دوم مشروعیت در نظام سیاسی  معنای واژه مشروعیت در مباحث سیاسی تقریب ًا مرادف قانونی بودن است . ‏ ما در دین اسالم و همچنین عق ً ال معتقد به این هستیم که حاکمیت مطلق از آن خداست برای این که ما آفریده او هستیم و کسی غیر از خداوند حق حاکمیت بر انسان را ندارد و عقل نیز این را قبول میکند. ‏ و لکن بعد میبینیم که خداوند این حق حاکمیت خود را تفویض کرده مثل حضرت داود و سلیمان و ...پیامبر خاتم یعنی حضرت محمد (صلی اهلل علیه و آله) میدهد که بر مردم حکومت کنند و بعد از پیامبر نیز چون باز ملت نیاز به رهبر و حکومت داشتند خداوند به پیامبر دستور داد که حضرت علی علیه السالم را به عنوان حاکم خداوند بر روی زمین انتخاب کند و حضرت نیز چنین کردند.  تا این که دوازدهمین امام معصوم ما غایب میشوند و عصر غیبت شروع میشود ‏ ائمه(ع) از طرف خداوند فقهای واجد الشرایط را حاکم بر مردم قرار داده5اند ‏ حاكمیت مطلق از آن خداوند متعال است و این اوست كه افرادی را برای مردم به عنوان حاكم ،انتخاب و نصب میكند و این نصب خداوند نیز به دو طریق انجام میگیرد. ‏ -1افرادی را به طور مستقیم و با نام به عنوان حاكم قرار میدهد مثل حضرت محمد (صلی اهلل علیه و آله) و حضرت علی (علیه السالم) و سایر ائمه كه به این نصب خاص میگویند. ‏ - 2اما افرادی را با داش5تن شرایط خاصی به عنوان حاكم انتخاب میكند كه به این نصب عام میگویند  در مورد والیت فقیه بحث این چنین است که مشروعیت ولی فقیه الهی است و انتخاب و انتصاب آن در اختیارات مردم نیست و از طریق نصب عام ،حق حاكمیت پیدا كرده است. ‏ مشروعیت از دیدگاه مذهب شیعه یعنی داشتن حق حاكمیت بر مردم از جانب خداوند (حقانیت) و یا این كه داشتن حق قانونی از جانب خداوند(قانونیت) .ما میبینیم كه علی علیه السالم 25سال خانهنشین شدهاند .آیا باید بگوییم كه حضرت علی (علیهالسالم) مشروعیت برای تشكیل حكومت نداشتند در حالی كه حضرت علی (علیه السالم) مشروعیت داشتند چون این مشروعیت را خداوند داده بود و ربطی به مردم نداشت ،بلكه ایشان مقبولیت نداشتند و زمانی هم كه مقبولیت پیدا كردند اقدام به تشكیل حكومت كردند . ‏ نتیجه این كه مشروعیت ولی فقیه یعنی این كه حقانیت و قانونیت ولی فقیه از جانب خداوند برای تشكیل حكومت و حاكم شدن است. نقش مردم چیست؟ نقش مردم ،فعلیت بخشیدن و یا عینیت بخشیدن به این مشروعیت الهی است . پس پیامبران،ائمه ،ولی فقیه ،این مشروعیت و این حاكمیت را دارند اما فقط زمانی اینها عینیت پیدا میكند كه مردم بخواهند به مشروعیت اینها عینیت و فعلیت ببخشند. ‏ ما در اسالم و قرآن دو نوع حكومت داریم. - 1حكومت بر حق (حكومت خدا) - 2حكومت طاغوت. حكومتی كه مشروعیت الهی نداش5ته باشد یعنی از جانب خدا برای تشكیل حكومت اجازه نداشته باشد و تشكیل حكومت بدهد حكومت طاغوت است امام خمینی (ره)فرموده اند« :اسالم والي5ت فقيه را واجب كرده است .اگر رئيس جمهور به نصب فقيه نباشد غيرمشروع است ،وقتي غيرمشروع شد طاغوت است، اطاعت از او اطاعت از طاغوت اس5ت ( ».صحیفه نورج،6 ص 118و )34 مشروعیت و مقبولیت ازدیدگاه اسالمى سؤال این است که آیا از دیدگاه اسالمى ،توافق ،پذیرش و مقبولیت مردمى ،در مشروعیت حکومت دخالت دارد و آیا مشروعیت و مقبولیت توأمان هستند؟ 5آیا مشروعیت در سایه ى مقبولیت تأمین مى گردد؟5 پاسخ این است که مالک مشروعیت و قانونى بودن حکومت از نظر اسالم رأى مردم نیست .ا ّما عدم دخالت رأى مردم در مشروعیت حکومت ،به معناى بى اعتنایى به رأى مردم ومشارکت عمومى هم نیست. از نظر اسالم حاکم باید مقبولیت مردمى داشته باشد وگرنه فاقد قدرت اجرایى است و نمى تواند احکام اسالمى را اجرا کند. بر این اساس ،پذیرش و 5رأى مردم شرط الزم و نه کافى براى تحقق حکومت است. بدین ترتیب در بینش و رو5یکرد اسالمى ،عالوه بر آنچه در همه ى نظام هاى انسانى و عقالنى براى شکل گیرى حکومت الزم شمرده شده است ،معیار و مالک دیگرى نیز الزم است و آن مشروعیت حکومت به اذن خداوند است; و پذیرش و رأى مردم شرط تحقق حکومت است. مبانى مشروعیت در نظام هاى غیر اسالمى .1نظریه ى قرارداد اجتماعى مهم ترین نظریه پر5دازان این دیدگاه ،ه5ابز ،الک و روسو .2نظریه ى عدالت و ارزش هاى اخالقى افالطون و ارسطو .3نظریه ى زور و غلبه سوفسطائیان ،گرسیوس و هابز از طرف داران این نظریه اند .4نظریه ى ماکس وبر (مشروعیت سنتى ،عقالنى ،کاریزمایى). ارزیابى نظریه ى قرارداد اجتماعى اوالً :از لحاظ تاریخى و واقع ّیت هاى عینى ،چنین نظریه اى خالف واقع است .شهروندان هیچ گاه در قراردادى شرکت نکرده اند; قرار داد یا عقد ،امرى اختیارى و آگاهانه است; قرار غیرآگاهانه و بدون اختیار ،به واقع قرار داد نیست. ثانی ًا :اگر اکثریت جامعه خواستار حکومتى بودند تکلیف اقلیتى که چنین حکومتى را نمى خواهند چه مى شود؟ چرا این اقلیت ملزم به اطاعت از اوامر حکومت باشند؟ این اشکال بسیار جدى است و در برابر دموکراسى به معناى حکومت اکثریت بسیار منطقى جلوه مى کند. ارزیابى نظریه ى عدالت یا ارزش هاى اخالقى اوالً ،عدالت و ارزش هاى اخالقى از دیدگاه مکاتب مختلف، متفاوت است و این نظریه پاسخ این سؤال را که حاکم بر اساس چه معیار و مجوزى اعمال حاکمیت مى کند، نمى دهد. مشروعیت دستورها و اوامر حکومت ِ ثانی ًا :طبق این نظریه، توجیه شده است ،ولى نسبت به دلیل اعتبار حاکم و یا گروه حاکم سخنى گفته نشده است; چرا که عادالنه بودن فرمان ،توجیه گر حکومت شخص یا گروه خاصى نیست. ارزیابى نظریه ى زور و غلبه این نوع حکومت در نزد عقل و وجدان محکوم است و به هیچ وجه ضرورت اطاعت را ایجاب نمى کند; عالوه بر این ،دولت استبدادى ،فاقد پایگاه اجتماعى و مشروعیت سیاسى است; لذا زور و غلبه نمى تواند مالک مشروعیت باشد. نظریه ى ماکس وبر (مشروعیت سنتى ،عقالنى و کاریزمایى) مشروعیت سنتى : مشروعیتى که متکى بر اعتقاد گسترده به س ّنت ها و بر نیاز به اطاعت از رهبرانى باشد که طبق س ّنت ها اعمال اقتدار مى کنند .مشروعیت سنتى مبتنى بر تقدس و احترام س ّنت هایى است که از قدیم معتبر بوده اند و وراثت ،شیخوخیت، اب ّوت ،خون ،نژاد و نخبه گرایى از آن جمله است .به اعتقاد ماکس وبر این نوع مشروعیت ،کهن ترین نوع مشروعیت است. مشروعیت عقالنى ( :قانونى ) ‏ به این باور متکى است که قدرت بنابه قانون واگذار شده است و حق فرمان روایى از قواعد تأسیس جامعه برآمده است .آنچه به طور قانونى انجام یافته مشروع دانسته مى شود. مشروعیت کاریزمایى : ‏ مشروعیت مبتنى بر هواخواهى از تقدس ویژه و استثنایى یا خصلت قابل ستایش یک شخص است ،مجموعه اى از صفات و کشش هاى خارق العاده که دیگران را به فرمان بردارى وا مى دارد ارزیابى نظریه ى ماکس وبر مشروعیت سنتى عبارت است از :مشروعیتى که متکى بر اعتقاد گسترده به س ّنت ها و بر نیاز به اطاعت از رهبرانى باشد که طبق س ّنت ها اعمال اقتدار مى کنند. مشروعیت عقالنى ـ قانونى به این باور متکى است که قدرت بنابه قانون واگذار شده است و حق فرمان روایى از قواعد تأسیس جامعه برآمده است .به اعتقاد ماکس وبر رایج ترین شکل مشروعیت همین نوع است و تنها شکل حکومت عقالیى ـ قانونى ،حکومت لیبرال است که در آن ،انسان و خواست هاى او محور و معیار همه چیز در نظر گرفته مى شود. کاریزما در لغت یعنی :عطیه الهی که منشأ کلیسایی دارد. در اصطالح یعنی :صفات فوق العاده در یک شخص(واقعی یا ادعایی) که نقطه مقابل عقالنی شدن است و با کردار ضابطه مند بیگانه است. (ماکس وبر -اقتصاد و جامعه -ترجمه عباس منوچهری -انتشارات موسی چاپ اول – -1374ص )397 مشروعیت کاریزمایى ،مشروعیت مبتنى بر هواخواهى از تقدس ویژه و استثنایى یا خصلت قابل ستایش یک ش5خص است ،مجموعه اى از صفات و کشش هاى خارق العاده که دیگران را به فرمان بردارى وا مى دارد. آنچه در ارزیابى این نظریه مى توان گفت این است که اوالً :ممکن است جامعه اى به طور کامل در قالب یکى از انواع مذکور نگنجد . ثانی ًا :منشأ مشروعیت سنتى و اعتبار سّ 5نت چیست؟ اگر خواست و رضایت مردم باشد ،اشکال نظریه ى قرارداد اجتماعى بر این نظریه وارد مى شود و اگر مالک مشروعیت سنتى،ت5طابق س ّنت با عدالت یا ارزش هاى اخالقى باشد ،اشکال نظریه ى عدالت یا ارزش هاى اخالقى بر این نظریه وارد مى شود; هم چنین مشروعیت عقالنى ـ قانونى چیزى جز نظریه ى قرارداد اجتماعى نیست. در مشروعیت کاریزمایى نیز« ،خصوصیات و ویژگى هایى که سبب مشروعیت شخص حاکم مى شوند منضبط و قانونمند نیست ،به طورى که در تاریخ معاصر ،هیتلر، موس5ولینى ،جمال عبدالناصر ،گاندى و ...از مصادیق این الگوى مشروعیت شمرده شده اند». تفاوت مشروعیت سیاسى در اندیشه ى سیاسى اسالم و غرب درجوامع غیر دینى غرب ،سه واژه مشروعیت ،قانونیت و مقبولیت ،مفهوم واحد داشته نظریه اى که معتقد است مردم قدرت را به دستگاه حکومتى و رئیس حکومت مى بخشند و فقط قدرتى که از مسیر اراده و خواست عمومى مردم به فرد واگذار شود مشروعیت دارد ا ّما در نظام سیاسى اسالم ،مشروعیت غیر از مقبولیت است و مفهومى عمیق تر و جایگاهى بلندتر از مفهوم مقبولیت دارد .مشروعیت در بینش اسالمى ریشه در اعتقادات و معارف اسالمى دارد. بنابراین تنها منبع و سرچشمه ى حکومت در دیدگاه اسالمى ،الهى بوده و از والیت تشریعى الهى سرچشمه مى گیرد و هیچ گونه والیتى جز با انتصاب و اذن الهى مشروعیت نمى یابد هر چند همراه با مقبولیت باشد. اكثريت و مشروعيت رأي اكثريت در مكتب انبيا و به ويژه اسالم و تش ّيع ،مبنا و منشأ مشروعيت قرار نگرفته اس5ت. بلكه در مقابل با توجه به عملكرد بد اكثريت در بسياري از ادوار تاري5خ بشر ،به ويژه در نهضت انبيا و پيشينه ناپسند آن است كه در بسياري از آيات قرآن ،از آراي اكثريت ،كه به دور از هوشمندي و خردورزي بوده ،به شدت نكوهش شده اس5ت. ( بنابراين ،اكثريت از آن جهت كه اكثريت است (يعني از حيث تعداد) ،در اندي5شه سياسي اس5الم نمي تواند مالكي براي تعيين حقانيت حاكم يا نوع حكومت باشد; چرا كه حقّانيت تابع معيارهاي خاص خود يعني عقل و نقل است. فصل سوم اد ّله اثبات واليت فقيه داليل براى اثبات واليت فقيه الف -دالیل عقلی ب -دالیل نقلی دالیل عقلی -1 جامعیت وجاودانگی اسالم وحاکمیت صالحان ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ این دليل از مقدمات زیر تشكيل مى‌شود: دین اسالم جامع وجاودانه است وبرای همه جهانیان آمده است. وضع وجعل قانون به تنهایی کافی نیست.عمل به بخش عمده ایازقوانین اسالم چون حدود،احکام مالی،دفاعی،جنگ ،احکام جزایی وقضایی،سیاسی واجتماعی درهمه زمان ها ومکان ها ،درسایه حکومت ونظام اجرایی میسراست. به حکم عقل ،مجری حکومت باید آگاه به قوانین وملتزم به رعایتوظایف دینی وقانونی باشد. پس ازمعصومین(ع)درعصرغیبت که امکان دسترسی به رهبرمعصوم وجودندارد ،باید افرادی که ازجهت علم به قوانین الهی،تقوا،عدالت والتزام عملی به قوانین ،شبیه ترین مردم به معصومین(ع) باشندعهده دار حکومت شوند که مصداق بارز آن فقیه است. -2والیت فقیه ،مقتضای لطف وحکمت الهی ‏ حکومت صالح دررشد وهدایت معنوی جامعه وریشه کنی فساد نقش مهمیدارد. ‏ لطف وحکمت الهی اقتضا می کند که آنچه درایجاد زمینه رشدجامعه وطردعوامل فساد وگمراهی مؤثراست درهمه زمانها دراختیاربشرقرارگیرد ‏ حكمت الهي ،تعيين پيامبر اكرم ـ ص ّلي اهلل عليه و آله وس ّلم ـ و امامانمعصوم را از سوي خداوند به عنوان رهبر براي تبيين ،تأمين و تضمين قوانين الهي ،ايجاب نموده است. ‏ در عصر طوالني غيبت و عدم دسترسي به معصوم نيز تعيين نزديك ترينافراد به معصوم (در دو خصيصه مهم علم و عمل ) به عنوان نايب و جانشين آنان ,بر اساس حكمت الهي ضروري مي باشد - .فقيهان شايسته وارسته، نزديك ترين افراد به معصوم مي باشند. پس رهبري فقيهان جامع شرايط به مقتضاي حكمت الهي در عصر غيبت ثابت است. ‏ -3والیت فقیه مرتبه نازله حکومت معصوم(ع) ‏ الف ـ براى تأمين مصالح فردى و اجتماعى بشر و جلوگيرى از هرج و مرج و فساد و اختالل ،وجود حكومت در جامعه ضرورى و الزم اس5ت. ‏ ب ـ حكومت ايده آل و عالى ترين و مطلوب ترين شكل آن ،حكومتى است كه امام معصوم(عليه السالم) در رأس آن باشد و جامعه را اداره كند. ‏ ج ـ هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت الزم و ميسر نباشد به حکم ضرورى در ّ حد مطلوب و ايده آل آن ّ حد مطلوب را تأمين كرد. عقل بايد نزديك ترين مرتبه به ّ  د ـ اقربيت و نزديكى يك حكومت به حكومت معصوم(عليه السالم) در سه امر اصلى متبلور مى‌شود: ‏ يكى علم به احكام و قوانین اسالم (فقاهت) ‏ د ّوم شايستگى روحى و اخالقى به گونه‌اى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميع‌ها قرار نگيرد (تقوا وعدالت) ‏ س ّوم كارآيى در مقام مديريت جامعه (تدبیرودرایت- كفايت) -4والیت فقیه ،الزمه اجرای احكام اجتماعى اسالم ‏ الف ـ واليت بر اموال و اعراض(حیثیت وآبرو) و نفوس مردم ،از شئون ربوبيت الهى است و تنها با نصب و اذن خداى متعال مشروعيت مى‌يابد. ‏ ب ـ اين قدرت قانونى و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم ،از جانب خداى متعال به پيامبر اكرم(صلى اهلل عليه وآله) وامامان معصوم(عليهم السالم) داده شده است. ‏ ج ـ در زمانى كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم‌اند يا بايد خداوند متعال از اجراى احكام اجتماعى اسالم صرف نظر كرده باشد يا اجازه اجراى آن را به كسى كه اصلح از ديگران است داده باشد. به عبارت دیگردر عصرغیبت ،دوراه وجود دارد: -1تعطیل احکام وانصراف ازاجرای قوانین اسالم. -2واگذاری مسئولیت اجرای قوانین اسالم به فردی نازل ترازمعصوم وباالتر ازدیگران. ‏ د ـ ا ّما اين كه خداوند در زمان عدم دسترسى جامعه به رهبر معصوم ،از اجراى احكام اجتماعى اسالم صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح و نقض غرض و خالف حكمت است؛ ‏ ه ــ فقيه جامع الشرايط ،يعنى فقيهى كه از دو ويژگى تقوا و كارآيى در مقام مديريت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صالحيتش از ديگران براى اين امر بيش تر است. -5والیت فقیه ،پاسخ به نـيـازمـنـديـهاى قانون نـيـازمـنـديـهاى قانون سه چیزاست: نـيـازقانون به تفسير: خداى متعال براى اداره جامعه احكامى را نازل فـرمـوده كـه در بسيارى از موارد نيازبه شخصى دارد كه آنها را تفسير و تبيين كند همانطور كه تـمام قوانين دنياچنين اند نـيـازقانون به تطبيق: براى تطبيق احكام وقوانین بر مصاديق و موارد آنها نيز گاه ابهاماتى وجود دارد ; يعنى اينكه آيـا فالن حادثه خاص ،مصداقى از اين قانون خاص است يامصداقى از قانون ديگر. نـيـازقانون به اجرا ومجری: هـر قـانـونـى نياز به مجرى دارد ،مجری ای که قانون را به صورت دقیق وکامل اجراکند. ‏ شـايسته ترين مجرى كسى اسـت كه در هر سه مورد ،ايده آل باشد ; چنين خصوصيتى ( عصمت ) نام دارد و معصوم اولوي5ت دارد .اما در زمان غيبت کسى بايد در راس قدرت باشد كه از هر جهت به امام معصوم شـبـيه تر است ودرتفسير – تطبيق و اجرای قانون ،شایستگی وتوانایی بیشتری دارد. -6بطالن فرض عدم نصب فقیه عادل .1انسان ها یك سلسله نیازهای اجتماعی دارند كه تصدی آن ها وظیفه سیاستمداران جامعه می باشد. .2اسالم به شدت به امور س5یاسی و اجتماعی اهتمام ورزیده ،احكام فراوانی در این زمینه تشریع نموده و اجرای آن را به سیاستمدار مسلمانان تفویض كرده است. .3سیاستمدار مسلمانان پیامبر اكرم ـ ص ّلی اهلل علیه و آله وس ّلم ـ و جانشینان آن حضرت(امامان معصوم) بوده اند. .4امامان معصوم كه شیعیان خویش را از رجوع به طاغوت ها و قضات جور نهی نموده اند ،بی تردید فرد یا افردی را به عنوان مرجع در امور سیاسی و اجتماعی كه در همه زمان ها و مكان ها مورد ابتالی مردم است نصب و تعیین نموده اند. .5نصب مرجع در امور سیاسی و اجتماع ،متعین در فقیه جامع شرایط است .زیرا هیچ كس قائل به نصب غیر فقیه نشده است؛ به تعبیر دیگر ،امر دایر است بین عدم نصب و نصب فقیه عادل ،و چون بطالن فرض عدم نصب روشن است،نصب فقیه ،قطعی خواهد بود. -7دليلی عقلي ازامام خميني (ره) بر واليت فقيه - 1جاودانگي اسالم : منظور از جاودانگي اسالم ,پايدار ماندن نام دين نيست .بلكه حضور دين در سه سطح انديشه ،بيان و عمل است .كه بدون تشكيل حكومت نمي توان به همه اهداف اسالمي نايل شد ،به روشني ضرورت تشكيل حكومت ثابت مي شود. -2جامع بودن شريعت : جامع بودن اسالم كه به معناي توجه دين به همه زواياي وجود و نيازهاي مادي و معنوي بشر است ،اقتضا مي كند حكومتي براساس اسالم شكل گيرد. - 3ماهيت قوانين اسالم :امام ـ ره ـ يكي از داليل ضرورت تشكيل حكومت را ماهيت قوانين اسالم مي داند و مي فرمايد. : اجراي قانون الهي به دست كسي مي تواندانجام گيرد كه ويژگي هایی را داشته باشد که ولي فقيه ،آنها را دارا است .چون او كسي است كه با اجتهاد خود حكم الهي را ازمنابع موجود استخراج مي كند -8دليل عقلي صاحب جواهر(ره) بر واليت فقيه ‏ شيخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر متوفای 1266ه.ق که از فقهاي بزرگ اسالم بودند دليل عقلي بر واليت فقيه را با بياني ذکر مقدمه تشکیل می شود. ‌ ميکند که از چند ّ ‏ ا ّول آنکه شيعيان در عصر غيبت امرشان به هرج و مرج واگذار نشده است ،جامعه بايد نظم داشته باشد و چنين نباشد که زورمندان بر جامعه غلبه يابند. ‏ ثانی ًا عالوه بر آن که نظام بايد الهي باشد ،بایستی مبتني بر قسط و عدل جامعهاي منظم باشد ،اما نظم آن بر اساس ‌ نيز باشد؛ چرا که ممکن است کفر مستقر گردد. ‏ سوم آنکه قانون الهي را بايد قانون شناس که خود به قانون عمل مي‌کند ميتواند باشد. اهلبيت ‌ اجرا کند و چنين کسي فقط فقيه ‌ -9دليل عقلي آيت‌اهلل بروجردي (ره) بر واليت فقيه ‏ الف) رهبر و قائد جامعه ،عهده‌دار رفع نيازهايي است که حفظ نطام اجتماع متوقف بر آن است. ‏ ب) اسالم اين نيازهاي عمومي را مورد توجه قرار داده و احکامي در اين خصوص تشريع کرده و اجراي آنها را از والي و حاکم مسلمين خواسته است. ‏ ج) قائد مسلمين در صدر اسالم پيامبراکرم (ص) بود و پس از وي مرجع و قائد حقيقي امت ،ائمه اطهار(ع) هستند و به اعتقاد شيعه، سياست و تدبير امور جامعه از وظايف آنها بوده است.  د) مسائل سياسي و تدبير امور جامعه مختص به آن زمان نبوده و از مسائل مورد ابتالي مسلمين در همه‌ي زمانها و مکان‌هاست و در زمان حضور ائمه که به علت پراکندگي شيعيان دسترسي آنان به حضرات ائمه به سهولت امکان‌پذير نبوده،ي5قين داريم که آنها کساني را به تدبير اين گونه امور منصوب کردند ،تا امور شيعيان مختل نشود. ‏ هـ) با توجه به لزوم نصب از طرف ائمه و به ناچار فقيه عادل براي احراز اين مقام متعين است؛ زيرا هيچ کس معتقد به نصب غير فقيه به اين سمت نيست. -10دليل عقلي آيت اهلل جوادي آملي بر واليت فقيه ‏ الف) نياز جامعه بشري به دين الهي مطلبي ضروري است و اختصاص به عصر حضور ندارد. ‏ ب) احکام سياسي اجتماعي اسالم همانند احکام عبادي آن براي ابد مصون از گزند و زوال است و لذا براي هميشه الزم‌االجرا است. ‏ ج) لزوم احيا و اجراي احکام سياسي اجتماعي اسالم ايجاب مي‌کند تا کسي عهده‌دار اجراي آنها باشد که اسالم‌شناس و متخصص و در عين حال عادل و وارسته و فقيه جامع‌الشرايط باشد. ب -دالیل نقلی ‏ در ميان ادله نقلى به آیات و روايات بسيارى براى اثبات واليت فقيه تمسك شده است .در اينجا به برخى ازآنها اشاره مىنماييم: ‏ ‏ .1اثبات واليت فقيه از طريق قرآن ‏ قرآن كريم كه روشن گر راه هدايت است برخي از امور را خود به طور مستقيم و بدون واسطه بيان كرده است مانند كليات بسياري از احكام و برخي از امور را به طور غير مستقيم و باواسطه پيامبران بيان كرده است ولي خودش به اين واسطه تصريح كرده است . ‏ قرآن كريم تبيين هدايت خود را بر عهده پيامبر مي گذارد اثبات واليت فقيه از طريق قرآن : -1 اصل حكومت و واليت در اسالم. -2اطالق(مطلق بودن)واليت. -3شرايط چهارگانه حاكم : اسالم و ايمان ،عدالت ،آگاهي به اسالم ( فقاهت ) ،كفايت. مساله اول ،اصل حكومت در اسالم : ‏ لزوم حكومت درهر جامعه اي از بديهيات است و نيازي به دليل ندارد ( ( النبي اولي بالمومنين من انفسهم ) ) ( احزاب آيه ) 6پيامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است. پس اگر تصميمي درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم الزم است ( ( و ماكان لمومن و ال مومنه اذا قضي اهلل و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم ) ) ( احزاب آيه ) 36هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارند هنگامي كه خدا و پيامبرش مطلبي را حکم کنند والزم بدانند، اختياري از خود دربرابر خدا داشته باشند. ‏ و مجموع آياتي كه امر به اطاعت از پيامبركرده است( آل عمران آيه 32و) 132 ( مائده آيه () 92انفال آيه ( ) 20نور آيه 54و ( ) 56محمد آيه ( ) 33مجادله آيه ( ) 13تغابن آيه ) 12  مساله دوم اطالق واليت : آياتي كه در مساله قبل ذكرشد هيچ يك اطاعت از پيامبر و اولوااالمر را مقيد به مورد خاص يا موضوع خاص نكرده است و آن را به صورت مطلق بيان فرموده است .در آيه دوم ،اطاعت هرحكمي كه خدا و رسول كردند بر مردم الزم شمرده شده است . در آياتي كه امربه اطاعت از پيامبر و اولوااالمر شده است نيز هيچ قيدي براي آن ذكر نشده است پس از اين آيات اطالق در واليت ثابت مي شود .از آن جا كه حكومت درجامعه اسالمي از ضروريات است و اختصاص به زمان رسول اهلل يا زمان حضورمعصوم ندارد از اين آيات مي توان اطالق واليت را براي حاكم اسالمي در هردوره اي ثابت كرد . ‏ مساله سوم ،شرايط حاكم و ولي : شرط اول اسالم و ايمان. خداوند مي فرمايد ( ( :لن يجعل اهلل للكافرين علي المومنين سبيال"؛ خداوند هرگزكافران را بر مومنان سلطه نمي دهد )) ، ( نساء آيه ) 141 ‏ ‏ ‏ ‏  شرط دوم .عدالت عدل در م5قابل ظلم است ( ( .والتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار؛ به ستم پيشگان گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شماخواهد رسيد ) ) ( ،هود آيه.) 113 ‏ شرط سوم فقاهت . ِد َي إِالَّ أَن يُ ْه َدى َف َما ( (أَ َف َمن يَ ْهدِ ي إِلَى ال ْ َح ِّ ق أَ َح ُّ ق أَن يُ َّت َب َع أَ َّم5ن الَّ يَه ِّ ل َكُ ْم َك ْي َ ون ) ) ( يونس ،آيه . ) 35 ف تَ ْحكُ ُم َ ‏ شرط چهارم كفايت : يعني توانايي وشايستگي دراداره امور جامعه كه از آن به مدير و مدبر بودن نيز تعبير ميشود. حضرت يوسف فرمود ( ( :قال اجعلني علي خزاين االرض اني حفيظ عليم ؛ گفت مرا برخزاين اين سرزمين بگمار كه من نگهبان امين و كاردانم ) ) ( ،يوسف ،آيه .) 55 ‏ ‏ ‏ ‏  .2مقبوله عمر بن حنظه از حضرت امام صادق (ع): مقبوله عمر بن حنظله در طول تاريخ مورد استناد فقهاي شيعه بوده است؛ ‏ مرحوم كليني به سند از عمر بن حنظله روايت ميكند كه« :از امام صادق(ع) پرسيدم :درباره دو نفر از ما (شيعيان) كه در باب «دين» و «ميراث» نزاعي دارند ،آن گاه به نزد سلطان يا قاضيان (قضات حكومتهاي جور)جهت حل آن ميروند .آيا اين عمل جايز است؟ حضرت فرمود :هر كس در موارد حق يا باطل به آنها مراجعه كند، در واقع به سوي طاغوت رفته و از طاغوت مطالبه قضاوت كرده است؛ ‏ آنگاه عمر بن حنظله ميپرسد :پس در اين صورت چه بايد كنند؟ امام(ع) فرمود: ‏  بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت ميكنند و در حالل و حرام ما به دقت مينگرند و احكام ما را به خوبي باز ميشناسند (عالم عادل) مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند .من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم .پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود ،حكم خدا كوچك شمرده شده و ما را رد کرده ،و آن كه ما را رد كند ،خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است». ‏ نتيجه استدالل اين است كه فقهاي جامع الشرايط عالوه بر منصبهاي واليت در افتاء ،اجراي حدود ،اختيارات قضايي ،نظارت بر حكوم5ت و امور حسبيه ،در مسائل سياسي و اجتماعي نيز واليت دارند و اين م5ناصب و اختيارات ،از اطالق ادله واليت فقيه استفاده ميگردد. ‏ بديهي است امام(ع) شخص معيني را به حاكميت منصوب نكرده است بلكه به صورت عام تعيين نموده است .اطاعت از حاكمي كه به نصب عام از جانب معصوم(ع) نصب شده ،واجب است و عدم پذيرش حكم وي به مثابه عدم پذيرش حكم معصوم(ع) ميباشد.  .3روايت اميرالمؤمنين از پيامبر اكرم (ص): ‏ اللهم ارحم خلفائى قيل يا رسول اهلل و من خلفاؤك؟ قال الذين يأتون من بعدى يروون حديثى و سنتى. (وسائل الشيعه ،ج ،18باب ،8ص ،65ح )50 رسول خدا (ص) فرمود :خدايا ،جانشينان مرا رحمت فرست ،پرسيدند: يا رسول اهلل ،جانشينان شما كيانند؟ فرمود :آنها كه بعد از من مىآيند و حديث و سنت مرا نقل مىكنند. ‏ ‏ ‏ ‏ مفهوم خالفت ،در بين مسلمين ،امر روشن و شناخته شدهاى بوده است و جانشينى پيامبر ،عهده دارى همه مسئوليتهاى سياسى و حكومتى آن حضرت است. ‏ درزمان غیبت معصومین ،حديث و سنت پیامبررا نقل مىكنند)جانشين پيامبرند و واليتى كه آن حضرت در زمينه حكومت داشته است ،بجز آنچه از خصايص پيامبر (ص) بوده ،براى فقها نيز ثابت مىباشد. ‏  در عصر غيبت ،تنها فقها تبلور شخصيت پيامبر اكرم (ص) هستند و عهده دار شئوون جامعه مىباشند. ‏ نبى اكرم (ص) سه مقام و منصب عمده را دارا بودند: ‏ يكم ،تبليغ آيات الهى و ابالغ احكام و راهنمايى مردم. ‏ دوم ،داورى و قضاوت بين مردم و رفع خصومت. ‏ س5وم ،زمامدارى جامعه اس5المى.  .4توقيع مبارك حضرت ولى عصر (ع): و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة اهلل علیهم ( وسائلالشيعه ،ج ،18باب ،11ص ،101ح )8 ‏ امام زمان (عج) در پاسخ اسحاق بن يعقوب ،به خط مباركشان چنين فرمودند «:در رخدادهايى كه اتفاق مىافتد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ،زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم». مراد از حوادث واقعه در حديث ،احكام نيست ،بلكه حوادث و پيشامدهاى اجتماعى است كه براى مردم اتفاق مىافتد و مربوط به مصالح عمومى جامعه است. ‏ حجت از سوى ديگر ،اينكه فقها حجت بر مردم هستند ،منظورّ ، بودنشان در همه شئون جامعه است و با وجود آنان ،براى اداره امور جامعه و قضاوت ،نمىتوان به ديگران مراجعه كرد. ‏ ‏  .5حديث امام صادق (ع) از رسول اهلل (ص): ‏ ان العلماء ورثة االنبياء( .وسائل الشیعه ،ج ،18باب هشتم ) همانا علما وارثان پيامبران هستند. ‏ بر اساس اين حديث آن چه انبيا در شئون اجتماعى داشتهاند به علماى دين منتقل شده است و تنها علمایند كه وارث آنانند و شئون اجتماعى انبيا نيز همان سه مورد فتوا ،قضاوت و زمامدارى و اداره جامعه است. ‏ -6روايت امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص): ‏ الفقهاء اُمناء ال ُر ُسل... فقها امانتداران پيامبران هستند. ‏ ‏ (اصول كافي ،ج ،1ص .)46  -7روايت رسول اكرم(ص): ‏ (جامع االخبار). «علماء امتي كساير انبياء قبلي»، علمای امت من مانند پيامبران پیش ازمن هستند. ‏ -8روايت امام حسين(ع) از حضرت امير(ع): ‏ «مجاري االمور واالحكام علي اَيدي العلماء باهّلل األُمناء علي حالله و حرامه»، (مستدرك وسائل الشيعه ،باب 11از ابواب صفات قاضي ،ح )16 ‏ مجاری امور واحکام به دست علمای ربانی وامانتداران حالل وحرام الهی است. ‏ ‏ فصل چهارم واليت مطلقه فقيه مفهوم مطلقه درواليت فقیه ‏ كلمه «مطلق» يا «مطلقه» در لغت به معناي آزاد و رها است؛ ليكن موارد استعمال آن متفاوت است .به عبارت ديگر گاهي «مطلق»( )Absoluteدر برابر «نسبي»( )Relativeبه كار ميرود و گاهي در برابر«مشروط»(.)Conditioned ‏ استعمال نخست صرفا در علوم حقيقي است ،ولي استعمال دوم هم در علوم حقيقي و هم در علوم اعتباري (مانند علوم سياسي) جريان دارد. ‏ به عبارت ديگر هر كجا كه اين واژه به كار ميرود ،بايد به دقت در نظر داشت كه مراد از آن اطالق در برابر كدامين ق5يد ميباشد؛ مث ً ال «مطلقه»( )Absolutistدر نظامهاي سياسي غالبا به رژيمهاي فاق5د قانون اساسي( )Constitutionاطالق ميشود؛ ولي در نظام واليت فقيه به گونه5 ديگري استعمال ميشود. ‏ كلمه مطلقه در دو اصطالح متفاوت كاربرد دارد :يكي در اصطالح حقوق اساسي و ديگري دراصطالح فقهي. مفهوم مطلقه در حقوق اساسي ‏ مراد ازمطلقه در حقوق اساسي ،وصفي براي حكومت هاي خود كامه است كه خود را فراتراز هر قانون و قاعده اي مي خواهند و حاكم، خود را در چارچوبي به نام قانون ،محصور و مقيد نمي داند ‏ در اصطالح علم حقوق و سياست ،حكومت مطلقه در بسياري از موارد به معناي حكومت استبدادي به كار مي رود .يعني حكومتي كه پايبند به اصول قانوني نبوده ،هر زمان كه بخواهد به حقوق اتباع خود تجاوز مي نمايد.  حضرت امام خمینی(ره) در اين خصوص مي فرمايد« :اسالم بنيانگذار حكومتي است كه در آن نه شيوه استبداد حاكم است كه آراء و تمايالت نفساني يك تن را بر سراسر جامعه تحميل كند و نه شيوه مشروطه و جمهوري كه متكي بر قوانيني باشد كه گروهي از افراد جامعه براي تمامي آن وضع مي كنند .بلكه حكومت اسالمي نظامي است ملهم و منبعث از وحي الهي كه در تمام زمينه ها از قانون الهي مدد مي گيرد و هيچ يك از زمام5داران و سرپرستان امور جامعه را حق استبداد راي نيست. ‏ منظور از واليت مطلقه ،هرگز م5طلقه به معناي استبدادي و رها از هر گونه ضابطه و معيار نيست كه اگر چنين معنايي براي واليت فقه تصور شود ،با شرط عدالت در واليت فقيه سازگار نيست. ‏ اساسا چنين معنايي با اساس حكومت در اسالم كه به معناي حكومت دين و قانون اسالم است سازگار نبوده حتي پيامبر و ام5امان معصوم نيز از چنين واليت و توسعه اختياراتي برخوردار نيستند. ‏ قرآن كريم حتي براي پيامبر اسالم چنين حقي قائل نيست كه بر طبق ميل خود و هرگونه كه خواست عمل كند و شاهرگ چنين پيامبری را نيز قطع خواهد كرد مفهوم مطلقه در فقه و كالم اسالمي ‏ از نظر كالمي و از ديدگاه نظريه مشروعيت الهي ،چون در عصر غيبت، ولي فقيه ،جانشين پيامبر و ائمه (ع) و امام عصر ـ عجل اهلل تعالي و فرجه الشريف ـ محسوب مي شود لذا همه اختيارات حكومتي كه رسول اكرم ـ ص ّلي اهلل عليه و آله و س ّلم ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السالم ـ از آن برخوردار بوده و هم اكنون امام زمان ـ عجل اهلل تعالي و فرجه الشريف ـ نيز از آن برخوردارند ،فقيه واجد شرايط نيز صاحب آن اختيارات است. ‏ از نظر فقهي نيز رواياتي كه در مورد واليت فقيهان به آن ها استناد شده است ،قيدي براي اين واليت و جانشيني نياورده اند و در لسان ادله ،اطالق واليت و اختيارات استفاده مي شود.  بنا بر اين در حوزه فقه و كالم اسالمي ،مراد از واليت مطلقه ،اختيارات و مسئوليت هاي فراگير فقیه در چارچوب مصالح اسالم و مسلمين است ،به اين معنا كه فقيه در تأمين مصالح عاليه اسالم و جامعه اسالمي مبسوط اليد است و مقيد به قيودي كه او را از تأمين مصالحي كه بايد تأمين شود باز دارد ،نيست .همان اختياراتي كه معصوم ـ عليه السالم ـ داشت و بر اساس آن جامعه اسالمي را به سمت مصالح عمومي جامعه اسالمي و اهداف حكومت اسالمي رهنمون مي ساخت. ‏ حضرت امام خميني ـ قدس سره ـ در بحث واليت فقيه تصريح مي كند كه منظور از واليت فقها در عصر غيبت ،تمامي اختيارات پيامبر اكرم ـ ص ّلي اهلل عليه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار (ع) كه به حكومت و سياست بر مي گردد براي فقیه عادل نيز ثابت است. ‏ در يك كالم ،مراد از واليت مطلقه فقيه اين است كه ولي فقيه در تأمين مصالح الزم االستيفاي جامعه اسالمي كام ً ال مبسوط اليد بوده هيچ امري نمي تواند وي را از اين مهم منع نمايد. واليت مطلقه و رفع تزاحم احکام ‏ مقصود از «واليت مطلقه فقيه» اين است كه اگر «مصالح اهم اجتماعي» مسلمانان با يكي از احكام اوليه شرعي -كه از نظر اهميت در رتبه پايينتري قرار دارد -در تزاحم قرار گيرد ،ولي فقيه كه موظف به حفظ مصالح عاليه جامعه اسالمي است؛ به خاطرحفظ مصالح اهم جامعه اسالمي ميتواند ،بلكه بايد موقتا آن حكم شرعي اولي را تعطيل كند و مصالح اهم جامعه را بر آن مقدم بدارد ‏ در واليت مطلقه فقيه ،واليت به معني زعامت ،رهبري و حكومت اسالمي و اطالق آن بدين معنا است كه دايره اختيارات در واليت فقيه اختصاص به يك حوزه خاص از مسايل اجتماعي ندارد بلكه هر حوزه اي را كه دخالت حكومت در آن الزم است شامل مي شود پس فقيه مي تواند در تمامي اين حوزه ها با رعايت ضوابط وقوانيني كه اسالم تعيين كرده تصميم گيري و اجرا كند .  واليت مطلقه فقيه هرگز بدين معنا نيست كه فقيه در تصميم گيري و اجرا هيچ قيد و شرطي ندارد و رعايت هيچ ضابطه اي بر او الزم نيست اين معناي باطل از واليت مطلقه توسط هيچ فقيهي ابراز نشده فقط توسط ناآگاهان يا غرض ورزان شده است .پس اطالق در واليت به م5عناي گستره واليت بر همه حوزه هايي است كه دخالت حكومت در آن الزم است. ‏ بدين معنا اختيارات همه حكومت هاي متعارف در سطح جهان ام5روز مطلقه است .زيرا بقاي هيچ حكومتي بدون اجازه ودخالت در همه حوزه هاي حكومتي امكان پذير نيست از آنچه گذشت روشن ميشود كه: ‏ اوالً؛ واليت مطلقه فقيه از قواعد رافع تزاحم است؛ يعني ،مطلق بودن واليت ،گره گشا در تزاحم احكام و مصالح اهم اجتماعي است. ‏ ثانيا؛ واليت مطلقه خود ،مقيد به قيودي است نه اين كه از هر حيث مطلق باشد. قيودي كه در اعمال واليت مطلقه وجود دارد عبارت است از: -1مصلحت -2اهم بودن -3اجتماعي بودن. ‏ به عبارت ديگر ،ولي فقيه نميتواند: -1به طور دلخواهانه و بدون رعايت مصالح جامعه اقدامي كند. -2مصلحت مورد نظر در اينجا مصالح امت است ،نه شخص ولي فقيه. -3تنها مصالحي را ميتواند بر احكام نخستين مقدم بدارد كه از نظر اهميت داراي رتبه باالتري بوده و شارع مقدس راضي به ترك آنهانباشد. ‏ بنابراين ديدگاه هر گاه فقيه واجد شرايط به تشكيل حكومت اسالمي توفيق يابد همان واليتي را كه پيامبر و امام معصوم(ع) در اداره امور جامعه دارند او نيز دارد. اين اختيارات چيزي بيش 5از اختيارات الزم و ضروري براي حكومت و اداره جامعه نيست و هيچ حكومتي فاقد آن اختيارات نميباشد .البته فضايل پيامبر(ص) بيش 5از همه انسانها است و ...ليكن فضايل معنوي بيشتر، اختيارات حكومتي را افزايش 5نميدهد .خداوند همان اختيارات و واليتي كه به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) در تدارك و بسيج 5سپاه تعيين واليان و استانداران ،گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داده است ،براي حكومت فقيه نيز قرار داده است ،نهايت تفاوت اين كه واليت فقيه در رابطه با شخصي معين نبوده و روي عنوان عالم عادل ثابت است». (واليت فقيه امام خميني ،ص .)55 حضرت امام خميني(ره) در توضيح 5اين نظريه ميافزايد« :وقتي ميگوييم واليتي را كه رس5ول اكرم(ص) و ائمه(ع) داشتند بعد از غيبت ،فقيه عادل دارد ،براي هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه و پيامبر اكرم(ص) است زيرا اينجا صحبت از مقامنيست ،بلكه صحبت از واليت ـ يعني حكومت و اداره كشور و اجراي قوانين شرع مقدس كه يك وظيفه سنگين و مهم است ـ ميباشد ،نه شأن و مقام برتر و غير عادي. مقام معظم رهبری،ح5ضرت آیت ا...خامنه ای درپاسخ به پرسشی درباره والیت مطلقه فقیه توضیحی 5داده اند که درپی 5می 5آید: مراد از واليت مطلقه فقيه جامع الشرا5يط اين است كه دين حنيف اسالم كه آخرين دين آسمانى 5است و تا روز قيامت استمرا5ر دارد دين حكومت و اداره امور جامعه است ،لذا همه طبقات جامعه اسالمى 5ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبر هستند تا امت اسالمى را از شر دشمنان اسالم و مسلمين ح5فظ نمايد ،و از نظام تعدى قوى بر جامعه اسالمى 5پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و ّ ضعيف 5جلوگيرى نم5ايد ،و وسائل پيشرفت و شكوفائى 5فرهنگى ،5سياسى و اج5تماعى را تأمين كند. اين كار در مرحله اجرا ممكن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد ،ح5اكم مسلمانان پس از اين كه وظيفه خ5طير رهبرى را طبق موازين شرعى به عهده گرفت ،بايد در هر مورد كه الزم بداند تصم5يمات مقتضى5 بر اساس فقه اسالمى 5اتخاذ كند و دستورات الزم را صادر نم5ايد .تصميمات و اخ5تيارات ولى فقيه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى 5اسالم و مسلم5ين است ،در صورت تعارض با اراده و اختيار آح5اد مردم ،بر اخ5تيارات و تصميمات مقدم و ح5اكما5ست ،وا5ين توضيح مختصرى درباره واليت مطلقهاست. آح5اد ا ّمت ّ . واليت مطلقه و قانون اساسي بنا بر اصل پنجاه و هفتم قانون اساسي كه در آن صراحت ًا واژه «مطلقه» به كار برده شده و" قواي حاكم در جمهوري اسالمي ايران را زير نظر واليت مطلقه امر و امامت امت مي داند"، هرگز اختيارات ولي فقيه مقيد به اصل يكصد و دهم قانون اساسي نيست ،بلكه ولي فقيه مي تواند با در نظر گرفتن مصلحت جامعه و مردم عمل نمايد و بنا براين اگر ولي فقيه بر اساس قانون اساسي(اصل )57داراي اختيارات «مطلق» است اقدامات او برای تأمین مصالح جامعه، طبق قانون خواهد بود و نمي توان آن ها را فرا قانوني دانست. ممك5ن است در اين خصوص سؤال شود كه اگر چنين است بیان اختيارات در اصل يك5صد و دهم چه وجهي داشته است؟ بايد گفت :در شرايط عادي نياز به اين امر هست تا هر يك از نهاد هاي نظام با شناخت وظایف و اختيارات خود دچار تزاحم رفتاري نگردند و در كار يكديگر مداخله ننمايند .اما اين امر منافات ندارد كه در شرايط غير عادي و فوق العاده ،رهبر اختيارات فوق العاده داشته باشد يا در مواردي كه قانون در تأمين مصالحي خاص كارآمد نباشد ،آن مصالح را تأمين نمايد. امام خميني(ره) آن چه را در قانون اساسي در زمينه اختيارات واليت فقيه آمده بود ،كافي نمي دانست و معتقد بود ...« :و لو به نظر من يك قدري ناقص 5است و روحانيت بيش تراز اين در اسالم اختيارات دارد و آقايان براي اين كه خوب ديگر خيلي با اين روشنفكرها مخالفت نكنند ،يك مقداري كوتاه آمدند .اين كه در قانون اساسي هست ،اين بعض 5شؤون واليت فقيه هست ،نه همه شؤون واليت فقيه [)...صحيفه نور ,ج ,11ص ]133 . . شبهه والیت مطلقه فقیه و خودکامگی آيتاهَّلل جوادى آملى 5معتقد است مراد از واليت 5مطلقه، واليت در اجراى احكام اسالمى است؛ به اين معنا كه فقيه و حاكم اسالمى ،5واليت مطلقهاش ،که والیتش والیت 5فقاهت و عدالت است ،محدود به حوزه اجرايى5 است و نه تغيير احكام الهى و در مق5ام اجرا نيز حق5 نخواهد داشت 5هر گونه اراده كرد احكام را اجرا كند، بلكه اجراى احكام اسالمى نيز بايد توسط راهكارهايى كه خود شرع مقدس و عقل ناب و خالص بيان نموده است5 صورت گيرد. سه ويژگى واليت مطلقه : ‏ یکم .فقيه عادل ،متولى و مسؤول همه ابعاد دين در دوران غيبت است و شرع ّيت نظام سياسى اسالمى و اعتبار همه مقررات آن وابسته به او است و با تأييد و تنفيذ او مشروعيت مىيابد. ‏ دوم .اجراى همه احكام اجتماعى اسالم كه در نظم جامعه اسالمى دخالت دارند ،بر عهده فقيه جامع شرايط است كه يا خود بهطور مستقيم انجام مىدهد و يا به افراد داراى صالحيت تفويض مىكند. ‏ سوم .در هنگام اجراى دستورهاى خداوند ،در موارد تزاحم احكام ولى فقيه براى رعايت مصلحت مردم و نظام اسالمى با يكديگرّ ، اسالمى ،اجراى برخى از احكام دينى مهم را به خاطر اجراى احكام دينى مهمتر ،بهطور موقت تعطيل مىكند. فصل پنجم ماهیت والیت فقیه و حکومت اسالمی ماهیت والیت فقیه وحکومت اسالمی دربیانات امام خمینی(ره) ‏ آن کسی که اسالم قرار داده برای حکومت ،آن کسی است که با دیکتاتوری به حسب مذهبش مخالف است ،مذهبش حکم میکند به اینکه دیکتاتوری نباید باشد. ‏ اسالم که فقیه عادل مطلع دلسوز برای ملت را قرار میدهد که این نظارت کند یا فرض کنید حکومت کند ،برای این است که جلو بگیرد از غیر عادل ،غیر عادل نیاید و مردم را بچاپد. ‏ شارع مقدس اسالم ،یگانه قدرت مقننه است .هیچ کس حق قانونگذاری ندارد و هیچ قانونی جز حکم شارع را ،نمیتوان به مورد اجرا گذاشت.  حکومت اسالم ،حکومت قانون است .در این طرز حکومت ،حاکمیت منحصر به خداست و قانون ،فرمان و حکم خدا است .قانون اسالم یا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسالمی ،حکومت تام دارد .همه افراد از رسول اکرم -صلی اهلل علیه و آله و سلم -گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد ،تا ابد تابع قانون هستند. ‏ حکومت اسالمی نه استبدادی است و نه مطلقه ،بلکه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنی متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریتباشد .مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره ،مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم -صلی اهلل علیه و آله و سلم -معین گشته است.  قضیه والیت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشند .والیت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده ،همان والیت رسول اهلل است و اینها از والیت رسول اهلل هم میترسند. ‏ حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است ،در موقعی که آن 5قرارداد مخالف مصالح کشور و اسالم باشد یک جانبه لغو کند و میتواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی /است /که جریان آن مخالف مصالح اسالم است ،از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت ا...خامنه ای درباره ماهیت والیت فقیه ‏ «از اول انقالب اسالمي و پيروزي انقالب و تشکيل نظام اسالمي، بسياري سعي کرده اند مسأله واليت فقيه را نادرست ،بد و برخالف واقع معرفي کنند؛ برداشتهاي خالف واقع و دروغ و خواسته ها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسي اسالم و فکر سياسي امام بزرگوار. ‏ واليت فقيه -طبق قانون اساسي ما -نافي مسؤوليتهاي ارکان مسؤول کشور نيست .مسؤوليت دستگاههاي مختلف و ارکان کشور غيرقابل سلب است. ‏ واليت فقيه ،جايگاه مهندسي نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيري از انحراف به چپ و راست است؛ اين اساسي ترين و محوري ترين مفهوم و معناي واليت فقيه است. ‏  تشريفاتي محض و احيان ًا بنابراين واليت فقيه نه يک امر نمادين و ِ نصيحت کننده است . ‏ نقش واليت فقيه اين است که در اين مجموعه پيچيده و در هم تنيده تالشهاي گوناگون نبايد حرکت نظام ،انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود. ‏ در مکتب سياسي اسالم ،ضابطه ،اينها نيست؛ ضابطه ،ضابطه معنوي است .ضابطه عبارت است از علم ،تقوا و درايت .علم ،آگاهي مي آورد؛ تقوا ،شجاعت مي آورد؛ درايت ،مصالح کشور و ملت را تأمين مي کند؛ اينها ضابطه هاي اصلي است برطبق مکتب سياسي اسالم. ‏ حق انتخاب ،متعلق به مردم است .ببينيد چقدر شيوا و زيبا ضوابط ديني و اراده مردم ترکيب يافته است؛ آن هم در حساسترين مرکزي که در مديريت نظام وجود دارد. مرجعيت،والیت فقیه و رهبرى در استفتائات حضرت آیت ا...خامنه ای ‏ س :52در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمين با فتواى مرجعى در مسائل سياسى ،اجتماعى و فرهنگى وظيفه شرعى مسلمانان چيست؟ آيا معيارى براى تفكيك احكام صادره از طرف مراجع تقليد و ولى فقيه وجود دارد؟ مثال اگر نظر مرجع تقليد با نظر ولى فقيه در مسأله موسيقى اختالف داشته باشد ،متابعت از كداميك از آنان واجب و مجزى است؟ به طور كلى احكام حكومتى كه در آن نظر ولى فقيه بر فتواى مراجع تقليد برترى دارد ،كدام است؟ ‏ در مسائل مربوط به اداره كشور اسالمى و امورى كه به عموممسلمانان ارتباط دارد ،نظر ولى امر مسلمين بايد اطاعت شود .ولى در مسائل فردى محض ،هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد. ‏  س :53همانگونه كه ّ مطلع هستيد در اصول فقه از مسألهاى تحت عنوان «اجتهاد متج ّزى» بحث مىشود ،آيا اقدام امام خمينى «قدس سره» در تفكيك مرجعيت و رهبرى ،گامى در تحقق تج ّزى در اجتهاد محسوب نمىشود؟ ‏ تفكيك بين رهبرى ولى فقيه و مرجعيت تقليد ،ربطى به مسألهتج ّزى در اجتهاد ندارد. ‏ س :54اگر مقلد يكى از مراجع باشم و در اين حال ولى امر مسلمين اعالن جنگ يا جهاد بر ضد كفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه شركت در جنگ را ندهد ،آيا ملزم به رعايت نظر وى هستم؟ ‏ در مسائل عمومى جامعه اسالمى كه يكى از آنها دفاع از اسالم ومسلمين بر ضد كفار و مستكبران متجاوز است ،اطاعت از حكم ولى امر مسلمين واجب است.  س :55حكم يا فتواى ولى امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا مىباشد؟ و در صورت تعارض با رأى مرجع تقليد اعلم ،كداميك مقدم است؟ ‏ اطاعت از حكم ولى فقيه بر همگان واجب است و فتواى مرجعتقليد نمىتواند با آن معارضه كند. ‏ س :56آيا اعتقاد به اصل واليت فقيه از جهت مفهوم و مصداق يك امر عقلى است يا شرعى؟ ‏ واليت فقيه كه عبارت است از حكومت فقيه عادل و دينشناسحكم شرعى تعبدى است كه مورد تأييد عقل نيز مىباشد ،و در تعيين مصداق آن روش عقالئى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسالمى ايران بيان شده است.  س : 57آيا احكام شرعى در صورتى كه ولى امر مسلمين به دليل مصالح عمومى مسلمانان ،برش خالف آنها حك5م نمايد ،قابل تغيير و تعطيل است؟ ‏ -موارد اين مسأله مختلف است. ‏ س : 59آيا كسى كه اعتقاد به واليت مطلقه فقيه ندارد ،مسلمان حقيقى محسوب مىشود؟ ‏ عدم اعتقاد به واليت مطلقه فقيه ،اعم از اين كه بر اثر اجتهاد باش5د ياتقليد ،در عصر غيبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دين اسالم نمىشود. ‏ س : 60آيا ولى فقيه واليت تكوينى دارد كه بر اساس 5آن بتواند احكام دينى را به هر دليلى مانند مصلحت عمومى ،نسخ نمايد؟ ‏ بعد از وفات پيامبر اكرم «صلى اهلل عليه و آله» امكان نسخ احكامدين اس5الم وجود ندارد ،و تغيير موضوع يا پيدايش حالت ضرورت و اضطرار يا وجود مانع موقتى براى اجراى حكم ،نسخ محسوب نمىشود، و واليت تكوينى ،اختصاص به معصومين «عليهم السالم» دارد.  س : 61وظيفه ما در برابر كسانى كه اعتقادى به واليت فقيه جز در امور حسبيه ندارند ،با توجه به اينكه بعضى از نمايندگان آنان اين ديدگاه را ترويج مىكنند ،چيست؟ ‏ واليت فقيه در رهبرى جامعه اسالمى و اداره امور اجتماعى ملت اسالمىدر هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه اثنىعشرى است كه ريشه در اصل امامت دارد ،اگر كسى به نظر خود بر اساس استدالل و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد ،معذور است ،ولى ترويج اختالف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست. ‏ س : 62آيا اوامر ولى فقيه براى همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر كسى كه مقلد مرجعى است كه اعتقاد به واليت مطلقه فقيه ندارد ،اطاعت از ولى فقيه واجب است يا خير؟ ‏ بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر والیى ولى فقيهاطاعت نموده و تسليم امر و نهى او باشند ،و اين حكم شامل فقهاى عظام هم مىشود ،چه رسد به مقلدين آنان .به نظر ما التزام به واليت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسالم و واليت ائ ّمه معصومين(ع) نيست. ‏  س :64آيا همانگونه كه بقاء بر تقليد از م ّيت بنا بر فتواى فقها بايد با اجازه مجتهد زنده باشد ،اوامر و احكام شرعى حكومتى هم كه از رهبر متو ّفى صادر شده است ،براى استمرار و نافذ بودن احتياج به اذن رهبر زنده دارد يا اين كه بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرائى برخوردار است؟ ‏ احكام والیى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين اگر هنگام صدور،موقت نباشد ،همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود ،مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند. ‏ س : 65آيا بر فقهيى كه در كشور جمهورى اسالمى ايران زندگى مىكند و اعتقادى به واليت مطلقه فقيه ندارد ،اطاعت از دستورات ولى فقيه واجب است؟ و اگر با ولى فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب مىشود؟ و در صورتى كه فقيهى اعتقاد به واليت مطلقه فقيه دارد ولى خود را از او شايستهتر به مقام واليت مىداند ،اگر با اوامر فقيهى كه متصدى مقام واليت امر است مخالفت نمايد ،فاسق است؟ ‏ اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اين كه فقيه باشد ،واجب است .و براى هيچ كسى جايز نيست كه با متصدى امور واليت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است ،مخالفت نمايد .اين در صورتى است كه متصدى منصب واليت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام واليت رسيده باشد .ولى در غير اين صورت ،مسأله به طور كلى تفاوت خواهد كرد.  س : 66آيا مجتهد جامع الشرائط در عصر غيبت واليت بر اجراى حدود دارد؟ ‏ اجراى حدود در زمان غيبت هم واجب است و واليت بر آن اختصاص به ولى امر مسلمين دارد. ‏ س :67آيا واليت فقيه يك مسأله تقليدى است يا اعتقادى؟ و كسى كه به آن اعتقاد ندارد چه حكمى دارد؟ ‏ واليت فقيه از شئون واليت و امامت است كه از اصول مذهب مىباشد .با اين تفاوت كه احكام مربوط به واليت فقيه مانند ساير احكام فقهى از ا ّدله شرعى استنباط مىشوند و كسى كه به نظر خود بر اساس استدالل و برهان به عدم پذيرش واليت فقيه رسيده ،معذور است.  س :68گاهى از بعضى از مسئولين ،مسألهاى به عنوان «واليت ادارى» شنيده مىشود كه به معناى لزوم اطاعت از دستورات مقام باالتر بدون حق اعتراض است .نظر جنابعالى در اين باره چيست؟ و وظيفه شرعى ما كدام است؟ ‏ مخالفت با اوامر ادارى كه بر اساس ضوابط و مقررات قانونى ادارى صادر شده باشد ،جايز نيست .ولى در مفاهيم اسالمى چيزى به عنوان واليت ادارى وجود ندارد. ‏ س :69آيا اطاعت از دستورات نماينده ولى فقيه در مواردى كه داخل در قلمرو نمايندگى اوست ،واجب است؟ ‏ اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صالحيت و اختياراتى كه از طرف ولى فقيه به او واگذار شده است ،صادر كرده باشد ،مخالفت با آنها جايز نيست. فصل ششم مشروعيت واليت فقيه مشروعيت ولي فقيه ‏ مشروعیت ولی فقیه یعنی این كه حقانیت و قانونیت ولی فقیه از جانب خداوند برای تشكیل حكومت و حاكم شدن است. ‏ بنابراین ،معنای این واژه در مباحث سیاسی تقریب ًا مرادف قانونی بودن است .هنگامی که پذیرفتیم حکومت ضرورت دارد و اساسش به این است که دستوری از مقامی صادر شود و دیگران به آن عمل کنند ،قوام حکومت به شخص یا گروهی است که «حاکم»اند و همینطور به انسانهایی است که میبایست دستورات شخص یا حاکم را بپذیرند و بدان عمل کنند . ‏ در طول تاریخ کسانی بودهاند که با زور بر مردم تسلط یافته و بر آنان حکمفرمایی کردهاند ،ولی شایستگی فرمانروایی را نداشتهاند، در مقابل گاهی فرد یا افراد شایستهای بودند که مردم میبایست از آنان اطاعت کنند . بررسی نظریه های مشروعيت واليت فقيه نظریه مشروعيت دوگانه(انتصاب و انتخاب) ‏ نظریه ى انتصاب یا نصب بر این مطلب داللت دارد که در زمان غیبت حضرت ولى عصر (عج) ،فقیهان داراى شرایط (به طورغیرمستقیم وبا واسطه)از طرف خداوند متعال به رهبرى منصوب شده اند نظریه مشروعیت مردمي(انتخاب) ‏ در مقابل این نظریه ،نظریه ى انتخاب است; بدین معنا که خداوند انتخاب حاکم اسالمى را در عصر غیبت ،ضمن بیان خصوصیات و شرایط آنها ،به مردم واگذار کرده است و مشروعیت حکومت زمانى محقق مى شود که این انتخاب تحقق یابد. نظریه مشروعیت الهی واليت فقيه (انتصاب) ‏ طبق نظریه ى انتصاب ،فقیه جامع الشرایط ،والیت و مشروعیت خود را با نصب از سوى شارع اخذ مى کند .اکثر فقیهان این نظریّه را پذیرفته اند.ژ انتصاب الهي نه به نصب يك فرد واحد است و نه به نصب مجموع من حيث المجموع .بلكه به نصب جميع است به اين صورت كه همه فقهاي جامع الشرايط منصوب به واليت هستند و لذا عهده ‌داري اين منصب بر آنها واجب است لكن به نحو وجوب كفايي. ‏ هرگاه يكي از آنان به اين امر مبادرت ورزيد ،تكليف از ديگران جد بر اموال كودك كه اقدام يكي ساقط است ،نظير واليت پدر و ّ موجب سقوط فعل ديگري است دالیل نقلی نظریه مشروعیت الهی ‏ بررسی روایت "عمر بن حنظله":ُوت َو َق ْد أُ ِم ُروا ْ الطاغ ِ ون أَن یَ َت َحا َك ُموا ْ إِلَى َّ خدای متعال می‌فرماید« :یُر ُ ِید َ أَن یَكْ ُف ُروا ْ ب ِهِ (».نساء)60، پرسیدم چه باید بکنند؟ فرمود :باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده و حالل و حرام ما را مطالعه نموده و صاحبنظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است .بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند ،زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام . ‏ امام صادق علیه السالم می‌فرماید :مبادا وقتی بین شما خصومت و نزاعی اتفاق می‌افتد ،یا در مورد دریافت و پرداخت اختالفی پیش می‌آید ،برای محاکمه و رسیدگی به یکی از این جماعت زشتكار مراجعه كنید .مردی را كه حالل و حرام ما را می‌شناسد بین خودتان حاكم و داور سازید زیرا من او را بر شما قاضی قرار داده‌ام و مبادا كه بعضی از شما به قدرت حاكمه جائر شكایت ببرید. ‏ ‏ حضرت امام خمینی (ره) از این حدیث چهار حکم کلی را استنباط می‌کند: ‏ -1تحریم دادخواهی از قدرت‌های ناروا :حضرت در جواب از مراجعه به مقامات حکومتی ناروا ،چه اجرایی و چه قضایی نهی فرمایند. ‏ -2حکم سیاسی اسالم :این حکم سیاسی اسالم است .حکمی است که سبب می‌شود مسلمانان از مراجعه به قدرت‌های ناروا و قضاتی که دست نشانده آنها هستند خودداری کنند تا دستگاه‌های دولتی جائر و غیر اسالمی بسته شود. ‏ -3مرجع امور علمای اسالمند :در پیشامدها و منازعات باید به راویان حدیث ،که به حالل و حرام خدا ،طبق قواعد ،آشنایند و احکام ما را طبق موازین عقلی و شرعی می‌شناسند رجوع کنند. ‏ لته َعلیکُ م حاکم ًا؛ -4علما منصوب به فرمانروایی‌اند :می‌فرمایدَ :فانَق یّد َج َع ُ من کسی را که دارای چنین شرایطی باشد‌،حاکم (فرمانروا) بر شما قرار داده‌ام .و کسی که این شرایط را دارا باشد ،از طرف من برای امور حکومتی و قضایی مسلمین تعیین شده و مسلمانان حق ندارند به غیر او رجوع کنند . نظريه مشروعيت مردمي واليت فقيه ‏ این نظریه بر تأثير رأي مردم در مشروعيت و حقانيت نظام اسالمي و حاكم تأكيد دارد .به اين معنا كه هيچ يك از فقيهان از سوي امامان(عليهم السالم) به واليت گمارده نشده اند; زيرا آنچه از روايات در اين باره آمده ،ناظر به بيان شرايط و ويژگي هاي رهبراسالمي است كه مردم بايد در گزينش حاكم ،در روزگار غيبت اين ويژگي ها را در نظر بگيرند و فقيهي را برگزينند كه آن شرايط را دارا باشد .همين كه مردم يكي از فقهاي واجد شرايط را برمي گزينند ،مشروعيت حاصل مي شود. ‏ به نظر می‌رسد كه اصطالح مشروعیت مردمی از ریشه غلط می‌باشد زیرا با توجه به این كه حاكمیت مطلق از آن خداست و كسی حق حاكمیت به غیر او ندارد و هیچ كس بر انسان حاكم نیست مگر این كه خدای متعال به او اجازه بدهد نقد نظريه مشروعيت مردمي ‏ سوال‌هاي اساسي كه در مورد داليل نقلي مشروعيت مردمي واليت فقيه مطرح است عبارتند از: -1در كجاي اين احاديث و روايات صراحت ًا گفته شده كه فردي را براي خود به عنوان حاكم انتخاب كنيد؟ ‏ -2آيا مي‌ شود از روايت عمر بن حنظله ،روايت صحيحه ابن قداح - ابوالبختري و به خصوص توقیع مبارك امام زمان (عج) چنين برداشتي كرد؟ ‏ -3آيا اين امر با حكمت الهي سازگار است كه مردم را به حال خود رها ميخواهد بكنيد؟ كند و بگويد هر كاري دلتان ‌ ‏ -4خداوند تبارك و تعالي که وظيفه انسان را در همه حاالت معين كرده ،آيا ممكن است در مورد حكومت بگويد خودتان هر كاري ميخواهيد بكنيد؟ ‌ ‏  -5هدف خداوند از فرستادن و نصب پيامبران و امامان چه بود و آيا اين نصب فقط براي آن مدتي بود كه اينها زنده بودند و وقتي كه اينها شهيد شده و يا رحلت كردند مردم ديگر رها هستند؟ ‏ -6آيا حق حاكميت بر افراد ،مال انسان است كه آن را به يك فرد ديگري بدهد؟ ‏ استداللها حكومت معاويه و امثالهم مشروع ‌ -7آيا با توجه به اين نيست! چون كه مردم با رغبت و عالقه بيعت كرده بودند؟ ‏ استداللها و روايات ،پس اص ً ال الزم نبود كه ‌ -8با توجه به اين خداوند پيامبر و ائمه را براي هدايت و تشكيل حكومت بفرستد ، چون مردم ،خود ،فردي را انتخاب مي كردند پس چرا خداوند اين كار را كرد ؟ نظریه مشروعيت دوگانه والیت فقیه ‏ سومين نظري كه در مورد مشروعيت ولي فقيه مطرح شده مشروعيت دوگانه است كه به شكل‌هاي گوناگوني بحث و مطرح شده است مثل مشروعيت مدني -الهي و يا مشروعيت الهي و مردمي. ‏ افرادي كه اين نظر را داده‌اند خواسته‌اند بگويند اص ً ال مشروعيت واليت فقيه دوگانه است ،هم خداوند به ولي فقيه مشروعيت داده و هم مردم به واليت فقيه مشروعيت مي‌دهند. ‏ به نظرمی رسد صاحبان اين نظريه فقط با الفاظ بازي كرده‌اند و خواسته‌اند نقش مردم را در تشكيل حكومت پررنگ‌تر كنند و گفته‌اند مردم نيز به واليت فقيه مشروعيت مي‌دهند. ‏ حاكميت از آن خداوند تبارك و تعالي است و كسي حق حاكميت دارد كه خداوند به او اجازه بدهد .و با توجه به بحث‌هايي كه در بخش مشروعيت الهي ولي فقيه گذشت ثابت شد كه خداوند چنين اجازه‌اي را به ولي فقيه داده است. نظارت فقيه ازنظر استاد شهيد مطهري ‏ افراد وجريانات مذکورمعمو ً ال كلمه ( ( نظارت ) ) را در مقابل ( ( واليت ) ) به كار مي برند؛ در حالي كه شهيد مطهري با حفظ مساله واليت ،اين نكته را روشن مي كند كه ولي فقيه مانند رئيس جمهور يانخست وزير ،رييس دولت نيست ؛ بلكه به عنوان يك ايدئولوگ از باالجريانات را هدايت و كنترل مي كند و بر آنها نظارت دارد . ‏ واليت فقيه به اين معنا نيست كه فقيه ،خود در راس دولت قرار بگيرد و عمال" حكومت كند .نقش فقيه دريك كشور اسالمي ؛ يعني كشوري كه در آن ،مردم ،اسالم را به عنوان يك ايدئولوژي پذيرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند ،نقش يك ايدئولوگ است ....وظيفه ايدئولوگ اين است كه بر اجراي درست و صحيح ايدئولوژي نظارت داشته باشد و صالحيت مجري قانون و كسي را كه مي خواهد رييس دولت بشود و كارها را در كادر ايديولوژي اسالم به انجام برساند ،مورد نظارت و بررسي قرار دهد . ديدگاه امام خميني(قدس سره) درباره مشروعيت واليت فقيه ‏ امام خميني(قدس سره) با پذيرش واليت انتصابي فقيه و مشروعيت ديني و خاستگاه الهي آن ،هيچ گاه از مشروعيت به معناي جامعه شناسي سياسي آن ،يعني «مقبوليت مردمي» و آراي عمومي و انتخاب مردم ،غافل نبود و پيوسته آن را همراه با خاستگاه الهي مشروعيت واليت فقيه مطرح مي كرد. ‏ ايشان معتقد است« :از سوي معصومان(عليهم السالم) براي فقيهان ،واليت ثابت است در هر آنچه كه براي خود آنان واليت ثابت بوده است ،از آن جهت كه آنان سلطان بر امت بوده اند.  «براي فقيه عادل همه آن اختيارات پيامبر و ائمه(عليهم السالم) كه به حكومت و سياست برمي گردد ،ثابت است; زيرا تفاوت [ميان فقيه و آنان] معقول و منطقي نيست; چه اينكه والي و حاكم هر كسي كه باشد مجري احكام شرعي ،بر پادارنده حدود الهي ،گيرنده خراج و ساير ماليات ها و حقوق مالي اسالمي و تصرف در آن ها به آنچه صالح مسلمانان است ،مي باشد »... ‏ «البته فضايل حضرت رسول اكرم(صلي اهلل عليه وآله) بيش از همه عالم است و بعد از ايشان ،فضايل حضرت امير(عليه السالم) از همه بيشتر است ،لكن زيادي فضايل معنوي ،اختيارات حكومتي را افزايش نمي دهد. ‏ حضرت امام خميني(قدس سره) از نظرگاه مذهب تشيِتجح موهفم هك دناد يم يهيدب روما زا ار نيا ،عّ خدا بودن امام(عليه السالم)آن است كه امام داراي منصبي الهي و صاحب واليت مطلقه بر بندگان است و چنان نيست كه او تنها مرجع بيان احكام الهي است. ‏  امام(قدس سره) در تبيين بيشتر جايگاه ديني و مشروعيت الهي حكومت و واليت فقيه ،در سخنان ديگري چنين فرمود« :واليت فقيه يك چيزي نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد، واليت فقيه يك چيزي است كه خداي تبارك و تعالي درست كرده است ،همان واليت رسول اهّلل (صلي اهلل عليه وآله) است». ‏ «اسالم واليت فقيه را واجب كرده است .اگر رئيس جمهور به نصب فقيه نباشد غيرمشروع است ،وقتي غيرمشروع شد طاغوت است، اطاعت از او اطاعت از طاغوت است». ‏ «مخالفت با واليت فقيه ،تكذيب ائ ّمه و اسالم است». ‏ حضرت امام(قدس سره) عالوه بر تصريح به انتصابي بودن واليت فقيه و خاستگاه ديني ـ الهي آن در عرصه نظر و مقام ثبوت ،در ميدان عمل و مقام اثبات و اجرا نيز به آن تصريح و تأكيد ورزيده است. ‏ از ديدگاه امام(قدس سره) هم ،مبناي گزينش فقيه «انتصاب» است نه انتخاب ،و هم منشأ قدرت مي سياسي و مشروعيت حكومت ،ديني و الهي شود .ولي اقتدار حكومت و كارآمدي آن با پذيرش و انتخاب مردم تحقق مي يابد. فصل هفتم پیشینه والیت فقیه و امتيازات نظام واليت فقيه والیت فقیه نزد علما وفقهای پیشین مساله والیت فقیه به معناى ا ِعمال امورى که جنبهحکومتى داشته ،در همان سالهاى آغاز «غیبت کبرى» در گفتارفقها و علما مطرح بوده است. به طور کلى از بررسى گفتار و عملکرد فقهاى بزرگشیعه در قرنهاى مختلف به دست مىآید که بسیارى از آنها به والیتفقیه به عنوان سرپرستى امت و رتق و فتق امور ،اعتقاد داشتند.مانند :شیخ مفید درقرن چهارم وپنجم هجری،خواجه نصیر طوسى و محقق حلى در قرن هفتم ،عالمه حلى، فخرالمحققین و شهید اول در قرن هشتم ،فاضل مقداد و احمدبن فهدحلى اسدى در قرن نهم ،محقق اردبیلى ،محقق ثانى و شهید ثانى درقرن دهم قابل ذکر است که عالم بزرگ سید مرتضى علمالهدى (وفات یافته سال 436ه.ق) که از شاگردان برجسته شیخمفید (ره) و درعصر خود از مراجع بزرگ تقلید بود، مدت سى سال امیر حاج و حرمین ،نقیب االشراف و قاضى القضات ،مرجع تظلمات وشکایات مردم بوده است. قبول این مناصب از جانب او بیانگرآن است که او به والیت فقیه به نیابت از امام عصر(عج) اعتقاد داشته است. نظريه واليت فقيه؛ كاملترين نظريه حكومتي ‏ .1نظريه «واليت فقيه» تنها برخاسته از تفكر امام خميني(ره) و برخي فقهاي معاصر نيست ،بلكه از متن اسالم و قرآن برخاسته و در اسالم و تش ّيع پيشينه ديرينهاي دارد.ونخستين بار به وسيله خود پيشوايان معصوم(ع) طرح و تبليغ گرديده است. ‏ بنابراين اصل انديشه ونظريه «واليت فقيه» به هيچ وجه ،حاصل تجربه و فهم بشري نيست؛ بلكه واليت فقيه در نظام اسالمي و در زمان غيبت معصوم(ع) ،اصل مسلم و كام ً ال پيشبيني شده و مستند به ادله نقلي و عقلي متعدد است .توضيح آنكه: ‏ الف) ضرورت وجود «واليت فقيه» در نظام اسالمي بدون شناخت ماهيت حكومت ديني و لوازم و كار ويژههاي آن امكانپذير نيست. ‏  ب) حكومت ديني از چند جهت با نظامهاي سكوالر ( ،)secularالئيك ( )laicو بياعتنا به دين تفاوت دارد؛ پارهاي از اين تفاوتها عبارت است از: ‏ 1ـ تفاوت در اهداف :رژيمهاي نامبتني بر دين ،اعم از مردمساالر ( ،)Democraticفردساالر ( )Monarchyو اليگارشي ( )Oligarchyبه يك معنا دولتهاي حداقلي( )Minimalهستند .به عبارت ديگر اساسيترين هدف آنها تأمين نيازمنديهاي دنيوي شهروندان ميباشد و هدفي فراتر از آن در نظر ندارد .ليكن نظام ديني در هدف دو منظوره ( )Biplayاست و عالوه بر نيازمنديهاي اينجهاني ،تأمين خير و سعادت اخروي وجاوداني را نيز مد نظر دارد. ‏ 2ـ تفاوت در كار ويژههاي دولت :وظايف و كاركردهاي ()Functionsنظامهاي غيرديني نيز متناسب با هدف آنها حداقلي ميباشد .يعني اساسيترين وظيفه آنها تأمين بهداشت ،آموزش ،امنيت ،رفاه وتوسعه ( )Developmentمادي است .در مقابل ،حكومت ديني وظايف بيشتري برعهده دارد ،يعني عالوه بر لزوم ارايه خدمات باال ،بايد به برنامهريزي صحيح و تالش در جهت تربيت ديني و معنوي جامعه ،رشد و بالندگي فضايل و كماالت عاليه انساني و گسترش تقوي همت گمارد و جامعه را به سوي تأمين سعادت پايا و فناناپذير رهبري كند.  3ـ تفاوت در روشها :روشهاي اجرايي نظامهاي سكوالر و ديني در پارهاي از موارد تفاوت دارد .تفاوت در اهداف و كار ويژهها الجرم در گزينش شيوهها كارگر خواهد افتاد .به عبارت ديگر در نظامهاي بياعتنا به دين انگاره «هدف وسيله را توجيه ميكند» امري پذيرفته شده و عقالنيت ابزاري( )Instrumental Reason5آخرين مرجع تصميمگيري است. اما در حكومت ديني استفاده از روشهاي معارض با كرامت الهي و ارزشهاي واالي اخالقي و ويرانگر سعادت جاوداني بشرمجاز نيست ،بنابراين عقل ابزاري در كادر قوانين الهي و احكام عقل فراابزاري و توحيدي فعاليت دارد. ‏ 4ـ تفاوت در خاستگاه قانون :درنظامهاي نامبتني بر دين ،خاستگاه قانون چيزي جز تمايالت ،خواستهها ،هوسها و گرايش های آدميان نيست .به عبارت ديگر همه نظامهاي سكوالر مبتني بر نوعي انسان مداري و اومانيسم( )Humanismميباشند؛ اعم از اومانيسم فرد مدارانه ( )Individual Humanismكه در نظامهاي دمكراتيك جاري است و يا اومانيسم جمعگرايانه ( )Collectivist Humanismكه در رژيمهاي سوسياليستي و كمونيستي جاري است .اما در حكومت ديني منشأ اصلي قانون، خداوند است و تنها قانوني رسميت دارد كه از سوي خداوند وضع شده و يا الاقل با اصول و قواعد كلي مورد قبول شارع سازگار باشد .بنابراين كاركرد مجاري قانونگذاري در چنين نظامي كشف و استنباط قوانين الهي و تطبيق آن بر نيازمنديهاي زمان است.  5ـ تفاوت در زمامداران و كارگزاران :رهبري هر جامعهاي متناسب با ارزشها و آرمانهاي جامعه و اهداف اساسي حكومت در آن جامعه تعيين ميشود .از اين رو در نظامهاي الئيك و سكوالر شرايطي بيش ازتوانايي مديريت كالن اجتماعي الزم نيست. ‏ اما در نظام اسالمي شرايط بيشتري الزم است كه اصول آنها عبارت است از: )1صالحيت علمي ،كه اصطالحا از آن به «فقاهت» تعبير ميشود و به معناي شناخت دقيق فقهي و حقوقي اسالم در همه ابعاد و مسائل فردي و اجتماعي است .زيرا فرض آن است كه آنچه در جامعه اسالمي مالك عمل و قانون قرار ميگيرد همان قوانين الهي است. )2صالحيت اخالقي ،يعني تعهد و التزام و پاي بندي عميق به هنجارها و ارزشهاي ديني و اخالقي ،دوري از اوصاف رذيله ،دوري از هواپرستي و خودخواهي و دنياطلبي ،كه اصطالحا از آن به عدالت و تقوي تعبير ميكنيم ‏ ‏  رهبر يك جامعه اسالمي نميتواند فاقد ارزشهاي عاليه اخالقي باشد، زيرا: ‏ او ً ال ،انساني كه فاقد صالحيت اخالقي است ،نميتواند كاركرد مثبت تربيتي و اخالقي كه از اهداف نظام اسالمي است داشته باشد. ثانيا ،معمو ً ال انسانها الگوپذيري شديدي از اخالق ،سيره و منش زمامداران دارند ،چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمودند :الناس علي دين ملوكهم (بحاراالنوار ،ج ،102ص )7بنابراين كسي كه الگوي درستي براي جامعه نباشد نميتواند در رأس نظام اسالمي قرارگيرد. )3كفايت در مديريت كالن اجتماعي ،منش صحيح سياسي و اجتماعي ،شجاعت ،تدبير. ‏ مجموع اين شرايط همان چيزي است كه اصطالحا «ولي فقيه» گفته ميشود. ‏ ‏ امتيازات نظام واليت فقيه الف ـ انسجام دروني ب ـ ضمانت اجرايي دروني و رواني ج ـ برخورداري رهبري از عالي ترين مراتب تقوا و شايستگي د ـ رعايت مصالح معنوي و واقعي انسانها الف ـ انسجام دروني ‏ اولين امتيازي كه نظام ما بر ساير نظامها دارد ،انسجام دروني آن است .در اصلي پيشرفته و دموكراتيك بودن را همه نظامهاي دموكراتيك ،شاخص ِ تفكيك قوا از يكديگر و عدم دخالت قوا در يكديگر معرفي مي كنند. ‏ گوشه اي از تعارضهاي دروني آن نظامها این است که باآن كه بنا است هيچ يك از قوا در ديگري دخالت نكند ،اما عم ً ال نظامي را سراغ نداريم كه در آن ،قوا كام ً ال از همديگر مستقل باشند و در يكديگر دخالت نكنند و قانون تا حدي به قوا اجازه دخالت در يكديگر را نداده باشد. ‏ پس يك نوع ناهماهنگي دروني در نظامهاي دموكراتيك دنيا مشاهده مي شود ،اما در نظام ما ،درعين اين كه قواي سه گانه از يكديگر تفكيك شده اند و اختيارات مستق ّلي دارند ،آن ناهماهنگي وجود ندارد؛ چون در نظام ما يك عامل وحدت بخش و هماهنگ كننده اي وجود دارد به نام واليت فقيه كه با اشرافي كه بر قواي حكومتي دارد ،بين آنها هماهنگي و انسجام ايجاد مي كند . ب ـ ضمانت اجرايي دروني و رواني ‏ امتياز دوم نظام ما بر ساير نظامها وجود ضمانت اجرايي دروني و رواني است كه در آحاد مردم وجود دارد ،و اين ضمانت اجرايي دروني در پرتو احساس وظيفه شرعي در اطاعت از مقررات و قوانين اين نظام و دولت اسالمي به وجود مي آيد. ‏ چنين ضمانت و كنترل دروني در ساير نظامها وجود ندارد و در اكثر قريب به اتفاق نظامها قوانين با قدرت و زور بر مردم تحميل مي شود و هر كجا كه مردم احساس آزادي بيشتر و كنترل كمتري كنند ،شانه از زير بار قوانين خارج مي كنند. ‏ اين نظام و انضباط ظاهري در سايه حاكميت سيستم پيشرفته كنترلي حاصل آمده كه مردم را ملزم به رعايت قوانين مي كند و ماليات ها را وصول مي كند وكمتر كسي مي تواند تخلف كند.  عامل عمده اي كه در غرب ،افراد را قانون مدار و مطيع مي سازد، عامل بيروني و ترس از جريمه ،زندان و مجازات است و اگر ترس نداشته باشند و به شكلي بتوانند كنترل ضابطين قانون را بي اثر سازند ،در تخلف از مقررات ،غالب ًا شكي به خود راه نمي دهند. ‏ اما در نظام اسالمي ،غيرازاين عامل كنترل بيروني وترس از مجازات و جريمه كه البته وجود دارد ،عامل مهم ديگري نيز وجود دارد كه اگر در مردم تقويت شود ،توانايي بااليي در رفع بسياري از مشكالت اجتماعي و ّ حل آنها دارد .آن عامل عبارت است از كنترل دروني و نظارت دروني افراد در انجام مقررات و قوانين. ‏ اين عامل ناشي از ايمان مردم به لزوم اطاعت از مقررات و قوانين دولت اسالمي است و به واقع مردم ،انجام مقررات را وظيفه شرعي خود مي دانند. ج ـ برخورداري رهبري از عالي ترين مراتب تقوا و شايستگي امتياز سوم نظام ما بر س5اير نظامها اين است كه مقام رهبري بايد برخوردار از عالي ترين مراتب تقوا و شايستگيهای اخالقي و عظمت شأن و قداست باشد؛ در نظام هاي دنيا ،مسؤوالن عالي رتبه از شايستگي هاي اخالقي كه رهبري در نظام ما از آنها برخوردار است، برخوردار نمي باشند؛ و ح ّتي رهبران بعضي از كشورها سرتا پا آلوده به فساد اخالقي و گناه هستند د ـ رعايت مصالح معنوي و واقعي انسانها ‏ در نهايت ،از جمله مهمترين امتيازات نظام ما بر ساير نظامها رعايت مصالح واقعي انسانهاست .ما به عنوان مسلمان معتقديم كه خداوند بهتر از ديگران مصالح انسانها را مي شناسد و ما مي خواهيم كه همان مصالحي كه خداوند در نظر گرفته در جامعه تحقق يابد ،و اين مهم جز در سايه عمل به احكام و قوانين ديني تأمين نمي شود. ‏ در روي زمين ،تنها نظام جمهوري اسالمي ايران است كه در اصل چهارم قانون اساسي آن آمده است كه همه مقررات و قوانين جاري كشور بايد بر اساس موازين اسالمي تصويب و اجرا گردد. ح ّتي اگر قانون و مصوبه اي بر خالف اطالق و عموم دليل شرعي باشد ،اعتبار ندارد.بنابراين ،تنها كشوري كه قوانين آن ضامن تأمين مصالح واقعي انسانهاست ،كشور ماست. نقش والیت فقیه ورهبری در درهدایت جامعه توطئهها ‌ اسالمی وخنثی کردن ‏ والیت فقیه نقش موثری درهدایت مردم وجامعه اسالمی وهمچنین مهار وخنثی کردن توطئه‌های دشمن دارد که بسیارحائزاهمیت است ‏ نقش وتاثير حضرت امام خمینی(ره)و نفس گرم ودل پرايمان وغيرت و شجاعت ايشان در شکوفا کردن استعدادهاي عمومي کشور براي مواجهه فعال با شرايط تهديد و بحران مثل تحريم ،جنگ تحمیلی ،ترورها و توطئه کودتا ،ستودني و به يادماندني است. ‏ آرامش واعتماد به نفس امام(ره) در هنگام مواجهه با بحران ها ،مثال زدني بود .آرامشي که به پيکر مريدانش روح مي دميد و چون شمشيري ،دل دشمن را مي شکافت. ‏ اين ايمان به غيب ،اتکا واتکال به مبدأ اليزال واعتماد به نفس ،ميراث گرانقدري است که از ايشان به خلف شايسته اش ،حضرت آیت ا...خامنه ای منتقل گرديده تا معظم له نیزبتواند راهنماي کشتي انقالب براي عبور از بحران هاي مکرر گردد. عبور موفقيت آميزاز بحران ها با درایت ولی فقیه الف) دوره رهبری امام خمینی(ره) ب) دوره رهبری حضرت آیت ا...خامنه ای الف) دوره رهبری امام خمینی(ره) ‏ .1حاكميت و حضور ليبرالها در دولت ‏ توسط دانشجويان پيرو ّ خط امام در 13 .2تصرف النه جاسوسی آمريكا ّ آبان 1358 ‏ .3تجاوز نظامی آمريكا به طبس در تاريخ 5ارديبهشت 1359 ‏ توسط عدهاى از ارتشيان وابسته به رژيم سابق و به .4كودتاى نوژه ّ كمك ليبرال ها وسازمان سيا در سال 1359 ‏ .5تمركز ف ّعال ّيتهاى سياسى ـ نظامى در دانشگاهها توسط نيروهاى چپگرا والحادی وتعطیلی دانشگاهها در سال 1359  .6آغازجنگ تحميلى عراق باهمراهی همه جانبه استکبار جهانی عليه ايران در 31شهريور 1359 ‏ .7عزل بنىصدر را از فرماندهى ّ كل قوا به دنبال خیانت به نظام اسالمی و رأى مجلس به عدم كفايت سياسى وی درسال1360 ‏ .8اعالن جنگ مس ّلحانه ازسوی منافقین بامردم ونظام اسالمی درتیر سال1360 ‏ .9ماجراى هفتم تير 1360وشهادت 72تن ازیاران امام ‏ .10شهادت رجایی وباهنر(رئیس جمهور ونخست وزیر)درهشتم شهریور سال1360 ‏ .11افشای همكارى حزب توده در طرح كودتا و بیگانگان درسال1364  .12برخوردبا جريان انحرافى مهدى هاشمى درسال1365 ‏ .13پذيرش قطعنامه 598در27تیر 1367برای پایان جنگ تحمیلی ‏ .14عزل منتظرى از قائم مقامی رهبرى درفروردین سال 1368 ‏ .15بازنگرى قانون اساسى بعد از گذشت يك دهه از اجراى آن ،در ارديبهشت سال 1368 ب) دوره رهبری حضرت آیت ا...خامنه ای ‏ .1حمله عراق به کویت در تاریخ ۱۱مرداد ۱۹۹۰5( ۱۳۶۹م). ‏ .2ماجرای میکونوس وبازگشت سفراى اتّحاديه اروپا به ايران درسال 1375و76 ‏ .3قتل هاي زنجيره اي درسال 1377 ‏ .4محاكمه شهردار تهران در سـال 1378 ‏ .5حادثه كوي دانشگاه تهران در 18تـيـرمـاه 1378وبه دنبال آن فتنه اشـرار و اراذل و اوبـاش  .6انفجارهاي 11سپتامبر 2001در آمريكا ( 20ش5هريور )1380 ‏ .7تالش برای اصالح مجددقانون مطبوعات درمجلس ششم جهت جلوگیری از برخورد قوه قضائیه با اهانت کنندگان به مقدسات مردم و نظام اسالمي درمرداد1379 ‏ .8ماجراجويي هاي طالبان در افغانستان ‏ .9جنگ آمريکا عليه افغانستان و عراق واعالم جنگ آمريكا بویژه با مسلمانان وقراردادن ایران درمحورشرارت ‏ .10تحصن و اس5تعفای برخی از نمایندگان مجلس ش5شم در آستانه انتخابات مجلس هفتم دراواخر 1382  .11در دستور کار شورای حکام آژانس قرار گرفتن پرونده هسته ای ايران از ابتدای سال ( 2003دی )1382و ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل در مارس ۲۰۰۶ ‏ .12تهدیدات مکرر نظامی برضدایران ازسوی آمریکا ورژیم صهیونیستی ‏ .13بحران ها وآشوب های داخلی باحمایت بیگانگان  .14توطئه تحریم انتخابات درمواقع مختلف ‏ .15توطئه تفرقه واختالف افکنی در جامعه ‏ .16توطئه بیگانگان برای سوء استفاده ازاعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم()1388درجهت براندازی وانقالب رنگی درایران نقش والیت فقیه ورهبری ازدیدگاه حضرت آیت ا...خامنه ای ‏ « دشمن براى مبارزه با انقالب ،انواع و اقسام روشها را تجربه كرده است .اين دفعه به خيال خود خواستند روش مؤثّرترى را تجربه كنند و آن ،هدف گرفتن رهبرى است! ‏ رهبرى ،يعنى آن نقطهاى كه هرجا دولت -هر دولتى در ايران - مشكلى داشته باشد ،مشكالت العالجش به دست رهبرى حل توجه كنيد؛ 5هر جا كه تبليغات دشمن كارى كند تا مردم را به مىشودّ . دولتها بدبين سازد ،اينجا نقش رهبرى است كه حقيقت را براى مردم، روشن ،و توطئه دشمن را بر مال مىكند. ‏ آنجايى كه مىخواهند مردم را مأيوس كنند ،رهبرى است كه اميد به مردم مىدهد. ‏ آنجايى كه مىخواهند صندوقهاى انتخابات را خلوت كنند و مردم را از حضور در پاى صندوقها و رأى دادن مأيوس نمايند ،رهبرى است كه به مردم الگو مىدهد و مىگويد كه انتخابات وظيفه است .آنگاه مردم اعتماد مىكنند ،وارد مىشوند و حماسه عظيمى مىآفرينند. فصل هشتم پاسخ به شبهات وابهامات نقش بیعت در دوران عصمت وغیبت ‏ نقش بیعت در دوران عصمت صرفا فراه5م کردن امکانات الزم براى ولى امر است ،و یک وظیفه است که باید مردم با فراهم نمودن امکانات ،در توان ادارى و سیاسى و نظامى دولت حاکم بکوشند .و از بذل مساعى ،در باالبر5دن توان دولت عدل اسالمى، دریغ نورزند. ‏ ولى بیعت در دوران غیبت ،نقش بیش ترى را ایفا مى کند یعنى عالوه بر فراهم نمودن امکانات و باالبردن توان دولت ،نقش تعیین کننده و تشخیص ولى امر را نیز عهده دار است.  بدین سبب که تعیین ولى امر در دوران عصمت ،بالتنصیص بود، ولى تعیین ولى امر در دوران غیبت بالتوصیف است .شناسایى و تشخیص فرد واجد کامل شرایط بر عهده مردم واگذارشده تا به وسیله خبرگان خود ،او را شناسایى و با وى بیعت کنند. ‏ ولى در دوران غیبت با عنوان کلى واجدین اوصاف خاص، شایستگان این مقام را با ارائه یک سرى اوصاف الزم ،به مردم پیش نهاد مى کنند تا شایسته ترین و الیق ترین آنان را شناسایى کرده ،او را براى والیت امرى و رهبرى خود انتخاب کنند و زعامت او را بپذیرند. آیا بیعت با امامان(علیهم السالم) مخالف نظریه ى الهى بودن مشروعیت نیست؟ ابن خلدون ،جامعه شناس اسالمى ،آن را چنین تعریف مى کند: ‏ یک رابطه ى اخالقى ،حقوقى و سیاسى خاصى بین مردم و رهبر سیاسى آن ها]ست [و مفاد آن را تعهد بر اطاعت و پیروى مردم از رهبرشان تشکیل مى دهد. مرحوم عالمه طباطبائى مى فرماید: ولى بیعت یک نوع عهد و میثاق است که بیعت کننده در مقابل رهبر و ّ خود مى بندد ،تا مطیع امر و فرمان او باشد. ‏ بنابراین بیعت ،انتخاب نیست ،قبول اطاعت و فرمان بردارى از رهبر است; پذیرفتن مسئولیت خود مردم است; پس هرگز از واژه ى بیعت، مفهوم عزل و نصب استفاده نمى شود;  در خصوص منشأ مشروعیت حکومت امامان و تأثیر بیعت در آن، بخش هایى از سخنان آنان مى تواند مورد استناد قرار گیرد ‏ ولى امر می باشد، امام على(علیه السالم) از طرف خداوند متعال ّ بلکه به موجب آیات متعدد قرآنى و روایات متواتره ،هم آن بزرگوار و هم پیامبر(صلى اهلل علیه وآله)و دیگر ائمه ى معصومین(علیهم السالم) از جانب خداوند به عنوان «اولى بالمؤمنین من انفسهم» نصب شده اند و اطاعت از آنان بر مردم واجب است; لکن مجرد این جعل کارگشا نیست و وقتى مردم تنجز پیدا مى آماده شدند و بیعت کردند ،دیگر آن وجوب فعلیت و ّ کند ‏ در چنین شرایطى ،چون حجت بر امام تمام مى شود ،بر او واجب است به تولى و تصدى اداره ى امور مردم اقدام کند; ا ّما اگر مردم با امامت ایشان مخالفت داشتند و زمینه هاى والیت ایشان وجود نداشت ،وظیفه ى ایشان ساقط است و در مقابل مردم وظیفه و تکلیف منجزى ندارد.  در جایى دیگر امام(ع)پس از بیعت مردم با ایشان مى فرمایند: ‏ حق والیت خاص ایشان (آل محمد) است و سفارش و میراث پیامبر(صلى اهلل علیه وآله) از آن ایشان (اهل بیت) است .اینک حق به شایسته اش بازگشته و به جایگاه خود منتقل گردیده است. ‏ خداوند متعال فقط به بیانِ وظیفه ى مسلمانان در امر حکومت اکتفا کرده است و آن ها هستند که باید با اختیار کامل به اطاعت رهب ِر منصوب از طرف خدا گردن نهند; بنابراین ،در صورت نپذیرفتن رهبرى او ،حکومت شرعى تحقق نمى یابد .از این رو مهم ترین نقش بیعت در مورد امامان معصوم(علیهم السالم)کارآمدى و تحقق حکومت آن بزرگان است. ‏ نتیجه آن که ،ثبوت مشروعیت والیت امامان معصوم(علیهم السالم) مشروط به بیعت و آراى عمومى مردم نیست و اگر خداوند کسى را ولى امر قرار داد او والیت دارد ،هر چند مردم او را به رهبرى و زعامت نپذیرند; ولى تحقق خارجى والیت در گرو آرا و پذیرش عمومى مردم است. پشتوانه مقام والیت ‏ مقام والیت امردر اسالم ،در صورتى که طبق ضوابط انجام گرفته باشد و مسئوالن امر خالصانه انجام وظیفه نمایند ،عالوه بر عنایت الهى ،که همواره پشتوانه مستحکمى در تثبیت و پیشبرد نظام عدل الهى است ‏ پشتوانه هاى دیگر مردمى نیز وجوددارد که مایه دل گرمى مردم و موجب سرسپردگى و اطاعت خالصانه توده ملت مى گردد و پیوسته حضور فعال مردم را در صحنه سیاست ،تضمین مى کند .این حضور ،سرمایه سرشارى است که دولت حق اسالمى را قدرت مند و نیر5ومند در صحنه هاى سیاست جهان نگه مى دارد. نقش شورا ‏ یکی ازپشتوانه های زعامت و رهبرى در اسالم ،مشورت است ،که در همه شئون کشوردارى ،به ویژه مقام رهبرى ،پشتوانه مستحکمى است که آن را از آسیب ،مصون مى دارد. ‏ خداوند ،جامعه اسالمى را بدان جهت مورد ستایش قرارداده که در تمامى امور به شور مى نشینند و کارها را با مشورت انجام مى دهند. ‏ تمامى زعماى مسلمین باید در شئون زعامت و رهبرى سیاسى مردم به مشورت بنشینند .ضمیر هم به امت بازمى گردد ...البته مقصود کارشناسان مربوط در هر بعدى از ابعاد کشوردارى است و احیانا رأى عام را طرف مشورت قرار مى دهد. طریقه ی مشورت ‏ خداوند ،امت اسالمى را مورد ستایش قرارداده که در انجام کارها به شور مى نشینند و نیز به پیغمبر اکرم(ص) دستورداده که در خصوص شئون زعامت ،راه مشورت را پیش گیرد. ‏ ولى هیچ گونه بیانى از جانب شارع ،به چگونگى انجام مشورت ارائه نشده لذا طبق قاعده ،تبیین و تعیین موضوع ،به عرف عقال واگذار شده است. ‏ در باب عبادات ،تبیین موضوع مانند تبیین حکم ،وظیفه شارع است. ولى در باب معامالت صرفا تبیین حکم وظیفه شارع است ،ولى تبیین موضوع ـاگر قید و شرطى از جانب شارع نرسیده باشد ـ کامال به عرف جارى واگذار شده است. ‏ در برخى امور صرفا با کارشناسان مشورت مى کنند ،و در برخى دیگر با گروه هاى مختلف و صاحب نظران گوناگون ،و احیانا در امورى که مرتبط به شئون عامه است ،از آراى عمومى بهره بگیرند نظارت همگانى ‏ یکى دیگر از امور بازدارنده که مسئوالن فوق را از پیمودن راه خطا و لغزش نگاه مى دارد ،وظیفه نظارت همگانى است که آحاد ملت و مخصوصا صاحب نظران مخلص ،مکلفند ،همواره ناظر جریانات باشند، آگاه5ى سیاسى الزم را به دست آورند و در آن بیندیشند ‏ پیغ5مبر اکرم(ص) مى فرماید(( :من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس منهم))( کافى ،ج ،2ص)163 ‏ مفاد این حدیث مبارک آن است که روزانه به طور مداوم ،هر فر5د مسلمان ،در اندیشه کار مسلمانان و ناظر جریانات باشد. پیغمبر اکرم(ص) مى فرماید سه چیز است که وجدان پاک یک مسلمان از آن فروگذار نمى کند: 1 ـ اعمال خویش را خالصانه و براى خشنودى خدا انجام مى دهد 2 ـ از هرگونه اندرز و نصیحتى که ضرورت دید، نسبت به مسئوالن امر دریغ نمى دارد 3 ـ همواره پیوستگى خود را با انبوه مسلمانان نگاه مى دارد. امکان انتقاد واعتراض نسبت به رهبری ‏ رهبر معظم انقالب اسالمى،حضرت آیت ا...خامنه ای در ديدار دانشجويان نخبه ،برتران كنكور و فعاالن تشكلهاى سياسى فرهنگى دانشگاهها درتاریخ 17/7/1386درپاسخ به پر5سشی فرمودند: ‏ ...مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد .اينكه ما گفتيم گاهى اوقات معارضهى با مسئوالن كشور نشود -كه االن هم همين را تأكيد مي كنيم؛ معارضه نبايد بشود -اين به مع5ناى انتقاد نكر5دن نيست؛ به معناى مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبرى هم همينجور است. اين برادر عزيزمان مي گويد «ضد واليت فقيه» را معرفى كنيد .خوب« ،ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت ،يعنى پنجه در افكندن ،دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن .اگر بنده به شما معتقد نباشم ،ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست .البته اين ضد واليت فقيه كه در كلمات هست ،آيهى ُمنزل از آسمان نيست كه بگویيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است .اعتراض به سياستهاى اصل ،44ضديت با واليت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى ،ضديت با رهبرى نيست .دشمنى نبايد كرد... والیت فقیه یا وکالت فقیه ‏ برخى ادعا کردهاند :چونسیاستیا آیین کشوردارى امرى جزئى، متغیر وتجربى است ،در رده احکام تغییرناپذیر الهى بهشمار نمىآید و به طور کلى از مدار تکالیف و احکام کلیه الهیه خارج است. ‏ با قطع نظر ازمساله جدا انگارى دین و سیاست و ادعاى انکارمقام زعامت جامعه در مورد امامان معصوم «علیهم السالم»که هر دو با روح دیندارى در تضاد و دومى با اصولمسلم شیعه منافى است، تنها به بررسى نظریهسیاسى ایشان مىپردازیم. ادعاهاى ایشان عبارتند از: ‏ .1مالکیت انسان نسبتبه فضاى خصوصى کهبراى زندگى برمىگزیند ،یک مالکیتخصوصىانحصارى طبیعى و بىنیاز از اعتبار و قرارداد است. ‏ .2انسان نسبتبه فضاى بزرگتر ،یعنى محیط زیست مشترک، مالکیتخصوصى مشاع طبیعى وبىنیاز از اعتبار و قرارداد دارد. ‏ .3حاکمیت در یک سرزمین به معناى وکالتشخص یا گروهى از سوى مالکان مشاع براىبهزیستى آن مجموعه مىباشد. ‏ .4اگر تمام مالکان مشاع در یک وکیل بایکدیگر اتفاق نظر نداشته باشند ،نوبتبه انتخاباکثریت مىرسد. ادعاى نخست -که از یک بحثحقوقى در حوزهحقوق خصوصى ،اتخاذ شده ،و پس از لعاب فلسفىبه شکل نظریهاى جدید در آمده -تنها در باب زمینى که مالک دیگرى ندارد و شخص پس از اشغال آن ،درآن کارى انجام مىدهد و آن را به صورت زمینى قابلاستفاده در مىآورد، صادق است. ادعاى دوم ،نه دلیلى براى اثبات دارد ونه درمجموع، معناى محصلى از آن مىتوان استفادهکرد  اگر ادعاى سوم را بپذیریم و حاکم را وکیلمالکان مشاع یک سرزمین بدانیم ،از آنجا که وکالت،عقدى جایز و قابل ابطال از سوى موکل در هرزمانى است ،این مالکان در هر زمان مىتوانند حاکم را عزل کنند و صاحب این نظریه به ایننتیجه ملتزم و معترف است. در حالى کهچنین حکومتى ،از نگاه فلسفه سیاسى ،هیچمبناى قدرتى ندارد .زیرا در اینجا حاکم وکیلمردم است و هر گاه وکیل از موکل چیزى بخواهد واو را ملزم به کارى کند ،موکل مسئول نیستاطاعت نماید ،حتى اگر این امر در حوزه خاصوکالت وکیل باشد. ‏ ادعاى چهارم با اصل نظریه مالکیتخصوصىمشاع در تنافى است; زیرا هنگامى که افراد ،مالک مشاع یک چیز هستند ،تصرف در آن چیز منوط بهرضایت همه آنهاست و هیچ دلیلى بر نفوذ تصرفات کسى که اکثریت آنها تصرف او را اجازه داده و اقلیتى آن را نپذیرفتهاند ،وجود ندارد عمده اشکاالت وارد بر وکالت فقیه -1مالک مشروعیت در حقوق و قوانین حکومت اسالمی ،رضایت خدا و انتساب به حق است لذا حکومت نمی تواند از باب وکالت باشد بلکه حق اعمال حاکمیت ولی فقیه از سوی خدا و از مجرای اختیاروپذیرش مردم به او داده شده است . ‏ البته پذیرش والیت فقیه ،تفاوتهایى با پذیرش والیت پیامبرصلى اهلل علیه و آله و سلم و امام معصوم(علیهالسالم) دارد که یکى از آن 5تفاوتها این است که بیعت با پیامبر و امام معصوم ،هیچگاه قابل زوال نیست; زیرا آنان از مقام عصمت در علم و عمل برخوردارند ،ولى بیعتبا فقیه حاکم ،اوال تا وقتى است که امام معصوم(علیهالسالم) ظهور نکرده باشد و ثانیا در عصر غیبت نیز تا زمانى است که در شرایط رهبرى آن فقیه ،خللى پدید نیامده باشد. -2وکیل نمی تواند به موکل خود دستور دهد بلکه موکل برای او تعیین تکلیف می کند در حالی که در حاکمیت بر عکس است . -3وکیل تنها در اموری که موکل اجازه تصرف در آنها را دارد می تواند دخالت کند در حالی که مردم اختیار تصرف در جان و مال و آبروی یکدیگر را ندارند حتی نسبت به خودشان چنین حقی ندارند پس چگونه می توانند چنین حقی را به وکیل خود دهند . ‏ در اسالم هیچکس حق ندارد برای خود هرتصمیمی بگیرد حتی از اعضای بدن خودش هرگونه که خواست استفاده کند چه رسد به دیگران،مردم حق خودکشی وقطع دست و ...ندارند .عالوه برآن وکیل فقط درخصوص کارهای دیگران که به وی وکالت داده اند. -4وکیل تنها می تواند در امور موکالن خود تصرف کند حال آنکه در جامعه ای که اکثریت ،حاکمی را قبول کرده اند ،تصرف او در امور اقلیت بر اساس وکالت توجیه نمی شود لذا حکومت نمی تواند از باب وکالت باشد . -5درمسائل اجتماعی به ویژه درحکومت مسائلی وجود دارد که وکالت بردارنیست وتصمیم گیری درباره آنها مختص به مقام والیت وخارج از محدوده اختیارموکالن است. ‏ اجرای حدود وتعزیرات ،گرفتن خمس،زکات،تصرف در بیت المال،انفال وجنگ با دشمنان درحوزه اختیارات مردم نیست تا بتوانند حاکم را ازطرف خود دراین امور وکیل کنند. شبهه واليت محجوران و فاسدبودن قراردادها برخ5ی مىگويند واليت فقيه با حاكم5يت ،دموكراسى، آز5ادى مردم ،انتخابات و با تشكيل مجلس خ5برگان و مانند آن متناقض و ناهماهنگ است .از اين رو رژيمى كه بر پايه واليت فقيه استوار است ،باطل است ،در اين صورت ،هرگونه قراردادى (چه داخلى و چه خارجى) هم كه با او بسته شود شرعا باطل است . دليل آنها دو چيز است: ‏ يكى اين كه :چون واليت به معناى قيموميت بر محجورين است ،با آراى مردم ،انتخاب مجلس خبرگان و مانند آن تناقض دارد؛ يعنى مردم چه خودشان فقيه را انتخاب بكنند يا افرادى راانتخاب كنند كه برايشان ولى انتخاب بكنند ،معنايش آن است كه عاقل و خردمندند ،و حق رأى دارند ،در اين صورت ،ولى نمىخواهند ،از آن طرف ،اگر فقيه ،ولى مردم است ،پس مردم حق رأى ندارند اين تناقض صدر و ذيل ،نشان مىدهد رژيمى كه بر اساس واليت فقيه استوار است رژيم متناقضى است. ‏ دليل ديگر اين است كه مىگويند :در معامالت به معناى اعم هرگونه شرطى كه با متن قرارداد ،مباين و مخالف باشد ،فاسد و مفسد آن عقد است.  محتواى قرارداد چهار نوع است: ‏ - 1ملكيت عين، - 2ملكيت منفعت، - 3ملكيت انتفاع - 4حق استمتاع و بهره بردارى. ‏ قسم اول نظير خريد و فروش و مصالحه اى كه حكم خريد و فروش را دارد .محتواى اين قرارداد آن است كه بايع ،ثمن را مالك مىشود و مشترى مثمن را .محتواى قرار داد بيع ،ملكيت عين است. ‏ قسم دوم در اجاره ،محتواى قرارداد ،ملكيت منفعت است نه عين .كسى كه واحد تجارى يا مسكونى را اجاره مىكند ،معنايش آن است كه اصل ملك ،براى موجر است ،ولى مستأجر در مقابل مال االجاره منفعت آن را مالك مىشود. ‏ ‏ ‏  قسم سوم كه مالكيت انتفاع است ،اين است كه اگر عقد، عاريه بسته شد ،مستعير ازمعير ظرفى را عاريه كرده ،آن معير اين ظرف را به مستعير عاريه داده است. ‏ در نكاح زن و شوهر ،شوهر حق تمتع و استمتاع را با عقد نكاح مالك مىشود؛ يعنى با بستن عقد نكاح ،زوج ،ما لك حق تمتع و استمتاع است وحق محرميت دارد پاسخ: درست است كه شرط مخالف مقتضاى عقد ،فاسد و مفسد است ولى دو نكته را بايد در نظر داشت: ‏ يكى اين كه واليت به معناى سرپرستى و والى بودن از واليت كتاب حجر جداست ،اگر كسى درباره مسائل حكومت اسالمى ،سياست اسالمى و واليت فقيه سخن مىگويد بايد كال از واليت بر صبيان و اموات و امثال آن ،صرف نظر كند و به «انما وليكم اهلل» فكر بكند و بس. ‏ نكته دوم آنكه :مخالفان و موافقان واليت فقيه ،دو نمونه از واليت فقيه جامع الشرايط را پذيرفتهاند :نمونه اول اين است كه مردم وقتى مرجعيت يك مرجع تقليد رامىپذيرند ،آيا او را به عنوان وكيل انتخاب مىكنند يا به عنوان ولى در فتوا؟ ‏ واقعيت اين است كه دين ،فقيه جامعالشرايط را به اين سمت نصب كرده است ،چه مردم به او رجوع بكنند چه نكنند ،ولى عملى شدن اين سمت ،وابسته به پذيرش مردم است.  گاهى فقيهى جامعالشرايط و جايز التقليد است اما خود را مطرح نكرده يا مردم به هر دليل او را نشناخته اند ،در اين صورت مرجعيت او به فعليت نمىرسد ،اما فقيه ديگرى با همان شرايط علمى ،مورد اقبال و پذيرش مردم قرار مىگيرد. ‏ ثبوت وكالت مشروط به انشاى توكيل است ازطرف موكالن .ولى ثبوت مرجعيت اين چنين نيست كه مردم و مقلدان ،سِ مت مرجعيت را به او بدهند. ‏ خالصه آنكه واليت در قرآن و روايات گاهى به معناى تصدى امور مرده يا كسى كه به منزله مرده است مىباشد و گاهى به معناى تصدى امور جامعه اسالمى ،نقل مىشود: اعلمیت رهبر ‏ سیره بزرگان و از جمله امیرالمؤمنین(ع) نشان می دهد که گزینش کارگزاران براساس توانایی و اطمینان به درستی کار افراد بوده و اعلمیت به تنهایی مالک درگزینش نبوده است. ‏ امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر بسیاری از شرایط و ویژگیهای کارگزار را بر می شمارد ا ّما به هیچ روی ،سخنی از اعلم بودن به میان نمی آورد( .نهج البالغه ,نامه )53 ‏ تعبیر خیانت نیز که در روایت آمده ,به خاطر ناتوانی در عمل است ,نه به جهت برنگزیدن اعلم .روایت بعدی نیز این نکته را تأیید می کند.  تواناترین مردم در حکومت ،کسی است که بر سیاست توانایی کامل تر داشته باشد و بر دقایق و زوایا و زیر و بم جایگاه و چگونگی آن ،از کامل ترین و رساترین آگاهیها برخوردار باشد، مانند اداره شهرها وجنگلها و انجام این امور مهم ,بستگی به این دارد که شجاع ترین مردم بر سر کار باشد. ‏ تواناترین مردم در حکومت ,یعنی نیکوترین آنان دراجرا و فهم و درک مسائل سیاسی و آگاه ترین آنان به دستورها و فرمانهای خداوندی و داناترین و کارآمدترین مردمان در تدبیر اندیشی و آینده نگری و عاقبت اندیشی ،فراخور دانشی که دارد. ‏ فرق بین این دو[ :اقوا واعلم] روشن است .چه بسا شخصی سیاستمدار چیره دست و خبره ای باشد; ا ّما از دانش فقه بی بهره و چه بسا فقیه توانایی باشد; ا ّما نتواند به فراخور دانش خود ،به امور جامعه سامان دهد و تدبیر بیندیشد.  بنابراین کسی شایستگی رهبری دارد که درتدبیر امور و توانایی در مدیریت سرآمد باش5د و شناخت ژرفی از احکام و دستورهای خداوند داشته باشد. ‏ از سخن موال(ع) استفاده می شود که اعلم بودن در فقه، به تنهایی کاربرد ندارد و برای شخص ،ش5ایستگی حکومت بر مردم نمی آورد ،بلکه باید هر دو ویژگی در شخص باشد تا بتواند عهده دار کار مملکتی شود. دیدگاه امام خمینی درباره والیت و اعلمیت ‏ امام خمینی(ره) اعلمیت را از شرایط ولی فقیه نمی داند و تنها اجتهاد را در ولی امر الزم می شمارد. ‏ (رهبر باید آگاه از مسائل اجتماعی و سیاسی باشدو بر اداره جامعه توانا باشد). ‏ امام خمینی اعلمیت را در رهبر شرط نمی داند. ‏ و آن گاه که رئیس مجلس خبرگان،مرحوم آیت اهّلل مشکینی درباره شرایط رهبر از امام سؤال می کند ،امام پاسخ می دهد: ‏ (من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت الزم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگانِ سراسرکشور کفایت می کند).  بنابراین ،فقیه دارنده تمامی شرطها،حق حکومت و قضاوت دارد و شرطی بیش از آن برای ولی فقیه و قاضی وجود ندارد. ‏ امام خمینی نه تنها اعلمیت فقهی را به تنهایی شرط نمی داند بلکه بر این باور است که فقیه اعلم در صورتی توان رهبری جامعه اسالمی را دارد که جامعه وحکومت را درست و دقیق بشناسد و مصالح جامعه را بازشناسد و توان شناخت افراد شایسته را از قدرت تصمیم گیری برخوردار باشد . ِ ناشایسته داشته باشد و از ‏ (مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد .برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید :من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمی کنم .آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان ،داشتن بصیرت و دید اقتصادی ،اطالع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان ،شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده ضعف دو قطب سرمایه داری و ِ آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنند ،از ویژگیهای یک مجتهد جامع است.  یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسالمی و حتی غیراسالمی را داشته باشد و عالوه بر خلوص و تقوا و زهد که در خور شأن مجتهد است ،واقع ًا مدیر و مدبر باشد). بنابراین هر مجتهدی شایستگی رهبری جامعه را ندارد ،گرچه اعلم علماء باشد .زیرکی ،هوشمندی،آگاهی ،شناخت درست مسائل جامعه، تشخیص مصلحت اجتماع ،شناخت افراد صالح و مفید از ناصالحان، مدیر و مدب ّ5555555555555555555555555555555555555555555555555555555 ر بودن،از شرایط بایسته رهبر جامعه اسالمی است .افزون بر اینها ،رهبر شجاعت کافی برخوردار باشد. ِ باید از نابی و پاکی باطنی و تقوا و زهد و چنین شخصی ،عالم به زمان است و هجوم شبهه های گوناگون ،امور اجتماعی را بر او مشتبه نمی سازد و او را از مسیر حق منحرف نمی کند. ‏ کسی توانایی هدایت جامعه را دارد که در بحرانها ،حق را از باطل بازشناسد و در مسائل اجتماعی آگاه و بصیر باشد .از نظر امیرالمؤمنین(ع) کسانی که چنین بصیرتی نداشته باشند ،گمراه شده و مردم را به گمراهی می کشانند. اعلمیت در قانون اساسی ‏ در قانون اساسی مصوب سال ,1358شرط مرجعیت برای رهبر یاد شده بود ,ا ّما شرط اعلمیت ،خیر .در بازنگری قانون اساسی در سال 1368شرط اعلمیت در اصل 107قانون اساسی گنجانده شد و شرط مرجعیت از قانون اساسی ،برداشته شد. ‏ شورای بازنگری قانون اساسی ,شرط مرجعیت را به دو دلیل برداشت: ‏ . 1مرجعیت امتیاز شرعی نیست ،ولی فقیه،عبارت است از مجتهد عادل. ‏ . 2ممکن است در آینده ،از عنوان مرجعیت سوء استفاده شود و طرفداران مرجعی که شرایط دیگرالزم برای رهبری را ندارد ،درصدد طرح مرجعِ خود به عنوان رهبر برآیند و مشکل بیافرینند.  ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ بنابراین ،حذف مرجعیت از قانون اساسی ,هم بعد فقهی داشت و هم بُعد سیاسی -اجتماعی. آن مجتهدی اعلم است و شایستگی رهبری را دارد که در تمام گزاره هایی که به حوزه کاری وی مربوط می شود ،توان بازشناسی و تصمیم گیری داشته باشد ،نه این که تنها در دانشهای حوزوی ،اعلم باشد. در قرآن مجید ،دو موردی که پیروی از(اولی االمر) مطرح شده در مسائل اجتماعی سیاسی و نظامی است .خداوند درهنگام نزاع و اختالف ،پیروی از پیامبر و اولی االمر را الزم می شمارد که این اختالف ،تنها درامور قضائی نیست (سوره (نساء) ,آیه).59 و در آیه دیگر ،خداوند مسائل مطرح شده در سطح جامعه را به پیامبر و اولی االمر ارجاع می دهد ،تا آنان با تدبیر ،زمینه نا امنی اجتماعی را بر طرف سازند. ولوردوه إلی الرسول وإلی أولی األمر منهم لعلمه (وإذا جائهم أمر من االمن أوالخوف اذاعوا به ّ الذین یسنبطونه منهم ( ).سوره (نساء),آیه )83 وهنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنان برسد [بدون بررسی] آن را شایع می کنند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و اولی االمر از میان مسلمانان ،که آگاهی کافی و توانایی و بازشناسی دارند ،ارجاع دهند .آنان که اهل ریشه یابی مسائل هستند ،از آن آگاه خواهند شد. پس کسی که شناخت و نظر درست و تجربه کافی درمسائل اجتماعی وسیاسی ندارد ،توان تدبیر امور ورهبری جامعه را ندارد ،اگر چه اعلم فقها ،در دانشهای حوزوی باشد. تفکیک مرجعیت از رهبرى ‏ رسول گرامىاسالم «صلى اهلل علیه وآله» از سه شأن عمده برخوردار بودند: ‏ .1تبلیغ آیات الهى و رساندن احکام شرعى وراهنمایى مردم. ‏ .2قضاوت در موارد اختالف و رفعخصومت. ‏ .3زمامدارى جامعه اسالمى و تدبیرآن.  همچنین تمام این شئون براىفقها در روزگارغیبت به دالیل عقلی ونقلی -که برخى ازآنها ذکر گردید -ثابت مىباشد و آنها از سه شأن . ‏ .1افتا و بیان احکام کلى الهى براى مردم و هدایت آنهااز این جهت. ‏ .2قضاوت و داورى و رفع خصومتها ‏ .3والیت و زمامدارى ،برخوردارند. ‏ «مرجعیت» در فرهنگ شیعى ،آمیزهاى از شان«افتا» و «والیت» بوده است و مراجع عظام ،هم دراحکام کلى الهى مردم را ارشاد مىکردند و هم درمسائل جزئى اجتماعى زعامت آنها را بر عهدهداشتند.  اما اگر دو شان «افتاء» و «والیت» را تفکیک وفقط بر اولى عنوان مرجعیت را اطالق کنیم ،با چندپرسش مواجه مىشویم: ‏ .1آیا تفکیک مرجعیت از رهبرى جایز است؟یعنى آیا ممکن است کسى در احکام کلى الهىمحل رجوع مردم باشد و دیگرى رهبرى جامعهاسالمى را در دست داشته باشد؟ ‏ .2بر فرض امکان تفکیک ،آیا تعدد رهبرى وتعدد مراجع جایز است؟ یا در هر دو وحدت الزماست؟ یا بین آنها از این جهت ،تفاوت وجود دارد؟ ‏ .3بر فرض تفکیک مرجعیت و رهبرى ،آیامىتوان در تمام احکام اجتماعى و فردى از غیررهبر تقلید کرد؟  هنگامى که مجتهد براى یافتن حکم کلى الهىدر یک مسئله به منابع دینى مراجعه مىکند و بابهرهگیرى از شیوههاى مخصوصى که براىاستنباط وجود دارد ،حکم مزبور را به دستمىآورد و در اختیار مقلدان خود قرار مىدهد ،ازآن به «فتوا» یاد مىکنند. بنابراین« ،فتوا» استنباط حکم جهان شمول دین در یک زمینه با مراجعه بهمنابع دینى و بهرهگیرى از شیوههاى شناخته شدهاستنباط مىباشد. ‏ اما رهبر با توجه به احکام کلى الهى و با التفات و دقت در شرایط موجود ،وظیفهاى را نسبت به مسئلهاى خاصبراى همگان یا گروهى از افراد یا فرد خاصىمشخص مىکند که آن را «حکم» مىنامند .پس«حکم» در عین نظر به احکام کلى الهى و ارزشها وآرمانهاى ماندنى و جهانشمول اسالم ،بهموقعیت و شرایط خاص نیز توجه دارد و مادامى کهآن وضعیت تغییر نکرده ،از سوى رهبر یاجانشینان او اعتبار مىگردد.  البته از نگاه شارع ،اطاعت از احکام کلى الهى وفتواى فقیه جامع شرایط ،مانند پیروى از احکامرهبر و ولى امر ،الزم و مشروع است .با اینتفاوت که فتواى فقیه براى خود او و مقلدانش الزماالتباع مىباشد ،در حالى که همگان باید از «حکم»رهبر اطاعت کنند. ‏ نکته مرجعیت فقیه ،تخصص او در فقه وتوانایى او بر استنباط احکام الهى از منابع شرعىاست .در حالى که نکته رهبرى او ،افزون بر این امر،توانایى او در اداره جامعه براساس معیارها وارزشهاى اسالمى مىباشد. ‏ از اینرو ،امکان دارد کسى به دلیل توانایىبیشتر فقهى ،بر فقیه دیگر در «مرجعیت» ترجیحداده شود ،ولى به جهت توانایى آن دومى براداره جامعه ،او در امر رهبرى بر این شخصرجحان داشته باشد. ‏ با این وصف ،تفکیک مرجعیت از رهبرى امرىمعقول و در برخى موارد الزم است. تعدد رهبر ،تعدد مرجع ‏ رجوع به مرجع از باب رجوع جاهل به عالم وغیر متخصص به متخصص است ،وجود متخصصانمتعدد و مراجع گوناگون در جامعه اسالمى، امرىممکن بلکه مطلوب است ،تا همگان براحتىبتوانند به آنها مراجعه و احکام خود را به دستآورند. ‏ اما مسئله رهبرى و اداره جامعه اسالمىچون با نظم اجتماع ارتباط دارد و کثرت م5راکزتصمیمگیرى در آن موجب اغتشاش 5مىشود واطاعت از رهبر بر همگان ،حتى سایر فقها واجباست ،قاعده اقتضا مىکند رهبر یکى باشد. ‏ درحالى که در مسئله فتوا ضرورت ندارد فتواىمراجع گوناگون یکسان باشد ،بلکه هر فقیهى ملزماستبه مقتضاى تشخیص خود ،براساس ضوابط استنباط ،فتوا دهد. ‏ پس قاعده اولى در رهبرى ،وحدت و درمرجعیت ،تعدد است ،هر چند امکان عکس آنبراى هر دو وجود دارد .همان گونه که وحدت آنها وتحقق یک رهبر مرجع نیز ممکن مىباشد. چرا والیت فقیه ،ادواری نیست؟ ‏ مبناى اختالف در دایمى یا موقت بودن رهبرى ،گوناگون است .اگر بخواهیم مشروعیت رهبرى را با انتخاب و بیعت مردم ثابت کنیم، مدت رهبرى پیرو نظر مردم خواهد بود .اگر مردم براى 50سال بیعت کنند ،مدت رهبرى 50سال و اگر مردم براى 10سال بیعت کنند ،مدت رهبرى 10سال است. ‏ در مقابل ،اگر مشروعیت رهبرى را با نصب شرعى و الهى ثابت کنیم ،مشروعیت و نصب رهبرى از ناحیه ى پیامبر و ائمه ى اطهار(علیهم السالم)خواهد بود و نایب عام امام زمان (عج) به شمار مى رود; یعنى والیت ولى فقیه ،ادامه ى والیت پیامبر و ائمه ى اطهار(علیهم السالم)است و تعیین مدت آن نیز در اختیار شارع خواهد بود.  ‏ ‏ با توجه به مشهور بودن نظریه ى انتصاب نزد علماى شیعه ،باید گفت بر اساس نظریه ى انتصابى ،مشروعیت والیت فقیه ،دایمى است و دلیل شرعى و الهى بر مدت دار بودن آن به ما نرسیده است. البته اگر ولى فقیه ،شرایط والیت را از دست بدهد یا پس از مدتى معلوم شود از ابتدا ،این شرایط را نداشته است یا بهترازاو پیدا شود، وضع ،دگرگون خواهد شد. اصل 111قانون اساسى جمهورى اسالمى ایران مى گوید «هرگاه رهبرى از انجام وظایف قانونى خود ناتوان شود یا فاقد یکى از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم گردد و یا معلوم شود که از آغاز ،فاقد بعضى از شرایط بوده است ،از مقام خود برکنار خواهد شد .تشخیص این امر به عهده ى خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم مى باشد .در صورت فوت یا کناره گیرى یا عزل رهبر ،خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفى رهبر جدید اقدام نمایند» نتیجه ‏ 1ـ قانون اساسى ،والیت فقیه را به صورت ادوارى مطرح نکرده است; زیرا مبناى اصلى در این مسأله ،نظریه ى نصب است که بر اساس آن، ادوارى بودن والیت فقیه به نظر شارع بستگى دارد نه مردم .پس ،از آن جا که در ادله نصب ،مدت خاصى براى والیت نیامده است ،فقیه جامع الشرایط را با وجود داشتن شرایط رهبرى ،به دلیل گذشت مدت زمان خاص ،نمى توان از والیت بر کنار کرد ‏ 2ـ هر چند والیت فقیه ادوارى نیست ،اما قید «مادام العمر بودن » نیز ندارد .این والیت تا هنگامى است که صفات و شرایط در فقیه وجود داشته باشد .هر گاه ولى فقیه ،آن شرایط را از دست بدهد ،حتى اگر مدت زمان کوتاهى از رهبرى او گذشته باشد ،از سوى مجلس خبرگان -بانظارت مستمری که بررهبردارد -بر کنار مى شود. آیاغير فقيه مي توانداحكام اسالم را از فقيه بگيرد و حكومت كند؟ ‏ اوال" ،آگاهي هاي الزم از اسالم براي حكومت ،اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود غير فقيه از فقيه تقليد مي كند بلكه در بسياري از موارد ،فقيه بايد با توجه به مالك هاي ترجيح در تزاحم احكام و يا تشخيص مواردمصلحت،حكم حكومتي صادر كند و حكم حكومتي خارج از دايره فتوا و تقليد ودر تخصص فقيه است . ‏ ثانيا" آيا غير فقيه اطاعت ازفقيه را در همه موارد بر خود الزم مي داند؟ يا فقط در مواردي كه خود تشخيص مي دهد از فقيه اطاعت مي كند؟ ‏ در صورت اول يا او ملزم به پذيرش و اطاعت از رأي فقيه است يا نه .در صورت دوم،ضمانتي براي اجراي احكام دين نيست .در صورت اول ،در واقع ،آن فقيه حكومت دارد و غيرفقيه كارگزار او است كه اين مسأله به واليت فقيه باز ميگردد. آیا اعتقاد به والیت فقیه واجب است؟ هر چند مس ّلم است که خداوند تبارک و تعالى براى فقیه ،والیت قرار داده است ،ولى چون یک امر الزم اعتقادى نیست ،لزومى ندارد مردم به عنوان جزیى از اصول مذهبى به آن اعتقاد داشته باشند. ‏ اندیشمندان اسالمى هنگام طرح مسأله ى والیت فقیه به عنوان مسأله اى کالمى که فعل و جعل پروردگار است ،به نیابت فقیه از امام معصوم(علیه حد توحید و نبوت در السالم)نظر داشته اند ،نه این که والیت فقیه را در ّ شمار اصول دین یا هم پاى امامت ،در شمار اصول مذهب بدانند. ‏ گفتنى است اگر والیت فقیه با برهان براى کسى ثابت شود و او پس از ثبوت برهانى این مسأله و قطعى بودن استناد آن به شارع مقدس ،آن را انکار کند ،همان حکم انکار ضرورى دین را دارد.  البته باید دانست که انکار آگاهانه ى یکى از ضروریات دین ،به خروج از دین خواهد انجامید .بنابراین ،صرف ثبوت والیت فقیه و وجوب ایمان قلبى به آن و لزوم تع ّهد عملى در برابر آن ،سبب نمى شود این حکم ،همتاى توحید ،نبوت و معاد و مانند آن ها باشد. نتیجه ى این سخن آن است که: ‏ - 1باور داشتن به والیت فقیه ،واجب نیست. ‏ - 2والیت فقیه نیابت از امام معصوم(علیه السالم)است. ‏ - 3اگر والیت فقیه بر کسى ثابت شود ،اعتقاد به آن واجب مى شود. نظر حضرت آیت ا...خامنه ای در مورد اعتقاد به"والیت فقیه" ‏ واليت فقيه از شئون واليت و امامت است كه از اصول مذهب مىباشد .با اين تفاوت كه احكام مربوط به واليت فقيه مانند ساير احكام فقهى از ا ّدله شرعى استنباط مىشوند و كسى كه به نظر خود بر اساس استدالل و برهان به عدم پذيرش واليت فقيه رسيده ،معذور است. ‏ واليت فقيه در رهبرى جامعه اسالمى و اداره امور اجتماعى ملت اسالمى در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه اثنىعشرى است كه ريشه در اصل امامت دارد ،اگر كسى به نظر خود بر اساس استدالل و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد ،معذور است ،ولى ترويج اختالف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست. ‏ عدم اعتقاد به واليت مطلقه فقيه ،اعم از اين كه بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد ،در عصر غيبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دين اسالم نمىشود. zيه به چه معناست ؟ التزام عملي به واليت فق ‏ دربحثهاي سياسي مربوط به واليت فقیه به دو اصطالح برخورد ميكنيم: -1التزام علمي -2التزام عملي. ‏ آنچه الزم است التزام عملي به واليت فقيه است و اين بدان معنا است كه اگر كسي از نظر مباحث علمي به اين نتيجه نرسيده كه فقيه واليت دارد يا قانون اساسي مفيد است؛ ولي باز بايد عم ً ال موافقت و تبعيت كند؛ چون اداره كشور براساس اين اصل يا قانون صورت ميگيرد و اكثريت مردم آن را پذيرفتهاند واو نيز براي جلوگيري از هرج و مرج و حفظ نظم جامعه بايد از نظر عملي به مخالفت نپردازد و اعمال خالف قانون انجام ندهد. ‏ ‏  گفتني است كه در تمام كشورها مردم را ملزم به موافقت عملي با قانون ميكنند؛ ولي كسي را ملزم به موافقت علمي نمينمايند؛ زيرا عقيده افراد مختلف است و ممكن است براي كسي فلسفه قانوني از قوانين ،حل نشده باشد. ‏ حضرت آیت ا...خامنه ای در مورد التزام عملي به واليت فقيه می فرمایند: ‏ بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد ازاوامر والئى ولىفقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهى او باشند و اين حكم شامل فقهاى عظام هم مىشود ،چه رسد به مقلدين آنان .به نظر ما التزام به واليت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسالم و واليت ائ ّمه معصومين(ع) نيست.  احكام والئى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلميناگر هنگام صدور ،موقت نباشد ،همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود ،مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند. ‏ اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هرمكلفى ولو اين كه فقيه باش5د ،واجب است .و براى هيچ كسى جايز نيست كه با متصدى امور واليت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است ،مخالفت نمايد .اين در صورتى است كه متصدى منصب واليت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام واليت رسيده باشد .ولى در غير اين صورت ،مسأله به طور كلى تفاوت خواهد كرد. اشکال دور باطل درمورد رهبرى ‏ اشکال مورد نظر این است که :مشروعیت رهبرى به مشروعیت مجلس خبرگان رهبرى و مشروعیت این مجلس به مشروعیت شوراى نگهبان و مشروعیت این شورا به تعیین رهبرى بستگى دارد. ‏ اگر مراد از دور در این پرسش ،همان دور فلسفى باشد ،باید دانست که الزام به تأیید صالحیت خبرگان رهبرى از سوى شوراى نگهبان ،الزام شرعى نیست ،بلکه الزام قانونى است. ‏ بر اساس قاعده ى فقهى و عقالیى تشخیص خبره با رجوع به خبره ،ممکن است،ولى این شرط که آن خبره باید عضو شوراى نگهبان باشد ،یک پیش بینى قانونى است و منحصر کردن شیوه کارشناسى در این شکل ،تنها با هدف ارایه ى راه کار براى آن اصل شرعى و عقالیى ،صورت گرفته است. دور محال چیست؟ ‏ مراد از این اصطالح ،آن است که یک موجود از آن نظر که علت پیدایش چیز دیگرى هست ،نمى تواند «در همان جهت ،علیت و تأثیرش» ،معلول آن چیز باشد .به دیگر سخن ،محال است علت، چیزى را به معلول بدهد که براى داشتن همان چیز ،به معلول نیازمند است. ‏ همان گونه که در تعریف «دور» گفته شد ،توقف یک شىء بر دیگرى باید از همان جهتى باشد که علت آن است. آیا در مورد رهبرى ،دور باطل وجود دارد؟ ‏ - 1در نظام جمهورى اسالمى ایران ،نخستین رهبر را مجلس خبرگانى که تأیید شده ى شوراى نگهبان باشد ،انتخاب نکرده است تا بگوییم آن شوراى نگهبان ،منصوب رهبر بوده اند .و مشروعیت خبرگان به تأیید رهبرى و مشروعیت رهبرى به تأیید خبرگان بستگى داشته است. ‏ - 2در زمان رهبرى دوم نیز که مسأله ى لزوم تأیید صالحیت خبرگان به وسیله ى شوراى نگهبان مطرح شد ،مجلس خبرگانى ،رهبر را برگزید که صالحیت اعضاى آن در شوراى نگهبان بررسى نشده بود .بنابراین ،اشکال دور در تعیین رهبر کنونى نیز مصداق ندارد. ‏ باید گفت یکى از شرایط دور ،توقف شىء بر چیزى است که آن چیز بر همین شىء اول متوقف است در یک جهت.  - 3اگر در مواردى بتوان تصور کرد که یک رهبر دو بار از سوى یک مجلس خبرگان به رهبرى نصب گردد ،در چنین مواردى ،اختالف زمان ،مانع از تحقق وحدت جهت است; زیرا زمان مشروعیت یابى رهبرى به وسیله ى خبرگان با مشروعیت یابى مجلس خبرگان به وسیله ى رهبرى تفاوت دارد. ‏ - 4اساس ًا مجلس خبرگان ،مشروعیت حقوقى به رهبر نمى دهد ،بلکه زمینه ساز کشف چنین مشروعیتى مى شود .این مسأله به بحث درباره ى منشأ حقیقى مشروعیت و الزام آورى در حقوق مى انجامد که خود، بحثى مبنایى و ریشه اى است. ‏ - 5دور بدان دلیل باطل است که محال است و هرگز امکان وقوع خارجى ندارد .این در حالى است که اشکال کننده مدعى است ،دور اتفاق افتاده است و این ادعا ،خود ،بزرگ ترین دلیل بر دور نبودن آن است. ‏ اگر انتخاب رهبر به وسیله ى خبرگان ،دور محال بود ،نمى بایست چنین اتفاقى بیافتد و خبرگان ،رهبرى را تعیین کند .پس این امر بیانگر آن است که انتخاب رهبر از سوى خبرگان ،دور محال نیست. آيا واليت فقيه حكومتى توتاليتر است ‏ در فرهنگ سیاسی ،توتالیتر به معنای «کل گرا و یکه تاز» و توتالیتاریسم به مفهوم «حکومتی است که می خواهد همه ی جنبه های حکومت را در اختیار خویش قرار دهد. ‏ دایرة المعارف بین المللی علوم اجتماعی ،بعضی ویژگیهای حکومت توتالیتر را چنین برمی شمارد: ‏ قابل پیش بینی نبودن ‏ ارایه ی تفسیر دل خواه از ایدئولوژی رسمی ‏ کاربرد گسترده خشونت سازمان یافته و زور برای به زیر سلطه درآوردن مردم  هدف رهبر توتالیتر ،سرکوبی هرگونه نهادی است که در برابر او قد برافرازد .از این رو ،هیچگاه خود را به نهاد قانون ،وابسته نمی داند; یعنی اساس نظام توتالیتر ،بی قانونی است. ‏ واژه ى توتاليتر از ريشه ى فرانسوى توتال به معناى جامع و كامل گرفته شده است و به آن دسته از رژيم هاى استبدادى اطالق مى شود كه ك ّليه ى شؤون جامعه را ،از سياست و اقتصاد گرفته تا مذهب ،فرهنگ و هنر ،تحت كنترل و نظارت خود در مى آورند. ‏ موسولينى اين واژه را ابداع كرد و طبق تعريف او ،توتاليتر ،نظامى است كه در آن همه چيز به خاطر دولت وجود دارد و هيچ چيز از دولت و عليه دولت نيست. ‏ توتاليتر را در زبان فارسى مى توان معادل استبداد و حكومت تك حزبى و خود كامه دانست .در چنين نظام هاى سياسى ،هر فرد، جزئى از كلّ ّ كل جامعه و در خدمت آن است و از خود اصالتى ندارد.  رژيم هاى كمونيستى و فاشيستى را مى توان نمونه هايى از نظام توتاليتريسم به شمار آورد. ‏ [طبق تعريف باال ،از مبانى اصلى انديشه ى توتاليتريسم، اصالت جامعه و فراموش نمودن فردى است كه سازنده و پديد آورنده ى جامعه است .مطابق اين نظريه ،هرچه هست روح و وجدان و شعور و اراده ى جمعى است كه در دولت متبلور مى شود و افراد بايد در آن اضمحالل يابند؛ ‏ اما حكومت اسالمى و والي5ت فقيه بر بينش صحيح اسالمى استوار است كه هم فرد را اصل مى داند و هم جامعه را .به تعبير شهيد مطهرى در عين حال كه قرآن كريم براى ا ّمت ها و جوامع سرنوشت مشترك و فهم و شعور مشترك قائل است ،ولى فرد هم اصالت دارد.  مى در ّ تفكر اسالمى ،اين فرد است كه با اختيار و آگاهى ،ايمان آورد و بار سنگين مسؤوليُب رد و دشك ىم شود رب ار ىهلا فيلاكت و تّعد سياسى وظيفه و تكليف دارد و بايد بر اساس مق ّررات دينى ،در حاكم ّيت سياسى جامعه دخالت كند و مشاركت ورزد و با آگاهى سياسى، اتّخاذ موضع نمايد. ‏ واليت فقيه ،بر اصول و مبانى جهان بينى اسالمى استوار است .در نظريه ى واليت فقيه ،دولت منبعث از خواست و اراده ى جامعه است و اين مردم اند كه آگاهانه ،به صحنه مى آيند و با رعايت موازين شرعى ،به تكليف دينى خود عمل نموده ،با انتخاب خويش، زمينه ى حاكميِا و هيقف تّعمال واليت او را كه واليت فقه و فقاهت است ،فراهم مى كنند.  الب ّته در مراتب باالى نهى از منكر كه نيازمند اقدام عملى است دولت حد ضرورتّ ، موظف به مبارزه با منكرات است و بايد جلوى فحشا و در ّ فساد و ظلم را بگيرد؛ ولى اين به معناى به زور بردن به بهشت نيست. ح ّتى كافران ذ ّمى نيز زير چتر حكومت اسالمى زندگى مى كنند ،بدون آن كه كسى متع ّرض آنها شود و ايمان را به آنها تحميل نمايد .دولت اسالمى ّ موظف به حفظ جان ،ناموس ،مال و امن ّيت ايشان ـ همچون ساير مردم مسلمان است. ‏ اين كجا و انديشه ى توتاليتريسمِ پديد آمده در كشورهاى كمونيستى، نظير شوروى سابق و فاشيستى ،نظير آلمان هيتلرى ،و استبدادهاى خشن لنين و استالين كجا؟ كه به اجبار ،مردم را به حزب و مكتب خود مى خواندند ،مكتبى كه نه برخاسته از متن توده ها ،بلكه معلول اراده ى اق ّل ّيت حاكم بوده است. ‏ در نظام هاى توتاليتريستى درراستاى همگانى كردن ديدگاه هاى يك حزب ،نه تنها ازجامعه ،خدازدايى و دين زدايى مى نمودند كه به زدودنِ اخالق و انسان ّيت و معنويّت مى پرداختند و همه چيز و همه كس را در خدمت اميال ضدانسانى خود مى خواستند. چه تضمینی وجود دارد ولی فقیه به حاکم مستبد و توتالیتر تبدیل نشود؟ ‏ چنین فرضی در این مسأله ،محال است; زیرا والیت فقیه تا زمانی است که به مرز استبداد نرسیده باشد و گرنه مشروعیت و والیت او خود به خود ساقط خواهد شد. ‏ ولی فقیه ،فقاهت ،عدالت و داشتن مدیریت الزم از جمله شرایط ّ است و تضاد با استبداد ،اساس فقاهت و عدالت به شمار می رود. اقتضای فقاهت این است که فقیه واسالم شناس باشد و کشور را بر اساس احکام الهی اداره کند نه براساس آرای غیر خدایی (رأی خود یا دیگران). ‏ عدالت سبب می شود فقیه ،خواسته های نفسانی خود را در اداره نظام اسالمی دخالت ندهد و در پی جاه طلبی و دنیاگرایی نرود. حضرت امام خمینی(ره) در مورد اصل والیت فقیه فرمود: ‏ والیت فقیه چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است ...شما از والیت فقیه نترسید ،فقیه بر مردم زورگویی نمی کند .اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند ،دیگر والیت نخواهد داشت... ولی فقیه ،نظارت بر دستگاهها و امور است. کار ّ ‏ رفتار ولی فقیه بر خالف حکم توتالیتر که قابل پیش بینی نیست، دقیق ًا در چارچوب قوانین و مقررات الهی قرار دارد و او هرگز نمی تواند حکمی دل خواهانه و از روی هوا و هوس صادر کند. ‏ ولی فقیه در جامعه ی اسالمی ،مشروعیت خویش را از خدا و رسول ّ و تحقق وفعلیت قدرت خودرا ازپذیرش مردم می گیرد. ‏ ولی فقیه را با حاکم توتالیتر یکی دانست ،در اساس ًا چگونه می توان ّ سد توانمندی در برابر استبداد و حالی که اصوال دین اسالمّ ، خودکامگی است شبهه واليت فقيه وديكتاتورى صالحان ‏ ‏ ديكتاتورى ،در اصل ،مقامى در جمهورى روم باستان بود كه در شرايط تش ّنج و بحران ،حاكميًادعب ىلو ؛تفرگ ىم تسد رد ار تّ ديكتاتورى به نوعى از حكومت اطالق شده است كه يك فرد يا گروه و يا طبقه ،بدون رضايت مردم ،حكومت كنند. مى توان سه ويژگى اصلى براى ديكتاتورى برشمرد: ‏ .1مطلق بودن قدرت ‏ .2به دست آوردن قدرت از طريق زور و ا ِعمال فشار ‏ .3فقدان قانون براى جانشينى.  براى روشن شدن بحث ،بايد ويژگى هاى ديكتاتورى را با حكومت واليى مقايسه كنيم تا تفاوت آنها آشكار گردد. ‏ .1ويژگى اوِندوب دودحمان ىروتاتكيد لّ قدرت است. ‏ آيا در واليت قدرت نامحدود وجود دارد؟تشكيل حكومت واليى براى اجراى احكام خداوند سبحان است. ‏ اهداف اصيل چنين حكومتى ،توسعه ى فرهنگ دينى و باورهاى مذهبى ،گسترش ايمان ،رشد مكارم و فضايل اخالق و حاكم ّيت عدالت در جميع شؤون حيات است. ‏ حكومت واليى مى كوشد تا بسترى مناسب براى بروز و شكوفايى استعدادها فراهم گردد و مردم ،عالوه بر سعادت دنيوى ،بتوانند راه آخرت را طى نمايند و به مقام قرب الهى و عبوديّت پروردگار عالم نايل گردند.  . 2ويژگى دوم ديكتاتورى ،به قدرت رسيدن با توسل به زور است. ‏ پنداشت چنين ويژگيى در واليت و حكومت واليى ،از روى ناآگاهى و يا بى انصافى و غرض ورزى اس5ت . ‏ چرا كه در نظام واليى ،شرط اعمال واليت ،اعالم پذيرش و وفادارى ملت است.  3ـ ويژگى سوم ديكتاتورى ،فقدان قانون جانشينى است. ‏ چنين شبهه اى نيز در حكومت واليى قابل تص ّور نيست .زيرا حكومت واليى، نص الهى اگر در عصر حضور معصوم باشد ،مسئله ى جانشينى با نصب و ِّ مطرح مى شود؛ مثل نصب امير مؤمنان(عليه السالم)براى واليت توسط وحى و ابالغ آن به مردم به وسيله ى رسول اكرم(صلى اهلل عليه وآله)در غدير خم . ‏ ولى اگر مردم ،با عصيان فرمان الهى ،زمينه ى حاكم ّيت او را از بين ببرند، ولى اهلل ،هرگز با زور و شمشير ،به اعمال واليت نخواهد پرداخت. ّ ‏ اما در حكومت ولى فقيه در عصر غيبت هم ،مسئله ى جانشينى ،روشن و بى ابهام است ،چنان كه در قانون اساسى جمهورى اسالمى ايران مشخّ ص شده است. ‏ تركيب ديكتاتورى صالحان ،تعبيرى كامال متناقض است؛ زيرا ِ ديكتاتورى و ديكتاتورى ،خود ،صالح ّيت و شايستگى را نفى مى كند و در مقابل ،هرگز، افراد صالح ديكتاتور نيستند.  اين دو واژه كه اثبات هر يك موجب نفى ديگرى مى گردد ،چگونه قابل جمع اند و چگونه يك انسان انديشمند و اهل علم مى تواند چنين تركيبى را ا ّدعا كند؟ ‏ «حكومت اسالمى براى چه ديكتاتورى بكند؟ ‏ عيش و عشرتى نيست تا اين كه بخواهد او ديكتاتورى بكند. اينهايى كه مى گويند ديكتاتورى ،فقيه اسالم را نمى دانند فقيه اگر يك گناه صغيره هم بكند از واليت ساقط است ،ما مى خواهيم كه فقيه باشد تا جلوى ديكتاتورها را بگيرد [».صحيفه ى نور ،ج،11 ص]306 اگر ولیفقیه معصوم نیست ،اطاعتبیچون و چرا از وی چه توجیهی دارد؟ ‏ روشن است در میان معتقدان به والیت فقیه هیچ کس معتقد به عصمت ولی فقیه نبوده و حتی چنین ادعایی نکرده است ،زیرا ما معتقدیم فقط پیامبران، حضرت زهرا و امامان علیهم السالم معصومند. ‏ اکنون سؤال این است :با توجه به عدم عصمت ولی فقیه و احتمال خطا و اشتباه در او ،آیا این احتمال مانع اطاعت از وی میگردد؟ ‏ به نظر میآید چنین مالزمهای وجود ندارد یعنی چنان نیست که اگر کسی معصوم نبود ،اطاعت او الزم نباشد .اگر به سیره عملی شیعیان توجه کنیم، مییابیم آنها بی چون و چرا از مراجع ،تقلید میکردهاندوبهفتوای آنانعملمینمودهاند ،در حالی که هیچ کس معتقد به عصمت مراجع نبوده ،بلکه با تغییر فتوای مرجع میفهمیدند نه تنها او عصمت ندارد ،که قطعا اشتباه هم کرده است ،زیرا یا فتوای پیشین او خطا بوده و یا فتوای جدیدش .همچنین از اختالف فتاوای مراجع معلوم میشود بعضی از آنان دچار خطای در فتوا شدهاند ،ولی با این حال هیچ کس اندک تردیدی در وجوب تقلید از مراجع ندارد. ضرورت اطاعت از حاکم یکی از دو رکن حکومت ‏ شکینیستکههرجامعهای نیازمند حکومت است و قوام حکومت به دو امر است; یکی حق حاکمیت ،یعنی کسانی حق داشته باشند دستور بدهند و فرمان صادر کنند; و دیگری ضرورت اطاعت و فرمانبرداری. ‏ اگر یکی از این دو تحقق نیابد ،حکومتی به وجودنمیآید.حال اگر احتمال خطا ،مجوز سرپیچی از دستور حاکم باشد ،چون این احتمال هیچگاهمنتفی نیست ،اطاعت از حاکم هیچگاه تحقق نخواهد یافت و یک رکن حکومت محقق نخواهد شد ،پسحکومت از بین خواهد رفت. ‏ اگر به روش خردمنداندر زندگی توجه کنیم،مییابیم آنان در مواردی اطاعت را ضروری میدانند ،گرچه دستور دهنده را معصوم نمیدانند.  اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختالل نظام جامعه میگردد .ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد میشود. ‏ در تمام موارد مذکور روش خردمندان اعتنا نکردن به احتماالت ضعیف به هنگام عمل است .حال اگر به خصوصیات ولی فقیه توجه کنیم و در نظر داشته باشیم که حاکم اسالمی همیشه در هر کاری با صاحبنظران و متخصصان مشورت میکند و بعد تصمیم میگیرد و مردم هم وظیفه دارند از خیرخواهی و مصلحت اندیشی برای حاکم شرعی مضایقه نکنند ،احتمال خطا تا حد بسیاری کاهش مییابد و دیگر معقول نیست از دستورهای او سرپیچی کنیم. zیه انگیزه طرح مساله معصوم نبودن ولی فق ‏ در پایان باید گفت اشکال عدم عصمت درباره هر حاکم و رئیس در هر حکومتی وارد است ،ولی اگر این اشکال در مورد نظام والیت فقیه مطرح میگردد و در مورد نظامهای دیگر این اشکال مطرح نمیشود ،ما را به این برداشت رهنمون میسازد که غرض مطرح کنندگان از طرح اینگونه اشکاالت شکستن قداست رهبری نظام اسالمی است ،زیرا قداست رهبر در موارد بسیاری سد راه دشمنان و بر هم زننده نقشه آنان بوده است. ‏ چون در اثر این قداست و لزوم اطاعت ،دشمنان به ناکامی رسیدهاند ،این اشکاالت طرح میشود .پس توجه داشته باشیم همه اشکاالت برای دریافت جواب حق مطرح نمیگردد ،بلکه انگیزه این اشکال تراشی امور دیگری است.  اگر ولی فقیه نماینده امام زمان(عج) در زمین و ولی امر همه مسلمانان جهان است ،چرا قانون اساسی به گونهای تنظیم شده است کهولیفقیه،نمایندگانمجلس خبرگان رهبری و دیگران باید ایرانی باشند؟ ‏ منظور سؤال کننده این است که آیا والیت فقیه مقامی است مشابه مقامات دولتی که تمام اختیارات و وظایفشان محدود به همان کشوری است که در آن حکمرانی میکنند یا اینکه والیت فقیه مقام و منصبی الهی است و محدود به مرزهای جغرافیایی نمیشود؟ ‏ در پاسخ به این سؤال ذکر مقدماتی ضروری است: د َوران امر میان همه یا هیچ!؟ بعضی از مکاتب سیاسی یا حقوقی یا اخالقی و ...هستند که نظرات آنها دایر میان همه یا هیچ است; بدین معنا که اگر همه شرایط مورد نظر آنها در موردی جمع شد ،نتیجه به دست میآید ،ولی اگر کمتر از همه شرایط فراهم شد ،دیگر هیچ نتیجهای به بار نمینشیند .به عبارت دیگر :با همه شرایط حصول نتیجه را شاهدیم و با کمتر از همه شرایط هیچ نتیجهای را به دست نمیآوریم. ‏ برای روشنتر شدن این ادعا به مثالی از فلسفه اخالق «کانت» توجه کنید :او معتقد است اگر کسی در کاری هیچ انگیزه و نیتی جز اطاعت امر عقل و وجدان نداشت ،کارش دارای ارزش اخالقی خواهد بود ،ولی اگر در کنار انگیزه اطاعت از فرمان عقل ،مثال عالقه به نتیجه کار هم در او وجود داشت ،دیگر هیچ ارزش اخالقی بر کار او مترتب نیست.  ولی باید گفت :این نظرات غیر واقعبینانه است و از آن رو که اسالم در همه زمینهها احکام و ارزشهایی واقعبینانه مطرح کرده است، نظرات آن دارای مراتب و درجاتی است .اسالم نمیگوید اگر در مسالهای نتیجه ایدهآل و صد در صد میسر نشد ،دیگر هیچ ،بلکه میگوید :درجه پایینتر را انجام دهید. ‏ برای پی بردن به درستی این ادعا میتوان اندک توجهی به مباحث فقهی کرد ،که در آنها بدلهای متعددی در یک امر پیشروی مکلف است .حالتهای متفاوت برای انجام نماز در موقعیتهای مختلف، نمونهای از این مدعاست .حتی در مهمترین مساله دینی یعنی ایمان هم مراتب وجود دارد. ایدهآل اسالم در مساله رهبری جامعه ‏ ایدهآل اسالم در نظریه امامت و رهبری جامعه آن است که جامعهای اسالمی با رهبر معصوم اداره شود ،همانگونه که در عصرپیامبراکرم صلی اهلل علیه و آله چنین بود. ‏ فقها اتفاق نظر دارند که حتی در حکومتهای نامشروع هم فقیه در امور حسبیه والیت دارد ،یعنی حتی اگر قدرت حاکمیتبر مردم را نداشته باشد ،باز باید این امور را به عهده گیرد و در آنها دخالت کند. ‏ در زمان رژیم طاغوت که از دیدگاه دینی ما حکومتی ظالم ،زورگو و غیر شرعی بود فقها معتقد بودند در مسائلی که منوط به حکم حاکم شرعی است ،باید مردم به مجتهد جامع شرایط (حاکم شرع) مراجعه کنند. پاسخ نهایی مساله ‏ براساس نظر اسالم ،ایدهآل این است که حکومتجهانیواحدیداشتهباشیم ومرزهای جغرافیایی هیچ دخالتی نداشته باشند .اما آیا در جهان فعلی که شرایط تحقق این ایدهآل وجود ندارد ،به بنبست میرسیم؟ قطعا خیر. ‏ اکنون که نمیتوان تمام جهان را با حکومت دینی اداره نمود ،باید در همین منطقه (ایران) حکومت دینی را برقرار کنیم .وقتی چنین باشد دیگر پذیرفته نیست قانون اساسی و سایر مقررات به گونهای باشد که خارج از ایران را نیز در بر بگیرد. ‏ پس نمیتوان در جهان کنونی گفت :چون رهبر حکومت ما رهبر هر مسلمانی است، بنابراین باید مسلمانان دیگر کشورهای اسالمی نیز تحت فرمان او باشند .این مطلب در عرف بینالمللی پذیرفته نیست. ‏ اگرقانوناساسیبهگونهای است که حکومت اسالمی ایران ،رهبری و ارگانهای آن را محدود به یک کشور میکند ،به دلیلی است که گفته شد ،وگر نه از نظر اسالم مرزهای جغرافیایی جدا کننده کشورها و ملتها نیست ،بلکه آنچه مرز واقعی و جدا کننده مردم از همدیگر است ،عقیده است. رئيسجمهور بدون تنفيذ ‌ چرا اطاعت از ولي فقيه حرام است؟ ‏ امام خمینی (ره)فرموده اند« :اسالم واليت فقيه را واجب كرده است .اگر رئيس جمهور به نصب فقيه نباشد غيرمشروع است، وقتي غيرمشروع شد طاغوت است ،اطاعت از او اطاعت از طا5غوت است». ‏ طبق احاديث ،مخالفت با ولي‌فقيه مخالفت با اه5ل‌بيت و در حد شرك به خدا است. ‏ مگر رئيس‌جمهور با ولي‌فقيه يكسان است؟! آيا اگر كسي با تبليغات آن‌چناني و رقص و پايكوبي به رياست جمهوري برس5د، ولي‌خدا مي‌شود؟! بايد در رأس نظام كسي واقع شود كه از طرف ِّ امام تع5يين شده باشد.  اعتبار از خدا به پيغمبر ،از پيغمبر به امام معصوم ،5از امام معصوم به ولي‌فقيه و از ولي‌فقيه به سايرين كاناليزه مي‌شود. ‏ اگر ولي‌فقيه بگويد :از دولت اسال‌مي اطاعت كنيد ،آن وقت اطاعت از دولت اسال‌مي هم واجب شرعي مي‌شود ،چرا؟ چون اطاعت از ولي‌فقيه واجب شرعي است ،بنابراين وقتي او مي‌گويد از اين اطاعت كنيد ،اين هم اطاعت او شمرده مي‌شود. چرا اطاعت از قوانين دولت اسالمي واجب است؟ ‏ نظام ما اعتبارش از طرف خدا است و رعايت‌ قوانينش وجوب شرعي دارد .وقتي در مجلس شوراي اسال‌مي تصويب شد و شوراي نگهبان هم تأييد كرد كه فال‌ن مبلغ بايد ماليات بدهيد ،پرداخت آن ماليات مثل پرداخت خمس و زكات واجب مي‌شود ،زيرا دولت اسال‌مي آن را تعيين كرده و دولت اسال‌مي مورد امضاي ولي فقيه است ،او هم مورد تأييد خدا و پيغمبر است. ‏ اين سلسله مراتب ،وجوب شرعي مي‌آورد .اما اگر اين نباشد، همان فرهنگي رايج مي‌شود كه در همه جاي دنيا وجود دارد :فرار از ماليات ،نوعي زرنگي است! در صورتي‌كه اين مقام وجود نداشته باشد ،مقررات مجلس شوراي اسال‌مي اگر به اتفاق آراء هم تصويب شود ،وجوب شرعي نخواهد داشت.  ميشود كه هرچه اكثريت گفتند، چه اندازه‌ وجدان‌ آدم‌ها راضي ‌ آن‌ها هم عمل كنند؟! حداكثر اين است كه براي رعايت مصلحت جامعه مخالفت نكنند ،اما در دل‌ مي‌گويند كه اين‌ها بي‌اعتبار ميكنم! است ‌،هرگونه منفعت خودم اقتضا‌كند ،عمل ‌ ‏ اگر فرهنگ اسال‌مي حاكم شود ،پرداخت ماليات به حكومت اسال‌مي را مثل دادن خمس و زكات بر خود واجب مي‌داند؛ ديگر احتياج نيست كه بازرس بيايد و رسيدگي كند ،بلكه التماس مي‌كند ماليات من را بگيريد تا مال من حال‌ل شود. چگونگي احراز فرد واجد شرايط ولي فقيه ‏ چگونه احراز كنيم چه كسي واجد شرايط است؟ اگر بخواهيم ببينيم در بين اساتيد دانشگاه چه كسي عالم‌تر است ،بايد سر5اغ خود استادها بر5ويم .البته به دشواري كسي اعتراف مي‌كند كه فال‌ن هم‌صنف من از من برتر و شا5يسته‌تر است. ه5يچ راهي اطمينان‌بخش‌تر از اين نيست كه اكثريت قريب به اتفاق كساني كه در يك فن خبره ه5ستند ،شهادت دهند كه يك نفر 5از ميان ما از همه شايسته‌تر است. چگونگي احراز فرد واجد شرايط ولي فقيه ‏ چگونه احراز كنيم چه كسي واجد شرايط است؟ اگر بخواهيم ببينيم در بين اساتيد دانشگاه چه كسي عالم‌تر است ،بايد سر5اغ خود استادها بر5ويم .البته به دشواري كسي اعتراف مي‌كند كه فال‌ن هم‌صنف من از من برتر و شا5يسته‌تر است. ه5يچ راهي اطمينان‌بخش‌تر از اين نيست كه اكثريت قريب به اتفاق كساني كه در يك فن خبره ه5ستند ،شهادت دهند كه يك نفر 5از ميان ما از همه شايسته‌تر است.  نميدانند استاد اگر مردمي كه اصال‌ً از اين چيزه5ا آگاه نيستند و ‌ يعني چه ،كدام استاد بهتر درس خوانده و بيش‌تر تحقيق كرده است ،رأي بدهند ،چه ارزش و اعتباري دارد؟! ‏ رأيي كه از روي ناآگاهي داده مي‌شود ،اعتبار ندارد. ‏ در عالم عقال ‌،براي تعيين فرد شايسته‌تر هيچ راهي بهتر از شهادت اقران وجود ندارد .خبرگان يع5ني كساني كه خودشان بهره‌اي از فقاهت و عدالت دارند و مصالح اجتماعي را كم‌ و بيش درك مي‌كنند ،شهادت بدهند كه در بين ما يك نفر از همه بهتر است. مطمئن ترين راه برای انتخاب رهبر ‏ بنابراين براي تعيين رهبر ،هيچ راهي اطمينان‌بخش‌تر از شهادت خبرگان نيست؛ البته خبرگان را بايد مردم شناسايي كنند .شوراي ميكنند ،اما تقوا و نگهبان و مانند ايشان اجتهاد خبرگان را تأييد ‌ درستكاري و مورد اعتماد بودن را بايد مردم تأييد كنند .خود مردم بايد بررسي كنند و بگويند اين‌ها بيش‌تر مورد اعتماد هستند. ‏ ميشوند و چنين خبرگاني هر كس بدين وسيله آن‌ها خبرگان مقبول ‌ ميشود كه را با اكثريت آراء انتخاب كردند ،رهبر و مصداق حاكمي ‌ معصوم فرمود :من او را نصب كرده‌ام. ‌ امام ‏ مردم در اين‌جا وظيفه‌اي سنگين دارند؛ مي‌خواهند مصداق آن كسي را تعيين كنند كه امام زمان يا ساير ائمه (ع)فرمودند ما او را حاكم قرار داديم و اطاعت او بر شما واجب است .مسئوليت سنگيني است نميشود به «اصالة الصحة» و ُحسن ظاهر اعتماد كرد. و ‌ منابع و مآخذ: امام خمينى ،واليت فقيه آيت اهلل يزدى ،محمد ،واليت فقيه يا حكومت اسالمى در عصر غيبت آيت اهلل مصباح يزدي ,نظريه سياسي اسالم ج 1و ج 2مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره ) نظر يه واليت فقيه-مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رض) آيت اهلل مصباح یزدی ،نگاهى گذرا به ّ آيت اهلل مصباح يزدي ,پرسشها وپاسخها ج 1تا , 4مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره ) مبانی اندیشه اسالمی ،مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رض)1383 ، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) ،فلسفه سياست ،انتشارات مؤسسه ،چاپ باقري ،دوم ،تابستان .78 مطهري،مرتضی ،پيرامون جمهوري اسالمي ،انتشارات صدرا معرفت ،محمدهادي ،واليت فقيه ،قم ،مؤسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد 77 ابراهيم زاده آملي ,نبي اله،حاكميت ديني ,پژوهشكده تحقيقات اسالمي سپاه خسروپناه ،عبدالحسين ,جامعه مدني و حاكميت ديني ,انتشارات وثوق لقماني ،احمد ،واليت فقيه ،جوانان پرسشها و پاسخ‌ها ،انتشارات بهشت برين ،قم ،چاپ اميران ،چهارم ،تابستان .81 سروش ،محمد ،دين و دولت در انديشه اسالمي ،دفتر تبليغات اسالمي ،قم ،چاپ بهمن ،اول.1378 ، نوروزي ،محمد جواد ،نظام سياسي اسالم ،مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني ،قم ،چاپ باقري ،اول ،تابستان.1379 ، رحمان ستايش ،محمد کاظم ،حکومت اسالمي در انديشه فقيهان شيعه ،ج ، 2مجمع تشخيص مصلحت نظام ،تهران ،چاپ سازمان، اول ،زمستان .85 واعظي ،احمد ،حکومت ديني تأملي در انديشه سياسي اسالم ،نشر مرصاد ،قم ،اسوه ،اول ،تابستان .78 جعفر پيشه فرد ،مصطفي ،واليت فقيه ،نشر مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه قم ،اول ،تابستان .81 عميد زنجاني ،عباسعلي ،فقه سياسي ،انتشارات اميركبير ،تهران 77 موسوي خلخالي ،سيدمحمدمهدي ,شريعت و حكومت ,انتشارات دفتر تبليغات اسالمي . قاضي زاده ،كاظم ,انديشه هاي فقهي -سياسي امام خميني (ره) مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري . هادوي تهراني ,مهدي ,واليت و ديانت جوان آراسته ،حسين -مباني حکومت اسالمي سایت مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه شادي روح امام و شهيدان و سالمتي رهبر فرزانه انقالب اسالمي صلوات 249

رایگان