به نام خدا ذوالقرنین مقدمه ذوالقرنین« ،صاحب دو شاخ» (یا مجازا صاحب دو عمر) در آیات ۸۳ الی ۱۰۱سوره کهف در قرآن به عنوان شخصیتی ظاهر میشود که توسط الله صاحب قدرت شده است تا دیواری را بین نوع بشر و یاجوج و ماجوج ،که تجسم آشوبند، بنا کند. ذوالقرنین یکی از شخصیتهای قرآن و کتاب مقدس است .بر اساس قرآن، ذوالقرنین ،سه لشکرکشی مهم داشت نخست به غرب ،سپس به شرق ،و سرانجام منطقهای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت ،او انسان یکتاپرست و مهربانی بود و از طریق دادگری منحرف نمیشد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود ،او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا عالقهای نداشت ،او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز ،او سازنده سدی بود ،که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شدهاست و هدف او از ساختن این سد تصویری از شمایل کورش کبیر ذوالقرنین در تاریخ ذوالقرنین در قرآن ذوالقرنی ن در احادیث داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف آمده است امام جعفر صادق (ع) و عمار سابطی از ذوالقرنین گفته اند ذوالقرنین از دیدگاه نادرشاه نامه نادرشاه به سلطان محمود عثمانی ذوالقرنین در کتاب عهد عتیق در کتاب دانیال نبی از ذوالقرنین یاد میشود داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمدهاست: و از تو درباره ذوالقرنین میپرسند .بگو :برای شما از او چیزی میخوانم)۸۳( . ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم)۸۴( . او نیز راه را پی گرفت)۸۵( . تا به غروبگاه خورشید رسید .دید که در چشمهای ِگلآلود و سیاه غروب میکند و در آنجا مردمی یافت .گفتیم :ای ذو القرنین، میخواهی عقوبتشان کن و میخواهی با آنها به نیکی رفتار کن)۸۶( . گفت :اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد .آن گاه او را نزد پروردگارش میبرند تا او نیز به سختی عذابش کند)۸۷( . و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند ،اجری نیکو دارد؛ و درباره او فرمانهای آسان خواهیم راند)۸۸( . باز هم راه را پی گرفت)۸۹( . تا به مکان برآمدن آفتاب رسید .دید بر قومی طلوع میکند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار ندادهایم)۹۰( . چنین بود؛ و ما بر احوال او احاطه داریم)۹۱( . باز هم راه را پی گرفت)۹۲( . تا به میان دو کوه رسید .در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمیفهمند)۹۳( . گفتند :ای ذو القرنین ،یأجوج و مأجوج در زمین فساد میکنند .میخواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ ()۹۴ گفت :آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی دادهاست بهتر است .مرا به نیروی خویش مدد کنید ،تا میان شما و آنها سدی برآورم. ()۹۵ برای من تکههای آهن بیاورید .چون میان آن دو کوه انباشته شد ،گفت :بدمید .تا آن آهن را بگداخت؛ و گفت :مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم)۹۶( . نه توانستند از آن باال روند و نه در آن سوراخ کنند)۹۷( . گفت :این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد ،آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است)۹۸( . • در کتاب خصال روایتی است از جعفر صادق که میگوید :ملوک روی زمین چهار نفر بودند دو نفر مؤمن معتقد که عبارتند از سلیمان و ذوالقرنین .دو نفر کافر که عبارتند از نمرود و بخت النصر( .سلیمان و ذوالقرنین دو مؤمن معتقد بودند که بر زمین مسلط شدند و نمرود و بخت النصر دو کافر بودند که بر زمین مسلط شدند) • عمار سابطی روایت کرده که گفت خدمت جعفر صادق عرض کردم مقام و منزلت ائمه ما چیست؟ گفت :مانند مقام و مرتبه ذوالقرنین و یوشع (از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین موسی) و آصف مصاحب سلیمان -که داللت بر علو مقام ذوالقرنین دارد. • همچنین در احادیث اسالمی از مسجد ذوالقرنین نیز یاد شدهاست .مسجد و ساختمان بزرگی که درازای آن ۴۰۰ذراع بوده ،که در ساختمان آن از تختههای چوب و مس و الواح مسین استفاده شدهاست .درازای هر تخته چوب ۲۲۴ذراع و فاصله دو دیوار ۲۰۰ ذراع و بلندی دیوارها ۲۲ذراع گفته شدهاست .و مجلسی به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را «پایان خاوری سرزمین ترک» خواندهاست. در نامه نادرشاه به سلطان محمود عثمانی ،نادرشاه پس از سالم و صلوات بر رسول اعظم اسالم ،آل بیتش و اصحابش خلیفه مسلمین سلطان عثمانی را به عبارات کثیری مدح میکند ،در قسمتی از این نامه و مدحیات که به زبان ترکی است ،نادرشاه در مدح سلطان محمود ایشان را به اسکندر ذوالقرنین دوم توصیف میکند که نشان از باور او از شخص ذوالقرنین دارد. " ...خدیِو نافذاالمِر اقلیِم دولِت قویبنیاد ،و شیرازهیبنِد اوراِق پریشاِن اموِر بالد و عباد ،سلطان البّر ین و خاقان البحرین ،ثانی اسکندر ذی القرنین ،خادم الحرمین الشریفین" ،نجمًا ِلفلک السطنة و خالفة و العظمة و الرَافة و المرحمة و البّر و العدل و االحسان" ،سلطان محمود خان بن سلطان مصطفی خان "خّلد الله ملکه و سلطانه" حضرتلهرینین مرآِت ضمیِر منیِر خورشید ناظیرلهرینه مستطیع…" در کتاب دانیال ،دانیال نبی در رؤیا چنین میبیند: دیدم که ناگاه قوچی نزد نهر ایستاده بود که دو شاخ داشت و شاخهایش بلند بود ویکی از دیگری بلندتر و بلندترین آنها آخربرآمد؛ و قوچ را دیدم که به سمت باختر و شمال و جنوب شاخ میزد و هیچ وحشی با او مقاومت نتوانست کرد و کسی نبود که از دستش رهایی دهد و برحسب رای خود عمل نموده ،بزرگ میشد در متن عبری واژه "קרנים" (قرنیم) به معنی "دوشاخ" استفاده شدهاست. در ادامه در کتاب دانیال میخوانیم :جبرئیل بر او آشکار گشت و خوابش را چنین تعبیر نمود :قوچ صاحب دو شاخ که دیدی پادشاهان ماد و پارس است .در ترجمه عربی کتاب مقدس نام ذوالقرنین در همین فراز آمدهاست: َأ َأ ترجمه ون دایکَّ :ما اْلَکْبُش اَّلِذی َر ْیَتُه َذا اْلَقْر َنْیِن َفُهَو ُمُلوُک َماِدی َوَفاِرَس ترجمه فارسی قدیم:اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان میباشد. یهود از بشارت رؤیای دانیال چنین دریافتند که دوران اسارت آنها با قیام یکی از پادشاهان ماد و فارس ،و پیروز شدنش بر شاهان بابل ،پایان میگیرد ،و از چنگال بابلیان آزاد خواهند شد .چیزی نگذشت که کوروش در صحنه حکومت ایران ظاهر شد و کشور ماد و فارس را یکی ساخت ،و سلطنتی بزرگ از آن دو پدیدآورد ،و همانگونه که رؤیای دانیال گفته بود که آن قوچ شاخهایش را به باختر و شرق و جنوب میزند کوروش کبیر نیز در هر سه جهت فتوحات بزرگی انجام داد .یهود را آزاد ساخت و اجازه بازگشت به اسرائیل را به آنها داد. در کتاب اشعیا نبی باب ۴۴شماره ۲۸چنین میخوانیم :آنگاه در خصوص کوروش میفرماید که شبان من نظریه موالنا ابوالکالم آزاد موالنا ابوالکالم آزاد (وزیر فرهنگ سابق هند) تفسیری به زبان اردو بر قرآن کریم دارد ،و در این تفسیر ذوالقرنین را که در قرآن از آن نام برده شده ،همان کوروش هخامنشی میداند؛ و اما بخشهایی از این کتاب: اکنون اوصاف اخالقی ذوالقرنین در برابر ماست؛ نخستین آن دادگری و رعیت نوازی است ،ببینیم این صفت تا چه حد در زندگی کوروش کبیر وارد است. قرآن میفرماید :سرنوشت این قوم در دست توست ،تو میتوانی آنان را مجازات کنی یا اینکه ببخشی و به نیکی گرایی. مقصود از این طایفه همان قومی است که بدون دلیل به کوروش حمله بردند و باالخره نتیجه نگرفتند و کوروش فاتح شد، البته میتوانست و میبایستی آنان را مجازات نماید. مورخین یونان عمومًا عقیده دارند که کارهای کوروش پس از فتح لیدی نه تنها توأم با دادگستری بود بلکه بسی باالتراز آن مینمود؛ همه بخشش و داد و بزرگواری بود ،کوروش تا پایه داد نایستاد بلکه از آن مقام نیز فراتر رفت. مورخین یونان میگوید کوروش کبیر فرمان داد که لشکریان جز با سپاهیان دشمن ،با هیچکس با اسلحه روبه رو نشوند، همینطور هم کردند. در قرآن آمدهاست که ذوالقرنین گفت «و سنقول له من امر یسرا» یعنی اگر کسی نیکویی کرد ،خواهید دید که در برابر از طرف من به او به سختی و به بدی رفتار نخواهد شد .مورخین یونان عمومًا به حقیقت این مطلب ایمان دارند و مینویسند که کوروش کبیر با همه به نیکی و داد رفتار کرد؛ مردم را زیر بار خراج گران و مالیاتهای سنگین که از طرف پادشاهان بر دوش رعیت نهاده شده بود نجات داد .آسان گرفتن کوروش در کارها و مهربانی او دوره جدیدی در آسایش و رفاه قاطبه مردم پدیدآورد(کوروش کبیر). تطابق ذوالقرنین با دارند ذوالقرنین همان کوروش کبیر است دالیل عمده زیر را مطرح کوروشکه اعتقاد بوکالم و مورخینی کبیر میکنند:مطابقت صفات کوروش در منابع تاریخی یونانی و منابع دینی کتب مقدس * مجسمه کوروش* مسافرتها و فتوحات او* سؤال کنندگان از پیامبر در مورد ذوالقرنین*دالیل ابطال افراد دیگری که منسوب به ذوالقرنین شدهاند. ۱ اشاره به ذوالقرنین در عهد عتیق سؤال کنندگان درباره ذوالقرنین از پیامبر طبق روایاتی که در شان نزول آیات آمده یهود بودهاند ،یا قریش به تحریک یهود؛ و به این داستان پیش از اسالم و در کتاب یهودیان اشاره شده و تعبیر آن پادشاه ماد و فارس ذکر شدهاست. به قسمت داستان ذوالقرنین در عهد عتیق توجه کنید. ۲ ذوالقرنین و مجسمه کوروش با تاجی دارای دوشاخ نوزدهم میالدی در نزدیکی در قرن استخر در کنار نهر مرغاب مجسمه ای از کوروش کشف شد که تقریبًا به قامت یک انسان است ،و کوروش را در صورتی نشان میدهد که دو بال همانند بال عقاب از دو جانبش گشوده شد ،و تاجی به سر دارد که دو شاخ همانند شاخهای قوچ در آن دیده میشود .از تطبیق مندرجات کتاب مقدس با مشخصات این مجسمه این احتمال در نظر این مورخین کامًال قوت گرفت که نامیدن کوروش به ذو القرنین (صاحب دو شاخ) از چه ریشهای مایه میگرفت ،و همچنین ۳ دادگری کوروش هردوت مورخ یونانی مینویسد: کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روی جنگجویان شمشیر نکشند ،و هر سرباز دشمن که نیزه خود را خم کند او را نکشند ،و لشکر کوروش فرمان او را اطاعت کردند بهطوریکه توده ملت ،مصائب جنگ را احساس نکردند .هرودت در ادامه مینویسند :کورش پادشاهی کریم و سخی و بسیار مالیم و مهربان بود، و مانند دیگر پادشاهان به اندوختن مال حرص نداشت بلکه نسبت به کرم و عطا حریص بود ،ستمدیدگان برجستهکاری کوروش در پاسارگاد که دو شاخ را در باالی سر کوروش نشان .میدهد ۳ 3 لشکرکشی کوروش به سوی شمال سومین لشکرکشی کوروش به سوی شمال ،به طرف کوههای قفقاز بود ،تا به تنگه میان دو کوه رسید ،و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی با درخواست مردمی که در آنجا بودند در برابر تنگه سد محکمی بنا کرد .این سد را در کتب ارمنی از زمان قدیم به «بهاک گورایی» خواندهاند و «کابان گورایی» هم میگویند معنی هر دو کلمه یکی است و همان معنی «دربند کوروش» یا «گذرگاه کوروش» میدهد .زیرا کور قسمتی از نام کوروش است آیا تنها همین شهادت واقعی که الساعه هم وجود دارد نمیتواند کفایت کند که سد مزبور را کوروش بنا کردهاست؟ ۲ 2 لشکرکشی کوروش به جانب خاور دومین لشکرکشی کوروش به جانب خاور بود ،چنانکه هردوت میگوید :این هجوم خاوری کوروش پس از فتح لیدیا صورت گرفت ،مخصوصًا طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی کوروش را به این حمله واداشت .قرآن لشکرکشی دوم ذوالقرنین را اینطور تشبیه میکند( :حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا) که اشاره به سفر کوروش به منتهای خاور است که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع میکند که در برابر تابش آن سایبانی ندارند اشاره به اینکه آن قوم بیابانگرد و صحرانورد بودند. ۱ 1 انطباق لشکرکشیهای کوروش با لشکرکشیهای سهگانه ذوالقرنین لشکرکشی کوروش به شمال آسیای صغیر نخستین لشکرکشی کوروش به کشور لیدیا که در قسمت شمال آسیای صغیر قرار داشت صورت گرفت ،و این کشور نسبت به مرکز حکومت کوروش جنبه غربی داشت .اگر نقشه ساحل غربی آسیای صغیر را جلو روی خود بگذاریم خواهیم دید که قسمت اعظم ساحل در خلیجکهای کوچک غرق میشود ،مخصوصًا در نزدیکی ازمیر که خلیج صورت چشمهایی به خود میگیرد .قرآن میگوید ذو القرنین در سفر باختریاش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرومیرود .این صحنه همان صحنهای بود که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجکهای ساحلی مشاهده کرد( .بعضی گمان کرده بودند منظور قرآن این است که خورشید در گل و الی غروب میکند!) از همه گذشته کوروش سفرهایی به شرق غرب و شمال انجام داد که در تاریخ زندگانیش بهطور مشروح آمدهاست ،و با سفرهای سهگانهای که در قرآن ذکر شده قابل انطباق میباشد سد ذوالقرنین oاین سد در محلی بین دریای خزر و دریای سیاه واقع شدهاست و جایی است که سلسله کوههای قفقاز مثل یک دیوار طبیعی راه بین جنوب و شمال را قطع میکند و فقط یک راه در تنگه میان این سلسله کوهها وجود دارد ،این راه را امروز به نام تنگه داریال میخوانند و در ناحیه والدی کیوکز و تفلیس واقع شدهاست .هماکنون نیز بقایای دیوار آهنی در این نواحی هست و مسلمًا باید همان سد کوروش باشد . oدر سد ذوالقرنین گفته میشود که آهن زیاد به کار رفته و بین دو کوه نیز ساخته شدهاست ،معبر داریال بین دو کوه بلند واقع شده و این سد نیز که آهن زیادی در آن دیده میشود در همین دره وجود دارد. oاز کتب ارمنی بهتر میتوان شهادت گرفت زیرا بیشتر به وقایع از نزدیک آشنا بودهاند .این سد را در کتب ارمنی از زمان قدیم به «بهاک گورایی» خواندهاند و «کابان گورایی» هم میگویند معنی هر دو کلمه یکی است و همان معنی «دربند کوروش» یا «گذرگاه کوروش» میدهد .زیرا کور قسمتی از نام کوروش است آیا تنها همین شهادت واقعی که الساعه هم وجود دارد نمیتواند کفایت کند که سد مزبور را کوروش بنا کردهاست؟ oاز منابع گرجستان نیز همین شهادت را میتوان یافت در زبان گرجستان از قدیم این دروازه را به نام «دروازه آهنین» میانه خواندهاند و ترکها آن را به دامر کپو (قاپو) ترجمه کردهاند و امروز هم به همین نام مشهور است .یکی از سیاحان یهودی مشهور موسوم به یوسف که در قرن اول میالدی میزیستهاست از این سد نام میبرد ،پس از او «پروکوپیوس» مورخ در قرن ششم میالدی آن را دیدهاست و سپس یکی از همراهان سردار رومی «بلی سارس» نیز وقتی به این نقطه حمله برد (پانصد و بیست وهشت میالدی) این سد را به چشم دیدهاست. oدر قرآن و کتاب مقدس ،به این قوم اشاره شدهاست ،عمدتًا یاجوج و ماجوج را که در داستان ذوالقرنین سد بر روی آنها بسته شدهاست ،ساکنان منطقه شمال شرقی زمین در نواحی مغولستان دانستهاند. دژ دربند oاستحکامات دربند دیوار سنگی بسیار بلندی بود که در زمان خسرو انوشیروان ساخته شد .طول آن چهل کیلومتر و از کوهستان تا کرانه دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم بهشمار میآمد. oاین دیوار که از تخته سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده بود بین هیجده تا بیست متر ارتفاع داشت .تعداد سی برج برفراز این دیوار قرار گرفته بود .این دیوار دارای «سه دروازه آهنی» بود که یک دروازٔه آن به دریا گشوده میشد .ایستمی خان ترک ،در زمان خسرو انوشیروان به ایران اعالن جنگ داد و قصد حمله به ایران را داشت ولی استحکامات دربند که ایرانیان در قرن پنجم میالدی برابر هیاطله پدیدآورده بودند در نظر ترکان غیرقابل گذر مینمود ،از این رو حمله ترکان متوقف ماند. oدر سال ۶۲۶میالدی بار دیگر خاقانات غربی ترک جهت حمایت از بیزانس بطرف ایران حمله بردند .در این زمان جنگ شدیدی در جبهههای غرب ایران ،مابین خسرو پرویز و هراکلیوس در جریان بود .ترکان این بار توانستند با فرماندهی خان بزرگ تون جبغو خان ،ضمن حمالت مداوم و پی در پی خطوط دفاعی دربند را شکسته و به سوی جلگههای قفقاز سرازیر شوند. با تشکر توجه شما منبع http://www. wikipedia.org
الهیات، دین و معنویت
ذوالقرنین
100,000 تومان
خرید فایل توسط کلیه کارتهای شتاب امکانپذیر است و بلافاصله پس از خرید، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
در صورت عدم رضایت سفارش برگشت و وجه به حساب شما برگشت داده خواهد شد.
در صورت نیاز به شماره 09353405883 در ایتا پیام دهید.
فایلهای مشابه
100,000 تومان