صفحه 1:
History of evolutionary thought تاریخ انديشه تکاملی فرشید دانش پژوه - علیرضا جاوید

صفحه 2:

صفحه 3:
Dobzhansky: “Nothing in biology makes sense except in the light of evolution.” هیچ چیز در زیست شناسی جز در پرتو تکامل درک نمی شود.

صفحه 4:
بنیانگذاران علوم طبیعی : از دوران باستان تا عصر روشنگری Oriente ‏مومجوم)‎ ۵00 bevouds do Of (IFGO-IGd9) Crores Dericrla (IPOPLISSS) oka Rwy (OCO-POS) (666-020)) ساس مهدا ني توص (1996-1209) تسا محع (1996-1968) سوت ساسا(

صفحه 5:
طبیعتدانان بزرگ قرن 49 ‎Comte de BPPos (POP POO)‏ اج رایس ‎Corker Lines (1POP-P'PO)‏ ‎Crewe Dawe (IPO1-008) ‎Olbsy Pdey (1PPO-1O0S) ‎

صفحه 6:
مقدمات به تکامل (128-666) سا سوه سل (۲۵۵6-6) مطله() سس (۲2۵۵-066) سم سس ‎Wilken Gok (WPOO-O99)‏ ‎Gt. Wiis (IP PCOP A)‏ 1 ‎daw Geckwwirk (WPOS-OPO)‏ ‎Oathew (1POOMO?E)‏ جاسم ‎Day Oxnicy (POOF?)‏ ‎Owes (IOOPE92)‏ لاس ‎Gr‏ (۸۵ ۸-6۲ )سس صدرا

صفحه 7:
(©1666-060) علدنا اساسا ‎Oberle WL, Gurls‏ ام بو تسوه ‏(660-1660)) تطسنا تا سس (650-006)) اساسا سس ‎Cxtward Oricker Ovpe (IOFO-O9? ) ‎Mewy PurFiekl Oxbors (IOS?1I998) ‎

صفحه 8:

صفحه 9:
‎sno‏ با شد. لعت نامه دهجدا معنی آن را «نمام شدن» ددر اين واژه نخستین بار توسط مترجمان دوره قاجار به عنوان برابر فارسی 6۷7011:01 به کار رفت. ‏اين در حالیست که واژه ‎Evolution‏ به معنای «بر آمدن» بوده و اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد. مثل بوجود آمدن بخار از آب. طوثانا[۳۷0, حاکی از «کمال یافتن» جانداران نیست. این واژه هیچ بار اخلاقی ندارد بلکه تنها تغییر جانداران را برای انطباق بیشتر با محیط نشان می‌دهد, زیرا در یک محیط ویژگی‌های خاصی مبنای تطابق محسوب می‌شوند و در محیط دیگر ویژگی‌های دیگر. ‏به این سبب فرگشت معادل مناسب تری برای ‎.cuw! Evolution‏ ِ ‏واژه فرگشت نخستین بار توسط داریوش اشوری در سال

صفحه 10:
¢ The word evolution (from the Latin evolutio, meaning "to unroll like a scroll") appeared in English in the 17th century, referring to an orderly sequence of events, particularly one in which the outcome was somehow contained within it from the start. ‎evolution aolS‏ ( از لاتين 9۲0170 به معنى با ز كردن طومار مانند ) در زبان انگلیسی در قرن 17 ظاهر شد و اشاره میکند به توالی منظم از رویدادها بوپژه اينکه نتيجه از همان آغاز به نحوی د رآن موجود بوده است. ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 11:
Sir Matthew Hale (1609 -1676) ۰ The first appearance of the word EVOLUTION in English. ۰ اولین ظهور کلمه تکامل در زبان انگلیسی است

صفحه 12:

صفحه 13:
مفاهيم تكاملى در برخى ازنوشته هاى اوليه يونانى به عنوان مثال در یتلوم لودع امپدوکلین : آتاکشیتاندزو و ارشطو ظاهن شدند. 0 تجت:وائیزات تگهدارنده کلییسا دز طول 15 قرن آر:عضر مسیجی:برایبه چالای کین این باور در خلقت خاص: و تفسیز تحت اللقظی:بخش اول:کتاب پیدایش هیچ نظریه تکاملی توسعه پیدا نکرد. با این حال اطلاعات زیادی انباشته شدکه بعدا توسط نظریه پردازان بعدی استفاده شد. با رشد مشاهدات و آزمایشات علمی در اواسط قرن شانزدهم بنظر میرسد اتفاقی درحال آغاز شدن است. یک نگاه مختصر و اجمالی نظریه تکامل در اواسط قرن 19 ظهور کرد. اختراع میکروسکوپ مطالعه سلولهای تولید مثل را ممکن ساخت و رشد ‎ale‏ جنین شناسی را موجب گردید؛ و عاملی شد در افسون زدایی و سرنگونی آیده ها و نظریه های کاذب در فرآیندهای تولید مثل. مطالعات انجام شده در طبقه بندی و علم تشریح پایه ریزی شده و روی کالبد شکافی نیز تاثیر گذاشت. لینه در سالهای بعد تمایل خود را به طرف بی ثباتی گونه ها به عنوان نتیجه ای از مشاهداتش از تغییرات زیاد بین گونه ها نشان داد. بوفون اساسن کار خود.را در آناتوجی مفایسه:ای:در کالید ازگانهای جیوائات:مهوه:داز پيشنهاد کرد. لامارک اولین کسی بود که به روشنی یک نظریه تکاملی را بیان کرد.اما به اين علت که نظریه او شامل خصوصیات اکتسابی ورائتی به عنوان عملگر نیروی تکامل بود نظریه او مورد تمسخرقرار گرفت و برای سالهای زیادی بی اعتبار شد.

صفحه 14:
Darwinis اگرچه خلقت خاص هریک از گونه ها باور رایج حتی در میان دانشمندان دیمع لول قرن نوزدهم بود شواهد به تفع تکامل تا آن زمان کشف شده بود.این شواهد براق کسی که انها را جمع آوری و تفسیر کرده و بصورت یک نظریه معتبر علمی فرموله کند باقی مانده بود. بطور همزمان والاس و داروین نظریه تکامل ارائه شد ولی به عنوان داروینیسم معرفی گردید. در سال 1859 ویرایش اول کتاب منشاء انواع داروین ظهور کرد. در سالهای پس از اعلام نظریه تکامل داروین اعتبار بسیاری از نظراتش پذیرفته شده و بسیاری نیز مردود شد. نظریه دیگری در برخی از احکام و فرامین مذهبی وجود داشت که برخلاف نظریه داروین بوده داروینیسم را با اصول اساسی خود ناسازگار میدانست. به همین دلیل تاثیر نظریه تکاملی بر افکار و آزمایشهای علمی را نمیتوان دست يالا كرفت: تفسير غلطى از مفهوم تكامل وجودداشته به معنى نزول انسان از ميمون به جاى فرود از جد کهن و منقرض شده. اين دروغ هدف و بهانه اى مى شود براى حمله هم توسط كليسا و هم مقامات آموزشی به داروينيسم حتى تا همين اواخر. با اين وجود نظريه تكامل بصورت بايدار و محكم به عنوان یک اصل علمی تثبیت شده و در بسيارى از احكام و فرامين مذهبى با اموزه هاى دينى آشتى داده شد. برخى از بنيادكرايان مسيحى اين نظريه را قبول نداشته و تلاش ميكنند و آفرينشباورى کتات مقدسدر مذارتتن به عنوان یک نظرته جامگزتن عدریتتن,نشود.

صفحه 15:
نظریه تکاملی دستخوش تغیبر درپرتو تحولات علمی بعدی قرار گرفت.همانطور که اطلاعات بیشتر و بیشتری جمع می گردید از واقعیتهای علمی حمایت بیشتری می شد. مدارک و شواهدی که از تکامل حمایت می کند هنوز به طور قابل ملاحظه ای بر اساس همان نظری که دآروین می گفت استوار است. آناتومی تطبیقی, جنین شناسی, توزیع جغرافیایی, فسیل شناسی و شواهد اضافی اخیر از زیست شناسی ملکولی و بیوشیمی نشان می دهد که شباهت ها و روابط اساسی در سوخت و ‎Gla‏ ‏بدن و مکانیسمهای ارئی در میان انواع نامتجانس موجودات وجود دارد. ضعف اصلی تکامل داروینی در شکاف توضیح مکانیسم تکامل و منشاء گونه ها قراردارد. مفهوم انتخاب طبیعی داروینی این است که تغییرات موروئی در میان افراد از انواع موجودات زنده بطور مدام در طبیعت بوجود می آیند و برخی از اين تغییرات به نفع شرایط غالب ثابت مى شود که آنها را قادر می سازد بیشتر زنده بمانند و فرزندان خود را ترک کنند وفرزندان بیشتر زنده بمانند. اما اينکه اين تغییرات در ابتدا چگونه بوجود میایند و يا به فرزندان منتقل میشوند و از این طریق به نسلهای بعدی توس داروین مشخص نشده بود. علم ژنتیک در آغاز قرن بیستم منشاء‌فهم اين مطلب بود. با تلاشهای مندل یک توصیف رضایتبخش برای منشاء و انتقال اين تغییرات فراهم آمد. چهشن: یک نیو در امنشاء و سیر تکاملی گونه هانبتت. چهش در ژن در حال حاضر توسط بسیاری از زیست شناسان به عنوان یک مفهوم اساسی در نظریه تکامل پذیرفته شده است. ژن حامل ورائت و تعیین ویژگیهای فرد است و در نتیجه تغییر در ژنها که به فرزندان منتقل شده تولید ویژگیهای جدید و یا تغییر درفرد جدید کرد. از انجا که جهش یک فرایند تصادفی است تغیبرات میتواند مفید و یا نامطلوب و یا خنثی به بقای فرد یا گونه باشد. با اين حال یک ویژگی جدید که مضر نیست ممکن است باعث شود گونه قادر به زنده ماندن و یا ترک فرزندانش شود. بخصوص اگر محیط در حال تغییر باشد. مثلاً تکامل ساختار ریه قادر سازد

صفحه 16:

صفحه 17:
نخستین فیلسوفان طبیعت گرای یونان: آگاهی ما نسبت به اندیشه های خاص فیلسوفان تخستین طبیعت گرای یونان کم است. بررسی نشان ‎wo‏ دهد هدف آنها یافتن عنصری بود که از طریق آن بتوانند کارکرد مادی جهان را توضیح دهند.

صفحه 18:
+- طا نس .۰ از اولین فیلسوفانی بود که معتقد بود که کل جهان بر طبق قانون طبیعی می گردد. این تفکر برداشت عقلی از طبیعت را تقویت کرد و شکافی عمیق در سنت اساطیری نیروهای فوق طبیعی حاکم بر جهان بوجود آورد و اين امر پایه ای برای تکامل علوم طبیعی بود. طالس مشاهده کرد که آب فراوان ترین ماده روی زمين است هم گیاهان و هم جانوران به رطوبت آن نیاز دارند. پس به این نتیجه رسد که زندگی حقیقی از آب منشا گرفته است. او معتقد است که آپ با تبخیر انبساط پافته و هوا را بوجود می آورد و خاک از انقباض اب يديد امده ته نشينهاى ابرفت ایجاد شده در دهاتة رودخانه ها اين نظر را تایید می کند که آب قابلیت تبديل به خاى را دارد. به نظر او زمين صفحه جامدى

صفحه 19:
آناکسیمندر یکی از شاگردان طالس بود. که به_ پدیده های مادی جهان علاقه داشت. و شهرتش ‎Gres‏ ‏بخاطر نظرات گسترده وی راجع به بنیادهای طبیعت است. فلسفه طالس که آب را به تنهائی در شکل گیری زمین دخیل دانست نتوانست آناکسییمندر را ارضا کند. او معتقد بود که هوا و خاک دارای اهمیت هستند. پیدايش خلف الساعه حيات به نظر آناکسیمندر از پس مانده گل و رطوبت روی زمین است که خورشید آب ‎Ol‏ ‏را بخار کرده است بوجود آمد. اولین حیوانات ماهی ها بودند, که در محیط نمناک پدیدار شدند و پوست آنها پوشیده شده از خارهای زیاد بود. نسل های بعدی اين ماهی ها در مرحله ای آب رو ترک کردند و وارد خشکی شدند. بر طبق نظر اناکسیمندر انواع مختلف موجودات زنده از استحاله بوجود امده اند. تصور می شد که انسان از انواع يست ديكر حيوانات و احتمالاً حيوانات ابزى يديد

صفحه 20:
:- كزنوفار© گزنوفان از شاگردان فيثاغورث رياضى دان معروف بود که سنگواره های حیوانات آبزی را در خشکی روی ارتفاعات بلند تشخیص داد و نظریه تکاملی را عینیت بیشتری بخشید. او یافتن سنگواره ها را دلیلی بر اين مدعا دانست که کوهها زمانی زیر آب بوده اند و معتقد شد که سنگواره ها شکل یا کپی ارگانیسم های دوران کهن تاریخ زمین هستند. ارسطو و معاصرین وی نیروی فرایند فسیل شدن را باور نداشتند و یونانیان بعدی هم از بررسی و مطالعه سنگواره ها غفلت ورزیدند. جالینوس بعد از میلاد دوباره توجه به سنگواره ها را احیا نمود. و باز هم نظرات گزنوفان مبنی بر اينکه سنگ واره ها بقایای جانوران قدیمی هستند مورد توجه .قرار داد

صفحه 21:
طبق نظر امپدوکلس انسان هنگامی خلق شد که آتش توده های بی شکل را از درون زمین برون راند و اين توده ها به شکل اعضای بدن درامدند و انسان را ساختند. امپدوکلس همانند اناکسیمندر با نظریاتش راجع به سنت طبیعی موجودات بر داروین تقدم دارد او بطور مفصل راجع به نظريه بقاى اصلح اظهار غقيده كرده است وى معتقد بود زمين در سالهاى اول بيدايش نسبت به دوران کنونی خود, انواع بسیار بيشترى از موجودات زنده يديد .آورده است يساحتما لاب سیارعاز انولع موجودانژندم نتولنسته . اند تولید مثلکنند و نسل‌خود را تتکثیر نمایند. ‎ull,‏ ‏هر موجودىوكه تابه حالزنده مانده در آغاز ييدليش یابانیرنگییاباشجاعنو سرعت‌خود را مصونو محفوط داشته است» لین‌عبارات‌اشاره اعوصریح به ‎a Sosal glasyal ge are Saleawl xlaleléy bj pics‏

صفحه 22:
و همچنین انسان پرداخت, و دریافت که موجودات پست تر مانند موجودات عالی تر پیچیده بوده اند و ارگانهای «متکامل» داشته اند. طی مرور زمان, پیچیدگی اسلاف اين موجودات پست تر چنان افزایش یافت که تنها از طریق ریخت و هیاتشان می توان انواع پست تر و عالی تر را .تشخیص داد دموکرتیوس از اولین فیلسوفان طبیعت گرا بود که ‎a,‏ طبقه بندی حیوانات مبادرت ورزید تفکیک و دسته بندی اولیه او, بر پایة وجود يا عدم خون سرخ استوار بود. طبقه ارسطو در یک قرن بعد دنبال گیری همان الگو بود که حیوانات دموی (مهره داران) را از حیوانات بی خون (بی .مهرگان) مجزا می ساخت ‏نوشته هاى ارسطو مباحثاتى بر ضد برخى از استنتاجات دموکرتیوس در بردارد. بعلاوه, از طريق تفاسير انتقادى ارسطو است که برخی از نظریات دموکرتیوس جاودان

صفحه 23:
Campbell, Gordon. "Empedocles". Internet Encyclopedia of Philosophy. http://www.iep.utm.edu/e/empedocl.htm#H4. Anaximander (c. 610-546 BC) پيشنهاد کرد که زندگی اول در دریا بود و بعد .بر روی زمین منتقل شده است Empedocles (c. 490-430 BC) از منشا غیر مافوق طبیعی برای موجودات زنده نوشت.

صفحه 24:

صفحه 25:
Mane, RP. R. OC. Boye. "Physics by ‏امه‎ امپدوکلس پیشنهاد کرد که انطباق نیاز به یک سازمان دهنده یا علت نهایی ندارد. ارسطو نظر او را اینگونه خلاصه کرد : همه اجزاء مى آيند براى جيزى كه بايد باشند. من أبثد برای پایان. موجودات ب پیدا میکنند در یک روش اتصالات سازمان یافته و غیر از اين راه دیگر چیزها هلاک میشوند.

صفحه 26:
‎GrloPekt (JOO8), “Bwpedores”, Routed Guoyobpeda oP Plibsophy, Orrsiod 1.0,‏ وام( ‎Loedou: Rouledke‏ ‏امپدو بر اين نکته تامل کرد که : ‏اولین نسل گیاهان و حیوانات کامل نبودند اما شامل اندامهای جداگانه بهم نچسبیده بودند. ‏در مرحله دوم برآمده از اندامهای بهم پیوسته شدند . شبیه مخلوقات در خیال . مرحله سوم تشکیل همه اشکال طبیعی بود. چهارم از مواد غیر همگن مثل زمین یا اب و با آمیختن در برخی موارد بوجود آمدند. ‎ ‎ ‎

صفحه 27:
Ockoke GrhoPell (1990), “Boprboks", Rovdeke Caoyobpeds of Phibsophy, Orrsins 1.0, ‏:مهنا‎ ‏مدش‎ امپدوکلس ممکن است در زمینه بقای اصلح صحبت کرده اگرچه نظر او توسط ارسطو نقد شده است که این نظر برای عدم توانایی او برای آوردن دلیل موجه بر الگو‌های متظح طبیعت: قطرح شده استت.

صفحه 28:
‎ood Tobertoare.‏ رمشاصیظ) موجه ‎of Biebyicd Thought:‏ اس 1 .(1999) ا) ,سوت ‎ke ‏هم‎ Ouversiy Press. ‏.م‎ 006 ‏افلاطون در کلمات ارنست ماير بیولوژیست و مورخ , یک 0 بزرگ تکامل بود. زیرا او موسس فلسفه ‏ضرورت بود. که به نام نظریه اشکال خوانده می شود. ‎ ‎ ‎

صفحه 29:
dlobwet, “ler (IQ99). "Orvten Norve! De Ongar of Puokieray Mew". ... Dard Gal De ‏:ساس‎ )© Terrdbook we be Loyal ‏و( زورره( جر( رم یه مارا وق م0‎ ivan ser bo.cal~pheeterlcka urate be, خالق , همه اشکال ممکن و قابل تصور زندگی را خلق کرده است. بدون آنها جهان ناقص ميشود. اين ايده که همه اشکال بالقوه زندكى ضرورى هستند براى يى خلقت كامل به نام اصل كمال خوانده ميشود و تا حد زیادی برگرفته از افکار و انديشه هاى مسيحيت است.

صفحه 30:
Deedkenr, Joseph; Roser, Cots Diorir (ISOS). The Ghorter Gotecre ered Or tboeatos tr ‏مولت‎ Bar ‎Ort Text, Ork J. 2. 0‏ بلس( لول لو لب ‏بر اساس ‎Needham‏ 0960[ تائوئیسم ‎w‏ صراحت ثبات گونه های بیولوژیکی را رد میکند و فیلسوفان تائوئیسم فکر میکنند که گونه ها در صفات مختلف و به علت پاسخ به محیطهای مختلف گسترش یافته اند . ‎ ‎ ‎

صفحه 31:
Oker, ‏بصسعجول) سول‎ ©, ODDO), "Dower veal Ouro" (POP). Revd Dorm Cover. ‏مهن میم نها‎ xl ROO %EO Dre OD 0 OO dearer GOD rel OD entre ‏له‎ انسان. طبیعت و آسمان به عنوان تائو و به عنوان

صفحه 32:
Plato (427 - 347 BC, افلاطون بسط داد مفهوم 61009 (شكل يا ايده ) . يى شكل ايده آل كه بطور ناقص کپی شده بوسیله اشياء و ارگانیسمها در جهان واقعى.

صفحه 33:
ارسطو از بزرگترین زیست شناسانی ست که تاکنون به دنیا آمده .است جانوران دریایی بیشتر از حیوانات خشکی نظر ارسطو جلب مى کردند. مشاهدات و تفسیرهای ارسطو راجع به ساختار و عادات حیوانات دریائی به طرز قابل توجه ای دقیق و درست بود. ارسطو دارای نظام طبقه بندی رسمی نبود. اما مفهومی تکاملی بوجود آورد؛ او حیوانات را طبق کارکردشان از یکدیگر متمایز ساخت. بر مبنای تعریف ارسطو می توان یک طرح طبقه بندی تنظیم کرد که از بنیان بر يايه توليد مثل قرار دارد. ارسطو در نخستین تقسیم بندی بزرگ خود, جانوران مهره دار و بی مهره را جدا ساخت. او همچنین .جانوران دریایی و خشکی را متمایز ساخت ارسطو بر این باور بود که جانوران پست تنها روح حیوانی دارند. جانوران عالی روح تعلقی دارند و نوع والای انسان دارای روح خردمندی است بنابراین ارسطو معتقد به یک سلسله تکامل نژادی گسترده بود. ارسطو معتقد بود که یک طرح يا نقشه عظیم کلی همه کائنات و همه موجودات زنده را دربرمی گیرد. اما اين نقشه طوری طرح شده است که براساس آن می تواند صورت بگیرد و تغییر

صفحه 34:
Aristotle (384 - 322 BC): یکی از شاگردان افلاطون, بسط داد مفهوم ‎Scala Naturae‏ يا زنجیره بزرگ هستی. پایین ترین پله در 11۲06 ‎Scala‏ توسط موجودات بيجان اشغال شده بود گیاهان بالاتر و حیوانات بالاتر از آن قرار داشت. مخلوقات كامل تر مثل انسان, فرشته و ديكر موجودات روحاني در رتبه هاى بالاترى قرار دارند. اين زنجيره بزرگ هستی كامل بود.بدون شكاف و دائمى و تغيير نايذير بود. هرموجودی در جایگاه خود ثابت بود.

صفحه 35:
Qe 5 ‏تئوفرل‎ -: .نام اين دانشمند علم كياه شناسييونان را متجلى مى كند اگرچه توضیحات علمی او دربارة گیاهان. اکنون دارای ارزش کمی است. ولی اصطلاحات علمی وی, حدود بیست قرن بعد مورد استفاده لینه قرار گرفت. و در گیاه شناسی جديد به كار رفته است. او معتقد بود كه كياهان يست تر بطور خلق الساعه بوجود أمده اند اما كياهان عالى تر از .نمو بذر رشد و كسترش يافته اند

صفحه 36:
تکامل گرایان پیش از داروین

صفحه 37:
:- بوفرل در آغاز زندگی, نظیر لينه به شیوه افراطی از نظریه آفرینش جداگانه هواداری می کرد. اما در موارد دیگر با لینه موافقت نداشت. وی رده بندی لينه را جزئی و مصنوعی شمرد. بوفن جهان را به عنوان یک کل در نظرمی گرفت و به جای .جستجوی تفاوتهای جزئی در جستجوی مشابهت ها عظیم يود بوفن بعدا درباره توارث صفات اکتسابی موضعی افراطی گرفت عواملی که به نظر او در تفییرات تکاملی اثر می گذارند عبارتند از: 1 تاثیر مستقیم محیط. 2 مهاجرت . 3 انفراد جغرافیای. ‎A‏ ‏تراکم جمعیت و تنازع بقاء. به نظر وی این عوامل بایستی باعث ظهور تدریجی اشکال جدید حيات شوند نه تغيبرات سريع و جهشىء بوفن در مرحلة بعدى زندكى حرفه ‎sl‏ موضع ليبرال تر و ميانه روتر مى كرفت و ميان موضع افراطى اوليه خود درٍ نوسان بود و با انديشه هاى ‎rat‏ تكامل را با آفرينش جداكانه اشتى داد. .به عنوان مثال كراز را تركيبى از جانوران ديكر مى دانست

صفحه 38:
:- اراسموس‌دارویره اراسموس داروین نظر روشن تری از نظر بوفن نام مور درباره تكامل داشت و بهترین کتاب او اکتسابی را مطرح ساخت و سن زمین میلیونها سال اعلام شد و توده های پروتوپلاس اولیه منشا حیات فرض گردید. تنازع بقا که بعدا بوسیله چارلز نوه داروین به طور مستقل به اين نتيجه رسيد كه انواع از اسلاف مشتركى منشا كرفته است. جارلز در يكى از توشنته های خود مراعب بان خودراناز این ‎aS sal‏ را بیش از آن که علمی ‎uly‏ شهودی يافته مموصووص

صفحه 39:
لاماری دنیای حیوانات را سلسله ای شمرد که به ترتیب از اشکال ساده به اشکال بغرنج می رسد. برعکس کوویه به زوال گروهها بر اثر انقلاب عقیده نداشت بلکه معتقد بود که هر شکل به شکل دیگر تبدیل می شود. وی مانند بوفن و کوویه تحصیل کرده نبود ولی نخستین دفاع مشروح از تکامل را او به عمل آورد. او به خلاصه معتقد بود. محیط, جانوران و گیاهان را اصلاح مى كند. 0 نیازهای جدید باعث اصلاح اندامهای قدیمی و در کار آوردن اندامهای نو می شوند. کاربرد یا عدم کاربرد خطر سیر رشد را تعین می کند. اين دگرگونی ها به ارث می رسند. لامارک در طبیعت وحدت می دید و اولین بار شجره تکامل را رسم کرد و نخستین کسی بود که واحد طبیعی در برگیرنده جانوران و گیاهان یعنی «نوع» را به

صفحه 40:
:- کوویم؟ کوویه به روشنی با تکامل به عنوان نظریه مخالف بود و ‎a bei jl‏ ثبات انواع هواداری می کرد نظریه کوویه مبنی بر انقلاب و آفریتش های متوالی جدید بود و به قربانی شدن نظرات لامارک در مورد تغیبر تدریجی شهرت یافت. او لامارک را تحقیر می کرد و گناه عدم توجهی که در آخر عمر نسبت به لامارک به .عمل آمد تا حد زياد به كردن اوست

صفحه 41:
:- سنتهیلر همکار و همعصر کوویه بود که با وی مخالفت کرد و به دفاع از نظریه تکامل برخاست. او با بوفن و لامارک در مورد تاثیر مستقیم محیط در ایجاد تنوعهای کوچک همراه بود. سنت هيلر تاثيرات تکاملی انفرادی را يذيرفت و هم انفراد فیزیولوژیکی و هم انفراد: جغرافیایی را در

صفحه 42:
Creationism (Separate Creation): آفرینشباوری - خلق مجزا : میگوید هر گونه منحصر به فرد موجود شده است بطور خاص توسط یک موجود الهی که نوع انسان را در ذهن خود ساخته و بعد بر روی زمین - مرکز جهان - قرار داده است. در اینجا تاثیر افلاطون را میبینید که همه ما ناقص در نظر گرفته شده ایم اما ساخته شده در تصور کامل خدا.

صفحه 43:
William Smith (1769 - 1839): از مطالعه فسیلها او مشاهده کرد که انواع خاصی از فسیلها با اقشار خاصی از سنگها همراه هستند. پایین تر ( قدیمی تر ) اقشار حاوی ارگانیسمها بسیار ناآشنا بالاتر ( جدیدتر ) اقشار حاوی اشکال مدرن اقشار متوسط حاوی یک پیشرفت از اشکال باستانی به مدرن است.

صفحه 44:
Georges-Louis Leclerc, Comte de Buffon (1707 - 1788): تهیه دانشنامه 44 جلدی ‎Historie Naturelle‏ که در آن او اقدام کرده بود به گرداوری هر چیز شناخته شده درباره جهان طبیعت. او این ایده را که زمین تنها 6000 سال دارد را مورد تردید و سوال قرار داد و تامل کرد که موجودات زنده قادر به تغییرات تکاملی بودند. او پيشنهاد د کرد که آفرینش اصلی گونه های کشف شده نسبتاً کمی تولید شده که ارتقاء پیدا میکند به گونه های مدرن. اگرچه او فاقد یک مکانیسم برای اين تغییرات بود و فاقد شواهد قانع کننده برای عمر طولانی زمین بود.

صفحه 45:
دیدگاه نیوتنی و کارتزینی از طبیعت : دیدگاه مکانستیکی یک جنبه ای از اين باور است که پدیده طبیعی همواره نتیجه عللی است که میتواند توسط انشان درک شود. و این یک پیشنیاز برای علم است.

صفحه 46:
نخستین دانشمندان فرانسوی تکامل . محصول روشنگری بودند. بعد از روشنگری, تفکر گاتفرید ویلهلم لایبنیتز در رشد تکامل گرایی نقش مهمی در فرانسه داشت.

صفحه 47:
terre Lous Qaupertus (do98-d7S9) لایبنیتز در پاریس زندگی کرده بود. بسیاری از کارهای بیولوژیکی عطبجمه() در برلین صورت گرفت.

صفحه 48:
Waris 900 ۴ تاثیر لایبنیتز روی تکامل گرایی ‎Gros‏ در راستای مفاهیم او از "موناد" -*اتم " و زنجیره بزرگ هستی بود. موناد اساسا اتم دموکریتوس, اپیکوروس و لوکریتوس بود بجز اینکه به موناد یک هوش بخشید برای آوردن دلیل موجه برای طرح به ظاهر عقلانی که در طبیعت پیدا کرد. با این مفهوم هر ارگانیسم میتواغند به عنوان یک ترکیب گذرا از مونادها در نظر گرفته شود.

صفحه 49:
0

صفحه 50:
باورهای عمومی بر اساس اعتقادات مذهبی 600 FS PE SEO ‏بت‎ IS oa ‏محاسبه كرد كه انسان بر روى زمين‎ Ushher ‏سال است. اسقف‎ ‏در 24 اكتبر 4004 سال قبل از ميلاد ظهور يافته است.‎ ‏عنحامتاعهاع» فاجعه محوری - تغییرات زمین شناسی و‎ ۰ ‏انقراض به دلیل فجایع خشونت بار مانند سیل است.‎ ‏آفرینش خاص : همه گونه ها ( انواع ) با یک عمل واحد تولید‎ * ‏شده اند.‎ ‏تغییر ناپذیری گونه ها : گونه هات ثاتبتند. قادر به تغییر یا‎ ٠ ‏تبدیل شدن به چیز متفاوت دیگر نیستند.‎

صفحه 51:
* ایده های تکاملی اوایل قرن 8 از یک ماهیت دینی و الهی برخوردار بودند.

صفحه 52:
در اواخر سالهای 1700 میلادی دانشمندان با داده مقدس خلقت اشتی داده ميشد. 1- زمین شناسی : ساختمان کوه , برش دره , هزاران پوسته با ضخامت فوت و غیرو همه بر زمين مسن استدلال میکند. . تلور و ‎aS uniformitarianism .s‏ میگوید زمین شکل گرفته با فرآیندهای قابل مشاهده ( مثلآ فرسايش در اثر باد و آب ) كه در طول مدت زمان طولانى انجام ميشود. 2- زيست شناسى : در اواخر 1700 زمانى كه جمع آورى كسترده اى توسط زيست شناسان انجام شده

صفحه 53:
اگر خلقت رخ داده است چگونه تمام موجودات زنده از باغ عدن به دنیای جدید امده اند؟!۱ کشتی نوح هم ظرفیتش محدود بوده!!! فسیلها انقراضهای ؟ ترده و متعددی را نشان میدهند. که اين موید دنیای کامل بيدست

صفحه 54:
THE ORIGIN OF SPECIES نظریه تکامل توسط چارلز داروین , رسمی , به همان اندازه نظریه به عنوان نظریه ی گرانش یا تثوری نسبیت است. بر خلاف تثوری های فیزیک , تثوری های بیولوژیکی (به خصوص تکامل) طولانی و سخت در عرصه های اجتماعی و سیاسی مطرح شده است.

صفحه 55:
* موجودات زنده جهت بقا زاد و ولد می‌کنند. ۱ . ۰ نظریه تکامل فرزندان به طرق ن نظمية قكام جرئى از يدر و مادرشان ‎٠‏ اكر اين تفاوت مفيد باشد. فرزند محتملتر است كه زنده مانده و توليد مثل كند. ‏* اين به اين معنا است كه نسل بعد تفاوتهاى مفيدى نسبت به قبلی‌ها خواهند داشت. ‏* این تفاوت‌ها روی هم انباشته شده و باعث تغییرات درون ‏* در طول زمان, اين فرایند به صورت تدریجی منجر به گونه کاملاً جدیدی از حیات می‌شود. ‎ ‏و و ‎ee che‏ ار اه ‎

صفحه 56:
نظریه تکامل در سال ۱۲۳۸ هجری شمسی (۱۸۵۹ میلادی) و با انتشار کتاب «درباره مبداً گونه‌ها» توسط چارلز داروین بوچود آمد. علاوه بر اين, کار گرگور یوهان مندل با گیاهان به توضیح الگوهای وراثتی ژن‌ها کمک کرده و منجر به فهمی از نحوه عملکرد سیستم ورائتی اکتشافات بعدی در زمینه نحوه جهش ژن‌ها به همراه پیشرفت‌ها در رشته «نتیک جمعیت» توضیحات بیشتری در زمینه نحوه عملکرد تکامل فراهم اورد. دانشمندان امروزه فهم به نسبت خوبی نسبت به_ پیداییش گونه‌های جدید دارند. آنها فرایند به وجود آمدن 1 1 ۹ =. a Te

صفحه 57:
به هر روند روبش يا گسترش که با تحول و دگرگونی همراه است, تکامل یا قرگشت می‌گویند؛ ولی اين واژه بیش‌تر در پیوند با علم تکامل زیستی به‌کار می‌رود. قرگشت یک نظریه علمی است که در زیست‌شناسی شده‌است. فرگشت توضیح می‌دهد که چگونه حیوانات و گیاهان طی زمانی طولانی تغییر یافتند و چگونه به صورتی که امروزه هستند, ك8 وازمها نشان مسد كه رين عمرى بس دران دازد.بر متناى سنگواره‌ها مىيابيم که جانداران امروزی متفاوت از گذشته هستند و به میزانی که به گذشته‌های دورتر می‌نگریم. فسیل‌ها متفاوت‌تر میا شون و #رگش تا یچگواگیا این بخدا شا توضبق مبردهد. و با شواهد بسیاری پشتیبانی می‌گردد. هیچ چیز در زیست‌شناسی بدون آن معنا نمی‌یابد. همزمان در جزئیات اختلاف نظر هست و پرسش‌های بسیاری نیازمند پاسخ هستند که زیست شناسان تکاملی به آن‌ها می‌پردازند.

صفحه 58:
ايده داروین تكامل توسط انتخاب طبيعى

صفحه 59:
جارلز داروين اين ايده را داشت که نحوه کلی پرورش موجودات زنده از اجدادشان به گونه یکسانی و مستقل از نوع گونه می‌باشد. در سال ۱۲۱۷ هجری شمسی (۱۸۳۸ میلادی) او فرایندی که اسمش را «انتخاب طبیعی» گذاشت را پيشنهاد کرد و توضیحاتی درباره عملکرد فرایند داد. داروین نظریه اش را بر پایه پنج مشاهده زیر قرار داد 1.اگر تمامی افراد در یک گونه از موجود ات بصورت موفقیت آمیزی تولید مثل کنند, جمعیت ‎yl‏ گونه بصورت غیر قابل کنترلی افزايش می‌یابد. 2.جمعیت‌ها گرایش دارند که تقریباً از یک سال تا سال بعد ثابت بمانند. 3.منابع طبیعی محدود هستند. 4.هیچ دو فردی از یک گونه دقیقاً یکسان نیستند.

صفحه 60:
داروين از اينكه سیستم‌های حياتي بیش از آنچه که امکان حمایت و نگاهداری از آن را داشته باشند, فرزند تولید می‌کنند اين نتیجه را گرفت که حتماً باية رقابت برای زنده ماندن وجود داشته باشد - فقط تعداد كمى از هر نسل زنده خواهند ماند. داروين متوجه شد كه شانس به تنهايى زنده ماندن موجودات را تعیین نمی‌کند. در واقع, زنده ماندن بستگی به ویژگی‌های هر شخص دارد و این ویژگی‌ها يا به زنده ماندن و تولید مثل کمک کرده, و يا دست و پاگیر می‌شوند. محتمل‌تر است که آن موجوداتی که بهتر خود را وفق

صفحه 61:
داروین این نکته را متوجه شد که عدم برابری توانایی موجودات در زنده ماندن باعث ‎aan‏ ‏تدریجی در جمعیت می‌شود. آن ویژگی‌هایی که به سیستم حیاتی کمک می‌کنند که زنده مانده و تولید مثل کند طی قرن‌ها به روی هم انباشته می‌شود. از طرف دیگر. آن ویژگی‌هایی که مانع زنده ماندن و تولید مثل هستند, ناپدید می‌شوند. داروین از اصطلاح انتخاب طبیعی جهت توصیف این فرآنتد أستفاده گرد.

صفحه 62:
مشاهده گونه‌های مختلف حیوانات و گیاهان پایه اصلی نظریه انتخاب طبیعی را تشکیل می‌داد. به عنوان مثال, داروین مشاهده کرد که گل‌های ارکید و حشرات رابطه نزدیکی با هم داشته که امکان پخش گردهای گیاهان را فراهم می‌آورد. گل‌های ارکید شامل بخش‌های مختلفی هستند که حشرات را جذب می‌کند تا اینکه گرد گیاه به بدن حشرات بچسبد. از این طریق, حشرات گرده را از یک ارکید نر به یک ارکید ماده منتقل م ىكنند. على رغم ظاهر پیچیده ارکیدها, اين بخش‌های تخصصی یافته از همان ساختارهایی کلی درست شده‌اند که در گیاهان دیگر نیز دیده می‌شود.

صفحه 63:
داروین پيشنهاد کرد که گل‌های اركيد كار يى مهندس ايده آل نبوده, بلكه حاصل وفق يذيرى اجزاء كل به شرايط محيط در طول فرایند انتخاب طبیعی

صفحه 64:
داروین هنوز در حال تحقیق و ازمایش با ایده‌هايش در ‎dino j‏ انتخاب طبیعی بود که نامه‌یی از الفرد والاس دریافت کرد که نظریه‌اش را تقریبا مشابه مال خودش می‌دانست. ‎cpl‏ منجر به انتشار فوری هر دو نظریه با هم Dw

صفحه 65:
داروین بیان کرد که تمام موجودات زنده به هم مرتبطند, و اين به معناى اين است كه كل حيات می‌بایست ناشی از تکامل شکل‌های اولیه محدودی از حیات (و شاید تنها یک شکل اولیه از حیات) باشد. او این فراید را «نزول با اصلاحات» نامید

صفحه 66:
درون جامعه علمی امروز بیش از ‎٩۹٩‏ ‏درصد دانشمندان از نظریه تکامل به عنوان توضیحی برای پدیده حیات حمایت می‌کنند

صفحه 67:
داروین ولی نتوانست منبع این تغییرات را توضیح دهد. مانند خیلی از پیشینیانش» داروین به اشتباه قگر می‌گرد که ویژگی‌هاق.بة ارت رسیانی محصولی از استفاده يا عدم استفاده بوده, و اينکه ویژگی‌هایی که توسط یک سیستم حیاتی در طول حیاتش کسب می‌شود به فرزندانش منتقل می‌شود. داروین به دنبال مثالهایی مانند پرندگانی که از روی زمین تغذیه می‌کنند پاهای قوی تری به خاطر تمرین بدست می‌آورند, و بال‌های ضعیف تری به دلیل بزواز نكردن بدست ف ى]وزتد تا آنجا كه بطور مثال شتر مرغ اصلاً پرواز نمی‌توانست بکند, 6 بود.

صفحه 68:
این اشتباه «به ارث رسیدن ویژگی‌های کسب شده» خوانده می‌شود و بخشی از نظریه قلب ماهیت گونه‌ها بود که در سال ۸ هجری شمسی توسط ارائه شد. در اواخر قرن9١‏ ميلادى اين نظريه به لاماركيسم شهرت يافته بود بيان م ىكرد که ویژگی‌های کسب شده توسط یک سیستم حیاتی در طول حیاتش قابل به ارث رسیدن هستند.

صفحه 69:
در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی. آزمایش‌های آگوست ویسمن نشان داد که تغیراتی که در یک شخص به دلیل استفاده يا عدم استفاده به وجود می‌آیند باعث شد که نظربه لامارکیسم طرفدارانش را به تدریج از دست بدهد.

صفحه 70:
اطلاعاتی که احساس فقدانشان وجود داشت و مىتوانست به توضيح اينكه چگونه خصوصیات از والدين به فرزندان منتقل می‌شوند را گرگور مندل فراهم اورد؛ تحقیقاتی که بنیان علم ژنتیک را بنا نهاد. آزمایش‌های مندل بر روی چندین نسل از ز گیاه نخود فرنگی نشان داد که نحوه عملکرد ورائت به این طريق است كه در هنكام تشکیل ‎ple: 3). euro .ela. leliy‏ لقاب گک ون

صفحه 71:
مندل اسم این اطلاعات را «عوامل» گذاشت ولی بعدا به نام ‎OJ‏ شهرت یافتند. ژن‌ها واحدهای اصلی ورائت را در یک سیستم حیاتی تشکیل می‌دهند. آنها شامل اطلاعاتی هستند که پرورش و رفتار سیستم حیاتی را جهت

صفحه 72:
ژن‌ها از 0000)یک مولکول بلند که حامل اطلاعات می‌باشد درست شده‌اند. این اطلاعات در دنباله تسم در 200) کد و ذخیره ميشود, همانگونه که دنباله حروف در کلمات در یک صفحه کاغذ حاوی اطلاعات میباشند. ژن‌ها مانند دستورالعمل‌های کوتاهی بوده که از "حروف ‎OO® "shall‏ درست شده‌اند. مجموعه ژن‌ها وقتی در کنار هم قرار میگیرد. اطلاعات کافی را جهت ساختن و اداره یک اندامگان فراهم می‌آورد همانند یک کتابچه راهنما که اطلاعات کافی را جهت ساخت و اداره یک وسیله فراهم می‌آورد. این دستور العمل هایی که توسط این حروف ‎DOO‏ مکتوب شده‌اند میتواند تغییر کنند: زمانی که جهشی اتفاق می‌افتد دستور العمل‌های درون یک ژن ممکن است عوض شوند. درون یک سلول, ژنها در کرموزوم‌ها که بسته

صفحه 73:
نخستین جانداران پرسلولی که به خشکی آمدند جلبکها و قارچها بودند. اين دو نوع جاندار در روی سطح زمین نوعی مشارکت زیستی دوطرفه به نام همیاری ایجاد کردند و گلسنگها را ایجاد نمودند. اولین جانوران ساکن خشکی حشرات بوده‌اند. اولین مهره داران ساکن دریا نوعی از ماهی‌ها, که کوچک و بدون آرواره بودند (مانند لامپری) بودند. پس از آن ماهی‌های ارواره دار ایجاد شدند. اولین مهره داران ساکن خشکی, دوزیستان بوده‌اند. پس از خزندگان نوعی دیگر از جانداران پدید آمدند كه سازگاری بیش تری با محیط داشتند که خزندگان هستند. 2 de] slo fl el coke of ‏د ومو ع أحاف 2 بر‎

صفحه 74:
بزرگترین نمایش روی زمین: مدرکی برای تکامل عنوان دهمین کتاب نویسنده و زیست شناس تکاملی انگلیسی ریچارد داوکینز است. نویسنده در ‎om on ao‏ نا اين كتاب به تشريح تکامل زیستی مىبردازد. ‎RICHARD‏ ‏كتاب صوتى اين كتاب نيز به همراه خود كتاب منلشن ليهاست كه ربچارد دا ونر و شعسر وق 0

صفحه 75:
از زمان داروین به بعد, شواهد ‎ito‏ بر صحت اين نظریه به‌طور قابل ملاحظه‌ای محکم‌تر و فراگیرتر شده‌است و علوم زیست‌شناختی اخیر چون ژنتیک, بیوشیمی, فیزیولوژی, بوم شناسی, رفتارشناسی جانوری و به ویژه زیست‌شناسی مولکولی با فراهم آوردن شواهد محکم‌تر و جزئیات بیشتر بر نظریه تکامل صحه گذاشته‌اند.چنانکه امروزه, تکامل یا فرگشت همچون کروی بودن زمین, یک واقعیت صحیح علمی در نظر گرفته میشود. تکام همعنی. راعنت شردد. مان دانرشمندان,

صفحه 76:
تکامل در انسان

صفحه 77:
مقبول‌ترین نظریه در میان دیرین‌مردم‌شناسان امروزین در باب تکامل انسان این است که انسان کنونی که با نام علمی انسان خردمند خردمند مشخص می‌شود زیرگونه‌ای از انسان خردمند است که خود از انسان راست‌قامت تکامل یافته و انسان راست‌قامت هم از انسان ماهر تکامل یافته د. همكى اين جانداران در سرده انسان جاى می‌گیرند که گونه‌های متعدد ديكرى هم از آن برخاسته بودند (مانند انسان نثاندرتال و انسان راست‌قامت) اما امروزه نسل تمامی ‎bol‏ منقرض شده‌است. انسان خردمند در حدود ۲۰۰ هزار سال بیش در شرق آفريقا يديدار شد و گروه‌های کوچکی

صفحه 78:
کپی‌های بزرگ (شمپانزه, بونوبو, گوریل و اورانگوتان) نزدیک‌ترین جانداران در حال حیات به انسان‌هایند. با اين حال انسان از ‎Sa»‏ از آن‌ها تکامل نیافته‌است و مسیر تکاملی ما و آن‌ها میلیون‌ها سال پیش از هم جدا شدهاست. از ميان انها شميانزه و بونوبو دو گونه نزدیک‌تر ‎a‏ انسان‌اند. نیای مشترک سرده شمپانزه و سرده انسان در حدود ۶ تا ۷ ميليون سال پیش

صفحه 79:

صفحه 80:
* بسیاری از ادیان اين نظریه را خلاف تعلیمات دینی خود تلقی مي‌کنند و با پذیرفته شدن و یا با آموزش ‎ol‏ مخالغت مق‌کنند. این توضوع دز کشوزهایی مانتد آمزیکا از فسائل جتجالی یات کتوتن فی‌باشد: وطالبا سعدادزیادی از اعضای جناح‌های محافظه کاز نز صد فورش این تظریه:دز فدازس دولتن ‎culled‏ می‌کنند: مخالفت با تکامل گروهف از خسیجیان را به تلاش برای جایگزین کردن آن با مفهوم طراحی هوشمند رهنمون کرده‌است. اما أخیرا واثیگان:عدعی سهه‌انت کمآین طرچه با دیگاه:مسیجیت حرباره سامت طاین دارد. بت گزارنشن عهز به:تعل ازلگراف: اشعف اعظم جیانجرانتنکو:زاواسی رئین سوزای پاپی فزهنگ واتیکان اظهار:داشت درخالی که کلیس سيت به اتطريه دارروين ذر كدستهة رويكرد خوبى نداشتهاست, ایده تکامل را م‌جوان:در نتجت آگوستین و سعت ‎Gulag‏ ‏أكويناينن دنيال كود * جوزیه تانزلا نیتی استاد الهیات دانشگاه پاپی سانتا كراس در رم يادآور شده‌است كه شنت آگوستین منأله :هرن ‎coe‏ هرگز با واژه تکامل آشنایی نداشت آما می‌دانست که انواع زندگی به آرامی در طول زمان متحول می‌شوند. آکویناس نیز در قرون وسطی چنین دیدگاهی داشته‌است. * وی همچنین به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بیش از ۵۰ سال پیش تکامل را به عنوان یک رویکرد موثق علمی به رشد انسان توصیف کرده بود. * به عبارت دیگر جمع کثیری از مسیحیان به ما می‌گویند که در صوزت صحت این نظریه,

صفحه 81:
تکامل و اسلام

صفحه 82:
دیدگاه مخالف به عقیده محمد حسین طباطبایی, در هر حال نظر قرآن خلقت ثبوتی و دفعی است و نظریه تکامل از دید قرآن مردود است. محمدتقی مصباح یزدی, نظریه خلقت قران را معجزه می‌داند و تصریح می‌کند که حقیقت اعجاز از منظر نظریه‌های علمی

صفحه 83:
دیدگاه میانه‌رو مرتضی مطهری و علی شریعتی داستان جعفر سبحانی: تکامل الزاماً مبطل نظریه ناظم الهی نیست., زیرا طرفداران نظریه ناظم آلهی می‌توانند بکویند کة ‎abl‏ الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر طرح بلند مدتی برگزیده‌است.

صفحه 84:
‎Ly‏ دک بسيا عر اكوشش دارند ميان اين فرضيه ‏نام شکارم راز شناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که... جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود اورد... ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه... رد کنیم, در هر دو صورت می‌توانیم خداشناس باشیم... ایات قران هر چند مستقیما درصدد بیان مسئله تکامل يا ثبوت انواع نیست. ولی ظواهر آیات (البته درخصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است. هرچند کاملا صریح نیست. ظاهر ایات خلقت آدم, بیش‌تر روی خلقت ِ مستقل دور می‌زند؛ اما در مورد ساير جانداران قران سکوت دارد

صفحه 85:
دیدگاه موافق در دیدگاه علی مشکینی 3 یدالله سحابى, فرآن به تکامل تدريجى و بيو تصریح کرده‌است

صفحه 86:

صفحه 87:
علوم ز بست شناختی در قرن بیستم

صفحه 88:
‎sb‏ قاطعی که در علوم ‏ فیزیکی بسیار موفق بوده است, بررسی کرد. تصور می شد که دانش زیست شناختی ابتدائی تر و کیفی تر از علوم فیزیکی است. همچون خاصیت شیمی قرن هیجدهم. این عقب ماندگی ظاهری که بیشتر ‎ol‏ محصول پیچیدگی ذاتی فرایندهای زیست شناختی است, در حال حاضر تقریبا رفع شده است. از همان روش های قاطعی که در علوم دقیقه بکار می رود می توان در زیست شناختی نیز استفاده کرد و تعداد روزافزونی از محققین علمی برجسته از فیزیک و شیمی دست برداشته و به مطالعه علم جدید زیست شناختی روی آورده اند. ‏سر انجام ما داریم در می یابیم که چرا زیست شناسی مسائلی ویژه خود دارد که باید با علم تجربی و مشاهده ای و با در نظر گرفتن هر دو جنبه کمی و کیفی آن بدان پرداخت. موفقیت های چشمگیر فبزیک و شیمی تضمین کرده است که اکنون زیست شناختی باید کلیدی از برای حل مسائل علم طبیعی بدست دهد و فهم جهانی را که در آن زندگی می کنیم دستخوش تحول سازد, جهان که به ‎ale cul a] ox ‏نوج أ‎ ‎ ‎eR ne: Sg ees ‎ ‎

صفحه 89:
زیست شناسی تجربی راه یافتن شیمی و فیزیک به زیست شناسی, محدود به پیدایش دو علم جدید زیست شیمی و زیست فیزیک نبوده است. این نفوذ فیزیک و شیمی در زیست شناسی همه بر جنبه های دیگر زیست شناسی تاثیر شایانی داشته است.

صفحه 90:
خصلت زیست شناسی در قرن بیستم

صفحه 91:
زیست شناسی تنها در نبرد برای اثبات وجود تکامل پیروز شده است. اما هنوز نبرد های دیگری است که زیست شناسی باید بدان دست یازد. از جمله اینکه چگونه تکامل به وجود مى آيد و حیات بر روز زمين چگونه اغاز شده است.

صفحه 92:
کشاورزی و تولید غذا و مسئله جمعیت انسانی در دوران به اصطلاح انفجاری جمعیت, در نتیجه بهبود روش های درمانی و تکنیک های کنترل بیماری- در اصل مسائلی سیاسی هستند که در برگیرنده ی تلقی های گوناگون نسبت به مسائل زیست شناختی می باشند. زیست شناسی درگیر مسائل بسیار مهم نظامی نیز شده است - مسئله مشروعیت سلاح های نابودی جمعی, به ویژه سلاح های اتمی و تابش های رادیو اکتیو آن. اين های حیاتی ترین مسائل جهان امروزند که بر زیست شناسی ‎wil‏ مى گذارند. جای تعجب نیست که زیست شناسی به صورت یک موضوع شلوغ و نامنظم باقی مانده است, با اینهمه سر انجام اصول ساده و عمومی این علم دارند خود را نشان می دهند.

صفحه 93:
کشف و تقلید عملیا رای هط ریف درون بدن موجودات زنده است که به طریق شیمیایی کنترل می شوند. زیست شیمی نه تنها به دلیل موضوع متفاوتی که با آن سر و کار دارد, یعنی شیمی فرآورده های حیات, بلکه همچنین به علت روش های متفاوتی که بکار می برد, به صورت رشته ی علمی جداگانه ای رشد پیدا کرده است. هدف زیست شناسی تنها بررسی ساختمان مولکول های موجودات زنده نیست, پلکه نحوه واکنش کلی این مولکول ها را چه به صورت جداگانه و چه به شکل ترکیبی در نظر می كيرد. زیست شیمی به همین منظور به روش های گوناگونی دست یافته است تا ارگانیسم های کامل یا اندام های کامل را با اين روش ها هم به صورت سالم آن و هم به شکل قطعه قطعه شده مورد بررسی قرار دهد

صفحه 94:
انگیزه زیست شیمی هميشه یک انگیزه انسانی یا انتفاعی بوده است. از یکسوی بهبود امر درمان و از ‎Sow‏ دیگر پیشرفت کشاورزی و صنایع قدیمی همجون آبجوسازى. ولى زيست شيمى در واقع فرايندى مستقل نيز است كه از خود نيرو مى كيرد. زيست شيمى در اصل از مطالعه موضوع تخمير برخاسته است و به عنوان يى علم جداكانه با مبحث مستقل از کشف تقریبا اتفاقی بوخنر در 1897 پیدا شده است

صفحه 95:
موضوعی که اکنون تحت عنوان نوست شناسی مولکولی ‎a kiss Serie Bae Sahel‏ کت شیمی سایه گرفته و از سوی دیگر از پیشرفت های آنالیز ساختمانی بلورها ناشی شده است. شیمی آلی کلاسیک, میکروسکوپ الکترونی و علم ورائت نیز در پیدایش این علم نقشی داشته اند. خاصیت اساسی زیست شناسی مولکولی در اين است که به بررسی ساختمان و کارکرد موجوداتی می پرداز که ابعاد آن ها از سلول ها, که با روش های زیست شناختی مطالعه می شوند. کوچک تر و از مولکول ها که با روش های شیمیایی مورد مطالعه قرار می گيرند. بزرگ تر است. این علم به ویژه با مولکول های پروتئین و اسید نوکلئیک سر و کار دارد. اکنون اين علم یکی از مهیج ترین و رو به رشد ترین شاخه های علم زیست شناسی به شمار می آید. به دست دادن تاريخ دقيق آغاز این علم بسیار دشوار است., و شاید بتوان كفت با مطالعات اوليه دبليو. تى. استبورى (1898-1961) درباره ی ساختمان پشم در آغاز دهه چهارم این قرن شروع شده و نخستین بار با انتصاب استبوری به سمت استاد « ساختمان زیست

صفحه 96:
تايجى که از ابرمؤقيف فطق لفو لكاولميند. ‎ot pans la‏ اين بزرگ ترین کشف در زیست شناسى ساختمان ول ها رال و ‎Jobe‏ ۳ زمینه توارث و کروموزوم به دست آمده بود, پیوند داد. یاخته شناس ها از مدت ها پیش حدس زده بودند که جوهر تولید مثل, که به شهادت میکروسکوپ در کرموزوم آغاز می شود؛ عبارت است از تکثیر یک ساختمان زیر مولکولی؛ و با یک منطق ساده نشان دادن كه اين امر نمی تواند همچون یک همانند سازی از طریق جسمانی باشد یا حتی همچون عمل چاپ صورت گیرد - زیرا در اين صورت مولکولی که به وجود می آید باید قرینه محوری مولکول مادر باشد - بلکه باید تولید مثل را فقط تولید مثل خطی دانست؛ که در آن یک خط نظیر خود را, نقطه به نقطه, به وجود می آورد. اما مارپیچج در اصل, خطی است که تاب برداشته است و جفت شدن دقیق مولکول های پورین و پیریمیدین در آن, باعث مي شود تا خطی داشته باشیم که نظیر خود را بتواند به وجود آورد, و بدنی ترتیب تولید مثل دقیق اسید نوکلئیک

صفحه 97:
همه اين كشفيات ياد شده به تازكى به دست آمده است و به رغم وسايل انتشارتى نوين هنوز در مجامع علمی و به ویژه در محافل روشنفکری ارزیابی نشده است. جبری مسلک ترین ادم ها نیز خواب نمی دیدند که ماهیت نوع انسان و همچنین ماهیت هر موجود دیگر به دقیق ترین شکلی بر روی یک خط رمز مولکولی به طول یک چهارم اینج و در مولکولی که چند میلیونیوم اینچ عرض دارد تعيين شود. به هر روى اين كشف بلندترين كام در راه كشف آنجه كه «رمز حيات» خوانده شده است., مى باشد و اكنون مى نمايد که اين تنها آغاز کشف رازی است که درون

صفحه 98:
مهلت زندگی بشر آن قدر کوتاه است که مشاهدات وی اجازه دیدن «تکامل در عمل» را نمی دهد

صفحه 99:
ازمان Sly ale ole gale ‏جفت قرات‎ ۱ we ver ver ver ‏فر‎ ‎1 vera very vr var vor var ‏عفر‎ كار عامل دارلى ابیت هش ‎ST patie‏ عوامل مادى به عنوان جزثى از كروموزوم رایج ساختن کلم ان هنزیم وید می کند نه مر كز متمايزى در کروموزوم هر ژن یک آزیم تلد می کند یک واحد شیمیایی است نه یک واحد فیزیکی فضای ژن می تاد تیم شود(شبهآلل) رن ها اسيد نوکلیک دی اکسی ریوز ‎(DOW)‏ ویژگی به 00060 بستگی دار ته به بر ‎Jan‏ 00260)با چهاربزآلی کد 20260 برایتعین ت رکیپ پروتین

صفحه 100:
اینک اعتقاد بر این است که همان فرایندی که ‎ub‏ روزگار دراز باعث ایجاد تغییرات تکاملی شده است امروز هم در کار است. برخی از شواهد این ادعا بطور تجربی کشف شده است.

صفحه 101:
مسائلی که اخیرا مورد پژوهش قرار گرفته و بعضی از آنها حل شده است عبارتند از: 1) منایع تنوع در جمعیت های طبیعی؛ 2) تثبیت تنوع های جدید در جمعیت ها؛ 3) نیروهای جهت دهنده تکامل و 4) ساز و کار انفراد که از طریق آن انواع جدید می توانند از جمعیت های خویشاوند جدا شوند.

صفحه 102:
امروز با نظریه جهش که به تعلیل منشا تنوع می پردازد تکمیل ,

صفحه 103:
دیدگاه امروزی در مورد در سرتاسر تاریخ زیست شناسی, منشا حیات موضوع بحث بوده است. قدیم ترین و پر هوادارترین نظریه ای که در اين مينهراظه إل شحو اذ تخستن ايم فارخ رشك مت ‎aw U owl‏ قرن كدثتهء مقبوليت عام دالثنت. أرتتطو ‎Bl Bets Salle‏ تعاض رانو بدروات ود معتقد بور كه مكس - و بسيارى از موجودات ريز ديكر به طور خلق الساعه از كل و لاى جويبارها ركه ها ار قودكة قار تر هر ‎glx og‏ الساعة دز جارجوت ديكرق مطرح مى شود. مباحثات طبيعت شناسان جديد درباره منشا حيات حول موظوع امکان پیدایش حیات در گذشته دور بوسیله ترکیب مواد معدنی موجود در «سوپ» اولیه دور می زند. چنین چنین تصور می شود که انرژی ضروری برای شروع ترکیب از منبعی مانند صاعقه تامین شده است.

صفحه 104:
تولد یک علم ژنتیک در قرن بیستم پس از کشف کار مندل در سال 1900, بصورت علم درآمد. بنیادهای علم ژنتیک عصر حاضر ريشه در دوران باستان دارد. علم ژنتیک بعد از سال 1900 بسرعت گسترش یافت و بزودی جای شایسته خود را در بین علوم زیست شناختی بدست آورد. در رشد انفجاری اولیه دانش ژنتیک پژوهشگران متعددی سهم داشتند. در اين دوران 5 دانشمند زیر از دیگران مشهورتر بودند: ويليام بیتسون انگلیسی؛ لوسین کوئه نو فرانسوی؛ و.ا. کاسل آترتکایی ول پوهاسن دار کی و کارل گوزیس سای

صفحه 105:
دووری و نظریه جهش (موتاسیون) کالبد شناس و فیزیولوژیست سوئیسی آلبرشت کولیکر (1817-1905) نظریه داروینی تکامل از طریق انتخاب را مورد انتقاد قرار داده و فرضیه ای را که تغییر ناگهانی می نامید, جایگزین آن ساخته بود. وی این نظریه را از هوگو دووری (1848-1935)؛اخذ کرده بود. نظریه جهش توانست به شرح تنوع مشاهده شده در طبیعت بپردازد. جهش ها تغیبراتی ناگهانی هستند که بدون تدارکات قیلی قابل رویت و بدون هیچ گونه اشکال انتقال قابل مشاهده بوجود می آیند.

صفحه 106:
طرح نظریه چهش در سال 1901 مخالفت های بسیاری بویژه در ‎ube‏ پیروان داروین برانگیخت. برخی از زیست شناسان معتقد بودند نظریه دووری با نظرات رایچ مورد قبول تفاوت دارد. در واقع نظریه جهش نه تنها با فرضیه انتخاب طبیعی داروین تضادی نداشت؛ بلکه همانطوریکه بعدها مشخص شد, از طریق معلوم نمودن منشا تنوع و کثرت, که با نظرات پیروان لامارک که داروین ‎kil‏ را با بی میلی پذیرفته بود فرق داشت, موجب تقویت نظرگاه و دعوی داروین شد. داروین در نظریه خود هیچ جایی برای تغییرات ناگهانی و ژرف در نظر نگرفته بود. نظریه جهش زمانی مورد پذیرش بسیار قرار گرفت که مشخص شد که انواع کوتاه همانند انواع بلند می توانند بطور ناگهانی بوجود بيایند و پایدار بمانند.

صفحه 107:
بيتسون ۳ ویلیام بیتسون (1861-1926) زیست شناس تجربی دانشگاه _ کمپریج بلافاصله پس از کشف نوشته مندل در سال 1900 به آن علاقه مند شد. طبق گفته ر.س. پانت شاگرد و همکار نزیک بیتسون, او در 8 مه 1900 نخستین کسی بود که در انگلستان توشتان‌مقولررا روتن سیک کشف شد, بیتسون به پرورش گیاهان مشغول بود و تا آن موقع دستاورد های با ارزشی ارائه کرده ‎g‏ بود. اگر در سال 1900 اثر مندل را نیافته بودند, به نظر می رسد از لحاظ تاریخی این امکان وجود داشت که بیتسون خودش بتواند کی قه تبسن ور کشفکه کنر سال 1906 تحت نظر «انجمن سلطنتی باغباتی» برگزار گردید, بيتسون وازه «زنتيك» را در مورد اين علم نويا بكار برد. اين واه در جاب 1909 كتابش مورد استفاده قرار كرفت کرسی استادی ژنتیک در سال 1909 در دانشكاه كمبريج تاسيس یافت و بیتسون نخستین استاد آن بود.

صفحه 108:
لوسین کوئه نو (9866-1951ه وان جانورشناس بی مهرگان برای خود شهرتی کسب کرده بود, بلافاصله پس از کشف نوشته مندل, با تحقیق بر روی موش مطالعات ژنتیکی خود را آغاز کرد. او در 1902 مورد ساده ای از ورائت در موشها را اعلام کرد که طبق اصول مندل بود و در 1903 تحلیل بسیار مفصلی از پوشش های متنوع موشها و رنگ آنها به چاپ رسانید. او نه تنها نسبت های مندلی را کشف کرد, باکه وه تحقيقات زتسيكى با تخليل.هاى اشيميابى يداح كا حلقه هاى ارتباط ميان زن و خصوصيات را نشان دهد. كوئه نو از مجموعه نوشته های خود که در 1911 کامل گردید, آثار بنیادی و معتبری در زمینه ژنتیک جوندگان منتشر ساخت و به مطالعات ژنتیکی سرطان در موش ها پرداخت و سپس بطور گسترده در عرصه های وسیع تر زیست شناسی مطالبی انتشار داد.

صفحه 109:
کاسل و.ا. کاسل (1866-1962) بیدرنگ در ایالات متحده اصول نویافت مندل را در مورد پستانداران بکار بست و در سال 3 پنج نوشته در مورد موضوعاتی چون ورائت در گربه براق. سفیدی پوست (زالی) انسان, ورانت جنسیت و قانون ورائت مندل منتشر ساخت. این آثار ثمره پژوهش های گسترده در مورد پوشش های ویژه بدن خوکچه هندی, خرگوش, موش,موش صحرایی و دیگر پستانداران بود. کاسل دیگرجنبه های ژنتیک پستانداران و در عین حال اندازه و شکل بدن آن ها را مورد بررسی قرار داد و در اين زمینه صاحب نظر شد. در سال های آخر عمر بنا به علایق شخصی به اهلی کردن حیوانات, بویژه اسب ها پرداخت.

صفحه 110:
ویلهلم.ل. یوهانسن دانمارکی (1857-1926) عالم ژنتیک و فیزیولوژیست گیاهان در رشد و تکامل اولیه به عنوان یعلم دارای نقش برجسته ای است. نخستین نوا یوهانسن با عنوان «درباره ورائت و تنوع» در 1896 به چا" رسید؛ او در 1898 تحقیقاتی پیرامون جو و لوبیا انجام داد که جزو آثار بنیادی علم ژنتیک است. پوهانسن در آن دوران خود را وقف ژ کرد و در سل 5 مدیر «موسسه فیزیولوژی گیاهی» دانشگاه کینهاگ بوقأتس د همان سالى كه نوشته متدل كشف يليد (1900) بووین ‎se mais‏ 0 سبار نكي ىز لطع سيك وني قفش توت علم داز ركبو ل تسود یندب سل ریک ن كتاب در تاريخ ييدايش ابن علم نقظه؛عطفیبة ختساب.می لبود کلمة اون کة در سال 3 بوسيله توهاتسن مهر قبول خورده بوده در اين متن بکار برده شد. اصطلاحات ژنوتیپ و فنوتیپ هم بوسیله یوهانسن تثبیت شد و برای تمایز میان ژن ها و خصایص بکار رفت.

صفحه 111:
در قرن بیستم توجه صاحب نظران بیشتر معطوف به تعیین نحوه تکامل و علت به وجود آمدن اشکال جدید تکامل و تعیین زمان و مکان وقوع آن بوده است. هنوز این تحقیقات به سرانجامی نرسیده است و در واقع پاسخ به چنین پرسش هایی بود که اختلاف های عقیده اصلی علم زیست شناسی آشکار شده است.

صفحه 112:
eee چند دهه گذشته شاهد باز پردازی نظریه داروین در زمینه انتخاب از راه نظریه مندلی ژن ها بود. به جای تحولات غیر قابل تشخیص که از سوی داروین طرح شده بود, تغييرات جهشی ناشی از جابجایی ژن هاء تکثیر ژن ها, دوگانگی کروموزوم ها يا کروموزوم های چندگانه و جهش ‎«Oj‏ عنوان شد. در این نظریه همه این تغییرات به دلایلی رخ می دهد که هیچ ارتباط با خصلتی که حیوان بالغ از طریق انطباق با محیط به دست می آورد, ندارد. بر اساس اين نظريه امر انتخاب از طریق تاثیر بر روی ژن ها یا ترکیبا ‎wo‏ ‏کندة نهاز ظریق تاثیز بر ضفات و خصلت:ها. انتخاتطبیعی مانند غربال کار می کند, و به یک شیوه دترمینابل ریاضی ترکیب ژنی جمعیت را دگرگون می کند. توفیق در انطباق با محیط به سادگی به یک رشته عوامل مطلقا اتفاقی بستگی دارد. ظاهرا از طریق کارهای آماری, زیست شناسان ریاضی یک نوع حیوانی و حتی شقاق یک نوع به دو نوع مجزا و آفرينش يك نوع جديد صادق دانشد. اما بهر روى به علت ‎aT... fle 3T oll fz Le ot‏

صفحه 113:
توارث خصلت های مکتسب

صفحه 114:
هر کوششی در زمینه أثبات توارث مکتسب, به شکست انجامید

صفحه 115:
یک دسته قناری وحشی صد سال پیش درختانی را به عنوان آشیانه انحصاری خود برگزیده بودند. اين يرندكان جیک جیک می کردند ولی آواز نمی خواندند. پرنده بازها اين پرنده های را در مکان های مختلف آوازهای گوناگون ياد دادند. اکنون فرزندان هر یک از اين ها حتی آن ها که تعلیم ندیده اند به همان سبک والدین خود آواز ‎wo‏ ‏خوانند. نوعی از این عادت مکتسب در توارت انسان نیز رخ داده است.

صفحه 116:
- تخمينا 200 تا 101000 نسل از اعاز تكلم ما مى 55 حتى اكنون نيز براى سخن گفتن به آموزش نياز داريم. به هر روى مغز و كوش انسان عميقا تحول پیدا کرده است, تا حدی که قسمت قابل توجهی از غشاى مغز ما منحصرا به اين منظور اختصاص داده شده است, در حالى كه در مورد انسمان هاى اوؤليّة: ‎col‏ عالت وجود نداود. تا از مکانیسمی که چنین تغییرات انقلابی سریعی از راه آن صورت می گیرد اطلاع حاصل نشود, نمی تواند این نوع توارث را به صورت یک نظریه منسجم دراورد. اما اين واقعيت هشدارى است عليه هر نوع محدوديت جزمى و صرف اتكا به يى نوع انتقال خصلت ها در تكامل. اين مساله - مساله مهم توارث و تكامل- نه تنها نظرا بسيار اهميت دارد بلكه حل أن از جهت عملى نيز نتايج مهمى را به دنبال

صفحه 117:
© لوال لقاع ‎Cee NL‏ ابا لا ات شاد اس تلا ل ‎yee‏ ‏تري تعریف کرد و همراه با ان شرایطی را که حیات در آن می تواند به وقوع افتد. روشن تر دید. زندگی را اکنون می توان نه به صورت محدودی که انگلس توصیف کرد,«وجه حرکت پروتئین». بلکه به عنوان وجه تولید و تجدید تولید مولکول های همسان, تعریف کرد. آنچه که ما از شکل بیرونی حیات موجودات زنده ‎prin wo‏ در واقع بازتاب ساختمان های درون مولکول هاست. اکنون بیش از پیش آشکار مى شود که کلیات جدیدی که در زیست شناسی اهمیت شایانی دارند در شرف پیدا شدن هستند. کشف های اصلی زیست شيمى در مورد ماهیت شیمیایی غالب حیات و مشا شیمیایی آن, هنوز باید به زبان یک نظریه عمومی زیست شناسی برگردانده شود. چنین نظریه ای ذاتا باید تکاملی باشد؛ یعنی باید وضع کنونی را نتیجه ‎oe Se rye‏

صفحه 118:

صفحه 119:
Example of present day evolution به کلوکز میخالف به طليل ساو ‎Uy of)‏ طعمه

صفحه 120:
واکسن: هدیه ای از تکامل واکسن فلج اطفال نمونه قدیمی اما بسیار خوبی از هد یه های تکامل است. واکسنی که در حال حاضر برای مصونیت در برابر فلج اطفال به صورت خوراکی در اختیار اطفال قرار می گيرد, ویروس زنده ی عامل این بیماری است. اين ويروس زنده از لحاظ ژنتیکی ضعیف شده است. بنابراین دستگاه ایمنی بدن ما از عهده آن بر می آید. در نتیجه, ویروس ضعیف شده نمی تواند در بدن ما بیماری ایجاد کند ( به جز ۱ تا ۲ نفر در هر میلیون نفر که واکسینه شده باشند).

صفحه 121:
آلوده به ویروس ایدز ( ۱۲۵ ) تزریق کرده است. بنابر ادعای آن زن, پزشک متهم بازها به آو‌ونعامین: ۵ برزیی گرده ودر یکی ار ترزیی .ها ار مقدازی:خون آلوده استفاده كردميوت حي شاهد و مدركي .در اين ياره وجوه تراشت:وموشى نين ادعا فق كرو كه آن زن با افراد دیگری ارتباط داشتهبو به از اين راه آلوده شده است. در اين:جا : ورخت های فیلوژنی به کمک قاضی آمدند و ثابت کردند که تکامل , در عرصه قضاوت نيز مى تواند راه كشا باشد. ویروس ایدز به سرعت دچار جهش می شود , حتی در بدن یک فرد. اگر ویروس ایدز از بدن فردی به بدن فرد دیگری منتقل شود, تفاوت هایی بین ویروس فود دهنده و فرد كترتده وجود ذارة. ۳ ویروس از فردی به فرد دیگر منتقل می شود, بیش تر تغییر می کند و طی زمان متفاوت تر می شود. بنابراین توالی ماده ی ژنتیک ویروس ایدز در دو فردی که از دو منبع متفاوت به اين وتروین آلوده شدة اندم تسیا ر ماوت ارس براين: اگر سخن زن حقیفت:داشته باشد:-ویزوس یدن اوبا هیروس بدن افزدی که خون:آلوده از او به زن کزریق,شده است؛شباهت:زیادی خواهد:دآشت: پررسی پرونده ی پزشکی زن نشان داد, در آوریل ۱۹۹۴ که او برای اهدای خون مراجعه کرده, به ویروس آلوده نبوده است. بتابر ادعای او , در آگوست همان سال به او خون آلوده تزریق شده و او چند ماه بعد , ادعای خود را تسلیم دادگاه کرده است. مساله ای كه پرونده را پیچیده کرد اين بود که يزشك متهم , خود به ویروس آلوده نبود. اما بررسی ها تشان دادند که در مطب آَن پزشک از دو بیمار, یکی آلوده به ویروس ایدز و دیگری آلوده به ویروس هپاتیت () , نمونه ی خون تهیه شده بود . بررسی فیلوژنی وبروس های به دست آمده از آن زن و فرد آلوده به ۷/1۵ , ادعای زن را ثابت کرد.

صفحه 122:
ايده هاى داروین به سرعت برداشته شد و تا حد زیادی سوء استفاده شد توسط اقتصاددانان و سياسيون جب وراست. : ‏”بقاىاصلح”‎ cMasl eb: Herbert Spencer ‏طرفدار "داروینیسم اجتماعی . رقابتغير قابلتنظيم‎ ‏روشنیب رای‎ ol, ‏اقتصادی‌منجر به پیشرفناجتماعی‎ ‏تیه لمپربایم: , استثمار , نزاد پپرستیو تبعیض‌جنسول‎ Co, 11315 1211 : بكاركرفته شده ليده ”تنازع بقاء” به حمايناز ايده بيشرقتاجتماعواز طريقلنقلابقوسط برولتاريا.

صفحه 123:
(Genetic Algorithm - GA) Suis 5 ‏الگوریتم‎ تکنیک جستجویی در علم رایانه برای یافتن راه‌حل تقریبی برای بهینه‌سازی و مسائل جستجو است. الگوریتم ژنتیک نوع خاصی از الگوریتمهای تکامل است که از جکنیکهای زیسیت‌شتامی:ف رگلشعن مانیدوزانتتوجهش ایسفاده می‌کند. در واقع الگوریتم‌های ژنتیک از اصول انتخاب طبیعی داروین برای یافتن فرمول بهینه جهت پیش‌بینی یا تطبیق الگو استفاده می‌کنند.الگوریتم‌های ژنتیک اغلب گزینه خوبی ‎sly‏ تکنیک‌های پیش‌بینی بر مبنای رگرسیون هستند. مختصرا گفته می‌شود که الگوریتم ژنتیک (يا 0۸)) یک تکنیک برنامه‌نویسی است که از تکامل ژنتیکی به عنوان یک الگوی حل مسئله استفاده می‌کند.مسئله‌ای که باید حل شود ورودی است و راه‌حلها طبق یک الگو کد گذاری می‌شوند که تابع 210655 نام دارد هر راه حل كائدية را ارزيانى فىكند كه اكثر آنها به ضورت تضادفى انتخاب مىشوند. كلاً اين الكوريتمها از بخش هاى زير تشكيل مىشوند : تايع برازش - نمايش - انتخاب - تغيير مسئله ی ۸ وزیر را بوسیله ی اين الگوریتم حل کنیم . هدف مشخص كردن چیدمانی از ۸ ‎RSS os Sates‏ +

صفحه 124:

صفحه 125:
‎٠‏ اخلاقكافلي:هي گوشته بر شکافت ميان افلسفة ويعلوم ظنيعي بل بزند. به اين ترتيب كه استدلال مي كند انتخاب طبيعي حسي اخلاقي را در انسان القا کرده است. طبعي براي نيك بودن. ‏* ادوارد ویلسون (۳.۷۷1160۳) پدر زیست شناسي اجتماعي, در فصل پاياني کتاب «سوسیوبیولوژي: تلفیق نوین» (۱۹۷۵) مي نویسد «اکنون دانشمندان و متخصصان علوم انساني همه باید اين احتمال را در نظر بگیرند که زمان آن فرا رسیده است تا اخلاق موقتاً از دست فیلسوفان خارج شده و زیست شناختي سازي شود.»چالشي که پیش روي زیست شناسان تكاملي نظير ویلسون قرار دارد آن است که نيكي را با ارجاع به نظریه تکامل تعریف کرده و سپس تبیین کنند چرا انسان بايد نيك باشد.

صفحه 126:
زیست شناختي سازي اخلاق در سال ۱۸۷۱ با انتشار کتاب «تبار انسان» اثر چارلز داروین آغاز شد. در اين دنباله ‎ol»‏ انواع» داروين ايده هايش درباره تکوین تكاملي را در مورد انسان کر برد. او نشان داد كه انسان بايد از شكلي كم سازمان يافته تر واقع از چهار پايي دم دار و پرمو... ساکن دنياي قدیم (آفریقا و ‎teat‏ ‏_ م) اشتقاق یافته باشد. مهم ترین مشكلي که داروین در اين تبیین مي دید. استاندارد ‎SIL‏ ‏کیفیات اخلاقي مشهود در انسان بود. داروین در مواجهه با اين معمار فصل بزرگي از كتاب خويش را به تبيين هاي تكاملي حس اخلاقي اختصاص داد و استدلال كرد كه بايد در دو كام اصلي تكامل يافته باشد.

صفحه 127:
* نخست آنکه, ريشه اخلاق انسان در غرایز اجتماعي نهفته است. براي آنکه موجودي قادر به انجام مسئولیت هاي والديني باشد نیازمند مکانیسم هايي اجتماعي است که در مراحل بيشين تاريخ تكاملي لازم نبودند. ‎٠»‏ دوم آنکه با توسعه قواي عقليء انسان توانست دوباره اعمال كذشته و انكّيزه هايشان بينديشد و به اين ترتيب با اعمال و انگیزه هاي ديكران ونيز خودش موافقت يا مخالفت کند. این به ایجاد يك وجدان انجامید که تبدیل به «مراقب و داور برین» تمام اعمال شد.

صفحه 128:
داروین تحت تاثیر مکتب فایده باوري معتقد بود که اصل بیشترین خوشبختي, از سوي موجودي اجتماعي با ظرفیت هاي فكري بسیار تکامل یافته و داراي وجدان؛ ناگزیر به عنوان معياري براي شایست و ناشایست در آیا داروين براساس این ادعا ها مي تواند به دو پرسش بنيادي اخلاق پاسخ گوید؟ . نخست آنکه چگونه مي توان خیر و شر را از هم تمییز داد؟ ‎٠‏ و دومء جرا ما بايد نيك باشيم؟ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 129:
داروین اصل بیشترین خوشبختي را به عنوان معیار شایست و ناشایست مي پذیرد. به این ترتیب در صورتي مي توان حكم به نيك بودن يك عمل داد که بیشترین خوشبختي را براي بيشترين تعداد فراهم اورد. خواه لذت را افزايش دهد خواه درد را كاهش دار دیاس اد ی اا لحاظ داروین د ‎ar‏ هد ن به ريست نا ختي تمایل بارد که همدل, فداکار و اخلاقي شد زيرا در تنازع بقا امتياز محسوب مي شود.

صفحه 130:
پس از داروین مهم ترین نقش در اخلاق تكاملي توسط هربرت اسپنسر (1.506۳6067]) پرشورترین مدافع اين نظریه و خالق تظربه دازویتیسم اجتماعي: ایفا شده اشت. نظریه اسپنسر (۱۹۰۳ _ ۱۸۲۰) را مي توان در سه مرحله جمع بندي > دیدگاه او, کسب لذت و پرهیز از درد به تمامي اعمال انسان جهت مي بخشد. از اين رو غیر اخلاقي را مي توان با تسهیل لذت انساني يكي دانست. ‎٠‏ دوم آنكه لذت را به دو طريق مي توان کسب کرد, يكي با ارضاي امیال سود خویش جویاته و ديگري با ارضاي امیال سود ديگري جویانه. اين بدان معا است که خوردن غذاي دلخواه خویش و غذا دادن به دیگران هر دو براي انسان تجربه هايي لذت بخش اند. سوم آنکه همكاري دوجانبه میان انسان ها براي هماهنگي امیال سود خویش و سود ديگري جویانه لازم است و به همین دلیل است که اصول انصاف در انسان پدید آمده تا صفات خودخواهانه و فداکارانه را به تعادل درآورد.

صفحه 131:
توصیف او از داروینیسم اجتماعي تایه امروز < جنجالي بوده است زیرا عمدتاً آن را «توجيهي براي برخي از نفرت انگیز ترین نظام هاي اجتماعي که بشر تاکنون به خويش دیده است.» براي مثال نازیسم آلمان دانسته اند. ۱ فلسفه اسپنسر, به ویژه در امريكاي شمالي در قرن نوزدهم. از محبوبیت و رواج گسترده اي برخوردار شد اما در قرن بیستم به طور چشمگيري افت کرد.

صفحه 132:
نخستین فيلسوفي که مصرانه استدلال کرد قوانین تجار ار را نمي توان از واقعیت هاي تجربي استتباط كرد,ء ديويد هيوم (©1(.111112) بود. هيوم (۱۷۷۶ _ ‎(\V\)‏ در «رساله اي درباره طبيعت انسان» (۱۷۴۰) مي نویسد: در هر نظام اخلاقي که تاکنون با آن روبه رو شده ام, همواره پي برده ام که نویسنده مدتي ‎a‏ شیوه معمول استدلال ادامه مي دهد و به اثبات وجود يك خدا يا انجام مشاهداتي درباره امور انساني مي پردازد, سپس ناكهان شكفت زده در مي يابم به جاي روابط عادي ميان كزاره ها يعني «است» و «نيست», باهر كزاره اي که روبه رو مي شوم به نوعي با يك «باید» يا يك Le -

صفحه 133:
آنجه هيوم در نظام هاي اخلاقي نشده و نامحسوس از «است» به «باید» است. اينكه قضيه جه «است» و چه «باید» باشد, به نظر هیوم دو موضوع مستقل هستند که ارتباطي با هم ندا ند

صفحه 134:
توماس هاكسلي (1.۳]0:167) در کتاب «تکامل و اخلاق» به اخلاق تكاملي ایراد مي گیرد و مي نویسد: «دزد و قاتل همانقدر از طبیعت پيروي مي کنند که يك آدم نوع دوست و نیکوکارر تکامل كيهاني شاید به ما بیاموزد که تمایلات خیر و شر در انسان چگونه ممکن است يديد آمده باشند, اما, في نفسه, از ارائه دليلي بهتر از دلایل قبلي براي آنکه چرا آنچه كه خير مي خوانيم به آنجه كه شر مي ناميم ارجحيت دارد ناتوان است.» اما اخلاق تكاملي تنها از سوي كساني كه ادعاي هيوم را تائيد مي كردند مورد حمله قرار نكرفته است. يك استدلال هم تبار ديكر عليه اخلاق تكاملي نیز توسط فیلسوف انگليسي, جورج ادوارد مور (0.[۷00۲6) مطرح شده است. مور (۱۹۵۸ _ ۱۸۷۳) در سال ۱۹۰۳ كتابي زمینه ساز تحت عنوان «مبادي اخلاق» منتشر ساخت که يکي از چالش گرترین مسائل را ر وي اخلاق تكاملي نهاد. يعني

صفحه 135:
براي دانشجو همین كافي است که عبارت جادويي مغالطه طبیعت باورانه را زمزمه کند, آنگاه مي تواند به سراغ سئوال بعدي برود و مطمئن باشد که نمره کامل را از امتحان گرفته است.» این مغالطه طبیعت باورانه چیست و چه مشكلي براي اخلاق تكاملي به وجود مي آورد؟مور علاقه مند به تعریف «خیر» است و به ويزه آنكه آيا «خير» كيفيتي بسیط است يا مرکب. به نظر مور, کیفیات بسیط تعریف ناپذیرند چرا که نمي توان آنها را با استفاده از کیفیات بنيادي تر توصیف کرد. از سوي دیگر کیفیات مرکب را مي توان با استفاده از ترسیم طرح كلي کیفیات بنيادي شان تعریف کرد. از اين رو, «زرد» را نمي توان در قالب اجزاي تشکیل دهنده اش تعریف کرد, در حالي كه «رنگي» را مي توان تشریح کرد زیرا از چندین رنگ منفرد تشکیل شده است. «خیر» از نظر مور كيفيتي بسیط است که نمي توان ‎Ol‏ ‏را با استفاده از کیفیات بنيادي تر توصیف کرد. ارتکاب مغالطه طبیعت باورانه يعني تلاش براي تعریف «خیر» با ارجاع به سایر

صفحه 136:
تصمیم گرفتند پژوهش میان رشته اي جديدي را بين جانورشناسان 3 جامعه شناسان راه اندازي کنند. «زیست شناسي اجتماعي» (50010۳0101007) نامي بود که به اين رشته جدید داده شد, با هدف یافتن قانونمندي هايي در رفتار اجتماعي جانوران و انسان که از اعتباري عام برخوردار باشند. آنچه مورد تاکید قرار گرفت بررسي زیست شناختي, يعني غيرفرهنگي رفتار بود. اما اين رشته از حد مذکور فراتر نرفت تا انکه ادوارد ویلسون در سال ۵ کتاب «زیست شناسي اجتماعي: تلفیق نوین» را منتشر ساخت. ویلسون زیست شناسي اجتماعي را «بررسي نظام مند مبناي زيست شناختي تمام رفتارهايٍ اجتماعي» تعريف مي کند. از دیدگاه ویلسون هنگامي که بحث به يرسش هاي اخلاق مي رسد زيست شناسي اجتماعی:دست کم به:طور موقت فیلسوفان را بت کار من ‎wah‏

صفحه 137:
او معتقد است که اخلاق را مي توان زیست شناختي تبیین کرد و مي نویسد: «هیپوتالاموس و سیستم ليمبيك... خود آگاهي ما با تمام عواطفي _ نفرت. عشق, گناه, ترس و غیره _ که فیلسوفان اخلاق در آرزوي رام بردن به معيارهاي خير و شر به آنها رجوع مي کنند, را در برمي گيرد. پس آنگاه ناكزير بايد يرسيد كه هييوتالاموس و سيستم ليمبيك از کجا آمده اند؟ آنها از طریق انتخاب طبيعي تکامل یافته اند. ‎sly‏ تبیین اخلاق باید همین گزاره زیست شناختي ساده را دنبال کرد. در بي اين دريافت, نتيجه مي شود که اخلاق نیز تحت فشار انتخاب طبيعي تکامل یافته است. جامعه پذيري, فداكاري, همكاري, ياري دوجانبه و غیره همگي در چارچوب ريشه هاي زیست شناختي رفتار اجتماعي انسان تببین پذیرند. کردار اخلاقي به بقاي گونه هاي اخلاق گراي انسان در بلند مدت کمك کرده است.» به عقیده ویلسون, شیوع افراد خودخواه اجتماع را آسیب پذیر خواهد ساخت و در نهایت به انقراض کل گروه خواهد انجامید. مري ميجلي (1:00161.]) با این نظر موافق است. از دیدگاه او, خودخواهي از نظر ژنتيکي هزینه سنگيني دارد و در «حیوان و انسان» (۱۹۸۰) مي نویسد: «گونه اي که همواره خودخواه باشد يا تك زي خواهد شد یا منقرض

صفحه 138:
‎come‏ در «سوسیوبيولوژي» با برابر ندانستن نيكي با يك کیفیت طبيعي دیگر نظیر ‎ON‏ بخشي برخلاف داروین از مغالطه طبیعت باورانه پرهیز مي کند. ‏يعني او به نخستین پرسش اساسي ما در اخلاق _ خیر چیست؟ - پاسخي نمي دهد. اما همچون داروین به پرسش دوم پاسخ مي دهد, چرا باید اخلاقي باشیم؟ زیرا ما به لحاظ ژنتيكي تمایل داریم که اخلاقي باشیم. این ميرائي است که از اعصار کهن آن گاه که گونه هاي اخلاق گراتر و اخلاق گریزتر از سوي انتخاب طبيعي زیرفشار آمدند. از اين رو ما براي نيك بودن نيازي به وحي الاهي یا اراده قوي نداریم؛ بلکه صرفا آنکه به طور ژنتيكي از پیش براي نيك بودن تجهیز شده ایم. این پاسخ روي «باید» هیچ تاكيدي ندارد, چرا که این اختیارمان نیست که ما را وا مي دارد تصمیم به نيك بودن بكيريم, بلکه میراث ژنتيکي ماست.

صفحه 139:
| he a ee eee 6 eee ‏يك‎ مي کنند: فرا اخلاق. نظریه اخلاقي هنجارگذارانه (تجويزي) و اخلاق عملي. فرا اخلاق در جست وجوي مباني امکان پذیر اخلاق است. ایا هیچ واقعیت اخلاقي در خارج وجود دارد که بتوان نظریه هاي اخلاقي را از آن استنتاج کرد؟ نظریه هاي اخلاقي هنجارگذارانه اصول يا مجموعم هايي از اصول را براي تمییز اعمال اخلاقاً نيك از اخلاقاً بد (اتانازي, کشتن بیماران لاعلاح از سر ترحم _ م) یا رشوه نظر دارد.

صفحه 140:
اما اين رده بندي براي جا دادن اخلاق تكاملي در كليت آن ‎culo,‏ بخشر نيست. در عوض تمايز سه لايه ديكري از اخلاق مناسب به نظر مي رسد: اخلاق توصيفي, اخلاق تجويزي و فرا اخلاق.

صفحه 141:
اخلاق توصيفي خطوط کلي باورهاي اخلاقي را آنچنان که نزد اخلاق مختلف است ترسیم مي کند و مي کوشد چرايي آن را تبیین کند. براي مثال تقریباً تمام فرهنگ هاي انساني برآنند که زناي با محارم اخلاقا ناشایست است. مي توان استدلال کرد علت پیدایش این باور آن است که براي گروهي که آن را مدنظر دارد امتیاز بقا فراهم مي کند.

صفحه 142:
نظريه هاي اخلاق تجويزي معیار هايي به دست مي دهند که براساس آنها مي توان داوري کرد چه اعمالي نيك و چه اعمالي بد هستند. معياري که اخلاق تكاملي از آن دفاع مي كند جيزي نظير اين خواهد بود: : اعمالي که توانايي بقا را در بلند مدت افزايش مي دهند در زبان تكامل نيك و اعمالي كه اين توانايي را كاهش مي دهند بد هستند. با اين حال هنوز اين رشته در اخلاق تجويزي به شكلي مطمئن جا نيفتاده است. ييامدباوري: فريضه شناسي, اخلاق فضیلت و قراردادهاي اجتماعي هنوز بر بحث هاي اخلاقي سايه انداخته اند. اين تا حدي ناشي از زياده روي هاي داروينيسم اجتماعي است اما در عين حال ناشي از طبيعت غيرشهودي معيارهاي فوق يا مشابه است.

صفحه 143:
اخلاق تكاملي در ارائه پاسخ هاي جالب در فرا اخلاق موفق تر بوده است. براي متال مایکل روز استدلال مي کند که اخلاق توهم جمعي ژن ها است, که ما را کنار هم نگه مي دارد... ما نیازمند آنیم که به اخلاق باور داشته باشیم و در نتیجه به لطف زیست شناسي مان به اخلاق باور داریم. هیچ بنياني در «خارج» و فراسوي طبیعت انسان وجود ندارد. به نظر مي رسد از اين میان اخلاق توصيفي جالب ترین ‎ae;‏ براي اخلاق تكاملي باشدء متوضوعي كه به ويه با پژوهش هاي انسان شناختي و جامعه شناختي تناسب دارد. در اين اخلاق مسئله اصلي آن است که گذشته از هر 1 met 8 1

صفحه 144:
بعضی از منابع و ماخذ قاله خانم دوریس شرودر ‎aauld x 0 (D.Schroeder)‏ دانشگاه لنکستردر موضوع اخلاق تکاه بیولوژی تالیف گاردنر ‎٠‏ آيا براستى انسان زاده میمون است؟, ترجمه و تالیف محمود بهزاد. ‎۲۷۰ ‏خلقیمیر آچپمان ر دکقی‌یدا/لشیی3ببضص ۲۶۹ و‎ 9 Alpi ober ‎tel‏ هش مت زارجص م ‏جعفر سبحانى و محمذ محمدرضايى. اتديشه اسلامى ‎.١‏ ذفتر نشر معارف: ۷ صفحه ۷۹ ۸۱. ‏* علی غفارزاده و حسین عزیزی. انديشه اسلامی ۰۲ دفتر نشر معارف, ۰۱۳۸۷ صفحه ۴۸. ‏* ناصر مکارم شیرازی و دیگران. «جلد ۱۴». در تفسیر نمونه. ذیل تفسیر آیات ۶ تا ۴۴ سوره حجر. ‏* علی غفارزاده و حسین عزیزی. انديشه اسلامی ۰۲ دفتر نشر معارف, ۰۱۳۸۷ صفحه ‎LFA‏ ‏* یدالله سحابی. قرآن مجید, تکامل و خلقت انسان. تهران: شرکت سهامی

‏History of evolutionary thought ت اریخ اندیشه ت کاملی فرشید دانش پژوه -علیرضا جاوید تکامل Dobzhansky: "Nothing in biology makes sense except in the light of evolution.” هیچ چیز در زیست شناسی جز در پرتو تکامل .درک نمی شود : بنیانگذاران علوم طبیعی از دوران باستان تا عصر روشنگری Aristotle (384-322 B.C.E.) Leonardo da Vinci (1452-1519) Georgius Agricola (1494-1555) John Ray (1628-1705) Antony van Leeuwenhoek (1632-1723) Robert Hooke (1635-1703) Nicholas Steno (1638-1686) 18 طبیعتدانان بزرگ قرن Georges-Louis Leclerc, Comte de Buffon (1707-1788) Carolus Linnaeus (1707-1778) Erasmus Darwin (1731-1802) William Paley (1743-1805) مقدمات به تکامل Jean-Baptiste Lamarck (1744-1829) Thomas Malthus (1766-1834) Georges Cuvier (1769-1832) William Smith (1769-1839) Étienne Geoffroy St. Hilaire (1772-1844) Adam Sedgwick (1785-1873) Patrick Matthew (1790-1874) Mary Anning (1799-1847) Sir Richard Owen (1804-1892) Louis Agassiz (1807-1873) انتخاب طبیعی Alfred Russel Wallace (1823-1913) courtesy of Charles H. Smith Thomas Henry Huxley (1824-1895) Ernst Haeckel (1834-1919) Edward Drinker Cope (1840-1897) Henry Fairfield Osborn (1857-1935) و ا ژ ‌ ه ش ن ا ی س میباشد.لغت نامه دهخدا معنی آن را «تمام شدن» ذکر ‌ میکند. ‌ این واژه نخستین بار توسط مترجمان دوره قاجار به عنوان برابر فارسی evolutionبه کار رفت. این در حالیست که واژه Evolutionبه معنای «بر آمدن» بوده و اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد ،مثل بوجود آمدن بخار از آب ،Evolution .حاکی از «کمال یافتن» جانداران نیست .این واژه هیچ بار اخالقی ندارد بلکه تنها تغییر جانداران را برای انطباق بیشتر با محیط میدهد ،زیرا در یک محیط ویژگی‌های خاصی مبنای نشان ‌ میشوند و در محیط دیگر ویژگی‌های تطابق محسوب ‌ دیگر. به این سبب فرگشت معادل مناسب تری برای Evolutionاست. واژه فرگشت نخستین بار توسط داریوش آشوری در سال • The word evolution (from the Latin evolutio, meaning "to unroll like a scroll") appeared in English in the 17th century, referring to an orderly sequence of events, particularly one in which the outcome was somehow contained within it from the start. به معنی باز کردنevolutio ( از التینevolution کلمه . ظاهر شد17 طومار مانند ) در زبان انگلیسی در قرن و اشاره میکند به توالی منظم از رویدادها بویژه اینکه .نتیجه از همان آغاز به نحوی در آن موجود بوده است Sir Matthew Hale (1609 –1676) • The first appearance of the word EVOLUTION in English. • اولین ظهور کلمه تکامل در زبان انگلیسی است y r a n o i t u l o v y E r of eo y Th r o t s i t c H a r t s b A مفاهیم تکاملی در برخی ازنوشته های اولیه یونانی به عنوان مثال در اثارتالس ، امپدوکلس ،آناکسیماندرو و ارسطو ظاهر شدند. تحت تاثیرات نگهدارنده کلیسا در طول 15قرن از عصر مسیحی برای به چالش کشیدن این باور در خلقت خاص و تفسیر تحت اللفظی بخش اول کتاب پیدایش هیچ نظریه تکاملی توسعه پیدا نکرد .با این حال اطالعات زیادی انباشته شدکه بعدا توسط نظریه پردازان بعدی استفاده شد. با رشد مشاهدات و آزمایشات علمی در اواسط قرن شانزدهم بنظر میرسد اتفاقی درحال آغاز شدن است .یک نگاه مختصر و اجمالی نظریه تکامل در اواسط قرن 19 ظهور کرد. اختراع میکروسکوپ مطالعه سلولهای تولید مثل را ممکن ساخت و رشد علم جنین شناسی را موجب گردید؛ و عاملی شد در افسون زدایی و سرنگونی ایده ها و نظریه های کاذب در فرآیندهای تولید مثل .مطالعات انجام شده در طبقه بندی و علم تشریح پایه ریزی شده و روی کالبد شکافی نیز تاثیر گذاشت. لینه در سالهای بعد تمایل خود را به طرف بی ثباتی گونه ها به عنوان نتیجه ای از مشاهداتش از تغییرات زیاد بین گونه ها نشان داد. بوفون اساس کار خود را در آناتومی مقایسه ای در کالبد ارگانهای حیوانات مهره دار پیشنهاد کرد. المارک اولین کسی بود که به روشنی یک نظریه تکاملی را بیان کرد.اما به این علت که نظریه او شامل خصوصیات اکتسابی وراثتی به عنوان عملگر نیروی تکامل بود نظریه او مورد تمسخرقرار گرفت و برای سالهای زیادی بی اعتبار شد. ‏Early Theories نظریه ها دراوایل Darwinis ‏m اول اگرچه خلقت خاص هریک از گونه ها باور رایج حتی در میان دانشمندان در نیمه داروینیسم قرن نوزدهم بود شواهد به نفع تکامل تا آن زمان کشف شده بود.این شواهد برای کسی که انها را جمع آوری و تفسیر کرده و بصورت یک نظریه معتبر علمی فرموله کند باقی مانده بود. بطور همزمان واالس و داروین نظریه تکامل ارائه شد ولی به عنوان داروینیسم معرفی گردید. در سال 1859ویرایش اول کتاب منشاء انواع داروین ظهور کرد. در سالهای پس از اعالم نظریه تکامل داروین اعتبار بسیاری از نظراتش پذیرفته شده و بسیاری نیز مردود شد .نظریه دیگری در برخی از احکام و فرامین مذهبی وجود داشت که برخالف نظریه داروین بوده داروینیسم را با اصول اساسی خود ناسازگار میدانست .به همین دلیل تاثیر نظریه تکاملی بر افکار و آزمایشهای علمی را نمیتوان دست باال گرفت. تفسیر غلطی از مفهوم تکامل وجودداشته به معنی نزول انسان از میمون به جای فرود از جد کهن و منقرض شده. این دروغ هدف و بهانه ای می شود برای حمله هم توسط کلیسا و هم مقامات آموزشی به داروینیسم حتی تا همین اواخر. با این وجود نظریه تکامل بصورت پایدار و محکم به عنوان یک اصل علمی تثبیت شده و در بسیاری از احکام و فرامین مذهبی با اموزه های دینی آشتی داده شد. برخی از بنیادگرایان مسیحی این نظریه را قبول نداشته و تالش میکنند و آفرینشباوری کتاب مقدس در مدارس به عنوان یک نظریه جایگزین تدریس شود. نظریه تکاملی دستخوش تغییر درپرتو تحوالت علمی بعدی قرار گرفت.همانطور که اطالعات بیشتر و بیشتری جمع می گردید از واقعیتهای علمی حمایت بیشتری می شد .مدارک و شواهدی که از تکامل حمایت می کند هنوز به طور قابل مالحظه ای بر اساس همان نظری که داروین می گفت استوار است. آناتومی تطبیقی ،جنین شناسی ،توزیع جغرافیایی ،فسیل شناسی و شواهد اضافی اخیر از زیست شناسی ملکولی و بیوشیمی نشان می دهد که شباهت ها و روابط اساسی در سوخت و ساز بدن و مکانیسمهای ارثی در میان انواع نامتجانس موجودات وجود دارد. ضعف اصلی تکامل داروینی در شکاف توضیح مکانیسم تکامل و منشاء گونه ها قراردارد. مفهوم انتخاب طبیعی داروینی این است که تغییرات موروثی در میان افراد از انواع موجودات زنده بطور مدام در طبیعت بوجود می آیند و برخی از این تغییرات به نفع شرایط غالب ثابت می شو د که آنها را قادر می سازد بیشتر زنده بمانند و فرزندان خود را ترک کنند وفرزندان بیشتر زنده بمانند .اما اینکه این تغییرات در ابتدا چگونه بوجود میایند و یا به فرزندان منتقل میشوند و از این طریق به نسلهای بعدی توس داروین مشخص نشده بود .علم ژنتیک در آغاز قرن بیستم منشاءفهم این مطلب بود. با تالشهای مندل یک توصیف رضایتبخش برای منشاء و انتقال این تغییرات فراهم آمد. جهش یک نیرو در منشاء و سیر تکاملی گونه هاست. جهش در ژن در حال حاضر توسط بسیاری از زیست شناسان به عنوان یک مفهوم اساسی در نظریه تکامل پذیرفته شده است. ژن حامل وراثت و تعیین ویژگیهای فرد است و در نتیجه تغییر در ژنها که به فرزندان منتقل شده تولید ویژگیهای جدید و یا تغییر درفرد جدید کرد. از انجا که جهش یک فرایند تصادفی است تغییرات میتواند مفید و یا نامطلوب و یا خنثی به بقای فرد یا گونه باشد. با این حال یک ویژگی جدید که مضر نیست ممکن است باعث شود گونه قادر به زنده ماندن و یا ترک فرزندانش شود .بخصوص اگر محیط در حال تغییر باشد .مثال ً تکامل ساختار ریه قادر سازد ن گ ا ه ی ب ه ن ظ ری ه ه ا د ر ا و ا ی ل نخستین فیلسوفان طبیعت گرای یونان: آگاهی ما نسبت به اندیشه های خاص فیلسوفان تخستین طبیعت گرای یونان کم است .بررسی نشان می دهد هدف آنها یافتن عنصری بود که از طریق آن بتوانند کارکرد مادی جهان را توضیح دهند. 1ـ طالس: از اولین فیلسوفانی بود که معتقد بود که کل جهان بر طبق قانون طبیعی می گردد .این تفکر برداشت عقلی از طبیعت را تقویت کرد و شکافی عمیق در سنت اساطیری نیروهای فوق طبیعی حاکم بر جهان بوجود آورد و این امر پایه ای برای تکامل علوم طبیعی بود. طالس مشاهده کرد که آب فراوان ترین ماده روی زمین است هم گیاهان و هم جانوران به رطوبت آن نیاز دارند .پس به این نتیجه رسد که زندگی حقیقی از آب منشا گرفته است .او معتقد است که آب با تبخیر می آورد و خاک از انبساط یافته و هوا را بوجود انقباض آب پدید آمده ته نشینهای آبرفت ایجاد شده در دهانۀ رودخانه ها این نظر را تایید می کند که آب قابلیت تبدیل به خاک را دارد .به نظر او زمین صفحه جامدی آناکسیمندر یکی از شاگردان طالس بود .که به پدیده های مادی جهان عالقه داشت .و شهرتش عمدتا ً بخاطر نظرات گسترده وی راجع به بنیادهای طبیعت است .فلسفه طالس که آب را به تنهائی در شکل گیری زمین دخیل دانست نتوانست آناکسییمندر را ارضا کند .او معتقد بود که هوا و خاک دارای اهمیت هستند. پیدایش خلف الساعه حیات به نظر آناکسیمندر از پس مانده گل و رطوبت روی زمین است که خورشید آب آن را بخار کرده است بوجود آمد .اولین حیوانات ماهی ها بودند ،که در محیط نمناک پدیدار شدند و پوست آنها پوشیده شده از خارهای زیاد بود .نسل های بعدی این ماهی ها در مرحله ای آب رو ترک کردند و وارد خشکی شدند .بر طبق نظر آناکسیمندر انواع مختلف موجودات زنده از استحاله بوجود امده اند .تصور می شد که انسان از انواع پست دیگر حیوانات و احتماال ً حیوانات آبزی پدید :ـ گــزنوفان3 گزنوفان از شاگردان فیثاغورث ریاضی دان معروف بود که سنگواره های حیوانات آبزی را در خشکی روی ارتفاعات بلند تشخیص داد و نظریه تکاملی را عینیت بیشتری بخشید .او یافتن سنگواره ها را دلیلی بر این مدعا دانست که کوهها زمانی زیر آب بوده اند و معتقد شد که سنگواره ها شکل یا کپی ارگانیسم های دوران کهن تاریخ زمین هستند .ارسطو و معاصرین وی نیروی فرایند فسیل شدن را باور نداشتند و یونانیان بعدی هم از بررسی و مطالعه سنگواره ها غفلت ورزیدند. جالینوس بعد از میالد دوباره توجه به سنگواره ها را احیا نمود .و باز هم نظرات گزنوفان مبنی بر اینکه سنگ واره ها بقایای جانوران قدیمی هستند مورد توجه .قرار داد طبق نظر امپدوکلس انسان هنگامی خلق شد که آتش توده های بی شکل را از درون زمین برون راند و این توده ها به شکل اعضای بدن درآمدند و انسان را ساختند. امپدوکلس همانند اناکسیمندر با نظریاتش راجع به سنت طبیعی موجودات بر داروین تقدم دارد او بطور مفصل راجع به نظریه بقای اصلح اظهار غقیده کرده است وی معتقد بود زمین در سالهای اول پیدایش نسبت به دوران کنونی خود ،انواع بسیار بیشتری از موجودات زنده پدید .آورده است پ ساحتما ًالب سیاریاز انواع موجوداتزنده ن توانسته «... نابراین ، اند ت ولید م ثلک نند و ن سلخود را ت کثیر ن مایند .ب یدایش ، هر موجودیک ه ت ا ب ه حا لزنده مانده در آغاز پ رعتخود را م صونو ، ی ا ب ا ن یرنگیی ا ب ا ش جاعتو س عباراتاشاره ایص ریح ب ه ، ».این م حفوط داشته است استاینگ فته موید اینن ظر استک ه . ن ظریۀ ب قایاصلح و همچنین انسان پرداخت ،و دریافت که موجودات پست تر مانند موجودات عالی تر پیچیده بوده اند و ارگانهای «متکامل» داشته اند .طی مرور زمان ،پیچیدگی اسالف این موجودات پست تر چنان افزایش یافت که تنها از طریق ریخت و هیاتشان می توان انواع پست تر و عالی تر را .تشخیص داد دموکرتیوس از اولین فیلسوفان طبیعت گرا بود که به طبقه بندی حیوانات مبادرت ورزید تفکیک و دسته بندی اولیه او ،بر پایۀ وجود یا عدم خون سرخ استوار بود .طبقه ارسطو در یک قرن بعد دنبال گیری همان الگو بود که حیوانات دموی (مهره داران) را از حیوانات بی خون (بی .مهرگان) مجزا می ساخت نوشته های ارسطو مباحثاتی بر ضد برخی از استنتاجات دموکرتیوس در بردارد .بعالوه ،از طریق تفاسیر انتقادی ارسطو است که برخی از نظریات دموکرتیوس جاودان Campbell, Gordon. "Empedocles". Internet Encyclopedia of Philosophy. http://www.iep.utm.edu/e/empedocl.htm#H4. Anaximander (c. 610–546 BC) پیشنهاد کرد که زندگی اول در دریا بود و بعد بر روی زمین منتقل شده است. Empedocles (c. 490–430 BC) از منشا غیر مافوق طبیعی برای موجودات .زنده نوشت Hardie, R.P.; R. K. Gaye. "Physics by Aristotle". http://classics.mit.edu/Aristotle/physics.2.ii.html. امپدوکلس پیشنهاد کرد که انطباق نیاز به یک سازمان دهنده یا علت نهایی ندارد. ارسطو نظر او را اینگونه خالصه کرد : همه اجزاء می آیند برای چیزی که باید باشند .می آیند برای پایان .موجودات بقا پیدا میکنند در یک روش اتصاالت سازمان یافته و غیر از این راه دیگر چیزها هالک میشوند. Malcolm Schofield (1998), “Empedocles”, Routledge Encyclopedia of Philosophy, Version 1.0, ‏London: Routledge امپدوکلس بر این نکته تامل کرد که : اولین نسل گیاهان و حیوانات کامل نبودند اما شامل اندامهای جداگانه بهم نچسبیده بودند. در مرحله دوم برآمده از اندامهای بهم پیوسته شدند .شبیه مخلوقات در خیال .مرحله سوم تشکیل همه اشکال طبیعی بود .چهارم از مواد غیر همگن مثل زمین یا اب و با آمیختن در برخی موارد بوجود آمدند. Malcolm Schofield (1998), “Empedocles”, Routledge Encyclopedia of Philosophy, Version 1.0, London: ‏Routledge امپدوکلس ممکن است در زمینه بقای اصلح صحبت کرده باشد که یک پیش بینی قابل توجه از داروینیسم است. اگرچه نظر او توسط ارسطو نقد شده است که این نظر برای عدم توانایی او برای آوردن دلیل موجه بر الگوهای منظم طبیعت مطرح شده است. Mayr, Ernst (1982). The Growth of Biological Thought: Diversity, Evolution, and Inheritance . The Belknap Press of Harvard University Press. p. 304 یک، افالطون در کلمات ارنست مایر بیولوژیست و مورخ زیرا او موسس فلسفه. بزرگ تکامل بودantihero . که به نام نظریه اشکال خوانده می شود.ضرورت بود Johnston, Ian (1999). "Section Three: The Origins of Evolutionary Theory". . . . And Still We Evolve: A Handbook on the History of Modern Science . Liberal Studies Department, Malaspina University College. http://www.mala.bc.ca/~johnstoi/darwin/sect3.htm. همه اشکال ممکن و قابل تصور زندگی را خلق کرده، خالق این ایده که همه اشکال. بدون آنها جهان ناقص میشود.است بالقوه زندگی ضروری هستند برای یک خلقت کامل به نام اصل کمال خوانده میشود و تا حد زیادی برگرفته از افکار و .اندیشه های مسیحیت است Needham, Joseph; Ronan, Colin Alistair (1995). The Shorter Science and Civilisation in China: An ‏Abridgement of Joseph Needham's Original Text, Vol. 1 . p. 101 بر اساس Joseph Needhamتائوئیسم به صراحت ثبات گونه های بیولوژیکی را رد میکند و فیلسوفان تائوئیسم فکر میکنند که گونه ها در صفات مختلف و به علت پاسخ به محیطهای مختلف گسترش یافته اند . Miller, James (January 8, 2008). "Daoism and Nature" (PDF). Royal Asiatic Society. http://www.jamesmiller.ca/RAS%20lecture%20on%20daoism%20and%20nature.pdf. طبیعت و آسمان به عنوان تائو و به عنوان،انسان .موجود تک حالتی با تحول ثابت شناخته میشود (Plato (427 - 347 BC افالطون بسط داد مفهوم eidos (شکل یا ایده ) ،یک شکل ایده آل که بطور ناقص کپی شده بوسیله اشیاء و ارگانیسمها در جهان واقعی. ارسطو از بزرگترین زیست شناسانی ست که تاکنون به دنیا آمده .است جانوران دریایی بیشتر از حیوانات خشکی نظر ارسطو جلب می کردند .مشاهدات و تفسیرهای ارسطو راجع به ساختار و عادات حیوانات دریائی به طرز قابل توجه ای دقیق و درست بود .ارسطو دارای نظام طبقه بندی رسمی نبود .اما مفهومی تکاملی بوجود آورد؛ او حیوانات را طبق کارکردشان از یکدیگر متمایز ساخت .بر مبنای تعریف ارسطو می توان یک طرح طبقه بندی تنظیم کرد که از بنیان بر پایه تولید مثل قرار دارد .ارسطو در نخستین تقسیم بندی بزرگ خود ،جانوران مهره دار و بی مهره را جدا ساخت .او همچنین .جانوران دریایی و خشکی را متمایز ساخت ارسطو بر این باور بود که جانوران پست تنها روح حیوانی دارند، جانوران عالی روح تعلقی دارند و نوع واالی انسان دارای روح خردمندی است بنابراین ارسطو معتقد به یک سلسله تکامل نژادی گسترده بود .ارسطو معتقد بود که یک طرح یا نقشه عظیم کلی همه کائنات و همه موجودات زنده را دربرمی گیرد .اما این نقشه طوری طرح شده است که براساس آن تغییر می تواند صورت بگیرد و تغییر Aristotle (384 - 322 BC): یکی از شاگردان افالطون ،بسط داد مفهوم Scala Naturaeیا زنجیره بزرگ هستی .پایین ترین پله در Scala Naturaeتوسط موجودات بیجان اشغال شده بود گیاهان باالتر و حیوانات باالتر از آن قرار داشت .مخلوقات کامل تر مثل انسان ،فرشته و دیگر موجودات روحانی در رتبه های باالتری قرار دارند .این زنجیره بزرگ هستی کامل بود.بدون شکاف و دائمی و تغییر ناپذیر بود. هرموجودی در جایگاه خود ثابت بود. :ـ تـــئوفراـسـتوس7 .نام این دانشمند علم گیاه شناسییونان را متجلی می کند اگرچه توضیحات علمی او دربارۀ گیاهان ،اکنون دارای ارزش کمی است .ولی اصطالحات علمی وی ،حدود بیست قرن بعد مورد استفاده لینه قرار گرفت .و در گیاه شناسی جدید به کار رفته است .او معتقد بود که گیاهان پست تر بطور خلق الساعه بوجود آمده اند اما گیاهان عالی تر از .نمو بذر رشد و گسترش یافته اند تکامل گرایان پیش از داروین ن :ـ بــوفـ 1 در آغاز زندگی ،نظیر لینه به شیوه افراطی از نظریه آفرینش جداگانه هواداری می کرد .اما در موارد دیگر با لینه موافقت نداشت .وی رده بندی لینه را جزئی و مصنوعی شمرد. بوفن جهان را به عنوان یک کل در نظرمی گرفت و به جای .جستجوی تفاوتهای جزئی در جستجوی مشابهت ها عظیم بود بوفن بعدا درباره توارث صفات اکتسابی موضعی افراطی گرفت عواملی که به نظر او در تغییرات تکاملی اثر می گذارند عبارتند از: 1ـ تاثیر مستقیم محیط2 .ـ مهاجرت 3 .ـ انفراد جغرافیای4 .ـ تراکم جمعیت و تنازع بقاء .به نظر وی این عوامل بایستی باعث ظهور تدریجی اشکال جدید حیات شوند نه تغییرات سریع و جهشی ،بوفن در مرحلۀ بعدی زندگی حرفه ای موضع لیبرال تر و میانه روتر می گرفت و میان موضع افراطی اولیه خود در نوسان بود و با اندیشه های غریب ،تکامل را با آفرینش جداگانه آشتی داد. .به عنوان مثال گراز را ترکیبی از جانوران دیگر می دانست 2 :ـ اِراـسـموسداروـیـن اِراسموس داروین نظر روشن تری از نظر بوفن نام Zoonomiaدرباره تکامل داشت و بهترین کتاب او داشت .داروین ار این کتاب موضع توراث صفات اکتسابی را مطرح ساخت و سن زمین میلیونها سال اعالم شد و توده های پروتوپالس اولیه منشا حیات فرض گردید .تنازع بقا که بعدا بوسیله چارلز نوه .اراسموس تکمیل شد در این کتاب عرضه شد داروین به طور مستقل به این نتیجه رسید که انواع از اسالف مشترکی منشا گرفته است .چارلز در یکی از نوشته های خود مراتب یاس خود را از این امر که را بیش از آن که علمی بیابد شهودی یافته Zoonomia .است المارک دنیای حیوانات را سلسله ای شمرد که به ترتیب از اشکال ساده به اشکال بغرنج می رسد .برعکس کوویه به زوال گروهها بر اثر انقالب عقیده نداشت بلکه معتقد بود که هر شکل به شکل دیگر تبدیل می شود .وی مانند بوفن و کوویه تحصیل کرده نبود ولی نخستین دفاع مشروح از تکامل را او به عمل آورد .او به خالصه معتقد بود: محیط ،جانوران و گیاهان را اصالح می کند. نیازهای جدید باعث اصالح اندامهای قدیمی و در کار آوردن اندامهای نو می شوند. کاربرد یا عدم کاربرد خطر سیر رشد را تعین می کند. این دگرگونی ها به ارث می رسند. المارک در طبیعت وحدت می دید و اولین بار شجره تکامل را رسم کرد و نخستین کسی بود که واحد طبیعی در برگیرنده جانوران و گیاهان یعنی «نوع» را به :ـ کــووـیـهـ4 کوویه به روشنی با تکامل به عنوان نظریه مخالف بود و از نظریه ثبات انواع هواداری می کرد نظریه کوویه مبنی بر انقالب و آفرینش های متوالی جدید بود و به قربانی شدن نظرات المارک در مورد تغییر تدریجی شهرت یافت .او المارک را تحقیر می کرد و گناه عدم توجهی که در آخر عمر نسبت به المارک به .عمل آمد تا حد زیاد به گردن اوست :ـ ســنتهیلر5 همکار و همعصر کوویه بود که با وی مخالفت کرد و به دفاع از نظریه تکامل برخاست .او با بوفن و المارک در مورد تاثیر مستقیم محیط در ایجاد تنوعهای کوچک همراه بود .سنت هیلر تاثیرات تکاملی انفرادی را پذیرفت و هم انفراد فیزیولوژیکی و هم انفراد جغرافیایی را در .تشکیل انواع موثر دانست Creationism (Separate Creation): آفرینشباوری – خلق مجزا :میگوید هر گونه منحصر به فرد موجود شده است بطور خاص توسط یک موجود الهی که نوع انسان را در ذهن خود ساخته و بعد بر روی زمین – مرکز جهان - قرار داده است. در اینجا تاثیر افالطون را میبینید که همه ما ناقص در نظر گرفته شده ایم اما ساخته شده در تصور کامل خدا. William Smith (1769 - 1839): از مطالعه فسیلها او مشاهده کرد که انواع خاصی از فسیلها با اقشار خاصی از سنگها همراه هستند .پایین تر ( قدیمی تر ) اقشار حاوی ارگانیسمها بسیار ناآشنا باالتر ( جدیدتر ) اقشار حاوی اشکال مدرن اقشار متوسط حاوی یک پیشرفت از اشکال باستانی به مدرن است. Georges-Louis Leclerc, Comte de Buffon (17071788): تهیه دانشنامه 44جلدی که در آن او اقدام کرده بود به گرداوری هر چیز شناخته شده درباره جهان طبیعت. او این ایده را که زمین تنها 6000سال دارد را مورد تردید و سوال قرار داد و تامل کرد که موجودات زنده قادر به تغییرات تکاملی بودند. او پیشنهاد کرد که آفرینش اصلی گونه های کشف شده نسبتا ً کمی تولید شده که ارتقاء پیدا میکند به گونه های مدرن .اگرچه او فاقد یک مکانیسم برای این تغییرات بود و فاقد شواهد قانع کننده برای عمر طوالنی زمین بود. ‏Historie Naturelle دیدگاه نیوتنی و کارتزینی از طبیعت : دیدگاه مکانستیکی یک جنبه ای از این باور است که پدیده طبیعی همواره نتیجه عللی است که میتواند توسط انشان درک شود. و این یک پیشنیاز برای علم است. نخستین دانشمندان فرانسوی تکامل ،محصول روشنگری بودند. بعد از روشنگری ،تفکر گاتفرید ویلهلم الیبنیتز در رشد تکامل گرایی نقش مهمی در فرانسه داشت. Pierre Louis Maupertuis )(1698-1759 الیبنیتز در پاریس زندگی کرده بود. بسیاری از کارهای بیولوژیکی Maupertuisدر برلین صورت گرفت. Harris 1981 p104 تاثیر الیبنیتز روی تکامل گرایی عمدتا ً در راستای مفاهیم او از ”موناد“ –“اتم“ و زنجیره بزرگ هستی بود .موناد اساسا ً اتم دموکریتوس ،اپیکوروس و لوکریتوس بود بجز اینکه به موناد یک هوش بخشید برای آوردن دلیل موجه برای طرح به ظاهر عقالنی که در طبیعت پیدا کرد. با این مفهوم هر ارگانیسم میتواغند به عنوان یک ترکیب گذرا از مونادها در نظر گرفته شود. د ا ر و ی ن ی م س باورهای عمومی بر اساس اعتقادات مذهبی به عنوان مثال کتاب پیدایش • زمین جوان :با توجه به متون کتاب مقدس سن زمین 6000 سال است .اسقف Ushherمحاسبه کرد که انسان بر روی زمین در 24اکتبر 4004سال قبل از میالد ظهور یافته است. • catastrophismفاجعه محوری – تغییرات زمین شناسی و انقراض به دلیل فجایع خشونت بار مانند سیل است. • آفرینش خاص :همه گونه ها ( انواع ) با یک عمل واحد تولید شده اند. • تغییر ناپذیری گونه ها :گونه هات ثاتبتند .قادر به تغییر یا تبدیل شدن به چیز متفاوت دیگر نیستند. • ایده های تکاملی اوایل قرن 18از یک ماهیت دینی و الهی برخوردار بودند. در اواخر سالهای 1700میالدی دانشمندان با داده هایی مواجه شدند که به به سختی با مفاهیم کتاب مقدس خلقت آشتی داده میشد. -1زمین شناسی :ساختمان کوه ،برش دره ،هزاران پوسته با ضخامت فوت و غیرو همه بر زمین مسن استدالل میکند .تئوری uniformitarianismکه میگوید زمین شکل گرفته با فرآیندهای قابل مشاهده ( مثال ً فرسایش در اثر باد و آب ) که در طول مدت زمان طوالنی انجام میشود. -2زیست شناسی :در اواخر 1700زمانی که جمع آوری گسترده ای توسط زیست شناسان انجام شده اگر خلقت رخ داده است چگونه تمام موجودات زنده از باغ عدن به دنیای جدید آمده اند؟!! کشتی نوح هم ظرفیتش محدود بوده!!! فسیلها انقراضهای گسترده و متعددی را نشان میدهند .که این موید دنیای کامل نیست. Darwin نظریه تکامل توسط چارلز داروین ،رسمی ،به همان اندازه نظریه به عنوان نظریه ی گرانش یا تئوری نسبیت است .بر خالف تئوری های فیزیک ،تئوری های بیولوژیکی (به خصوص تکامل) طوالنی و سخت در عرصه های اجتماعی و سیاسی مطرح شده است. • موجودات زنده جهت بقا زاد و ولد می‌کنند. نظریه تکامل • فرزندان به طرق تصادفی به مقداری جزئی از پدر و مادرشان متفاوتند. • اگر این تفاوت مفید باشد ،فرزند محتمل‌تر است که زنده مانده و تولید مثل کند. • این به این معنا است که نسل بعد تفاوت‌های مفیدی نسبت به قبلیها خواهند داشت. ‌ • این تفاوت‌ها روی هم انباشته شده و باعث تغییرات درون میشوند. جمعیت ‌ • در طول زمان ،این فرایند به صورت تدریجی منجر به گونه کامال ً میشود. جدیدی از حیات ‌ نظریه تکامل در سال ۱۲۳۸هجری شمسی (۱۸۵۹ میالدی) و با انتشار کتاب «درباره مبدأ گونه‌ها» توسط چارلز داروین بوجود آمد .عالوه بر این ،کار گرگور یوهان مندل با گیاهان به توضیح الگوهای وراثتی ژن‌ها کمک کرده و منجر به فهمی از نحوه عملکرد سیستم وراثتی شد. اکتشافات بعدی در زمینه نحوه جهش ژن‌ها به همراه پیشرفتها در رشته «ژنتیک جمعیت» توضیحات بیشتری ‌ در زمینه نحوه عملکرد تکامل فراهم آورد. دانشمندان امروزه فهم به نسبت خوبی نسبت به گونههای جدید دارند .آنها فرایند به وجود آمدن ‌ پیدایش به هر روند رویش یا گسترش که با تحول و دگرگونی همراه است، بیشتر در پیوند با علم ‌ مل یا فَرگَشت می‌گویند؛ ولی این واژه تَکا ُ تکامل زیستی به‌کار می‌رود. فَرگَشت یک نظریه علمی است که در زیست‌شناسی مطرح میدهد که چگونه حیوانات و گیاهان طی شدهاست .فرگشت توضیح ‌ ‌ زمانی طوالنی تغییر یافتند و چگونه به صورتی که امروزه هستند، رسیدند. سنگوارهها نشان می‌دهند که زمین عمری بس دراز دارد.بر مبنای ‌ سنگوارهها می‌یابیم که جانداران امروزی متفاوت از گذشته هستند و ‌ به میزانی که به گذشته‌های دورتر می‌نگریم ،فسیل‌ها متفاوت‌تر نوین ‌ توضیح رخداد را چگونگی شوند.فرگشت ‌ می دهد .و با شواهد میاست شناسی اینزیست‌ اساس پایه و نظریه فرگشت بسیاری پشتیبانی می‌گردد .هیچ چیز در زیست‌شناسی بدون آن معنا نمییابد .همزمان در جزئیات اختالف نظر هست و پرسش‌های ‌ بسیاری نیازمند پاسخ هستند که زیست شناسان تکاملی به آن‌ها میپردازند. ‌ ایده داروین تکامل توسط انتخاب طبیعی چارلز داروین این ایده را داشت که نحوه کلی پرورش موجودات زنده از اجدادشان به گونه یکسانی و مستقل از نوع گونه می‌باشد. در سال ۱۲۱۷هجری شمسی ( ۱۸۳۸میالدی) او فرایندی که اسمش را «انتخاب طبیعی» گذاشت را پیشنهاد کرد و توضیحاتی درباره عملکرد فرایند داد. داروین نظریه اش را بر پایه پنج مشاهده زیر قرار داد .1اگر تمامی افراد در یک گونه از موجود ات بصورت موفقیت آمیزی تولید مثل کنند ،جمعیت آن گونه بصورت غیر قابل کنترلی افزایش می‌یابد. جمعیتها گرایش دارند که تقریبا ً از یک سال تا سال بعد ثابت ‌ .2 بمانند. .3منابع طبیعی محدود هستند. .4هیچ دو فردی از یک گونه دقیقا ً یکسان نیستند. داروین از اینکه سیستم‌های حیاتی بیش از آنچه که امکان حمایت و نگاهداری از آن را داشته باشند ،فرزند تولید می‌کنند این نتیجه را گرفت که حتما ً باید رقابت برای زنده ماندن وجود داشته باشد -فقط تعداد کمی از هر نسل زنده خواهند ماند .داروین متوجه شد که شانس به تنهایی زنده ماندن موجودات را تعیین نمی‌کند .در واقع ،زنده ماندن بستگی به ویژگی‌های هر شخص دارد و این ویژگی‌ها یا به زنده ماندن و تولید مثل کمک کرده ،و یا دست و پاگیر می‌شوند .محتمل‌تر است که آن موجوداتی که بهتر خود را وفق داروین این نکته را متوجه شد که عدم برابری توانایی موجودات در زنده ماندن باعث تغییرات تدریجی در جمعیت می‌شود .آن ویژگی‌هایی که به سیستم حیاتی کمک می‌کنند که زنده مانده و تولید مثل کند طی قرن‌ها به روی هم انباشته میشود .از طرف دیگر ،آن ویژگی‌هایی که مانع ‌ زنده ماندن و تولید مثل هستند ،ناپدید می‌شوند. داروین از اصطالح انتخاب طبیعی جهت توصیف این فرایند استفاده کرد. گونههای مختلف حیوانات و گیاهان پایه اصلی ‌ مشاهده میداد .به عنوان مثال، نظریه انتخاب طبیعی را تشکیل ‌ داروین مشاهده کرد که گل‌های ارکید و حشرات رابطه نزدیکی با هم داشته که امکان پخش گردهای گیاهان را میآورد .گل‌های ارکید شامل بخش‌های مختلفی فراهم ‌ میکند تا اینکه گرد گیاه به هستند که حشرات را جذب ‌ بدن حشرات بچسبد .از این طریق ،حشرات گرده را از میکنند .علی رغم یک ارکید نر به یک ارکید ماده منتقل ‌ ظاهر پیچیده ارکیدها ،این بخش‌های تخصصی یافته از همان ساختارهایی کلّی درست شده‌اند که در گیاهان میشود. دیگر نیز دیده ‌ داروین پیشنهاد کرد که گل‌های ارکید کار یک مهندس ایده آل نبوده ،بلکه حاصل وفق پذیری اجزاء گل به شرایط محیط در طول فرایند انتخاب طبیعی می‌باشد. داروین هنوز در حال تحقیق و آزمایش با ایده‌هایش در زمینه انتخاب طبیعی بود که نامه‌یی از الفرد واالس دریافت کرد که نظریه‌اش را تقریبا ً مشابه مال خودش می‌دانست .این منجر به انتشار فوری هر دو نظریه با هم شد. داروین بیان کرد که تمام موجودات زنده به هم مرتبطند ،و این به معنای این است که کل حیات می‌بایست ناشی از تکامل شکلهای اولیه محدودی از حیات ‌ (و شاید تنها یک شکل اولیه از حیات) باشد .او این فراید را «نزول با اصالحات» نامید درون جامعه علمی امروز بیش از ۹۹ درصد دانشمندان از نظریه تکامل به عنوان توضیحی برای پدیده حیات حمایت می‌کنند داروین ولی نتوانست منبع این تغییرات را توضیح دهد .مانند خیلی از پیشینیانش ،داروین به اشتباه میکرد که ویژگی‌های به ارث رسیدنی فکر ‌ محصولی از استفاده یا عدم استفاده بوده ،و اینکه ویژگیهایی که توسط یک سیستم حیاتی در طول ‌ میشود به فرزندانش منتقل می‌شود. حیاتش کسب ‌ داروین به دنبال مثالهایی مانند پرندگانی که از روی میکنند پاهای قوی تری به خاطر تمرین زمین تغذیه ‌ میآورند ،و بال‌های ضعیف تری به دلیل بدست ‌ میآورند تا آنجا که بطور مثال پرواز نکردن بدست ‌ نمیتوانست بکند ،بود. ‌ شتر مرغ اصال ً پرواز این اشتباه «به ارث رسیدن ویژگی‌های کسب شده» خوانده می‌شود و بخشی از نظریه قلب ماهیت گونه‌ها بود که در سال ۱۱۱۸هجری شمسی توسط ارائه شد. در اواخر قرن ۱۹میالدی این نظریه به المارکیسم شهرت یافته بود بیان می‌کرد که ویژگی‌های کسب شده توسط یک سیستم حیاتی در طول حیاتش قابل به ارث رسیدن هستند. در سال ۱۲۵۹هجری شمسی، آزمایشهای آگوست ویسمن ‌ نشان داد که تغیراتی که در یک شخص به دلیل استفاده یا عدم استفاده به وجود می‌آیند نمی‌توانند به ارث برسند .این باعث شد که نظریه المارکیسم طرفدارانش را به تدریج از دست بدهد. اطالعاتی که احساس فقدانشان وجود داشت و می‌توانست به توضیح اینکه چگونه خصوصیات از والدین به فرزندان منتقل می‌شوند را گرگور مندل فراهم آورد؛ تحقیقاتی که بنیان علم ژنتیک را بنا نهاد .آزمایش‌های مندل بر روی چندین نسل از گیاه نخود فرنگی نشان داد که نحوه عملکرد وراثت به این طریق است که در هنگام تشکیل مندل اسم این اطالعات را «عوامل» گذاشت ولی بعدا ً به نام ژن شهرت یافتند .ژن‌ها واحدهای اصلی وراثت را در یک سیستم حیاتی تشکیل می‌دهند .آنها شامل اطالعاتی هستند که پرورش و رفتار سیستم حیاتی را جهت ژن‌ها از DNAیک مولکول بلند که حامل اطالعات می‌باشد درست شده‌اند .این اطالعات در دنباله nucleotidesدر DNA کد و ذخیره میشود ،همانگونه که دنباله حروف در کلمات در یک صفحه کاغذ حاوی اطالعات میباشند .ژن‌ها مانند دستورالعمل‌های کوتاهی بوده که از "حروف الفبای" DNA درست شده‌اند .مجموعه ژن‌ها وقتی در کنار هم قرار میگیرد ،اطالعات کافی را جهت ساختن و اداره یک اندامگان فراهم می‌آورد همانند یک کتابچه راهنما که اطالعات کافی را جهت ساخت و اداره یک وسیله فراهم میآورد .این دستور العمل هایی که توسط این حروف ‌ DNAمکتوب شده‌اند میتواند تغییر کنند :زمانی که جهشی اتفاق می‌افتد دستور العمل‌های درون یک ژن ممکن است عوض شوند .درون یک سلول ،ژنها در کرموزوم‌ها که بسته نخستین جانداران پرسلولی که به خشکی آمدند جلبکها و قارچها بودند .این دو نوع جاندار در روی سطح زمین نوعی مشارکت زیستی دوطرفه به نام همیاری ایجاد کردند و گلسنگها را ایجاد نمودند. اولین جانوران ساکن خشکی حشرات بوده‌اند. اولین مهره داران ساکن دریا نوعی از ماهی‌ها ،که کوچک و بدون آرواره بودند (مانند المپری) بودند .پس از آن ماهیهای آرواره دار ایجاد شدند. ‌ اولین مهره داران ساکن خشکی ،دوزیستان بوده‌اند. پس از خزندگان نوعی دیگر از جانداران پدید آمدند که سازگاری بیش تری با محیط داشتند که خزندگان هستند. بزرگترین نمایش روی زمین :مدرکی برای تکامل عنوان دهمین کتاب نویسنده و زیست شناس تکاملی انگلیسی ریچارد داوکینز است .نویسنده در این کتاب به تشریح تکامل زیستی می‌پردازد. کتاب صوتی این کتاب نیز به همراه خود کتاب منتشر شده‌است که ریچارد داوکینز و همسر وی الال وارد آن را قرائت می‌کنند. از زمان داروین به بعد ،شواهد مبنی بر صحت این نظریه به‌طور قابل مالحظه‌ای محکم‌تر و فراگیرتر شده‌است و علوم زیست‌شناختی اخیر چون ژنتیک ،بیوشیمی ،فیزیولوژی ،بوم شناسی ،رفتارشناسی جانوری و به ویژه زیستشناسی مولکولی با فراهم آوردن ‌ شواهد محکم‌تر و جزئیات بیشتر بر نظریه تکامل صحه گذاشته‌اند.چنانکه امروزه ،تکامل یا فرگشت همچون کروی بودن زمین ،یک واقعیت صحیح علمی در نظر گرفته میشود. تکامل در انسان مقبولترین نظریه در میان دیرین‌مردم‌شناسان ‌ امروزین در باب تکامل انسان این است که انسان کنونی که با نام علمی انسان خردمند خردمند میشود زیرگونه‌ای از انسان خردمند مشخص ‌ است که خود از انسان راست‌قامت تکامل یافته و انسان راست‌قامت هم از انسان ماهر تکامل یافته بود .همگی این جانداران در سرده انسان جای میگیرند که گونه‌های متعدد دیگری هم از آن ‌ برخاسته بودند (مانند انسان نئاندرتال و انسان راستقامت) اما امروزه نسل تمامی آن‌ها منقرض ‌ شدهاست .انسان خردمند در حدود ۲۰۰هزار سال ‌ پیش در شرق آفریقا پدیدار شد و گروه‌های کوچکی کپیهای بزرگ (شمپانزه ،بونوبو ،گوریل و ‌ نزدیکترین جانداران در حال ‌ اورانگوتان) حیات به انسان‌هایند .با این حال انسان از هیچیک از آن‌ها تکامل نیافته‌است و مسیر ‌ تکاملی ما و آن‌ها میلیون‌ها سال پیش از شدهاست .از میان آن‌ها شمپانزه و ‌ هم جدا نزدیکتر به انسان‌اند .نیای ‌ بونوبو دو گونه مشترک سرده شمپانزه و سرده انسان در حدود ۶تا ۷میلیون سال پیش تکامل و مسیحیت • بسیاری از ادیان این نظریه را خالف تعلیمات دینی خود تلقی می‌کنند و با پذیرفته شدن و یا آموزش آن مخالفت می‌کنند .این موضوع در کشورهایی مانند آمریکا از مسائل جنجالی سیاسی کنونی می‌باشد و غالبا ً تعداد زیادی از اعضای جناح‌های محافظه‌کار بر ضد آموزش این نظریه در مدارس دولتی فعالیت می‌کنند .مخالفت با تکامل گروهی از مسیحیان را به کردهاست. ‌ تالش برای جایگزین کردن آن با مفهوم طراحی هوشمند رهنمون شدهاست که این نظریه با دیدگاه مسیحیت درباره خلقت تطابق ‌ • اما اخیرا واتیکان مدعی دارد .به گزارش مهر به نقل از تلگراف ،اسقف اعظم جیانفرانسکو راواسی رئیس شورای پاپی فرهنگ واتیکان اظهار داشت درحالی که کلیسا نسبت به نظریه داروین در گذشته رویکرد خوبی نداشته‌است ،ایده تکامل را می‌توان در سنت آگوستین و سنت توماس آکویناس دنبال کرد. شدهاست که ‌ • جوزپه تانزال نیتی استاد الهیات دانشگاه پاپی سانتا کراس در رم یادآور سنت آگوستین متأله قرن چهارمی هرگز با واژه تکامل آشنایی نداشت اما می‌دانست که انواع زندگی به آرامی در طول زمان متحول می‌شوند .آکویناس نیز در قرون وسطی چنین دیدگاهی داشته‌است. • وی همچنین به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بیش از ۵۰سال پیش تکامل را به عنوان یک رویکرد موثق علمی به رشد انسان توصیف کرده بود. • به عبارت دیگر جمع کثیری از مسیحیان به ما می‌گویند که در صورت صحت این نظریه، تکامل و اسالم دیدگاه مخالف به عقیده محمد حسین طباطبایی ،در هر حال نظر قرآن خلقت ثبوتی و دفعی است و نظریه تکامل از دید قرآن مردود است. محمدتقی مصباح یزدی ،نظریه خلقت قرآن را معجزه می‌داند و تصریح می‌کند که حقیقت اعجاز از منظر نظریه‌های علمی قابل فهم نیست. دیدگاه میانه‌رو مرتضی مطهری و علی شریعتی داستان خلقت بشر در قرآن را نمادین می‌دانند. جعفر سبحانی :تکامل الزاما ً مبطل نظریه ناظم الهی نیست ،زیرا طرفداران نظریه ناظم الهی می‌توانند بگویند که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات برگزیدهاست. ‌ پیچیده تر طرح بلند مدتی با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه ناصر مکارم شیرازی [تکامل] و مسئله خداشناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که ...جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد ...ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه ...رد کنیم ،در هر دو صورت میتوانیم خداشناس باشیم ...آیات قرآن هر چند ‌ مستقیما درصدد بیان مسئله تکامل یا ثبوت انواع نیست، ولی ظواهر آیات (البته درخصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است ،هرچند کامال صریح نیست .ظاهر آیات خلقت آدم ،بیش‌تر روی خلقت مستقل دور می‌زند؛ اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد دیدگاه موافق در دیدگاه علی مشکینی و یدالله سحابی ،قرآن به تکامل تدریجی و پیوستگی نسلی کردهاست ‌ تصریح د و را ن م د ر ن علوم زیست شناختی در قرن بیستم بسیار پیچیده ی موجودات زنده را نمی توان با همان روش های قاطعی که در علوم فیزیکی بسیار موفق بوده است، بررسی کرد .تصور می شد که دانش زیست شناختی ابتدائی تر و کیفی تر از علوم فیزیکی است .همچون خاصیت شیمی قرن هیجدهم .این عقب ماندگی ظاهری که بیشتر آن محصول پیچیدگی ذاتی فرایندهای زیست شناختی است ،در حال حاضر تقریبا رفع شده است .از همان روش های قاطعی که در علوم دقیقه بکار می رود می توان در زیست شناختی نیز استفاده کرد و تعداد روزافزونی از محققین علمی برجسته از فیزیک و شیمی دست برداشته و به مطالعه علم جدید زیست شناختی روی آورده اند. سر انجام ما داریم در می یابیم که چرا زیست شناسی مسائلی ویژه خود دارد که باید با علم تجربی و مشاهده ای و با در نظر گرفتن هر دو جنبه کمی و کیفی آن بدان پرداخت .موفقیت های چشمگیر فیزیک و شیمی تضمین کرده است که اکنون زیست شناختی باید کلیدی از برای حل مسائل علم طبیعی بدست دهد و فهم جهانی را که در آن زندگی می کنیم دستخوش تحول سازد ،جهان که به زیست شناسی تجربی راه یافتن شیمی و فیزیک به زیست شناسی، محدود به پیدایش دو علم جدید زیست شیمی و زیست فیزیک نبوده است .این نفوذ فیزیک و شیمی در زیست شناسی همه بر جنبه های دیگر زیست شناسی تاثیر شایانی داشته است. خصلت زیست شناسی در قرن بیستم زیست شناسی تنها در نبرد برای اثبات وجود تکامل پیروز شده است ،اما هنوز نبرد های دیگری است که زیست شناسی باید بدان دست یازد ،از جمله اینکه چگونه تکامل به وجود می آید و حیات بر روز زمین چگونه آغاز شده است. کشاورزی و تولید غذا و مسئله جمعیت انسانی در دوران به اصطالح انفجاری جمعیت ،در نتیجه بهبود روش های درمانی و تکنیک های کنترل بیماری -در اصل مسائلی سیاسی هستند که در برگیرنده ی تلقی های گوناگون نسبت به مسائل زیست شناختی می باشند .زیست شناسی درگیر مسائل بسیار مهم نظامی نیز شده است – مسئله مشروعیت سالح های نابودی جمعی ،به ویژه سالح های اتمی و تابش های رادیو اکتیو آن .این های حیاتی ترین مسائل جهان امروزند که بر زیست شناسی تاثیر می گذارند .جای تعجب نیست که زیست شناسی به صورت یک موضوع شلوغ و نامنظم باقی مانده است ،با اینهمه سر انجام اصول ساده و عمومی این علم دارند خود را نشان می دهند. شیمی کشف و تقلید عملیاتزیست ظریف درون بدن شیمیایی بسیار موجودات زنده است که به طریق شیمیایی کنترل می شوند .زیست شیمی نه تنها به دلیل موضوع متفاوتی که با آن سر و کار دارد ،یعنی شیمی فرآورده های حیات ،بلکه همچنین به علت روش های متفاوتی که بکار می برد ،به صورت رشته ی علمی جداگانه ای رشد پیدا کرده است. هدف زیست شناسی تنها بررسی ساختمان مولکول های موجودات زنده نیست ،بلکه نحوه واکنش کلی این مولکول ها را چه به صورت جداگانه و چه به شکل ترکیبی در نظر می گیرد .زیست شیمی به همین منظور به روش های گوناگونی دست یافته است تا ارگانیسم های کامل یا اندام های کامل را با این روش ها هم به صورت سالم آن و هم به شکل قطعه قطعه شده مورد بررسی قرار دهد انگیزه زیست شیمی همیشه یک انگیزه انسانی یا انتفاعی بوده است .از یکسوی بهبود امر درمان و از سوی دیگر پیشرفت کشاورزی و صنایع قدیمی همچون آبجوسازی .ولی زیست شیمی در واقع فرایندی مستقل نیز است که از خود نیرو می گیرد. زیست شیمی در اصل از مطالعه موضوع تخمیر برخاسته است و به عنوان یک علم جداگانه با مبحث مستقل از کشف تقریبا اتفاقی بوخنر در 1897پیدا شده است موضوعی که اکنون تحت عنوان جداگانه ی زیست شناسی مولکولی شناسی زیست مولکولی نامیده می شود ،از یک سوی از زیست شیمی سایه گرفته و از سوی دیگر از پیشرفت های آنالیز ساختمانی بلورها ناشی شده است .شیمی آلی کالسیک ،میکروسکوپ الکترونی و علم وراثت نیز در پیدایش این علم نقشی داشته اند .خاصیت اساسی زیست شناسی مولکولی در این است که به بررسی ساختمان و کارکرد موجوداتی می پرداز که ابعاد آن ها از سلول ها، که با روش های زیست شناختی مطالعه می شوند ،کوچک تر و از مولکول ها که با روش های شیمیایی مورد مطالعه قرار می گیرند، بزرگ تر است .این علم به ویژه با مولکول های پروتئین و اسید نوکلئیک سر و کار دارد .اکنون این علم یکی از مهیج ترین و رو به رشد ترین شاخه های علم زیست شناسی به شمار می آید .به دست دادن تاریخ دقیق آغاز این علم بسیار دشوار است ،و شاید بتوان گفت با مطالعات اولیه دبلیو .تی .استبوری ()1898-1961 درباره ی ساختمان پشم در آغاز دهه چهارم این قرن شروع شده و نخستین بار با انتصاب استبوری به سمت استاد « ساختمان زیست شد ،بسیار عظیم بود. ساختمانی حاصل مولکولی کشف مثل نتایجی که از اینتولید این بزرگ ترین کشف در زیست شناسی است .این کشف ساختمان مولکول ها را با کل دانشی که در طول ده ها سال در زمینه توارث و کروموزوم به دست آمده بود ،پیوند داد. یاخته شناس ها از مدت ها پیش حدس زده بودند که جوهر تولید مثل ،که به شهادت میکروسکوپ در کرموزوم آغاز می شود، عبارت است از تکثیر یک ساختمان زیر مولکولی؛ و با یک منطق ساده نشان دادن که این امر نمی تواند همچون یک همانند سازی از طریق جسمانی باشد یا حتی همچون عمل چاپ صورت گیرد – زیرا در این صورت مولکولی که به وجود می آید باید قرینه محوری مولکول مادر باشد – بلکه باید تولید مثل را فقط تولید مثل خطی دانست؛ که در آن یک خط نظیر خود را ،نقطه به نقطه ،به وجود می آورد .اما مارپیچ در اصل ،خطی است که تاب برداشته است و جفت شدن دقیق مولکول های پورین و پیریمیدین در آن ،باعث می شود تا خطی داشته باشیم که نظیر خود را بتواند به وجود آورد ،و بدنی ترتیب تولید مثل دقیق اسید نوکلئیک اهمیت زیست شناسی مولکولی همه این کشفیات یاد شده به تازگی به دست آمده است و به رغم وسایل انتشارتی نوین هنوز در مجامع علمی و به ویژه در محافل روشنفکری ارزیابی نشده است .جبری مسلک ترین آدم ها نیز خواب نمی دیدند که ماهیت نوع انسان و همچنین ماهیت هر موجود دیگر به دقیق ترین شکلی بر روی یک خط رمز مولکولی به طول یک چهارم اینچ و در مولکولی که چند میلیونیوم اینچ عرض دارد تعیین شود .به هر روی این کشف بلندترین گام در راه کشف آنچه که «رمز حیات» خوانده شده است ،می باشد و اکنون می نماید که این تنها آغاز کشف رازی است که درون مهلت زندگی بشر آن قدر کوتاه است که مشاهدات وی اجازه دیدن «تکامل در عمل» را نمی دهد محقق زمان کار مندل دووری بیتسون باوری وسوتن یوهانسن گارود مورگان بیدل وافروسی گلدشمیت الیور ایوری و دیگران هرشی و چیس واتسن و کریک نیرنبرگ واوچوا (1866)1900 1901 1902 1902 1903 1909 1910 1935 1937 1940 1944 1952 1953 1961 جفت ذرات مادی عامل جدایی وراثت عامل دارای قابلیت جهش مفهوم آلل عوامل مادی به عنوان جزئی از کروموزوم رایج ساختن کلمه (ژن) ژن،آنزیم تولید می کند ژن ،مرکز متمایزی در کروموزوم هر ژن یک آنزیم تولید می کند ژن یک واحد شیمیایی است نه یک واحد فیزیکی فضای ژن می تواند تقسیم شود(شبه آلل) ژن ها اسید نوکلئیک دی اکسی ریبوز هستند()DNA ویژگی به DNAبستگی دارد نه به پروتئین مدل DNAبا چهار باز آلی کد DNAبرای تعیین ترکیب پروتئین اینک اعتقاد بر این است که همان فرایندی که طی روزگار دراز باعث ایجاد تغییرات تکاملی شده است امروز هم در کار است. برخی از شواهد این ادعا بطور تجربی کشف شده است. مسائلی که اخیرا مورد پژوهش قرار گرفته و بعضی از آنها حل شده است عبارتند از )1 :منابع تنوع در جمعیت های طبیعی؛ )2تثبیت تنوع های جدید در جمعیت ها؛ )3نیروهای جهت دهنده تکامل و )4ساز و کار انفراد که از طریق آن انواع جدید می توانند از جمعیت های خویشاوند جدا شوند. امروز با نظریه جهش که به تعلیل منشا تنوع می پردازد تکمیل ش دیدگاه امروزی در مورد منشا حیات در سرتاسر تاریخ زیست شناسی ،منشا حیات موضوع بحث بوده است .قدیم ترین و پر هوادارترین نظریه ای که در این زمینه اظهار شده است نظریه خلق الساعه است. نظریه خلق الساعه از نخستین ایام تاریخ زیست شناسی تا نیم قرن گذشته ،مقبولیت عام داشت .ارسطو مانند بسیاری از معاصران و پیروان خود معتقد بود که مگس و بسیاری از موجودات ریز دیگر به طور خلق الساعه از گل و الی جویبارها و برکه ها ایجاد می شود. امروز موضوع آفرینش به شیوه خلق الساعه در چارچوب دیگری مطرح می شود .مباحثات طبیعت شناسان جدید درباره منشا حیات حول موظوع امکان پیدایش حیات در گذشته دور بوسیله ترکیب مواد معدنی موجود در «سوپ» اولیه دور می زند .چنین چنین تصور می شود که انرژی ضروری برای شروع ترکیب از منبعی مانند صاعقه تامین شده است. تولد یک علم ژنتیک در قرن بیستم پس از کشف کار مندل در سال ،1900 بصورت علم درآمد .بنیادهای علم ژنتیک عصر حاضر ریشه در دوران باستان دارد. علم ژنتیک بعد از سال 1900بسرعت گسترش یافت و بزودی جای شایسته خود را در بین علوم زیست شناختی بدست آورد. در رشد انفجاری اولیه دانش ژنتیک پژوهشگران متعددی سهم داشتند .در این دوران 5دانشمند زیر از دیگران مشهورتر بودند: ویلیام بیتسون انگلیسی؛ لوسین کوئه نو فرانسوی؛ و.ا .کاسل آمریکایی؛ و.ل .یوهانسن دانمارکی؛ و کارل کورنس آلمانی. دووری و نظریه جهش (موتاسیون) کالبد شناس و فیزیولوژیست سوئیسی آلبرشت کولیکر ( )1817-1905نظریه داروینی تکامل از طریق انتخاب را مورد انتقاد قرار داده و فرضیه ای را که تغییر ناگهانی می نامید ،جایگزین آن ساخته بود .وی این نظریه را از هوگو دووری ()1848-1935؛اخذ کرده بود. نظریه جهش توانست به شرح تنوع مشاهده شده در طبیعت بپردازد .جهش ها تغییراتی ناگهانی هستند که بدون تدارکات قبلی قابل رویت و بدون هیچ گونه اشکال انتقال قابل مشاهده بوجود می آیند. طرح نظریه جهش در سال 1901مخالفت های بسیاری بویژه در میان پیروان داروین برانگیخت. برخی از زیست شناسان معتقد بودند نظریه دووری با نظرات رایج مورد قبول تفاوت دارد .در واقع نظریه جهش نه تنها با فرضیه انتخاب طبیعی داروین تضادی نداشت؛ بلکه همانطوریکه بعدها مشخص شد ،از طریق معلوم نمودن منشا تنوع و کثرت ،که با نظرات پیروان المارک که داروین آنها را با بی میلی پذیرفته بود فرق داشت ،موجب تقویت نظرگاه و دعوی داروین شد .داروین در نظریه خود هیچ جایی برای تغییرات ناگهانی و ژرف در نظر نگرفته بود. نظریه جهش زمانی مورد پذیرش بسیار قرار گرفت که مشخص شد که انواع کوتاه همانند انواع بلند می توانند بطور ناگهانی بوجود بیایند و پایدار بمانند. بیتسون ویلیام بیتسون ( )1861-1926زیست شناس تجربی دانشگاه کمبریج بالفاصله پس از کشف نوشته مندل در سال 1900به آن عالقه مند شد .طبق گفته ر.س .پانت شاگرد و همکار نزیک بیتسون ،او در 8مه 1900نخستین کسی بود که در انگلستان آنمندل نوشته کرد.کشف شد ،بیتسون به پرورش گیاهان معرفیمندل را نوشته دوران در مشغول بود و تا آن موقع دستاورد های با ارزشی ارائه کرده بود. اگر در سال 1900اثر مندل را نیافته بودند ،به نظر می رسد از لحاظ تاریخی این امکان وجود داشت که بیتسون خودش بتواند این قوانین را کشف کند. کنفرانس پیوندزنی که در سال 1906تحت نظر «انجمن سلطنتی باغبانی» برگزار گردید ،بیتسون واژه «ژنتیک» را در مورد این علم نوپا بکار برد .این واژه در چاپ 1909کتابش مورد استفاده قرار گرفت کرسی استادی ژنتیک در سال 1909در دانشگاه کمبریج تاسیس یافت و بیتسون نخستین استاد آن بود. کوئه نو بعنوان جانورشناس بی لوسین کوئه نو ( )1866-1951که مهرگان برای خود شهرتی کسب کرده بود ،بالفاصله پس از کشف نوشته مندل ،با تحقیق بر روی موش مطالعات ژنتیکی خود را آغاز کرد .او در 1902مورد ساده ای از وراثت در موشها را اعالم کرد که طبق اصول مندل بود و در 1903 تحلیل بسیار مفصلی از پوشش های متنوع موشها و رنگ آنها به چاپ رسانید .او نه تنها نسبت های مندلی را کشف کرد، بلکه به تحقیقات ژنتیکی با تحلیل های شیمیایی پرداخت تا حلقه های ارتباط میان ژن و خصوصیات را نشان دهد .کوئه نو از مجموعه نوشته های خود که در 1911کامل گردید ،آثار بنیادی و معتبری در زمینه ژنتیک جوندگان منتشر ساخت و به مطالعات ژنتیکی سرطان در موش ها پرداخت و سپس بطور گسترده در عرصه های وسیع تر زیست شناسی مطالبی انتشار داد. کاسل و.ا .کاسل ( )1866-1962بیدرنگ در ایاالت متحده اصول نویافت مندل را در مورد پستانداران بکار بست و در سال 1903پنج نوشته در مورد موضوعاتی چون وراثت در گربه براق ،سفیدی پوست (زالی) انسان ،وراثت جنسیت و قانون وراثت مندل منتشر ساخت .این آثار ثمره پژوهش های گسترده در مورد پوشش های ویژه بدن خوکچه هندی، خرگوش ،موش،موش صحرایی و دیگر پستانداران بود .کاسل دیگرجنبه های ژنتیک پستانداران و در عین حال اندازه و شکل بدن آن ها را مورد بررسی قرار داد و در این زمینه صاحب نظر شد .در سال های آخر عمر بنا به عالیق شخصی به اهلی کردن حیوانات ،بویژه اسب ها پرداخت. ویلهلم.ل .یوهانسن دانمارکی ( )1857-1926عالم ژنتیک و فیزیولوژیست گیاهان در رشد و تکامل اولیه ژنتیک به عنوان یعلم دارای نقش برجسته ای است .نخستین نوشته یوهانسن با عنوان «درباره وراثت و تنوع» در 1896به چاپ رسید؛ او در 1898 تحقیقاتی پیرامون جو و لوبیا انجام داد که جزو آثار بنیادی علم ژنتیک است .یوهانسن در آن دوران خود را وقف ژنتیک کرد و در سال 1905مدیر «موسسه فیزیولوژی گیاهی» دانشگاه کپنهاگ شد. یوهانسن در همان سالی که نوشته مندل کشف شد ()1900 معطوف صورت خود را به توجه یوهانسنایبعدا ژنتیک که در اصولساخت بندیمنتشر خالص» «خطوط عنوان تحت مقاله داشت .علم شگرف«عناصر با عنوان رشته را علماین درسی عالقه کتاب نخستین ساخت و تاثیری ژنتیک نسبت به برانگیختن ژنتیک» در سال 1905منتشر ساخت .این کتاب در تاریخ پیدایش این علم نقطه عطفی به حساب می اید .کلمه ژن که در سال 1903بوسیله یوهانسن مهر قبول خورده بوده در این متن بکار برده شد .اصطالحات ژنوتیپ و فنوتیپ هم بوسیله یوهانسن تثبیت شد و برای تمایز میان ژن ها و خصایص بکار رفت. در قرن بیستم توجه صاحب نظران بیشتر معطوف به تعیین نحوه تکامل و علت به وجود آمدن اشکال جدید تکامل و تعیین زمان و مکان وقوع آن بوده است .هنوز این تحقیقات به سرانجامی نرسیده است و در واقع پاسخ به چنین پرسش هایی بود که اختالف های عقیده اصلی علم زیست شناسی آشکار شده است. طبیعی چند دهه گذشته شاهد باز پردازی نظریه داروین در زمینه انتخاب از راه نظریه مندلی ژن ها بود .به جای تحوالت غیر قابل تشخیص که از سوی داروین طرح شده بود ،تغییرات جهشی ناشی از جابجایی ژن ها ،تکثیر ژن ها ،دوگانگی کروموزوم ها یا کروموزوم های چندگانه و جهش ژن ،عنوان شد .در این نظریه همه این تغییرات به دالیلی رخ می دهد که هیچ ارتباط با خصلتی که حیوان بالغ از طریق انطباق با محیط به دست می آورد ،ندارد .بر اساس این نظریه امر انتخاب از طریق تاثیر بر روی ژن ها یا ترکیبات ژنی عمل می کند ،نه از طریق تاثیر بر صفات و خصلت ها .انتخاب طبیعی مانند غربال کار می کند ،و به یک شیوه دترمینابل ریاضی ترکیب ژنی جمعیت را دگرگون می کند .توفیق در انطباق با محیط به سادگی به یک رشته عوامل مطلقا اتفاقی بستگی دارد .ظاهرا از طریق کارهای آماری ،زیست شناسان ریاضی یک نوع حیوانی و حتی شقاق یک نوع به دو نوع مجزا و آفرینش یک نوع جدید صادق دانشد .اما بهر روی به علت توارث خصلت های مکتسب هر کوششی در زمینه اثبات توارث مکتسب ،به شکست انجامیده یک دسته قناری وحشی صد سال پیش درختانی را به عنوان آشیانه انحصاری خود برگزیده بودند. این پرندگان جیک جیک می کردند ولی آواز نمی خواندند .پرنده بازها این پرنده های را در مکان های مختلف آوازهای گوناگون یاد دادند ،اکنون فرزندان هر یک از این ها حتی آن ها که تعلیم ندیده اند به همان سبک والدین خود آواز می خوانند .نوعی از این عادت مکتسب در توارث انسان نیز رخ داده است. ایم – تخمینا 200تا 1000نسل از آغاز تکلم ما می گذرد .حتی اکنون نیز برای سخن گفتن به آموزش نیاز داریم .به هر روی مغز و گوش انسان عمیقا تحول پیدا کرده است ،تا حدی که قسمت قابل توجهی از غشای مغز ما منحصرا به این منظور اختصاص داده شده است ،در حالی که در مورد انسان های اولیه این حالت وجود ندارد .تا از مکانیسمی که چنین تغییرات انقالبی سریعی از راه آن صورت می گیرد اطالع حاصل نشود ،نمی تواند این نوع توارث را به صورت یک نظریه منسجم درآورد .اما این واقعیت هشداری است علیه هر نوع محدودیت جزمی و صرف اتکا به یک نوع انتقال خصلت ها در تکامل .این مساله – مساله مهم توارث و تکامل -نه تنها نظرا بسیار اهمیت دارد بلکه حل آن از جهت عملی نیز نتایج مهمی را به دنبال .اکنون حیات را می توان با اصطالحات بسیار دقیق تری تعریف کرد و همراه با ان شرایطی را که حیات در آن می تواند به وقوع افتد ،روشن تر دید .زندگی را اکنون می توان نه به صورت محدودی که انگلس توصیف کرد«،وجه حرکت پروتئین» ،بلکه به عنوان وجه تولید و تجدید تولید مولکول های همسان ،تعریف کرد .آنچه که ما از شکل بیرونی حیات موجودات زنده می بینیم در واقع بازتاب ساختمان های درون مولکول هاست .اکنون بیش از پیش آشکار می شود که کلیات جدیدی که در زیست شناسی اهمیت شایانی دارند در شرف پیدا شدن هستند .کشف های اصلی زیست شیمی در مورد ماهیت شیمیایی غالب حیات و مشا شیمیایی آن ،هنوز باید به زبان یک نظریه عمومی زیست شناسی برگردانده شود .چنین نظریه ای ذاتا باید تکاملی باشد؛ یعنی باید وضع کنونی را نتیجه م و ض و ع ا ت م رت ب ط ب ا ت ک ا م ل Example of present day evolution تغییر در سوسک فلوریدا از گلوکز دوست به گلوکز مخالف به دلیل مبار زه با طعمه واکسن :هدیه ای از تکامل واکسن فلج اطفال نمونه قدیمی اما بسیار خوبی از هد یه های تکامل است. واکسنی که در حال حاضر برای مصونیت در برابر فلج اطفال به صورت خوراکی در اختیار اطفال قرار می گیرد، ویروس زنده ی عامل این بیماری است. این ویروس زنده از لحاظ ژنتیکی ضعیف شده است. بنابراین دستگاه ایمنی بدن ما از عهده آن بر می آید .در نتیجه ،ویروس ضعیف شده نمی تواند در بدن ما بیماری ایجاد کند ( به جز ۱تا ۲نفر در هر میلیون نفر که واکسینه شده باشند). آلوده به ویروس ایدز ( ) HIVتزریق کرده است .بنابر ادعای آن زن ،پزشک متهم بارها به او ویتامین Bتزریق کرده و در یکی از تزریق ها از مقداری خون آلوده استفاده کرده بود .هیچ شاهد و مدرکی در این باره وجود نداشت و پزشک نیز ادعا می کرد که آن زن با افراد دیگری ارتباط داشته و به از این راه آلوده شده است .در این جا ،درخت های فیلوژنی به کمک قاضی آمدند و ثابت کردند که تکامل ،در عرصه قضاوت نیز می تواند راه گشا باشد. ویروس ایدز به سرعت دچار جهش می شود ،حتی در بدن یک فرد. اگر ویروس ایدز از بدن فردی به بدن فرد دیگری منتقل شود ،تفاوت هایی بین ویروس فرد دهنده و فرد گیرنده وجود دارد. همین طور که ویروس از فردی به فرد دیگر منتقل می شود ،بیش تر تغییر می کند و طی زمان متفاوت تر می شود. بنابراین توالی ماده ی ژنتیک ویروس ایدز در دو فردی که از دو منبع متفاوت به این ویروس آلوده شده اند ،بسیار متفاوت است. بنابراین ،اگر سخن زن حقیقت داشته باشد ،ویروس بدن او با ویروس بدن فردی که خون آلوده از او به زن تزریق شده است ،شباهت زیادی خواهد داشت. بررسی پرونده ی پزشکی زن نشان داد ،در آوریل ۱۹۹۴که او برای اهدای خون مراجعه کرده ،به ویروس آلوده نبوده است .بنابر ادعای او ،در آگوست همان سال به او خون آلوده تزریق شده و او چند ماه بعد ،ادعای خود را تسلیم دادگاه کرده است .مساله ای که پرونده را پیچیده کرد این بود که پزشک متهم ،خود به ویروس آلوده نبود .اما بررسی ها نشان دادند که در مطب آن پزشک از دو بیمار ،یکی آلوده به ویروس ایدز و دیگری آلوده به ویروس هپاتیت ، Cنمونه ی خون تهیه شده بود .بررسی فیلوژنی ویروس های به دست آمده از آن زن و فرد آلوده به ، HIVادعای زن را ثابت کرد. ایده های داروین به سرعت برداشته شد و تا حد زیادی سوء استفاده شد توسط اقتصاددانان و سیاسیون چپ و راست. : Herbert Spencerابداع اصطالح ”ب قایاصلح“ ، ی ،رقابتغیر ق ابلت نظیم ط رفدار ”داروینیسم اجتماع “ اقتصادیم نجر ب ه پ یشرفتاجتماعی ،راه روشنیب رای ،و ت بعیضجنسی ت وجیه امپریا لیسم ،استثمار ،ن ژاد پ رستی است . : Karl Marxب کارگرفته ش ده ایده ”ت نازع ب قاء“ ب ه انقالب وسط ت حمایتاز ایده پ یشرفتاجتماعیاز ط ریق پ رولتاریا. الگوریتم ژنتیک ()Genetic Algorithm - GA تکنیک جستجویی در علم رایانه برای یافتن راه‌حل تقریبی برای بهینه‌سازی و مسائل جستجو است .الگوریتم ژنتیک نوع خاصی از الگوریتمهای تکامل است که از تکنیکهای زیست‌شناسی فرگشتی مانند وراثت و جهش استفاده می‌کند. در واقع الگوریتم‌های ژنتیک از اصول انتخاب طبیعی داروین برای یافتن فرمول بهینه جهت پیش‌بینی یا تطبیق الگو استفاده می‌کنند.الگوریتم‌های ژنتیک اغلب گزینه خوبی برای تکنیک‌های پیش‌بینی بر مبنای رگرسیون هستند .مختصرا ً گفته می‌شود که الگوریتم ژنتیک (یا )GAیک تکنیک برنامه‌نویسی است که از تکامل ژنتیکی به عنوان یک الگوی حل مسئله استفاده می‌کند.مسئله‌ای که باید حل شود ورودی است و راه‌حلها طبق یک الگو کد گذاری می‌شوند که تابع fitnessنام دارد هر راه حل کاندید را ارزیابی می‌کند که اکثر آنها به صورت تصادفی انتخاب می‌شوند. کال ً این الگوریتم‌ها از بخش های زیر تشکیل می‌شوند :تابع برازش -نمایش – انتخاب – تغییر مسئله ی ۸وزیر را بوسیله ی این الگوریتم حل کنیم .هدف مشخص کردن چیدمانی از ۸ ا خ ال ق ا ز ز م ی ن س ظ ر ت ع ل ش ن م ا ت ک س املی ی • اخالق تكاملي مي كوشد بر شكاف ميان فلسفه و علوم طبيعي پل بزند .به اين ترتيب كه استدالل مي كند انتخاب طبيعي حسي اخالقي را در انسان القا كرده است ،طبعي براي نيك بودن. • ادوارد ويلسون ( )E.Wilsonپدر زيست شناسي اجتماعي ،در فصل پاياني كتاب «سوسيوبيولوژي :تلفيق نوين» ( )۱۹۷۵مي نويسد «اكنون دانشمندان و متخصصان علوم انساني همه بايد اين احتمال را در نظر بگيرند كه زمان آن فرا رسيده است تا اخالق موقتا ً از دست فيلسوفان خارج شده و زيست شناختي سازي شود».چالشي كه پيش روي زيست شناسان تكاملي نظير ويلسون قرار دارد آن است كه نيكي را با ارجاع به نظريه تكامل تعريف كرده و سپس تبيين كنند چرا انسان بايد نيك باشد. • زيست شناختي سازي اخالق در سال ،۱۸۷۱با انتشار كتاب «تبار انسان» اثر چارلز داروين آغاز شد .در اين دنباله «اصل انواع» داروين ايده هايش درباره تكوين تكاملي را در مورد انسان به كار برد .او نشان داد كه انسان بايد از شكلي كم سازمان يافته تر _ در واقع از چهار پايي دم دار و پرمو ...ساكن دنياي قديم (آفريقا و آسيا _ م) اشتقاق يافته باشد. مهم ترين مشكلي كه داروين در اين تبيين مي ديد ،استاندارد باالي كيفيات اخالقي مشهود در انسان بود .داروين در مواجهه با اين معما، فصل بزرگي از كتاب خويش را به تبيين هاي تكاملي حس اخالقي اختصاص داد و استدالل كرد كه بايد در دو گام اصلي تكامل يافته باشد. • نخست آنكه ،ريشه اخالق انسان در غرايز اجتماعي نهفته است. براي آنكه موجودي قادر به انجام مسئوليت هاي والديني باشد نيازمند مكانيسم هايي اجتماعي است كه در مراحل پيشين تاريخ تكاملي الزم نبودند. • دوم آنكه با توسعه قواي عقلي ،انسان توانست درباره اعمال گذشته و انگيزه هايشان بينديشد و به اين ترتيب با اعمال و انگيزه هاي ديگران و نيز خودش موافقت يا مخالفت كند .اين به ايجاد يك وجدان انجاميد كه تبديل به «مراقب و داور برين» تمام اعمال شد. داروين تحت تاثير مكتب فايده باوري معتقد بود كه اصل بيشترين خوشبختي ،از سوي موجودي اجتماعي با ظرفيت هاي فكري بسيار تكامل يافته و داراي وجدان، ناگزير به عنوان معياري براي شايست و ناشايست در نظر گرفته خواهد شد. آيا داروين براساس اين ادعا ها مي تواند به دو پرسش بنيادي اخالق پاسخ گويد؟ • نخسـتـ آـنكه چگونه مـي تواـن خير و شـر را از هم تمييز داد؟ • و دومـ ،چرا مـا بايد نيكـ باشـيمـ؟ داروين اصل بيشترين خوشبختي را به عنوان معيار شايست و ناشايست مي پذيرد .به اين ترتيب در صورتي مي توان حكم به نيك بودن يك عمل داد كه بيشترين خوشبختي را براي بيشترين تعداد فراهم آورد ،خواه لذت را افزايش دهد خواه درد را كاهش • و پرسش دوم _ چرا بايد نيك باشيم؟ داروين در پاسخ اين پرسش خواهد گفت انسان به لحاظ زيست شناختي تمايل دارد كه همدل ،فداكار و اخالقي باشد زيرا در تنازع بقا امتياز محسوب مي شود. پس از داروين مهم ترين نقش در اخالق تكاملي توسط هربرت اسپنسر ( )H.Spencerپرشورترين مدافع اين نظريه و خالق نظريه داروينيسم اجتماعي ،ايفا شده است. نظريه اسپنسر ( )۱۸۲۰ _ ۱۹۰۳را مي توان در سه مرحله جمع بندي كرد. • از ديدگاه او ،كسب لذت و پرهيز از درد به تمامي اعمال انسان جهت مي بخشد .از اين رو غير اخالقي را مي توان با تسهيل لذت انساني يكي دانست. • دوم آنكه لذت را به دو طريق مي توان كسب كرد ،يكي با ارضاي اميال سود خويش جويانه و ديگري با ارضاي اميال سود ديگري جويانه .اين بدان معنا است كه خوردن غذاي دلخواه خويش و غذا دادن به ديگران هر دو براي انسان تجربه هايي لذت بخش اند. سوم آنكه همكاري دوجانبه ميان انسان ها براي هماهنگي اميال سود خويش و سود ديگري جويانه الزم است و به همين دليل است كه اصول انصاف در انسان پديد آمده تا صفات خودخواهانه و فداكارانه را به تعادل درآورد. توصيف او از داروينيسم اجتماعي تا به امروز جنجالي بوده است زيرا عمدتا ً آن را «توجيهي براي برخي از نفرت انگيز ترين نظام هاي اجتماعي كه بشر تاكنون به خويش ديده است ».براي مثال نازيسم آلمان دانسته اند. فلسفه اسپنسر ،به ويژه در آمريكاي شمالي در قرن نوزدهم ،از محبوبيت و رواج گسترده اي برخوردار شد اما در قرن بيستم به طور چشمگيري افت كرد. نخستين فيلسوفي كه مصرانه استدالل كرد قوانين هنجارگذار را نمي توان از واقعيت هاي تجربي استنباط كرد ،ديويد هيوم ( )D.Humeبود. هيوم ( )۱۷۱۱ _ ۱۷۷۶در «رساله اي درباره طبيعت انسان» ( )۱۷۴۰مي نويسد: در هر نظام اخالقي كه تاكنون با آن روبه رو شده ام، همواره پي برده ام كه نويسنده مدتي به شيوه معمول استدالل ادامه مي دهد و به اثبات وجود يك خدا يا انجام مشاهداتي درباره امور انساني مي پردازد ،سپس ناگهان شگفت زده در مي يابم به جاي روابط عادي ميان گزاره ها يعني «است» و «نيست» ،با هر گزاره اي كه روبه رو مي شوم به نوعي با يك «بايد» يا يك آنچه هيوم در نظام هاي اخالقي محكوم مي كند همين تبديل تبيين نشده و نامحسوس از «است» به «بايد» است. اينكه قضيه چه «است» و چه «بايد» باشد ،به نظر هيوم دو موضوع مستقل هستند كه ارتباطي با هم ندارند توماس هاكسلي ( )T.Huxleyدر كتاب «تكامل و اخالق» به اخالق تكاملي ايراد مي گيرد و مي نويسد« :دزد و قاتل همانقدر از طبيعت پيروي مي كنند كه يك آدم نوع دوست و نيكوكار .تكامل كيهاني شايد به ما بياموزد كه تمايالت خير و شر در انسان چگونه ممكن است پديد آمده باشند ،اما ،في نفسه ،از ارائه دليلي بهتر از داليل قبلي براي آنكه چرا آنچه كه خير مي خوانيم به آنچه كه شر مي ناميم ارجحيت دارد ناتوان است». اما اخالق تكاملي تنها از سوي كساني كه ادعاي هيوم را تائيد مي كردند مورد حمله قرار نگرفته است .يك استدالل هم تبار ديگر عليه اخالق تكاملي نيز توسط فيلسوف انگليسي ،جورج ادوارد مور ( )G.Mooreمطرح شده است .مور ( )۱۸۷۳ _ ۱۹۵۸در سال ۱۹۰۳ كتابي زمينه ساز تحت عنوان «مبادي اخالق» منتشر ساخت كه يكي از چالش گرترين مسائل را پيش ر وي اخالق تكاملي نهاد .يعني براي دانشجو همين كافي است كه عبارت جادويي مغالطه طبيعت باورانه را زمزمه كند ،آنگاه مي تواند به سراغ سئوال بعدي برود و مطمئن باشد كه نمره كامل را از امتحان گرفته است ».اين مغالطه طبيعت باورانه چيست و چه مشكلي براي اخالق تكاملي به وجود مي آورد؟مور عالقه مند به تعريف «خير» است و به ويژه آنكه آيا «خير» كيفيتي بسيط است يا مركب .به نظر مور ،كيفيات بسيط تعريف ناپذيرند چرا كه نمي توان آنها را با استفاده از كيفيات بنيادي تر توصيف كرد .از سوي ديگر كيفيات مركب را مي توان با استفاده از ترسيم طرح كلي كيفيات بنيادي شان تعريف كرد .از اين رو« ،زرد» را نمي توان در قالب اجزاي تشكيل دهنده اش تعريف كرد ،در حالي كه «رنگي» را مي توان تشريح كرد زيرا از چندين رنگ منفرد تشكيل شده است« .خير» از نظر مور كيفيتي بسيط است كه نمي توان آن را با استفاده از كيفيات بنيادي تر توصيف كرد .ارتكاب مغالطه طبيعت باورانه يعني تالش براي تعريف «خير» با ارجاع به ساير كيفيات طبيعي كه به طور تجربي پژوهش پذيرند .اين دريافت از در سال ،۱۹۴۸در كنفرانسي در نيويورك ،دانشمندان تصميم گرفتند پژوهش ميان رشته اي جديدي را بين جانورشناسان و جامعه شناسان راه اندازي كنند« .زيست شناسي اجتماعي» ( )Sociobiologyنامي بود كه به اين رشته جديد داده شد ،با هدف يافتن قانونمندي هايي در رفتار اجتماعي جانوران و انسان كه از اعتباري عام برخوردار باشند .آنچه مورد تاكيد قرار گرفت بررسي زيست شناختي ،يعني غيرفرهنگي رفتار بود .اما اين رشته از حد مذكور فراتر نرفت تا آنكه ادوارد ويلسون در سال ۱۹۷۵كتاب «زيست شناسي اجتماعي :تلفيق نوين» را منتشر ساخت .ويلسون زيست شناسي اجتماعي را «بررسي نظام مند مبناي زيست شناختي تمام رفتارهاي اجتماعي» تعريف مي كند .از ديدگاه ويلسون هنگامي كه بحث به پرسش هاي اخالق مي رسد زيست شناسي اجتماعي دست كم به طور موقت فيلسوفان را بي كار مي او معتقد است كه اخالق را مي توان زيست شناختي تبيين كرد و مي نويسد« :هيپوتاالموس و سيستم ليمبيك ...خود آگاهي ما با تمام عواطفي _ نفرت ،عشق ،گناه ،ترس و غيره _ كه فيلسوفان اخالق در آرزوي راه بردن به معيارهاي خير و شر به آنها رجوع مي كنند ،را در برمي گيرد .پس آنگاه ناگزير بايد پرسيد كه هيپوتاالموس و سيستم ليمبيك از كجا آمده اند؟ آنها از طريق انتخاب طبيعي تكامل يافته اند. براي تبيين اخالق بايد همين گزاره زيست شناختي ساده را دنبال كرد. در پي اين دريافت ،نتيجه مي شود كه اخالق نيز تحت فشار انتخاب طبيعي تكامل يافته است .جامعه پذيري ،فداكاري ،همكاري ،ياري دوجانبه و غيره همگي در چارچوب ريشه هاي زيست شناختي رفتار اجتماعي انسان تبيين پذيرند .كردار اخالقي به بقاي گونه هاي اخالق گراي انسان در بلند مدت كمك كرده است ».به عقيده ويلسون، شيوع افراد خودخواه اجتماع را آسيب پذير خواهد ساخت و در نهايت به انقراض كل گروه خواهد انجاميد .مري ميجلي ( )M.Midgleyبا اين نظر موافق است .از ديدگاه او ،خودخواهي از نظر ژنتيكي هزينه سنگيني دارد و در «حيوان و انسان» ( )۱۹۸۰مي نويسد« :گونه اي كه همواره خودخواه باشد يا تك زي خواهد شد يا منقرض ويلسون در «سوسيوبيولوژي» با برابر ندانستن نيكي با يك كيفيت طبيعي ديگر نظير لذت بخشي برخالف داروين از مغالطه طبيعت باورانه پرهيز مي كند. يعني او به نخستين پرسش اساسي ما در اخالق _ خير چيست؟ - پاسخي نمي دهد .اما همچون داروين به پرسش دوم پاسخ مي دهد، چرا بايد اخالقي باشيم؟ زيرا ما به لحاظ ژنتيكي تمايل داريم كه اخالقي باشيم .اين ميراثي است كه از اعصار كهن آن گاه كه گونه هاي اخالق گراتر و اخالق گريزتر از سوي انتخاب طبيعي زيرفشار آمدند .از اين رو ما براي نيك بودن نيازي به وحي االهي يا اراده قوي نداريم؛ بلكه صرفا ً آنكه به طور ژنتيكي از پيش براي نيك بودن تجهيز شده ايم .اين پاسخ روي «بايد» هيچ تاكيدي ندارد ،چرا كه اين اختيارمان نيست كه ما را وا مي دارد تصميم به نيك بودن بگيريم، بلكه ميراث ژنتيكي ماست. دانشجويان فلسفه معموال ً اخالق را به سه حوزه تقسيم مي كنند: فرا اخالق ،نظريه اخالقي هنجارگذارانه (تجويزي) و اخالق عملي .فرا اخالق در جست وجوي مباني امكان پذير اخالق است .آيا هيچ واقعيت اخالقي در خارج وجود دارد كه بتوان نظريه هاي اخالقي را از آن استنتاج كرد؟ نظريه هاي اخالقي هنجارگذارانه اصول يا مجموعه هايي از اصول را براي تمييز اعمال اخالقا ً نيك از اخالقا ً بد پيشنهاد مي كنند. اخالق عملي نيز به مقوالت اخالقي خاص نظير به مرگي (اتانازي ،كشتن بيماران العالج از سر ترحم _ م) يا رشوه نظر دارد. اما اين رده بندي براي جا دادن اخالق تكاملي در كليت آن رضايت بخش نيست .در عوض تمايز سه اليه ديگري از اخالق مناسب به نظر مي رسد: اخالق توصيفي ،اخالق تجويزي و فرا اخالق. اخالق توصيفي خطوط كلي باورهاي اخالقي را آنچنان كه نزد اخالق مختلف است ترسيم مي كند و مي كوشد چرايي آن را تبيين كند .براي مثال تقريبا ً تمام فرهنگ هاي انساني برآنند كه زناي با محارم اخالقا ً ناشايست است .مي توان استدالل كرد علت پيدايش اين باور آن است كه براي گروهي كه آن را مدنظر دارد امتياز بقا فراهم مي كند. نظريه هاي اخالق تجويزي معيار هايي به دست مي دهند كه براساس آنها مي توان داوري كرد چه اعمالي نيك و چه اعمالي بد هستند .معياري كه اخالق تكاملي از آن دفاع مي كند چيزي نظير اين خواهد بود :اعمالي كه توانايي بقا را در بلند مدت افزايش مي دهند در زبان تكامل نيك و اعمالي كه اين توانايي را كاهش مي دهند بد هستند .با اين حال هنوز اين رشته در اخالق تجويزي به شكلي مطمئن جا نيفتاده است .پيامدباوري ،فريضه شناسي ،اخالق فضيلت و قراردادهاي اجتماعي هنوز بر بحث هاي اخالقي سايه انداخته اند .اين تا حدي ناشي از زياده روي هاي داروينيسم اجتماعي است اما در عين حال ناشي از طبيعت غيرشهودي معيارهاي فوق يا مشابه است. اخالق تكاملي در ارائه پاسخ هاي جالب در فرا اخالق موفق تر بوده است .براي مثال مايكل روز استدالل مي كند كه اخالق توهم جمعي ژن ها است ،كه ما را كنار هم نگه مي دارد ...ما نيازمند آنيم كه به اخالق باور داشته باشيم و در نتيجه به لطف زيست شناسي مان ،به اخالق باور داريم .هيچ بنياني در «خارج» و فراسوي طبيعت انسان وجود ندارد. به نظر مي رسد از اين ميان اخالق توصيفي جالب ترين زمينه براي اخالق تكاملي باشد ،موضوعي كه به ويژه با پژوهش هاي انسان شناختي و جامعه شناختي تناسب دارد .در اين اخالق مسئله اصلي آن است كه گذشته از هر بـعضی از منابـع و ماخذ مقاله خانم دوريس شرودر ( )D.Schroederمربي فلسفه دانشگاه لنكستردر موضوع اخالق تكام بیولوژی تالیف گاردنر • آیا براستی انسان زاده میمون است؟ ،ترجمه و تالیف محمود بهزاد. سحابی. یدالله انسان،دردکتر خلقت داستان تکامل و صص ۲۶۹و .۲۷۰ المیزان. تفسیر جلد .»۱۶ طباطبایی« . •• عالمه مشکینی. مرتضیعلی قرآن.»،آیت‌الله یزدی.از «نظر تکامل •• بحث صص . آثار مجموعه در ». ۱ «جلد مطهری. ۳۳ درس مصباح • داریوش آشوری .فـرهـنــگ عـلــوم انـســـانـی (انگلیسی -فارسـی تهران، .۱۳۷۴و .۵۱۵ ۵۱۴ • جعفر سبحانی و محمد محمدرضایی .اندیشه اسالمی .۱دفتر نشر معارف، .۱۳۸۷صفحه ۷۹تا .۸۱ • علی غفارزاده و حسین عزیزی .اندیشه اسالمی .۲دفتر نشر معارف.۱۳۸۷ ، صفحه .۴۸ • ناصر مکارم شیرازی و دیگران« .جلد .»۱۴در تفسیر نمونه .ذیل تفسیر آیات ۲۶تا ۴۴سوره حجر. • علی غفارزاده و حسین عزیزی .اندیشه اسالمی .۲دفتر نشر معارف.۱۳۸۷ ، صفحه .۴۸ • یدالله سحابی .قرآن مجید ،تکامل و خلقت انسان .تهران :شرکت سهامی

62,000 تومان