صفحه 1:
روش تربیتی تضا
فل
صفحه 2:
صفحه 3:
* کرامت:
کرامت همان نزاهت از پستی و فرومایگی است. روح بزرگوار و
منزه از هر پستی را کریم می گویند(جوادی آملی:۱۲۶۹
ص۲۱). خدای سبحان انسان را به عنوان نوع کریم معرفی
کرد. فرمود: «و لقد کرمنا بنی آدم» یعنی این نوع انسان» فى
نفسه» کریم خلق شده و شایستگی کرامت زايد را هم
دارد(جوادی آملی»۱۳۶۹» ص۱۸).
صفحه 4:
* تکریم:
مقصود از لین اصل آن است که مربی در مقام تربیت بلید کرامت
متربی را حفظ کند و مایه عزت نفس او را فراهم آورد.
قال على بن الحسين علیه السلام: ما حفْ لرج فان تلم آنْ
pL Lill 5 bX) LS eg Je all أنْ ذلک نم من
له علیک فْنکرمَه(صدوق, ۰۰ ص۲۷۰).
صفحه 5:
* تغافل مصدر باب تفاعل از ريشه غفل آمده است.غفلت به معنی عدم
توجه و چشم پوشی کردن است. غفلت سهوی است که از قلت حفظ و
قلت بیداری عارض می شود(راغب اصفهانی» NE ص۶۰۹). تفافل خود
رابه غفلت زدن» خوبشتن را غافل وانمود کردن و چشم پوشی کردن
معنا شده است(احمد بن فارس۱۴۰۴۰)-
براساس لين روش» مربی در برخی موقعیت هابا وجود آگاهی از خطا و
لغزش متریی, به منظور صیانت از کرامت اوء خود را غافل از آن وانمود
کرده و سعی می کند با استفاده از سایر روش ها در اصلاح او موفق
شود.
صفحه 6:
* عن على عليه السلام: وَاعلَمْ أَنّ رَأْسَ التق بَعْدَ Sy gla 332
جَلّ مَُارَهُ النّس. و لا خَيْرَ فيمن. لا يَُاشرُ بالْمَْرُوف من لا بد من
مَُاشَرَتهِ حَتّى dtl les إلى الْخلاص SB is le وَجَدْتُ جَمِيم ما
بش lll a و به يتعَاشَرُونَ مِلء مكْيَال لام Lida و له
تقافل(صدوق,۱۴۰۴ ج۴ ص ۳۸۷).
صفحه 7:
آثار روش تربيتى تغافل
صفحه 8:
الف) آثار روش بر متربی
صفحه 9:
تسدایم ایتباط بسا مربسی 1
تافل باعت می شود که اعتماد و ارتباط متربی از مربی سلب شود و
ole رس اصی برای ان ی بسن
الوا yo Wa G50 AB ytd Gy قَبِلُ فَسَرَها يُوسْفُ فى نفسه و لَمْ
يدها هم قال آنشم شر مکاناً و له عم بما تصفون (یوسف۷۷)
صفحه 10:
صفحه 11:
عون المحاسن عن الرُوِيَات د Gaol و الْحْسَيْنَ مَرَّا ws le
Ee اا
خسن وضو فقالا LSS peal gl 5
صفحه 12:
eee : من
صفحه 13:
۳ Se aC |
صفحه 14:
* عن على عليه السلام: تغافل عن المکروه توقر(شیخی» ۸۳۸۰ ص۵۶).
* عنه علیه السلام: IgGs َقَْارَكُمْ بالتََافلٍ عَنِ الدَنِيَ من
الامُور(مجلسی» ج۷۵ ص۶۴)
صفحه 15:
قبشری در عصر حجاج بن یوسف زندگی می کرد و مردی تحصیل کرده و ادیب بود. روزی با
چند نفر از دوستان در یکی از باغ های خارج شهر مجلس انسی داشتند. در خلال گفتگوها
سخن از حجاج به میان آمد. قبشری به طور کنایه جملاتی چند در باره اش گفت و مراتب
نارضایتی خود را از وی ابراز کرد. لین خبر به گوش حجاج رسیده تصمیم گرفت او را کیفر
دهد. احضارش کرد و با تندی به او گفت: لاحملنک علی الادهم یعنی زندانیت می کنم و
قید در پلیت می گذارم|کلمه ادهم در لفت عرب به معنای متعدداز جمله پاینند زندلنی و اسب
سیاه آمده است). قبعتری برای رهلیی از خطر تفافل کرد و در جواب با گشاده رویی و تبسم
كفت: مثل الامیر یحمل علی الادهم و الاشهب(|سب سفیدی که مختصر رکه های
سیاه داشته باشد). حجاج برای توضیح مقصود خود گفت: اردت الحدید(مرادم آهن بود نه
اسب سياه). قبعثرى دوباره تغافل کرد و بلافاصله كفت: الحديد خير من البليد(البته اسب
با هوش بهتر از اسب fab ol Gas Calas ادبلنه و کم نظیر که آميشته به
تکریم و احترام بوه نه تنها خشم حجاج را فرو نشلند. بلکه عاطفه و مهر او رابه خود جلب
نمود و از عطیه و نعمتش نیز برخوردار گردید(فلسفی» ۱۳۷۹ ص ۳۸۷)
صفحه 16:
Aver 5 aad ص۴۵۱)
آلبرت الیس روانشناس معروف گوید: در ابدا من با روانکاوی به دنبال جستجوی
ريشه مشکل افراد بودم و لن رابه آنان معرفی و می پنداشتم که کمک بزرگی
به آنان کرده ام. اما بعدا متوجه شدم که لین کار موجب می شود که آنان علاوه
بر مشکل فعلی خود» به مشکل دیگری نیز در خود پی ببرند و چون مشکل را
ریتنه ای هی داننده نسبت .به حل كن نيز ناامید شوند. اکتون به این نتیحه رسیده
ام كه مشکل قبلی آنان به دلیل تفکر نادرست بوده و امروز نیز از همین تفکر
نادرست که ها زمان حال تداوم یافته ء رتج می sy لذا ایتک به دتبال حل
مشکل فعلی آنان هستم.
صفحه 17:
0
مقابله كرده و به طور مستقيم با متربى مواجه شود. اين عكس العمل
فرصت شناسايى عوامل ايجاد لغزش و بررسى راهكارهاى مقابله با أن و
ا الا ا a
OSE eet ا ا ل ا oe
لزوما بهترین راه حل نیست.
امام حسن عليه السلام در ياسخ به يرسش يدرش (عليه السلام) از تفسير
ال ea اا ل lev) رك اا
(een yore emley hen
صفحه 18:
ج. استحکام خانواده
٠ تصوير زيبا
صفحه 19:
يُنْدها لَهُمْ قال أَم شر مکانً و للم بما تصفون (برادران) گفتند:
«گر او[بنيامین ] دزدی کند. (جای تعجب نیست؛) برادرش(یوسف) نیز
قبل از او دزدی کرد» یوسف(سخت ناراحت شد. و) لین(تاراحتی) را در
درون خود پنهان داشت. و برای آنها آشکار نکرد؛ (همین اندازه) گفت:
«شما(از دیدگاه منء) از نظر منزلت بدترین مردمید! و خدا از آنچه
توصیف میکنيد. آگاهتر است!» (یوسف»۷۷)
صفحه 20:
۲ | ليم ابیز Bt
بياوريد) هنكامى را كه ييامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى pbb 4)
از همسرانش گفت» ولی هنگامی که وی ن را افشا کرد و خداوند
۱ پیامبرش را از آن آگاه ساخت قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و
قسمت دیگر خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر
داده گفت: «چه کسی تو را از این راز اگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند
)۳( عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!»
صفحه 21:
صفحه 22:
نساچیز بسودنخطا .1
5 عن النبى صلى الله عليه و آله: تجافوا عن عقوبة ذوى المروةٌ ما لم
تکن حذّا من حدود ال (پاینده ۸۱۳۸۲ (PVA Ge
صفحه 23:
* قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله: «كلٌ أمّتى معافى لا المجاهرین
و إن من المجاهرة آن یعمل الزجل باللیل عملاء ثم یصبح و قد ستره
الله عليه فيقول: يا فلان عملت البارحة كذا و كذاء و قد بات يستره ربّه
و يصبح يكشف ستر الله عنه»(خرمشاهی و انصاری» ۱۳۷۶ ص ۵۹۰).
صفحه 24:
لسييؤا نسبوسنوفتار .3
صفحه 25:
و اوه هم
ieee تون َم ل فلكم أو aide A وَإِدْقلث أَمَُ *
عراف»۱۶۲) Soll alg Ak oll Bite IB دی
صفحه 26:
واقدی و دیگران. از طریقههای مختلف رولیت کردهلند که چون حکم
ای سر ارف رد مش ای تر
کرد و فرمود: «و هرگز نباید با من در یک شهر زندگی کند.» زیرا
حکم دشمنی با پیامبر را کاملا عیان ساخته بود و آزار و خردهگیری را
به نهلیت رسانیده بودبه گونهای که حتی بر راه رفتن پیامبر نیز عیب
میگرفت. پیامبر او را طرد و لعن کرد و همه او رابه صفت مطرود و
ملعون پیامبر میشناختند(کهنسال»۱۳۷۹» ص ۲۰۱).
صفحه 27:
فهرست منابع
قرآن کریم
جوادیآملی.عبد اه(۱۳۶۹) کرامت در قرآن» تهران,مرکزنشر فرهتگی رجاه
راغب اصفهاتى»
احمد بن فارس بن زكريا (۱۴۰۴) معجم مقائیس اللغةء تحقیق و ضبط عبد لسلام محمد هارون قم. انتشارات دفتر تبليفات اسلامى
صدوق, محمدین علی(۱۳۰۰) امالی, بیروت؛ اعلمی
(۱۴۰۴) من لا یحضر الفقیه:قم. جاسه مدرسین حوزه عمبهقم
شیخی, حميد رضال-26؟1) نثراللآلى- سخنان درربار امام على علیه السلام. مشهد.آستان قدس رضوی
مجلسى. محمد sce gl shou (WPT) Sy موسسه الوفاء
حرنی اين شبه(۱۴۰۲) تحف العقول عن آل الرسول. قم جامعه مدرسين
خرمشاهی, بهاء الدين و مسعود aly (VF al يبامبر. تهران؛ متفرد
ایند ابوالقاسم[1587) نيج الفصاحه. تهران. دنياى دائش
تمیمی آمدی, عبد لواحد(۱۳۶۶) تصنیف غرر الحکم و درر الکلم.قم. فتر تبینات اسلامی
فلسفی, محمد تقی(۱۳۷۹) گفتار فلسفی- اخلاق( ۱ تهران دفتر تشر فرهنگ اسلامی
کهسال, علیرضا(۱۳۷۹ نههج الحق و کشف الصدق, مشهد. عاشورا
صفحه 28:
منابعی برای مطالعه بیشتر
بهرام طجرىء علی() چنسم اندازی بر جایگاه و نقش تغافل در فرایند
تربیت با نگرش اسلامی. مژسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)؛
پایان نامه کارشناسی ارشد
فلسفی, محمد تقی(۱۳۷۹) اخلاق از نظر همزیستی و ارزش های
انسانی» گفتار دهم: تغافل. تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامی
باقرى» خسرو(۱۳۸۰) نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. تهران» انتشارات
مدرسه
صفحه 29:
و الحمد له رب العالمین
و صلى الله عليه و آله اجمعین
روش تربیتی تغافل
بسم اهلل الرحمن الرحیم
مبنای تربیتی
• کرامت:
کرامت همان نزاهت از پستی و فرومایگی اس ت .روح بزرگ وار و
م نزه از هر پس تی را کریم می گوین د(ج وادی آملی،1369،
ص .)21خدای سبحان انسان را به عنوان ن وع کریم معرفی
کرد .فرمود« :و لقد کرمنا بنی آدم» یعنی این نوع انسان ،فی
نفس ه ،کریم خل ق ش ده و شایس تگی کرامت زای د را هم
دارد(جوادی آملی ،1369،ص.)18
اصل تربیتی
• تکریم:
مقصود از این اصل آن است که مربی در مقام تربیت باید کرامت
متربی را حفظ کند و مایه عزت نفس او را فراهم آورد.
قال علی بن الحسین علیه السالمَ :و َأَّما َح ُّق الَّز ْو َج ِة َفَأْن َتْع َلَم َأَّن
اَهَّلل َعَّز َو َج َّل َج َع َلَه ا َلَك َس َك نًا َو ُأْنسًا َفَتْع َلَم َأَّن َذِلَك ِنْعَم ٌة ِم َن
اِهَّلل َع َلْيَك َفُتْك ِر َم َه ا(صدوق ،1400 ،ص.)370
تعریف روش
• تغافل مصدر باب تفاعل از ریشه غفل آمده است.غفلت به معنی عدم توج ه
و چشم پوشی کردن اس ت .غفلت س هوی اس ت ک ه از قلت حف ظ و قلت
بیداری عارض می شود(راغب اصفهانی ،ج ،1ص .)609تغاف ل خ ود را ب ه
غفلت زدن ،خویشتن را غافل وانمود کردن و چشم پوشی کردن معنا ش ده
است(احمد بن فارس.)1404،
• براساس این روش ،مربی در برخی موقعیت ها با وج ود آگ اهی از خط ا و
لغزش متربی ،به منظور صیانت از کرامت او ،خ ود را غاف ل از آن وانم ود
کرده و سعی می کند با استفاده از سایر روش ها در اصالح او موفق شود.
اهمیت روش
• عن علی علیه السالمَ :و اْع َلْم َأَّن َر ْأَس اْلَع ْق ِل َبْع َد اِإْليَم اِن ِباِهَّلل َع َّز َو
َج َّل ُم َد اَر اُة الَّناِس َو اَل َخ ْي َر ِفيَم ْن اَل ُيَع اِش ُر ِب اْلَمْعُر وِف َم ْن اَل ُب َّد ِم ْن
ُمَع اَش َر ِتِه َح َّتى َيْج َع َل اُهَّلل ِإَلى اْلَخ اَل ِص ِم ْنُه َس ِبياًل َفِإِّني َو َج ْدُت َج ِميَع َم ا
َيَتَع اَيُش ِبِه الَّناُس َو ِبِه َيَتَع اَش ُر وَن ِمْل َء ِمْك َياٍل ُثُلَث اُه اْس ِتْح َس اٌن َو ُثُلُث ُه
َتَغ اُفل(صدوق ،1404،ج ،4ص.)387
آثار روش تربیتی تغافل
الف) آثار روش بر متربی
تداوم ارتباط با مربی 1.
• تغافل باعث می شود که اعتماد و ارتباط متربی از مربی سلب نشود و
به این ترتیب زمینه اصالح برای او باقی بماند.
• قاُلوا ِإْن َيْس ِر ْق َفَق ْد َس َر َق َأٌخ َلُه ِم ْن َقْبُل َفَأَس َّر ها ُيوُس ُف في َنْف ِس ِه َو َلْم
ُيْبِدها َلُه ْم قاَل َأْنُتْم َش ٌّر َم كانًا َو اُهَّلل َأْع َلُم ِبما َتِص ُف وَن (یوسف)77،
حفظ کرامت متربی 2.
• قاُلوا يا َأبانا ما َلَك ال َتْأَم َّنا َع لى ُيوُس َف َو ِإَّنا َلُه َلناِص ُح وَن (َ )11أْر ِس ْلُه
َمَع نا َغ دًا َيْر َتْع َو َيْلَع ْب َو ِإَّنا َلُه َلحاِفُظ وَن ( )12قاَل ِإِّني َلَيْح ُز ُنني َأْن
َتْذ َه ُبوا ِبِه َو َأخاُف َأْن َيْأُكَلُه الِّذ ْئُب َو َأْنُتْم َع ْنُه غاِفُلوَن (یوسف)13،
پی بردن به اشتباه 3.
• ُع ُيوُن اْلَم َح اِس ِن َع ِن الُّر وَي اِنِّي َأَّن اْلَح َس َن َو اْلُح َس ْيَن َم َّر ا َع َلى َش ْيٍخ
َيَتَو َّض ُأ َو اَل ُيْح ِس ُن َفَأَخ َذا ِفي الَّتَن اُز ِع َيُق وُل ُك ُّل َو اِح ٍد ِم ْنُه َم ا َأْنَت اَل
ُتْح ِس ُن اْلُو ُض وَء َفَق اال َأُّيَه ا الَّش ْيُخ ُك ْن َح َك مًا َبْيَنَنا َيَتَو َّض ُأ ُك ُّل َو اِح ٍد ِم َّن ا
َفَتَو َّض َئا ُثَّم َقاال َأُّيَنا ُيْح ِس ُن َقاَل ِكاَل ُك َم ا ُتْح ِس َناِن اْلُو ُض وَء َو َلِك َّن َه َذا
الَّش ْيَخ اْلَج اِهَل ُه َو اَّلِذي َلْم َيُك ْن ُيْح ِس ُن َو َقْد َتَع َّلَم اآْل َن ِم ْنُك َم ا َو َت اَب
َع َلى َيَد ْيُك َم ا ِبَبَر َكِتُك َم ا َو َش َفَق ِتُك َم ا َع َلى ُأَّم ِة َج ِّد ُك َم ا(مجلس ی،1403،
ج ،34ص.)319
فراهم سازی زمینه اصالح رفتار 4.
• عن الصادق علیه السالمَ :ثاَل َثٌة َتِج ُب َع َلى الُّس ْلَط اِن ِلْلَخ اَّص ِة َو اْلَع اَّمِة
ُم َك اَفَأُة اْلُم ْح ِس ِن ِباِإْلْح َس اِن ِلَيْزَد اُد وا َر ْغ َبًة ِفيِه َو َتَغ ُّم ُد ُذ ُنوِب اْلُم ِس يِء
ِلَيُتوَب َو َيْر ِج َع َعْن َغ ِّيِه َو َتَأُّلُف ُه ْم َج ِميعًا ِباِإْلْح َس ان(حرانی ،1404،ص)
ب) آثار روش بر مربی
توقیر مربی 1.
• عن علی علیه السالم :تغافل عن المكروه توّقر(شیخی ،1380 ،ص.)56
• عنه علیه السالمَ َ:ع ِّظ ُم وا َأْقَد اَر ُك ْم ِبالَّتَغ اُفِل َع ِن الَّد ِنِّي ِم َن
اُأْل ُم ور(مجلسی ،ج ،75ص)64
ایمنی 2.
• قبعثری در عصر حجاج بن یوسف زندگی می کرد و مردی تحصیل کرده و ادیب بود .روزی با
چند نفر از دوستان در یکی از باغ های خارج شهر مجلس انس ی داش تند .در خالل گفتگوها
سخن از حجاج به میان آمد .قبعثری به طور کنایه جمالتی چن د در باره اش گفت و مراتب
نارضایتی خود را از وی ابراز کرد .این خبر به گوش حجاج رسیده تص میم گرفت او را کیفر
دهد .احضارش کرد و با تندی به او گفت :الحملنک علی االدهم یعنی زن دانیت می کنم و
قید در پایت می گذارم(کلمه ادهم در لغت عرب به معنای متعدداز جمله پایبند زندانی و اسب
سیاه آمده است) .قبعثری برای رهایی از خطر تغافل کرد و در جواب با گش اده رویی و تبس م
گفت :مثل االمیر یحمل علی االدهم و االشهب(اسب سفیدی که مختصر رگ ه های
سیاه داشته باشد) .حجاج برای توضیح مقصود خود گفت :اردت الحدید(مرادم آهن ب ود ن ه
اسب سیاه) .قبعثری دوباره تغافل کرد و بالفاصله گفت :الحدید خیر من البلید(البته اسب
با هوش بهتر از اسب کودن است) قبعثری با این تغاف ل ادیبان ه و کم نظ یر ک ه آمیخت ه ب ه
تکریم و احترام بود ،نه تنها خشم حجاج را فرو نشاند ،بلکه عاطفه و مهر او را ب ه خ ود جلب
نمود و از عطیه و نعمتش نیز برخوردار گردید(فلسفی ،1379 ،ص)387
آرامش 3.
• عن امیر المومنین علیه السالمَ :م ْن َلْم َيَتَغ اَفْل َو اَل َيُغ َّض [اَل يتق اض] َعْن َكِث يٍر
ِم َن اُأْل ُم وِر َتَنَّغَص ْت ِعيَش ُته(تمیمی آمدی ،1366 ،ص)451
• آلبرت الیس روانشناس معروف گوید :در ابتدا من با روانکاوی به دنبال جستجوی
ریشه مشکل افراد بودم و آن را به آنان معرفی و می پنداشتم که کم ک ب زرگی
به آنان کرده ام .اما بعدا متوجه شدم که این کار موجب می شود که آن ان عالوه
بر مشکل فعلی خود ،به مشکل دیگری نیز در خود پی ببرن د و چ ون مش کل را
ریشه ای می دانند ،نسبت به حل آن نیز ناامید شوند .اکنون به این نتیجه رسیده
ام که مشکل قبلی آنان به دلیل تفکر نادرست بوده و امروز ن یز از همین تفکر
نادرست که تا زمان حال تداوم یافته ،رنج می برند .ل ذا این ک ب ه دنبال ح ل
مشکل فعلی آنان هستم.
فرصت یابی برای حل مشکل 4.
متربی
• اگر مربی تغافل نکند ،لزوما باید در اولین زمان مواجهه با لغزش ،با آن
مقابله کرده و به طور مس تقیم با م تربی مواج ه ش ود .این عکس العم ل
فرصت شناسایی عوامل ایجاد لغزش و بررسی راهکارهای مقابل ه با آن و
گزینش بهترین راهکار را از مربی می گیرد و موجب می شود تا مربی تنها
از راه برخورد مستقیم وارد شود ،حال آن که ورود مس تقیم و ف وری لزوما
بهترین راه حل نیست.
• امام حسن علیه السالم در پاسخ به پرسش پدرش(علی ه الس الم) از تفس یر
ن ادانی فرم ودُ :س ْر َع ُة اْلُو ُث وِب َع َلى اْلُف ْر َص ِة َقْب َل ااِل ْس ِتْم َك اِن
ِم ْنَه ا(مجلسی ،1403،ج ،1ص)116
ج .استحکام خانواده
• تصویر زیبا
تغافل نسبت به برادر 1.
• قاُلوا ِإْن َيْس ِر ْق َفَق ْد َس َر َق َأٌخ َلُه ِم ْن َقْبُل َفَأَس َّر ها ُيوُس ُف في َنْف ِس ِه َو َلْم
ُيْبِدها َلُه ْم قاَل َأْنُتْم َش ٌّر َم كانًا َو اُهَّلل َأْع َلُم ِبما َتِص ُف وَن (ب رادران) گفتن د:
«اگر او[بنيامين] دزدى كند( ،جاى تعجب نيست؛) برادرش(يوسف) نيز
قبل از او دزدى كرد» يوسف(سخت ناراحت شد ،و) اين(ناراحتى) را در
درون خود پنهان داشت ،و براى آنها آشكار نكرد؛ (همين اندازه) گفت:
«شما(از ديدگاه من )،از نظر منزلت ب دترين مردميد! و خ دا از آنچ ه
توصيف مىكنيد ،آگاهتر است!» (یوسف)77،
تغافل نسبت به همسر 2.
• َو ِإْذ َأَس َّر الَّنِبُّي ِإلى َبْع ِض َأْز واِجِه َح ديثًا َفَلَّم ا َنَّبَأْت ِبِه َو َأْظ َه َر ُه اُهَّلل َع َلْيِه َع َّر َف
َبْع َض ُه َو َأْع َر َض َعْن َبْع ٍض َفَلَّم ا َنَّبَأها ِبِه ق اَلْت َم ْن َأْنَب َأَك ه ذا ق اَل َنَّب َأِنَي
اْلَع ليُم اْلَخ بيُر ()3
• (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از
همسرانش گفت ،ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را
از آن آگاه ساخت ،قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قس مت ديگر
خوددارى نمود؛ هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد ،گفت« :چ ه
كسى تو را از اين راز آگاه ساخت؟» فرمود« :خداوند عالم و آگاه مرا با خبر
ساخت!» ()3
شرایط به کار گیری روش
ناچیز بودن خطا 1.
• عن النبی صلی اهلل علیه و آله :تجافوا عن عقوبة ذوي المرّو ة ما لم
تكن حّد ا من حدود اهَّلل (پاینده ،1382،ص.)379
پنهان سازی خطا2.
• قال رسول اهّلل صّلى اهّلل عليه و آله« :كّل أّم تى معافى إاّل المجاهرين
و إّن من المجاهرة أن يعمل الّر جل بالّليل عمال ،ثّم يصبح و قد ستره
اهّلل عليه فيقول :يا فالن عملت البارحة كذا و كذا ،و قد بات يستره رّبه
و يصبح يكشف ستر اهّلل عنه»(خرمشاهی و انصاری ،1376 ،ص.)590
آسیب زا نبودن رفتار 3.
نیت سازنده مربی 4.
• َو ِإْذ قاَلْت ُأَّمٌة ِم ْنُه ْم ِلَم َتِعُظ وَن َقْو مًا اُهَّلل ُم ْه ِلُك ُه ْم َأْو ُمَع ِّذ ُبُه ْم َع ذابًا
َش ديدًا قاُلوا َمْع ِذ َر ًة ِإلى َر ِّبُك ْم َو َلَع َّلُه ْم َيَّتُق وَن (اعراف)164،
جرات نیافتن بر خطا 5.
• واقدى و ديگران از طريقههاى مختلف روايت كردهاند كه چ ون حكم
بن العاص پس از فتح مكه وارد مدينه شد ،پيامبر او را به طائف تبعيد
كرد و فرمود« :او هرگز نبايد با من در يك ش هر زن دگى كن د ».زيرا
حكم دشمنى با پيامبر را كامال عيان ساخته بود و آزار و خردهگيرى را
به نهايت رسانيده بود به گونهاى كه حّتى بر راه رفتن پيامبر ن يز عيب
مىگرفت .پيامبر او را طرد و لعن كرد و همه او را به صفت مطرود و
ملعون پيامبر مىشناختند(کهنسال ،1379،ص.)301
فهرست منابع
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
قرآن کریم
جوادی آملی ،عبد اهلل( )1369کرامت در قرآن ،تهران ،مرکز نشر فرهنگی رجاء
راغب اصفهانی،
احمد بن فارس بن زکريا ( )1404معجم مقائيس اللغة ،تحقيق و ضبط عبد السالم محمد هارون ،قم ،انتشارات دفتر تبليغات اسالمي
صدوق ،محمدبن علی( )1400امالی ،بیروت ،اعلمی
)1404(------------من ال يحضره الفقيه ،قم ،جامعه مدرسين حوزه علميه قمشیخی ،حمید رضا( )1380نثرالآللی -سخنان درربار امام علی علیه السالم ،مشهد ،آستان قدس رضوی
مجلسی ،محمد باقر( )1403بحار االنوار ،بیروت ،موسسه الوفاء
حرانی ،ابن شعبه( )1404تحف العقول عن آل الرسول ،قم ،جامعه مدرسین
خرمشاهی ،بهاء الدین و مسعود انصاری( )1376پیام پیامبر ،تهران ،منفرد
پاینده ،ابوالقاسم( )1382نهج الفصاحه ،تهران ،دنیای دانش
تمیمی آمدی ،عبد الواحد( )1366تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ،قم ،دفتر تبلیغات اسالمی
فلسفی ،محمد تقی( )1379گفتار فلسفی -اخالق( ،)1تهران ،دفتر نشر فرهنگ اسالمی
کهنسال ،علیرضا( )1379نهج الحق و کشف الصدق ،مشهد ،عاشورا
منابعی برای مطالعه بیشتر
• بهرام طجری ،علی() چشم اندازی بر جایگاه و نقش تغافل در فراینPPد
تربیت با نگرش اسالمی ،مؤسسه آموزش ی و پژوهش ی امام خمی نی(ره)،
پایان نامه کارشناسی ارشد
• فلس فی ،محم د تقی( )1379اخالق از نظر همزیسPPتی و ارزش های
انسانی ،گفتار دهم :تغافل ،تهران ،دفتر نشر فرهنگ اسالمی
• باقری ،خسرو( )1380نگاهی دوباره به تربیت اسالمی ،تهران ،انتش ارات
مدرسه
والحمد هلل رب العالمین
و صلی اهلل علیه و آله اجمعین