آموزشادبیات و زبان

فرآیند تدریس تحمیدیه - فارسی نهم

16 صفحه
350 بازدید
16 اردیبهشت 1402

برچسب‌ها

صفحه 1:
فارسی سوم متوسْطه اول

صفحه 2:

صفحه 3:

صفحه 4:

صفحه 5:
mW

صفحه 6:
ای | ب یتست محمودی. مسعود (ملیت : ایرانی قرن : ۱6) شاعر, داستانسرا. تولد: ۱۳۱۹ نهاوند. درگذشت: آبان ۱۳۷۰. سید مسعود محمودی, فرزند سید مرتضی. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در نهایند و کرمانشاه و تهران به پایان رسانید. از آن پس به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و به تدریس در دبیرستانها پرداخت. در خلال خدمت آموزشی موفق شد به تحصیل ادامه دهد و در دو رشتهی زبان انگلیسی و ادبیات فارسی مدرک لیسانس دریافت دارد. محمودی از سال ۱۳۶۱ با مطبوعات همکاری خود را شروع و برای چند نشریه مقاله می نوشت و در سال ۱۳۹۲ که بازنشسته گردید رسما همکار روزنامه «اطلاعات» شد و جزو هینت تحریریهی آن روزنامه درآمد و در نخستین سال همکاری صفحهی «جوانههای اندیشه؛ را در ه بود. زنده نگاه داشت. محمودی علاوه بر تهیهی گزارشهای فرهنگی و اجتماعی و حوادث. برای کودکان قصه می نوشت و سرود می‌ساخت. محمودی شعر و .شاعری را از دوران تحصیل در دبیرستان آغاز کرد و اشعارش در روزنامه به چاپ می‌رسید .سید مسعود محمودی سرانجام در یازدهم آبان ۱۳۷۰ به علت بیماری سرطان در گذشت .از آثار چاپ شده اوست: ترانههای زندگی؛ قصه کوچ چلچله؛ زندگی؛ زندگی؛ کتاب زندگی دو آن صفحه را تا روزنامه

صفحه 7:
ST 35 > ‏بکا دک تی کریی که نی پاک ی انان روم حن به همان ره‎ 051010 در واژه « راه نمایی » با تغییر درنگ دو نوع قرائت وجود دارد: ۱- راه را بنمابى: من جز آن راه نمی روم که تو آن را به من بنمایی. ۲- راهنمای منی: من جز آن راه نمی روم که تو راهتمای من هستی. بناپراین «ت» ضمیر در دو قرائت نقش ۱. متممی ۲. مضاف البهی دارد: و سس پادشاها( خدایا) . تو را ياد و ستايش مى كنم زيرا تو پاک هستی و خدا هستی, من جز به راهی که نو آن را به من بتمايى ‏ نمى روم. / من جز به أن راهى كه تو راهنمای من باشی . نمى رهم.

صفحه 8:
ی ستایی غزئوی : ابوالمجد مجدود + بن آدم متخلص ‎a‏ سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمه دوم سده پنجم و نیمه اول سده ششم هجری است. وی در سال ۳٩؛‏ یا 4۷۳ هجری قمری در غزئین ديده به جهان گشود. چنانچه ازشعر سنایی برمی آید او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و 0 وی در سال ۵۲۵ یا ۵8۵ هجری فمری در سن ۱۲ سالگی درگذشت. از آثار وی غیر از دیوان قصیده و غزل و ترکیب و ترجیع و قطعه و رباعی. مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنويهاى حديقةالحقيقه: طریق التحفیق. کارنامه بلخ, سیر العباد للی المجاد عشىتامه و عفل‌نامه. سه مکتوب وایک رساله “رتيل به او تست خاد انا

صفحه 9:
به نام خداوند جان و خرد ee ee est Eo Moe cat 5 به نام خداوندآفریننده و صاحب جان و خرد آغاز می کنم كه انديشه آدمى به بالاتر از اين وصف راهى نمى تواند بیابد. خداوند نام«و:خداوند جای اد 012 ربا سس خداوند: صاععب " روژیده: روزى دهتده رهنمای: رآه نماینل» یسم سس ‎ee 2‏ خداوندی که صاحب نام ها (مرچیز) و خالق جای ها ( عالم هستی و گیتی) است و او که روزی دهنده و راهنمای ماست.

صفحه 10:
خداوند کیوان و گردان سپهر . فروزنده ماه و ناهییا و مهر ‎Spe a ee Fle >.‏ فروزنده: روشنى يخش.. نآهيد: ستاره.زهره.مهر: خورشيد ‏كردان سبهر( تركيب وصفی مقلوب ) مراعات نظير ( كيوان. سيهر. ماه . ناهيد و مهر) ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 11:
به از نبينى: مرزنجان دو بيننده را ‎OE LE‏ د ولشدة: ذو شع ‎ ‏بازكردانى: ‏با بینندگان( دو چشم) آفریننده(خدا) را نمی بینی, دو بیننده ( دو چشم) را مرنجان. ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 12:
| بازكردانى: انديشه نيز به او راه نمى يابد زيرا او از نام و از جايكاه برتر

صفحه 13:
ستوادن نداند کسن او را جوه هشت . میأنه بندگی را.بایدت بست CUA SORES ee Ole el ee wie به نظر می رسد که در مصراع اول در واج « س ۰ « واج آرایی» باشد. (را) در مصراع او . نشانه مفعول و در مصراع دوم در معنی حرف اضافه به کار رفته است.

صفحه 14:
2 Sy OR See Sern ey oh ce تشخیص : در مصراع دوم « جوان شدن دل پیر »

صفحه 15:
فردوسی حكيم ابوالقاسم منصور بن حسن موسوم به ابوالقاسم فردوسي طوس ‎fray‏ ۱ 1 بزرگ‌ترین شاعر حمامه‌سرای ایران ‎eo‏ ‏مقام فردوسی در زنده نمودن تاریخ ایران و داستان‌های ملی محمانی ابران زمی و عمچتی تمدق لقني تازه با زین لوب فارسی بسیار شامخ است و از این روی او را شاعر ملی ایران خوانده‌اند. براساس روایت چهار مقاله که کهن‌ترین منبع تاریخی از لحاظ نزديكي به دوران حيات - ‎esate tached‏ رن أن خاندان دهقانان ایرانی و از اهألی دهکده باژ از ناحیه طایران طوس بود: و درا کح مان می‌رفتند که به فرهنگ فارسی عشق می‌ورزیدند و تسل به نسل آن را نتقال می‌دادند و فردوسی نیز که از نسل اين ايرانيان اصيل به شمار مىرفت همجون ا و دق دزی هاى ملى ايران بود. حكيم در اوايل زندكى خود از تمکن مالی قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود و علاوه بر اینکه در ‎ee‏ و الا اه اقامت داشته و عدم و حشم نیز است دارای زمین زرآعی بود که درآمد زندگی آسودء و راحت خود را از طریق آن ملک تأمین می‌نمود.

صفحه 16:

جهت مطالعه ادامه متن، فایل را دریافت نمایید.
29,000 تومان