سایر

کلیه لغات عربی هفتم

صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:
Ww ‏الدرس الثالث‎ ۳۳0 ‏الدرس‎ التاسع الدرس الدرس الاول انى عشر الثانی الدرس

صفحه 4:
ذللك: آن (مذكر) | أريشة: واجب دينى ل بدون ۰ بلت: دختر(جمع: بنات) رجل: مرد(جمع:رجال) ‎١‏ في: درءداخل شجر : درخت(جمع:آشجار) قية : ارزش,قیمت نس آن(موتت) صَفَ :كلا س(جمع:سُّفوف) ك2 مانئد 1 زخة: تاا هذا: اين (مذكّر) طالب: ‎sy‏ دانش آموز.دانشجو ‎wb‏ اين (موّث)

صفحه 5:
أمان: امنیّت ابضا: رضایت لبرللبه سود تو داجد: یک بين خانه صِحْة: تندرستى | قضول:ناشناخته.كمنام 3د5: ككل خشب چوب(جمع:آخشاب) ‎MADE | obser iC‏ انسان.مردا ۶4: - ش,- او,- آن ‎gle‏ زاین دواینها(موتت) هذانٍ: اين دوءاينها(مذكر) ‏يَوْم: روز(جمع:آيّام) ‎ ‎

صفحه 6:
دشمن كرد رس تلان ۶ نزد کتابخانه ( 3 سال‌(ج‌ستوت) ک* کنج(جمع :گنز دا (یستاده ضاثة: ‎ging‏ بازيكن ۰ jen ple Sle fue ‏کوچکی‎

صفحه 7:
يزيج , كيفءجمدان > يي, (جمع:حقائب) , جه بسا sale) ‏انار‎ سای راننده

صفحه 8:
ات) 25 95 ‎(S30)‏ سرء: بدی,بد (جمع أخ لأخو أخاأخي): یل لوه: همنشین بد سا خودرو برادر(جمع:اخوة) جذال: تلفن همراه 2 مال چه کسانی ل:چه کسی,چه کسانی رختذ: تنهایی *: او(مذكر) # او(موتث) ‎is‏ دوست داشتن ‎

صفحه 9:
ley ay i 2 ‎١‏ درس ۲ 0 , عشلن ‎soils‏ ‏لفل: برترهبیتیین نا" خیلپان ‏ هاذا؛ جه جهجيز ‎sien‏ ‏و ملد ‎a‏ #6 بنده فداراة: مدلیا کیدن سي: تمه من ال : ‎ie,‏ يدك بقذا: میز نی ‎pave tut obs He ds‏ تار جب نزران: چرخیدن فلز ‎Cady od Ce ans‏ ‎١ 5‏ 1 الیزو : ‎ee eget | GIES)‏ : لميوز

صفحه 10:
‎Vegan ۱1‏ سُ السَایع 0 ‎Ss ofl‏ علبكب: با خن ال نزن ‎aly‏ ‏بازلشت به فهرست‌ سس ۱

صفحه 11:
ass if ‏شار: ماه,جیع: شهور» رمع درد‎ ‏رج جهره‎ 03 ie ‎oa ff‏ جقدر ‏ +: حش.-وآن ‏وت 2 بازلشت به فهرست.

صفحه 12:
في أمان الله: خداحافظ لَجْم :ستاره «جمع:نُجوم » ‎bo igs ۲‏ ور , آنان, ايشان «جمع مذگر » gras حلك: حال تو نم ‎all‏ آنان ايشان 2 سلامت 2 «جمع مؤتّث» 508 ۳ بازلشت به فهرست

صفحه 13:

صفحه 14:
موش الحادخ 1 ‏م‎ ‎Oy 0 2 بازلشت به فهرست س؟

صفحه 15:
‎il‏ بزرگ تر ‎th‏ سیب ‎ip‏ کشاورز . رلا: پدر ‎Ul‏ ۱۳ ای ‎yj]‏ همسر خواند ‎pole silly‏ ‎te‏ به وسيلة ‎si‏ اجازه داد فلز کمک ‏أب : أ ميوه دجمع وي پر از ‏شروع کرد به ۰ 3 ‏وت 2 بازلشت به فهرست-

صفحه 16:
لش الالت 586 ‎Ny‏ a ‏اک کف رت رسالة:‎ HUE ys ul ‏مزدال: شلوار‎ a i + Ue أن يورلهن توبه تنهايى 7 ال فرقی نیست ‎a 0‏ ۴ لكن؛ ولى نکر ياد كرد 7 Seu 4 wail

صفحه 17:
voll ‏إذاء‎ ‏أراذل:‎ لا © اش ازج ‎cote‏ ۳ حَصَد؛

صفحه 18:
|| 00 ‏خدليان‎ gf ‏حرف نفى‎ ib DS age ee eles yen 5 van = sles ‏مثل ها خدا شما را عق‎ Jal ‎oe 7‏ عْرك: شناخت عرنت: نشناختم قود ‎١‏ احساس..كرد ا أبي! فراموش كرد أنّ: خوشحال شد أُمَد: يارى كرد ‎steal epee)‏ ‎al‏ يوشيد رَنْفُ: ايستاد ‎

صفحه 19:
VF) je poled ‏الس‎ اه جْوَ: هوا ‎oe Fee‏ إنازختراء جراغ قرمزحاز: كرم ثبناء: زمستان آضار: زرد غة: زنوكى ‏ يا تابستان أض: ديروز ‎at)‏ يايبر ‎HE)‏ فردا ‎Poel‏ با پیج ‎Qs eat‏ ‎ae azehs 3‏ ثلاناء: سه شیه : ‎

صفحه 20:
‎ith‏ لبخند ‎al‏ 0 ‎si‏ ‏لا بلكه ‎sli‏ بسيار ‏رش الا ‎٩۱۷‏ ‎Sb wp BE) Sac 1p‏ انراخت فل: ترسید ا غ: دانست ‎as if‏ ‎BS cantly 2G Ole singe 1‏ ‏.نو ما 1 فان [ذدیس ناي ‎ihe‏ و بّ: فرارکرد سنگ ماهی ‎oo‏ ‏نگاه کرد ‏بازلشت به فهرست

صفحه 21:

صفحه 22:

کلیه لغات عربی هفتم ی ب ا ب ا ا ح م دی اری از :عل ک باتشکر از دبیر محترم ،آقای ذبیحی فهرست الدرس االول الدرس الثانی الدرس الثالث الدرس الرابع الدرس الخامس الدرس السادس الدرس السابع الدرس الثامن الدرس التاسع الدرس العاشر الدرس الحادی عشر الدرس الثانی عشر الدرس الثالث عشر الدرس الرابع عشر الدرس الخامس عشر الدرس السادس عشر الدرس السابع عشر الدرس الثامن عشر بدون دختر(جمعَ :بنات) آن(موّنث) میوه کوه زیبا آن (مذّک ر) مرد(جمعِ:رجال) درخت(جمعَ:اشجار) کالس(جمعُ:ص فوف) دانش آموز،دانشجو (جمعُ:طاّل ب) واجِب دینی در،داخِل ارزش،قیمت ماننِد تابلو زن همنشینی با موّفق،پیروز فراموشی پسر،فرزند(جمعَ:اوالد) این(مذّک ر) این (موّنث) بازگشت به فهرست امنّیت خانه چوب(جمعَ:اخشاب) بهتر،بهترین روزگار طال نظر رضایت تندرستی به سود تو برای ناشناخته،گمنام برتو،به زیان تو بزرگ صندلی همه،هر سخن انسان،مرد از خوشحال پنجره پاکیزه یک گل َ -ش -ِ،او -ِ،آن طالیش این دو،اینها(موّنث) این دو،اینها(مذّکر) روز(جمعَ:اّیام) بازگشت به فهرست زندگان(مفردَ :ح ّی ) سنگ(جمعِ:ح جاَر ة) میانه ترین آن باغ(جمعَ:ح داِئق) آنان باغ(جمعَ:بساتین) نشسته نادان هفتاد سال(جمعَ:س َنوات) دوستی ُخ ردسالی ، کوچکی دشمنی نزد برنده گنج(جمعُ:کنوز) بازیکن معّلم کلید(جمعَ:مفاتیح) کتابخانه مرگ ایستاده َ -ش -ِ،او -ِ،آن اینان بازگشت به فهرست آیا نیکی به جز فروشنده دور پاداش سرباز (جمعُ :ج نود) کیف،چمدان (جمعَ:ح قاِئب) چه بسا انار راننده نماز عکس ستون انگور اتاق هتل نردیک روستا کم بسیار نه زبان شهر(جمعُ:م ُد ن) بله آیا اینجا بازگشت به فهرست خواهر (جمعَ:اَخ وات) برادر(جمعِ:اخَو ة) زمین من قطعًا،واقعًا ،به راستی که تو(موّنث) تو(مذّک ر) بدی،بد همنشیِن بد خودرو آقا خانم خوش پیمانی کوچک تلفن همراه دوست داشتن شمشیر آسمان (جمعَ:س ماوات) دوست (جمعَ:اصِد قاء) مهمان (جمعُ:ض یوف) نویسنده زبان ماِل چه کسی، ماِل چه کسانی چه کسی،چه کسانی تنهایی او(مذّک ر) او(موّنث) بازگشت به فهرست برتر ،برترین مادر «جمعُ :أ َّم هات » سودمندترينشان اطراف چرخيدن ارزان خيابان بنده زندگی گران انجام دهنده اش چه ،چه چيز، چيست چه ،چه چيز مدارا کردن ميز مردم زنان ِ -او ،اش -ِ،آن ِ -شان -ِ ،آنان «جمع مذّک ر » َ -م -ِ،من مادرم چپ راست امروز بازگشت به فهرست پاها «مفردَ :قَد م » روبرو کجا در گاو ماده زير کنار خوش اخالقی پشت کشتی روِی ،بر بر تو الزم است که ،تو بايد باال ،روِی نزدیک به ماه با ،همراه اهِل کجا ،از کجا پشت آنجا دست بازگشت به فهرست دوازده دريا يازده ُنه دو چهار چهارچيز اندکش زياد است هفته شروع سه سه چيز هشت خوبی پنج هفت شش ماه«جمعُ :ش هور » َد ه چند ،چقدر قرآن آتش نگاه درد چهره َ -ش-ِ،او-ِ،آن بازگشت به فهرست پدر خانواده به اميد ديدار شما «جمع مذّکر » شما «مثّنی » شما «جمع مؤّنث » پدربزرگ مادربزرگ گفت و گو جهانگرد صبح به خير خداحافظ چطور شیمی َ -ت-ِ،تو حاِل تو به سالمت ستاره «جمعُ:نجوم » ما آنان ،ايشان «جمع مذّکر » آن دو آنان ،ايشان «جمع مؤّنث » بازگشت به فهرست محبوب تر گوشه نشینی طوالنی در جايی مقّد س مانند مسجد شهر برای عبادت هزار آشنايی بلند مرتبه نشستن چرخيدن دور کعبه ِ-تان-ِ،شما «جمع مذّکر » ِ-تان-ِ،شما «مثّنی » ِ-تان-ِ،شما «جمع مؤّنث » َ -ت-ِ،تو «مؤّنث » ِ-مان-ِ،ما پايان َ -ش-ِ،او ِ-شان-ِ،آنان «جمع مذّک ر » ِ-شان-ِ،آن دو، ِ-آنان«مثّنی» ِ-شان-ِ،آنان «جمع مؤّنث » بازگشت به فهرست آمد پرسيد،خواست انجام داد ِنشست شنید بود جمع کرد نوشید نوشت رفت کوبيد زیرا برگشت بازکرد بازی کرد برای چه ،چرا آب تکلیف بازگشت به فهرست بزرگ تر ای به وسيلٔه شروع کرد به سیب همسر اجازه داد کشاورز خواند پدر مادر کمک میوه «جمعَ:فواِکه ُپر از » بازگشت به فهرست گرفت ،برداشت نامه خرید خورد شلوار یا سرد ياد کرد پرچم باال ُبرد ُش ست بازار پيراهن بسيار متشّک رم چادر پيراهِن زنانه مبارک لباس ها تو به تنهايی فرقی نيست ولی بازگشت به فهرست جواب داد هرگاه،اگر فرومايگان شایستگان دنباِل ...گشت ماند سپس درو کرد بيرون رفت زیان داخل شد پرداخت کرد برداشت ، بلند کرد کاشت سالم ماند باالرفت درخواست کرد دشمنی از گفت کوتاه فرمانروا شد هرکس پيدا کرد رسید هالک شد نزديک شد به بازگشت به فهرست خدايان «مفرد:إله » مثل ها «مفردَ:مَثل » مرز،مرزها غمگين شد حفظ کرد خدا شما را حفظ کند احساِس ...کرد سینه ساخت زد عبورکرد شناخت ببخشید خوشحال شد ُبريد پوشید حرف نفی نشناختم فراموش کرد ياری کرد افتاد ایستاد بازگشت به فهرست سفید دوشنبه یکشنبه سرخ سبز چهارشنبه آبی سیاه چراغ قرمز زرد دیروز برگ ها «مفردَ:وَر ق » کدام،چه سه شنبه ابر هوا گرم زندگی پاییز زمستان تابستان فردا پنج شنبه کالغ شنبه مورچه بهار رنگ «جمع:أْلوان » بازگشت به فهرست غمگين تور لبخند کسی ترسید دانست که ترسيده،ترسان بلکه بسیار ماهی «جمعَ :أْس ماك » سنْگ ماهی دانست که انداخت ولی نگاه کرد پس تنها زشت فرارکرد بازگشت به فهرست محکم انجام داد خوب ،به خوبی داد دید به او داد بازنشستگی رحم کرد خدا رحمت کند سال ها (مفردَ:س َنة) خریدن ساختن انجام داد ، کار کرد با خودش گفت پذيرفت به عنوان آخرين کارش هنگامی که نیست کوشا کارخانه پشيمان شد ای کاش من بازگشت به فهرست ا ل تم ا س د عا حق ی ا و رتا ن

62,000 تومان