علوم انسانی و علوم اجتماعیالهیات، دین و معنویت

دانلود پاورپوینت اندیشه اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم اندیشه اسالمی فهرست مطالب بخش : 1انسان و ایمان بخش : 2وجود خدا بخش : 3صفات خدا بخش : 4مسئله شر بخش : 5توحید و شرک بخش : 6معاد و جاودانگی انسان فصل اول جلسه اول چیستی انسان هدف از این فصـل انسـان شنـاسی به معنی علـم النـفس نیست بلکه هدف خودشناسی در مقابل خود فراموشی و ازخود بیگانگی می باشد که به آن معرفت النفس نیز می گویند. فرق بین انسان با سایر موجودات شخصیت منعطف دارد همیشه از تداوم هویت خود در نسل های بعدی نگران است- در تکون شخصیت خود نقش دارد - از این نقش خود آگاه است انسان خلیفه الهی است ،انسان روح الهی دارد ،انسان ترکیبی از ما هو و من هو است (ماهیت و صورت انسانی) یا اّیها الذین ءامنوا علیکم انفسکم ال َیُضّر کم َمن َضّل إذا اهتدیتم إلی الله مرجُعکم جمیعًا فُینّبئکم بما کنتم تعملون ای اهل ایمان ،شما (ایمان) خود را محکم نگاه دارید ،که اگر همه عالم گمراه شوند و شما به راه هدایت باشید زیانی از آنها به شما نرسد .بازگشت همه شما به سوی خداست و همه شما را به آنچه کردید آگاه می‌سازد. (مائده)105/ فواید خودشناسی -1مقدمه کمال انسانی -2پیش در آمد جهان شناسی -3مقدمه خداشناسی -4حالل مشکالت انسان (نجات از خودفراموشی) مشکالت ناشی از خود فراموشی :خود خواهی ،پیمان شکنی،یأس دلهره،معیشت ضنک،ناامیدی ،احساس بی نیازی از دیگران ،احساس بی هویتی و... خودفراموشی (الیناسیون) جلسه دوم تعریف: خودش خودش نباشدخودش بر تصویر ذهنی از خودش منطبق نباشدانسان چیزی نباشد که می خواست بشودانسان چیزی نباشد که می تواند باشدعلل از خودفراموشی از دیدگاه اندیشمندان: اسپینوزا ،ماکس وبر ،مارکس ،مکتب فرانکفورت ،هایدگر ،هگل از خود بیگانگی از دیدگاه هایدگر: ابعاد انسان :آگاهی ،انتخاب (آزادی) و آفرینندگی(صنعت) می باشد و هرآنچـه که انسـان را از این ابعاد باز دارد عامل از خود بیگانگـی است. (فرق بین صنعت و تکنولوژی از منظر هایدگر با تمثیلی از سارتر و مقایسه آن با دیدگاه اسالم) عیوب تکنولوژی: -1عیوب فاعلی -2عیوب ماهوی عیوب ماهوی تکنولوژی عبارت است از: سرعت گرایی ،رقابت افزایی ،قناعت کشی ،تقدس زدایی ،بیدارکردن آتش طمع خودفراموشی از دیدگاه اسالم خودفراموشی دو نوع است :مثبت و منفی خودفراموشی منفی شامل: -1خودفراموشی وجودی اینکه خود یا برخی از عناصر وجودی خود را فراموش کند -2خودفراموشی اجتماعی اینکه خود را از دیگران بی نیاز ببیند -3خودفراموشی فرهنگی اینکه فرهنگ خود را ناچیز و بی مقدار بداند دالیل دو بعدی بودن انسان: تفاوت انسان و حیوان: جلسه سوم الف -تفاوت انسان و حیوان در بعد ادراکی: -1درک قوانین و مفاهیم کلی -2درک باطن و عمق پدیده ها با مشاهده ی ظاهر -3کشف و شناخت روابط پدیده های به ظاهر پراکنده ب -تفاوت انسان و حیوان در بعد گرایشی -1گرایش به دانایی -2گرایش به زیبایی -3گرایش به اخالق -4حس تقدیس و پرستش دالیل تجرد روح -1دالیل عقلی -2دالیل نقلی دلیل عقلی حاالت انسان به دو دسته تقسیم می شود: -1حاالت جسمانی -2حاالت ذهنی حاالت ذهنی بر سه حالت قابل تقسیم است: -1احساسات -2طرز تلقی های گزاره ای(من مایلم ،من آرزودارم و... -3عواطف ویژگیهای حاالت ذهنی: -1خطا ناپذیری -2خصوصی بودن -3بال واسطه بودن -4ناظر بر مکان نیست -5التفاتی می باشد دیدگاه ها جلسه چهارم -1حاالت ذهنی تحویل پذیر به حاالت جسمانی می باشد (فیزیکالیسم) -2حاالت ذهنی متفاوت از حاالت جسمانی است و از دو منشأ متفاوت سرچشمه می گیرند (دوآلیسم) فیزیکالیسم ها خود بر سه دسته اند: -1کارکرد گراها :ذهن مصنوعی مثل ذهن انسان عمل می کند -2رفتارگراها :چیزی به جز رفتار وجود ندارد -3همسان نگرها :پدیده های ذهنی به جز فرایندهای الکترو شیمیایی مغز و اعصاب نیستند دوآلیسم ها دو دسته اند -1اصالت توازی :نفس و بدن دو جوهر مستقل و موازی با هم هستند اما حاالت آنها بر اساس یک هماهنگی از پیش تعیین شده شکل می گیرد. - 2اصالت تعامل :نفس و بدن حقیقتا بر یکدیگرتأثیر دارند و میان آنها رابطه علت و معلولی حقیقی بر قرار است. انسان و امتیازهای او در قرآن -1خلیفه و جانشین خداوند در زمین است(.بقره)30/ -2برترین ظرفیت علمی را دارد(.بقره31/و32و)33 -3امانتدار الهی است(.احزاب)72/ -4جهان کارگزار آدمی است(.لقمان)20/ -5انسان مسجود فرشتگان است(.بقره)34/ -6انسان دارای کرامت ذاتی است(.اسراء)70/ ضعف ها و کاستی های انسان در قرآن قرآن انسان را موجودی بسیار : ستمگر و نادان ( احزاب، ) 72/ ناسپاس ( حج)66 / سرکش ( علق، ) 6/ تنگ چشم ( اسراء)100 / حریص ( معارج) 19/ عجول ( اسراء)11 / مجادله گر(کهف)54/ این دو بیان اشاره به دو بعد انسان یعنی بعد ملکوتی الهی و بعد زمینی و حیوانی او دارد. پنجم ایمان -1تعریف ایمان -2ایمان و معرفت -3ایمان و عقل -4ایمان و عمل -5ایمان و اختیار -6متعلقات ایمان -7درجات ایمان -8کارکرد ایمان جلسه -1تعریف ایمان معنای لغوی ایمان: ایمان مصدر باب إفعال و از ریشه امن است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق به چیزی یا کسی است که درهردو معنا مفهوم ایمنی در کار است امام رضا (ع) :ایمان ،تصدیق قلبی و اقرار زبانی وعمل به ارکان و اعضا است. معنای اصطالحی: ایمان اعتقاد و تصدیق قلبی به خدا ،روزقیامت ،کتب آسمانی ،مالئکه و پیامبران و به تعبیری امور غیب است و کسی را که به همه این امور تصدیق و اعتقاد دارد و قلبی در عمل نیز به آنها پای بند است مؤمن می گو یند. -2ایمان و معرفت هر چند در اکثر ادیان انسان باید نخست ایمان بیاورد تا مفاهیم دینی را بفهمد و معرفت یابد و حتی برخی مسیحیان افراطی ایمان و تعقل و شناخت را با همدیگر ناسازگار می شمارند و معتقدند که هر جا که شناخت و معرفت باشد ایمان در کار نیست ولی در اسالم ایمان مبتنی بر شناخت و معرفت است و“ از میان بندگان خدا تنها دانشمندان ازاو می هراسند“)فاطر. )28/ البته این به این معنا نیست که هر کس معرفت و علم داشته باشد حتما ایمان هم خواهد داشت. -3ایمان و عقل اسالم معتقد است که عقل و دین دو موهبت الهی است که خداوند به بشر ارزانی داشته است و آدمی با عقل و دین می تواند به سعادت جاودانه برسد .در اعتقاد اسالمی عقل، دین را و دین عقل را تأیید می کند. -1إَِّن شَّر الَّدواِّب عندالله الُّصُّم الُبکُم اَّلذین ال یعقلون (انفال)22/ بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کر و الل اند و اصال تعقل نمی کنند َ -2وقالوا لَو کّنا نسمع أونعقل ما کنا فی أصحاب الَّس عیر(ملک)10/ و آنگاه گویند که اگر ما سخن انبیا را شنیده بودیم یا به دستور عقل رفتار می کردیم امروز از اهل دوزخ نبودیم. -4ایمان و عمل ایمان بدون عمل ،ایمان راستین و نجات بخش نیست .از روایات بر می آید که عمل نمود ظاهری ایمان است و اگر عمـل نباشـد آشکار می گردد که ایمان در قلب ریشه ندوانده است .از این رو است که در آیات فراوانی ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده اند . (آیاتی که ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده است را از قرآن کریم احصاء نمایید). -5ایمان و اختیار آدمی از سر اختیار ،به خدا ایمان می آورد یا کفر می ورزد .اگر ایمان بیاورد، شایسته ی ستایش و اگر کافر گردد مستحق مذمت می شود .ایمان مانند علم نیست که گاه بدون اختیار ،تصور و علمی در انسان پدید می آید مثال برخی اوقات در فضایی قرار می گیرد که به ناگزیر صدایی را می شنود و یا چیزی را می بیند .از آنجا که ایمان ،امری اختیاری است دارای ارزش است و اگر آدمی به اجبار ایمان می آورد ایمان او ارزش نداشت. وقل الحُّق من رّبکم فَمن شاء فلُیؤمن وَمن شاء فلَیکُفر(کهف)29/ و بگو دین حق همان است که از جانب پروردگار شما آمد .پس هر کس می – خواهد ایمان آورد و هر کس می خواهد کافر گردد. -6متعلقات ایمان قرآن در آیات متعددی متعلقات ایمان را بر شمرده است که برخی از آنها عبارتند از: -1ایمان به خدا -2ایمان به آخرت -3ایمان به رسالت پیامبراسالم و انبیای گذشته -4ایمان به قرآن و کتب الهی پیشین -5ایمان به مالئکه -6ایمان به امامت -7ایمان به عالم غیب از میان این متعلقات ،ایمان به خدا ،ایمان به رسالت و ایمان به معاد از اهمیت ویژه ای برخوردارند و اصول دین محسوب شده اند -7درجات ایمان از آنجا که ایمان مبتنی بر معرفت است و جلوه آن ،عمل صالح است ،اگر معرفت مؤمن عمیق تر گردد و عمل صالح او بیشتر شود ایمان او نیز استواری بیشتری می گیرد متون مقدس اسالم به روشنی از وجود مراتب مختلف ایمان سخن گفته اند.از آن جمله این آیه از قرآن است که : اّنماالمؤمنون الذین إذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم إیمانًا وعلی ربهم یتوکلون(انفال)2/ مؤمنان همان کسانی هستند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید وبر پرورد گار خود توکل می کنند. جهان معاصر جلسه ششم جهان معاصر که به جهان جدید یا مدرنیته معروف استحاصل صرفا تکنولوژی نیست بلکه حاصل ویژگی هایی است که تکنولوژی نیز محصول آن محسوب میشود.این ویژگی ها عبارتند از: -1عقل گرایی -2تجربه گرایی -3علم باوری -4اومانیزم عقل گرایی()Rationalism خصیصه عمومی عقل گرایی در عصر تجدد آن است که عقل جزیی و استداللگر را اساسی ترین ابزار شناخت می داند. عقل گرایی در افراطی ترین روایت معتقد است عقل قادر است همه امور شناختنی را درک کند و آنچه قابل درک عقلی نباشد قابل شناختن نیست. تجربه گرایی( )Empiricism جایگزینی استقرا به جای استدالل قیاسی آغاز تجربه گرایی بود که از حالت افراطی آن پوزیتیویسم ایجاد گردید. عنصر مشترک میان روایتهای مختلف تجربه گرایی افراطی آن است که تجربه حسی را یگانه راه اصیل کسب معرفت وحواس ظاهری علم باوری ( )Scienticism علم باوری که باید آن را فرزند خلف تطبیق تفکر تجربه گرایانه در حوزه - دانش های تجربی دانست به معنی اعتقاد به این مطلب است که علم تجربی یگانه راهنمای قابل اعتماد بشر به سوی حقیقت است. انسان محوری ( )Humanism دیدگاهی که بر انسان ،قوای او ،جایگاهش در جهان ،عالیق و دستاورد- هایش تاکید می ورزد .در این رهیافت ،انسان در کانون هستی قرار گرفته و تواناییهای انسانی او برای یافتن راه خویش در هستی و تسلط بر طبیعت ، کافی شمرده شد. بحرانهای پیش روی انسان معاصر بحران معرفتی بحران اخالقی بحران روانی تکنولوژی بخش دوم : جلسه هفتم وجود خدا فصل اول :برهان فطرت فصل دوم :برهان عّلی فصل سوم :برهان نظم پیشینه پرستش تاریخ و باستان شناسی خبر از پرستش انسان از توتم ،فتیش آنیم ویا رب االرباب می دهد. امروزه این نکته بر ما روشن است که خدایان اقوام باستان به هیچ روی شایستۀ تقدیس وپرستش آدمی نیستند وازعهده ی رفع عطش فطری انسان به پرستش موجودی متعال و مقدس بر نمی آیند .با این حال،رواج پرستش و تقدیس این خدایان در میان اقوام باستانی ،حاکی از نیازی اساسی در عمق وجود آدمی است. گام نهادن در طریق شناخت خداوند چه ضرورت و اهمیتی دارد و در حیات فردی و اجتمـاعی ما آدمیان چـه نقشی ایفـا می کند ؟ میان زندگـانی انسان خداباور وحیات ملحدانه تفاوت هایی بنیادین وجود دارد .از سوی دیگر ،دو انسـانی که هر یک تصور خاصی از خدای خویش دارند یکسان نمی زیند .و این به این دلیل است که شناخت انسان از پروردگار خویش و برداشتی که از اوصاف او و رابطه ی خویش با اودارد ،در انگیزه ها و اهداف ،آمال و آرزوها ،اندیشه و گفتارواعمال و رفتار او مؤثر می افتد و سمت و سوی خاصی به حیات او می بخشد. البته این تفاوتها در سبک زندگی زمانی دیده می شود که عقائد و شناخت در عمق جان رسوخ یابد و جامه ی ایمان بر تن کند. راههای خدایابی در بحث از شناخت خدا ،می توان دو مرحله ی اساسی را از یکدیگر باز شناخت -1:شناخت موجودیت خداوند -2شناخت اوصاف و افعال الهی و رابطه ی خداوند با انسان و جهان . در مرحله ی نخست ،آدمی درمی یابد که خدا هست و این دریافت ،انسان را از صف ملحدان و شکاکان جدا می کند و او را به جرگه ی متألهان و خداباوران وارد می سازد .اما در مرحله ی دوم انسان سعی دارد با اوصاف خداوند و چندوچون رابطه او با دیگر موجودات هستی آشنا شود . فطری بودن خداشناسی -1دلیل نقلی فذکر انما انت مذکر(غاشیه)21/ فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها(روم)30/ فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه لیستادوهم میثاق فطرتهو یذکروهم منسّی نعمته (نهج البالغه /خطبه )1 الحمد لله الملهم عباده حمده و فاطرهم علی معرفةربوبیته(همان) -2دلیل عقلی معلول اگر از مرتبه ای از تجرد برخوردار باشد به علت هستی بخش خود علم حضوری دارد. -2راه تجربه گاه آدمی با مشاهده ی دقیق و اندیشه ورزی در اوصاف و روابط پدیده های تجربی به وجود خداوند و اوصاف او ،مانند علم ،حکمت و قدرت رهنمون می گردد .این راه از آن جا که بر مشـاهده ی جهـان طبیـعت و مطالـعه ی تجربی پدیده های طبیعی استوار است ،راه تجربی نامیده می شود .در جای جای قرآن کریم می توان آیاتی را یافت که از پدیـده های گوناگـون طبـیـعی یاد می کند و آنها را آیه و نشانه ای بر وجود خداوند می شمارد و انسان را به تدبر و تأمل در آنها فرا می خواند این راه گاه به شنـاخت آیه ای و آفـاقی نامیده می شود .می توان برهان نظم را نمونه ی روشنی از آنچه که آن را راه تجربی خداشناسی نامیدیم دانست .برهان نظم دارای تقریرات مختلفی است از جمله -1برهان هدفمندی -2برهان نظم از موارد جزئی -3برهان وجود هماهنگی در کل عالم -3راه عقل جلسه هشتم در این راه هستی خداوند به مدد مقدمات ،اصول و روشـهای کامال عقـلی ثابت می شود .براهین و ادله ی فلسفی اثبات خدا نمونه های روشنی از کاوش های عقلی در راه اثبات خدا است .ویژگیهای این راه عبارت است از: الف) به دلیل پیچیده و عمیق بودن برای همه مفید نمی باشد. ب) در مصاف با ملحـدان و در مقام احتـجاج و منـاظره می توان از آن ســود جست و سستی دالیل منکران را آشکار کرد . ج) در تقویت ایمان دینی مؤثر است ؛ زیرا هرگاه خرد آدمی در برابر حقیقتی خاضع گردد قلب و دل او نیز بدان گرایش قویتری می یابد .شک و تردید که می تواند ایمان را آسیب بزند نیز تنها به کمک عقل زدوده می شود. برهان وجود و امکان مراحل برهان: الف) تعریف واجب الوجود و ممکن الوجود ب ) اصل علیت ج ) امتناع تسلسل د ) امتناع دور الف ) تعریف واجب الوجود و ممکن الوجود: هر شیئ موجودی که نسبت آن با وجود ( موجود بودن ) در نظر گرفته شود از دو حال خارج نیست : -1آن شیئ به گونه ای است که موجود بودن برای آن ضروری است به نحوی که جدا شدن آن از وجود قابل تصور نیست. -2موجود بودن آن شیئ ضرورتی ندارد و می توان تصور کرد که آن معدوم باشد .به اولی واجب الوجود و به دومی ممکن الوجود گفته می- شود .مانند شکر و آب نسبت به شیرینی در نظر متکلمان و فیلسوفان ،واجب الوجود همان خداوند است و سایر موجودات همگی ممکن الوجود می باشند . ب ) هر موجود ممکنی نیازمند علت است . بر اساس این اصل موجود ممکن موجودی است که وجود برای آن ضرورت ندارد و به عبارت دیگر ،نسبت آن با وجود و عدم یکسان است یعنی می تواند باشد و می تواند نباشد .بنابر این چنین شیئی برای آنکه موجود شود نیازمند مرّج ح است و این مرجح همان علت است .پس موجود ممکن موجودی است که وجودش وابسته به موجودی دیگر است ولی وجود واجب الوجود وجودی غیر وابسته است . ج ) امتناع تسلسل: تسلسل به معنای پی در پی و به دنبال یکدیگر بودن است اما در بحث حاضر ،آن است که سلسله ای از علتها و معلولها داشته باشیم که تا بی نهایت پیش رود و هیچ گاه به یک علت نخستین ختم نشود .به عبارت ساده تر ،تسلسل آن است که موجود الف معلول ب و ب معلول ج و ج معلول د و ...باشد و این سلسله هیچ گاه پایان نپذیرد . بر اساس اصل امتناع تسلسل وجود چنین سلسله ی نامتناهی محال است. د ) امتناع دور مقصود از دور آن است که شیئی با یک یا چند واسطه علت خودش باشد .صورت نخست را دور صریح و صورت دوم را دور مضمر می نامند . محال بودن دور در هر دو شکل آن امری مسلم و روشن است زیرا با توجه به این که هر علتی بر معلول خود مقدم است . علیت الف برای ب به معنای تقدم الف بر ب است حال اگر به علت الف باشد ب بر الف تقدم خواهد داشت و در نتیجه الف بر خودش مقدم خواهد شد و این مستلزم اجتماع نقیضین است چرا که الزم می آید الف در مرتبه ی مقدم بر خودش ،هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد. توضیح برهان: تردیدی نیست که در جهان هستی مجموعه هستی مجموعه ای تهی نمی باشد والاقل یک عضو دارد .این موجود یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود .اگر فرض اول صحیح باشد وجود واجب الوجود که همان خداوند است ثابت می شود . اما اگر فرض دوم صحیح باشد آن گاه بنابر اصل علیت نیازمند علت خواهد بود .حال اگر علت مزبور خود ممکن الوجود و معلول علت دیگری باشد و این سلسله تا بی نهایت ادامه یابد الزم می آید که تسلسل رخ دهد که محال است و یا اینکه موجود ممکن الوجود مفروض ،بی واسطه یا باواسطه معلول علتی باشد که خود معلول آن موجود ممکن است.این احتمال نیز باطل است زیرا مستلزم دور است.بنابر این تنهااحتمال معقول باقیمانده آن است که موجود ممکن مورد بحث ما بی واسطه یا با واسطه معلول علتی باشد که آن علت معلول شیئ دیگری نیست. برهان عّلی -1تعریف علت و معلول -2تعریف علت فاعلی در علم فلسفه علت چهار قسم است :فاعل ،غایی ،صوری و مادی. علت فاعلی موجودی است که معلول را پدید می آورد. -3اصل علیت هرمعلولی علتی دارد و در تحقق خود نیازمند علت است. -4اثبات معلولیت عالم هر چیزی که محدودیت زمانی و مکانی و محدودیت آثارو تغییرپذیری وحرکت پذیری و فنا پذیری و وابستگی به غیر داشته باشد معلول است -5امتناع دور و تسلسل در علل بخش سوم: جلسه نهم راهی به سوی او ( خدا شناسی ) تالش انسان خداباور برای تصحیح و تکمیل مستمر خداشناسی خـود صرفا کوششی برای دستیابی به منظومه ی معرفتی متقن و سـزاوار نیست ،بلکه آثار عملی محسوس و گاه سرنوشت سازی در حیات او دارد واز همین رواست که اسالم توجه ویژه ای به مسائل خداشناسی مبذول داشته و آموزه های بلنـدی در اوصاف و افعـال الهی عرضـه کرده است . شناخت ذات یا صفات شناخت ذات الهی برای هیـچ موجودی از جمـله انسـان ممکن نیسـت. دلیل کوتاه و روشن این مدعا آن است که ذات خداوند نامحدود و غیر متناهی است و دیگر موجودات همگی محدود و متناهی اند و موجود محدود احاطه علمی بر موجودی نا محدود نمی تواند داشته باشد . این حقیقت را در برخی آیات قرآن نیز می توان یافت : یعلم ما بین أیدیهم و ما خلفهم و الیحیطون به علما (طه)110/ در تفسیر این آیه علی (ع) در حدیثی می فرماید :الیحیط الخالئق بالله عز و جل علما آفریدگانش بر]ذات[ او احاطه علمی پیدا نمی کنند . راههای خداشناسی -1عقل:انسان به مدد عقل خویش در مرحله ی نخست به نحو اجمال درمی یابد که خداوند جامع همه ی اوصاف کمالی است و در مرحله دوم با ژرف نگری در پاره ای از اوصاف خداوند که در ضمن ادله اثبـات وجود او آشـکارمی شود به شناخت تفصیلی دیگر اوصاف الهی و احکام هر یک دست می یابد. -2فطرت :فطرت راهی است که با گذر از آن می توان به شناخت پاره ای از اوصاف الهی مانند یگانگی دست یافت. -3مطالعه جهان طبیعت :یکی از راههـای خداشنـاسی ( مانـنـد عــلم ) تأمل در اوضاع و خصوصیات جهان پیرامون است . -4کشف و شهود باطنی:آدمی در پرتو استکمال روحی و معنوی به جایی می- می رسد که می تواند جمال و جالل خداوند را با چشم دل مشاهده کند . -5رجوع به قرآن و حدیث:بهره گیری از آیات قرآن و سخنان پیشوایان دین راه دیگر شناخت اوصاف و افعال الهی است. امکان و عدم امکان شناخت اوصاف الهی دیدگاه اول :گروهی بر این باورند که نه تنها معنای صفات در کاربرد الهی و غیر الهی آن متفاوت است بلکه اساساآدمی راهی به سوی درک معنای صفات الهی ندارد .وظیفه انسان مؤمن تنها ایمان آوردن به صفاتی است که در قرآن و روایات برای خداوند ذکر شده است ،در حالی که حقیقت معانی این صفات برای انسان قابل درک نیست . دلیل این گروه آن است که ما آدمیان مفاهیم صفات را از احوال درونی خود با ویژگیهایی که از موجودات ممکن الوجود اطراف خود می شناسیم انتزاع می – کنیم ؛ در حالی که خداوند واجب الوجود و هستی مطلق است و ممکنات محدود و ناقص هستند . دیدگاه دوم :این گروه معتقدند که تفاوت جدی میان معــانی اوصاف الهی واوصاف آفریدگان در میان نیست و آن دستــه از اوصــاف که هم بر خدا و هم بر مخـلوقات او اطالق می گردند معنای کم و بیش واحدی دارند . دیدگاه سوم :این گروه معتقدند که معانی اوصاف الهی با معانی اوصاف موجودات دیگر تفاوت دارد ،اما این مطلب به معنای فهم ناپذیری اوصاف خداوند نیست . پیروان این نظریه می کوشند با الهام از مضـامین قرآنی و روایی ،تحلیلی از معنای صفات الهی ارائه دهند که از یک سو تنزه و تعالی خداوند را از نقایص و محدودیت- های مخلوقات خود پاس دارد و از سوی دیگر بر شناخت پذیری اوصاف او صحّـــه گذارد . روش کار :در صفات کمالی که در باره ی خود و موجودات پیرامون خود به کـار می بریم تأمل کرده و تمام قیودی را که سبب محدودیت آنها می شود شناسایی کنیـــم سپس آن قید ها را از معانی اوصاف جدا سازیم. پس از طی این مراحل به معنایی خواهیم رسید که زیبنده ی ذات الهی است . تنزیه و فهم پذیری اوصاف الهی قرآن -1صفات الهی در می باشند: قابل فهم قرآن در صدها آیه از اوصاف الهی یاد کرده و در پــاره ای موارد نــیز بهتوضیح و تشریح آن پرداخته است. قرآن همواره ما را به تدبر در آیات خویش فراخوانده است در حالی کهاین آیات متضمن اوصاف الهی هستند . قرآن هدف غایی آفرینش آدمیان را پرستش وعبودیت الهی می داندوعبادت موجودی که ذات و صفاتش مطلقا ناشناخته باشد کار بی معنایی است .مثال نمی- توان بر آن توکل کرد و یا از او یاری جست . -2تعالی و تنزه خداوند ازاوصاف مخلوقات خویش: قرآن ،سوره انعام ،آیه ی 100 -نهج البالغه ،خطبه ی 49 صفات الهی جلسه دهم الف ) صفات ایجابی : توحید ،علم ،قدرت ،حیات ،ازلی و ابدی بودن ،حکمت ، عدالت ب ) صفات سلبی : نفی جسمانیت ،نفی جهت و مکان ،نفی حلول ،نفی اتحاد با غیر ،نفی رؤیت حسی -1توحید با توجه به این که بحث از توحید اعم از توحید نظری ( یعنی اعتقاد قطعی به یکتائی خدا در ذات ،صفات وافعال ) و توحیدعملی ( یعنی ریشه دواندن اعتقــاد به اعمـــاق جان آدمی بطوری که به اعمـــال و رفتاراوصبغــه ی خاصی ببخشــــد و آن را موحـــدانه سازد ) و در تقسیمات جزئـی تر توحیـد ذاتی ( نفی تعــدد و نفی ترکیـب ) توحید صفاتی ( نفی صفات زائد بر ذات) توحید افعالی ( استقالل در تأثیر ) به صورت نسبتا گسترده قبال خوانده شده است دراینجا به آن پرداخته نخواهد شد .جهت مطالعه عرض می شود که براهین اثبات توحیـــد عبارتنـــد از :وحـــدت وهمآهنگی ،تمانع ،ترکب ،صرف الوجود ، هدایت و فیض تشریعی -2علم الهی علم الهی ،علمی مطلق ،نامحدود ،ازلی و ابدی است که به هیچ گونه ابزار ومقدمه و واســـطه ای نیاز ندارد ؛ خطا ناپذیر است و مستلزم تأثیرپذیری ذات الهی از غیر خود نیست . آنچه در علم الهی بیش از همه ،اهمیت دارد ،مسأله ی گستردگی بی منتهای دانایی خداوند است .خدا هم به ذات خویش علم دارد و هم بر همه ی موجودات هستی ،چه پیش از آفرینش آنها و چه پس از آن ،آگاه است . علم الهی در منظر قرآن - 1در قرآن آیات متعددی از علم و دانایی خداوند سخن گفته است ،آیاتی که از صیغه های مصدر علم مانند َعِلَم َ ،یعَلُم برای خداوند بکار برده است و آیاتی که خداوند را به اوصاف علیم ،بصیر ،سمیع ،عالم الغیب و عالم الغیوب و مانند آن متصف کرده است . - 2قرآن ظاهرا اتصاف خداوند را به وصف دانایی بی نیاز از اقامه ی برهان و دلیل می داند ولی در پاره ای از آیات تعبیری بکار می رود که مشعر به استدالل است .أال یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر آیا کسی که آفریده است نمی داند ؟ با این که او خود باریک بین آگاه است ( .سوره ی ملک)14/ -3قرآن تأکید بسیار بر مطلق و نامحدود بودن علم خداوند دارد که شاید عالوه بر داللت بر واقعیت و نقش مهمی که در تکمیل و تعمیق خداشناسی ما دارد بیشتر ،نقش تربیتی آن مورد اهتمام قرآن باشد .نقشی که در تقویت توکل دارد و نقشی که در دور کردن انسان از گناه ایفا می کند . یعلم ما یلج فی االرض و ما یخرج منها و ما ینزل منالسماء و ما یعرج فیها و هو معکم أین ما کنتم والله بما تعملون بصیر (حدید)4/ قل إن تخفوا ما فی صدورکم أو تبدوه یعلمه الله ویعلم ما فی السموات وما فی االرض (آل عمران)29/ -3قدرت الهی جلسه یازدهم باید توجه داشت که منظور از قدرت به عنوان یک صفت شایسته برای خداوند ، اوال مترادف قدرت و انرژی نیست بلکه موجود قادر در اینجا موجودی است که اگر بخواهد فعلی را انجام می دهد و اگر بخواهد آن را ترک می کند و دیگر اینکه قدرت الهی تابع انگیزه های بیرونی نیست و خداوند ،غنی از تأثیر پذیری از عوامل خارج از ذات خود است . سؤال :آیا قدرت خداوند نامحدود و مطلق است و همه چیز را شامل می شود؟ پاسخ :قدرت الهی مانند سایر اوصاف کمالی او نامتناهی و بی کران است و هیچ محدودیتی در آن راه ندارد . سؤال :آیا خدا قادر است سنگی بیافریند که نتواند آن را بردارد ؟ یا موجودی خلق کند که بر نابود کردن آن توانا نباشد ؟ پاسخ بر معمای قدرت مطلق خداوند محال را می توان به سه نوع تقسیم کرد : -1محال ذاتی :در ذات خود ناشدنی است مثل اجتماع نقیضین ویا ارتفاع آنها - 2محال وقوعی :در ذات خود محال نیست اما وقوع آن مستلزم محال است مثل وجود معلول بدون علت ( .این دو محال را محال عقلی نیز می گویند ) - 3محال عادی :وقوع آن با توجه به قوانین شناخته شده ی طبیعت ناممکن است ولی نه ذاتا و نه وقوعا محال می باشد . قدرت خداوند بر محال ذاتی و وقوعی تعلق نمی پذیرد ،و این هیچ محدودیتی برای قدرت الهی به دنبال ندارد زیرا این امور اصوال قابلیت ایجاد ندارند .و اصوال مفهوم شیئ بر محاالت عقلی صدق نمی کند تا آنکه مشمول تعابیر قرآنی نظیر :إن الله علی کل شیئ قدیر گردد. قدرت الهی در منظر قرآن -1در قرآن آیات متعدد بر این وصف الهی یعنی قدرت اشاره دارند آیاتی که خداوند را قادر و قدیر خوانده اند با تعبیر إن الله علی کل شیئ قدیر و یا تعابیری مشابه آن. -2آیاتی بر نامحدود بودن قدرت الهی استدالل کرده اند :آیا منکران رستاخیز به روشنی ندانسته اند که آن خدایی که آسمان ها و زمین را پدید اورد و در آفرینش آنها درمانده نشد قادراست که همه ی مرده ها را زنده کند؟ آری او بر این کار قدرت دارد زیرا او به هر چیزی توانا است (.احقاف)33/ -4حکمت الهی حکمت دارای معانی متعددی است که معانی زیرقابل صدق برخداوند است: -1معرفت به حقیقت اشیاء - 2افعال خداوند در غایت استواری و کمال و به دور از هر گونه نقصان است. اعتقاد به نظام احسن به معنای قبول حکمت الهی به این معنا می باشد . - 3افعال خداوند دور از هر گونه قبح و ناشایستگی است .خداوند مرتکب هیچ کار زشت و ناپسندی همچون کذب ،خلف وعده ،ظلم وآنچه عقل عمومی بشر آن را قبیح می شمارد نمی گردد .در این معنا عدل شاخه ای از حکمت می شود. - 4خداوند مرتکب فعل عبث نمی شود .حکمت الهی در این معنا همان غایتمندی افعال الهی است( .دخان 38/ومؤمنون)115/ شبهه :اگر خداوند حکیم است چرا اموری در اطراف ما رخ می دهد که شر محسوب می شوند ؟ آیا وجود شر نشان دهنده ی عدم حکمت یا رحمت ویا قدرت خداوند نیست؟ پاسخ:آنچه ما شر می نامیم خالی از نتایج و اهدافی معقول نیست و بلکه مصالحی برای زندگی فردی و اجتماعی انسانها دارد .در اینجا به برخی از این مصالح اشاره می کنیم: -1شکوفا شدن استعدادها :إن مع العسر یسرا و إن مع العسر یسرا -2آزمون الهی :و لنبلونکم بشیئ من الخوف والجوع و(...بقره)155/ -3بیدارگری(:اعراف 94/و )130 -4قدرشناسی نعمت های الهی نکات مهم: - 1ما از غایت و اهداف خیلی از آنچه که شر می نامیم بی اطالعیم و عسی أن تکرهوا شیًئ و هو خیر لکم - 2مالک در شر بودن تعارض با آسایش و رفاه مادی نیست. (هدف از خلقت رفاه و آسایش نیست) - 3گاه بر اساس قوانین این عالم مثل قانون علیت اعمال خود انسان باعث ظهور بعضی شرور می شود . ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس (روم )41/ - 4اگرتنها یک مصلحت از مصالح معقول در شری باشد کافی است تا بدانیم بدون هدف و عبث این حادثه رخ نداده است. - 5وجود مخلوق مختار برای خداوند بنام انسان می تواند قادر، خیر، وعالم مطلق بودن خداوند را با وجود شر در عالم سازگار سازد. اختیار الزمه اش امکان وقوع خیر و شر می باشد . -5عدل الهی جلسه دوازدهم اهمیت بحث از عدل الهی: -1در جهان بینی اسالمی عدل جزء ارکان اعتقادی اسالم است. -2دادورزی محور اصلی بحث از یکی از اصول اعتقادی دین یعنی معاد است. -3بحث از عدالت الهی موجب حرکتی اجتماعی علیه ظلم و مظاهر بی عدالتی است. معنای عدل :العدل یضع االمور مواضعها قراردادن افراد و اشیا در جایگاه شایسته ی خود را عدل می گویند شاخه های کلی عدل الهی -1عدل تکوینی :خداوند به هر موجودی به اندازه ی شایستگی هایش از مواهب و نعمت ها ارزانی می دارد و هیچ استعداد و قابلیتی را ضایع نمی کند. -2عدل تشریعی :خداوند در وضع تکالیف و قوانینی که سعادت بشر در گرو آن است اهمال نمی ورزد و هیچ انسانی را به عملی که بیش از توانایی و طاقت او است مکلف نمی سازد . -3عدل جزایی :خداوند جزای هر انسانی را متناسب با اعمالش مقرر می کند .خداوند نیکوکاران را پاداش و بدکاران را کیفر می دهد . عدل الهی در قرآن ان الله ال یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون(یونس)44/ و ما الله یرید ظلما للعالمین(آل عمران)108/ -و ال نکلف نفسا اال وسعها ولدینا کتاب ینطق بالحق و هم ال یظلمون(مؤمنون)62/ و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فال تظلم نفس شیئا(انبیا)47/ -و ما کنا معذبین حتی نبعث رسوال(اسراء)15/ آیا وجود تفاوت میان موجودات با است؟ عدل والهی تفاوت جزو طبیعت آن است سازگارباشـد قوانینی بر آن حاکم اگر قرار باشد جهانی باشد زیرا الزمه ی تفکیک ناپذیر بودن قوانین تفـاوت بیـن مـوجـودات است .مثال قانون علیت تفدم علت بر معلول را الزم می دارد و یا علت ناقص معلول ناقص الخلقه را ایجاد می کند .لذا وجود انواع گوناگون تفاوت از نظـر نـوعـی ،نـژادی ،فـردی ، شخصیتی از لوازم جدایی ناپذیر قوانین حاکم بر جهان است و البته جهان با همین تفاوت ها بهترین جهان ممکن می باشد .آنچه نقص است تبعیض است که در عالم کون و تشریع و جـزا راه ندارد .تبعیـض یعنـی اینـکه دو شیـئ که دارای قـابلـیـت دریافت یکسانی هستند تنها یکی از آنها بهره مند شود . فیض الهی نامحدود است ولی ظـرفیت و قابلـیـت آفـریدگان او محـدود است و ایـن محدودیت از ویژگی های جدایی ناپذیر عالم طبیعت به شمار می آید. چرا آدمی پس از آنکه لذت حیات را چشید و آرزوی جاودانگی در او پیدا شد باید به دیار نیستی رود و بر اثر مرگ طومار حیاتش در هم شود ؟ ناپذیر زندگی در عالم طبیعت است -جاودانگی پیچیدهجدایی اوال مرگ یکی از لوازم در طبیعت مفهومی متناقض است و هر آنچه در طبیعت است فناپذیر است – بی معناست که کسی در طبیعت زندگی کند و هم جاودانگی مطالبه نماید . ثانیا آرزوی جاودانگی فطرتی است که انسان را به فهم و اعتقاد به حیات جاوید و قیامت رهنمون می سازد . ثالثا مرگ پایان زندگی وپیچیده شدن طومارزندگی برای بشر نیست ،بلکه انتقال حیات از جهانی به جهان دیگر است . مجازات های اخروی که نه از جهت کیفیت و نه به لحاظ مدت با جرم آیا و گناه بندگان تناسب ندارد با عدل الهی سازگار است؟ ماهیت مجازات های اخروی با مجازات های قراردادی در دنیا متفاوت است . کیفر در دنیا تابع قرارداد است و با توجه به قوانین هر کشـوری متفـاوت از هــم می باشد یعنی برای یک جـرم درهـر کشـوری مجـازاتی متفـاوت از هــم تعیـیـن می شود .ولی مجازات اخروی قراردادی نیست بلکه نتیجه ی تکوینی و قهــری اعمال مجرمان و ظهور چهره ی حقیقی گناهان است .برای مثال مرگ در نتیجه خوردن سم کیفر تعیین شده و قراردادی آن نیست بلکه نتیجه ی تکوینی و قهـری خوردن سم ،مرگ است هر چند به ظاهر نتیجه شدیدتر از عمل به نظر برسد. چرا باید انسان در اثر بیماری یا هر نامالیمی احساس درد و رنج کند آیا این احساس درد و رنج با عدالت خداوند سازگار است؟ درد و رنج ها به دو قسم است: -1درد و رنج هایی که بر خاستــه از اعمـال ناشایست خود بشر است و انسان ، مختارخلق شده و می تواند با اجتناب ازافعال ناشایست درد و رنج خود را کاهش دهد. -2درد و رنجی که افعـال انسـان در آن هیچ نقشی نداشته است .مثـل درد ناشی از جنگ ناخواسته ،معلولیت بچه ی معصوم و بی گناه و ... خداوند در مقابل تحمل این درد نعمتی را در دنیا یا آخرت به این فرد می دهد که جبران آن دردها و رنج ها خواهد شد . انسان شناسی دینی -خلقت جلسه سیزدهم انسان بحث های قرآنی در خصوص آفرینش انسان اهداف متفاوتی دارند ولی دو هدف بسیار ارزشمند در آنها متصور است الف – انسان ها ازاصلی واحد و ریشه ای مشترک نشأت گرفته اند وهیچ تفاوتی با هم ندارند و احساس برتری انسان ها نسبت به هم با قانون خلقـت الهـی منافات دارد . ب – خلقت حضرت آدم متفاوت از خلقت سایر انسان ها بوده است . برای مطالعه ی در این موضوع می توانید به آیات زیر مراجعه کنید: ( نساء1/واعراف21/و اسراء70/ویس60/وص71/وسجده7/واعراف12/و آل عمران59/وفرقان54/وحجر28/و)33 جبر یا اختیار ؟ دو نکته در موضوع جبر و اختیار : - 1وجود اختیار بدیهی است و هر انسانی آن را درخود ادراک واحساس می کند همۀ ما توقع و انتظاراتی از دیگران داریم و در صورت عدم وقوع ناراحت می شویم این خود نشان از اعتقاد ما نسبت به اختیار دارد. - 2بحث جبر و اختیار هر چند مورد بحث فالسفه و متکلمان قرار گرفته است ولی مورد عالقۀ دیگران شده و آنها بیشتر به این عقیده دامن زده اند ؛ مثل بعضی جامعه شناسان ،روان شناسان و خصوصا بعضی سیاستمداران و نیز کسانی که عالقمند فرار از مسئولیت بودند و میل به آزادی بی قید و شرط و عدم احساس گناه و تخدیر روانی داشتند . معنی جبر و اختیار اختیار یعنی اینکه حوادث و افعال ،تابع ارادۀ انسان باشـد و رفتـار انسـان بر پایۀ آگاهی ،قدرت و ارادۀ او انجام گیرد ؛ به گـونه ای که قادر به ترکـش باشد البتـه نه به معنی کن فیکون بلکه به عنوان جزءالعله که اگر تمام علل جزئی جمع باشد وارادۀ انسان نیز تعلق گیرد فعل انجام خواهد شد و اگر انسان اراده نکند اگرتمام اجزاء علل نیز جمع شود فعل تحقق نیابد . فعل اختیاری آن است که براساس انتخاب وگزینش فاعل وازروی عزم و تصمیم او واقع شود هر چند موافق میل انسان نباشد. جبر یعنی اینکه حوادث و افعال ،تابع ارادۀ انسان نباشد. سؤال اول :اگرما معتقدیم تمام افعال همانند اشیاء مخلوق خداوند است پس انسان و ارادۀ او چه نقشی در انجام منظور از توحید افعالی این است که تنها آفریدگاری که بطــور مستقـل و بدون افعال دارد؟ نیاز به اجازۀ موجودی دیگر دست به آفرینندگی می زند خداوند است .لـذا دیگـر موجودات با اذن الهی – در حوزۀ قوانین و سنن الهی – منشأ خلق و ایجـاد می توانند باشند. اختیاردرانسان به این معنی نیست که اراده کند چه موجودی دارای اختیار باشـد و چـه موجودی در عالم بدون اختیار باشد بلکه انسان به عنوان موجودی مختار فقط می تواند دردایرۀ توانمندیهای مشخص شده برای اواراده کند وفعلی راایجاد نماید.این ارادۀ خداوند است که برمختارویا مجبوربودن مخلوقات تعلق می گیرد. بطوری که انسان و جن ،مختار و سایر موجودات غیر مختار خلق شده اند. سؤال دوم :علم ازلی ،خداوند افعال آیندۀ انسان را نیز شامل می شود آیا انسان اختیار دارد که فعلی را انجام دهد علم خـداوندی با علم عادی بشـری متفاوت است انسان وقتی به فعلی آگاهی که علم خداوند خالف در آید ؟ پیــدا می کند که در آینده رخ خواهد داد تنها می تواند از خود فعل آگاه شود نه بیشتر؛ ولی علم الهی وقتی به فعلی تعلق می گیرد به تمام خصوصیات آن علم دارد. بعضی از این خصوصیات مربوط به زمان و مکان فعل است برخی مربوط بـه فاعل .مثال فاعل چه انگیزه و چه نیتی برای انجام آن فعل داشت آیا با اختیــار این کاررا انجام داد یا کسی او را مجبور به انجام کار کرده بود .لذا علم خداوند با اختیار انسان منافات ندارد .اگر علم خداونـد بر عـدم اختیار انسان تعلق گیـرد قطعا آن فعل بدون اختیار انجام خواهد شد واگربه اختیارتعلق گیـرد بدون اختیار نمی تواند انجام گیرد. سؤال سوم :هیچ امری خارج از ارادۀ الهـی واقع نمی شـود؛ بر اسـاس این عقیدۀ درست تمام افعال انسان وحتی حاالت نفسانی اوتابع خواست خداست آیا در این صورت جایی برای اختیار انسان باقی می ماند؟ ارادۀ خداوند به وقوع فعل به صورت مطلق و خالی از خصوصیات آن تعلق نمـی گیرد .متعلق ارادۀ خداوند آن است که هر معلولی از علـت مباشـر و با حفـظ تمـام خصوصیات آن صادر گردد .ارادۀ الهی به آتش به صـورت صـدور غیر ارادی و نا آگاهانه حرارت تعلق می گیـرد و به انسـان و افعـال او همـراه با عـلم و اراده و اختیار می باشد. کمال انسان جلسه چهاردهم -1یکی از مباحث مهم انسان شناسی در منابع اسالمی اهداف خلقت انسان مدارج کمال او و راههای دستیابی به این کماالت است. -2کمال هر مخلوقی متناسب با اهداف هستی و خلقت آن مخلوق معنا می یابد. -3کمال انسان کمالی اختیاری است ،لذا باید انسان هدف خلقت خود را خودش شناخته و با اختیار خود برای رسیدن به آن تالش نماید. -4غایت و هدف هستی انسان حد و مرز ندارد و مراتب کمال او را پایانی نیست. -5راه کمال انسان خارج از وجود خود انسان نیست ؛ راه کمال آدمی خود اوست. -6اعمال ظاهری و باطنی انسان زمانی موجب کمال او می شود که در نفس او تأثیر کنند و آن را رفعت و تعالی بخشند .از این رو ،هر امری که بیرون از ذات انسان و بی ارتباط با آن باشد نظیر ثروت،شهرت،جاه ومقام باعث کمال نخواهد شد. -7مراتب کمال اعتباری نیست و قابل عزل و یا نصب نمی باشد. نماز زیباترین جلوۀ نیایش نماز دارای مراتبی است: -1نماز صحیح :نماز دارای احکام و اجزائی است که اگر شخصی احکام واجب نماز را رعایت کند و اجزاء نماز را درست بجا آورد ،نمازی صحیح خوانده است. -2نماز مقبول :نماز عبادتی عبث و بی هدف نیست اگر شخصی متوجه اهداف نماز باشد ،معانی و معارف درون آن را درک کند و هنگام خواندن نماز غافل از آن معارف نباشد مستحباتی را که در تحصیل اهداف نماز نقش دارند مانند اذان و اقامه را با توجه کامل بجا آورد نمازی مقبول بجا آورده است. -3نماز کامل :نماز دارای آثاری فردی و اجتماعی است اگر شخصی نمازخوان متوجه آن آثار باشد و در صدد تحصیل این آثار باشد در حقیقت به دنبال خواندن نمازی کامل است. وضو ،اذان و اقامه ،تکبیره االحرام ،قیام ،نیت ،قرائت ،رکوع سجده ،ذکر ،تشهد و سالم اجزاء نماز هستند که درهر کدام از آنهـا نیز می توان همـان بحث صحیـح ،مقبول و کـامـل بـودن را مطـرح نمود . گفتار چهارم : جلسه پانزدهم جهان شناسی دینی -ویژگیهای جهان شناسی اسالمی -تعالیم آن خطا ناپذیر است. هدف از جهان شناسی در قـرآن چیـرگی بر طبیعت نیست بلکهگـذرگاهی برای شناسایی بهتـر خداونـد ،اوصـاف او و شنـاخت کامل تر جایگـاه انسان در هستی و غایات آفرینش اوست. -1غیب و شهادت غیب و شهادت به معنای پنهان و آشکار است .مقصـود از غیب چیـزی است که از حوزۀ ادراک و آگاهی خارج باشد. مقصود از عالم غیب در مباحث جهان شناختی ،بخشی از هستی است که از حیطۀ حواس بشر خارج است و با ادراک حسی متعارف قابل درک نیست. -1ایمان به غیب نخستین ویژگی پرهیزگاران و پیش شرط هدایت یابی آدمیان است. -2ذات اقدس الهی ،فرشتگان و پدیدۀ وحی ،نمونه هایی از عالم غیب اند. -3تقسیم عالم به غیب و شهادت ،تنها برای موجوداتی است که علم و آگاهی محدودی دارند و در نتیجه برای خداوند که دانای مطلق است چنین تفکیکی بی معنا است. -4تفکیک عالم غیب از شهادت به این معنی است که هستی محدود در عالم طبیعت نمی گردد بلکه عالم محسوسات تنها یکی از عوالم هستی می باشد. فال اقسم بما تبصرون و ما ال تبصرون(حاقه38/و)39 -5هرچند میان عالم غیب و شهادت تفاوت های اساسی وجود دارد با این حال رابطۀ ناگسستنی و عمیقی میان آن دو برقرار است. سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهـادم آیـنــه ها را مقـابل رخ دوســت نه من سبوکش این دیر رند سوز شــدم بسا سرا که در این کارخانه خاک سبـوست مگر تو شانه زدی زلف عنبر افشان را که باد غالیـه سایست و خاک عنبـر بوسـت نثارروی توهربرگ گل که در چمنست فدای قد تو هر سرو بن که بر لب جوست رخ تو در دلم آمد مــراد خواهــم یافـت چرا که حال نکو در قفای فال نکوست نه این زمان دل حافظ در آتش طلبست که داغدار ازل همچو الله ی خود روست 2و -3حق مداری و هدف مندی جهان آفرینش شده است. الف -جهان بر پایۀ حق آفریده ماخلق الله السموات واالرض و ما بینهما اال بالحق و اجٍل مسّمی (روم)8/ ربنا ما خلقت هذا باطال (آل عمران)191/ب – یکی از معانی حق این است که جهان بر پایۀ قوانین و سنن الهی استوارشده و انتظام یافته است. ج – قوانین عالم محدود به طبیعت نیست و همچنین در اختیار خداوند است والشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم (یس)38/د – آفریدگار جهان آن را به سوی غایتی از پیش تعیین شده رهنمون ساخته است عبارت اجل مسمی در آیۀ فوق بیان می کند که کائنات به سوی پایانۀ معلوم و معینی رهسپارند .این اعتقاد در معنی بخشی به زندگی انسانها نقش بسیـار مهمـی دارد. -4نظام احسن الذی احسن کل شیئ خلقه (سجده)7/

55,000 تومان