بنام خدا معاد معنای معاد «معاد» از نظر لغوی به معنای بازگشتن است و در اصطالح به معنای دوباره زنده شدن آدمی پس از مرگ است. از موض*وعات بس*یار مهم و سرنوش*ت س*از انس*ان ،مع*اد اس*ت. د است*: عالقه من * ه دو*دلیل به*تحق*یق درب*اره م*عاد * ان*سان ب * اول ،انس*ان ذات*ًا علم دوس*ت و حقیقت ج*و اس*ت ،ب*ه وی*ژه ه آ*نچ*ه ب*ا *ز*ن*د*گی *ا*و ا*ر*تب*اط د*ا*رد* و *م*ع*اد *از* *این *گ*ون*ه* در*ب*ار * ی *اش *ب*ا* د ب*د*ان*د *ک*ه *آ*ی**ا زن*د*گ * وض*و*عات *ا*س*ت* .ان*س**ان* می* *خو*اه* * م* وا*ه*د د*اش*ت*؟* ی دی*گ*ر*ی *خ * گ *پ*ای*ان *می *یا*ب*د ی*ا *پ*س از* آ*ن *ز*ن*د*گ * م*ر* * گو*ن*ه ا*س*ت؟* *زن*د*گی* چ* دگ*ی * ن *زن* * ک*یف*یت *ا*نتق*ا*ل ا *ز *ا*ی*ن ز*ن*دگی *ب*ه* آ* * آن ؟ آ*ی**ا *ل*وا*ز*م و *و*س*ای*ل *م*ورد* ن*ی*از * مر*حل*ه* ا*ی **اس*ت * آن* دن*ی*ا* چن*د * جه*ا*ن، دگ*ی ا*ی*ن * دن*ی**ا را* بای*د *در *ه*م*ان *ج*ا ت*هی*ه* ن*م*ود ی**ا *ای*نک*ه زن* * ت ن ج*ه*ان* *اس* * م*قدم*ه و *زم*ین*ه* س*از *خ*وش*ی* ه*ا *و ناخ*وش*ی* ه*ا*ی* آ * ه آ*خ*رت* *اس*ت*؟ پاس*خ *ب*ه* این* پرس*ش و *ب*ه *تع*ب*یری ا*ین *دنی*ا *مزرع* * ت ج*وی*ی آ*دمی را ت**ا ح*دی ه*ا* اس*ت *ک*ه می *توا*ن*د عطش حق*یق * فرو نشاند. دوم .ش*ناخت غ*ایت و ه*دف زن*دگی ب*رای انس*ان از اهمیت زی*ادی بر*خ*وردار* *اس*ت؛ ز*ی*ر*ا در *ش*کل گ*ی*ر*ی فع*ال*یت ه*ا و اع*م*ال انس*ان نقش مهمی دارد. انس*انی ک*ه م*رگ را پای*ان زن*دگی خ*ود می دان*د ،رفت*ار خ*ود را ب*ه ظی*م* *می *کن*د* ک*ه ب*ه ه*ر* ط*ر*ی*ق* *ممک*ن* *نه*ا*یت ل*ذت را در* گ*ون*ه ای* *تن * *را ا*ین* *دنی*ا* ب*بر*د* و تن*ه*ا ن*یا*زه**ا *و* خ*واس*ته *ه*ای* *ز*ن*د *گی* *د*نی*وی* *خ*ود * ت*أمی*ن* *کن*د*** .ام*ا *ک*س*ی ک*ه* *ب*ه* *ز*ن*دگی* *جاود*ان*ه* *ا*ع*تق*اد *د*ارد* ،برنا*م*ه ز*ن***دگی* دنی***وی خ***ود ***را ب***ه گون***ه ***ای س***ا*مان می بخش*د ک*ه ه*ر چ*ه بیش ت*ر ب*رای زن*دگی جاودان*ه اش س*ودمند باش*د* و از *س*وی *دیگ*ر *،س*ختی ه*ا و ن*اک*امی* ه*ای زن*دگی دنی*ا ،ا *و را دلس*رد *و ناامی*د ن*می کن*د *و پیوس*ته *در راه کس*ب س*عاد*ت و کم*ال ابدی می کوشد. منابع شناخت در باب معاد منابع شناختی که دراختیار آدمی قرار دارد، عبارتند از: .1علوم تجربی .2علوم عقلی .3علوم عرفانی .4علوم وحیانی اینک به اجمال به بحث در باب این منابع خواهیم پرداخت از آنج*ا ک*ه مع*اد در قلم*رو ع*الم غیب ق*رار دارد، ه ق*را* *ر ن*می گ*یر *د و *نم*ی ت*و*ان*د* س *و ت*ج*رب* * موض*و*ع ح* * م ع گ*ردد*** ،ز*ی*را* ک*ه *عل*و* * ی وا*ق* * مو*ض*و*ع عل*و*م ت*ج*ر*ب * * از ر حس *و تج*رب*ه ان*د** .بن*ابرای*ن مع*ا*د * مب*ت*نی ب* * تج*رب*ی * قلمرو و علوم تجربی خارج می باشد. عل*وم تج*ربی در قلم*رو ع*الم غیب ،مجب*ور ب*ه رد*ه ان*د* ،در* ه م*رگ *را* تج*رب*ه ک* * ن ک* * ت اس*ت* .آن*ا * س*ک*و * د ا*ز د و آن*ان *ک*ه* د*ر ای*ن ع*الم* هس*تن * م نی*س*تن * ن ع*ال * ای * کیفیت مرگ بی اطالعند. بن*ابراین نمی ت*وانیم از طری*ق عل*وم تج*ربی نس*بت ب*ه چگ*ونگی مرگ و مراحل بعد از آن ،آگاهی پیدا کنیم. هر چن*د ک*ه پدی*ده م*رگ و مع*اد انس*ان موض*وع عل*وم تج*ربی ق*رار می*ا*ن *د *وب*اره *زن*ده *و *س*رس*بز* *ش*د*ن گ*یا*ه*ان ه آ*د * هم* * ی گ*ی*ر*د و*لی* * *نم* * مس*تا*ن *ط*را*وا*ت خ*ود* *را *ا *ز را* *ن*ظ*ار*ه *می *کن*ن*د* *.د*رخت*ان*ی *ک*ه *در *ز * ی ه*س*تن*د** ،دو*ب*ا*ر*ه د* *ر ت نب*ا*ت* * ی *ف*اق*د *ح*ی*ا* * ه و *ب*ه* ت*عب*یر * د*س*ت* داد* * د* *.ول*ی ز م*ی *ش*ون * دا* ک*ر*ده* *و *ش*ا* *دا*ب *و* *س*رس*ب * حی**ات* پی* * *فص*ل* به*ا*ر * خ وط* *ب*ه م*ع*ا* *د ا*ن*س*ان *اس*ت* .ال*ب*ت*ه* د*ر ط*و*ل *ت*اری* * ث *م*ا *مرب* * ب*ح * ی و ب*ر*خ*ی از* ا*ف*را*دی *ن*ظ*یر* حض*ر*ت *اب*ر*اه*ی*م و *ح*ض*رت *عیس* * *دن د ک*ه *ب**ا ح*س *و چش*م س*ر* ،دو*ب*ار*ه زن*د*ه *ش * پ*یر*و*ان ا*و ب*ود*ه ا*ن* * ه*نم*وده ا*ن*د ولی ا*ین م*وار*د ،مص*داق حی*وان*ات* و* انس*ان* ر*ا مش*اهد * * اع*جار بوده و*ویژگی تک*رارپذیر*ی و*آزمون پذ*یری را فاق*دند. عل*وم فلس*فی ک*ه اب*زار آن عق*ل و اس*تدالل عقالنی ت *الل ب*ه ک*ل*ی*ا*تی* *از *جه*ان *آ*خ*ر * اس*ت* ،ق*ادر* *اس*ت* *ب*ا* اس*تد* *دس*ترس*ی *پی*د*ا *کن*د* *.ب*ر*ای *م*ث*ا*ل ا*ص*ل* مع*ا*د و *ج*ا*ودانگی* خت* جزئی*ات* *نف*س را* ا*ثب*ات نم*ای*د *و*لی در *م*ورد* ش*ن*ا * *ر زی * ج*ه*ان* پس* ا*ز م*رگ ،ن*ا**تو*ان ا*س*ت *.و آد*می* ،ن*اگ * ا*س*ت ب*رای *آگ*ا*هی از *جه*ان آخ*رت* ب*ه م*نب*ع *و حی*ا*تی چشم بدوزد. در ط*ول ت*اریخ عارف*ان و اولی*ا الهی وج*ود داش*ته ان*د ک*ه ت*قبل*ی**،نس*ب*ت*ب*ه* ع*ا*لم**آخ*رت**و ی*ا ب*ا* ا*ب*زا*ر* ش*ه*و*د* و ر*وی * ی ر*اکس*ب *نم*وده* *ان*د* ،و*ل*ی ا*ین ع*ا*لم غی*ب* *آگ*اه*ی ه*ای * آگ*اهی ه*ا جنب*ه ش*خص*ی د*اش*ته *اس*ت* ،و در *اختی*ا*ر همگان قرار نگرفته است. البت*ه این آگ*اهی ه*ای عرف*انی ،ب*ه ش*رطی ب*رای دیگ*ران ه ی*ا* عص*مت *وا*ج*د*ین ش*ه*و*د ا*ثب*ات ش*ده مع*ت*بر* اس*ت *ک* * ن ک*ا*مًال*اطمی*ن*ان داش*ته ن ک*ه ب*ه یافت*ه* ه*ا*ی آن*ا * باش*د و *ی*ا ای * باشیم. راه کس*ب ش*ناخت ص*حیح و تفص*یلی در ب*اب مع*اد غیب، ب خد*اون*د ک*ه*ع*ا*لم* ه*از*ان * ی ا*س*ت ک* * وح*ی و* تع*الی*م *انبی*ا* ا*ل *ه * ه مخ**تل*ف *اس*ت ب* * ق انس*ا*ن *و *ع*وا*لم * ق *و *خ*ا*ل * *و *ق*ا*د*ر* م*طل* * ت* .چ*ن*ین* آم*و*زه *ه**ای*ی از ه*ر ه ش*ده *اس* * ن *ارزا*نی* د*اد * *ان*س*ا * ن بیش*ت*ر بحث ه *مص*ون *اس*ت *.بن**اب*را*ی * خط*ا *و ا*ش*ت*با * *گو*ن*ه * ه از تعا*لی*م انب*یا* ال*هی است*. ها*ی* در*باب*م*عاد بر*گرف*ت * اهتمام قرآن به موضوع معاد پس از توحی*د ،موض*وع مهمی ک*ه ق*رآن ب*ه آن اهتم*امی وی*ژه دارد ،مع*اد اس*ت .ش*مار آی*ات ق*رآن درب*اره جه*ان پس از م*رگ بیش از 1400 آی*ه اس*ت و این تع*داد آی*ه ،نش*انگر اهمیت مع*اد اس*ت .مع*اد ،م*ورد اهتم*ام هم*ه انبی*ای الهی ن*یز ب*وده اس*ت .اص*وًال دع*وت ب*ه دین ،در ص*ورتی معن*ا دارد ک*ه زن*دگی پس از م*رگ ج*زء اص*ول اساسی آن باشد. اینک به برخی از آیات قرآن در این باره اشاره می کنیم: آی*ا گم*ان کردی*د ش*ما را بیه*وده آفری*ده ایم ،و ب*ه سوی ما بازگردانده نمی شوید؟! آی*ا انس*ان می پن*دارد ک*ه هرگ*ز اس*تخوان ه*ای او را (پس از متالشی شدن) جمع نخواهیم کرد؟! آری ،ق*ادریم ک*ه (ح*تی خط*وط س*ر) انگش*تان او را م*وزون و م*رتب ک*نیم( .انس*ان در مع*اد ش*ک ن*دارد) بلک*ه می خواه*د (آزاد باش*د و بی ت*رس از دادگاه قیامت) تمام عمر گناه کند. این آی*ات عالوه ب*ر اینک*ه ب*ه مع*اد اش*اره دارد ،ب*ه دلی*ل انک*ار آن ن*یز اش*اره می فرمای*د و نش*ان می ده*د ک*ه علت انک*ار مع*اد این اس*ت ک*ه آدمی می خواه*د راه ب*ری گناهک*اری او ب*از باش*د؛ زی*را اگ*ر کس*ی ب*ه مع*اد اعتق*اد داش*ته باش*د ،پیوس*ته م*راقب رفت*ار و ک*ردار خ*ود اس*ت و گن*اه و نافرم*انی نمی کند. بن*ابر آی*ه ای دیگ*ر خداون*د هنگ*ام هب*وط آدم ب*ه زمین ،فرمود: فرود آیی*د ک*ه ب*رخی از ش*ما دش*من ب*رخی دیگری*د، و ب*رای ش*ما در زمین ن*ا هنگ*امی (معین) قرارگ*اه و برخ*ورداری اس*ت .فرم*ود :در آن (زمین) زن*دگی می کنی*د و در آن می میری*د و (در رستاخیز) از آن برانگیخته خواهید شد. این ن*وع خطاب*ات درب*اره مع*اد و هنگ*ام هب*وط آدم ،نش*انگر مع*اد *در م*ی*ان فرزن*دان خ*ود دی*ش*ه * م*أ*موریت* *آدم ب*ر اش*اعه* ان * است. بن*ابر آی*ات ق*رآن ،حض*رت ن*وح در هم*ان ح*ال ک*ه ب*ا ش*رک و شه* مع*اد* *را**ب*ه ص*ور*ت ص*ریح *بت**پ*رس*تی**مب*ا*رزه* م*ی ک*رد ،ان*دی * وا*س*ت ک*ه *از *خ*دا طل*ب ی *خ * *پی*ش *م*ی کش*ید *و *از *ق*وم خ*و*د م * چن*ین*نقل*م*ی فرم*اید: آ*مرز*ش ک*نند* .ق*رآن*سخن*ن*وح ر*ا * خداون*د ش*ما را مانن*د گی*اهی از زمین رویانی*د ،س*پس ش*ما را ج می ن ب*ا *ز *می گ*ردان*د و* ب*ار* *دیگ*ر* ش*ما *ر*ا خ*ار * ب*ه ه*م*ان *زمی * سازد. دع*وت ب*ه مع*اد در ت*ورات کن*ونی بس*یار ان*دک مط*رح ش*ده ه زن*د*گی د*ن*ی*و*ی *آن*ا*ن *اس*ت و ش*اید* م*ی*ل ب*اط*نی* *ق*وم *یه*و *د *ب* * ت مع**اد* را *از* ت*ور*ا*ت *ح*ذف *کن*ن*د*؛ ام*ا ر*ا وا*د*اش*ته* اس*ت ت**ا *آی*ا* * ق*ر*آن *مس*أ*له *مع*اد ر*ا *از زب*ان ح*ض*ر*ت م*وس*ی *(ع*) ب*ا* تأ*ک*ی*د تمام نقل می کند: و موس*ی گفت :من ب*ره پروردگ*ارم و پروردگ*ار ش*ما پن*اه می ب*رم از ه*ر متک*بری ک*ه ب*ه روز حس*اب ایم*ان نمی آورم. بن*ابر آی*ات ق*رآنی ،حض*رت عیس*ی (ع) در هم*ان روز ک*ه ب*ه دنیا آمد ،از معاد یادکرد و فرمود: سالم ب*ر من ،در آن روز ک*ه متول*د ش*دم و آن روز ک*ه می میرم و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد. بدین س*ان ،از مجم*وع آی*ات ب*ر می آی*د ک*ه در دی*دگاه ق*رآن، *اع*تق*ا*د ب*ه* *مع*ا*د* از *اص*و*ل ا*س*اس*ی تع*ا*ل*یم ا*نی*ای *ال *هی* اس*ت *و این می تواند دلیل نقلی بر وجود معاد نیز باشد. وابستگی معاد به روح مع*اد ارتب*اط تنگ*اتنگی ب*ا حقیقت انس*ان دارد و ه*ر حق*ی*قت انس*ا*ن *پذ*ی*رفت*ه ش*و*د ،د* *ر نظر*ی*ه *ای *ک*ه در *ب*اب * ی *و چن*ان *ک*ه *گ*ذ*ش*ت* *،معن*ا*ی *لغ*و * ر *می *گ*ذار*د* *. ن ت*أث*ی* * ا * ن ت *و زن*د*ه* ش*د * ی م*ع*اد* *عب*ار*ت اس*ت* *ا*ز با*ز*گش* * *الح* * ا*ص*ط* مع*ا*د* ب*رمی* *آ*ی*د ک*ه* ب*ای*د آ*د*می پ*س *ا*ز *م*ر*گ* .از* م*ع*ن**ای* * ر ت ک*ن*د* .ا*گ* * ح*قی*قت *ث*ا*بت*ی *در *انس*ا*ن *با*ش*د *ک*ه* با*ز*گش* * حق*یقت* ث*اب*ت ر*ا *ب*ا*ور ن*ک*نی*م* ،نمی *ت*وان*یم *ت*ص*و*ر ص*حی*حی ا*ز* مع*ا* *د ب*ه *ان*دیش*ه *آو*ریم* *.اگ*ر انس*ان* ب*ه *کلی ن*ا*ب*ود *ش*ود* ی *ب*ا *او *و ا*نس**ان* *جد*ی*دی *پد*ی*د آ*ی*د* ک*ه هی*چ وج*ه* *مش*تر*ک * ن اولی*معنا* ندار*د*. ت انسا* * *ند*ارد *،با*زگش* * از این رو ،از بحث ه*ای الزم در ح*وزه مع*اد ،بحث درب*اره حقیقت وج*ود*ی دو* س*ا*حتی اس*ت* *: ت* *.از *دی*دگ*اه ق*ر*آن* ا*نس*ا*ن ،م * ان*س*ا*ن اس* * ه ن*ام *نفس ی*ا ر*وح *انس*ان*ی*. قی* *ب* * ی و ح*قی * ت*رکی*بی ا*ز ب*دن *م*اد* * ت *ک*ه *ب*ا* متالش*ی *ش*د*ن* *ب*دن م*ا*دی* ت *ان*س*ان* هم*ا*ن ر*وح *ا* *و اس* * حق*یق * * ح ح*تی *د*ر ط*و*ل ده *ا *س*ال *زن*دگی *دنی*و*ی ن ح*ق*ی*قت* ر *و * ی *اس*** .ای* * ب*اق * ه *اعض*ای *ب*دن* آ*د*می* ت*غی*ی*ر کن*د ت *و *ب*ا*قی* ا*س*ت** ،ه*ر چن*د* *ک* * ا*نس*ان *ث*اب * ن وح*دت و* ش*خص*ی*ت ی*ا* *عض*و *جدی*دی ب*ه آن* پیون*د *ش*ود* .انس*ان* ا*ی * طا*ناپذیر*د*رک*می کن*د. یخ * ت را* با ع*لم* حضور * ثاب* * بس*یاری از فیلس*وفان دالیلی را ب*رای غ*یر م*ادی ب*ودن روح مط*رح ه *آن *اش*ار*ه ش*د ا*ز ث ش*نا*خت *انس*ا*ن ب* * ون* *د *ر *بح * *نم*ود*ه **ان*د ک*ه *چ* * ذکر آن خودداری می کنیم. بن*ابراین ،مس*أله مع*اد ،رابط*ه ن*زدیکی ب*ا حقیقت انس*ان ت د*ار*د و* همچ*نین* رو*ش*ن ش*د* ک*ه *ا*نس*ا*ن *از *دو* س*اح* * ی و* ر*وح غ*ی*ر *م*ا*د*ی ت*ش*ک*یل* ش*د*ه* ا*س*ت. ب*دن م*ا*د* * ر م*ا*دی *ا*س*ت .ک*ه* در ن رو*ح* غ*ی* * حق*ی*قت *انس*ان** ،ه*م*ا* * * *تم*ام *د*ور*ا*ن *زن*دگ*ی* حق*یق*ت آ*ن ث*ا**بت* * *و *در* ل*ح*ظ*ه *م*رگ ز فر*ش*ت*ه *و*حی *آن* ر*ا ا*ز *انس*ان می *س*تا*ید *و *د* *وب*اره* ن*ی * حق*ی*قت* *ث*ا*بت** ،ملح*ق م*ی ش*و*د و* *می* ب*دن* م*ادی *ب*ه* آن * گ*و*یی*م هم*ا*ن ان*س*ان *گذش*ت*ه با *زگ*ش*ت نم*و*ده اس*ت*. هم*چ*نین ن*مو*ن*ه ه*ایی* از* م*ع*اد* *را ک*ه ق*ر*آن بی*ان* می *دارد، * م*ی توان*د ،شاهدی بر این مدع*ا با*شد. نمونه های مشابه معاد خداون*د در ق*رآن ب*ه نمون*ه ه*ای مش*ابه مع*اد اش*اره ت آن*ان *را* ه *خ*د*ا *،ق*د*ر * ر *دد* ک* * ی *ن*م*ای*د *ت*ا* *ر* *وش*ن* گ* * م * هم*ا*ن *گو*ن*ه ه کن*د * * ن *ه*ا را* زن*د* * ه ان*س*ا* * دا*ر*د ک*ه* د *وب*ار * ه اس*ت. ک*ه* خلقت *او*لی*ه آنه*ا ن*یز* ب*ه د*س*ت *خ*دا *ب*ود * یا این ک*ه نمون*ه ه*ا ،ش*اهدی اس*ت ب*ر این ک*ه د رن* * مع*اد* ر*ا بن*گ* * س پد*ی*ده * * ن ه*ا *ب*ه ط*و* *ر *ملم*و * ا*نس*ا* * ل ر چن*د* ک*ه *ب**ا *اس*ت*دال * د *،ه* * ت*ا* اط*مین*ان* *قل*بی* *پی*د*ا *ک*ن*ن* * ه خ*ود ای*ن ن ک* * ل ب*ه آن *رس*ی*ده *ان*د *.ی*ا *ای* * و *ت*عق* * ن*مونه ها ،به*تری*ن دلی*ل بر وقو*ع م*عاد*است. ابراهیم و احیای مردگان مفسران اسالمی نقل می کنند که ابراهیم (ع) از کنار دریایی می گذشت .مردی را دید که کنار دریا افتاده ،قسمتی از بدنش در آب و قسمتی دیگر بیرون است و حیوانات دریایی و خشکی از دو طرف ،هجوم آورده ،او را می خورند و اجزای بدنش از هم پاشیده اند .دیدن این صحنه ،او را به تفکر در معاد واداشت که چگونه بار دیگر زنده می شود ،از خدا خواست تا کیفیت زنده شدن مردگان را پس از متالشی شدن اجزای آنها ،برای او بنمایاند .شکی نیست که حضرت ابراهیم(ع) از طریق عقل و وحی به معاد آگاه بود و به آن ایمان داشت؛ ولی برای یقین بیش تر و اطمینان قلبی چنین درخواستی را مطرح نمود .قرآن در این باره می فرماید: به یادآور ،هنگامی که ابراهیم گفت :خدایا به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می کنی؟ خدا گفت :مگ*ر ایم*ان نی*اورده ای؟ ع*رض ک*رد :چ*ر؛ و*لی* می خ*واهم* قلبم *آر*امش *یاب*د** .خ*دا ف*رم*ود* :پس ذبح * چه**ار* *پرن*ده* *ر*ا *ا*نت*خ*اب* *کن و* آن*ه*ا ر*ا (پس *ا*ز* طع*ه *قط*ع*ه ک*ن* (*و د* *ر *هم *بی*ام*یز*) *،س*پ*س *ب*ر ک*رد*ن *) ق * ه*ر *ک*و*ه*ی *پ*ار*ه *ای *از *آنه*ا را* بگ*ذار* *.آن*گ*اه *آ*نه*ا* را* ی آین*د* ،و* ب*دا*ن ک*ه ف*را*بخ*وان*؛ ش*تا*با*ن ب*ه* س*وی* ت*و* م * خدا توانا و حکیم است. در روای*ات آم*ده اس*ت ک*ه این چه*ار م*رغ عب*ارت بودند از :طاووس ،کبوتر ،خروس و کالغ. از این آی*ه ب*ه خ*وبی ب*رمی آی*د ک*ه خ*دا ،در روز *تالش*ی ق*ی*امت* ،ق*ادر* *اس*ت *ان*س*ان ه*ا را *بع*د* ا*ز م * شدن بدنشان ،دوباره زنده کند. زنده شدن ُعَز یز عزی*ز ی*ا ب*ه تعب*یر ب*رخی روای*ات ارمی*ا ،ک*ه از انبی*ای ب*نی *و *اس*ر*ائیل *ب*ود* *،هن*گ*ام *س*ف*ر د*ر* ح*الی* *ک*ه ب*ر* مر*ک*ب*ی *س*وا *ر *ب*ود * ق*د*ر*ی غ*ذ*ا *و *آ*ش*ام*ی*د*نی* هم*ر*اه *دا*ش*ت* ،از* *کن*ار ی*ک *آ*ب*ا *دی* ه ب*ود و* ه د*یو*ا*ره*ا*ی آ*ن *،ب*رس*ق*ف ه*ا*ی* آن *ف*ر*و ر*یخ*ت* * گذ*ش*ت* ک* * اج*س*اد و *اس*تخ*وان ه*ا*ی پو*س*یده س*اکنان آ*ن ب*ه *چش*م م*ی* خ*ور*د .وق*تی ای*ن منظ*ره وحش*ت* زا را *دی*د ،گفت* :چگون*ه خداوند این مردگان را زنده می کند؟! البت*ه این س*خن از روی انک*ار و تردی*د نب*ود؛ بلک*ه از س*ر تعجب ن *خ*د*ا *ب*و* *د و *از ذ*ی*ل *آی*ه* *ک*ه *می* ب*ود* .ا*و *یکی* از *برگزی*د*گا * *وان ر *ه*م*ه *چ*یز* *توا*ن*ا* *اس*ت»* *می *ت * ه *خ*د*ا *ب* * «م*ی *د*انم *ک* * ف*رما*ی*د** * : ه *او* *از *ا*بت*د*ا *ب*ه م*ع*اد آ*گ*اه* *ب*وده *اس*ت* *و **از* *س*ر دری*ا*فت *ک* * تع*جب*س*وا*ل*ک*ر *ده* اس*ت *.خ*دا*ون*د ب*رای *رف*ع**تع*جب**،ج*ان ا*و را* گ*ر*فت* و* ص*دس*ا*ل *بع*د ز*ن*ده* اش* ک*ر*د و* از* ا*و پ*رس*ید** :چق*د*ر *در* ا*ین ب*یاب*ان*ب*وده* ای؟*ا*و پن*داش*ت*ک*ه ز*م*انی**ان*دک*در آ**نج*ا د*رن*گ کرده است .بیدرنگ در جواب عرض کرد :یک روز یا کم تر! به او خط*اب ش*د :ص*د س*ال در اینج*ا ب*وده ای .اکن*ون ب*ه* *غ*ذا *و **آش*امید*نی* خ*ود *نظ*ر*ی *ب*یف*کن و *ب*بین چگون*ه* ی در *آ*ن* ن *خ*د*ا*ون*د* ه*یچ *ت*غی*یر* * د*ر *ای*ن *م*د*ت* *ب*ه *فرم*ا * ی *ای*ن*ک*ه ب*د*ا*نی* ص*د *س*ا*ل* از* پی*د*ا* نش*ده ا*س*ت*؛ * *ول*ی ب*را * م*رگ ت*و**گذش*ت*ه* اس*ت** *،نگ*ا*هی *ب*ه* م*ر*کب* خ*ود* *ب*ین*دا*ز* و رگ* آن را ه و م* * ب*ب*ین* ک*ه* *از* هم *م*تالش*ی *و* *پراک*ن*ده* ش*د* * ه *اس*ت* .س*پس *نگ*اه *ک*ن و *ب*بی*ن هم* م*ت*ف*رق س*ا*خ*ت * از * * ی آوری*م *و زن*ده* چگ*ون*ه *اج*ز*ای* پراکن*ده *آ*ن را گ*ر*د م * * ی ک*نی*م .عزی*ز در ا*ین هنگ*ام گ*فت« :می *دا*نم ا*ش م * ر چیزی توانا است». که*خداوند بر ه * اصحاب کهف فرم*انروایی ب*ه ن*ام دس*یوس (=دقی*انوس) در س*الهای 251-249م .ب*ر روم رو**تش* ا*ف*زو*ده* *ش*د* ،ب*ا *الل * *و ج*ب * ر ش*و*کت* *،ج* ن ب* * ح*ک*وم*ت *می* *ک*رد** .چ*و* * م *را *ب*ه *اط*اعت* خ*و*د را*ن *ق*و * وب*ی*ت* ک*ر*د * *و س* * م *ا*دع**ای* *رب* * ر چ*ه* *تم*ا * سر*کش*ی* ه* * * ف*ر**ا خ*و*ان*د** .ه*ر *کس* *خ*د*ای*ی* ا *و ر**ا می *پ*ذیر*ف*ت* ،م*ال* ف*را*و*ان* *ب*ه او* می ب*خش*ید می* کش*ت** .گ*رو*هی* ا*ز ج*وا*ن*ان می* ک*رد** ، ر ک*س *ر*ا ک*ه* *از ا*و* *پ*ی*روی* ن* * *و ه* * را*ی ف*ر*ا*ر *ا *ز *دس*ت* ح*اکم *جب*ا*ر ** ،ش*هر* را* *ب*ه* ب*ه*ان*ه* ش*کار *ت*رک* کردن*د *پا*ک*د*ام*ن ب* * د و* ب*ه* *آ*ن *پ*ن*ا*ه *بردن*د** .مش*یت* ه *غ*ا*ری *ر*س*ی*دن* * را*ه د*اش*تن*د* .ب* * ز *هم* * *و س*گی* *ن*ی* * ما*نن*د* *.پس ب *ب* * ه *ح*الت* خ*و*ا * ل د* *ر *غ*ار ب* * ن *ت*عل*ق* *گ*ر*فت *ک*ه ** 309س*ا * *ال*هی* *ب*ر* *ا*ی * ر *درن*گ *ن*ک*ر*ده *ان*د** .ق*را*ر *ش*د *یکی م *رو* *ز *بیش* ت* * ا*ز بی*د*ار*ی** ،پ*ند*ا*ش*ت*ن*د* ی*ک *ی*ا *نی * ر هم*ه چ*یز را *از* آ*ن*ان *ب*رای* تهی*ه* *غ*ذا ب*ه* ش* *هر* ب*رو*د* *.او *پ*س *از* ور*ود *ب*ه ش*ه* * ه *کل*ی* *د*گ*رگ*ون* ش*د*ه* ب*و*د. ر *ب* * تغ*ی*یر *ی*اف*ت*ه *د*ی*د* .قیاف*ه م*رد*م *و او*ض*اع ش*ه * م*اجر*ایی *ب*رای*ش پ*ی*ش *آم*د* *و او *را* ن*ز*د پ*ادش**اه* بر*دن*د و *د* *ر ن*ه*ایت *فهمیدن*د ک*ه چن*د* *ص*د *س*ا*ل پ*یش* ن*اپدی*د ش*ده ان*د*؛ *ز*ی*را *حادث*ه ا*و *ا*ز *کس*ا*نی* ا*س*ت ک*ه د*ر* * ل و *ا*حی**ان*ًا در* کت*اب ه*ا*ی *ت*اریخ ث*بت ش*ده ناپدی*د* ش*د*ن آ*نه*ا *س*ین*ه ب*ه* س*ینه* *نق* * بو*د. مردم ش*هر ب*ا مش*اهده این حادث*ه ،درس ب*زرگی درب*اره مع*اد آموختن*د: ن *در ر*وز* رس*تا*خ*یز ا*م*ر* آس*ان *اس*ت. ن *مر* *دگ*ا * د * زی*را ف*همی*دن*د *ک*ه *ز*ن*ده* ش* * قرآن در این باره می فرماید: بدین س*ان م*ردم را متوج*ه ح*ال آنه*ا (اص*حاب که*ف) ک*ردیم ت*ا بدانن*د چ ش*کی نیست*. و*عده*خد*ا*حق ا*س*ت و**(د *ر*فرا*رسید*ن) قی*امت*هی * زنده شدن مردگان به دست عیسی (ع) آی*ات ق*رآن ،ب*ه روش*نی داللت دارن*د ک*ه حض*رت عیس*ی (ع) مردگ*ان را ب*ه اذن *خ*دا *زن*د*ه می* *ک*ر*ده و* *نابی*نای*ان ر*ا *ش*فا می *بخش*ی*ده *اس*ت .ق*رآ*ن می فرماید: (ب*ه خ*اطر بی*اور) هنگ*امی را ک*ه خداون*د ب*ه عیس*ی بن م*ریم گفت :ی*ادکن *دس * ه ت*و* *ر*ا ب*ه روح *ال*ق ه ب*ه ت*و *و م*ا*درت* *ب*خش*ی*دم*؛ *زم*ا*نی *ک* * *نع*م*تی ر*ا *ک* * زر*گی *(ب*ا *و*حی)* ،ب*ا*مردم س*خن ه در* *گ*اهوا*ره* *و ه*نگ*ام ب* * م ک* * تق*و*یت ک*ر*د * کم*ت و*تو*رات*و* *ا*نجی*ل ر*ا *ب*ه ت*و* *آم*وخ*تم *و بوح* ه کت*ا * ی *ک* * م * ی *گف*تی* *و *هنگ*ا* * م * * رن*د*ه*م*ی س*اخ*تی*و د*ر ن*من* ،ا *ز*گ*ل*چ*یزی*ب*ه ص*رت**پ * رم*ا * هف* ه*نگ*ا*می**ک*ه*ب* * مبتال د *و ک*و*ر *م*ا*درز*اد و * ن من *پرن*ده ای *م*ی ش* * آ*ن *می *دمی*د*ی *و ب*ه *فرم*ا * ه من* ،ش*ف*ا می دا*دی *و م*رد*گ*ان ر*ا *ن*ی*ز ب* * ب*ه *بیم*اری *پیس*ی ر*ا ب*ه *اذن * * فرمان من*زنده می کردی .*... رویش گیاهان رویش گیاه*ان پس از خش*کی و م*ردگی ،مانن*د زن*ده ش*دن انس*ان پس از ن ان*س*ان *ه*ا* هم*وا* *ره* *د* *ر پی*ش *چش*م*ا* * ه* * ن *پدی*ده *،ک* * گ *اس*ت** .تأم*ل د*ر *ا*ی * م*ر * س *ا*ز *م*رگ، ت خ*و*د پ* * حی*ا* * ی ا*س*ت ت*ا* *ب*ه *ا*مک**ان* * ی آ*ن*ا*ن *ک*ا*ف * خ *می* *ده*د* ،ب*ر*ا * ر* د* .ق*رآن در ن *پدی*د*ه ع*ادی و *م*تع*ار*ف غا*فلن* * ی بس*یا*ری از ای * پی ب*برن*د؛ ول * این باره می فرماید: به آث*ار رحمت الهی بنگ*ر ک*ه چگون*ه زمین را بع*د از م*ردنش زن*ده می ز مت*) اس*ت *و او *ب*ر *هم*ه چ*ی * ه *مردگ*ان *(*در قی*ا * ن *کس*ی ز*ن*د*ه *کنن*د * *کن*د؛ *چ*ن*ی * توانا است. زمین را (در فص*ل زمس*تان) خش*ک و م*رده می بی*نی؛ ام*ا هنگ*امی ک*ه آب می* ر *وی*د *و ا *ز ه*ر رس*تیم** ،ب*ه ح*رکت* در* می *آی*د *و* * ن ف*ر*و *می *ف * ب*ار*ا*ن ب*ر آ* * دا* *ون*د خ* دا*نی*د)* * ن *ب*ه س*بب* *آ*ن *ا*س*ت *ک*ه * *(ب* * ن *زیب*ا *می *ر*و*یان*د* .ا*ی * ع *گ*ی*اه*ا * ن*و * ح*ق اس*ت و* او *اس*ت ک*ه مر*دگ*ا*ن را ز*ن*ده می ک*ن*د و ب*ر *ه*ر چ*ی*ز ت*وان*ا است. برای کس*انی ک*ه ب*ه حج*بیت ق*رآن ب*اور دارن*د و آن را معج*زه جاوی*دان می ر آ*ن* دارد*ک*ه مع*اد، مع*اد *،ب*ه *رو*ش*ن*ی*داللت ب* * ه * دانن*د* ،این ن*مون*ه ه*ای *مش*اب * امر ممکن و شدنی است و خدا بر انجام آن توانا است. براهین عقلی معاد هم*ان ط*ور ک*ه قبًال اش*اره ش*د بیش ت*ر بحث ه*ا در ب*اب مع*اد ،بای*د از آم*وزه ه*ای وحی*انی گرفت*ه ش*ود؛ ولی عق*ل ه*یز ت*ا ح*دی می توان*د کلی*اتی را در ب*اب مع*اد از جمل*ه وج*ود مع*اد را اثب*ات نمای*د ه*ر چن*د همین ب*راهین عقلی را می ت*وان در ق*الب بره*ان نقلی ن*یز بازآفری*د .این*ک ب*ه ب*رخی از آنه*ا اش*اره می کنیم: برهان فطرت فط*رت ب*ه معن*ای ن*وع آف*رینش اس*ت؛ یع*نی انس*ان ب*ه گون*ه ای آفری*ده ن *و ب*ق*ا دارد * *و ا*ز* نیس*تی* *و *فن*ا* ب*یزا*ر* می*ل ب*ه *زن*د*گی* *ج*ا *وی*دا * ش*د*ه *ا*س*ت *ک*ه * *ای ن ی**ا س*ر * ت جا*وی*د*ا * اس*ت* .د*نی*ا *،ش**ای*س*ت*گی **اب*د*یت* ن*د*ار*د** .بن*ابرای*ن* ،حی*ا* * دا*ش*ت*، آخ*رت و*مع*اد ،ض*ر *ور*ی*خوا*ه*د*ب*ود؛*ز*ی*ر*ا*اگ*ر*مع*اد*و*آ*خ*ر*ت وج*ود ن * ل و بیه*وده ن باط* * طل*بی اب*دی*ت *خ*واهی *د *ر نه*ا*د انس*ا* * ل ب*ه ب*ق*ا *و ج*او*دان* * می* * ب وج*ود *داش*ته باش*د، ب*و *د مم*کن نیس*ت* ک*ه در فط*ر*ت آ*دمی می*ل* ب*ه آ * ولی آبی در کار نباشد. برهان حکمت خدا حکیم و بی نی*از مطل*ق اس*ت و هیچ ک*ار لغ*و و بیه*وده ای انج*ام نمی ش ه*ر *موج*و* *د *ده*د .آ*ف*ر*ینش* ا*و گ*زا*ف* *و ب*ازیگ*ری *نیس*ت* .ا*ز* ا*ین رو* *،آف*ری*ن * ه *ب*ه *کم*ا*ل ی *ب*ر* *ن*ه*ا*ده *ا*س*ت* ک* * ه *گو*ن*ه ا * ل *آ*ن *ر*اب* * ز *ش*ر*ای*ط *رش*د *و *تک*ام* * *و *ن*ی * ن اس*ت؛ *یع*نی رس*د* .بن*ابرا*ین ،نظ*ام آف*ر*ینش *،نظ*ام* *احس* * ب خ*و*د ب * طل*و * م * *ده ری * ن آف * ی مث*ا*ل* ،اگ*ر* گیاه*ان *و* جان*دا*را * به*ت*ر از آ*ن قا*ب*ل *تص*و*ر ن*یس*ت .ب*ر*ا * *ذای ی امکان*ات و ش*رای*ط من*اس*ب حی*ات آنه*ا *از *قبی*ل ن*ور و غ * ش*وند ،ول * الزم ف*راهم نباش*د و ب*ه س*رعت از بین برون*د ،چ*نین آفرینش*ی لغ*و و بیهوده است. از س*وی دیگ*ر ،در انس*ان می*ل ب*ه ج*اودانگی و همچ*نین ی او *وج*ود* ح غ*یر م*ا*د* * ی *و بق*ا ب*را*ی * *رو* * ق*اب*لیت ج*او*دان*گ * ی ه ز*ن*دگی *ب*را * *دا*رد* .ح*ال* *اگ*ر ش*را*یط *و ب*س*ت*ر ا*ی*ن گ*ون* * د *ب*ود. ه *خو*اه* * و و *ب**یه*ود * او* *ف*ر*اه*م *نب*ا*ش*د** ،آف*ری*نش *ا*و لغ* * ی ن*ی*از ** ،خ*ا*لق ان*س*ا*ن *را ه *خ*دا*ون*د *ح*کی*م و* ب* * و *ا*ز *آن*ج*ا ک* * ب*ر*ای *ج*ا*ودا*ن*گی *انس*ان *م*هی**ا ن*م*ود*ه *اس .بن*ابر*این** ،غ*یر ن*ن*ی*ز*وج*و*د دا*رد ی جاو*ی*دا * از**دنی*ا*ی م*اد*ی و م*وق*ت* ،س*را* * ی د*ر آنج*ا* جاو*ی*دان *زن*دگ*ی کن*د* .آی*ات ق*رآن ،ک*ه ک*ه آدم * شا*ره دا*رند**،عبا *رت*ند*ا *ز : ره*ان ا * بر*ا*ین ب * آی*ا گم*ان کردی*د ش*ما را بیه*وده آفری*ده ایم ،و ب*ه س*وی ب***********************ا*ز م***********************ا نمی گردید؟! برهان عدالت از ص*فات خداون*د ،ع*دل اس*ت و آف*رینش او ن*یز ب*ر ع*دالت اس*ت؛ چن*ان ک*ه ر (ص *) و امیرالمومنین(ع) ب*ر این حق*یقت تصریح کرده* اند: پی*امب * به عدالت است که آسمان ها و زمین برافراشته شده است. خداون*د ب*ه هیچ انس*انی ظلم نمی کن*د و ب*ا هم*ه انس*انها ب*ه ع*دالت رفت*ار می کند: بی گمان ،خداوند هیچ ظلمی به مردم روا نمی دارد. با این هم*ه ،م*ا در جه*ان می بی*نیم ک*ه اس*نان ه*ای ب*ا فض*یلتی ب*ه پ*اداش *ال ن ه*ای* ش*رو*ری* *ن*یز *ب*ه کی*ف*ر ا*عم * ا*عم*ال *خ*ود* ن*رس*ید*ه ان*د* و د* *ر *مقاب*ل* ،ا*نس*ا * ه ن *بی * *گن*اه * *را* *کش*ت * *ه *ه*ز*ار*ا* * چگ*ون*ه* می* ت*و*ان *کس*ی* ر*ا ک خ*و*د **نم*ی رس*ند* * . ک*ه ر می* م*ان*د** .ب*ن**اب*را*ی*ن** ،از* *اس*ت* ،مج*ا*ز*ات *ک*ر*د؟ *! بس*یا*ری *ا*ز جن*ای*ات* ا*و ب*ی* کی*ف* * آ*نج*ا ک*ه* * *دن*ی**ا *،ظ*رف*یت* ت*ح*ق*ق *ع*دا*لت * *را* ن*د*ا *رد* و **از* *ط*رف*ی *دیگ*ر چ*ون خ*د*ا ل اس*ت *و در *ح*ق هیچ *ا*نس*انی* *ظ*لم* رو**ا نمی* دارد* *و *در پی*ش*گ*اه *ا *و ع*اد * عم*لی *را* *ب*ه* ر * ن *ب*ا* نی*ک*ان *برا*ب*ر *نیس*تند *پ*اد*ا*ش *و *کی*ف*ر* ه* * س*ت*م*گرا*ن *و *ب*د*کار*ا * ری* باش*د *ک*ه ع*دالت* خ*د*ا را* ب*ر ت*اب*د *و د *ر آ*نج*ا تن*اس*ب می *ده*د** ،ب**ای*د جه*ان دی*گ* * پ*اداش و کیف*ر ه*رکس بن*ابر عملش داده ش*ود .امیرالموم*نین (ع) در این باره می فرماید: خداوند دنیا را نه برای پاداش دوستانش پسندید و نه برای کیفر دشمنانش. آی*اتی ک*ه ب*ر این حقیقت داللت دارن*د و گ*واهی می دهن*د ک*ه *خدا*ون*د* تبه*ک*ار*ان *و ص*الحان* ر*ا براب*ر نمی* دان*د، عبارتند از: آی*ا م*ا کس*انی را ک*ه ایم*ان آورده ان*د و عم*ل نی*ک انج*ام ی زمی*ن یک*س*ان ق*را*ر می* *د*اد*ه *ا*ن*د ب*ا م*فس*د*ان در* و * دهیم؟! آی*ا ب*ا پرهیزک*اران و تبهک*اران ب*ه یکس*ان رفت*ار می کنیم؟! خداون*د در این آی*ه ب*ا لحن تعجب آم*یزی تس*اوی در کیف*ر رم*ای*د و آ*ن *را* ب**ا ع*دل* ال*هی* *و پ*ادا*ش *را *ا*نک*ار می* ف * سازگار نمی داند. آی*ا کس*انی ک*ه م*رتکب کاره*ای ب*د ش*ده ان*د پنداش*ته ان*د ما*نن*د* *کس*ان*ی ق*رار* *م*ی *د*هی*م *ک*ه* *ایم*ان *آورد*ه* ه آن**ان* ر*ا * * ک* * ی شا*ی*س*ت*ه* ک*ر*د*ه*ان*د *(*ب*ه* *ط*و*ری* ک*ه*)**زن*د*گی *آن*ه*ا و و کا*ره*ا * ی کن*ند! مر*گشان یک*سان باشد*؟! چه*بد داو*ری م * . برهان معقولیت دیگ*ر از راه ه*ایی ک*ه آدمی می توان*د ب*ه حق*انیت مع*اد راه یاب*د ،بره*ان *اد عن*و*ان* «*د*ف*ع *ض*رر *محت*م*ل»* *ی * م*عق*و*لیت *ا*س*ت ک*ه د*ر *گ*ذش*ته* از *آن *ب*ا * * م اع*تق*اد *ب*ه *مع*ا*د *ر*ا کن*ا*ر ه*م* مع*اد *و ع*د* * می* ک*ردن*د* .اگ*ر آ*د*می* *اعت*ق*اد *ب*ه * ه اعتق*اد ب*ه* ه *کن*د* ،پی* *می ب*رد* ک* * *بگ*ذ*ار*د و* مز*ای*ا *و* مع*ا**یب* ه*ر *ی*ک *ر*ا *مح*اس*ب * *ع*اد م*ع*اد* *از *رجح*ا*ن *ب*ی*ش *ت*ری *بر*خ*و*رد*ار* ا*س*ت* .بن*ا*بر*این* *اع*تق*ا*د *ب*ه م * م*عق*ول *ت*ر اس*ت* .ان*س*ا*ن ه*ر ج*ا *ا*حت*م*ا*ل ض*ر*ر و خس*ا*رت *م*اد*ی* *و د*نی*وی* ی *کوش*د* و عق*ل* ،در *چ*ن*ین* م*وار *دی* بده*د *،ب*ا ت*م*ام ت*و*ان *د*ر رف*ع آ*ن م* * فر*م*ان *ب*ه *احت*ی*اط* می *ده*د*؛ م*ثًال ش*م*ا *ع*ازم *ک*وه پ*ی*م*ایی* *هس*تید* و قص*د* م*ا *بگوی*د *،ش**ای*د *م*وانعی* ن *رو *ز برگ*ردی*د*؛ ام*ا *اگ*ر *ک*س*ی ب*ه* ش* * هم*ا * دا*ر*ی*د *د*ر * وق*ع *ب*رگ*رد*ی*د *،ش*م*ا *چ*ون *ا*حت*م*ال ت*أخیر ب*ر*ای ش*م*ا پیش *آ*ی*د ک*ه* نت*وان*ی*د *ب*ه* م * ی و* می *د*هی*د** ،آب و غ*ذا*ی *الزم ب*ا *خ*ود* می بری*د* ت**ا مب*اد*ا ا *ز گر*س*نگ * ن پی*ا*م*بر ک*ه *ب*ه راس*ت*گوی*ی ش*هرت* تش*ن*گی ب*ه *س*خ*تی *اف*تی*د* .ح*ال* ،ه*زارا* * د*اش*تند* ،ب*ه* آد*می خ*بر* داد*ه ان*د ک*ه* رو *ز عظیم *و و*اقع*ه ا*ی تک*ان* دهن*ده* و ر در پی*ش اس*ت* .آی*ا انس*ا*ن نبای*د اح*تی*اط *کن*د و *وس*ایل *الزم را دنی*ا*یی دیگ* * از س*ر احت*ی*اط ب**ا خ*ود ب*برد؟ اگ*ر د*نی*ای د*یگ*ر *نب*و*د ک*ه* ض*رر نک*رده ا*یم و اگ*ر* ب*ود* – ک*ه د*الی*ل *قطعی ن*یز ب*ه *آن *گ*واهی *می دهن*د – کس*ان*ی ک*ه* ب*ا آ*مادگی الزم*نرفته*اند*،زیا*ن می* کنند. ام*ام رض*ا(ع) در روای*تی در گفت و گ*و ب*ا ف*رد منک*ر معاد به همین معنا اشاره می فرماید: یکی از زنادق*ه وارد مجلس*ی ش*د ک*ه ام*ام رض*ا (ع) ر ود***:ا*ی*م*ر*د *! ا*گ* * ن حض*ور* *دا*ش*ت* .ا*م*ام*(*ع)*فرم* * در**آ * ع ور*ت*ی ک*ه *د* *ر *و*اق* * *اع*تق*اد *ش*ما* ص*ح**یح* ا*س*ت *– در ص* * مس*ا*وی *نی*س*تی*م *و نم*ا* *ز*، ت *– *آی**ا *م**ا *و *ش*م*ا * * ن ن*یس* * چ*نی * ت *و ا*ق*را*ر *و تص*دی*ق* ،زی*ا*نی *ب*ه م*ا *نمی *رو*ز*ه *،زک*ا* * م در *اد*ام*ه* ر*س*اند؟* *م*ر *د س*اک*ت *ش*د** .س*پس *ام*ا* * *ه ور*تی ک * رم*ود * :اگ*ر ا*عتق*اد* م*ا* ب*ر* ح*ق* با*ش*د *– در* ص* * ف* ر ح*ق اس*ت – *آ*ی**ا چ*ن*ی*ن ن*یس*ت د*ر واق*ع *اع*تق*ا *د م*ا *ب* * ی رسی*د و ما به رست*گاری؟ تم * هالک * که* شم*ا به * منکران معاد و انگیزه انکار قرآن بی*ان می دارد ک*ه منک*ران مع*اد زن*دگی را منحص*ر ب*ه این دنی*ا می دانن*د ی پندارن*د، نم * جه*ل *چ*نی* * هی*چ د*لیلی ندارن*د؛ بلک*ه ا*ز س*ر * و ب*ر* ای*ن *ادع*ای خ*ود** ، قرآن می فرماید: آنه*ا گفتن*د :غ*یر از زن*دگانی دنی*ایی م*ا (دنی*ای دیگ*ری) نیس*ت؛ می م*یریم و ن *ب*ه ای*ن س*خن ک*ه م و م**ا را ج*ز *ط*بیع*ت *هالک نم*ی کن*د* .آن*ا * *زن*د*ه می ش*و*ی * می گوین*د علیم ندارن*د؛ بلک*ه تنه*ا ح*دس می زنن*د (و گم*انی بی پای*ه دارند). البت*ه ب*رخی می دانن*د ک*ه ب*ا اعتق*اد ب*ه مع*اد ،دیگ*ر نمی توانن*د ب*ه امی*ال ی مع*اد* را* ا*نک*ار م * ن رو * مع*ه عم*ل *ب*پوش*ان*ند* *و از ای* * ی *خ*و*د *جا * ن*فس*انی* و* *ش*هو*ان * کن*ن*د* *.آن*ان* *می خو*اهن*د* ر*اه *ب*رای* گنا*هک*ا*ری* ب*ا*ز *ب*اش*د و* *در* فس*ا*د* *و خوش*گذرانی ه*ر چ*ه بیش ت*ر غوط*ه ور ش*وند و اگ*ر ش*بهه ای را مط*رح می کنند ،بهانه ای بیش نیست .قرآن می فرماید: (انس*ان در مع*اد ش*ک ن*دارد) بلک*ه می خواه*د (آزاد باش*د و بی ت*رس از *قی*امت) د *ر تم*ام عم*ر *گن*اه *کن*د* .از ا*ین رو (ب*ا لح*نی *انک*ا*رآمیز) می پرس*د: قیامت کی خواهد بود؟ اینک به برخی از شبهات در این باره اشاره می نماییم. شبهه اعاده معدوم برخی پنداش*ته ان*د ک*ه حقیقت انس*ان همین ب*دن م*ادی اس*ت ک*ه ب*ا ض *ک*ه *آ*ف*ر*ین*ش جدی*دی ر ف*ر * مت*الش*ی *ش*دن*** ،از* *بین* خ*واه*د ر*فت *و* ب* * * ون*د*ی *ب*ا* *آف*ری*نش *ن*خس*ت*ین ن*د*ارد؛ بلک*ه ب*ر*ا*ی *ا*نس*ا*ن* ص*ور*ت پ*ذ*یرد** ،پی* * *ان*سا*ن دی*گر*ی*خوا*هد بو*د* .ق*ر*آن*د*ر*این**ب*اره* می* فر*مای*د *: از تعب*یر «در زمین گم ش*دیم» برداش*ت می ش*ود ک*ه آن*ان گم*ان ز در زمین ه *آ*ن *ن*ی* * ت ک* * قی*قت* ان*س*ان* هم*ان جس*م **اس* * رد*ه* ا*ن*د ح * ی ب* * م * * *ش*ود*؛ و*لی *خ*داو*ن*د می *ف*رمای*د ** :د *ر لح*ظ*ه *م*رگ** ،ف*رش*ته* *گم* می *ش*و ه حق*یق*ت ش*م*ا هم*ا*ن اس*ت ی س**تا*ند *ک* * م*رگ** ،ج*ا*ن* *و ر*وح* ش*م*ا *را *م * ه ب*ا *بازگش*ت ی می ش*ود* *ک* * *متالش* * و *آن هم* ب*اقی* *اس*ت *و* تنه*ا *ب*دن* * هد* د*اد*. ود* ا *دا*مه*خوا* * ت خ* * ی ماد*ی**،انس*ان *،ب*ه حیا* * *اج*زا* * شبهه قدرت فاعل برخی منک*ران مع*اد ،ب*ه دلی*ل جه*ل ب*ه مق*ام رب*وبی تص*ور ک*رده ان*د ک*ه ی *ب*دن ه*ا*ی *زن*ده *کن*د *و* *ب*ه *پ*ادا*ش* و *کیف*ر ا*عمال*ش*ا*ن *ب*رس*ا*ند* ،با*ی*د ا*ج*ز*ا * د *و* هم*ه*اعم*ا*ل *خ*و*ب* *و *ب*د* *بن*دگ*ان*را ص ده* * م *تش*خی * *بی* ش*م*ا *ری* را* *ا*ز ه * ب ب*ا*آ*نه*ا*پ*اد*اش*و*کیف*ر* مت*ناس* * د ت*ا * ش* ل ب*ه*ی*اد*دا*ش*ته*ب*ا * می*لی*و*ن ه*ا*س*ا* * د*ر * ه هم*ه ا*ین *اج*ز*ای *ب*د*ن ه*ا* *و بده*د و* چگون*ه امک*ان *دا*ر *د ک*ه خ*د*ا* ،ب* * اعمال انسان ها آگاه باشد؟ این ش*بهه را کس*انی مط*رح ک*رده ان*د ک*ه علم خ*دا را ب*ا علم خ*ود م ند*اش*ته ه اج*زا*ی *ع*ا*ل * د و *تص*و*ر د* *رس*تی *ا*ز *عل*م *خ*دا *ب* * *قی*اس ک*ر*د*ه *ان* * ن ب*ه *این م*نک*ران ی*اد* آور *می ش*ود ک*ه خ*داون*د ب*ه هم*ه چ*یز ان*د *.ق*رآ * علم دارد: قطع*ًا م*ا می دانیم آنچ*ه را زمین از ب*دن آنه*ا می کاه*د و ن*زد م*ا کت*ابی است که همه چیز در آن محفوظ است. آف*رینش و ب*رانگیختن (و زن*دگی دوب*اره) هم*ه ش*ما (در قی*امت) همانن*د یک فرد بیش نیست؛ خداوند شنوا و بینا است. از این آی*ه ب*ه خ*وبی ب*ر می آی*د ک*ه خداون*د ش*نوا و بین*ا اس*ت؛ یع*نی *دنی ی ه**ا و د*ی * *از* کاره*ا*ی* بن*دگ*ان* *آگ*اهی* ک*ام*ل *د*ار*د .ب*ن*اب*را*ین* ،ش*نید*ن * ر اس*ت و *ا*ز *ا*ین *جهت* هی*چ مش*ک*لی* در* گا*ه او ح*اض* * ه*ا*** ،در *پی*ش* * حسابرسی اعمال بندگان وجود ندارد. شبیه این پاس*خ در گفت و گ*وی فرع*ون ب*ا موس*ی (ع) ب*ه چش*م ی *خ*ورد* .موس*ی (ع*) فرع*و*ن ر*ا ته*دی*د* ک*ر*د ک*ه ع*ذ*اب *اله*ی ب*رای* م * *کس*انی *ا*س*ت ک*ه* *پی*ا*مب*ر*ان* را *تک*ذیب ک*نن*د* .در* این *هنگ*ام ،ف*رع*ون، پرسشی را مطرح ساخت: فرع*ون گفت :پس تکلی*ف نس*ل ه*ای گذش*ته چ*ه خواه*د شد؟! یع*نی اگ*ر خ*دا هم*ه م*ا را زن*ده و ب*ه اعمالم*ان رس*یدگی می کن*د، ه م*ر*د*ه و* ن*ا*بود *ش*ده* ان*د چ*ه *می پس* وض*ع انس*ان *ه*ا*ی *پی*ش*ین* ک* * شود؟ موسی (ع) فرمود: علم آن ،در کت*ابی ن*زد پروردگ*ار من اس*ت .پروردگ*ارم ن*ه خط*ا می کند و نه فراموشی دارد. پایان
سایر • تحقیق و پژوهش • الهیات، دین و معنویت • علوم انسانی و علوم اجتماعی
دانلود پاورپوینت معاد
60,000 تومان