آموزشتحقیق و پژوهش

دانلود پاورپوینت معانی ولی

دانلود پاورپوینت معانی ولی

اکبر شیرزادی

معاني ولي : *نايب *محبوب *قرب *پهلو *سرپرست *مربي *ناصر *نگهبان *همراه *سامان‌دهنده *غالب *ضد دشمن *همسايه *داماد *آزادكننده *متكفل *سلطان *باران *تدبيركننده *قدرتمند *مالك *سيد (بزرگوار) *منعم (نعمت‌دهنده) *منعم عليه (نعمت داده شده) *هم قسم *هم پيمان *عبد (انا عبد من عبيد محمد) ولي وال نصير (بقره )107 معبود :الله ولي الذين آمنوا هادي و من يضلل فلن تجد له وليًا مرشدًا سرپرست من ُق ِتل مظلومًا فق جعلنا لوليه سلطانًا (اسراء)33/ معاني مولي: *رب (انا رب االبل) *مالك (ولي عصر) *سيد و بزرگوار *منعم *معتيق :آزادكننده *ناصر نعم المولي و نعم النصير *محب *تابع موّلي عليه *جار (همسايه) *ابن عم (پسرعمو) *حليف (هم قسم) *آزاد شده *صيهرُ :ص هر :داماد *منعم عليه *متصدي *مدبر *حاكم *دوستدار عالمة طباطبايي واالصل في معناها (ولي ـ موالي ـ والي) ارتفاع الواسطة الحائل بين شئين بحيث ال يكون بينهما ما ليس غيرهما (الميزان )6 / حضرت امام (رحمة‌الله عليه) هم همين معني را در مصباح الهدايه آورده است. حج 62 وجوده من اعرف االشياء و كنهه في غاية خفاء هستي او بديهي است اما چيستي او بر احدي روشن نيست. -2واليت خليفة‌الله الف :معصوم *تكويني *تشريعي ب :غيرمعصوم *تكويني *تشريعي َِو اليت: -1قرب و دوستي (ِو اليت) -2حاكميت (َو اليت) واليت: الف :تكويني *خلق كردن *ميراندن *مسخ كردن *شفا دادن موضوع واليت تکويني : *جمادات *نباتات *حيوانات *انسان‌ها *مجردات ب :تشريعي (وضع قوانين) *در رابطه با خداوند *در رابطه با مخلوقات *در رابطه با خود *مخالفة الطرفين (خواهر برادري (پدر فرزندي) -2حقيقي (اشراقي) :واليت از نوع اعتباري نيست بلكه از قسم حقيقي است يعني يك طرف نقش در حدوث طرف ديگر دارد .مانند ما كه نسبت به تصورات خودمان چنين نقشي داريم. *عام (اقرب اليكم من حب الوريد) *خاص (ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ) *اخص (قرب من الحسنين) *عام (فالله هو الولي) *خاص (الله ولي الذين آمنوا *اخص (اّن ولي الله الذي نّز ل الكتاب و هو يتولي الصالحين) واليت و َو اليت نه تنها تباين نوعي دارند بلكه جامع حقيقي دارند. -1معجزه *مدعي :نبوت يا امامت يا حقانّيت خاص *دعوت‌كننده :دعوت‌كننده به توحيد و معارف الهي -2كرامت *نه مدعي است *نه دعوت خاصي دارد مانند مؤمني كه در حق كسي دعا مي‌كند. -4اهانت (خرق عادت برخواسته از واليت كاذبه (شيطاني) واليت: -1رحماني *معجزه *كرامت *معونت -2شيطاني (اهانت) *طلسم *جادو *بستن بخت *مريض كردن *قتل نفس و ... الف :تشريعا والله يهدي من يشاء الي صراط مستقيم - بقره213/ ليس عليک هداهم و لکن الله يهدي من يشاء بقره273/ حج16/ان الله يهدي من يريد انک ال تهدي من احببت و لکن الله يهدي من يشاء و هو اعلم بالمهتدين -قصص56/ زمر23/و من يضلل الله فما له من هاد اّناهديناه السبيل اّم اشاکرا و اّم ا کفورا انسان3/ انعمت عليهم ذلک الکتاب ال ريب فيه هدي للمتقين بقره2/ ما کناان ال نتوکل علي الله و قد هداناسبلن و لو الفضل الله عليکم و رحمته مازکي منکم من احد و لکن الله يزّکي من يشاء – نور21/ به «بسم الله الرحمن الرحيم »است کريم است که دريايي که موال به «بسم الله الرحمن الرحيم »است وبيم است که عارف فارغ از به «بسم الله الرحمن الرحيم »است وميم است کنوزي کان الف و به «بسم الله الرحمن الرحيم »است عالم عميم است که لطفش برهمه خوشاآن مرغ الهوتي که باآوازداوودي همي اندرپريدنها بودرروضه رضوان دل داناحسن آن بيت معموري است کاندروي خداداردنظرهاو مالئک راست مسکنها عالمه حسن زاده آملي (مدظله العالي) اي رهنماي گمشدگان اهدناالصراط اهدناالصراط اي نورچشم راهرو از شارع هوي وهوس پانمي کشيم اهدناالصراط گاهي در اين وگاهد بگذشت عمردر لعب و لهو و بيخودي اهدناالصراط شايد تدارکي بتوان والية الله ب :تکويني شوري9/ فالله هو الولي شوري28/ وهوالولي الحميد بقره107/ له ملک السموات و االرض له ملک السموات واالرض ...هويحيي و يميت اعراف 158/ فرقان 2/خلق کّلشي ان کل من في السموات و االرض االآتي الرحمن عبد علق93/ قل من بيده ملکوت کلشي مامن دابة االهوآخذ بناصيتها (زمام اختيارش) توبه/ قل لن يصيبنا االماکتب الله لنلهوموالنا هود123/ اليه يرجع االمرکّله هود/ ماتوفيقي االبالله عليه توکلت اليه انيب حضرت يوسف به خداوند عرض مي کند «واالتصرف عني کيدهن اصب اليهّن (من به سوي آنهامايل خواهم شد)واکن من الجاهلين ان الحکم اال لله عليه توکلت يوسف68/ مالهم دونه من ولي و اليشرک في حکمه احدا کهف26/ حج78/ واعتصموا بالله هو موالکم آيينه پنهان مي شود نيست شدچون آيينه حسن دلبرالجرم وي نمايان مي شود هرصفات دلبري د ايکه مشکلهابکارت هست پندم گوش کن تسليم آسان مي شود مشکل صدساله د گردوصد تدبير در امري به پيش آري صغير تقديرشدآن مي شود آنچه در روز ازل اال تا خويشتن بيني نبيني روي جانان را کندخورشيدتابان را بلي ابراز نظرپنها صغيراصفهاني18/ بيابان را خودارناخوانده اي مپرس توئي آنکس که حق گويد نفخت فيه من روحي ازآنکوخواندقرآن را بسي جاي شگفت است اينکه بينم از تو اي انسان فرمان شيطان را که باآن روح رحماني خط پرگاردوران نقطه اي اندر ميان دارد مرکز،مشوسرگشته دوران را بجو آن نقطه اگرآن نقطه را جوئي برو اندر پي دائر()1 امکان را مدار گنبد گردون نظام مل زقرب و بعد آن نقطه است کايددر ميان صحبت وصل و هجران را بيا سازند اهل دل چوش صغير اصفهاني8/ روزي که آفريد تراصورت آفرين آفرين در آفرين توبه خود گفت هرگزنيافريد چو تو صورت آفرين اين صورت آفرين بر صورت آفرين و بر )1نقطه عشق نمودم بتوهان سهو مکن دايره بيرون باش )2عدددائر پنج است (الله -محمد -پنج تن) ورنه تابنگري از منتهي * انت الهي و سيدي و موالي اغفر الوليا و کف عنا اعدائنا و اشغلهم * ان اذانا و اظهر کلمة الحق و اجعلها العليا وادحض کلمة الباطل و اجعلها السفلي *نعم المولي و نعم النصير * نعم المولي و نعم الوکيل و ال تقولن لشيئ اني فاعل ذلک غدا اال ان يشاءالله کهف 24/ ليس لها (للنفوس) من دون الله ولي و ال شفيع ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله ارسلناک : شاهدا مبشرا نذيرا داعيا الي الله باذنه سراجا منيرا هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين هوالذي بعث في االميين رسوال منهم يتلوا عليهم آياته و يزکي و يعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفي ضالل مبين نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت صد مدرس شد به غمزه مسئله آم وجود مقدس امام حسن عسکري (عليه السالم): لوالمحمد و االوصياء من ولده لکنتم صيادي کالبهائم تعرفون فرضا من الفرائض بحاراالنوار376/75 تمتم مهمانان ،ابوايوب با کمتر از سه من گندم و يک گوسفند و زند کردن گوسفند پايان مهماني توسط پيامبر اکرم (ص) سبزشدن درخت خشک سير طائف با طائف آب وضوپيامبر(ص) شق القمرچسبيدن سنگ بدست ابي جهلافتادن سنگ در گردن ابي جهلتصرف تکويني پيامبر در حواس ابي جهل و وليد بنمغيره که داخل مسجد صداي پيامبر را مي شنيدند اما حضرت را نمي ديدند -تسبيح سنگريزه در دست حضرت وهو شفيع الکل في القيامه الکرامه عليه تاج ه کالمه القرآن و الفرقان لذاته عنوان وهو لسر فيه اصول الکلمات المحکمه الصحف المکرمه و کل ما في و فيه بالنص الصريح و االثر کبير مستطر کل صغير و دالئل االعجاز في آياته لذاته بذاته مصدق الجمال وليت شعري ما تقول الشعري رب الوري في مدح من ماد والشعر کالشعري رفيع المنزله لکن لعظم قدره ال قدر له آنانکه خاک را به نظر کيميا کنند آيا شود که گوشه چشمي به ما کنند الف) تشريعًا قال رسول الله صلي‌الله عليه و آله و سلم«:انا مد العلم و علي بابها و من اراد المدينة فليأت الباب» الصراط‌المستقيم 2/20 فمدينة العلم الذي هو بابه اضحي قسيم النار يوم و وليه المحب فعدوه اشقي البريه في لظي يوم حسابه قال رسول الله صلي‌الله عليه و آله و سلم«:انا مد العلم و علي بابها فمن اراد المحکمه فليأتها من بابها» اي دل فضائل اسدالله طاعت است مدح علي و آل شنيدن عبادت است بودن به ذکر حيدر کرار يک نفس حقاکه درمقابل صد سال طاعت اس گفتم که خدايا برکاتي بفرست گفتا که تو اّو ل حسناتي بفرست گفتم حسنات من بود حّب علي گفتا بجمالش صلواتي بفرست تا چند اي مدعي در فکر و تنبيه مهما تذّکرته فالعشق منسيه غوص و نظر تا به کي در بحر و در گلس الورد في حّده والدّر في منه دست از ترنج بشناس آنگه مالمتم کن فذلکن الذي لمتّض ني فيه واجب‌گر خوانمش العقل ينهاني ممکن گردانمش العشق يأبيه هندسه الممکنات مظهر باريه ت‌الله مولده هو الذي کان بي ‌ فصاحب البيت اورسي بالذي فيه پيامبر اکرم (صلي‌الله عليه و آله و سلم) هزار باب از ابواب علم را براي حضرت گشود که از هر بابي هزار باب گشوده شد. معاني‌االخبار 2/250و مهجه 8/276 تيغي که نشد غالف شمشير علي است از بعد گذشت چهارده قرن هنوز در آينة غدير تصوير علي است در عين علي عالمت ايمان است در الم علي لقاء حق تابان است درياي علي يافته‌ام قرآن را چون معني آيه آيه قرآن است «الخير في‌الدنيا اال الحدر جلين (رجٌل يزداد في کل يوم احسانًا ،و رجٌل يتدارک منيّته بالتوبه)»و َاّني که بالتوبه فوالله لو َس َجَد حتي ينقطع عنقه ما قبل الله منه عمًال اّال بواليتنا اهل‌البيت. مجموع ورام 2/137 خداوند است« .بّلغ» سخن گفتن امام با خورشيد. زنده کردن سام و حتي حضرت نوح براي قوم يهود زنده کردم ام فروه قشري از علماي شافعي در کتاب احسن الکبائرش مي‌نويسد: اميرالمؤمنين باالي بام منزل در 28سالگي خرما تناول مي‌کردند و سلمان در حياط خانه لباسش را مي‌دوخت .حضرت امير عليه‌السالم هسته خرما به طرف سلمان انداختند. سلمان گفت :شما جوان هستيد ومن از شما بزرگترم با من شوخي مي‌کنيد؟! الحجاز ادرکني سواري با شمشير شير را از وسط نصف کرد تو به پاس تشکر به سوار دسته گلي هديه کردي ...اين هم دسته گل». سلمان بي‌طاقت شد و خدمت پيامبر اکرم صلي‌الله عليه آله و سلم رسيد و گفت «:آقا من اوصاف شما را در انجيل خوانده بودم و مخفيانه مسلمان شدم. پدرم مطلع شد و نقشة کشتن مرا کشيد اّم ا دلسوزي مادرم مانع از اين امر شد و باالخره من مجبور شدم از منزل فرار کنم به دشت ارژن آمدم خوابم برد بيدار شدم ديدم نياز به آب دارم »... فرمود«:سلمان تعجب نکن، من وقتي از سفر معراج برگشتم علي عليه‌السالم اّو ل به من تبريک گفت و سپس از آنچه بين من و خد گذشته بود ،گزارش دارد .ضمنًا بدان از اّو ل خلقت تا آخر خلقت هر جا نّبي از انبياء يا ولي از اولياء دچار گرفتاري شده است به دست حضرت امير نجات يافته است». نفس الرحمن ،محدث نوري 27 ،و قطره .1/284 طاعته قبل له َتَبحَبح (ُاسکن) في اي الجنان شئت». قطره 2/22 قال الباقر عليه‌السالم«:من اراد َان يعلم کيف قدره عندالله فلينظر کيف قدر ابويه اال فضلين محمد و علي ت و سالمه عليهما». صلوا ‌ قطره 2/22 قال الصادق عليه‌السالم«:من دعي حق ابويه اال فضلين محمد و علي عليهما‌السالم لم يضره ما اضاع من حق ابوي نفسه و سامر عبادالله فاتَّه ما يرضيانهم بسعيهما». قطره 2/22 سالمه عليهما» قطره 2/23 قال علي‌بن‌موسي‌الرضا عليهما‌السالم«:اما يکرُه احُدکم َان ينفي عن ابويه و اّم ه الذين وَّلدُه قالوا بلي .قال فليجتهد َان ينفي عن ابيه و اّم ه الذين هما ابواُه اال فضل من ابوي نفسه» لک في يوم فصل القضا ما ال َيفي ما بذلته لهما بجزء من مآة الف جزء (من ذلک)» قطره 2/23 قال الصادق عليه‌السالم«:واليتي لعلي بن ابيطالب احب الي من واليتي منه الّن واليتي لعلٍّي فرض و والدتي من علي فضل» بحار 39/229و قطره 1/288

50,000 تومان