تعداد اسلایدهای پاورپوینت: 19 اسلاید بررسی واژه های مهم درس ، بررسی نکته های ادبی درس و توضیح جامع نکته های ادبی و زبانی.

فرهاد گلی خوشنامی

صفحه 1:
به نام خالق زیبایی ها ادبیات فارسی نهم بررسی شعر ستایش و درس اول نام دبیر: فرهاد گلی

صفحه 2:
نکته های تکمیلی برای بادگیری بهتر 53066 تعریف ادبیات: به مجموعه ای از سخنان منظوم و منثور که دارای قوه ی خیال باشند ادبیات گفته می شود. ‎ol om pee‏ يا شعو مور یمنی نثر یا نوشن ‎

صفحه 3:
یه 0 تعريف بيت: 0 به اين شعر دقت كنيد؛ ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز؟ لی یاد تو مونس روائم جز نام تو نیست بر زبانم

صفحه 4:
تعریف مصراع: هر بیت دارای دو قسمت است که هر قسمت ارای دو قسمت است که هر قسمت. یک «مصراع» نام دارد. پس کمترین مقدار سخن در شعر یک مصراع است.

صفحه 5:
و تکرارمی شوند « ردیف 6 می گویند. هر كه كه ياد روى تو كردم.جوان شدم

صفحه 6:
( قافیه: به كلمه هابى كه قبل از ردیف می آیند و یک یا چند حرف آنها مثل هم است قافیه گفته می شود. متال؛ هر چند پیر و خسته دل و نانوان_ شدم. . هرگه که یاد روی تو کردم. جوان شدم _ قافيه رديف قافیه . ردیف © همان طور كه كفته شد كلمه های شدم که مثل هم خوانده و نوشته شده اند و درآخر هر مصراع تکرار شده اند ودیف هستنداکنون دو کلمه ی « نانوان» و «جوان» كه قبل از ردیف آمده اند و سه حرف آخر آنها مثل هم است قافیه هستند. نکته: قافیه در شعر اجباری است اما رديف نه

صفحه 7:
یه 0 ‎JS‏ ‏ن) معنى و مفهوم واژه های مهم شعر ستایش = کیوان: ستاره زحل گردان سپهر: آسمان ناهید:ستاره زهره ستن: آماده شدن برای کار مهر:خورشید

صفحه 8:
A bf شعر در قالب مثنوی سروده شده است. نکته: طرز قرار گرفتن قافیه در شعر قالب شعر را مشخص می کند. قالب مثنوی: متنوی یعنی دوتا. دوتا * شعری است که هر دو مصراع آن با هم یک قافیه دارند.(هر بیت قافیه جداگانه دارد). مثال؛ به نام خداوند جان و خرد كزين برتر لنديشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزى ده رهنمايى همان طور که می بینید در بیت اول دو کلمه« خرد و برنگذرد» و در بیت دوم دو کلمه‌هجای و رهنمای» قافیه

صفحه 9:
به نام خداوند نام وخرد كزين برتر انديشه برنگذرد مت معنی بیت: به نام خدایی آغاز می کنم که روح و جان را به انسان بخشيده است.زیرا اندیشه ی انسان نمی تواند صفتی بالاتر از این را برای خن بيابد. خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای مت عداوند که صاحب تمام نام ها و مکان هاست وروزی دهنذةا و راهنماست: خداوند کیوان و گردان سپهر فروزندة ماه و ناهید و مهر ا اه تاره ها و آسمان است و روش بغش مله وستاركان و خورشيت / به بينندكان آفريننده را نبينى مرنجان دو بيننده را خداوند را با جشم نمى توان ديد. جشمان خود را در اين راه اذيت نكن. كن إف) د 4 ©

صفحه 10:
نیابد بدو نیز انديشه را که او برتر از نام و از جایگاه مفهوم بیت: فکر و انديشه ی انسان به جایگاه انسان راه نمی یابد زیرا نام و جایگاه خداوند بالاتر از هر چیزی است. ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را بباید بست معنى بيت: هيج کس خدا را چنان که شلیسته است نمی تواند ستايش کند. پس باید برای بندگی خداوند آماده شد. توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود

صفحه 11:
یه 0 دیده ای نیست نبیند رخ ‎Glad‏ تو را نيست گوشی که همی نشنود آوای تو را معنی بیت:آثار و نشانه های خداوند قابل درک و مشاهده هستند.

صفحه 12:
یه نکات ادبی درس اول بخشیدن ویژگی انسان به یک چیز غیر انسان را تشخیص می گویند. بعال غنچه هم گنت كرجه دل تنكم مثل لبخندبزخواهم شد كاش با ياد رهسپار شوم

صفحه 13:
se * تشبیه: شبيه كردن يا مانند كردن جيزى به جيز ديكر لس مثال: خورشید همچون گل آذ # در مثال بالا خورشید به گل آفتابگردان تشبیه شده است. ابكردان می درخشد. مشبه: کلمه ای که آن را به کلمه دیگر تشبیه می کنیم. مانند:خورشید مُشبه به: کلمه ای که مشبه را به آن تشبیه کردیم. مانند: آفتابگردان وجه شبه: ویژگی مشترک میان (مشبه و مشبه به) مانند: درخشیدن آدات تشبیه: وازه هایی که نشان دهنده ی شباهت هستند. مانند؛ مغل. چون, همچون» همانند . مانندو. مانندة همچون مراعات نظیر: آوردن مجموعه ای از کلمه ها که با هم تناسب دارند. مثال: توی گلدسته های یک نم روز و شب,زاثر حرم باشیم. (گلدستهگنبدزاثر و حرم) مراعات نظیر a

صفحه 14:
یه 9 معنی و مفهوم واژ ه های درس اول آفرینش:آفریده ها اقرار: اعتراف ‎ae)‏ ‏آنعام: چهارپایان ‎ee‏ حقه: جعبه حیران: سرگردان حیف: افسوس JS —o 3 2 ‏فكرت : فكر كردن‎ ‏کج رفتار: کسی که رفتار نادرست دارد‎ ‏كل صد برگ: نوعی گل سرخ‎ ‏گوی: توپ کوچک‎ ‏لیل: شب‎

صفحه 15:
a کت اززنتی کزین ال ۲ آفزیتتن «ومهجییته با زنتان آنتبع مت سب بامدادى كه تفاوت نكند ليل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار معنى: در صبح زود اول بهار كه طول شب و روز يكسان است رفتن به صحرا و ديدن زيبايى هاى فصل بهاردلنشين است. دانش ادبى: ليل و نهار: تضاد / نهار و بهار: جناس ناقص اختلافى / بامداد . ليل . نهار: مراعات نظير آفرينش همه تنبيه خداوند دل است دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار 2 تام بدینه های منیا برای بیدار کردن انسان است.کسی که به وجوه خداوند اعتراف نکند هیچ احسلسی تدارد دانش ادبی: خداوند . خداوند: تکرار | واج آرایی حرف« د » این همه نقش عجب. بر در و دیوار وجود هر که فکرت نکند. نقش بود بر دیوار معنى: اين همه آفريده هايى كه در جهلان وجود دارد.هركس به أنها فكر نكند مانند نقاشی روی دیوار است. ان 1 ادر ديوار: مراعات نظير /. مضراع دوم تشبيه دارد ههر کسن یه زیبایی تو فکر تکند تغبیه شده یه تقاشی روی "یوار “Zw & a

صفحه 16:
022 ِا ست 095 و دریا و درختان. همه در تسبیح اند نه همه مستمعى فهم كند اين اسرار معنی: تسام موجوتات نذا راستايقن من كتف ‎ja‏ ستونده ای نمی تواند این راز را رگ کند. خاش ادبی کوه : دریا + درخته مراغات نظیر | تعتخیتی دار خبرت هست که مرغان سحر می گویند: آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار معنی: آیا خبر داری که پرندگان در سحر مى گویند:ای انسان غافل از خواب نادانی و بی خبری بیدار شو؟ دانش ادبی: مرغان سحر می گویند: تشخیص / خواب و خفته و سحر: مراعات نظیر تا کی آخر چو بنفشه. سر غفلت در پیش حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار معنی: تا کی می خواهی مانتد گل بنفشه سرت پایین باشد(بی خبر باشی)حیف است تو که انسانی غافلی و بی خبر ولی گل نر گس سداراست: تانش ادبی: بتشه و نرگس: مراعات نظیر | تشبیه اسان به گل بتفشه اسر :در جناس | “Ww Y Y

صفحه 17:
= ِا 0 ها که تواند كه دهد ميوةٌ الوان از چوب؟ يا كه داند كه بر آرد گل صد برگ از خار؟ معنی: بجز خداوند بزرگ. چه کسی می تواند از چوب خشک میوه های رنگانرگ به وجود بیاورد و از خار گل های سرخ برویاند. دانش ادبی: گل و سوه وج تن عقل,حیران شود از خوشةزرین عنب فهم.عاجز شود از حقة یاقوت انار معنی: عقل از زیبایی خوشه ی طلایی انگور شگفت زده می شود و فهم از درک دانه های انار که مانند یاقو تی سرخ است. ناتوان است. دانش ادبی: پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز ماه و خورشید مسخر کند و لیل و نهار معتی:لو خدایی پاک و بی عیب است که با فرمان خود ماه و خورشید و شب روز را مطیع و فرمانبردار خود کرده است. دانش ادبی:

صفحه 18:
a تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او همه گوبند و یکی گفته نیاید ز هزار معنی: همه ی موجودات تا روز قيامت از بخشش و لطف خدا می گویند درحالی که یکی از هزاران لطف او گفته نمی شود نعمتت بار خداياء زعدد بیرون است شکر انعام تو هرگز نکند شکر گزار معنی: ای خدای بزرگ نعمت های تو قابل شمارش نیست و هیچ انسان شکر گزلری نمی تواند شکر نعمت های تورا به جا بیاورد. دانش ادبى: نى سعدياء راست روان كوى سعادت بردند راستى كن كه به منزل نرسد كج رفتار معنی: ای سعدی, انسانهای درست کاربه سعادت و خوشبختی رسیدندبنابراین تو هم کارهای درست انجام بده زیرا انسان های بدكار به هدقشان نمی رسند. 022 كه ‎w °‏

صفحه 19:
J. = Y بررسی حکایت: «سفر » معنی و مفهوم واژه ها؛ آسیاب: دستگاهی که غلات را آرد می کنند. پیوسته: هميشه ساعتی: یک ساعت, مدتی, بير: شيخ مرشد( اینجا متظور ابوسعیدابوالخیر است) درنگ کردن: توقف کردن معرفت: شناخت: علم این حکایت تاکید بر خویشتن شناسی دارد یعنی انسان باید به شناخت واقعی که همان شناخت خود است بپردازد. «آسیاب» نمادی از انسان آزاده ای است که همیشه مراقب حال و احوال خویش است و آن چه را در شان انسانی خود نمی داند از خود دور می سازد.

39,000 تومان