دارای 13 اسلاید

nothadi

13 صفحه
728 بازدید
13 شهریور 1400

برچسب‌ها

صفحه 1:
شیمی کاربردی تاریخ و تمدن اسلام و ایران

صفحه 2:
استعمار 9 استعمار كر ان بسحث در بلب«استعمار و استعمارگران»بحثی کهنه شدنی نیست. چرا که استعمار هر روز با چسهره‌ای جدید. و تسرفندی‌نوسبه میدان می‌آیسو لین خود نیازبه بررسی و شناخت داردو ماء در لین مقال, به مسقتضای حال کوشیده‌ليم تا نقاب از چهره کریه استعمار برداریم و حقیقت آن را ناسانيم و اميد آن دارييم كه لين كامى هرجند كوجك. در راه افشای استعمار و استعمارگران باشد. ۱-معنی و مفهوم استعمار هنگلمی که کلمه«استعمار»را در آیینه لغتنلمه ملاحظه می‌کنیم. شلید آنرا زیباترین واژه‌ای بدانیم که يشر آن را وضع کرده است و آن بسین معناست که. ملتى از روی بشر دوستی و لطسف بزرگواری- بدون هیچ چشمداشتی-به سرزمین دیگر قدم می‌نهد و با نهایت تلاش به آبادانی آن می‌پردازد. و زملنی که لین کلمه را در آبینه واقعیت و در بستر تاریخ و زمان و جهان خارج. ملاحظه می‌کنیم. به یسقین زشست‌ترین و پلیدترین کلمه‌ای است که. تاکنین بشربه لّن دست یافته است وبه ّن تکلم می‌کند. کلمه‌ای که از شنیدن آن, نفسهای افراد بی‌شمای به شماره می‌افتصو افنسوس و آه از دلهایشان برمى خيزهو آن. سلطه ظالملنه و جنايتكارلنه ملتى بر ملت ديكر. براى جياول و غارت كردن آن است و اين تعبير. صددرصد با معنی حقیقی استعمار, مبائیت و مخالفت دارد.

صفحه 3:
— 3 سیر ۲-استعمار در بستر تاریخ: اگر بخواهيم اولین استعمارگران تاریخ را-که یا هدف غارت و چپاول بسه سوی ملتی دیگر تاختند. و سلطه شوم و سیاه خود راء بر آنها افکندند-بشناسیم. بايد به جند هزار سال پیش. هنگامی که فنیقیها در/۱۵۰۰ سال قبل از میلاد. از ساحل خلیج‌فارسب به سوی غرب و شسمال حسرکت کسردند وبه سواحل مدیترانه شرقی؛ کسوچیدند. مسدت دویسست سال. یعنی-تا/۱۳۰۰ سم امور تجارت مدیترلنه راء دربید قدرت خود قرار دادند و به هر شهر و سرزمینی که می‌رسیدند و منافعی برای خود در آن می‌دیدند. یسا آن را تسصرّف می‌کردند و یا از حکمرانان لّن برای تأمین منافع خویش امستیاز مسی‌گرفتند.«لبر ملله»مورخ معروف. درباره آنها چنین می‌گوید: «اهالی صیدا: مخصوصا در حوزه شرقی بحرالروم به دریانوردی و تجارت عمر سی‌گذاشتند.»و چون در مسقابل قبرس, که حس فراولنی دارد. قرار گرفته بودند. لین جزیره را ببه تصرف در آورده. و شهرهایی در آن ساختند.از آن جا به سواحل آسیای صغیر رفتند. و در آن جا هم داراالتجاره‌های مهم بربا کردند.شهر«رودس»را گرفتند. و نسام فنیقی بسدان گذاشتندپس از آن. نوبت‌به جزلیر«له»رسید.از هریک بهره‌ای بردند. مثلا از«پارسپ»سرمر, «مسلس» گوگرد و زاج. از«تازس»طلاء و از «سنتر»ارغوان می آوردند.بعدها قدری قدم را بالاتر نهاده. و معادن«لمنوس»و«ساموتراس»و«تازوس»را نسیز بسه کسار انداختنصو پس از چندی, دل‌به دریبا زده. از بغازها هم گذشتندبه به بعر سیاه رسیدند.و به قسفقاز و نواحی دورتر راه یافته. و فلزات قیمتی و نیز برده آوردند.» - فنیقیه حاشیه‌ای از شام است که در کنار و دنبلله ساحل فلسطین قرار گرفته. و حد آن از پیش آمدگی كوه كارمل .به بالا است.اين موضوع كه ليا اهللی آن جا. در زمان اوچ قدرت فنیقیها اهالی بومی بودند یا مهاجر معلوم نیست.

صفحه 4:
ب لهت استعمار و استعمار گرا ۳-عملکرد استعمار نو استعمار جدید در مدت کوتاهی که قدم‌به عرصه جهان گذاشته است. جز فساد و تجاوزبه توسعه‌طلبی و...چیز دیگر بسه ارمغان نیاورده است.هر روز در کشوری خبر از کودتای نظامی و یا ترور شسخصیتی جاسی و با مذهیی. بد گوش می‌رنن,قحطی و گزستگی در آفربقاء آسیا و-پیداد می‌کند: و هر روز جان بسیاری از انسانها را می‌گیرد. اینها و ب‌سیاری از مسسائل شوم دیگر را می‌توان جزء عملکرد استعمار نو ‎Sat‏ ‏در نخستین کنفرانس همبستگی مردم آسیا- آفریقا و آسریکای لاتین. که در روزهای سوم‌تا دوازدهم ژانییه ۱۹۶۶ در هاولنا تشکیل شد. قطعنامه‌ای درباره استعمار کهنه و استعمارنوبه تصویب رسید.و در آن. خلصتهای ‎bags‏ بررسی شد که در قسمتی از آن قطعنامه آمده است: امپریالیزم. برای تضمین ساطه‌اش سعی دارد تا ارزشهای ملی, فرهنگی و مذهبی مردم جهان سوم را نابود کند. و دستگاهی برای دوام سلطه خود تأسیس نماید.لین دستگاه شامل نیروهای مسلح ملی. پایگاه‌های نظامی. مراکز سرکوب محلی. امضای معاهده‌های سرّی نسظامی و تشکیل اتحادیه‌های تهاجمی منطقه‌ای و بین العللی است.آنها برایبه قدرت رساندن عروسکهای خود. از شیوه‌هایی چون کودتا و ترور رهبران سیاسی, هیچ ابلیی ندارنسو برای تثبیت سلطه اقتصادی خود. از وامهای فریبنده استفاده می‌کنند.در لین رابطه می‌توان از مژسسات«تحاد برای پیشرفت» «خوراک برای صلح»ویا در سطح بین العللی چون«صندوق بین المللی پول»و یا«بانک بین المللی ترمیم و توسعه»نام برد.

صفحه 5:
۴-اهداف استعمار گران: واقعيت لين است كه. هيج كاه استعمار كران درن نكذاشتملند و على رغم تبليغات يردامنهشان-كه حتى عدداى از انديشمندان غربى و شرقى راء تحت تأثير خود قرار دادهلند و در اظهارنظرهایشان. از خدمات خود به ملل استعمارزده سخن به ميان مى آوردند.و على رغم ادعاهاى بى شمارشان مبنى بسر بسشر دوستى و نوع برورى-ابدا قصد خدمتى در كار نبوده است.تاريخ سراسر ظلم و فساد و تباهی و تباهکاری استعمارگران. گواه صادقی است. که آنها جز جلب منافع مادی خویش. ز دیگری را نمی‌دیدند.و از انجام هر عملی که آنسها را به هدف نزدیکتر کند. دریغ نمی‌ورزیدند. برای تأّبید این گفته. بد نیست که شواهدی از استعمار قدیم و جدید ارلئه دهیم. تا مسطلب واضحتر شود و بر رسوایی استعمارگران, بیشتر بیفزاید. «آلبرماله»دربارهیونان می‌گوید: «اراضی ولقع در شمال دریای اژه. مسکن اقوام نیمه‌وحشی و جنگاوری بود که. بیگانگان را دشمن می‌داشتندمع للک لین نواحی جسنگل و مسعادن تسراس و قفقاز. و غلات و گله‌ها و صيد ماهیهای مأکول. مردم یونان را به این حدود ک‌شانید ». درباره هدف از توسعه‌طلبی یونان شده است: «نتیجه لین کلنیها بسیار خوب بود.اولا فرهنگ و تمدن یسونانی در سراسر مسدیترانه اشاعه یافت.ثانیا. از طریق لین کلنیها. آذوقه مردم یونان نیز تأمین می‌شد.و ثالثا مسواد خام از این کلنیها به دست می‌آمد ». آلبرماله. علت اصلی اکتشافات بزرگ را منفعت‌جویی و علاقه به تحصيل مال بیان می‌کند. وی همچنین درباره تهاجم آلمان به آفریقا می‌گوید: «علل استقرار آلمانیها در آفریقاء بسیداری احساسات ملی. بسط تجارت و افزایش سریع جمعیت بود ».

صفحه 6:
۵-شیوه‌های برخورد و نفوذ استعمارگران: استعمار گران برای نفوذ در ملتها وبه زانسو در آمسدن آنهاء از روشهای گوناگینی.به اقتضای زمان و مکان استفاده می‌کنند که در این‌جا به مهمترین آنها اشاره می‌کنیم: الف) تحقیر ملتهازیکی از مهمترین روشهای آنان تحقیر و پست شمردن ملت مورد تسجاوز اسست.این برخورد.به آنها امکان می‌دهد:اولا اذهان ساده استعمارزدگان را به خود جلب کنند. انیا انجام هر جنایتی را که منافعشان اقتضا کند. برای آنان سهل و ساده و قابل توجه توجیه جلوه می‌دهند.ژان پل سارتر در این‌بره می‌گهید: «در فرانسه و انگلستان, مکتب انسان دوستی, از جهلنى بودن اين طرز تفکر دم می‌زند.لما قزاقهای ماوراءبحار. اصل برابری انسانهای سراسر دنیا راسبه دور می‌اندازند. و درساره نوع بشر. مقررات خاصی را اجرا می‌کنند.از آن جایی که هیچ کس نمی‌تولند بدون ارتکاب جنایت. همنوعش را غارت کند. و او را به بندگی درآورد. ویا بکشد. لين قرّاقان. اصل را بر لين قرار می‌دهند که استعمارزده انسان نیست.ارتش. مأموریت پیدا می‌کند کمه ساکنان مستعمره راجه سطح میمونهای والا تبار پایین بیاورد. تا بتوان طرز رفتار حیولنی استعمارگر راء نسبت‌به آنها توجیه کرد.استعمارگر. تنها هدفش ناتوان ساختن لین انسانهای بنده و اسیر نیست. بلکه می‌کوشد آنها را از آدمیت‌به دور نگهدارد. و برای از بین بردن آداب و رسوم آنان, و جانشین ساختن زبانیهای خود به جای زبانهای ایسشان, و نابودی فرهنگشان از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند. » وقتی که استعمارگران قدم بسه خاک آفریقا گذاشتند. مردم آفریقا را انسانهایی وحشی و نیمه‌وحشی قلمداد می‌کردنسو کشیشان که منادیان استعمار بسودند. سیاهپوستان را مغضوبین پروردگار معرفی کردند. که بايد در خدمت سفیدپوستان در آیند. تا شاید خداوند رحمتی فرستد و آنها را عفو فرماید!! «آلبرممی»می گوید: «استعمار گران. ملتههای تحت سلطه خود را افرادی تنبل که هنوز به درجه انسانیت نرسیده‌اند و قدرت اداره شهر را ندارند. معرفی می‌نمودند ».

صفحه 7:
«ارگانسگی»این طرز نفکر اسنعمارگران را برای آنها آن قدر مهم نلقی می‌کند که آن را روح ‎ue‏ ‏می‌نامد و معنقد است که اگر اين طرز نفکر نبود هرگز اسنعمار به وجود نمی‌آمد . ب‌)در دامن زدن به اختلافات:راه دیگری که از قدیم الایام سرلوخه کار استعمارگران بوده استت؛ داخن زدن به اعتلاهات کوناگور:می‌بانشدههمهرهکد لز جات وسان کهعه‌کار بزیتانبا بودفه و در مالک معتلفی گر تلم ترکیه و عراق مأموریتهای مهمی را بر عهده داشته است, در خاطرانش می‌نویسد: «دبیرکل ماء روزی در یکی از جلسات که پیش از حرکت به سوی عراق با من داشت, به من گفت:دانسته باش از وقتی که خداوندء هابیل و قابیل را خلق کرده است, این نزاعها به‌طور طبیعی در میان بشر بوده است. و آين تزاعها همچنان باقی خواهد ماند تا مسبح بباید:1-نزاعهای سفید و سیاه2-نزاعهای قبیله‌ای.3-نزاعهای اقلیمی.4-نزاعهای ملی.5-نزاعهای مذهبی. آن‌گاه اضافه کید, و بر تو لازم است که این شکافها را بیشتر کنی و به اختلافات دامن زنی ». اکنون نیز استعمار دست از نقشه‌های شوم خود برنداشته است.و ما هر روز شاهدیم که چگونه ملتها را به بهانه‌های گوناگون به جان هم می‌اندازد.در هندوستان جنگ مسلمان و هندو به راه می‌اندازد و در لبنان جنگ احزاب؛ و در نقاط دیگر, جنگهای مشابه. ج)الفای فرهنگ استعماری:تجربه نشان داده است که استعمارگران هنگامی توانسته‌اند سلطه خویش را بر ملل استعمار زنده تداوم بفشند: که فرهنگ ملی آنها را نابود و با نحریف کنند و تفکرات استعماری و فرهنگ حتحط عویش راء بر جامعه تحت تقوز: حاکم نمایندیو لذا اولین گامی کنه اشتعمارگران: پس از استقرار در سرژمین تحت سلطه خود برمی‌داشتنده تیویع زبان استعماری و بیگانه کردن مردم مخصوضاً تسل جدیده با زبان ‎le‏ و فومی غویش بوده اشت‌.مثلا پربتانیا در هنده کلاسهای زیان انگلزسی تشکیل می‌دهد, و در مدارس ‎ol as‏ زبان اهمیت می‌دهد.فرانسه, در الجزایر با ملت استعمارزده به همین نحو رفتار می‌کند.پرتفال در موازمبیک و آلمان: دزت.همه و همه استقمارگران دز این جهات. برخوردهای مشابهی دارند.البته آن عده از استعمارگران که در سلطه بخشیدن فرهنگ خود بو ملل استعمارزده موقق نبودند؛ ستاره شومشان؛ بزودی افول کرده است.این مسأله تا آن جا اهمیت دارد که: به عنوان یکی از اهداف مفدماتی استعمارگران برای رسیدن به متافع بیشتر و تسلط افزونتر» به شمار آقده است .

صفحه 8:
د)ایجاد شرکتهای مهم تجارتی:راه دیگری که استعمارگران برای نفوذ خویش در پین ملتها و بالاخره شدن بر آنها داشته‌اند, وادارند» ایجاد شرکتهای مهم تجارتی و اقتصادی می‌باشد.این شیوه نفوذء از زمانهای بسیار قدیم؛ رایج بوده است.همان‌طور که در گذشته گفتیم, فنیقیها در حدود/1500 ق‌بم در صور و صيداء کارخانه‌هایی دایر کردند و با به دست گرفتن اقتصاد آن نواحی, به ایجاد کلنی برای خود دست یازیدند.این شیوه با گذشت زمانه کاملتر و گسترده‌تر شد تا جائی که که در قرن شانزدهم میلادی, فرانسه و بریتانیاء به ایجاد کمپانیهای عظیمی در هندوستان اقدام کردند و پس از سالیانی چند, هندوستان به سلطه پرتانبا درآمد.اکتون نیز که در قرن پیشتم وردوران ‎a2‏ احطلاح دمگراسی و آزادی و تساوی حقوق...به سر ميبريم» این شیوه یکی از کارآمدترین و بلکه اساسی‌ترین شنوه تفوذ دز ملنها به شماز می‌رود.با نگاهی گذرا به کشورهاق جهان سوم می‌توان اين مسأله را به روشنی احساس کرد.گرایشهای گوناگونی که اکنون در بین دول جهان سوم موجود است و در کنفرانسهای آنها جلوه‌گر فم قود نتيجه نقوذ افتضنادی استعمارگران و دز نتیجه ساطه آنها بر دول جهان سوم است.صندوفها و موْسسات اقتصادی ‎gu‏ المللی که از طرف دول استعمارگر برای کمک به کشورهای جهان سوم تأسیس شده است, نیز به همین متظور است.

صفحه 9:
- 5 2. استعمار 9 استعمار كر ان ‎ol (0‏ نظامی:نفوذ از طريق نظامى. خود بدوكونه اجرا می‌شود:۱-لشکر کشی ۲-کودتای نظامی.در گذ: لشکرکشی ک‌شوری بسه کشور دیگر شلیع بو لما امروزه این شیوه برخورد و نفوذ. بسیار کسم مورد استفاده است.بلکه. مهمترین و کار آمدترین آنسها شیوه کودتای نظامی است که. با نفوذ استعمارگران در ارتش کسشور موردنظر. حاصل می‌شود.این شیوه. شیوه‌ای بسیار موفق برای جلب منلفع استعمارگران بوده و هسست. که ما به دلیل وضوح و کثرت اتفاقات آن. شرح و تقصیل آن صرف‌نظر می‌کنیم. وان‌فوذ در هیأت حاکمه:اگرچه نفوذ از این راه. نيامند مقدمات و زمینه‌سازیهای بسیار می‌باشد. اما به‌هرحال این یکی از راههای موفق استعمارگران بوده است.با نگاهی به کشورهای جسهان سوم بسسادگی درمی‌ياييم که استعمارگران بسرای حفظ منافع خود. مهره‌هایی چند. در هیأت حاکمه آنها گذاشته‌اند بسیاری از مهره‌های حاکم بر کشورهای جسهان سّم. دست پروردگان استعمار می‌باشند.اظهارنظرهلیی که از ایسن افراد در مقاطع حساس‌بیه نفع استکبار جسهانی ابراز می‌شود. گواه روشنی بر لین ادعاست‌بروشنی معلوم است. هنگلمی که استعمارگران در هیأت حاکمه یسک ملت. مسهره داشته باشند. سرنوشت آن ملت را به نفع استعمارگران رقم خواهند زد. اوضاع اخیر سنطقه خلیج‌فارس و موضعگیری حکام خلیج و دیگر رهبران کشورهای جهان سوم نشانگر لین مطلب است که اگرچه حکام منطقه. آمریکلیی ویا اهل روسیه شوروی نیستند لماء در حفظ منافع ابرقدرتها. بهتر از خود بهتر از خود آنها عمل می‌کنند و نیز اگرچه رهبران جهان سوم مهره‌های مستقیم آمریکا و با شوروی نیستند(که در حقیقت هستندا). اقلبه سبب نفوذی که استکبار جهانی در آنها دارد. قدرت انستخاب موضع صحیح و حق‌طلبانه را از آنها سلب کرده است.

صفحه 10:
ستعمار 9 استعمار ‎a‏ ‏۶-پیامدهای استعمار: بسیاری خواسته‌اند هجوم استعمار را به ملل مظلوم. انسان دوستانه جلوه‌گر نمایند. لمابا اندک تأملی در عملکرد آن. پوچی لین ادعا آشکار مسی‌شود.گرچه عاء در این مختصر, فرصت بررسی همه ثمرات و نتلیج شوم حاصله از عمل استعمارگران را نداریم. لکن لازم است که به‌طور اختصاص و گذرا به بیان پیامدهای کلی آن بپردازيم. للف)نابودی استقلال مسلل:بی‌شک یکی از مهم ترین ثمرات شوم استعمار. برای ملل استعمارزده. نابودی استقلال آنها است.استعمارگران با قدم گذاشتن جه سرزمین موردنظر خود. زنجیر وابستگی خود راء بر كردن كن ملت مىافكندند. و آنها را به بيكارى و بندكى مىكرفتند همجنانكه در آفريقاء استعمارگران. مردم را برده خويش قلمداد مىكردند. زمینهای آنها را می‌گرفتند. حکام آنان را ساقط می‌کردند و افرادی از خود به جای آنها می‌گماردند.در مراکش و الجزلیر. بهترین و بیشترین زمینهای زراعتی از ّن استعمارگران بود و از مردم همان مرز و بوم. برای عمران اراضی استفاده می‌کردند.در هند نیز مشابه همین اعمال را شاهد بودیم.

صفحه 11:
= ۳۳ i ب)از بین بردن ابتدائی‌ترین حق مردم(آزادی):اگرچه در پاره‌ای از مواقع استعمارگران با چهره‌ای پرجوش و با احسساساتی آزادیخواهانه و بسا ادعای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر...قدم به صحنه م ىكذاشتند و تحت لواى لين شعارهای, زيباء ملل مظلوم را قربانی امیال خود می‌کردند اماء حقیقت این است که استعمارگران یک لحظه هم به فكر آزادى ملتبها نبوده‌لند و نیستند. آنها جز منافع خویش چیزی دیگری در نظر نمی‌گرفتند.ملتها را به بند می‌کشیدند. آزادی را به‌طور مسطلق از آنها سلب. و با آنها به مثابه حیوانات«عمود القلمه»‌برخورد می‌کردند. تاییخ سراسر ظلم و جنایت استعمارگران. گواه بر لین است كه ملل تحت سلطه. شدیدترین تبعیضها را تحمل کردند و حتی از آزادی و چسگونه زندگی کردن نیز محروم بودند.قوانین حاکم بر آنهاء از طرف استعمارگران تصویب مسی‌شد و عزل و نصب حکام در اختیار آنسها بود.استاد حسن صدر می‌گوید: «در کنگوی مستعمره. مچ کارگران بومى را كه کمتر از میزان مقرر. برای شرکت عظیم اتحادیه معدنی بلژیک کار می‌کردند. می‌بریدند وبه هر مباشری که مچ بریده. بیشتر تحویل دفتر شرکت می‌داد. پاداش بیشتری می‌دادند».

صفحه 12:
اتتتعمار و استعماز گزان ۳ چ)نابودی فرهنگ ملل:هر ملتی فرهنگی دارد وبا همان زنده است زیراء فرهنگ هر ملت روح آن ملت است وبا از بين رفتن آن. ملتها نیزبه ورطه سقوط کشیده می‌شوند و استعمارگران دقیقا اهن معنى را فرك كرده بودند تاريخ نشان مو دهد كه اولمن مج خاک آفریقا كذاشتند. هيأتهاى مذهبى اعزامى از كليساهاى بريتانيا بودند. هيأتهاى تبشيرى كليسا. و ديكر استعماركران مساعد. و نام خويش را در تاريخ به 0 مناديان استعمار. به ثبت مى رساندند.بسيارى از ملل كهن. بيش از تهاجم استعمار. ملتهليى صالح و سالم بودند لماء استعمار بهمراه خود فساد و فحشا را وارد آن جوامع و جایگزین فرهنگ صلاح و تقوا کرد. د)نابودی ثروتها و ذخلیر ملل:بسیاری از ملل استعمارزده از تجاوز استعمارگران. ملتهایی ثروتمند و بی‌نیاز بومند. اما اکنون به ملتهای نیازمند و فقیر تبسیل شده‌انسبه عنوان نمونه می‌توان به هند اشاره کرد.هند کشوری پروسعت و پرجمعیت. که کالاهای بسسیاری از ن نقاط جهان ‎ee oe es tee he‏ 1 مردم آن به حالت فقر زندگی می‌کنند و این جز به دست استعمار صورت نگرفته است.

صفحه 13:

39,000 تومان