پزشکی و سلامتطب سنتی

اطريفلات، مسهلات و ملينات، ايارجات

صفحه 1:
اطریفلات. مسهلات و ملینات. ایارجات گردآوری,و تحفیق+ مهران میراب: ژاده اردگائی استاد راهنما: دکتر امین

صفحه 2:
اطریفلات : ۱- مفهوم اطریفل ۲- شرح مفردات ۱ ۳-اثر و خاصیت پایه و تراکیب آن ۶- نکات مربوط به ساخت وتمعرفي تمونهها

صفحه 3:
۱- موم اطریفل ؛ پداگه اطیفل. معجون متخذه از به میوه است؛ ینی اقلیلم و بليلي و آمل (قرابادين كبير ) اطریفلات. عماجین متخزه از قلیلجات ضمسه است.(عهمود بنجری به نقل از قرابادیس ) اطريفل معرب ابت اد لفت قندی و داقع عی مود بر املیلم 0 ‎we‏ و بلیلم( مم‌قتسی به نقل از قرابادین ) ‎le‏

صفحه 4:
شرح مفردات (بر اساس منابع گذشتگان ومنابع اخیر) : ‎-١‏ اهليلج (شرح مخزن الادویه): ماهيت و انواع : كابلى؛ زرده چینی سیاهه جویی؛ زیره ای طبیعت : بالجمله طبیعت مجموع آن در اول سرد و در دوم خشک افعال و خواص و منافع : مسهل بلغم وسودا وصفیرای مخلوط به اخلاط مدر بول»متوی حواس و ذهن و حفظ دماغ 2 ضر و مصلح و شریت : مضس ثفل و حابس,مصلح آن عناب و سپستان و مصلح قبض كه لازم عص آنهاستءروغن بادام ويا كاو تازه و قند و ترنجبین و یا شک؛مقدار ۳ شسربت از جرم آنها تا ينج درهم ودر مطبوخات و نقوعات از هفت درم تا ده درم.

صفحه 5:
شرح منایع-جیید: میوه های درختی از خانواده بادام هندی با اسم علمی 660۱013 ۲۵۲۲۱۱۳۵۱2 به ارتفاع حدود ۲۵ متر,برگ های بیضوی در انتهای ساقه هاء گل ها به صورت سنبله و با بوی ناپسندهمیوه گوشتدار آن بیضوی با رنگ زرد مایل به خاکستری که در هند. تپال» سریلانکا وبرمه در جنگل های با ارتفاع ۱۰۰۰ متر از سطح دریا می روید. ترکیبات : گوشت اطراف دانه حاوی حدود 1۳۰ تانن,گلیکوزید های آنتراکینونی: گلوکز و سوربیتول. ساپونین و ترکیبات پلی فنلی | اثرات فارماکولوژیک : پروکیتتیک, ضد هلیکوباکتر ضد باکتری و قارچ.آنتی اکسیدان, کاهش دهنده چربی و کلسترول.محافظت قلبی.تنظیم ایمنی منع مصرف : بارداری, دهیدراتاسیون, لاغری مفرط

صفحه 6:
2 بلیلج (شرح مخزن الادویه): طیعت: در آخر اول سرد ودر آخر دوم خشک افعال و خواص: ملطف و قابض و موی معده و اشتها و بالخاصيت مسهل سيدا و بالطبع مسهل صفرا ضرر و مصلح و شري ؛ مضر ثفل.مصلح آن عسل و شكرءشريت آنا قا سه درهم: متابع أخير : ميوه درختی با اسم علمی ۵11۵۳163 10۳۳۵10۵112 به ارتقاع حدود ‎5٠‏ متر.بركهاى بيضوى در انتهاى شاخه هاء كلها با بوى زا تقریبا كروى به رنك خاكسترى قهوهاى با هسته ينج وجهی و سخت تركيبات : ميوه خشك شده حدود 1۲۰ تانن دارد. لپیدها. ساپونین هاء كليكوزيدها و کربوهیدراتهای گوناگونی نیز در آن هست. فارماکولیژیک : جلوگیری از کبد چرب. خلط آور. محرک ترشح صفرا

صفحه 7:
3- آملج (شرح مخزن الادویه) : طبیعت : در دوم سرد و در اول سوم.خشک افعال و خواص و منافع : قابض و مانع ریختن مواد به معده و امعا و حافظ اخلاط از تعفن و مخرج سودا آز بدن و موجب لقویت قلب و ذهن است. 2 شربت : مضر سپرز و مصلح آن عسل و سنبل؛ مولد قولنج و مصلح آن ن بادام شيرين. مقدار شربث از جرم أن از سه درهم تا ينج درهم و در مطبوخ تااده اخر :موه درختی است ‎s Phyllanthus emblica ale pi‏ درلچه ای کوچک است. میوه اس گوشت دار که در موقع رسیدن براق و به رنگ سبز مایل به زرد است و 1 شیار واضح دارد ترکیبات : میوه خشک حدود ۱۲-۱۰/ تانن دارد. کربو هیدراتها. فلاونوئید کوثرستین و 9 اسید از دیگر ترکیبات شاخص آن هستند. اثرات فارماکولوژیک ضد تصلب شرائین. ضد باکتری و قارچ. محافظت قلبی و کبدی, افزايشس حافظه با كاهش فعاليت كولين استراز مرکزی ©

صفحه 8:

صفحه 9:
3- اثر و خاصیت پایه و تراکیب آن خاصیت اطریفل تقویت اعضای عصبی و دباغت آلات غذا از فضلات محتمعه در آز و ترکیب گررده شده از این سه میوه به سبب مشا کت آنها ‎١‏ مر عنتمت و تتویت بمضن نها مر بضن درگ را(قرابامی ( © بايد دانست كه ازا يلات كاهى اراده رده می شود نتویت ی گاهی اراده کردم شود از 3 تنقيه ( كه بايد مفرده دیگری به آن اضافه شود )و َي اراده رده مى شود منع سيلان حخون از بواسیم( مفرده حابس نون مثل كهربا و مرواريد به آن اضافه مى شود. ) و .. © باید اوزان موادی که اضافه می کنیم؛ کمتر از اوزان هلیلجات باشد وقتى كه بود باشد براى ادرار بولولیین طیعت مک إبأيه املرينل موجب ادرار بول و تليين طبيعت اسث. ‎Gast‏ بى حسب مورد استفاده اطريفل» ادويهء اضافه شده كه در تعداد ومقدار. باسوء مززاج است؟ مثلا اذ براى جرب ار كرده مى شود بى سه ميوه اول و داحئل كرده مى شود در 1آ, أن سناو شاهتره ‎Sa Sad Boat gs el oe mere‏ احتياج به استفراغ سودا تر كيب كرده شود به غاريقون و بسفايج و تربد و افتيمون و اسطوخودوس. ونزه

صفحه 10:
4- نکات مربوط به ساخت : ‎٩‏ سزاوار آنست که داخل کرده شود عسل در اطرریفلات دو چند مجموع ادویه وقتی اراده کرده شود از آنهاه تمام و کمال افعال آنها.(قرابادین) ‏© إدر ساخت اطريفل مورد استفاده در سيلان خون]: هليله و آمله رادر روغن بریان نموده تا شكسته شود قوت اسهال آنها و بگرردد عصر آنها مبدل به قبض( فرق عصر و قبض؟ ) ونیزحفظ نماید دهن قوت آنها را تا برسد به مواضع بعيده. (قرابادین) ‎٩‏ جالینوس گفته که ادویه اطبرینلات و جوارشات را بسیار شرع نباید کوبید تا اينكه سطح معده را به سیب طول مقاع خود در آن خشن گرداند و زود منحدر نگردد. (فرابادین)

صفحه 11:
4- نکات مربوط به ساخت : وقتی که اجزا را بعد کوبیدن به روغن گاو تازه پا به روغن بادام شیررین تازه ست آنها [عص ) شكسته مى شود و اصلاح می سيب اينكه نيوست مشرط اجززا مضس است نه قوت هاضيمه نفس كاه كه تجاوز كند از حد تقويت مرآلات غذا را وازاين جهت است كه ادمان نوشيدن اطريبذلات مورث هزال است.( قرابادين) جرب نماينده سورت |احراق هليله بسراى كاهش شدت قبض آن]: از براى ذرورات در امراض عين و قطع خون بواسيس: بكير_ند هليله را ودر مي كرفته؛ بس روى حرف در تنور نهند تا سوخته شود؛پس إردر آورده؛ خمیر را جدا کرده هلیله محرق را سودهء استعمال نمایند.(مخزن الادویه) © 9 آمله شير پررورده سردی و خشکی کمتری دارد.

صفحه 12:
5- معرفی نمونه ها : © اطریغل صغیر :[ و به قول صاحب قرابادین اصل همه اطریفلات] هلیلجات خمسه؛ اجزا متساوی, گوفته, بیخته؛ به روغن گاو یا به روغن بادام شیرین چرب نعوده, با سه وزن ادويه عسل بسر . [تحفه] جهت استرخای معده و بواسیر و قوت دماغ نافع است. [تحفه] [چرا سه وزن؟] - کاهش اثر دارویی و لطیف تر شدن دارو - پوشاندن بدی و بشاعت طعم اطریفل گشنیزی : اجزای او اجزای اطریفل صغیر است به عینه و گشنیز خشک مثل نصف اجزا. جهت منع بخارات از دماغ و ریختن سودای سوخته © به معده و تقویت حواس نافع است.[تحفه]

صفحه 13:
نتایج يك مطالعه : پایان نامه دکتر وزیریان 0 موضوع : مطالعه فیتوشیمیایی و استانداردسازی گياهان پایه اطریفل ها شرح : نمونه هاى هليله؛ بلیله و آمله از بازار گياهان دارویی سه شهر تهران» اصفهان و یزد تهیه و بر اساس میزان گالیک اسید آزاد با یکدیگر و مطالعه مشابه مربوط به هند. مقایسه گردید. تفاوت نمونه های استان های مختلف از لحاظ گالیک اسید آزاد معنی دار بود. تفاوت در مورد مطالعه اخیر و مطالعه هند در جدول زیر مشخص شده تفاوت بسیار فاحشی محسوب می شود. 5 هند. 3 هند 42 هند 00 ایران 3 ايران 3 ايران

صفحه 14:
يك مطالعه جدید: دکتر وزیریان و میراب زاده مدخل اطریفل صفیر در دارونامه طب سنتی ایرانیان ‎٩‏ گالیک اسید آزاد با قابليت جذب گوارشی می تواند با ایجاد نکروز در لوبول های کبدی یک عامل تهدید کننده محسوب شود. ‎٩‏ در صورت استفاده از میوه هاى تازه تر امکان حضور گالیک اسید آزاد در فراورده ‏2 تهیه فراورده و طی زمان ادراک قبل از مصرف مى تواند باعث کاهش میزان گالیک اسید آزاد در فراورده شود. ‏© حکیمان طبی مقیم هند مثل عقیلی در توضیح ساخت اطریفلات بیشتر بر روی ز © ادراک تاکید می کرده اند تا حکیمان طبی مقیم ايران. ‎ ‎

صفحه 15:
مسهلات و ملینات ‎٩‏ پدانگه مسیل به اصظلاع اطبا به مضی سپولت و آسانی دفع فاط موذی فاسد غالب بر بدن است از عروف, و اقاصی و قصبه و مره و امبا و قر دوایی گه از ‎ ‏ان او باشل له تربك مواد و رطوبات اذ عر وفه و اعمافه بدن و باير اعقيا مایم به موی اسافل و جیت امعا تا اینگه اضراق بير ون شمايد. آن را دواى سيل نامند. (قرابادین ) ‎٩‏ استفراغ و مستفرغ عام از این و شامل است مر دفع طبيعت اخلطاط را ‏[تامل فصن,عرف.ادرار.اسیال و... ‏ملین؛ یعنی رم گنشده بن و آن دوائی را نامند که به قوت هرارت معتدله و © رطوبات خود. اضرا نماد آنچه در معده و انعاست و اين اعم از منظع و مزلی, ‏است ‎et‏ هندى و ثيرضشست. (مطزن الادويه)

صفحه 16:
مسهلات و ملینات ° نظر دیگر حکیمان : بدان له مسسیل آئست گه ماده را از عروف و اعضای دور فرود آرد و لين آتله. آنهه در فضاى معره و امعا و نواعى آن بود بير ون آد. (ميزان الطب ) Le eae ایشی موی : مسسول عبا رتست از دوایی که تلم پرانداضواه مفرد و ضواه م رکب و اضرا فضول اعضا نماید از طربی امعا ( قرابادین صالعی ) ‎٩‏ علیم مومن تتگابنی : مسیل: رجه اضراق فضول اعضا از طربی اما نماید. ملین: اعم از متفم و مزلی, و نضرع نا فیالبره و الانعا است. ‏© ماع ميرزا مسين شیسانی (اعتماد الاطبا ) : و اینگه جالب مواد را به امعا و مانشره فضلات ا بدان صوب. مسیل نامیده ائد. جیت آن است که استفراغ اخالاط راث این طریی, را مزاهمت بر طبیعت مدیره پرنیه كستر و غائله و خطر در او اقل است: اما ط ری ‎Le‏ اذ قبيل قى و ادرار و عرىء و الصباب مواد در تمت جلد. اسباب اضرا به اعضاء رائيسه يا شريفه و عدوث امراط جلديه كردد. ‎

صفحه 17:
تقسیم بندي مسهلات در منابع گذشتگان ‎٩‏ بر اساس قدرت اثر و میزان نفوذ مسهل ذوالخاصيه : تاثير به كيفيت و صورت؛ قوه مسهله در كمال قوت و شدت تاثير؛ محتاج به اصلاح و تدبير و تشويه؛ نفوذ و سرايت در افضيه و سطوح و عروق و اعماق بدن؛ مختلط و متشبث به اخلاط و رطوبات رقيقه و غليظه؛ دفع به تبخير و ترقيق و تذويب و تقطيع وتحليل و... مثال: مازریون, دنده خربق, سقمونيا دوای مسهل : آنست که تاثیر آن مشابه [بالایی] نباشد‌بلکه در هر فعل از آن اندک ضعیف تر باشد و محتاج به اصلاح بسیار نباشد مانندسناء مکی و تربد و هلیلجات و امثال اینها دوای ملین : آنست که تاثیرش از بالایی) هم ضعیف تر باشد و متشبث به اخلاط و رطوبات موجوده حاضره در معده و امعا و حوالی آنها گشته, دفع گرداند و به آن قوت نفاذه چندان نباشد مانند فلوس و ترنجبین وتمرهندی و اجاص.

صفحه 18:
تقسیم بندی مسهلات در گذشتگان : بر ساس تخوه ان ‎ial)‏ بر اساس ارخا لزوجات (مرخى) مثل العبه و ادهان بر اساس تنويب و در متل دند بر ساس تليين (ملين) مثل ترنجبين ابر اساس عصر مثل هليلجات بر اساس جلا و ترقيق مثل ماء سل ابر اماس تقطيع مثل سكنجبين ؟- بالطبعبلاواسطه و اندك أن اسهال مى نمی بر اساس جذب و مشاكلت مثل صبر و سقمونيا در اسهال صقرا وناب بوجو مامت عل عله ینز ان هرا به تتهابى إتاثير بيشتر صورت نوعيه؟] مثل سناء مکی ‎٠٠٠٠‏ و يايد دانست كه ادويه مسهله. فى الحقيقه ادويه حاده فقط اندو أن ادويه هر جند اسهال به قود جاذبه مى نمايد. وليكن حدت أنها معين بر و أههاست به جميع بدن؛ و خلط را رقت و سرعت حركت مى بخشند.

صفحه 19:
بعضی نکات مربوط به استعمال مسهلات و ملینات: 2 بدانکه هر گاه اراده کنند اسهال بعضی اخلاط متشبثه راءباید که به حسب آن تم کیب نمایند ادویه مسهله مخصوص به آن را با منضضجات مختصه و مصلحات و مبدرقات و معینات و حافظات اعضای رئیسه و حرارت غرییه و ارواح و قوا,خصوصا در مواد سوداویه و نیز ضم نمایند با آنها مفتحات سدد و منقيات مجاری مانند تخم کشوث و تخم کرفس و رازیانه و انیسون و افسنتین و ... (قرابادین) ‎٩‏ در مسهل دادن؛ شررط است که اول منضج دهند, به لاف ملين كه در وى منضج در كار نيست( لازم نيست لهذا بیشتر ادویه منضجه ملین دارنده [هستند) کما لا یخفی. (مینران الطب)

صفحه 20:
بعضی نکات مربوط به استعمال مسهلات و ملینات © و بدان كه كاه مى باشد كه ماده بسیار است و به که چون گرم گرد حجم آن زياده شود و موجب تمدد و الم گرردد؛ پس واجب است این هنكام كه ابتدا به استفراغ قدرى از آن نمايند قبل از نضح؛ يس باقى را نضج داده و استفراغ نمایند. © ودر اخلاط سوداويهء خصوصا غلیظه یابسه, بسیار باید که تلیین و ترطیب و تعدیل آن نمایند؛ پس چند روزی استرراحت فررموده ودر ایام راحت مضرحات و مقویات قلب استعمال نموده» پس عود در انضاج و استفراغ نمایند؛ زیرا که ممکن نیست استفراغ آن به یکدفعه. 0 در نضج بلفم بورقی و اخلاط محترقه؛ همراهی ملینه ها و مرطب ها [ و توجه به ‎{olan‏ ‏يفيت منضجات لازم است.

صفحه 21:
° بعضي نکات مربوط به استعمال ومسهلات و ملینات: مراد از نشج اخلاط در ین محل آنست که هر خلط در مدتی که مذکور شد. اسه أن مى شود که مسهل باید داد؛ یعنی قابل انفعال ‎Jad‏ او مى گردد؛ نه آنکه ماده مزبور نة یافته و قابل تحلیل و دفع طبیعت می شود کما ینبفی؛ چنانچه از امراض مزمنه ظاهر مى گردد. (میزان الطب) [ به نظر مى رسد در درمان بیماری های مزمن, دوره درمان را ابتدا با منضج شروع مى كرده و سيس مسهل را در روزى 7 م در تجویز مسهلات برای حفظ الضحه وبعضى بيمارى هاى صوء مزاج مادى نيز با توجه به میزان اندک انحراف مزاج صحى و شاخص هاى فردى و ز الى ماسب (توجة به شرايط تجويز مسبهل) مى قوان منضج و مسهل را با دوز كمترء همزمان تجويز كرد.إدر يك شكل دارويى) زر همان طور كه رزائى در ميزان الطب مى كويد حكيم مطلق» طبيعت را قوت تعديل و أنضاج و دفع بخشيده است.) [دربیماری های حادتر با توجه به شرایطه طبيب تصميم مى كرفته ولى در بعضى شرايط اضطرار ‎mae‏ تجويز منضج و شرايط فرده اولونت با مسهل و انواع مستفرغ هاى ديكر بوده است.

صفحه 22:
بعضي نکات مربوط به استعمال مسهلات و ملینات : ‎٩‏ هر مسهلی که مطبوخ باشد يا نقوع, بالای وی آب گرم نباید داد که عمل باطل می ‎ary KE SV aS‏ اندکی آب گر باید داد و بالای دیگر مسهل ها چون حب ها و سفوف‌ها لازم است که آب گرم دهند تا مدد کند و در اثنای مسهل آب سرد ممنوع است اما اگس تشنگی غلبه کندء آب تازه جررعه جرعه توان داد.(مینران الطب) ‏© دوای مسهل» اضراج فضلات می نماید اگر بيابد و اك نيابدءاخلاط صالحه جيده را که بدن محتاج بدان هاست اخراج می نماید... (خلاصه الحکمد) ‎٩‏ سایر ضرورت ها و دقایق تجویز مسهلات؛ در کتابهای طبی چون ‎toad‏ خلاصه ‎Soul ©‏ قرابادین صالحی و قرابادین کبیس به طور مبسوط شررح داده شده است.

صفحه 23:
معرفی نمونه ای از ملینا ‎٩‏ ملین که اکثر امراض باطنیه و ظاهریه را مفید است و با بیشتر مزاج ها موافقت دارد( حتی زنان حاملهطفلان,پیران و ضعیفان) صفت آن : مغز فلوس خبار شنبر به قدر حاجت بگیرند ودر گلاب یا آب گرم بمالند و صاف کنند و هرگاه خواهند که ملین مذکور قوی تر شود. شیرخشت اصیل و ترنجبین اصیل ممزوج سازند. نکته : کی که روده او ضعیف باشد و مهیا بر پیچش بود. مغز فلوس را بى روغن بادام زنهار ندهند.( زنان حامله و پیران) نکته : طفل شیرخوار نیاز به این تدبیر ندارد. چرا؟

صفحه 24:
معرفی نمونه ای از مسهلات : ‎٩‏ مطبوخ تالیف محمد زکریای رازی( به نقل از قرابادین) که این مطبوخ بيمارى های سوداوی را سود دارد. ‏صنعت آن : هليله سياه بيست درم؛ بسفایج فستقی چهار درم. هر دو را نیم ‏کوفته و در دو من آب بجوشانند تا به یک من رسد. آنگاه هفت درم افتیمون را در پارچه بسته در آن اندازند. یک دو جوشی داده فرود آورند و پارچه ‏افتيمونى را فشرده دور لنند و مطبوخ را صافى ذ ده ترنجبين بيست مثقال در آن حل كرده بياشامند. ‎

صفحه 25:
ایارجات (قراباد اورجه تسميه: به لفت يونائى به معنى دواى السب است: يعنى دوايى كه تاثير آن از عالم ام است و شيخ الرئيس كفته ‎Lk a‏ اسم مسريل مصلع استاء 59 كسى كه در طب ماقم است. می دائب که ایارجبات اسلم می باشند اذ مظبوظات و مظبوظ عيبوب و مقوف مسسيله. و لله در اين عمس متر وك امت استممال اكثر ايار جات نزد اطبا از راه استفنا امت أن 27 سیب ضوی ابدان و طباین به دقع مضار و غائله بسيلاات صرفه. ليست اطباى اين عمس را استفناى ‎be‏ استعمال ایا به سبب آله مطبوطات و بفوفات و بوب مسيله. نمى, توالند له هذب مواد غليظه اذ اعمافه بدن و مواضع بعیده نمایشد جنائكه با مات thes

صفحه 26:
6 ° 6 ایارجات (خلاصه الحکمه) و بدان گه اصل ایارجات تش است: یکی صفیر که ایاسع فیقرا است که از تراکیب ابقراط است و بنع کبیر است که اباسق موفی: ا مکاغانیی, لوغاذیا: جالیئوس [و احتمالل تیادریطظوس!) و بقیه فروع اینرا قستنر. وقتی اراده مرعت ضروع ابارجات از معده پاش گه مبادا به سبب طول ملت ب نیم گرم مضستى برساند. بايد كه به آن ايارم قدرى نمك طعام سوده با بیاتاضد تا آن ما زود از معده اضراع نماید. پدرقه ای گه با ایارجات بای استعمال گرده شود شیغ الرئيس كفته كه اوفى, آن مطبوغ افتیمون و زبیب است. عسل و آب نینلرم قم می شود.

صفحه 27:
ایارج فیقرا 9 اصل ایارجات صفام و نافع است برای امراض بس؛ خصوص امراضی که از ابخره باش و تنقيه معده مى كد و اسهال آن ادك ابت و دير عى باش إبسا] که روز دوم اسهال كتنر و مواد ان اعالى واعماقء بدن جذب مى كند و ضداوند لقوه و گرانی گوش و زبان استرضای متانه و سايس بدن دا نافع و اوجاع مفاصل و قولتج ترا مب فته 7 قوتش تا 4 سال باقی است.شریتی دو درممظم به كليه و مصلع آن عناب.مزاجش گرم در آفر دوم. ‎٩‏ صنمت به نسخه پوعلی دم قانون: ‏© مصطلی رومی, دارمینی, زعفران. اسارون: منبل الظیب. عود بلسان. صب بلسان. ‏© سليفه قر كرام يك جزء؛ صبر بق وطرى دو عند مجموع ادویه گوفته. ‎

صفحه 28:

اطريفالت ،مسهالت و ملينات ،ايارجات گردآوري و تحقيق :مهران ميراب زاده اردكاني استاد راهنما :دكتر امين اطريفالت : -1مفهوم اطريفل -2شرح مفردات -3اثر و خاصيت پايه و تراكيب آن -4نكات مربوط به ساخت -5معرفي نمونه ها -1مفهوم اطريفل : بدانكه اطريفل ،معجون متخذه از سه ميوه است؛ يعني اهليلج و بليلج و آملج (قرابادين كبير) اطريفالت ،معاجين متخذه از هليلجات خمسه است(.محمود سنجري به نقل از قرابادين) اطريفل معرب است از لغت هندي و واقع مي شود بر اهليلج و آملج و بليلج(سمرقندي به نقل از قرابادين) شرح مفردات (بر اساس منابع گذشتگان ومنابع اخير) : -1اهليلج (شرح مخزن االدويه) : ماهيت و انواع :كابلي ،زرد ،چيني ،سياه ،جويي ،زيره اي طبيعت :بالجمله طبيعت مجموع آن در اول سرد و در دوم خشك افعال و خواص و منافع :مسهل بلغم وسودا وصفراي مخلوط به اخالط ،مدر بول،مقوي حواس و ذهن و حفظ دماغ ضرر و مصلح و شربت :مضر ثفل و حابس،مصلح آن عناب و سپستان و مصلح قبض كه الزم عصر آنهاست،روغن بادام و يا گاو تازه و قند و ترنجبين و يا شكر؛مقدار شربت از جرم آنها تا پنج درهم و در مطبوخات و نقوعات از هفت درم تا ده درم. شرح منابع جديد : ميوه هاي درختي از خانواده بادام هندي با اسم علمي Terminalia chebulaبه ارتفاع حدود 25متر،برگ هاي بيضوي در انتهاي ساقه ها ،گل ها به صورت سنبله و با بوي ناپسند،ميوه گوشتدار آن بيضوي با رنگ زرد مايل به خاكستري كه در هند ،نپال، سريالنكا وبرمه در جنگل هاي با ارتفاع 1000متر از سطح دريا مي رويد. تركيبات :گوشت اطراف دانه حاوي حدود %30تانن،گليكوزيد هاي آنتراكينوني ،گلوكز و سوربيتول ،ساپونين و تركيبات پلي فنلي است. اثرات فارماكولوژيك :پروكينتيك ،ضد هليكوباكتر،ضد باكتري و قارچ،آنتي اكسيدان،كاهش دهنده چربي و كلسترول،محافظت قلبي،تنظيم ايمني منع مصرف :بارداري ،دهيدراتاسيون ،الغري مفرط -2بليلج (شرح مخزن االدويه): طبيعت :در آخر اول سرد ودر آخر دوم خشك افعال و خواص :ملطف و قابض و مقوي معده و اشتها و بالخاصيت مسهل سودا و بالطبع مسهل صفرا ضرر و مصلح و شربت :مضر ثفل،مصلح آن عسل و شكر،شربت آن تا سه درهم. منابع اخير :ميوه درختي با اسم علمي Terminalia bellericaبه ارتفاع حدود 40متر،برگهاي بيضوي در انتهاي شاخه ها ،گلها با بوي زننده ،ميوه شفت تقريبا كروي به رنگ خاكستري قهوهاي با هسته پنج وجهي و سخت تركيبات :ميوه خشك شده حدود %20تانن دارد .ليپيدها ،ساپونين ها ،گليكوزيدها و كربوهيدراتهاي گوناگوني نيز در آن هست. اثرات فارماكولوژيك :جلوگيري از كبد چرب ،خلط آور ،محرك ترشح صفرا -3آملج (شرح مخزن االدويه) : طبيعت :در دوم سرد و در اول سوم،خشك افعال و خواص و منافع :قابض و مانع ريختن مواد به معده و امعا و حافظ اخالط از تعفن و مخرج سودا از بدن و موجب تقويت قلب و ذهن است. ضرر ،مصلح و شربت :مضر سپرز و مصلح آن عسل و سنبل؛ مولد قولنج و مصلح آن روغن بادام شيرين .مقدار شربت از جرم آن از سه درهم تا پنج درهم و در مطبوخ تا ده درهم. منابع اخير :ميوه درختي است با اسم علمي Phyllanthus emblicaكه درختچه اي كوچك است .ميوه اش گوشت دار كه در موقع رسيدن براق و به رنگ سبز مايل به زرد است و 6شيار واضح دارد. تركيبات :ميوه خشك حدود % 12-10تانن دارد .كربو هيدراتها ،فالونوئيد كوئرستين و ماليك اسيد از ديگر تركيبات شاخص آن هستند. اثرات فارماكولوژيك :آنتي اكسيدان ،كاهنده چربي خون و ضد تصلب شرائين ،ضد باكتري و قارچ ،محافظت قلبي و كبدي ،افزايش حافظه با كاهش فعاليت كولين استراز مركزي -3اثر و خاصيت پايه و تراكيب آن : ‏ خاصيت اطريفل تقويت اعضاي عصبي و دباغت آالت غذا از فضالت مجتمعه در آن و تركيب كرده شده از اين سه ميوه به سبب مشاركت آنها در منفعت و تقويت بعض آنها مر بعض ديگر را(قرابادين كبير) ‏ بايد دانست كه از اطريفالت گاهي اراده كرده مي شود تقويت و گاهي اراده كرده مي شود از آن تنقيه (كه بايد مفرده ديگري به آن اضافه شود) و گاهي اراده كرده مي شود منع سيالن خون از بواسير( مفرده حابس خون مثل كهربا و مرواريد به آن اضافه مي شود ).و ... ‏ بايد اوزان موادي كه اضافه مي كنيم،كمتر از اوزان هليلجات باشد وقتي كه بوده باشد براي ادرار {پايه اطريفل موجب ادرار بول و تليين طبيعت است(}.قرابادين) بول و تليين طبيعت ‏ بر حسب مورد استفاده اطريفل ،ادويه ،اضافه شده كه در تعداد ومقدار متناسب با سوء مزاج است؛ مثال از براي جرب،اقتصار كرده مي شود بر سه ميوه اول و داخل كرده مي شود در آن سنا و شاهتره .نزد حاجت به منع بخار از سر داخل كرده مي شود در اطريفل صغير ،گشنيز خشك و نزد احتياج به استفراغ سودا تركيب كرده شود به غاريقون و بسفايج و تربد و افتيمون و اسطوخودوس. -4نكات مربوط به ساخت : ‏ ‏ ‏ سزاوار آنست كه داخل كرده شود عسل در اطريفالت دو چند مجموع ادويه ،وقتي اراده كرده شود از آنها ،تمام و كمال افعال آنها(.قرابادين) {در ساخت اطريفل مورد استفاده در سيالن خون} :هليله و آمله را در روغن بريان نموده تا شكسته شود قوت اسهال آنها و بگردد عصر آنها مبدل به قبض(فرق عصر و قبض؟) ونيزحفظ نمايد دهن قوت آنها را تا برسد به مواضع بعيده( .قرابادين) جالينوس گفته كه ادويه اطريفالت و جوارشات را بسيار نرم نبايد كوبيد تا اينكه سطح معده را به سبب طول مقام خود در آن خشن گرداند و زود منحدر نگردد( .قرابادين) -4نكات مربوط به ساخت : ‏ وقتي كه اجزا را بعد كوبيدن به روغن گاو تازه يا به روغن بادام شيرين تازه چرب نمايند، سورت يبوست آنها {عصر} شكسته مي شود و اصالح مي يابند؛ به سبب اينكه يبوست مفرط اجزا مضر است به قوت هاضمه هر گاه كه تجاوز كند از حد تقويت مرآالت غذا را و از اين جهت است كه ادمان نوشيدن اطريفالت مورث هزال است(.قرابادين) ‏ {احراق هليله براي كاهش شدت قبض آن} :از براي ذرورات در امراض عين و قطع خون بواسير :بگيرند هليله را ودر خمير گرفته ،بر روي خزف در تنور نهند تا سوخته شود؛پس از تنور در آورده ،خمير را جدا كرده ،هليله محرق را سوده ،استعمال نمايند. (مخزن االدويه) ‏ آمله شير پرورده سردي و خشكي كمتري دارد. -5معرفي نمونه ها : اطريفل صغير ( :و به قول صاحب قرابادين اصل همه اطريفالت) هليلجات خمسه؛ اجزا متساوي ،كوفته ،بيخته؛ به روغن گاو يا به روغن بادام شيرين چرب نموده ،با سه وزن ادويه عسل بسرشند( .تحفه) جهت استرخاي معده و بواسير و قوت دماغ نافع است( .تحفه) (چرا سه وزن؟) كاهش اثر دارويي و لطيف تر شدن دارو پوشاندن بدي و بشاعت طعماطريفل گشنيزي :اجزاي او اجزاي اطريفل صغير است به عينه و گشنيز خشك مثل نصف اجزا .جهت منع بخارات از دماغ و ريختن سوداي سوخته به معده و تقويت حواس نافع است(.تحفه) نتايج يك مطالعه :پايان نامه دكتر وزيريان موضوع :مطالعه فيتوشيميايي و استانداردسازي گياهان پايه اطريفل ها شرح :نمونه هاي هليله ،بليله و آمله از بازار گياهان دارويي سه شهر تهران، اصفهان و يزد تهيه و بر اساس ميزان گاليك اسيد آزاد با يكديگر و مطالعه مشابه مربوط به هند ،مقايسه گرديد. تفاوت نمونه هاي استان هاي مختلف از لحاظ گاليك اسيد آزاد معني دار بود .تفاوت در مورد مطالعه اخير و مطالعه هند در جدول زير مشخص شده كه تفاوت بسيار فاحشي محسوب مي شود. آمله هليله بليله %./1725هند %./193هند %./42هند %./0120ايران %./003ايران %./0053ايران يك مطالعه جديد :دكتر وزيريان و ميراب زاده مدخل اطريفل صغير در دارونامه طب سنتي ايرانيان گاليك اسيد آزاد با قابليت جذب گوارشي مي تواند با ايجاد نكروز در لوبول هاي كبدي يك عامل تهديد كننده محسوب شود. در صورت استفاده از ميوه هاي تازه تر امكان حضور گاليك اسيد آزاد در فراورده بيشتر است. تهيه فراورده و طي زمان ادراك قبل از مصرف مي تواند باعث كاهش ميزان گاليك اسيد آزاد در فراورده شود. حكيمان طبي مقيم هند مثل عقيلي در توضيح ساخت اطريفالت بيشتر بر روي زمان ادراك تاكيد مي كرده اند تا حكيمان طبي مقيم ايران. مسهالت و ملينات : ‏ بدانكه مسهل به اصطالح اطبا به معني سهولت و آساني دفع خلط موذي فاسد غالب بر بدن است از عروق و اقاصي و قصبه و معده و امعا و هر دوايي كه از شان او باشد كه تحريك مواد و رطوبات از عروق و اعماق بدن و ساير اعضا نمايد به سوي اسافل و جهت امعا تا اينكه اخراج بيرون نمايد ،آن را دواي مسهل نامند( .قرابادين) استفراغ و مستفرغ عام از اين و شامل است مر دفع طبيعت اخالط را {شامل فصد،عرق،ادرار،اسهال و}... ملين؛ يعني نرم كننده بطن و آن دوائي را نامند كه به قوت حرارت معتدله و رطوبات خود ،اخراج نمايد آنچه در معده و امعاست و اين اعم از منضج و مزلق است مانند مغز فلوس و تمر هندي و شيرخشت( .مخزن االدويه) مسهالت و ملينات از نظر ديگر حكيمان : ‏ حكيم ارزاني :بدان كه مسهل آنست كه ماده را از عروق و اعضاي دور فرود آرد و ملين آنكه ،آنچه در فضاي معده و امعا و نواحي آن بود بيرون آرد( .ميزان الطب) ‏ محمد صالح قايني هروي :مسهل عبارتست از دوايي كه شكم براند؛خواه مفرد و خواه مركب و اخراج فضول اعضا نمايد از طريق امعا ( قرابادين صالحي) ‏ حكيم مؤمن تنكابني :مسهل؛ هرچه اخراج فضول اعضا از طريق امعا نمايد .ملين؛ اعم از منضج و مزلق و مخرج ما في المعده و االمعا است. ‏ حاج ميرزا حسين همداني (اعتماد االطبا) :و اينكه جالب مواد را به امعا و راننده فضالت را بدان صوب ،مسهل ناميده اند ،جهت آن است كه استفراغ اخالط رانده از اين طريق را مزاحمت بر طبيعت مدبره بدنيه كمتر و غائله و خطر در او اقل است؛ اما طرق ديگر از قبيل قي و ادرار و عرق و انصباب مواد در تحت جلد ،اسباب اضرار به اعضاء رئيسه يا شريفه و حدوث امراض جلديه گردد. تقسيم بندي مسهالت در منابع گذشتگان : بر اساس قدرت اثر و ميزان نفوذ مسهل ذوالخاصيه :تاثير به كيفيت و صورت؛ قوه مسهله در كمال قوت و شدت تاثير؛ محتاج به اصالح و تدبير و تشويه؛ نفوذ و سرايت در افضيه و سطوح و عروق و اعماق بدن؛ مختلط و متشبث به اخالط و رطوبات رقيقه و غليظه؛ دفع به تبخير و ترقيق و تذويب و تقطيع وتحليل و ...مثال :مازريون، دند ،خربق ،سقمونيا دواي مسهل :آنست كه تاثير آن مشابه {بااليي} نباشد،بلكه در هر فعل از آن اندك ضعيف تر باشد و محتاج به اصالح بسيار نباشد مانندسناء مكي و تربد و هليلجات و امثال اينها دواي ملين :آنست كه تاثيرش {از بااليي} هم ضعيف تر باشد و متشبث به اخالط و رطوبات موجوده حاضره در معده و امعا و حوالي آنها گشته ،دفع گرداند و به آن قوت نفاذه چندان نباشد مانند فلوس و ترنجبين وتمرهندي و اجاص. تقسيم بندي مسهالت در منابع گذشتگان : ‏ بر اساس نحوه اثر: -1بالعرض: بر اساس ارخاء لزوجات (مرخي)؛ مثل العبه و ادهان بر اساس تذويب و گداز؛ مثل دند بر اساس تليين (ملين) مثل ترنجبين بر اساس عصر مثل هليلجات بر اساس جال و ترقيق مثل ماء العسل بر اساس تقطيع مثل سكنجبين -2بالطبع(:بالواسطه و اندك آن اسهال مي نمايد). بر اساس جذب و مشاکلت مثل صبر و سقمونيا در اسهال صفرا بر اساس جذب و مضادت مثل ماء الجبن در اسهال مره صفرا به تنهايي {تاثير بيشتر صورت نوعيه؟} مثل سناء مكي 0000و ببايد دانست كه ادويه مسهله ،في الحقيقه ادويه حاده فقط اند و آن ادويه هر چند اسهال به قوه جاذبه مي نمايند ،وليكن حدت آنها معين بر قوه آنهاست به جميع بدن؛ و خلط را رقت و سرعت حركت مي بخشند. بعضي نكات مربوط به استعمال مسهالت و ملينات: بدانكه هر گاه اراده كنند اسهال بعضي اخالط متشبثه را،بايد كه به حسب آن تركيب نمايند ادويه مسهله مخصوص به آن را با منضجات مختصه و مصلحات و مبدرقات و معينات و حافظات اعضاي رئيسه و حرارت غريزيه و ارواح و قوا،خصوصا در مواد سوداويه و نيز ضم نمايند با آنها مفتحات سدد و منقيات مجاري مانند تخم كشوث و تخم كرفس و رازيانه و انيسون و افسنتين و ( ...قرابادين) در مسهل دادن ،شرط است كه اول منضج دهند ،به خالف ملين كه در وي منضج در كار نيست{الزم نيست}لهذا بيشتر ادويه منضجه ملين دارند{،هستند} كما ال يخفي( .ميزان الطب) بعضي نكات مربوط به استعمال مسهالت و ملينات و بدان كه گاه مي باشد كه ماده بسيار است و به حيثيتي كه چون گرم گردد ،حجم آن زياده شود و موجب تمدد و الم گردد؛ پس واجب است اين هنگام كه ابتدا به استفراغ قدري از آن نمايند قبل از نضج؛ پس باقي را نضج داده و استفراغ نمايند. و در اخالط سوداويه ،خصوصا غليظه يابسه ،بسيار بايد كه تليين و ترطيب و تعديل آن نمايند؛ پس چند روزي استراحت فرموده ودر ايام راحت مفرحات و مقويات قلب استعمال نموده ،پس عود در انضاج و استفراغ نمايند؛ زيرا كه ممكن نيست استفراغ آن به يكدفعه. در نضج بلغم بورقي و اخالط محترقه ،همراهي ملينه ها و مرطب ها { و توجه به كيفيت منضجات}الزم است. بعضي نكات مربوط به استعمال ومسهالت و ملينات: ‏ مراد از نضج اخالط در اين محل آنست كه هر خلط در مدتي كه مذكور شد ،شايسته آن مي شود كه مسهل بايد داد؛ يعني قابل انفعال فعل او مي گردد؛ نه آنكه ماده مزبور نضج يافته و قابل تحليل و دفع طبيعت مي شود كما ينبغي؛ چنانچه از امراض مزمنه ظاهر مي گردد( .ميزان الطب) ‏ { به نظر مي رسد در درمان بيماري هاي مزمن ،دوره درمان را ابتدا با منضج شروع مي كرده و سپس مسهل را در روزي خاص تجويزمي كرده اند .در تجويز مسهالت براي حفظ الصحه وبعضي بيماري هاي سوء مزاج مادي نيز با توجه به ميزان اندك انحراف از مزاج صحي و شاخص هاي فردي و زماني مناسب (توجه به شرايط تجويز مسهل) مي توان منضج و مسهل را با دوز كمتر ،همزمان تجويز كرد(.در يك شكل دارويي) زيرا همان طور كه ارزاني در ميزان الطب مي گويد حكيم مطلق ،طبيعت را قوت تعديل و انضاج و دفع بخشيده است}. {دربيماري هاي حادتر با توجه به شرايط ،طبيب تصميم مي گرفته ولي در بعضي شرايط اضطرار بي مالحظه تجويز منضج و شرايط فرد ،اولويت با مسهل و انواع مستفرغ هاي ديگر بوده است}. بعضي نكات مربوط به استعمال مسهالت و ملينات : هر مسهلي كه مطبوخ باشد يا نقوع ،باالي وي آب گرم نبايد داد كه عمل باطل مي كند اما اگر شكم پيچد ،اندكي آب گرم بايد داد و باالي ديگر مسهل ها چون حب ها و سفوف ها الزم است كه آب گرم دهند تا مدد كند و در اثناي مسهل آب سرد ممنوع است اما اگر تشنگي غلبه كند ،آب تازه جرعه جرعه توان داد(.میزان الطب) دوای مسهل ،اخراج فضالت می نماید اگر بیابد و اگر نیابد،اخالط صالحه جیده را (خالصه الحکمه) که بدن محتاج بدان هاست اخراج می نماید... ساير ضرورت ها و دقايق تجويز مسهالت ،در كتابهاي طبي چون ذخيره ،خالصه الحكمه ،قرابادين صالحي و قرابادين كبير به طور مبسوط شرح داده شده است. معرفی نمونه ای از ملینات : ملین که اکثر امراض باطنیه و ظاهریه را مفید است و با بیشتر مزاج ها موافقت دارد( حتی زنان حامله،طفالن،پیران و ضعیفان) صفت آن :مغز فلوس خیار شنبر به قدر حاجت بگیرند ودر گالب یا آب گرم بمالند و صاف کنند و هرگاه خواهند که ملین مذکور قوی تر شود، شیرخشت اصیل و ترنجبین اصیل ممزوج سازند. نکته :کسی که روده او ضعیف باشد و مهیا بر پیچش بود ،مغز فلوس را بی روغن بادام زنهار ندهند (.زنان حامله و پیران) نکته :طفل شیرخوار نیاز به این تدبیر ندارد .چرا؟ معرفی نمونه ای از مسهالت : مطبوخ تالیف محمد زکریای رازی( به نقل از قرابادین) که این مطبوخ بیماری های سوداوی را سود دارد. صنعت آن :هلیله سیاه بیست درم ،بسفایج فستقی چهار درم ،هر دو را نیم کوفته و در دو من آب بجوشانند تا به یک من رسد .آنگاه هفت درم افتیمون را در پارچه بسته در آن اندازند ،یک دو جوشی داده فرود آورند و پارچه افتیمونی را فشرده دور کنند و مطبوخ را صافی نموده ،ترنجبین بیست مثقال در آن حل کرده بیاشامند. ايارجات (قرابادين كبير) ‏ وجه تسميه :به لغت يوناني به معني دواي الهي است؛ يعني دوايي كه تاثير آن از عالم امر است و شيخ الرئيس گفته كه ايارج ،اسم مسهل مصلح است. ‏ كسي كه در طب ماهر است ،مي داند كه ايارجات اسلم مي باشند از مطبوخات و مطبوخات از حبوب و سفوف مسهله. ‏ و آنكه در اين عصر متروك است استعمال اكثر ايارجات نزد اطبا از راه استغنا است از آنها؛ به سبب خوي ابدان و طبايع به دفع مضار و غائله مسهالت صرفه. ‏ نيست اطباي اين عصر را استغناي تمام از استعمال ايارجات به سبب آنكه مطبوخات و سفوفات و حبوب مسهله ،نمي توانند كه جذب مواد غليظه از اعماق بدن و مواضع بعيده نمايند چنانكه ايارجات جذب مي نمايند. ايارجات (خالصه الحكمه) و بدان كه اصل ايارجات شش است؛ يكي صغير كه ايارج فيقرا است كه از تراكيب ابقراط است و پنج كبير است كه ايارج روفس ،اركاغانيس ،لوغاذيا ،جالينوس {و احتماال ثيادريطوس؟} و بقيه فروع اينها هستند. وقتي اراده سرعت خروج ايارجات از معده باشد كه مبادا به سبب طول مكث مضرتي برساند ،بايد كه به آن ايارج قدري نمك طعام سوده با آب نيم گرم بياشامند تا آن را زود از معده اخراج نمايد. بدرقه اي كه با ايارجات بايد استعمال كرده شود شيخ الرئيس گفته كه اوفق آن مطبوخ افتيمون و زبيب است .عسل و آب نيمگرم هم مي شود. ايارج فيقرا اصل ايارجات صغار و نافع است براي امراض سر؛ خصوص امراضي كه از ابخره باشد و تنقيه معده مي كند و اسهال آن اندك است و دير مي باشد{بسا} كه روز دوم اسهال كند و مواد از اعالي واعماق بدن جذب مي كند و خداوند لقوه و گراني گوش و زبان استرخاي مثانه و ساير بدن را نافع و اوجاع مفاصل و قولنج را سودمند است. قوتش 2تا 4سال باقي است.شربتي دو درم.مضر به كليه و مصلح آن عناب.مزاجش گرم در آخر دوم. صنعت به نسخه بوعلي در قانون: مصطكي رومي ،دارچيني ،زعفران ،اسارون ،سنبل الطيب ،عود بلسان ،حب بلسان، سليخه هر كدام يك جزء؛ صبر سقوطري دو چند مجموع ادويه كوفته.

62,000 تومان