ادبیات و زبان

تحلیل داستان بوف کور

41 صفحه
381 بازدید
22 اردیبهشت 1402

صفحه 1:
اسنانا ما لل ل

صفحه 2:
زندگی نامه نام : صادق نام خانوادگی :هدایت در سال 1280 هجری شمسی در يك خانواده اشرافی رو به زوال در تهران متولد شد. پدر صادق هدایت, هدایت قلی خان اعتضاد الملک, در زمان قاجار مناصب بالایی داشت؛ سالها حاکم شهرهای مختلف بود. مادر هدایت زیورالملوک نام داشت. دختر مخبرالسلطنه بزرگ و نوه اعتضاد الملک بود.

صفحه 3:
برادر بزرگ صادق هدایت, یعنی محمود هدایت, حقوق‌دان بود. البته در زمان رضاخان نخست وزیر و معاون دیوان عالی کشور بود. برادر دیگرش عیسی. از افسران ارتش رضاخان بود؛ او سرلشکر و رئیس دانشکده افسری رضاخان بود. شوهر خواهر هدایت. سپهبد علی رزم‌آراء نخست وزير دولت محمدرضا بود خلاصه اینکه در کل, در طایفه هدایت, مدير و سرلشكر و هیر مات بهذ

صفحه 4:
س = صادق هدایت مدتی در دارالفنون درس خواند. ولی به علت ناراحتی چشم مدتی ترک تحصیل کرد. بعد در مدرسه مسیحی تهران تحت نو مدرسان فرانسوى ادامه تحصيل داد. ‎culo»‏ در سال 1305 یعنی در 5 سالگی جزء محصلین اعزامی با ‏بورسیه دولت, به بلژیک سفر کرد. ‏در آنجا چند رشته عوض کرد و در کل, در تحصیل موفق نبود ‏و ی باه ‏نگاری های زیادی که با اقوام غود در ایزان کرد, اصرار ‏داشت اورا به

صفحه 5:
اس 5-7207 ‏بها قرانسة اعرام 25د . در إن جا به تحصيل در رشتدى‎ (yal ‏پرداخت که در آن هم موفق نبود و کلاً از حد دیپلم در زمان خودش‎ ‏فراتر‎ نرفت . ‎Golo‏ هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوللی پاریس عزم کرد خود 0 در دودخانم عايد قایقی سررسید و او را نجات دلدند ‎ ‎ ‏(پاریس, 1307, این عکس پس از خودکشی اول او در خانه عیسی هدایت گرفته شده است)

صفحه 6:
اص سس در سال 1316 مجدداً به ایران برگشت و در بانک ملی استخدام شد, اما بعد از مدتی استعفا داد و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. سپس در سال 1320, به عنوان مترجم در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران مشغول به کار شد. تا پایان زمانی که در ایران بود یعنی سال 1329, مشفول به همین کار بود که در اواخر سال 1329 برای خود کشی به پاریس رفت .

صفحه 7:
در19فروردین1330 درخانه !| شیرگاز را باز گذاشت وخو کرد و در گورستان مسیحیا ياريس به خاى سيردمويخ

صفحه 8:
لنسان‌و حیولان کتابابتدلییو ضعیفیب ود که در ‎dealer‏ ‏و سه ساگی آن را چاپ کرد . 2- فواید گیاه‌خواری : در 1303 در برلین آن را چاپ کرد. 3- نمایشنامه پروین دختر ساسان و نمایشنامه کوچک افسانه افرینش: که در سال‌های 1306 :1309 به صورت :کناب مستفل بود 4 زنده به گور: اولین کتاب داستانی است که در سال 1309 به جاب مى رسد؛ يعنى در بيست و نه سالكى صادق هدايت 5- سه قطره خون: در سال 1311

صفحه 9:
س = 6- سایه روشن: مجموعه داستان در سال 1312 7- نیرنگستان: مجموعه ای از آداب و رسوم خرافی مردم (به تعبیر خود او) در سال 1312 8- نمایشنامه مازیار: در سال 1312 9 علویه خانم : مجموعه داستان در سال 1312 0- ترانه های خیام : همان دیوان خیام است با یک مقدمه ای که هدایت نوشته در سال1313 1- مستطاب وقوق سهاب : مجموعه طنز روزنامه ای در سال 1313

صفحه 10:
خب ۱7 2- سگ ولگرد : مجموعه داستان در سال 1321 3- ولنگاری : مجموعه طنز در سال 4- حاجی آباد : داستان بلند در 5- توپ مرواری : در سال 1327 6- بوف کور: در سال 1315 که در کشور هند به رشته تحرير در اورد 0

صفحه 11:
خلاصه کتاب: خلاصه بخش اول کتاب با اين جملات مشهور آغاز میشود «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد. چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات وپیش آمدهای تادر و عجیب بشمارند و اگز کسن بگوید با بتویسید: مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند شکاک و ت ‎gee aug sus Gal al‏ جاره و داش پراش بيدا لكردة و تنها داروق أن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله افیون و مواد مخدره ‎aul‏ ولى افسدوس كه تاثير إنن كونه دارروها موقت الست و بجا ی سکین بسن از مدتی بر شدت درد میافزاید». در اين بخش (که ساکن خانهای در بیرون خندق شهر ری است) به شرح یکی از اين دردهای خورهوار میپردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرف نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده است به طرز مزموزى هميشه نقشي يكسانير روى قلمدان ميكشد كه عيارتست از دخترى درالباس سياه كه شاخهاى كل نياوفر اين به پیزمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشستهاست هدیه میدهد. میان دختر و پیرمرد ‎Ger.‏ آبی وجود دازد ‎

صفحه 12:
ماجرا از اینجا آغاز میشود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه * اش (که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته است) منظرهای را که همواره نقاشی میکردهاست میبیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) میشود و زندگیاش به طرز وحشتناکی دگرگون میگردد تا اینکه مغرب هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه اش میيابد. دختر چند هنگامی بعد در رختخواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان میدهد. راوی طی قضیهای موفق میشود که چشمهای دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه كند. نيس ذخقر اثيرى را قظعه قطعه كرده ذاخل جمدانق كذاشته و به كورستان ميبرد. گورکنی که مغاک دختر را حفر میکند طی .قاری گلدانی فیتاید که بعداً به راوی به رسم نادگاری داده میشود

صفحه 13:
ee سح ۳ راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمییابد 6 که برروی گلدان (عگلدان راغه) یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده بود. کشیده شدهاست. پس راوی تصمیم میگیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود گذاشته و تریاک بکشد. راوی بر اثر استعمال تریاک, به حالت خلسه میرود و در عالم رویا به سده های قبل باز میگردد و خود را در محیطی جدید مییابد که علیرغم جدید .بودن برایش کاملاً آشنا است

صفحه 14:
بخش دوم, ماجرای راوی در اين دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایهاش میشود که شكل جغد است وبا ولع هرجه تمامتر هرآنجه را که راوی مينويسد ميبلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوریست که زنش (که راوی او را به نام اصلى نميخواند بلكه از وى تحت عنوان لكاته ياد ميكند) از وى تمكين نميكند و حاضر به همبسترى با شوهرش نيست ولى دهها فاسق دارد. خصوصيات ظاهرى «لكاته» درست همانند خصوصيات ظاهرى «دختر اثيرى» در بخش نخست رمان است. راوى همجنين به ماجراى آشنايى يدر و مادرش (كة يى رقاضصة هندى بوتهاست) اشاره ميكند و اينكه ار كودكى نزو عمهاش (مادر «لکاته») بزرگ شدهاست. آو در تمام طول بعش دوم رمان به تقایل عود و زخاله ها اشاره مکند و ار یشان ابزاز تتفر ميكتد. وى معتقد است كه دنياى بيروتى دنياى زجاله با راوی داية پیز اوسیت که.داية «لکانه» .هم بودهایست و به طرر احمقانة خويش ( ار ديد راوى) نه تسكين الام راوى میپردازد و بزایش حكيم. می آورد و فالگوش میایستد و معجونهای گونه گون به وی میخوراند. در مقابل خانة راوی پیرمرد مرموزی(< پیرمرد خنزرپنزری)

صفحه 15:
همواره بساط خود را پهن کرده است. اين پیرمرد از نظر راوی یکی از * قاسق های لکانهاست و خود راوی اعراف میکند که بای دندانهای پیرمرد را بر گونة «لکاته» دیدهاست. به علاوه راوی معتقد است که پیرمرد با دیگران فرق دارد و میتوان گفت که یک نیمچه خدا محسوب میشود و بساطی که جلوق آویهن استد چون بساط آفریتش است. سرانجام راوی تصمیم به قتل «لکاته» میگیرد. در هیاتی شبیه پیرمرد خنزرپنزری وارد اتاق لکاته میگردد و گزلیک استخوانیی را که از پیرمرد خریداری کردهاست در چشم لکاته فرو کرده و او را میکشد. چون از اتاق بیرون میآید و به تصویر خود در آیینه مینگرد میبیند که موهایش سفید گشته و قیاف هاش درست مانند پیرمرد خنزرپنزری شدهاست

صفحه 16:
+ کل کتاب به دو قسمت تقسیم الف) بخش زمان حال که در آن توهمات و آرزوهایش نمود پیدا می کنند .هدایت با قلمی رندانه هم احساسات خود را در بیان کرده و هم با استفاده از سمبلیسم نمادین دیدگاه خود را درمورد جامعه ی دوران خود بازگو می کند.

صفحه 17:
ب ) بخش دوم زمان گذشته و تعریف هایی از زندگی چطور در زندگی سرخورده می شود. 2 موضوع اصلی کتاب توصیف شکاف هراس انگیزی است. كه بين اين دو موجود بین گوینده و شنونده فاصله انداخته است: «من فقط برای سایه خودم می نویسم که جلو چراغ قرمز به دیوار افتاده است باید خودم را بهش معرفی بکنم» (ص 11) «این احساس دیر زمانی در من پیدا شده بود که زنده زنده تجزیه می

صفحه 18:
3- بوف کور شرح رویا یا خوابی است که در آن آرزوهای سرکوب شده و احیاناً «غیر طبیعی» از پنهان گاه دیرینه خویش بیرون می ایند و ازادانه عرض وجود می کنند. 4 یوق کور داستانی است سوررتالیستی ؛ ذر آثار سوررئالیستی مطالب و وقایعی که ورای واقعیات و حقایق متعارفند مطرح می شوند.

صفحه 19:
تسس بوفکور نه تنها از نظر درونمایه , ببلکه از جهت5 فص ها : .پردازی و زبان نیز اثری یگانه است 6- شخصیت های بوف کور غالباً فاقد هویتی مشخص اند. از اين رو اگر در اين اثر با افرادی مانند پدر. عمو. شوهر کش, گورکن و قصاب رو به رو می شویم, همه «صورت» هایی از پیرمرد خنزر پنزری؛ و اگر با اشخاصی مانند دختر اثیری, عمه, دایه و لکاته برخورد می کنیم. همه «سایه»هایی از همسر اویند.

صفحه 20:
زبان‌هدلیندر بوفکور پیراسته نیست‌ما لینزبان‌گاه گاه -7 چنان‌زیبا ,وال انگیز است که گویی خواننده با نقتغزی سر و کار دارد شبپ او رچینپ اورچینمی رفن ویا به اندازه کافی‌خستگی .دركرده بود صداهاى دور دست خفیف به گوش می رسید. شاید مرغ با پرندة رهگذری خواب می دید. شاید گیاهان می روییدند...» (ص ۲۹) 8- در بوف کور فعل ها ضعیف و بی تحرك اند و اسم های بی ثبات 3

صفحه 21:
11 تسس واما برعکس صفت ها دارای مفهومی ژرف تر. طول و عرضی بیشتر و رنگ و بویی مشخص تراند : «یادگارهای خاکستری» (ص ۴۱) , «نوازش های اثیری» (ص ۴۲) «اشکال گوارا» (ص ۴۲) , «کاسه سر کبود» (ص ۵۲) 0-از نکات دیگر توصیف ها در بوف کور است. توصیف شخصیت حالت های انسانی, طبیعت, محیط, اشیاء زمان و مکان در موارد بسیار چنان ملموس و زنده و شفاف است که خواننده ناگزیر می شود به اين همه موشكافى و ظرافت راوى آفرين كويد.

صفحه 22:
اص سس 1- از خصوصیات دیگر بوف کور طنز گزندة آن است : « من احتیاجی به دیدن آنها (رجاله ها) نداشتم. چون یکی از آنها نماینده باقی دیگرشان بود: : همه آنها يك دهن بودند كه بك مشت روده به دنيال أن أويخته و منتهق به آلت تناسلى شان مى شد.» «من جاى دو دندان زرد كرم خورده را روى صورت زنم ديده بودم , همین زن که مرا به خودش راه نمی داد . (ص 99)

صفحه 23:
خب ۱7 زاویه دید داستان زاویه دید داستان اول شخص است وخود نویسنده آن را در دو بخش ظاهر گونه بیان می کند .

صفحه 24:
۱ زمان ومکان داستان در بوف کور حصار زمان و مکان فرو می ریزد به ویژه در مورد زمان مى توان در اين اثر به نکته های قابل تأملی اشاره کرد. یکی از آنها عدم رعایت نظم زمان ها از نظر دستور زبان است در داستان هدایت مکان ها نیز بیشتر خیالی هستند. در بوف کور نه تنها خواننده به درستی پی نمی برد که اتفاقات در کجا روی ‎no‏ دهند, بلکه برای قهرمان داستان نیز مکان. مفهوم مشخصی ندارد.

صفحه 25:
خب ۱7 اما برخی مفسرین این گونه گفته اند : مکان وقوع داستان , شهر ری است زمان وقوع داستان ,دوره ی رضاخان پهلوی است

صفحه 26:
بررسی واژه های کلیدی در بوف کور : J: واژه ی نیلوفر: برخی از مفسرین گل نیلوفر رانشانه مرگ دانسته اند اما در بوف كور ‎i‏ نیلوفر فقط نشانه ی مرگ آدم ها نیست .از نيستى و زوال هرموجودی خبر می دهد . وهمچنین گل نیلوفر کبود دلالتگر گذشته ی برباد رفته می شود .

صفحه 27:
خب ۱7 واژه فرشته: مراد معشوق نویسنده است که ویژگی های دارد از قبیل * اگر معشوق آب به صورت بزند صورتش پژمرده می شود, اگر با انگشتان ظریفش گل بچیند. انگشتش مثل برگ گل پژمرده می شود. فروغ دیدگانش ماوراء طبیعی است اصلا نه خود او ونه زیبائیش معمولی نیست.

صفحه 28:
خب ۱7 گلدان راغه : در واقع کوزه ای لعابی است که از روزگار آبادانی شهر قدیم ری حکایت ها دارد.راغه صفت نسبی ری است. راوی کوزه راخاک پدران ما و یادگار گرانبهای نياکان می داند. گلدان از زورسنگینی به سینه او فشار می آورد. چرا که وزن گلدان سنگینی همان خاطرات گذشته دور و دردناک را دارد.

صفحه 29:
خب ۱7 پیرمرد فوزی : همان پیر روزگار یا به زبان فلسفی دهر است که به زبان عامه مردم چرخ 1-اين پیرمرد بر اثر سالخوردگی قوزی است. 2- پیرمرد زیر سایه درخت سرو نشسته است که سرو نماد پار موزون بلند بالاست و از سوی دیگر سرسبز و ماندگار است.

صفحه 30:
خب ۱7 هر درعی را کالی است وروالی . گاهی يريرك و كاه پژمرده اما سرو بنابراين راوى از كوتاهى عمر مى نالد و مى كويد اكرآنجا را پیدا می کردم واكرفن توانستم زير ان درخت ‎iy g pw‏ شینم حتما در زندكى من آرامشى

صفحه 31:
جوى يا رود : ملسوفان ونان باستان. رود روآن ‎SE) es)‏ گذران زند آدمی ‎no‏ دانستند.ومی گفتند هرگز نمی توان در رودی دو بار شنا کرد.چون هم آن آب رفته و هم آن دقائق عمرسپری شده است ۰ (منظور راوی همین است)

صفحه 32:
خب ۱7 عدد رمز آلود : درداستان به یک عدد رمزآلود بر می خوریم كه سرتاسر آثرش را در بر گرفته دو ماه و چهار روز و یا در جاهایی دیگر دو قران و چهار عباسی عدد بیست و چهار این رمزیست که در فیلم گفتگو با سایه رمزکشایی می شود و می گوید بیست و چهارهمان دو سال است. دو سالی كه كذايت طلم

صفحه 33:
بوف بوف در باور نیاکان ماء مرغی اهورا شب‌بیدار منزوی و یکتاست که چهره : انسان‌گونه دارد. در بُندهشن» بوف» مرخ زرتشت نامیده شده است؛ پزنده‌ای که بحفی از آوسفاً به زین ار ‎Gul bla‏ در ویرانه‌ها خانه می‌کند که دیوان درآن جای نگیرند.

صفحه 34:
شهر ری : هدایت شهر ری را برمی‌گزیند؛ چراکه اين کهن‌شهر استوره‌ای حوارت بی‌شماری را از سر گذرانده است. به یاد می‌آورد که چگونه در دوران اسکندر گجستک (ملعون) ویران شده است, چگونه مفولان و پس از آن تیمور لنگ بر وی تاخته‌اند و با خاک یکسانش کرده‌اند, چگونه بلایای طبیعی, همچون زلزله را پشت سر نهاده و اکنون هر چند نه به شکوه

صفحه 35:
نمادشناسی بخش نخست در بخش نخست بوف كورء ايران باستان و سپس خاکسپاری اصالتها (دختر اثيرى) به تصوير كشيده شده است. پیرمرد, نماد انسان ایرانی است که در زير ثرکتازی فرهنگ‌های مهاجم خمیده شده, اما درخت سرو که نماد استواری و راست‌قامتی فرهنگ ایران است. هنوز سرسبزی خود را نگه داشته و پیرمرد در زیر سایه‌ی آن نشسته است.

صفحه 36:
دختر اثیری نماد انسان نژاده‌ی ایرانی است. که در سوگ اصالت از دست‌رفته, رَخت سیه بر تن کرده و خرد و گوهر ایرانی‌بودن را در گل نیلوفری ریخته است و می‌خواهد آن را به انسان ایرانی خمیده شده در زیر تازش مهاجمان دهد, ولی جوی آب که بیانگر فاصله پیرمرد و اضالنش است,نانعی بزای زسیدن آو به خاستگاهش اسر پیرمرد کالسکه‌چی در بخش نخست. انسان ایرانی کنونی است که گورکن قهار اصالت‌هاست (دختر اثیری) که دفن اصالت‌ها برای او به یک حرفه و عادت روزمره بدل شده است.

صفحه 37:
بخش دوم بیانگر من ایرانی. پس لز تاززش تازیان است که آرزش‌ها آن چنان دگرگون شده‌اند که وی «نژاد ناشناس» با فرهنگ ناشناس پیرامون خود می‌بیند و بدین گونه در میهن خود احساس بیگانگی و تنهایی مى كند. ببرمرد خنزرينزرى بخش دوم نیز نماد انسان ایرانی کنونی است كه يس از هزاران سال زندكى در بساطش جز کوزه‌ای لعابی, مهره‌های رنگین, گزلیک و... چیز دیگری یافت نمی‌شود.

صفحه 38:
گس نظر ديكران در مورد بوذ آندره برتون ,که بنیان گذار حرکت سوررتالیستی در فرانسه بود. وقتی ترجمه فرانست بوف کورارا خوانة گفت که کنات هذايت حروپیشت کناب شاهکار قرن بیستم است. هنری میلر, نويسندة معاصر آمریکایی, دربارة آن گفته‌است: «بوف کور هدایت, کتابی است که من آرزو دارم روزی نظیر آن را بنویسم. مانند اين داستان در هیچ زیاتی تدیده‌ام آن را واقعاً دوست می‌دارم» رنه لالو, نیز گفته‌است: «در این کتاب اهمیت هنر به معنی بسیار آبرومند کلمه, در نظر من بسیار صریح جلوه می‌کند». داریوش مهرجویی, می‌گوید:««بوف کور» به واقع اولین اثر ادبیات مدرن است که در ایران خلق می‌شود. ادامه جریانی که یک قرن و نیم پیش در اروپا شروع شده بود. یعنی ظهور انسان خودآگاه و طرح مسئله «سرنوشت بشری»

صفحه 39:
2 بوف كور داراى ويزكى هاى زيادى است كه برشمردن آن به ‎Sue aa‏ نیاز دارد. آنچه در اين مختصر گفته شد تنها برای نشان دادن چند خصوصیت عمده ای بود که معمولاً نظر هر خواننده را, که آندکی عمیق تر به مطالعه این اثر میپردازد جلب من کند. بوف کور بیشتر شرح يك مکاشفه درونی, يك سفر روژیایی, يك خواب غريب است. بوف كور مرثيه اى است دربارة شوربختى بشر و يوجى زندثى »

صفحه 40:
! و ز حاصل عمر چیست در دستم ! شمع طربه, ولی چو بنشینم. هیچ ! من جام جمم, ولی چو بشکستم,

صفحه 41:
Ss بع 1- بوف كور-صادق هدايت- انتشارات يرستو- جاب دوازدهم 1348 2- ستاری, جلال, بازتاب اسطوره در بوف کور, انتشارات طوس, 1377 3- صادق هدایت و هراس از مرگ,دکتر محمد صنعتی 4- تأویل بوف کور, دکترمحمد غیائی

39,000 تومان