صفحه 1:

صفحه 2:
موز

صفحه 3:
~ 4 ام کلی ده آیه : 7 9 وان دا بام (صلى الله عليه و 201 لطاعك مذ ورب ‎alll slo)‏ 22 عليه و آله ) واجب واقلازم يكديكرند این آیْأت وچوب اطاعت خدا و رسولش ) را بیان می کند و

صفحه 4:
وَبِالِرسُولٍ واطغتا نم stl nol AEM onde av ‏با‎ آوردیم و به فرمانشان كردن نهادیم . ولی گروهی از آنان پس از اين اقرار روی می گردانند و سرپیچی می کنند . ولی هیچ یک از اين دو گروه ایمان نیاورده اند

صفحه 5:
این آیه شریفه حال بعضی از منافقین را بیان می کند که به ظاهر دم از ایمان و اطاست زدند ولی دوباره به کفر اول خود بر کشتد ایمان به_خداعبارت است از اعتفاد قلبی بر یگانگی او و بر آن دینی که تشریع کرده ایمار رسعوال_عبارت است از اعتقاد قلبی بر اينکه او فرستاده خدا است » و امر او امر خدا و نهی او هی خدا و حکم او حکم خدا است : بدون اینکه خودش از پیش خود اختیاری داشته باشد اطاعت_ خداعبارت است از اینکه عمل را مطایق شرع او انجام دهند اطاعت رسول_عبارت است از اينکه فرمانیر به امر او باشندء و به نهى أو باز ايستند: و آنچه او حکم می کند و هر قضایی که می اند بپذیرند

صفحه 6:
aSsal al Joi 55 م2 0 و و بينهقم ]13 فریق مُنْهُم مّعْرِضُونَ كه نزاعى دركيرد و آنان به قانون خدا و داوری د پیامبر فراخوانده شوند , بی آن كه انتظار رود , گروهی از آنان رویگردان می شوند

صفحه 7:
سیاق آیه شهارت می رهر بر یله آیات درباره بعضی از منافقین ناژل شر هکه پابعضی ریلر مرافعه ای راشته اثر و آن طرف پیشنهارگررهکه نژر رسول فرا (صلی الله عليه و آله ) روثر و هر جه او در میان آن رو کل مکرر قبو لکنند, و منافق هزبور زير بار ترفته , و اين آيات رر اين فصسوص نازل شره . رسول قرا (صلى الله عليه و آله ) در ميان مررم| به كلم قرا كلم م ىكررء بس كلم , يك نسبت به رسول فرا (صلى الله عليه و آله ) رار ركه نسبت هباشرت است .و نسبتى هم به فراى سبدان رار ركه جزء شريعت او است و او اس تله ييغمبر را براى كلم و 3 ‎ol‏ منصوب نموره با اين ‎Oly‏ روشن هى شو رکه مرار از رعوت به سوی فراء برای اه در ‎le‏ ‎WS eb whi‏ عبارت است از رعوت به متابعت و پیروی آنهه شرع او در هورر نزاع اقتضاء رارر و هرار از رعوت به سوی رسول او تا در میان مررع ‎i‏ عبارت است از رعوت به متابعت آنچه او به مباشرت کلم م یکذ

صفحه 8:
° ¢ ‎oS ols‏ لَهمْ الق بَائوا له مُذعنین ‎(FA)‏ ‎ ‏در صورتی که اگر داوری پیامبر. که هميشه حق است. به سود آنان باشد , با حال اطاعت و تسلیم به سوی او می ایند . ‏۳ (ازعان )) به معنای انقیار و اطاعت است و ظاهر سیاق آیه ‏مخصوصا جمله ((یاتوا الیه ) این اس تکه مرار از ((هق )) کلم پیغمبر است . زیرا کلم عقی است له از ييامبر جرا نمى شور, ‎

صفحه 9:
‎ae eA‏ یا در حقانیت دینشان تردید دارند؟ يا می ترسند خداوند با حکمی ناحق به آنان ستم کند 9 پیامبرش با داوری نابحق ستم روا دارد ؟ نه , اینها دلیل رویگردانی شان نیست , بلکه از آن روست که آنان ستمکارند , زیرا اظهار ایمان کردند و در دل تسلیم نشدند .

صفحه 10:
کلمه ((هیف )) به معنای پور است . و قاهر سیاق آیات این اس تکه مرار از مرض قلوب ضعف ايمان مى باشرء همهنا نكه رر آيه ((فلا تفضعن بالقول فيطمع الزى فى قلبه مرض )) و آيه ((لثن أ لم ینته المنافقون و این فی قلوبهم مرض , و المرجفون فى المرينه لتغريك ب )) و آیاتی ری رکه به همین معا است . و اما که رار از مرض قلب نفاق باشر, همپنا نکه به همین معنا تقسیر شره با است ‎٠‏ به وليل صرر آی هکه می فرمایر: ((و ما اولنگ بالمژ ‎cute‏ )) و کلم به تفاقشا نكرره , ريُلر معنا نرار ركه از ثفاق آثان ‎pu‏ ا لکنر. و سپس فورش بو ره ركه : ثه , بلله ايشان از ستمکاران هستنر مرار از((بل ‎Lig‏ هم اشالمون )) این اس تکه.آلر برای راوری ‎2B‏ ‏رسول فرا نيامرنر به فاطر غلم و ستم ‎lly‏ و لابال یگری آثان بوره است:

صفحه 11:
تا سای ‎nO ed‏ دُغُوا إلى الله وَرَسُولِهِ ‎aka‏ موم و هو أن يَقُولُوا ‎Gx,‏ ‏واطفت وَأَوْلَيِْكَ هُمْ الْمُغْلِحُونَ ولی وان حقیقی هنگامی که نزاعی میانشان رخ دهد و به قانون خدا و داوری پیامبر فراخوانده شوند تا میانشان داوری کند , سخنشان جز این نیست که می گویند : دعوت خدا را پذیرفتیم و بر اطاعت از خدا و پیامبرش گردن نهاديم واينانند نيكبختان !

صفحه 12:
۲ 5 مرار از چمله ((از| رعوا الی اه و رسوله لیفلع بینهع )) رعوت بعشی از مرح اس تکه به منازع فور پیشنها رگرره اثر: ((پیا ا فرا و رسول را بين فور هلع قرار رهيم )): به رليل يله جمله با لفظ (ا)) آغاز شره ,و آلر این آیه درباره مورر فاصی نبود. بلله مرار از ‎oF‏ رعوت عمومی فرا و رسول , و یا به عبارت دیگر کلم فرا به ووب رفوع هر رو تقر متقاصم به هلم او و كلم رسول او بور, قهرا ‎a apie ec‏ ۳ ۲ علمی ابری بو ویر با تراشت به زمان - ازا - ‎aie‏ شور

صفحه 13:
‎ales 095‏ الله وَرَِسُولة ‎ours‏ ‏"۳ ‎anisg alll‏ فَأَوْلَيْكَ ‎pd‏ ‏الْقَائِرُونَ 08) . . | زيرا هر كس از خدا و ييامبرش فرمان برد و از خدا - بترسد و از او پروا کند , تنها چنین كسانى به سعادت نایل می گردند اين آيه شريفه هم شامل راعى به کلم فرا و رسول می شو رکه ‎auth‏ منازع فور را دعوت م یکن رکه : ((بيا قدا و رسول را کلم فور قراررهیع )), و هم شامل مرعو می شورء در صورت یکه رعوت راعى را ببزيررء و به راوری فرا و رسول رضایت دهر, بنابراين در تعليل آيه هورر بعث يك اضافه ای بر تعلیل آیه قبل هست , پون به هر رو طرف یعنی هم به راعی و هم به مرعو وعره هس می رهر.

صفحه 14:
سا جهد ‎Dod‏ ‏لین آمزتهم تخر کف لاه 5 و بو وه 1 تُفْسِمُوا | ‎jl 459525 re cel‏ ‎alll‏ خَبِيرُ يمَا تَعْمَلُونَ (07) منافقان با سوگندهای : مؤكّد خود ‎Nad ay‏ قسم خوردند كه اگر آنان را به جهاد در راه خدا فرمان دهی , قطعاً به سوی میدان نبرد بیرون می روند . به آنان بگو : سوگند یاد نکنید , زیرا جهاد در ‎oly‏ خدا طاعتی است که ضرورت آن در دین شناخته شده است و وجوب آن در گرو سوگند نیست , و اگر سوگندتان برای جلب رضایت خدا و پیامبر است , بدانید که خدا به آنچه می کنید آگاه است و سوگندهای شما او را فریب نمی دهد

صفحه 15:
iE. ‏الزسول فان تقلور‎ 0 tg Jos "ce Is axle ۳2 خملتم وان تُطِيعوة 3 oO ‏ع‎ | اقا ‎Poss Hug‏ چم * برید . پس آگر روی گردآئدید و پیامبر را ‎lo‏ ‏نبردید , به وی زیانی نمی رسد , چرا که فقط برعهده اوست آنچه بدان تکلیف شده است و برعهده شماست آنچه بدان تکلیف شده ايد . و اكر از پیامبر فرمان برید , هدایت خواهید یافت , و بدانید که بر رسول خدا جز ابلاغ آشکار پیام وظیفه ای تست

صفحه 16:
الزفقه القارة اشت از رسول هسه اش افاعت قرا الست ‎pat 9 Ue Peas‏ سفن قرا ‎ ‏از فرا وب ‎esa ‏ظره‎ aS )) lem ‎ ‎

صفحه 17:
) ده داده است که کته کل لک آزایستگان امبت های ‎gee‏ ‎oll gull aS cul oslo‏ را که بر پایه فطرت استوار است و خدا آن را برایشان پسندیده است , پابرجا سازد , به گونه ای که جامعه براساس آن بت ‎PoP ET Oe ep tw‏

صفحه 18:
پس در همله ((وعر الله الزين منوا ملم و عملوا الضالفات ))كلمه ((من )) تبعيقى فواهر بور ن بيانى . و فطاب رر آن . به عموع مسلمین اس تکه در میان آثان , هم منافق هست و هم مز من و مؤ مين ایشان نیز رو فایفه اند ی یکسان یکه عمل صالح م یکنند, وگروه ريلر آثا ن که عمل ‎pula‏ نرارنر. ولی وعره ا یکه در آن آمره مقصوص کسانی اس تکه هم ایمان راشته باشتر و هم اعمالشان صالح باشر و بس . .در مورراستفلاف مغ مين صالح العمل رر مین رو امتمال هس تکه امتمال اول بعیر است: امتمال اوا ايكله مرار از استفلاف این پاش رکه فرای تعالی به ایشان غلافتی الهی نظیر فلافت آر۴ و راوور و سلیمان راره باشر امتمال دوع یله مرار از (فلافت )) ارث راون زمین به ایشان و مسلط کررن آتان بر زمین پاشر, همچا نکه در این معنا فرموره : ((ان الارض لله یورئها من یشاء من عباره ء و العاقبه للمتقین )) و نیز فرموره : ((ان الارش پرئها عباری الصالفون ))

صفحه 19:
((و ليملنم لهم رينهم الزى ارتفى_لهع )) تملين هر جيزى بر قرا ركررن آن است در ملان و اي نكنايه است از ثبات آن چیز, و زوال و اضطراب و تزنزل ناپزیری آن , به طور یکه آلر اثری راشته باشر هیچ مانعی جلوی تاءثیر آن را گلیرر و در آيه مورر بت تعلین رین عبارت است از یه : آن را در جامعه مورر عمل قرار رهر, یعنی هی چگفری بلوگیرش نشور, و امرش را مس تشمارنز, اقنول معا رفش مورر اعتقار همه پاش ررباره آن افتلاف و تفاصمی نباشر ‎is 5 9 +‏ و مرار از رین ایشان ء آن رین یکه برایشان پستریره » رین اسلا است. ‎

صفحه 20:
OPCS Wey CONS eM OUN sD) له مو منین صرر اسلاع ا زکفار و منافقین راشتتر.

صفحه 21:
افتلاف_شریر مفسرین_پیرامون مورر نزول این آیه و مفار آن: 4 بعضى كفته اند: درباره اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نازل شده ء و خداوعده اى را كه به ايشان داد منجز کرد. و زمین را در اختیار ایشان قرار داد. و دین ایشان را تمکین داد. و ترس ایشان را مبدل به امنیت کرد. آری بعد از در كذشت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در ايام خلفاى راشدین . اسلام را پیش برد. و عزت داد و در نتبجه آن ترسی که مسلمین از کفار و منافقین داشتند. از میان برفت .

صفحه 22:
بعضی دپگر گفته اند که : اين آیه شامل عموم امت محمد (صلى الله عليه و آله ) می شود. و مراد از استخلاف امت وی و تمکین دین ایشان و تبدیل خوفشان به امنیت این است که زمین را به ایشان ارث داد. آنچنانکه به امت های قبل از اسلام ارث داد بعضی دیگر گفته اند: این آیه مربوط به مهدی موعود (علیه السلام ) است . که اخبار متواتر از ظهورش خبر داده , و فرموده که : زمین را پر از عدل و داد می کند همان طور که پر از ظلم و جور شده باشد. و مراد از ((الذین آمنوا و عملوا الصالحات )) رسول خدا (صلی اه علیه و آله ) و ائمه اهل بيت او (علیهم السلام) است.

صفحه 23:
ee ‏الرکاة وَأَطِبِعُوا‎ ‏الرَّسُول لَعَلكُمْ‎ توح ضو وريد ( 4015هيد وحكم يبأمبر را اطاعت كنيد , اميد است كه مورد رحمت خدا قرار كيريد و وعده جانشين شدن در زمين و نشكيل جامعه اى بر يايه دين اسلام بی ترس از دشمنان , براى شما تحقق يابد

صفحه 24:
Perey ‏يي ا ا‎ 0 rete ese ee es egy بنابراین اينکگه فرسود. [[و ‎ee‏ السلوه و آنوا ‎[I dg Ut‏ «ستور به اطاعت او است . در وظایف و ‎۱ Pe Tete ‎| Se eie Roe ‏عدا بوه ‎rch‏ وه ارو برد به منزله ركن است ‎

صفحه 25:
لسن الب ‎ly se ase‏ ان ند واورااز 3 به وعده خود بازدارند . آنان سرانجام شکست خواهند خورد 9 جایگاهشان اتش دوزخ است 9 بى كمان 7 آن بدجایگاهی است

صفحه 26:
اين آیه تتمه آیات قبل است . و در آن وعده استخلاف در زمین و تمکین دین و تبدیل خوف به امنیت را که در ۱ ييامبر خود را خطاب مى كند به خطابى موْ كد. كه زنهار. خيال نكنى كه كفار خدای را در زمین عاجز می کنند. و با و ‎PC‏ فص ‎Pe)‏ ۱ اینکه دشمنانش شکست خورده و مغلوب خواهند شد. يشان در دنيا شكست خورده: و در آخرت در آتش ‎Thy eee py‏ ی زر

صفحه 27:

صفحه 28:

مفهوم کلی ده آیه: ايمان به خدا و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) و اطاعت خدا و رسول (صلى اللّه عليه و آله ) واجب و مالزم يكديگرند اين آيات وجوب اطاعت خدا و رسولش (صلى اللّه عليه و آله ) را بيان مى كند و مى فهماند كه اطاعت رسول (صلى الله عليه و آله ) از اطاعت خدا جدا نيست و بر هر مسلمان واجب است كه به حكم و قضاى او تن در دهد ،كه روگردانى از حكم و قضاى او نفاق است ،و در آخر صالحان از مؤ منين را وعده جميل و كفار را تهديد و بيم مى دهد. َأ َ م وط ْ الر ُ عنَا ث ُ َّ ول َ س ِ وب ِ َّ َ َّ َ من م ه ن م ق ي ر ف ى ول ِ ٌ ِّ ْ ُ ِّ يَت َ َ ُأ َ ولِئ َ َ َ ك ا م و ك ل دذ ِ ع ِ بَ ْ َ ْ َ ْ ْؤ ﴾ ۴۷ ﴿ ين ن م م ال ب ِ ِ َ ُ ِ منافقان مى گويند :به خدا و پيامرب اميان آورديم و به فرمانشان گردن نهاديم .وىل گروهى از آنان پس از اين اقرار روى مى گردانند و رسپيچى مى کنند .وىل هيچ يک از اين دو گروه اميان نياورده اند اين آيه شريفه حال بعضى از منافقين را بيان مى كند كه به ظاهر دم از ايمان و اطاعت زدند ولى دوباره به كفر اول خود برگشتند ايمان به خدا عبارت است از اعتقاد قلبى بر يگانگى او و بر آن دينى كه تشريع كرده ايمان به رسول عبارت است از اعتقاد قلبى بر اينكه او فرستاده خدا است ،و امر او امر خدا و نهى او نهى خدا و حكم او حكم خدا است ، بدون اينكه خودش از پيش خود اختيارى داشته باشد اطاعت خدا عبارت است از اينكه عمل را مطابق شرع او انجام دهند اطاعت رسول عبارت است از اينكه فرمانبر به امر او باشند، و به نهى او باز ايستند :و آنچه او حكم مى كند و هر قضايى كه مى راند بپذيرند َ ُ م سول ِ ِ ه لِي َ ْ و َر ُ حك َ َ َ ق ي ر ف م ِإذَا بَيْن َ ُ ِ ٌ ه ْ ون ع م م ه ن م ر ُ ْ ض َ ْ ُ ُّ ِّ ِ هنگامى که نزاعى درگريد و آنان به قانون خدا و و ﴾ ۴۸ ﴿ داورى پيامرب فراخوانده شوند ،ىب آن که انتظار رود ،گروهى از آنان رويگردان مى شوند سياق آيه شهادت مى دهد بر اينكه آيات درباره بعضى از منافقين نازل شده كه بابعضى ديگر مرافعه اى داشته اند و آن طرف پيشنهاد كرده كه نزد رسول خدا (صلى اهلل عليه و آله ) روند و هر چه او در ميان آن دو حكم كرد قبول كنند ،و منافق مزبور زير بار نرفته ،و اين آيات در اين خصوص نازل شده . رسول خدا (صلى اهلل عليه و آله ) در ميان مردم به حكم خدا حكم مى كرد، پس حكم ،يك نسبت به رسول خدا (صلى اهّلل عليه و آله ) دارد كه نسبت مباشرت است ،و نسبتى هم به خداى سبحان دارد كه جزء شريعت او است و او است كه پيغمبر را براى حكم و قضاء منصوب نموده با اين بيان روشن مى شود كه مراد از دعوت به سوى خدا ،براى اينكه در ميان آنان حكم كند ،عبارت است از دعوت به متابعت و پيروى آنچه شرع او در مورد نزاع اقتضاء دارد و مراد از دعوت به سوى رسول او تا در ميان مردم حكم كند ،عبارت است از دعوت به متابعت آنچه او به مباشرت حكم مى كند. ْأ َ ْ َّ ه ي ل وا ت ح ال م ه ق ي َ ُ ِإ ْ ِ َ ُّ وِإن يَكُن ل ُ ُ َ ين ﴿﴾۴۹ مذْ ِ عن ِ َ ُ در صورىت که اگر داورى پيامرب ـ که هميشه حق است ـ به سود آنان باشد ،با حال اطاعت و تسليم به سوى او مى آيند . ((اذعان )) به معناى انقياد و اطاعت است و ظاهر سياق آيه مخصوصا جمله ((ياتوا اليه )) اين است كه مراد از ((حق )) حكم پيغمبر است .زيرا حكم حقى است ،كه از پيامبر جدا نمى شود. ِ ِ َّ َ ِ َأ َأ م يَخَا ُ ون ن ف َ ارتَابُوا ْ ْ ُ َ َّ ه ول س ر و م ه ي ل ع ه َ ح َ يَ ِ ْ ِ ْ َ َ ُ ُ يف الل ُ ُأ َّ َ َ بَ ْ ون ل ا الظ م ه ك ِ ُ ولِئ م َ ُ ُ ل ْ آيا در دل هايشان مرىض هست ؟ يا در حقان ّيت ﴾ ۵۰ ﴿ دينشان ترديد دارند؟ يا مى ترسند خداوند با حکمى ٌ ِ ناحق به آنان ستم کند و پيامربش با داورى نابحق ستم روا دارد ؟ نه ،اينها دليلـ رويگرداىن شان نيست ،بلکه از آن روست که آنان ستمکارند ،زيرا اظهار اميان کردند و در دل تسليم نشدند . كلمه ((حيف )) به معناى جور است . و ظاهر سياق آيات اين است كه مراد از مرض قلوب ضعف ايمان مى باشد، همچنان كه در آيه ((فال تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض )) و آيه ((لئن لم ينته المنافقون و الّذين فى قلوبهم مرض ،و المرجفون فى المدينه لنغرينك بهم )) و آياتى ديگر كه به همين معنا است . و اما اينكه مراد از مرض قلب نفاق باشد ،همچنان كه به همين معنا تفسير شده باطل است ،به دليل صدر آيه كه مى فرمايد(( :و ما اولئك بالمؤ منين )) و حكم به نفاقشان كرده ،ديگر معنا ندارد كه از نفاق آنان سؤ ال كند ،و سپس خودش جواب دهد كه :نه ،بلكه ايشان از ستمكاران هستند. مراد از((بل اولئك هم الظالمون )) این است که:اگر براى داورى نزد رسول خدا نيامدند به خاطر ظلم و ستم پيشگى و الابالى گرى آنان بوده است. ْ َ َ ْؤ َ ين ِإذَا ن م م ال ل و ق ان ما ك ِ ِ َ َ ُ ِإن َّ َ ْ َّ َ ُ م ك ح ي ل ه ل و س ر و ه الل ى عوا ِإل دُ ُ ِ ِ ِ ِ ْ َ َ َ ُ َ َأ ُ م ن يَ ُ عنَا س ِ م ْ قولوا َ بَيْن َ ُ ه ْ ُأ َأ ْ َ َ َ ْ ون ولِئك ُ ح َ مفل ِ ُ وط ْ م ال ُ ه ُ و ْ عنَا َ َ ﴾ ۵۱ ﴿ وىل مؤمنانِ حقيقى هنگامى که نزاعى ميانشان رخ دهد و به قانون خدا و داورى پيامرب فراخوانده شوند تا ميانشان داورى کند ،سخنشان جز اين نيست که مى گويند :دعوت خدا را پذيرفتيم و بر اطاعت از خدا و پيامربش گردن نهاديم واينانند نيکبختان ! مراد از جمله ((اذا دعوا الى اهّلل و رسوله ليحكم بينهم )) دعوت بعضى از مردم است كه به منازع خود پيشنهاد كرده اند(( :بيا تا خدا و رسول را بين خود حكم قرار دهيم )) ،به دليل اينكه جمله با لفظ ((اذا)) آغاز شده ،و اگر اين آيه درباره مورد خcاصcى نبود ،بلكه مراد از آن دعوت عمومى خدا و رسول ،و يcا به عبارت ديگر حكم خدا به وجوب رجوع هر دو نفر متخاصم به حكم او و حكم رسول او بود ،قهرا حكمى ابدى بود ،ديگر جا نداشت به زمان -اذا -مقيد شود َ َّ ش خ ي و ه ول س ر و ه ع الل ْ من يُطِ َ ُ ُ َ و َ َ َ َ َ َ ِ ُأ َ َّ َ َ ْ م ف ه ق ت ي و ه الل ولِئك ُ َّ ِ َ ه ُ َ ْ َ ال ْ َ ون ﴿﴾۵۲ فاِئ ُز َ زيرا هر کس از خدا و پيامربش فرمان برد و از خدا برتسد و از او پروا کند ،تنها چنني کساىن به سعادت نايل مى گردند اين آيه شريفه هم شامل داعى به حكم خدا و رسول مى شود كه خصم منازع خود را دعوت مى كند كه (( :بيا خدا و رسول را حكم خود قرار دهيم )) ،و هم شامل مدعو مى شود ،در صورتى كه دعوت داعى را بپذيرد ،و به داورى خدا و رسول رضايت دهد ،بنابراين در تعليل آيه مورد بحث يك اضافه اى بر تعليل آيه قبل هست ،چون به هر دو طرف يعنى هم به داعى و هم به مدعو وعده حسن مى دهد. َأ َأ َّ ْ م ن ا م ي د ه ج ه الل ب وا م س ق و ِ ِ ْ َ َ ْ َ ه ْ َ ُ ِ َ ِ َأ قل اَّل َ َ ن ُ ج ْر خ ي ل م ه ت ر م ن ِئ َ ُ َ َّ ل ْ َ ْ ُ ْ ُ َ ع ُرو َ تُ ْ ن ة ع ا موا ط َ ف ٌ ٌ ق ِ ة ِإ َّ م ْ َّ س ُ َّ ون ﴿﴾۵۳ ع ت ا م ب ير َب خ ه َ مل ُ َ ْ َ ِ ٌ ِ َ الل َ منافقان با سوگندهاى مؤکّد خود به خدا قسم خوردند که اگر آنان را به جهاد در راه خدا فرمان دهى ،قطعـاً به سوى ميدان نربد بريون مى روند .به آنان بگو :سوگند ياد نکنيد ، زيرا جهاد در راه خدا طاعتى است که رضورت آن در دين شناخته شده است و وجوب آن در گرو سوگند نيست ،و اگر سوگندتان براى جلب رضايت خدا و پيامرب است ، بدانيد که خدا به آنچه مى کنيد آگاه است و سوگندهاى شام او را فريب منى دهد َّ َ َ َ ما ن ف وا ول ت ن ف ول س َ الر ُ ِإ َّ َ َ َّ ِإ َ َ ُ َ ما م ك ي ل ع و ل م ح ا م ه ي َ َ ِ ْ َّ عل ْ َ ُ ِّ َ ْ ه و ع ي ط ت ن و م ت ُ ُ ُ ِ ُ ُ ح ِّ مل ْ َ ِإ َ ول س الر ى عل ما َ تَ ْ و َ َّ ُ ِ هتَدُوا َ ْ ْ اَّل اش فرمان فرستاده کنيد و از اطاعت اَل را خدا : بگو ُ ﴾۵۴ ين ﴿ ب م ال غ ب ال َ ُ ُ ِ ِإ بريد .پس اگر روى گردانديد و پيامرب را فرمان نربديد ،به وى زياىن منى رسد ،چرا که فقط برعهده اوست آـنچه بدان تکليف شده است و برعهده شامست آنچه بدان تکليف شده ايد .و اگر از پيامرب فرمان بريد ،هدايت خواهيد يافت ،و بدانيد که بر رسول خدا جز ابالغ آشکار پيام وظيفه اى نيست كلمه ((قل )) كه در صدر سخن قرار گرفته اشاره است به اينكه اطاعت فرمان چه از خدا و چه از رسول همه اش اطاعت خدا است ،و همين اشاره با جمله ((و اطيعوا الرسول )) تاكيد شده است. (فان تولوا فانّما عليه ما حمل و عليكم ما حملتم )) يعنى اگر از طاعت رسول اعراض كنيد اين اعراض شما ضررى به رسول نمى زند ،چون رسول وظيفه خود را انجام داده ،و وظيفه او هcيچ ربطcى به شما ندارد ،شما هم تكليفى داريد كه انجام و تخلف از آن هيچ ارتباط و سود و زيانى براى اcو ندارد ،چون اطاعت همه اش از خدا است . ((و ان تطيعوه تهتدوا)) يعنى هر چند او تكليفى دارد ،و شما تكليفى ديگر ولى اگر او را اطاعت كنيد هدايت مى يابيد ،براى اينكه آنچه او براى شما مى آورد ،و هر امرى كه مى كند از ناحيه خدا و به امر اوست ،و در حقيقت اطاعت براى خدا است ،و معلوم است كه در اطاعت خدا هدايت است ((و ما على الرسول اال البالغ المبين )) ،و اين به منزله تعليل مطالب قبل است ،يعنى آنچه از تكاليف كه به دوش رسول است عبارت است از تبليغ و بس ،پس اگر شما پيام او را مخالفت كنيد هيچ حرجى متوجه او نمى شود َأْل َ َ َ ما ك ض ر ا ي ف م ه ن ف ل خ ت س ي ْ ِ ِ َّ َ َ ُ ل ْ َ ْ ِ َّ َ َ م ه ل ب ق ن م ين ذ ال ف استَخْل ِ َ ِ ِ ْ ْ َ ِ ْ َ َ ِّ ذي ه ن ي د م ه ل ن ن ك م ي َ َ م ال َّ ِ ِ ُ ُ ُ َّ ُ ْ ول َ َ َ َ َ د م ه ن ل د ب ي ل و م ه َّ ارت َ َ ع ِ من ب َ ْ ِّ َ ُ ُ ِّ ضى ل ُ ْ َ ْ َأ عبُدُونَنِي اَل َو ِ منًا ي َ ْ م ْ ه ْ خ ْ ف ِ َ ُ َ ًئ َ ْ ر ف ك ن م و ا ي ش ي ب ون ك ر ش ي َ ْ ُ َ ِ َ َ ِ خداوند به کسانى از شما که ايمان آورده و ُأ َ َ َ َ وعده داده است که شايسته م ف ك کردهكاند ُ ولِئ کارهاىذَل ِ عد َ بَ ْ ه ُ ْ مت هاى شايسته آنان َرا در ُزمين جانشين ا ّ ال ْ ﴾ ۵۵ ﴿ ون ق اس ف ِ َ گذشته کند; چنان که شايستگان امت هاى پيشين را در زمين جانشين ديگران قرار داد ،و نيز نويد داده است که آيين آنان را که بر پايه فطرت استوار است و خدا آن را برايشان پسنديده است ،پابرجا سازد ،به گونه اى که جامعه براساس آن پس در جمله ((وعد اهلل الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات )) كلمه ((من )) تبعيضى خواهد بود نه بيانى ،و خطاب در آن ،به عموم مسلمين است كه در ميان آنان ،هم منافق هست و هم مؤ من ، و مؤ منين ايشان نيز دو طايفه اند ،يكى كسانى كه عمل صالح مى كنند ،و گروه ديگر آنان كه عمل صالح ندارند ،ولى وعده اى كه در آن آمده مخصوص‍ كسانى است كه هم ايمان داشته باشند و هم اعمالشان صالح باشد و بس . در مورداستخالف مؤ منين صالح العمل در زمين دو احتمال هست که احتمال اول بعید است: احتمال اول اينكه مراد از استخالف اين باشد كه خداى تعالى به ايشان خالفتى الهى نظير خالفت آدم و داوود و سليمان داده باشد احتمال دوم اينكه مراد از ((خالفت )) ارث دادن زمين به ايشان و مسلط كردن آنان بر زمين باشد ،همچنان كه در اين معنا فرموده (( :ان االرض هلل يورئها من يشاء من عباده ،و العاقبه للمتقين )) و نيز فرموده (( :ان االرض يرئها عبادى الصالحون )) ((و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم )) تمكين هر چيزى بر قرار كردن آن است در مكان و اين كنايه است از ثبات آن چcيز، و زوال و اضطراب و تزلزل ناپذيرى آن ،به طورى كه اگر اثرى داشته باشد هيچ مانعى جلوى تاءثير آن را نگيرد و در آيه مورد بحث تمكين دين عبارت است از اينكه :آن را در جامعه مورد عمل قرار دهد ،يعنى هيچ كفرى جلوگيرش نشود ،و امرش را سبك نشمارند ،اصول معارفش مورد اعتقاد همه باشد ،درباره آن اختالف و تخاصمى نباشد و مراد از دين ايشان ،آن دينى كه برايشان پسنديده ،دين اسالم است. ((و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا)) مراد از خوف آن ترسى است كه مؤ منين صدر اسالم از كفار و منافقين داشتند. ((يعبدوننى ال يشركون بى شيئا))مراد از عبادت ،خداپرستى خالص است ،به طورى كه هيچ شائبه اى از شرك -چه شرك جلى و چه شرك خفى -در آن راه نداشته باشد ،و خالصه معنا اين مى شود كه خدا مجتمع آنان را مجتمعى ايمن مى سازد ،تا در آن جز خدا هيچ چيز ديگرى پرستش‍ نشود ،و هيچ ربى غير از خدا قائل نباشند اختالف شديد مفسرين پيرامون مورد نزول اين آيه و مفاد آن: بعضى گفته اند :درباره اصحاب رسول خدا (صلى اهلل عليه و آله ) نازل شده ،و خداوعده اى را كه به ايشان داد منجز كرد ،و زمين را در اختيار ايشان قرار داد ،و دين ايشان را تمكين داد ،و ترس ايشان را مبدل به امنيت كرد ،آرى بعد از در گذشت رسول خدا (صلى اهلل عليه و آله ) در ايام خلفاى راشدين ،اسالم را پيش برد ،و عزت داد ،و در نتيجه آن ترسى كه مسلمين از كفار و منافقين داشتند ،از ميان برفت . بعضى ديگر گفته اند كه :اين آيه شامل عموم امت محمد (صلى اهّلل عليه و آله ) مى شود ،و مراد از استخالف امت وى و تمكين دين ايشان و تبديل خوفشان به امنيت اين است كه زمين را به ايشان ارث داد ،آنچنانكه به امت هاى قبل از اسالم ارث داد بعضى ديگر گفته اند :اين آيه مربوط به مهدى موعود (عليه السالم ) است ،كه اخبار متواتر از ظهورش خبر داده ،و فرموده كه :زمين را پر از عدل و داد مى كند همان طور كه پر از ظلم و جور شده باشد ،و مراد از ((الذين آمنوا و عملوا الصالحات )) رسول خدا (صلى اهّلل عليه و آله ) و ائمه اهل بيت او (عليهم السالم ) است . َأ اَل وآتُوا ة ص ال وا م ي ق و َ ِ ُ َّ َ َ َأ َ عوا ي ط و ة ا ك الز َ ِ َّ ُ َ َّ َ ُ س َ م ك ل ع ول ل َ الر ُ ْ َّ بدهيد و حکم داريد و﴿ زکات مناز ﴾۵۶ ون مبر پا َ ت ُ و ْر َ ح را ُ پيامرب را اطاعت کنيد ،اميد است که مورد رحمت خدا قرار گرييد و وعده جانشني شدن در زمني و تشکيل جامعه اى بر پايه دين اسالم ىب ترس از دشمنان ،براى شام تحقق يابد مناسبتى كه مضمون اين آيه با آيات سابق دارد ،مى رساند كه اين آيه تتمه آيات سابق است . بنابراين اينكه فرمود(( :و اقيموا الصلوة و آتوا الزكوة )) دستور به اطاعت او است ،در وظايف و عبادتهايى كه براى بندگانش تشريع كرده ،و اگر از ميان همه وظائف تنها نماز وزكات را يادآورى كرد، براى اين بود كه اين دو تكليف در ميان تكاليف راجع به خدا و خلق به منزله ركن است َ ين ز ج ع م وا ر كف ْ ُ ِ ِ َ ُ َأْل ض ر ا ي ف ِ ْ ِ ْأ ار ن ال م ه ا و م و ُ َّ ُ َ ُ َ َ ْ َ ْئ ير ص م ال س • ب ل و ِ َ َ ِ ُ َ هرگز مپندار که کفرپيشگان مى توانند خدا را ﴿در۵۷ زمني﴾ناتوان کنند و او را از وفا به وعده خود بازدارند .آنان رسانجام شکست خواهند خورد ،و جايگاهشان آتش دوزخ است و ىب گامن ،آن بدجايگاهى است اين آيه تتمه آيات قبل است ،و در آن وعده استخالف در زمين و تمكين دين و تبديل خوف به امنيت را كه در آيات سابق بود تاءكيد مى كند. پيامبر خود را خطاب مى كند به خطابى مؤ كد ،كه زنهار، خيال نكنى كه كفار خداى را در زمين عاجز مى كنند ،و با نيرو و شوكت خود جلو خداى را از انجاز وعده اش مى گيرند ،و اين بيان و حقيقت بشارتى است به رسول خدا (صلى اهلل عليه و آله ) ،به كرامتى كه به امت وى كرده ،و اينكه دشمنانش شكست خورده و مغلوب خواهند شد. ايشان در دنيا شكست خورده ،و در آخرت در آتش منزل مى كنند ،كه بد باز گشت گاهى است . دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید بهشتی مشهد اللهم صل علی محمد وآل محمد شاد و پیروز باشید....

رایگان