تعداد اسلایدهای پاورپوینت : ۲۲ اسلاید

فرشته

صفحه 1:

صفحه 2:

صفحه 3:
نزول تور ور 9 آگوسی ‎Xe‏ شاید سخت ترین لحظات برای یک مادر. لحظه ای با3۳ كه بايد به ناچار كودك تازه به دنيا آمده اش را ] 5 جذا کند ۰ ۱ 3 دست تقدیر بسپارد. مادر حضرت موسی (ع) لين لحظه تلخ زا دز خلت وه کرد که فرعون برای حفظ سلطنت خویش نوزادان بنی ۱۱ ۱ ۱ وقتی خداوند به قلبش وحی کرد تا هرگ ۱ رون ‎STOEL‏ ‏کودکش را به رودخلنه نیل بیفکند؛ او را در صنذوقی نهاد و به رودخلنه نیل سبرد. تا دست تقدير به اراده الهی چه چیزی را برایش رقم بزند.

صفحه 4:
اراده الهی تقدیر حضرت 2و3 (ع) را جنان 087 ‎٩3(‏ 998۶ آرودخلنه نیل او را به سوی قصر فرعون برد و فرعون که از ترس قرواقتی سلطنتش کودکان معصوم بنی اسرائیل را می کشت؛ در کاخ خود و زیر نظر همسر موّمن و با خدایش. آسیه او را پرورش داد. حضرت موسی (ع) در کانون ظلم و فساد پرورش بات تا معنای بی عدالنی و ظلم و ستم بر محرومان را با همه وجود دریلید و ن گاه که از سوی خدای عالمیان به پیامبری مبعوث می شود. درد و رنح مردمان مطلوم و ید را به خوبی درک کند

صفحه 5:
ص۰۹ مادر حضرت موسی (8) ‎٩٩‏ گر خذاوند. ‎BESS‏ (1 998تدوقی نهاد و به رودخانه نيل سبرد. امواج ثبل 999 حامل 99وی (ع) را به سوی کاخ فرعون برد که در کنار ‎SSIS UE‏ ۰ ( را دید و به مأموران دستور داد تا آن صندوق را از آب گرفت ۰ ۰ ‎٩‏ ۳ وفتی ماموران عندوق را به نزد آسیه برمند با گشودن در لن. کودکی یبا را که نگاه های نافش مملو از محبت بود. دیدند. آسیه که دید مادری از بیم سطوّت فرعون. نوزاد خود را به آب افکنده و به دست تقدیر سپرده ست.

صفحه 6:
ه99 از فرعون خواست حال ‎٩‏ چه دار نمی ۶۸ ار وگ را به فرزندى بپذیرند. فرعون با همه ادع1 ؟ 3 ۰ وی محدود و خطاکار بود. بدون لین که بیندیند ۱۳۶ ۳ ودک باشد که در بزرگسالی قدرت او را درهم خواهد شکست. و تنها به خاطر آسیه. پیشنهادش را پذیرفت و بدین سان. حضرت موسی ‎CE)‏ 3[ پرورش باق حضرت موسی (ع) در ۲۰سالگی به نبوت رس فا صمن هدایت مردم. بنی اسرائیل را از ظلم و ستم فرعون رهایی بخشد. کتاب مقدس تورات درششم ماه مبارک رمضان بر ایشان» نازل گردید.

صفحه 7:
©) 45 ee 0” een قرآن کریم از قول بنی اسرائيل نقل مى كند که آن ۵ ‎٩‏ حضرت موسی (ع) گفتند: ما بر یک طعام حاضر تیستیم صبر کنیم پس از پروردگار خود بخواه که آنچه از زمین می رویلند. از سبزیجا خر ۰ :عدس و پیازش برای ما فراهم سازد. و ذَ فلم یا موسی لَنْ تضبر غلی ‎Fb SG ESE sly pla‏ مقا تلبت و فومها و عدسها و بصلها. البقره ۶۱ از لین یه استفاده می شود ۰۳ ۲ ۱۱۱ ا ‎A se Pes‏ پیامبرشان حضرت موسی (ع)» توسل پیذا کردند و از او درخواست کر 3 ایشان از پروردگار بخواهد تا در رفاه قرار بگیرند (فاذغ لنا رنک.)

صفحه 8:
توس )999 له حضرت 45 ۹ قرلن کریم می فرماید: وقتى بلا و سختى بر لل فر ال واقع شد. به نزد حضرت موسی (ع) آمدند و گفتتد: ای موسی برای ها 38 پرورد کارت به خاطر عهدی که نزد تو دارد و بآ 1 از ما برگردلنی قطعا به تو ایمان می آوريم» و حتما بنی اسرائیل را آزاد کرده و با و روانه می کنیم ( لا وفع علنیم ازج( 8 ‎۶٩‏ وع لنا روک بشید عندک لنن کشفت ‎Ee‏ جر لتومتن لک و 1 ۱۳ نكا ب إل قیل الاعراف. ‎arr‏ منظور از عهد یا استجابت دعای موسی است یا مقام نبوت و رسالت اوست از لین آیه استفاده می شود که توسل به رهبر دینی و پیشوای معصوم یک امری جایز و شایسته است و قرآن کی 0 کردهوو رد نکرده |۱۳

صفحه 9:
NX ire ‏موسى عليه السلام ۱۶ ۷۷ اه ا( ۱ ۲ 308 فرعون دید که‎ ‏ار میان شکمش آتش سس ۰ ۱ 90 مون از توت ‌جامه‎ ‏های خود را ملّت کرد و فرب ۲ ۱ و اک ازدها راء‎ ‏بس بیهوش شد و هر كه در مجلس او حاضر بودء همه گر يختند.‎ چون آن حضرت عصا را گرفت. فرعون به هوش رهد و اراده کرد تصدیق موسی علیه السلام بکند و ایمان بیاوره به آوء قاعان وزیر او برخاست و گفت: در عین خدایی که مردم تو رامی پرستند. می ۳ 9 ده ۱ 9۳

صفحه 10:
( ۳ . soe ‏موسی. یک روز خلوت داخل شهر شد. ديد دو نفر در حال ثزاع و نبرد هستند‎ ‏و یکی از آنان از بیروان اوست لین که پیرو موسی 99 موسی را به کمک‎ ‏خواست. موسی به یاری او شتافت و بر لثر ضوبه موسی, خصم از پا در آمد. در‎ اين هنكام موسی متقلب شد و ۰ ۲ ۱ رب ای ظ لَمْتٌ نفسى فاغفز لی؛ بارالها؛ من برخود ستم کردم مرا بیامرزخداوند هم او را آمرزید. موسی باز هم دعا کرد و گفت: رب بما نعنث علی فلن آکون ظهیر ‎Sapa‏ خداونداء به خاطر نعمتی که به مس دای هیچ گاه پشتیبان ۴ ۱ ۲ بود.

صفحه 11:
صبح روز بعد موسی با بیج و هراب در شهر کرد 349995 مرد دیروزی» امروز هم با کسی درگیر اس ۲ ۰ ۱ 9 ست: طرف مقابل به موسی رو کرد و گفت: آیا می خواهی مرا بکشی ی چنان که دیروز دیگری را کشتی! تو زورگویی نه مصلح! از آن طرف شهر مردی سر می رسد و مى گوید: آی موسی! سران گرد آمده آند و برای کشتن تو نقشه می کشنده هر جه زودثر از ‎0٩‏ خارج شوا موسی با احتباط و مراقبت از شهر بیرون شد و چنین دا کرد: 5 تجنی من القَْم الظالمينَ؛ پروردگارا مرا از گروه ستمکار نجات ده.

صفحه 12:
امیدوارم پروردگارم مرا به بهترین راه هدایت کند. ۲ . موسی به شهر مدین رسید. در بیرون 2 ۹ ( 93 4 در کتاژآچاهی جمع شده اند وازكن كب ل كنك و ۱ و هی کنند. موسى ديد دو زن دورتر ايستاده لند و در انتظارند. به نزد آنان رفت و برسيد: چرا لین جا ایستاده لید؟ آن دو در جوا گفنند: وقتی که چوپان ها از ۲ ۲۱ شيدند و كله خود را كد اد و و شدند ما سر اه ۳۳۱۳ کشیم و گوسفندان خود را سیراب می کنیم.

صفحه 13:
موسی از سر وظیفه الهی و نوع دوستی, به سر چاه آمده ی آنان آب کشید و گوسفندان آنان را سیراب کرد ‎ABR AES ol AGLI‏ از هر روز به خانه رسیدند. موسی که در مدین غریب بود و راه به جایی ثمی برد, به زیر سایه درختی رفت تا بياسايد و خستگی راه از تن ‎URIS a‏ | شنت دست به دعا برداشت این چنین خدا را خطاب ( ۱ بارخداياء من به هر آنجه بر من فرو فرستی محتاجم.

صفحه 14:
دعای موسی مستجاب نان شعیب که ( ۹ [ 73398 به خلنه بر بودند ماجرای باری جوانی ۲ ۲۱ ۱ ای پدر ‎BS‏ پدر یکی از آنان را به دنبال موسی فرستاد ت او را بیاورد. موسی به خلنه شعیب آمد. از او پذیرلیی کردند و چون توانایی و درستی و املنت او را دیدند او را به گرمی پذبرفتند. موسی داماد شعیب وصا ۱ و کی شد. كرجه در برخی روایات آمد ۱ ۰ ۱ " او را کرد به نلنی محتاج بوده اما اين دعا مخصوص نان و خوراکی ثیست بلکه 5 همه احتياجات به كار مى آيد. دليلش اين است كه موسى يس از لين دعا صاحب

صفحه 15:
موسی مدتی را که با شعیب عهد بسته بود در مدیی بمل" 9 سپس با خانواده و گله و دارایی خود روبه سوی وطی آورد تابه طور ۳ سید. در آن جاء نوری از دور پدیدار شد. .به سوى أن رفت تا برای گرم شدن همراهان از آن شعله ای برگیرد. آن نور حق تعللی بود که بر درختی تجلی گرده بود. در آن جا بزرگ ترین حادثه زندگلنی موسی که رسالت او 8 98 او موسی از شد و معجزه هم. که دلیل صدق دای و ‎DOMES‏ سر آغاز مأموریت او رفتن به دربار فرعون و هشدار و آلثار و دعوت او 2 ینوی خداوند متعال اعلام شد.

صفحه 16:
در این هنگام که موسی ماموریت را دشوار 3" :۰ ۱ ّه الهی رو کرد و رب اشرخ لی ضذری » ویر لی 1 9 اقلا 233 من لسانی * بفقهوا قولی » واجعل لی وزیراً من آغلی * هروت آخی ‎٩‏ ده به آزری * وآشرکة فى أمرى * کی تسیتحک کثیرا * ودک ۱ ۱ 7 بارالهاء سینه ام را گشاده دار. مأموریتم را بركبم ال گن. گره از زبلنم بكشا. تا سختم را نوم ۱ لنم برلیم یاوری قرارده. که هارون برادرم باشد. پشتم رابه او محکم کن. و او را در مآموریتم شریک کن. تا تو را تسبیح بسیار گوییم و بسيار تو را ياد كتيم..به ‎0017707٠‏ درو بينابر ارا 000

صفحه 17:
"لهي خدای متعال پاسح دا ۳ ۱۰ 0000 الألحتم» سپس خداوند شیوه برخورد با فرعون را اینچنین به موی و هارون آموخت: «به سوی فرعون روید؛ چرا که او راه طكتال ‎۱٩‏ 9 گروته است. به ترمی با او سخن گویید. شاید به خود آید يا بترس۱) »وی و هار گفتند: تخاف آن یفرط علینا آز آن یطفی؟ بارالهاءما مى ترسيم بر ما ستم کند یا ره طنیا" 2 "3 ی پیش کرد خداوند پاسخ داد: «نترسیده من با شمایم» آنچه پیش آید می نو و می

صفحه 18:
تن X os SEG ob * ريشه و اساس حکم ۶ گت ترس از پرور:۳ ۷۱ 799 خدا بترس تا صاحب علم و دانش شوی, دکر تار ‎Pals‏ * خنده بیجا مکن که شخصیت تو )| 98 ۳ ۲ می ۳ ‎pF *‏ از سر لجاجت و بدون هدف.دست ‎٩‏ 25 که ام نیکی ندارد‌نزن. ‏* به هنگام توانمندی,متواضع و بخشنده پاش و با زیردستان مهربانی کن؛ ‏* هر گاه خواستی سخن بگویی,جولنب لّن را بسنجتا باعث ناراحتی دیگران نگردی.

صفحه 19:
1 4 — 7 4 . * از پرحرفی و ‎Ose‏ پرهز جرا ۳ ۰ 9 تو اسیب رسان است. ** دنيا را نزد خود به عنوان ‎CL‏ ۱ * قامات علیه اخروی» تصور کن و به کمک خرد بیداربا نفس و هواهای آن به جدال برخیز. * صبر و شکیبایی در کارها تو رابه سر د ی ۶ رسانند گهآژینت علما و حکما همین | * از نادان کناره گیر و اگر بر نو دشنام دابا سکو ‏ رامع ار کا رك

صفحه 20:
* کسی که حرصش ‏ ۱ روزافزون استب ‎٩۰‏ و یز روحش از دنیا دل نمی کند. بنابراین ۰ 0066۱ است که راضی به نعمت های الهی نشده و روحش در عللم برزخ یر در پی دنیا سرگردان است. * دنیابه‌بی خبران عللم لعلمه شدید ۶ ۲۱ اسان رار آخرت با اعمال شومش به سوی ابدیت می رود و آنجاء در حسرت دانستن و نيك عمل كردن مى مانذه

صفحه 21:
tps://hawzah.net/fa/Magazine/View/5248/6232 6730 https://hawzah.net/fa/Book/View/45299/31030 https://hawzah.net/fa/Book/View/45485/60710 tps://hawzah.net/fa/Magazine/View/5659/7228 9064 https://hawzah.net/fa/Book/View/45485/60711 tos://hawzah.net/fa/Magazine/View/4693/4704 7178 —

صفحه 22:
کر فراوان از توجه شما عریرا9

39,000 تومان