صفحه 1:
صفحه 2:
bis lel
تأثیر دانشهای ادبی در
فهم حدیث
0ضرورت شناخت ترکیبات
اصطلاحی و معانی مجازی
برخی از معانی اصطلاحی
یوق برداشت از معانی
مجازی
صفحه 3:
اعراباگگن مرحله در فهم ترکیبات
i alle 5 ba:
مراد از اعراب در این جا
کلمه در چرلل + فعل
صفت
#اقش حركا»#فاهر كردن اعراب
دانستن تقاوت ميان يُْط و##سلورت آشنابى با إغراب
www.taalim.ir
صفحه 4:
8 (هر کس با مردم انصاف ورزد, به
داوریش رضایت میدهند)
[مجهون]
توان َضی (معلوم) نردم انصاف ورزدء به حكم ديكرى خشنود
www.taalim.ir
صفحه 5:
تهیت عَقْضَهَجِه كه نهی کردهای, مرتکب شوی.
تَهّیثکق هه را که من از آن تهی کردهام, انجام دهی,
Sug! آقجته من از آن نهی شدهام را تو انجام دهی.
صفحه 6:
il als = الارة كسمن تفن ak انکار کند بر فرتم آچهارا
خود انجام میدهد)
در صورت وجود چنین یبا لترء حَهّلا کون الَقّاصی
یرای لنانن انیمان جسین AS ce
را مرتکب شود)
روایت نخست, عبارت مورد نظر خوانها مُهینتد:عنه.
www.taalim.ir
صفحه 7:
هتفه لحتتوسجو گاهن ,بزای: مهم سياف أولية رصي ون کآهن :ی
ترکیبات
1 زحى
واژههای چند جزئی که معنای آنها حاصل
جمع اجزای آن نیست
دستفر وق دست + فروش
۶ برخی از ترکیبات اصطلاخی DNS as
رفته در احادیث:
حتف أنفه مرگ طبیعیعقل عن الله دریافت معرفت از خداوا
تزویج مقام ازدواج دائم جراب النورة سخن تقیهای
اه أم الکتاب سوره فاتحه
صفحه 8:
أفعوه كو رسن آر نشاف تيفك وا و نطلی گزفین pill باانگزین
(استعاره, کنایه و ...)
در واقع توعی اسمطللاع af موجب فصاخت و زیباین بیشتر
کلام میشود. lee که مهمان فراوان دارد
کنیژ ای ان فراوان دار
سخن پیامبر ۰" به همسران خود:
اد خی وتا
(کسی لمان کی یود رواخ رمب شرصگه
دستش بلندتر است.
قال مهيل عهرت هله
ركس با دست كوتاه (دنيايىاش) ببخشد, با دست بلند (اخروى) به او عطا شود.)
www.taalim.ir
صفحه 9:
فووا انا هروا كنا يم لاو عشندن و دید آمدن فرفهطآی حتویه و
پافشاری بر
ظاهر الفاظ
ی رحمان است و آنها
أبه هر سو كه بخواهد میچرخاند)
نفسبر دار نكن :تَيَسُرِ تضريف الْقُلُوبٍ وتقْلیبها وَذحولِ ذلک تخت
(كنايه از آسانى جرخش و دكركونى دل و در تحت
قدرت خدا بودن است.)
شبيه ایا تمشت من است» در فارسی
1
صفحه 10:
eal ۱ San ai ظاهوابرخورد شدید با خانققه
امم د سيت ان
عصاى خودت را از سر خانوادهات بر ندار!)
زمخشرى در اساسر
Kee >>
ضرورت پرهیز از ظاهرگرایی و باطنگرایی افراطی
استفاده ار معنای حقیقی اسنت و نها در جاین که فرینهای باشد: به سرا معنا
1