صفحه 1:
0
0
صفحه 2:
۷ r purpose,
such as a business or government
ERY FRS PCY Pee Oey Pa SL
|
صفحه 3:
Ser ا 00 اك نوع سازمانهاى تجارى در جهان است. شخصيت
اا ا اا 10
Ly anfei> cmos S olaigss 7 7 00
abo j1L48 21,81 jal ار
00 707 oer er A on eres Povey een VEO gre C7] Pant Pee ENC EY Pg
aul acliwlal 9 Spas gual acliraleS agi pjlinte 9 cul ploy 9 slgsv> wrolga
در شرکتهای سهامی سهامداران و مدیران به دو گروه مجزا تقسیم میشوند. سهامداران
Fay ee eer re et ve SEN PT I Hr ovr yl Pts Jest DPV SPOON VE, 9 NUE VOT SeS Pr
BRO Fr re Pogo ener any POC Seen pen ay
مهمترين جنبه بيى شركت سوامى ار اين
یعنی سهامدران شرکت بهاندازه سرمایه خود در شرکت, مسئولیت بدهی ها و
7
صفحه 4:
sells goods or 7 او in order to
make money
شرکت /کارخانه: به معنای بک شخصیت حقوقی انجمن با بنگاه
تجارت است که توسط گروهی از افراد تشکیل ميشود. بنابر
مفهومی که از قانون تجارت استنباط میشود. شرکت قراردادی
| Ou YB Pear Con]
صفحه 5:
19 pen al eeeermer e]e aay
تا
صفحه 6:
6 ۱۳۳۹
professional ‘or example a
بنكاه: يى سازما اه 92 محصول(کالا با
02002 2 ار IP اا ا (OPE
0/۰ ۹
۱
چند نکته در تعریف بنگاه: همانطور که در تعریف مشخص شده. بنگاه باید با هدف
كسب سود و فروش خدمات تأسيس شده باشد. بنابراين يك وزارتخانه يا يى سازمان
مردم نهاد یا انجمن فرهنگی که محور اصلی آن کسب در آمد اقتصادی نیست. بنگاه
داشته باشد. اكر جند نفر با هم يك فروشكاه كوجك فروش لباس داشته
هیچنوع شخصیت حقوقی متناسب با این فعالیت هم ایجاد نشده باشد. همچنان از نظر
صفحه 7:
of raw و«اععی
۳۸۵۲6۲۱۵۱5 2۳0 ۲ icture of goods
in factories.
صنعت: شامل مجموعه اى از بنكاه هاى اقتصادى است كه
نيازهاى يك بازار مشخص را تامين مى كنند.
به.توليد كالاها و خدمات در يك اقتصاد كفته مىشود. منبع اصلى
0201 1200 CO Ser ا ا Sere ean) Bn)
فعالیت اقتصادی مربوط به پردازش مواد اولیه وتولید کالا در
کارخانه ها.
صفحه 8:
educational, professi
purpose.
نهاد: سازمانی که با هدف مذهبی ۰ آموزشی . حرفه ای با
1 hee]
یک سازمان. موسسه با بنیاد که به ترویج یک هدف
0
صفحه 9:
00 Sy gery
زر Oe alee TOYO eed Tear
مهم و همچنین تشکیلات اقتصادی می باشد.
يك بروزه يا تعهد . به ويزه يك بروزه جسورانه يا بيجيده.
صفحه 10:
Manager: a person responsible
for controlling or administering
an organization or group of
staff / someone who manage a
collection of team.
مد بر: شخصی که مسئول کنترل یا اداره یک سازمان یا
گروهی از کارکنان است.
مدیر در لغت به معنی اداره کننده و کارگردان میباشد و
در اصطلاح مدیر شخصی است که مسویلت تنظیم نمودن
عملکرد تیم خود را بعهده دارد.
به عبارتی: هماهنگ ساختن نیروی مادی و انسانی جهت
رسیدن به اهداف میباشد.
صفحه 11:
Leader: the person
who leads or
commands a group,
organization, or
country.
رهبر: شخصی که گروه . سازمان با
کشوری را رهبری يا فرماندهی می
کند.
صفحه 12:
تفاوت مدیر و رهبر(:(۲3۵5۵96۲
and leader
۴ مدیر بر «وظیفه» متمرکز است و رهبر بر «چشم انداز»:
یک رهبر میکوشد چشم انداز و استراتژی سازمان را برای پیروانش شفاف سازد و آنها .
را در همان مسیر هدایت کند. او به افراد آزادیعمل و اختیار میدهد. تا جزئیات را
برنامه ریزی کنند. درجهت رسیدن به اهداف گام بردارند و در تمام مسیر همگام و
همراه آنها باقی بمانند. یک مدیر. وظایف و چارچوبها را برای افراد تعیین میکند و
خود بر کارها نظارت دارد.
۴ مدیر «عکس العمل» نشان میدهد. رهبر «پیشبینی» میکند:
مدیر بر محور دستورالعملهایی که در سازمان جریان دارد. همه چیز را از قب ,
برنامهریزی میکند و میتواند بر اجرای آنها نظارت داشته باشد. یک مدير معمولا زمانی
عکسالعمل نشان میدهد که چیزی خارج از برنامه رخ دهد. یک رهبر قوی. تغييرات
را پیشبینی میکند و از قبل. خود و تیماش را برای روبارویی با تغییرات آماده میکند.
۴ مدیران «زیردست» دارند و رهبران «پیرو»:
نیروهای زیردست موظفاند در موقعیتهای مختلف به مدبر خود گزارش دهند؛
درحالی که پیروان به باری رهبر میشتابند.
صفحه 13:
Chief: a leader or ruler
of a people or clan.
رییس افرمانده: شخصی که گروه .
سازمان پا کشوری را رهبری پا فرماندهی
می کند.
رهبر یا حاکم یک قوم یا طایفه.
صفحه 14:
supervises a person or an
activity / A supervisor is a
person who supervises
activities or people,
especially workers or
سرپرست oe SF eu نظارت و
رسیدگی می کند.
سرپرست شخصی است که بر فعالیتها با افراد »
به ویژه کارگران با دانشجویان نظارت می کند.
صفحه 15: