صفحه 1:
به نام خدا
: نام سازنده
موضوع : چرا حکومت قاجار فرو پاشید و حکومت
پهلوی به قدرت رسید؟
: نام استاد
:دانشکده : رشته
صفحه 2:
مقدمه
در اسلایدهای حاضر تلاش شده است که در بحث آمد و شد پهلوی و
قاجاریه. فرضیات زیر مورد بررسی قرار گیرد:
۱. فشار مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی. حکومت قاجار را در حفظ
قدرت مستاصل ساخت؛
۲ همزمانی رخدادهای داخلی و خارجی در دست یابی رضاخان به قدرٌ
موّثر واقع شد؛
۳. انگلیسی ها از موٌْثر ترین عوامل خارجی در سقوط قاجاریه و ظهور پهلو
بودند؛
۴. موّلفه های شخصیتی رضاخان در رسیدن او به قدرت تأثير به سزايى
ee
داشت.
صفحه 3:
عولملس قوط قاجاريه *
* عوامل خارجی
< پیامدهای جنگ جهانی اول در ایران
> تحولات سیاست انگلستان در دهه های آغازین قرن بیس
< عوامل داخلی
صفحه 4:
# عوامل خارجی
صدور دستخط مشروطیت در ایران. مانعی بر سر راه تداوم مداخلات استعماری دو قدرت
روسیه و بریتانیا در ایران ایجاد نکرد نمونه بارز ان تقسیم ایران به مناطق نفوذ در ۱۹۰۷ م. و نیز |
اولتیماتوم روس ها به اقدامات مور گان شوستر و الزام ایران به جلب نظر روسیه در استخدام |
مستشاران خارجی است. بر اثر اولتیماتوم روسیه به ایران. مجلس دوم به تعطیلی کشانده شد. در
اثنای جنگ جهانی اول. رخدادی چون دستگیری سلیمان میرزا رهبر حزب دموکرات.افکار عمومی وا
ملیون ۳ را علیه انگلیسی ها برانگیخت. در سال های بعد با واقعه قتل ایمبری. نایب کنبسول آمریکا,
منصرف کردن کمپانی نفت سینکلر از ایران. دو قدرت توان خود را برای تاراندن رقبا اژرصحنه ایران
آزمودند و احمد شاه قاجار در آن واقعه تنها به این بسنده کرد که به علما تلگراف زند: «از/پرقراری
حکومت نظامی (به خاطر قتل ایمبرینا خرسند است».
مداخلات قدرت های خارجی در تحمیل کایینه های دوست و قطع مساعده از کابینه های
متزلزل شدن قاجارها بی تأثیر نبود. چنان که مشیرالدوله آشکارا به پرنس ارفع گفته بود: «بعد از
رفتن وثوق الدوله. ماهی دوازده هزار لیره به طور مساعده برای گرداندن چرخ دولت. انگلیسی 1 می
دادند. حالا موقوف شد».
صفحه 5:
ارفع نیز در واقعه امتناع خود از نخست وزیری و اصرار بر وزارت مشیرالدوله اظهار
می دارد: «چون OT وقت نظریه سفارت انگلیس در تعیین رئیس الوزرا خیلی مدخلیت
داشت. از تمجید او مضایقه نکردم». در تلگراف های مقامات انگلیسی موارد بسیاری
از دخالت قدرت های خارجی ثبت شده است؛ برای مثال بارکلی به سر ادوارد گری
تلگراف می زند: «من و همکار روسیم اصرار نمودیم که جلسه ای تشکیل شود و ما در
باب ترکیب کابینه از سایر جزئیات توضیحاتی به اعلی حضرت دهیم». در تلگرافی که
دو روز بعد به تاریخ هفتم مه ۱۹۰۹ مخابره می شود. بارکلی گزارش می دهد: «امروز
عصر اجلاس مذکور تشکیل یافت. اصرار نمودیم که ناصر الملک و سعدالدوله باید
جزو کابینه بشوند».
در اثنای اشغال ایران در جنگ جهانی اول بر تعداد دولت های تحمیلی در ایران
افزوده شد؛ چنانچه فرمانفرما با پیشنهاد سفارت انگلیس رئیس الوزرا شد.
مخبرالسلطنه هدایت از حضور قشون روس در همین ایام در ايران تعبیر به «درد بی
درمان نموده» و به اجزای نظمیه می گوید دم نزند و به زن ها بگو «چندی در خانه با
چادر نماز حر کت کنند بهتر از آن است که سربرهنه از خانه به در شوند».
صفحه 6:
* پیامدهای جنگ جهانی اول در ایران
اشغال ایران بیش از پیش به استیصال حکومتگران قاجار در حفظ قدرت انجامید. در این
جنگ نه تنها به اعلان بی طرفی ایران توجه نشد. که روس ها نیروهایی در شمال, غرب|و
گیلان پیاده کردند؛ بریتانیا بر شمار سربازان خود در جنوب افزود. آلمان ها بر دامنه
تحریکات عشایری ۱ ۱ افزودند و مختصر آن که «پرچم ایران بر فراز فقط چند شهر
عندة كشور ۱ تلد آن کارت تما نیع شوم جنگ ری
5 مشكلات اشغال کشور ۳ es محدود ی
تعطيل شد و متعاقب آن آزادى خواهان يراكنده و برخى تبعيد و فترت جند ساله |
كشور آغاز كرديد.
صفحه 7:
#تحولات سیاست انگلستان در دهه های آغازین قرن بیستم
با وقوع انقلاب ۱٩۱۷ در روسیه. تشکیل حکومت های نظامی در همسایگان شوروی برای
pw pls ۱
آزادی و برابری خواهی انقلاب ۱۹۱۷ در دنیا به ویژه در مناطق تحت نفوذ انگلستان, انگلیسی ها را
به واکنش واداشت. نظام سرمایه داری در تدبیر برای مهار انقلاب کمونیستی به تقوبت يا ایجاد دولت
های میلیتاریستی در پیرامون روسیه شوروی پرداختند و بر این اساس مانرهایم در فنلاند.
ریدزسیسمگلی در لهستان, برلیس در بلغارستان. آتاتورک در ترکیه. امان الّه خان در افغانستان و
جيان كان جك در جين: با ماهیت نظامی گری به قدرت رسیدند. به واقع «زنجیره ای از
های انگلستان از صحرای لیبی تا زاگرس, مصر. فلسطین, ماورای اردن و عراق, مجموعه ۱
هاى دست نشانده را تشکیل می دادند که از راه های زمینی رسیدن به هند را حفاظت می کریند».
با خروج نیروهای روسیه از ایران همه تیرهای خشم و نفرت متوجه انگلیسی ها شد که هنوز خاک
ایران را ترک نکرده بودند؛ از این رو تغییراتی در سپاست انگلستان در ایران پدیدار شد؛ از <
خروج نمادین از ایران, فعال کردن نور پرفورس, تحمیل قرار داد ۰۱٩۱٩ يافتن فرمانده مناسبا
نیروهای متحدالشکل به عنوان جایگزین انگلیسی ها در ایران. طرح کودتا و سپردن آن به عنا
طرفدار انگلستان.
صفحه 8:
سیاست مداران انگلیسی بر آن شدند با تحمیل قرار داد ۱٩۱۹٩ زمام اداره ایران را در دست گیرند؛ اما
«وقوع انقلاب روسیه. در جدی شدن ملیون در مخالفت با قرار داد ۱۹۱۹ موّثر واقع شد» و
حتی ملیون از دفتر آرمیتاژ اسمیت. رئیس کمیسیون مالی قرار داد ۱۹۱۹ «جوالدوزی» تعبیر
می کردند. با بروز مخالفت های فراوان داخلی و خارجی با قرار داد ۱٩۱۹ تغییر جدی تری در |
سیاست انگلستان اجتناب ناپذیر می نمود. نامه های لرد کرزن نشان می دهد که «مایوس و متثر شدنْ
کرزن از قرار داد ۱٩۱٩ سبب شد که آنها دل به کودتا و رضاخان ببندند.» نیکی کدی نیز تأّیید می
نماید که «انگلیسی ها پس از ناممکن دیدن اجرای قرار داد ۱٩۱٩ بر آن شدند تا راه حلهای دیگری
در اين راستا انگلیسی ها در صدد تجدید سازمان نظامی ایران برآمدند و به ادغام نیروهای پلیس
داخلی, رضاخان فرمانده آتریاد همدان با کودتای سوم اسفند ۱۳۹۹ به مقام سردار سپهی رسید/
چرخش محسوسی که در سیاست انگلستان صورت گرفت. اهتمام انگلیسی ها متوجه دولت مر كز
قوی شد و با رها کردن سیاست کهن که تشدید نظام خان خانی و ملوک الطوایفی بود. بسیاری از
دوستان گذشته مانند شخ خزعل رابه بای دوست حدید (رضاخان) قر بان کردند.
صفحه 9:
عولملدلخلی*
عدم موفقیت طبقه حاکم در اجرای کار کردهایشان
بیداری وجدان طبقه حکومتگر
کاربرد پراکنده و ناموثر قدرت و سست شدن پایه های قدرت فاجار یه
قهر روشنفکران با حاکمیت
تشدید ناآرامی های اجتماعی
صفحه 10:
عدم موفقینطبقه حاکمدر لجرلیک اررکردهایشان*
به نظر می آید که در این دوره. حکومت قاجار به دلیل افزایش فشارهای داخلی و
خارجی با بحران مشروعیت مواجه شد؛ برای مثال در نامه ای که در چهارم جمادی
الثانی ۱۳۳۰برای تاجر کرمانشاهی نوشته شده عبارتی هست که می تواند نشان
دهنده فقدان مشروعیت قاجاریه در آلن سال ها باشد: «با این اوضاع که معلوم
نیست حاکم کیست و ترتیب چیست. نمی دانم کاری از پیش برود یا خیر».؟
اکثریت نمایند گان مجلس شوراى ملى و آن كاه مجلس مؤسسان نيز که به تي
سلطنت رآدى مثبت دادند به واقع در عدم مشروعيت قاجار براى ادامه حكوم”
تردیدی به خود راه ندادند. ملک الشعراء بهار در جلسه هفتم آبان ماه ۱۳۰۴
مجلس اظهار می دارد: «می توانم قسم بخورم که برای شخص بنده به هیچ وجه
فرقی نمی کند که در رلس امور این مملکت اشخاص خاص یا طبقات مخصوص
باشند. دکتر مصدق هم اعلام کرد: «راجع به سلاطین قاجار, بنده که کاملاً از آنها
مأْیوس هستم. زیرا آنها در این مملکت خدماتی نکرده اند که بنده بتوانم از آنها
دفاع کنم».
صفحه 11:
بیداری وجدان طبقه حکومتگر
نگاهی به روز شمار حوادث پس از فتح تهران. گویای این واقعیت است که اعتبار
و حيثيت سیاسی قاجاریه به حداقل درجه خود رسیده و آنان سهم ناچیزی در
هدایت یا مهار رخدادهای سیاسی داشتند. احمدشاه به كاه صدور دستخط ریاست
الوزرایی سیدضیاء الدین طباطبایی. جملاتی را می آورد که می تواند مصداقی از
بیداری وجدان طبقه حکومت گر در برابر بی عدالتی های طبقه خود باشد. او
نویسد:
حکام ایالات و ولایات در نتیجه غفلت کاری و بی قیدی زمامداران دوره های
گذشته, بی تکلیفی عمومی و تزلزل امنیت را در مملکت فراهم کرده و ما و تمام
اهالی را از فقدان هیأت دولت ثابتی متاًثر ساخته بود. مصمم شدیم که به تعيين
شخص لایق خدمت گزاری که موجبات سعادت مملکت را فراهم US به بحران
متوالی خاتمه دهیم .
صفحه 12:
* کاربرد پراکنده و ناموثر قدرت و سست شدن پایه های قدرت قاجاریه
اگر آقا محمد خان قاجار سبب برقراری ثبات و امنیت در کشور پس از دوره ای از
هرج و مرج سیاسی و باز گرداندن وحدت ملی به ایران. وجاهت سیاسی پیدا کرد. آخرین
بازماند گان قاجار حیثیت سیاسی خود را بر سر ناامنی مزمن در کشور از دست دادند. آقا
خان یکی از ستون های قدرتش را بر نظامی گری استوار ساخت؛ اما در آخرین سال های
حیات سیاسی قاجاریه اثری از آن رکن قدرت هویدا نبود. برای نشان دادن استیصال قاجاریه
ل 0 مخبرالسلطنه هدایت در ab HET فتنه ق
خالی کردند. تجار و علما هم تکذیب می کنند, eso aia:
قاجارها همچنین مشروعیت پادشاهی خود را بر شالوده قدرت ایلاتی گذاشته بودند و ب
«پیمانهای عشیره ایء بورو کراسی دولتی, ایجاد ارتش دایم و احیای رسوم درباری be
سیاسی خود را تداوم بخشیدند. بدین قرار. آخرین پادشاهان قاجار که فاقد مهارت و است
سیاسی ضروری در حفظ قدرت بودند. پیش از پیش ارکان قدرت قاجاریه را متزلزل
صفحه 13:
# قهر روشنفکران با حاکمیت
به نظر می رسد در تطبیق با نظریه برینتون, بتوان سرخوردگی مشروطه
خواهان از قاجاریه را نماد قهر روشنفکران با حاکمیت تلقی کرد. از برآیند
اوضاع چنین برمی آید که جامعه ایرانی پس از سرخوردگی از تحقق ایده آل
های دموکراتیک خود در نهضت مشروطه. به تجربه اصلاحات به شیوو آ
متمایل و اختیار خود را به دیکتاتوری چون رضاخان سپرد. ناامیدی از
به عللی چون باز گشت استبداد. عدم تعمیق ارزش های نهضت مشروطه :
آزادی خواهان و مطبوعات و تداوم سیطره خارجی باز می گشت.
صفحه 14:
* تشدید ناآرامی های اجتماعی
چنین به نظر می آید که اوضاع آشفته اجتماعی ایران در هنگام سقوط قاجاریه, با
نظریه برینتون در خصوص تشدید ناآرامی های اجتماعی قبل از وقوع انقلاب ها انطباق
دارد. منابع تاریخی از این دوران با عناوین «برزخ» «بلاتکلیفی» و «اوضاع پیچیده
سیاسی» یاد می کنند. در این دوران چنان ناامنی مستولی می گردد که از شگفت
روز گار حضور نیروهای انگلیسی نوعی ثبات روانی موقت به برخی از افراد جامعه می
بخشد. ایرونساید در اين باره می نویسد: «هر کس را دیدم. از من سوّال می کر5رکه
پس از TIE شدن نیروهای شما از ایران. چه بر سر کشور خواهد آمد.
گفتنی است که منابع داخلی ضمن اذعان به ناامنی اجتماعی معتقد بودند برخی از
سارقان و عناصر شرور را دولت انگلیس تحریک به آشوب می کرد تا «در داخل و
خارج ا شار دهد که دولت مر کزی قادر به حفظ امنیت نیست». برای مثال در آن
آشفته بازار «در زنجان, خوزستان. خراسان, تفگچی های خوانین و مالکین هر چه می
خواستند کردند».
صفحه 15:
عولملمساعد در ظهور قدرتپ هلویاول *
”عوامل داخلى
”مساعدت انكليسى ها در به قدرت رسيدن رضاخان
صفحه 16:
* عوامل داخلی
با انجام کودتا و تشکیل کابینه ای که به «کابینه سیاه» شهرت یافت. بازوی نظامی کودتا نیز به مقل
سپهی رسید. اما در آن پلکان قدرت که می توانست اوج افتخارات او تا آن لحظه باشد نایستاد و با خوش
شانسی های سیاسی, پس از دو سال در ۱۳۰۲ به نخست وزیری رسید و دو سال بعد در ۱۳۰۴ در نتیجه
بلند پروازی های سیاسی خود و اقدامات طرفدارانش آخرین مرحله انتقال قدرت را سپری کرد و به
پادشاهی رسید. در اين انتقال تدریجی قدرت. ابتدا با همراهی مجلس مقام فرماندهی کل قوا زا گرفت. آ
كاه با سر کوب قهرآمیز کلیه تحر کات سیاسی. مدعی برقراری امنیت در کشور شد. در دوره نخست
انبوه تلگراف هاء از شهرهای مختلف دال بر جمهوری خواهی به تهران مخابره شد و آن گاه از طرح
جمهوری اعلام انصراف نمود. عوامفریبی های رضاخان ابعاد وسیع تری یافت. در دوران سردار سي
دستور داد که «یک ناظر شرعیات بر امور مطبوعات و ثبت نظارت کند». حال آن که یکی از سه عصا
اقدامات آتی او در دوران پادشاهی اش ملهم از فکر سکولاربستی در کنار «مدرنیسم و ناسپونالي
صفحه 17:
# مساعدت انگلیسی ها در به قدرت رسیدن رضاخان
به گواهی اسناد و شواهد فراوان. ضلع سوم مثلث کودتای سوم اسفند را انگلیسی ها تشکیل
داده و در شمارش معکوس برای زوال قدرت قاجارهاء نقش موّثری ایفا کردند.
اهمیت و گستردگی بحث, ناگزیر می سازد که به رئوس مهم ترین نکات مربوط به نقش
انگلیسی ها در تحولات انتقال قدرت از اسفند ۱۲۹۹ تا ۰۱۳۰۴ اشاره بکنیم. امروزه به يمن
بررسی های متعدد. تقریبا غالب پژوهشگران در اصل مداخله انگلیسی ها در کودتای سوم
اسنفد ۱۳۹۹ اتفاق نظر دارند. آنچه مورد اختلاف است میزان و حدود دخالت انگلیسی
مرحله قدرت یابی رضاخان تا پادشاهی و پس از آن است.
بیش از آن که ظهور رضاخان را مرهون سیاست خاص انگلستان در ایران بدانیم. دست یابی
به قدرت مرهون اقتضای تحول در سیاست جهانی و منطقه ای انگلستان بوده است. رضاخان به
دلیل جسارت نظامی به ویژه در جنگ های عشایری غرب. نداشتن وابستگی های طبقاتی»
خوشنامی سیاسی, دوستی با لورن, تأیید آیرونساید. pre آمادگی رجال نظامی چون امیر موثق
نخجوان مورد توجه سیاست مداران انگلیسی واقع شد.
صفحه 18:
انگلیسی ها را نمی توان تنها دلیل به قدرت رسیدن پهلوی
اول دانست. بلکه آنها عامل شتابزا به شمار می رفتند. احتمال
می رود پس از رسیدن شایعه یا واقعیت وعده ای که انگلیسی
ها در ناصریه از طریق وزیر مختار خود به سردار سپه داده
بودند که مانع رسیدن او به مقام سلطنت نباشند. احمد شاه
همه امید خود را برای باز گشت به قدرت از دست داده باشد.
اگر غیبت طولانی احمدشاه که به محض احساس خطر «تاج و
تخت» را رها می کرد را نیز به حساب تلقین های شیطانی
انگلیسی ها بگذاریم. در از دست رفتن اطمینان ملت به احمد
شاه نیز پای انگلیسی ها به میان می آید.
صفحه 19:
مهم ترین نشانه های انگلیسی بودن کودتا از اين قرار است:
۱ اعتراف رادیو لندن پس از شهریور ۱۳۲۰ به مداخله در کودتا و اين که تقویت
رضاخان به دلیل بدیینی مردم به قرار داد ۱٩۹۱۹ بود؛
۲ زندانی کردن چهره های ضد انگلیسی پس از کودتای ۱۲۹۹؛
۳ موافقت انگلیسی ها بالغو قرار داد ۱۹۱۹؛
۴ سپاس گزاری کودتاچیان از انگلیسی ها؛
۵ اعترافات مکرر سید ضیاء همانند «حکومتم با کمک انگلیسی ها روی کار آمد,
به رضاخان فروختند.»
شایان ذکر است که رضاخان از تقارن شرایط خارجی برای به قدرت رسیدن بهره برلر؛
معنا كه روس ها يس از انقلاب ۱۹۱۷ در ابتدا حمایت خود را از ملل ستمدیده اعلام
او را مرد خود ساخته ای می دانستند که مناسب حکومت در ایران است. علاوه بر آن. اساثب با
وقوع انقلاب ۰۱۹۱۷ انگلیسی ها را ناگزیر به تغییر سیاست خود کردند.
صفحه 20: