صفحه 1:
ام ولیک
| 7
اناك ray tJ
صفحه 2:
wey? ار 1 Sopra
۳
ماهر ل: ٩۷۲۲۸۵۵۰
vl انك م مدای
صفحه 3:
#ترجمه ها
#باب هاى كليله و دمنه
#كتاب شئاسى
حکایات معروف
صفحه 4:
دیدار کلیله و دمنه نگارگری ایرانی مکتب
هرات از نسخه کلیله و دمنه بایسنقری(به
سفارش بایسنقر میرزا4 محمد بن بايسنقرى
به سال ۸۳۳ قمری.
صفحه 5:
تت ل a
كليله و دمنه كتابى است از اصل هندى كه در دوران ساسانى به فارسى ميانه ترجمه شد.
كليله و دمنه كتابى بندآميز است كه در آن حكايتهاى كوناكون (بيشتر از زبان حيوانات)
نقل شدهاست. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شدهاست. بخش
بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد. اصل داستانهای آن در هند و در
حدود سالهای ۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد به وقوع میپیوندند.
صفحه 6:
ا =O سس سس
مجتبى مينوى دربارة اين كتاب میگوید: کتاب کلیله و دمنه
از جمله آن مجموعههای دانش و حکمت است که مردمان
خردمند قدیم گرد آوردند و «به هرگونه زبان» نوشتند و
برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و
قرون متمادی گرامی میداشتند, میخواندند و از آن حکمت
ععلی و آدات زندفی و ربان وید
صفحه 7:
تاریخچه
سس سس نت سس سس
کلیله و دمنه در واقع تألیفی است مبتنی بر چند اثر هندی که مهمترین آنها پنجه تنتره
(70أصع۵0ع۳) به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است که توسط
فیلسوف وحکیم بیدبا و بدستور پادشاه هندی (راجه هند)دبشلیم نوشته شدهاست. در
روایات سنتی رزوی «مهتر
اطب
ای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مولف این اثر میدانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و
دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هماکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین
رفتهاست؛ اما ترجمهای از آن به زبان سریانی[زبانی از خانوادة زبانهای حامی - سامی که
در میان آشوریها و کلدانیهای عراق. سوریه» ترکیه» و ایران رایج بوده است.) امروز در
دست است. این ترجمه نزدیکترین ترجمه از لحاظ زمانی به تا
صفحه 8:
مس سس تست
پس از اسلام روزبه پوردادویه (عبد الله ابن مُعَفْع) آن را به عربی
ترجمه کرد ترجمة ابن مُقَفْع بسیار مقبول افتاد و مظهری از فصاحت
در زبان عربی تلقی شد. ترجمة ابن مقفع امروز موجود است اما
میان نسخه های مختلف آن گاه تفاوتهای زیادی «۰«ج,.
ترجمة عربی ابن مقفع پاية ترجمههای دیگر قرار گرفت و کتاب از
عربی به فارسی, یونانی. ترکی, اسپانیایی. روسی, آلمانی ترجمه شد.
صفحه 9:
صفحه 10:
ابن ندیم در (الفهرست) کلیله و دمنه ye در شمار «کتابهای هند در
افسانه و آسمار و احادیث» آوردهاست و دربارة آن گوید:
WLS کلیله و دمنه هفده باب است و گویند هجده باب بوده که
عبدالله بن مقفع و دیگران آن را ترجمه کردهاند, و اين كتاب به شعر
هم در آورده شده, و اين کار را ابان بن عبدالحمید کردهاست و علی
بن داود نیز آن را به شعر درآورده, و بشر بن معمده ترجمهای از آن
دارد که پارهای از آن در دست مردم است؛ و من در نسخه دیدم که
دو باب اضافه داشت و شاعران ایرانی GUS gil را به شعر
درآوردهاند که از فارسی به عربی ترجمه شدهاست؛ و از US gil
مجموعهها و منتخباتی است که ساختة گروهی مانند ابن مقفع و
شيل بن هارون وسام رس ال np
صفحه 11:
کتاب الفهرست ابن ندیم
صفحه 12:
کلیله و دمنه چندین بار از عربی به فارسی دری برگردانده شدهاست.
از جمله به دستور نصر بن احمد سامانی, ابوالفضل بلقمی آن را به
نثر فارسی برگرداند و سپس رودکی (در سال ۳۲۰ ق.) آن را به نظم
دراورد. اما امروز ترجمة بلعمی از بین رفته و از اثر رودکی جز چند
ae ee eee es et
در قرن ششم هجری یکی از دبیرهای دربار غزتوی, به نام تصرالله
متشى (منشى بورامشاه غرتوى) كليله و دمنة راب پارسی برگردان
كرد اين در بل ارات رل رن ای
ابيات و امثال بشيار از كود و دگران آوروه ات ترجه صرالاه
منشى همان ترجمداى اشت كه از آن نه عدوان كليله و دمنه در ريال
فارسی یاد میشود. كان نير آن را كليله و دمنة بهرام شاهی خوانند:
صفحه 13:
تا چند سال پیش گمان میرفت که برگردان تصرالله منشی, یگانه
برگردان فارسی است که از کلیله و دمنه در دست است و کسی از
برگردان دیگر اين کتاب آگاهی نداشت. تا آنکه در سال ۱۹۶۱ در کتابخانة
تویقاپوسرای(به ترکی استانبولی: Josiliwl( Topkapi Saray برگردان
فارسی دیگری از کلیله و دمنه پیدا شد. این برگردان از سوی کسی به
نام محمد بن عبدالله بخاری انجام شدهاست و از زندگی او هیچ آگاهی در
دست نیست. تنها از دیباچه کتابش چنین برمیآید که از وابستگان دستگاه
خلب سوریه بودهاست. شگفت است که بخاری برگردان خود را هم زمان
با تصراله منشی انجام دادهاست. بیآن که آن دو از کار بعدیگن باخیر
باشند. اما از آن باارزشتر ol است که برگردان محمد بخاری, وارون نثر
دشوار و سنگین نصراله منشی, بسیار روان و ساده است. برخلاف
نصرالله منشی محمد بخاری به عبارتپردازی نپرداخته و کاملاً به متن
اصلی وفادار ماندهاست. خود این موضوع را تصریح کردهاست
صفحه 14:
کلیله و دمنه نصرالله منشی
صفحه 15:
البته پس از رودکی و پیش از اين دو تن نیز ترجمههای
زیادی از این اثر صورت گرفته بود ولی هیچیک به دست ما
نرسیدهاست. نصرالله منشی خود در ديباچة ترجمهاش به
اين موضوع اشاره كردواست.
آخرين تحرير كليله و دمنه متعلق است به ابوالفضل علامی
اديب پارسیگوی هندی. نثر اين اثر روان و صحيح است.
علامى به اين ترجمه نام عيار دانش دادهاست.
صفحه 16:
ار 0
بااشاه اد دوس هت اکیرشای نون کته سره
متسقيما ار سشكريت له فارسى ترجمة ند وا
مستول این ترجمه شخصی بود به نام مصطفی خالقدار
عباسی. به گفتة او «حکم شد که هرچه خشک و تر در Ol
کتاب باشد به همان ترتیب رقم نماید تا قدر تفاوت اصل
سخن و ترتیب آن و زیادتی و نقصان ظاهر گردد.»
صفحه 17:
ملا حسین کاشفی در قرن دهم هجری بازنویسیای از روی
كليلة بهرامشاهی ترتیب داد و نام اثر را انوار se
گذاشت. بعدها شیخ عبدالکریم سودایی دستگردی این کتاب
را به صورت مَنظوم دراورد كه اين كتاب به همین نام در
سال ۱۳۷۰ منتشر شد
صفحه 18:
صفحه 19:
پیشتر گفتار ابن ندیم پیرامون بابهای کلیله و دمنه ذکر شد. در ترجمةّ سریانیای
که از روی متن پهلوی صورت گرفتهاست کلیله و دمنه ده باب است:
باب شیر و گاو
باب کبوتر طوقدار
باب بوزینه و سنگپشت
1
2
3
4 باب بیتدبیری
5 پاب موش و گربه
© باب بوم و زاغ
7 باب شاه و پنزوه
3 باب تورگ (شفال)
9 باب تلاد و برهمنان
10 باب شاه موشان و وزیرانش
صفحه 20:
در کلیله و دمن نصرالله منشی, در فصل مقدمة ابن مقفع آمدهاست که کلیله و دمنه پانزده
باب است و در اصل کتاب که متعلق به هندیان بودهاست ۱۰ باب بودهاست و پارسیان TH
باب دیگر به آن افزودهاند.* بابهای با اصل هندی به صورت زیر ذکر شدهاست:
1 الاسد و التور
2 الفحص عن امر دمنه
3. الحمامة المطوقة
4 آلبوم و الغربان
5. الملک و الطایر قنزة
6 السّتّور و الجْرّذ
7 الاسد و ابن آوی
8. القِرّد و السّلحُفاة
eRe 9
10 الناسک و الطیف
صفحه 21:
باب های اضافی پارسیان
O
بابهای الحاقی پارسیان از قرار زیر است:
برزوية الطبیب
2 الاست واس ترس
البلار و البراهمة
4. الشائح و الضّائغ
ابن المَلى و أصحايه
صفحه 22:
ا =O سس سس
کلیله و دمنه در پاریس به سال ۱۸۱۶ م توسط دانشمند
دیساسی همراه با معلقه لبید بن ربيعة المخضرم به wb
رسید.
aly ترجمه کلیله و دمنه به آلمانی را در اشتوتکارت در
سال ۱۸۳۷ م منتشر ساخت. این ترجمه مجددا در سال
۹ تشر فد
این کتاب در استراسبورگ آلمان به سال ۱۹۱۲ با مقدمه
برزویه و ترجمه نوار او که به طبع رسيد.
صفحه 23:
يم 0- ل
چاپهای دیگری از اين کتاب در بولاق ۱۲۴۸, ۱۲۵۱, ۱۲۸۵
ه, قاهره ۰۱۲۹۷ ۱۳۰۵, ۱۱۳۲۳ ۱۳۴۳ ه, توسط نشر حلمی
طباره و مصطفی المنفوطی به سال ۶ م و توسط
نشر محمد حسن المرصفی به سال ۱۹۲۷ م. در بیروت در
سالهای ۰۱۸۷۸ ۱۸۸۲ ۱۸۹۰ ۱۸۹۲, و غیره صورت
صفحه 24:
ترجمة انگلیسی این اثر در آکسفورد به سال ۱۸۱۹ منتشر
شدهاست. فاندیک این ترجمه را بار دیگر در قاهره به سال
۵ م منتشر کردهاست. همچنین ترجمة ایتالیایی درسان
ريمو به سال ۱۹۱۰ م و ترجمهای روسی در مسکو -
لنینگراد در سال ۱۹۳۴ م, ترجمهای فرانسوی به سال ۱۹۳۶
م از اين کتاب منتشر شدهاست.
چاپ منقح کلیله و دمنه با تصحیح و توضیح مجتبی مینوی
تهرانی توسط انتشارات امیرکبیر در ۱۳۴۲ wba
رسیدهاست
صفحه 25:
O,
کلیله و دمنه به زبان انگلیسی
صفحه 26:
تقلید از کلیله
ا ل ل
مرزبان بن رستم بن شروين طبرى كتابه مرزبان نامه خود
را به شيوه كليله و١-:منيثتماء
مر بالق يام
ید
0201115
صفحه 27:
ينج حکایت معروف از کلیله
:. حکایت دوم گوسپند قربانی
. حکایت پنجم موش آهن خوار
صفحه 28:
صفحه 29:
روزی» روزگاری, دو گنجشک در سوراخی لانه داشتند.
سوراخ, بالای دیوار خانهای بود و دو گنجشک به خوبی و
خوشی در آن زندگی میکردند. پس از مدتی آن دو گنجشک
صاحب جوجهای شدند. آنها خوشحال و خرم بودند. یک روز
که گنجشک پدر برای آوردن غذا رفته بود مار بدجنسی که
در آن نزدیکیها بود به لاته آمد.
گنجشک مادر پرواز کرد و روی دیوار نشست, اما جوجه
نح هنوز قدرت يرواز نداشت. مار به طرف جوجه
گنجشک رفت. گنجشک مادر سر و صدا کرد. نزدیک مار
رفت. به او نوک زد, اما فایدهای نداشت. مار بدجنس جوجه
را بلعید و همانجا روی لانه گرفت و خوابید. کمی بعد
کنجشکربدورسید: گنجشک مادر گریان و نالان قضیه را
صفحه 30:
کی در هبار و از
کاری برد دو گنجشک تصمیم گرفتد انتقام جوجه را از مار بگیرند.
ناگهان گنجشک پدر فکر عجیبی کرد. برای همین هم فورا پرید و از
اجاق خانه یک تکه چون نیم سوز برداشت آن رابه نوک گرفت و
سریع پرید و توی لانه انداخت. چوب نیم سوز روی چوبهای خشک
لانه افتاد ودور غلیظی بلند شد.
افرادی که در خانه بودند این کار عجیب گنجشک را دیدند. آنها برای
این که خانه آتش نگیرد به سرعت نردبان گذاشتند تا آتش را خاموش
کنند. درست هنگامی که مار میخواست از لانه فرار کند آنها مار را
دیدند. یکی از افراد با چوبی که در دست داشت ضربه
سر مار زد. مار بدجنس كشته شد. ی لك العام
جوجه خود را گرفته بودند, يرواز كردند تا بروند و لانه جديد بسازند.
صفحه 31: