صفحه 1:
به pli خداوند
زيبايى ها
گزیده ای از گلستان سعدی
:ارائه دهنده
(8
صفحه 2:
صفحه 3:
صفحه 4:
صفحه 5:
خلاصه ای از کلستان سعدی کلستان سعدی
کلستان نوشته شاعر پرآوازه ابر سعدیشیرازی است.به باور بسیاری گلستان تاثیر گذاز ترین از نثر در ادییات فارس است که در یک دیباچه و
هشت باب به تثر مسجع نوشته شده است بیشتر نوشته های آن کوتاه و در قالب مطالب اخلاقی است
دیباچه
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قرّت آست و به شکر اندرّش مزید نعمت هر تفسنی که فرو می رود معد خيات أست و چوَنَّب می آید مفرح ذات
پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب
صفحه 6:
صفحه 7:
باب دوم
یکی از بزرگان گفت:بارسایی را چه کویی گر حق فلان عابد
صفحه 8:
باب سوم
خواهنده مغربی در صف بزازان حلب می
کفت:ای خداوندان نعمت ؛ اكر شما را
انصاف بودی و ما را قناعت»رسم سوال از
جهان برخواستی .
ای قناعت توانکرم گردان
که ورای تو هيج نعمت نيست
گنج صبر »اختیار لقمان است
هر که را صبر نیست »حکمت پیست
صفحه 9:
باب چهارم
جوانی خردمند از فضول فضایل خظی وافر داشت و طبعی نافر .
چندانکه در محافل دانشمندان ؛زبان سخن بستی .باری پدرش گفت:
ای پسر تو یز آنچه دانی بگوی. گفت:ترسم که ببرسندم از آنچه ندانم
و شرم ساری ببرم
صفحه 10:
حسن میمندی را گفتند :سلطان محمود چندین بنده صاحب
جمال دارد كه هر يك بديع جهانى اند جكونه افتاده است كه با
هيج يك از ايشان ميل و محبتى ندارد جنانكه با اياز.كه زیالات
eee ree ores Cees 0
هر که سلطان مرید او باشد
گر همه ید کند نکو باشد
صفحه 11:
صفحه 12:
باب هفتم
LSS 1 و 1 Bea
یکی از فضلا تعلیم ملک زاده ای همی کردی و ضرب بی مهابا زدی و زجر بی قیاس نمودی. . _
باری پسر ازبی طاقتی شکلیت پی 36و برد و جامه از تن دردملد بوداشت رال مهو اب استاد را بخولند و كفت 2 إن
آحاد رعیت را چندین جفا و توبیخ روا نمی داری که فرزند مرا .سیب چیست؟گفت :سبب آنکه سخن اندیشیده باید گفتن و حرکت
بسعديةة كردن همه larly gl ای تاد شاهان رادهلی ایخصوللی لا بوچب اوه و مت زيان ايشان هر جه رفته در 5اه 2۳1
به افواح كويد eee الناس را چندان اعتباری نباشد.
صفحه 13:
ا ۳«
بلبلا مژده بهار بیار
خبر بد ببوم باز كذار
SabzPendar.Com
وبحت
صفحه 14:
صفحه 15:
1 x
SabzPendar.Com