سایرالهیات، دین و معنویت

دانلود پاورپوینت اکتسابی یا فطری بودن گرایش به دین

مباحث مطرح شده ی جلسه ی گذشته .1ادامه ی مبحث خاستگاه دین [گرایش به دین] .2طرح شبهات پیرامون خاستگاه دین و ارائه ی پاسخ به آنها. .3ریشه های الحادی و ضد دینی به عنوان مهم ترین اصِل مطرح شدِن خاستگاه دین. .4بحث از علت گرایش مردم به دین در کالم جدید نه قدیم. .5خرافه دانستن و رد دین توسط یک عده و طرفداری از دین توسط عده ای دیگر. .6عدم جستجوی علت برای امور طبیعی و غریزی. .7طرح شبهه ی جهل به عنوان خاستگاه دین و ارائه ی 4پاسخ به آن. .8طرح شبهه ی ترس به عنوان خاستگاه دین و ارائه ی 2پاسخ به آن. .9طرح نظریه ی فروید و ارائه ی 3دلیل مخالفان به آن نظریه. به عنوان خاستگاه دین [علت گرایش مردم به دین] از سوی عده ای از اندیشمندان جهان مطرح شده ،عوامل دیگری نیز مطرح گردیده که برخی از آنها عبارتند از: .1میل به خلود و جاودانگی انسانها. .2اختالفات سرمایه داران و استثمار آنها برمردم و ایجاد دینی ساختگی و در نتیجه ،سرگرم ساختن مردم با دین [نظریه ی مارکسیست ها]. .3جادو گری و ... توجه :یافتن ریشه ی عقالنی برای دین ،پاسخی مشترک به تمامی این جلسه ی چهارم * اکتسابی یا فطری بودن گرایش به دین * معنای فطرت و مقدماتی پیرامون مسائل فطری * انواع مسائل فطری و کاربرد آن در اثبات وجود خدا سؤال ؟؟؟ گرایش به دین اکتسابی است یا فطری؟ نخست طرح سه مقدمه * مقدمه ی :1آیا حقانیت یک چیز متوقف بر فطری بودن آن چیز است؟ آیا در صورت وجود دالیل عقلی ،فطری نبودن مانع پذیرش حقانیت است؟ * مقدمه ی : 2آیا فطری بودن به معنای بالفعل بودن است؟ * مقدمه ی :3آیا مسائل فطری انواع مختلفی دارد؟ توجه به چند نکته در مقدمه ی اول ضروری است: .1به فرض ثابت نشدن فطری بودِن دین ،حقانیت دین زیر سؤال نمی رود. .2درست بودن دینداری ،برحق بودن اعتقاد به خدای واحد، صادق بودن گزارش این که عاَلم خدایی دارد ،و صدها گزاره ی دینی دیگر موقوف بر فطری بودن دین نیست. .3هر چیزی که حق است فطری نیست؛ بسیاری از گزاره های علمی مانند: تأثیر باکتری ها در ایجاد یک بیماری خاص ،گردش زمین به دور خورشید ... ،که علم درست بودن آنها را به اثبات رسانده ،فطری نیستند ولی بشر آنها را به دلیل فطری نبودن انکار نمی کند و بررسی های علمی ،صحت این امور را به اثبات رسانیده است. .4هر چیزی که اکتسابی است ،موهوم و خرافی و ناحق نیست. [مانند یافته های علمی] توجه به این نکته ضروری است: * اگر بپذیریم که منشأ دین ترس ،جهل ... ،است؛ قائل به اکتسابی بودن دین شده ایم. ولی بر طبق مقدمه ی اول اکتسابی بودن یک چیز حقانیت آن را زیر سؤال نمی برد. عنوان مثال برخی مسائل مرتبط با ژنتیک مانند رنگ پوست؛ اگر به فرض ،انساِن سفید پوستی ،هیچ فرد سیاه پوستی را ندیده بود ،به گمان او این رنگ پوستش فطری بود ،در صورتی که این طور نیست و رنگ پوسِت وی ،متأثر از محیط است. همچنین بسیاری از آداب و رسوم متأثر از جو و محیط است و فطری نیست. *** عکس این مطلب نیز صحت دارد؛ برخی از امور که به نظر می رسد اکتسابی باشند، به خودی خود در انسانها به ودیعه گذاشته شده است ،مثًال محبت مادر ،نسبِت به فرزند امری فطری است و این گونه نیست که چون تمامی مادران به فرزندانشان محبت می کنند ،پس دختران باید بعدها به فرزندانشان محبت کنند ،ممکن است دختری در جمعی باشد که همه به فرزندانشان بدی می کنند ،ولی چون محبت به فرزند امری فطری توجه به این نکته در مقدمه ی دوم ضروری است: بسیاری از مخالفان نظریه ی فطری بودن دین ،معتقدند که کودک از بدو تولد دیندار متولد نمی شود و یک نوزاد از بدو تولد اعمال عبادی مانند رکوع ،سجود ... ،را انجام نمی دهد؛ پس دینداری فطری نیست. پاسخ به این شبهه با طرح یک سؤال؟؟؟ آیا میل به خدا از کودکی در انسان نهادینه شده است یا خیر؟ سؤالی دیگر؟؟؟ آیا می شود چیزهایی که فطری هستند در ابتدای زندگی بالفعل نباشند و چه بسا تا پایان عمر نیز بالفعل نشوند؟ پاسخ به این سؤال مثبت است؛ نمونه ی بارز آن علم است ،اگر انسان در شرایطی قرار نگیرد که میِل به دانستِن علوم مختلف در وی شکوفا شود، چه بسا تا پایان عمر نیز بی سواد و اّمی باقی بماند. ممکن است برخی این اشکال را وارد کنند که ریشه های گرایش به علم ،در کودکی وجود دارد؛ مثًال کودک به محض شنیدن صدا ،به سمت منبع صدا برمی گردد. به عبارت دیگر زمینه ها و ریشه های خفی گرایش به این امور در کودکی در انسان وجود دارد ولی در مورد دین چنین گرایشی از کودکی در انسان وجود ندارد، پس دین فطری نیست. در پاسخ گفته می شود که میل به زیادت و برتری طلبی ،ریاست ،تسلط ... ،نیازی به آموزش ندارد ،این امیال اگرچه فطری است ولی در کودکی در انسان وجود ندارد .پس ِصرف وجود نداشتن یک میلی در کودکی دلیل فطری نبودن آن نیست از طرفی آیا گرایش به خدا در کودکی وجود ندارد؟ این امر نیازمند به بررسی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. چند سؤال ؟؟؟ این که گفته می شود یک چیز فطری است به چه معنا است؟ معنای فطرت چیست؟ ریشه ی فطرت از چیست؟ تفاوت َفَطَر با َخ َلق در چیست؟ انواع مسائل فطری کدام است؟ آفرینش بدون سابقه و نمونه ی قبلی اطالق می شود و َخ َلَق بر آفرینش با نمونه اشاره دارد. * در برخی موارد َفَطر به معنای شکافتن به کار رفته است؛ مانند آیه ی إَذا الَّس ماء انَفَطَر ت [آیه ی 1سوره ی انفطار] * فطرت بر وزن ِفعَله داللت بر هیئت دارد ،مانند ِج لَس ه که اشاره بر نوع نشستن دارد .این که به ذات نیز فطرت گفته اند از این جهت است که مراد از آن شکل ،آفرینش و هیئت انسان است. * در مورد جمادات لفظ طبیعت ،در مورد حیوانات لفظ غریزه و * چند مثال * طبیعِت آب سیال بودن آن است. دفاع حیوان از خود در برابر خطرات ،میل به غذا ،تولید مثل... ، همه در غریزه ی حیوان نهفته شده است. به عنوان مثال یک جوجه خود را به صورت غریزی از ارتفاع بلند به سمت پایین پرتاب نمی کند ،ولی نوزاِد یک انسان ،به دلیل این که در ساختار وجودی اش [فطرتش] چنین َدرکی گذاشته نشده ،در صورت عدم مراقبت از وی ،خود را به پایین پرتاب می کند. مقدمه ی سوم به تعبیر شهید مطهری رحمه الله علیه؛ مسائل فطری را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد: .1فطری احساسی .2فطری ادراکی فطری احساسی * برخی از مسائل فطری از نوع مسائل فطری گرایشی [احساسی] است. آن چه که در اثباِت فطری بودن دین ،ملموس تر و قابل پذیرش تر است ،استفاده از اموِر فطری احساسی است. چرا که میل به خدا و نیرویی برتر در موقعیت های مختلف خطر، احساس نا امیدی ... ،دراغلب انسانها دیده می شود. فطری ادراکی از نوع تصدیق و تکذیب است ،از نوع علم است. مانند :آگاهی انسانها از وجود خود ،پذیرش این که اجتماع نقیضین باطل است. وقتی صحبت می شود که امری فطری است ،باید توجه کرد که منظور فطری احساسی است یا فطری ادراکی؟ ما دالیل فطری بودن دین را در هر دو بخش فطری احساسی و فطری ادراکی بحث می کنیم. تأکید قرآن و روایات بر هر دو قسم مسائل فطری یعنی فطری احساسی و فطری ادراکی است. در مورد مسأله ی فطری احساسی قرآن می فرماید: َفإَذا َر ِکُبوا ِفی الُفلِک َدَعُوا اللَه ُمخِلِصیَن َلُه الِّدیَن َفَلَّما َنّج اُهم إَلی الَبِّر إَذا ُهم ُیشِرُکوَن [آیه ی 65سوره ی مبارکه ی عنکبوت] منظور از خداگرایی همان فطری احساسی است. و منظور از خداشناسی همان فطری ادراکی است. آیا با استدالل به اموِر فطرِی احساسی می توان برای اثبات وجود خدا با یک فرد بی دین احتجاج کرد؟ اگرچه استدالل به اموِر فطری احساسی درست است ،اما چون بالفعل نیست و در شرایط خاصی بروز می یابد ،تا فرد آن شرایط را درک نکند، نمی توان برای اثبات خدا از آن استفاده کرد. این که امام صادق علیه السالم نیز فرد یهودی را به تفکر در زمانی که در دریا قرار گرفته بود و هیچ راه نجاتی نداشت ،امر می کنند ،چون امام می دانستند که وی آن پاسخ به منکرین وجود خدا * با ارائه ی یک دلیل منطقی مانند گرایش به کماالت در تمامی انسانها می توان وجود خدا را اثبات کرد. چند نکته .1میل به کماالتی مانند :زیبائی ،علم و آگاهی ،توانائی ،قدرت، مالکیت ... ،در درون تمامی انسانها هست .حتی یک انسان زاهد نیز اگرچه به امور دنیوی فکر نمی کند ،ولی میل به کمال در وی نیز وجود دارد ،او کمال را در امور معنوی جستجو می کند نه امور مادی. .2نکته ی قابل توجه این است که میل به کماالت در درون انسانها حد و مرز ندارد. انسانی که میل به ثروت دارد هر اندازه ثروت در اختیار او قرار دهند ،باز طالب ثروت بیشتری است. انسانی که در کره ی زمین زندگی می کند ،میل به زندگی در کرات دیگر را دارد. و ... آیا خدا غیر از این کماالت است؟ آیا خدا بی انتها نیست؟ [به دلیل میل انسانها به کمال می توان گفت: خداگرایی فطری است] برخی از برهان های اثبات وجود خدا اگرچه برهان های قابل قبول و صحیحی است مانند برهان نظم ،ولی برای اقامه ی دلیل برای یک فرد بی دین عمًال کارآیی ندارد. ولی ارائه یک استدالل منطقی که همگان آن را پذیرا باشند ،مانند گرایش به کماالت در تمامی انسانها ،مورد پذیرش هر انسان آزاد اندیشی است. چرا که تا حقیقت مطلق بی انتهایی نباشد ،گرایش به آن وجود ندارد، میل به یک چیزی دو طرفه است. پس می توان اثبات کرد که گرایش و میل به سمت خدا فطری است. در کالم اهل بیت علیهم السالم عالوه بر توجه به اثبات وجود خدا از طریق فطرِی احساسی به اثبات وجود خدا از طریق فطرِی ادراکی نیز توجه شده است. منتها برای یک فرد بی دین اقامه ی استدالل از متون دینی قابل پذیرش نیست و دور پیش می آورد چرا که او اصًال قائل به دین نیست که از متون دینی برای وی استدالل آورده شود. ارائه ی یک استدالل این جهان پدیده است ،هر پدیده ای علتی دارد. برگشت کودک به سمت صدا نمونه ی بسیار ساده ی این مدعاست. برخی معتقدند که چون هر چیزی نیازمند علت است ،پس خدا نیز که خالق جهان است ،نیازمند علتی است؛ در پاسخ باید گفت :که ما نمی گوییم که هر چیزی نیازمند علت است ،بلکه ما معتقدیم که هر پدیده ای نیازمند علت است و خدا پدیده نیست. این مقدار برای هر انسانی قابل درک است که انسانها فطرتًا به دنبال علت پدیده ها هستند. إن شاء الله در جلسه ی آینده اثبات خواهیم کرد که : خداشناسی نیز فطری است. الَح مُد لله َر ِّب الَع اَلمین َو َص َّل اللُه َعلی َس یدنا ُم َح َّم ٍد َو آِلِه الّطاهریَن

70,000 تومان