سایرعلوم انسانی و علوم اجتماعیعلوم پایهتحقیق و پژوهش

دانلود پاورپوینت فرزند پروري در فرزند خواندگي

بنام خدا فرزند پروري در فرزند خواندگي براي پدر و مادرهائي كه كودكي را به فرزندي قبول مي كنند فرزندپروري يك وظيفه‌ي لذت بخش و در عين حال مهيج است كه با چالش‌هاي زيادي همراه است. والدين در اين شرايط توصيه‌هاي زيادي را از اطرافيان ،رسانه‌ها و متخصصين دريافت مي كنند و ممكن است دقيقا ندانند كه در مقابله با چالش‌هاي اساسي فرزند خواندگي چه كاري انجام دهند. ‏در اين شرايط يكي از مهمترين توانائي‌ها براي والدين توانائي فكر كردن در مورد شيوه‌هاي برخورد مناسب ،منطقي و خالقانه با چالش‌ها است. معموال در اين موارد والدين با دو موضوع اساسي مواجه هستند .1ديگران و اطرافيان چه اندازه پذيراي فرزند آن‌ها و نيز خود آن‌ها هستند (در مورد آن‌ها چه مي گويند) و چه اندازه نقش والدي آن‌ها را در مورد فرزند خوانده شان قبول دارند. در اين مورد واضح است كه ما نمي توانيم نظر ديگران را تغيير دهيم ولي روش‌هايي براي پرداختن به اين مشكل وجود دارد. .2پذيرفتن نقش خود به عنوان والد است و اينكه آيا شيوه‌هاي تربيت فرزند آن‌ها صحيح است يا خير. شباهت‌ها و تفاوت‌هاي كودكان فرزندخوانده با ساير كودكان كودكاني كه به فرزندخواندگي پذيرفته مي شوند از بسياري جهات شبيه ساير كودكان هستند. ‏نيازمند محبت و عشق از سوي والدين و درعين‌حال انضباط و مقررات هستند. ‏نياز به والدي دارند كه به‌ آن‌ها عالقمند باشد و محيطي امن را براي‌شان فراهم نمايد. كودكاني كه به فرزند خواندگي پذيرفته مي‌شوند از جهاتي نيز با ساير كودكان متفاوت هستند. ‏آن‌ها با اين واقعيت روبرو هستند كه پدر و مادر فعلي‌شان پدر و مادر اصلي آن‌ها نيستند. ‏حتي كودكاني كه والدين‌شان طالق گرفته‌اند اين امكان را دارند كه با يك والد زندگي كنند و در فواصل مشخص نيز والد ديگر را مالقات كنند ولي اين امكان براي فرزندخوانده‌ها فراهم نيست. افراد جامعه نيز از كودكان فرزندخوانده انتظاراتي دارند كه واقعي نيستند. ◦ اين كودك خوش شانس بوده است كه توسط افرادي به فرزندي پذيرفته شده است و امكانات رفاهي زيادي دريافت كرده است و بايد خوشحال باشد. ◦ اين كودك به دليل اينكه فرزندخوانده است مشكالت عصبي بيشتري خواهد داشت. يكي از چيزهائي كه در اين شرايط به والدين كمك مي‌كند اين‌است كه تفاوت‌ها و شباهت‌هاي فرزندشان را با ديگران بپذيرند. همچنين مهم است كه تفاوت‌ها و شباهتهاي عقايد و خواسته‌هاي آن‌ها را با خودشان بشناسند و انتظار نداشته باشند كه اين كودكان همان عالئق آن‌ها را داشته باشند. الزم است والدين كودك را همانگونه كه هست بپذيرند. ممكن است والدين آرزوها و اهدافي براي آينده اين كودك داشته باشند كه اين موضوع به خودي خود مثبت است ولي اين يك امر كليشه‌اي نيست كه اين اهداف و آرزوها بايد در هر شرايطي حاصل شوند باورهاي نادرست درمورد فرزندخواندگي فرقي ندارد كه شما فرزندتان را در چه سني به فرزندخواندگي پذيرفته باشيد ،فرزند يكي از اقوام را به فرزندي قبول كرده باشيد يا يك غريبه را ،و يا اينكه از طريق سازمان‌هاي مسئول با طي نمودن تشريفات قانوني براي فرزندخواندگي اقدام نموده‌ايد. در هر صورت از نظر جامعه فرزند شما فرزندخوانده است و با برخي باورهاي اجتماعي غلط در اين زمينه ه خواهيد بود كه شيوه‌ي تعامل شما با كودك و مواج ‌ اطرافيان را تحت تأثير قرار مي‌دهد ممكن است شما براي درامان ماندن از اين نگرش‌ها ،مسئله ي فرزندخواندگي را پنهان كنيد و يا اينكه به گونه‌اي رفتار كنيد كه مي‌دانيد شايد درست نباشد. گاهي اوقات ممكن است خود شما نيز اين گفته‌ها را باور داشته باشيد و در اين صورت به گونه‌اي نادرست تعامالت خود را تنظيم كنيد در حاليكه از نادرستي آن آگاه نيستيد. اين عقايد نادرست اختصاص به مسئله‌ي فرزندخواندگي ندارند و در بسياري موضوعات ديگر زندگي نيز نظير ازدواج ،روابط زوجين و غيره نيز وجود دارند. ‏ما نمي‌دانيم منشأ اين اعتقادات كجا است و برخي از اين حرف‌ها را اولين بار چه كسي گفته است ولي مي‌دانيم كه برخي افراد اين عقايد غلط را مي‌پذيرند و بر مبناي آن رفتارهاي خود را تنظيم مي كنند. به عبارت ديگر اين باورهاي غلط اجتماعي هميشه زندگي افراد را به شدت تحت تأثير قرار داده‌اند و استرس زيادي را بر آن‌ها تحميل مي‌كند. ‏در مسئله‌ي فرزندخواندگي نيز براي كاهش استرس‌ها و نگراني‌هاي غير ضروري بايد اين باورها را شناسائي نمود. برخي از باورها و عقايد نادرست رايج در جامعه در مورد فرزندخواندگي كودك فرزندخوانده كامال شبيه والدين اصلي‌اش خواهد شد. اين يك باور نادرست است كه كودكان فرزندخوانده‌ به لحاظ ظاهري و شخصيتي كامال شبيه والدين اصلي‌شان خواهند شد و تحت تأثير محيط تربيتي جديدشان قرار نخواهند گرفت. هرچند كودكان بسياري از صفات ظاهري مثل رنگ مو يا حالت چهره را از والدين اصلي به ارث مي برند ولي كامال شبيه والدين اصلي‌شان نمي شوند. اگر دقت كنيد حتي دوقلوهاي يكسان كه از بسياري جهات شبيه هم هستند ،تحت تأثير شرايط محيطي ،در بسياري از صفات شخصيتي‌شان با يكديگر متفاوت هستند. ‏در مورد فرزندخوانده‌ها نيز اين موضوع صادق است .اين كودكان اگرچه شباهت‌هايي به والدين اصلي‌شان دارند ولي تحت تأثير عوامل تربيتي و شرايط محيطي مي‌توانند به لحاظ شخصيتي متفاوت باشند. كودك فرزند خوانده مشكالت بيشتري نسبت به ساير كودكان دارند. بر اساس مطالعات انجام شده ،اين اعتقاد نمي‌تواند درست باشد .مطالعات نتايج مختلفي را نشان داده‌اند. در مواردي گفته‌شده است كه در بين افرادي كه مشكالت رفتاري دارند آنهائي كه به فرزند خواندگي پذيرفته‌شده اند تعدادشان بيشتر بوده است. اين موضوع مي تواند داليل متعددي داشته باشد. ◦ يكي اينكه افراد نسبت به اين مسئله حساس تر هستند و چنانچه بدرفتاري از يك كودك فرزندخوانده سر بزند به سرعت آن را به فرزندخوانده بودن وي نسبت مي دهند در حاليكه اگر كودك ديگري همين بدرفتاري را انجام دهد ممكن است خيلي به چشم نيايد. ◦ اينكه كودكان فرزند خوانده از حساسيت بيشتري نزد والدين‌شان برخوردار هستند و بيشتر نيز براي ارزيابي مشكالت احتمالي به پزشك مراجعه مي كنند بنابراين ممكن است مشكالت آن‌ها بيشتر از ساير كودكان شناسائي مي شود. كودك فرزند خوانده به اين دليل كه افرادي مسئوليت والدي آن‌ها را برعهده گرفته‌اند بايد احساس خوشبختي كنند. يك باور غلط ديگر اين است كه كودكان فرزندخوانده افراد طرد شده‌اي بوده‌اند كه اين شانس را داشته‌اند كه خانواده‌اي مسئوليت آن‌ها برعهده بگيرد و بايد احساس خوشبختي و رضايت از اين موضوع داشته باشد. تصور مي شود زماني‌كه مسئله‌ي فرزند خواندگي به او گفته شود بايد خوشحال شود .در حاليكه اينگونه نيست و ممكن است كودك واكنش‌هاي ناسازگارانه‌اي را بروز دهد و يا اينكه چندان احساس خوشبختي نداشته باشد. والديني كه كودكي را به فرزندي قبول مي‌كنند افراد مقدسي هستند. باور ديگري كه در جامعه وجود دارد اين‌است كه والديني كه كودكي را به فرزندي قبول مي كنند افراد فوق‌العاده‌اي هستند. شنيدن اين نوع جمالت ممكن است براي اين والدين حتي آزاردهنده هم باشد .اين باور نيز نادرست است. بهرحال تربيت فرزند چه فرزند اصلي و چه فرزندخوانده ارزشمند است و نمي توان يكي را بر ديگري برتري داد. بچه‌هاي فرزندخوانده نسبت به فرزندان اصلي در جايگاه دوم قرار دارند. ‏برخي بر اين باورند كه چنانچه والدين كودك ‌فرزند خوانده صاحب فرزندي از خودشان شوند والدين بين اين‌دو فرق خواهند گذاشت و يا اينكه فرزند اصلي بر فرزندخوانده مقدم است. ‏اين باور نادرست منشأ بسياري از تنش‌ها و تعارضات خانوادگي بين والدين و فرزندان اصلي و كودك فرزندخوانده بوده است. والدين خوب بايد بتوانند كودكان فرزندخوانده‌ي شاد و خوشبختي داشته باشند. اينكه والدين خوب بايد بتوانند به كودك فرزندخوانده شادي و خوشبختي عطا كنند نيز نمي‌تواند اعتقاد درستي باشد. والدين براي خوشبختي فرزندانشان تالش مي كنند و فرقي نمي‌كند كه فرزندخوانده باشد يا نباشد. والدين مسئول شاد نگهداشتن دائمي آن‌ها نيستند بلكه به كودكان ياد مي دهند كه چگونه خودشان بتوانند احساس شادي را در وجود خود زنده كنند. فقط والديني كه ثروتمند هستند و يا افراد سرشناس بايد كودكان را به فرزندي بپذيرند. اين باور نيز منجر به بروز مشكالتي مي‌شود .مسلما مراقبت از فرزند صرفا نياز به پول ندارد و والدين بايد قابليت‌ها و صالحيت‌هاي ديگري نيز داشته باشند. در برخي جوامع افراد سرشناس مثل ستارگان سينما اقدام به فرزندخواندگي مي‌كنند و مؤسسات نيز بدليل سرشناس بودن و يا ثروتمند‌بودن آن‌ها را تأييد مي‌كنند .در حاليكه صالحيت‌هاي ديگري مورد نياز است. والدين اصلي در آينده فرزندشان را بازپس خواهند گرفت. ‏ممكن است شما در فيلم‌هاي سينمائي و يا در داستان‌ها مواردي را ديده باشيد كه والدين اصلي پس از سال‌ها خواسته‌اند فرزندشان را بيابند و بعد از پيدا كردن وي او را بازپس گرفته‌اند. ‏بايد بدانيد كه چنين مواردي بسيار نادر است. كودكان فرزندخوانده وقتي بزرگ شوند به دنبال والدين اصلي‌شان خواهند گشت. ‏اين باور نيز همانند قبلي بسيار نادر بوده و كمتر اتفاق مي‌افتد .هرچند ممكن است در جرايد يا فيلم‌هاي سينمائي مواردي را با آب و تاب مطرح كرده باشند در عمل كودكاني كه به فرزند خواندگي پذيرفته مي شوند كمتر به دنبال پدر و مادر واقعي خود خواهند بود. ‏اين باورها به همراه بسياري از باورهاي نادرست ديگر باعث مي‌شوند كه والدين اين كودكان استرس و نگراني زيادي را بي‌دليل تجربه نمايند و نتوانند نقش والدي خود را به شكل مؤثري ايفا نمايند. خطاهاي رايج والدين در فرزندپروري والدين كودكان فرزندخوانده ممكن‌است در شيوه‌هاي فرزند‌پروري خود خطاهايي داشته‌باشند كه منجر به شكل‌گيري يا تشديد مشكالت رفتاري در كودك شود. ‏اينكه والدين در روش‌هاي فرزندپروري خود اشتباهاتي داشته باشند اختصاص به فرزندخواندگي ندارد و همه‌ي والدين ممكن است گاهي اوقات اشتباهاتي مرتكب شوند. خطاي اول :محبت افراطي ‏ممكن است والدين تصور كنند كه بايد نهايت لطف و محبت را به فرزند خود داشته‌باشند به اين منظور به تمامي خواسته هاي آن‌ها هرچند غيرمنطقي پاسخ مثبت مي‌دهند ‏براي اينكه آن‌ها دچار استرس نشوند در محيط تربيتي قانون وضع نمي‌كنند و هيچ محدوديتي براي فرزند خود قائل نيستند. گاهي ممكن است يكي از والدين بخواهد محدوديت‌هايي تعيين كند ولي والد ديگر مانع مي‌شود. ‏اين نوع تعامل با كودك خود منجر به شكل‌گيري بد رفتاري در كودك و يا تشديد بدرفتاري هاي قبلي مي‌شود. داشتن قوانين و وضع محدوديت‌هاي منطقي و متناسب با سن ،براي كودك مي تواند منجر به احساس امنيت بيشتر در او شود. ‏نشان‌دادن محبت و ابراز دوست داشتن نسبت به كودك از اصول اساسي و اوليه فرزند پروري است كه بايد در مورد همه‌ي كودكان و نوجوانان انجام شود. محبت كردن به اين معني نيست كه ما تمامي ناماليمات را از سر راه كودك برداريم و فضايي عاري از استرس را براي كودك فراهم نمائيم الزم است در عين محبت كردن ،امكان مواجهه كودك با ناماليمات معمول زندگي و تجربه‌ي درجاتي از ناكامي را براي وي فراهم سازيم. اين تجربيات مي‌تواند منجر به رشد توانائي كودك براي سازگاري بيشتر شود. در اين موارد بايد به سن كودك و توانائي‌هاي ذاتي وي براي تحمل استرس نيز توجه نمود. خطاي دوم :عذرخواهي بيش‌از حد ‏خطاي ديگر برخي والدين ،عذرخواهي بيش از حد از فرزندشان است. ‏در سمت مقابل والديني قرار دارند كه معتقدند نبايد از فرزندشان عذرخواهي كنند .هر دو سوي اين رفتار اشتباه است. عشق و محبت به اين معني نيست كه فكر كنيم در مورد فرزندمان همواره كوتاهي كرده‌ايم. ‏اگر واقعا آزارشان داديم و يا خطائي مرتكب شده‌ايم مثال قضاوت نادرستي در مورد آن‌ها كرده‌ايم كه بعدا متوجه شديم درست نبوده‌است خوب است عذرخواهي كنيم. ‏هنگام عذرخواهي توضيحات اضافه ندهيد و براي جبران اشتباه خود به آن ها امتياز اضافي ندهيد. خطاي سوم :حفظ نكردن حد و مرز‌ها و حريم خصوصي داشتن حريم خصوصي يكي از نيازهاي اساسي افراد است .الزم است والدين براي خود حريم خصوصي داشته‌باشند و حد و مرز‌هاي آن را براي كودك مشخص كنند. مثال الزم است وسايل شخصي شان قابل دسترسي براي كودكانشان نباشد ،زمان‌هايي براي پرداختن به فعاليت‌هاي مورد عالقه خود و همسرشان داشته‌باشند. برخي والدين بين حريم خصوصي خودشان و فرزندشان مرزي قائل نيستند ،اوقات خصوصي براي خودشان ندارند. ‏هرگاه بخواهند با همسرشان دو نفره گفتگو يا تعامل كنند كودك شان در كنار آن‌ها حضور دارد و در برخي موارد نيز كودك جريان تعامل دو نفره را برهم مي زند. اين يكي از خطاهاي شايع والدين است .اگر شما تمام وقت‌تان را به كودك‌تان اختصاص دهيد ديگر وقتي براي پرداختن به نياز‌هاي خود نخواهيد داشت و دچار مشكل خواهيد شد. ‏بنابراين الزم است اين حد و مرزها مشخص باشد و وقتي كودك بزرگتر شد خود او نيز مي‌تواند حريم خصوصي براي خودش داشته باشد. خطاي چهارم :ناديده گرفتن احساسات كودك ‏ برخي والدين براي اينكه كودك احساسات منفي را تجربه نكند بمحض اينكه كودك ابراز ناراحتي مي كند به سرعت احساس ناراحتي او را انكار مي كنند و به او اعالم مي كنندكه كه چيزي نيست و سعي ميكنند سريعا او را خوشحال نمايند. مثال به كودكي كه بخاطر خستگي و خواب الودگي نق مي زند مي‌گويند كه چيزي نيست و سعي مي كنند به سرعت او را خوشحال كنند. اين يكي از خطاهاي رايج است كه امكان بروز هيجان را از كودك گرفته و در عين‌حال به كودك اجازه‌ نمي دهد كه خودش اين هيجان را مديريت كرده و براي رفع آن تالش كند. در اين شرايط بايد احساس واقعي كودك را به او انعكاس داد و او را راهنمائي كرد تا خودش راه كاهش احساس منفي اش را پيدا كند مي توان به او گفت‌ :من متوجه شدم كه تو االن ناراحتي و به نظر مي رسد خسته‌شده‌اي فكر مي كني چطور مي تواني احساس ناراحتي و خستگي تو برطرف كني؟ اگر كودك چيزي نگفت آنگاه مي توان به او روش رفع خستگي كه همانا خوابيدن است را معرفي نمود. توصيه‌هاي مفيد تربيتي اصول تربيت فرزند در مورد كودكاني كه به فرزندي پذيرفته مي‌شوند با ساير كودكان تفاوتي ندارد و همان روش‌ها اينجا نيز كاربرد دارند. آنچه كه باعث مي‌شود فرزندپروري در مورد اين كودكان با چالش‌هايي روبرو باشد برخي نگرش‌هاي والدين در اين زمينه است .مواردي مثل اينكه: ◦ بايد هرآنچه كودك مي‌خواهد را برايش فراهم كنند ◦ اين كودك در گذشته سختي‌هاي زيادي متحمل شده‌است و بايد شرايطي عاري از هرگونه ناكامي و يا ناماليمات داشته‌باشد. ممكن است والدين تصور كنند چنانچه براي كودك محدوديت‌هايي وضع نمايند ،ديگران از آن‌ها انتقاد خواهند كرد كه در مورد كودك كوتاهي كرده‌اند. گاهي به دليل اينكه والدين كودك را از سن خاصي به فرزندي قبول كرده‌اند در جريان تغييرات رشدي قبلي نبوده‌اند ممكن است نيازهاي رشدي سن فعلي را ندانند،با وضعيت سرشتي كودك و از مشكالت قبلي احتمالي آگاه نباشند ،در نتيجه در خصوص برخي از نيازهاي وي غفلت نمايند. گاهي كودك به داليل مختلف از جمله براي رسيدن به خواسته ها ،آن‌ها را با والدين اوليه شان مقايسه مي‌كند. ممكن است بگويند كه والدين اوليه‌شان مهربان‌تر بوده‌اند و يا اينكه اگر آن‌ها بودند بهتر رفتار مي كردند. والدين بايد توجه داشته باشند كه بكارگيري شيوه‌هاي صحيح فرزند پروري مي‌تواند در دراز مدت به آن‌ها كمك كند تا بر اين چالش‌ها غلبه‌نمايند. براي اين منظور الزم است به نكات زير توجه نمائيد: ‏در فرزند پروري والدين هستند كه بايد كنترل شرايط را در دست داشته باشند و اين كنترل نبايد كامال به كودك سپرده شود. ‏مسلط بودن بر وضعيت هيجاني خود و اجتناب از واكنش‌هاي هيجاني به شما كمك خواهد كرد بهتر شرايط را مديريت كنيد. ‏ در برخي شرايط ممكن است هيجانات والدين تابع هيجانات كودك باشد به اين معني كه وقتي كودك شاد است والدين نيز شاد و وقتي عصبي است والدين عصبي مي‌شوند در چنين شرايطي والد نقش اندكي در مديريت بدرفتاري كودك خواهد داشت. ‏الزم است والدين سعي كنند تعديل كننده هيجان كودك باشند تا اينكه تابع هيجانات او شوند. هميشه كودكان از شيوه‌هاي مختلفي براي رسيدن به خواسته ها استفاده مي‌كنند ،برخي قشقرق‌مي كنند ،برخي نق مي زنند ،برخي گريه مي كنند و برخي نيز از جمالت تحريك آميز مثل اينكه "تو مامان خوبي نيستي"استغاده مي‌كنند. ‏بنابراين كودك شما ممكن است به شما بگويد "اگر مامان اولم اينجا بود از تو بهتر بود" چنانچه اين گفته بمنظور رسيدن به خواسته ها است آن را ناديده بگيريد سعي كنيد از روش‌هاي تربيتي مثبت براي تقويت رفتارهاي مطلوب آن‌ها استفاده كنيد. ‏براي اين منظور رفتار مطلوب آن‌ها با يك توجه يا تشويق كالمي و يا عاطفي همراه كنيد. ‏دوست داشتن خود را با ابراز عواطف به آن‌ها نشان دهيد و ابراز نمائيد. مراقب باشيد ناخواسته رفتار نامطلوب را مورد توجه يا تشويق قرار ندهيد .مثال به رفتار بد آن‌ها نخنديد. رفتارهاي نامطلوب جزئي را ناديده بگيريد برخي رفتارهاي نامطلوب را از طريق محروم سازي خفيف و كوتاه مدت اصالح كنيد. اشكالي ندارد به فرزند خود نه بگوئيد قوانين و مقررات مشخص داشته باشيد پايدار باشيد تشويق و تنبيه هاي مناسب را بكار گيريد وقتي كودك به سن مدرسه مي‌رسد و يا اينكه شما او را بعد از رسيدن به اين سن به فرزندي پذيرفته ايد بتدريج متوجه بروز چالش‌هاي مرتبط با فرزندخواندگي در اين سن خواهيد شد. ممكن است در اين سن از شما سؤاالتي بپرسد كه پاسخ آن را ندانيد و يا اينكه ممكن است گاهي شما را با والد اصلي اش مقايسه كند مثال بگويد كه والدين اصلي اش مهربان‌تر از شما بوده‌اند و شما ندانيد در برابر اين سخنان چه واكنشي نشان دهيد. ممكن است در محيط مدرسه بخاطر فرزندخوانده بودنش از سوي همساالنش مورد اذيت قرار گيرد ،معلمش با او رفتار مناسبي نداشته باشد و در محيط‌هاي اجتماعي از او سؤاالتي بپرسند كه آزاردهنده باشد. ‏الزم است نحوه‌ي مواجهه با اين شرايط را به كودك آموزش دهيم. معموال در محيط اجتماعي مثل مدرسه همساالن ممكن است كودك را مورد تمسخر قرار دهند و يا اينكه معلمين شيوه‌ي رفتاري متفاوتي را با كودك داشته باشند. بايد بخاطر داشت كه در محيط مدرسه ممكن است هر كودكي به دليلي مورد تمسخر همساالن قرار بگيرد و اين صرفا به مسئله‌ي فرزند خواندگي مربوط نمي‌شود. در اين شرايط بايد نحوه‌ي مواجهه با تمسخر ديگران را به او آموزش داد. چالش‌هاي سن مدرسه محيط هاي اجتماعي معموال به جنبه‌هاي مثبت فرزند‌خواندگي پرداخته‌نمي‌شود و بيشتر جنبه‌هاي منفي آن مطرح مي‌شود. ممكن است موضوعات گيج كننده‌اي در قالب سؤاالتي مطرح‌شوند كه براي كودك استرس‌زا يا آسيب‌زا باشد. براي پاسخ‌دهي به اينگونه سؤاالت الزم است كودك آموزش‌هائي ببيند .در اين‌جا به نحوه‌ي پاسخ‌دهي به برخي از اين سؤاالت مي‌پردازيم چرا والدين واقعي‌ات تو رو رها كرده‌اند؟ در اين سؤال دو نكته‌ي آسيب‌زا نهفته است .يكي كلمه‌ي "والدين واقعي" و ديگري كلمه "رها كردن". ‏ وقتي كلمه‌ي "والدين واقعي" استفاده مي‌شود اين تصور در ذهن كودك شكل مي‌گيرد كه والدين فعلي‌اش واقعي نيستند. كلمه "رها كردن" اين تصور را ايجاد مي‌كند كه او به‌قدر كافي ارزشمند نبوده‌است كه توسط والدين‌اش نگهداري شود. لذا اصالح اين دو مفهوم در ذهن كودك قبل از آن‌كه بخواهيم به سؤال پاسخ دهيم ضروري است. در مورد اول بايد به كودك گفته‌شود كه شما هم ،والدين واقعي او هستيد ولي نه والدي كه او را به دنيا آورده‌است بلكه والدي كه پس از تولد مسئوليت والدي او را پذيرفته‌است. ‏در مورد دوم نيز بايد توضيح داد كه والدين فرزندان خود را رها نمي كنند بلكه به داليل مختلفي ممكن است توان مراقبت از آن‌ها را نداشته باشند. مورد نحوه‌ي پاسخ‌گوئي به سؤاالت نيز بايد بياد داشت كه بسياري از افراد فقط بخاطر كنجكاوي و يا از روي مداخله‌جويي كنكاش مي كنند و در اين موارد ضرورتي ندارد كه كودك به سؤاالت آن ها پاسخ دهد. ‏لذا مي توان به كودك آموزش داد كه در جواب بگويد كه مايل نيست به اين سؤال جواب دهد. چنانچه بخواهد به اين سؤال جواب دهد مي تواند بگويد كه والدين اوليه اش او را رها نكرده‌اند بلكه به داليلي توانائي نگهداري نداشته اند و بهمين دليل نزد والدين فعلي اش زندگي مي كند. گاهي اتفاق مي افتد كه افراد شروع به تجسس بيشتر مي كنند در اين صورت كودك مي تواند از آن‌ها بپرسد كه چرا اين سؤاالت را مي كنند و يا اعالم كند كه مايل نيست جواب بدهد. همچنين الزم است به كودك مفهوم خصوصي بودن برخي موضوعات را نيز آموزش داد و اين‌كه افراد اجازه ندارند در مورد موضوعات خصوصي ما كنكاش كنند. آيا تاكنون والدين واقعي‌ات را ديده‌اي؟ اين نيز يكي از پرسش‌هاي مداخله جويانه است. بسياري از افراد بر اساس برخي فيلم‌هاي سينمائي و يا شنيده‌ها اين تصور را دارند كه الزم است بچه‌هاي فرزند خوانده با والدين‌ اوليه شان ديدار كنند .و در اين مورد سؤاالتي را مي پرسند. اين سؤال از اين جهت كه كلمه‌ي "والدين واقعي‌" را استفاده كرده‌است و به اين‌دليل كه اين تلقي را ايجاد مي كند كه كودك حتما بايد اين مالقات را داشته باشد مي‌تواند براي كودك آسيب‌زا باشد. بايد بخاطر داشت كه اكثريت اين كودكان حتي در بزرگسالي بدنبال مالقات با والدين اوليه نيستند. اينكه آن‌ها بخواهند با والدين اوليه شان مالقات بكنند يا نكنند چيزي است كه به تصميم خود آن‌ها مرتبط است و نمي‌توان آن‌ها را مجبور كرد. اگر در بزرگسالي يا هر زمان ديگري تمايل نشان دادند ممكن است در صورتيكه امكان اين مالقات وجود داشته باشد به آن‌ها كمك كنيم. ‏كودك مي تواند در جواب اين سؤال بگويد كه هنوز تصميمي در اين خصوص ندارد و يا اينكه مي تواند اعالم كند كه مايل نيست به اين سؤال جواب بدهد. اينكه به فرزندي پذيرفته شده‌اي خوب است يا نه؟ ‏اين سؤال و يا سؤال ديگري نظير " قبال كه نزد والدين اوليه‌ات بودي بهتر بود يا االن كه به فرندي پذيرفته‌شده‌اي؟" براي كودك شرايط دشواري را در پاسخگوئي ايجاد مي كنند. ‏واقعيت اينست كه كودك مبناي مشخصي براي مقايسه‌ي اين دو حالت ندارد. ‏در اين موارد بهتر است كودك پاسخ دهد كه نميداند و يا اينكه نمي تواند مقايسه كند. چالش‌هاي نوجواني فرزندپروري در مورد همه‌ي نوجوانان يك چالش اساسي است .نوجوانان محدوديت‌هاي گذاشته شده از سوي والدين را ارزيابي مي كنند تا ببينند چقدر مي‌توانند آن‌ها را ناديده بگيرند. ‏وقتي كودكي كه به فرزندخواندگي پذيرفته شده است به سن نوجواني مي رسد ممكن است جمالت ناراحت كننده‌اي را بيان كند مثل اينكه آن‌ها از اين شرايط خوشحال نيستند ،بخاطر اينكه ژن شما را ندارند نمي توانند از عقايد فرهنگي شما تبعيت كنند و مثل شما باشند. گفته‌ها ممكن است در غالب شوخي و يا با لحني نچندان جدي بيان شوند چرا كه اين نوجوانان براي شما ارزش قائلند و نسبت به شما احساس تعلق دارند. آن‌ها ممكن است بخواهند به اين وسيله برخي از محدوديت‌هاي وضع شده را ناديده بگيرند. ‏ خوشبختانه مطالعات نشان‌ مي دهند كه كودكان فرزند خوانده در سن نوجواني عملكرد نسبتا خوبي داشته و از اين نظر تفاوت چنداني با ساير نوجوانان ندارند. يكي از چالش‌هاي والدين اينست كه بخواهند طوري رفتار كنند كه نشان دهند منفعل نيستند ممكن است سعي كنند براي جلوگيري از اينكه نوجوان محدوديت‌هاي وضع شده را ناديده بگيرد با روش‌هاي خشن و پرخاشگرانه اقتدار خود را نشان دهند. چنانچه در شرايطي قرار گرفتيد كه از نظر هيجاني تحت فشار بوديد حتما ضروري است كه هيجانات خود را مديريت كنيد و از روش‌هاي پرخاشگرانه براي نشان دادن اقتدار خود بپرهيزيد. بياد داشته باشيد در بسياري از موارد رفتارهاي مخالفت جوئي نوجوان ناشي از سردرگمي او است. نوجواني كه مرتبا از يك لباس به لباس ديگري در مي‌آيد ممكن است هنوز در شناخت هويت واقعي خويش سرگردان باشد و يا اينكه ممكن است بواسطه‌ي فشار همتاها اين رفتار را بروز دهد. البته اين رفتارها داليل ديگري نيز مي‌تواند داشته باشد كه در صورت شديد و افراطي بودن اينگونه رفتارها ،مراجعه به متخصصين سالمت روان مي‌تواند در يافتن علت اصلي آن كمك نمايد. براي اينكه شما با مسائل نوجواني آشنا شويد در ادامه‌ي اين بحث برخي از اين چالش‌ها را مطرح مي كنيم. بحران هويت: يكي از چالش‌هائي كه نوجوانان فرزندخوانده ممكن است با آن مواجه شوند مسئله ي هويت آن‌ها است. هويت به‌اين معني است كه "من كيستم؟" .اين سؤال و جستجوي پاسخي براي آن از چالش‌هاي نوجواني براي همه‌ي نوجوانان است و اختصاص به نوجوانان فرزندخوانده ندارد. نوجوانان فرزند خوانده ممكن است اشتغال ذهني بيشتري با اين موضوع داشته باشند. ‏ممكن است فكر كنند اگر نزد والدين اوليه‌شان بودند چگونه بودند و اگر والدين ديگري بجز والدين فعلي آن‌ها را به فرزندي مي‌پذيرفتند آن‌گاه چگونه بود. ممكن است در مورد اين مسائل با شما صحبت كنند و نگراني خويش را مطرح سازند و ممكن است هيچ صحبتي نكنند و پاسخي نيز براي سؤال خود نداشته باشند و با شما و يا اطرافيان پرخاشگرانه و ناسازگارانه رفتار كنند. ‏كودكاني كه در سنين پائين‌تر پذيرفته مي شوند ه‌آن‌ها گفته مي‌شود كه و در زمان مناسب ب ‌ فرزند خوانده هستند كمتر با اين مشكل روبرو مي شوند در هرصورت كودك يا نوجوان بايد بداند كه اجازه ندارد پرخاشگرانه رفتار كند و اين پرخاشگري پيامدي خواهد داشت. ‏والدين از طريق شنيدن نگراني نوجوانان و همدلي با آن‌ها بايد نشان‌دهند كه آن‌ها را درك مي‌كنند ،به آن‌ها فرصت دهند تا با بحران هويت خويش كنار بيايند. كم كردن وابستگي‌ها: ‏يكي از مشكالت نوجواني كم كردن وابستگي به والدين است .برخي نوجوانان همچنان مايلند به والدين‌شان وابسته باشند. ‏شواهدي وجود ندارد كه اين وابستگي در مورد كودكان فرزند خوانده بيشتر يا كمتر باشد ولي الزم است والدين به‌تدريج وابستگي را كم كرده و شرايط استقالل آن‌ها را فراهم سازند. گاهي اوقات نوجوانان خيلي سريع مايلند از خانواده جدا شوند و حضور در محيط‌هاي همساالن را ترجيح دهند. بياد داشته‌باشيم كه اين فرايند بطور طبيعي يك نياز نوجواني محسوب مي‌شود چنانچه به‌نحوي‌ آسيب‌زا انجام‌شود الزم است والدين نظارت كافي بر رفتار آن‌ها داشته باشند و مانع رفتارهاي آسيب‌زا شوند. در اين مورد نيز تفاوتي بين كودكان فرزندخوانده و سايرين از نظر تمايل به جدائي از خانواده وجود ندارد. گرايش به مصرف سيگار و مواد: ‏از نظر علمي شواهدي وجود ندارد كه مصرف سيگار يا گرايش به سيگار و مواد در بين كودكان و نوجوانان فرزندخوانده نسبت به سايرين بيشتر باشد ‏در مورد نوجوانان فرزند خوانده همچون ساير كودكان بايد نظارت كافي بر رفتارها و عملكرد آن‌ها داشت تا در صورت تمايل به بروز رفتار پرخطر بتوانيم مانع شويم. تمايل به جنس مخالف: شواهدي وجود ندارد كه نشان دهد نوجوانان فرزند‌خوانده نسبت به سايرين تمايل بيشتر يا كمتري به ارتباط با جنس مخالف دارند. نحوه‌ي برخورد با اين موضوع همانند ساير نوجوانان است .اگر عقيده ي شما اينست كه تا بزرگسالي نوجوان خويشتن‌دار باشد و از ارتباط با جنس مخالف اجتناب كند الزم است اين عقيده را با او مطرح كنيد. آموزش‌هاي جنسي در اين دوره همانند ساير نوجوانان است و بايد مطابق نياز آن‌ها و متناسب با سطح درك آن‌ها ارائه شوند. تعامل با خواهر و برادر وجود خواهر و برادر اهمیت ویژه ای در زندگی کودک دارد. ممکن است شما بعد از به فرزندی قبول کردن کودکی صاحب فرزندی از خودتان شده باشید ،یا اینکه بیش از یک کودک را به فرزندی پذیرفته باشید و یا بعد از داشتن فرزندی از خودتان تصمیم بگیرید کودکی را به فرزندی بپذیرید. در هریک از این حالت ها چیزی که معموال والدین را نگران می کند اینست که در مواجهه با تعارضات بین فرزندان شان چه برخوردی داشته باشند. این نکته را در نظر داشته باشید که خواهر و برادرها بطور طبیعی با یکدیگر اختالف نظر دارند و گاهی این اختالفات خیلی جدی می شود ‏این مسئله نباید باعث شود که فکر کنید شما والد بدی هستید و یا فکر کنید این اختالف بدلیل موضوع فرزندخواندگی است. خواهر و برادرها به دالیل مختلفی با یکدیگر درگیر می شوند .ممکن است با یکدیگر بر سر توجه گرفتن از شما رقابت کنند. ‏ممکن است یکی از آن ها روی وسایلش حساس باشد .ممکن است حین بازی تعارض پیدا کنند که نتوانند تعارضاتشان را به سرعت حل کنند. این اختالفات به این معنی نیست که آن ها با هم کنار نخواهند آمد. رقابت بین خواهر و برادر ها بخصوص اگر فاصله ی سنی شان نزدیک باشد بیشتر اتفاق می افتد. در این موارد سعی کنید دنبال مقصر نگردید و چنانچه با یکدیگر زد و خورد می کنند سریع وارد عمل شوید و آن ها را جدا کنید و برای هردو نفر یک محرومیت موقت از فعالیتی که دوست دارند در نظر بگیرید زمانیکه مثبت تعامل مي كنند هردو را تشویق کنید. زمانیکه شما بدنبال پذیرفتن یک کودک به فرزندی، صاحب فرزندی از خودتان می شوید مشکالت دیگری ممکن ایجاد شود. بخشی از این مشکالت بر می گردد به نگرش و صحبت های دیگران .مثال ممکن است به شما گفته شود که به فرزند اصلی خود بیشتر توجه می کنید و یا اینکه کودک فرزند خوانده را مورد بی مهری قرار می دهید. این صحبت ها ممکن است در حضور کودک فرزند خوانده هم گفته شود. این مسئله باعث خواهد شد که شما در شیوه های فرزند پروری خود دچار تزلزل شوید که باعث خواهد شد بدرفتاری در فرزندان شما شکل بگیرد. آنچه مهم است اینست که محبت خود را به هردو کودک نشان دهید و برای هر کدام بطور متناسب با سن و شرایط وی وقت بگذارید. رفتارهای مثبت آن ها مورد توجه قرار دهید و برای اصالح رفتار نیز متناسب با رفتار ،محرومیت یا پیامدهای خفیف در نظر بگیرید .در برابر گفته های دیگران اعالم کنید که هردو کودک دوست داشتنی هستند. زمانیکه شما کودکی را به فرزند خواندگی قبول کرده اید ممکن است فرزند بزرگتر شما از این که به او بیشتر توجه می شود به شما اعتراض نماید. در این موارد بهتر است برای او توضیح دهید که بطور طبیعی مردم به بچه های کوچکتر ممکن است توجه بیشتری بکنند. برایش توضیح دهید وقتی او نیز در این سن بوده است به او توجه بیشتری می شده است .عکس ها، فیلم ها و خاطرات مرتبط با این مسئله را با او مرور کنید. گفتگو با کودک و سايرين در مورد فرزندخواندگی بسياري از اين كودكان مايلند بدانند فرزند خواندگي چيست و به چه دليل آن‌ها فرزند خوانده شده اند توضیح دادن فرزندخواندگی برای کودک و گفتن موضوع فرزندخوانده بودن به وی یکی از کارهای دشوار برای والدین است. ‏بسیاری از والدین ترجیح می دهند این موضوع را نگویند و برخی دیگر بخاطر سختی کار ،گفتن مسئله فرزندخواندگی به کودک را به تعویق می اندازند. بسیاری از والدین مایلند بدانند که در چه سنی بهتر است فرزندخواندگی را به کودک بگویند. ‏بسیاری از محققین معتقدند گفتن موضوع فرزند خواندگی به کودک در سنین پائین تر بهتر است ‏معتقدند از حدود سه سالگي زمانی که کودک قادر به درک موضوع فرزندخواندگی باشد می توان به او گفت. معموال سن ايده‌الي مشخص نشده است ولي سن پيش از مدرسه بهتر است. این به این معنی نیست که در سن دبستان به کودک خود این موضوع را نگوئید ،در سنین باالي 7سال هم می توان موضوع فرزندخواندگی را به آن ها گفت ولی هرچه سن باالتر رود سؤاالتی که بچه ها خواهند پرسید پیچیده تر می شود و دیرتر با موضوع سازگار خواهند شد. گفتن موضوع فرزندخواندگی در دوران نوجوانی با دشواری های بیشتری همراه است. بهتر است کودک موضوع فرزندخواندگی را از شما بشنود تا از دیگران. قبل از گفتن موضوع فرزندخواندگی به کودکتان زمان و مکان مناسبی را در نظر بگیرید. ◦ مکانی که نسبتا خصوصی باشد و زمانی که کودک توجه کافی به شما داشته باشد ◦ به اندازه ی کافی فرصت برای بیان موضوع یا پاسخگوئی به سؤاالت احتمالی داشته باشید. بياد داشته باشيد: ‏فرزند پروري يك پاسخ ايده‌ال نيست بلكه راه حلي براي يك مشكل است. ◦ براي حل مشكل والديني كه قادر به بزرگ كردن فرزند خود نيستند ◦ به كودك اين امكان را مي دهد كه يك خانواده با ثبات داشته باشد فرزندخواندگي چيزي نيست كه والدين و كودك فرزندخوانده بخاطر آن شرمنده باشند يا خجالت بكشند. فرزند خواندگي چيست؟ ‏به كودك بگوئيد كه فرزندخواندگي به اين معنا است كه والدين گاهي قادر نيستند مسئوليت بزرگ كردن فرزند خود را انجام دهند و پدر و مادر ديگري اين مسئوليت را بر عهده مي گيرند و ديگران مي پذيرند كه اينها والدين اين كودك باشند. ‏اين چيزي است كه براي تو اتفاق افتاده است. چرا من فرزند خوانده شدم؟ ‏به اين سؤال متناسب با سن كودك پاسخ دهيد. اگر كودك اطالعات بيشتري بخواهد خواهد پرسيد .دادن اطالعات بيش از حد ممكن است كودك را بي قرار كند. ‏براي پاسخ دادن به اين سؤال ابتدا توضيح دهيد كه چرا كودكان بطور كلي به فرزندخواندگي پذيرفته مي شوند و سپس موضوع را براي كودك اختصاصي كنيد. دليل اصلي اين است كه والدين كودك قادر نبوده اند وظيفه‌ي بزرگ كردن او را انجام دهند. ‏اين ناتواني مي تواند داليل مختلفي داشته باشد كه بايد ديد در مورد اين كودك خاص چه بوده است و همان را براي وي توضيح داد .مواردي مثل ‏فوت والدين ‏اعتياد والدين ‏كودك آزاري كه نشانه‌ي ناتواني والدين است ‏فقر و بيكاري چرا شما مرا به فرزندخواندگي پذيرفتيد؟ اينجا نيز ابتدا توضيح دهيد كه بطور كلي چرا افراد كودكي را به فرزندي قبول مي كنند. افراد كودكي را به فرزندي قبول مي كنند چرا كه مي خواهند به او عشق بورزند و مي خواهند اين عالقه را به كودكي ابراز كنند كه خانواده ندارد. ‏برخي از اين افراد ممكن است خودشان نتوانند صاحب فرزند شوند. فرزند خواندگي اين امكان را مي دهد كه افراد بتوانند والد شوند. در مورد جزئيات كلينيكي عقيمي اطالعات ندهيد. ‏برخي افراد نيز مي توانند خودشان صاحب فرزند شوند ولي ترجيح مي دهند كودكي را به فرزندي بپذيرند. ‏اطالعات جزئي تر را مي توانيد با كودكان سن مدرسه يا نوجوانان مطرح كنيد. آيا والدين من مي توانند بيايند و من را ببينند. ‏برخي كودكان ممكن است فكر كنند كه والدين بيولوژيك‌شان دلواپس آن‌ها باشند و هر زماني بخواهند برگردند و آن‌ها را با خود ببرند. ‏كودكان ممكن است اين نگراني را داشته باشند چه شرايط فرزند خواندگي باز يا بسته باشد براي كودك توضيح دهيد كه فرزند خواندگي يك قرارداد دائمي است. آيا من اگر بخواهم مي توانم والدين بيولوژيكم را مالقات كنم؟ ‏اگر شما از هويت والد بيولوژيك مطلع نباشيد ممكن است كودك نپذيرد كه شما والد بيولوژيك را نمي شناسيد. ‏اگر والدين بيولوژيك را بشناسيد اين به اين معنا نيست كه با آن ها در ارتباط خواهيد بود. بسياري از والدين بيولوژيك اين ارتباط را كم و كمتر و قطع مي كنند .اين موضوع براي كودك استرس زا است. اگر كودك از شما خواست كه والد بيولوژيكش را مالقات كند و شما آن‌ها رانمي شناسيد .كودك مي تواند مثل هر بالغ ديگري والدين‌اش را ببيند و مي توان در اين راستا به او كمك كرد. اگر كودك در كشور ديگري دنيا آمده است كار دشوار تر است. برايش توضيح دهيد كه وقتي بزرگ شود به او كمك خواهيد كرد والدينش را پيدا كند هرچند احتمال موفقيت كم است .اينكه به او اطمينان مي دهيد به او كمك خواهيد كرد برايش اطمينان بخش است ولي اين‌كه بخواهد انتظار بكشد ناراحت كننده است. آيا تقصير من بوده است؟ ‏بسياري از كودكان ممكن است تصور كنند بدليل اينكه قابليت‌هايشان كم است از سوي والد بيولوژيك طرد شده اند .بهتر است در اين مورد با كودك صحبت شود هرچند خودش سؤال نكرده باشد. براي كودك مطرح كنيد كه: ‏برخي بچه ها فكر مي كنند تقصير آن‌ها بوده است كه به فرزندي پذيرفته شده اند .ولي اين تصميم بزرگترها است و ارتباطي به بچه ها ندارد و به اين خاطر است كه والدين بيولوژيك قادر به مراقبت از كودك نيستند. نكاتي در مورد گفتن مسئله فرزندخواندگي به كودك: ‏ساده بگوئيد ‏وقتي خسته يا بي حوصله هستيد راجع به اين موضوع صحبت نكنيد ‏والدين بيولوژيك را گناهكار قلمداد نكنيد (او را بهترين مادر دنيا نيز معرفي نكنيد) ‏در مورد والدين بيولوژيك منفي نظر ندهيد( .بد بودن را به رفتار نسبت دهيد مثل مصرف مواد و نه به والدين) به سؤاالتش پاسخ دهيد ◦ قبل از پاسخ به سؤاالت مطمئن شويد كه چه چيزي را مي خواهد بدانيد. ‏وقتي كودك عالقه اي به ادامه دادن ندارد سكوت كنيد. ◦ ممكن است كودك سؤالي نداشته باشد .مي توانيد بپرسيد سؤالي داري واگر ندارد معني آن اين نيست كه شما به درستي توضيح نداده ايد. برخي سؤاالت پاسخي ندارند. ◦ گاهي نمي خواهيد پاسخ سؤالي را بدهيد و يا اينكه پاسخ را نميدانيد .در صورتيكه پاسخ را نميدانيد اين موضوع را به كودك بگوئيد و اگر نمي خواهيد پاسخ بدهيد به او بگوئيد كه در حال حاضر نمي توانيد در اين مورد صحبت كنيد و وقتي بزرگتر شد برايش توضيح خواهيد داد. گفتگو با ساير كودكان در مورد فرزندخواندگی ‏گاهي الزم است با ساير كودكان يا دوستان كودك مسئله فرزند خواندگي مطرح شود .در اين موارد ابتدا با خود كودك صحبت كنيد و اينكه مايل است چگونه اين موضوع مطرح شود. ‏گاهي كودكان فرزند خوانده مايلند سرنوشت خود را براي همه توضيح دهند به همين دليل الزم است در جريان تمام جزئيات مربوط به والدين بيولوژيك مثل تجاوز جنسي و ...قرار نگيرند. اگر گفتن برخي جزئيات موجب سرزنش كودك نزد همساالنش مي شود اين جزئيات را مطرح نكنيد. اگر كودك ديگري را نيز به فرزندي قبول كرده ايد. وقتي فرزند ديگري را به فرزندي قبول مي كنيد فرزند اول ممكن است تصور كند مورد پذيرش شما نبوده است. برايش توضيح دهيد كه او اولين عضو خانواده است و داخل قلب شما جا دارد ولي قلب شما جاي اضافه براي عضو ديگري نيز دارد. قبل از آمدن كودك دوم براي كودك اول توضيح دهيد كه وقتي اولين بار به خانه شما آمده است چقدر خوشحال بوده ايد. ممكن است مختصري حسادت وجود داشته باشد. سعي كنيد اوقات اختصاصي با فرزند اول داشته باشيد اگر كودك غير فرزندخوانده نيز داريد: الزم است اين فرزندان در مورد فرزندخواندگي اطالعات متناسب با سن داشته باشند. الزم نيست تمام جزئيات اطالعات كودك فرزندخوانده را در اختيار ساير فرزندان قرار دهيد گاهي اين كودكان در دعواهايشان كودك فرزندخوانده را سرزنش مي كنند .بياد داشته باشيد اين رفتار از روي عصبانيت است و الزم نيست نگران بشويد اشتباهات رايج والدين ‏والدين بيولوژيك تو را به فرزندخواندگي دادند چون خيلي دوست داشتند و مي خواستند خوب رشد كني ‏تو را به فرزندخواندگي دادند چون فقير بودند ‏خدا خواست تو به فرزندخوانده شوي ‏تو براي فرزند خواندگي انتخاب شدي توضيح فرزند خواندگي براي كودكان در سنين مختلف توضيح فرزند خواندگي براي كودكان خردسال: ‏براي كودكان 3يا 4ساله به زبان ساده بگوئيد كه والدين او قادر به بزرگ كردنش نبودند و شما اين مسئوليت را پذيرفته ايد. شايد بخواهد بداند در اولين مالقاتتان چه اتفاقي افتاده است و يا چگونه به خانه شما آمده است. ممكن است مجبور شويد ماجرا را چندين بار تكرار كنيد بياد داشته باشيد تأكيد كنيد كه او مثل ساير كودكان به دنيا آمده است و وقتي اين اتفاق افتاده است والديني ديگر مسئوليت بزرگ كردنش را عهده دار شده اند و شما اين والدين هستيد. ‏كودكان خردسال فرزند خواندگي را به اين دليل كه شما آن را خوب مي دانيد خوب خواهند دانست توضيح فرزندخواندگي براي كودكان سن مدرسه: ‏صرفا داستان فرزندخواندگي براي شان كافي نيست و ممكن است بخواهند بدانند چرا والدين شان قادر به بزرگ كردن آن ها نبودند. ‏اين كودكان ممكن است نگران باشند كه شما آن ها كامال به عنوان فرزند نپذيرفته باشيد. ‏اين كودكان ممكن است باورهاي نادرستي در مورد فرزند خواندگي داشته باشند كه الزم است به آن‌ها پرداخته شود. ‏معموال اين كودكان سؤاالت بيشتري دارند. توضيح فرزندخواندگي به نوجوانان: نوجوانان بيشتر از كودكان قضاوت مي كنند و ممكن است اين باور را پيدا كنند كه والدين بيولوژيك‌شان بد بوده اند. بايد به آن ها يادآور شد كه خود نوجوان مقصر نيست به نوجوان توضيح دهيد كه در يك دنياي ايده‌ال والدين كودكان بيولوژيك خود را بزرگ مي كنند و دنياي ايده‌ال نيست و گاهي بهتر است برخي كودكان را والديني ديگر بزرگ كنند. توضيح دهيد كه شما از اينكه او را به فرزندي پذيرفته ايد خوشحال هستيد. ‏نوجوان شما در حال رشد و شكل گيري هويت است و ممكن است گاهي اعالم كند كه والدين بيولوژيك اش از شما بهتر هستند. ‏ ‏بياد داشته باشيد كه مشابه چنين اظهاراتي را نوجوانان به والدين بيولوژيك خود نيز مي گويند گاهي نوجوان از والدين بيولوژيك خود ايده‌ال سازي مي كند و يا برعكس آن‌ها مجرم در نظر مي گيرد. ‏اين بخشي از تفكر سياه و سفيد وجواني است نكات كليدي در توضيح فرزندخواندگي والدين بيولوژيك افراد نرمالي هستند فرزند خواندگي تقصير كودك نيست افراد كودكان را به داليل مختلفي به فرزندي مي پذيرند كودكان نياز دارند كه فرزندخواندگي متناسب با سن‌شان براي‌ آن‌ها توضيح داده شود. توضيح فرزند خواندگي كاري نيست كه در يك جلسه انجام شود .گاهي الزم است در طول زمان به آن پرداخته شود. كودكان ممكن است در اين خصوص خيلي كنجكاو باشند و گاهي احساس غمگيني كنند كه احساساتي نرمال هستند. صحبت در مورد فرزندخواندگي با ديگران نكات اصلي ‏اطالعات پايه‌اي را براي افراد فراهم كنيد ◦ بسياري از افراد نميدانند فرزندخواندگي چيست فرزندخواندگي پايدار است قانوني است روش مناسب ديگري براي داشتن خانواده است برخي جنبه هاي آن خصوصي است بسياري از فرزندخوانده‌ها بخوبي بزرگ مي شوند توضيح فرزندخواندگي براي بستگان و دوستان ‏برخي از بستگان نگرش منفي راجع به فرزند خواندگي دارند ‏بياد داشته باشيد شما سمت فرزندتان هستيد ‏اگر فرزند شما را ناديده مي گيرند در اين مورد با آن‌ها صحبت كنيد و اگر الزم شد ارتباطتان را محدود كنيد ‏برخي بستگان تصور مي كنند اجازه دارند تمام اطالعات را داشته باشند به آنها گوش زد كنيد كه برخي موضوعات خصوصي هستند ممكن است فرزند شما را پسرخوانده يا دختر خوانده صدا بزنند برايشان توضيح دهيد كه شما ترجيح مي دهيد از پسر يا دختر استفاده شود. صحبت با معلم ،پزشك و ساير متخصصين ‏معموال اين افراد مي دانند چگونه با اين موضوع برخورد كنند ولي چنانچه در مواردي متوجه شديد نگرش منفي وجود دارد نسبت به تغيير معلم يا پزشك اقدام كنيد ‏نگرش اين افراد را بررسي كنيد

70,000 تومان