صفحه 1:
تهیه کننده مینا محمدخان خیرآبادی
کارشناس ارشد توسعه روستایی از دانشگاه تهران
صفحه 2:
اجتماعي مقطع كارشناسى
صفحه 3:
جایگاه تغییر اجتماعي در جامعه شناسي
از آغاز A عام جام ea مبعت تفر اما
از موضوعات كليدي این علم بوده و حتي عنوان شده که
جامعه شناسي. علم مطالعة تغییر و نظم اجتماعي است.
صفحه 4:
جامعه شناسي ایستا و بويا
اگوست کنت. واضع مفهوم جامعه شناسی. این
علم را به دو شاخه ایستا و پویا تقسیم کرده است
صفحه 5:
به عقیده کنشت. جامعه شناسی ایستا. به ثبات. نظامهاي
هنجاري. الگوهاي قشربندي و جامعه پذيري: و جامعه شناسي
بويا به الكوهاي تغيير و تحول اجتماعي توجه دارد.
صفحه 6:
صفحه 7:
جامعه و تاريخ
شتاب و فراگیری تغییرات اجتماعی در دوره جديذء جامعه شناسان
تارج کارا ط اين ايده كقان: 5 جامعه تاريخ است
صفحه 8:
گوناگونی از تغییر اجتماعو
pel pe ee lll pho Lal als 4
در روابط میان مولفه های اصلی جامعه تأکید کرده اند
صفحه 9:
صفحه 10:
تغییر و تطور اجتماعي
روشه. بین دگرگوني ( تفییر) اجتماعي و
تطور « تحول ) اجتماعی فرق می گذارد
صفحه 11:
تغییر اجتماعی شامل تغییرات قابل مشاهده و قابل
بررسي در زمان کوتاه است. اما تطور اجتسماعسي, به
مجموعه تغییرات در جامعه در دوره طولاني اطلاق مي شود.
صفحه 12:
کلان نگري جامعه شناسان کلاسيك
i اسان کلاسیاهه که واحه تطیل انا
حول احتیای انظ داش ده تا نع احتماعر
صفحه 13:
صفحه 14:
تعريف كيدنز
به نظر گیدنز. تغییر اجتماعی» تغییر در نهادهاء
ساسی جامعه درطی يك دوره معیین است.
صفحه 15:
تعريف واكو
به نظر وأكو. تغيير اجتماعىء فرایند تغییرات کمّی يا کیفی
با یرام ve Cun دی ده هی ماع ابت
صفحه 16:
موّلفه هاي تغیبر
به عقیده واگو, مولفه هاي تحليلي مرتبط با تفییرات اجتماعي
عبارتاند از هویت» سطح. مدت. جهت. وسعت. و آهنگ تغییر.
صفحه 17:
صفحه 18:
5
سطح تغییر. به جایگاهی که تغییر به صورت خاصی در آن حادث
سطح تغيير
صفحه 19:
صفحه 20:
و ببانكر وضعیت آی بك تقی بر تست به وضعیت اولیه آن است
صفحه 21:
صفحه 22:
آهنگ تقییر ديرلا بر گرنگی سرعت تعییرات از لحلط کند بودن .
سریع بودن؛ مداوم بودن» منظم با تامنظم بودن؛ دلالت می کند
صفحه 23:
تعذد تعاریف تغییر اجتماعي
تعتد تعاریف تغییر اجتماعي
درجه نخست از پیجید گر
پارادا
بمى وا سطح تحليل جامعة شتاسان سرجشمه مى كيرد
صفحه 24:
صفحه 25:
سطوح تحلیل واقعیت اجتماعی
واقمت اجتماعی در سطوح خرد» ميا
و کلدن فابل تحلیل است
صفحه 26:
صفحه 27:
زمان مندي تغییر اجتماعي
حون تخیر احتماعی دارای خصلت فرایندی است و کم و کیت
و در طی رمان مشخص می شود لذا برای فهم ماهیت
تقبير: شناخت بعد زمان متدى أن اهميت اساسى دارد
صفحه 28:
تعدد زمانهاي اجتماعي
گسورویچ معتقد است که زمان. براي افراد. گروهها و
خوامد معتلف به ورت کسان و رکتواخت نمی گنرد
او طقه نی هشت سحی زر ومان [
ائه می دهد
صفحه 29:
ويژگيهاي تغییر اجتماعي
تغییر اجتماعی پدیده اي است جمعی, ناشی از تعامل مجموعه اي از عوامل»
ساختی» زمان مند. متأشر از عوامل مختلف اجتماعی, فرهنگی و محیطی.
صفحه 30:
اس ««««سسسس
انواع تغییر اجتماعي
تغییر اجتماعي, بر مبناي علتهاي تفییر, به درون زاء برون زا و ترکيبي. و بر
وجود یا عدم تعمد به با بسرنامه و بی بسرنامه تقسیم مي شود
plul
صفحه 31:
اصلاح و انقلاب اجتماعي
تغییر اجتماعی روبنایی نوعی اصلاح در جامعه است
ون تعییر در ماهیت و تاد ساختار اجتماعی :و تقییر
اجتماعی زیربنایی. همان انقلاب اجتماعی است.
صفحه 32:
تغییرات فرهنگي و تغییرات اجتماعي
تغييراتي که در حوزة معرفت صورت مي گیرند. تغییرات
فرهنگي. و تغييراتي که در حوزة ساختارهاي اجتماعي و
جمعيتي رخ مي دهند. تفیسیرات اجتماعي هستند.
صفحه 33:
رهگ هب ای کرد هک کر ات
صفحه 34:
وجوه اشتراك و افتراق روش شناسیها
همه روش شناسیها دربي تبیین واقعیتها و فرايتدهاي
اجتماعی هستند. اما سطح تحلیل و واحدهای مورد
بررسيء و محتوا و اهداف تبیین آنها فرق مي کند
صفحه 35:
فردگرايي روش شناختي
رویکرد فردگرایی روش شناختی مبتنی بر این گزاره است که
جامعه از افراد تشکیل شده و چيزي فراتر از مجموع افراد نیست.
صفحه 36:
صفحه 37:
نظریات مبتني بر فردگرايي روش شناختي
نظریه انتخاب منطقی و نظریه های تفهمی از منظر فردگرایی
روش شناختی به تبیین پدیده های اجتماعی می پردازند
صفحه 38:
نظریه انتخاب منطقي
نظریه انتخاب منطقی واقعیتهای اجتماعی را محصول کنشهای آدمیان
میداند و آدمیان را کنشگرانی هدفمند آزاد» ارزشمدار و محتاط می شناسد.
صفحه 39:
نظريه هاي تفهمي
نظریه های تفهمی بر کشف و شناسایی نظام
معان aes | اجتماعي تاكيك مي ورونند
صفحه 40:
جمع گرايي روش شناختي
رویکرد جمع گرايي روش شناختي مبتني بر اين گزاره
است که جامعه تنها مجموعه اي از افراد نیست کلّی
فراتر از اجزا و واقعيتي خاص با صفاتي خاص است.
صفحه 41:
صفحه 42:
نظریات مبتني بر جمع گرايي روش شناختي
gla مادی گرایانه. ساخت گرایانه
al تخليل نع رات ماس در
کارکردی و سیستمی براي J
ختي قرار مي گیرند
ele se ells سای قاری
صفحه 43:
تبیین مادي GUIS
تبیین مادي گرایانه براي تحلیل تغییرات اجتماعی از تحول
در روابط اجتماعی حاکم بر نظام تولید و ابزار تولید که بیانگر
صفحه 44:
تبیین ساخت گرایانه
در تبیین ساختارگرایانه برای تحلیل تغییرات اجتماعی, ساختارهاي
ع
اجتماعى: سياسى؛ فرهتكى و اقتصادى مورد توجه و تأكيد قرار می
صفحه 45:
تبیین کارکردگرایانه
تبیین کاررکردگرایانه عمدتاً به نتایج و پيامدهاي تغییر اجتماعی»
اعم از مثبت ( تقویت نظم ) و منفی ( هزينههاي تغییر ) توجه مي کند
صفحه 46:
صفحه 47:
روش شناسي تر كيبي
es دا ees 28
علاملان و کنشگران اجتماعی ارتباط دارد؛ مورد توجه قرار می گیرد
صفحه 48:
نظریه ساخت يابي کیدفز
نظریه ساختيابي گهدفز نوعي روش شناسي ترکیب
سن كه فر أن هم جه عامليت ترجه می شود واهم به
صفحه 49:
به نظر گیدنز. محدوده اصلی مطالعات اجتماعی نه تجربه
فردي است و نه هیچگونه تمامیت اجتماعي بلکه پراکسیس
اجتماعي است که در طول زمان و مکان نظم مي يابد.
صفحه 50:
روشهاي مطالعه تغیبرات اجتماعي
در حوزه جام عه شناسی تغییرات اجتماعی: ذو روش
تاردکی و تعسقی کم موره استفاده گرار هی گیرند
صفحه 51:
روش شناسي تاريخي وبر
وبر براي تبیین دگرگوني اجتماعي از منظر تويخي, روش شناسي
تاریخی خاصی ارائه کرد و فردگ
ايي روش شن اختي را بکار برد
صفحه 52:
صفحه 53:
دیدگاه آنال
کی ار ددگاههای فتاخه شکه در روشهای تاریی, دیدگاه آنال است
صفحه 54:
ويژگيهاي دیدگاه آنال
در دیدگاه آفالء وقايع نكارى صرف و تاريخ نويسى دو
صفحه 55:
روش تطبيقي ( مقایسه اي )
دور کيم. »روش تطبیقی را مناسبترین روش برای
جامعه شناسی می داند و روشهای بقایا؛ توافق و تمایز
و تغییرات متقارن را صور مختلف آن به شمار می آورد
صفحه 56:
صفحه 57:
روش تغییرات متقارن
به عقیده دور کیم. مناسبترین روش تحقیق در جامعه شناسی.
روش تغیبرات متقارن است زیرا از
بکار برد که بهتر انتخاب و نقادي شده اند
صفحه 58:
فنون مطالعه تغییرات اجتماعي
در جامعه شناسی, فنونی که در مطالعه تغییرات اجتماعی
lest estan ع ارت اند از مطالعات ط ولی با استفاده
پانل. نظرسنجی ها و پيمايشهاي دو
صفحه 59:
طبقه بندي جوامع انساني
نولان و لنسکي. بر مبناي تحول در تكنولوژي معيشتي. جوامع
انساني را در شش طبقه یا مرحله جاي داده اند : شکار و گردآوري
خوراكه شباني, بوستانكاري, کشاورزي» صنعتي» فراصنعتي.
صفحه 60:
رویکرد تطور اجتماعي - فرهنگي
ین تقسیم بندي که دلالت بر توسعه تاریخی جوامع انساني
داردااز رمیک ه نطو اجتماعی - فرهیگی Soa کته
صفحه 61:
ia te
صفحه 62:
صفحه 63:
جوامع شکار و کرد آوري خوراك
صفحه 64:
صفحه 65:
صفحه 66:
صفحه 67:
جوامع ابلياتي و عشايري
جوامع ایلیاتی و عشايري که جزء جوامع شباني هستند.
صفحه 68:
جوامع بوستانکار
از برکت آشنا شدن جوامع با بذرافشانی» پرورش و برداشت گیاهان
و نحوه تکثیر و تولید lal جوامع بوستانکار پدید آمدند
صفحه 69:
صفحه 70:
ويژگيهاي جوامع بوستانکار
بیل و دیلم هاي چوبي براي کندن خاك. ابزارهاي
عمدة مورد استفاده در جوامع بوستانکار هستند.
صفحه 71:
صفحه 72:
جوامع کشاورزي
طریق شخمزنی زمین با استفاده از حیوانات؛ مبعنی است
صفحه 73:
ويزكيهاي جوامع كشاورزي
صفحه 74:
صفحه 75:
صفحه 76:
صفحه 77:
ويژگيهاي جوامع صنعتي
ایجاد نظام کارخانهای» جذب نیروی کار از روستاها.
تحولات فنی و اقتصادی ناشی از گسترش استفاده از
آهن و زغال سنگ از
صفحه 78:
صفحه 79:
ان ی
معیشت جوامع فراصنعتی عمدتاً مبتنی بر تولید خدمات و اطلاعات
اشت و کار کنان اقه میت حمده کیروی کار زا فشکیل م دهتا
صفحه 80:
ساختار اجتماعي
صفحه 81:
تعریف جامعه فراصنعتی
ورین جامية ف gist aap eto لبيك در باية ماهيت
قدرت و برنامه ریزی شده بر طبق سازمان تولید تعریف می کند.
صفحه 82:
ويژگيهاي جامعه فراصنعتي
صفحه 83:
صفحه 84:
گزاره مشترك نظریه هاي تكاملي
صفحه 85:
سس
ایده آلیسم کنت
کنتت, دیدی ایده آلیستی نسبت به تکامل اجتماعی داشت و
معتقد بود که تکامل جامعه بر تکامل اندیشه و افکار ۱
صفحه 86:
صفحه 87:
صفحه 88:
1
می کنداما علت را در بعد فلسفی بی می گیردانه در بعد تجر
صفحه 89:
مرحلة اثباتي
در مرحلة اثباتی» انسانها علل پدیدهها را در خود طبیعت و نه در ور
سنجو م es <<" آ..
صفحه 90:
سس
همگرايي مراحل فكري و زندگي مادي
در هر يك از مراحل سه گانه. واحد اجتماعی خاص: روابط
متقابل معین؛ و سلطه و حقوق سیاسی خاصی شکل می گیرد:
صفحه 91:
مادي گرايي مارکس
مارکن: تطوروتکانل اجعتماعنی را در
چگونگي مناسبات تولید پي مي گرفت و معتقد بود
که هر دوره اي. مناسبات تولید خاص خود را دارد.
صفحه 92:
روش مار كس براي برد
كرايانه ( ماقرپالیسم قاريخي ) است. که مه
صفحه 93:
فرش اسانس ار كس
فرض اساسی مار کس در تبیین مادی گرایانه این است که هستی
اتسانهاست که ده ی تور احتم اعی peat Ip GU) كلد
ادی تعیین کنندة افکار» عقاید و شعور اجتماعی است
صفحه 94:
صفحه 95:
تغییر روابط توليدي
بر اثر انقلاب اجتماعی» روابط توليدي غالب تغییر می کند و به تبع 1
رویتای حقوقی؛ سباسی» اخلافی. هتری و مذهبی دگرگون می شود
صفحه 96:
صفحه 97:
خصايص شيوه هاي تولید
صفحه 98:
صفحه 99:
صفحه 100:
صفحه 101:
صفحه 102:
ابعاد جهان اجتماعی
وبر معتقد است که جهان اجتماعي از سه بُعد مجزا اما
مرتبط تشکیل شده است : ارزشهای فرهنگی و اعتقادات.
صفحه 103:
زمینه هاي تغییر و تحول اجتماعي
صفحه 104:
تقسیم کار در نظریه دورکیم
دو رکیم معتقد بو
که تقسیم کار. چگونگی ساخت اجتماعی
| معین می کند و عامل عمدة تکامل و تطور جامعه است.
صفحه 105:
صفحه 106:
ا 77( -
همبستكي اركانيكي
در جوامع صنعتي و ييشرفته بر اثر كسترش تقسيم كارء
كاركردهاي جامعه تفاوت بيشتري مي يابند و تفاوت ميان اعضاي
آن افزايش مي يابد و همبستكي اركانيكي شكل مي كيرد.
صفحه 107:
توسعه اجتماعي
به عقیده دور کیم. افزايش جمعیت همراه با میزان بالایی
از تعامل اجتماعی منجر به توسعه اجتماعی می شود
صفحه 108:
گهاني
دو رکیم معتقد است
ادي. آشفتگي اجتماعي ( آنومي )
هه که لطه فتاری را
صفحه 109:
صفحه 110:
صفحه 111:
انواع جامعه
حسب مرحله تکاملی آنها به چهار نوع
صفحه 112:
نء تقسیم نمود
صفحه 113:
صفحه 114:
صفحه 115:
فوصت حانیه شتاسا له
صفحه 116:
صفحه 117:
تعریف ساختار
ابط الگومند و
ساختار عه
نسبتاً ثابت واحدهای اجتماعی دلالت می کند.
صفحه 118:
صفحه 119:
فرضیه هاي تطورگرایان
صفحه 120:
صفحه 121:
اصول رویکرد ساختي- كاركردي
صفحه 122:
صفحه 123:
صفحه 124:
آراء پارسونز
gig gh اصليترین نظریه پردز رویکرد ساختيی- کار كردي
است, و اگر چه مطالعه ساختها را مقدم بر مطالعه تغییر ميداند.
اما فهم يکي را بدون فهم ديگري غیر ممکن ميداند.
صفحه 125:
انواع تغییر
پارسونز دو نوع تغییر را از هم تفكيك مي كند : تعادلي و ساختي
صفحه 126:
تغییر تعادلي
نغیسیر تعادلی. بر تغییرات داخلی نظام دلالت
كند : مدوم ات نیع لب راما
احى
است که تعادل جديد جايكزين عدم تعادل مى شود.
صفحه 127:
صفحه 128:
صفحه 129:
تغییرات ساختي
پارسوفز معتقد است که منشاء تغییرات ساختی. هم بیرونی
کنو وزیکی با جمعیتی ) است. و هم دا
ی ( فشارها و تنش
صفحه 130:
صفحه 131:
سازوکارهاي تطور اجتماعي
پارسونز. از چهار سازو کار اصلي تطور. يعني تمايز.
انطباق فزاینده» ادخال و عمومیت ارزش نام میبرد.
صفحه 132:
صفحه 133:
مراحل تطور اجتماعي
بر اساس دو
متمایز می شوند : ابتدایی
آنون تطور اجتماعی. چهار مرحلة
» ابتدایی پیشرفته. میانی» جدید
صفحه 134:
صفحه 135:
اسملسر و تغییر اجتماعی
اسملسر معتقد است که نظریه تغییر اجتماعی باید مشخص
sis
2 x © کند که چه چیزی تغییر می ک
می کند و عوا Ss
2 ي تعيير مي و عوامل تغییر چه
صفحه 136:
صفحه 137:
ا 77( -
eels
تغیسیر ساختاري به معناي ظهور نقشها و سازمانهاي كيفي
جدید است. عوامل تعیین کننده تغییر عبارت اند از شرایط ساختاري.
انگیزه تفییر, بسیج براي دگرگوني و بکار افتادن کنترلهاي اجتماعي.
صفحه 138:
صفحه 139:
تمایز و تفكيك اجتماعي
در ادبیات جدید مربوط به تغییر و تطور جوامع. مفهوم تمایز و
تفکيك جایگزین مفاهیم پیچیدگی و تخصصی شدن. گردیده است
صفحه 140:
جامعه از یکدیگر جدا و به نقشها و تجمعات تخصصی وابسته می شوند
صفحه 141:
اس ««««سسسس
شدن تغییر
نهادي
معه به
يك جاه
نشتاد. نهادی شدن
نظر از
ابر اولیه. و مناز
صفحه 142:
شرایط تغییر و تحول
جانسون معتقد است که هرگاه سازگاري بین ارزشهای يك جامعه و شرایط
محیطی آن مختل گردد؛ شرایط برا
ی aly’ 5
ر و تحول اجتماعی فراهم میشود.
صفحه 143:
ریشه در انديشه ماتریسالیسم تاريخي مارکس دار
صفحه 144:
صفحه 145:
صفحه 146:
نهادی شده
ثبات و نظم و تغییرات سازنده م
صفحه 147:
تغییرات مخرب
ارها سحت هستد. تضاد خصات نيادى ريد
جامد
صفحه 148:
اجتماعی در همه جا وجود
صفحه 149:
شبه گروه
دارندورف. شبه گروه را از گروه ذي نسفع متمایز ميکند.
شبه گروه افرادي هستند که سمتهاي مختلفي دارند. لیکن به لحاظ
موقعیت خود. داراي منافع جمعي هستند. مانند مصرف کنندگان.
صفحه 150:
گروه ذي نفع
گروه ذي نفع. گروهي است که داراي
عمل از بش مین شده و سازماندهی مات اس
صفحه 151:
گروه ذي نفع ین استعداد را دارد که به گروه ستیز تبدیل
و هر ایجاه تفر الستماعی شهم مهم اتفا کند:
صفحه 152:
شرایط کاهش تضاد و تغییر
چنانچه گروههاي ذي نفع بتوانند خود را سازماندهي کنند. تضادها
در مطح چاه بخ JOM GUE yo) ple st antl
تحرك اجتماعي زياد باشد. تضاد و تغييرات اجتماعي كاهش مي يابد.
صفحه 153:
آراء مار کسیستهای جدید
ما ركسيستهاي جد يد. تعيّن كرابي اقتصادي را رد مي كنند.
نقش بيشتري به آگاهي و ايدئولوژي مي دهند. و براي حوزه هاي
اقتصاد. سیاست و فرهنگ استقلال نسبي قائل هستند.
صفحه 154:
صفحه 155:
|
دیدگاه وابستگی
فرانك. بيشكسوت و مهمترين صاحب نظر دید گاه
وابستگي است که کشورها را به م رک ( توسعه يافته )
و پیسرامسون ( توسعه نیافته ) تقسیم مي کند.
صفحه 156:
تبیین توسعه نيافتگي
به عقيده فرانك. براي تبيين توسعه نيافتكى بايد رابطه
٠ شرايط تاريخى حاكم
واستگی یرال رین هر
s
يزاين كشور
هاء تجربة استعمار» وزنجيرة وابستكى درك شود
صفحه 157:
انتقاد از دید گاه وابستگي
صفحه 158:
صفحه 159:
صفحه 160:
والسرشتاین. كشورهاي جهان را بر اساس وضعیت دولت و
ساختارهاي حکومتي آنها به سه دسته تقسیم مي کند : حكومتهاي
مرکزي, حكومتهاي نیمه پيراموني. حكومتهاي پيراموني.
صفحه 161:
سازوكارهاي تغییر و تحول جوامع
والرشتاین, سازوكرهاي تغيير و
حرکت از وضعیت نیمه پیراه
تنمه پیراهون در سه سار و5
صفحه 162:
صفحه 163:
صفحه 164:
صفحه 165:
توجه علم اقتصاد به عاملیت
جامعه شناسی معمولاً به الزامات فر
ما علم اقتصاد بر اساس
صفحه 166:
انتقاد تورن از تحول گرايي و ساخت گرايي
صفحه 167:
تأکید تورن بر عاملیت
صفحه 168:
تسورن. با رد تطورگرايي و طرح جنبشهاي اجتماعي و دادن
نقش محوري به کنشگران اجتماعي. مفهوم جامعه فرا صنعتي
را مطرح كرد که ظرفیت زيادي براي کنش فعال دارد.
صفحه 169:
پیوند عاملیت و ساختار اجتماعي
صفحه 170:
الس سس
عوامل افزایش مشارکت سياسي
به نظر ایسنگلهارت. سه عامل باعث افزایش توان مشارکت سياسي
مردم غرب شده است : افزایش سطح تحصیلات و اطلاعات سياسي.
تغییر هنجارهاي حاکم بر مشارکت سياسي زنان, تغییر اولويتهاي ارزشي.
صفحه 171:
صفحه 172:
صفحه 173:
صفحه 174:
صفحه 175:
علت انقلاب
که انقلابها به واسطه انباشته شدن عناصر فاسد در
صفحه 176:
صفحه 177:
صفحه 178:
نقش اقلیت خلاق
تسوین بي. رشد و سقوط تمدنها را ناشي از عمل اقليت
خلاق میداند. هنگامی که اقلیت خلاق قادر به عمل مناسب
تباشد و اكد oven ی
صفحه 179:
صفحه 180:
نخبگان و صنعتي شدن
اتمور صنعتی شدن كشورهاي در حال توسعه
صفحه 181:
صفحه 182:
|
نقش روشنفکران جوان
میلز با طرح منهوم بورژوا شدن طبقه کارگر استدلال
مي کند که در نیمه دوم قرن بیستم, روشنفکران جوان و
بویژه دانشجویان محتملترین منبع رادیکالیسم نو هستند.
صفحه 183:
نقش جنبشهاي دانشجويي
مار کوزه معتقد است که جنبشهاء
Sree 6) Cee
پدید آمده اند و تغییر کیفیت زندگانی آینده را نوید می دهند.
صفحه 184:
صفحه 185:
صفحه 186:
به عقيدة کیلین. جنبشهاي اجتماعی خالقان تغییر اجتماعی هستند.
اعضاي جنبش ارزشها و اهنداف مشترکي دارنده نسبت به یکدیگر
ای و مي oe وان خیم کر چبر کرد
صفحه 187:
صفحه 188:
صفحه 189:
تبيين روان شناسي 2 جتماعي
در تبيينهاي روانشناسي اجتماعي, ريشه هاي جنبش اجتماعي در شخصیت
کنشگران اجتماعي جستجوء و بر متفيرهايي از قبیل نارضايتي اجتماعي:
ناسا زگاري اجتماعي. حاشيهاي شدن و احساس محرومیت نسبي تأکید ميشود.
صفحه 190:
صفحه 191:
ا 77( -
شرایط شکل گيري جنبش اجتماعي
به عقيدة اسملسر. شرايطي که به شکل گيري جنبشهاي اجتماعي
متجرمی شون عارباندالر آمادگی ساختاری فضار ساختاری: عقاید
تعمیم يافته. عوامل شتاب دهنده. هماهنگي. عملکرد کنترل اجتماعي.
صفحه 192:
انواع جنبش اجتماعي
جنبشهاي اجتماء
rs St كه 5 3
حسب گستردگي و شدت
عمل به دو نوع انقلابی و اصلاحی تة
ی وی می Ree
صفحه 193:
صفحه 194:
ع پیشرو ( معطوف
جنبشهای اجتماعی با توجه به ملاك زمان. به
به آینده ) و ارتجاعی ( معطوف به گذشته ) تقسیم می شوند
صفحه 195:
انواع بر 3 5 اي cats
جنبشهاي اجتماعي برحسب محتواي تغییر به دو دستة معطوف به تفییر
در ساختار ( جنبشهاي سیاسی- اجتماعي. جنبشهاي فرهنگي- اجتماعي )۰
و معطوف به تغییر در افراد ( مقدس, عرفي ) تقسیم مي شوند.
صفحه 196:
(ee
جنبشهاي اجتماعی با توجه به ملاك منطق کنش به دو دستة جنبشهاي
ذاراف متطدق امزارى وی نی تام ای cogs aes ود
صفحه 197:
صفحه 198:
صفحه 199:
= عي
ی
5 2 اجتم
cS
i
كرد ها
)
Beam
3
اهر
‘ust
چانه ز
قدر
تقاء
جمعی؛
هاي
آكاه
صفحه 200:
تعریف ساختار
علیرغم تعابیر متفاوت از مفهوم ساختار اجتماعي, در بیشتر
موارد این اتفاق نظر وجود دارد که ساختار. بر
مجموعهاي از الگوهاي منظم و پایدار دلالت مي کند.
صفحه 201:
صفحه 202:
ابعاد ساخت اجتماعی
ساخت اجتماعي داراي چهار بُعد نظام نمادي» هنجاري, تعاملي و فرصتي
است و در قالب آنها عناصر تغییر دهنده و نظم دهنده مطرح مي شوند.
صفحه 203:
صفحه 204:
رابطه دولت و تغییر اجتماعی
ديدگاههاي مربوط به رابطه دولت و تغییر اجتماعي دو دسته اند : برخي
براي دولت نقش حداقلي. و برخي براي آن نقش حداكثري قائل هستند.
صفحه 205:
نقش جامعه مدنی در تغییر اجتماعي
به نظر جامعهشناسان غیر مارکسیست و الگوهاي نظري لیبرال.
مهمترین نيروي ایجاد تغییر اجتماعي در متن جامعه مدني نهفته است.
صفحه 206:
نقش دولت در تغییر اجتماعی
اسکاکپول معتقد است که دولتها نقش عمده اي در تغییرات
اجتماعي دارند.انقلاب اجتماعي و تفبیرات ناشي از آن را زماني
مى توان درك كرد كه حكومت يك ساختار كلان تلقى شود
صفحه 207:
انواع دولت
ایوانز دولتها را به دو دستة دولتهاي بغماگو و توسعه گرا
تفسیم مي کند و براي هر يك ويژگيهايي بر مي شمارد.
صفحه 208:
امعه مدنی.
دولتها به سه دستة کارشکن. مردد. و توسعه خواه تقسیم میشوند
صفحه 209:
تعریف ايدئولوزي
ابدئولوژي مجموعهاي از عقاید و ارزشهايي است که شيوهاي از نگریستن و
تفسیر کردن جهان را فراهم ميآورد و حاصل نگاه جزئي به واقعیت است.
صفحه 210:
اس ««««سسسس
ايدئولوژي و اتوپیا
مانهایم. دو منهوم ايدئولوژي و اتسوپیا را تفكيك کرده است :
ايدتولسوژي. محصول شرایط اجتماعي. اقتصادي و تاريخي. و
«Ly gil مجموعهاي از آمال و آرزوهاي طبقات تحت سلطه است.
صفحه 211:
نقش ايدئولوژي در تحولات اجتماعي
ee :
گرامشي. مارکسیست ايتاليايي هر چند به اهمیت عوامل
ساختاري بوییژه عامل اقتصادي باور داشت اما براي
ate ees را کل و
ايدئولوژي در ایجاد تحولات نقش بسزايي
صفحه 212:
رویکرد ایده آلیستی. نقش وبزه اء
ر شکل گيري تغییرات اجتماعي قائل می
صفحه 213:
صفحه 214:
ا 77( -
رویکرد تلفيقي
در روبکید تلفيقي. به تعامل عناصر مادي و فرا مادي
( ايده آلي ) و یا همراهي این عناصر توجه ميشود.
صفحه 215:
صفحه 216:
سس
پایان عصر ایدئولوژي
ایده پایان عصو ايدئولوژي حاكي است که در نظام سرمایه داري.
poy cf ype SS arab بایدر شیر بامماری
موجود تثبیت شده. و ايدئولوژي تازه اي ظاهر نخواهد شد.
صفحه 217:
ا سس«
اهمیت تکنولوژي
تكنولوژي چنان تأثیر عمده و شگرفي در حیات اجتماعي و فرهنگي
جوامع داشته كه كروهي به تعیتن گرايي تکنووژيك باور درند.
صفحه 218:
نظریه تکاملي- بوم شناختي
نظریه تکاملي- بوم شناختي, نقش اصلي را در تحول تاريخي جوامع به
تكنولوژي مي دهد. هر چند که از نقش نيروهاي دیگر غفلت نمي کند.
صفحه 219:
صفحه 220:
ا سس«
عوامل تغییر اجتماعي
آگبورن در تحلیل تغییر اجتماعي, چهار عامل را مورد
تأکید قرار مي دهد : اختراع. انباشت» پخش و سازگاري.
از میان آنهاء به اختراع اهمیت بیشتری میدهد.
صفحه 221:
الس سس
تکنولوژي و معیشت
به عقیده وبلین. ایده ها و رفتار انسان از وضعیت معيشتي
او مايه مي كيرد و معيشت نيز تابع تكنولوزي است.
صفحه 222:
اتفاقات در اجزای ساختار اجتماعی
گرث و میلز. تحولات اجتماعي را اتفاقاتی مي دانند
که در طي زمان در نقشهاء نهادها و نظامهايي که
ساختار اجتماعي را تشکیل مي دهند. روي مي دهد.
صفحه 223:
تغییرات حوزة کار
به نظر اسملسر. تكنولوزي. تغییرات متنوعي در حوزة کار ایجاد كرده؛ و به
at این تغیبرات. مجموعه حیات اجتماعي نیز تغییر و تحول يافته است.
صفحه 224:
سس
تعامل تكنولوژي با عوامل دیگر
در مجموع. تکنولوژي همراه با دیگر عوامل و متغيرهايي که با آنها پيوندهاي
تعاملي دارد» زمینه را ببراي شكل كيري تغيير اجتماعي فراهم مي كد
صفحه 225:
عوامل فرافردي
عده اي تغییر اجتماعي را حاصل نيروهاي خارج از کنترل کنشگران
اسن ار اين منظر عاملی ت و دی فردی جلی ود رابه
فشارهاي ساختاري و روندهاي اجتماعي فرا فردي مي دهد.
صفحه 226:
صفحه 227:
0 وندهاي اجتماعی عمده
دو روند عمده اجتماعي كه خصلت فرا فردي و ساختاري و ييامدهاي
قابل توجهي دارند» عبارت اند از روندهاي جمعيتي و روندهاي نابرابري.
صفحه 228:
صفحه 229:
|
الگوي تكاملي
در قالب الگوي تغییر تکاملي. مجموعه تغییرات نظام حقوقي.
مذهبي. قشربندي اجتماعي و نظام تولید از حیث کمي و
كيفي و معمولا به صورت خطي و فزاینده بررسي مي شود.
صفحه 230:
الس سس
الگوی اشاعه
در قالب الگوي اشاعه. نگاه خطي دیدگاه تطور گرایانه
به تاريخ رد مي شود و بر مطالعه پدیده هاي فرهنگي در
قالب و كانونهاي جغرافيايي خاص تمركز مي شود.
صفحه 231:
الگوي فرهنگ پذيري
فرهنگ پذيري. به اخذ ويژگيهاي مادي و غیر مادي
از جایه ee کند.
صفحه 232:
الس سس
الگوي شهري شدن
شهري شدن فرايندي است که به واسطه آن نسبت جمعیت
شهرنشین همراه با شبکه هاي ارتباطي, فعاليتهاي اقتصادي
سازمانهاي سياسي و اداري در مناطق شهري افزايش مي يابد.
صفحه 233:
تغییرات ملازم با شهرنشيني
شهرنشيني با دو نوع تغییر همراه است : تغییر جمعيتي که عيني و ملموس
است ؛ و تغییر شیوه زندگي و نظام ارزشي و هنجاري که عینیت کمتري دارد.
صفحه 234:
توسعه فردگرايي و خلاقیت
به عقيده وبرء شهر از دوران قرون وسطي به بعد مرکز توسعه
فردكرابي بوده است. به نظر کسومار. شهرها مروج تنوع و
خلاقيت اند. آنها بهترين و باهوشترين افراد را جذب مي كنند.
صفحه 235:
پيامدهاي رشد شهرهاي جدید
لسرنس. رشد مراکز شهري جدید را در جهان سوم.
عامل ترقي و تقویت کننده احساس فردگرايي؛ تضعیف
کننده سنت گرايي, و عامل افزایش مشارکت مي داند.
صفحه 236:
eS
الگوي صنعتي
صنعتي ol انري مكانيكي
که توسط آن انرژي
شدن فرايندي است
یکی انسان مي شود.
حيواني و فيزيکي
جایگزین انرژي حيواني
صفحه 237:
پيامدهاي صنعتی شدن
تغییرات فن شناختي, هم شیوه معیشت و زندگي انسانها را
دكركون كرده و هم نگاه و فظر انا را به آهم و عنم ضییر داده است.
صفحه 238:
تغییرات خانواده
صنعتي شدن, تفییرات عمده اي در نهاد خانواده. از لحاظ ساختاره
کارکرد. روابط دروني. و چگونگي تشکیل به وجود آورده است.
صفحه 239:
فرايندهاي مرتبط با صنعتي شدن
در فرایند صنعتي شدن» فرايندهاي عقلاني شدن» عرفي
شدن و دیوان سالار شدن به صورت متعامل و مرتبط
با یکدیگر در حیات اجتماعي ظهور و نمود مي پابند.
صفحه 240:
تعریف عرفي شدن
رفي شدن ( سکولاریزاسیون ) فرايندي است که به واسطه آن. بخشهايي
از جامعه و فرهنگ از سلطه سازمانها و نهادهاي مذهبي رهايي مييابند.
صفحه 241:
|
ويژگيهاي عرفي شدن
ويژگيهاي اصلي عرفي شدن عبارت اند از تقدس زدايي:
حاشیه اي شدن م ذهب. رمز زدايي از اعتقاد. تقلیل
باى مدي به نهاد مذهب شخصى شدن مذهب.
صفحه 242:
نوسازي و عرفي شدن
کومار عقیده دارد که نوسازي مستلزم فرایند عرفي شدن است. يعني به طور
نظام مند عقل و علم جایگزین نهادهاء اعتقادات و كردارهاي مذهبي مي شود.
صفحه 243:
بنياد گرايي
به نظر كيدنزء بنيادگرايي بیان و تجلي يكپارچكي جهاني است
و باویژگی تغییرات در این پديدة پیچیده ارتباط تنگاتنگ دارد.
صفحه 244:
دیوان سالاري شدن
دیوان سالاري شدن به روند پذیرش اصول و رویه هاي سازمان
دیوان سالاري در جامعه اطلاق مي شود. و اعضاي جامعه. کنشها
و منافع خود را به صورت عقلاني تنظیم و پيگيري مي کنند.
صفحه 245:
عقلاني شدن
عقلانی شدن. به فکر و عمل آگاهانه و منطبق با قواعد منطقي
و دانش تجربي که براي نیل به اهداف معین و هماهنگ
از مناسبترین ابزارها استفاده ميکند» اطلاق مي شود.
صفحه 246:
تعریف و تقسیم بندي راهبرد
راهبرد ( استراتژي ». در معناي عام عبارت | از هنر برنامهريزي و هدایت
عملیات,راهیردها عبارت اند از آکاهانه, خلاقانه. آينده نكر آيتده سار
صفحه 247:
اهبردی
كه برائ ايجاد تغمير
است که برای
صفحه 248:
صفحه 249:
صفحه 250:
3
تجدد و نوسا
fas
جامف وم سنت و
صفحه 251:
سنت شامل مجموعه اي از ذهنیت ها و ايده هايي است كه بار معنايي
ويزهاى دارند ؛ ريشه در كذشته دارند ؛ عموميت دارند ؛ بيش از يك
نسل را شامل مي شوند ؛ و مبناي عمل و رفتار افراد هستند.
صفحه 252:
الس سس
كم و کیف سنتها
همه جوامع انساني سفنت دارند ؛ اما کمیت ( عده طرفداران
سنت ) و کیفیت ( محتواي ) سنت هایشان متفاوت است.
صفحه 253:
در جامعه سنتي؛ تغییر به کندي جریان دارد. ولي مرده
ریگ گذشته بر دوش آن سنگيني مي کند. جامعه سنتي
در برابر تفییرات اساسي و تند مقاومت ميکند.
صفحه 254:
|
کاركردهاي سنتها
سنتها. هم کاركردهاي مثبت دارند و هم كارکردهاي
منفي. اصولاً سنتهاي نرم و منعطف. كاركردهاي مثبت»
و سنتهاي سخت و متصلب. کارکردهاي منفي دارند.
صفحه 255:
نقش ايجابي سنتها
سنتها مي توانند از طریق تسهیل تغییر و بسترسازي
براي آن. خصلت بومي دادن به تغییر, و تقلیل هزینه هاي
آن: نقش ایجابی در تحقق تغییرات اجتماعی ایفا کنند.
صفحه 256:
نقش سلبي سنتها
7ك
sk | أ و ,۵ ک فته نسم
een اماع ايد See Cs
صفحه 257:
رویکرد مكانيکي
در رويكرد مكانيكي به رابطه سنت و تجدد ( مدرنيته )»
جوامع در مسیر خطي تطور مي یابند. تجدد الگو و شکل
واحدي دارد و پذیرش يكي به معني طرد ديگري است.
صفحه 258:
رویکرد تفريدي
در رویکرد تفريدي. هر جامعه مسیر خاص خود را طي
مي کند و جوامع ميتوانند هم سنتي باشند و هم متجدد.
صفحه 259:
۳
رويكرد ديالكتيكي
مطابق رويكرد ديالكتيكي. جهان اجتماعي تحت
عوامل مختلف در حال fat eS بست ؛ كذشتهء حال
و آينده با هم ارتباط دارند و نمي توان آنها را تفكيك كرد.
صفحه 260:
تداوم سنتها
به نظر گیدفسز. در جریان تجدد. سنتها از بین نمي روند.
بلکه جایگاه خود را تغییر مي دهند و همچنان قدرت خود
را حفظ و زمينة تثبیت نظم اجتماعي را فراهم مي کنند.
صفحه 261:
تعریف تجدد ( مدرنیته )
تجدد به مجموعه معيني از طرز تلقي ها نسبت به
جهان. نهادهاي پیچیده بویژه تولید صنعتي و اقتصاد
بازاري, و حت معيني از نهادهاي سياسي اطلاق ميشود.
صفحه 262:
ا 77( -
ويژگيهاي تجدد
به نظر پاومن. خصیصه بارز مدرنیته. دگرگوني است. این
عصر همه داستهها و مستقدات خود را رودكذرء ونهادهاى
انساني را ساختة خود آدمي و اصلاح پذیر مي داند.
صفحه 263:
صفحه 264:
صفحه 265:
عناصر تجدد
برخي عناصر و اجزاي تجدد عبارت اند از عقل گرايي»
اومانیسم. لیبرالیسم. فردگرايي» برابري. کار گزاري
تاریخی انسان. داعیه معرفت انسان و اصل پیشرفت.
صفحه 266:
ابعاد نهادین تجدد
از منظر گیدفف چهار وجه یا بعد نهادین عمده براي مدرنیته عبارت اند
از سرمایه داري, صنعت گرايي. قدرت اجرايي هماهنگ, و قدرت نظامي.
صفحه 267:
صفحه 268:
ا سس«
تعریف نوسازي
نوسازي ( مدرنیزاسیون ). فرايندي برنامه ريزي شده و حاصل
عمل آگاهانه کنشگران اجتماعی است که خود را در قاب
فرايند عيتى تحولات اقتصادي وسياسى نشان مى دهد.
صفحه 269:
اس ««««سسسس
نوسازي و نوگرايي
نوسازي بیشتر يك فرایند عيني است. اما نوگرايي
( مدرنيسم ). فرايندي عمدتاً بينشي؛ ذهني. و نوعي
انديشه است كه مي خواهد مدرن را به جاي كهنه بنشاند.
صفحه 270:
رابطه متقابل
سه فرايند تجددء نوسازی و نوگرایی با هم رابطه دارند.
صفحه 271:
ا 77( -
هزینه هاي تغییر اجتماعي
تغییر اجتماعی علاوه بر پيامدهاي مثبت. پیامدها و
نتایج منفي هم دارد که از آن تحت عنوان پيامدهاي
غير كا ركردي يا هزينههاي تغيير اجتماعي ياد مي شود.
صفحه 272:
تعریف هزینه هاي اجتماعي
ینه هاي اجتماعی, بر مجمو
جامعة انساتی در
صفحه 273:
هزينه هاي اجتماعی
برخي هزينههاي اجتماعي عبارتاند از افزایش مادي گرايي و فردگرايي:
آسيبهاي اجتماعي. نابودي تجانس اجتماعي. توسعه شهرها به زیان
روستاهاء تشدید نابرابريهاي اجتماعي.
يتي و بي سا اني اجتماعي.
صفحه 274:
(i
هزينه هاي اجتماعي- رواني
كاهش استقلال فردي و افزايش وابستكي انسان به ساختارهاي
اجتماعي و فني, احساس بيقدرتي, نزوء تنهايي, غربت بيهنجاري
و بيقانوني از جمله هزینه هاي اجتماعي- رواني است.
صفحه 275:
هزینه های اقتصادی
به نظر لو پس, هزينههاي اقتصادي توسعة جوامع سنتي عبارتاند از
گسترش مادّي گرايي. فردگرايي: رشد شهرها و حاشیه نشيني, نابودي
صنایع دستي سنتي, برده شدن انسان و افزایش نابرابري توزیع در آمد.
صفحه 276:
هزینه هاي سياسي
بي تفاوتي سياسي و توده اي شدن جامعه: افزایش بي اعتمادي و
کاهش مشروعیت سياسي حکومتهاء بينظمي و اعتراضهاي خشونت آمیز.
از جمله هزینه هاي سياسي تغییرات اجتماعي هستند.
صفحه 277:
هزینه هاي فرهنگي
برخي از هزینه هاي فرهنگي تغییرات اجتماعي عبارت اند از
تعارضهاي ارزشي, شكافهاي نسلي, عرفي شدن جامعه. بحران
هویت. افول فرهنگهاي بومي و محلي, و جدال سنت و مدرنیته.
صفحه 278:
صفحه 279:
صفحه 280:
جهاني شدن یك فرایند تاريخي در ابعاد اجتماعي.
سياسي: فرهنگي و اقتصادي است که منجر به ورود
عوامل غيربومي به حوزهها و قلمروهاي بومي مي شود.
صفحه 281:
شواهد جهاني شدن
شواهد جهاني شدن عبارت اند از گسترش بازارهاي مالي شکل گيري
تجارت الكترونيكي» گسترش نقش و نفوذ شركتهاي چند مليتي, تولید
جهانی» کاهش موانع تعرفه اي. شکل گیری اتحادیه هاي اقتصادی.
صفحه 282:
کاهش نقش و اقتدار دولتها, بسط و گسترش ارزش دموکراتيك, توجه به
حقوق بشره گسترش عموميتهاي فرهنگي, شکل گيري جنيشهاي جهاني»
و وابستگي متقابل جوامع و کشورهاء از دیگر شواهد جهاني شدن هستند.
صفحه 283:
صفحه 284:
تعا
تعارد نداد
ريف جهان
نی ۷
5 >
ريف مختلفى |
نیش
ي شدن ارائه
صفحه 285:
در هم فشرده شدن جهاني
رابسرتسون. به درهم فشرده شدن جهاني و
تراکم آگاهي نسبت به جهان اشاره مي کند.
صفحه 286:
محو قید و بندهاي جغرافیایی
واقرز معتقد است که در فرایند اجتماعي شدن, قید و بندهاي
جغرافيايي که بر روابط اجتماعي و فرهنگي سایه افکنده اند از
بين مي روند و مردم به كاهش اين قيد و بندها آگاه مي شوند.
صفحه 287:
تلاقی حاضر و غانب
pus مينویسد : جهاني شدن به معناي گره خوردن رويدادهاي
ee ee
موضعي یا محلي جوامع دیگر است( تلاقي حاضر و غایب).
صفحه 288:
سس
مؤلفه هاي جهاني شدن
كيدنز. جهاني شدن را ييامد و نتيجة تجدد. و مؤلفه هاي
اصلي آن را نظام دولت ملي, سازمان نظامي جهان. اقتصاد
سرمايه داري جهانيء و تقسيم كار بين المللي مي داند.
صفحه 289:
وجوه جهاني شدن
رابر تسون براي جهاني شدن چهار وجه قال است که عبارت اند از جوامع
( ملي )؛ افراد. نظام ارتباط بين جوامع؛ و ببشریت به معناي نوعي آن.
صفحه 290:
اهمیت عناصر فرهنگي
رابر تسون سیم قابل توجهي براي عناصر فرهنگي قائل مي شود و معتقد
است كه عرصه جهاني. در كل يك نظام اجتماعي- فرهنگي است.
صفحه 291:
صفحه 292:
سیطره شبکه جهاني
به عقيدة کاستلسز. انقلاب در فنون ارتباطي و اطلاعاتي.
GLa nigel مادى جرائئ را تغيير داده. طورى كد حتى دور
افتاده ترين جوامع هم قادر به كناره كيرى از شبكه جهانى نيستند.
صفحه 293:
فرا ملي شدن
به نظر روزفاتو, فرا ملي شدن فرايندي است که در
ضمن آن. روابط حکومتها در سطح بین المللي توسط
روابط بین افراد و گروههاي غیر دولتي تکمیل ميشود.
صفحه 294:
الس سس
انتقاد از يكيارجكي جهاني
به نظر نَشُء هر چند که فرهنگ جهاني در حال تغییر است.
ولي جهاني شدنِ فرهنگ به معني يكي شدن فرهنگ نیست.
صفحه 295:
جهاني شدن فرايندي متناقض نما و چند ساحتي و داراي
مراجع مختلف محلي, ملي. منطقه اي و جهاني است و
عام گرايي و خاص گرايي فرهنگي را توأمان در خود دارد.