صفحه 1:
صفحه 2:
صفحه 3:
کنم . دل
انتوار از حوادث
معرفت بر
صفحه 4:
راستاد بز تس
كهاى ارغواً
صفحه 5:
صفحه 6:
إعزيزم دوستت دارم معلم
sla بكوييد دوستش دارم به باه
Ey جى من در آن غرق
Per ees
به او که مرا از این زمین خاکی
Serer ۷
oa"
510012 re ee eee 2
24S 5b la).
صفحه 7:
صفحه 8:
“a 990/2
Cartoon : Taher Shabani @» FARS NEWS AGENCY
صفحه 9:
Cartoon : Taher Shabani a> NEWS AGENCY
صفحه 10:
me — م
۱۳۳ ان
قد استاد 9
000 ار به من باذ نداد
صفحه 11:
صفحه 12:
بهترین معلمان با
قلبشان آموزش
میدهند ،نه با کتاب
تقدیم به قلب پر مهر
شما
روزتان مبارک
معلم عزیز ،استاد بزرگوار ،تو را به چه مانند کنم .دل
دریاییت لبریز از آرامش است همچون کوه استوار از حوادث
روزگار ایستاده ای و همچون ابر ،باران پر شکوه معرفت بر
چمن های دشت دانش آموختگی فرو می ریزی .خورشید
نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی سرد یأس و
ناامیدی و ارمغان شور و شعف است .غنچه ی تبسمی که از
گلستان لبهای تو می روید ،طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی
بخش خانه ی وجود ماست .کالم روح بخش و دلنشین تو
موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ
.زندگی را به شور در می آورد
معلم عزیز ،استاد بزرگوار ،تو را به چه مانند کنم .روانی به
لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف
لبریز است .دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های
گچ گرفته و شمع وجودت از نیروی ایمان و انسانیت شعله ور
است .سرVخی شفق ،تابش آفتاب ،نغمه ی بلبالن ،صفای
بستان ،آبی دریاها ،همه و همه را می توان در تو خالصه نمود
.معنای کالم امید بخش تو همچون نسیم صبحگاهان نشاط
بخش روح خسته ماست .علم آموزی و صبر ایمان را از
پیامبران به ارث برده ای و به حقیقت وارث زیبایی ها بر
گستره ی گیتی هستی .قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه باغ های
.زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی ماست
ن
م
ی
د
ا
ن
م
ک
ب
د
ر
ا
ا
م
ی
ی
ت
ن
و
ج
ص
بنویسم یف محبت مله را
.
ه
ن
ا
ی
م
ش
ت
م
ی
ا
ان
د
ر
ا
ا
ن
ت
م
و
از
صیف کنم چگونه
ج
ن
،
س
ب
م
ل
ع
م
و
ل
ه
ر
م
ر
،
ب
ی
ا
آ
ن
س
،
م
ا
ن
چ
ق
ی
د
و
ر
.
ز
ر
ی
ا
ب
ا
آ
و
س
ا
م
ژ
ا
ن
ه
ها
یم
ش
!عزیزم دوستت دارم معلم
به او بگویید دوستش دارم به او
که قلبش به وسعت دریایست
که قایق کوچک من در آن غرق
.شده
به او که مرا از این زمین خاکی
به سرزمین نور و شعر و ترانه
.برد
وچشم هایم را به دنیایی پر از
.زیبایی باز کرد
لب که به سخن میگشایی ،صدها پرنده سپید بال
در آسمان معرفت به پرواز میآیند و من لبریز این
همه آبی ،پریدن را تجربه میکنم .نگاهم که میکنی،
تار و پود جانم لبخند میزند .دستهایت ،ریشههای
کنجکاویام را محکم میکند و صدای فرشته سانت،
سایه غولهای نادانی را از کوچههای جانم
..میتاراند
تا
پا ورپوينتي ديگر
باي باي
تهيه كننده :نگار هندي