صفحه 1:
صفحه 2:
از از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
خداوندا! تو را سياس كه مرا صلب به صلبء قرن به
قرنء از صلبى به صلبى منتقل كردى و در زمانى اجازه
ظهور و وجود دادى كه امكان درك يكى از
برجستهترين اولياثت را كه قرين و قريب معصومين
است, عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز
ركاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمت محمد
مصطفی را نداشتم و اگر بیبهره بودم از دوره مظلومیت
علیبن ابیطالب و فرزندان معصوم و مظلومش, مرا در
همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر جان خود.
را که جان جهان و خلقت بود. تقدیم کردند.
صفحه 3:
دومين اه الاسم سايحاني:
خداوندا ! تورا شك ركزارم كه يس از عبد صالحت خمينى
عزیز, مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش
اب دس مردی که حکیم امروز اسلام و
و ايران و جهان سیاسی اسلام است. خامنهای عزیز
Ole Glad pile او باد - قرار دادی.
صفحه 4:
سومین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
خداوند. ای عزیز! من سالها است از کاروانی بهجا
ماندهام و پیوسته کسانی را بهسوی آن روانه می
خود جا ماندهام. اما تو خود میدانی هر گز نتوان
را از ياد ببرم. ييوسته يلد آنهاء نام آنهاء نه در ذهنم بلکه
در قلبم و در چشمم. با اشک و آه یاد شدند.
عزیز من! جسم من در حال عليل شدن است. چگونه
ممكن [است] كسى كه جهل سال بر درت ايستاده است
را نپذیری؟ خالق من, محبوب من» عشق من كه بيوسته
از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت
کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.
صفحه 5:
چهارمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا ! دستم خالی
است و کوله پشتی سفرم خالی, من بدون برگ و توشهای
بهامید ضیافت عفو و کرم تو میآیم. من توشهای
برنگرفتهام؛ چون فقیر [را| در نزد کریم چه حاجتی است
به توشه و برگ؟!
سارّق, چارٌقم پر است از امید به تو و فضل و کرم تو؛
همراه خود دو چشم بسته آوردهام که ثروت آن در DUS
همه ناپاکیها. یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر
اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهلبیت
است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم: يتيم. دفاع از محصور
مظلوم در جنك ظالم. 0
صفحه 6:
ينجمين فراز از وصيتنامه شهيد حاج قاسم سلیمانی:
يرورد كارا ! تو را سياس كه مرا با بهترين بندكانت در
هم آمیختی و درک بوسه بر گونههای بهشتی آنان و
استشمام بوی عطر الهی آنان را - یعنی مجاهدین و
شهدای این راه - به من ارزانی داشتی.
صفحه 7:
ویر لل وسيكلاعه یه اهر
خداوندا! ای قادر عزیز و ای رحمان رزاق, پیشانی شکر
شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و
فرزندانش در مذهب تشیّع, عطر حقیقی اسلام, قرار
دادی و مرا از اشک بر فرزندان علیبن ابیطالب و فاطمه
اطهر بهرهمند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و
ارزشمندترین نعمتهایت است؛ نعمتی که در آن نور
است. معنویت. بیقراری که در درون خود بالاترین
قرارها را دارد. غمی که آرامش و معنویت داد.
صفحه 8:
از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
خداونداء تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر. اما
ین و عاشق اهلبیت و پیوسته در مسیر پا کی
بهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در
بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از
درک محضرشان بهرهمند فرما:
صفحه 9:
...ثروقم. سلاحى است كه براى دفاع ازدين به دست كرفتم ...
خداند! دردستان من جيرى نيست Sp La el ee oy
Ul ao Gs متام چزی را یره رهم ales ef خر ید درم و
أن روا بودن بيوسته بعسمت تواست.وتی نهر سمنت بان کردم ی
أنهارا ايت برزمين وزانو كذاردم, وقتى سلاح را براى دفاع ازدينت به دست
كرفتم ينها روت دست من ست كه اميد دارم قبول كرده باشي:
es او وصوجعه فيد حاير خسم سملتي
خداوندا! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه
[چیزی دارند] و نه قدرت دفلع دارند. اما در دستانم
جيزى را ذخيره كردهام كه به اين ذخيره اميد دارم و
آن روان بودن يبوسته بوسمت تو است. وقتى آنها را
بهسمتت بلند كردم. وقتى آنها را برايت بر زمين و زانو
گذاردم. وقتى سلاح را براى دفاع از دينت به دست
كرفتم؛ اينها ثروت دست من است كه اميد دارم قبول
7 كرده باشى.
صفحه 10:
نهمین فراز ز وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
خداوندا! پاهلیم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از
پلی که از
جهد
م عبور میکند. ندارد. من در پل عادی هم پاهلیم
میلرزد. وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و
از شمشیر پُرندهتر؛ اما یک امیدی به من نوید میدهد که
ممکن است نلرزم. ممکن است نجات پیدا کنم. من با
این پاها در حَرّمت پا گذاردهام دور خانهات چرخیدهام و
در حرم اولیائت در بینالحرمین حسین و عبلست آنها را
برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی؛ خمیده
جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم. جهیدم. خزیدم.
گریستم. خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛
افتادم و بلند شدم. امید دارم OT جهیدنها و خزیدنها و
به خرمت آن حریمهاء آنها را ببخشی.
صفحه 11:
دهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
خداوندا! سر من, عقل من. لب من؛ گوش من. قلب من:
همه اعضا و جوارحم در همین امید بهسر میبرند؛ یا
ارحم الراحمین! مرا بيذير؛ ياكيزه بيذير؛ آنجنان بيذير
كه شايسته ديدارت شوم. جز ديدار تو را نمىخواهم.
بهشت من جوار توست. یا الله!
صفحه 12:
یازدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
عزیزم! من از بیجاقراری و رسوای ماندگی. سر به
پیابانها گذاردهام؛ من بهامیدی از این شهر به آن شهر
و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستا
میروم. کریم. حبیب. به كَرّمت دل بسته!
میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را
نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.
صفحه 13:
دوازدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته است. من قادر
به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. مرا به حرمت
کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کردهای, ق
شکستن حریمی که حرم آنها را خدشهدار میکند. مرا
به قافلهای که بهسویت آمدند. متصل کن.
معبود من. عشق من و معشوق من. دوستت دارم. بارها
تو را دیدم و حس کردم. نمیتوانم از تو جدا بمانم. بس
است. بس. مرا بپذیر. اما آنچنان که شایسته تو باشم.
از
از
صفحه 14:
خطاب به برادران و خواهران مجاهدم...
خواهران و برادران مجاهدم در اين عالم. ای کسانی که
سرهای خود را برای خداوند عاریه دادهاید و جانها را
بر کف دست گرفته و در بازار عشقبازی به سوق
فروش آمدهاید. عنایت کنید: جمهوری اسلامی, مر کز
اسلام و تشیع است.
امروز قرار گاه حسینبن علی, ایران است. بدانید
جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند. دیگر
حرمها میمانند. | گر دشمن, این حرم را از بين برد.
حرمی باقی نمیمان نه حرم ابراهيمى و نه حرم
محمّدى(ص).
صفحه 15:
چهاردهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به برادران و خواهران مجاهدم..
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری
است؛ رهبری متصل به و منصوب شرعی و فقهی
معصوم. خوب میدنیدمژهترینعالم دین که جهان را
تکان داد اسلام را احیا کرد. یعنی بزرگ و پاک
G و و هه نی ای ات را
داد؛ لذا چه شما که بهعنوان شیعه به آن اعتقاد دینی
داريد و جه شما بهعنوان ستّی اعتقاد عقلی دارید. بدانید
[باید] به دور از هر گونه اختلاف برای نجات اسلام خیمه
ولایت را رها نکنید.
صفحه 16:
پانزدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به برادران و خواهران مچاهدم...
خیمه (ولایت): خیمه cal abl gary اساس دشمنی
جهلن با جمهوری اسلامی, آتش زدن و ویران کردن اين
خيمه است. دور آن بجر خيد. والله والله والله اين خيمه
اگر آسیب دید. بیت الله الحرام و مدينه حرم رسول الله
و نجف. کربلا. كاظمين: سامرا و مشهد بلقى نمىماند؛
قرآن آسيب مىبيند.
صفحه 17:
شانزدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیعانی:
خطاب به برادران و خواهران ایرانی...
برادران و خواهران عزیز ایرانی من. مردم پرافتخار و
سربلند که جان من و امثال من. هزاران بار فدای شما
باد. كما إينكه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و
کنید. اصول یعنی
ن حکیم. مظلوم, وارسته در دین:
منهای عزیز را جان خود بدانید.
حرمت او را مقدسات بدانید.
صفحه 18:
هفدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
برادران و خواهران. پدران و مادران» عزیزان من!
جمهوری اسلامی, امروز سربلندترین دوره خود را طی
میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شمد
دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و [دشمنان]
چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند. چه اتهاماتی
به او زدند. چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟
مذمت دشمئلن و شما و فشار آنهاء شما را دجلر
تفرقه نکند.
صفحه 19:
هجدهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود
که اول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را
در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح
اسلامی بر این ملت حاکم نبود. صدام چون گرگ
درندهای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری
همین عمل را میکرد. اما هنر امام اين بود که اسلام را
يشتوانه آورد؛ عاشورا و محرّم. صفر و فاطميه را به
يشتوانه اين ملت آورد. انقلابهايى در انقلاب ايجاد
كرد, به اين دليل در هر دوره هزاران فداكار جان خود
را سپر شما و ملت ايران و خلك ايران و اسلام نمودهائد
و بزركترين قدرتهاى مادى را ذليل خود نمودهاند.
عزیزانم. در اصول اختلاف نكنيد.
صفحه 20:
نوزهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
شهداء محور عرّت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای
امروز, بلکه هميشه اینها به دریای واسعه خداوند سبحلن
اتصال یافتهاند. آنها را در چشم, دل و زبان خود.
ببینید. همان گونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و
تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا كه يتيمان همه
شما هستند. بهچشم ادب و احترام بنگرید. به همسران
و پدران و مادران آنان احترام کنید. همانگونه که از
فرزندان خود با اغماض میگذرید. آنها را در نبود
پدران. مادران. همسران و فرزندان خود توجه خاص
کنید.
صفحه 21:
بیستمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
نیروهای
مسا
ح خود را که امروز ولی فقیه فرمانده آنان است. برای
دفاع از خودتان, مذهبتان, اسلام و کشور احترام کنید و
نیروهای مسلح میبلیست همانند دفاع از خانه خود. از
ملت و نوامیس و ارض آن حفاظت و حمایت و ادب و
احترام کنند و نسبت به ملت همان گونه که امیرالمومنین
مولای متقیان فرمود. نیروهای مسلح میبایست منشاً
عزت ملت باشد و قلعه و پناهگاه مستضعفین و مردم
باشد و زینت کشورش باشد.
صفحه 22:
بیست و یکمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
خطاب به مردم غزيز كرمان: ٠.
نكتهاى هم خطاب به مردم عزيز كرمان دارم؛ مردمى كه
دوستداشتنیاند و در طول ۸ سال دفاع مقدس بالاترين
فداكارىها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار
والامقامی را تقدیم اسلام نمودند. من هميشه شرمنده
آنها هستم. هشت سل بهخاطر اسلام به من اعتماد
کردند؛ فرزندان خود را در قتلگلهها و جنگهای شدیدی
چون کربلای ۵ والفجر۸. طریقانقدس, فتحالمبین:
بیتالمقدس و... روانه کردند و لشکری بزرگ و
ارزشمند را به نم و به عشق امام مظلوم حسينبن على به
نام ثارالله. بنیانگذاری کردند. اين لشکر همچون
شمشیری برنده, بارها قلب ملتمان و مسلمانها را شاد
نمود و غم را از چهره آنها زدود.
صفحه 23:
بيست و دومين فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به مردم عزیز کرمان...
عزيزان! من بنا به تقدير الهى امروز از ميان شما رفتهام.
من شما رااز يدر و ملدرم و فرزتدان و خواهران و
برادران خود بيشتر دوست دارم. جون با شما بيشتر از
آنها بودم؛ ضمن اينكه من بارهتن آنها بودم و آنها ياره
وجود من. اما آنها هم قبول كردند من وجودم را نذر
وجود شما و ملث إيران كنم.
صفحه 24:
بيست و ومين راز لز وصباتئعه شعيه كاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به مردم عزیز کرمان...
دوست دارم کرمان هميشه و تا آخر با ولایت بملند. این
ولایت. ولایت علیبن ابیطالب است و خیمه او خیمه
مین فلطمه است. دور آن بگردید. با همه شما هستم.
eye و عاطفهها و فطرتها
بیشتر از رنگهای سیاسی توجه کردم. خطاب من به
همه شما است که مرا از خود میدانید. برادر خود و
فرزند خود میدانید.
صفحه 25:
بیست و چهارمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
يعدن
خطاب به مردم عزيز كرمان...
وصيت مى كنم اسلام را در اين برهه كه تدا
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است.
دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در
مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام. جمهوری اسلامی,
مقدسلت و ولایت فقیه مطرح میشود. اینها رنگ خدا
هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.
صفحه 26:
بيست و ينجمين فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
خطاب به خانواده شهدا..
فرزندانم. دختران و پسرانم. فرزندان شهداء پدران و
مادران باقیمانده از شهدا: ای چراغهلی فروزان کشور
ماء خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا!
در این عالم. صوتی که روزانه من میشنیدم و مأنوس با
آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و
بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم. صدای
فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛
صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در
وجودشان احساس میکردم.
صفحه 27:
بيست و ششمين فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به خانواده شهدا...
عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید. قدر خودتان را
بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید. بهطوری
که هر کس شما را میبیند. پدر شهید یا فرزند شهيد راء
بعینه خود شهید را احساس کند. با همان معنویت.
. صلابت و خصوصیت.
صفحه 28:
بيست و هفتمين فراز از وصيتنامه شهيد حاج قاسم
خطاب به خانواده شهدا...
خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من
نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتى
فرزندان شهیدتان ادا کنم. هم استغفار میکنم و هم
طلب عفو دارم «دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر
دوش گیرند. شاید بهبرکت اصابت دستان پاک آنها بر
جسدم. خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.
صفحه 29:
بين فراز از وصيتنامه شهيد حاج قاسم
خطاب به سياسيون كشور...
نکتهای کوتاه خطاب به سیلسیون کشور دارم: جه
آنهایی | که] اصلاحطلب خود را مینامند و چه آنهایی که
اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اين که عموماً ما در
دو مقطع: خدا و قرآن و ارزشها را فراموش میکنیم.
بلکه فدا میکنیم. عزیزان, هر رقابتی با هم میکنید و
هر جدلی با هم دارید. اما اگر عمل شما و کلام شما يا
مناظرههایتان به نحوی تضعیف کننده دین و انقلاب بود.
بدائید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راد
هستید؛ مرزها را تفکیک کنید.
صفحه 30:
بيست و نهمين فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به سپاسیون کشور...
اگر میخواهید با هم باشید. شرط با هم بودن. توافق و
بیان صریح حول اصول است. اصول, مطوّل و مفصّل
نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:
اول آنهل اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که
نصیحت او را بشنوید. با جان و دل به توصیه و تذکرات
او بهعنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی, عمل كنيد.
کسی که در جمهوری اسلامی میخواهد مسئولیتی را
احراز کند. شرط اساسی OT [این است که| اعتقاد حقیقی
و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت
تنوری و نه میگویم ولایت قا
مشکل وحدت را حل نمیکند؛
مره اه إز مسلم ed cute ay لها ولا عملی
مخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را
بر دوش بگیرند. آن هم کشور اسلامی با اين همه شهید!
صفحه 31:
عن امن حارج وسريناي ۳
خطاب به سياسيون كشور...
به جمهوری اسلامی و آنچه مبنلی آن بوده
اق و ارزشها تا مستوليتها؛ چه مستولیت
به کار گیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزاری به
ملّت. نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم
برسند خاطره خانهای سابق را تداعی میکنند.
مسثولين بايد به جمهورى اسلا اعتقاد حقيقى داشته باشند.
خطاب به سياسيون کشور
اعنقاذ حقيقى به جمهورى لام و قنجه ميناى آن بوده ته ا اخلاق و
ازشها تا مسولی هه چهمسئوایت درقل مت
lal
یی فا پادست ومعنقد وحدمتگاری ه هه دی که تیا
A
بهمیزیک دهستان طم برسند خاطره خانهای سابق ادا ipa
a
صفحه 32:
ري تام
مقابله با فساد و دورى از فسلد و تج
قرار دهند.
در دوره حكومت و حا
احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدائند و خود
خدمتگزار واقعی. توسعه گر ارزشها باشند. نه با
توجیهات واهی, ارزشها را بایکوت کنند.
صفحه 33:
سی و دومین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به سیاسیون کشور...
مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت
خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند. نه
با بى مبالاتى و هخاطر احساسات و جلب برخی از آرای
احساسی زود گذر. از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و
فسلد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم
بپاشاند. حکومتها عامل اصلی در استحکلم خانواده و از
طرف دیگر عامل مهم از هم پلشیدن خانواده هستند.
اگر به اصول عمل شد. آن وقت همه در مسیر رهبر و
انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح
بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت می گیرد.
صفحه 34:
وصیتنامه شهید حاج قاسم
خطاب به برادران سپاهی و ارتشی...
کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکلر و
ارتشیهای سپاهی دارم: ملاک مسئولیتها را برای
انتخاب فرماندهان, شجاعت و قدرت اداره بحران قرار
دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمی کنم؛ چون ولایت
در نیروهای مسلح جزء نیست. بلکه اساس بقای
نیروهای مسلح است. اين شرط خللناپذیر میباشد.
صفحه 35:
PE
سی و چهارمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به برادران سپاهی و ارتشی..
نکته دیگر, شناخت بموقع از دشمن و اهداف و
سیاستهای او و اخذ تصمیم بموقع و عمل بموقع؛ هر
يك از اينها اكر در غير وقت خود صورت گیرد. بر
پیروزی شما اثر جدّی دارد.
صفحه 36:
سی و پنجمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به علما و مراجع معظم...
سخنی کوتاه از یک سرباز ۴۰ساله در میدان, به علمای
عظیمالشآن و مراجع گرانقدر که موجب روشنایی
جامعه و سیب زدودن تاریکی مراجع عظام تقلي
سربازتان از يك برج ديدهبانى ديد كه اكر اين نظام
آسيب و آنچه از ارز شهلى آن [كه] شما در
حوزهها استخوان خُرد کردهاید و زحمت کشیدهاید. از
بين میرود. این دورهها با همه دورهها متفاوت است. این
بار اكر مسلط شدند. از اسلام چیزی با
نمیماند.
صفحه 37:
اقرار يز يم نبي كحي جد سير
خطاب به علما و مراجع معظم...
راه صحیح, حمایت بدون هر گونه ملاحظه از انقلاب.
جمهوری اسلامی و ولی فقیه است. نباید در حوادث
دیگران شما را كه اميد اسلام هستيد به ملاحظه
بيندازند. همه شما امام را دوست داث
او بوديد. راه امام مبارزه با آمريكا و حماب
اسلامى و مسلمانان تحت ستم استكبار. تحت يرجم ولى
فقيه است.
...راه صحيح, حمايت بدون هركونه ملاحظه از ولی فقیه است....
خطاب عناوم
بدو هرون ملاح 2
ابيندازتد. همه شما امام ر| دوست داشتيد و معتقد به ره او بوديد. ره امام
ى اسلامي ومسلمائان تحت ستم استكيا
ولى فقي ست
jan gal از
صفحه 38:
سی و هفتمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به علما و مراجع معظم...
من با عقل ناقص خود میدیدم برخی خناسان سعی
داشتند و دارند که مراجع و علمای مؤثر در جامعه را با
سخنان خود و حالت حقبهجانبی به سکوت و ملاحظه
بکشانند. حق واضح است؛ جمهوری اسلامی و ارزشها و
ولایت فقیه میراث امام خمینی (رحمه الّه علیه) هستند و
میبایست مورد حمایت جدی قرار گیرند.
صفحه 39:
سی و هشتمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
خطاب به علما و مراجع معظم...
من حضرت آیتالالعظمی خامنهای را خیلی مظلوم و
تنها میبینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما
حضرات بل بيانتان و ديدارهاى تان و حمايتهاى تان با
ايشان مىبايست جامعه را جهت دهيد. اكر اين انقلاب
آسيب ديد. حتى زمان شاه ملعون هم نخواهد بود. بلكه
سعى استكبار بر الحادكرى محض و انحراف
قابل بركشت خواهد بود.
دست مبار کتان را میبوسم و عذرخواهی میکنم از این
بيان» اما دوست داشتم در شر فيابى هاى حضورى به
غير
صفحه 40:
سی و نهمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم
سلیمانی:
از همه طلب عفو دارم. از همسایگانم و دوستلنم و
همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر
ثارالله و نیروی باعظمت قدس که خار چشم دشمن و
سدّراه او است. طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصا از
کسانی که برادرانه به من کمک کردند.
صفحه 41:
نت
چملمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
نمیتوانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه
و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک میکرد و مثل برادرانم
دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده
و مجاهدم که به زحمت انداختمشان عذرخواهی میکنم.
البته همه برادران نیروی قدس به من محبّت برادرانه
داشته و کمک کردند و دوست عزیزم سردارقاآنی که با
صبر و متانت مرا تحمل کردند.