بسم الله الرحمن الرحیم انواع آسیب های اجتماعی وابستگی دارویی یا اعتیاد اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوب یک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطالق می‌شود که قطع آن ناراحتیهای روانی یا اختالالت جسمانی ایجاد می‌کند .در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفی شناسایی و مطرح شده‌اند .این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علت شناسی حائز اهمیت هستند ).سرچشمه بسیاری مشکالت فردی ،خانوادگی و اجتماعی هستند .اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ،اغلب با سایر آسیبها همراه می‌شود و موجب هدر رفتن نیروهای ثمربخش جامعه می‌شود. انحرافات جنسی غریزه جنسی هم می‌تواند منشأ بروز عالیترین نمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری از جرائم .عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسی هستند .هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکالتی فردی هستند ،ولی اکثر آنها به آن جهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا می‌کنند عوارض اجتماعی را در بر خواهند داشت. از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمند تغییرات اساسی اجتماعی است و الزم است تحوالتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود .این دسته از انحرافات نیز اغلب با سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکالت جدی می‌شوند .مثل بیماری ایدز که با انحرافات جنسی ارتباط نزدیک دارد. سرقت و دزدی بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی به عنوان یک آسیب جدی محسوب می‌شوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناخته شده‌اند ،مثل فقر و بیکاری ،اعتیاد و شیوه‌های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانی شخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند .این افراد معموال از لحاظ رشد اخالقی در سطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر درباره پیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند .در مباحث مربوط به علل زردی به علل تربیتی تأکید فراوان می‌شود .الگوهای رفتاری خود والدین ،واکنشهای آنها درباره دزدیهای کوچک دوران کودکی ،مسأله پول توجیهی و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دوره کودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند. خودکشی خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می‌رود ولی از آنجایی که فرد در اجتماع زندگی می‌کند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقرار است ،به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد .آمار خودکشی معموال با سایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا می‌کند ،بطوری که در میان گروههای مبتال به اعتیاد خودکشی بیشتر دیده می‌شود .همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه در میان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است .در میان بیماران روانی بویژه افسردگیهای شدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است. به هر حال خودکشی پیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که عالوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد .ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکالت گروههای در معرض خطر مثل معتادین و خانواده‌های آن ،بیماران روانی و خانواده‌های آنها ،خانواده‌های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمند خواهد بود .در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشی در میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد ،مثل نوجوانان و جوانان اهمیت زیادی دارد. مهاجرت مهاجرت عالوه بر مشکالت اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزم تغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکالتی را برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند .به عبارتی عالوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کالن اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی مشکالتی را ایجاد می‌کند ،مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالی شدن روستاها از سکنه ،کاهش کشاورزی ،افزایش مشاغل کاذب و ...را به دنبال دارد موجب می‌شود ،تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود. شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که با اضطراب و افسردگی ،احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است .تحقیقات نشان می‌دهد شیوع مشکالت روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوت از شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد .رایجترین اختالل عالئم پارانوئید یا سوء ظن است که به احتمال قوی به دلیل تفاوتهای آنان از نظر زبان ،عادات و آداب و رسوم ، چهره ،نوع لباس و غیره است. بی‌خانمانی منابع فزاینده‌ای وجود مسائل ویژه‌ای را در افراد بی خانمان تأیید می‌کنند .چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخی بزهکاریهای دیگر که معموال توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ،اعتیاد و ...در زندانها یا کانونهای اصالح و تربیت بسر برند .در بین افراد بی خانمان دسته‌های مختلفی از افراد دیده می‌شود ،یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یا مدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده‌اند .معتادین گروه دیگری از این افراد را شامل می‌شوند که معموال مراحل عمیق اعتیاد خود را می‌گذرانند. کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافات جنسی نیز مبتال هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل می‌دهند .بسته به مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ،حومه شهر و نواحی روستایی خصوصیات این جمعیت فرق می‌کند .برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی می‌مانند در حالیکه عده‌ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگر مسافرت می‌کنند. فقر فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است .فقر با بسیاری مسائل زیر پا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ،شکست تحصیلی ،جرم و مصرف دارو رابطه دارد .هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است ،اما این لزوما به این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند .افرادی نابسامان و مشکل ساز برای اجتماع هستند .مشکالت اقتصادی ،عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلب زمینه‌ای برای بروز و ظهور مشکالت اجتماعی دیگری است. بیکاری بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیبهای جدی فردی و هم آسیبهای قابل مالحظه اجتماعی را در دامن دارد .بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوان که انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی‌مصرف باقی می‌ماند نمود بیشتری پیدا می‌کند و زمینه را برای انوع انحرافات اجتماعی فراهم می‌سازد. وجود فرصتهای همیشه خالی ،عدم تحمل بیکاری ،فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتن درآمد ،زمینه‌هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات می‌باشند. پایان

80,000 تومان