مقايسه دو سامانه نهادي و سّنتي تعریف سامانه مجموعهاي مركب از • سامانه يا سيستم )) عبارت از اجزا و اعضا است كه براي وصول به هدف معيني تشّكل و حيات يافته و با ايجاد يك نظام و انتظام در ميپردازد(( . بين اجزاي خود در همين جهت به فعاليت ميگيرند كه • در فضاي جامعه سامانههاي اجتماعي شكل داراي مراتب و مدارج وجودي مختلف هستند .درجات مختلفي از عمق و ماندگاري دارند .هر چه يك تشّكل اجتماعي ريشه در فرانهادهايي چون مذهب و يا در نهادهاي نخستين چون خانواده ،حكومت ،اقتصاد و نظامهاي همانند داشته باشد ،اين تشّكل از عمق و سستترين ماندگاري بيشتري برخوردار ميشود. لهاي اجتماعي تشّكلهايي هستند كه دفعتًا و تنها تشّك كوتاهمدت و در كمترين مدت براي وصول به يك هدف ميگيرند. زمان شكل • تشّكلهاي اجتماعي كه براي ايفاي يك نقش رسمي و واگذاري شده از سوي جامعه شكل ميگيرند نيز از آسيب و گزند اختتام كاركرد و ازهم پاشيدن مصون نيستند .اگر اين تشّكلها و ارزشها باشند ريشهاي در سامانهها داراي بنيان و اثر اين آسيب و گزند را به حداقل ممكن ميرسانند و حتي در زماني كه نهاد و تشّكل به ميرسد و از رسميت سرمنزل مقصود و هدف خود ريشهها كه در ميافتد به دليل وجود اجتماعي ارزشهاي اجتماعي و نهادهاي نخستين آبشخور دوانيدهاند در عقبه و فضاي پيرامون خود ريشه توليد فرهنگ ميكنند كه عليرغم محو شدن عّلت ريشهدار بودن و بقاي علت فاعلي خود به دليل ذاتي ،امواج پايداري فرهنگي خودش علت مبقيه ميشوند. اين وجود و تشّكل تشّكلها و سامانههاي اجتماعي بنا به درجه عمق ريشه و شعاع ارزشي بودن عملكرد نقش متفاوتي در ايجاد امواج پايدار فرهنگي دارند. اين تفاوتها باعث تفاوت در امواج و نورانيت امواج فرهنگي اين دو دسته در فضاي جامعه شود. سامانه: چندتشكيل بستر هازمينه عامل اين -1 عامل است: ناشييااز تفاوت هر چه فلسفه وجودي تشّكل اجتماعي با ارزشهاي محيطي انساني عجين باشد پايدارتر و داراي شعاعهاي فراتري خواهد بود. -2عامل غايت هدف: هر چه هدف بلندتر و واالتر و مقصد از نظر معنوي عميقتر و از نظر مكاني و زماني و حوزه وظايف عميقتر و نافذتر و مسئوليتپذيري اجتماعي داوطلبانهتر و با انگيزهتر باشد ،شعاعهاي فرهنگسازي اجتماعي و امواج پايدار فرهنگي بيشتر و عميقتر خواهند بود. -3عامل قداست: هر چه قداست فعاليت باالتر باشد و فعاليتها صبغه ارزشي بيشتري داشته باشند باز باعث توليد امواج پايدارتر فرهنگي اجتماعي ميشود و نورانيت امواج فرهنگي بيشتر خواهد بود. قرآن كريم « ...يوم اليخزي الله النبي والذين امنوامعه نورهم يسعي بين ايديهم و بايمانهم يقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفرنا انك علی كل شيء قدير» (سوره مباركه تحريم ،آيه )8 -4عامل اثربخشي و خلق ارزش افزوده: هر چه نافع تر،كارآتر ،انسانيتر ،جامعتر، كمهزينهتر ،با خالقيت بيشتر و ارضاكنندهتر و ...باشد باعث ماندگاري بقا و دوام اين امواج نوراني فرهنگي خواهد شد (.و اما ما ينفع الناس فيمکث فی االرض )... -5عامل بستر و ضرورت تاريخی تشكيل يك سامانه: اثر تصميمهاي رسمي و َعَر ضي را در خلق و یا براندازی يك نهاد و تشّكل اجتماعي كمرنگ ميكند • -6عامل يا زمينه اجتماعي : هر چه پايگاه اجتماعي مستحكمتر باشد و از حمايت ساير نهادهاي فرادست و فرودست برخوردارتر باشد اين نفوذ فرهنگي بيشتر خواهد شد. روششناسي ويژگيهاي دو تشّكل 2ـ • ازروش بررسي مدارك و اسناد و يافتههاي تاريخي و تحققيافته و ثبت شده در ادبيات موضوع استفاده شده است .اين يافتهها معدلي از نظرات خبرگان و انديشمندان آشنا به جهاد سازندگي هستند كه با نظرسنجي در گذشته و حال كسب شدهاند .بنابراين ويژگيهايي كه در اينجا درباره يك نهاد ارزشي و نافذ ذكر ميشود با رويكردي علمي و ارزشي با تمثيل از نهاد مقّدس جهادسازندگي كه موضوع محوري هدف اين مقاله است ،آورده ميشوند. ويژگيهاي نهاد و تشّكلهاي سنتي نيز عصاره بررسيهاي چندساله نگارندگان و حاصل تجربه عوامل متفكر و انديشمند در دستگاههاي سّنتي رسمي جامعه هستند كه بطور عام نگاشته ميشوند. 1ـ2ـ ويژگيهاي يك تشكل ارزشي اسالمي • الف ـ تجلي تعامل ارزش و دانش در حوزه عملكرد و حيات اجتماعي نهاد. • ب ـ تجلي تعامل دو عنصر مطلوبيت اجتماعي و فرهنگي جامعه با مطلوبيت فردي در يك ظرف واحد ،دو عنصر مطلوبيت معنوي و مادي ،دو عنصر مطلوبيت دنيوي و اخروي در يك ظرف واحد در حوزه حيات و عملكرد نهاد. • ج ـ تجلي تعامل دو عنصر «بايدها» و «هستها» در رويههاي اجرايي. به اراده الهي ،توّكل و ميل به وصول به غايت عمل. و ـ محوريت توأم هدايت ،ارزشمداري مردممداري ،كمالطلبي. و ز ـ محوريت و صبغه پويايي ،خالقيت، ابتكار ،اختراع. ح ـ محوريت جرأت و جسارت، ريسكپذيري ،خطرپذيري و آمادگي مشاركت در كليه وظايف كه از نهادهاي فرادست تكليف ميشود. خدمترساني، ط ـ اصل اخالص و • ك ـ تجلي تعامل دو اصل قانون و اخالق وامداد بينابين در تصميمگيري و تصميمسازي و مديريت. • ل ـ اصل انعطافپذيري، مسئوليتپذيري و آمادگي همه جانبه خدمت در كليه عرصهها. • م ـ اصل تجلي تعامل كيفيت و كمّيت در عرصه خدمات و اجرا • ن ـ مديريت انساني و اخالقي • س ـ اصل تأمين نياز آحاد جامعه • ع ـ خودجوششي ،برهيختگي از ميان مردم ،زندگي همسطح مردم ،سخن گفتن با زبان مردم ،اهميت به رفع نياز مردم ،مشاركت فكري با مردم ،باورسازي كار مردم براي مردم و تقويت تاريخي فرهنگ مشاركت دولت با مردم. • ف ـ تطابق زماني و مكاني فعاليت ،توجه به مزيتهاي روشهاي مختلف و انتخاب، منطقهاي و ملي ،مطالعه شور و مشورت در تمشيت امور ،درك مباني ضرورت توسعه و رشد ،انسانمحوري بودن فعاليتها. • ص ـ جذب نيروهاي كارآمد و متخصص ،رشد دادن نيروها ،اتكا بر كارآيي نيروها ،حفظ نيروهاي كارآمد .و ساير... سنتي لهاي سّنتي گرايش به دستگاهها و تشّك «قرارداد رسمي اجتماعي» دارند و فينفسه از سرمايه «رويش خودجوش از درون جامعه» و خصلت «نضج تاريخي با منشاء يك ضرورت و ميگيرند .لذا با اقتضاء اجتماعي» كمتر بهره اجتماعي متمايزواز مختلفي درجات نقشي نهادهايتشّكلها جوشش اين دروني در تولد عوامل الف ـ ندارند و يا كمرنگ هستند ،عوامل بروني يعني فرامين رسمي نقش حاكم را دارند هستند. ب ـ انگيزش و اهداف ارزشي محّر ك اصلي تجمع عناصر آنها نيست .بنابراين «هسته مقاوم ارزشي» و «اصل موضوعه» در اين دستگاهها وجود ندارد و تنها ممكن است منافع مادي و معنوي محدود شخصي و گروهي موجب انسجام گروهي شود. ج ـ صبغه اعمال و فعاليت ها در اين تشكلها صرفًا منشاء ارزشي ندارد. د ـ معيارهاي ارزشي ،مشوقههاي معنوي جايگاهي كليدي در اين تشكلها ندارند و يا نقش آنها فرعي است. كمتحرك ه ـ تشكل و سازمان اين تشكل يك سامانه ► مشوقهها مزيد بر و يا مكانيكي است .نبود يا كمبود علت ميشود و انجام كار را با محدوديت مواجه ميسازد. ► و ـ رفتار اجرايي در محيط كار رسمي است .و ميسازد لذا بيانگيزه حاکميت رخوت اين رفتار را اتمام كار و وقت و خروج از كار و رفع تكليف امر ميشود. مطلوبي ► ز ـ خدمت صبغه ارزشي عبادت را ندارد. خدمترساني به مردم هدفمند نيست و فرد با ميكند. انگيزههاي تكاليف رسمي عمل كمتحركي ،عدم پويايي و رويايي، ► ح ـ بسته بودن و فقدان نوگرايي و استمرار. انعطافناپذيري. ► ط ـ انعطاف اندك و يا ريزريز ميشوند و افراد بسياري براي ميشوند. ايفاي يك وظيفه كوچك جذب مييابد. بنابراين نظام بروكراسي گسترش ك ـ طوالني شدن گردشكار به دليل عدم هدفمندي انجام خدمت و عدم استفاده از ابزارهای در دسترس به عنوان عوامل تسهيلكننده. فعاليتها به دليل ل ـ كندي در چرخه بنابراين اداري و مقررات حاكميت گستردگي خشك از جمله ابعاد مختلف ناكارآيي هزينه در مـ نفر ،ناكارآيي عامل سرمايه. طوالني ناكارآيي تشكيالت، گردش وكار. شدن واحد زمان ن ـ نبود عوامل پوياي درون سازماني براي ايجاد جنبش و حركت در سامانه. رهآورد سنجش و مقايسه 3ـ • كمبود آگاهي راجع به تحليل جامعهشناختي نهادها بويژه نهادهاي انقالب اسالمي است كه پس از انقالب باعث شد بسياري از تصميمسازان و تصميمگيران اجرايي و قانونگذاري را وادار كند بجاي تقويت بنيانهاي مرصوص نهادهاي رويش يافته در بطن جامعه اسالمي ،دست به پديدههاي برجسته و يادگاران حضرت امام انحالل اين خميني(س) زدند .بجاي كادرسازي ،نيروسازي و نهادسازي نيروها ،مجددًا ميدان (جامعه) را مهياي گسترش دستگاههاي سنتي ناكارآمد نمودند و سپس براي حل مشكل ناكارآمدي راهحل واگذاري كليه امور حتي امور زيربنايي و كارهاي عمومي كه دولت بصورت پديدههاي ذاتي متكفل آن است مطرح شد .يكي از اين مرصوص و بنيانهاي علمي و ارزشي جهادسازندگي بوده است. يادآوري يك عبرت تاريخي يكي از نكات قابل توجه براي انديشمندان عرصة مديريت و سازمان و جامعهشناختي نهاد و تمدن ،جريانهاي فكري جديدي است كه بصورت موجي در صدر مباحث علمي محافل علمي و پژوهشي قرار ميگيرد. »در يكي از اين جريانها «بحث اندازه مطلوب دولت ادبيات اقتصادي جامعه است. نتيجهگيريها آنچه كه عايد شده اين است كه در « كارآيي نيروي انساني در دستگاههاي سنتی دولتي پائين است» (مقدمه اول). با اعتنا به مقايسه ويژگيهاي دو سامانه ارزشي نهادي و دستگاه سنتي بخوبي روشن است كه « در نهاد ارزشي جاي شكفتن باالترين كارآيي و كارآمدي و ضريب كارآيي هزينه وجود داشته و دارد» (مقدمه دوم). • بنابراين جاي تأمل است كه هنوز جای تحليل جامعهشناسي نهادهاي اجتماعي و اقتصادي توسط انديشمندان خالی است و اقبالي نشده تا گم شده خود را در ناكارآمدي دستگاههاي سنتي پیدا نمایند و نه در هزينه يا بودجه و سرمايه و نه در عرصه و اعيان دولت .بلكه اين گم شده • «تداوم حاكميت بالمنازع سامانههاي سنتي در بدنه و پيكره دستگاه دولت است كه دستگاه دولت را ناكارآمد تصميمگيران و انديشمندان نموده و را به اين نتيجه ناصحيح رهنمون ساخته که انگار اندازه دولت بزرگ است( ».نتيجه) -4دو پيشنهاد راهی که بايستی طی می شد همانا احيای ارزشها با احيای نهادهای مقوم آن ارزش ها بود بنابراين پيشنهاد اول فراخوان مجدد نهاد ها و 1 ـ حضور و احياي مؤثر نهادهاي انقالب اسالمي در کليه عرصه هاست. تجربه موفق مديريت جهادی در دستگاه های رسمی و نيمه رسمی نيز نشان می دهد که راه دوم 2 ـ برقراري و تعميق كاركردهاي نهادي در سازمانهاي سنتي است.
سایر • آموزش • علوم انسانی و علوم اجتماعی • اخلاق
دانلود پاورپوینت مقايسه دو سامانه نهادي و سنّتي
70,000 تومان