بسم الله الّر حمن الّر حیم مکاتب فلسفی و نظریه های تربیتی • فلسفه Philosophy • تعلیم و تربیتEducation • فلسفه تعلیم و تربیتPhilosophy of Education • مبانی بنیادین مکاتب فلسفی oمتافیزیک یا هستی شناسی(وجودشناسی) : Ontology جهان شناسی Cosmology انسان شناسیAnthropology خداشناسی (الهیات) oمعرفت شناسی Epistemology oارزش شناسی Axiology • نقد و بررسی مکاتب فلسفی و آرای تربیتی آنها: oطبیعت گرایی (ناتورالیسم) Naturalism oایده آلیسم (آرمان گرایی) Idealism oرئالیسم (واقع گرایی) Realism oاگزیستانسیالیسم (هستی گرایی) Existentialism oپراگماتیسم (عمل گرایی) Pragmatism oپست مدرنیسم (پسا نوگرایی)Post modernism oاسالمIslam فلسفه • واژه فلسفه متشکل از Philiaو Sophiaبه معنای دوستدار حکمت و دانایی، اولین بار توسط سقراط به کار برده شد. • فیلسوف در مقابل سوفسطاییان یونانی • سپس افالطون و بعد از آن ارسطو در راه فلسفه گام نهادند و آن را علمی که ماهیت پدیده ها را بررسی می کند ،تعریف کردند • فلسفه فعالیتی عقالنی است که ویژگی آن ادراک واقعیتهاست و به انسان شناخت و جهان بینی حاصل از آن را می دهد که بر اساس این شناخت و بینش هدفهایی را در زندگی برمی گزیند (نیکزاد) • حوزه فلسفه شامل: متافیزیک (جهان ،انسان و خدا) معرفت ارزشها فلسفه به امور کلی پرداخته و سواالت بنیادی و اساسی زندگی را بررسی می کند: • من کیستم و هدفم از زندگی چیست؟ • هدف از خلقت چیست؟ • جهان چیست؟ آیا جهان یکی است یا متعدد؟ • آیا جهان خلق شده یا جاودان است؟ • چه کسی جهان را خلق کرده و هدف از خلق آن چیست؟ • ماهیت معرفت چیست؟ شناخت چگونه حاصل می شود؟ • آیا معرفت در بیرون یا درون ذهن انسان شکل می گیرد؟ • ارزش چیست و ارزشهای اساسی چه هستند؟ • خوب چیست؟ بد چیست؟ تعلیم و تربیت • تعریف واحدی برای تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش ( )Educationتوسط اندیشمندان ارائه نشده است • اما می توان تربیت را در قالب این فرمول قرار داد: آدمیزاده +تربیت = آدم (کمال متصور) به این معنا که تربیت می خواهد انسان را به کمال مطلوب برساند آن چه که تربیت را در مکاتب مختلف متفاوت می کند تعریف آنها از آدمیزاده و آدم است • تعلیم و تربیت شامل کلیه تدابیر ،روشها و اقداماتی است که برای به فعلیت رساندن استعدادها و قابلیتهای متربی در جهت نیل به هدفهای مورد نظر به اجرا گذاشته می شود (بهشتی) • فرآیندی منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی و روانی یا به طور کلی هدایت رشد همه جانبه شخصیت فرد در جهت کسب معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و کمک به شکوفا شدن استعدادهای او است (سیف) ویژگیهای تعلیم و تربیت: • یک مسئولیت انسانی است و مختص انسان • یک فرآیند مستمر است و نه یک محصول (پایانی برای آن نیست) • یک فرآیند منظم است • یک فرآیند هدفمند است شامل هدفهای فردی و جمعی • فرآیندی چند وجهی است مربی مواد آموزشی متربی • به شکوفایی استعدادهای ذاتی فرد کمک می کند فلسفه تعلیم و تربیت • رابطه فلسفه و تعلیم و تربیت: فلسفه مهم ترین مبنای ت و ت ،هر دو دو روی یک سکه ،فلسفه بخش نظری و ت و ت بخش عملی و فعال است .در واقع چرایی ت و ت توسط فلسفه تحلیل می شود. • تعریف فلسفه تعلیم و تربیت: مطالعات فلسفی ت و ت و مسائل و اهداف ،روشهای تربیتی و مانند آن است و عالوه بر بررسی نظریه های تربیتی به تجزیه و تحلیل نظریه ها و استداللها و انتقاداتی که به آنها وارد شده می پردازد (حبیبی) عبارت است از آشنایی با نظریات تربیتی موجود در مکتبهای اصلی و بزرگ فلسفی و میان فیلسوفان ممتاز و سرآمد آن مکاتب (نقیب زاده) نکاتی که در فلسفه تعلیم و تربیت مورد بحث قرار می گیرد: • عقیده مکتب فلسفی درباره فلسفه و تربیت • عقاید فالسفه ممتاز مکتب درباره تربیت • برنامه های تربیتی ارائه شده در آن مکتب • نقد و بررسی آراء و اندیشه های فلسفی در تربیت توسط آن مکتب ضرورت فلسفه تعلیم و تربیت: نشات گرفته از لزوم فهم و شناسایی جنبه های معرفت شناختی،وجودشناختی ،انسان شناختی و ارزش شناختی ت و ت ،تحلیل مفاهیم و نظریه های تربیتی و کاربرد تفکر در برخورد با مسائل تربیتی است (بهشتی) حوزه فلسفه ت و ت مطالعه همه جنبه های مکاتب فلسفی است که از نظر آموزشی مهم هستند مانند: • هدفهای تربیتی • روشهای تربیت و تدریس • نقش مربی (معلم) • نقش متربی (دانش آموز ،کودک) • برنامه درسی • کتابهای درسی • ارزشیابی مبانی بنیادین مکاتب فلسفی .1هستی شناسی (وجود شناسی) هستی شناسی در ارتباط با واقعیت غایی و ماهیت هستی است و اینکه ماهیت واقعیت چیست؟ علم به شناسایی هستی (شریعتمداری) .علم به وجود از حیث آنکه وجود است یا علم به هستی آنگونه که هست (ارسطو) هستی شناسی شامل: • خداشناسی :درباره وجود خدا و ماهیت آن بحث می کند • انسان شناسی :درباره انسان ،ماهیت آن و هدف از خلقت آن بحث می کند • جهان شناسی :درباره جهان ،ماهیت آن و مسائل مربوط به منشا عالم بحث می کند هستی شناسی و تعلیم و تربیت: دیدگاه مربی نسبت به خدا ،انسان و جهان در هدفهایی که برای تربیت متربی برمی گزیند موثراست .بنابراین هدف تربیت از هستی شناسی .2معرفت شناسی (شناخت شناسی) معرفت یا شناخت “”Knowledgeیکی از مهمترین وجوه تمایز انسان از حیوان است .دانشی است که پیرامون معرفت به تحقیق می پردازد و درباره اموری مانند منشا معرفت ،ماهیت و چگونگی معرفت ،محدوده معرفت و ساختار معرفت بحث می کند. انسان معرفت را از کجا بدست می آورد؟ ماهیت این معرفت چیست؟ با چه روشی این معرفت حاصل می شود و حدود آن کدامند؟ یکی از طبقه بندیهای معرفت (انواع معرفت): .3معرفت الهامی (وحیانی) Revealed Knowledge .4معرفت شهودی (کشفی) Intuitive Knowledge .5معرفت عقالنی Rational Knowledge .6معرفت تجربیEmpirical Knowledge انواع معرفت .1معرفت الهامی معرفتی است حقیقی و خدادای که از طریق الهام و وحی (که شکل کامل آن است و خدا برپیامبران می فرستد) ،حاصل می شود. این معرفت از حیطه انسان خارج است. .2معرفت شهودی آگاهی است که برای انسان در حاالت و لحظاتی که «لحظه بصیرت یا شهود» نامیده می شود ،حاصل می شود .این معرفت معلول بینشها و بصیرتهای انسان است و بر اساس قدرت تخیل و تجربه درونی برای کسانی حاصل می شود که دارای چنین بینشها و تواناییهایی باشند .آثار هنری و آثار نویسندگان ،عارفان و شعرای بزرگ ناشی از تجارب شهودی هستند. هر انسانی در درون خود مقدار قابل توجهی معرفت شهودی درباره خود و دیگران دارد. .3معرفت عقالنی معرفتی است که از طریق استدالل منطقی و عقلی حاصل می شود و اتکا آن بر اصول ذهنی و عقلی است .منطق صوری و ریاضیات ناب (که شامل قیاسهای منطقی و برهانهای ریاضی هستند) نمونه هایی از معرفت عقالنی هستند. این معرفت در مقابل معرفت حسی و تجربی است .البته علوم تجربی از استداللهای عقلی بی نیاز نیستند ،بنابراین معرفت عقلی شرط الزم این علوم است اما شرط کافی نیست زیرا بنیادهای آن انتزاعی است و محدودیتهایی دارد .از معرفت تجربی و شهودی برای تکمیل معرفت عقالنی می توان استفاده کرد. .4معرفت تجربی این معرفت حاصل تصوراتی است که براساس مشهودات و محسوسات .5معرفت اجتهادی یا موثق حضور همزمان مفهوم و مصداق در ذهن را معرفت موثق یا معتبر می دانیم.دالیل حقیقی بودن این معرفت یکی شهادت گواهان صادق و دیگری وجود اسناد و مدارک واقعی است .این معرفت به نحو توصیفی و کالمی بدست ما رسیده و نیازی به بازبینی و آزمایش مجدد آن نیست و آن را می پذیریم. بخش بزرگی از معرفت به این شکل هستند و آنها را به عنوان حقیقت قبول داریم مثل قوانین فیزیک ،ریاضی و شیمی. منابع کسب معرفت عقل ،حس ،تجربه ،شهود ،وحی بر این اساس 5مکتب معرفت شناختی وجود دارد: عقل گرایی :منبع معرفت را عقل میداند حس گرایی :تنها حواس 5گانه را منشا معرفت میداند تجربه گرایی :معرفتی که از طریق تجربه حاصل می شود و مستلزم سازماندهی عقلی است را تنها معرفت حقیقی میداند شهودگرایی :اعتقاد به نوعی آگاهی غیر قابل بیان است که نه حسی است و نه عقلی محض بلکه معنوی است. استعالگرایی:اعتقاد به معرفتی است که از منابع فراعقلی و فراحسی حاصل میشود که منابع دینی آن را وحیانی می دانند. آنچه از حواس بدست می آید امور جزیی و بعضا نامتجانسند و ذهن آنها را ادراک ،تعبیر و تفسیر می کند. نقش عقل ادراک کل از جزییات محسوس و دریافت علیت امور محسوس است. تجربه جریان برخورد فرد با جهان پیرامون و فعل و انفعال این دو در یکدیگر است. شهود یعنی معرفت مستقیم و بی واسطه که به آن معرفت حضوری یا لدنی هم میگویند در مقابل معرفت حصولی یا اکتسابی .مهمترین ویژگی آن امکان دسترسی به فعالیت عقل فرابشری به فراگیری مطلق است. معرفت شناسی و تعلیم و تربیت: معرفت شناسی با روشهای تدریس رابطه نزدیکی دارد.مربی که حصول معرفت را از منبعی خاص میپذیرد،روشهایی را بر اساس معرفت شناختی خود برمیگزیند. .3ارزش شناسی دانشی که به مطالعه انواع مختلف ارزشها میپردازد. ارزش قدر و قیمتی است که انسان برای اندیشه ها و امور و اشیا پیرامون خود قائل است. ارزش شناسی شامل : اخالق :ارزشهای معنوی را به روش فلسفی مطالعه میکند زیبایی شناسی :ارزشها را در قلمرو زیبایی و هنر بررسی میکند بنابراین ارزش شناسی به بررسی دستورالعملهای مربوط به فعل اخالقی و زیبایی میپردازد. درباره ماهیت ارزشها دو نظریه وجود دارد: نظریه ذهنی و نظریه عینی .1نظریه ذهنی (اصالت ذهن) Subjectivism ارزشها وابسته به ذهن فرد و مخلوق آن هستند .بنابراین چیزی به خودی خود باارزش یا بیارزش نیست .ارزشها نسبی هستند. .2نظریه عینی (اصالت عین) Objectivism ارزشها اموری عینی هستند که دارای منشا حقیقیند و همیشه و همه جا قابل تحقق .یعنی ارزش دارای مرجع عینی است و قطعیت دارد. هر دری اینها به تنهایی دارای اشکاالتی هستند .اگر معتقد به اصالت ذهن باشیم ارزش برای یک فرد می تواند ضدارزش برای دیگری باشد .و اگر منشا ارزش عینی و اخالقی را غیر از خدا بدانیم ارزشها دستخوش تغییر در زمانها و محیطهای گوناگون میشوند. ارزش شناسی و تعلیم و تربیت: بحث ارزشها محور اساسی فلسفه ت و ت است و بدون آن تعیین هدفهای آموزشی و محتوای آموزش امکان پذیر نیست. بنابراین در ت و ت هدف ،روش و محتوا داریم. ابتدا اهداف مشخص میشوند محتوا طبق اهداف تبیین میشود روش راه رسیدن به اهداف را مشخص میکند هستی شناسی هدف معرفت شناسی روش ارزش شناسی هدف و محتوا مکتب مکتب عبارت است از مجموعه آراء و افکاری که دارای تاثیری است از جامعه و دارای پیروانی است در اجرا و عمل .هر مکتب دیدگاههای فلسفی خود را دارد .تفاوت در بینش و هدف باعث تعدد و تنوع مکاتب در جامعه می شود. مکتبها در امر تربیت موثرند .طرفداران یک مکتب اگر بخواهند اندیشه خود را در جامعه رواج دهند باید پست تربیت را بدست بگیرند و صاحبان اندیشه را وارد امر تربیت کنند و از آن مهمتر کتابهای درسی بنویسند. هرمکتبی یک فلسفه تربیتی را عرضه می کند که خط زیربنایی یک کشور را مشخص می کند و مدلهای مختلف تربیتی که در جهان وجود دارد به نوعی منشعب از تعدادی فلسفه مشهور تربیتی است. هدف از بررسی مکاتب فلسفی آشنایی با نکات تربیتی این مکتبهاست. مکتب ایدهآلیسم (پندارگرایی یا آرمانگرایی) قدیمی ترین مکتب فلسفی است که ریشه آن به افالطون (شاگرد سقراط) برمی گردد .به آن مکتب «اصالت روح»« ،اصالت ذهن» یا «اصالت تصور» هم می گویند .این مکتب معرفت ذهنی را مقدم بر تجربه حسی می داند و واقعیت را امری نفسانی و ذهنی (وابسته به ذهن) تلقی می کند. از نظر آرمانگرایان انسان از ذهن و جسم تشکیل شده و روح(ذهن) مقدم برجسم است .آنها معتقدند که ایده ها محصول ذهن هستند و چیزی جز ایده در ذهن انسان وجود ندارد ،این ایده ها درونی و غیرقابل تغییرند .ذهن یا روح فناناپذیرند لذا ایده ها پایدار و همیشگیند. این مکتب ادعا دارد که جهان روحی مهمتر از جهان مادی است که فانی و از بین رفتنیست .اما جهان روحی یا معنوی دنیای ایده ها و آرمانهایی است که واقعیت ذهن و روح را آشکار می نماید .بنابراین این مکتب برای دنیای تصورات و مفاهیم ذهنی اصالت قائل است. مبانی فلسفی ایدهآلیسم .1دیدگاههای هستی شناختی ایدهآلیسم • یک روح مطلق یا عالمی کبیر وجود دارد که تمام واقعیتهای دیگر از او سرچشمه میگیرند و مظاهر و مجالی از او به شمار میآیند • هرچند عالم جسمانی و جهان ماده واقعیت دارد ،اما اساس عالم دیگری است که همان عالم ماورای طبیعت و فراماده است .عالم ماده که آن را حس میکنیم مظاهر یک واقعیت غیرمادی اساسی هستند • خصیصه جهان ماده تغییر ،ناپایداری و فناست در حالیکه خصیصه عالم معنا یا حقیقی ثبات ،جاودانگی و بقاست • در حیطه انسان شناسی ،روحانیت خصیصه ذاتی و جاودانه انسان را تشکیل میدهد و ماهیت حقیقی انسان غیر مادی ،روحی یا ذهنی است و جزیی است از کل عالم معنوی • مهمترین ویژگی انسان(یعنی ذهن یا روح) قابل اندازهگیری یا وارسی عینی .2دیدگاههای معرفت شناختی ایدهآلیسم • جهان حقیقی دائمی و منظم است اما جهان ماده به علت ناپایدار و بی ثبات بودن ،نسخه ای درهم برهم و مغشوش از عالم فراماده است. بنابراین معرفت حسی (که موضوع آن شناخت پدیده های متغیر ،مادی و جزیی است) نامطمئن و ناقص است .پس معرفت حقیقی ،مطمئن و کامل معرفت عقلی است .بنابراین تقدم و اولویت با علوم و معارف نظری و انتزاعی است • ایدهآلیستها ضمن پذیرش امکان شناخت ،روش آن را عقالنی می دانند • با توجه به رویکرد انسان شناختی افالطونی که: oانسان روحانیت الحدوث است oدر نشئه روحانی ،پیش از تولد حقایق و ایده ها و مفاهیم را می دانسته (درون ذات او حضور داشتند) oبا ورود به عالم ماده و ضربه تولد دانستنی های خود را فراموش کرده .3دیدگاههای ارزش شناختی ایدهآلیسم • ارزشها در ساختار جهان و در ذات اشیاء ،پدیده ها و امور وجود دارند .پس انسانها ارزشها را خلق نمی کنند بلکه آنها را کشف می کنند. • ارزشها مطلق ،ابدی ،الیتغیر و کلی هستند • ارزشها شامل ارزش عقالنی ،ارزشهای اخالقی و ارزشهای زیباشناختی هستند (حقیقت ،خوبی یا خیر و زیبایی) • باالترین مرتبه ارزشها ارزشهای اخالقی هستند آرای تربیتی ایدهآلیسم )1هدفهای تربیتی (برگرفته از هستی شناسی و ارزش شناسی): پرورش عقل و اندیشه دانش آموز شکوفایی و تحقق ماهیت ذاتی و درونی فرد (خودشکوفایی و خودآگاهی) ایجاد محیط معنوی و روحانی جهت توسعه روانی ،اخالقی و معنوی فرد رشد منش اخالقی متناسب با ارزشها و هنجارهای فرازمانی و فرامکانی یا ترغیب به حقیقت جویی ،گرایش به خیر و نیکی و )2برنامه درسی: برنامه درسی متشکل از تعدادی موضوعات یا علوم تخصصی جداگانه و مجزاست این علوم دارای سلسله مراتب هستند که راس آنها معارف کلی مانند فلسفه و الهیات است هرچند برنامه درسی از رشته های جداگانه و متمایز تشکیل می شوند اما متناسب با مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی ایدهآلیستها معتقدند که برنامه درسی در کلیت خود باید تجلی کامل از روح مطلق باشد و در مجموع دیدگاهی منظم ،منسجم وهماهنگ در فرد ایجاد کند تاکید بر علوم نظری و انتزاعی است مانند ریاضیات )3نقش مربی: معلم نقش اساسی و محوری در تربیت دارد به طوریکه تربیت در این مکتب معلم محور است معلم باید خود یک شخصیت آرمانی و الگویی (نماد معنوی) برای دانش آموزان داشته باشد و مظهر کاملی از ارزشها باشد ایدهآلیسم معلم را مرشد و راهنمایی که متربی را از تاریکی جهل به روشنایی هدایت می کند ،می داند معلم باید در فرآیندهای یادگیری صاحب نظر بوده و تخصص را با اشتیاق درآمیزد و عالقع به یادگیری را در دانش آموز ایجاد کند معلم باید اهمیت اخالقی تدریس را در هدف آن که به کمال رساندن انسانهاست بداند )4روش تدریس (برگرفته از معرفت شناسی): از یک روش خاص استفاده نمی کنند ،از روشهای متعددی بر اساس اهداف تربیتی بهره میگیرند روشهای تدریس با ذهن و انتزاعات سروکار دارد و موجبات رشد ذهنی فرد را فراهم میکند با توجه به نقش محوری معلم روشهایی استفاده می شود که در آن معلم نقش باالیی داشته باشد روشها تاکید زیاد بر عالیق و رغبتهای درونی و ذاتی فرد دارد به این علت که یادگیری از سنخ بازشناسی است روشها به دانش آموز کمک می کند که به خودکاوی درون نگرانه و بررسی محتویات ذهنی خویش بپردازد oروش دیالکتیک (پرسش و پاسخ یا گفت و شنود سقراطی) سقراط از این روش برای برانگیختن افراد به سوال و ایجاد تردید و هدایت به پاسخ صحیح استفاده می کرد .افالطون از آن برای کشاندن افراد از جهان ماده به جهان ایده ها بهره میبرد. هدف این روش پرداختن به ذهن ،تفکر و انتزاعیات است .این روش مهمترین روش تدریس در این مکتب است. oروش سخنرانی (خطابه) بهترین روش پرداختن به مسائل ذهنی و ایده ها (که به جهان خارج ارتباطی ندارند) روش سخنرانی است oروش مباحثه یک روش فعال دوطرفه است که موجبات رشد ذهنی متربی را فراهم می آورد .از آنجاییکه در این روش ایده های متعدد مطرح می شود ،این وش نقد و ارزیابی ایدهآلیسم: • ایدهآلیسم کالسیک جنبه تک بعدی دارد (پرداختن به عالم ذهن) .دنیای مادی را رها کرده و تنها بر دنیای ذهنی تاکید دارد بنابراین کاری به دنیای مدرن علمی ندارد • ارزشها را مطلق می داند در حالیکه بعضی از آنها مطلق نیستند و قابل تغییرند • از آنجایی که این فلسفه به شدت معلم محور است ،تواناییها، عالیق و نگرشهای متربیان وتواناییهای فردی و خاص آنها مورد غفلت قرار می گیرد مکتب رئالیسم (واقع گرایی) مکتب رئالیسم که به آن واقعگرایی یا «مکتب اصالت واقع» نیز می گویند دومین فلسفه باستانی بعد از ایدهآلیسم است و به اندیشه های ارسطو(شاگرد افالطون) برمی گردد . این مکتب نقطه مقابل مکتب ایدهآلیسم است و معتقد به وجود موجودات مستقل از ذهن است یعنی اشیاء اطراف ما فی نفسه وجود دارند و وجود آنها به ادراک ما از آنها بستگی ندارد. رئالیسم در طول تاریخ متحول شده اما ریشه اصلی آنها فلسفه ارسطویی است .از لحاظ تاریخی به چهار شکل مطرح شده است: .1رئالیسم باستانی یا کالسیک (به نمایندگی ارسطو) .2رئالیسم دینی یا تومیسم (به نمایندگی سن توماس آکوئیناس) از منظر روش شناسی فلسفی دو نوع رئالیسم وجود دارد: .1رئالیسم عقالنی یا تعقلی که مشتمل بر رئالیسم باستانی و دینی است .2رئالیسم طبیعی یا علمی که مشتمل بر رئالیسم جدید و معاصر است همه رئالیستها در این اصل فکری با هم اشتراک دارند که آن استقالل جهان هستی از ذهن و اندیشه انسان است • رئالیسم تعقلی شامل رئالیسم باستانی برگرفته از ارسطو و رئالیسم دینی به نمایندگی سن توماس آکوئیناس است که با ترکیب تعالیم ارسطو و الهیات کلیسا فلسفه جدیدی به نام «تومیسم» را آورد. انسان را ترکیب روح و جسم میدانند که روح برترین مرتبه هستی انسان است و نیز انسان از عقل که از نیروهای روح است برخوردار می باشد. انسان آزاد و مسئول اعمال خویش است. • رئالیسم طبیعی یا علمی: این نوع رئالیستها انسان را موجودی زیستی-اجتماعی می دانند که ذاتا استعداد اجتماعی شدن را دارد .آنها منکر وجود اراده آزاد برای انسان هستند واو را تابع طبیعت و اجتماع می دانند. از نظر آنان چون عالم پیرامون ما واقعی است وظیفه علم است که با روش تجربه حسی به شناخت آن بپردازد نه فلسفه؛ فلسفه مفاهیم مختلف علمی را هماهنگ می کند .آنان از طریق تجربه حسی ،مشاهده و آزمایش به بررسی علوم طبیعی و کشف قوانین آن میپردازند. اساسی ترین مشخصه جهان را دائم و پایدار بودن آن می دانند و منکر مفاهیم روحی و معنوی برای واقعیت هستند یا اثبات آن را غیر ممکن می دانند. مبانی فلسفی رئالیسم .1دیدگاههای هستی شناختی رئالیسم oواقعیت از ذهن ،ادراک و اندیشه انسان مستقل است و جهان هستی خارج از ذهن ما و بیرون از آن وجود دارد و متشکل از ویژگیهای واقعی و قابل اندازهگیری است oواقعیت امری جهانی است به این معنا که در همه جا و همه وقت یکسان است oنظریه ثنویت یا دوگرایانه ارسطو( :)Dualisticتمام موجودات عالم هستی از دو جزء تشکیل شدهاند :ماده و صورت .ماده جنبه بالقوه و صورت جنبه بالفعل اشیاء است .صورت منشا ویژگیهای ذاتی ،مشترک و پایدار اشیا است و مهمتر از ماده است. oرئالیستهای علمی به جز جهان طبیعی که در آن زندگی می کنیم به جهان دیگری معتقد نیستند و آن را دائم و پایدار می دانند یا معتقدند نمی توان وجود جهان معنوی را اثبات کرد؛ جهان معنوی و روح آفریده ذهن انسانند. انسان در نگاه رئالیست عقلی: oانسان موجودی است متشکل از جسم و روح که روح از جسمش مهمتر است و برترین مرتبه هستی انسان است. oعقل مهمترین شاخصه روح آدمی است و فصل ممیز آن از حیوانات؛ همه آدمها در آن شریکند و سعادت آدمی در شکوفایی عقالنی اوست .آنها به پیروی از ارسطو انسان را «حیوان عاقل» می خوانند oبا وجود تفاوتهای جزیی انسانها همگی در یک ماهیت (صورت) که «انسانیت» است ،مشترکند oقوام انسانیت به عقالنیت است و عقالنیت خصوصیتی ثابت، ضروری و یکسان برای تمام انسانها در هر زمان و مکان است انسان در نگاه رئالیست علمی: oانسان که موجودی زیستی-اجتماعی است را به عنوان بخشی از دنیای مادی مورد توجه قرار می دهند oمنکر وجود اراده آزاد در انسان هستند و او را تابع طبیعت و اجتماع می دانند (جبرگرا) oدر بحث خداشناسی تنها رئالیستهای دینی معتقدند که ماده و روح را خداوند آفریده است و عالمی را مبتنی بر نظم و عقل ساخته است .2دیدگاههای معرفت شناختی رئالیسم رئالیست تعقلی: oتاکید بر معرفت عقلی دارد اما منکر معرفت حسی نیست oشناخت یا معرفت را مستلزم تعامل ذهن و جهان خارج از ذهن می داند oادراک حسی را مقدمه شناخت و عقلی را غایت آن میداند .ما با حواس از داده های حسی برخوردار می شویم و ذهن به بسته بندی این داده ها می پردازد .شناخت متضمن ادراک حسی و انتزاع عقلی است .ادراک حسی با ماده و انتزاع عقلی با صورت مربوط است oدانش ساخته ذهن نیست ،ماهیتا حسی و تجربی است و ذهن کمک می کند به نظم دهی آنچه حس درک می کند oبر خالف افالطون که به یادآوری و بازشناسی دانش و حقیقت معتقد بود، ارسطو به اکتساب و یادکیری دانش به کمک حس و تجربه می پرداخت رئالیست علمی: oعلم از پندار ،ذهن و اندیشه سرچشمه نمی گیرد بلکه محصول حواس است بنابراین اساس معرفت محسوسات هستند .برخی ازآنان مانند جان الک دهن انسا ن را لوح سفید و نانوشته ای میداند که به تدریج در طول زندگی از حواس مختلف روی آن نقشهایی بسته می شود که به آن یادگیری می گویند oبررسی علوم طبیعی و کشف قوانین آنها را از طریق تجربه حسی ،مشاهده و آزمایش میسر می دانند oجقیقت را محصول تطابق ذهن (به عنوان دریافت کننده) و عین (به عنوان منبع حقیقت) می دانند یعنی مطابقت فکر با اشیا (نظریه تطابقی حقیقت) :انسان وقتی به حقیقت می رسد که آنچه .3 دیدگاههای ارزش شناختی رئالیسم oهمه رئالیستها معتقدند که ارزشها مستقل از وجود انسانها وجود دارند دیدگاه رئالیستهای تعقلی: oریشه ارزشها وجود الیتغیر انسان است بنابراین ارزشهای بنیادی ثابت و تغییرناپذیرند زیرا ماهیت وجودی انسان (جسم و روح) ثابت است oارزشها مطلق و جهانی هستند oرئالیسهای باستانی معتقدند که خرد دارای قانون اخالقی جهانی است که برای همه انسانها که موجودات عقالنی هستند الزامآور است .از نظر آنها انسان باید طبق معیارهای اخالقی مطلق و جهانی زندگی کند؛ معیارهایی که مختص به افراد یا جامعه خاصی نیست و در این مسیر باید عادات خوب و فضیلت را کسب کند oرئالیستهای دینی معتقدند که با استفاده از خرد بسیاری از قانونهای اخالقی را می یابیم اما قوانین را خدا مقرر کرده است و او به ما قوه عقل داده است ،انسان با اراده خود باید خیر را بپذیرد و به ایجاد عادات نیکو در خود بپردازد و در طی این راه به غیر از عقل از ایمان نیز مدد بگیرد دیدگاه رئالیستهای علمی: oارزشها در موقعیتهای مختلف تغییر می کنند oهر چیز سازگار با طبیعت انسان دارای ارزش است و معیارهای ارزش بوسیله عقل تعیین می شوند oارزشهای فردی قابل قبول ارزشهایی هستند که با عقیده عمومی جامعه منطبق باشند oصواب و خطا از درک ما درباره طبیعت ناشی می شود نه از اصول دینی oاخالق مبتنی بر آن چیزی است که علم مفید بودن آن را برای انسان نشان داده است مثال بیماری شر است و تندرستی خیر
سایر • علوم انسانی و علوم اجتماعی • فلسفه و حقوق • علوم اجتماعی و جامعهشناسی
دانلود پاورپوینت مکاتب فلسفی و نظریه های تربیتی
60,000 تومان