صفحه 1:
صفحه 2:
صفحه 3:
تئوری اثباتی حسابداری سعی داشت تا با تمرکز بر روابط نماینسدگی, چارچوبی منسجم بسه
تئوری به طسور
.بيش فرض . مدير را به عنوان نماینده ای معرفی می کند که تنها به دنبال حداکثر کردن منافع
خود میباشد.تا زمانی که منافع مسدیر با منافع مالکان همسو نباشد.مالکان از این بابت
منظور پیش بینی رفتار مدیر در انتخاب سیاست های حسابداری ارائه دهد. ای
متضررخواهند شد. از اين رو.مالکان همواره در پی تعریف مکانیزم هایی هستند که تضاد مزبور
را کنترل نمایند. بسرای کنسترل
56 می باشد؛ در
این میان سود حسابداری به عنوان یک شاخص خلاصه.امکان ارزیابی عملکرد مدیران را بهتر از
سایر اندازه های حسابداری فراهم می آورد.
صفحه 4:
پیشتر از منظر اطلاعاتی. خطر اخلاقی را به عنوان یکی از پیاسدهای
عدم تقارن اطلاعاتی تعریف کردیم. بر این اساس خطر اخلاقی زمانی
يديد مى آید که یکی از طرفین قرارداد می تواند نتایج عملکرد خود را
مشاهده کند.اما طرف دیگر نمی تواند. این تعربف کاملاً منطبق با
شرحی بود که بیشتر در ارتباط با تئوری اثباتی حسابداری ارائه کردیم.
به این ترتیب می تسوان این گونه عنوان داشت که تشوری اثباتی
حسابداری از منظر اطلاعاتی قابل مدل سازی در بستر مفاهیم خطر
اخلاقی است.
صفحه 5:
در این فصل قصد داریم تا با تکیه بر مفاهیم اقتصاد اطلاعات
و تئوری بازی هاء موضوعات مرتبط با تضاد میان مالک و
نماینده را مدل سازی و تشریح کنیم. در این میان به یکی از
موضوعات بسیار تأثیر گذار بر روند تحقیقات حسابداری در
دوره اثباتی. بعنی مدیربت سود خواهیم پرداخت. در واقع آن
چه در این فصل از نظرتان خواهد گذشت. تحلیلی است
قیاسی در بستر اقتصاد اطلاعات است که در آن نقش
گزارشگری مالی به عنوان یک مکانیزم تعدیل کننده در روابط
نمایندگی تشریح خواهد شد.
صفحه 6:
همانطور که در تثوری قرار داد عنوان گردید. شرکت به منظور تحقق اهداف
خود در قرارداد های متعددی مشارکت می کند. از میان قرارداد ها .
ميان شركت و مدیران و قرارداد های استقراض میان شرکت
و اعتبار دهندگان از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.
دو قرارداد. تمرکز بر رقم سود حسابداری به عنسوان یک معیار است. در
قرارداد های استخدامی اغلب:
تعیین می شود. همچنین در قراردادهای استقراض نیز اعتبار دهندگان به
منظور کاهش ریسک خود. شروطی را در قرارداد های بدهی منظور می
دارند که بر مبنای سود حسابداری و شاخص های بر گرفته از سود است.
صفحه 7:
تثوری بازی در تلاش است تا بتواند خروجی تصمیمات منطقی بازیگرانی را
مدل سازی کند که با تضاد منافع در کنشی متقابل مشارکت ورزبده اند.
تئوری بازی ها می تواند به ما نشان دهد که چگونه گروه های مختلف از
جمله مدیران.سهامداران و اعتباردهندگان تحت تأثیر پیامدهای اقتصادی
گزارشگری مالی قرار می گیرند . شکی نیست که اگر قراردادهای موجود در
شرکت از جمله قراردادهای اسستخدامی و استقراض بر مبنای ارقام
حسابداری از جمله سود حسابداری باشد. آنگاه گزارشگری مالی می تواند با
پیامدهای اقتصادی همراه باشد. مقصود از پیامدهای اقتصادی. تأثير
گزارشگری مالی بر واحدهای تجاری, دولت. اتحادیه های کارگری. سرمایه
گذاران. اعتباردهندگان و تصمیمات ایشان می باشد.
صفحه 8:
مدل های تئوری بازی ها اغلب از تقابل دو با چند بازیگر در یک بازى شكل
می گیرد.ویژگی اصلی بازی هادر این تثوری وجود عدم اطمینان و عدم
تقارن اطلاعاتی میان طرفین بازی است . همچنین طرفین بازی افرادی
منطقی فرض می شوند که همواره در تلاشند تا مطلوبیت خود را حداکثر
سازند. دقيقا مشابه با تثوری تصمیم انفرادی,با این تفاوت که تصمیم گیرنده
علاوه بردر نظرگرفتن عدم اطمینان از بابت حالت های محتمسل در طبیعت.
کنش احتمالی طرف مقابل را نیز در نظر می گیرد.
زندگی روزمره ماء مثال های بی شماری از چنین وضعیت هایی دارد که از
بين دو كشورء جنك تبليغاتى بين دو شركت
اران يك شركت و مدير آن اشاره داشت.
رى بازى ها مطرح شده است؛ از جمله
٠ 3 بازی مجموع صفر . بازی برد-برد. بازی ترسو ها
( جوجه) و بازی های متعدد دیگر.
صفحه 9:
با اين حال در یک طبقه بندی کلی می توان یک بازی را از اين بابت کسه
مشاركتى است يا غير مشاركتى. دسته بندى كرد. در بازى هاى
مشاركتىء ساز و كار به نحوى است كه امكان سازش و تأمين منافع
طرفين به طور مشترك فراهم است. كارتل ها نمونه ى مناسبى از بازى
هاى مشاركتى هستند. زيرا در آن نوعى تعهد الزام آور وجود دارد. و
مادامى كه تعهد مزبور نزد اعضاى كارتل يا برجا باشد نوعى بازى
مشاركتى در ميان است و منافع مشاركت كنندكان تأمين مى شود.با اين
حال اكر تعهد مزبور از سوى طرفين رعايت نشود. بازى از حالت مشارکتی
به حالت غير مشاركتى تغيير مى كند.
صفحه 10:
ازی غير مشاركتى ميان مدير و مالك _ |
به عنوان مثال سرمايه كذاران به دنبال اطلاعاتى مربوط مى باشند. نا بتوانند با اسستفاده از
Gl جشم انداز هاى آتى شركت را ارزيابى كنند. حال آن كه اين اطلاعات الزاماً مورد يذيرش
مدير به عنوان يك ذينفع اطلاعاتى نيست. زيرا مديران در تلاشند تا بتوانند با كزارشكرى
مالی. عملکرد خود را به خوبی منعکس کرده و امکان تامین مالی ارزان تر را فراهم آورند. از
طرفی ممکن است مدیر به واسطه حفظ مزیت رقابتی شرکت از افشاء برخی اطلاعات و رویه
های مختلف خودداری کند.
فرض كنيد مدير در مقام تهيه كننده گزارش مالی. می تواند دو راهبرد یا استراتژی مختلف
را برگزیند. در راهبرد اول مدیر با یک ساختار حاکمیت شرکتی ضعیف روبرو است که می
تواند با تحریف صورت های مالی( راهبرد 0) و انعکاس رقم سود حسابداری بسه شسکلی
متفاوت از عملکرد واقعی خود . مالک را گمراه کند. در راهبرد دوم. مدير با ساختار مناسبی
از حاکمیت شرکتی روبرو است. بنابراین گزارشگری مالی را صادقانه ارائسه خواهد کرد
( راهبرد ۴۷ ) از طرفی مالک یا همان سهامدار نیز می تواند دو راهبرد مختلف يعنى خريد
سهام ( راهبرد 8) و امتناع از خرید سهام ( راهبرد 18 )را برگزیند. جدول زیر بیانگر جدول
بازده طرفین بر اساس یک سری اعداد فرضی می باشد.
صفحه 11:
مدير
مالک صداقت (H) |تحريف(0)
( سهامداد) إخريد(8) 60.40 20.80
امتنف]ع از 35.20 35.30
خريد(8)
سوالى كه مطرح مى شود اين است كه در نهايت در يك بازى غير مشاركتى ميان مدير و طرف
سرمايه كذار جه تركيبى از راهبرد ها حاصل خواهد شد؟ بديهى است كه اكر طرفين نسبت به
طرف ديكر اطلاعات كامل داشته باشند. هيج كاه راهبرد هاى (810) و (1814) انتخاب نخواهد
شد. زيرا بازيكران منطقى بوده و با اطلاع از كنش طرف مقابل راهبردى متناسب با آن بر
مى كزينئد
صفحه 12:
بنابراین تنها احتمال رخداد راهبردهای (RD ) 5 (BH) 2925 دارد در اصطلاح
به راهبرد ( 8۳) پاسخ مشارکتی بازی گفته می شود. جان نش برنده جایزه
نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۴ نتیجه این بازی غیر مشارکتی را راهبرد )]٩0( پیش
کرده است. در نگاه نش. زمانی که بازی به شکل غیر مشارکتی صورت می
پذیرد و طرفین هر یک تنها در فکر حداکثر کردن منافع شخصی خویش
هستند. می توان انتظار داشت که راهبرد (6۳0) پاسخ بازی باشد. که در
اصطلاح به آن تعادل نش گفته می شود.
رسيدن به بازدهى بيشتر از تعادل نش به .به
عنوان راهكار مدير و سرمايه كذار مى توانند با يكديكر وارد يك تعهد الزام آور
شده و راهبرد ها را به نحوى انتخاب كنند كه راهبرد تركيبى (814) حادث
شود. راهكار ديكر اين است كه بازى را به صورت مستمر و در يك بازه زمانى
طولانى تر مد نظر قرار دهيم اكر مدير براى جند دوره متوالى راهبرد(1!) را
انتخاب كند آنكاه سرمايه كذار در بلند مدت به راهيرد اتخاذى مدير اعتماد
كرده و سهام شركت را خريدارى مى كند.
صفحه 13:
۱ قضیه فولیک به این موضوع اشاره دارد که در )
بازی هایی که داثماً در حال تکرار است تعادل نش
ر شکل نگرفته و طرفین بازی در نقاط بهیفه تری
نسبت به تعادل نش قرار می گيرند.
از نگاه تثوری sil طرفین بازی همواره در حال
ارزیابی بازده احتمالی خویش در قبال کنش های
احتمالی طرفین بازی هستند. به این ترتیب نهاد های
استانداردگذار در ی باید در زمان تدوین
ا سس ی هر رویه رابر بازده
طرفين بازى در نظر كيرندء زيرا مدير در جايكاه تعيين
کننده سیاست های حسابداری و گزارشگری مالی :
wo تواند رویه هایی را برگزیندکه توازن توزیع بازده
ميان طرفين بازى را به طور قابل توجهی تغییر دهد.
صفحه 14:
|
بازی های غیر مشارکتی قابلیت تبدیل شدن به یک بازی مشارکتی را دارند.
یکی از روش های تبدیل یک بازی غیر مشارکتی به یک بازی مشارکتی ایجاد
تعهدات الزام آور از طریق ورود طرفین به یک قرارداد است. همانطور که
تر نیز عنوان شد 9 از جمله
- ود که قابل مدل سازی بر اساس تشوری
ارداد:
گر
بازى ها فى باشتدة ین بازی ها به واسطه وجود برخی تعهدات الزام آور نسوعی
بازى مشاركتى تلقى مى شود كه اين مهم از نظر منظر تتورى نمايندكى نيز قابل
تحليل است.
۲ غز باق ها Cool که به مطالعه رقناز تمایشبه و
کارفرما در یک قرارداد می پردازد . همانند نئوری بازی ها تثوری نمایندگی نیز
تضادی بالقوه میان منافع نماینده و کارفرما متصور اسست. در واقسع تشوری
نمایندگی علاوه بر اينکه دارای ویژگی های یک بازی غیر مشارکتی است ویژگی
های یک بازی مشارکتی را نیز دارد.
صفحه 15:
تئوری نمایندگی به این دلیل غير مشارکتی ات که هر یک از طرفین
قرارداد به طور مستقل تصمیمات خود را اتخاذ میکنند و توافقی مبنی بر
اينكه جه تصمیمی اتخاذ کنند صورت نمیگیرد. از طرفی روابط نمایندگی
میتواند ویژگیهای یک بازی مشارکتی را داشته باشد زیرا طرفین بازی تنها
می توانند در چارچوب قواعد مطرح شده در قرارداد گام بردارند قواعدی که
ممکن است از لحاظ قانونی الزام آور بوده یا اينکه به صورت تلویحی مدیر را
از انجام برخی امور بازدارند به اين ترتیب روابط نمایندگی نیز به ماننشد یک
بازی مشارکتی میان مدیر و مالک قابل تحلیل است.
در یک بازی غیرمشارکتی میان مالک و مدیر نوعی
عدم تقارن اطلاعاتى يديد مى ايد زيرا مدير نسبت به
الک دارای مریت اطلاعاتی است به قاض 61 ال
امکان فراهم بود تا مالک بر تمام امور مدیر نظارت
داشته باشد مشکل چندانی پدید نمی آمد.
صفحه 16:
<q ١-مدير فعلى را اخراج و مدير
دیگری را استخدام WS
۲-نظارت مستقیم
vv
wie oy ۲
شك
4 مالك شركت را به مدير -4
اجاره دهد
» ۵- سهیم کردن مدير در سود
صفحه 17:
١-مدير فعلى را اخراج و مدير دیگری را استخدام کند:
واضح است كه اين راهكار نميتواند مؤثر واقع شود زيرا هر مديرى كه جايكزين مدير
فعلى شود فردى منطقى است كه باز هم داراى تضاد منافع و مزيت اطلاعاتى مى باشد
بنابراين بايد به دنبال راهكار بهترى بود.
۲-نظارت مستقیم:
اگر مالک بتواند بدون هزینه یا با هزینه بسیار اندک بر مدیر نظارت داشته باشد مشسکل
به طور کامل حل خواهد شد . در چنین شرايطى مالك مى تواند حقوقى ثابت به مدير
برداخت كند و بر تمام امور نظارت داشته باشد در اصطلاح به اين شرايط اولين كزينه
برتر اطلاق می شود از منظر تقسیم ریسک نیز این رویکرد تقسسیم مناسبی از ریسسک
ميان مدير و مالك فراهم مى آورد مدير ذاتا ريسك گریز است حال آنکه مالک اغلب بی
تفاوت به ریسک بوده و می تواند درجاتی از ریسک را تحمل کند.
صفحه 18:
۳-نظارت غیر مستقیم :
از آنجا که امکان مشاهده نتایج تلاش های مدير به طور مستقيم براى
مالک فراهم نیست مالک می تواند برای
نظارت بر عملکرد مدیر استفاده کند زیرا در چنین شرایطی تعیین
حقوق ثابت برای مدير نمی تواند موثر واقع شسود. بر اساس راهبرد
حمایت متحرک عایدی مدیر به طور مستقیم به نتایج عملکرد وی
مرتبط شده و همزمان با تغییر در نتایج عملکرد . عایدی مدیر نیز تغییر
خواهد کرد. با اين حال نمی توان با این راهبرد به اولین گزینه برتر
دست يافت. مدير و مالك به نحوى
است که تنها با راهبرد حمايت ثابت قابل اعمال است.
صفحه 19:
۴- مالک شرکت را به مدیر اجاره دهد:
در این حالت مالک مى تواند شرکت را به طور کامل به مدیر اجاره
داده و تنها در قبال آن از مدير اجاره بها دریافت کنسد. بسدبهی
است که در جنين شرايطى كل ريسك از مالك به مدير منتقل مى
شود. بنابراين از منظر تقسيم ريسك اين رويكرد نمى تواند
چندان سودمند واقع شود. از طرفی مدير نسیز در قبال رسک
تحمل شده بازده بیشتری را درخواست می کند که این مهم
هزینه های نمایندگی را به طور قابل توجهی افزایش می دهد.
صفحه 20:
۵- سهیم کردن مدیر در سود:
در پایان قصد داریم کار آمد ترین راه يعنى سهيم كردن مدير در عملكرد را
تشریح کنیم که در اصطلاح به آن دومین گزینه برتر اطلاق می شود.
براساس اين رويكرد مدير دربخشى از نتايج عملكرد سهيم مى شود. در
واقع مالى با جنين راهبردى تابع مطلوبيت مدير را به تابع مطلو
خويش كره مى زند. به بيانى حركت در مسير تاه ن اهداق شخمی مذیرفر
نهايت به نفع مالك نيز تمام مى شود.واضح است كه مع ن عامل در
بياده سازى اين راهبرد استكه
مهمترین عامل در پیاده سازی این راهبرد. تصیین یک شاخص ارزیابی
عملکرد است شاخصی که بتواند نتایج عملیات هر دوره را بسه درسستی
صفحه 21:
در یک جمع بندی کلی در ارتباط با سیاست های مختلف برای کنسترل تضاد
ميان مدير و مالك مى توان يك چارچوب کلی به شرح ذبل ارائه کرد.
-اكر بتوان تلاش هاى مدير را مشاهده کرد اتخاذ سیاست های نظارت مستقیم و غیر مسستفیم
راهکار مناسبی خواهد بود . در چنین شرایطی با فرض بی تفاوت بودن مالک نسبت به ریسک .
تعیین حقوق ثابت برای مدیر بهترین راهکار بوده و هیچ گونه هزینه نمایندگی را در پی نخواهد
آداشت.
ا-اگر نتوان تلاش های مدیر را به طور مستقیم مشاهده کرد اما سود حسابداری بتواند این تلاش
ها را اندازه گیری کند آن كاه سهيم كردن مدير در عملكرد بر مبنای سود خالص بهترین راهکار
آخواهد بود. با این وجود سود خالص به عنوان یک شاخص ارزیابی عملکرد همراه با خطاست.
-اكر نتوان تلاش هاى مدير را مشاهده کرد و امکان استفاده از سود خالص بسه عنسوان یسک
|شاخص ارزیابی عملکرد نیز فراهم نباشد آن گاه بهترین راهکار اجاره دادن شرکت بسه مدیر
است . البته که این شیوه از قرار داد غير کاراست زیسرا ملاحظات تسسهیم ریسک در آن بسه
درستی صورت نگرفته و تمام ریسک به مدير منتقل می شود. در چنین شرایطی هزینسه های
آنمایندگی به بیشترین حالت خود می رسد.
صفحه 22:
یکی از عواملی که مانع از آن می شوند تسا سود
حسابداری. یک شاخص اطلاعاتی کامل برای
عملكرد مدير شناخته شود.ء تأخير در شناخت
رخداد هاى مالى در حسابدارى بهاى تاريخى است.
مخارج تحقيق و توسعه نمونه مناسبى از تأخير در
شناخت gly تاريخى در كيفيت اطلاعاتى سود
خالص به عنوان یک شاخص ارزيابى عملكرد است.
صفحه 23:
نمونه دیگری از تاخیر در شناخت . وجود دارایی ها و بدهی های احتمالی
است. وجودبدهی های احتمالی که
در برخی موارد در گزارشگری مالی منعکس نمی شوند. به عضوان مشال
تخریب محیط زيست بر اساس سياست هاى فعلى مدير . ممكن است به
لحاظ حقوقی برای شرکت پیامدهایی داشته باشد که در سود خالص دوره
جاری منعکس نشود.
حسابداری تعهدی مکمل این مزیت اطلاعاتی است زیرا امکان مدیریت
گزارشگری مالی را برای مدیر فراهم می آورد.
حسابداری تعهدی و وجود اقلام تعهدی فرصتی برای اعمال سویه در سود
نزد مدير فراهم مى كنند . در واقع مدير مى تواند با مدیربت اقلام تعيهدى
نتايج عملكرد خود را از يك دوره به دوره ديكر منتقل كرده واز منافع
ى بهره مند شود.
صفحه 24:
مدیریت سود را مورد بررسی قرار داد .
و دیدگاه قرار دادی . از منظر گزارشگری مالی ممکن است
مدیران برای رسیدن به سود پیش بینی شده توسط تحلیل گران از مسدیریت
سود استفاده کنند و به این طریق از لطمه خوردن به خوشنامی شرکت و کاهش
شدید قیمت سهم دوری کنند.
این روبکرد مدیران در مدبریت سود به منظور جلوگیری از کاهش قیمت سهام
دقیقاً در ضد فرضیه بازار کارا می باشد زیرا بر اساس فرضیه بازار کارا در سطح
نیمه قوی بازار نسبت به تغییر روش های حسابداری که فاقد جریان نقدی باشد.
واکنش نشان نخواهد داد. برخی روش های مدیریت سود نشان می دهند که
مدیران کارایی بازار اوراق بها دار را به طور کامل قبول ندارند. با این حال این
عقیده نیز وجود دارد که ممکن است هدف مدیربت گزارش جریانی از سود های
هموار و در حال رشد طی زمان باشد.
صفحه 25:
از بعد قراردادی چنانچه باشند مدیریت سود می تواند به
عنوان راهی برای حفاظت از شرکت در برابر پیامد رویداد های پیش بینی نشسده باشد.
همچنین قرار دادهای پاداشی که مقداری مدیریت سود را مجاز می شمارند و آن را لحاظ
می کنند. کاراتر هستند زیرا حذف کامل مدیریت سود می تواند پر هزینه باشد.
در اصطلاح به مدیریت سود با بهره گیری از اقلام تعهدی و مبانی حسابداری مدیریت سود
مصنوعی و به مدیربت سود با بهره گیری از اقدامات واقعی مدیریت سود واقعی می گویند.
صفحه 26:
صرف نظر از منطق زیر بنایی مدیربت سود مبتنی بر اقلام
تعهدی.این قانون تایید شده وجود دارد که اقلام تعهدی
می باشند.بنابراین مدیری که با استفاده از اقلام
تعهدی سود را به رقمی بالاتر گزارش می کنسد می دانسد کسه
بازگشت اقلام تعهدی در دوره های بعد موجب کاهش سودهای
آتی می شود. چنانچه مدیر قصد داشته باشد گزارش زیان را
بیشتر به تعویق بیندازد به مدبربت سود بیشتری نیاز خواه_د
بود. درنتیجه اگر یک شرکت عملکرد ضسعیفی داشسته باشد
مدیربت سود نمی تواندروز حساب را بسرای هميشه به فردا
موکول کند. بنابراین نباید از اين موضوع که
برای توجیه گزارشگری گمراه کننده یا متقلبانه
استفاده کرد
صفحه 27:
صفحه 28:
اين روش مى تواند طی دوره های تجدید ساختار با در صورت وجود فشار
سازمانی استفاده شود. چنانچه شرکت مجبور به گزراش زیان باشد ممکن
است مدير تصمیم بگیرد زیان بیشتری را گزارش کند زیرا در اين مسوقعیت
شرکت زی برای از دست دادن ندارد. در نتیجه مدیر تمامی
مقادیر زیان را از حساب ها پاک کرده و کاهش ارزش دارایی ها را aah
کامل شناسایی می کند.
این روش نیز مشابه حالت اول است اما با شدت کمتر. اين الگو ممکن اسست
توسط شرکت هایی که مورد توجه سیاسی هستند و سود آوری بالایی دارند
مورد استفاده قرار گیرد. از جمله رویه هاپی که به حداقل سازی سود کمک
می کند می توان به افزایش هزینه تبلیغات و مخارج تحقیسق و توسعه با
تسریع مستهلک کردن دارایی های سرمایه ای اشاره کرد.
صفحه 29:
طبق تئوری اثباتی حسابداری . مدیران ممکن است به قصد ح-داکثر سازی
پاداش خود اقدام به حداکثر سازی سود جاری کنند . مشروط بر این که رقم
آن به بیش از رقم مورد نیاز برای دریافت سقف پاداش نرسد. ممکن است
شرکت هایی که در معرض نقض مفاد قرار داد بدهی قرار دارند نیز سود خود
زا خداکثر کنند.
شاید این باشد. از بمد قراردادی .
مديران ريسك گربز یک جریان پاداش کم نوسان را ترجیح می دهد
بنابراین ممکن ا ها سود را طی زمان هموار کنند تا به پاداش نسبتاً
با ثباتی دست يابند. قراردادهای پاداش کارا مقداری از هموار سازی سود را
مجاز می دانند زیرا آن را به عنوان راهی کم هزینه بسرای تسامین بخشی از
مطلوبیت مدپر در نظر می گیرد.
صفحه 30:
انكيزه هاى مديريت سود
از جمله مهمترين تحقيقات انجام شده در زمينه انكيزه هاى قراردادى
مديريت سود. مقاله ى هيلى ( 1988) با عنوان ((تاثير طرح هاى ياداش بر
تصميمات حسابدارى )) است هيلى مشاهده كرد كه مديران ( بيش از
مديريت سود ) داراى يى سرى اطلاعات محرمانه از سود خالص هستند. به
دليل آن كه ممكن است كروه هاى برون سازمانى . حتى هيئت مديره
سازمان قادر به آگاهی از رقم سود اصلی نباشسند . هیلی پیش بينى كرد
تحت قراردادهای پاداش شرکت.مدیران سود را به قصد حداكثر سازى
پاداششان مدیرت می کنند.
هیلی با نگاه دقیق به ساختار طرح های پاداش پیش بینی هاپی درباره اينکه
مديران جكونه و تحت جه شرايطى دست به اين نوع مدبريت سود می زنند
ارائه کرد.
صفحه 31:
نمونه مورد بررسی هیلی محدود به شرکت هاپی است که طرح پاداششان فقط
مبتنی بر سود خالص گزارش شده در هر دوره می باشد.در شکل زیر یک طرح
پاداش معمول را به تصوبر می کشد که پاداش به طور خطی بین مقادیر کف و
سقف افزایش می بابد. چنانچه سود کمتر از مقدار کف باشد پاداش صفر
خواهد بود. و اگر هیچ سقفی وجود نداشته باشد . مبلغ پاداش در راستای خط
نقطه چین افزایش می یابد. در صورت وجود سقف . پاداش به ازای سود خالص
مازاد بر سقف ثابت خواهد ماند
صفحه 32:
خالص اقلام تعهدی | جریان نقد حاصل از = | سود خالس
'عمليات
اقلام تعهدى را مى توان به دو دسته اختيارى و غير
اختيارى تقسيم كرد.
خالص اقلام تعهدى غير اختيارى + خالص اقلام تعهدى اختيارى +
جرّیان نقد حاصل از عملیات برابر است با سود خالص
صفحه 33:
مدیر می تواند روی اقلام تعهدی اختیاری تا حدی کنترل اعمال NAGS
چه تعیین میزان تغییر در مانده حساب های تعهدی ساده است اما دلایل
تغییر در این حساب ها برای محققان و سرمایه گذاران روشن نیست.
هزینه استهلاک سالانه بر مبنای رویه استهلاک شرکت و عمر مفد
بر آوردی دارایی ها محاسبه می شود. اگر رویه استهلاک را سابت در نظر
بگیریم . هزینه استهلاک یک رقم غیر اختیاری خواهد بود. اما شرکت می
تواند بر آورد خود از عمر مفيد دارايى ها را تغيير دهد.در اين حالت.
هزینه استهلاک شامل یک عنصر اختیاری است.
فرض کنید این تغیبر حاصل کاهش در ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
برآوردی توسط شرکت باشد.این یک قلم تعهدی اختیاری اسست زیسرا
مدیریت برای کنترل این رقم آزادی و انعطاف دارد.
صفحه 34:
هیلی برای آزمون فرضیه خود. ۴۴۷ سال -شرکت را کسه طرح پاداششان که دارای
مبالغ سقف و کف بود مورد بررسی قرار داد و مشاهدات را در سه گروه زیر طبقه بنسدی
Se
(UP) Yb 09,5 : شامل مشاهداتی که سود خالصشان بالاتر از رقم سقف است.
گروه پایین ( 0۷) : شامل مشاهداتی که سود خالصشان کمتر از رقم کف است.
گروه میانی ( Jol: (MID مشاهداتی که سود خالصشان بین ارقام کف و سقف است.
صفحه 35:
مک نیکلز و ویلسون ( ۹۸۸) نیز به مطالعه رفتار اقلام تعهدی در بستر طرح
های پاداش پرداختند. آن ها با تمرکز بر ذخیره مطالبات مشکوک الوصسول
دریافتند که به طورمیانگین در شرکت های غیر سود آور یا بسسیار سود آور
(یعنی شرکت هایی که احتمالاً سود خالصی کمتر از کف يا بیشتر از سقف را
داشته اند) از اقلام تعهدی کاهنده سود استفاده شده است. در حالی که در
شرکت هایی که از نظر سود آوری در وسط طیف قرار داشسته اند. رقم اقلام
تعهدی اختیاری بسیار کمتر و عمدتا افزاینده سود بود. این نتایج با یافته های
هیلی سازگار است.
صفحه 36:
معمولا قرارداد های وام برای کنترل مشكل خطر اخلاقى موجود بين مدير و
وام دهنده داراى مفادى هستند كه از وام دهنده در برابر اقدامات مدير
محافظت مى كنند.به همين دليل قرارداد هاى بدهى معمولاً مبنى بر متغير
هاى حسابدارى هستند. تا براى مثال مانع از توزيع بيش از حد سود نقدى و يا
استقراض بيشتر شوند.
با توجه به فرضیه قراردادهای بدهی ۳/۲ نقض مفاد قرار داد می تواند هزینه
ای سنگین به قرض گیرنده تحمیل کند. بنابراین انتظار می رود مسدبران از آن
اجتناب کنند. مدیریت سود می تواند به عنوان وسیله ای برای کاهش احتمال
نقض مفاد قرارداد به کار رود.
صفحه 37:
قرار دادهای ضمنی يا رابطه ای نیز می توانند انگیزه ای برای مدیریت سود
باشند این قراردادها رسمی نیستند بلکه حاصل روابط مستمر بین شرکت و
ذینفعانش ( کارکنان . تامين كنندكان . وام دهندگان, مشتریان و ...) بسوده و
بیانگر رفتار مورد انتظار بر مبنای داد و ستد های تجاری شرکت در گذشته
هستند. برای مثال اگر شرکت و مدیران آن به برآوردن همیشگی تعهدات
قراردادی خوشنام باشند تامین کنندگان و وام دهندگان شرایط بهتری به آن
ها ارائه مى كنند و اعتماد بين ذينفعان و مدير شركت افزايش مى يابد به
علاوه هر چه سود خالص شرکت بالا تر باشد خوشنامی مدير نيز افزايش
خواهد یافت و اعتماد ذینفعان به توانایی مدیر در بر آوردن تعهدات قراردادی
بیشتر خواهد شد.
از جمله دلایل مهم مدیران برای رسیدن به سود همسدف. ارتباط با ساپر
ذینفعان می باشد.
صفحه 38:
یکی از راه های بر آوردن انتظارات. مدیریت سود اسست. سرمایه گذاران منطقی از این
انگیزه آگاهند بنابراین در صورت بر آورده نشدن انتظاراتشان گمان می کنند که اكر مدير
نتوانسته به اندازه کافی سود را مدیریت کند. چشم انداز آتی سود آوری شرکت می بایست
بسیار ناخوشایند باشد. همچنین ممکن است آن ها فکر کنند شرکت بسه خوبی اداره نمی
شود زیرا نتوانسته آینده خود را به خوبی پیش بینی کند . نتیجه آن که عسدم بسر آوردن
انتظارات موجب می شود تا بازار با کاهش قیمت سهم. شرکت را به سختی تنبیه کنسد بسه
ویژه اگر فاصله سود واقعی و سود پیش بینی شده بسیار اندک باشد.
البته مدیری که نتوانسته به سود مورد انتظار دست یابد توجیهاتی ارائه خواهد کرد بسرای
مثال ممکن است به مشکلات شرکت اشاره کند یا صرفاً عذر و بهانه بیاورد. تحقیقات نشان
می دهند چنانچه توجیه شرکت معقول و قابل باور باشد تحلیل گران پیش بینی خسود را از
سود افزايش داده و نگرش مثبت درباره مدیربت خواهند داشت اما اگر توجیهات غیر قابل
باور باشند. پیش بینی سود کاهش یافته و نگرش منفی نسبت به مدیریت شکل می گیرد.
صفحه 39:
ار سهم شرکت در عرضه اولیه چندان مشخص نیسست و بایسد سسهم شرکت ارزش
گذاری شود. طبیعتا این سوال مطرح میشود که ارزش سهم اين شركت ها در عرضه اوليه را
چگونه ارزش گذاری میکنند؟اطلاعات حسابداری در امید نامه منتشر شده توسط شرکت.یک
منبع اطلاعاتی سودمند تلقی میشود. تحقیقات نشان میدهد اطلاعاتی نظیر سود خالص
میتواند برای تعیین ارزش شرکت به سرمایه گذاران سیگنال دهسد. همچسنین طبسق شسواهد
تجربی موجود.بازار به پیش بینی سود به عنوان نمادی از ارزش شرکت)واکنش مثبت نشان
می دهد. بر همین مبناءاین امکان وجود دارد که مدیران شرکت هایی که قصد دارند به سهامی
عام تبدیل شوند. سود گزارش شده در امید نامه را مسدیریت کنند تسا قیمت بالاتری بسرای
سهامشان دریافت کنند.
صفحه 40:
یکی از استدلال هایی که درراستای توجیه خوب بودن مدیربت سود مطرح میشود.مبتنی
برمفهوم ۱ است کسه توسسط دمسکی و همکارش
درسال 4417١مطرح شد.طبق اين مفهوم.نمايندكان(مديران)به دليل تخصصشان.اطلاعات
تخصصى بسيارى كسب ميكنند اما مخابره اين اطلاعات به كاركماران (مالكان
شركت)بسيار بر هزينه است وبه عبارتى.اين هزينه ها مانع از مخابره اطلاعات
ميشود.براى درك بهتر.در نظر بكيريد كه براى يك يزشك دشوار است كه جزئيات دقيق
درباره بيمارى رابه شخص بيمار مخابره كند. عمل جراحى انجام شده از يك سوبيانكر
مهارت يزشك بوده واز سوى ديكر.معرف اطلاعات كسب شده طى تش خيص بيمارى
است.دمسكى و همكارانش نشان دادند كه اين جريان اطلاعاتى مسدود شده ميتواند
کارایی قرارداد را کاهش دهد .زیرا مدير ميتواند در كسب اطلاعات كوتاهى كند واقسدامی
انجام دهد كه از ديدكاه مالكان.غير بهينه است.براى مثال.يك يزشك ميتواند در بررسى
دست مجروح يك بيمار اهمال نموده و متوجه پاره شدن تانسدون يا عصب آن نشسود و
بنابراین به یک بخیه ساده کفایت کند. با وجود چنین چیزی.طبیعی است مالک اکارگمار
انگیزه داشته باشد تا موانع مخابره اطلاعات را حذف نموده یا کاهش دهد.
صفحه 41:
بیشتر شواهد مرتبط با تمایل مدیران به استفاده از مدیریت سود برای حد اکثر سازی
يافاقن انان برا مسورةبيحث قراز دادي م #ختيسق انجام شذه' توسظ ةهج ولوق
وسویینی(۱۹۹۶)برخی دیگر از الكيزة هاى مديريت سود را نفايان ساخت ازجمله
متداولترين:الككيزههاءتزديك بودن به فقن ,مقا فرازفا بدهئ اسث. .يكن ديكر از
انكيزه ها زمانى ايجاد ميشود كه مدير قصد افزايش سرمايه را داشته وبخواهد عايدات
حاصل از انتشار را حداکثر کند. انواع مختلفی از اقلام تعهدی اخثیاری می توانند برای
افزایش سود خالص در کوتاه مدت بکار گرفته شوندمانندشناسایی زود هنگام
درآمد.بیشتر براورد کردن عمر مفید دارایی های سر مایه ای,ذخیره گیری کمتر از حد
برای هزینه های باز سازی و زیست محیطی و... باتوجه به کوتاه بودن افق زمانی
تصميم در اين جاءقانون باز افلام تعهدی نگرانی کمتری برای مدیر ایجاد
به ميزانى كه مديريت سود انجام شده براى افزايش قيمت سهم قابل شناسايى
نباشد.سرمايه كذاران فعلى در ازاى هزينه سرمايه كذاران جديد.منتفع ميشوند.
صفحه 42:
پیام ما برای حسابدارانی که قصد کاهش مدیریت
که کارایی بازار را رد نکنند.بلکه افشا را بهبود .افشای کامل به سر
مایه گذاران کمک میکند تا صورت های مالی را بهتر ارزیابی کنند وآسیب
پذیری کمتری در برابرسویه های رفتاری مدیر داشته باشند .همچنین
افشای کامل توانایی مدیران برای سوءاستفاده از حاکمیت شرکتی ضعیف و
ناکارایی بازار را کاهش می دهد.برای مثال.گزارشگری شفاف رویه های
شناسایی در آمدو توصیف دقیق اقلام تعهدی اختیاری(ماننضد اندوخته
تجدید ساختار با ذخیره کاهش ارزش)مدیریت سود بد را کاهش می دهد
وتوانایی مدیر برای تحریف صورت های مالی را محدود میکند .راه دیگر
بهبود افشا این است که آثار ثبت کاهش ارزش های قبلی بر سود عملیاتی
دوره جاری را گزارش کرده,وبه این طریق.سرمایه گذاران وکمیته پاداش را
در تشخیص اقلام کم پایدار یاری ميکند.
صفحه 43:
یک شاخص ارزیابی عملکرد باید نسبت به تلاش هاى مدير حساس بوده
ودراندازه گیری عملکرد دقیق باشد .هرچه این دو ویژگی در شاخص
ارزيابى عملكرد بهبود يابند.كارايى قراردادها هم بهبود خواهد
.مقصود از حساسيت اين است كه شاخص ارزيابى عملكرد تاجه
داشته باشد.هركاه ارزش مورد
انتظار شاخص ارزيابى عملكرد در قبال تلاش هاى مدير بهبود يافته ودر
قبال كار شكنى هاى وى به طور مناسبى كاهش يابد.ادعا برآن است كه
شاخص مربوطه حساس است.
همانطوز .که پیشتر عنوان شد.در دوره اى كه مدير اقدام به مخارج
وتوسعه میکند.ا زآنجایی که تلاش های مدیر د, » ارزش
آفرین خواهد بود.باید شاخص ارزیابی عملکرد از این بابت افزایش یابد.اما
سود خالص واکنشی معکوس به این مهم نشان میدهد.به این ترتیب
میتوان ادعا داشت که سود خالص نسبت به انعکاس تلاش هاى مدير در
ارتباط با مخارج تحقیق و توسعه حساس نیست.
ميزان نسبت به تلاش هاى مدير
صفحه 44:
یکی دیگر از ویژگی های یک شاخص ارزیابی عملکرد این است که از دقت
بالایی برخوردار باشد. که پارازیت درآن کم خواهد بود.به اين مفهوم كه
آنچه تحت عنوان عملکرد مدیر اندازه گیری می شود با نوسان کمتری در
خطای اندازه گیری همراه خواهد بود.
هولمسترام(۱۹۷۹)معتقداست میتوان برای کاهش چالش های مرسوط بسه
ارائه یک شاخص ارزیابی عملکرد در کنترل تضاد ميان مدير ومالك ءاز
شاخص های ترکیبی استفاده کرد.درنگاه وی سود خالص در يك سو
وقیمت سهم در سویی دیگرءوبژگی هایی دارندکه می توانند مکمل
یکدیگر باشند.سود خالص معیاری دقیق وکم نوسان از عملکرد مدیر ارائه
میکند.حال آنکه قیمت سهم باسرعتی بالااتلاش های مسدیر را در خسود
منعکس میکند.به این ترتیب نقاط ضعف هر شاخص نوسط شساخص دیگر
پوشش داده میشود.
صفحه 45:
با تشکاز توجه شما