صفحه 1:
ee لوي تسن سدس كر
سرگذشت انسان از معبر تمدنها میگذرد» و «تمدتها در طول تاريخ در شكل
دادن به هویت بشر گستردهترین نقش را داشتهاند.» امروزه تمدن به سند تاريخى
فر هنك ملل تبديل كشته و نرد آنان از اهمیتی ويه برخوردار است؛ و كعتر ملتى
را مىتوان يافت كه نسبت به مواريث خود تعصب نورزد؛ زیبایی, و قدمتش را به
رخ دیگر ملل نکشد و برای حفظ و نگهداری آنها مبالغی هنگفت هزینه نکند
صفحه 2:
و صطلاح
فرهنگنویسان بررای واژه تمدن معانى زيس را نوشتهاند: «شه_نشينى »» (اسالیب
شه رنشينى گریدن» (به زی شهرنشینان د رآمدن»» ((فرهیختگی ». این معانی
bb بر بیررون آمدن انسان از حالت بربرریت و وحشیگری یعنی نخستین شرط و
ممرحله تمدن است؛ در حالی که اممروزه ازتمدن معانی یاد شده مراد نیست و این واژه
صورت اصطلاحی را به خود گرفته که مفاهیم زیر از آن اراده میگردد
.ممرحله یا نوعی خاص از فرهنگ که در عصر معینی موجوديت يافته. 1 است
نوعی فرهنگ پدیدار شده در شهرها.. 2
انقلاب شهرى. .3
صفحه 3:
3 مدنعبار طستاز 74 لارپرلی آفریدنجامعهای که ک زر ریت توا
کار یکدیگ و بهمنزله asi از یکخانواده oe als 5 من
عد جنبه مادوو كلى اذر رم دوف ره
.لست
نظمى اجتماعي كه در نتيجه وجود آنن <لقيتف_مهنكى لمكانيذير موشود و جريازييدا -
:میکند. در تمدنچهار رکزاساسی را میت ولنت شخیصهاد که عبارتند از
پیشبینی و احتیاط در لمور لقتصادی2 -سازیمانسیاسی3-سنناخالقی4- کوششدر رل -1
تدزب مجموع فعا لتهاى عينيه فني و لطلغاتي جامحه اطلهم وك دد .ف رهفكهلمور -
.نهني مانتد دين فلسفه و هن را در بسرم ىك يرد
صفحه 4:
در یک تعریف Sin) IS به محموعه آداب و عادات و اندیشهها و
اوضاعی اطلاق میگردد که گرروهی از مردم در آن شرکت دارند و از
نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا میکند. » اما به باور بخی دانشمندان» در
gue حالی که اين دو واژه به حوزه معناشناختی واحدی تعلق دارند و
مفاهیم اساسی یکسانی را منعکس میکنند؛ ولی به طور AR dele HS
نیستند. («فرهنگ بیشتر یادآور پیشرفتهای انفرادی است و تمدن یادآور
پیشرفتهای جمعی
صفحه 5:
دامنه «فرهنگ» محدودتر از (تمدن» است. فرهنگ راه مشتررک زند گی» اندیشه و کنش
:انسان و درب گيرنده این چیزهاست
سا زكارى كلى با نيازهاى اقتصادى يا محيط جفرافیابی ۱۰ 1
سازعانمشتركى كه بلى فو نشاندننيازهاى لجتماعيى وسياسي كه از محيط .2 .2
:دير لموزير,خاستهانه يينا شده لسة
.مجموعه مشتركي از لنديشهها و دستاوردها.3
از تعاریف بالا چنین دانسته میشود که هم یک از واحدهای اجتماعی ممکن است فرهنگ ویخه
«خود را داشته باشند
صفحه 6:
يالى درثارة تمدن و تمدن اسلامى
تمدنی که رو زگاری به ذام اسلا بر بخشهای گستردهای از جهان حکمفرما شدء محصول
تلاش و کوشش دو دسته از اقواع و ملتها است. دسته نخست کساني بودند كه با ظهور و
دعوت اسلام كيش بيشين ود را كنار نهادند و به اسلام گررویدند. دسته دوم کسانی
يودند كه آيين كذشته ودرا حفظ كردند وبه عنوان همييمان و معاهدء همجنان در
قلمرو اسالامی به زندگی خود ادامه دادند. این هر دو گرروه در دوران كستترش اسلام با
حفظ نوعی وابستگی به فرهنگ بومی خود, جذب اصول و ارزشهای اسلامی گشته و
تمدن بورك اسلامى را رقم زدند
صفحه 7:
اما در یک نگاه دقیقتر میتوان تمدن اسلامی را شامل دو جنبه دانست
خود اسلام پدید آمد و در پرتو خلاقیت و ابتکار مسلمانان بسط و
منشأً این جنبه از تمدن اسلامی قرآن و سنت پیامبس (ص )» و اهل بیت (ع ) بود. اما جنبه
Keo تمدن اسللامیء نه ابداع مسلمانان» بلکه میرراث به جای مانده از تمدنهای پیشین در قلسرو
اسالام بود که به دست مسلمانان توسعه و تکامل یافت و به رنگ اسلاع دررآمد. در طول دوران
گسترش, فرایند جذب تمدنهای گوناگون به تمدن اسلامی یا بهتعبیرری اسلامی شدن تمدنهاء
ادامه یافت. ملتهایی که اسلاع را پذیر! گشتند به فرهنگ و تمدن خویش نیز رنگ اسلامی
بخشیدند و خود را با ارزشها و اعتقادات اسلامی هماهنگ ساختند
یک جنبه آن به وسیله
بش يافت. در حقيقت
صفحه 8:
رویهمفته تمدن اسلامی میراث مشت رک ممردم و ملتهایی است که روزگاری
زیم سلطه اسلام دررآمدند و در ساخت و شکوفایی آن ايفاى نقش كردند.
اينان مردم و ملتهایی بودند که تار و پود مستحکم امت اسلامی را تشکیل
«میدادند
به این ترتیب تمدن اسلامى نه به نثراد خاصى تعلق دارد و نه ملى است كه به
مردم خاصی تعلق داشته باشدء بلکه تمدنی است گسترده که همه گروههای
نترادی و قومیای را که در پیدایش» رونق و طراوت و گسترش و نفوذ آن
در دوران اوج شكوفايى نقش داشتهاند دربم كيرد
صفحه 9:
GIP IF 4 عظیم
بدین گونه اسلام که یک امپرراتوری عظیم جهانی بود با سماحت و
تساهلی که از مختصات اساسی آن به شمار میآمد مواریث و آداب بی
زیان اقوام مختلف را تحمل كرد همه را به هم د رآميخت و از آن
چی تازهای ساخت. فرهنگ تازهای که حدود و ثغور نمیشناخت و
تنك نظ ريهايى كه دنياى بورثوازى و سمايهدارى را تقسیم به
ملتهاء به مرزها و به نثرادها كردء در آن مجهول بود. مسلمان» از هس
ناد كه بود - عررب يا تركه سندى يا اضريقايى- در هس جايى از
قلمو اسلام قدم مینهاد خود را در وطن خويش و ديار خويش
صفحه 10:
همه حاء در مسحده در مدرسه در حانقاه» در بیمارستان از هم قوم مسلمان
نشان و یاد گاری بود. اما بین مسلمانان نه اختللاف جنسیت مطرح بود نه
اختلاف تابعيت. همه جا يك دين بود و یک فرهنگ؛ فرهنگ اسلامی که
فى المثل زبانش عرربى بودء فكرش ايرانى؛ خيالش هندى بود و بازويش
ترکی» اما دل و جانش اسلامی و انسانی بود» پرتو آن در سراسس قلمرو
اسالام وجود داشت: مدینه, دمشق, بغداه ری» نشابور قاهم» قرطيه
غرناطه» قونیهء قسطنطنیه, کابلء لاهور و دهلی؛ زادگاه آن هم همه جا
بود و هیچ جا. در هر جا از آن نشانی بود و در هیچ جا رنگ خاصی بس آن
قاهر نبود. اسلامی بود؛ نه شرقی و نه غربی. با این همه» رشد و نمو آن
در طی مدت سه چهار قررن متوالی چنان سریع بود که به یک معجزه شگرف
.میمانست
صفحه 11:
اما اينكه در برخى نوشتهها از تمدن اسلامى به تمدن عرربى ياد
میشوده دو منشأً دارد: یکی اعراب متعصب هستند که حتی از
پیامبم اسلام ین با عنوان پیامبر عرربى ياد مىكنند؛
و دیگرمستشرقان هستند که به دلیل سلطه سیاسی اعراب و نین
زبان عمربی بس جهان اسلا تمدن اسلامی را تمدن عمبی
میخوانند . كروهى نين اين دو عنوان را به هم د رآميخته و
اصطلاح تمدن اسالام و عررب را به کار میبند. ولی حقیقت یک
جين بیش نیست: تمدن اسلامی
صفحه 12:
تمدنهای گوناگون علاوه بر اصول مشتررک» وجوه خاصی نی دارند که آنها را از
یکدیگ متماين میسازد. این وجوه میتواند قومی» ملى يا دينى يا با قلمرو جفرافیایی
يك تمدن مرتبط باشد. در این میان تمدن اسلامی از دو ویثرگی (جهانی بودن» و
«مذهبى بودن» برخوردار است که ویخگی نخسته آن را به تمدنی میان قارهای
.تبديل كرده و ويشكى دوم آن را در زمره تمدذهای دینی جهان د رآورده است
جهانی بودن:
abe که از قرآن کرریم نیز بررمیآیده این ویژگی ممربوط به باورها و بینشهای اسلام
است. مخاطب اسلام همه انسانهاء در همه اعصار و قرون هستند و هم مسلمانی
وظیفه دارد در اندازه توان دیگران را به این دين سعادت آفرين دعوت كند. برنارد
:لویس در این باره مینویسد
مسلمانان خود را مالک خوشبخت آخرین وحی خداوند میدانستند و احساس میکدند
»كه موظفاند كلام خداوند را به گوش دیگر انسانها برسانند
صفحه 13:
:او در ادامه مینویسد
تمدن اسلامى اوا نی بود که میتوان آن را از این جهت که اضراد و اقوام و فرهنكها و
قارههاي گوناگون را دربرمیگرفت جهانى ناميد. اسلام تنها آسيابى و آفريقايى نبودء بلكه
از آن جهت که مدتهای طولانی در اسپانیا و جنوب ایتالیا و استپهای روسیه و شبه جزیره
بالكان حضور داشت ارويايى نين تلقی میشد. به لحاظ جفرافیایی از جنوب اروپا تا قلب
آضريقا و در
آسيا تا آن سوى مرزهاى جين و هند كسترده بود و نثرادهاى سياه و زرد را دربمیگرفت.
2 از زمان پیامبر حضرت محمد (ص ) در عربستان و سپس راهیابی پیمروان او به
اطراف مدیترانه هميشه به عنوان ((همسایه و رقیب مسیحیت مطرح بود))
یگ عن مضع اه كك ااه و كاري وكين
را در خود جای دهد و از عناصم سازنده و ارزنده آذان بهره برد ٠ تائيس اين وبع
عتلای تن اسلامی و شین تأثگذاری آن بر مدن یی به اازهای آست که شماري ار
.نویسندگان متأضر غربی ببراین باورند که مدرنیته هم از اسلا سربسآورده است
صفحه 14:
مذهبی بودن
تمدن اسلامى تمدنی مذهبی و دینی است؛ به این معنا كه مسلمانان موظفند علاوه بر جانبداری از
آن؛ آداب و مناسک ویخهای را نیز رعایت کنند. ما دانشمندان و نویسندگان غیم مسلمان
بسیاری را سراغ داریم که درباره اسلاع و فرهنگ و تمدن آن بسیار جانیدارانه صحبت
کرده و خدمتهای شایانی نین به آن ارائه کردهاند؛ به طوری که مسلمان نبودنشان ما را
شكفترده موسازد. ولى شمار بسيارى از اينان هررگز اسللام نیاورده و همچنان بر کیش
خود باقی ماندهاند. روشن است که چنین کسانی با وجود جانبداری از اسلام و تمدن اسلامی
مسلمان به شمار نمیآینده پلکه تمدن اسلامی کسانی را در برمیگیرد که اسلام را دین
.خویش برگریده؛ به آداب آن پاییند هستند و مناسک و عباداتش را به جای آورند
اسلام در حقیقت حکم شناسنامهای را دارد که افراد با داشتن آن در قلمرو تمدن اسلامی احساس
خودی بودن میکنند» ولی این به معنای نفی تأثیرری که افراد غیر مسلمان حاض در قلمرو آن
«.داشتهاند نیست
صفحه 15:
تمدن اسلامى از هركونه ردك نزادى؛ ملی و قومی برکنار است؛ و به همین دلیل توانست بدون
تحمیل و اجبارء با جاذبه ویترهای؛ بر بخشهای گستردهای از جهان حکمفرما گردد. حال
راز این جاذبه در چیست و بنای تمدن اسلامی بر چه پایههایی استوار است که توانسته
این چنین در گذر زمان در برابم طوفان حملههای بدخواهان و مخالفان مستحکم و يا برجا
بماند. بدون تردید استوارترین و موثقترین سند و راهنمای ما در این باره قسآن کرریم است؛
و آیههای مبارک این کتاب شیف ما را رهنمون میگردد به اینکه تمدن اسللامی بر سه پایه
(یکتاپرستی »4 «عدالت» و «آزادی» استوار
این هر سه مبنا ريشه در فطرت انسانی دارد و به همین دلیل بود که اسلاع ملتهای گوناگون را
متقاعد سات تا بخشهاى سودمند تمدنهاى ود را حفظ کنند آنها را با ارزشهای اسلامی
در آمینزند و باورهای این دین مبین را سرلوحه زندگی خویش قرار دهند. پر واضح است که
اگر در رفتار برخی حکمرانان اسلامی خلاف مبانی فوق دیده میشود ارتباطی با اسلام
ندارد و در حقيقت عيب به مسلمانان بازمیگردد و نه به اسلام
صفحه 16:
نخستین مبنای تمدن یکتاپررستی است
دعوت اسلا با یکتاپرستی آغاز گردید و همه تلاش رسول خدا (ص) در دوران مکی بازداشتن مردم
از شرک و بتیرستی؛ و در دوران مدنی علاوه بر مبارزه با شرک قبولاندن این باور به بهودیان و
مسیحیان حاضر در جزیم؟ العرب بود که دین او همان دین حضرت ابرراهیم- پدر توحید- است؛ و
.آنان بايد دين وى را تصديق كنند همائكونه كه او دينشان را تصديق مىكند
:اما از نگاه قمآن
پررستی ضرمان الهی به همه ارباب ادیان استه چنانکه درباره مسیحیان فرموده است
وا آخبارهم ورُهباتهُم أزبابً من دُون الله وَاْمسيحَ ابن مَريمَ وم مرو إلا ليَبُُّوا إلهً YY YS Leet
له ولا ئُشرک به شینا- عمران: 4
صفحه 17:
اسللاع نهاد اصلی نهضت دینی را جهانبینی ویه بویت قرار داد گرچه پیش از اسالاع نی ادیان توحیدی
حاکم بودند, ولی آنها با گذشت زمان؛ تحرین شده د گر
بيروان اديان رت بربسته و يكانهيرستى
aap Oc pas . علاوه آن» در مکاتب فلسفی نین که جهبسا در برخ از اقطار جهان يافت
ميشد توحیدی از گونه توحید قرآن به چشم نمیخورد؛ درباره شناخت خداه 1ص ريا و
و چگونگی علم و ارادهاش» اصول ابیهمانن آنچهقرآن عرضه کرد بیج وجه وجود نداشت.
ستاو لوبون مینویسد
به راستی» در میانتمم منلهبدنیء تنها لس لستكه ليزتاج لفتخار را بس سس نهاده و اولاز»
همه وحدانيّت صرفو خا ضرا در عا هلنتشار دادم است لیزتوحید خا اصمحضرا چوندر آن
هچگونه پیچیدگی و معمایی نیستیه آسانی میتولنفهمید و لیمابه لمور متضادی که در ادیان
دی تطیمداده شده و عقلسلیملبا نمیتولندآنرا قبوزنمايد هيج يكدر ليزديانتوجود ندارد
» .وتمام سادگی و شأزو مقام اسلااروی علزييش رفت لنحطاط سنمیز مر: ۲۷- همی زو Cela LES
اسلام به جاى ثنويّته تثلیث, مادهگرایی و آفتایپرستی؛ توحید و خداپرستی را به رد عرضه کرد و
آنان را از شرک در عبادت و خالقیّت بر حذر داشت. اسلاع توحید راء چه ذاتی» صفاتی یا افعالی» در
پر اوجترین شکلش به مردم آموخت و آن را پایه اصلی عبادت و زندگی قرار داد؛ که هم مبنای
.فلسفی دارد و هم محررک فکر و اندیشه استه
نی یافته بودند و توحید محض از ميان
صفحه 18:
جای فررآن گریم با دو تعبیر قسط و
:عدل از آن سخن به میان آمده است
همه پیامبران الهی آمدهاند تا داد گری را در میان رد برپای دارند
حدید: ۲۵ al EL des ls یوم ابا قشط)
در فضاى مسا متآميز وجود اختلهمذهبي مانع اجرلى عدا تنيست.
دشمني نيز نم ىت ولند مانع اجرلى عدا تك ردد .
در هر حال داوری بايد بس پایه عدالت انجا گیررد
أن تحَكمُوا بالعذل إن واه سا یط به إن الّه کان ان سَميعاً بَصيراً ols).
ON =
صفحه 19:
یکی از مهمترین هدفهای ارسال پیامبران الهی» از جمله اسلام» آن است که
علاوه بم واداشتن مردم به نیکیها و بازداشتن آنان از بدیهاء بندهای خرافه
را از پایشان بگشایند
ab و
wey لیات یحرم علیهمالخبانت ویضع عنم إضرهُمْ والأعَلَال الّتى
كاتك علَيْهمْ .. .۰ اعراف: ۱5۷
oo كه امروزه در دنياى به اصطلاح متمدن امروزى نيز به وفور يافت
. مى شود
صفحه 20:
دانش در تمدن اسلامی
db هل پنتوی الذین یعون Gal لایدلمون انم یتد کم آولوا الألباب. (زمم:9)
بكو آيا آنان كه میدانند با آنان که نمیدانند برابرند؟ به راستی که تنها خردمندان
.ند یپذیمند
سختان رسول خدا (ص) : («طلب علم بر هر مسلمانی واجب است6» و «دانش را
بحویید اگرچه در چین باشد6» مسلمانان را بر آن میداشت تا در جست و جوی
علم و دانش به سوی کانونهای علمی جهان بار سفر بندند و هرگونه رنجی را در
اين راء بر خود هموار سازند و از جان مایه بگذارند
صفحه 21:
در تمدن اسلامی
حاصل اين تشویقهای معنوی و تلاشهای پیوسته مسلمانان فرهنگ و تمدن اسلاع بود که
هم علم و ادب و هن را به اوج رساند و هم دانشمندانی بس بز رك را به جهان علم
تقدیم داشت
صفحه 22:
برای تبیین جایگاه 1 آشنایی با دیدگاه قرآن کریم و نیز رسول خدا
(ص) و پیشوایان راستین اسلام (ع » مارا به واقعيت ام هى جه نزديكتر خواهد
ساحة
دلنشردر نگام قآن.
:حقایق قرآنی زیر ما را به جایگاه دانش در این کتاب شرریف رهنمون میگردد
قر نك ريم خود يككتابيعني «سمبادانش) لست.
6
اين كتاب كه در حقانيت آن هيج شك و ترديدى وجود ندارده راهنمای پرهی کاران
است
ذلك الكتا ورب فيه شي
صفحه 23:
نخستین آیه نازل شده بر پیامبم (ص ) وی را به خواندن مان
میهد
افرا cb ریک INE SE oil علق افراً وربک
الأكرمٌ الَّدَى ple all cle الا نسان ما یلم .هم علم حصولی وهم
>[ تحصيلى هم نریم کی[ علق:
بخوان به نام پرروردگارت که بیافرید» آدمی را از لخته خونی
بياضريد. بخوان و پرروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به
وسیله قلم آموزش داد. به آدمی آنچه را که نمیدانست بیاموخت
صفحه 24:
خداوند از پيامبم (ص ) میخواهد قا بررای فزرونی یافتن دانش خویش دعا
کند
35 35565 علماء (طه: 114)
.و بگو: پرروردگارا بس دانش من بیفزا
از بسرنامههای اصلی پیامبر (ص ) در کنار تسركيه تعليملست.
د وسو قو
هو النی بعث فی المبین رسولا منهم شلوا علیهمآیاه وی کیهم ول
الکتاب والحکمهة و ن کانوا من قبل نی ضلال مبین. )=
اوست حدايى كه به ميان مردمى بیکتاب پیامبمری از خودشان مبعوث داشت قا
آياتش را بس آنها بخواند و آنها را ياكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزده
اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند
صفحه 25:
لدر لسلام. 4
از سوی دیگر قررآن کریم دریرردارنده آیههایی است که فهم آنها جز در پرتو علوع تجربی
امکانپذیر نیست. چنانکه هر اندازه علوم به بيش میمروده حقایق قرآنی .نیز آشکارتر
wie
As) al en sa 8 و گسدیده است:
alles آینه ما انسآن را از كل خالص آفريديم Lait (مژمنون: pales ast
نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم
آنگاه از آن نطفه لخته خونی آفریدیم و از آن لخته خون پاره گوشتی و از آن پاره گوشته
استخوانی آفریدیم و استخوان را به گوشت پوشانيدیم. باز او را آفرینشی دیگ دادیم.
.در خور تعظیم است خداونده آن بهترین آفرینندگان
صفحه 26:
3 ول حدا (ص) و آنمه (ع)7
این جایگاه والای دانش در قرآن» در سخنان پيامبر (ص) و امامان نیز بازتابی نیکو . یافته
است
اس هرس
طَلَبٌ العم فريضةٌ علی کل ُشلم و او يحب ب tg wills
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. همانا خداوند دنشجویان را دوست دارد
pith call gash إلى نيه هَدية َل من LS ده له ها هدی و یرد
من ردق
بهترین هدیه یک مسلمان به رادرس سخن حکمتاآمیری است که بدان وسیله خداوند ۰ بر
هدایتش بیفزاید و از پستی بازدارد
من أفضبل الصَّدَقَه نيلم الْمرءُ علّما كمد
3-«> Je)
از بهترین صدقهها دانشی است که مرد بیاموزد و آنگاه آن را به برادرش بیاموزاند
صفحه 27:
» قلطم منکن ان
Cui) Jue tasle 51, ay Sea) cals
ee
آیها لام اس إغلمُوا أ § gh 5 5 9 a Sell hhh cb opin JUS 5
طلب المال. ان المال موه مضمون لکم قد قسمه عادز یینکم و ضمته و سینی لکم للم
« .مخرون عند آهله و قد امزتم بطلبه من آهله فاطلبوه
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدان است. پدانید که طلب علم بر شما از طلب
مال لازمتى است. زيما مال براى شما قسمت و تضمين شده است و عادلى (خداوند ) آن
راميان شما قسمت كرده و تضمین نموده و به شما میمساند. ولی علم نزرد اهلش
نگهداشته شده و شما مآمورید که آن را از اهلش طلب کنید. پس در جستوجوی دانش
بشید
صفحه 28:
علاوه بر جایگاه والایی که دانش در نگاه پیشوایان دینی دارد؛ دانشمندان نیز در نرد آن
بز ركواران از منزلتى بسیار والا برخوردار میباشند. برای مثال : به روایتهای زیر
توجه كنيد
رسولخدا (ص )ف مودم لست:
«o> .العلماء 555 الأثبياء
دلتشمندانوا ريش یام بلنند .
«» .یسفن للعلم ما في السَماوات والأرض
آنچه در آسمازو يميزاستبملى دلنشمند لیب خشایشمیکسند .
«» .العالم eb a Saal الأرضن
عالم؛ امین خداوند ياك و منرّه در زمین است
صفحه 29:
«» من حرج فى طَلب العلم فهَُ فى سبيل الله حنّى ير
كسردر جستوجوى دلنشییرون رود در راء خداوند استتا با زگردد -
> .ان الملائکة لتضع أجنحت لطالب العلم رضّى بما يَضْنعُ
فرشتکان به خاط رضايت ار كار جومنده دانش برراى او بال خویش را میکستراننه
صفحه 30:
» من سلك طسريقا يتس به علما سَهلَ اله لَهُ طمريقاً إلى الج
هر کس در حستوجوی دانمی راهی را ییمات حناوند راهی راید سوی بهشت پراش
هموار گرداند
“ الم الم ریک ان فى الح و لاحن فى ساق التاس
Bi ge tye Ss pny Ls etl عاسلو دلنشجو
این توجه به دانش و دانشمندان موجب گردید که دانش در جامعه اسلامی همگانی شود؛
pops سخت به دنبال علم باشند و نسبت به دانشمندان با دیده احترام بنگرند
صفحه 31:
علوم ارزشمند مورد نظر اسالام کدام است؟ آيا اين علوم منحصر به علوع دینی است و یا
آنکه دانشهای غیر دینی را نین دربرمیگیرد؟
به طور مشخص فراگیری آن دسته از علومی که ناظر بر انجام صحیح و درست
وظایف شرعی آحاد مسلمانان میباشد, بر همگان واجب است و چنین علومی از مصادیق
روشن دانشهای ارزشمند میباشند
کسب علومی که موجب سعادت دنیوی و اضروی مردع میگردد از دیگس علوح بمرتر تلقی
ارت
کنر گنلشترجلومی که سود دنیوی یا لخروی ندارنه تشویق گسبیده است.
با وجود فضیلتی که علم دين در نزد دانشمندان اسلامی داشته» هیچ منع و محدودیتی
بررای آموختن دیگر علوم و فنون در کار نبوده و بلکه بررای رفع .نیازهای همگانی
Colne oss
صفحه 32:
JIC.
در حقیقت دانشمندان همه رشتههای علمی سودمند از مقاع والایی که اسلاع بای
دانشمندان قاثل است برخوردارند
آنچه در دوران شکوفایی تمدن اسلامی رخ داده موید این حقیقت است که در سایه
تشویقهای علمی اسلام در میان مسلمانان ((ر وحیه علمی» پدید آمد و موجب گرردید که
آنان استعدادهایشان را در همه زمینهها به کار گیررند؛ و کسب علم در جامعه (با هر
كرايش دینی 4 به صورت يك سنت د رآيد. به ذلاف سیحیت, که در آن رو زگاره
علم را تنها به جنبههاى دينى منحص مودانست» اسلام هيجكونه محدوديتى - به جز
«موارد زيانبار- براى تحصيل دانش قايل نبود
همين رويكرد موجب كرديد كه دانشمندان در تمدن اسلامى براى دستيابى به هدفهاى
كوناكون به تحصيل دانش بيردازند وآثار بسيار ار زشمندى تأليف نمايند
صفحه 33:
هدفهای فهستک مد
گسترش شریعته- متس فان فنه و حدیت رحا الفرقان شیح Go tS a? oe
gab اسلا محتق (ge
کاوش در اسرار طبیعت و گشودن رازهای علمی آضرینش- فیزیک» شیمی» نجوم
. بتانی» صحیفه زرقالی) ext)
آشنایی با اوضاع و احوال طبیعی زمین و رویدادهای انسانی جهان- جفرافی و تاریخ- (تاریخ
eg ab تاريخ يعقوبى؛ GIG مسعودی» تقویم البلدان ابوالفدا و .معجم البلدان یاقوت حموی
بهبود بخشیدن به زندگی فرهنگی و اجتماعی انسان- علوم تربيتى- (مُنيةٌ المريد .شهيد ثانى)
کاستن از آلام روحی و جسمی انسان- روانشناسیء پرشکی» داروسازی- ( «منصوری»
.رازی و «قانون» بوعلی)
تأمین سعادت انسان- علم اخلاق- (مکارم الاخلاق شیخ ابومنصور طبسی؛ ارشاد القلوب
دیلمی و اخلاق ناصری خواجه نصیم طوسی
لیشانرا میتولنبه صور
صفحه 34:
گسترش فرهنگ پنروهشی- طبقهبندی واحصاى علوم تهيه دايرة المعارف-
احصاء العلوم فارابى؛ الفهمرست ابن نديم
د رآوردن حيوانات به خدمت انسان- جانو رشناسى - ( كتاب الحيوان جاحظء اوصاف
الحيوان و منافعها نوشته ابن بختيشوع؛ منافع الحيوان ابن الدريهم و عجائب
المخلوقات قزوینی
کشف و استفاده از منابع طبیعی زیر و روی زمین- کانیشناسی و گیاهشناسی-
(الادوية المفرده ابن سسرابى» کتاب الفلاحه ابن العوامء (.ازهار الافکار فی
جواهم الاحجار تیفاشی
برآوردننیازهای تکنولوژیککجامعه- کلیه صنایع روز .
صفحه 35:
در تمدن اسالامیء نهادهای علمی و مسسههای پتروهشیء تاریخی به قدمت خود اسللام دارند
پیامبر خدا (ص) اعللام فررمود که ((بررای تعلیم فررستاده شده است » و این امر اقتضا میکرد که آنچه
ایشان از سوی خدا میآورد» به گونهای به همگان آموزش داده شود. در این راستاه نخستین هستههای
آموزشی در قالب آموزش فرآن در مساجد تشکیل گردید. هستههایی که از منبع وحی تغذیه علمی و معنوی
كردند و به تدريج در جامعه اسلامی جایگاهی ویثه یافتند و از درون آنها نهادهایی چون مدر سه؛ دار الم
(سراى علم » دا رالحكمه (سراى حكمت » خزانةٌ الحکمه ( گنجینه حکمت) و سرانجام دانشگاه
1
ورد
جزئیات این نهادها را باید در کتابهای ویژه این موضوع جستوجو کرد و در اینجا به طور .فهرستوار به
عنوان و کارکرد آنها اشاره میگردد
مسجد -1
مسجد نخستين نهاد آموزشى در تمدن اسلامى است كه بيشتر در آن علوم دينى و به ویثه قرآن تدریس میشده
است. در روزكار رسول خدا (ص ) مسجد النبى ومسجد قبا كانون تطيم ووتعلم بود و از آن پس نين سنت
تعلیم و تربیت در مساجد ادامه يافت. جنان كه امام صادق (ع ) اصحاب خویش را به تشکیل حلقیهای علمی در
مساجد تشویق میکرد. در تاریخ اسللام فاصله آغاز سده دوع تا پایان سده سوم د رخشانترین دورههای تعلیم
» .و تعلم در مساجد بوده است
صفحه 36:
مسجد- مدرسه
متناسب با گسترش جوامع و نیز تنوع یافتن علوم در کنار مساجد مدارسی بنیاد نهاده شد كه
آنها نين تدريس علوم دينى را برعهده داشتند. با وجود تفاوت كا رك ردهاى مسجد- مدرسه
ومسجدء اغلب هر دو نهاد را مسجد مىناميدندء تا آنكه در حدود يازده سده بيش» اين نهاد
تکامل یافت و کار کدی دانشگاهی پیدا کرد. بارزترین نمونههای این نهاد که همچنان فعال
هستند» قررویین فاس در مراكشء مدرسه زیتونه در تونس و دانشكاه الأزه در قاهره
میباشد . در شهرهاى قم» مشهد سمرقند اصنهان؛ نجف» صنعا نين شماری از مسحد-
.مدرسهها فعالند
صفحه 37:
— = 2 -
بيدايش اين نهاد در تمدن اسلامی به سده چهارم هحری بازمیگردد. هرچند که برنامههای
مدارس در آغاز دینی بود ولی رفته رفته جنبه علمی- دینی پیدا كرد. نخست مدارس
خصوصی ایجاد شدء به این شیوه که اگم عالمی از مکنتی بمخوردار بوده در منزل
شخصی خود حلقه درس تشکیل میداد. پا اینکه توانگران و دولتمندان با هزینه شخصی
خودء ویثره عالمان بزرگ مدرسه میساختند تا مجالس درس خود را در آنجا برپا کنند.
از جمله مدارس خصوصی؛ مد سه اسفراینی» مدرسه بیشکی و مدرسه سعدیه در
نیشابور و نیز مدرسه عبدالجبار مفید در ری بود که به گفته عبدالجلیل قزوینی»
چهارصد فتیه و متکلم در آن درس میآموختند. نوع دیگر» مدارس دولتی بود که برنامه
و نين بودجه ويشه دولتى داشتند؛ و افتخار هم دو نوع این مدارس از آن ایررانیان است.
خواجه نظام الملک طوسی نخستین کسی بود که مدارس مشهور به نظامیه را در
شهرهاى بخداده نیشابور؛ اصفهان؛ بصره؛ مروء هرات و جندين شهر ديك تأسيس كرد و
.نام خويش را در تاريخ تمدن اسلامى ماندكار ساخت
صفحه 38:
کتابخانه
یکی دیگر از موسسههای آموزشی؛ کتابخانه یا دارالکتب است. گرچه هدف اصلی تأسیس کتابخانهها
فعالیت آموزشی نبود؛ ولی گزرارشهای موجود درباره بسرخى كتابخانههاء حكايت از جنين فعاليتى در
اين نهاد است. چنانکه در دارالکتب مسجد عتیق همدان؛ جلسههای تدریس بر گزار و به طلاب
نیازمند کاغذ و قلم
.داده می شد و ابوغالب شیرازی در دارالکتب صاحب ین عباد املای حدیث میکرد
بیمارستان
بیمارستانها علاوه بر وظیفه درمان بيماران» عهدهدار تدريس علوم يررشكى نين بودند. در این نهاد.
دانشجویان در کنار آموزش عملی طبابته به تحصیل دانش طب نین اشتفال داشتند
دانشجویان تنها کسب تجربه استادان محدود نبود؛ بلکه باید مدارج علمی را نیز میپیمودند و برای
دریافت مجوز طبابت رساله علمی ارائه میدادند. نمونههایی از این بیمارستانها هنوز هم در
.شهمرهاى هند و پاکستان مثل حید رآباد و دکن موجود است
صفحه 39:
از دیگر نهادهای علمی و پخوهشی رصدخانه بوده است. پیدایش رصدخانه مولود پیشرفت
دانش در جهان اسللام بود. دامنه فعالیت این نهاد در آغاز محدود و از تلاش یک منیخم
فراتم نمیمرفته ولی از سده سیزدهم میلادی و پس از ساخته شدن رصدحانه به وسیله
خواجه نصیرالدین طوسیء به دستگاه علمی عظیمی تبدیل شد که دانشمندان در آن گرد
میآمدند و به کار رصد و تدریس میپرداختند. («ررصدحانه مراغه الهامبخش و
مسمشقی بای ساخته شدن رصدخانه الغبیگ در سمقند و رصدخانه دوره عشمانی در
استانبول شد که تفیالدین در آن رصد میکرد. این رصدخانه به نوبه خود نمونهای بود
كه جَيْ سيئكه به تقليد از آنها در قرن دوازدهم/ هجدهم رصدخانههایی دهلی و
جیپورساخته بنا کرد ونين الگوی رصدخانههایی بود که در اروپاو
صفحه 40:
علاوه بس نهادهايى كه كار آموزش علوم را برعهده داشتند, نهادهاى ديكرى نين در تمدن
اسلامى وجود داشت كه مأموريت اصلىشان توليد علم بود. اين مؤسسهها بيشتى جنبه
درباری داشتند و بودجه آنها از سوی خلفا؛ سلاطین و وزیران بز رك تأمين میگشت.
مناسبتررین نامی که امروزه میتوان بر این نهادها گذاشت فرهنگستان و یا آ کادمی است.
ريشه اصلى اين نهادها را اید در فرهنگهای ایرانی؛ هندی و یونانی جست و جو کررد که در
اوج تمدن اسالامی به جوامع مسلمانان راه یافت. اين نهادها در كنار كاخهاى سلطنتى تأسيس
شد و مدیریت آنها نیز با خود حکمرانان بود. آنان با انگیزههای علمی شخصی و در مواردی
به خاطر همچشمی و رقابت با دیگران اقدام به ایجاد این موسسهها میکردند و بودجه آنها
.از طریق منابع شخصی و یا دولتی تأمین میشد
بيت الحكمه و دار العلم نامهایی بود كه اين مؤسسهها به خود گررفته بودند و مترجمان و
نویسندگان در آنجا به کار پخوهش اشتفال داشتند؛ و در مواردی کلاسهای درس سطوح
«.عالى نين در آنها تشکیل میگردید
صفحه 41:
پیدایش روحیه علمی در میان مسلمانان و مبادله آزادانه کالای دانش در درون جامعه
اسلامی و داد و ستد آن با جهان خارج, موجب هر,چه شکوفاتر شدن دانش در حوزه
. تمدن اسلامی گردید
اين تلاش علمی گسترده ما را به سوی وجود نوعی «جامعه مشتررک المنافع علمی»
رهنمون میگرردد که نمونیهای روشن آن اممروزه در اروپا و امریکا به چشم میخورد.
به گواهی آنچه در جهان کنونی در حوزه دانش در جریان استه یک جامعه مشت رک
المنافع علمی از ویثگیهای کلی زیر برخوردار میباشد
صفحه 42:
با وجود تنوع نثادیء قومی و زبانیء افتخارات علمی و دستاوردهای پژوهشی جامعه به
.همگان تعلق دارد و آحاد مردم از آن بهرهمند هستند
دانشمندان در انتخاب مکان بای فعالیتهای علمی آززادند و اختلافات سياسى مانع تلاشهای
زیبانعلمی دا لنشمندلنمشت کاست.
با چنین تعرینی از یک جامعه مشتررک المنافع علمی؛ نخستین نمونه آن» هرچند به طور غیس
رسمی در قلمو تمدن اسللامی به چشم میخورد. درستی این ادعا هنگامی تأیید میشود که
حقایق زیر را مد نظر قرار دهیم
بیشتر دانشمندانلسلفي آثار خود را به زیبانعربی نگاشتهاند. لبوریحانبيرونیه .
خولجه نصیر|سدینطوسی» لبزسیناه محد بنموسی خوارزمی» محد بن زکریای
رازیی و لبواوفا جوزجانی» با وجود غنای زیبانفارسی تسرجیح میدادند که آثار
.علمی خود را به زبانعربی بنگارند
صفحه 43:
کانونیای دانش در قلمرو تمدن اسلامی از عصری به عصر دیگر تفاوت میکررد. گاه ایرران و
BLE رو زگاری مصء دورهای اندلس و زمانی هند بود, ولی همه به حوزه اسلامی تعلق
«» .داشت
دانشمندان اسالامی در انجام مسافرتهای علمی و شرکت در پرروژههای علمی آزاد بودند و
«.نيازى به محدود كردن نود در قلمو جفرافيايى ويزهاى احساس نمىكردند
جه بايد كرد؟
در دوران اوج تمدن اسلامى؛ مسلمانان در حالى اهتمام به دانش داشتند كه رقابت علمى همانند
روزكار مادر ميان نبود چنان که مىدانيم امروزه قدرت به دانايى است و سخن فردوسى»
«توانا بود ه. كه داذا بود » تفسيرى عينى يافته است؛ و مسلمانان براى حضور هرجه
قدرتمندانهتر در صحنه بینالملل باید بم مییزان دانایی خود بیفزایند و در رواج هر چه
بیشتر علم و دانش در میان خود بکوشند
صفحه 44:
.اطلبو العلم ولو بالصين
دانش را بجوييدء اككرجه در جين باشد
اوجكيرى و شكوفايى دانش و فناورى در حوزه تمدن اسلامی علل گوناگونی داشت که از
جمله میتوان به داد و ستد علمی با دیگ تمدنها اشاره کرد. این داد و ستد سازنده» کمک
بزرگ تمدن اسلامی به هدفهای علم بود؛ کمکی که هم موجب استواری هر چه بیشتر
پایههای دانش در درون خود گردید» وهم بر رونق و شکوفایی آن در سطح جهانی تأثیری
مان گار بر جای نهاد. تمدن اسالامی با انتقال دانشهای هندی و ایررانی و یونانی به سراسر
قلمرو خودء دانشمندان بزرگی را پررورش داد و آن علوم را چنان که در خور روزگار
خودش بود فربه ساخت و سپس با انتقال آن به سراسس جهان؛ به ویثره غرب مسیحی» آنان را
.وامدار خویش گردانید
صفحه 45:
ee در
اين حقيقتى است انكارنايذيى و مورد قبول همه مورخان علم؛ که مسلمانان تنها مصرف 6
کننده اندوختههای علمی ديك ملل نبودهاند بلکه با تولید و نوآوریهای فراوان خود.
بس ذخیره علمی جهان افرودهاند. حتی اگر که فعالیت آنان به انتفال صرف نیز محدود
بوده باشدء کار آنان به تلاش خستگیناپذير زنبور در استفاده از شهد گلها و گیاهان
پر کنده بای فراهم آوردن عسل شفابخش همانند است. با قرار گرفتن مهد تمدن
اسالامی در میان خاور و باختر جهان» دانش را از کانونی به کانون دیگر انتقال داد و با
!این شیوه محصولی فراهم آورد که با منابع اصلی خود تنها در نام شباهت داشت
دانشی که مسلمانان به غررب انتقال دادند از چنان غنایی برخوردار بود که
براى ساليانى درازء مرجع علمى موثق و معتبس علمى دانشكاههاء دانشيشوهان و
دانشجویان غربی بود
صفحه 46:
بعدعلمی از تمدن اسلامی؛ و چندین سده تلاش و تکاپوی علمی بیوقنه مسلمانان بای
پروراندن دانشهای جهانی در کانونهای علمی خود و سپس انتقالآنها به دیگر مراکز علمی
و نقش سازنده آنان در پیشبرد کاروان دانش بشری از خلال مباحث و موضوعات زیر نشان
: داده می شود
لنتقا لعلوم به جهاناسله -
کانونهای انتقا دانشجهانی به تدزلسلفی -
سرچشمهها -
tel pled lal بسه ظرب
چنانکه از این عناوین پیداسته براى بر رسى جريان مبادله علمى ميان تمدن اسلامى و ديك
تمدنهای جهانی» نخست انتقال علوم به تمدن اسلامى و سيس به كانونهاى علمى جهان به بحث
.كزاشته خواهد شد
صفحه 47:
ايده تلاش براى جلب دانشهای گوناگون به درون جامعه اسلامی» از
آغازین دوره پیدایش اسلاع در میان مسلمانان رایچ بود. ولی آنچه
زمینه مساعد و مناسب عملی شدن اين ايده را ضراهم آورده همان
گسترش حوزه جفرافیایی اسلاع بود؛ و در عص موسوو به (عصس
طلايى تمدن اسلامى» روند انتقال علوم بیگانه و عمدتاً غيس دینی به
تمدن اسلامى به اوج خود رسيد
صفحه 48:
عص طللایی تمدن اسلامی
در دوران خلافت عباسیان؛ به ویژه پس ۱
راهیاپی فرهنگ ایررانی به دستگاه BY
فعالیتهای علمی نیز در جهان اسلام . تلاشهاى اين دوره چنان گستررده و
چشمگیر بود که به «عص طلایی- تمدن اسلامی» شهررت يافته است. سيد امي على در
اين باره میتویسد
هر ملت بزرگی در جهان عصرى طلايى داشته است. آتن در دوره يريكلين و رْءْ در عص
آكوستن و همجنين جهان اسلامى در دوره شكوه و جلالش؛ چنین بود و ما بايد به ديده
عدالت به دورهای بنگریم که از جلوس منصور شروع و به مرگ معتضد بالله خاتمه
مییابد ... اعرراب با نفوذ الهامبخش پیامبر بزررگ که به آنها یک کتاب قانون و یک ملیت
بخشید و (نین ) به کمک حکمرانان خود دروس عقلی را از شرق و غرب گرفتنده آنها را
با تعلیمات پیامبر د رآمیختند و «از جنگجویی به دانشجویی رسیدند.» هامپولد میگوید:
«اعرراب به نحو تحسینآمیری در موقعیتی قررار گرفته بودند تا نقش Shs
و به مللی از سرزمین فرات گرفته تا گودال کوئيوير و آفریقای میانی نفود یابند. فعالي
««.بینظیس فکری ایشان عص مجزا و متمایزری را در تاريخ جهان مشخص میسازد
صفحه 49:
=
تاريخ اين دورم سه ویخگی را در تلاشهای علمی مسلمانان نشان میدهد
بروز رقابتعلمى ميانزشهرهاى كوناكونو نيز همجشمى حكمإنانمحلي با لفاو -1
سلظيزدر تسرويج علمو تك ريمع لفان
«رقابتعلمی میانخاللتهای بسزر. گرقيبي نی عباسیاندر بخداد فاطميازدرقاهره .2
رقابتعلمی میانحکمنالسلهی در لسپانیا 3
گرمی بازار رقابت علمی موجب گردید تا آواى فلسفه و تعليم و تربيت به راهنمايى مسلمانان»
از سواحل آتلانتيك به طررف مشرق تا اقيانوس هند و حتى ضراتى ازآن تا اقيانوس
آرام انعكاس يابد
صفحه 50:
در این عصر در جای جای قلمرو اسلامی؛ دانش جستهای ظهور کرده و آثار علمی
فراوانی پدید آوردند. به طوری که تهیه فهررست نامها و آثارشان بخش مهمی از تاریخ علوم
اسلامی را به خود اختصاص داده است. در این میان پیدایش نهضت ترجمه به رونق دانش در
.میان مسلمانان کمک فراوان کرده است
مأمون عباسی با تشکیل یک آکادمی علمی به نام بیتالحکمه- خانه حکمت- به سال ۲۰۰ ۰/ ۲۸۱9
در بغدادء امکانی فراهم ساخت که دانشمندان رشتههای گوناگون» علوم یونانی را به زبان
عربی تررجمه کنند. دانشمندان حاضر در این آ کادمی در طول سدههای سوم/ و چهارم تا
نهم / دهم کتابهای بسیاری را از یونانی و سریانی و نیز از پهلوی و سانسکریت به عربی
ب كرداندندء به طورى كه
امروز هم شماره ترجمههاى آثار ارسطوبى- يعنى آثار ارسطو و شارحان وى- كه در زبان
عربی موجود استه از شمار ترجمههاى ديك به هس زبان بيشتر است
صفحه 51:
نی به تمدن اد
علوع یونانی پیش از آن از طریق کانونهایی» که اینک در قلمو تمدن اسلامی قرار داشته در
مان ملل شرقی رواج یافتهبود. مهمترین این کانونها و مجامع علمی ادسا (رها
.جندیشاپور و صابثان حران بودند =
انسا(رها) -1 .
اين شه وارث علوم اسکندرانی بود؛ علومی که از اسکندریه به انطاکیه و سپس به این شهر
انتقال يافته بود. ذخایم علمی موجود در این کانون به وسیله مسیحیان نسطوری به
«.سزمینهای دوردستی چون ایران انتقال یافت
جندی ( گندی) شاپور -2 .
این شهر به وسیله شاپور یکم و به منظور نگهداری اسیرران جنگی روع ساخته شد و به تدریج
به يك م کنر علمی تبدیل گرردید. در اين شهر علومی چون پنزشکی؛ ریاضیات و منطق از
.روی متون یونانی به سریانی ترجمه و تدریس میگردید
صفحه 52:
صابتانحرلن-3 .
جامعه دیتی صابثان حران عامل انتقال معتقدات مکتب فیثاغورسی به جهان اسللاع بودند. ريشه این جامعه به
ادریس پیفمبم میمرسید؛ و اینان اطلاعات زیادی درباره نجوع و ریاضیات داش
دوره هم خود دانشمند بودند و هم به زبانهای علمی را
فارسی آشنایی و تسلط داشتند. برای نمونه به نام و نقش
لبوزکریا یوحن بن ماسونه (متوفای ۸6۷): از مسیحیاننسطوریی جندیشاپور که در مضرب 1
«.زمیزبه مسومایور شهمتدارد
علی طبری: وی > سهلربنطبری و به قولی نخستینگسی بوده که به ترجمه -2
. متررجمان این
دنیا همچونء سریانی؛ یونانی؛ هندی و
از آنها به طور خلاصه اشاره
.المجسطی بطلمیوس به زبان عریی دست یازیده است. اثر مهم وی فرردوس الحکمه نع دارد
حسیزی زلسحاق؛ از پزشکاننسطوری جندیشاپور. ((وی در حیرم به دنیا آمد که پدرشدر -3
انا نکاندا روف روشی بات در فد زیر رک شهوری حون نویه رشك [فوحت
و برلی تکمیلاطاهاتتخود در زبازی ونانی به آسیای صفیر سفر کرد. او و شاگردلنش از
جمله يس و بسرادرزادهاش درستتریزتمجمهها را از آثار سیانی و یونانی به زبانعربی
.فرلهم آوردند و در توجه ناگهانی مسلمانازبه مؤلفازيوناني و يونانىمآبسهم بر كى دلشتن
صفحه 53:
كابتبزقرم: وى از صابئانح لزيبود ومانند بسيارى ديك از لعضاى خاندانشدر -5
رياضياتو نجوم تبخم داشت ثابةدر تسلط ب تمجمه همپایه حنیزب ود و مانند وی»
آثار جاودلني در طبو فلسنه از خود به جای كذلشت به عالؤيم رساههاى جندى در
نجوم و نظریه (عداد و سایر رشتههای ریاضی نوشتکه بم دانشمندانمسلمانتآفیر
فراولنداشته است پ زو اکن ظریههای علمی وی؛ خاصه در مورد حرکتمیزانی زمینی در
سرلسم قمونوسطی در مر بزمیزشنیدم میشده لست شابتدر بفداد شهتیافتوبه
.مقام منجمی درربار ظیفه ريسيد
p duced ey lan oes ا
.متررجمان نامدار بیت الحکمه بودهاند
اما از بحث نهضت ترجمه که بگذریم نوبت به این رسد که ببینیم سرچشمههای اصلی علومی
که مسلمانان اقدام به انتقال آنها به جهان اسللام کردهاند چه بوده است؟
صفحه 54:
لساظی -چینی. -بابلی-صابنی- لیرلنی -هندی-یونانی-مآبی-مصری.
تمدن اسلامى توانست دانش را از سرچشمههای باستانی آن به طور باواسطه یا
بیواسطه به درون خود جذب کند. در ميان اين سرجشمهها يونان» هند و
ایرران از اهمیت بیشتری برخوردارند» زیما طبق نوشتههای مورخان علم»
آنچه از تمدن باستانى جين وارد تمدن اسلامی گشته چیزی فراتر از بسحضی
هنرها و صنایع نبود و هیچ NS
مبنی بم اینکه اشری علمی از زبان چینی به زبان عرربی ترجمه شده باشد به
دست نداریم. علوم تمدنهاى باستانى بابل و مص نين به واسطه علوم یونانی
و یونانیمابی به جهان اسلام انتقال يافت
صفحه 55:
علو هددى
تمدن اسلامى از علوم هندى تأثيرى يذيرفته و كواه آن ترجمههاى ضراوانى است كه از
نوشتههاى هندى به زبان فارسى و عرربى موجود است. محمد بن موسى خوارزمی نخستین
رياضيدان اسلامى- كه تاريخ اين علم در ميان مسلماذان با او آغاز موشود, به هند سفى گرد
و دستاورد سف وىء انتقال اعداد هندى به جهان اسلامى بود. از طریق تألیف ریاضی وی؛ اين
(.ارقام به باختر زمین راه یافت و به نام ارقام (عرريى) شناخته شد
دیگ از نشانههاى تأثيى علوم هندی بر علوم اسلامی» آثار ابوریحان است. وی در خدمت سلطان
محمود غزنوی به هند سفر کرد و دستاورد آن را در اشری به نام (تحتیق ما للهند » به رشته
تحریر د رآورد. این کتاب بهترین گزارش درباره هندوستان و مذهب هندوان و علوم و
.رسوع هندوستان در قررون وسطی است
هر چند که اش بیمونی تنها اش موجود از این دست نيست» (زيرا ما اكنون ترجمه نوشتههاى
هندی به زبان عرريى و فارسی را در دست داریم که متعلق به پنج یا شش سده نخستین اسلام
است
صفحه 56:
ایرانیان با بررخورداری از پیشینهای کین در علم و فرهنگ. دانشهای فراوانی را به جهان اسلا
انتقال دادهاند. چنان که در مباحث پیشین ذکم گردید جندی ( گندی ) شاپور از کانونهای
علمی بسیار فعال بود و نقش یک مرکن دانشكاهى را ايفا مىكرد. اين م كن با رشد سریع
خود جای انطاکیه و ادسا را گرفت. مردان دانش از سرراسر جهان به آنجا سرازیس میگشتند
و به پژروهش میپرداختند» به طوری که همزمان با ا2راض امپراتوری ساسانیء اين شهى به
صورت یکی از مهمترین مراک دانش آسیایی به ویه دانش پزشکی د رآمده بود
جندیشاپور نقش مرک علمی بینالمللی را بازی میکرد که دانشمندان ایرانی» هندی و یونانی
در آن سگم فعالیت بودند. اما تقش ایرانیان به این اندازه محدود نبود و آنان علاوه بر
پرورش و تکمیل علوم یونانی و هندی» خود نیز در علم نجوم و داروشناسی صاحب
.اكتشافاتى بودهاند
صفحه 57:
ایرانیان در همه جنبههای تمدن اسلامی نقش سازنده داشته و در میدان علم» این سه نقش
tier را يناك بهلة
لنتقاسلسنتهای علمی خود به جهانلسلقه مانند رجمه زیچ شهریاروبه عریی 2 171
نتقا (علوم یونانی به جهاناسلا
لنتقا-لعلوم هندی به ویژه پسزشکی» نجوع و تاریخ طبیعی به جهاناسلا؛ که -3
.نعونه بمجستهاشتمجمه کتابک لیله و دمنه توسط لبزمقخ به زیبانعربی لست
از عواملی که به حضور فعال ایررانیان در عرصه علوم اسلامی کمک کرد» حضور رجال
سیاسی و خاندانهای با رهنگ ایرانی در دستگاه خلافت بود؛ که از آن جمله میتوان
به وجود بمرامکه در دربار خلفای عباسی و نقش آنان در جذب دانشمندان ایررانی به
.بغداد اشاره گرد
صفحه 58:
مورخان علوم ب اين عقيدهاند كه همه علوم عقلي منشأ يونانى دارد؛ و از آنجا به ميان ديك
ملتها سرایت کرده است. مسلمانان نیز همچون دیگ مللء اقدام به انتقال علوم يو:
:جامعه خویش کردند. کا رگزاران این فعالیت علمى دو دسته بودند
مسیحیانی که لسال آورده بودند -1
.كساني كه به ولسطه يادلشهاى خلفای لسلفی در خدمتآنانقرار گفتند -2
عمده زمینههایی که مسلمانان از علوع یونانی بهره گرفتتد ریاضی؛ نجوم پزشکی و علوم طبیعی
بوده است. آنان نجوم را از طریق آثار بطلمیوس دریافت کردند و به آن عنوان المحسطی
دادند. نی با استفاده از کتاب صور؛ الارض همین دانشمند بود که موفق به سیم نقشههای
جفرافیایی گشتند و از طرریق آثار جالینوس و بقراط بر گنجینههای دانش پزشکی یونان
.دست يافتند
صفحه 59:
از نخستین آورندگان دانش پزشکی یونان به جهان اسللام باید به یوحنا بن موی
رین طببری» حنین بن اسحاق و ثابت بن قرره اشاره داشت. در این میان حنین بن اسحاق که
فعالیتهای علمی را از سن ۱۷ سالگی آغاز کرد؛ توانست تا پایان عم با همکاری
شاگردانش, نزدیک به صد اثر را از جالینوس به عربی ترجمه کند. علو طبیعی یونانی
هم از طرريق ترجمه کتاب ویستوریدس در زمینه علم گیاهشناسی؛ در میان مسلمانان
«رسوخ کرد
انتقال علوم اسلامى به خرب
داستان انتقال دانش مسلمانان به مغرب زمين و تأثيررى كه اين دانشها بى نوزايى و شكوفايى
علوم غربی نهاده» پیش از هر چین به جند رویداد سیاسی- نظامی بازمیگردد. عمده این
رویدادهاء لشککشیهای مسلمانان به اسپانیا و سیسیل و در مقابل» تهاجم اروپائیان بای
تصرف سسزمین فلسطین در جنگهای موسوم به صلیبی است. این تهاجمات متقابل, موجبات
همجواری و اختلاط مسلمانان با سیحیان و بهودیان را ضراهم ساخت و زمینهای را ضراهم
آورد تا دانشمندان نیز در کنار نظامیان, به تعقیب هدفهای علمی خاص خود بيردازند
صفحه 60:
جنگهای صلیبی به يك دوره دویست ساله برخورد میان مسلمانان و مسیحیان اطلاق ميك ردد كه
طی آن شمار بسیاری از اروپائیان با انگینه آزادسازی بیتالمقدس از چنگ مسلمانان؛ pole
سسزمین فلسطین گشتند. اروپائیان در این سرزمین» با تمدنی بسیار فراترراز تمدن خودشان
روبهررو گشتند؛ و آن دسته از ایشان که از هوش بیشتری برخوردار بودنده در دوران
حضورشان در فلسطین» با بخشی از ادبیات عب آشنا گشتند و پس از احاطه بر آنهاء
مبادرت به شناساندنشان به «کشورهای خود گردند
از جمله اين اضراد مىتوان به جهره سرشناسى جون آدلارد دوبث ( سس س) اشاره کرد
«كه در بى سفرى به مشرق زمين و در دورهاى كه در اين سرزمين اقامت داشت (١1ه-
۷ تحت تأثیس علوم اسلامی قرار گرفت. این تأثیر را میتوان هم در آثار اصلی خود
او که به گونهای چشمگیر متحول شده است» دید و هم در متونی که او از نوشتههای عربی
به زبان لاتینی ترجمه کرده است. بناببراین آدلارد از نخستین مترجمانی بوده که با آسیا
mingles دافته است.
صفحه 61:
نقش سیسیل و تا حدودی جنوب ایتالیا در انتقال علوم اسلامى با وجود محدودیتهای مکانی بسیار عمیق
بوده است. مسلمانان آضریقا در سال ۲۱۳ در سیسیل پیاده شدند. سرانجام در سال ۲۹۵ با تصرف
سرقسطه بر تما جزیره چیره گشتند و تا سال 40۲ در آنجا اقامت داشتند
كرجه يس از تصرف جزیره به دست روجرو سلطه مسلمانان به پایان رسید؛ ولی با وجود نوعی حس
مسالمتجویی در رو زگار سالاطین نورمان و نیز پادشاهان دانشدوست این خاندان؛ بسیاری از مردم
همچنان مسلمان باقی ماندند. از جمله این پادشاهان روجروی دوع بود که نام وى در كنار ادريسى در
آشر مشهور او دیده میشود. فدریگوی دوم معروف به هوهنستافن- که مادرش دختر روجروی دوم
بود- حود یک نویسنده و شاعم بود. وی علاقهمند بود که نه تنها
دانشمندان و سربازان ایتالابی و یا از کشورهای مسيحىء بلكه افراد مسلمان را نیز در کنار خود نگه
دارد. پس از وی نین با وجود مخالفتهای پایها این شرایط ادامه یافت
a به صورت کانونی د رآمد که ز ای زنده علمی یعنی لاتین؛ نثولاتین- برگرفته
ore 9 obs: در آن رواج تام یافت. نخستین اقدام براى ترجمه علوم از زبانى به
.زبان دیگر در این جزیرره انجام شد و در همین جا بود که آثار عربی به لاتین ترجمه گردید
شده از لا تین
صفحه 62:
2
به عنوان مقدمه لازم است به يك نكته مهم اشاره گردد؛ و آن اینکه حضور مسلمانان در اندلس و ظهور
دانشمندان بزرگ اسلامی در این سرزمین موجب گردید تا یک بار دیگر ((عصر زرّین» تمدن
اسالامی در آنجا تکیرار گرده و انتقال علوم اسالامی به غررب راه خود را هموار سازد. اندلس در
عص زرین خود دانشمندان ضراوانی را به جهان علوع تفدیم کرد. دانشمندانی که آثارشان چهره
علمى آن سرزمين را دك كون و آوازه تمدن اسلامى رادر غرب طنينانداز ساخت
در اينجاء برای نمونه, از چند دانشمند بزررگ که نسبت به دیگران مرتبه بلندترری داشتهاند فا مىبريم
لبوبکس محمد بزیحیی بزصانغ مشهور به لبزیاجه (متوفای ۵۳۲ ق): لندیشههای فلسنی وی؛ -
از مسلمانانب لبنرشد و از مسیحیانبس آتل تک بير تأثیر گنارده لست او در نجوم هندسم
.موسیقی و ۰.۰ نين متبحى بوده لست
لبنطفيل( متوفاى 081 ق): هرجند كه از وى آثارى در طبباقى ماندمف او بيشت شهمتش را از -
رسلله حي بزيقظان- ززنده بيدا ر- دارد كه رساهاى لسترمانوار در فلسفه. لينكتابحاوى
مطاسلی چوننظری بس تاريخ فلسنه لساظي شرحى در طبقهبندى علوم و بحثى BE she
| شاعدمیب اشد
صفحه 63:
ابن رشد یا به قول غربیها اوروس (0۲۰- ۵۹۵/ 1۱۲7- ۱۱۹۸ ): وی در نرد اقوام لاتين
عنوان مفسس بدون رقیب ارسطو و پا به قول دانته «آنکه شرح بر رگ را نوشته است» را
داراست
از آثار وی سه تفسیر بر آثار ارسطوء دایم المعارفی پنزشکی به نام کتاب الکلیات فی الطبه
کتاب فی ح رکذ الفلك و شرح مجملی بس المجسطی را میتوان نام رد
لبو محمد جایم بزافلم: صاحبک تابمشهور لصالخ | محسطی و چند اختراع مربوط به -
وسایلو ادولتتجومی
لبولسحاقب طرروجی لشبیلی- از شاگردلنابنطفیل لش وی (ک تابث نام دارد. -
بطروجی با لصو ب طلمیوسی به مخا فتب خاستو زمینههای ظهور علمجدیدی را در
.نجوم ف راهم ساخت
کار و آثار این دانشمندان مکمل نقش دانشمندانی بود که در مشرق اسللامی علوم را به كمال
رساندند و نهایت توان خويش را در فربهی آن به کار بستند. علومی که حرکت خود را از
شمرقیترین نقاط جهان اسللاع مانند مرو آغاز کرد و از آنجا به بخداده سپس قاهرء و
سرانجام به قرطبه رسید و از آنجا آمادهانتقال به اروپا گردید
صفحه 64:
شمار آثاری که در دورا ن انتقال علوم اسالامی به مضرب زمین» از عمربی به لاتین ترجمه شده
فراوان و به مراتب بیش از آن چینری است که در دوران انتقال علوم بیگانه به تمدن اسلامی»
از دیگس زبانها به عربی ترجمه شده است ste lee tise.
علوم انتقال يافته از جهان اسللاع به دنیای مسیحیت دارای چنان قوت و ارزشی بوده که برخی
آثار آن مدتها در باختر زمین عنوان کتاب درسی داشته و در دوران رنسانس نیز چندین بار
.به جاب رسيده است
:نام جند تن از نخستين مترجمانى كه کتابهای اسلامی را به زبانهای لاتین و عبرری بگداندهاند
یوهانهیسپا لسیسر(یوحنای لسپانی ) و دومینگو گوندیسا وو : از ایزدو تزاولی آثار -
عربی را به زباقشتا_های و دومی آنرا از قشتاهای به لاتینتسجمه میک a
روبرتاآ وچستر لاولسط قمندهم): ترجمه جب خوارزمی وی نقطه عطفی در علوم -
مس دش مار ی ود
صفحه 65:
افلاطون تيوولى و ثرار كرمونى : اين دو ايتاليايى بودند ولى به دليل زندكى دراز مدت در
اسيانياه اسيانيولى شده بودتد. ارزش آثار اين دو از همه كساتى كه قبل وبعد از اينان
آمدهاند ارجح است. افلاطون تیوولی مترجم نسخه عرربى كتاب الاربعه بطلميوس و نين
الجبر ابراهيم برحى است
ذرار كرمونى بحق مشهورترين مت رجمى بوده كه آثار عرربى را به لاتین برگردانده استه
ترجمه المجسطى از عرربى به لاتين بخش كوجكى از آثار وى بوده است. آثار كستررده ژرار
اين كمان را تقويت مىكند كه وى رهس مترجمانى بوده كه در طليطله با حمايت و کمک
حكويت کار میکردهانه
.آ سرد دوساراشل: ویی برخی از آثار لبزسینا را از عمربی به لاتیزی,گردانده لست-
لبنعزراه یوسفقمحی و خانواده لبزطبون لینانکسانی بودهاند که متونعربی را به -
«عبرى تسرجمه موك ردند
صفحه 66:
موضوع هنر و معماری اسالامی باید جنبههای تخصصی آن را در تألینهای فتی و مستقل جستوجو
کرد. آنچه در فصل حاضر مورد برررسی قرار گرفته» جنبه کلی و عمومی دارد و از طرريق
:عناوین ذیل به انجام رسیده استه
ماهیتهز لساظى -1
ی
مسچد .
مدرسه .
آرلمگاه .
کارولنس] .
کاخ .
صفحه 67:
چنان که از عناوین فوق پیداست در این درس تنها به هنرهای معماری و خوشنویسی پرداخته
.شده است و دیگر هنرها را باید در منابع مستقل جُست
ماهیتهزر لسلفي -1
در اسلام چیستی هزر تعرریف نشده استه اما هنمندان اسلامی پیوسته در آفرینش آثار خود
اصول ويثزهاى را رعايت میکنند که در حقیقت چیستی آن را القا میکند. این اصول همچون
یک دستور العمل و قانون مدون و مکتوب در دست هنرمندان مسلمان موجود نبوده استه اما
برراساس ستی شفاهی و سینه به سینه از سرزمینی به سرزمینی و از نصلی به نسلی دیگر
انتقال يافته است؛ و آثار هنرى اسلامى وجوه تماين نود را از رعایت همین اصول دارند. اما
این اصول کدامند؟
لصت وحيد: هنرمند لساظى در هنكام آفرينشيكاش هنرى؛ آزرا تجلیگام یگانگی -1
خداوند موسازد. «هنى لسالشى هموارم مركرى دارد كه از آنسخزمىكويد؛ لعماز لينكه
معماربی باشد یا خوشنویسی» مینیاتور باشد یا قاسلوبافی و جزلینها. و لین سک
لنعکاسی از توحید لست
صفحه 68:
اين بدان معناست كه بايد همه اشکال بتپرستی را از هنر اسلامی طرد کرد »؛ و هر آنچه شائبه
ددرت از ساحت هن اسللامی به دور است
لصلزيبايى اهى: هنرمندلنمسلمانييوسته كوشيدهاند تا آنجه مىآفرينند عنص -2
زیبایی را به کم (در خود دلشته باشد. «هنر اسلفی در همه لشکا (خود یکهدف
مشت رکدارد. لینهن میک وشد تا زیبایی چیزها را نشاندهد. همه چیزها آفریدم خدا و
منعکسک ننده زیبایی اسهی لسته.. زيبايی شرط ضروری و لساسی آفرینش مر یکاز
«.لشکا (هنر لسلشی لست
لصلغير تمثاسلی بودن در هنر لساشی- به خلامسیحیته تما لراهی ندارد. هنگامی -3
که وارد یک عبد هندی یا کلیسای مسیحی میشویم شیء مرکزی که توجهما را به
خود جلبمیکند نقاشی» مجسمه یا تصویری لستکه نماینده مستقیم حضور ا هي لست لما
هنگامی که وارد مسجد میشویم حضور خاصی که در آنمیيابیم حضور خلاأسط یعنی.
فتدلننتطهای که بتولنآنرا مک حضور اسف دلنستهر چیز لشاریه به حضور ای
.دارد
صفحه 69:
همین خصیصه نتایج کاملا متفاوتی را در هنر اسلامی» در معماری و شهرسازی اسللامی و جز
آنها به وجود میآورد.» در حقیقت آن حضوری از الوهیت که در دیگر ادیان بارسم تصویر
نشان داد» شده در معماري انتلامی از ط ریق طررحهای هتدسی متقارن بیان شدء ان
.اصل رثاليسم: رثالیسم در هنر اسلامی به معنای وفادار ماندن به ذات و حقیقت چیهاست
در هنى اسللامی تلبیس راء ندارد. این هنر میکوشد تا از ضریب بپرهیزد. نمیخواهد چینی
بسازد که آنچه مینماید نباشد. یعنی از سه بعدی نشان دادن دو بعدی پرهین میکند. کاغذ دو
بعد دارد و آن را سه بعدی نشان دادن خود ضریبی است و همین اعتقاد موجب پیدایش هنر
.مینیاتور گرردید
صفحه 70:
.بناهای اسالامی؛ نظر به کار کدشان» به دو نوع مذهبى و غير مذهبی قابل تقسیماند
بناهاى مذهبي -1
مسجد: از ميانبناهاى مذهبي مسجد نخستيزو لصلىتريزيناى لساشي لستو تاريخ بناى .
آنبه نخستيزروزهاى ورود ييامب (ص) به مدينه منورم بازيم ىك ردد. ليشازدر لقامت
جند روزه ود در محرلقباء در آنجا مسجدى بنا كردند و يساز ورود به شهم مدينه
.نين بناى مسجدى را با معماررى بسيار سادهاى ب لف ملشتند
در نگاه مسلمانان مسجد بنايى معمولى كه عناص, كوناكون معمارى تنها به منظور ايجاد زيبايى-
همجون ديك بناها- در کنار هم قرار گرفته باشد نیست» بلكه مسجد نخستين تجليكاه
.معماری قدسی است
صفحه 71:
معماری قدسی اسللام پیش از هر چین در وجود مسجد متجلی است که پروردگار آن را به
مثابه خانه همیشگی مسلمانان بای عبادت تعیین کررد. مسلمانان با نماز گزاردن در مسجد
.سنتی» به تعبیرری به آغوش طبیعت بازهیگردند
معماری قدسی اسلام؛ به واسطه فرعان الهی که طبیعت را عبادتگاه مسلمانان قررار داده استء
به گستررش طبیعت مخلوق پرروردگار در چها رچوب محیط مصنوع دست انسان تبدیل
میشود. معماری قدسی اسللامی از این طریق در وحدتء در هم تنید گی؛ هماهنگی و
آرامش طبیعته حتی در حیطه شهررهای بزررگ و کوچک
مشا رکت میکند
صفحه 72:
مسجد بهطور قطع بنای اصلی اسلاء است که از بین کار کدهای متعدد سیاسی؛ اداری»
اجتماعی و آموزشی آن والاتر از همه کار کرد عبادت جمعی آن است. سادهترین شکل
مسجد از یک حیاط مکی تشکیل میشود که رواقهایی آن را احاطه کرده و متصل به یک
ای رو شیده GaN (Soars)
در این مکان ( مساجد اولیه ) عبادت میشد, اجتماعات بز رگ برپا میگردیده سان دیده میشدء
قضاوت میشد» بیتالمال نگهداری میشد و شوراهای جنگی تشکیل میگردید
صفحه 73:
eee Seon, «جامع» ها ساخته شد جامع رویهمرفته
نوع باشکوهی از بنا بود که رابطه کاملا مستقیمی با کا کرد خیلی بز رگتر مسجد داشت
در حقيقت مسجد به هم مرد بالغ و آزاد مسلمان یادآوری میکرد که از مراسم نماز جمعه
بازنمانند و همین تکلیف نیازی را بای پدید آوردن بنایی با مقیاس خیلی بزر گتر از مسجد
به وجود آورد. در حتیقت بیشتر مساجدی که از گذشته باقی مانده است همان ((جامع» ها
-مباشد
.محراب» منبم؛ گنبد و مناره شاخصهای ویثه مسحدند
طاقنمای نمازء جایگاهی است که امام درون آن قررار میگیررد و نما زگزاران را
امامت میکند. قدیمیترین نمونه محراب به سال ۷۰۵/۰۸ رمیگردد و آن زمانی بود که
lau الف.
.مسجد بازسازی شده پيامبر با یک محراب به پایان بررده شد
صفحه 74:
ب. منبس: منبس یادبودی از کرسی خطابه حضرت محمد (ص ) است که از فراز آن بای
.یارانش خطابه میخواند و آنان را وعظ میفرمود
ج. مناره: مناره به تقليد از معمارى بيرزانسى به مسجد افزوده گشت؛ و پیدایش آن در حقیقت
ريشه سياسى داشت. براي نخستين بار در مسرزمين شام ودر شهرهايى كه جمعيتهاى مسلمان
و مسيحى با يكديك زندكى مىكردند ساحته شد. شايد مناره براى آن بنا شد كه به خيس
.مسلمانان كفته شود که بناهای اسلامی از بناهای مسیحیان چیزی کم ندارد
گنبد روی محراب اقتباس از معماری رومی است.. در یک مسجد با با
د. گنبد روی محراب:
تخت شیبدار پا طاقبندی شده وجود گنبد تأکیدی بر یک کانون عبادی است. گنبد روی
محراب موقعیت قبله را مشخص میسازد و همین امم در بافتهای شلوغ شهرری که بدون آن
از نقاط ثابت هدایتگر محرومندء از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. گنبد بر ضراز
محراب ثابت کرد که پایداررین و فراگیرترین وجه معماری قرون وسطای اسللامی است و
فایده آن به عنوان علامت مشخصه به تدریج آن چنان اعتباری کسب کرد که موجب شد اين
فک در مقیاس وسیعترری کاربرد پیدا کند
صفحه 75:
مدرسه: مسسهای است که در آن علوم سنتی اسلامی همچون حدیثه تفسیم و فقه آموزش داده
میشود. مدرسه محصول تغییس در شیوههای آموزشی بوده است. سنت ساخت مدرسه بیش از
جاهای دیگر در شهرهای ببررگ ایرران شرقی دیده میشود. مثل نیشابور که پیش از ساخت
.نظامیه در نیمه دوم سده پنجم» در این شهر حدود ۳۸ مدرسه وجود داشت
.مدارس اسالامی؛ علاوه بر ایرران در سزمینهایی چون سوریه مصر و یمن رواج تام داش
آرامگاه: در صدر اسللاع آرامگاه با مشخصاتی که بعدها پدیدار شد وجود نداشت» مسلمانان
بیهیچ تمایزی از یکدیگ به خاک سپرده میشدند. اما یک نسل از رحلت پیامبس (ص)
نگذشته بود كه محل دفن ایشان با ساختمانی مشخص گردید. سپس ساخت آرامگاه و
مقبرههاى بز رك در سراسس جهان اسلام به ويش.ه ايرران به صورت يك سنت د رآمد
در ola مقبرهها به دو نوع جها ركوش كنبديوش و بررج مقبرره تقسیم میگرد
صفحه 76:
کاروانسرا: کاروانس در ساده تعریف خود بنایی است که کاروانی را در خود جای دهد.
رباط و خان واژگان مترادف کاروانسر! در زبان عرپی هستند. جالب اینکه واژه کاروان به
.معنای کاروانس! در زبان انگلیسی نیز مصطلح گردیده است
بناهای غیر مذهبی .2
کاخ: کاخ از بناهای غیر مذهبی لسالشی لست در ساختلیزی نا هیچگونه منفعتی عمومی .
لحاظ نشده و توجیهی, جز خولستحکم|نازو درباریانبلی ساختآنوجود ندلشته لست
کاخها- به جز چند لستثنا- از مصااحی سستساخته میشدند و بیشاز تسزییندرون
کاخ به تزییزییرونآنها لهمیتداده میشد. در دروي نكاخها مسجد حمام, و معمولا
گورستانی وجود دلشته لستكه نشازمىدهد بانيانآنها در حقيقتزندكى جاودلنهاى را
بای خودشانطراحی کسرده بودند
صفحه 77:
هن خوشنویسی
در میان هنرهای اسلامی؛ خوشنویسی هنری است که ضرورتش از کتابت فرآن کریم ناشی
گردیده و تا پیش از نرول قرآن» هنری به نام خوشنویسی در میان اعراب متداول نبوده است.
پس از نرول قرآن» مسلمانان کوشیدند ظاهر فرآن را نیز همانند آیات و کلمات آهنگین و
گوشنواز آن زیبا و چشمنواز كنند. اين بود كه هنر خوشنویسی در میان جوامع اسلامی
رواج یافت. قداست قرآن کریم موجب شده است تا خوشنویسی نیز همچون هنری مقدس که
حاکی از پاکی و لطافت روح و انضباط درونی خوشنویس استه در میان هنرهای اسلامی
جایگاه ویهای را به خود اختصاص دهد؛ و خطوط متتوع و بسیار زیبایی به دست مسلمانان
.ابداع و ابتکار گردد
صفحه 78:
تلاشهای گوناگون علمی مسلمانان, از جمله عوامل بسیار مهمی بود که تمدن اسلامی را در
مرتبه سرآمدی تمدنهای رو زگار نشاند. کنجکاوی علمی عادت معمول دانشمندان گشته بود
و آنان را به کشف عحایب و ناشناختههای دنیا وامیداشت؛ که نمونههای آن را میتوان در
تلاش براى اندازهكيرى سطح كره زمین و فعالیتهای دامنهدار بخوبی مشاهده کرد. اخبار
مندرج در قرآن و روایات درباره ملتهای پیشین انگیزهای بود که افکار مسلمانان را به
بيش میمراند و آنان را ترغیب میکرد تا به محیط پیررامون خود با دید علمی بنگرنده سفر
علمی و تحقیقاتی کنند و به منظور تکمیل آثار علمیشان راههای دور و دراز را در پیش
گیرند و رنج غربت را بر خویش هموار سازند
صفحه 79:
EES
شاخصترين علوم رايج در میان مسلمانان
جفرافیا؛ جغرافیدانان اسلامی
فیزیک
صفحه 80:
اگم فارابی به شمارش علوم یپرردازد» نشان آن است که مسلمانان با آن علوم آشنایی کامل
دارند و میتوانند که اندوختهها و سرمایههای علمی خویش را با کمال اعتماد به نفس به
جهانیان عرضه کنند و اندیشههای دیگران را به چالش بکشانند
شاخصتینعلوم رلیچ در میانمسلمانان :
عمده علومی که به وسیله فارابی شمارش گشته به ویژه کیهانشناسی» هيئت و نجوم, جفرافیاء
پزشکی و داروسازی و کیمیاگری» در میان مسلمانان رواج کامل داشته است. تنها سه
موضوع جفرافی؛ پشکی و فیریک را مورد بحث قرار میدهیم.. جفرافیا
جفرافیا از جمله علومی است که مسلمانان با تألینهای گوناگون خویش به ویه در زبان عربی
در تكامل آن كوشيدهاند. در اين ميان دو عامل باز بودن مرزهاى جهان اسلامى- با همه
گسترد گیاش- بر روی دانشمندان و ديكرى مراسم حج» در رواج و رونق این دانش موش
بوده است
صفحه 81:
نخستین جغرافیدان مسلمان هشام بن محمد کلبی بوده است (سده سوم) و به خاطر تحقیقاتش
درباره جزیر# العررب شهرت دارد. پس از وی نیز در همین سده جفرافیدانان دیگر
پیدا شدند که مشهورترینشان موسی الخوارزمی ریاضیدان و منجم مشهور و صاحب OS
.صورء الاارض است
مهمترین تألیفهای جفرافیایی سده هفتم / سیزدهم معجم البلدان یاقوت حموی؛ بسط الارض فى
.طولها والعررض ابن سعید غرناطی و تقویم البلدان ابوالفدای شامی هستند
در دوره ترکان عشمانی» به دلیل رشد دریانوردی» آثار جفرافیایی چندی پدید آمد
صفحه 82:
مسلمانان با بهرهگیری از دانش و تجربه ملتهای دیگر» در بیشتر رشتههای پزشکی رو زگار
مت حلص NPSL ge علی رز ارت وگل و جع
دید گاههای پیشینیان پرداختند
پرشکی اسلامی از سه منبع عمده ایرانیء یونانی و هندی تغذیه کرده و به طور طبیعی نخستین
بذرهای پرشکی علمی نين به وسيله يررشكانى از این اقوام در جهان اسلا پاشیده شده است.
ام اوج شکوفایی پزشکی در اسلام با ظهور رازی» نویسنده 07 اثر پزشکی آغاز شد. وب
تألیف دو اثر ببررگ خویش یعنی الحاوی و طب المنصوری- جایگاه والایی را در طب
اسلامی و جهاتى به خود اختصياض داده است. آقار رازی ریا همه جنیههای طب را شامل
است. توانست بیماریهای تازهای اکتشاف کند و
.راههاى درمان جديد بیاورد و روشهای تازهای در طب سنتی بگشاید
صفحه 83:
اما مشهو رترین شک اسلامی» ابن سيناست كه
مهمتررین اشر این سینا کتاب القانون در طب است که شاید با نفوذترین کتاب در
Snes nl حتى با در نظ كرفتن آثار بقرراط و جالينوس بوده
است
مشهورترين مرشكان اسلامى جون رازى و ابن سينا فيلسوف بودند
صفحه 84:
واه فيرزيك به معناى امروزى آن كا ربردى متأضر دارد و دانشمندان اسلامی مسائل مرتبط با
این علم را ذیل طبیعیات بحث کدهاند. آنان پس از حصول آگاهی کامل از تحتیقات و آثار
دانشمندان یونانی؛ مفاهیم تازهای را وارد علم فیزیک گردند
در میان فیزیکدانان اسلامی ابن هیثم» قطبالدین شیرازی؛ کمالالدین فارسی؛ بیرونی ابن هیثم به
«پدر نورشناخت» مشهور است. او شهرتی به اندازه اوقلیدس داشت و
نخستین کسی است که قانون دوم انعکاس نور را درباره همسطح بودن شعاع تابش و شعاع
بازتافته و خط عمود بر سطح تابش بیان و اثبات کررده است. کار مهم دیگر وی تعیین ضخامت
.جو است
.او همچنین اتاق تاریک را از لحاظ ریاضی مورد بحث قرار داد
صفحه 85:
صنایع رايج در ملل اسلامى بسیار متتوع بودء به طوری که بیشتر و بلکه همه نیازهای
عمومی در داخله سرزمینهای اسالامی تأمین میگردد. هر یک از شهرها به صنعتی
ویثره شهرت داشت. به استضراج معادن توجهی ویثه میشد و صنعتکاران در شههای
نزديك معادن در رواج و رونق صنایع فلزی میکوشیدند. معادن سنگ مر نمكه
گوگرد؛ نفت و قیر به ویژه در ایران فعال بود. شیشهگرری» صابوضازی؛ پارچهبافی»
کاغذسازی بافت انواع فرش مرصع كارىء فلن كارى و كشتىسازى از جمله
صنایعی بود که در سرزمینهای اسلامی رواج تام داشتند
صفحه 86:
ملل اسالامی در گذشته خود در بسیاری از رشتههای علمی سرآمد روزگار
بودهاند. be حاکم بر جوامعشان زمینه ظهور دانشمندانی بز رگ را
فراهم ساخته بود. این دانشمندان رسالت علمی خویش را به خویی انجام
.داده و راهی روشن را فراروی آیندگان گذاشتهاند
صفحه 87:
در حالی که تجارت سازمان يافته در اروپا تضعیف گردیده بوده در نقاطی
Soe به ويشه در جهان عرب و در ميان هندوها شکوفا شد. در حدود سال
۰ ميلادى؛ ميان درياى سسرخ و مديتترانه كانالى حفى شد كه مديترانه
شرقی را با اقیانوس هند مرتبط میساخت. چنین کانالی در سال ۹۸ م به
وسیله تراجان امپرراتور روم نين حفر گردیده بودء اما این کانال در سده
سوع میالادی دیگر قابل استفاده نبود. در پایان سده هفتم میلادی مهاج
نشینهای عررب بر ساحل غربی اقیانوس هند چتر افکنده و در نیمه سده بعد
.جوامع بر رگ تاجران عررب در چین تأسیس گردید
صفحه 88:
حوزه تمدن اسلامى سرزمينهايى از سه قاره آسياء آضريقا 22 را با
م مكدريت خاور ميانه تشكيل مىداد و از جنان موقعیتی جضرافیایی
برضورداربود که پیش از انتراع کشتیهایاقیانوسپیما و نیز دای شدن
راههای هوایی در دورههای متأضرء همه راههای بازرگانی عمده جهان در
این حوزه قررار داشته استت. گرچه این قلمرو گستررده گاه زير سلطه
رژیمهای سیاسی گوناگون و در مواردی متخاصم قرار داشته اما یگانگی
اعتقادی باز رگانان عاملی بود که آنان را به یکدیگر پیوند میداد و رابطه
داد و ستد را تسهیل میکرد
صفحه 89:
۳ صی
باز رگانی ممالک اسلامی در قرن چهارم از مظاهر ابهّت اسلام بود و جهان
اسالام ملکه تجارت دنیا محسوب میگردید و مقام نخست را داشت. کشتیها و
کاروانهای مسلمین همه دریاها و صحراها را درمینوردید و اسکندریه و
بغداه دست کم در مورد کالاهای تجملی» دو مک تعیین زرخ بودند.
تا پیش از قررن چهارم تجارت دنیا در دست تاجران بهودی بود. ولی از آن پس
تاجران شامی جایشان را گرفتند
از موفتیتهای Soy مسلمانان در سده چهار» گشودن راه تجاری روس در
شمال بود
صفحه 90:
پیش از آن نین ارتباطات محدودی میان بلاد روس و مالک اسلامی وجود داشته ولی به سال
٩ ه» بین خلیفه عباسی و شاه منطقه ولگا ارتباط سیاسی بمرقرار شد و در سال بعد آن» شاه و
تبعهاش اسلام آوردند. در همان دوران حکومت بخش شمالی ممالک اسلامی بای نخستین
بار به دست فرمانروايان لايق سامانى افتاد. اينان علاوه ب حفظ مرزهاء منطقه را به سوی
رونق و تكامل سوق دادند و براى تجار بيكانه سود معتدلى را تضمين نمودند. بيشتى سكههاى
اسلامى كشف شده در شمال اروياء مربوط به قرن چهارم؛ و بیش از دو سوع آن» سكههاى
سامانى است. از آن تاريخ به بعدء تا بعد از جنگهای صلیبی» راه شرق به شمال اروپا از طسريق
.روسیه بوده است
صفحه 91:
در سد als gol علاوه پم نود درل ز شرق تین ی تاطق کستردهای دست بافتد
ال نشاه جدن فرستادهاى را به بخارا كسيل داشت و خواستار دوست با نص بن احمد
و او رضایت داد که پسرش, دحتم خاقان چین را به زنی
ن به روی مسلمانان باز شد. در حدود سال 6*۰ بخشهای که از هند با
آهمیت فراوان ن تجاری» در پی فتوحات سلطان محمود غننوی؛ به قلمو مسلمانان افزوده گرردید
aa ae .یه سال ۳۵۲ ۰ شم
را 2 كن رفت و آمد تجا ر_مسلمان و يهودى و ترك بود كه
خالای بیزانی و انواع کاهاید: را آورده و برده پوست گور خر و انواع فلزات را
میبردند
جاده لبريشم .3
راه اريشم كه شرق و غرب جهان باستان را به يكديكر مرتبط موساخته در قلمرو سه اميراتورى
برق جين؛ اييران و روع امتداد داشت. این شاهراه ولول تريس NAS acts 2938
چین شروع میشده از فلات ایران میگذشت و پس از ذر از بینالتهرین
ار دریای مدیترانه میپیوست. این جاده نامش را از کالا as ۱
داده میشدء یعنی آپریشم؛ میگرفت و از شهرهای بسیاری گذشتهء شاخههای چندی از آن جدا
,دید و از این طریق به تجارت جهانی و داد و ستدهای منطتهای رونق میبخشید
صفحه 92:
جاده ابریشم علاوه بر جنبه اقتصادی؛ از جنبههای گوناگون دینیء فرهنگی؛ هن فناوری؛ 6
زبان و ادب و دانش نیز pale اهمیت بوده است. کاروانهای تجاری علاوه بر تولیدات و
محصولات ملتهای گوناگون در مسیر راه ابریشم؛ فرهنگ, ادبه دانش و هن را نين با خود
.جا به جا موك ردند
تاريخ اين راه به ويثه نشائكى اين واقعيت است كه مبلذان اديان كوناكون يا به ياى باز ركانان» ©
درصدد گسترش آیینهای خود در سرزمینهای دور دست بودهاند. هلنیسم (یونانیگری 4
wet roa آیین میترا (مهريرستى » دين مسيحيت» كيش مانوى؛ آیین زرتشت و دین اسلا
هر کدام بخشی از گسترش خود را مرهون جاده اببریشم هستند؛ زیررا این جاده به بانیان و
مبلغان ادیان امکان میداد تا با گذر از آن مسیم طولانی؛ آیین خویش را به دوردستترین
.شهرها و جوامع مسیم راه و نیز شاحههای ضرعی آن انتقال دهند