صفحه 1:
رو ام bis : 5 5

صفحه 2:
استاد مربوطه: تس تور

صفحه 3:
تهیه کنند گان:؛ مهناز فرقانی تهرانی عاطفه قربان پور دشتکی

صفحه 4:
موضوع: اجتماعى كردن كودكان و نوجوانان * نقش والدین»همسالان ,مدرسه و رسانه های جمعی

صفحه 5:

صفحه 6:
نوجوان

صفحه 7:
2 دختر بچه 6 ساله سالم مثلامریم و زهرا را در نظر بگیرید که هوش هر دو پالایمتوسط (هوشبهر حدود115 ) است. هردو در كلاس اول در يك محله زندگي مي کنند. مریم پرانرژي, مشتاق, برونگرا و بشاش است و درمدرسه خوب پیش مي رود. معلمش معتقد است او يكي از باهوش ترین بجه هاي كلاس است. وقتی سوالی پرسیده مي شود مریم دستش را بلند مي کند و مي گوید: من مي دانم. مي دانم, در میان همكلاسي ها محبوبیت دارد و در فعالیت هاي گروهي شرکت مي کند.

صفحه 8:
اما زهرا بچه اي منفاوت از مریم است. کند, ساکت و خجالتي است. در مدرسه صعیف است و معلمش او را کم ه وش مي داند (هر چند اصلاچتین نیست.) هرگز او داوطلب پاسخ دادن پرسش هاي معلم نمي شود. به فعالیت هاي گروهي علاقه اي نشان نمي دهد و بندرت چيزي را با دیگران سهیم می شود یا به همسالانش كمك مي کند. چه جيزهايي توجیه کننده تفاوت ميان ‎١‏ ‏ان اين دو دختر از لحاظ رفتار اجتماعي و شخصیت است. خانواده. این واحد بظاهر کوچك اچتماعي. از ارکان عمده و از نوادهاي اصلي هر جامعه به شمار مي رود.

صفحه 9:
در واقع هر خانواده را باید خشت بناي جامعه و کانون اصلي حفظ سنت و رسوم و ارزش هاي والاو موره احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعي و روابط خويشاوندي مبدا بروز و ظهور عواطف انساني و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد و مهد برورش تفکر و انديشه 8 اخلاق و تعالي روح انساتي به حساب آورة. از يك سوء در بيرسي روابط فرد و جامعه چنان که مي دانیم مساله اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري. بدون توجه به پرورش اساسي فرد در خانواده و انتقال فرهنگ جامعه به اعضا و به طور كلي روابط متقابل فرهنگ و شخصیت که خاصه از طریق شکل گيري شخصیت انساني انجام مي پذیرد. جز با ملاحظه ويژگي ها و اثرات خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي امکان پذیر نیست

صفحه 10:
فرآيندي است که از طریق آن کودکان رفتار, مهارت ها, انگینزه ها, ارزش هاء اعتقادها و معيارهايي را که مطلوب و متناسب و مشخصه فرهنگشان است, مي آموزند. افراد و نهادهایی که در اين فرآیند شرکت مي کنند مانند والدین. خواهران و برادران, تلویزیون و دیگر رسانه هاي كروهي. هر چند همه اين عوامل از طرق مهمي در کودك تاثیر مي گذارد. به طور معمول خانواده. مهم ترین بخش از محیط کودك است. به همین دلیل خانواده مهم ترین و قوي ترین عامل اجتماعي کردن کودکان تلقي مي شود که در شکل دادن به شخصیت, خصوصیات و انگیزه ها نقش کليدي دارد. رفتار اجتماعي را هدایت مي کند و ارزش هاء اعتقادها و هنجارهاي فرهنگ رامتتعل مي كلو

صفحه 11:

صفحه 12:

صفحه 13:
در پرورش شخصي کودکان, والدین باید توجه داشته باشند که چگونگي رفتار اجتماعي کودك از فو ال 1 رای این که هار رت لو اجتماعي برخوردار باشند لازم است الگوهاي رفتاري بزرگسال, بیش از هر چیز نگرش ‎Binsin‏ مختلف و فعالیت هاي اجتماءي در ایشان لییاد کند واين مهم انجام نخواهد ات رفتار مهریانای صعيعي و دوست داشتي والاین کودکان بم ميارك كر بزاي این که نگرشي مثبت به برقراري ارتباط با دیگران داشته باشند, باید از تجارب دلپذیر و خوشایند اجتماعی ره مند

صفحه 14:
زماني که الگوهاي بزرگسال چون پدر و مادر همواره رابطه اي صميمي و عاطفي با کودك برقرار کنند و تعادل اجتماعي را با همراهي و همكاري و بازي و نشاط توام سازند. آمادگي کودك براي ایجاد ارتباط با دیگران و مشارکت در فعالیت هاي اجتماعي بیشتر مي شود. بر عکس کودكاني که والدین آنها جز رفتار آمرانه و تحکم آمیز رفتار ديگري با ایشان ندارند. لحاظ همین تجارب ناخوشایند و تنفرانگیز چندان تمايلي براي ارتباط با دیگران تشان نمي دهند. اضطراب. کمروپي, عصبائیت و پرخاشگري والدین از آفات رشد مطلوب اجتماعي کودکان — تواند باشد. براي این که کودکان تشویی شوند تا ارتباط اجتماعي شان را گسترش دهند باید

صفحه 15:
خاطرات شیرین رابطه آنها با والدین آنچنان در ذهنشان مانده باشد که با رضايتمندي اجتماعي آماده ارتباط مثبت و تقایل با دیگرآن باشد.

صفحه 16:
شیوه های فرزند پروری در . ‏رشد اجتماعی کودکان؛:‎ . آیا بهترین روش پرورش فرزند وجود دارد؟ دیانا باوم ریند يك پیشگام با اقتدار در مورد مطالعه فرزندپروري معتقد است چنین روشي وجود دارد. او معتقد است والدين نه بايد تنبيه كننده باشند و نه بي خيال. آنها بايد در ضمن اين كه براي كودكان خود قوانيني وضع مي کنند. همزمان از آنها حمایت و نیازهایشان را تامین کنند. صدها مطالعه پژوهشي از جمله مطالعه خودش, دیدگاه را ناییدکزده اند باوم ریند مي کرید. شیوه هاي فررندیروری یه 4 شکل اصلي هستند: 1- فرزندپروري استيدادي: تنبیه و محدودکننده است. والدین استبدادي كو دذكان و1 واذار ‎an ceo‏

صفحه 17:
آنها محدودیت ها و کنترل هاي شدیدي بر کودکانشان اعمال مي کنند و عادل كلامي اندكي دارتد؛ براي مثال. يك والد مستبد میکن است بگوید: <اين کار را همان گونه که من مي گویم انجام بده و لاغیر, جاي هیچ بحثي نیست.> کودکان متعلق به والدین استبدادي ار رورا رفتار مي کتند که از نظر اجتماعي ناشایست است. آنها درباره مقایسه اجتماعي مضطرب مي شوند, در آغاز فعالیت شکست مي خورند و مهارت هاي اجتماعي ضعيفي دارند. 2- ف نرند؛ ِ توانمند)؛_کودکان را تشویق به استقلال مي ‎ted cel kel sons‏

صفحه 18:
فرزندان خود دارند و آنها را حمایت مي کنند. يك والد مقتدر دست ها را به دن فرزندش مي اندازد, کاملابه او نزديك مي شود و مي گوید: «آیا تو مي داني که نباید آن کار را انجام مي دادي ربا با هم براي انجام آن به شیره اي صحیح صحبت نیم » کودکانی اکه والدينشان مقتدر هستند اغلب رفتار اجتماعي شايسته اي دارند. آنها دوست دارند متكي به خود باشند و لذات و خواسته هاي خود را به تعويق مي اندازند. با همسالان خود كنار مي آيند و عزت نفس بالايي دارند. به دلیل این نتایج مثبت, باوم ریند فرزندپروري مقتدر را بشدت توصیه

صفحه 19:
7- فررنديروري مي توجه: يك شپوه فرزندپروري است که در آن والدین خود راربا زندگی کودکان درگیر نمي کنند. وقتي که فرزند آنها يك نوجوان یا حتي کوچك تر است, اگر از آنها بپرسد: «الان که ساعت 10 شب است آیا مي دانید فرزند شما کجاست؟» جواب را نمي دانند. کودکان والدین بي توجه احساس مي کنند که دیگر جنبه هاي زندگي والدینشان مهم تر از خود آنهاست. کودکان والدین بي توجه اغلب به روش هاي ناشایست اجتماعي رفتار مي کنند. بر خود كنترلي ضعیف دارند و نمي توانند بخوبي از عهده استقلال برآیند و انگیژه پیشرفت ندارند.

صفحه 20:
- فرزنديروري سهل گمرانه: يك شیوه فرزندپروري است که در آن ‎See‏ فرزندان خود زیاد دخالت مي كنند. ولي ممنوعیت و محدودیت اندكي براي آنها قائل مي شوند. اين والدين اغلب مي كذارند كودكانشان هر كاري مي خواهند انجام دهند و راه خود را بروند, زيرا انها معتقدند تركيبي از حمایت و تامین نيازهاي کودك و نداشتن محدودیت, وي را با اخلاق و با اعتماد بار خواهد آورد. نتیجم این است که این کودکان معمولانمي آموزند رفنار خودشان را کنترل کنند. این والدین به رشد همه جانبه کودك توجه ندارند.

صفحه 21:

صفحه 22:
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعي شدن کودکان و نوجوانان به سار چم ايند آنها از طرق مختلف بر یکدیگر تأثیر مي گذارند و از یکدیگر تأثیر مي پذیرند. بسياري از محققان بر اي عامل تانید دار ولاز آن ‎aie‏ تارفن ارتباطي كه در بين افرادي نسبتاً هم سطح از لحاظ سني, طبقه اجتماعي, تحصيلي, اقتصادي و رفراراست ‏ تا قبل از يك سالگي به ندرت ارتباطي معني دار بین کودکان برقرار مي شود. ‎lcs‏ اه کم ی ا 0 ‎orale‏ ی دا ل ع ده ‎

صفحه 23:
همدیگر را مي کشند یا اعتنايي به یکدیگر نمي کنند. از حدود دو سالگي به بعد اولین ارتباط های معني ذار ميان كودكان ایجاد مي شود. البته دوام اين ارتباط ها بسیار اندك است و در حد چند دقیقه بازي با یکدیگر باقي مي ماند. در سنین ديستاني و پیش دبستاني, کودکان علاقه مند به برقراري ارتباط با همسالاني اند كه شاد و زیبا باشند و اسباب بازي هاء خوراكي ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستي هاي اين دوره حالت موقت و گذرا داشته, به سرعت شکل مي گیرند و سریعً تغییر مي کنند. ويژگي هاي ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطایق رشد اخلاقي کودکان اين دوره است

صفحه 24:
پیش قراردادي). کودك پاييندي مداوم به ارتباطات خود ندارد. به راحتي دوستانش را کنار مي گذارد بدون این که علت خاصي وجود داشته باشد و درك عميقي از دوستان, صمیمیت و ارتباط متقابل ندارددر سال هاي میانه و پاياني كودكي ارتباط براساس کمك به یکدیگر و رفع نيازهاي هم شکل مي گیرند و اعتماد به هم نقش مهمي در تداوم آن ایفا مي کند. کودکان دركي ذهني از دوستان پیدا مي کنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند که با هم پازي مي کنند, پلکه كساني اند که ويژگي ها و مشترکات خاصي ‎on‏ آنها برقرار است که يكي از آنها دوست داشتن همدیگر است.

صفحه 25:
در دوران نوجواني, همسالان مهم نرین نقش را در فرایند اجنماعي شدن فرد بازي مي کنند. توجوانان براي این که بتوانند هويتي مستقل از والدین پیدا کنند باید ارتباطی صميمي و متقايل با همسالان خود برقرار نمایند. ارنباط و دوستي دوران نوجواني داراي این مشخصه هاست: دوستان , یکدیگر را درك مي کنند ؛ افکار و احساسات عمیق و دروني خود را با يكديكر در ميان مي گذارند, براي حل مسائل و مشکلات رواني خود به یکدیگر كمك مي کنند و سعي دارند باعث دردسر و مشکل براي دوستانشان نشوند. سازگاري علائم و شخصیت دو نفر, ملاك انتخاب دوست است و پایان دوستي منوط به عهد شكني و عدم وفای به عهد يكي از دوستان است .

صفحه 26:
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستي با فرد یا اتخاص خاص, با افزایش سن تغيير مي يابد. در اولين مرحله رشد دوستي و ارتباط, معمولاً ستدلال نهان در ارتباط بين دو كودك و نزديكي فيزيكي آنها به همدیگر است. يعني اين دو به اين دلیل ساده با هم دوست اند که همسایه, دوست خانوادگي, هم مدرسه یا هم کلاس اند. در مرحله دوم کودکان برای اين با هم دوست هستند که همسایه, هم کلاس, هم مدرسه و دوست خانوادگي بوده, در ضمن قادرند نيازهاي همديكر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد کنند. اما در مرحله سوم دوستي, مهم ترین اصل و دلیل براي دوستي نوجوانان شباهت و ويژگي هاي شخصیتي, قابل اعتماد بودن

صفحه 27:
دو دوست و پاي بندي طرفین به ملاك هاي مورد قبول در خصوص دوستي اسب در همین ‎UG‏ ممکن است نوجوانان باهم همسایه, هم کلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.

صفحه 28:
تاثير ارتباط 3 بر کودکان و دوستان و همسالان علاوه 2 ار عوامل مهم اجماعي شدن فرد ب» مار اعی اشر فى توانند روي يادگيري, پیشرفتِ و تحصيلي و مهارت هاي كلامي فرد نیز موّثر باشند. از مهم ترین ار میت همسالان, از بین بردن خودمداري است. در محيطي که همسالان ارتباط صحیح و مناسب با هم دارند, مهارت هاي اجتماعي مهم مانند همكاري, رقابت و صمیمیت آموخته مي شوند. در چنین شرايطي نه تنها يادگيري افزایش مي پاید, بلکه رفتارهاي اجتماعي مناسب نیز رشد مي کند. نانواني در برقراري رابطه مطلوب بين

صفحه 29:
آموزان مطرود و فاقد ارتباط افقي سالم, پرخاشگرترند و رفتارهاي نامناسب دارند. پیشرفت تحصيلي و انگیزش آنها اندك است و از اختلالات هيجاني, اضطراب و افسردگي بیشتر رنج مي برند. اگرچه ارتباط و دوستي بین همسالان در تمام دوران كودكي حائز اهمیت است, اما به علت گرایش بسیار شدید توجوانان به گروه همسالان, در اين دوره اهمیت بيشتري مي یابد. دوستي دوره كودكي, تتها رفاقت ساده اي است که بر اثر اشتراك عادات و به خصوص بازي ایجاد مي شود. از حدود یازده سالگي به بعد این دوستي ها محکم تر و جنبه انتخابي آنها بیشتر مي شود. در دوره بلوغ و نوجواني , دوستي ريشه عمیق تري مي یابد و با شور و هیجان توام مي شود.

صفحه 30:
در اين دوران. دوست حامي " من" يا به عبارت صحیح تر, يك من دیگر است و مانند آینه , تصوير اطمینان بخشي به نوجوان مي نمایاند. به همین سبب پيوندهاي دوستي در شخصیت نوجوان تأثیر بسیار مي گذارند و قطع آنها موجب وارد آمدن لطمه به شخصیت نوجوان مي شود. دوستان نزديك از طرفي به رشد نوجوان كمك مي كنند و از طرف ديكر اين امکان رهم آورند که احساسات سرکوب شده خود اعم از خشم و هیجان را ابراز کند و نوجوان درمي یابد که دیگران هم امیدها و ترس هايي نظیر او دارند. دوستي هاي نزديك به نوجوانان

صفحه 31:
اصلاح کنند, بي آن که از سوي سایرین طرد شوند . این نوع دوستي ها به نوجوان كمك مي كند تا هویت خود را پیدا کنند. احساس اعتماد به نفس كرده: به هویت خود افتخار نماید. دوستي هاي دوره نوجواني جون با عواطف و احساسات شديد توأم هستند. زودتر از بين مي روند. توجواناني که مشکلات شخصي بسیار دارند به دوستان نزديك نیازمندترند, اما توانايي چنداني براي حفظ دوستي ندارند. با تبات ترين نوع دوستي هم بين توجوانان كلهي شدب و ضعف پیدا مس کند. بد اين دليل كه هر يك از طرفین در دوره اي است که نیازها, احساسات و مشکلاتش مدام تغییر 5 کند.

صفحه 32:
تجارب همسالان در دوران كودكي و نوجواني با سازگاري بعدي آنها مرتبط است كسان كه در دوران كودكي و نوجواني دجار مشكلات ارتباطي ( اعم از ضعف در برقراري ارتباط: ارتباط بیمارگون و ..) باشند در بزرگسالي بر مشکلاتي مانند اختلال شخصیت ۰ دوري گزيني, بزهكاري, پرخاشگري و رفتارهاي ضد اجتماعي خواهند داشت. در کل, همسالان امکانات يادگيري مهارت هاي اجتماعي, کنترل رفتار. انتقال ارزش هاي اجتماعي, کمك به رشد هویت فردي و استقلال از والدین را فراهم مي آورند.

صفحه 33:
کودکان و نوجوانان براي رسیدن به رشد اجتماعي مطلوب باید با همسالانشان ارتباط مناسب برقرار كنند. همسالان مي توانند از طريق الكو سازي و تعادل هم سطح با یکدیگر, ارزش هاي اجتماعي را به همدیگر انتقال دهند و نقطه اتكايي براي یافتن استقلال و از بين بردن خودمداري ایجاد کنند در این سس والدین باید تشویل اکننده روایط ین هلان بانشند و موقعيت و شراء ارتباط درست و صحیح فرزندانشان با همسالان خود را فراهم سازند. در کل ارتباط افقي مثبب و مطلوب پین همسالان مي نتواند متصمن موارد زیر باشد:

صفحه 34:
-آنان براي همدیگر احساس امنیت عاطفي و حمایت فراهم مي کنند. امکان دارد همسالان اعمالي را تقویت کنند که با ارزش هاي بزرگ ترها هماهنگ باشد با برعکس آنان در بسياري موارد, براي همدیگر حکم معارهاي بهنجاري ,بدا مي کنند که موفقیت و شکست رام توان نسبت به آنها ‎OLE‏ به اشکال رسمي و غیر رسمي مهارت هاي اجتهاعي بسياري را به هم مي آموزند. -در بازي و بحث, آنان به یکدیگر فرصت تمرین ابراز وجود داده, نقش ها و رفتارهاي ‏گوناگون را براي هم تشریح مي کنند . ‎

صفحه 35:
-همسالان با حمایت خود مي توانند از شدت وابستگي دوستانشان به خانواده - آنان مي توانند از فشار اجتماعي که بزرگ ترها به آنها تحمیل مي کنند بکاهند و در برخي موارد یکدیگر را در مقابل تهدید و اجبار بزرگ ترها حمایت کنند. منبع :سایت تبیان ‎Uuils auaiS http://www.ganjineh-danesh.com °‏

صفحه 36:
نقش مدرسه در تربیت اجتماعی كود كان و بجع

صفحه 37:
اجتماعي کردن کودکان و نوجوانان و شكل‌گيري مفاهیم تربیت اجتماعي مانند خود کفايتي. ابراز وجود: استقلال؛ همكاري: نوع دوستي از جمله مواردي است که در دوران آموزش در مدرسه تحقق مي‌پذیرد. از نظر و دیدگاه جامعه شناسان , خانواده. اولین و مهمترین عامل جامعه پذيري فرد ‎oe‏ ‎wero)‏ هادی اشت که این بهم رای عهده ی گنرد ‏البته طبق این دیدگاه مفهوم ترببت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و ‏مدرسه فراتر ‎

صفحه 38:
فراتر مي‌رود و مطیوعات, رادیو و تلوپزیون و تجارب شخصي را نیز شامل مي شود, طبق بررسي‌هاي انجام شده از طرف حوزه جامعه شناسي, براي این که تعلیم و تربیت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي ‎ol‏ در پهنه توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود باید تربیت اجتماعي سرلوحه روش‌هاي آموزش و پرورش قرار گیرد. در همین رابطه دانش آموزان باید با محیط خود سازگار شوند و چنین تحولي مستلزم اتخاذ روش‌هاي تربيتي و تغییر در محتویات برنامه‌هاي آموزش و پرورش است.

صفحه 39:
جامعه شناسان معتقدند, مدرسه به تنهايي يكي از ابزارهاي تربیت فرد است و کار آن باید با تا ‎od‏ عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده. گروه. رسانه‌ها و...) تکمیل شود. ضمن تعلیم کودکان دز مدارس باید اشکال دیگر آموزش ماند مبارزه با بی سوادی. ‎Bad‏ كشاورزي, شرکت در تعاوني هاء آشنايي با تكنولوژي و علوم و فنون جدید و... نیز وجود داشته باشند تا از اين طریق, زمينه‌هاي تربیت اجتماعي از تمام جهات گسترش یاند. با تحعیعات و بررسي‌هایی که جامعه شناسان در خصوص اهداف و کارکره‌هاي مدرسه و تربيت

صفحه 40:
اجتماعي انجام داده‌اند اين گونه نتیجه گرفته‌اند که تربیت اجتماعي در مدارس به گونه صحیح و برنامه ريزي شده باعث اجتماعي شدن افراد مي‌شودتقویت وجدان ‎SIS‏ 9 گسترش و عمق نظم پذيري اجتماعي در تمام پهنه‌هاي زندگي, تقویت مهارت‌هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با دیگران, تقویت روح همكاري, همدلي, نوع دوستي, گذشت, فداكاري و همزیستی اباد حل ‎o> a pla‏ دیگران و تحمل عقابد ديكران. شنا حت اصول, قانونمندي‌ها و تبعیت از ‎HT‏ درهنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي, گسترش همياري درسي و تحصیل از بق کر وه‌های

صفحه 41:
پهشبرد اهداف تربيتي و تمرین مشارکت جمعي, تصمیم‌گیری جمعي از جمله تایج تحقیق جامعه شناسان است بهرام نوابي فر جامعه شتاس در گفت و گو با برتگار اپرتا در مورد مقوله اجتماعي کردن مي‌گوید: در فرهنگ علوم اجتماعي, آماده شدن فرد براي برعهده گرفتن تقش در جامعه و آینده را جامعه پدبری مي‌گویند. وي مي‌افزاید: افراد در نيادهاي مختلف جامعه پذیر مي‌شوند به طوري که اولین نهاد جامعه پذیر کردن فرد جانواده و دومین نهاد نیز محیط مدرسه است و پینایین هم محبط جامعه , گروه دوستان , همسالان و غیره در جامعه پذيري فرد نقش دارند.

صفحه 42:
وي با بیان اینکه خانواده تا یک مقطع سني خاص به طور مثال تا حدود شش سالگي وظیفه اجتماع پذيري فرد را به تنهايي برعهده دارد گفت: از این مرحله به بعد نهاد ديگري نبز در 1 امر جامعه بذير كردن فرد با نام مدرسه دخیل مي‌شود. توابي فر اظهار داشت: چنانچه در خانواده گروه رفتارهايي به کودک آموزش داده مي‌شود که 1 هتجارهاي مدرسه مطابقت نداردء فرذ دجار تعارض ذر نقش مي شود و براي اصلاح آن بايد دو نهاد خانواده و اولياي مدرسه باهم تعامل داشته باشند تا بتوان به هدف جامعه پذيري صحیح تايل شويم.

صفحه 43:
وي مي‌افزاید: اگر بخواهیم از اثر پذيري نهاد مدرسه در جامعه پذيري فرد غافل نشویم مي‌توان کی اس يا بر وک و ۱ در محيطهاي آموزشي شکل مي‌گیرد. ای جامی شناس معنقد اس :در محیط مدرب رمالی * هدف جامعه پدیری درست نايل مي شويم كه هنجارها و ارزشهايي كه در محيط مدرسه به فرد آموزش داده شود با نظام هنجارها و ارزشهاي خانواده و در راس آن جامعه سنخیت داشته باشد.

صفحه 44:
وي مي‌افزاید: در صورت تعارض هنجارها و ارزش‌هاي محیط مدرسه با خانواده و جامعه, جامعه پذيري فرد با مشکل مواجه مي‌شود و در روند شخصيتي وي تاثبر گذار خواهد بود بنابراین باید هنجارهايي در مدرسه آموزش داده نشود که در خانواده این هنجارها , به اصطلاح تابهنجاري محسوب میشوند و یا فاقد ارزش هستند و یا اینکه ارزشهايي لحاظ نشود و در باورهاي دانش آموز نگنجد که در محبط اجتماعي فاقد پرستیژ باشند. توابی فر مي‌گوید. به طور كلي سه نهاد حانواده, مدرسه و جامعه بايستي با هم هماهنگ sal هماهنگ بودن آن‌ها در جامعه پذيري فرد به اين معنا نیست که هر کدام سليقه‌هاي آموزشي

صفحه 45:
ا کار بر بلی بان ععاست ی ارس در هارها و ارزشها براي فرد ایجاد نشود. اين جامعه شناس با اشاره به تاثیر رفتار اولياي مدرسه بر اجتماعي کردن فرد گفت: دانش آموز بیشتر سعي دارد اولياي مدرسه را به عنوان الگوهاي خود مد نظر قرار دهد حتي اگر والدین فرد درگروه اولهاي مدارس پاشند این الگیدبری در بین دانش آموزان دیده مي‌شود ‎oe Bra‏ دارد رفتار و نگرش معلم و اولياي مدرسه به خصوص در سال‌هاي آغا مدرسه را سرلوجه کار خود بداند ‏

صفحه 46:
بنابراين بايستي معلمين و مسوولان مدارس تسبت به این امر مهم توجه کنند و در رفتارهایی که در محیط مدرسه از خود بروز مي‌دهند با دقت بيشتري همراه باشد که تاثیر منفي بر رفتار كود نداشته باشند. نوابي فر عنوان کرد: چنانچه رفتارهايي که در محیط آموزشي انجام مي‌شود و فرد آن را به عنوان الگوي خود مد نظر قرار دهد جامعه پذيري در فرد ناقص صورت مي‌گیرد. اين جامعه شناس گفت: محیط مدرسه علاوه بر اين که در جامعه پذيري صحیح فرد نقش به سزايي دارد, فرصت مناسبي را نیز فراهم مي‌کند که استعدادهاي نهفته فرد در محيطي مستعد شکوفا شود.۱۲۸۵://۷۷۷۷۷/۷۷۵۳۱6۳۲۲1۲ __ دفتر مطالعات و ت ات زنان

صفحه 47:
نقش, , سانه های حمعی:

صفحه 48:

صفحه 49:
رسانه ها به عنوان یکی از نهاد های اجتماعی کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزش های جوامع را برعهده دارند. در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطلاع رسانی پیرامون موضوعات اجتماعی, سیاسی, فرهنگی و... سعی می کنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند تا جایگزین فرهنگ ها و ارزش ها و الگوهای سنتی شوند. در این رهگذر رسانه ها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزش ها و هنجارها مطرح هستند, به طوری که ستبت ها را به مبارژه حی طلین و به صورت یک عامل موثر در دگرگونی نگرش ها و رفتارهای نسل جدید عمل می کنند.

صفحه 50:
همین ‎wo pol‏ تواند منجر به شکاف نسلی و عدم انتقال تجربیات نسل گذشته ‎Gls dura:‏ شود سل فعلی هر آنچه را که از رسانه مي خواند می شود و می ‎ile) Gar‏ نگرش, عمل و رفتار خود قرار می دهد. در دوران کنونی نقش نهادهای اجتماعی همانند خانواده, مدرسه و همسالان در اجتماعی کردن نسل ها تضعیف و در مقابل روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه ها آفروده می شود. این مقاله با توجه به داده های نظری و نظر صاحب نظران به تسین موضوع شکاف تسلى ار طريق رسان ها و تفش این دستگاه ها در ‎Ileal‏ ارزش ها و مفیار های نویه حدامه موی

صفحه 51:
رسانه ها در دوران کنونی بخشی جدایی تایذیر از زندگی مردم شده اند مردم در طول شبانه روز روز از محتواهای اجتماعی, سیاسی, اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه ها استفاده می کنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه ها بزرگ می شود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطي امروز, این نسل, بخش عظیم ‎Sind‏ ارزش ها و هنجارهاى جامعه خود و ديكر جوامع را از رسانه ها دریافت می کند. به عبارتی دز دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف بخش غطیمی از جامعه پذیری نسل ها از طربق رسانه ها انجام می شود

صفحه 52:
و نود و تأثیر رسانه تا جابی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین می كنند و اگر چگوته فکر کردن را به ما یاد ندهند. اينكه به جه جيزى فکر کنیم را به ما مى آموزند. بر همين اساس با توجه به نقش تأثيركذار وب بر تمامی اعضای جامعه و به ویژه نسل های کنونی, هدف اصلی اين مقاله بررسى و تبيين نقش رساته ها به عنوان یکی از دستگاه های فراگیر و گسترده و در دسترس همگان در انتقال داه ویر ارزش ها و هنجارهای تسلی و تأثیر آنها در شکل گیری و یا عدم كيرى بديده ى كسست نسلى است. 30.1 ]3.الاللالا//:صخغط

صفحه 53:

صفحه 54:
یایان

استاد مربوطه: ‏ دکترکاظم برزگر تهیه کنندگان: مهناز فرقانی تهرانی عاطفه قربان پور دشتکی موضوع: اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان ‏ نقش والدین،همساالن ،مدرسه و رسانه های جمعی کودک نوجوان 2دختر بچه 6ساله سالم مثالمريم و زهرا را در نظر بگيريد كه ه-وش ه-ر دو بااليمتوسط(هوشبهر حدود ) 115است. ه--ردو در كالس اول در ي--ك محل--ه زن--دگي مي كنن--د .م--ريم پران--رژي ،مش--تاق، برونگرا و بشاش است و درمدرسه خوب پيش مي رود .معلمش معتقد است او يكي از ب--اهوش ت-رين بچه هاي كالس است. وقتی سوالی پرسيده مي شود مريم دستش را بلن--د مي كن--د و مي گوي--د :من مي دانم .مي دانم ،در ميان همكالسي ها محبوبيت دارد و در فعاليت هاي گروهي شركت مي کند. اما زهرا بچه اي متفاوت از مريم است .كند ،س--اكت و خج--التي اس--ت .در مدرس--ه ض--عيف است و معلمش او را كم ه وش مي داند (هر چند اصالچنين نيس--ت ).هرگ-ز او داوطلب پاس-خ دادن به پرسش هاي معلم نمي شود .به فعاليت ه--اي گ--روهي عالق--ه اي نش--ان نمي ده--د و بن--درت چيزي را با ديگران سهيم مي شود يا به همساالنش كمك مي كند .چه چيزهايي توجي--ه كنن--ده تف--اوت ميان اين دو دختر از لحاظ رفتار اجتماعي و شخصيت است. خانواده ،اين واحد بظاهر كوچك اجتماعي ،از اركان عمده و از نهادهاي اصلي هر جامعه به شمار مي رود. در واقع هر خانواده را بايد خشت بناي جامعه و كانون اصلي حفظ سنت و رسوم و ارزش هاي واالو مورد احترام و شالوده مستحكم مناسبات پايدار اجتماعي و روابط خويشاوندي ،مبدا بروز و ظهور عواطف انساني و كانون صميمانه ترين روابط ميان افراد و مهد پرورش تفكر و انديشه و اخالق و تعالي روح انساني به حساب آورد .از يك سو ،در بررسي روابط فرد و جامعه چنان كه مي دانيم مساله اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري ،بدون توجه به پرورش اساسي فرد در خانواده و انتقال فرهنگ جامعه به اعضا و به طور كلي روابط متقابل فرهنگ و شخصيت كه خاصه از طريق شكل گيري شخصيت انساني انجام مي پذيرد ،جز با مالحظه ويژگي ها و اثرات خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي امكان پذير نيست فرآيندي است كه از طريق آن كودكان رفتار ،مهارت ها ،انگيزه ها ،ارزش ها ،اعتقادها و معيارهايي را كه مطلوب و متناسب و مشخصه فرهنگشان است ،مي آموزند .افراد و نهادهايي كه در اين فرآيند شركت مي كنند مانند والدين ،خواهران و برادران ،تلويزيون و ديگر رسانه هاي گروهي ،هر چند همه اين عوامل از طرق مهمي در كودك تاثير مي گذارد ،به طور معمول خانواده ،مهم ترين بخش از محيط كودك است .به همين دليل خانواده مهم ترين و قوي ترين عامل اجتماعي كردن كودكان تلقي مي شود كه در شكل دادن به شخصيت ،خصوصيات و انگيزه ها نقش كليدي دارد ،رفتار اجتماعي را هدايت مي كند و ارزش ها ،اعتقادها و هنجارهاي فرهنگ را منتقل مي كند. نقش والدین: در پرورش شخصي كودكان ،والدين بايد توجه داشته باشند كه چگونگي رفتار اجتماعي كودك از اهميت فوق العاده اي برخوردار است .براي اين كه بچه ها از رشد مطلوب اجتماعي برخوردار باشند الزم است الگوهاي رفتاري بزرگسال ،بيش از هر چيز نگرش مثبت به افراد مختلف و فعاليت هاي اجتماعي در ايشان ايجاد كند و اين مهم انجام نخواهد شد مگر رفتار مهربانانه ،صميمي و دوست داشتني والدين .كودكان به عبارت ديگر براي اين كه نگرشي مثبت به برقراري ارتباط با ديگران داشته باشند ،بايد از تجارب دلپذير و خوشايند اجتماعي بهره مند زماني كه الگوهاي بزرگسال چون پدر و مادر همواره رابطه اي صميمي و عاطفي با كودك برقرار كنند و تعادل اجتماعي را با همراهي و همكاري و بازي و نشاط توام سازند ،آمادگي كودك براي ايجاد ارتباط با ديگران و مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي بيشتر مي شود .بر عكس كودكاني كه والدين آنها جز رفتار آمرانه و تحكم آميز رفتار ديگري با ايشان ندارند، به لحاظ همين تجارب ناخوشايند و تنفرانگيز چندان تمايلي براي ارتباط با ديگران نشان نمي دهند. اضطراب ،كمرويي ،عصبانيت و پرخاشگري والدين از آفات رشد مطلوب اجتماعي كودكان مي تواند باشد .براي اين كه كودكان تشويق شوند تا ارتباط اجتماعي شان را گسترش دهند بايد خاطرات شيرين رابطه آنها با والدين آنچنان در ذهنشان مانده باشد كه با رضايتمندي اجتماعي آماده ارتباط مثبت و متقابل با ديگران باشد. تاثیر شیوه های فرزند پروری در رشد اجتماعی کودکان: آيا بهترين روش پرورش فرزند وجود دارد؟ ديانا باوم ريند يك پيشگام با اقتدار در مورد مطالعه فرزندپروري معتقد است چنين روشي وجود دارد .او معتقد است والدين نه بايد تنبيه كننده باشند و نه بي خيال .آنها بايد در ضمن اين كه براي كودكان خود قوانيني وضع مي كنند ،همزمان از آنها حمايت و نيازهايشان را تامين كنند .صدها مطالعه پژوهشي از جمله مطالعه خودش، ديدگاه او را تاييد كرده اند .باوم ريند مي گويد ،شيوه هاي فرزندپروري به 4 شكل اصلي هستند: -1فرزندپروري استبدادي :تنبيه و محدودكننده است .والدين استبدادي كودكان را وادار مي كنند تا آنها محدوديت ها و كنترل هاي شديدي بر كودكانشان اعمال مي كنند و تبادل كالمي اندكي دارند؛ براي مثال ،يك والد مستبد ممكن است بگويد< :اين كار را همان گونه كه من مي گويم انجام بده و الغير ،جاي هيچ بحثي نيست >.كودكان متعلق به والدين استبدادي اغلب به روشي رفتار مي كنند كه از نظر اجتماعي ناشايست است .آنها درباره مقايسه اجتماعي مضطرب مي شوند ،در آغاز فعاليت شكست مي خورند و مهارت هاي اجتماعي ضعيفي دارند. -2فرزندپروري مقتدر (توانمند) :كودكان را تشويق به استقالل مي كنند ،اما براي آنها فرزندان خود دارند و آنها را حمايت مي كنند .يك والد مقتدر دست ها را به گردن فرزندش مي اندازد ،كامالبه او نزديك مي شود و مي گويد« :آيا تو مي داني كه نبايد آن كار را انجام مي دادي؟ بيا با هم براي انجام آن به شيوه اي صحيح صحبت كنيم ».كودكاني كه والدينشان مقتدر هستند اغلب رفتار اجتماعي شايسته اي دارند .آنها دوست دارند متكي به خود باشند و لذات و خواسته هاي خود را به تعويق مي اندازند ،با همساالن خود كنار مي آيند و عزت نفس بااليي دارند .به دليل اين نتايج مثبت ،باوم ريند فرزندپروري مقتدر را بشدت توصيه مي كند. -3فرزندپروري بي توجه :يك شيوه فرزندپروري است كه در آن والدين خود را با زندگی كودكان درگير نمي كنند .وقتي كه فرزند آنها يك نوجوان يا حتي كوچك تر است ،اگر از آنها بپرسد« :االن كه ساعت 10شب است آيا مي دانيد فرزند شما كجاست؟» جواب را نمي دانند. كودكان والدين بي توجه احساس مي كنند كه ديگر جنبه هاي زندگي والدينشان مهم تر از خود آنهاست .كودكان والدين بي توجه اغلب به روش هاي ناشايست اجتماعي رفتار مي كنند. آنها بر خود كنترلي ضعيف دارند و نمي توانند بخوبي از عهده استقالل برآيند و انگيزه پيشرفت ندارند. -4فرزندپروري سهل گيرانه :يك شيوه فرزندپروري است كه در آن والدين در زندگي فرزندان خود زياد دخالت مي كنند ،ولي ممنوعيت و محدوديت اندكي براي آنها قائل مي شوند .اين والدين اغلب مي گذارند كودكانشان هر كاري مي خواهند انجام دهند و راه خود را بروند ،زيرا آنها معتقدند تركيبي از حمايت و تامين نيازهاي كودك و نداشتن محدوديت ،وي را با اخالق و با اعتماد بار خواهد آورد .نتيجه اين است كه اين كودكان معموالنمي آموزند رفتار خودشان را كنترل كنند .اين والدين به رشد همه جانبه كودك توجه ندارند. نقش همساالن و دوستان: همساالن و دوستان از مهمترين عوامل اجتماعي شدن كودكان و نوجوانان به شمار مي آيند .آنها از طرق مختلف بر يكديگر تأثير مي گذارند و از يكديگر تأثير مي پذيرند. بسياري از محققان بر اين عامل تأكيد دارند و از آن به عنوان ارتباط افقي ياد كرده اند ،يعني ارتباطي كه در بين افرادي نسبتًا هم سطح از لحاظ سني ،طبقه اجتماعي ،تحصيلي ،اقتصادي و ...برقرار است. تا قبل از يك سالگي به ندرت ارتباطي معني دار بين كودكان برقرار مي شود. كودكان ده ماهه به همديگر را مي كشند يا اعتنايي به يكديگر نمي كنند .از حدود دو سالگي به بعد اولين ارتباط های معني دار ميان كودكان ايجاد مي شود .البته دوام اين ارتباط ها بسيار اندك است و در حد چند دقيقه بازي با يكديگر باقي مي ماند. در سنين دبستاني و پيش دبستاني ،كودكان عالقه مند به برقراري ارتباط با همساالني اند كه شاد و زيبا باشند و اسباب بازي ها ،خوراكي ها و وسائل خود را در اختيار آنها قرار دهند .ارتباط و دوستي هاي اين دوره حالت موقت و گذرا داشته ،به سرعت شكل مي گيرند و سريعًا تغيير مي كنند .ويژگي هاي ارتباطات خاص اين دوره تقريبًا مطابق رشد اخالقي كودكان اين دوره است پيش قراردادي) .كودك پايبندي مداوم به ارتباطات خود ندارد ،به راحتي دوستانش را كنار مي گذارد بدون اين كه علت خاصي وجود داشته باشد و درك عميقي از دوستان ،صميميت و ارتباط متقابل ندارددر سال هاي ميانه و پاياني كودكي ارتباط براساس كمك به يكديگر و رفع نيازهاي هم شكل مي گيرند و اعتماد به هم نقش مهمي در تداوم آن ايفا مي كند .كودكان دركي ذهني از دوستان پيدا مي كنند و دوستان تنها اشخاصي نيستند كه با هم بازي مي كنند ،بلكه كساني اند كه ويژگي ها و مشتركات خاصي بين آنها برقرار است كه يكي از آنها دوست داشتن همديگر است. در دوران نوجواني ،همساالن مهم ترين نقش را در فرايند اجتماعي شدن فرد بازي مي كنند. نوجوانان براي اين كه بتوانند هويتي مستقل از والدين پيدا كنند بايد ارتباطي صميمي و متقابل با همساالن خود برقرار نمايند .ارتباط و دوستي دوران نوجواني داراي اين مشخصه هاست: دوستان ،يكديگر را درك مي كنند ؛ افكار و احساسات عميق و دروني خود را با يكديگر در ميان مي گذارند ،براي حل مسائل و مشكالت رواني خود به يكديگر كمك مي كنند و سعي دارند باعث دردسر و مشكل براي دوستانشان نشوند .سازگاري عالئم و شخصيت دو نفر ،مالك انتخاب دوست است و پايان دوستي منوط به عهد شكني و عدم وفاي به عهد يكي از دوستان است . تحول و تغيير در استدالل هاي پنهان مربوط به دوستي با فرد يا اشخاص خاص ،با افزايش سن تغيير مي يابد .در اولين مرحله رشد دوستي و ارتباط ،معموًال استدالل نهان در ارتباط بين دو كودك و نزديكي فيزيكي آنها به همديگر است .يعني اين دو به اين دليل ساده با هم دوست اند كه همسايه ،دوست خانوادگي ،هم مدرسه يا هم كالس اند .در مرحله دوم كودكان براي اين با هم دوست هستند كه همسايه ،هم كالس ،هم مدرسه و دوست خانوادگي بوده ،در ضمن قادرند نيازهاي همديگر را به بهترين وجه رفع نمايند و به هم اعتماد كنند .اما در مرحله سوم دوستي، مهم ترين اصل و دليل براي دوستي نوجوانان شباهت و ويژگي هاي شخصيتي ،قابل اعتماد بودن دو دوست و پاي بندي طرفين به مالك هاي مورد قبول در خصوص دوستي است .در همين حال ممكن است نوجوانان باهم همسايه ،هم كالس يا هم مدرسه باشند يا نباشند. تاثیر ارتباط و دوستی بر کودکان و نوجوانان: دوستان و همساالن عالوه بر اين كه از عوامل مهم اجتماعي شدن فرد به شمار مي آيند ،مي توانند روي يادگيري ،پيشرفِت و تحصيلي و مهارت هاي كالمي فرد نيز مؤثر باشند .از مهم ترين آثار مثبت همساالن ،از بين بردن خودمداري است. در محيطي كه همساالن ارتباط صحيح و مناسب با هم دارند ،مهارت هاي اجتماعي مهم مانند همكاري ،رقابت و صميميت آموخته مي شوند .در چنين شرايطي نه تنها يادگيري افزايش مي يابد ،بلكه رفتارهاي اجتماعي مناسب نيز رشد مي كند .ناتواني در برقراري رابطه مطلوب بين آموزان مطرود و فاقد ارتباط افقي سالم ،پرخاشگرترند و رفتارهاي نامناسب دارند ،پيشرفت تحصيلي و انگيزش آنها اندك است و از اختالالت هيجاني ،اضطراب و افسردگي بيشتر رنج مي برند .اگرچه ارتباط و دوستي بين همساالن در تمام دوران كودكي حائز اهميت است ،اما به علت گرايش بسيار شديد نوجوانان به گروه همساالن ،در اين دوره اهميت بيشتري مي يابد .دوستي دوره كودكي ،تنها رفاقت ساده اي است كه بر اثر اشتراك عادات و به خصوص بازي ايجاد مي شود .از حدود يازده سالگي به بعد اين دوستي ها محكم تر و جنبه انتخابي آنها بيشتر مي شود. در دوره بلوغ و نوجواني ،دوستي ريشه عميق تري مي يابد و با شور و هيجان توأم مي شود. در اين دوران ،دوست حامي " من" يا به عبارت صحيح تر ،يك من ديگر است و مانند آينه ، تصوير اطمينان بخشي به نوجوان مي نماياند .به همين سبب پيوندهاي دوستي در شخصيت نوجوان تأثير بسيار مي گذارند و قطع آنها موجب وارد آمدن لطمه به شخصيت نوجوان مي شود. دوستان نزديك از طرفي به رشد نوجوان كمك مي كنند و از طرف ديگر اين امكان را فراهم مي آورند كه احساسات سركوب شده خود اعم از خشم و هيجان را ابراز كند و نوجوان درمي يابد كه ديگران هم اميدها و ترس هايي نظير او دارند .دوستي هاي نزديك به نوجوانان اصالح كنند ،بي آن كه از سوي سايرين طرد شوند .اين نوع دوستي ها به نوجوان كمك مي كند تا هويت خود را پيدا كنند ،احساس اعتماد به نفس كرده ،به هويت خود افتخار نمايد. دوستي هاي دوره نوجواني چون با عواطف و احساسات شديد توأم هستند ،زودتر از بين مي روند. نوجواناني كه مشكالت شخصي بسيار دارند به دوستان نزديك نيازمندترند ،اما توانايي چنداني براي حفظ دوستي ندارند .با ثبات ترين نوع دوستي هم بين نوجوانان گاهي شدت و ضعف پيدا مي كند، به اين دليل كه هر يك از طرفين در دوره اي است كه نيازها ،احساسات و مشكالتش مدام تغيير مي كند. تجارب همساالن در دوران كودكي و نوجواني با سازگاري بعدي آنها مرتبط است .كساني كه در دوران كودكي و نوجواني دچار مشكالت ارتباطي ( اعم از ضعف در برقراري ارتباط ،ارتباط بيمارگون و )...باشند در بزرگسالي نيز مشكالتي مانند اختالل شخصيت ، دوري گزيني، بزهكاري ،پرخاشگري و رفتارهاي ضد اجتماعي خواهند داشت. در كل ،همساالن امكانات يادگيري مهارت هاي اجتماعي ،كنترل رفتار ،انتقال ارزش هاي اجتماعي ،كمك به رشد هويت فردي و استقالل از والدين را فراهم مي آورند. كودكان و نوجوانان براي رسيدن به رشد اجتماعي مطلوب بايد با همساالنشان ارتباط مناسب برقرار كنند .همساالن مي توانند از طريق الگو سازي و تعادل هم سطح با يكديگر ،ارزش هاي اجتماعي را به همديگر انتقال دهند و نقطه اتكايي براي يافتن استقالل و از بين بردن خودمداري ايجاد كنند .در اين بين ،والدين بايد تسهيل كننده روابط بين همساالن باشند و موقعيت و شرايط ارتباط درست و صحيح فرزندانشان با همساالن خود را فراهم سازند. در كل ،ارتباط افقي ،مثبت و مطلوب بين همساالن مي تواند متضمن موارد زير باشد: آنان براي همديگر احساس امنيت عاطفي و حمايت فراهم مي كنند.امكان دارد همساالن اعمالي را تقويت كنند كه با ارزش هاي بزرگ ترها هماهنگ باشد يا برعکس آنان در بسياري موارد ،براي همديگر حكم معيارهاي بهنجاري پيدا مي كنند كه موفقيت وشكست را مي توان نسبت به آنها سنجيد. آنان به اشكال رسمي و غير رسمي مهارت هاي اجتماعي بسياري را به هم مي آموزند.در بازي و بحث ،آنان به يكديگر فرصت تمرين ابراز وجود داده ،نقش ها و رفتارهايگوناگون را براي هم تشريح مي كنند . همساالن با حمايت خود مي توانند از شدت وابستگي دوستانشان به خانوادهبكاهند. آنان مي توانند از فشار اجتماعي كه بزرگ ترها به آنها تحميل مي كنندبكاهند و در برخي موارد يكديگر را در مقابل تهديد و اجبار بزرگ ترها حمايت كنند. ‏ ‏ منبع :سایت تبیان http://www.ganjineh-danesh.comگنجینه دانش نقش مدرسه در تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان: اجتماعي کردن کودکان و نوجوانان و شکل‌گيري مفاهيم تربيت اجتماعي مانند خود کفايتي ،ابراز وجود ،استقالل ،همکاري ،نوع دوستي از جمله مواردي است که در دوران آموزش در مدرسه تحقق مي‌پذيرد. از نظر و ديدگاه جامعه شناسان ،خانواده ،اولين و مهمترين عامل جامعه پذيري فرد محسوب مي‌شود و مدرسه دومين نهادي است که اين مهم را بر عهده مي‌گيرد. البته طبق اين ديدگاه مفهوم تربيت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و مدرسه فراتر فراتر مي‌رود و مطبوعات ،راديو و تلويزيون و تجارب شخصي را نيز شامل مي‌شود. طبق بررسي‌هاي انجام شده از طرف حوزه جامعه شناسي ،براي اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي آن در پهنه توسعه اقتصادي ،سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود ،بايد تربيت اجتماعي سرلوحه روش‌هاي آموزش و پرورش قرار گيرد. در همين رابطه دانش آموزان بايد با محيط خود سازگار شوند و چنين تحولي مستلزم اتخاذ روش‌هاي تربيتي و تغيير در محتويات برنامه‌هاي آموزش و پرورش است. جامعه شناسان معتقدند ،مدرسه به تنهايي يکي از ابزارهاي تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده ،گروه ،رسانه‌ها و)... تکميل شود. ضمن تعليم کودکان در مدارس بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با بي سوادي ،ترويج کشاورزي ،شرکت در تعاوني ها ،آشنايي با تکنولوژي و علوم و فنون جديد و ...نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق ،زمينه‌هاي تربيت اجتماعي از تمام جهات گسترش يابد. با تحقيقات و بررسي‌هايي که جامعه شناسان در خصوص اهداف و کارکردهاي مدرسه و تربيت اجتماعي انجام داده‌اند اين گونه نتيجه گرفته‌اند که تربيت اجتماعي در مدارس به گونه صحيح و برنامه ريزي شده باعث اجتماعي شدن افراد مي‌شودتقويت وجدان کاري و گسترش و عمق نظم پذيري اجتماعي در تمام پهنه‌هاي زندگي ،تقويت مهارت‌هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با ديگران ،تقويت روح همکاري ،همدلي ،نوع دوستي ،گذشت ،فداکاري و همزيستي ،ايجاد حسن احترام به خود ،ديگران و تحمل عقايد ديگران ،شناخت اصول ،قانونمندي‌ها و تبعيت از آنها درهنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي ،گسترش همياري درسي و تحصيل از طريق گروه‌هاي پيشبرد اهداف تربيتي و تمرين مشارکت جمعي ،تصميم‌گيري جمعي از جمله نتايج تحقيق جامعه شناسان است بهرام نوابي فر جامعه شناس در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در مورد مقوله اجتماعي کردن مي‌گويد :در فرهنگ علوم اجتماعي ،آماده شدن فرد براي برعهده گرفتن نقش در جامعه و آينده را جامعه پذيري مي‌گويند. وي مي‌افزايد :افراد در نهادهاي مختلف جامعه پذير مي‌شوند به طوري که اولين نهاد جامعه پذير کردن فرد،خانواده و دومين نهاد نيز محيط مدرسه است و بينابين هم محيط جامعه ،گروه دوستان ،همساالن و غيره در جامعه پذيري فرد نقش دارند. وي با بيان اينکه خانواده تا يک مقطع سني خاص به طور مثال تا حدود شش سالگي وظيفه اجتماع پذيري فرد را به تنهايي برعهده دارد گفت :از اين مرحله به بعد نهاد ديگري نيز در امر جامعه پذير کردن فرد با نام مدرسه دخيل مي‌شود. نوابي فر اظهار داشت :چنانچه در خانواده گروه رفتارهايي به کودک آموزش داده مي‌شود که با هنجارهاي مدرسه مطابقت ندارد ،فرد دچار تعارض در نقش مي شود و براي اصالح آن بايد دو نهاد خانواده و اولياي مدرسه باهم تعامل داشته باشند تا بتوان به هدف جامعه پذيري صحيح نايل شويم. وي مي‌افزايد :اگر بخواهيم از اثر پذيري نهاد مدرسه در جامعه پذيري فرد غافل نشويم مي‌توان گفت معموال بخش زيادي از شخصيت کودک و نوجوانان در جريان جامعه پذيري در محيطهاي آموزشي شکل مي‌گيرد. اين جامعه شناس معتقد است :در محيط مدرسه زماني به هدف جامعه پذيري درست نايل مي‌شويم که هنجارها و ارزش‌هايي که در محيط مدرسه به فرد آموزش داده شود با نظام هنجارها و ارزشهاي خانواده و در راس آن جامعه سنخيت داشته باشد. وي مي‌افزايد :در صورت تعارض هنجارها و ارزش‌هاي محيط مدرسه با خانواده و جامعه، جامعه پذيري فرد با مشکل مواجه مي‌شود و در روند شخصيتي وي تاثير گذار خواهد بود بنابراين بايد هنجارهايي در مدرسه آموزش داده نشود که در خانواده اين هنجارها ،به اصطالح نابهنجاري محسوب ميشوند و يا فاقد ارزش هستند و يا اينکه ارزشهايي لحاظ نشود و در باورهاي دانش آموز نگنجد که در محيط اجتماعي فاقد پرستيژ باشند. نوابي فر مي‌گويد :به طور کلي سه نهاد خانواده ،مدرسه و جامعه بايستي با هم هماهنگ باشند و هماهنگ بودن آن‌ها در جامعه پذيري فرد به اين معنا نيست که هر کدام سليقه‌هاي آموزشي اجتماعي پذيري را به کار نبرند بلکه به اين معناست که تعارضي در هنجارها و ارزشها براي فرد ايجاد نشود .اين جامعه شناس با اشاره به تاثير رفتار اولياي مدرسه بر اجتماعي کردن فرد گفت :دانش آموز بيشتر سعي دارد اولياي مدرسه را به عنوان الگوهاي خود مد نظر قرار دهد ،حتي اگر والدين فرد درگروه اولياي مدارس باشند اين الگوپذيري در بين دانش آموزان ديده مي‌شود و فرد تمايل دارد رفتار و نگرش معلم و اولياي مدرسه به خصوص در سال‌هاي آغازين مدرسه را سرلوحه کار خود بداند . بنابراين بايستي معلمين و مسووالن مدارس نسبت به اين امر مهم توجه کنند و در رفتارهايي که در محيط مدرسه از خود بروز مي‌دهند با دقت بيشتري همراه باشد که تاثير منفي بر رفتار کودک نداشته باشند. نوابي فر عنوان کرد :چنانچه رفتارهايي که در محيط آموزشي انجام مي‌شود و فرد آن را به عنوان الگوي خود مد نظر قرار دهد جامعه پذيري در فرد ناقص صورت مي‌گيرد. اين جامعه شناس گفت :محيط مدرسه عالوه بر اين که در جامعه پذيري صحيح فرد نقش به سزايي دارد ،فرصت مناسبي را نيز فراهم مي‌کند که استعدادهاي نهفته فرد در محيطي مستعد شکوفا شودhttp://www.womenrc.ir. دفتر مطالعات و تحقیقات زنان نقش رسانه های جمعی: رسانه ها به عنوان یکی از نهاد های اجتماعی کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزش های جوامع را برعهده دارند .در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطالع رسانی پیرامون موضوعات اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی و ...سعی می کنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند تا جایگزین فرهنگ ها و ارزش ها و الگوهای سنتی شوند. در این رهگذر رسانه ها به عنوان عامالن تغییر و تحول در ارزش ها و هنجارها مطرح هستند ،به طوری که سنت ها را به مبارزه می طلبند و به صورت یک عامل مؤثر در دگرگونی نگرش ها و رفتارهای نسل جدید عمل می کنند. همین امر می تواند منجر به شکاف نسلی و عدم انتقال تجربیات نسل گذشته به نسل فعلی شود. نسل فعلی ،هر آنچه را که از رسانه می خواند ،می شنود و می بیند ،مالک نگرش ،عمل و رفتار خود قرار می دهد .در دوران کنونی نقش نهادهای اجتماعی همانند خانواده، مدرسه و همساالن در اجتماعی کردن نسل ها تضعیف و در مقابل روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه ها افزوده می شود .این مقاله با توجه به داده های نظری و نظر صاحب نظران به تبیین موضوع شکاف نسلی از طریق رسانه ها و نقش این دستگاه ها در انتقال ارزش ها و معیارهای نو به جوامع می رسانه ها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم شده اند .مردم در طول شبانه روز از محتواهای اجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه ها استفاده می کنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه ها بزرگ می شود و در دنیای اطالعاتی و ارتباطی امروز ،این نسل ،بخش عظیم فرهنگ ،ارزش ها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانه ها دریافت می کند. به عبارتی در دوران معاصر که به عصر اطالعات و جامعه اطالعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه پذیری نسل ها از طریق رسانه ها انجام می شود و نفوذ و تأثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین می کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما می آموزند .بر همین اساس با توجه به نقش تأثیرگذار رسانه بر تمامی اعضای جامعه و به ویژه نسل های کنونی ،هدف اصلی این مقاله بررسی و تبیین نقش رسانه ها به عنوان یکی از دستگاه های فراگیر و گسترده و در دسترس همگان در انتقال محتوای فرهنگی و انتقال ارزش ها و هنجارهای نسلی و تأثیر آنها در شکل گیری و یا عدم شکل گیری پدیده ی گسست نسلی استhttp://www.aftab.ir . پایان

62,000 تومان