صفحه 1:
شبه حسمی اخنلالات
(Somatoform Disorders)
گروهي از اختلالات هستندکه با علائم جسمي مثل ) درد- تهوع ) که توضیح طبي کافی برلي آنها
PPA es ee Seep Ce Crom nF ncaa peer ns Fleer ey Fane Fig eae
كند.
انواع:
اختلال جسماني کردن ( 0150706۲ (Somatization
5 اختلال تبديلي ( 0150706۲ (Conversion
(Hypochondriasis ) cS! ls 254 -O
(body dysmorphic disorder ) 5» (44:54: Jus) -
اختلال درد ( 0150706۲ ۵1۴ظ) 2
(Undiffrentiated somatoform disorder ) jlcisls ase J0Gs! -O
۱05 اختلالات شبه جسمي
صفحه 2:
Somatization disorder
اختلالي است مزمن با شروع قبل از 30 سالكي
شیوع: ل ل ل
را
در خائمها 5 تا 20 برابر شايعتر است.
۶ اتیولوژي: نامشخص است بعنوان نوعی ارتباط اجتماعی که باعث اجتنا
( مثلا به کاري علاقه ندارد ) ابزار هیجانات (مثل خشم نسب به همه )
ere ees ge eager oe ore es تا را 0
pa ry oor per emt ear Sen Peco cae ge oer eee cares
٩ vee OIE LS
دوقلوهای تك تخمکی 29 درصد و در دو تخمکی 10 درصد است
از تعهدات
صفحه 3:
ملاکهای 051/۷6 _براي اختلال جسمانی سازی
االف: سابقه شکایت جسمی متعده که قبل از 20 سالکی شروع مشود و جند سال
ادامه مي يابدو باعث اختلال در عملكرد مي شود
ا 0
دهد: 1- جهار علامت درد 2- دو علامت كوارشي 3- يك علامت جنسي 4- 1 علامت
نورولوزيك كاذب
00 ا Ean
E ge ‘
د: علائم به شكل ارادي ايجاد نمي شود
< ويژگيهاي بالینی : سابقه چنین بيماراني بر حاشبه و مبهم است و دردها را به گونه اي
اغراق آميز و بر تب و تاب بيان مي كنندء لباس بوشيدن آنها نمايشي است و تشنه
ee اا
ل ا 9
همراه با دوره هاي کم علامت ( 9 نا 12 ماهه ) دارند
صفحه 4:
Converson disorder اخنلال تبدیلی
rome eeIn == ۱ رن
اختلال عصبي يا طبي شناخته شده قابل توجيه نيست و علائم روانشناختي با شروع يا
تشدید علائم رابطه دارد.
1 ree roe
برخوردار نباشد زماني در طول عمر دارا هستند. میزان بروز سالانه 22 درصد هزار مي
باشد- 5 تا 15 درصد مشاوره هاي روانيزشكي را شامل مي شود- نسبت ابتلاي زن به
0
كروههاي يايين اجتماعي و اقتصادي و افراد نظامي شايع است.
2
0
ا ل ea Ree ل ل Sel
ل ال
صفحه 5:
علانم باليني:
نت بر رد رس ددرت
علائم حسي: بي حسي و يارستزي در اندام ها شايعتر است كه با مسير سيستم عصبي
هماهنگی ندآرند
علائم حرکتی: به صورت حرکات غیر عادی. اختلال در راه رفتن ضعف عضلاني و
قلح ثبك هاي کره اي و فرم و حرکات برثابي
13 65]3513: ينوع اختلازدر رله يفتردر ليرلفراد لسستكه به صويت
0 را ۱ دا ۱ يرتابي+ شزور تنه و اند بها مي i
علائم تشنجي: تشنج هاي کاذب از علائمي است که تشخیص آنها از تشنج واقعي
مشکل مي باشد و با توجه به اینکه 3/1 افرادي که تشنج کاذب دارند. به طور همزمان
تشنح واقعي نیز دارند تشخیص مشکل تر مي گردد.
نفع اوليه: كنار زدن تعارض دروني ناخودآگاه و تبدیل آنها به علائم جسمي که ارزش
سمبوليك دارد.
صفحه 6:
نفع ثانويه: مزايا و منافع آشکارا که درا
توت ره را ار
در اختلال تبديلي دیده مي شود.
همانند ساز: Identification
0 eel
۱ ayer are) re ا ree poe
۱ a os se
a)
درمان: روان درماني حمايتي- بينش كرا- مشاوره خانواده.
صفحه 7:
دا ار 9 ورفروفرف ره و رم زر رز
اشتغال ذهني يا ترس از ابتلا به يك بيماري جدي بر اساس سوء تعبير علاتم جسمي
را 1
بیشتر شکایت مربوط به علائم گوارشي و قلبي است.
2 rte Bonen ee one eee S| ee ere ane ne
oe
لا
Becca SN) case oe Ne eI eS er ee ae
بزان شیوع در زن و مرد مساوي است و در تمام سطوح اجتماعي و اقتصادي و
فرهنگی به يك نسیت دیده می شود.
صفحه 8:
Body dysmorphic disorder
Lye S|e== a - در
yy A ی ل ا رار ان ای HIST
حك تك سا از رك كك دكي و 30 درصد ساكب
” 3/1 بيماران خانه نشين مي شوند و 5/1 اقدام به خود كشي مي كثند.
اختلال درد 0150106۳ [۳۵))
وجود درد در يك با چند ناحیه تشريحي که باعث اختلال در عملکرد اجتماعي»
nl eee) ۱
حفظ درد داراي نقش مهمي است.
“ در دهه جهارم و بنجم زندكي ديده مي شود- خائمها 2 برابر بيشتر مبتلا مي شوئد.
نكرده أند شايعتر
شته اند
صفحه 9:
sol, JS((Factitious disorder )
۲ بیمار عمدا اختلال طبي و رواني ابجاد کرده و شرح حال و علائم عوضی به معاینه
اراس یراس در ترس ای رل تس را
Pere EcsLy Rap oreome Prey rere oe) ار
بذيرقتة شدكان بيمارستانها و 63نب ها دجار اين بيماري ۲1
7 اغلب این اقراه دبار دجار محرومیت ل 5
كننده داشته و يدري داشته اند كه در خانه نبوده است.
بوده و معمولاً دجارأ 35
اکثر این افراد دچار شخصیت ماژوخیست
EA personality
۳ ren ا ا
Fedor ert avd bee feces cary hes Pav ev
صفحه 10:
Factitious disorder by proxy
توعي از اختلال ساختگي است که بیمار علائم و نشانه هاي بيماري را عمدا براي فرد
ديگري ارائه مي دهد مثلا مادري که عمداً نشانه هاي عفوئت ادراري را براي فرزندش
ایجاه مي کند و به پزشك اطفال عوضي در مورد فرزندش ارائه داده تا فرزند خود را
صفحه 11:
ار مر تولف یحالف حم اجره رورت ۱9
۲ در حلت عادي هر كسي احساس پیوسته اي از يك انسان واحد و یا
یت ای مرو ارس gi db حات برس pied Gli
اختلالات میشود
زد
شليعتريرفوعاختلالةتجزيهلي 211116513 ©6/اأ]3أع015506]-1
Dissociative Fugue -2
Dissociative Identity disorder -3
Es)
4-Depersonalization
Dissociative disorder NOS -5
شبه جسمي اختالالت
)(Somatoform Disorders
گروهي از اختالالت هستندكه با عالئم جسمي مثل ) درد -تهوع ) كه توضيح طبي كافي براي آنها
نمي توان يافت و عالئم و شكايات جسمي به حدي است كه اختالل در عملكرد شخص ايجاد مي
كند.
انواع:
-1اختالل جسماني كردن ( )Somatization disorder
-2اختالل تبديلي ( )Conversion disorder
-3خود بيار انگاري ( )Hypochondriasis
-4اختالل بدريختي بدن ( )body dysmorphic disorder
-5اختالل درد ( )Pain disorder
-6اختالل جسمي نامتمايز ( )Undiffrentiated somatoform disorder
-7اختالالت شبه جسمي NOS
Somatization disorder
اختاللي است مزمن با شروع قبل از 30سالگي
شيوع :ميزان شيوع در طول عمر در خانم ها 0.2درصد تا 2درصد ودر آقايان 20
درصد است.
در خانمها 5تا 20برابر شايعتر است.
اتيولوژي :نامشخص است بعنوان نوعي ارتباط اجتماعي كه باعث اجتناب از تعهدات
( مثال به كاري عالقه ندارد ) ابزار هيجانات (مثل خشم نسب به همه )
عوامل زيست شناختي :معايب شناختي و توجهي دارند ،حواس پرتي شديد ،ناتواني در
خو گرفتن به محركهاي تكراري ،كاهش متابوليسم در لوب پيشاني و نيمكره مغلوب
در 10تا 20درصد بستگان درجه اول بيمار ديده ميشود و ميزان ابتال همزمان در
دوقلوهاي تك تخمكي 29درصد و در دو تخمكي 10درصد است .
مالكهاي DSMIVtrبراي اختالل جسماني سازي
الف :سابقه شكايت جسمي متعدد كه قبل از 30سالگي شروع ميشود و چند سال
ادامه مي يابدو باعث اختالل در عملكرد مي شود
ب :تمام معيارهاي زير را دارا مي باشد كه هر كدام در زماني از سير بيماري رخ مي
دهد -1 :چهار عالمت درد -2دو عالمت گوارشي -3يك عالمت جنسي 1 -4عالمت
نورولوژيك كاذب
ج :عالئم مربوط به يك بيماري جسمي يا اثريك ماده نمي باشد
د :عالئم به شكل ارادي ايجاد نمي شود
ويژگيهاي باليني :سابقه چنين بيماراني پر حاشيه و مبهم است و دردها را به گونه اي
اغراق آميز و پر تب و تاب بيان مي كنند ،لباس پوشيدن آنها نمايشي است و تشنه
تمجيد و محبت هستند.
سير و پيش آگاهي :اختالل مزمن است اغلب آنها دوره هاي تشديد عالئم( 6تا 9ماه )
همراه با دوره هاي كم عالمت ( 9تا 12ماهه ) دارند .
Converson disorderاختالل تبديلي
اختاللي است مشخص با وجود يك يا دو عالمت نورولوژيك ( مثل فلج ،كوري ) كه با يك
اختالل عصبي يا طبي شناخته شده قابل توجيه نيست و عالئم روانشناختي با شروع يا
تشديد عالئم رابطه دارد.
شيوع 3/1 :جامعه عالئم را در حدي كه از شدت كافي براي تشخيص اختالل تبديلي
برخوردار نباشد زماني در طول عمر دارا هستند .ميزان بروز ساالنه 22درصد هزار مي
باشد 5 -تا 15درصد مشاوره هاي روانپزشكي را شامل مي شود -نسبت ابتالي زن به
مرد 2به 1است در جوامع روستايي ،افراد بي سواد ،افراد با بهره هوشي پايين ،در
گروههاي پايين اجتماعي و اقتصادي و افراد نظامي شايع است.
اتيولوژي :
-1علل روانكاري -2 ،عوامل زيست شناختي به صورت كاهش متابوليسم نيمكره غالب و
افزايش متابوليسم نيمكره مغلوب مغز و برانگيختگي قشري مفرط
عالئم باليني:
فلج ،كوري و اللي شايعترين عالئم هستند.
عالئم حسي :بي حسي و پارستزي در اندام ها شايعتر است كه با مسير سيستم عصبي
هماهنگي ندارند.
عالئم حركتي :به صورت حركات غير عادي ،اختالل در راه رفتن -ضعف عضالني و
فلج -تيك هاي كره اي و فرم و حركات پرتابي
:Astasia abasiaيك نوع اختالل در راه رفتن در اين افراد است كه به صورت
تلو تلو خوردن مستانه همراه با حركات پرتابي خشن در تنه و اندامها مي باشد.
عالئم تشنجي :تشنج هاي كاذب از عالئمي است كه تشخيص آنها از تشنج واقعي
مشكل مي باشد و با توجه به اينكه 3/1افرادي كه تشنج كاذب دارند .به طور همزمان
تشنج واقعي نيز دارند تشخيص مشكل تر مي گردد.
نفع اوليه :كنار زدن تعارض دروني ناخودآگاه و تبديل آنها به عالئم جسمي كه ارزش
سمبوليك دارد.
نفع ثانويه :مزايا و منافع آشكارا كه درنتيجه بيمار شدن به دست مي آيد.
: Labell indiferenceبرخورد جسوانه و نامتناسب نسبت به عالئم جدي كه
در اختالل تبديلي ديده مي شود.
همانند سازي Identification
سير و پيش آگهي 90 :تا 100درصد بيماران ظرف چند روز بهبودي مي يابند در
75درصد هرگز تكرار نمي شود -در 25درصد عالئم تازه به علت استرس ايجاد مي
شود .
درمان :روان درماني حمايتي -بينش گرا -مشاوره خانواده.
Hypochondriasisخودبيمارانگاري
اشتغال ذهني يا ترس از ابتال به يك بيماري جدي بر اساس سوء تعبير عالئم جسمي
توسط شخص
بيشتر شكايت مربوط به عالئم گوارشي و قلبي است.
با وجود اطمينان بخشي و آزمايشات منفي فقط براي مدت كوتاهي بيمار قانع مي
شود.
حداقل بايد 6ماه طول بكشد.
ميزان شيوع 10 :درصد كل بيماران طبي مبتال به اين اختالل هستند.
ميزان شيوع در زن و مرد مساوي است و در تمام سطوح اجتماعي و اقتصادي و
فرهنگي به يك نسبت ديده مي شود.
Body dysmorphic disorder
اشتغال ذهني با يك نقص خيالي در ظاهر و يا قسمتي از بدن
سن شايع بيماري 15تا 30سالگي است و در خانمها ي كه ازدواج نكرده اند شايعتر
است .در يك مطالعه 90درصد بيماران افسردگي و 30درصد ساكيوز داشته اند
3/1بيماران خانه نشين مي شوند و 5/1اقدام به خود كشي مي كنند.
اختالل درد )) Pain disorder
وجود درد در يك يا چند ناحيه تشريحي كه باعث اختالل در عملكرد اجتماعي،
شغلي يا سطوح ديگر عملكرد مي گردد .و عوامل روانشناختي در شروع ،شدت يا
حفظ درد داراي نقش مهمي است.
در دهه چهارم و پنجم زندگي ديده مي شود -خانمها 2برابر بيشتر مبتال مي شوند.
( )Factitious disorderاختالل ساختگي
بيمار عمدأ اختالل طبي و رواني ايجاد كرده و شرح حال و عالئم عوضي به معاينه
كننده ارائه مي دهد و تنها هدف آشكار كردن اين رفتار قبول نقش بيمار است.
ميزان شيوع نامعلوم است در مردها وكاركنان بيمارستان باالتر است،در يك مطالعه %9
پذيرفته شدگان بيمارستانها و %3تب ها دچار اين بيماري بوده اند.
اغلب اين افراد دچار دچار محروميت دوران كودكي بوده اند و معموًال مادري طرد
كننده داشته و پدري داشته اند كه در خانه نبوده است.
اكثر اين افراد دچار شخصيت ماژوخيستي بوده و معموًال دچارas if
مي باشند.
personality
:Gridiron abdomenبه اسكارهاي متعدد در شكم افراد مبتال گفته مي شود
كه به علت اعمال متعدد جراحي ايجاد شده است.
:Factitious disorder by proxy
نوعي از اختالل ساختگي است كه بيمار عالئم و نشانه هاي بيماري را عمدًا براي فرد
ديگري ارائه مي دهد مثًال مادري كه عمدًا نشانه هاي عفونت ادراري را براي فرزندش
ايجاد مي كند و به پزشك اطفال عوضي در مورد فرزندش ارائه داده تا فرزند خود را
.بيمار جلوه دهد
.
:اختالالت تجزيه اي )(Dissociative disorders
در حلت عادي هر كسي احساس پيوسته اي از يك انسان واحد و يا شخصيت
خاص دارد از دست دادن اين حالت پيوسته هوشياري باعث اين اختالالت ميشود
:انواع
بدخيم ترين
نوع
1-Dissociative Amnesia
شايعترين نوع اختالالت تجزيه اي
2- Dissociative Fugue
3- Dissociative Identity disorder
4-Depersonalization
5- Dissociative disorder NOS