حسابداریعلوم انسانی و علوم اجتماعی

تاریخ ایران و جهان 2: سلسله قاجار

صفحه 1:
بنام خدا #علی شلتوکی “تاريخ ايران وجهان2 #سلسله قاجار

صفحه 2:
دولت قاجاريه : * با افول سلسله زندیه بار دیگر حکومت و فرمانروایی از دست ایرانیان . . خارج گردید و طایفه قاجار که اصلا از نژاد مغول بودند, زمام امور را به دست كرفت (472). عد * اينان هنكام تشكيل حكومت صفويه به يارى آنان برخاستند و دوشادوش لشکریان قزلباش , در ركاب شاه اسماعيل شمشير زدند. يس از آن كه شاه عباس به سلطنت رسید. آنان را از محل اصلی خود کوچانید دستا ای را در مرو, عده ای را در گرجستان و دسته سوم را در دو سوی رودخانه گرگان (استراباد) مستقر ساخت . از اين طایفه , آنان که در سمت رال گرگان سکونت داشتند. یوخاری باش و عده ای را که در سمت چپ رودخانه گرگان سکنی گزیده بودند, اشاقه باش خوانده می شدند, و بین آنان غالبا بر سر امور مادی و اقتصادی نظیر آب . چراگاه و غيرة اختلاً ‎٠‏ ‏و نزاع بود. * پس از حمله افاغنه - چنان که دیدیم - فتحعلی خان قاجار. که از قبیله آشاقه باش بود. نخست به یاری شاه سلطان حسین ‏ به اصفهان رفدا ۲ چون از وی استمداد نجستند, وی بار دیگر به استراباد برگشت و به یاری شاه طهماسب دوم برخاست و در صفر 1139 ه .ق به دست یکی از افراد ايل و به تحريك نادر, از بين رفت .

صفحه 3:
*نادر: پس از آن که با تیرنگ , کار فتحعلی خان را یکسره مود قبیل "۲ تقخاری باش زا مورد لظف:جود فراز داذ و تحمدخنتن عان را به حکومت گرگان و استراباد قرستاد. ولی مجمدخنین خان. پسر فتحعلی خان , از بیم تادر مدت ها متواری بود. | *؟ وی پس از قتل نادر به استراباد و مناطق ساحلی بحر خزر را متصرف. شد و سرانجام در سال 1173 ه .ق در راه مخالفت با کریم خان رل کشته شد. کریم خان دختر وی را به زنی گرفت و از 9 پسر محمدحسن خان , دو تن , یعنی [غا محمد خان و حسینقلی خان جهانسوز را به شیراز برد و چون مردی با صفا و نيك نفس بود حسینقلی خان را به حکومت دامغان فرستاد, ولی او راه عصیان پیش كرقت ونه دست تركها ان كلفته لد آغا محمد ءخان نا فرك كريم خان : یعتی تا سال 1193 ه .ق در شیراز بود.

صفحه 4:
* پس از مرگ خان زند. آغا محمد خان به مازندران رفت و به مخالفت با زندیه برخاست و با غلبه بر جعفر خان زند. تهران را به پایتختی برگزید. البته در ت۳1 سلسله ندیه به قاجار, حاج ابراهیم کلانتر که از بزرگان متنفذ شیراز بود نقش ‎rage‏ داشت نخست در اثر مساعی حاجی ابراهیم کلانتر, لطفعلی خان ۰ ۲۳ فرزند جوان جعفر خان بر اریکه سلطنت جلوس کرد ولی بعدها به لطفعلی خان خیانت ورزید و شیراز را تسلیم آغا محمد خان قاجار کرد و در عوض این خیانت و خدعه ؛ به مقام صدراعظمی ارتقا یافت . * لطفعلی خان زند. چندی در کرمان در مقابل آغا محمد خان : مقاومت تمود و بالاخره در نتيجه خيانت اطرافيان , اسير آغا محمد خان شد و رييس ايل قالجار با دست خود چشمان او را از حلقه درآورد (473). * آغا محمد خان , در مجلسی که با حضور سرکردگان در تهران تشکیل داد تالجی را که پیش از وقت تهیه دیده بود, به دست كرفت و گفت , اگر ایشان موافقت کنند. تاج را بر سر خواهد گذاشت . اما به این شرط پادشاهی را می پذیرد که همه ی حاضران سوگند یاد کنند که تا زنده اند از یاری و وفاداری با او دست بداو يس ان آن:كه سس سكيد خورديج ناج مروازند ‎Us cl‏ ۲ ۱ بود. بر سر كذاشت و شمشيرى راكه از سر قبر شاه اسماعيل صفوى, موسي سلسله: صقو أور ذد بودئةه. ين كمر يبحت و بدين وسيلك, جانشین صفویه و پادشاه واقعی و پیشوای مذهبی شیعه قرار داد (474).

صفحه 5:
* آقا محمد خان توائست درر بك دويه بحرانى و بر آشوب ‎al aso cl‏ به کف آورد. به قول ملکم , آغا محمد خان قاجار مردی قدرت طلب , الجر سي ۲ * در بیان اوضاع زمان آغا محمد خان , فرد ریچاردز در سفرنامه خود می . نويسد: 1 * در اين صفحات خونین تاريخ بیهوده است اگر در جست و جوی نشانه ۳ هایی حاکی از پیشرفت و ترقی و یا ذکری از هنر دوران صلح و صفا باشیم . در سراسر ایران , گاو آهن فدای شمشیر شده بود به دشواری مى توان تصور کرد که در همان هنگامیکه آغا محمد خان در مشرق زمین نام خود را با حروف خونین در صفحه ی تاریخ می نگاشت , منظومه ای از اسامی پر شکوه و چلال کسانی که به کارپردهای هنری مسالمت آمیز سرگرم بودند. در آسمان مغرب زمین می درخشید. در آن زمان , افرادی در اروپا و آمریکا می زیستند که یا به تعقیب یکی از رشته های فره اشتغال داشتند و يا زند خود را وقف پیشرفت و ترقی کرده بودند ‎٩۳۲‏ ‏همان زمان در ایران جمجمه ها بر روی هم انباشته می شد و بر حسب دستور آغا محمد خان از چشمان انسان هاء تبه هاى كوجكى تشکیل مل دادند (475).

صفحه 6:
۶ با مرگ آغا محمد خان در سال 1211 ه .ق , باباخان , فرزند حسین 02 قلی خان جهانسوز به نام فتحعلی شاه به تخت نشست . ؟ وی در تمام دوره ی سلطنت , پیوسته سرگرم کشمکش با مدعیان خصوصی و دشمنان خارجی بود و با اين که طبعا به جنگجویی میل .-- نداشت و عیش و عشرت را بر اين حال ترجیح می داد, اوضاع زمان او راية نگ فختور کرقء لیکن شاه وه كمثر به ميان جلك حاضر ندا به برکت وجود پسران و سرداران با کفایت در مدت 37 سال سلطا ‎٩۳‏ ‏مدعیان را از میان برداشت و با وجود سیاست های دشمنانه خارجیان , ايشان باز ايران را تحت يك امر و حکومت حفظ کردند (476). ؟ قاجاریه , عقیده به حکومت پادشاهی استبدادی , و مقدس بودن وجود سلطان را از صفویان به ارث برده بودند. و چون ماهیت حکومت عبارت بود. از اشتبداد و غروز و خیانت: » طبعا عمال حکومتت هم بدين ضفانا متصف بودند. #قاجازيه در تعصن جهاك آنین جفلگب:داری سلجوقیان:ر آریده ببور ۳ بارچنگز جکومتولایات زننه اعضای:خاندانسلطیتن ‎OM sob ory au‏ همان رٍاه و رسمی است که صفویه تقریبا برانداخته بودند, تبریز - مرکز ایالت آذربایجان - مقر ولیعهد شد.

صفحه 7:
مناصب و مشاغل عالی و درباری در دوره قاجا اسپار توملا , در سفرنامه خود راجع به مناصب و مشاغل درباری اين دوره جنين مى نويسد كه : 31 مقامات عالن سابق:دريازى تقرييا'به جاى خودمحقوظ مائده إستت :ولت | جنبه ى افتخارى اين مقامات به سودبخشى آنان . مى جربيد. امروزه به استثناى وزيران و معدودى از صاحب منصبان عالى رتبه ی دربار, کسی حقوق و ‎ute‏ قابل توجهى دريافت نمى كند. با اين حال , خدمتگزاران و کارمندان کاخ سلطنتی به هر صورتی که به خواهند. از اقلام هزینه ها مبالغی به جیب خود می زنند, زیرا دزدی بدون ترس از مجازات , در آن جا رواج کامل دارد گمان تمی کتم که چیزی برای کاخ شاه یا شاهزادگان خریداری کنتجنزین آن کم‌بهای آن‌ترا سم با چهار بزایز فنعت اصلنبهحسات ‎3S‏ ۴ # دربار سلطنتی ایران , مخارج هنكفتى دارد زيرا شاهزادكان و حكام نيز به پیروی از پدر یا ارباب تاجدار خویش , پنجاه شصت تن بی کاره را در خدمت فى دارتد: اين بیکاره ها به هنگام گردش شاهزادگان یا حکام . از بیط 5 بسن :دراه فى :أفنيدها دنديه :و شكوهن بجع رکن‌توی هه بیکا وه ماب فل غلاع (تعيى يردكان ) ملعب اند: ولن در دربار ابران فعط غلام ترا ۳ با گارد شاهی است + شاه ء غلامان متعددی دارد و غلامان را از میان جول؟ زیباروی کشور انتخاب می ‎BS‏

صفحه 8:
* غلامان , اسکورت شاه را تشکیل می دهند و زیر فرمان کلانتر باشی خدمت می کنند. حقوق و جیره آنان بسیار قابل توجه است , ولیعهد نیز غلامان جسوری دارد گرچه غلامان ولیعهد, با شیوه جنگ خاص خود برای روس ها دشمن خطرناکی نيستند. ولی غالبا وسایل مزاحمت ‎Obl‏ را فراهم می کننا )479( * سابقا شاغل والاترین مقام درباری , اعتماد الدوله نامیده می شد, اين مقامْ آمروزه حذف و به جای آن , مقام صدراعظمی یا نخست وزیر ازشد معید ۲۳۳ 6 رگن به امور داخلی و خارجی , بر عهده صدراعظم است روزی دیگر زیر دست صدراعظم و تمام دوایر دولتی گوش به فرمان وی می باشند. 6معام دوم دولعی در ابران قانم ععامی انست: این معلم آمروره بهیترمره 93 ‎alls‏ ای به نام میززا برزگسپزده ده انشت , ‎blah gue Sou joie‏ عدمت كزدة و آرمجرب ترین مریان ایزان: ینت . * مقام سوم دولتی ایران , مقام (وزارت ) است . ‎٠ opus .‏ معاون صدراعظم تهران و قائم مقام تبریز به شمار می آیند. در ‏ه حکومتی شاهزادگان دیگر, جز مقام وزارت نمى توان يافت شاه ‏پیشکار فرزندش را در كودكى به لقب وزير مفتخر مى سازد. ظاهرا وزير (میرزا بزرگ ) در آذربایجان سمتی جز يست نظامی ندارد. گذشته از وزیران (میرزاها) خدمات مختلف دیوانی انجام می دهند. میززاها روسای دوآثر و منشیان دولتی محسوب می شوند. پس از میرزاهلء مقامات مختلف دزبار) ۲ شرح زیر است (480): ‎ ‎

صفحه 9:
*؟(1) رییس پزشکان : این شخص که مواظب تندرستی شاه و ضمنا تامین کننده . وسایل خوشی اوست . رییس پزشکان ملقب به حکیم باشی و عضو شورای 7 خَاض سلطنتئ:أسنت. . ۴ * (2) شیخ الاسلام : رییس کل روحانیون کشور است و قاضی شرع , رهبر شیعیان ورهم:ط راز با صفتی:قسنطبطته -پیشوایرستیان- اهنت * (3) ايشيك آغاسی : یا نسق چی باشی , رییس کل تشریفات و انتظامات که همواره حاضر به خدمت شاه است ۰ چند تن فراش باشى وظيفه برافراشت !ا خیمه و خرگاه سلطنتی را بر عهده دارند. ‎gus (4) ©‏ حجن باشى : ابلاغ فرامين:شاه:به:صاحب متصيان ::ديوان: و إحضار! انى كه بايد شرفياب شوند به عهده اوست ضمنا تامينات اردوى شاه در شفر تيز انأ ‎Siang‏ ‏* (5) مهماندار باشى : موظف است كه از بدو ورود سفيران بيكانه به ايران از آنان پذیرایی کرده و حوائج ضروری شان را برآورد. مهماندار, تقاضاهاى سفيران زا به جیوان عزضه کرده و یادداشت های آنان را به‌نوزیران تسلیم من کنند مهمانداران دون بايه آى نيز زيردست مهماندار باشى به انجام وظيفه مشغوللً- * (6) مهردار باشى : مهرهاى سلطنتى را از كردن آويخته و فرامين شاه را ‎۲٩:‏ ‏مهمور مى سازد. 7(18) ميراخور باشى 52 مسوول :آمطثل متصوصببود: © (8) خواجة باشى : بنا به موقعيت خويش : به خرمسرا زأة دازد. كاهن به ع[ ماموریت , در سراسر كشور به سير و سياحت مى يردازد و توسط نمايندكان خويش دختران را به حرمسراى شاه مى فرستند.

صفحه 10:
* (9) ناظر باشی : مسوول اداره اموال سلطنتی است . بازرسی داخل کاخ ها و ۴ انتخاب یا تعویض نوکران در صلاحیت اوست . * (10) اودندار باشی (اطاقدار باشی ): مسوول حفاظت کاخ ها و تنظیم وسائل حرکت برای سقر یا شکار است . اقسر زیردست او را مشعل دار باشی می نامند که مسوول روشنایی کاخ هاست و خود. رییس مشعل داران ‎a‏ شمار می رود. © )11( شکارچی باشی یا میزشکار: مسوول اداره آمور مربوط به شکار است . * زیردستان او, سگیان باشی , نگهبانان سگان شکاری و تازیان بودند. * (12) منجم باشی : یا رییس اختر شماران , مسوول تنظیم تقویم و تعیین ‎ictus‏ ‏سعد و نحس و نقود ستارگان در اعمال خیر و شر است : هر بار که شاه قصد سل شکار یا دید و بازدید کند با وی مشورت می کند. * بنا به نوشته درووپل : عباس میرزا به گفته منجمین اعتمادی ندارد ولی از نظر تتتیاتی ؛ به تعويم متجمن مراجعة فى كتد, © (13) انباردار باشی : نگهداری ذخیره خواربار و مواد غذایی با او است . * (14) به پز باشی : در شغل آشپزی و قهوه چی باشی , در تهیه دسر و قهوه و 1 و شربت زیردست انبار دار باشی کار می کند: * (15) صندوقدار باشی : مسوول نگهداری لباس ها و هدایایی است که به شاه تقدیم می شود. * (16) شاطر باشی : سردسته شاطران محسوب می شود شاطرهاء جوانان تيز ذو و زیر و زرنگی هستند که پیاده پیشاپیش اسب شاه حرکت می کنند تعداد آنان صد لفر است و هر يك کلاه مخصوصی بر سر, چماق کوتاهی در دست دارند. شاطرباشی مواظب است که کسی بدون اطلاع نقره چی باشی که به دنبال اوست به موکب شاه نزديك نشود.

صفحه 11:
* مقامات عالی لشکری , که این مقامات را گاهی شاهزادگان بلافصل س می کنند عبارت بود از: #پیوك سرذار؛ فرجانده کل قوا وبوچی باشن:: فرمانده جوزخانه ست #بجععيت ايران كر دوره حكومة فاجان * راجع به جمعيت ايران . لرد كرزن اظهارنظر مى كند كه جمعيت ايران + روزگاری خیلی بیش تر از مقدار فعلی بوده , حتی اگر برآورد پنجاه میلیون را که بعضی نویسندگان به عهد داریوش , نسبت داده اند مورد تردید قرار دهیم ويا جهل میلیون نفر را که شاردن به دوره صفویه منسوب داشته است باور نداشته باشیم , باز تردیدی نیست که جمعیت این کشور سابقا به مراتب بیش از چم سکنهای قعغلی آن بوده است., شهرهای ایران و هات متروك و بازارهای داخلی و رشته های متعدد قنات های خراب , تاسیسات عمومی. سابقا عامل عمده حاصلخیزی اراضي پهناوری بودند که اکنون به حالت وپرانی افتاده اند و همه حاکی از شواهد و آثاری است که قابل اشتباه نیست . (481) * البته اين نكته را هم می دانیم که هر محل و مکان متروك , لزوما دال بر زوال زندگی و ضعف به شمار نمی رود. شوالیه شاردن , قلت سکنه را به چهار علت فرعی نسبت داده است که عبارتند از: "قي «قساه غین غاوی بت سیجمل ون طاسب 3--إروواج تدر من ریا ۱۳۹ 4 - مهاجرت پیوسته به سرزمین هندوستان (482). ولی دکتر پولاك که شغل طیایت داشت»::در گزازش:خود:راجع به کمی جمعیت ایران عوامل: زيرا 8 4 قسمت مورد بحث قرار می دهد:

صفحه 12:
* مقامات عالی لشکری , که این مقامات را گاهی شاهزادگان بلافصل س می کنند عبارت بود از: #پیوك سرذار؛ فرجانده کل قوا وبوچی باشن:: فرمانده جوزخانه ست #بجععيت ايران كر دوره حكومة فاجان * راجع به جمعيت ايران . لرد كرزن اظهارنظر مى كند كه جمعيت ايران + روزگاری خیلی بیش تر از مقدار فعلی بوده , حتی اگر برآورد پنجاه میلیون را که بعضی نویسندگان به عهد داریوش , نسبت داده اند مورد تردید قرار دهیم ويا جهل میلیون نفر را که شاردن به دوره صفویه منسوب داشته است باور نداشته باشیم , باز تردیدی نیست که جمعیت این کشور سابقا به مراتب بیش از چم سکنهای قعغلی آن بوده است., شهرهای ایران و هات متروك و بازارهای داخلی و رشته های متعدد قنات های خراب , تاسیسات عمومی. سابقا عامل عمده حاصلخیزی اراضي پهناوری بودند که اکنون به حالت وپرانی افتاده اند و همه حاکی از شواهد و آثاری است که قابل اشتباه نیست . (481) * البته اين نكته را هم می دانیم که هر محل و مکان متروك , لزوما دال بر زوال زندگی و ضعف به شمار نمی رود. شوالیه شاردن , قلت سکنه را به چهار علت فرعی نسبت داده است که عبارتند از: "قي «قساه غین غاوی بت سیجمل ون طاسب 3--إروواج تدر من ریا ۱۳۹ 4 - مهاجرت پیوسته به سرزمین هندوستان (482). ولی دکتر پولاك که شغل طیایت داشت»::در گزازش:خود:راجع به کمی جمعیت ایران عوامل: زيرا 8 4 قسمت مورد بحث قرار می دهد:

صفحه 13:
*در 1263 ه .ق وبا در آذربایجان , 6077 نفر و در 1265 ۵ .ق , در ارومیه 0 نفر را به هلاکت رساند. * در اواخر 1267 ه .ق در تهران وبا به صورت بسیار گسترده شایع گشت او تا اوایل 1268 ه .ق ادامه داشت که گاهی این بیماری مجددا بروز می کرد و تعدادی از مردم اين منطقه را از بین می برد. به طوری که راجع به برخورد ‏ سرکردگان با این بلای ویران کننده گزارش داده شده انست ء چنین بر ۱۳۳۰ که حکومت وقت , در سرایت و گسترش و عواقب شیوع وبا مسئولیت مستفیم داست:: هدگام پزور باخوشن:::جکام:زاه گزیر در پیش من کره .۳ با پنهان ساختن حقیقت و فریبکاری رسما مردم را در میان مهلکه رها مي کردند و کارگزآران از بیم مسدود شدن‌ رام ها خبر ناخوشن:زا به ساین ممالك اعلام نکرده و با برقرار کردن قرنطینه , که مستلزم گردآوری آذوقه و غلات و هزینه های گوناگونی بوده , مخالفت می ورزیدند (485). * فریزر, نوشته های يك سیاح انگلیسی را که در سال 1236 ه .ق در اثر ابتلا پزییمازی تفا در شبرار جردم ,یود دز کاب خوه اجنین آوردو است: نز یزان یه مخ اننیدن عبر واءحاکم بجسیتعلی:یورا فرمان: مرا ۳ وزیر و اطرافیان اش فرار کردند و بدون اين که دستور العملی جهت حقاطت شه ومردم بدستد اعالن :را بوجال جود زها تموديد و بدرايتية این بی شیرمانه تزین:و تأجوانمردانه تزین اقدامن يود كه به همه عمر شاهدش بودم وقتى مردم به خود آمدند, آشكارا به حكومت ناسزا مى

صفحه 14:
* میرزا تقی خان , روزنامه اخبار را به مردم می رساند و در جهت روشنگری مردم , گام های بسیار برداشته شد و از طرفی روحانیون در مجله ها مردم را از عوامل این بیماری آگاه می نمایند (488). #ترآولیسین بربه سال 1850 م.:جفعیت یزان زا دم‌نمیلیون بغی‌بوشت اما جر را 3 م . پس از دو بار شیوع طائون و قحطی , به شش میلیون رسید. ارقامی که نویسندگان دیگر در بيست سال اخير نوشته اند بين ينج و ده میلیون ‎gai‏ است اليتت” کیزن در کتاب خود (اییان و قصبه ی ایران ) به آمار زیر اشایه می کند. اما با ‎an gages Ly‏ قرار امق:دهد؛ * مساحت ایران در حدود 000/282/6 میل با 99 شهر, شامل : 630/363 با 1 نفر سکنه ۴ دهات و نواحی بی شهر 000/780/3 نفد * صحرانشین ها: *اعراب 020/53 نفر * ترك 000/144 نفر * کردها و لك ها 000/135 نفر * بلوج و کولی 140/4 نفر * بختیاری و لر 800/46 نقر 6 خانوار با 800/909/1 * كل جمعیت ایران 600/653/7 نفر 8 زفم.فوقرا از لحاظ مذجت‌تو فرقه‌به شیم ادیل اظهار کزده اسب : * شیعه 000/860/6 نفر

صفحه 15:
* سنى و فرقه های دیگر 000/700 نفر * زردشتی 000/8 نفر * کلیمی 000/19 نفر * ارامنه 000/43 نفر © نسطوری و گلدانی 000/23 نفر ۴ جمع کل جمعیت 600/653/7 نفر

صفحه 16:
* کرزن آمار ژنرال شیندلر, را راجع به شهرها غالبا زیادتر از میزان حقیقی می دالد 79 در مورد فرقه های مذهبی هم حرف او با واقعیت منطبق نمی داند, ولی کرزن ۰ 7 نظریه زولوتارف , را در جلسه انجمن جغرافیایی روسیه به سال 1888 م . اظهاز نموده کل جمعیت ایران را به شرح ذیل بیان کرده است . ۰ *ولی آمار دیگری که در اين رابطه ارائه گردیده است تفاوت کاملا کلی دارد: ‏ 7< ۰ | * مقایسه آماری جمعیت توسط پژوهندگان در دوره قاجاریه (489) ۰ * با پذیرش آخرین رقم - چرا که اين رقم توسط لرد کرزن , یکی از کارشناسان در زمینه مسائل ایران که مدت سه سال در ایران به مطالعه مشغول بوده ارزیابی ُشده است و افزودن 85 رشد سالانه ای که توسط خود او اقامه شد. جمعیت کنونی ایران , مرکب از 175 میلیون نفر 75 مردم اسکان یافته که 25 در شهرها و 50 در روستاها زندگی می کنند و 5/2 میلیون یا 25 عشایر می شود. اگر وسعت ایران را 9 مایل مریع به حساب آوریم تراکم جمعیت در هر مایل مریع , 8/6 درصد و در هر ورس (490) مریع , 367 نفر می شود - بنابراین از نظر تراکم جمعیت , نزديك به تراکم جمعیت روسیه است که در هر ورس مریع 7 نفر زیست می کنند و یا نژذيك به تراکم جمعیت ایالات متحده است که در هر ورس مریع 8 نفر به سر می پرند! تراکم فوق الذکر جمعیت چنان که از اطلاعات تاریخی طبیعی ایران بر می آید در همه جایکسان نیست . ایالاتی که از نظر حاصلخیزی و اوضاع و شرایط زندگی نامساعد هستند, جمعیت شان بسیار پراکنده است . در حالی که برعکس جاهایی که دارای آب و هوای مرطوب و طبیعت سخاوتمندی است تکاثر جمعیت بیش تر است (491):

صفحه 17:
* عشایر, بیش تر در نواحی جنوبی و جنوب غربی ایران متمرکز شده است . تعداد کل مراکز ش ایران حدود 100 می باشد ولی چنان که از فهرست زیر راجع مایل روسی معادل با 7 ورس یا کیلومتر یعنی حدود 469 مایل قانونی است . تعداد کل مراکز شهري ایران 100 مرکز می باشد ولی چنان که از فهرست زیر راجع به شهره و سکنه آن ها بر مى آيد در ایران شهرهای وسیعی دیده نمی شده است . تبریز 300/000 نفر تهران 350/000نفر اصفهان 80/000 نفر مشهد 70/000 نفر یزد 50/000 نفر کرمان 50/000 نفر کرمانشاه 50/000 نفر همدان 50/000 نفر خوی 50/000 نفر قزوین 40/000 نفر قم 30/000 نفر از 30/000 نفر رشت 30/000 نفر آرومیه 20/000 نفر بوشهر 15/000 نفر ابور 10/000 نفر شاهرود 10/000 نفر محمره 10/000 نفر شوشتر 10/000 نفر

صفحه 18:
* قلت جمعیت شهرها, معلول عوامل چندیست , در ایران هیچ نوع کارخانه ای وجود ندارد که در اين شهرها متمرکز شده باشد تا موجب گردآمدر ۲ جمعیت در آن ها شود. گنه علاومد شهرهای انزانزا موچه‌به دیاب ورفاهد نت ‎Miya‏ ‏روستایی کششی ندارد. از طرفی ایرانیان , تمام گروه های قبیله ای به ده" ها عشیره و گروه تقسیم شده که ‎lel‏ از نظر شیوه ها و رسوم زندگی و دشمنی متمادی با یکدیگر فرق دارند. * این نوع یکی از عوامل اصلی بی نظمی سلطه ایران است که آن را به قطعات مختلفی تقسیم کرده و یکی از علل فقدان وحدت عمیق در دولت و بی نظمی های مداوم داخلی است (492). ‎٩‏ دزآمد:متایع:و عصنوعات دولت: دوره قاجاربه ‏* لرد کرزن , در اين زمینه اطلاعات ذی قیمتی را دسته بندی و ارائه می کند. ‏* طبقه بندی عواید درآمد ایران را می توان تحت دو عنوان تقسیم کرد: ‏© الف - ماليات يا عوايد:ثابت ,ب -:سيورسات"يا درآمد غير ثانت . ‏* درآمد ثابت از چهار منبع تحصیل می شود: 1 - مالیات مرتب 2 - درآمد املاك شاهی 3 - گمرك 4 - کرایه و اجاره ها. ‎2 ‏درآمد غیرثابت از سه متیع عاید می شود: 1 - ضادر یا مضادره ی عمرا‎ ٩ ‏پیشکش های عید نوروز و عید مولود (میلاد نبی ) 3 - پیشکش های فوق‎ - .)493( ‏العاده که ناشی از هدایا و جرایم و رشوه و ضبط مال و غیره است‎

صفحه 19:
تاريخ منتظم ناصری , منابع درآمدهای دولت را به ده بخش معرفی می نماید: #ب-مالیاتمستقیم 2 - مالیات غیر مستقیم 3-اذازه:ی گبرکاب ۳ تلگراف خانه 5 - پستخانه 6 - خالصیجات 7 - ضرابخانه 8 - معادن ۳۵ حق تمبر و ثبت اسناد 10 - امتیازات و وجه الاجاره (496). * باج سبیل ایلیاتی در لرستان انواع دیگر تدارك درآمد وجود دارد که هم از لحاظ زیرکی ذاتی ایرانیان و هم نمایاندن منابع سرشار مالی ایران شایسته یادآوری است . * از هر ناحیه و بلوك سالائه مبلغی بین 25 - 50 قران بابت يك نسخه از سفرنامه نخستین مسافرت همایونی به اروپا دریافت می شود اين مالیات از زمان وقوع آن سفر در سال 1873 برقرار شده است , ا هم اهالت زا به عظمت اقتدار شاهانه آشتا و هم داتد شهریاری را ۲۱ تعکن:مالن که انباع او ازند:وافت:سازد: * مالیات کسب و کار, مالیات دکان داران و پيشه وران و تجارت از همه بیش تر مقرون به تلون و بی نظمی است . گاهی به صورت سرانه یا مالیات سرشماری است ‏

صفحه 20:
* ولی بعضی ها نیز گفته اند که بیست درصد بر سود کسب و تجارت دریافت می گردد, 7 * در صورت های سبك عواید قدیم ایران در تحت همین عنوان مالیات اجاره خانه ها و کاروانسراها, حمام ها, دکان ها, آسیاب ها و کارخانه ها محسوب شده بود. © 2 - عایدات املاك شاهی , اجاره ای است که زارعین بابت املاك شاهی می پردازند: و آن از روزگار قدیم پایه گذاری شده است.و منوط به طرز تسهيم ,هينه ‎arly;‏ بير 2 ‎١‏ ‏طرف است كه قسمتى از محصول به اين نسبت دريافت ويا واكذار مى شود 4< * گاهی دولت بذر می دهد و در ازاء آن قسمت عمده ای از بهره را درياقت مى دارم ولی غالبا پادشاه مالك غیابی پیش نبود. ۶ - گمرك در حدود يك پنجم ارزش جنس + حقوق گمرکی بر اجناس وارداتی و صادرانی و به رسم مالیات اخذ می شود. در هر ولایت یا شهر یا ناحیه گمرك را به کسی که مبلغ بیش تری پرداخت کند اجاره می دهد؛ و وی 20 تا 25 درصد به کیسه خود می ریزد, چنان که گمرك بوشهر را در سال 1889 دولت به مبلغ نود و يك هزار تومان , به أضافه ی حق پیشکش , پنج هزار تومان و حق مستاجر به اجاره واگذار کرد. * سوء استفاده جای تعجب نیست که ‎Quiz‏ سیستمی که فاقد هرگونه اسلوب و تربیت است و در انتهای کار هم امکان وصول عواید از راه زور و فشار باقی است , موجب سوء استفاده های کلان بشود, یکی از موارد تقلب را شرکت استولزه و ندروزنيك + دریافته اند. برای آن که مقدار درآمد. بیش تر از مبلغ اجاره بهایی بشود که به دولت پرداخت شده است . نفع اجاره داران در اين است که هر چند بیش تر اجناس از گمرك خانه مورد اجاره آن ها وارد یا صادر شود از اين رو رقابتی با ماموران وصول در سایر نواحی و بنادر, آغاز و مال التجاره را از گمرك خانه خود با مبلغ کمتر از تعرفه رسجی کی ترخیص و از این راه تجار را تشویق می کنند که جاده های دیگر را ترك و از طریق گمرك خانه آن ها تجارت کند.

صفحه 21:
* - مصادره های عمومی , درآمد نامرتب یا سیورسات مبلفی است که عنفا و" ناگهانی جهت رفع پاره ای احتیاجات فوری اخذ و با قهرا تحت لفافه هدیه و پیشکش. مى شود, ابن كار موجب فشار و اجحاف بسبار نسيت به افراد عامه می شود. چه با آن که ظاهرا چنین می نماید که مبلغ مزبور از کیسه اعیان توانگر و عمال تبهکار اداری پرداخت می گردد - که احدی را از اين بابت تاسفی نیست - ولی در واقع از جیب زارع بی مایه خارج و بنا به مراتب طبقاتى بار ‎ig Gil catia‏ تخبیلات تترانجام بر انةی.اة وارد ‎“Soi use‏ ۴ - پیشکش های نوروزی , مبالغی که شاه در عید نوروز برای رقع بخش و کدورت خاطر شاهانه و یا ابراز عنایت ملوکانه دریافت می نمود, سابقا از آقلام عمده‌ی ذرآمدتشاهی به شمار می رفن * به قول ملکم , درآمد سالیانه پیشکش های نوروزی دوازده میلیون لیره بود. #فويون آنررا:رفدص :أو ده ميليون با دوادده هيليوت:يومات اظهار هت دازد: * 3 - ييشكش هاى فوق العاده , مالكم اين اقلام تقديمى حضور همايونى را بابت جزيمة:وتقصادره و العام وعيزة همان نصف :بيشك هاق.مرتت ‎Rigs i)‏ تخمين زده بود. * 4 - تنزل يول رايج .

صفحه 22:
تغییر و تحول وضعیت ارضی در دولت قاجاریه : * پس از آغا محمد خان , ميل غالب بر اين بود که اراضی وسیعی از مملكت به عنوات (تيول ) به اين وآن واكذار شود 5 ‎Soler Sing ey‏ که‌زمنین‌مسعفیم آذاره می‌رشد بت به نایز تواحی که مستقیما ادارةمى شود افروده گردد: * اصلاح تیول مانند زمان صفویه , مشتمل بر انواع مختلف از عطایا بود. * در بعضی موارد تبول عبارت بود از اختصاص عوایدی که به مناسبت معینی می گرفت و در برخی موارد عبارت بود از اعطای زمین خالضه به جای حقوق و مواجب دز پاره بن از موازد- خاضة دز تواحق: عشایرنشین - تیولدار متعهد بود که قوای نظامی بنیچه فراهم کند و در موارد دیگر تبول فقط عبارت بود از اعطای حق وصول مالیات ناحیه ای که با زمین خالصه به شمار می رفت یا ملك شخصی , عبارت بود از اعطای حق و وصول مالیات ناحیه ای که با زمین خالصه به شمار می,رفت ,نبا ملك شخصى نت با ملك كني كه تبول بط او داذقشده: بود و دز وزد خیرتعتن,تیول معا بودن ازپزداخت مالیات بود.

صفحه 23:
* از انواع تیول هایی که یاد شده شاید به توان گفت که نوع دوم بیش از همه معمول و متداول " بوده است از اين كذشته در دوره ى قاجاريه به ميل غالب بر اين بود كه اين نوع تيول ها موروثی گردد و اين ها و تیول های دسته اول یکی شود مناصب و مقأمات مختلف و غالبا مستمری ها رفته رفته حق موروثی بعضی خانواده ها شد. و اگر کسی متصب و مقام خود را از دسا ‎ese‏ ‏داد. باز کماکان دارای تبول متعلق به آن بود. به تدریج که از نظارت دیوان بر تبول ها کابلنته شد اين تمايل يديد می آمد که تبول ها را مبدل به املاك شخصی کنند و خود مالك بالفعل آن ها شوند تا پتوانند آن ها را موروثی کنند. یا از طریق بیع به دیگران انتقال دهند. بدین گونه اموزان سابق و لاحق حکومت و هم چنین (تیول داران بر عده ی مالکان , به معنی اخص ) علاوه شدند. در ابتدا اين نوع ماموران از طرف ديوان : مالیات را از دهقانان و کسان دیگری که در فلان مالك و مین به سر می بردند. وصول می کردند و حال آن که دیوان به تیولداران که مالك بالقعل بودند وصول گردید. منتهی دیگر اين مالیات ها عنوان مطالبات مالیاتی دیوان را نداشت : پلکه در حکم رسوم و عوارض فوق العاده ای بود که مالك از زارع می گرفت . به عبارت دیگر, مالیات دیوان با سهمی که مالك از غله می برد (بهره ی مالکانه ) یا مال الجاره ای که از مستاجران خود می گرفت , یکی می شد (497). تصاحب ‎gues‏ برای زمین دار سودی نسبتا فراوان داشت و او را قادر می کرد به اين کار عده ای از ملازمان مسلح به خدمت خود بگمارد و اين کار قدرت بسیاری به وی می بخشید. ‎flat‏ معنی این کار آن بود که حکومت می پایست غالبا در نواحیی که عمده ی مالکان (498) زمین ذاشتند در برابر آتان سر فرود آورد و اين نکته به نوبه ی خود حبثیت اجتماعی و هم چنین قدرت سیاسی برای مالك کسب می کرد در سراسر دوره ی قاجاریه . طبقه ممالك که شامل خوانین ایلات هم می شد مقتدرترین عوامل مملکت به شمار می رفتند. * زمین داری , زمینه ی سودی برای سرمایه گذاری بود و مایه ی کسب حبثیت اجتماعی مالك به شمار می رفت و همین آمر موجب شود که بر عده ی زمین داران افزوده شد و اين طبقه جدید نه تنها عبارت بودند از ماموران حکومت که با استفاده از مناصب خویش در حوزه ماموریت خود مك می خریدند. بلکه تجار و کسانی هم که می توانستند سرمایه ای به کار اندازند. افراد این طبقه را تشکیل می دادند.

صفحه 24:
2 مامورب یت گاردان و تلد تشكيل ارت تنش در زمان قاجار : * در سال 1807 ناپلتون , وترال گاردان »را در راش يكك هیات نظای به ابر فرستاد. افراد محدود اين هيات - موجدة تقر اما نه مترجم ويلك ‎SEES pu‏ و آقامت کوتاه , و علایق منحصر آن به مسایل سیاسی و باعث جلوگیری از ارائه هر نوع بررسی اقتصادی و اجتماعی ارزشمند اين هیئت در اين زمینه گردید. مع الوصف دو قطعه زیر خارج از علایق بی نظر نبوده است , اولی از یادداشت های مفصل زنرال گاردان در 24 دسامبر 1807 به وزیر امور خارجه راجع به عقیده لشکرکشی بله هندوستان معلوم می شود؛ و دومی از یادداشتی در زمینه تجارت ایران که چند ماه بعد نوشته شده , روشن می * قشون ایران تعداد این قشون یکصد و هشتاد هزار نفر مرد است که از آن ها هفتاد هزار تا هفتاد و پنج هزار نفرشان به نام قشون رکابی هستند و حقوقشان را از خزانه سلطنتی می گيرند. بقیه قشون ‎GAL!‏ هستند که تحت قرماندهی شاهزادگان مختلف قرار دارند و حقوقشان را از خزانه ی حکامی که وابسته به آن ها هستند - و بیش تر متصدی دفاع از اين ایالت می باشند - دریاقت می کنند. * اكر يكى از اين ايالات مورد حمله قرار گیرد. شاه تعدادی از قشون رکابی خود را برای کمك به آن ها می فرستد و هزینه اش را نیز پرداخت می کند. * حقوق سربازان به طرز نامطلوبی پرداخت می شود چرا که از و طمع , بين درباریان و رجال ملازم شاه شایع است .

صفحه 25:
* در اواخر دوره ی قاجار و با قتل تاصرالدین شاه , تحول بزرگی در جامعه ایران رخ داد. یعنیٌ نهضت مشروطیت ایران , پای گرفت که مهم ترین عوامل را می توان در ذیل چنین اور 7 | شد؛ 1° - نابسامانی اوضاع ایران در اواخر عهد تاصری و به ستوه آمدن مردم از جور و بیدادگری ‏ حکام و عمال استبداد و ماموران متجاوز - برقراری رژیم مشروطه و تدوین قانون اساسی در عثماتی . ك © - ضعف و سستی و عدم لياقت مظفرالدين شاه و سك سری ها و طمع ورزی ها غارتگری های درباریان و اطرافیان فاسد و ناشایست , و تسلیم در برابر قدرت روسیه و قبول قرضه های لین و طاقت فرسای خارجی و گسترش نفوذ و قدرت روسیه در ايران . 4° - عزل اتايك و درهم شکستن نفوذ و ثبات حکومت مرکزی و جدال در میان طرفداران اتابك و عین الدوله و بی تدبیری و سخت گیری عین الدوله . * 5 - قیام گروهی از روحانیون بر ضد دولت و دربار و جتیش فراماسیون به دستور محافل ماسونيك لندن و پاریس . ۶۴ - شکست روسیه تزاری , از ژاپن و کاسته شدن حیثیت و اعتبار سیاسی آن دولت و اعلام حکومت مشروطه در آن جا (503). * 7 - تشر نوشته های بیدارکننده ی روزنامه هایی ماتند: روزنامه اختر, چاپ استانبول , حبل المنین , چاپ کلکته , روزنامه ی پرورش , ثریا و حکمت چاب مصرء و روزنامه قانون جاب لندن و هم چنین , نشر کتاب های طالبوف , سیاحتنامه ابراهیم بيك , چکامه های وطتی )504( * 8 - فعالیت اقلیت های نوظهور مذهبی , به خصوص , با بیان و ازلیان , برای تشکیل حس انتقامجویی و شکست نفوذ روحانیت شیعه . * - مساعدت دولت عثمانی به مشروطه خواهان , به منظور تضعیف قدرت دولت ایران و دست اندازی به مناطق مرزی مورد اختلاف . (N

صفحه 26:
* 0 - مداخله علنی دولت انگلیس , برای كمك به استقرار مشروطیت و کاستی قدرت, 7 شاهان قاجار, جلوگیری از نفوذ روزافزون روس ها و تاش ‎Sly‏ به دست آوردن سٌیاست مقدم و قاطع در ایران ‎a‏ 11° - انتقامجویی و خصومت بعضی از مالکان بزرگ و سران بختیاری با حکومت قاچاریه . * 2 - اختلاف پنهان مظفرالدین شاه و طل السلطان , رقابت طل السلطان و سالارالدوله پا محمدعلی شاه و تحریکات دامنه دار آنان برای رسیدن به 6 13 - فقر اقتصادیو فسار فحطنو گزیتگن:و تاانتن های عصان حيو بردو | اکثریت مردم سنگینی می کرد (505). * 14 - دادن امتیازنامه هاء منجمله امتباز دخانیات , به کمپانی انگلیسی در رجب 1307 « ق که از نظر اقتصادی و مالی زیان بخش بود و از نظر اجتماعی , وبرانگر و از جهت سیاسی و به قول حاجی ابراهیم , محمد رحیم اصفهانی , آن ها اسبانی را فراهم نموده اند که علت عمده ایست که دیوان در قکر رعیت نیستند. هر که هر چه توانست به هر که کرد و از پیش برد. کسی سوال و جواب تمی کند جزا در کار نیست همین قدر اسث که به دیوان ؛ پول و رشوه بدهند (506). * البته اين عوامل , که بعد از قتل ناصرالدین شاه برانگیخته شدند. در طریق پیشرفت نهضت , همفکری و همگامی نداشتند و هر يك به دنبال هدف و غرض مشخص خود بود به همین دلیل , مشروطیت ایران , دچار انحراف شده و از هدف عملی خود دور اقتاده و سرانجام , زمام حکومت مشروطه رآ به مستبدان داد و پیشرفت اجتماعی را مانع گردید و په جای اراده ملی , طبقه حاکم را بر مقدرات مردم چیره ساخت . اما به هر حال ,در دگرگونی سازمان اجتماعی ایران , شکستن امتیازات طبقاتی و درهم ریختن کاخ قدرت درباریان و مالکان بزرگ و عمال دولت و استقرار قانون و عدالت , تحولی بزرگ پدلد آورد و سازمان بوتتقده فى اجتماع ايران را لررات شاخت و ملت ابزان را دز مدیر ر ۲ ا قرار داده و دگرگونی بارزی در آندیشه مردم ایجاد نمود.

صفحه 27:

صفحه 28:

صفحه 29:

صفحه 30:

صفحه 31:

صفحه 32:

صفحه 33:

صفحه 34:

بنام خدا ‏علی شلتوکی ‏تاریخ ایران وجهان2 ‏سلسله قاجار دولت قاجاريه : با افول سلسله زنديه بار ديگر حكومت و فرمانروايى از دست ايرانيان خارج گرديد و طايفه قاجار كه اصال از نژاد مغول بودند، زمام امور را به دست گرفت (.)472 ‏اينان هنگام تشكيل حكومت صفويه به يارى آنان برخاستند و دوشادوش‍ لشكريان قزلباش ،در ركاب شاه اسماعيل شمشير زدند .پس از آن كه شاه عباس به سلطنت رسيد ،آنان را از محل اصلى خود كوچانيد دسته اى را در مرو ،عده اى را در گرجستان و دسته سوم را در دو سوى رودخانه گرگان (استراباد) مستقر ساخت .از اين طايفه ،آنان كه در سمت راست گرگان سكونت داشتند. يوخارى باش و عده اى را كه در سمت چپ رودخانه گرگان سكنى گزيده بودند ،اشاقه باش خوانده مى شدند ،و بين آنان غالبا بر سر امور مادى و اقتصادى نظير آب ،چراگاه و غيره اختالف و نزاع بود. ‏پس از حمله افاغنه -چنان كه ديديم -فتحعلى خان قاجار ،كه از قبيله اشاقه باش بود ،نخست به يارى شاه سلطان حسين ،به اصفهان رفت و چون از وى استمداد نجستند ،وى بار ديگر به استراباد برگشت و به يارى شاه طهماسب دوم برخاست و در صفر 1139ه .ق به دست يكى از افراد ايل و به تحريك نادر ،از بين رفت . نادر ،پس از آن كه با نيرنگ ،كار فتحعلى خان را يكسره نمود قبيله يوخارى باش را مورد لطف خود قرار داد و محمدحسن خان را به حكومت گرگان و استراباد فرستاد ،ولى محمدحسن خان ،پسر فتحعلى خان ،از بيم نادر مدت ها متوارى بود. ‏وى پس از قتل نادر به استراباد و مناطق ساحلى بحر خزر را متصرف شد و سرانجام در سال 1173ه .ق در راه مخالفت با كريم خان زند كشته شد .كريم خان دختر وى را به زنى گرفت و از 9پسر محمدحسن خان ،دو تن ،يعنى آغا محمد خان و حسينقلى خان جهانسوز را به شيراز برد و چون مردى با صفا و نيك نفس بود حسينقلى خان را به حكومت دامغان فرستاد ،ولى او راه عصيان پيش گرفت و به دست تركمانان كشته شد .آغا محمد خان تا مرگ كريم خان ،يعنى تا سال 1193ه .ق در شيراز بود. آغاز حكومت قاجاريه : پس از مرگ خان زند ،آغا محمد خان به مازندران رفت و به مخالفت با زنديه برخاست و با غلبه بر جعفر خان زند ،تهران را به پايتختى برگزيد. البته در تغيير سلسله زنديه به قاجار ،حاج ابراهيم كالنتر كه از بزرگان متنفذ شيراز بود نقش مهمى داشت نخست در اثر مساعى حاجى ابراهيم كالنتر ،لطفعلى خان ،فرزند جوان جعفر خان بر اريكه سلطنت جلوس كرد ولى بعدها به لطفعلى خان خيانت ورزيد و شيراز را تسليم آغا محمد خان قاجار كرد و در عوض اين خيانت و خدعه ،به مقام صدراعظمى ارتقا يافت . لطفعلى خان زند ،چندى در كرمان در مقابل آغا محمد خان ،مقاومت نمود و باالخره در نتيجه خيانت اطرافيان ،اسير آغا محمد خان شد و رييس ايل قاجار با دست خود چشمان او را از حلقه درآورد (.)473 آغا محمد خان ،در مجلسى كه با حضور سركردگان در تهران تشكيل داد تاجى را كه پيش از وقت تهيه ديده بود ،به دست گرفت و گفت ،اگر ايشان موافقت كنند ،تاج را بر سر خواهد گذاشت .اما به اين شرط پادشاهى را مى پذيرد كه همه ى حاضران سوگند ياد كنند كه تا زنده اند از يارى و وفادارى با او دست برندارند پس از آن كه همه سوگند خوردند ،تاج مرواريد نشانى كه آماده كرده بود ،بر سر گذاشت و شمشيرى را كه از سر قبر شاه اسماعيل صفوى ،موسس سلسله صفوى آورده بودند ،بر كمر بست و بدين وسيله ،خود را جانشين صفويه و پادشاه واقعى و پيشواى مذهبى شيعه قرار داد (.)474 آغا محمد خان توانست در يك دوره بحرانى و پر آشوب ،تاج و تخت ايران را به كف آورد .به قول ملكم ،آغا محمد خان قاجار مردى قدرت طلب ،لئيم و انتقامجو بود. ‏در بيان اوضاع زمان آغا محمد خان ،فرد ريچاردز در سفرنامه خود مى نويسد: ‏در اين صفحات خونين تاريخ بيهوده است اگر در جست و جوى نشانه هايى حاكى از پيشرفت و ترقى و يا ذكرى از هنر دوران صلح و صفا باشيم .در سراسر ايران ،گاو آهن فداى شمشير شده بود به دشوارى مى توان تصور كرد كه در همان هنگاميكه آغا محمد خان در مشرق زمين نام خود را با حروف خونين در صفحه ى تاريخ مى نگاشت ،منظومه اى از اسامى پر شكوه و جالل كسانى كه به كاربردهاى هنرى مسالمت آميز سرگرم بودند ،در آسمان مغرب زمين مى درخشيد .در آن زمان ،افرادى در اروپا و آمريكا مى زيستند كه يا به تعقيب يكى از رشته هاى فرهنگى اشتغال داشتند و يا زندگى خود را وقف پيشرفت و ترقى كرده بودند و در همان زمان در ايران جمجمه ها بر روى هم انباشته مى شد و بر حسب دستور آغا محمد خان از چشمان انسان ها ،تپه هاى كوچكى تشكيل مى دادند (.)475 با مرگ آغا محمد خان در سال 1211ه .ق ،باباخان ،فرزند حسين قلى خان جهانسوز به نام فتحعلى شاه به تخت نشست . ‏وى در تمام دوره ى سلطنت ،پيوسته سرگرم كشمكش با مدعيان خصوصى و دشمنان خارجى بود و با اين كه طبعا به جنگجويى ميل نداشت و عيش و عشرت را بر اين حال ترجيح مى داد ،اوضاع زمان او را به جنگ مجبور كرد ،ليكن شاه خود كمتر به ميدان جنگ حاضر شد و به بركت وجود پسران و سرداران با كفايت در مدت 37سال سلطنت ،مدعيان را از ميان برداشت و با وجود سياست هاى دشمنانه خارجيان ،ايشان باز ايران را تحت يك امر و حكومت حفظ كردند (.)476 ‏قاجاريه ،عقيده به حكومت پادشاهى استبدادى ،و مقدس بودن وجود سلطان را از صفويان به ارث برده بودند ،و چون ماهيت حكومت عبارت بود از استبداد و غرور و خيانت ،طبعا عمال حكومت هم بدين صفات متصف بودند. ‏قاجاريه در بعضى جهات آيين مملكت دارى سلجوقيان را زنده نمودند و بار ديگر حكومت واليات ،به اعضاى خاندان سلطنتى سپرده شد و اين همان راه و رسمى است كه صفويه تقريبا برانداخته بودند ،تبريز -مركز ايالت آذربايجان -مقر وليعهد شد. مناصب و مشاغل عالى و دربارى قاجار دوره در گاسپار دروويل ،در سفرنامه خود راجع به مناصب و مشاغل دربارى اين ‏ دوره چنين مى نويسد كه : مقامات عالى سابق دربارى ،تقريبا به جاى خود محفوظ مانده است ولى جنبه ى افتخارى اين مقامات به سودبخشى آنان ،مى چربيد .امروزه به استثناى وزيران و معدودى از صاحب منصبان عالى رتبه ى دربار ،كسى حقوق و مزاياى قابل توجهى دريافت نمى كند .با اين حال ،خدمتگزاران و كارمندان كاخ سلطنتى به هر صورتى كه به خواهند ،از اقالم هزينه ها مبالغى به جيب خود مى زنند ،زيرا دزدى بدون ترس از مجازات ،در آن جا رواج كامل دارد گمان نمى كنم كه چيزى براى كاخ شاه يا شاهزادگان خريدارى كنند ،بى آن كه بهاى آن را سه تا چهار برابر قيمت اصلى به حساب نگذارد. دربار سلطنتى ايران ،مخارج هنگفتى دارد زيرا شاهزادگان و حكام نيز به پيروى از پدر يا ارباب تاجدار خويش ،پنجاه شصت تن بى كاره را در خدمت نگه مى دارند ،اين بيكاره ها به هنگام گردش شاهزادگان يا حكام ، از پيش و پس به راه مى افتند تا دبدبه و شكوهى به مركب وى بخشند بيكاره ها به قلب غالم (يعنى بردگان ) ملقب اند ،ولى در دربار ايران فقط غالم مترادف با گارد شاهى است .شاه ،غالمان متعددى دارد و غالمان را از ميان جوانان زيباروى كشور انتخاب مى كند غالمان ،اسكورت شاه را تشكيل مى دهند و زير فرمان كالنتر باشى خدمت مى كنند .حقوق و جيره آنان بسيار قابل توجه است ،وليعهد نيز غالمان جسورى دارد گرچه غالمان وليعهد ،با شيوه جنگ خاص خود براى روس ها دشمن خطرناكى نيستند ،ولى غالبا وسايل مزاحمت آنان را فراهم مى كنند (.)479 سابقا شاغل واالترين مقام دربارى ،اعتماد الدوله ناميده مى شد ،اين مقام امروزه حذف و به جاى آن ،مقام صدراعظمى يا نخست وزير ارشد معين شده است . رسيدگى به امور داخلى و خارجى ،بر عهده صدراعظم است روزى ديگر زير دست صدراعظم و تمام دواير دولتى گوش به فرمان وى مى باشند. مقام دوم دولتى در ايران قائم مقامى است اين مقام امروزه به پيرمرد 75 ساله اى به نام ميرزا بزرگ سپرده شده است ،ميرزا بزرگ به پنج پادشاه خدمت كرده و از مجرب ترين مردان ايران است . ‏مقام سوم دولتى ايران ،مقام (وزارت ) است . وزيران ،معاون صدراعظم تهران و قائم مقام تبريز به شمار مى آيند ،در دستگاه حكومتى شاهزادگان ديگر ،جز مقام وزارت نمى توان يافت شاه پيشكار فرزندش را در كودكى به لقب وزير مفتخر مى سازد .ظاهرا وزير (ميرزا بزرگ ) در آذربايجان سمتى جز پست نظامى ندارد .گذشته از وزيران (ميرزاها) خدمات مختلف ديوانى انجام مى دهند ،ميرزاها روساى دوائر و منشيان دولتى محسوب مى شوند .پس از ميرزاها ،مقامات مختلف دربارى به شرح زير است (:)480 ) 1(رييس پزشكان :اين شخص كه مواظب تندرستى شاه و ضمنا تامين كننده وسايل خوشى اوست .رييس پزشكان ملقب به حكيم باشى و عضو شوراى خاص سلطنتى است . ) 2( شيخ االسالم :رييس كل روحانيون كشور است و قاضى شرع ،رهبر شيعيان و هم طراز با مفتى قسطنطنيه -پيشواى سنيان -است . ) 3( ايشيك آغاسى :يا نسق چى باشى ،رييس كل تشريفات و انتظامات كه همواره حاضر به خدمت شاه است .چند تن فراش باشى وظيفه برافراشتن خيمه و خرگاه سلطنتى را بر عهده دارند. )4( نسق چى باشى :ابالغ فرامين شاه به صاحب منصبان ،ديوان و احضار كسانى كه بايد شرفياب شوند به عهده اوست ضمنا تامينات اردوى شاه در سفر نيز با اوست . ) 5( مهماندار باشى :موظف است كه از بدو ورود سفيران بيگانه به ايران ،از آنان پذيرايى كرده و حوائج ضرورى شان را برآورد ،مهماندار، تقاضاهاى سفيران را به ديوان عرضه كرده و يادداشت هاى آنان را به وزيران تسليم مى كنند .مهمانداران دون پايه اى نيز زيردست مهماندار باشى به انجام وظيفه مشغولند. ) 6( مهردار باشى :مهرهاى سلطنتى را از گردن آويخته و فرامين شاه را بدان مهمور مى سازد. )7( ميرآخور باشى :كه مسوول اصطبل مخصوص بود. ) 8( خواجه باشى :بنا به موقعيت خويش ،به حرمسرا راه دارد .گاهى به عنوان ماموريت ،در سراسر كشور به سير و سياحت مى پردازد و توسط نمايندگان خويش دختران را به حرمسراى شاه مى فرستند. ) 9(ناظر باشى :مسوول اداره اموال سلطنتى است .بازرسى داخل كاخ ‌ها و انتخاب يا تعويض نوكران در صالحيت اوست . )10( اودندار باشى (اطاقدار باشى ) :مسوول حفاظت كاخ‌ها و تنظيم وسائل حركت براى سفر يا شكار است .افسر زيردست او را مشعل دار باشى مى نامند كه مسوول روشنايى كاخ هاست و خود ،رييس مشعل داران به شمار مى رود. ) 11( شكارچى باشى يا ميرشكار :مسوول اداره امور مربوط به شكار است . زيردستان او ،سگبان باشى ،نگهبانان سگان شكارى و تازيان بودند. ) 12( منجم باشى :يا رييس اختر شماران ،مسوول تنظيم تقويم و تعيين ساعات سعد و نحس و نقود ستارگان در اعمال خير و شر است ،هر بار كه شاه قصد سفر ،شكار يا ديد و بازديد كند با وى مشورت مى كند. بنا به نوشته دروويل :عباس ميرزا به گفته منجمين اعتمادى ندارد ولى از نظر مصلحت سياسى ،به تقويم منجمى مراجعه مى كند. ) 13( انباردار باشى :نگهدارى ذخيره خواربار و مواد غذايى با او است . ) 14( به پز باشى :در شغل آشپزى و قهوه چى باشى ،در تهيه دسر و قهوه و چاى و شربت زيردست انبار دار باشى كار مى كند. ) 15( صندوقدار باشى :مسوول نگهدارى لباس ها و هدايايى است كه به شاه تقديم مى شود. )16( شاطر باشى :سردسته شاطران محسوب مى شود شاطرها، جوانان تيز دو و زبر و زرنگى هستند كه پياده پيشاپيش اسب شاه حركت مى كنند تعداد آنان صد نفر است و هر يك كاله مخصوصى بر سر ،چماق كوتاهى در دست دارند ،شاطرباشى مواظب است كه كسى بدون اطالع نقره چى باشى كه به دنبال اوست به موكب شاه نزديك نشود. مقامات عالى لشكرى ،كه اين مقامات را گاهى شاهزادگان بالفصل اشغال مى كنند عبارت بود از: ‏بيوك سردار؛ فرمانده كل قوا و توپچى باشى ،فرمانده توپخانه است . ‏جمعيت ايران در دوره حكومت قاجار راجع به جمعيت ايران ،لرد كرزن اظهارنظر مى كند كه جمعيت ايران روزگارى خيلى بيش تر از مقدار فعلى بوده ،حتى اگر برآورد پنجاه ميليون را كه بعضى نويسندگان به عهد داريوش ،نسبت داده اند مورد ترديد قرار دهيم و يا چهل ميليون نفر را كه شاردن به دوره صفويه منسوب داشته است باور نداشته باشيم ،باز ترديدى نيست كه جمعيت اين كشور سابقا به مراتب بيش از جمع سكنه ى فعلى آن بوده است .شهرهاى ايران و دهات متروك و بازارهاى داخلى و رشته هاى متعدد قنات هاى خراب ،تاسيسات عمومى ،سابقا عامل عمده حاصلخيزى اراضى پهناورى بودند كه اكنون به حالت ويرانى افتاده اند و همه حاكى از شواهد و آثارى است كه قابل اشتباه نيست )481( . ‏البته اين نكته را هم مى دانيم كه هر محل و مكان متروك ،لزوما دال بر زوال زندگى و ضعف به شمار نمى رود .شواليه شاردن ،قلت سكنه را به چهار علت فرعى نسبت داده است كه عبارتند از: - 1فساد غير عادى - 2 ،تجمل بى تناسب - 3 ،ازدواج در سن و سال پايين - 4 ،مهاجرت پيوسته به سرزمين هندوستان ( .)482ولى دكتر پوالك كه شغل طبابت داشت ،در گزارش خود راجع به كمى جمعيت ايران عوامل زيرا را در 4قسمت مورد بحث قرار مى دهد: مقامات عالى لشكرى ،كه اين مقامات را گاهى شاهزادگان بالفصل اشغال مى كنند عبارت بود از: ‏بيوك سردار؛ فرمانده كل قوا و توپچى باشى ،فرمانده توپخانه است . ‏جمعيت ايران در دوره حكومت قاجار راجع به جمعيت ايران ،لرد كرزن اظهارنظر مى كند كه جمعيت ايران روزگارى خيلى بيش تر از مقدار فعلى بوده ،حتى اگر برآورد پنجاه ميليون را كه بعضى نويسندگان به عهد داريوش ،نسبت داده اند مورد ترديد قرار دهيم و يا چهل ميليون نفر را كه شاردن به دوره صفويه منسوب داشته است باور نداشته باشيم ،باز ترديدى نيست كه جمعيت اين كشور سابقا به مراتب بيش از جمع سكنه ى فعلى آن بوده است .شهرهاى ايران و دهات متروك و بازارهاى داخلى و رشته هاى متعدد قنات هاى خراب ،تاسيسات عمومى ،سابقا عامل عمده حاصلخيزى اراضى پهناورى بودند كه اكنون به حالت ويرانى افتاده اند و همه حاكى از شواهد و آثارى است كه قابل اشتباه نيست )481( . ‏البته اين نكته را هم مى دانيم كه هر محل و مكان متروك ،لزوما دال بر زوال زندگى و ضعف به شمار نمى رود .شواليه شاردن ،قلت سكنه را به چهار علت فرعى نسبت داده است كه عبارتند از: - 1فساد غير عادى - 2 ،تجمل بى تناسب - 3 ،ازدواج در سن و سال پايين - 4 ،مهاجرت پيوسته به سرزمين هندوستان ( .)482ولى دكتر پوالك كه شغل طبابت داشت ،در گزارش خود راجع به كمى جمعيت ايران عوامل زيرا را در 4قسمت مورد بحث قرار مى دهد: در 1263ه .ق وبا در آذربايجان 6077 ،نفر و در 1265ه .ق ،در اروميه 400نفر را به هالكت رساند. ‏در اواخر 1267ه .ق در تهران وبا به صورت بسيار گسترده شايع گشت و تا اوايل 1268ه .ق ادامه داشت كه گاهى اين بيمارى مجددا بروز مى كرد و تعدادى از مردم اين منطقه را از بين مى برد. به طورى كه راجع به برخورد سركردگان با اين بالى ويران كننده گزارش داده شده است ،چنين بر مى آيد كه حكومت وقت ،در سرايت و گسترش و عواقب شيوع وبا ،مسئوليت مستقيم داشت . هنگام بروز ناخوشى ،حكام راه گريز در پيش مى گرفتند ،با پنهان ساختن حقيقت و فريبكارى رسما مردم را در ميان مهلكه رها مى كردند و كارگزاران از بيم مسدود شدن راه ها خبر ناخوشى را به ساير ممالك اعالم نكرده و با برقرار كردن قرنطينه ،كه مستلزم گردآورى آذوقه و غالت و هزينه هاى گوناگونى بوده ،مخالفت مى ورزيدند (.)485 ‏فريزر ،نوشته هاى يك سياح انگليسى را كه در سال 1236ه .ق در اثر ابتال به بيمارى وبا در شيراز مرده بود ،در كتاب خود ،اين چنين آورده است : ‏در شيراز ،به محض شنيدن خبر وبا ،حاكم ،حسينعلى ميرزا فرمان فرما و وزير و اطرافيان اش فرار كردند و بدون اين كه دستور العملى جهت حفاظت شهر و مردم بدهند ،اهالى را به حال خود رها نمودند و به راستى اين بى شرمانه ترين و ناجوانمردانه ترين اقدامى بود كه به همه عمر ،شاهدش‍ بودم وقتى مردم به خود آمدند ،آشكارا به حكومت ناسزا مى گفتند ميرزا تقى خان ،روزنامه اخبار را به مردم مى رساند و در جهت روشنگرى مردم گام هاى بسيار برداشته شد و از طرفى روحانيون در مجله ها مردم را از عوامل اين بيمارى آگاه مى نمايند (.)488 ‏راولينسن ،به سال 1850م .جمعيت ايران را ده ميليون نفر نوشت اما در سال 1873م .پس از دو بار شيوع طائون و قحطى ،به شش ميليون رسيد ،ارقامى كه نويسندگان ديگر در بيست سال اخير نوشته اند بين پنج و ده ميليون نفر است البته كرزن در كتاب خود (ايران و قصبه ى ايران ) به آمار زير اشاره مى كند ،اما باز آن را مورد ترديد قرار مى دهد: ‏مساحت ايران در حدود 000/282/6ميل با 99شهر ،شامل 630/363 :با 800/963/1نفر سكنه دهات و نواحى بى شهر 000/780/3نفر صحرانشين ها: ‏اعراب 020/53نفر ترك 000/144نفر كردها و لك ها 000/135نفر بلوچ و كولى 140/4نفر بختيارى و لر 800/46نفر 960/381خانوار با 800/909/1 ‏كل جمعيت ايران 600/653/7نفر رقم فوق را از لحاظ مذهب و فرقه به شرح ذيل اظهار كرده است : ‏شيعه 000/860/6نفر  ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ سنى و فرقه هاى ديگر 000/700نفر زردشتى 000/8نفر كليمى 000/19نفر ارامنه 000/43نفر نسطورى و گلدانى 000/23نفر جمع كل جمعيت 600/653/7نفر كرزن آمار ژنرال شيندلر ،را راجع به شهرها غالبا زيادتر از ميزان حقيقى مى داند و در مورد فرقه هاى مذهبى هم حرف او با واقعيت منطبق نمى داند ،ولى كرزن ،نظريه زولوتارف ،را در جلسه انجمن جغرافيايى روسيه به سال 1888م .اظهار نموده كل جمعيت ايران را به شرح ذيل بيان كرده است . ‏ ولى آمار ديگرى كه در اين رابطه ارائه گرديده است تفاوت كامال كلى دارد: ‏ ‏مقايسه آمارى جمعيت توسط پژوهندگان در دوره قاجاريه ()489 ‏ با پذيرش آخرين رقم -چرا كه اين رقم توسط لرد كرزن ،يكى از كارشناسان در زمينه مسائل ايران كه مدت سه سال در ايران به مطالعه مشغول بوده ارزيابى شده است و افزودن 85رشد ساالنه اى كه توسط خود او اقامه شد ،جمعيت كنونى ايران ،مركب از 175ميليون نفر 75 مردم اسكان يافته كه 25در شهرها و 50در روستاها زندگى مى كنند و 5/2ميليون يا 25عشاير مى شود .اگر وسعت ايران را 986/29مايل مربع به حساب آوريم تراكم جمعيت در هر مايل مربع 8/6 ،درصد و در هر ورس ( )490مربع 367 ،نفر مى شود -بنابراين از نظر تراكم جمعيت ،نزديك به تراكم جمعيت روسيه است كه در هر ورس مربع 7نفر زيست مى كنند و يا نزديك به تراكم جمعيت اياالت متحده است كه در هر ورس مربع 8نفر به سر مى برند .تراكم فوق الذكر جمعيت چنان كه از اطالعات تاريخى طبيعى ايران بر مى آيد در همه جا يكسان نيست .اياالتى كه از نظر حاصلخيزى و اوضاع و شرايط زندگى نامساعد هستند ،جمعيت شان بسيار پراكنده است . در حالى كه برعكس جاهايى كه داراى آب و هواى مرطوب و طبيعت سخاوتمندى است تكاثر جمعيت بيش تر است (.)491 عشاير ،بيش تر در نواحى جنوبى و جنوب غربى ايران متمركز شده است .تعداد كل مراكز شهرى ايران حدود 100مى باشد ولى چنان كه از فهرست زير راجع مايل روسى معادل با 7ورس يا 7468كيلومتر يعنى حدود 469مايل قانونى است . ‏تعداد كل مراكز شهرى ايران 100مركز مى باشد ولى چنان كه از فهرست زير راجع به شهرهاى مهم و سكنه آن ها بر مى آيد در ايران شهرهاى وسيعى ديده نمى شده است . ‏تبريز 300/000نفر تهران 350/000نفر اصفهان 80/000نفر مشهد 70/000نفر يزد 50/000نفر كرمان 50/000نفر كرمانشاه 50/000نفر همدان 50/000نفر خوى 50/000نفر قزوين 40/000نفر قم 30/000نفر شيراز 30/000نفر رشت 30/000نفر اروميه 20/000نفر بوشهر 15/000نفر نيشابور 10/000نفر شاهرود 10/000نفر محمره 10/000نفر شوشتر 10/000نفر قلت جمعيت شهرها ،معلول عوامل چنديست ،در ايران هيچ نوع كارخانه اى وجود ندارد كه در اين شهرها متمركز شده باشد تا موجب گردآمدن جمعيت در آن ها شود. ‏به عالوه ،شهرهاى ايران با توجه به خدمات و رفاه ،نسبت به زندگى روستايى كششى ندارد ،از طرفى ايرانيان ،تمام گروه هاى قبيله اى به ده ها عشيره و گروه تقسيم شده كه اغلب از نظر شيوه ها و رسوم زندگى و دشمنى متمادى با يكديگر فرق دارند. ‏اين نوع يكى از عوامل اصلى بى نظمى سلطه ايران است كه آن را به قطعات مختلفى تقسيم كرده و يكى از علل فقدان وحدت عميق در دولت و بى نظمى هاى مداوم داخلى است (.)492 ‏درآمد منابع و مصنوعات دولت دوره قاجاريه لرد كرزن ،در اين زمينه اطالعات ذى قيمتى را دسته بندى و ارائه مى كند. ‏طبقه بندى عوايد درآمد ايران را مى توان تحت دو عنوان تقسيم كرد: ‏الف -ماليات يا عوايد ثابت ،ب -سيورسات يا درآمد غير ثابت . ‏درآمد ثابت از چهار منبع تحصيل مى شود - 1 :ماليات مرتب - 2 درآمد امالك شاهى - 3گمرك - 4كرايه و اجاره ها. ‏درآمد غيرثابت از سه منبع عايد مى شود - 1 :صادر يا مصادره ى عمومى - 2پيشكش هاى عيد نوروز و عيد مولود (ميالد نبى ) - 3 پيشكش هاى فوق العاده كه ناشى از هدايا و جرايم و رشوه و ضبط مال و غيره است (.)493 تاريخ منتظم ناصرى ،منابع درآمدهاى دولت را به ده بخش معرفى مى نمايد: - 1ماليات مستقيم - 2ماليات غير مستقيم - 3اداره ى گمركات 4 تلگراف خانه - 5پستخانه - 6خالصيجات - 7ضرابخانه - 8معادن - 9حق تمبر و ثبت اسناد - 10امتيازات و وجه االجاره (.)496 ‏باج سبيل ايلياتى در لرستان انواع ديگر تدارك درآمد وجود دارد كه هم از لحاظ زيركى ذاتى ايرانيان و هم نماياندن منابع سرشار مالى ايران شايسته يادآورى است . ‏از هر ناحيه و بلوك ساالنه مبلغى بين 50 - 25قران بابت يك نسخه از سفرنامه نخستين مسافرت همايونى به اروپا دريافت مى شود، اين ماليات از زمان وقوع آن سفر در سال 1873برقرار شده است ،تا هم اهالى را به عظمت اقتدار شاهانه آشنا و هم ذات شهريارى را بر تمكن مالى كه اتباع او دارند واقف سازد. ‏ماليات كسب و كار ،ماليات دكان داران و پيشه وران و تجارت از همه بيش تر مقرون به تلون و بى نظمى است .گاهى به صورت سرانه يا ماليات سرشمارى است . ولى بعضى ها نيز گفته اند كه بيست درصد بر سود كسب و تجارت دريافت مى گردد. در صورت هاى سبك عوايد قديم ايران در تحت همين عنوان ماليات اجاره خانه ها و كاروانسراها ،حمام ها ،دكان ها ،آسياب ها و كارخانه ها محسوب شده بود. - 2عايدات امالك شاهى ،اجاره اى است كه زارعين بابت امالك شاهى مى پردازند، و آن از روزگار قديم پايه گذارى شده است و منوط به طرز تسهيم هزينه زراعت بين دو طرف است كه قسمتى از محصول به اين نسبت دريافت و يا واگذار مى شود. گاهى دولت بذر مى دهد و در ازاء آن قسمت عمده اى از بهره را دريافت مى دارد، ولى غالبا پادشاه مالك غيابى پيش نبود. - 3گمرك در حدود يك پنجم ارزش جنس ،حقوق گمركى بر اجناس‍ وارداتى و صادراتى و به رسم ماليات اخذ مى شود .در هر واليت يا شهر يا ناحيه گمرك را به كسى كه مبلغ بيش ترى پرداخت كند اجاره مى دهد؛ و وى 20تا 25درصد به كيسه خود مى ريزد ،چنان كه گمرك بوشهر را در سال ،1889دولت به مبلغ نود و يك هزار تومان ،به اضافه ى حق پيشكش ،پنج هزار تومان و حق مستاجر به اجاره واگذار كرد. سوء استفاده جاى تعجب نيست كه چنين سيستمى كه فاقد هرگونه اسلوب و تربيت است و در انتهاى كار هم امكان وصول عوايد از راه زور و فشار باقى است ،موجب سوء استفاده هاى كالن بشود ،يكى از موارد تقلب را شركت استولزه و ندروزنيك ، دريافته اند .براى آن كه مقدار درآمد ،بيش تر از مبلغ اجاره بهايى بشود كه به دولت پرداخت شده است .نفع اجاره داران در اين است كه هر چند بيش تر اجناس از گمرك خانه مورد اجاره آن ها وارد يا صادر شود از اين رو رقابتى با ماموران وصول در ساير نواحى و بنادر ،آغاز و مال التجاره را از گمرك خانه خود با مبلغ كمتر از تعرفه رسمى گمركى ترخيص و از اين راه تجار را تشويق مى كنند كه جاده هاى ديگر را ترك و از طريق گمرك خانه آن ها تجارت كند. عايدات نامرتب : - 1مصادره هاى عمومى ،درآمد نامرتب يا سيورسات مبلغى است كه عنفا و ناگهانى جهت رفع پاره اى احتياجات فورى اخذ و با قهرا تحت لفافه هديه و پيشكش تحصيل مى شود ،اين كار موجب فشار و اجحاف بسيار نسبت به افراد عامه مى شود .چه با آن كه ظاهرا چنين مى نمايد كه مبلغ مزبور از كيسه اعيان توانگر و عمال تبهكار ادارى پرداخت مى گردد -كه احدى را از اين بابت تاسفى نيست -ولى در واقع از جيب زارع بى مايه خارج و بنا به مراتب طبقاتى بار سنگين اين گونه تحميالت سرانجام بر شانه ى او وارد مى شود. - 2پيشكش هاى نوروزى ،مبالغى كه شاه در عيد نوروز براى رفع بخش و كدورت خاطر شاهانه و يا ابراز عنايت ملوكانه دريافت مى نمود ،سابقا از اقالم عمده ى درآمد شاهى به شمار مى رفت . ‏به قول ملكم ،درآمد ساليانه پيشكش هاى نوروزى دوازده ميليون ليره بود. ‏فريزر ،آن را رقمى از ده ميليون تا دوازده ميليون تومان اظهار مى دارد. - 3پيشكش هاى فوق العاده ،مالكم اين اقالم تقديمى حضور همايونى را بابت جريمه و مصادره و انعام و غيره همان نصف پيشكش هاى مرتب روز مولود تخمين زده بود. - 4تنزل پول رايج . تغيير و تحول وضعيت ارضى در دولت قاجاريه : پس از آغا محمد خان ،ميل غالب بر اين بود كه اراضى وسيعى از مملكت به عنوان (تيول ) به اين و آن واگذار شود و به وسعت نواحى كه من غير مستقيم اداره مى شد ،نسبت به ساير نواحى كه مستقيما اداره مى شود افزوده گردد. ‏اصالح تيول مانند زمان صفويه ،مشتمل بر انواع مختلف از عطايا بود. ‏در بعضى موارد تيول عبارت بود از اختصاص عوايدى كه به مناسبت معينى تعلق مى گرفت و در برخى موارد عبارت بود از اعطاى زمين خالصه به جاى حقوق و مواجب در پاره يى از موارد -خاصه در نواحى عشايرنشين -تيولدار متعهد بود كه قواى نظامى بنيچه فراهم كند و در موارد ديگر تيول فقط عبارت بود از اعطاى حق وصول ماليات ناحيه اى كه با زمين خالصه به شمار مى رفت يا ملك شخصى ،عبارت بود از اعطاى حق و وصول ماليات ناحيه اى كه با زمين خالصه به شمار مى رفت ،يا ملك شخصى ثابت يا ملك كسى كه تيول به او داده شده بود و در مورد اخير ،معنى تيول معاف بودن از پرداخت ماليات بود. از انواع تيول هايى كه ياد شده شايد به توان گفت كه نوع دوم بيش از همه معمول و متداول بوده است از اين گذشته در دوره ى قاجاريه به ميل غالب بر اين بود كه اين نوع تيول ها موروثى گردد و اين ها و تيول هاى دسته اول يكى شود مناصب و مقامات مختلف و غالبا مستمرى ها ،رفته رفته حق موروثى بعضى خانواده ها شد .و اگر كسى منصب و مقام خود را از دست مى داد ،باز كماكان داراى تيول متعلق به آن بود ،به تدريج كه از نظارت ديوان بر تيول ها كاسته مى شد ،اين تمايل پديد مى آمد كه تيول ها را مبدل به امالك شخصى كنند و خود مالك بالفعل آن ها شوند تا بتوانند آن ها را موروثى كنند ،يا از طريق بيع به ديگران انتقال دهند .بدين گونه ماموران سابق و الحق حكومت و هم چنين (تيول داران بر عده ى مالكان ،به معنى اخص ) عالوه شدند .در ابتدا اين نوع ماموران از طرف ديوان ،ماليات را از دهقانان و كسان ديگرى كه در فالن مالك و زمين به سر مى بردند ،وصول مى كردند و حال آن كه ديوان به تيولداران كه مالك بالفعل بودند وصول گرديد .منتهى ديگر اين ماليات ها عنوان مطالبات مالياتى ديوان را نداشت . بلكه در حكم رسوم و عوارض فوق العاده اى بود كه مالك از زارع مى گرفت .به عبارت ديگر ،ماليات ديوان با سهمى كه مالك از غله مى برد (بهره ى مالكانه ) يا مال الجاره اى كه از مستاجران خود مى گرفت ،يكى مى شد (.)497 تصاحب زمين براى زمين دار سودى نسبتا فراوان داشت و او را قادر مى كرد به اين كار عده اى از مالزمان مسلح به خدمت خود بگمارد و اين كار قدرت بسيارى به وى مى بخشيد .عمال معنى اين كار آن بود كه حكومت مى بايست غالبا در نواحيى كه عمده ى مالكان ( ) 498زمين داشتند در برابر آنان سر فرود آورد و اين نكته به نوبه ى خود حيثيت اجتماعى و هم چنين قدرت سياسى براى مالك كسب مى كرد در سراسر دوره ى قاجاريه ،طبقه ممالك كه شامل خوانين ايالت هم مى شد مقتدرترين عوامل مملكت به شمار مى رفتند. زمين دارى ،زمينه ى سودى براى سرمايه گذارى بود و مايه ى كسب حيثيت اجتماعى مالك به شمار مى رفت و همين امر موجب شود كه بر عده ى زمين داران افزوده شد و اين طبقه جديد نه تنها عبارت بودند از ماموران حكومت كه با استفاده از مناصب خويش در حوزه ماموريت خود ملك مى خريدند ،بلكه تجار و كسانى هم كه مى توانستند سرمايه اى به كار اندازند ،افراد اين طبقه را تشكيل مى دادند. ماموريت گاردان و تشكيل ارتش در زمان قاجار : در سال 1807ناپلئون ،ژنرال گاردان ،را در راس يك هيات نظامى به ايران فرستاد .افراد محدود اين هيات -هيجده نفر شامل سه مترجم و يك نفر كشيش -و اقامت كوتاه ،و عاليق منحصر آن به مسايل سياسى و باعث جلوگيرى از ارائه هر نوع بررسى اقتصادى و اجتماعى ارزشمند اين هيئت در اين زمينه گرديد .مع الوصف دو قطعه زير خارج از عاليق بى نظر نبوده است ،اولى از يادداشت هاى مفصل ژنرال گاردان در 24دسامبر 1807به وزير امور خارجه راجع به عقيده لشكركشى بله هندوستان معلوم مى شود؛ و دومى از يادداشتى در زمينه تجارت ايران كه چند ماه بعد نوشته شده ،روشن مى گردد. قشون ايران تعداد اين قشون يكصد و هشتاد هزار نفر مرد است كه از آن ها هفتاد هزار تا هفتاد و پنج هزار نفرشان به نام قشون ركابى هستند و حقوقشان را از خزانه سلطنتى مى گيرند ،بقيه قشون ايالتى هستند كه تحت فرماندهى شاهزادگان مختلف قرار دارند و حقوقشان را از خزانه ى حكامى كه وابسته به آن ها هستند -و بيش تر متصدى دفاع از اين ايالت مى باشند - دريافت مى كنند. اگر يكى از اين اياالت مورد حمله قرار گيرد ،شاه تعدادى از قشون ركابى خود را براى كمك به آن ها مى فرستد و هزينه اش را نيز پرداخت مى كند. حقوق سربازان به طرز نامطلوبى پرداخت مى شود چرا كه از و طمع ،بين درباريان و رجال مالزم شاه شايع است . در اواخر دوره ى قاجار و با قتل ناصرالدين شاه ،تحول بزرگى در جامعه ايران رخ داد .يعنى نهضت مشروطيت ايران ،پاى گرفت كه مهم ترين عوامل را مى توان در ذيل چنين يادآور شد: - 1نابسامانى اوضاع ايران در اواخر عهد ناصرى و به ستوه آمدن مردم از جور و بيدادگرى حكام و عمال استبداد و ماموران متجاوز. - 2برقرارى رژيم مشروطه و تدوين قانون اساسى در عثمانى . - 3ضعف و سستى و عدم لياقت مظفرالدين شاه و سبك سرى ها و طمع ورزى ها و غارتگرى هاى درباريان و اطرافيان فاسد و ناشايست ،و تسليم در برابر قدرت روسيه و قبول قرضه هاى سنگين و طاقت فرساى خارجى و گسترش نفوذ و قدرت روسيه در ايران . - 4عزل اتابك و درهم شكستن نفوذ و ثبات حكومت مركزى و جدال در ميان طرفداران اتابك و عين الدوله و بى تدبيرى و سخت گيرى عين الدوله . - 5قيام گروهى از روحانيون بر ضد دولت و دربار و جنبش فراماسيون به دستور محافل ماسونيك لندن و پاريس . - 6شكست روسيه تزارى ،از ژاپن و كاسته شدن حيثيت و اعتبار سياسى آن دولت و اعالم حكومت مشروطه در آن جا (.)503 - 7 نشر نوشته هاى بيداركننده ى روزنامه هايى مانند :روزنامه اختر ،چاپ استانبول ،حبل المنين ،چاپ كلكته ،روزنامه ى پرورش ،ثريا و حكمت چاپ مصر ،و روزنامه قانون چاپ لندن و هم چنين ،نشر كتاب هاى طالبوف ، سياحتنامه ابراهيم بيك ،چكامه هاى وطنى (.)504 - 8 فعاليت اقليت هاى نوظهور مذهبى ،به خصوص ،با بيان و ازليان ،براى تشكيل حس انتقامجويى و شكست نفوذ روحانيت شيعه . - 9مساعدت دولت عثمانى به مشروطه خواهان ،به منظور تضعيف قدرت دولت ايران و دست اندازى به مناطق مرزى مورد اختالف . - 10مداخله علنى دولت انگليس ،براى كمك به استقرار مشروطيت و كاستى قدرت شاهان قاجار ،جلوگيرى از نفوذ روزافزون روس ها و تالش‍ براى به دست آوردن سياست مقدم و قاطع در ايران . - 11انتقامجويى و خصومت بعضى از مالكان بزرگ و سران بختيارى با حكومت قاجاريه . - 12اختالف پنهان مظفرالدين شاه و ظل السلطان ،رقابت ظل السلطان و ساالرالدوله با محمدعلى شاه و تحريكات دامنه دار آنان براى رسيدن به سلطنت . - 13فقر اقتصادى و فشار قحطى و گرسنگى و ناامنى هاى عصيان خيز ،كه بر دوش اكثريت مردم سنگينى مى كرد (.)505 - 14 دادن امتيازنامه ها ،منجمله امتياز دخانيات ،به كمپانى انگليسى در رجب 1307 ‍ه ق كه از نظر اقتصادى و مالى زيان بخش بود و از نظر اجتماعى ،ويرانگر و از جهت سياسى و به قول حاجى ابراهيم ،محمد رحيم اصفهانى ،آن ها اسبانى را فراهم نموده اند كه علت عمده ايست كه ديوان در فكر رعيت نيستند .هر كه هر چه توانست به هر كه كرد و از پيش‍ برد .كسى سوال و جواب نمى كند جزا در كار نيست همين قدر است كه به ديوان ،پول و رشوه بدهند (.)506 البته اين عوامل ،كه بعد از قتل ناصرالدين شاه برانگيخته شدند ،در طريق پيشرفت نهضت ،همفكرى و همگامى نداشتند و هر يك به دنبال هدف و غرض مشخص خود بود به همين دليل ،مشروطيت ايران ،دچار انحراف شده و از هدف عملى خود دور افتاده و سرانجام ،زمام حكومت مشروطه را به مستبدان داد و پيشرفت اجتماعى را مانع گرديد و به جاى اراده ملى ،طبقه حاكم را بر مقدرات مردم چيره ساخت .اما به هر حال ،در دگرگونى سازمان اجتماعى ايران ،شكستن امتيازات طبقاتى و درهم ريختن كاخ قدرت درباريان و مالكان بزرگ و عمال دولت و استقرار قانون و عدالت ،تحولى بزرگ پديد آورد و سازمان پوسيده ى اجتماع ايران را لرزان ساخت و ملت ايران را در مسير زندگى نو قرار داده و دگرگونى بارزى در انديشه مردم ايجاد نمود.

62,000 تومان