صفحه 1:

صفحه 2:
سوّالات مربوطه: * حقیقت مرگ 3“ ‎Se‏ ۰ آیا مرگ پایان زندگی است. يا انسان بعد از مرگ به حیات خود ادامه می دهد؟ * چگونه ارتباط روح با بدن قطع می شود؟

صفحه 3:
ادامه مطلب آیا خواب از سنخ مرگ است؟ آیا مرگ انسان ها و انتقال به جهان دیگر. با همین جان دادن ظاهری (ایست قلبی و...) محقّق می شود یا پدیده ی دیگربی است؟ آیا مرگ به عنوان يك قانون کی بر همه ی موجودات مادی خاک است؟

صفحه 4:

صفحه 5:
ازاين ملك روزى كه دل بر كنم سرايرده در ملى ديكر زنم ز ملكى به ملكى بود انتقال

صفحه 6:
احاديث ‎٠»‏ امام حسن (ع)_نيز درياسخ به يرسش _: بزركترين شادي است كه به مومنان ميرسد؛ زيرا از سراي رنج و بدبختي به نعمت جاويدان منتقل مي شوند و بزركترين هلاكتي است كه بر كافران در مي رسد؛ زيرا از بهشتيان (ناز و نعمت و قيام ) به سوي آتشي برده ميشوند كه از ميان نمي رود و به بايان نمیرسد . ‏۰ امام حسین (ع)در پاسخ به پرسش مرگ به اصحاب خود:صبور باشید ,اي بزرگ‌زادگان , زیرا مرگ جز پلي که شما را از رنج و بدبختي به سوي بهشت هاي پهناور و نعمت جاویدان عبور مي دهد , نیست .کدام يك از شما خوش ندازد که از نذانيبه قصري ابر ده بود ؟

صفحه 7:
احادیت: ‎٠»‏ امام رضا (ع)_در هنگام عیادت از مردي از اصسحاب خود :حالت چگونه است ؟عرض کرد :بعد از (رفتن )شما ,مرگ را دیدم _من‌ظو رش درد و رنجي بود که از شدت بیماریش مي کشید _حضرت فرمود: آن را چگونه ديدي؟عرض کرد :سخت و دردناك .فرمود:تو مرگ را ندیده اي,بلکه هشداردهنده مرگ و چيزي را دیسده اي که پاره اي احوال آن را به تو مي نناک ‏۰ امام سجاد (ع)در پاسخ به پرسش مرگ چیست ؟_: براي مومن چون بر کندن جامه هايي چرکین و شپشي از تن است و از هم گسستن کند و زنجيرهاي گرانبها و جایگزین کردن فاخر ترین و خوشبو ترین جامه ها و راهوار ترین مرکب ها و امن ترین منزل ها .و براي کافر به منزله برکندن جامه هاي فاخر از تن و منتقل شدن از منزل هايي امن و جایگزین کردن آنهابه کثیف ترین و خشن ترین جامه هاو وحشتناك ترین منزل هاو بزرگترین عذاب است. ‎

صفحه 8:
آیات مرگ مؤمن ۰ (الذین تتوفاهم الملاشکه طییین پقولون سلام علیکم ادخلوا الجنه بما کنتم تعلمون) (همان كساني که فرشتگان جانشان را _ در حالي که پاکند _مي ستانند(و به آنان)مي گویند:درود بر شما باد.به (پاداش)آن چه انجام مي دادید.به بهشت در آیید.) (یا ایتها النفس المطمننه .ارجعي الي ربك راضیه مرضیه .فادخلي في عبادي . و ادخلي جنتي). (اي نفس آرام يافته »خشنود و خدا پسندبه سوي پروردگار باز گردو در میان بندگان من در آي و در بهشت من داخل شو.)

صفحه 9:
(الا آن اولیاه لاخوف علیهم و لا هم یحزنون.الذین آمنوا و کانوا پتقون.لهم البشري في الحیاه الدنیا و في الاخره لا تبدیل لکلمات الله ذلك هو الفوز ۳ (آگاه باشید که بردوستان خدانه بيمي است و نه آنان اندوهگین مي شوند . همانانکه ایمان آورده و پرهيزگاري ورزیده اند.درزندگي دنیا و در آخرت مژده براي آنان است.وعده هب‌اي خدا را تبديلي نیست.اين همان كاميابي بزرگ است

صفحه 10:
احاديث ۰ _پیامبر خدا (ص): هنگام جان دادن ‎elle, Gage‏ الموت در برابر او ,رمانند بنده ذلیل در برابر خواجه ,است .او و یارانش مي ایستند و به وي نزديك نمي شوند ,تا اين اينكه سلامش كويد و نويد به او دهد. امام صادق (ع):مومن بيرون رفتن از دنيا را حس نمي كند و اين سخن خداي متعال است كه مي فرمايد( آيا اي نفس آرام يافته...). این حالت براي كسي است که پارسا باشد و با برادر انش همدردي و به آنها رسيدگي کند . امام صادق (ع):درباره ‎aul‏ (برایشان بشارت است در زندگي دنیا )_:در هنگام مردن ,محمد و علي (ع)او را به بهشت بشارت مي دهند .

صفحه 11:
ادامه مطلب امام علي (ع):مرگ ,مایه آسودگي نيك بختان است . پیامبر خدا (ص):مرگ ,براي هر مسلماني کفاره است . امام علي (ع):بهترين ارمغان براي مومن ,مرك است . امام علي (ع):وه كه جه سودمند است مرك براي كسي كه ايمان واتقوا را شعار دلش کرده است .

صفحه 12:
3 | ۰ (الذين تتوفاهم الملائكه ظالمي انفسهم فالقواالسلم ما كنا من سوبلي ان الله عليم بما كنتم تعلمون ) (فكيف اذا توفتهم الملائكه يضربون وجوههم و ادبارهم ). (همانان كه فرشتكان جانشان را مي كيرند در حالي كه بر خود ستمكار بوده اند.پس, از در تسلیم در مي آیند (و مي گویند: ) ما هيج كار بدي نمي کردیم.آري خدا به آنچه مي کردید داناست .) (پس ,چگونه (تاب مي آورند )وفتي كه ان (عذاب )جانشسان را مي تنیز چهزه و پشت آنها قزراندمیتزارند ؟)

صفحه 13:
احادیث مرگ کافران پیامبر خدا (ص):و اگر با دوستان ما دشمن باشد و با دشمنان ما دوست و القاب 5 فان مارا بر خود تهد بپس آن گاه که ملک الموت براي ستاندن جانشار بیاید ‎glad,‏ عز و جل اربابان آن نابکار را که به جاي خداوند آنان را به ‎GN Ts ie‏ 1 ,در حالي که به انواع عذاب مبتلایند در برابراو مجسم گرداندبه طوري که همین که آنهارا ببیند هلاك شود .و از گرماي عذاب آنها که تاب تحملش را ندارد پیوسته به او رسد .پس اي مك الموت به او گوید :اي نابکار کافر ,دوستان خدا را به دشمنان او واگذاشتي امروز آنان کمترین کار ي نمي توانند برایت انجام دهند و هیچ راه گريسزي نداري. پس,چنان عذابي به اورسد که کمترین آن در میان ساکنان دنیا تفسسیم شود , همگي آنهارا نابود سازد . ‏امام علي (ع):مرگ براي كسي که بنده شسهوت و اسیر هوس هایش ‏باثي , ‎es‏ است ؛زیرا هر چه زندگیش به درازا ‎poh Gane,‏ مي كيرد و جناياتش بر خودبزركتر مي شود .

صفحه 14:
Ay 0" ‏وَكَل بكُمْ ثمٌ إلى رَبَكُمْ زجغون‎ oll cs jall ale SU کافران می‌گفتند: آیا وقتی مردیم و در روی زمین پراکنده و گم شدیم آیا دوباره زنده می‌شویم. پیامبرا در جواب آنان بگو: فرشته مرگ که بر اين کارتان گمارده شده :همه‌ی وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراکنده و گم نخواهد شد.

صفحه 15:
همانا شما تك تك برای حساب نزد ما باز خواهید آمد» آن گونه که نخست شما را آفریدیم و آنچه از مال و جاه به شما دادیم همه را پشت سر خواهید افکند و بین شما و آنها جدایی خواهد افتاد و همه نابود خواهند گشت.

صفحه 16:
آیا مرگ پایان زندگی است» يا انسان بعد از مرگ به حیات خود ادامه می دهد؟ با توجه به پاسخ و پرسش قبلی روشن می شود که انسان با مرگ از بین نمی رود بلکه حیاتی نو را آغاز می کند. اگر مرگ را به معنای تعطیل شدن تحریکات قوای ادراکی و حمی بدانیم» مرگ چیزی جز «فقدان» نخواهد بود؛ جرا كه يا مرك تمام اندام و اعضاى بدن آدمی از جنیش و حرکت بازمی ایستد و دیگر قدرتی برای حرکت دادن دست و پاو چشم و... برای او نمی ماند و اين جيزى جز عدم و فنا نخواهد لبود ريدن مرت و مرك ار ان متطزدو نامر ى مت اسك و بابان كحدات را سان محسوب مى شود.

صفحه 17:
۰ اما می توان از منظری دیگر به مرگ نگریست و آن نه مرگ بدن» بلکه انتقال آدمی (روح و نفس او) به جهان دیگر است که در این صورت مرگ امری وجودی خواهد بود؛ چرا که آدمی به حیات خود در جهان دیگری ادامه می دهد البته با خصوصیاتی متفاوت با جهان مادی. » لذا قرآن کریم فرشتگانی را برای مرگ انسان مأمور می کند تا این امر وجودی را تحقق ببخشند. همان گونه که فرشتگانی مأمور رساندن وحی به پیامبران اند» فرشتگانی هم مأمور قبض روح انسان هستند. در حقیقت فرشتگان کارگزاران پروردگارند. در يك مرحله حیأت را به انسان می دهند که امری است وجودی و در مرحله ی دیگر ممات و مرگ را برای انسان رقم می زنند که باز هم امری است وجودی؛ چون مرگی که توسط فرشتگان محقق می شود انتقالی بش ینت [0]

صفحه 18:

صفحه 19:
۰ از نظرگاه ماّی ها با مردن و از کار افتادن اعضاو جوارح آدمی؛ روح او هم از کار می افتد و از بین می رود؛ چون روح انسان چیزی جز ارتباط بعضی اجزای بدن با بعضی دیگر نیست و با از کار افتادن تمام اعضای بدن روح او هم از کار خواهد افتاد و به طور کلی انسان معدوم خواهد شد. ۰ از نظر الهیون» روح» امری مجرد است و تعلق خاصّی به بدن دارد. از نظر اسلام روح و بدن دو واقعیّت مخالف هم اند. بدن خواصّ حیاتی خود را با مرگ از دست می دهد لکن روح به حیات خود ادامه می دهد. در حقیقت این بدن است که در حیات تابع روح است و تا موقعی که روح به بدن تعلق دارد بدن از حیات برخوردار است و به محض قطع علقه ی بین روح و بدن» بدن از کار می افند.

صفحه 20:
بايد توجه داشت که هیچوقت انسان» روح مجرد نخواهد بود» بلكه در هر نشئه ای بدنی به همراه دارد. در حقیقت انسان همیشه ترکیبی از روح و بدن است. البته در دنیا ترکیبی از روح و بدن مادّى استء ولی در برزخ و قیامت بدن او بدنی مناسب با همان نشئات و عوالم خواهد بود. البته چنین نیست که انسان دارای دو حقیقت اصیل باشد یکی روح و دیگری بدن؛ بلکه انسان يك حقیقت بيش نیست و آن هم حقیقت روح است وبدن تابع این و فرع اين اصل است. پس وقتی مرگ فرا می رسد اصل, یعنی روح» بدن را رها مى كند و تعلّق و علقه ی خود را از بدن می گیرد؛ آن گاه بدن به عنوان يك شىء بى روح كم كم فرسوده مى شود و از بين می رود.[9]

صفحه 21:
آیا مرگ انسان ها و انتقال به جهان دیگر با همین جان دادن ظاهری (ایست قلبی و...) محفّق می شود یا پدیده ی دیگری است؟ مرگ طبیعی که در پزشکی اعلام می شود با مرگ حقیقی فرق دارد. آنچه در علم پزشکی مرگ نامیده می شود «ازکار افتادن قلب» و «از حرکت افتادن جریان خون در بدن» است؛ و اين ممکن است برای بعضی به سرعت صورت پذیرد. چه بسیار گنهکاران و کافرانی که قلبشان سریع تر از دیگران از کار ‎alll‏ نت لها خقیفت كار للحت كان كان لموا انكر ى أمنننا. هر که حقیقی انتقال انسان از دنيا به برزخ است و اين براى كافران و كنهكاران به راحتى صورت نمی پذیرد

صفحه 22:
آیا مرگ به عنوان يك قانون کلّی بر همه ی موجودات مادی خاکه انبت* + : در علم فيزيك. اصلی به نام اصل دوم ترموديناميك مطرح است که تا حدودی بر ختم جهان و فانی شدن آن دلالت دارد. در اين اصل چنین آمده است: ۰ جهان از نظم و ترتیب» رو به بی نظمی و انهدام می رود و روزی فرامی رسد که حرارت تمام اجسام با یکدیگر مساوی و برابر می گردد. درست شبیه ظروف به هم پیوسته ی مایعات که به هنگام تفاوت سطوح دارای حرکت و جنبش اند؛ | گاه که سطوح آنها برابر شد» تمام آنها به سکون و آرامی می گرایند. در حقیقت انتروپی (پیری) عبارت است از نسبت نیروی غیرقابل استفاده به نیروی قابل استفاده. و ی می رود و روزی خواهد آمد که حا ‎ie Swiss Gaels aM lek ge‏ ریات و ‎ ‎

صفحه 23:
این اصل با آیاتی که مربوط به مقدمات قیامت است هماهنگی دارد از دیدگاه قرآن؛ نظام عالم اجل معينى دارد و پس از سپری شدن آن» عمر جهان نیز سپری می گردد و مرحله ی نوینی از آفرینش آغاز می کردد.[0] پروردگار عالم مى فرماد 3 إما ‎a‏ لسْماولت و الأَرْض و ما !9 بالخق و اجل مُسمّی)4[] ما لسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست. مگر به حق و (برای) وقت معینی نیافریدیم... . علامه طباطبایی(رحمه الله) در ذيل آيه ى شريفه مى فرمايا ن است كه ما عالم مشهود را با همه ى اجزاى ‎col‏ چه آسمانی و چه زمینی؛ مكر به حق؛ يعنى داراى غايت و هدفى ثابت و نيز داراى اجلى معين كه وجودش از آن تجاوز نمی کند و چون دارای اجلی معین است قهراً در هنگام فرارسیدن آن اجل فانى مى شود و همین فانی شدنش هم هدف و غایتی ثابت دارد؛ پس بعد از این عالم» عالمی دیگر است که عبارت است از عالم بقا و معاد موعود.[16]

صفحه 24:
ن جا سخن درباره ی مرگ و فنای مجموعه ی جهان مادّی و فروریختن نظام بود که هم از بررسی های علمی و هم از آیات شریفه ی قرآن به خوبی امتفلاء می شد؛ ‎Gy ae a LG‏ کلیف قاتون مرگ برای ‎el SpA hal‏ آیات فراوانی به چشم می خورد که از صراحت ویژه ای برخوردارند» به گونه ای که این امر از امور قطعی و یقینی قرآن کریم محسوب می شود و هیچ هیچ گروه یا طایفه ای در این امر اختلافی ندارد.[10] آیاتی از اين مولع ۲ و ابا مد ‎pond ules 5)‏ مت ‎agi‏ الخالدُون) )پیش از تو برای ‎ne eee‏ پس آیا در صورتی که تو مردی ایشان جاودان خواهند: بود؟! ‏از مجموعه ی مطالب گفته شده نتیجه می گیریم که مرگ به عنوان قانونی عمومی بر ثمام جهان و مرجودات اه از مله أنصان حلكم ات و تیاه بر کار نيست؛ البته كيفي مرك فرق مى كند؛ مرك انسان به مفارقت روح از بدن؛ ولی مرگ عالم و فانی شدن آن به منشهی شدن آن بهقیامت است [00] ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 25:
* تهیه کننده: عرفانه صادق نیای فرد

حقیقت مرگ سؤاالت مربوطه: • حقيقت مرگ چيست؟ • آيا مرگ پايان زندگى است ،يا انسان بعد از مرگ به حيات خود ادامه مى دهد؟ • چگونه ارتباط روح با بدن قطع مى شود؟ ادامه مطلب • آيا خواب از سنخ مرگ است؟ • آيا مرگ انسان ها و انتقال به جهان ديگر با همين جان دادن ظاهرى (ايست قلبى و )...مح ّقق مى شود يا پديده ى ديگرى است؟ • آيا مرگ به عنوان يك قانون كلّى بر همه ى موجودات مادى حاكم است؟ حقيقت مرگ چيست؟ • جواب :معناى لغوى مرگ عبارت است از «مردن»« ،فناشدن» و «زوال حيات» ،اما در حقيقت ،ماهيت و مفهوم مرگ نيستى و زوال حيات نيست ،بلكه انتقال است ،آن هم انتقال از حياتى (دنيا) به حيات ديگر (آخرت) .در حقيقت مرگ براى انسان سرآغاز حياتى نو است .همان گونه كه انتقال انسان از «جنين» به «عالم دنيا» تولّد و حيات جديدى براى او محسوب مى شود ،انتقال او از حيات دنيا به آخرت نيز تولدى ديگر و سرآغاز حيات جديدى است]1[. ازاین ملک روزى که دل بر کنم سراپرده در ملک دیگر زنم پس این مملکت را نباشد زوال ز ملکى به ملکى بود انتقال احادیث • امام حسن (ع)_نيز درپاسخ به پرسش _ :بزرگترين شادي است كه به مومنان ميرسد؛ زيرا از سراي رنج و بدبخــتي به نعمت جاويدان منتــقل مي شوند و بزرگترين هالكتي است كه بر كافران در مي رسد؛ زيرا از بهـــشتيان (ناز و نعمت و قيام ) به سوي آتشي برده ميـــشوند كه از مــيان نمي رود و به پايان نميرسد . • امام حســين (ع)در پاسخ به پرسش مرگ به اصحاب خود:صــبور باشيد ,اي بزرگ‌زادگان ,زيرا مرگ جز پلي كه شما را از رنج و بدبختي به سوي بهشت هاي پهناور و نعمت جاويــدان عبور مي دهد ,نيست .كدام يك از شما خوش ندارد كه از زنداني به قصري برده شود ؟ احادیث: • امام رضا (ع)_در هنگام عيادت از مردي از اصـــحاب خود _:حالت چگونه است ؟عرض كرد :بعد از (رفتن )شما ,مرگ را ديدم _منــــظو رش درد و رنجي بود كه از شدت بيماريـــش مي كشيد _حضرت فرمود :آن را چگونه ديدي؟عرض كرد :ســــخت و دردناك .فرمود:تو مرگ را نديده اي،بلكه هشـــداردهنده مرگ و چيزي را ديـــــده اي كه پاره اي احوال آن را به تو مي شناساند. ... • امام سجاد (ع)در پاسخ به پرسش مرگ چيست ؟_ :براي مومن چون بر كندن جامه هايي چركين و شپشي از تن است و از هم گسســتن كند و زنجيرهاي گرانبها و جايگزين كردن فاخر ترين و خوشبو ترين جامه ها و راهوار ترين مركب ها و امن ترين منزل ها .و براي كافر به منزله بركندن جامه هاي فاخر از تن و منتقل شدن از منزل هايي امن و جايگزين كردن آنهابه كثيف ترين و خشن ترين جامه هاو وحشتناك ترين منزل هاو بزرگترين عذاب است. آیات مرگ مؤمن • (الذين تــتوفاهم المالئـــكه طيبيـــن يقولون ســالم عليكم ادخلوا الجنه بما كنتم تعلمون) (همان كساني كه فرشتگان جانشان را _در حالي كه پاكند _مي ستانند(و به آنان)مي گويند:درود بر شما باد،به (پاداش)آن چه انجام مي داديد،به بهشت درآييد). (يا ايتها النفس المطمئنه .ارجعي الي ربك راضيه مرضيه .فادخلي في عبادي . و ادخلي جنتي). (اي نفس آرام يافته ،خشنود و خدا پسندبه سوي پروردگار باز گردو در ميان بندگان من در آي و در بهشت من داخل شو). (اال ان اولياهللا الخوف عليهم و ال هم يحزنون.الذين آمنوا و كانوا يتقون.لهم البشري في الحياه الدنيا و في االخـــــره ال تبديل لكلمات هللا ذلك هو الفوز العظيم). (آگاه باشيد كه بردوستان خدانه بيمي است و نه آنان اندوهگين مي شوند . همانانكه ايمان آورده و پرهيزگاري ورزيده اند.درزندگي دنيا و در آخرت مژده براي آنان است.وعده هـــــاي خدا را تبديلي نيست.اين همان كاميابي بزرگ است احادیث • _پيامبر خدا (ص) :هنگام جان دادن مومن ,ملك الموت در برابر او ,مانند بنده ذليل در برابر خواجه ,است .او و يارانش مي ايستند و به وي نزديك نمي شوند ,تا اين اينكه سالمش گويد و نويد بهشت به او دهد. امام صادق (ع):مومن بيرون رفتن از دنيا را حس نمي كند و اين سخن خداي متعال است كه مي فرمايد( آيا اي نفس آرام يافته.)... اين حالت براي كسي است كه پارسا باشد و با برادرانش همدردي و به آنها رسيدگي كند . امام صادق (ع):درباره آيه (برايشان بشارت است در زندگي دنيا )_:در هنگام مردن ,محمد و علي (ع)او را به بهشت بشارت مي دهند . ادامه مطلب امام علي (ع):مرگ ,مايه آسودگي نيك بختان است . پيامبر خدا (ص):مرگ ,براي هر مسلماني كفاره است . امام علي (ع):بهترين ارمغان براي مومن ,مرگ است . امام علي (ع):وه كه چه ســودمند است مرگ براي كسي كه ايمان و تقوا را شعار دلش كرده است . آیات مرگ کافران • (الذين تتوفاهم المالئكه ظالمي انفسهم فالقواالسلم ما كنا من سوبلي ان هللا عليم بما كنتم تعلمون ) (فكيف اذا توفتهم المالئكه يضربون وجوههم و ادبارهم ). (همانان كه فرشتگان جانشان را مي گيرند در حالي كه بر خود ستــــــمكار بوده اند.پس ,از در تسليم در مي آيند (و مي گويند ) :ما هيـــــچ كار بدي نمي كرديم.آري خدا به آنچه مي كرديد داناست ). (پس ,چگونه (تاب مي آورند )وقتي كه فرشتگان (عذاب )جانشــــــان را مي ستانند و بر چهره و پشت آنها تازيانه مينوازند ؟) احادیث مرگ کافران • پيامبر خدا (ص):و اگر با دوســتان ما دشمن باشد و با دشمنان ما دوست و القاب مخالفان مارا بر خود نهد ,پس آن گاه كه ملك الموت براي ستاندن جانشان بيايد ,خداي عز و جل اربابان آن نابكار را كه به جاي خداوند آنان را به خداوندي گرفته بود ,در حالي كه به انواع عذاب مبتاليند در برابراو مجسم گرداندبه طوري كه همين كه آنهارا ببيند هالك شود .و از گرماي عذاب آنها كه تاب تحملش را ندارد پيوسته به او رسد .پس اي ملك الموت به او گويد :اي نابكار كافر ,دوســـتان خدا را به دشمنان او واگذاشتي امروز آنان كمترين كار ي نمي توانـــــند برايت انجام دهند و هيچ راه گريــزي نداري .پس,چنان عذابي به اورسد كه كــمترين آن در ميان ساكنان دنيا تقســـــيم شود ,همگي آنهارا نابود سازد . امام علي (ع):مرگ براي كسي كه بنده شــــهوت و اســـير هوس هايـــش باشد ,مايه راحتي است ؛زيرا هر چه زندگيش به درازا كشد ,گناهانش فزوني مي گيرد و جناياتش بر خودبزرگتر مي شود . توفی ُون"1 • قُ ْل َی َت َو َّفا ُكم َّم َل ُ ك ْال َم ْو ِ ت الَّ ِذی وُ ِّك َل ِب ُك ْم ُث َّم ِإ َلى َر ِّب ُك ْم ُترْ َجع َ • كافران می‌گفتند :آیا وقتی مردیم و در روی زمین پراكنده و گم شدیم آیا دوباره زنده می‌شویم .پیامبرا در جواب آنان بگو :فرشته مرگ كه بر این كارتان گمارده شده ،همه‌ی‌ وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراكنده و گم نخواهد شد. َأ ُ ُور ُك ْم َو َما • َو َل َق ْد ِجْئ ُتمُو َنا فُ َرادَ ى َك َما َخ َل ْق َنا ُك ْم َّو َل َمرَّ ٍة َو َت َر ْك ُتم مَّا َخ َّو ْل َنا ُك ْم َو َراء ظه ِ ین َز َعمْ ُت ْم َأ َّن ُه ْم ِفی ُك ْم ُ َن َرى َم َع ُك ْم ُ ض َّل َعن ُكم مَّا ش َر َكاء َل َقد َّت َق َّط َع َب ْی َن ُك ْم َو َ ش َف َعاء ُك ُم الَّ ِذ َ ُون6. ُكن ُت ْم َت ْز ُعم َ • همانا شما تك تك برای حساب نزد ما باز خواهید آمد ،آن گونه كه نخست شما را آفریدیم و آنچه از مال و جاه به شما دادیم همه را پشت سر خواهید افكند و بین شما و آنها جدایی خواهد افتاد و همه ،نابود خواهند گشت. آيا مرگ پايان زندگى است ،يا انسان بعد از مرگ به حيات خود ادامه مى دهد؟ • با توجه به پاسخ و پرسش قبلى روشن مى شود كه انسان با مرگ از بين نمى رود ،بلكه حياتى نو را آغاز مى كند. • اگر مرگ را به معناى تعطيل شدن تحريكات قواى ادراكى و حسّى بدانيم، مرگ چيزى جز «فقدان» نخواهد بود؛ چرا كه با مرگ تمام اندام و اعضاى بدن آدمى از جنبش و حركت بازمى ايستد و ديگر قدرتى براى حركت دادن ِ دست و پا و چشم و ...براى او نمى ماند و اين چيزى جز عدم و فنا نخواهد بود؛ پس موت و مرگ از اين َمنظر ،امرى عدمى است و پايان حيات انسان محسوب مى شود. • امّا مى توان از َمنظرى ديگر به مرگ نگريست و آن نه مرگ بدن ،بلكه انتقال آدمى (روح و نفس او) به جهان ديگر است كه در اين صورت مرگ امرى وجودى خواهد بود؛ چرا كه آدمى به حيات خود در جهان ديگرى ادامه مى دهد ،البته با خصوصياتى متفاوت با جهان مادى. • لذا قرآن كريم فرشتگانى را براى مرگ انسان مأمور مى كند تا اين امر وجودى را تحقق ببخشند .همان گونه كه فرشتگانى مأمور رساندن وحى به پيامبران اند، فرشتگانى هم مأمور قبض روح انسان هستند .در حقيقت فرشتگان كارگزاران پروردگارند .در يك مرحله حيات را به انسان مى دهند كه امرى است وجودى و در مرحله ى ديگر ممات و مرگ را براى انسان رقم مى زنند كه باز هم امرى است وجودى؛ چون مرگى كه توسط فرشتگان محقق مى شود انتقالى بيش نيست]3[. چگونه ارتباط روح با بدن قطع مى شود؟ • :نظريات مختلفى از ديدگاه هاى مادى و الهى درباره ى رابطه ى روح و بدن ارائه شده است .ماديوّ ن معتقدند كه روح در تمام حاالت تابع ما ّده است .چنانچه تا آدمى جوان و با طراوت است روح او هم صحيح و جوان خواهد بود و اگر بدنش فرسوده و پير شود روحش نيز به ضعف مى گرايد .روح از نظر آنان اثر مخصوص انسجام اجزاى ما ّدى بدن و نتيجه ى فعل و انفعال اجزاى آن در يكديگر است؛ به عبارت ديگر ،روح چيزى نيست جز تركيب سلسله اعصاب با مواد خاكسترى مغز ،يعنى با تركيب اين اجزا ،ادراكى به نام روح تجلّى مى يابد. • همان گونه كه از كبد ،صفرا و از غدد ف ّكى ،بزاق ترشح مى شود ،از انسجام اجزاى بدن و ارتباط آنها با يكديگر نيز شعور و ادراك ،شادى ،غم ،حبّ و بغض و ...تجلّى مى نمايد]4[. • از نظرگاه ما ّدى ها با مردن و از كار افتادن اعضا و جوارح آدمى ،روح او هم از كار مى افتد و از بين مى رود؛ چون روح انسان چيزى جز ارتباط بعضى اجزاى بدن با بعضى ديگر نيست و با از كار افتادن تمام اعضاى بدن روح او هم از كار خواهد افتاد و به طور كلى انسان معدوم خواهد شد. • از نظر الهيّون ،روح ،امرى مجرد است و تعلّق خاصّى به بدن دارد .از نظر اسالم روح و بدن دو واقعيّت مخالف هم اند .بدن خواصّ حياتى خود را با مرگ از دست مى دهد ،لكن روح به حيات خود ادامه مى دهد .در حقيقت اين بدن است كه در حيات ،تابع روح است و تا موقعى كه روح به بدن تعلق دارد بدن از حيات برخوردار است و به محض قطع علقه ى بين روح و بدن ،بدن از كار مى افتد. • بايد توجه داشت كه هيچوقت انسان ،روح مجرد نخواهد بود ،بلكه در هر نشئه اى بدنى به همراه دارد .در حقيقت انسان هميشه تركيبى از روح و بدن است. البته در دنيا تركيبى از روح و بدن ما ّدى است ،ولى در برزخ و قيامت ،بدن او بدنى مناسب با همان نشئات و عوالم خواهد بود. • البته چنين نيست كه انسان داراى دو حقيقت اصيل باشد يكى روح و ديگرى بدن؛ بلكه انسان يك حقيقت بيش نيست و آن هم حقيقت روح است وبدن تابع اين حقيقت و فرع اين اصل است. • پس وقتى مرگ فرا مى رسد اصل ،يعنى روح ،بدن را رها مى كند و تعلّق و عُلقه ى خود را از بدن مى گيرد ،آن گاه بدن به عنوان يك شىء بى روح كم كم فرسوده مى شود و از بين مى رود]5[. آيا مرگ انسان ها و انتقال به جهان ديگر با همين جان دادن ظاهرى (ايست قلبى و )...محقّق مى شود يا پديده ى ديگرى است؟ • مرگ طبيعى كه در پزشكى اعالم مى شود با مرگ حقيقى فرق دارد .آنچه در علم پزشكى مرگ ناميده مى شود« ،ازكارافتادن قلب» و «از حركت افتادن جريان خون در بدن» است؛ و اين ممكن است براى بعضى به سرعت صورت پذيرد .چه بسيار گنهكاران و كافرانى كه قلبشان سريع تر از ديگران از كار افتاده است؛ امّا حقيقت مرگ و سختى جان دادن امر ديگرى است .مرگ حقيقى انتقال انسان از دنيا به برزخ است و اين براى كافران و گنهكاران به راحتى صورت نمى پذيرد آيا مرگ به عنوان يك قانون كلّى بر همه ى موجودات مادى حاكم است؟ • :در علم فيزيك ،اصلى به نام اصل دوم ترموديناميك مطرح است كه تا حدودى بر ختم جهان و فانى شدن آن داللت دارد .در اين اصل چنين آمده است: • جهان از نظم و ترتيب ،رو به بى نظمى و انهدام مى رود و روزى فرامى رسد كه حرارت تمام اجسام با يكديگر مساوى و برابر مى گردد ،درست شبيه ظروف به هم پيوسته ى مايعات كه به هنگام تفاوت سطوح داراى حركت و جنبش اند؛ اما آن گاه كه سطوح آنها برابر شد ،تمام آنها به سكون و آرامى مى گرايند .در حقيقت انتروپى (پيرى) عبارت است از نسبت نيروى غيرقابل استفاده به نيروى قابل استفاده .از اين جهت ،پيوسته رو به پيرى و يك نواختى مى رود و روزى خواهد آمد كه حالت بى تفاوتى بر سراسر عالم حكومت مى كند و جهان از ادامه ى حيات بازمانده و نظام آفرينش فرو خواهد ريخت]15[. • • • • • • اين اصل با آياتى كه مربوط به مقدمات قيامت است هماهنگى دارد. از ديدگاه قرآن ،نظام عالم اجل معينى دارد و پس از سپرى شدن آن ،عمر جهان نيز سپرى مى گردد و مرحله ى نوينى از آفرينش آغاز مى گردد]16[. پروردگار عالم مى فرمايد: ض َو ما َب ْي َنهُما ِإال ّ ِب ْال َح ِّق َو َأ َجل ُم َس ًّمى)؛[ ]17ما آسمان و زمين و (ما َخلَ ْق َنا السَّماوا ِ ت َو االَْرْ َ آنچه را ميان آنهاست ،مگر به حق و (براى) وقت معينى نيافريديم. ... عالمه طباطبايى(رحمه هللا) در ذيل آيه ى شريفه مى فرمايد: معناى آيه اين است كه ما عالم مشهود را با همه ى اجزاى آن ،چه آسمانى و چه زمينى، نيافريديم مگر به حق؛ يعنى داراى غايت و هدفى ثابت و نيز داراى اجلى معين كه وجودش از آن تجاوز نمى كند و چون داراى اجلى معين است قهراً در هنگام فرارسيدن آن اجل ،فانى مى شود و همين فانى شدنش هم هدف و غايتى ثابت دارد؛ پس بعد از اين عالم ،عالمى ديگر است كه عبارت است از عالم بقا و معاد موعود]18[. • • • • تا اين جا سخن درباره ى مرگ و فناى مجموعه ى جهان ما ّدى و فروريختن نظام آفرينش بود كه هم از بررسى هاى علمى و هم از آيات شريفه ى قرآن به خوبى استفاده مى شد؛ امّا درباره ى كليّت قانون مرگ براى انسان و استثناناپذيرى آن، آيات فراوانى به چشم مى خورد كه از صراحت ويژه اى برخوردارند ،به گونه اى كه اين امر از امور قطعى و يقينى قرآن كريم محسوب مى شود و هيچ گروه يا طايفه اى در اين امر اختالفى ندارد ]19[.آياتى از اين قبيل: ت)[]20؛ هر كسى مرگ را خواهد چشيد. ( ُك ُّل َن ْفس ذاِئ َق ُة ْال َم ْو ِ ك ْال ُخ ْل َد َأ َفِإنْ ِم َّ ون)؛[]21پيش از تو براى ت َف ُه ُم ْالخالِ ُد َ (و ما َج َع ْلنا لِ َب َشر ِمنْ َق ْبلِ َ َ هيچ انسانى جاودانگى قرار نداديم؛ پس آيا در صورتى كه تو مُردى ايشان جاودان خواهند بود؟! از مجموعه ى مطالب گفته شده نتيجه مى گيريم كه مرگ به عنوان قانونى عمومى بر تمام جهان و موجودات آن ،از جمله انسان حاكم است و استثنايى هم در كار نيست؛ البته كيفيت و چگونگى مرگ فرق مى كند؛ مرگ انسان به مفارقت روح از بدن ،ولى مرگ عالم و فانى شدن آن به منتهى شدن آن به قيامت است]22[. • تهیه کننده:عرفانه صادق نیای فرد

62,000 تومان