صفحه 1:
با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
صد ره به تو عذر جان فزای آوردم
گر عذر مرا نمی SHY مپذیر
من بندكى خويش به جای اوردم
رباعى .خاقانى
صفحه 2:
صفحه 3:
موضع تحقیق : واژه شناسی معمارى ايران ب
گرد اورننده :بهزاد پورهمدمی
استاد راهنما زمهندس س .طیاح
صفحه 4:
ja
Hy
اب ساییده شده باشد
ابساب
2s
:اجر تراش داده شده ای که با اجر دیگر
در
صفحه 5:
أجل jay بر:آجری که قبل از پخت به صورت
دلخواه شکل داده اند
صفحه 6:
صفحه 7:
صفحه 8:
آفتاب کور: قسمت رو به غرب
صفحه 9:
آهیانه: به معنی جمجمه, در گنبدهای دو پوسته,
,پوشش زیرین را گویند
3
صفحه 10:
صفحه 11:
صفحه 12:
شش گره : اندازه از نوک انگشت تا ارنج در معماری
به اندازه 40 سانتی متر
صفحه 13:
زاره:
راز
پایین دیو
استحکام بیشتر امودی از
ار
سنگ
3
sly
صفحه 14:
.ازج - ازغ: در معماری پوشش منحنی را گویند
صفحه 15:
I. : نقش ؟
سلیمی: نقش گردان یا انحنادار است
اسلدمی های
اسلیمی ها برکار (تصویر از تگارندگان)
صفحه 16:
استودان: حسم ۰ دان, جای نگهداری استخوان مردگان
.(در کیش زرتشتی ) مانتد آرامگاه:های تقش زستم فارس
صفحه 17:
اسپر: دیوار جدا کننده دیواری که میان دو پایه باربر میسازند بخشی از نمای
ساختمان که در پنجره نداشته باشد
صفحه 18:
صفحه 19:
صفحه 20:
صفحه 21:
اندود دیمه: اندودی است که از ae و خاكستر جو
al eno: away برای آب بندی بدنه ی ای و هام
د تس عد cating gy NE ۳3 كاملا صيقلى و
.سخت شوند
صفحه 22:
انگدان: بخشاب, تقسیم کنتده این eas wh S97
.که دز يشت سدها براى تقسيم اب می سازند
صفحه 23:
اوزیر افزیر: واداشتن, در معماری به معنی
صفحه 24:
.ایدری: مصالحی که از محل برداشته می شود
صفحه 25:
بادییچ - بادپروا : ترکهایی که جهت گرفتن باد در
.طاق ایجاد sae tom به بادكير هم أطلاق می گردد
صفحه 26:
برسویا برساو: اطراف چیزی را ساییدن, ساده
كردن: يرداخت كردن
صفحه 27:
بستو: نوعی قوس بیضی شکل استکه در ساخت کید استفاده
.«می شود و نسبت فاصله ی کانونی به دهانه ی آن ۴ به ۳ است
صفحه 28:
یوم آورد: از محل, حاصل خود محل, مصالح بوم
آورد یعنی مصالحی که از خود محل باشد
صفحه 29:
بیز :به معنای تاب است در معماری نوعی چفد (قوس) بیضی شکل
صفحه 30:
پادیاو: حیاط دوربسته ای که حوض یا جوی آب درمیان داشته
د, گودال باغچه( به فرانسوی پاسیو گفته می شود)
صفحه 31:
پاراستی: در معماری ایران چفت و طاق و گنبد را از wile
که نوی مس )68 Spots (pall dt Aly 855 8 neat ELAN
me ise تا شون ره
صفحه 32:
پاکار: جایی که طاق شروع می شود
اجزاى تاق
صفحه 33:
يالار: تير حمال یا چیزی که فرسب روی آن قرار می
أفتد
صفحه 34:
يتكانه: طاق بندى» طاقچه بندی, طاق های کوچکی
كه روى هم سوار مى شوند
صفحه 35:
7 5 عه a
یتکین: در خوزستان تونجه گویند. یعنی
ببش مى ايد ) ALS pS
صفحه 36:
2 : پشت بند, دیوار يا نیم طاقی که در پشت
te بای نگهداری آن بسازند
fs
RTI
صفحه 37:
پد جفت :تضاد تنوع کاری Sly oS برهم زدن قرینه و
یکنواختی انجام دهند پا جفت
صفحه 38:
صفحه 39:
پرورز: قاب» مرمر, تطیینات به صورت قاب بندى
مربع و مستطیل در نمای ساختمان
صفحه 40:
پرورزبندی: قاب بندی
صفحه 41:
5
منحنى
قو
وس Oo da
سو
و
رت نیم دا
سر
صفحه 42:
يشت بند: دیوار يا نیم طاقی كه در يشت ديوار يا
ساختمان به منظور استوار داشتن wl بسازند
صفحه 43:
پکفته پت کوفته :خشت يا سنگی که بطور عمودی در محلهای
خالی دیوار می چسبانند
صفحه 44:
پنام: عایق. دستمال و پارجه ای که موبدان در جلوی
.دهان خود می اویختند
صفحه 45:
oly ذر als يا ساختمان قسمت رو به آفقاب زا
گویند
صفحه 46:
پنجه پی: بیرون زدگی پی از دیوار
صفحه 47:
پنج اوهفت: پنج یعنی درگاه و او هفت یعنی
پوشاندن __
صفحه 48:
پوشش تخت: پوشش هایی که با استفاده از تیرهای چوبی
به صورت صاف زده می شود
صفحه 49:
ییمون: اندازه و مقیاس, اندازه های مشخص و معینی که در
طرح تکرار شود
صفحه 50:
پیزر؛ گیاهی شبیه نی, نی قلم
صفحه 51:
پیلک: ستونک باریک و کوچکی که سرسوک دو دیوار
قرار گیرد کاخ بیشاپور
صفحه 52:
پیس پیسه: موزاییک sb رنگی جهت تزیین
صفحه 53:
سیم ا 04 کیت شین ان فش
صفحه 54:
ثرکشی: ریسمان کشی
صفحه 55:
تونگان: پیش کرده. مقرنس های سرستون, مثل
سرستون sb عالی قاپو 9 چهل ستون اصفهان
صفحه 56:
تویزه: دندان های اصلی پوشش طاق , لنگه, قالب, قوسی
که با گچ و نی می سازند
صفحه 57:
تیغه: دیوار جدا کننده باریک
صفحه 58:
ر کش :رخنه ای در زار گنک وزیا = | 1
1 ر زیرکنگره بارو - سوراخی که در شٌ
تير فى اندازند
صفحه 59:
طاق با روش آجرچینی چپیله
صفحه 60:
چغد: چفت., قوس, طاق و قوس بالای درگاه
صفحه 61:
زنبیل: چفا به معنای تیه, کوه, بلند
بلندی و چغازنبیل به
معنی روی هم چیده شده است
صفحه 62:
جفت: قوس
صفحه 63:
چفت آویز: نوعی مقرنس که آویخته از سقف است
صفحه 64:
چکاد :ایوانها فاصله بین تیزه قوس تا رخبام
صفحه 65:
چلویا کرشک: کنگلومرا, ترکیبی از ماسه و روس
طبیعی که به صورت بتن درامده است
صفحه 66:
چمانه: نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی
بدست می آید
صفحه 67:
صفحه 68:
صفحه 69:
چهاربخش: نوعی پوشش که از تقاطع دو طاق آهنگ
صفحه 70:
صفحه 71:
خفت افتادن: پایین افتادن
صفحه 72:
خود: يوشش روييدن كي
صفحه 73:
خوانچه: تن اوه sly» oS sl دهانه های زار ی
صفحه 74:
خوانچه پوش: قطعات مختلف کاربندی که بین دو
تویزه را مییوشاند
صفحه 75:
خیاره: شیارهای روی ستون
صفحه 76:
خيز: نسبت افراز به دهانه ی قوس
اجزاى تاق
صفحه 77:
خیشخان: هواکش های روی پشت بام
صفحه 78:
فسنگر 56( گونتتگ, واساتمانی گقادر میا pel Gaps SEU
و در روستاهاً 3 تفرجگاهها می ساختندش
صفحه 79:
دوال: عنصری که بعد از کلاف بندی پای طاق ها برروی پنجره ها, جرزها و
بالای طاقچه ها باگچ وبا شکلی ساده که برجسته تر از دیوار است می
زند
صفحه 80:
رخبام: پیش آمدگی لبه ی بام
صفحه 81:
رگ چین: چیدن ساده ی آجر و سنگ و خشت لایه
لایه بر روی هم
صفحه 82:
رنگ بداقی: رنگ نزدیک به بنفش که از دوره ی
قاجاریه در کاشی سازی مرسوم بود
صفحه 83:
رودزن: بند وسدی که برای ذخیره ی آب در پیش
رودها بندند
صفحه 84:
رنگ بنفش مانند گل نگون ساررنگ نگون سار
صفحه 85:
صفحه 86:
روشندان: شبيه كلاه فرنگی است. عنصرى با شکلهای مختلف است
كه جهت نوركيرى به صورت عمودى بر روى طاق ها قرار مى كيرد
صفحه 87:
روغن منداب: روغنی sly oS جلوگیری از خوردگی
.«چوب به وسیله ی موریانه استفاده می شده است
صفحه 88:
ریگ بوم: بوم به معنی زمین است, زمین های
وس
صفحه 89:
زغره: پیلکی که دور چفت نیز می چرخد
صفحه 90:
صفحه 91:
زاز: توكس Fae وان طب ملاطق» كو ی به جای
.کاه در کاهگل استفاده می شود 5
صفحه 92:
ساخت: مصالح
صفحه 93:
صفحه 94:
سازو: طناب هایی لا وی
صفحه 95:
سبویی: _نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی به
دست می اند
صفحه 96:
صفحه 97:
1 a9 ن آوند: مکاز A
iol tigen هیا at ستون ]و قساف
صفحه 98:
ستون چهارپری: ستونی متشکل از چهار پیلک به
هم چسبیده
صفحه 99:
عه ارس ساس سس قم ا علب -
گاهی لعابدار هم هست
صفحه 100:
سفره خانه: اتاق پذیرایی, مثل سفره خانه کاخ
سروستان
صفحه 101:
سکنج: سه یعنی بیرون آمده, کنج بیرون آمده. شکلی
که از تقاطع دو طاق بوجود می اید
صفحه 102:
سنبوسه :درد کاربندی قسمت مثلثی بالای شاپرکها
است
صفحه 103:
سنگ پاک تراش: سنگی که خیلی تراشیده شده
باشد, ریزتراش و تقریبا صیقلی است
صفحه 104:
صفحه 105:
سوسنی:پاباریک لوزی که دو ضلع پایین آن بلندتر از
دوضلع بالا باشد
عل شكل لوزی حاسل از تقاطع توك بندها
صفحه 106:
سیمگل: ملاتی از ماسه و گل رس و اندکی as
نیمخوب است
صفحه 107:
شاپرک: يا سرمه دان, در کاربندی عنصری است که
sath Gl gale glia ga و خو تام بالا گیتاه تبر است
صفحه 108:
شاه تویزه: تویزه بزرگ
صفحه 109:
شش بند؛ ستاره تزیینی
بند شیرازی ) در گره ساز:
صفحه 110:
شفته: ترکیبی است از گردآهک شکفته ی آبخوار شده و گل
رس و ماسه که برای یکنواخت شدن زیر ساختمان در پی
.سازی بکار می رود
صفحه 111:
صفحه 112:
شکرسنگ: يا سنگ مهاء. سنگی است میان سنگ شيشه و سنگ
گچ و ریزه های آن به خرده های چینی شکسته می ماند
صفحه 113:
شنگه پا شنگرک: به معنى علم است» در معماری چوبهای کوچکی
است که به صورت عمودی در دیوار می گذارند تا خرپا را به آن ببندند.
تج کی كه بررروق أعوانة كنيد 5ط ابره ورخوة اند زيزع a Hen il
ستونى وسط أن ميله قرار ميدهند
Tt
صفحه 114:
Seay Saks سر کی yl کوگودرو جیوه كه رظانا به-خوررهن گیرد: دن محل
هایی که نیاز به طلاکاری داشتند اول شنگرف می کردند تا ورقه طلا به آن
بچسبد
۳ Hh viele ۲ ۳
صفحه 115:
صندوقه: حفره هایی که در داخل دیوار و يا با قرار
.دادن اجر بدست می wl
صفحه 116:
دیوار بالای پنجره پیش می
ox
افتاب کتر wk Glijle ایض
صفحه 117:
طتین؟ بعتی جادردرون معمارى اثاق بفنگ اسب کش و وسط سا ختمان
,قرار دازد و اطراف آن رادیگر فضاها می.گیوند, به آتاق دراز, نیز حی گوبند
صفحه 118:
صفحه 119:
فرش آهک: توعی:دوغاب با ماه فرع است که. دربعضی مناطف:
کویری جهت بیرون کشیدن شوره آجر استفاده ro شده است
صفحه 120:
فریز: تمامی نقشهای باریک اصلی افقی
صفحه 121:
phe ales مثل دوال ات یا از فرق كه در زیر
صفحه 122:
قواره: آجر و چوبی که جهت تزیینات به صورت
منحنی بریده شود
صفحه 123:
قوس تیزه دار: قوسهایی که در نوک آن تیزی دارد. تیزه
دار را جناغی نیز می گویند
صفحه 124:
Ow زه دار: قوس هایی که تیز
تیزه دار نیستند
صفحه 125:
قیرچارو: ملاتی است که به جای ماسه سیمان امروزی به
کار می گرفتند. به طور کلی ترکیبی است از: شیرآهک + JS
رس خالص+ کج نیم پخته ی نیم کوب+ ماسه دست ساز از
صفحه 126:
کاز:
طاق
‘
قوس
صفحه 127:
کاشی هفت رنگ: كاشى سفيد لعاب دار را نقاشی کرده آن
را داخل کوره S aso تسق وردر کان تتظیم می کردند
صفحه 128:
دعاب 5 می زنند وبه آن oes پوش بت با
صفحه 129:
وان؛ كاه كلى است که علاوه بر خاک رس
دارد که در تماتاری, به كار مى رود
۳۳ 1 ای i
۱
صفحه 130:
کبال: طنابی از کنف یا سیس خرما که برای بستن
تیر به ستون استفاده می شده است
صفحه 131:
کر =ogl كجاوه: يوشش بين دو تويزه که از هر دو
صفحه 132:
کلیل: یک نوع قوس کم خیز ایرانی بدون تیزه
صفحه 133:
كليل پارتی: کلیلی است که در دوره اشكانى زياد
.مورد استفاده بوده
صفحه 134:
کل آفرنگ: کلاه فرنگی, گنبد تاج مانند. طاق
واژگونه روزن دار, ساختمان ميان باغها
صفحه 135:
کلاوه: خانه sb روستایی در منطقه S كر ردستان و
I ربايجان غربى كه به صورت برجم بوده است
صفحه 136:
کمرپوش: پوششی که در کمر فضایی زده می شود
و آن را به دو طبقه تبدیل می کند
صفحه 137:
. کومش :منطقه سمنان دامغان
صفحه 138:
کوردر: درگاهی که بسته باشد, درگاه نما
صفحه 139:
صفحه 140:
صفحه 141:
{ISL oS we tS طاق می نشیند
صفحه 142:
گاورس: ماسه هایی که به اندازه داته S ارزن است
صفحه 143:
صفحه 144:
كج برى زبره: گچ بری که اطراف آن خیلی ساییده نشده باشد.
.مثل: کتیبه ea aKa
صفحه 145:
صفحه 146:
صفحه 147:
lain Sp as كج بری که بر روى كربا اس آهاردار
انجام می is رفته cul
صفحه 148:
nil een وا ‘te و روی Soi ely امف
0 5
۷
صفحه 149:
صفحه 150:
صفحه 151:
گز؛: واحد اندازه در ایران
tile:
صفحه 152:
VU برساو شده ای كه به صورت تى يا تکرار
شده باشد, موتیف
صفحه 153:
گل اخرا: گل قرمز رنگ برای رنگ سازی
صفحه 154:
گل انداز: نماسازی هایی که در آجرچینی است و در
کل نقش گلی را نشان می دهد
صفحه 155:
اسیاب شده
صفحه 156:
گل ریگ: آژندی است از ترکیب خاک رس و ریگ
دزوان كه براي اندوذ زير كج به كار مى برند
صفحه 157:
گنه i. re ©
صورت ترک ى ساخته مى شود 2
صفحه 158:
گنبد خاگی: خاگ به معنی ت ntl Hance گنبدی است که از
دوران بیزکند بوجود آید. متل ؟ گنبد تاج الملک مسجد اصفهان
صفحه 159:
صفحه 160:
گنبد کمبیزه : گنبدی که قاعده اش به جای دایره بیضی
باشد. مثل: مسجد حاج رجبغلی در تهران, امامزاده عبدالله و
عبیدالله دماوند, اما زید ورامین
صفحه 161:
گیر: جایی که تير در دیوار می نشیند
صفحه 162:
را رس رش يتاي"
rchigroup.coo.i
a
صفحه 163:
صفحه 164:
لونه: ترکیبی از نخاله ی گچ و خاک و ماسه است که
برای فرش کف استفاده می شود
صفحه 165:
صفحه 166:
مردگرد: غلامگردش, راهرویی که پیرامون بنا می
دد
صفحه 167:
مقصوره - گنبدخانه: قسمت اصلی مسجد است که محراب
در آن قرار دارد. در اصل فقط به محل محراب گفته می شود
صفحه 168:
معقلی: گر
شی و
مختلط کا
سازی
oa
صفحه 169:
صفحه 170:
نار: Bai’ پیازی و نیم کره
صفحه 171:
صفحه 172:
نال درگاه: چوب يا قوس پوشش سر درگاه
صفحه 173:
صفحه 174:
صفحه 175:
نقش برگ کنگری: نقش الهام گرفته شده از برگ کنگر,
نمونه آن در گنبدخانه مسجد جامع قزوین مشاهده می گردد
صفحه 176:
نگین: ان قلخ سازی آجری, قطعاتی از کاشی را به صورت
نگین و به صورت ساده استفاده می کردند که نمونه ای
بسیار زیبا از آن در برج اخنجان دیده می شود
صفحه 177:
نوش:
a وی
“ad yd
صفحه 178:
تهاليق: عتضعی با جیار gill که بدجای میل اوه
مى شده دنست
صفحه 179:
صفحه 180:
نهور: يرسيكتيو
صفحه 181:
واکوفته: برای نما دادن آجر با دو تخته دو طرف آن
ر صاف کرده, استفاده مى كرده اند
صفحه 182:
اپدته:گنبد خانه و عمارت اصلی
صفحه 183:
هره
Za
|
جری که
Hise: ay
نره
می كذ
ارند
صفحه 184:
صفحه 185:
هرزه بندى: بند
صفحه 186:
صفحه 187:
از منط
ار مبطعه
صفحه 188:
هشت وگیر: نوعی گره سازی تزیینی برجسته و فرو
رفته. هشتبرآمده گیرع گود. فرورفته
صفحه 189:
هلو چین: تاب -سهمی-قوس شکل نیمه تخمه مرغی- نوع معمول چفد در شما
ایران- تاق بار بر - نیم بیضی
صفحه 190:
هولی: ساختمان هایی که از سقف نور می گیرند
صفحه 191:
هور: طرح يا پروژه
صفحه 192:
صفحه 193:
صفحه 194:
منبع :سبک شناسی معماری ایرانی
GOOGLE.COM
صفحه 195:
پایان
تشكر از توجه شما