صفحه 1:
صفحه 2:
داستان اين رمان از اين قرار اسات كك:
رت پسری با سوار و تعصی لگرره dg همراه وزع خور
از شهرى به شهر ويل رلوج میلرر تا غزای رام هایش را فراه م کنر و
در ازای آن رآمری از پش مگوسفنران یکه به تاجران میفروشر
برست آورر وبهاتگرر یکنر,ساالو بسیار اهل مطالعه و خوائرن بور
طوربله تنها راه سرگرمی برای شکتاب فواثرن بور وی برای
آلوسفنران فور ه مکتاب مینواثر و معتقر بو رکه آنها متوبه میشوثر
صفحه 3:
به آن دفتر گر میلترسانتاگو در راه رفتن به پیش تابر یکه عاشق
رفترش شره است پنرین بار فوا بگنبی مرفون در مصر را میینر
بس به پیش زنی رمال میرور و زن رمال به او میلوی رکه بایر بروی
ca Jui زیرا فواب یکه ربره ای مقیقت دارر ور ازای این تعبير
.فوابت من از تو بفشی ا زکنهت را میفواهع
صفحه 4:
ow me 4 ۳ ۶ ۳ كر 1
پیش دفتر تاج رکه آثرا عشق فور مینراشت و Lal oly Sil
Posy susie ful .
واقعا مشخص بور له وجور «ارر يا نه!
Be ع 1 1
زر ميانة راه در میرانی مرری را دی رکه انلار او را از سالیان پیش
میشنافت با آن مرر صب تکرر و مرر او را به سم تنج A ely
ro ۳ had 4 1 of gh وه
پس سانتیالو لوسفنران فور را فروفت و راهش را لج لرر و عشفقش
لارا همانبا با گزاشت
صفحه 5:
در راه با مرری عرب آشنا شر به او اعتما دکرر و با آن وقتش را
گزرانر اما در آفر فهمی رکه نبایر به این زوری اعتمادگنر زیرا آن) مرر
تما رارایی پسرک پوبان را وزديرسائيالو از روی اپاری در آن ممل
باقی ماثر و بالا ی کوهی به مرت سه سال دربلور فروش یک رکرر و
٠..بولهايش را جم عكرر و براى بار روم راه يکویر شر
صفحه 6:
طولانی کير افتار رآنها با رفتری به نام فاطمه آشنا شر و فهمير عشق
هقی اش فاطبه است ته رفر هر
در آن زمان با فاطمه قرار ازرواج گزاشت و در ابترا فيال ميلرركه
فاطمه آ ن كنج معنوى است اما رر همان زمان بو ركه بااكيميالرى
4 آموفت و به وگفت ioe iB crn Salo ل
«به سفرت به مصر ارامه بره تا BLOT یابی
صفحه 7:
«زرانی جلوی 2 یمیالر از سانتیالو جرا
شر.
سانتيالو به تنهابى به سفر خور ارامه رار تا جاب ىله به ملا ن كنج (ملائى
له در فواب دیره بورارسیر و شروع به گنر نکر ولى پیزی یافت
Jb بور و خالى!
Pos 3
در همان هتلام سه راهن جلوی او را گرفتتر و يسرل را حسابى
«مبروح لررثر و هريه له همراهش بور را از او لرفتنر
صفحه 8:
a ۳ ۳ 4 و
توش در فواب در یش گلسایی( مشفصات Si Oly
سانتیگوگنبی ریره ۱ م اما يقي «ار مله آ كنج رروغين است و وبور
ola
سانتالو با اه سفت مهروح و امير بور به ذهنش رسي ركه اين نشانة
soap df” 14 ۳ 7 و
ريلرى است له خراوثر به او نشان) ميرهر آن هم gla) در همان
٠..جاييس تكله غوا ب كنج را ريره است»پس راهی آنبا شر
صفحه 9:
۳ نم ۳
در نهايت سانتيال وكنج را يافت و با فاطمه ازدوا جع لرر و درياف تكله
افسانة شنسی اش يه بوره و ررست به سمت آن قرم ورراشته
2
صفحه 10:
ا ان ی شفصی , یلانه وظيفه ارميان
ا a
است. همه ميز تنها يل هيز است و هنلامى له CFCS
; Ee x
ا لك لل Ce ROL yy eI Ey
صفحه 11:
:قاروا از
مسا مان له
كرود اول متربسى زبانا