روانشناسی و روانپزشکی

پاورپوینت روانشناسی زبان

صفحه 1:
روانشناسی زبان استاد سلامت

صفحه 2:
روانشناسی زبان انسان موجودی است اجتماعی؛ مدنی طبع می باشد و اين اجتماعی بودن وی ريشه در فطریاتش دارد. بطوری که روانشناسان معقتدند که انسان در موقع به دنیا آمدن سه غریزه را بصورت فطری با خود به این دنیا می آورد. )غریزه صیانت ذات: که کمک کننده به حفظ بقای فرد می باشد. ( مکیدن؛ آب ؛ غذا) .-غریزه ارتباطات : که عنصر کمک کننده به انسان برای برقراری ارتباط می باشد و احساسات و عواطف و هیجانات انسانی را نسبت به یکدیگر شکل میدهد. ( از سه ماهگی به بعد) مشخصاً از یکسالگی به بعد) غریزه جهت دهی: که کمک کننده به انسان برای هویت یابی فردی می باشد ( از کجا آمده ام ؛ آمدنم بحر چه بود).

صفحه 3:
ارتباط ‎٠‏ پس داشتن ارتباط یکی از ملزومات زندگی انسانی است و انسان ناگزیر به ارتباط می شود. ‏» در تعریف ارتباط دانشمندان علوم اجتماعی اظهار میدارند که: ارتباط جریانی است که یک فرستنده به یک گیرنده پیامهایی را از طریق سمیلها و نمادهای خاص ارائه می نماید, تا از آن طریق مقاصد و نیات خود را به فرد مقابل بفهماند با التقال بدهد.

صفحه 4:
‎sila‏ تباط مى اساسی که لازمه ارتب ‏ند متغيي تعريق ول شدم جل ‏باد به جشم مى خورد. ‏فرستنده ييام ‏گیرنده پیام ‎(ste:‏ 0 ‏با حساسات و عوا ‎as‏ اس ‏ات

صفحه 5:
حلقة بازخورد شکل ۰۱۲-۱ مدل ادراكى ارتباطات

صفحه 6:
انواع ارتباطات برای ارتباط دسته بندیهای گوناگونی بر می شمارند : ارتباط مستقیم در مقابل ارتباط غیر مستقیم ارتباط ارادی در مقابل ارتباط غیر ارادی ارتباط یک طرفه در مقابل ارتباط دو طرفه ارتباط رسمی در مقابل ارتباط غیر رسمی ارتباط زبانی در مقابل ارتباط غیر زبانی ارتباط زبانی : ارتباطی است که در آن یک فرستنده پیامهایی را از طریق عنصر زبان ( به صورت نوشتاری یا گویایی) به یک گیرنده انتقال میدهد.

صفحه 7:
انواع ارتباطات ارتباطات Communication y ۳ ‏ارتباطات ماشيني ارتباطات حيواني ارتباطات انساني‎ Human Animal achine to Machin, Communication Communication 6 ‌

صفحه 8:
انسان با ماشین ‎Human‏ ‎to Machine C.‏ X y Human Communication انسان با حیوان ‎Human‏ ‎to Animal C‏ ۳ انسان با انسان Human to Human C

صفحه 9:
انواع ارتباطات

صفحه 10:
زبان انسان و حیوان زبان یکی از بی نهایت توانایی هایی انسان است که انسان را از سایر حیوانات مجزا می سازد. و از طریق قدرت زبان شکل خاصی به زندگی خود می بخشد پیش از صحبت در مورد زبان انسان لازم است مطالب در مورد زبان حیوانات ذکر نمائیم. زبان در نزد حیوانات در شکل ضعیف خود وجود دارد منتها زبان آنها قابل مقایسه با زبان انسان نیست. بدین صورت که زبان حیوانات بصورت یک خصیصه فطری می باشد که در خدمت بقای نوع میباشد. و به صورت گیرندگی و فرستندگی عمل می نماید. برای مثال: زنبور عسل از طریق نوع خاصی از پرواز کردن ( پرواز توام با رقص ) به سایر زنبورها این پیام را مخابره مینماید. که به منبع غذایی دست يافته است و مهم اینکه فقط از بین حیوانات این زنبورها هستند که این پیام ارسال شده را می گیرند و به طرف منبع غذایی حرکت می نمایند

صفحه 11:
تفاوت زبان انسان و حیوان ۰ نقطه مشترک زبان انسانها و حیوانها در فرستندگی و گیرندگی می باشد اما تفاوت های که می توان برای آنها برشمرد بدین صورت است که : 0- زبان حیوانات غریزی و فطری است این در حالی است که زبان انسانها اکتسابی و قرار دادی است. 0- زبان حیوانات در خدمت بقای فرد ونوع است در حالیکه زبان انسانها در اثر نیاز و به خاطر آسان سازی ارتباط شکل گرفته است. - زبان حیوانات به دلیل فطری بودن ثابت مانده است و از گذشته تا به امروز تغییری در آن ایجاد نشده است در حالیکه زبان انسانها متغییر است دائما از سادگی به پیچیدگی و تکامل یافتن در حال تحول است.

صفحه 12:
: منشا زبان در انسانها دانشمندان امروزی دائما با این سنوال مشغولیت ذهنی دارند که زبان انسان ريشه و اساس و منشاتش چه بود. از کجا گرفته شده است. برای اکردن جواب این سنوال تحقیقات زیادی صورت گرفته است که این ‎Oley‏ را برروی حیوانات مختلف نوع های مختلف مخصوصا نوع پیشرفته و نخستین آنها آراگوتان انجام داده اند وهمچنین تعداد زیادی از تحفیقات بر روی قبایل ابتدایی در آفریقا و آمریکا انجام داده است که چرا که زبان آنها ساده و ابتدای می باشد از مجموعه تحقیقات انجام گرفته پنج دسته نظریه در مورد منشاء زبان بدست آمده است که به اختصار به آنها اشاره میشود

صفحه 13:
نظریه های منشاء زبان - نظریه تقلید از اصوات طبیعی: اين نظریه معتقد است که ريشه زبان انسان برخواسته از اصوات طبیعی محیطی میباشد بدین صورت که انسانها اصواتی که در محیط وجود دارند مثل صدای باد؛ صدای حرکت برگها؛ خش خش ؛ صدای آب؛ رعد و برق؛ و نظایر آن را گرفته و از آن تقلید کرده زبان را بوجود آورده اند. اين نظریه قابل قبول نیست با توجه به سه دلیل : بدلیل اینکه تعدادی اصوات خیلی محدود است ( بيست يا سى ) و اين تعداد اصوات محدود به هیچ وجه توجیه کننده غنای زبانی که در انسان وجود دارد نیست. چون در همه نقاط جهان این صداها مشترک و یکسان می باشد در آن صورت زیانها هم یکسان می شدند که در واقعیت اين جنين نيست و ماشاهد گونه های زبان هستیم. در مورد واژه های انتزاعی مثل ایثار؛ عشق؛ عدالت که نمود عمومی ندارند این نظریه توجیه کننده نیست.

صفحه 14:
نظریه های منشاء زبان منظریه ندایی:اين نظریه معتقد است که در موقعیت های هیجانی و احساسی به صورت انسان به صورت ناخودآگاه از خود اصواتی خارج می نمایند مثل آه؛ وای؛ آخ ... انسانها این اصوات را گرفته و گسترش داده اند و در نهایت زبان را شکل دادند اين نظریه هم به بدلیل سه نظریه بالا رد ميشود.

صفحه 15:
نظریه های منشاء زبان منظریه پژواک ( انعکاس طبیعی): اين نظریه معتقد است که درون انسانها یک تیروی ذاتی و فطری وجود دارد که موقع یک شنی خارجی در معرض این نیرو قرار میگیرد خودبخود در درون انسانها اين نیرو فعال میشود و برای آن شی بیرونی جدید یک نماد يا سمبل يا واژه تراشیده ميشود.اين نظریه هم غیرقابل قبول است: ۰ هنوز دانشمندان نتوانسته اند نیرویی را ثابت کنند. * در صورت وجود جایگاه آن غیرقابل پیش بینی و مسئله برانگیز است. ‎٠‏ اشاره شد كه اين نيرو ذاتی و فطری است وقتی نیرویی فطری می باشد در همه انسانها به یک شکل ظاهر میشود در ان صورت زبانها بدلیل انعکاس طبیعی نیرو یکسان میشدند که اين چنین نیست. ۰ واژه های انتزاعی که نمود بیرونی ندارند به مانند شیی یا اشیای واقعی ندارند که اين نیرو را فعال نمایند در آن صورت نه بوجود آمده اند.

صفحه 16:
نظریه های منشاء زبان © نظريه نمودارهای صوتی: اين نظریه معتقد است که نوع تلفظ و بیان کلمه به خودی خود اشاره به مصداق آن دارند. برای متال : برای اثبات این نظریه مطالعاتی انجام داده اند که به طور خلاصه اشاره میشود که به تعدادی از افراد اشکال را دادند و خواستند که این سه شکل را به سه واژه مرتبط سازند طلا؛ نقره ؛ آهن دیده شد که در سمبل سازی بالاتر از 600 درصد افراد شکل اول را آهن و شکل دوم را نقره و شکل سوم را طلا میتوانند سمبل سازی شود.

صفحه 17:
نظریه های منشاء زبان ۰ یا در تحقیقی دیگر دو کلمه بی معنی |۲۱۵1و ۲0۱ ارائه کردند اشاره کردند یکی از کلمات اشاره به میز بزرگ و دیگری به میز کوچک می باشد صددرصد افراد ‎mall‏ را میز بزرگ در نظر گرفتند و ‎Seely mill‏ کوچک در نظر گرفتند در توجیه علت رخدادها اين نوع بیان کلمات هست که باعث این پیوند میشود. بدین صورت که چون در بیان کلمه ۲0۱۱ دهان بیش ار حد باز میشود و هوا با شدت بیشتر خارج میشود و به تارهای صوتی بیشتر مرتعش میگردد لذا نشانگر اشاره به چیز بزرگ است در حالیکه در میان واژه || نیزمیزان بازشده دهان کمتر است فشار خروج هوا پایین است ارتعاش تارهای صوتی هم کم است. بدلیل استثتاهایی که وجود دارد اين نظریه غير قابل قبول است مثل كلمه ‎big ,small‏ .

صفحه 18:
نظریه های منشاء زبان نظریه حرکات و اشارات: اين نظریه معتقد است زبان انسانها بیش از کلامی شدن بصورت حرکات و اشارات بوده و کم کم در اثر نیاز حرکات و اشارات به تریج تبدیل به گفتار و کلام گردیده است. قابل قبول ترین است »- وقتی که به یک کشور بیگانه سفر می کنید زبان آنها را بلد نیستید در دسترس ترین وسیله ارتباط با آن افراد حرکات و اشارات است. ۰ 0. هر چقدر به جوامع ابتدایی تر مثل قبایل دور افتاده سیاهپوستان نزدیکتر ميشويم به لحاظ ( تمدن یا پیشرفت) مشاهده می کنیم که دربین آنها زبان حرکات و اشارات بیشتر میشود به اين دليل غناى واژگانی زبان آنان کمتر است لذا زبان حرکات و اشارات جبران کننده کمبود واژگان زبانی می باشد. ۰ 0 در زمان حاضر نیز ما در موقع صحبت كردن برای فهماندن بهتر مقاصد و منظور از احساس و عواطفمان تا حدی از زبان و حرکات و اشارات استفاده میکنیم. ۰ _نحوه تبدیل حرکات و اشارت به زبان گفتار: قابل قبول ترین توجیه در نحوه تبدیل شدن حرکات و اشارات به گفتار نظریه رفتارگراها می باشدکه آن را از طریق شرطی شدن کلاسیک تبیین و توصیف نمودند.

صفحه 19:
‎ees‏ ع ای :نظریه های رشد زبان ‏در مورد رشد زبان نظریه های گوناگونی وجود دارد ‏که هر کدام از آنها از نقطه نظر خاص رشد زبان را ‏مورد بررسی و توصیف و تبیین قرار داده اند که اشاره ‏كردن به همه آنها مقدور نمی باشد ولی به تعدادی از .نظریه های مشهور اشاره می شود

صفحه 20:
:نظربه های رشد زبا ۰ 1 نظریه یادگیریون یا رفتاركراها: ۶ این نظریه در اوایل قرن نوزدهم ارائه شده و در اواسط قرن نوزدهم شهرت و اوج گیری پیدا کرده بود که رفتارهای انسان را با توسل به قانون 5-] مورد بررسی قرار ميداده است و معتقد بوده انت كه هر رقتارئ كه از ماسر ميز ناشى از محيط و تحريكات محيطى مى باشد در مورد رشد زبان نيز طرفداران اين نطريه:عامل محيط را يكانه عامل شكل دهتده رشد زبان مین دائيم:در :صتحية از زبان بيشتر به رفتار كلامى تكيه دارد اين افراد در رشد زبان تربيت را در مقابل طبيعت قرار ميدهد يعنى نقش وراثت را در رشد زبان ناجيز انكاشته ويا انكار مى نمايند.از نظر طرفداران این متب ود زبان بدين صورت اتفاق مى افند که کودک اصواتی را از خود خارج می نمايد والدين اين اصوات را كرفته و نه كلماتى معتادارزى شبيه شازى هئ :تمايند و كودك را ترغيب و تشؤيق امي ‎sibs‏ ‏که اين کلمات را به ز, رند و با بیان آن از طرف کودک به او پاداش وتقویت ارائه مى نمايند و ‎sla hl‏ کلامی را برای کودک فراهم مى تمايند كه كودك از أنها تقليد نمأيند.

صفحه 21:
:نظریه های رشد زبان ایرادات نظریه یادگیریون : یس شین وتان ای توجهای پیش آن جیار ی توانش با تواناییهای پنهشی کودگ را که موثر در رشد زبان است تادیده می انگار: ©- صرف تقويت و تشويق به تنهايى توجيه کننده رشد زیانی کودک نیست چراکه در زبانی کودک فر: آید که ماهمه کلمات کودک را تقو & نیم پس خزانه نامحدود زبانی کودک چگونه شکل گرفته است؟ اگر تصور نمايیم که کلمات واژگان صرفا از طریق تقو اند بکار بردن شکل دستوری درست جملات در آن صورت دن حاليكه از سوى والدين شكل دستورى جملات تفويت دريافت ذ وقاعل رآ در جاى درست خود بكار ببرد در حاليكه كاربرى أنها را او نمى أموزد. كه كودك بعضى از كلمات را به زبان جارى ميسازد كه تاكنون ند که از آنها تقلید بیان چنین کلمانی دریافت نمی نمایند که بگویم و کر مات با هه ورتم ده اشد؟ ‎(SUK‏ ‏0 و كاريد...

صفحه 22:
به های رشد زبان نظريه نهادكراها: ۰ نهادگراها درست نقطه نظر مخالف یادگیریون را دارند و معتقدند كه در رشد زبان عوامل فطری و ذاتی و ژنتیکی موثر می باشد و طبیعت را در مقابل تربیت فرار میدهند و همچنین معتقدند که این توانایی فطری تا حدی برای رشد و پیشرفت نیاز به محیط دارند ولى محيط به هیچ وجه شکل دهنده زبان نمی توان بائد از جمله کسانی که طرندار این نظریه است نوام چامسکی میباشدکه ایشان برای رشد زبان معتقد به مکانیسم فطری زبان است بدین صورت که او معتقد است کودکا امن مشخصي ( مرحله غان و غوني ) توانايى شكل دهى زيان را ندارند چرا که هنوز به رسش مغزی نرسیده اند و از یکسالگی بصورت ذاتی و رسشی یک مرحله حساس زبانی قادر به شکل دهی زبان شد زبان در او ایجاد میشود اما اگر به هر دلیلی فرصت يا توانایی یادگیری زبان را پیدا نکرد در سنین بالاتر از مرحله یاد شده به دليل از بين رفتن دوره حساس زبانی قادر به یادگیری نخواهد. روند شكل كيرى زبان در / دوره حساس زمانى يا زيانى بدين صورت است كه دراثر تقويت ‏ * تعدادی از واژه ها را مى آموزند و با آموختن آنها خود كودك از يك زاييده كرامرى استفاده ميكند و به رشّد سريع زبان کمک می نماید. چامسکی معتقد است كه در اين دوره حساس زبانى ما كودك را در هر فرهنك زبانى قرار دهيم به راحتى زبان آن قوم يا ملت را خواهد آموخت اما اگر دوره حساس زبانی

صفحه 23:
نظر یه های رشب زبان: ادامه نظریه نهادگرایانه ۰ اما اگر دوره حساس زبانی تمام شود و زبان در کودک شکل نگیرد در سنین بالاتر شکل گیری زبان مشکل تر و ناقص تر و در بعضی مواقع غیر ممکن خواهد بود. از نظر چا همه زبانها چون ر؛ و فطری دارد شباهتهایی با هم دارند بدین صورت که انسانها با استفاده از مشترکات زبانی خود را در مناطق مختلف تحت تاثیر محیط های متفاوت آن را به شکل های مختلف پرورش داده اند او معتقد به روساخت یا کلید زبانها می باشد یکی روساخت و دیگری زیر ساخت روساخت همان شکل ظاهری زبان می باشد که چون تحت تاثیر محیط های مختلف شکل گرفته در اکثر زبانها با هم متفاوت هستند. دیگری زیر ساخت می باشد که سازنده پنهان زبانها می باشد که معمولا در اکثر زبانها مشترک می باشند برای مثال او معتقد است که اگر زیانها را بررسی کنیم در اولین قشر تجزیه و تحلیل آن ( زبان ) به عناصر مشترک به نام کلمه برسیم. اگر کلمه ها را بشکافیم دز قشن دوم بااواژ کت ها روبرو خواهیم شذ که از چند واچ یا هجا تشکیل شده اند. که این واج ها نیز در تجزیه و تحلیل بعدی یا عمقی مشخص می شود که از مصوتها یا صامت هاشكل مى كيرد

صفحه 24:
نظریه های رشد زبان: ادامه نظریه نهادگرایانه ۰ ایشان همچنین در توجیه فطری بودن زبان به همگانی های رشد زبانی و توالی هاى رشد بانى آستناد ميكند منظور از همكانى هاى رشد زيان ظاهر شده ویژگیهای زبانی در سنین در همه انسانها میباشد برای مثال در همه انسانها غان غون چهار ريش هشت ام ؛ واژک 0 ماهگی؛ واژه یکسالگی دو کلمه ای؛ 0 ماهگی ... ظا شود و منظور از توالی مراحل زبان با رشد زبانی اين است که مراحل ت مشخصی ظاهر میشوند و جای آنهاً با یکدی نمی کند یا عوض نمی شود. در تایید نظریه چامسکی چندی بیش یک دختر ‎oe) os 9‏ آنجلوس پیدا گردید پدر و مادر بدلیل بیماری روانی که داشتند ‏نوزاد را از زمان تولد تا 5) سالگی در محیطی تاریک و بسته زندانی کرده و ‏اجازه ظاهر شدن او در داخل جمع فراگیری زبان را به او نداده بودند پس از بيدا ‏شدن او وقتی سعی شد که به او زبان یاد داده شود دیده شد که شکل گیری زبان در ‏او با مشکلاتی همراه است و به رغم یادگیری زبان با سرعت کمتر به هيج و. ‏ميزان رشد زبانى او به اندازه افراد يا انسانهاى طبيعى نكرديده و در شكل بيان و ‏خزانه لغات رشد يافتكى بايين ترى نسبت به سایر انسانها داشت ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

صفحه 25:
نظریه های رشد زبان: ادامه نظریه نهادگرایانه * فردی دیگری که او نیز طرفدار نظریه نهادگرایانه هست لته برگ میباشند او نیز در مورد زبان معتقد به دوره حساس زبانی می باشد که آن را از 40 ماهگی تا بلوغ تصور می نماید او معتقد است که زبان ريشه فطری و مغزی دارد پدین صورت که مغز ما دارای دو نیمکره است که اين دو نیمکره تا 40 ‎Bale‏ ‏تخصص یافتگی مشخصی ندارد.ولی بعد از 0 ماهگی بصورت تخصصی تری عمل می نماید و نیمکره چپ مسئول یادگیری زبان میباشد و نیمکره راست کاررهای تخصصی چون اعمالی چون فضایی و هندسی و مکانیکی را به عهده می كيرد و تا بلوغ این تخصص بودن ادامه دارد. آگر کودک در این دوره زبان را یلا نگیرد بدليل اينكه در سنین بالاتر از بلوغ نیمکره چپ کارهای تخصصی دیگری را به عهده می گیرد رشد زبان یا فراگیری زبان دشوار میگردد اگر درسنین پایین تر از بلوغ نیمکره چپ دچار مشکل گردد و آسیبی به آن وارد شود که منجر به اختلالات زبانی میشود چون هنوز دوره حساس زبانی به پایان نرسیده احتمال دارد مشکل زبانی ایجاد شده مرتفع گردد و اگر بعد از بلوغ مشکلات زبانی به دلیل آسیب به نیمکره چپ ایجاد شود جبران آن ناممکن خواهد بود.

صفحه 26:
نظریه های رشد زبان منظریه شناخت گرایی: نظریه شناختی گراها در مورد رشد زبان اعتقاد به نوع نهادگرایانه مشخصی در زبان دارند یعنی معنقدند که زبان فطری» فطری نیست بلکه در مورد رشد زبان تحت تاثیر استعداد های مختلف انگیزشی شناختی پردازش اطلاعاتی و خلاقیتی میباشد. یعنی محرکات کلامی که از محیط به ذهن کودک می رسد تحت تاثیر انگیزشها و پردازشهای مختلف و شناخت هاي مختلف منجر به رشد توانایبهای کلامی می گردند و کودک در بادگیری زیان تحت تقیر محیط ارگانیسم بصورت فعال در رشد زبان عمل می نماید یکی از شناخت گراهای تاثیر گذار در اين نظریه پیاژه می باشد او در مورد رشد زبان از مراحل رشد شناختی کمک می گیرد و معتقداست که رشد زبان تحت تأثیر مراحل شناختی کودک می باشد

صفحه 27:
نظریه های رشد زبان: ادامه نظریه شناختی و فرد دیگری که در اين زمینه تاثیر گذار است آقای وان اسلوبین می باشد او در مورد رشد زبان مطالعات بی شماری که در کشورهای مختلف انجام داده و به اين نتیجه رسیده است که در همه زبانها کودکان از اصول ذهنی مشخصی در رشد زبان کمک می گیرند که چند مورد از .این اصل ها ی مورد استفاده اشاره میشود

صفحه 28:
لجق اوستونده در زبان ف مطالعات نشان مى دهدكه جون ترك زبانها كلمات بايانيشان قيد ميباشد تحت تاثير اصل ياد شده شناختشان نیت به ارس زیت درز نه ضمایر اشاره و قیودبيشتر از فارس زبان ها هستند و مطالعات نشان 5 ] نسبت به ترك زبانها تواناتر ع- اصل دوم: به ترتیب کلمات دقت بکن. تحت تاثیر اصل ذهنی است که علیرغم تقویت و تشویق کودکان قادر به یادگیری جایگاه صحیح لمات در جمله هستندیعنی می توانند به ‎ata‏ فعل و فاط مفعول را در جمله بکار برند. : در مورد قواعد استثنا قايل نشوند فعل امر است يعنى وقتى كودكان قاعده اى را در زبان 1 اى أنان استثناء قايل نشوند لذابه همین خاطر است که

صفحه 29:
عوامل موثر بر رشد زبان: رشد زبان انساني تحت تاثیر عوامل گوناگون نظیر رشد جسمي؛ عقلي؛ اجتماعي؛ عاطفي؛ شخصيتي؛ جنسیتی؛ و عوامل دیگر قرار مي گیرد که براثر تاثیر گذاري هر یک از این عوامل رشد زبان يا سرعت مي گیرد يا اینکه دچار تاخیر و اختلال مي گردد ودر ذیل به چند مورد از عوامل تاثیر گذار اشاره می تمایدد.

صفحه 30:
ءرشد حسمی 1 مطالعات نشان می دهد که تغذیه؛ بهداشت؛ قوای حسی سالم درکنار فعالیت های بدنی و جنبشی تاثیر گذار بر روی زبان میباشدبه عبارت ساده تر هر چقدر فرد به لحاظ بهداشت عمومی در وضعیت مطلوبتر و سالمتری قرار گیرد رشد کلامی او سرعت بیشتری به خود می گیرد مطالعات نشان میدهد که کودکانی که تغذیه مناسب دارند توجه و تمرکز دارند فعالیت بدنی و جسمی دارند و دائما از اطرافیان خود سئوالهای زیادی می نمایند نسبت به کودکانی که بی حال و سست می باشد کم تمرکز می بانشند و هچنین نسبت به کودکانی که فعالیت جنبیش بدنی کمتری دارند به لحاظ رشد زبانی سرعت بیشتری دارند مخصوصا سه دستگاه حسی بدن؛ شنوایی؛ بینایی؛ و گویایی به لحاظ ارگانیسمی دستگاههای تاثیر گذاری می باشند که میتواند رشد سمعی زبان یا بصری زبان را بالا و پایین کند

صفحه 31:
ارشد عقلی -2 اگر هوش را یه معنی معنای قدرت دریافت و فهم و پدیده ها در نظر بگیریم ۰ و تواناییهای ذهنی چون ادراک؛ احساس؛ بازشناسی ؛ توجه؛ تمرکز؛ پازیابی: بادآوری! رأ جز عناصر هو نمائیم می توانیم ادعا نماییم كه در رشد زبانٍ و درك فهم و حفظ ‎bis‏ كيد آرم ل ياد آوری سمبلهای زباني 0 تاثیر ا ار تلبثير دارد مطالعات نشان متدهد که کودکانی که رشد عفلی و يا رشد هوش با یی دارند و در آموختن زبان حداقل چهار بع ماه از كودكان عادى بيد زباني دإرند و كودكان عشب ماندم بم ظ هوشی و ‎clic‏ نند تا چهار يا پیشتر از اين عقب افتادگی زبانی به لحاظ مقياس سال دائكه باشند. تأنیر هوش در مزع رشد زبان مخصوصا أز سنين ‎BUD‏ سالافى كاملا محسوس مى باد جراكه به لحا رشد به پایان دو سا كودك به مرحله شهودى مى رسد كه ويذكى أين تفعر شهردی اين است دک قادر میشود تصویر اشیاء و بدیده و سمبل ها را در ذهن خود ذ دارد ر ‎ea tee ur‏ اكر كودكى عقب ماندكي هوش يا عقب ماندكي رشد عقلى داشته باشد اين درسنین یاد شده 6 ظاهر نمى شود و كودكان عادى به لحاظ رشد .زبانى عقب مى افتد

صفحه 32:
‎Sy? ۳ ۰‏ . + ۲1 انواع عقب ماندگی های هوش و تاثیر آن برروی ‎whee 8‏ رشد زبان عقب مانده های عمیق(06 - 0)) :- پاین تر از سال به لحاظ تخیل ؛ قدرت اننقاد و شکل گیری زبان شکل نمی گیرد اختلال کامل دارند زبان شکل .نميكيرد عقب مانده های شدید( 60 - ©©) :رشد يافتكى عقلى( 6 - 6 ) زبان تا اندازه اى شكل مى كيرد ولى به لحاظ استفاده از زبان در استدلان و انتقاد و خلاقيت و قضاوت دجار مشكل هستند و خزانه واژگانی آنان ناچیز است در كنار تاخير در رشد زبانى اختلالات مختلف زبانى نيز امكان دارد دارا باشد مثلا اختلال لكنت زبان؛ آفازى؛ يرسش زبانى؛ اختلال خواندن و يادكيرى.

صفحه 33:
۲1 + . Sy? ‏َه‎ ۰ انواع عقب ماندگی های هوش و تاثیر آن برروی ‎es‏ و رشد زبان ۰ عقب ماندكى متوسط (0©-(0*0:رشد يافتكى عقلى به اندازه كودكان ©- نم ساله می باشند به لحاظ زبانی این کودکان دچار تاخیر در رشد زباني می باشند هر رقند زيانی منجر به مشکلات ازتباطی تراى أنها ميكرحد كد اين مقوله در كنار يايين بودن خزانه لغات امکان دارد منجر به گوشه گیری و مشکلات عاطفی و روانی برای کودک شود به لحاظ ابداع و استدلال و قضاوت نیز این کودکان با مشکل روبرو می باشند. ۰ عقب مانده خفیف: 220 - ‎GO‏ رشد یافتگی اندازه یک فرد 00 6 ساله می باشد این کودکان نا مرحله مدرسه رفتن امکان دارد عقب ماندگی هرشیشان پذهان بماند با مشخص نشود اما با ورود به مدرسه مشکلات زبانی آنها به لحاظ خواندن و نوشتن مشخص میگرد كه اين مشکلات خواندن و نوشتن باعث میگردد که صرفا بتوانند در پایان ابتدایی به تحصیل ادامه دهند و کشش ذهنی بالاتر برای تحصیل بالاتر را نداشته باشند که اين افراد مرحله انتزاعی نمی رسند میتوانند از تفکر قیاسی استفاده کنند و اين افراد نمیکنند. بطورى كه اين تا.

صفحه 34:
3 یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار در رشد زبان جنسیت فرد می باشد مطالعات نشان میدهد که کودکان با جنسیتهای متفاوت تآ دو سالگي تفاوت هاى محسوس زباني با هم ندارند بعد از دو سالگی تا چهار پنج سالگی رشد یأفتگی دخثران در زبان نسبت به پسران بالاتر می باشد و آنها از قدرت درک کلامی و سیالی لامي بالاتر برخوردارند آما بعد از 0 سالگی پسران بر . دخترآن پیشی می گیرند این برتری خود را تا نوجوانی حفظ می نمایند بعد از آن مجدا تفاوت جنسیتی در رشد زبان ناچیز می شود. ولی تفاوت های زياني در دو جنس آیجاد میشود بدین صورت که دختران در بزرکسالی معمولا ازسیالی و رواد کلامی بالایی برخوردار میشوند نسبت به پسران آين در حللی هی که پسران در درک کلامی نسبت به دخترآن برتری کسب می

صفحه 35:
4- رشد اجتماعى 9 عاطفی: ‎٠‏ محیط اجتماعی و عاطفی که کودک در آن بدنیا آمده و بزرگ شده تربیت می پذیرد میتواند به عنوان یکی از عوامل موثر در رشد زبان باشد بدین صورت که اگر محیط زندگی کودک عاری از فشارهای روانی و اضطراب و استرس و آشفتگی باشد و به زبان ساده کودک تعادل روانی داشته باشد می تواند به رشد بهینه زبان کمک کند اما اگر عوامل استرس زا و فشار زا درپیرآمون فرد زندگی وی را تحت تاثیر قرار دهد اين استرس و فشارها میتواند شکل های مختلفی از اختلالات زبانی را نظیر لکنت زبان؛ مقطع گویی ( تکه تکه گوبی) و اختلالات یادگیری را در کودکان ایجاد نمود که اگر محیط عاطفی فرد تغییر داده شود یعنی اضطراب؛ افسردگی و استرسها؛ از بين برده شود معمولا اختلالات یاد شده برطرف میگردند.

صفحه 36:
خانواده - 5 ‎ang as sponges, scien as 8‏ ورا و امکانات مادی و معنوی که خانواده برای کودک قراهم می آورد تثیر گذار بر رشد زبان مي باشذ و از طرف ديكر در شكل كيرى زيان اين والدين و خانواده ميباششد كه در قم اول از طریق ‎Gu‏ ‏و تقويت و اصوات كودك را به وأز » هاى معنا دار شبيه مى تمايد و ب يان أن أ زيان كودك براى او تقويت آرائه می نماید و همچنین خود صحبت می نمایند و کودک از آنها تقلید و | بردارى مى ثماياد مطائعات نشان ميذهد خانواده هبي كه كودكان خود را ببشتر تقويث لزباني مى تماند و با ألها أز نوزادى صحيت مى تمايند نسيث به كودكان ديكر رشد زبانى و ‎CSch‏ ‎la pn sa ly‏ ای که توا دای تک فرزند ‎ME art‏ در رشد زبانی به تعامل زيادى كه والدين با أو برقرار مى نماد پیشرفته تر هسنند عامل دیگری که خاتوده " كتير .كار در رد زيان خسيت و ‎oe 2s‏ ره ‎ee‏ ركد خرائشن و نوكن و ليد ‎ya ts‏ كاارد و عامل دو زياكى ميداشد بدين صورت كه كردكان دو زبانه كودكنى هستند كه در ‎J 5‏ آموزش زیان مجبور به آمرزش دو بان متفاوت مى باشند كه معمولا يكى از أنها زبان رسمی ى زبان مادرى كه معمولا در خائوادم تعلم مى ‎stn SES‏ مطائعات نان ميدهد كد كودكان دو زبانه معمولا در شروع تحصيلات با مشكلات عديده اى دست به كريبان ميشود كه باعث ميشود که در خوائدن و نوشتن دجار مشكل شوند و بيشرفت تحصيلى آنان نسيث به تک زبانه ها کتر شود در مقابل مطالعات ديكر نشان مى دهد كه كودكان دو زبانه به لحاظ رشد شناختی و هوشی و درك کی ‎PREG ee ole se a Gy See Aa‏ زيانه در شروع تحصيلى ناشى از آن باشد در زماني ‎4S‏ أمابكى شئاختيو عاطفي اطفی بالایی تسبت به و دوش زب سرب ره مور که دیق ید إند كه بيرامون أن آمادكى شناختی و درکی کمتری دارند

صفحه 37:
6- مدرسه و اجتماع : ۰ بعد از خانواده عامل دیگری که تاثیر گذار در رشد زبان می باشد مدرسه و اجتماع می باشد که الگوی بارز مدرسه معلم است لذا هر چقدر معلم در تدریس دارای انگیزش بالا؛ خلاقیت بالا؛ و صبر و حوصله بالا باشد به همان مقدار در رشد کلامی کودک می تواند تاثیر گذار باشد و از طرف دیگر مدرسه با فراهم آوردن محیطی که در آن کودکان همسن می باشند امکان تعامل همسالان رابیشتر می نماید و از این طريق نيز به رشد زبانی کودک کمک می نماید اجتماع یعنی دوستان و آشنایان و همسایگان و کلیه انسانهایی که ما با آنها برخورد می نماییم نیز به شکلی دیگر تاثیر گذار در رشد زبانی میباشد.

صفحه 38:
کلمه ۰ بررسی ساختار زبان ( کلمه ) : در مباحث قبلی اشاره کردیم چامسکی معتقد است زبان یک زیر ساخت و روساخت دارد. در بررسی زیر ساخت اشاره کردیم که زیر ساخت اکثر زبانها یکسان می باشد بدین صورت که وقتی که زبانها را در قشر اول مورد بررسی قرار می دهیم به کلمه میرسیم کلمه مهمترین عنصر زبان می باشد که از طریق آنها جملات ساخته میشود و ارتباط برقرار می گردد پس پی می بریم که کلمه عنصر اصلی زبان بوده و بايد کلمه را به لحاظ ساختار و مبانی وظایف در زبان مورد بررسی قرار داد وقتی که کلمه را در داخل جمله و زبان مورد بررسی قرار می دهیم مشخص میشود که یکی از چهار نقش زير را برعهده بگیرد:

صفحه 39:
۰ - یا نقش اسم دارد که در آن صورت به شیی یا مصداقی دلالت میکند مثل کیف؛ پنجره؛ صندلی ؛ علی... ۰ .و یا نقش صفت را می پذیرد که در آن صورت معمولا توضیح دهنده یک اسم یا خصوصیات می باشد مثل : چرمی؛ قرمز ؛ قشنگ؛ تمیز. ۰ 0 نشان دهنده یک عملکرد یا نقش فعل را برعهده دارد که در این صورت عملکردی را توضیح میدهد . مثل آمدن ؛ رفتن؛ خوردن؛ بردن ؛ خوابیدن. ۰ 4 و یا نقش رابطه دارند ضمایر دارند پیوند دهنده ‎GUUS‏ هستند از » در » باه و ...

صفحه 40:
پس مشخص شد کلمات تقش های متفاوت را در داخل زبان ایفا میکنند حال این سنوال پیش مى ايد كه آيا كلمات صرفا به یک مصداق اشاره دارند و پا اينکه یک کلمه می تواندمعنا ومصداق های گونلگون به خود بگیرد در پاسخ این سئوال میتوان گفت که کلمات قادر هستند مصداق هایی و معناهای مختلف به خود بگیرند که آنها را میتوان در دو دسته تقسیم کرد 4 حوزه معنایی کلمات 0 حوزه مقوله ای ( مفهومی )

صفحه 41:
1- حوزه معنايى كلمات ‎٠‏ الفسخاصيت هم آوايى: ‎٠»‏ در داخل زبان ديده شده است كه بعضى از كلماتى به رغم تلفظ يكسان و داشتن آواها و حروف يكسان به معانى متفاوت دلالت مى نمايد كه به اين كلمات هم آوا كفته ميشود يس به زبان ساده كلمات هم آوا كلماتى هستند كه به رغم داشتن حروف و تلفظ آواهای یکسان مصداق هاى متفاوت دارند و ما از روى شكل و نوع تلفظ و موقعيت بيان و جايكاه آن در جمله يى به مصداق هاى متفاوت آن هم مى بريم ‎٠‏ مثل شير

صفحه 42:
حوزه معنايى كلمات ‎٠‏ ب)خاصيت هم خوانى : هميشه جند معنايى كلمات صرفا از طريق يكسان بودن حروف و تلفظ كلمات نيست بلكه در بعضى مواقع جند معنايى ناشى از خاصيت هاى ديكر است نظير هم خوانى منظور از هم خوانى كلمات اين است كلمات معمولا در كنار معنى صريح و ارجاع خود دامنه اى از معناهاى شبي به معنى اصلی را به ذهن می آورد که معمولا ناخود آگاه به ذهن آورده ميشوند خاصیت ذهن این است که معنی واقعی و ارجاعی و صریح را نگه می دارد و معناهای شبیه به معنی اصلی را بازداری می نماید لذا ما فقط به معنی اصلی و صریح کلمه پی میبریم این کلمات شبیه به معنی اصلی را درکنار معنی واقعی به ذهن می آیند کلمات هم خوان می گویند. مثل باغ ‏۰ باغ [ درخت؛ میوه؛ پرنده؛ باغبان؛ سبزی؛ رودخانه؛ ...) ‎

صفحه 43:
: خاصیت هم خوانی * در بعضی مواقع ذهن ما به دلایل نامشخصی امکان دارد برعکس عمل نماید. بدین صورت که معانی شبیه به معانی اصلی را در ذهن نگهداری می نماید و معنی اصلی را بازداری نماید که در اصطلاح عامیانه نوک زبانی یا توک زبانی می گویند که اين مفهوم توسط ویگوتسکی در زبان توضیح داده شده است و مورد بررسی قرار گرفته است.

صفحه 44:
2- حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) * در داخل حوزه مقوله ای کلمات دو خاصیت ۰ الف) تعمیم پذیری ۰ ب) تجرید پذیری * قابل بررسی می باشد که از طریق این خاصیت ها چند معنایی کلمات امکان پذیری می گردد .

صفحه 45:
2- حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) ۰ الف) خاصیت تعمیم پذیری: » منظور از خاصیت تعمیم پذیری این است که کلمه معمولا وقتی به ذهن سپرده مشود خاصیت مفهومی به خود می گیرد وقتی خاصیت مفهومی به خود گرفت این مفهوم معمولا از طریق ویژگیهای از سایر کلمات مشخص میگردند ویژگیهای مفهومی کلمه باعث میگردد که همه مصادیق واقعی آن کلمه که در دنیای واقعی وجود دارند در زیر مجموعه آن مفهوم قرار گیرد یا به عبارت ساده تر مفهوم به همه مصداق های واقعی کلمه در دنیا تعمیم داده شود( میز را یک مفهوم می کنید در ذهن ) اين میز همه میزهای دنیا را شامل میشود. * میز پلاستیکی ؛ میز چوبی ؛ میز فلزی, ۶ میزفلزی سه پایه؛ چهار پاید...

صفحه 46:
2- حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) ۶ ب) خاصیت تجرید پذیری: ‎٠‏ ویژگی بر عکس با تعمیم پذیری است بدین صورت که زبان شناسان اعنقاد دارند که اگر ما یک کلمه را مورد بررسى نماييم و اساس و بن و ريشه أن را بيدا كنيم و به معنى و مفهوم أن يى ببريم از طريق شناخت ريشه آن كلمه و تجريد كردن آن كلمه مى توانيم كلمه هايى را كه ريشه و بن از اين كلمه را دارند نيز بشناسيم و به معنى آنها يى ببريم

صفحه 47:
2- حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) ۰ خاصیت تجرید پذیری: ‎٠‏ مثلا کلمه پوشش : آن را تجرید کنیم و ريشه ان را پیدا کنیم ريشه اين ميشود اگر مفهوم آن را بدانیم ( آنچه که روی چیزی گسترده میشود) کلماتی که به نوعی ريشه از این کلمات دارند يا زیر مجموعه ای از اين ها هستند رامی توانیم بشناسیم زیرپوش ؛ روپوش روی چیزی را می گیرد. سرپوش؛ تن پوش ؛ پاپوش؛ پوشاک ؛ کف پوش به این خاصیت کلمه تجرید پذیری می گویند خاصیت تعمیم پذیری کلمه باعث میشود که کلمات تبدیل به یک واحد اندیشه بشوند و از طریق آنها ما بیندیشیم و تفکر کنیم خاصیت تجرید پذیری کلمه باعث میشود کلمات تبدیل به یک وسیله ارتباطی شوند ‎

صفحه 48:
ظرفیت پذیری کلمات: ‎٠‏ چند معنایی کلمات علاوه بر صورت پذیرفتن از حوزه معنایی کلمات و حوزه مقوله ای کلمات از طریق ظرفیت پذیری ‎LAS‏ ‏نیز قابل انجام است ‏»* ظرفیت پذیری بدین صورت که بعضی از کلمات هستند که وقتی آنها را تلفظ می نمائیم به خود خودی دارای معنی مستقل هستند و برای کامل شدن معنی شان نیاز به کلمه دیگری ندارند و ذهن منتظر برای تلفظ کلمه دیگر و برای تکمیل معنی آنها نیست به اين کلمات کلمات بی ظرفیت گفته میشوند مثل اسامی علی»ءحسن و... و بعضی از افعال معلوم ( آمدم )

صفحه 49:
*ظرفیت پذیری کلمات در مقابل بعضی از کلمات هستند که به خودی خود معنی آنها کامل نیست و برای کامل شدن معنایشان نیاز به کلمه دیگر دارد متل صفات: چرمی ذهن یک چیز میخواهد که کیف چرمی به اين کلمات کلمات ظرفیت پذیر گفته میشود یا افعال متعدی رفتند. خوردند. چه چیری را خوردند؟ ظرفیت پذیری کلمات با همدیگر متفاوت هست بعضی ها تک ظرفیتی بعضیها دو ظرفیتی بعضی ها سه ظرفیتی و بعضی ها بیشتر. تک ظرفیتی با آوردن یک کلمه کامل شوند معنی کامل میشوند با آمدن آنها ذهن منتظر لمه دیگری نمی ماند با آوردن دو کلمه نفرت یک ظرفیتی است. شکافتن دو ظرفیت با چه چیزی؟ با چی؟ چاقو بوسیله چه کسی. سه ظرفیتی خریدن چه چیزی را؟ از چه کسی ؟به چه قیمتی؟ امانت دادن چهار ظرفیتی است چه چیزی را؟ کتاب. به چه کسی؟ به چه مدت ؟به چه کسی؟

صفحه 50:
معنا و مضمون: ‎٠‏ قبلا در مورد معنا بحث کردیم و مشخص کردیم که معنا در قالب تک معنایی و چند معنایی قابل بحث می باشد این خاصیت از کلمه ( معنا) خاصیتی است که در طول زمان و تاریخ شکل گرفته و به صورت یک روابط سمنتیک ( معنایی ) بین کلمه و پدیده ها ایجاد شده است. ‎٠‏ مضمون: در مقابل مضمون یک جزء از معنا می باشد که در طول تاریخ شکل نگرفته و آن چیزی است که در لحظه خاص نظر گوینده می باشد که توام با احساسات عواطف و هیجان ‏است

صفحه 51:
‎٠‏ مثل آتش معنی که دارد شیی است که گرما نور میدهد که در طول تارب است روشی است که برای پختن بوده اشاره به يك پدیده سوزاننده همراه با تور و حرارت ‏+ مضمون آتش : در زمان حال مدنظر گوینده هست وابسته به موقعیت هست اینجا آتش به معنی شلیک کردن هست مخاطب هم برای آن چنان که گوینده می گوید با توجه به اوضاع و احوال شرايط نسبت به درك آن نايل آيد مى فهمد. ‎٠‏ اشاره كرديم كه معنا كلمه وسيله اى براى تفكر وانديشه مى باشد دركنار آن بايد اشاره كرد كه مضمون کلمه کارکرد ارجاعی دارد و اگر یک فردی توانایی برای درک مضمون كلمات نداشته باشد درارتباط مشکل خواهد داشت و امکان دارد این مشکل او ناشی از بیماریهای شدید روانی باشد یعنی اگر در موقعیت جبهه جنگ یک فرد با شنیدن کلمه آتش اظهار بدارد که کجا سوخت و دنبال آب برای خاموش کردن باشد افراد مشاهده کننده او این عدم درک مضمون را در وی حمل بر اختلال روانی داشتن فرض می دارند. ‎ ‎

صفحه 52:
بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی: ۶ در بحث های قبلی اشاره کردیم کودک بعد از اينکه عمل وابستگی را رد نمود و وارد معنا وابستگی شد میتواند برای تمام کلمات یک مصداق مشخصی پیدا نماید و يا به اين رشد زبانی برسد که بتواند برای هر پدیده ای يا شی مصداقی قائل شودو اين امر قراردادن مصداق برای کلمات تا سه ونیم و چهار سالگی بطول می انجامد حال اين سئوال ييش مى ايد كه آيا وقتی کودک به چهارسالگی ميرسد و براى تمام اشياء مصاديق و يا مصداقهاى وضع مى نمايد آبا با رسيدن به اين مرحله ديكر رشد معنايى كلمات يايان مى يابد يا اينكه رشد معنايى كلماتى متوانيد ادامه بيدا نمايد.

صفحه 53:
بررسی تکوین فردی کلمه در جربان رشدی فردی * در جواب باید اشاره کرد که رسیدن به چهار سالگی رشد معنایی و مصداقی کلمات پایان نمی پذیرند و مصداق یک شیی میتواند در طول رشد به تبعیت از رشد اگاهی و شناخت تغيير يابد برای متال کلمه مغازه را در نظر بكيريم.

صفحه 54:
بررسی تکوین فردی کلمه در جربان رشدی فردی ‎٠‏ الف.مغازه در خردسالی مصداق مغازه مکانی که در آن خوراکی می فروشد. به لحاظ رشد زبانی خوشایندی و ناخوشایندی کلمه ملاک است ( مرحله عاطفی ( ‎٠‏ بدر پیش دبستانی مصداق مکانی که در آنجا وسایل خرید و فروش می کنند آن چه را که دیده ملاک قضاوت در خصوص کلمه است (مرحله عینی و محسوس) ‏۰ ج) درآخر دبستان و بلوغ مصداق مکانی که در آن (پول - کالا - پول - سود ) به عنوان یک مکان اقتصادی در نظر می گیرد مرحله منطق - کلامی يا انتزاعی رسیده است.

صفحه 55:
بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی + اگر بخواهیم رشد کلمه را به لحاظ معناپذیری در جریان تکفین فردی مورد بررسی قرار دهیم میتوانیم یگوییم که کودک از سه مرحله رشد زبانی عبور ‎٠‏ مرحله اول : ( غالبا 2 تا 4 سال ) مرحله عاطفی می باشد که معمولا کودکان خردسال در آن مرحله قرار می گیرند خاصیت این مرحله این است که مصداق کلمه با توجه به خوشایندی یا ناخوشایندی پدیده درک میشود مثل مغازه که آن را مکان خریدن خوراکی معنی میکند يا در توضیح معنی سگ جمله گاز می گیرد عاطفی ( ترس ) براو غالب است یا (واق واق میکند) بطور ضمنی اشاره مفهوم به عاطفه ترس دارد و به ذهن او می آید

صفحه 56:
بررسی تکوبن فردی کلمه در جربان رشدی فردی ۰ مرحله دوم: ((6 تا 2" سالگی ) در مراحل رشد که بالاتر می رویم به مرحله پیش دبستانی می رسیم می بینیم که رشد درک کودک از کلمات به طبع رشد و آگاهی و شناخت او بالا رفته و مرحله جدیدی در رشد زبانی او بوجود آورده است که به آن مرحله عینی محسوس می گویند در اين مرحله درک کودک از اشیاء و مصداق سازی اشیاء تحت تأثیر عینیات یا هر آنچه که کودک می بیند و محسوسات هر آنچه که کودک احساس میکند میباشد لذا چون دیده در مغازه خوراکی می فروشند میز؛ صندلی ؛ مبل؛ همه چیز می فروشد در معنی مغازه می گوید مکانی که اشیایی در آن فروخته میشود و یااشیایی در آن خرید میشود و درتعریف سگ هر آنچه که دیده بیان می نماید دندان ؛ مو؛ پشم؛ دارد

صفحه 57:
بررسی تکوبن فردی کلمه در جربان رشدی فردی ۰ مرحله سوم: 0- 0 سالگی باز در مراحل رشد کودک که بالاتر می رویم و به سنین آخر دبستان یا نوجوانی یا بلوغ نزدیک می شویم می بینیم که مجددا مصداق و معنای کلمه در او متحول میشود و فرد به مرحله منطقی کلامی يا انتزاعی میرسد خاصیت مرحله انتزاعی این است که کلمه وارد نظامی از معناهای به هم پیوسته می گردد و کودک کلمه را در داخل سلسه مراتبی از معناها درک می نماید و قرار میدهد.

صفحه 58:
روند رشد زبانی رشد زبانی : مرحله عاطفی ( غالب ۵ تا 4 سال ) مرحله عاطفی و عینی و محسوس ( عاطفی در حال خاموش ) مرحله عینی ( در حال استقرار ) (< تا 6 سالگی ) مرحله منطقی و کلامی غالب عینی یا استقرار کامل ‎Alla PU‏ مرحله عینی و محسوس : غالب عینی یا استفرار کامل 6 تا 2" سالگی مرحله عینی و انتزاعی عینی خاموش و انتزاعی استقرار 0- 46 سالگی مرحله انتزاعی : غالب انتزاعی یا استقرار کامل انتزاعی 0 به بعد

صفحه 59:
:بررسی رشد مفهوم اشاره کردیم که کودک به لحاظ درک معنی و مصداق کلمه در سنین مختلف متفاوت می باشد حال میخواهیم این متفاوت بودن درک معنی و مصداق کودک را با توجه به مراحلی برای رشد زبانی ( کلامی) ارائه نمودیم مورد بررسی قرار دهیم و ببينيم در افراد مختلف با سنین های مختلف چگونه می تواند باشد و به چه شکلهایی میتوان آنها را بررسی کرد در بررسی مفهوم سه روش وجود دارد که هر یک را به اختصار مورد بررسی قرار دهیم. روش پرسش از مفهوم هروش تفکیک و مقایسه روش طبقه بندی

صفحه 60:
*روش های بررسی رشد مفهوم روش پرسش از مفهوم: روشی است که در آن به آخر یک مفهوم یا کلمه استفهامی یا پرسشی اضافه می اید مثل سگ چیست؟ و کلمه را به کودک ارائه می نماید همان مصداق کلمه است که با بررسی آن مصداق می توان به مرحله رشد زبانی او پی برد امکان دارد کودک درپاسخ اين پرسش به خاصیت عاطفی کلمه اشاره نماید که در آن صورت او در مرحله عاطفی خواهد بود اما اگر کودک در توضیح این مفهوم به هر آنچه که بیند و حس کند و اشاره کند در مرحله عینی محسوس خواهد بود اما اگر در توضیح مفهوم به چیزهایی یا خاصیت های پنهان کلمه یا مفهوم اشاره نماید وهمچنین کلمه را وارد سلسه مراتب معنایی میکند در آن صورت در مرحله انتزاعی خواهد بود ديده شد که کودکان در سپری کردن مراحل رشد زبانی به صورت تراکمی عمل می نماید و مراحل رش آنها پرسشی یا جهشی نیست

صفحه 61:
:روش های بررسی رشد مفهوم روش تفکیک و مقایسه: روشی است که در طی آن به جای اينکه یک کلمه داده شود دو کلمه به او داده میشود و از او خواسته میشود که وجه اشتراک یا تشابه این دو کلمه رابیان می نماید و جوابهای کودک را به عنوان وسیله ای برای بررسی رشد معانی او قرار می گیرد

صفحه 62:
:روش های بررسی رشد مفهوم- انواع روش تفکیک و مقایسه به سه شیوه قابل اجرا میباشد شیوه اول : که آسانترین شیوه می باشد در آن دو کلمه به کودک ارائه می نماید که اشتراک نزدیک با هم دارند و از او میخواهند که این اشتراک نزدیک را کشف نماید مثل سگ و گربه گچ و تخته . شامپو و صابون میزو صندلی. قاشق و چنگال شیوه دوم : سخت تر نسبت به شیوه اول است دوکلمه به کودک ارائه می نماییم که اشتراک دوری با هم دارند و از او میخواهند که این اشتراک انها را بیان كند. سك و قورباغه سك و کلاغ . مرغ و ماهی شیوه سوم: در شیوه سوم دو کلمه ای را به کودک ارائه می نماییم اشتراکات دوری با هم دارند در کنار اشتراک دور وضعیت تعارضى نيز بين دو کلمه برقرار است یا کارکرد عملکردی دارند که به نوعی این کارکرد عملکردی روزانه یا همایند باعث می شود که کودک اشتراک آنها را نادیده بگیرد و بیشتر به عملکرد روزانه آنها در جواب دادن اشاره نماید برای مثال اسب و اسب سوار- دوچرخه و دوچرخه سوار - نجار و چوب

روانشناسی زبان استاد سالمت روانشناسی زبان انسان موجودی است اجتماعی؛ مدنی طبع می باشد و این اجتماعی بودن وی ریشه در فطریاتش دارد .بطوری که روانشناسان معقتدند که انسان در موقع به دنیا آمدن سه غریزه را بصورت فطری با خود به این دنیا می آورد. -1غریزه صیانت ذات :که کمک کننده به حفظ بقای فرد می باشد ( .مکیدن؛ آب ؛ غذا) -2غریزه ارتباطات :که عنصر کمک کننده به انسان برای برقراری ارتباط می باشد و احساسات و عواطف و هیجانات انسانی را نسبت به یکدیگر شکل میدهد ( .از سه ماهگی به بعد) مشخصًا از یکسالگی به بعد) -3غریزه جهت دهی :که کمک کننده به انسان برای هویت یابی فردی می باشد ( از کجا آمده ام ؛ آمدنم بحر چه بود). ارتباط • پس داشتن ارتباط یکی از ملزومات زندگی انسانی است و انسان ناگزیر به ارتباط می شود. • در تعریف ارتباط دانشمندان علوم اجتماعی اظهار میدارند که :ارتباط جریانی است که یک فرستنده به یک گیرنده پیامهایی را از طریق سمبلها و نمادهای خاص ارائه می نماید .تا از آن طریق مقاصد و نیات خود را به فرد مقابل بفهماند یا انتقال بدهد. • • • • • در تعریف یاد شده چند متغییر اساسی که الزمه ارتباط می باشد به چشم می خورد. فرستنده پیام گیرنده پیام خود پیام ( زبان مشترک ) انتقال اطالعات و احساسات و عواطف 5 سالمت 1390 - ارتباط موثر با دانشجویان انواع ارتباطات • برای ارتباط دسته بندیهای گوناگونی بر می شمارند : • ارتباط مستقیم در مقابل ارتباط غیر مستقیم • ارتباط ارادی در مقابل ارتباط غیر ارادی • ارتباط یک طرفه در مقابل ارتباط دو طرفه • ارتباط رسمی در مقابل ارتباط غیر رسمی • ارتباط زبانی در مقابل ارتباط غیر زبانی ارتباط زبانی :ارتباطی است که در آن یک فرستنده پیامهایی را از طریق عنصر زبان ( به صورت نوشتاری یا گویایی) به یک گیرنده انتقال میدهد. انواع ارتباطات • ارتباطات ‏Communication ارتباطات ماشيني ارتباطات حيواني ارتباطات انساني ‏Machine to Machine .C َAnimal ‏Communication ‏Human ‏Communication 7 سالمت 1390 - رفتارهاي غير کالمي انواع ارتباطات • ارتباطات انساني ‏Human ‏Communication 8 انسان با ماشين انسان با حيوان انسان با انسان ‏Human ‏to Machine C. ‏Human ‏to Animal َC. ‏Human .to Human C سالمت 1390 - رفتارهاي غير کالمي انواع ارتباطات انسان با انسان ‏Human to Human C. • فرد با فرد( بين فردي) ‏Self to Self C. ارتباطات کالمي .Verbal C ارتباطات غير کالمي .Non-verbal C ارتباطات گروهي ‏Group َC. ارتباطات کالمي .Verbal C ارتباطات غير کالمي .Non-verbal C ارتباط جمعي ‏Mass C. ارتباطات کالمي .Verbal C ارتباطات غير کالمي .Non-verbal C ارتباط درون فردي .Inter Personal C ارتباطات کالمي .Verbal C 9 سالمت 1390 - ارتباطات غير کالمي .Non-verbal C رفتارهاي غير کالمي زبان انسان و حیوان • زبان یکی از بی نهایت توانایی هایی انسان است که انسان را از سایر حیوانات مجزا می سازد .و از طریق قدرت زبان شکل خاصی به زندگی خود می بخشد • پیش از صحبت در مورد زبان انسان الزم است مطالب در مورد زبان حیوانات ذکر نمائیم .زبان در نزد حیوانات در شکل ضعیف خود وجود دارد منتها زبان آنها قابل مقایسه با زبان انسان نیست .بدین صورت که زبان حیوانات بصورت یک خصیصه فطری می باشد که در خدمت بقای نوع میباشد .و به صورت گیرندگی و فرستندگی عمل می نماید .برای مثال :زنبور عسل از طریق نوع خاصی از پرواز کردن ( پرواز توام با رقص ) به سایر زنبورها این پیام را مخابره مینماید .که به منبع غذایی دست یافته است و مهم اینکه فقط از بین حیوانات این زنبورها هستند که این پیام ارسال شده را می گیرند و به طرف منبع غذایی حرکت می نمایند تفاوت زبان انسان و حیوان • نقطه مشترک زبان انسانها و حیوانها در فرستندگی و گیرندگی می باشد اما تفاوت های که می توان برای آنها برشمرد بدین صورت است که : - 1زبان حیوانات غریزی و فطری است این در حالی است که زبان انسانها اکتسابی و قرار دادی است. - 2زبان حیوانات در خدمت بقای فرد ونوع است در حالیکه زبان انسانها در اثر نیاز و به خاطر آسان سازی ارتباط شکل گرفته است. - 3زبان حیوانات به دلیل فطری بودن ثابت مانده است و از گذشته تا به امروز تغییری در آن ایجاد نشده است در حالیکه زبان انسانها متغییر است دائما از سادگی به پیچیدگی و تکامل یافتن در حال تحول است. :منشا زبان در انسانها • دانشمندان امروزی دائما با این سئوال مشغولیت ذهنی دارند که زبان انسان ریشه و اساس و منشائش چه بود .از کجا گرفته شده است .برای پیداکردن جواب این سئوال تحقیقات زیادی صورت گرفته است که این تحقیقات را برروی حیوانات مختلف نوع های مختلف مخصوصًا نوع پیشرفته و نخستین آنها آراگوتان انجام داده اند وهمچنین تعداد زیادی از تحقیقات بر روی قبایل ابتدایی در آفریقا و آمریکا انجام داده است که چرا که زبان آنها ساده و ابتدای می باشد از مجموعه تحقیقات انجام گرفته پنج دسته نظریه در مورد منشاء زبان بدست آمده است که به اختصار به آنها اشاره میشود نظریه های منشاء زبان • • • • -1نظریه تقلید از اصوات طبیعی :این نظریه معتقد است که ریشه زبان انسان برخواسته از اصوات طبیعی محیطی میباشد بدین صورت که انسانها اصواتی که در محیط وجود دارند مثل صدای باد؛ صدای حرکت برگها؛ خش خش ؛ صدای آب؛ رعد و برق؛ و نظایر آن را گرفته و از آن تقلید کرده زبان را بوجود آورده اند .این نظریه قابل قبول نیست با توجه به سه دلیل : بدلیل اینکه تعدادی اصوات خیلی محدود است ( بیست یا سی ) و این تعداد اصوات محدود به هیچ وجه توجیه کننده غنای زبانی که در انسان وجود دارد نیست. چون در همه نقاط جهان این صداها مشترک و یکسان می باشد در آن صورت زبانها هم یکسان می شدند که در واقعیت این چنین نیست و ماشاهد گونه های زبان هستیم. در مورد واژه های انتزاعی مثل ایثار؛ عشق؛ عدالت که نمود عمومی ندارند این نظریه توجیه کننده نیست. نظریه های منشاء زبان -2نظریه ندایی :این نظریه معتقد است که در موقعیت های هیجانی و احساسی به صورت انسان به صورت ناخودآگاه از خود اصواتی خارج می نمایند مثل آه؛ وای؛ آخ ... انسانها این اصوات را گرفته و گسترش داده اند و در نهایت زبان را شکل دادند این نظریه هم به بدلیل سه نظریه باال رد میشود. نظریه های منشاء زبان -3نظریه پژواک ( انعکاس طبیعی) :این نظریه معتقد است که درون انسانها یک نیروی ذاتی و فطری وجود دارد که موقع یک شئی خارجی در معرض این نیرو قرار میگیرد خودبخود در درون انسانها این نیرو فعال میشود و برای آن شی بیرونی جدید یک نماد یا سمبل یا واژه تراشیده میشود.این نظریه هم غیرقابل قبول است: • هنوز دانشمندان نتوانسته اند چنین نیرویی را ثابت کنند. • در صورت وجود جایگاه آن غیرقابل پیش بینی و مسئله برانگیز است. • اشاره شد که این نیرو ذاتی و فطری است وقتی نیرویی فطری می باشد در همه انسانها به یک شکل ظاهر میشود در ان صورت زبانها بدلیل انعکاس طبیعی نیرو یکسان میشدند که این چنین نیست. • واژه های انتزاعی که نمود بیرونی ندارند به مانند شیی یا اشیای واقعی ندارند که این نیرو را فعال نمایند در آن صورت چگونه بوجود آمده اند. نظریه های منشاء زبان -4نظریه نمودارهای صوتی :این نظریه معتقد است که نوع تلفظ و بیان کلمه به خودی خود اشاره به مصداق آن دارند .برای مثال :برای اثبات این نظریه مطالعاتی انجام داده اند که به طور خالصه اشاره میشود که به تعدادی از افراد اشکال را دادند و خواستند که این سه شکل را به سه واژه مرتبط سازند طال؛ نقره ؛ آهن دیده شد که در سمبل سازی باالتر از 90 درصد افراد شکل اول را آهن و شکل دوم را نقره و شکل سوم را طال میتوانند سمبل سازی شود. نظریه های منشاء زبان • یا در تحقیقی دیگر دو کلمه بی معنی mallو millارائه کردند اشاره کردند یکی از کلمات اشاره به میز بزرگ و دیگری به میز کوچک می باشد صددرصد افراد mallرا میز بزرگ در نظر گرفتند و millرا میز کوچک در نظر گرفتند در توجیه علت رخدادها این نوع بیان کلمات هست که باعث این پیوند میشود .بدین صورت که چون در بیان کلمه mallدهان بیش ار حد باز میشود و هوا با شدت بیشتر خارج میشود و به تارهای صوتی بیشتر مرتعش میگردد لذا نشانگر اشاره به چیز بزرگ است در حالیکه در میان واژه millنیزمیزان بازشده دهان کمتر است فشار خروج هوا پایین است ارتعاش تارهای صوتی هم کم است .بدلیل استثناهایی که وجود دارد این نظریه غیر قابل قبول است مثل کلمه . big ,small نظریه های منشاء زبان -5نظریه حرکات و اشارات :این نظریه معتقد است زبان انسانها بیش از کالمی شدن بصورت حرکات و اشارات بوده و کم کم در اثر نیاز حرکات و اشارات به تریج تبدیل به گفتار و کالم گردیده است. • قابل قبول ترین است • -1وقتی که به یک کشور بیگانه سفر می کنید زبان آنها را بلد نیستید در دسترس ترین وسیله ارتباط با آن افراد حرکات و اشارات است. • -2هر چقدر به جوامع ابتدایی تر مثل قبایل دور افتاده سیاهپوستان نزدیکتر میشویم به لحاظ ( تمدن یا پیشرفت) مشاهده می کنیم که دربین آنها زبان حرکات و اشارات بیشتر میشود به این دلیل غنای واژگانی زبان آنان کمتر است لذا زبان حرکات و اشارات جبران کننده کمبود واژگان زبانی می باشد. • -3در زمان حاضر نیز ما در موقع صحبت کردن برای فهماندن بهتر مقاصد و منظور از احساس و عواطفمان تا حدی از زبان و حرکات و اشارات استفاده میکنیم. • نحوه تبدیل حرکات و اشارت به زبان گفتار :قابل قبول ترین توجیه در نحوه تبدیل شدن حرکات و اشارات به گفتار نظریه رفتارگراها می باشدکه آن را از طریق شرطی شدن کالسیک تبیین و توصیف نمودند. :نظریه های رشد زبان در مورد رشد زبان نظریه های گوناگونی وجود دارد که هر کدام از آنها از نقطه نظر خاص رشد زبان را مورد بررسی و توصیف و تبیین قرار داده اند که اشاره کردن به همه آنها مقدور نمی باشد ولی به تعدادی از .نظریه های مشهور اشاره می شود :نظریه های رشد زبان • -1نظریه یادگیریون یا رفتارگراها: • این نظریه در اوایل قرن نوزدهم ارائه شده و در اواسط قرن نوزدهم شهرت و اوج گیری پیدا کرده بود که رفتارهای انسان را با توسل به قانون R-Sمورد بررسی قرار میداده است و معتقد بوده است که هر رفتاری که از ماسر میزند ناشی از محیط و تحریکات محیطی می باشد در مورد رشد زبان نیز طرفداران این نظریه عامل محیط را یگانه عامل شکل دهنده رشد زبان می دانیم در صحبت از زبان بیشتر به رفتار کالمی تکیه دارد این افراد در رشد زبان تربیت را در مقابل طبیعت قرار میدهد یعنی نقش وراثت را در رشد زبان ناچیز انگاشته و یا انکار می نمایند.از نظر طرفداران این مکتب رشد زبان بدین صورت اتفاق می افتد که کودک اصواتی را از خود خارج می نماید والدین این اصوات را گرفته و به کلماتی معناداری شبیه سازی می نمایند و کودک را ترغیب و تشویق می نمایند که این کلمات را به زبان بیاورند و با بیان آن از طرف کودک به او پاداش وتقویت ارائه می نمایند و همچنین الگوهای کالمی را برای کودک فراهم می نمایند که کودک از آنها تقلید نمایند. • • • • • :نظریه های رشد زبان ایرادات نظریه یادگیریون : در رشد زبان به رفتار کالمی توجه و بیش از حد دارد و توانش یا تواناییهای پنهانیکودک را که موثر در رشد زبان است نادیده می انگارند. -2صرف تقویت و تشویق به تنهایی توجیه کننده رشد زبانی کودک نیست چراکه در رشد زبانی کودک فرصت پیش نمی آید که ماهمه کلمات کودک را تقویت و تشویق نمائیم پس خزانه نامحدود زبانی کودک چگونه شکل گرفته است؟ -3اگر تصور نماییم که کلمات واژگان صرفا از طریق تقویت و تشویق شکل گرفته اند بکار بردن شکل دستوری درست جمالت در آن صورت چگونه شکل گرفته اند و در حالیکه از سوی والدین شکل دستوری جمالت تقویت دریافت نمی نمایند کودک فعل و فاعل مفعول را در جای درست خود بکار ببرد در حالیکه کسی شکل درست به کاربری آنها را او نمی آموزد. -4مشاهده می نماییم که کودک بعضی از کلمات را به زبان جاری میسازد که تاکنون پدر و مادر چنین کلماتی را بیان نکرده اند که از آنها تقلید نمایند و همچنین موقع بیان آنها پاداشی نیز برای چنین کلماتی دریافت نمی نمایند که بگویم تقویت شده اند پس در آن صورت شکل گیری کلمات به چه صورت می باشد؟ کلماتی مثل دوکلمه ای ها و همچنین کلماتی مثل سوزید؛ پزید ؛ پخید؛ و کارید... :نظریه های رشد زبان • نظریه نهادگراها: • نهادگراها درست نقطه نظر مخالف یادگیریون را دارند و معتقدند که در رشد زبان عوامل فطری و ذاتی و ژنتیکی موثر می باشد و طبیعت را در مقابل تربیت فرار میدهند و همچنین معتقدند که این توانایی فطری تا حدی برای رشد و پیشرفت نیاز به محیط دارند ولی محیط به هیچ وجه شکل دهنده زبان نمی توان باشد از جمله کسانی که طرفدار این نظریه است نوام چامسکی میباشدکه ایشان برای رشد زبان معتقد به مکانیسم فطری زبان است بدین صورت که او معتقد است کودکان تا سن مشخصی ( مرحله غان و غون ) توانایی شکل دهی زبان را ندارند چرا که هنوز به رسش مغزی نرسیده اند و از یکسالگی بصورت ذاتی و رسشی یک مرحله حساس زبانی قادر به شکل دهی زبان شد زبان در او ایجاد میشود اما اگر به هر دلیلی فرصت یا توانایی یادگیری زبان را پیدا نکرد در سنین باالتر از مرحله یاد شده به دلیل از بین رفتن دوره حساس زبانی قادر به یادگیری نخواهد بود. روند شکل گیری زبان در این دوره حساس زمانی یا زبانی بدین صورت است که دراثر تقویت • تعدادی از واژه ها را می آموزند و با آموختن آنها خود کودک از یک زاییده گرامری استفاده میکند و به رشد سریع زبان کمک می نماید .چامسکی معتقد است که در این دوره حساس زبانی ما کودک را در هر فرهنگ زبانی قرار دهیم به راحتی زبان آن قوم یا ملت را خواهد آموخت اما اگر دوره حساس زبانی نظریه های رشد زبان: ادامه نظریه نهادگرایانه • اما اگر دوره حساس زبانی تمام شود و زبان در کودک شکل نگیرد در سنین باالتر شکل گیری زبان مشکل تر و ناقص تر و در بعضی مواقع غیر ممکن خواهد بود .از نظر چامسکی همه زبانها چون ریشه ژنتیکی و فطری دارد شباهتهایی با هم دارند بدین صورت که انسانها با استفاده از مشترکات زبانی خود را در مناطق مختلف تحت تاثیر محیط های متفاوت آن را به شکل های مختلف پرورش داده اند او معتقد به روساخت یا کلید زبانها می باشد یکی روساخت و دیگری زیر ساخت روساخت همان شکل ظاهری زبان می باشد که چون تحت تاثیر محیط های مختلف شکل گرفته در اکثر زبانها با هم متفاوت هستند. دیگری زیر ساخت می باشد که سازنده پنهان زبانها می باشد که معموال در اکثر زبانها مشترک می باشند برای مثال او معتقد است که اگر زبانها را بررسی کنیم در اولین قشر تجزیه و تحلیل آن ( زبان ) به عناصر مشترک به نام کلمه برسیم .اگر کلمه ها را بشکافیم در قشر دوم با واژ ک ها روبرو خواهیم شد که از چند واج یا هجا تشکیل شده اند .که این واج ها نیز در تجزیه و تحلیل بعدی یا عمقی مشخص می شود که از مصوتها یا صامت هاشکل می گیرد نظریه های رشد زبان :ادامه نظریه نهادگرایانه • ایشان همچنین در توجیه فطری بودن زبان به همگانی های رشد زبانی و توالی های رشد زبانی استناد میکند منظور از همگانی های رشد زبان ظاهر شده ویژگیهای زبانی در سنین نسبتا یکسانی در همه انسانها میباشد برای مثال در همه انسانها غان غون چهار الی هشت ماهگی ؛ واژک 9ماهگی؛ واژه یکسالگی دو کلمه ای؛ 18ماهگی ...ظاهر میشود .و منظور از توالی مراحل زبان یا رشد زبانی این است که مراحل تربیت مشخصی ظاهر میشوند و جای آنها با یکدیگر تغییر نمی کند یا عوض نمی شود .در تایید نظریه چامسکی چندی بیش یک دختر 13ساله در لوس آنجلوس پیدا گردید پدر و مادر بدلیل بیماری روانی که داشتند نوزاد را از زمان تولد تا 13سالگی در محیطی تاریک و بسته زندانی کرده و اجازه ظاهر شدن او در داخل جمع فراگیری زبان را به او نداده بودند پس از پیدا شدن او وقتی سعی شد که به او زبان یاد داده شود دیده شد که شکل گیری زبان در او با مشکالتی همراه است و به رغم یادگیری زبان با سرعت کمتر به هیچ وجه میزان رشد زبانی او به اندازه افراد یا انسانهای طبیعی نگردیده و در شکل بیان و خزانه لغات رشد یافتگی پایین تری نسبت به سایر انسانها داشت نظریه های رشد زبان :ادامه نظریه نهادگرایانه • فردی دیگری که او نیز طرفدار نظریه نهادگرایانه هست لئه برگ میباشند او نیز در مورد زبان معتقد به دوره حساس زبانی می باشد که آن را از 18ماهگی تا بلوغ تصور می نماید او معتقد است که زبان ریشه فطری و مغزی دارد بدین صورت که مغز ما دارای دو نیمکره است که این دو نیمکره تا 18ماهگی تخصص یافتگی مشخصی ندارد.ولی بعد از 18ماهگی بصورت تخصصی تری عمل می نماید و نیمکره چپ مسئول یادگیری زبان میباشد و نیمکره راست کارهای تخصصی چون اعمالی چون فضایی و هندسی و مکانیکی را به عهده می گیرد و تا بلوغ این تخصص بودن ادامه دارد .اگر کودک در این دوره زبان را یاد نگیرد بدلیل اینکه در سنین باالتر از بلوغ نیمکره چپ کارهای تخصصی دیگری را به عهده می گیرد رشد زبان یا فراگیری زبان دشوار میگردد اگر درسنین پایین تر از بلوغ نیمکره چپ دچار مشکل گردد و آسیبی به آن وارد شود که منجر به اختالالت زبانی میشود چون هنوز دوره حساس زبانی به پایان نرسیده احتمال دارد مشکل زبانی ایجاد شده مرتفع گردد و اگر بعد از بلوغ مشکالت زبانی به دلیل آسیب به نیمکره چپ ایجاد شود جبران آن ناممکن خواهد بود. نظریه های رشد زبان • -3نظریه شناخت گرایی: • نظریه شناختی گراها در مورد رشد زبان اعتقاد به نوع نهادگرایانه مشخصی در زبان دارند یعنی معتقدند که زبان فطری ،فطری نیست بلکه در مورد رشد زبان تحت تاثیر استعداد های مختلف انگیزشی شناختی پردازش اطالعاتی و خالقیتی میباشد .یعنی محرکات کالمی که از محیط به ذهن کودک می رسد تحت تاثیر انگیزشها و پردازشهای مختلف و شناخت های مختلف منجر به رشد تواناییهای کالمی می گردند و کودک در یادگیری زبان تحت تاثیر محیط ارگانیسم بصورت فعال در رشد زبان عمل می نماید یکی از شناخت گراهای تاثیر گذار در این نظریه پیاژه می باشد او در مورد رشد زبان از مراحل رشد شناختی کمک می گیرد و معتقداست که رشد زبان تحت تاثیر مراحل شناختی کودک می باشد نظریه های رشد زبان :ادامه نظریه شناختی و فرد دیگری که در این زمینه تاثیر گذار است آقای وان • اسلوبین می باشد او در مورد رشد زبان مطالعات بی شماری که در کشورهای مختلف انجام داده و به این نتیجه رسیده است که در همه زبانها کودکان از اصول ذهنی مشخصی در رشد زبان کمک می گیرند که چند مورد از .این اصل ها ی مورد استفاده اشاره میشود نظریه های رشد زبان :ادامه نظریه شناختی • • • • • • • • - 1اصل اول :به آخر جمالت دقت کن .تحت تاثیر اصل ذهنی یاد شده مطالعات نشان داده شده است که کودکان با زبانهای متفاوت تواناییهای شناختی متفاوتی دارند بدین ترتیب که آخر جمالت در زبانهای مختلف با همدیگر متفاوتند. در زبان فارسی کتری روی اجاق است. چاینک اجاق اوستونده مطالعات نشان می دهدکه چون ترک زبانها کلمات پایانیشان قید میباشد تحت تاثیر اصل یاد شده شناختشان نسبت به فارس زبانها در زمینه ضمایر اشاره و قیود بیشتر از فارس زبان ها هستند و مطالعات نشان میدهد که فارس زبانها در شناخت افعال ( متعدی -الزم ) ..نسبت به ترک زبانها تواناتر هستند. - 2اصل دوم :به ترتیب کلمات دقت بکن .تحت تاثیر اصل ذهنی است که علیرغم تقویت و تشویق کودکان قادر به یادگیری جایگاه صحیح کلمات در جمله هستند یعنی می توانند به درستی جای فعل و فاعل مفعول را در جمله بکار برند. - 3اصل سوم :در مورد قواعد استثنا قایل نشوند فعل امر است یعنی وقتی کودکان قاعده ای را در زبان یاد گفته تحت تاثیر اصل ذهنی سعی می کنند برای آنان استثناء قایل نشوند لذا به همین خاطر است که کلماتی به زبان آنها جاری میشود که هیچ وقت آنها را به کار نبرده ایم مثل پزید ،سوزید ،رفتن . روید بروید بنشیند نشین نشستن عوامل موثر بر رشد زبان: رشد زبان انساني تحت تاثير عوامل گوناگون نظير رشد جسمي؛ عقلي؛ اجتماعي؛ عاطفي؛ شخصيتي؛ جنسيتي؛ و عوامل ديگر قرار مي گيرد که براثر تاثير گذاري هر يک از اين عوامل رشد زبان يا سرعت مي گيرد يا اينکه دچار تاخير و اختالل مي گردد ودر ذيل به چند مورد از عوامل تاثير گذار اشاره مي نمايند. :رشد جسمی 1- مطالعات نشان می دهد که تغذیه؛ بهداشت؛ قوای حسی سالم درکنار فعالیت های بدنی و جنبشی تاثیر گذار بر روی زبان میباشدبه عبارت ساده تر هر چقدر فرد به لحاظ بهداشت عمومی در وضعیت مطلوبتر و سالمتری قرار گیرد رشد کالمی او سرعت بیشتری به خود می گیرد مطالعات نشان میدهد که کودکانی که تغذیه مناسب دارند توجه و تمرکز دارند فعالیت بدنی و جسمی دارند و دائما از اطرافیان خود سئوالهای زیادی می نمایند نسبت به کودکانی که بی حال و سست می باشد کم تمرکز می باشند و هچنین نسبت به کودکانی که فعالیت جنبیش بدنی کمتری دارند به لحاظ رشد زبانی سرعت بیشتری دارند مخصوصا سه دستگاه حسی بدن؛ شنوایی؛ بینایی؛ و گویایی به لحاظ ارگانیسمی دستگاههای تاثیر گذاری می باشند که میتواند رشد سمعی زبان یا بصری زبان را باال و پایین کند. :رشد عقلی 2- اگر هوش را به معنی معنای قدرت دریافت و فهم و پدیده ها در نظر بگیریم • و تواناییهای ذهنی چون ادراک؛ احساس؛ بازشناسی ؛ توجه؛ تمرکز؛ بازیابی؛ یادآوری؛ را جز عناصر هوش فرض نمائیم می توانیم ادعا نماییم که در رشد زبان و درک فهم و حفظ نگهداری و یاد آوری سمبلهای زبانی هوش و رشد عقلی تاثیر انکار ناپذیر دارد مطالعات نشان میدهد که کودکانی که رشد عقلی و یا رشد هوش باالیی دارند و در آموختن زبان حداقل چهار پنج ماه از کودکان عادی پیشرفتگی زبانی دارند و کودکان عقب مانده به لحاظ هوشی و عقلی می توانند تا چهار یا بیشتر از این عقب افتادگی زبانی به لحاظ مقیاس سال داشته باشند .تاثیر هوش در سرعت رشد زبان مخصوصا از سنین 2تا 4سالگی کامال محسوس می باشد چراکه به لحاظ رشد عقلی با رسیدن به پایان دو سالگی کودک به مرحله شهودی می رسد که ویژگی این تفکر شهودی این است که کودک قادر میشود تصویر ذهنی اشیاء و پدیده و سمبل ها را در ذهن خود نگه دارد و از آنها استفاده نمایند اگر کودکی عقب ماندگی هوش یا عقب ماندگی رشد عقلی داشته باشد این درسنین یاد شده 2سالگی ظاهر نمی شود و کودکان عادی به لحاظ رشد .زبانی عقب می افتد انواع عقب ماندگی های هوش و تاثیر آن برروی رشد زبان عقب مانده های عمیق( =: )0 – 25پایین تر از 3سال به لحاظ تخیل ؛ قدرت انتقاد و شکل گیری زبان شکل نمی گیرد اختالل کامل دارند زبان شکل .نمیگیرد عقب مانده های شدید( : )25 - 40رشد یافتگی عقلی( ) 5 – 7 زبان تا اندازه ای شکل می گیرد ولی به لحاظ استفاده از زبان در استدالن و انتقاد و خالقیت و قضاوت دچار مشکل هستند و خزانه واژگانی آنان ناچیز است در کنار تاخیر در رشد زبانی اختالالت مختلف زبانی نیز امکان دارد دارا باشد مثال اختالل لکنت زبان؛ آفازی؛ پرسش زبانی؛ اختالل خواندن و یادگیری. انواع عقب ماندگی های هوش و تاثیر آن برروی رشد زبان • عقب ماندگی متوسط :40-50رشد یافتگی عقلی به اندازه کودکان -8 7ساله می باشند به لحاظ زبانی این کودکان دچار تاخیر در رشد زبانی می باشند بطوری که این تاخیر در رشد زبانی منجر به مشکالت ارتباطی برای آنها میگردد که این مقوله در کنار پایین بودن خزانه لغات امکان دارد منجر به گوشه گیری و مشکالت عاطفی و روانی برای کودک شود به لحاظ ابداع و استدالل و قضاوت نیز این کودکان با مشکل روبرو می باشند. • عقب مانده خفیف 50 - 70 :رشد یافتگی اندازه یک فرد 9 -11 ساله می باشد این کودکان تا مرحله مدرسه رفتن امکان دارد عقب ماندگی هوشیشان پنهان بماند یا مشخص نشود اما با ورود به مدرسه مشکالت زبانی آنها به لحاظ خواندن و نوشتن مشخص میگرد که این مشکالت خواندن و نوشتن باعث میگردد که صرفا بتوانند در پایان مقطع ابتدایی به تحصیل ادامه دهند و کشش ذهنی باالتر برای تحصیل باالتر را نداشته باشند که این افراد مرحله انتزاعی نمی رسند میتوانند از تفکر قیاسی استفاده کنند و این افراد نمیکنند. -3جنسیت : • یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار در رشد زبان جنسیت فرد می باشد مطالعات نشان میدهد که کودکان با جنسیتهای متفاوت تا دو سالگی تفاوت های محسوس زبانی با هم ندارند بعد از دو سالگی تا چهار پنج سالگی رشد یافتگی دختران در زبان نسبت به پسران باالتر می باشد و انها از قدرت درک کالمی و سیالی کالمی باالتر برخوردارند اما بعد از 5سالگی پسران بر دختران پیشی می گیرند این برتری خود را تا نوجوانی حفظ می نمایند بعد از آن مجدا تفاوت جنسیتی در رشد زبان ناچیز می شود .ولی تفاوت های زبانی در دو جنس ایجاد میشود بدین صورت که دختران در بزرگسالی معموال ازسیالی و روانی کالمی باالیی برخوردار میشوند نسبت به پسران این در حالی هست که پسران در درک کالمی نسبت به دختران برتری کسب می کنند. -4رشد اجتماعی و عاطفی: • محیط اجتماعی و عاطفی که کودک در آن بدنیا آمده و بزرگ شده تربیت می پذیرد میتواند به عنوان یکی از عوامل موثر در رشد زبان باشد بدین صورت که اگر محیط زندگی کودک عاری از فشارهای روانی و اضطراب و استرس و آشفتگی باشد و به زبان ساده کودک تعادل روانی داشته باشد می تواند به رشد بهینه زبان کمک کند اما اگر عوامل استرس زا و فشار زا درپیرامون فرد زندگی وی را تحت تاثیر قرار دهد این استرس و فشارها میتواند شکل های مختلفی از اختالالت زبانی را نظیر لکنت زبان؛ مقطع گویی ( تکه تکه گویی) و اختالالت یادگیری را در کودکان ایجاد نمود که اگر محیط عاطفی فرد تغییر داده شود یعنی اضطراب؛ افسردگی و استرسها؛ از بین برده شود معموال اختالالت یاد شده برطرف میگردند. • خانواده – 5 خانواده نیز به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار بر رشد زبان می باشد بدین صورت که جو روانی و امکانات مادی و معنوی که خانواده برای کودک فراهم می آورد تاثیر گذار بر رشد زبان می باشد و از طرف دیگر در شکل گیری زبان این والدین و خانواده میباشد که در قدم اول از طریق تشویق و تقویت و اصوات کودک را به واژ ه های معنا دار شبیه می نماید و با بیان آن از زبان کودک برای او تقویت ارائه می نماید و همچنین خود صحبت می نمایند و کودک از آنها تقلید و الگو برداری می نمایند مطالعات نشان میدهد خانواده هایی که کودکان خود را بیشتر تقویت زبانی می نمایند و با آنها از نوزادی صحبت می نمایند نسبت به کودکان دیگر رشد زبانی و سیالی زبانی باالیی دارند وهمچنین خانواده های که معموال دارای تک فرزند می باشد کودکانش در رشد زبانی به خاطر تعامل زیادی که والدین با او برقرار می نماید پیشرفته تر هستند عامل دیگری که خانواده تاثیر گذار در رشد زبان هست و بعدا در مدرسه رفتن کودک نیر در رشد خواندن و نوشتن او نیز تاثیرمی گذارد و عامل دو زبانگی میباشد بدین صورت که کودکان دو زبانه کودکانی هستند که در زمان آموزش زبان مجبور به آموزش دو زبان متفاوت می باشند که معموال یکی از آنها زبان رسمی و دیگری زبان مادری که معموال در خانواده تکلم می نمایند میباشد مطالعات نشان میدهد که کودکان دو زبانه معموال در شروع تحصیالت با مشکالت عدیده ای دست به گریبان میشود که باعث میشود که در خواندن و نوشتن دچار مشکل شوند و پیشرفت تحصیلی آنان نسبت به تک زبانه ها کمتر شود در مقابل مطالعات دیگر نشان می دهد که کودکان دو زبانه به لحاظ رشد شناختی و هوشی و درک کالمی پیشرفتگی بیشتری نسبت به تک زبانه ها دارا می باشند و شاید علت افت تحصیلی کودکان دو زبانه در شروع تحصیلی ناشی از آن باشد در زمانی که آمادگی شناختی و عاطفی باالیی نسبت به آموزش خواندن و نوشتن زبان مادری دارند مجبورند که زبانی را یاد بگیرند که پیرامون آن آمادگی شناختی و درکی کمتری دارند. -6مدرسه و اجتماع: • بعد از خانواده عامل دیگری که تاثیر گذار در رشد زبان می باشد مدرسه و اجتماع می باشد که الگوی بارز مدرسه معلم است لذا هر چقدر معلم در تدریس دارای انگیزش باال؛ خالقیت باال؛ و صبر و حوصله باال باشد به همان مقدار در رشد کالمی کودک می تواند تاثیر گذار باشد و از طرف دیگر مدرسه با فراهم آوردن محیطی که در آن کودکان همسن می باشند امکان تعامل همساالن رابیشتر می نماید و از این طریق نیز به رشد زبانی کودک کمک می نماید اجتماع یعنی دوستان و آشنایان و همسایگان و کلیه انسانهایی که ما با آنها برخورد می نماییم نیز به شکلی دیگر تاثیر گذار در رشد زبانی میباشد. کلمه • بررسی ساختار زبان ( کلمه ) :در مباحث قبلی اشاره کردیم چامسکی معتقد است زبان یک زیر ساخت و روساخت دارد .در بررسی زیر ساخت اشاره کردیم که زیر ساخت اکثر زبانها یکسان می باشد بدین صورت که وقتی که زبانها را در قشر اول مورد بررسی قرار می دهیم به کلمه میرسیم کلمه مهمترین عنصر زبان می باشد که از طریق آنها جمالت ساخته میشود و ارتباط برقرار می گردد پس پی می بریم که کلمه عنصر اصلی زبان بوده و باید کلمه را به لحاظ ساختار و مبانی وظایف در زبان مورد بررسی قرار داد وقتی که کلمه را در داخل جمله و زبان مورد بررسی قرار می دهیم مشخص میشود که یکی از چهار نقش زیر را برعهده بگیرد: نقش کلمات • • • • یا نقش اسم دارد که در آن صورت به شیی یا مصداقی داللت میکند مثلکیف؛ پنجره؛ صندلی ؛ علی... -2و یا نقش صفت را می پذیرد که در آن صورت معموال توضیح دهنده یک اسم یا خصوصیات می باشد مثل :چرمی؛ قرمز ؛ قشنگ؛ تمیز. -3نشان دهنده یک عملکرد یا نقش فعل را برعهده دارد که در این صورت عملکردی را توضیح میدهد .مثل آمدن ؛ رفتن؛ خوردن؛ بردن ؛ خوابیدن. -4و یا نقش رابطه دارند ضمایر دارند پیوند دهنده کلمات هستند از ،در ، با ،و ... • پس مشخص شد کلمات نقش های متفاوت را در داخل زبان ایفا میکنند حال این سئوال پیش می اید که آیا کلمات صرفا به یک مصداق اشاره دارند و یا اینکه یک کلمه می تواند معنا ومصداق های گوناگون به خود بگیرد در پاسخ این سئوال میتوان گفت که کلمات قادر هستند مصداق هایی و معناهای مختلف به خود بگیرند که آنها را میتوان در دو دسته تقسیم کرد • -1حوزه معنایی کلمات • -2حوزه مقوله ای ( مفهومی ) -1حوزه معنایی کلمات • الف-خاصیت هم آوایی: • در داخل زبان دیده شده است که بعضی از کلماتی به رغم تلفظ یکسان و داشتن آواها و حروف یکسان به معانی متفاوت داللت می نماید که به این کلمات هم آوا گفته میشود پس به زبان ساده کلمات هم آوا کلماتی هستند که به رغم داشتن حروف و تلفظ آواهای یکسان مصداق های متفاوت دارند و ما از روی شکل و نوع تلفظ و موقعیت بیان و جایگاه آن در جمله پی به مصداق های متفاوت آن هم می بریم • مثل شیر حوزه معنایی کلمات • ب)خاصیت هم خوانی :همیشه چند معنایی کلمات صرفا از طریق یکسان بودن حروف و تلفظ کلمات نیست بلکه در بعضی مواقع چند معنایی ناشی از خاصیت های دیگر است نظیر هم خوانی منظور از هم خوانی کلمات این است کلمات معموال در کنار معنی صریح و ارجاع خود دامنه ای از معناهای شبیه به معنی اصلی را به ذهن می آورد که معموال ناخود آگاه به ذهن آورده میشوند خاصیت ذهن این است که معنی واقعی و ارجاعی و صریح را نگه می دارد و معناهای شبیه به معنی اصلی را بازداری می نماید لذا ما فقط به معنی اصلی و صریح کلمه پی میبریم این کلمات شبیه به معنی اصلی را درکنار معنی واقعی به ذهن می آیند کلمات هم خوان می گویند .مثل باغ • باغ { درخت؛ میوه؛ پرنده؛ باغبان؛ سبزی؛ رودخانه؛ …} :خاصیت هم خوانی • در بعضی مواقع ذهن ما به دالیل نامشخصی امکان دارد برعکس عمل نماید .بدین صورت که معانی شبیه به معانی اصلی را در ذهن نگهداری می نماید و معنی اصلی را بازداری نماید که در اصطالح عامیانه نوک زبانی یا توک زبانی می گویند که این مفهوم توسط ویگوتسکی در زبان توضیح داده شده است و مورد بررسی قرار گرفته است. -2حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) • • • • در داخل حوزه مقوله ای کلمات دو خاصیت الف) تعمیم پذیری ب) تجرید پذیری قابل بررسی می باشد که از طریق این خاصیت ها چند معنایی کلمات امکان پذیری می گردد . -2حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) • الف) خاصیت تعمیم پذیری: • منظور از خاصیت تعمیم پذیری این است که کلمه معموال وقتی به ذهن سپرده میشود خاصیت مفهومی به خود می گیرد وقتی خاصیت مفهومی به خود گرفت این مفهوم معموال از طریق ویژگیهای از سایر کلمات مشخص میگردند ویژگیهای مفهومی کلمه باعث میگردد که همه مصادیق واقعی آن کلمه که در دنیای واقعی وجود دارند در زیر مجموعه آن مفهوم قرار گیرد یا به عبارت ساده تر مفهوم به همه مصداق های واقعی کلمه در دنیا تعمیم داده شود( میز را یک مفهوم می کنید در ذهن ) این میز همه میزهای دنیا را شامل میشود. • میز پالستیکی ؛ میز چوبی ؛ میز فلزی. • میزفلزی سه پایه؛ چهار پایه... -2حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) • ب) خاصیت تجرید پذیری: • ویژگی بر عکس با تعمیم پذیری است بدین صورت که زبان شناسان اعتقاد دارند که اگر ما یک کلمه را مورد بررسی نماییم و اساس و بن و ریشه آن را پیدا کنیم و به معنی و مفهوم آن پی ببریم از طریق شناخت ریشه آن کلمه و تجرید کردن آن کلمه می توانیم کلمه هایی را که ریشه و بن از این کلمه را دارند نیز بشناسیم و به معنی آنها پی ببریم -2حوزه مقوله ای کلمات ( مفهومی) • خاصیت تجرید پذیری: • مثال کلمه پوشش :آن را تجرید کنیم و ریشه ان را پیدا کنیم ریشه این میشود پوش اگر مفهوم آن را بدانیم ( آنچه که روی چیزی گسترده میشود) کلماتی که به نوعی ریشه از این کلمات دارند یا زیر مجموعه ای از این ها هستند رامی توانیم بشناسیم زیرپوش ؛ روپوش روی چیزی را می گیرد .سرپوش؛ تن پوش ؛ پاپوش؛ پوشاک ؛ کف پوش به این خاصیت کلمه تجرید پذیری می گویند خاصیت تعمیم پذیری کلمه باعث میشود که کلمات تبدیل به یک واحد اندیشه بشوند و از طریق آنها ما بیندیشیم و تفکر کنیم خاصیت تجرید پذیری کلمه باعث میشود کلمات تبدیل به یک وسیله ارتباطی شوند ظرفیت پذیری کلمات: • چند معنایی کلمات عالوه بر صورت پذیرفتن از حوزه معنایی کلمات و حوزه مقوله ای کلمات از طریق ظرفیت پذیری کلمات نیز قابل انجام است • ظرفیت پذیری بدین صورت که بعضی از کلمات هستند که وقتی آنها را تلفظ می نمائیم به خود خودی دارای معنی مستقل هستند و برای کامل شدن معنی شان نیاز به کلمه دیگری ندارند و ذهن منتظر برای تلفظ کلمه دیگر و برای تکمیل معنی آنها نیست به این کلمات کلمات بی ظرفیت گفته میشوند مثل اسامی علی،حسن و ...و بعضی از افعال معلوم ( آمدم ) :ظرفیت پذیری کلمات • در مقابل بعضی از کلمات هستند که به خودی خود معنی آنها کامل نیست و برای کامل شدن معنایشان نیاز به کلمه دیگر دارد مثل صفات :چرمی ذهن یک چیز میخواهد که کیف چرمی به این کلمات کلمات ظرفیت پذیر گفته میشود یا افعال متعدی رفتند. خوردند .چه چیری را خوردند؟ ظرفیت پذیری کلمات با همدیگر متفاوت هست بعضی ها تک ظرفیتی بعضیها دو ظرفیتی بعضی ها سه ظرفیتی و بعضی ها بیشتر .تک ظرفیتی با آوردن یک کلمه کامل شوند معنی کامل میشوند با آمدن آنها ذهن منتظر کلمه دیگری نمی ماند با آوردن دو کلمه نفرت یک ظرفیتی است .شکافتن دو ظرفیتی با چه چیزی؟ با چی؟ چاقو بوسیله چه کسی. • سه ظرفیتی خریدن چه چیزی را؟ از چه کسی ؟به چه قیمتی؟ • امانت دادن چهار ظرفیتی است چه چیزی را؟ کتاب .به چه کسی؟ به چه مدت ؟به چه کسی؟ معنا و مضمون: • قبال در مورد معنا بحث کردیم و مشخص کردیم که معنا در قالب تک معنایی و چند معنایی قابل بحث می باشد این خاصیت از کلمه ( معنا) خاصیتی است که در طول زمان و تاریخ شکل گرفته و به صورت یک روابط سمنتیک ( معنایی ) بین کلمه و پدیده ها ایجاد شده است. • مضمون :در مقابل مضمون یک جزء از معنا می باشد که در طول تاریخ شکل نگرفته و آن چیزی است که در لحظه خاص نظر گوینده می باشد که توام با احساسات عواطف و هیجان است • مثل آتش معنی که دارد شیئ است که گرما نور میدهد که در طول تاریخ شکل گرفته است روشی است که برای پختن بوده اشاره به یک پدیده سوزاننده همراه با نور و حرارت • مضمون آتش :در زمان حال مدنظر گوینده هست وابسته به موقعیت هست اینجا آتش به معنی شلیک کردن هست مخاطب هم برای آن چنان که گوینده می گوید با توجه به اوضاع و احوال شرایط نسبت به درک آن نایل آید می فهمد. • اشاره کردیم که معنا کلمه وسیله ای برای تفکر واندیشه می باشد درکنار آن باید اشاره کرد که مضمون کلمه کارکرد ارجاعی دارد و اگر یک فردی توانایی برای درک مضمون کلمات نداشته باشد درارتباط مشکل خواهد داشت و امکان دارد این مشکل او ناشی از بیماریهای شدید روانی باشد یعنی اگر در موقعیت جبهه جنگ یک فرد با شنیدن کلمه آتش اظهار بدارد که کجا سوخت و دنبال آب برای خاموش کردن باشد افراد مشاهده کننده او این عدم درک مضمون را در وی حمل بر اختالل روانی داشتن فرض می دارند. بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی: • در بحث های قبلی اشاره کردیم کودک بعد از اینکه عمل وابستگی را رد نمود و وارد معنا وابستگی شد میتواند برای تمام کلمات یک مصداق مشخصی پیدا نماید و یا به این رشد زبانی برسد که بتواند برای هر پدیده ای یا شی مصداقی قائل شودو این امر قراردادن مصداق برای کلمات تا سه ونیم و چهار سالگی بطول می انجامد حال این سئوال پیش می اید که آیا وقتی کودک به چهارسالگی میرسد و برای تمام اشیاء مصادیق و یا مصداقهای وضع می نماید آبا با رسیدن به این مرحله دیگر رشد معنایی کلمات پایان می یابد یا اینکه رشد معنایی کلماتی متوانید ادامه پیدا نماید. بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی • در جواب باید اشاره کرد که رسیدن به چهار سالگی رشد معنایی و مصداقی کلمات پایان نمی پذیرند و مصداق یک شیئ میتواند در طول رشد به تبعیت از رشد اگاهی و شناخت تغییر یابد برای مثال کلمه مغازه را در نظر بگیریم. بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی • الف-مغازه در خردسالی مصداق مغازه مکانی که در آن خوراکی می فروشد. به لحاظ رشد زبانی خوشایندی و ناخوشایندی کلمه مالک است ( مرحله عاطفی ) • ب-در پیش دبستانی مصداق مکانی که در آنجا وسایل خرید و فروش می کنند آن چه را که دیده مالک قضاوت در خصوص کلمه است (مرحله عینی و محسوس) • ج) درآخر دبستان و بلوغ مصداق مکانی که در آن (پول – کاال – پول – سود ) به عنوان یک مکان اقتصادی در نظر می گیرد مرحله منطق – کالمی یا انتزاعی رسیده است. بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی • اگر بخواهیم رشد کلمه را به لحاظ معناپذیری در جریان تکفین فردی مورد بررسی قرار دهیم میتوانیم یگوییم که کودک از سه مرحله رشد زبانی عبور میکند . • مرحله اول ( :غالبا 2تا 4سال ) مرحله عاطفی می باشد که معموال کودکان خردسال در آن مرحله قرار می گیرند خاصیت این مرحله این است که مصداق کلمه با توجه به خوشایندی یا ناخوشایندی پدیده درک میشود مثل مغازه که آن را مکان خریدن خوراکی معنی میکند یا در توضیح معنی سگ جمله گاز می گیرد عاطفی ( ترس ) براو غالب است یا (واق واق میکند) بطور ضمنی اشاره مفهوم به عاطفه ترس دارد و به ذهن او می آید بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی • مرحله دوم 4( :تا 7سالگی ) در مراحل رشد که باالتر می رویم به مرحله پیش دبستانی می رسیم می بینیم که رشد درک کودک از کلمات به طبع رشد و آگاهی و شناخت او باال رفته و مرحله جدیدی در رشد زبانی او بوجود آورده است که به آن مرحله عینی محسوس می گویند در این مرحله درک کودک از اشیاء و مصداق سازی اشیاء تحت تاثیر عینیات یا هر آنچه که کودک می بیند و محسوسات هر آنچه که کودک احساس میکند میباشد لذا چون دیده در مغازه خوراکی می فروشند میز؛ صندلی ؛ مبل؛ همه چیز می فروشد در معنی مغازه می گوید مکانی که اشیایی در آن فروخته میشود و یااشیایی در آن خرید میشود و درتعریف سگ هر آنچه که دیده بیان می نماید دندان ؛ مو؛ پشم؛ دارد بررسی تکوین فردی کلمه در جریان رشدی فردی • مرحله سوم 12 -8 :سالگی باز در مراحل رشد کودک که باالتر می رویم و به سنین آخر دبستان یا نوجوانی یا بلوغ نزدیک می شویم می بینیم که مجددا مصداق و معنای کلمه در او متحول میشود و فرد به مرحله منطقی کالمی یا انتزاعی میرسد خاصیت مرحله انتزاعی این است که کلمه وارد نظامی از معناهای به هم پیوسته می گردد و کودک کلمه را در داخل سلسه مراتبی از معناها درک می نماید و قرار میدهد. روند رشد زبانی • • • • • • • رشد زبانی : مرحله عاطفی ( غالب 2تا 4سال ) مرحله عاطفی و عینی و محسوس ( عاطفی در حال خاموش ) مرحله عینی ( در حال استقرار ) ( 4تا 6سالگی ) مرحله منطقی و کالمی غالب عینی یا استقرار کامل 6تا 7سالگی مرحله عینی و محسوس :غالب عینی یا استقرار کامل 6تا 7سالگی مرحله عینی و انتزاعی عینی خاموش و انتزاعی استقرار 12 -8سالگی مرحله انتزاعی :غالب انتزاعی یا استقرار کامل انتزاعی 12به بعد :بررسی رشد مفهوم • • • • اشاره کردیم که کودک به لحاظ درک معنی و مصداق کلمه در سنین مختلف متفاوت می باشد حال میخواهیم این متفاوت بودن درک معنی و مصداق کودک را با توجه به مراحلی برای رشد زبانی ( کالمی) ارائه نمودیم مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم در افراد مختلف با سنین های مختلف چگونه می تواند باشد و به چه شکلهایی میتوان آنها را بررسی کرد در بررسی مفهوم سه روش وجود دارد که هر یک را به اختصار مورد بررسی قرار دهیم. -1روش پرسش از مفهوم -2روش تفکیک و مقایسه -3روش طبقه بندی :روش های بررسی رشد مفهوم • • -1روش پرسش از مفهوم: • روشی است که در آن به آخر یک مفهوم یا کلمه استفهامی یا پرسشی اضافه می نماید مثل سگ چیست؟ و کلمه را به کودک ارائه می نماید همان مصداق کلمه است که با بررسی آن مصداق می توان به مرحله رشد زبانی او پی برد امکان دارد کودک درپاسخ این پرسش به خاصیت عاطفی کلمه اشاره نماید که در آن صورت او در مرحله عاطفی خواهد بود اما اگر کودک در توضیح این مفهوم به هر آنچه که بیند و حس کند و اشاره کند در مرحله عینی محسوس خواهد بود اما اگر در توضیح مفهوم به چیزهایی یا خاصیت های پنهان کلمه یا مفهوم اشاره نماید وهمچنین کلمه را وارد سلسه مراتب معنایی میکند در آن صورت در مرحله انتزاعی خواهد بود دیده شد که کودکان در سپری کردن مراحل رشد زبانی به صورت تراکمی عمل می نماید و مراحل رشد آنها پرسشی یا جهشی نیست :روش های بررسی رشد مفهوم • روش تفکیک و مقایسه: • روشی است که در طی آن به جای اینکه یک کلمه داده شود دو کلمه به او داده میشود و از او خواسته میشود که وجه اشتراک یا تشابه این دو کلمه رابیان می نماید و جوابهای کودک را به عنوان وسیله ای برای بررسی رشد معانی او قرار می گیرد :روش های بررسی رشد مفهوم -انواع روش تفکیک و مقایسه • به سه شیوه قابل اجرا میباشد • شیوه اول :که آسانترین شیوه می باشد در آن دو کلمه به کودک ارائه می نماید که اشتراک نزدیک با هم دارند و از او میخواهند که این اشتراک نزدیک را کشف نماید مثل سگ و گربه گچ و تخته .شامپو و صابون میزو صندلی .قاشق و چنگال • شیوه دوم :سخت تر نسبت به شیوه اول است دوکلمه به کودک ارائه می نماییم که اشتراک دوری با هم دارند و از او میخواهند که این اشتراک انها را بیان کند .سگ و قورباغه -سگ و کالغ .مرغ و ماهی • شیوه سوم :در شیوه سوم دو کلمه ای را به کودک ارائه می نماییم اشتراکات دوری با هم دارند در کنار اشتراک دور وضعیت تعارضی نیز بین دو کلمه برقرار است یا کارکرد عملکردی دارند که به نوعی این کارکرد عملکردی روزانه یا همایند باعث می شود که کودک اشتراک آنها را نادیده بگیرد و بیشتر به عملکرد روزانه آنها در جواب دادن اشاره نماید برای مثال اسب و اسب سوار -دوچرخه و دوچرخه سوار -نجار و چوب

45,000 تومان