صفحه 1:
تدریجگرایی منطقی
Logical Incrementalis
۰
۱۵۲۰5
صفحه 2:
صفحه 3:
تدریج گرایی منطقی اصطلاحی است که توسط جیمز برایان کوین در سال 1980 ابداع شد. بنا یه
گفته کوین " یکپارچه سازی بطور مداوم فرایندی افزایشی از ندوین و اجرای استراتژی بطور
همزمان بوده که در مرکز مدیریت استراتژیک موثر است. رویکرد تطبیقی او از تدوین استراتژی به
رسمیت شناخته شده باکه اجرای تغییر در یک سازمان بزرگ, پیچیده و وقت گیر است و در وافع
ممکن است بعنوان نتیجه یک طرح استراتژیک به طور کامل بیان شده, امکان پذیر نباشد. به جای
آن نظریه مختلط غير خطی برنامه ریزی استراتژیک و در وسط تغییر خود به خود پيشنهاد شد.
این دیدگاه که مزیت رقابتی میتواند در دوره زمانی بلند مدت پایدار بماند. به ee برقی از
صاحب نظران که اشاره يه تغييرهاى سريع شرايط رقابتی داشتند مورد انتقاد واقع شد. آنها عقیده
داشتند شدت رقابت اجازه پایایی مزیت رقابتی یه مدت طولانی را pees اذ ابن امنظر شركيق
پر شوکت دیگر برتری مییاید که بتوند به سیعت و همواره شرایط فعلی را از بسن ببرد و پایههای
جدیدی برای رقابت ایجاد نماید. رقابت نیازمند باز تعریف مزیتهای رقابتی 3
بنیادی در روابط بازار است. موفقیت از نقاط قوت فعلی (طیق دیدگاه منبع محور) ناشی
نمى شود: بلكه يه گسستههای متوالی پستگی دارد. اين امر سازمان را قادر میکند به طور مرتب
مزیتهای رقابتی جدید ولی موقت بسازد. مزیت رقابتی موقتی است و شرکتها مزیت رقابنی
خود و دیگران را مختل میکنند. اقدامها و واحدهای سازمانی اتصال ضعیقی دارند و رقایت تیازمند
اقدامهای تهاجمیاست که نباید به دلیل وفاداری و دلسوزی مجدود شوند. استراتژیهای موفق
متکی به پایش مستمر, تفسیر, ابتکار, فرصت طلبی و بداهه پردازی هستند.
صفحه 4:
رویکد انطباقی تدریجی به استرانژی, عقلانیت مخصوص به خود را دارد که کوئین از آن به عنوان
«ندریح گرایی متطقی» یاد میکند. عقلانبت ممتاز تدریجگراييه منطقی بر اساس پذیرش عقلائیت
محدود خود ما استوار شده است. نظریهپردازان هوشمند میدانند که هميشه نمیتوانند به اندازه
کافی باهوش باشند تا در مورد همه مسائل پیشاپیش فکر کنند.
مشخصه های رویکردی تدرنج گرایی است که تصمیم گیزندگان به سادگی یه اهداف نمی رسند و
آنها را در بسته های دقیق و یکیارچه حمایت شده توسط استراتژیست های نظری اعلام نکرده و
توسط اجزا سازمان اجرا نشده است. آنچه el se
خود آن شناسانده شده اما شمای استادانه از مدل جامع عقلانی آشکار نمی باشد. این بعنوان
"حالتی بی نظم و درهم برهم" تفسیره نشده بلکه بعنوان پاسخی قابل دفاع به پیچیدگی های یک
سازمان بزرگ که در برایدٍ اهداف عمومی شده تقلیل بافته. می باشد. اعلان اهداف خیلی زود
براق کل سازمان در فرایند برنامه ریزی می تولند باعث اینها شود : .۰ تمرکز سازمان. خبلی زود
موقعیت سخت شود. گزینه های خلاقانه حدف شوند. باعث مقاومت فعال به اهداف خودشان گردد
وارانه تقطه کاتوی در برارر مقالفت تکه oC شدم دیگری را سار ماندهی خواهد تمو ©
5 مرحله از تدریج گرایی متطقی عبارتند از :
1- دغدغه عمومی, آگاهی مبهم احساس از یک موضوع یا فزصت.
2- پخش یک ايده كلى بدون جزئيات. ايده براى واکنش های مثبت و منفی و برای اصلاحات مطرح
توسعه رسمي برتامه تغيير.
4- استفاده كردن از يحران يأ فرصت برای تحریک اجرای طرح بازنشستگی تغیبر یک مدیر ارنشد
یا از دست دادن ناگهانی سهم بازار که می تواند پذیرش سریع و اجرای تغییر را تسهیل میکند.
5 اقتباس از طرح به ie اجرای پیشرفت.
فرضيات تدريج كرابى منطقىٍ
*تصمیم ها می تواند برای شکل دادن به استراتژی و حركت تذريجى سازمان يه سمت اهداف آنء
گروه بندی و تجزیه و تجلیل شده باشد.
*تصمیم گیری غیر متمرکز مصلحت سیاسی و ضروری است.
صفحه 5:
مدير ارشد استراتژی 016667 «وعاهتن5 Chief
Centralization And
طرفداران 9 منطقی با صادق بودن در مورد محدودیتهایشان, متعهد میشوند که به فرایند
آزمون و بادگیری بپردازند. رویکرد تدریحگرایی لزوماً رویکردی تاکتیکی نیست. این رویکرد ممکن است با
منطقی اساسی یا «قصد استراتژیک» هدایت گردد که هردوی اينها به قدر کافی واضح هستند تا فهمی
درست از مسیر را ارایه نمایند و آن قدر گستردگی دارند که مجال انعطافپذیری و فرصت طلبی را در
طول مسیر فراهم کنند.
ین و اجرای استراتژی در چرخه بهبود مستمر نیز از دیگر مزیتهای اين رویکرد می باشد.
تدریج گرایی منطفی در مورد استفاده گسترده غیر متمرکز استراتژی های سازمانی به منظور هدایت
تصميم كيرى متمركز, تقويض اختبار اعضای سازمان بوده كه با اين وضعيت آشنا هستند و حقايق و داده
لازم را به طور آگاهانه انتخاب نمی کنند.
آهسته روی منطقی پیانگر حرکتی است از نگاه مكانيكى تثورى انتخاب استراتزيك ستنى به سمت اين
نگاه که استراتژی فرآیند تغیبرهای کوچک مستمر است.
صفحه 6:
ne
كه كر كه
ue
*
صفحه 7: