صفحه 1:
es 1 — ‏توافت‎ ۱ ۲ re oa WV SNOSHO) hicam) = ۱۸۵۲۸۱۵۸۵۱۵۵8۹1۸ 6 ۱ ۷ 7 3

صفحه 2:
رابطه مسیحیت و حکومت استاد محترم : جناب آقای دکتر مجتبوی < تهیه کننده: طاهره فرازی < دانشجوی کارشناسی امورتربیتی < » 1387-1386 د 2

صفحه 3:
پایه گذاری کلیسا جامعه مسیحیت که توصیف آن در کتاب عهد جدید آمده < است »کلیسای رسولان نامیده می شود و مقصود از آن » جامعه رسولان و نسل اول مسیحیت است . این جامعه ازنظر زمانی به تقریب فاصله سال های 900 تا 00000 یعنی از عید گلریزان تا تدوین آخرین بخش کتاب مقدس را .در بر مى كيرد /

صفحه 4:
شکل گیری قدرت کلیسا با ورود مسیحیت قدرت به دست کلیسا افتاد . قرون وسطی که هزار < سال طول کشید .دراین دوران که ابتدا از طرف امپراطوران حمایت می شد به تدریج قدرت به دست کلیسا افتاد . تجربه معنی نداشت . به امور مافوق طبیعی اعتقاد داشتند . تعداد کلیساها رو به فزونی ذاشت .ثروت و نفوذ كليسا بالا رفت یک سوم خاک اروپا به دست کلیسا افتاد و بیشتر اقوام در اثر ایمانی که کلیسا تلقین می کرد متحد . شده بودند

صفحه 5:
ثروت در روم جای خود را به فقر داده غرور و افتخارات جای خود ‎٠‏ ‏را به لاقیدی داد. شهرها رو به خرابى رفت جاده ها مرمت نشد رفت و آمد و نقل و انتقال تجارى صورت نمى كرفت . تقريبا تمام امپراطوری به دست پاپ افتاد . اقوام ژرمنی وارد خاک روم شدند. صندوقهای کلیسا از صدقات اغنیا و فقرا پر شد . پس از آن تاریخ ,تشکیلاتی به اين وسعت ندیده بود. عقل و ایمان در جا می زد

صفحه 6:
< تشریفات تجملی و پر زیب و زیور دربار امپراطوری روم تاثیر فزاینده ای بر مراسم و مناسک مسیحی بر جا گذاشت . برای مثال اهل کلیسا شروع به استفاده از عود و کندر کردند که از قدیم به نشانه احترام به امپراطور دربار به کار می رفت . اسقف ها اینک تعظیم و دیگر نشانه های اقدام را دریافت می کردند که به طور سنتی درباریان نسبت به امپراطور نشان می دادند . روحانیون بلند مرتبه همچنین شروع به پوشیدن جامه تجملی تر کردند. * به موازات اين بهره ها و تغییر ها تعداد مسیحیان در امپراطوری با سرعت بی سابقه ای رو به افزایش گذاشت .

صفحه 7:
رامس مک مولن درباره انگیزه های اين نوگرویدگان کم تر جدی می نویسد: امپراطوران و مقامات کلیسا که بر توزیع مزایای مادی نظارت داشتند آن ها را جلوی غیر مسیحیان تکان می دادند به اين امید که سمت و سوی وفاداری آن ها را تغییر دهند . مردم تا حدودی به این جهت به کلیسا می پیوستند که ثروتی کسب کنند یا دست کم از فقر خود بکاهند انگیزه مردم در آن زمان چنین بود. هزاران کشاورز و شبان و نظایر آن تحت سرپرستی ناظران کلیسا و پاسداران بردگان در آمدند. همتایانشان در املاک خصوصی نیز به همین سیاق .... چراکه اربابانشان برای ارتقای مقام سریع تر در دستگاه دولتی جذب کلیسا شدند. برای بسیار کسانی که به چنین مراد مهمی وابسته بودند دور اندیشی حکم می کرد که از انتخاب آن ها در امر پرستش پیروی کنند.

صفحه 8:
از ابتدای کار مسیحیت کلیسای روم از بزرگترین مجامع عیسویان امپراطوری روم گردید و موقعیت و محل آن با اهمیت تلقی شد. علاوه بر آن برای کلیسا پایه و اساس قدیمی اپوستولیک قائل بودند . بدین معنی که می گفتند پطرس یکی از حواریون آن را تاسیس کرده و اولین معلم آن بوده است . از اين رو اهمیت زیادی دارد زیرا در سراسر ممالک مغرب زمین کلیسای دیگری نبود که یکی از حواریون .و رسولان صدر اول آن را بنیان گذاری کرده باشد

صفحه 9:
اهمیت آن کلیسا به اندازه ای فزونی یافت که هر وقت در مجامع عیسوی اختلافاتی رخ می داد و در اصول و فروع دین اشکالاتی پیش می آمد در آن مورد فتوای کلیسا ی روم قاطع بود وبه ان رجوع می شد تا معلوم شود که کدامیک برابر اصول اپولستیک و کاتولیک است . و اگر هم مراجعه نمی شد اسقف روم که به لقب خاص پاپ خدا می شد حق داشت که برای طرفین منازعه نامه نوشته و انها را وعظ و ارشاد نماید .

صفحه 10:
کلیسا در اوایل کار غالبا مختص به اجتماعات شهری بود و بر هر کلیسا اسقفی ریاست داشت که چند کشیش به او یاری می کردند ولی به تدریج تشکیلات کلیسایی به دهکده ها نیز راه یافت و در نقاط دور از یکدیگر اجتماع دینی مومنان را تنها کشیشان اداره می کردند و هر ,کشیشی با اسقف نزدیک به خود ارتباط داشت د 2

صفحه 11:
به اين ترتیب ضمن گسترش کلیسا از شهر به نقاط مجاور ولایت < های دینی پیدا شد اين ولایت های دینی در زمان انعقاد شورای نیقیه با یکدیگر جمع شدند و به صورت اتحادیه هایی شبیه ایالت های عرفی در آمدند که هریک را اسقفیه می نامیدند و اين کلمه در آن زمان معانى وسیعتر از معنی لمروزوداشتب

صفحه 12:
کلیسای مسیحی توانست که اواقوامی را که به دين مسيح گرویده بودند بر نظام عرضی و اجتماعی امپراطوری روم منظم و مرتب سازد و گروه بندی ایرانیان و اعراب و اقوام دیگر شرقی را مطابق دستگاه اسقفیه ها و ایالتهای دینی که تقلیدی از سازمان اداری رومی بودنظام بخشید و در میان ایشان ملاکهایی تربیتی بود به سان آنجه در اسکندریه مستفر شده بود منتشر سازد سرچشمه اصلی ماده علمی و جنبش فلسفی که مسلمانان از آن سیراب شوند همان اثر کلیسا بود که در دوره خلفای عباسی به اوج خود رسید. میراث یونانی به وسیله کلیسای مسیحی به جهان اسلام وعرب انتقال یافت .

صفحه 13:
نظام الهیات مسیحی در سده های نخست تا قرن 6 به شکل نهایی اش رسید به گونه ای که برای بیش از هزار سال دست نخورده باقی ماند . با فرا رسیدن قرن ششم که بسیاری آغاز قرون وسطا را از آن زمان می دانند دوره ای 6 قرنی آغاز شد که به سده های تاریک مشهور است . این نامگذاری از آن جهت است که در اين دوره چراخ علم و معرفت فروغ چندانی در غرب نداشت در این دوره عصر دیگری آغاز شد که آن هم چند قرن طول کشید وطی آن علم و دانش از رکود عمیق خارج شد و تا حدی به پویایی نسبی نزدیک شد . کل اين دوره را از آن جهت که میان .عصر باستان و عصر جدید واقع شده است قرون وسطا می خوانند

صفحه 14:
به هر حال نظام الهیات مسیحی در طول این دوره ثابت ماند عالمان هرگز برای ایجاد تحول در اين نظام تلاش نکردند بلکه تمام کوشش آنان تبیین و تفسیر بهتر همین نظام بود. در اين دوره از تاريخ مسيحيت سه نكته مهم به جشم مى خورد : 0- جدايى شرق از غرب و اختلافات الهياتى در كليسا 2- تلاش هاى عالمان الهيات كاتوليك در قرون وسطى 9- عملکرد کلیسای کاتولیک در قرون وسطی ص2

صفحه 15:
کلیسای کاتولیک در قرون وسطا بر همه جنبه های زندگی مردم سلطه داشت از امور دینی تا امور مربوط به دیگر رشته های علوم از امور اجتماعی و سیاسی تا مسائل فردی و اخلاقی و از شعاثر و مراسم ظاهری تا معنویت و ارتباط با خدا به هر حال اوضاع اسف بار آن دوره و فساد عملی کلیسا ‎Gel‏ عقب ماندگی و ضعف همه جانبه ما شد . از این رو هنگامی که مردم به آگاهی رسیدند خواستار تغییر این وضع شدند این خیزش آغاز عصری جدید بود که تحولات پشت سر آن در امور دینی خلاصه نشد و تمام جنبه های زندگی بشری را در برگرفت.

صفحه 16:
توسعه سازمان کلیسا: + آنچه در قرن چهارم و پنجم و پس از رسمیت یافتن مسیحیت رخ داد توسعه کلیسا به صورت سازمانی بسیار گسترده مانند یک نظام حکومتی بود . در پی توسعه کلیسا این سازمان ساده به صورت تشکیلاتی با شکوه شاهانه در آمد و روحانی و سردمدار دین که برای الگو شدن باید لباس زهد بر تن می کرد به هیئت پر زرق و برق حاکمان در آمد و به جای اينکه خود تندیس تقوا و دینداری گردد تا برای دیگران گواهی زنده باشد به اين باور رسید که دین خدا را با قدرت حکومت توسعه دهد.

صفحه 17:
در چنین اوضاعی بود که ‎ore‏ ای به اين نتیجه رسیدند که ماندن در < چنین جامعه ای نتيجه دیگری جز الودگی ندارد و راه نجات این است که جامعه را ترک گویند و راه بیابان را در پیش گیرند بدین سان در .قرن چهارم رهبانیت در مسیحیت شكل كرفت

صفحه 18:
مسیحیت در روم سرانجام کلیسا برپا و استوار شده اسقفان هر يك از کلیساهای محلی را بر < عهده گرفتند» به معاونت آنان اقدام کردند و شماسان علاوه بر تکفل امور سالخوردگان و بینوایان » به انواع گوناگون نیکوکاری پیدا شدند که برای خدمت به کلیسا و استواری آن از نعمتهای الهی برخوردار شده بودند: ایشان مبشران » شبانان » معلمان و رسولانی بودند که با الهام روح خدا سخن می گفتند. افرادی نیز قدرت معجزه کردن » شفا دادن بیماران و سخن گفتن به .زیانهای مختلف را در خود داشتند

صفحه 19:
موضع دولت روم در برابر کلیساگاهی مسالمت آمیز بود ولی غالبا حاکمان رومی به آزار موّ منان می پرداختند و در نتیجه افراد بسیاری مانند پطرس و پولس کشته شدند. اندك اندك با گذشت زمان برخی مراکز اهمیتی ویژه و قدرتی مخصوص پیدا کردند: رم » اورشلیم » اسکندریه و انطاکیه . امور مذهبی این چهار شهر به عهده پاتریکها گذاشته شده بود. همچنین در مناطق یاد شده قلمروهایی فرعی به نام قلمرو اسقف ایجاد شدند که زیر فرمان اسقفان قرار داشتند (کلمه یونانی ( (اسقف )) به معنای ناظر است ). در قرن چهارم هنگامی که قسطنطین (استانبول ) را بنا کرد» این شهر نیز در زمره اماکن مهمی قرار گرفت که رهبری کلیسای آن در دست يك پاتريك بود.

صفحه 20:
20 در روزگار قسطنطین (م .0070 میلادی ) جامعه مسیحیت از يك ۶ گروه مورد آزار قدرتهای امپراطوری روم به کلیسای دولتی تحول یافت و حکومت آن را به رسمیت شناخت . بر اثر اين تحول » تغيير و دگرگونی بزرگی کلیسا پدید آمد و بیشتر مردم در امپراطوری بیزانس و امپراطوری روم » به استثنای بهود» دست کم در ظاهر به مسیحیت در آمدند .هنگامی که جدایی بین کلیساهای شرق و غرب کامل شد هر يك از آن دو منطقه مستقلا مراسم عبادی ‏ فلسفه » الهیات و سنت خود را شکل داد. همچنین کلیسای قبطی در مصر. کلیسای سریانی در سوریه و کلیسای نسطوری در عراق و ایران سنتهای قدیمی خود را ,شکل دادند

صفحه 21:
a هنگامی که در اوایل قرن هفتم میلادی دين اسلام در جزيرة العرب < ظهور کرد و حاکمان مسلمانان اداره امور مناطق مسیحی نشین در مصر. شام » بین النهرین و شمال آفریقا را در دست كرفتند» مسیحیان لازم دانستند به دین اسلام با دیده احترام بنگرند و مسلمانان را پارای ایمان و هموطن . بلکه غالبا حاکم خود قبول کنند. از سوی دیگر؛ یوحنای دمشقی که در عصر امویان می زیست ۰ نخستین کتاب مسیحی را که به بررسی اعتقادات اسلامی می پرداخت » به رشته ,تحریر درآورد

صفحه 22:
2 در قرنهای یازدهم تا سیزدهم » دولتهای اروپایی جنگهای صلیبی را به < راه انداختند و بر اثر آن » دشمنی و نفرت نه تنها بین مسلمانان و مسیحیان » بلکه بین مسیحیان غرب اروپا و مسیحیان بیزانسی تا به امروز بر جای مانده است . ویرانگریها؛ شکنجه ها و کشتارهایی كه يحيان در هجوم به قدس (© 006 م .) و قسطنطنیه (1204 م .) از خود بروز دادند» بدترین تاءثیر را هم نزد مسلمانان و هم نزد .مسیحیان شرق باقی گذاشت

صفحه 23:
23 جدايى در كليسا كلمه جدايى بر انفصال بين دو بخش يا كروه از مسيحيان دلالت مى كند و ربطى به اعتقاد ندارد. مهمترين جدايى در تاريخ مسيحيت بين کلیسای قسطنطنیه و کلیسای رم پدید آمد و آن را گاهی جدایی شرق و غرب می خوانند. کلیسای روم می گفت کسانی که کلیساها را رهبری و سرپرستی می کنند» اسقفان جهان هستند که با هم در جسم واحدی تحت اشراف اسقف رم عمل می کنند. به نظر کلیسای قسطنطنیه پنج مرکز برای مسیحیت وجود دارد که از نظر اعتبار و اقتدار برابرند: .اورشلیم » انطاکیه ؛ رم » اسکندریه و قسطنطنیه

صفحه 24:
24 با وجود این اختلاف نظر پیرامون قدرت ۰ مسیحیان تابع رم و قسطنطنیه تا < قرن نهم همگی متحد بودند. در قرنهای بعدی نیز آن دو کلیسا گاهی از هم جدا می شدند ودوباره با هم آشتی می کردند» تا اينکه سرانجام آخرین جدایی بین رم و قسطنطنیه در سال 10066 م . پدید آمد. شکی نیست که بیشتر جداییهای مذهبی بر اثر اسباب و علل سیاسی پیش می آمد» ولی يك عنصر اعتقادی در جدایی اخیر وجود داشت . کاتولیکها (همچنین پروتستانها) برای اظهار ایمان خود به صدور روح القدس از خدای پدر و عبسای پسر که با هم عمل کرده اند. عبارت ((و از پسر)) را به کار می برند؛ در صورتی که (۴۱۱0[00196 : و به لاتبنی) ارتدوکسها به عبارت اصلی قانون ایمان بسنده می کنند و عبارت مذکور را به آن نمی افزاید. به عقيده ارتدوكسها روح القدس فقط از خدای پدر صادر مساءله در واقع برای علمای الهیات اهمیت دارد و توده .مسیحیان این نزاع را چیزی در حاشیه تاریخ مسیحیت تلقی می کنند شده است

صفحه 25:
اصلاح مذهبی آفتابهایی نیز زندگی کلیسای کاتوليك را در قرون میانه به پرتگاه < نابودی کشاند که شاید زشت نرین و ناهنجارترین آنها سایمونی باشد که عبارت بود از فروش منصبهای روحانی و (51۴60۳) امتيازات كليسايى . علاوه بر اين » بابهاء اسقفان و كشيشان تقريبا تمام نقشهای مهم کلیسایی را در انحصار خود داشتند و نقش قابل توجهی برای عامه مردم قائل نمی شدند و آنان را در امور دین و ایمان در .نادانی باقی می گذاشتند 25

صفحه 26:
26 البته اقداماتی اصلاحی نیز در کلیسای را که چهره کلیسا فرون میانه پدید < آمد. برخی از اين اقدامات در عین پذیرفتن اقتدار پاپها؛ اصلاح مفاسدی را که چهره کلیسا را زشت کرده بود» در نظر داشت . برخی دیگر کلیسای کاتوليك را نمی پذیرفت و برای پیگیری يك زندگی مسیحی بهتر و همراه يرهيزكارى بيشتر تلاش مى كرد. از اين روء در ميان اين كروه برخى اوقات افكار و عقايدى يديد مى آمد كه با ايمان سنتى كليساها هماهنك نبود و موجب تكفير آنان مى شد. كليسا و دولت دست به دست هم دادند و براى زدودن آن بدعتهاء شيوه هاى غالبا بسيار قساوت آميزى .با آنها جنگیدن

صفحه 27:
a شورشهای قدیمتر مشهورترین شورشها بر ضد فساد کلیسا عبارت بود از: نیضت بوگومیلها < (در بالکان از قرن دهم تا دوازدهم میلادی )؛ البیجیها (در جنوب فرانسه در قرنهای دوازدهم و سیزدهم میلادی )۰ ولدیها (در شمال ایتالیا از قرن دوازدهم تا عصر ما). وایکلیف (در انگلستان » در قرن چهاردهم میلادی ) و هوس (در بوهیمیاء در قرن پانزدهم میلادی ). در سال 98 دادگاههای تفتیش عقاید برای رسیدگی به بدعتها تاءمسیس شد و كسان نظر گردانندگان آن گمراه بودند» اگر حاضر به توبه نبودند» به اعدام .محکوم می شدند

صفحه 28:
نقش کلیسا در مسیحیت کلیسا در قرن اول میلادی عبارت از انجمنی بسیار ساده بوده که گروهی از مسیحیان در آن از رجعت عیسی با یکدیگر گفتگو می کردند. در همین انجمن به احوال فقرا و یتیمان نیز رسیدگی می شد. اين انجمن رنگ سیاسی - حكومتى نداشث . با كذشت زمان و رسميت يافتن آئین عیسی در دربار امپراطور روم » روحانیت مسیحی شکل گرفت کلیسا را به عنوان پایگاه اجتماعی اقتصادی .خود بنیان گذارد

صفحه 29:
29 در ادوار اولیه مسیحی در مراکز مسیحی نشین چنین انجمنهائی < برای .اجتماع موّ منان فراهم شد در سال 1900 میلادی در روم و یونان و.. کلیساهائی ساخته شد. به کلیسای اول روم که تحت ریاست عالیه قرار داشت ۰ عنوان کاتوليك داده شد. کلیسای روم معبد جامع مسیحیان قرار گرفت و مرکزیت یافت . اختلاف فرقه ای در مسیحیت باعث شد تا همه مسیحیان جهان . این کلیسا را برسمیت نشناسند

صفحه 30:
کلیسای کاتوليك خود را تنها نماینده رسمی مسیحیت در جهان معرفی < می کرد و می کند. بر اين اساس کلیساهای کاتوليك سراسر جهان وابسته به اين کلیسا هستند. کلیسای کاتوليك رسالت جهانی خود را ((خدمت و الفت و اتحاد)) اعلام کرد.) کلیسا در معنای یونانی آن عبارت از هیئت جامعه عیسویان است . اين معنای لفظی ناشی از حقیقت معنوی اولیه انجمنهای قرن اول مسیحی می باشد. چیزی که از آن پس به تدریج معنای خود را از دست داد .به صورت دکان روحانیون مسیحی درآمد

صفحه 31:
همان طور که گفته شد در حوزه هر يك از شهرهاء کلیسا مجمع کوچکی < بود كه از سیستم یونانی الهام گرفته بود؛ اين مجمع ها داراى دو نوع رئيس بود. رئيس تبليغات و ارشاد افراد در امور اخلاقى و دينى و حل اختلافات داخلی » اين مسئول را كشيش مى ناميدند. مسئول دوم كليسا در امور مالى و تقسيم هدايا و نذور و... در ميان فقرا و مساکین مسئولیت داشت که به وی ((دياكر)) كفته مى شد. رياست كل با ((اسقف )) يا ((دوك )) كه امروز ((خليفه )) ناميده مى شودء بود. به كفته محققان اساس دين مسيح در كليسا نهاده شد و كليسا يا اكليسا از .ساده اوليه به يك سازمان عريض و طويل درآمد

صفحه 32:
پاپ چه صیغه ای است ؟ يولس كذاب » اين یهودی مکار و نفوذی و تالی تلو کعب الاحبار < یهودی در اسلام » به دين عیسی درآمد تا فاتحه آن را بخواند و براستی که فاتحه را خواند. در اسلام نیز بنیانگذار روحائیت کعب الاحبار پهودی است . او نخستین امام جمعه » مفسر و مورخ و محدث .و همه کاره اسلام خلافت در عصر عثمان بود

صفحه 33:
نیز ((پاپ)) را تراشید و در قلبدینعسی‌ف رو کرد. (( پوس)) همو بود که در کلیساورسمی‌روم لین باس‌را بر تن‌کرد و ‎AQ)‏ ‏)) شد. پس‌از او لینسمتب رلیرئیس‌کلیسا تا به لمروز باقی ماندم لست لمروز سنتسيئه بولسدر سيره باباعظم ولتيكان» . سندنشينكليسائ((سنتهطرس))؛ نمودار لست

صفحه 34:
گفتیم که در ابتدا ((کلیسا)) کارش اداره امور مذهبی ابتدائی بود و در کلیسای اولیه کشیش ها و اسقف ها فعال بودند. در هر يك از : کلیساهای آسیای صغیر در آغاز سه مقام وجود داشت .ديكانها 0 خادم ه؛ 0- پریسترها -1 پس از پیدایش کلیسای کاتوليك ۰ پاپ در راءس آن قرار گرفت [ .مراتب جدیدی پدیدار شد

صفحه 35:
اين سلسله مراتب عنوان روحائیت مسیح بخود گرفت . در سال 0 م روحانیون کاتوليك اعلام کردند که : پاپ مصون از هر گونه اشتباه و خطا است . سلسله مراتب روحانیت مسیح در کاردینال هاء اسقف ها و کشیش ها خلاصه می شود. بزرگ کشیشان در هر شهری ریاست مطلقه دارد. اسقف بزرگ را رئیس اساقفه گویند. از .میان رژ سای اساقفه » پنج نفر مقام والائی دارند

صفحه 36:
در ابتدا به هر يك از اساقفه لقب ((پاپ )) می دادند. اما در زمان گری گوار هفتم اين لقب به رئيس اساقفه روم اختصاص يافت ياب رياست عاليه جهانى كليساى كاتوليك را كرفت . ياب داراى قدرت الهى است » يعنى نماينده خداى بدر و خداى بسر در زمين . او نيز ولايت مطلقه بر مو منان مسيحى دارد. تاريخ نشان مى دهد كه اين قدرت الهى ياب در واقع قدرتى است كه امبراطورى روم به باب تفويض كرد و با حاكميت روحانی - سیاسی پاپ » قرون وسطى و تفتيش عقايد و استبداد مذهبى » هزار سال بر ارويا و سراسر جهان مسيحيت سايه افكند. و اكر .((رنسانس )) نبودء اين بليه بزرك » بشريت را تهديد به نابودى مى

صفحه 37:
قبل از اين كه ياب مصون از خطا اعلام شود رسوائى های اخلاقی بسيار ببار آورد. روحانيت مسيح دين و دانش را در انحصار دارد. از قرن 19 میلادی خواندن کتب مقدس بدون اجازه روحانيون ممنوع شد. هر كونه جون و جرائى در انجام تصميمات روحانيون ممنوع . است . اصل تعبد و تحقيق بر عامه مسيحيان حاكم است

صفحه 38:
چشم گشودن و آزادی فکر و اندیشه و تحقیق و... حرام است و مرتکب آن کافر و ملحد اعلام می شود. عقاید رسمی مورد قبول » فقط عقاید بخشنامه ای کلیسای مرکزی است . کشیش شخصیت پاپ و پرستش او از پدیده های کلیسای کاتوليك . است . پاپ دارای مقام مافوق بشری است

صفحه 39:
کلیساها با معابد هندوان و یونانیان و رومیان قدم و جدید فرقی ندارد و معبد تصاویر و اشکال گوناگون شده است . آمرزش گناهان و فروش نقدی و قسطی بهشت ۰ رسالت بزرگ کلیسای کاتوليك است . سیادت سیاسی پاپ بر جهان ‏ قرنها ادامه داشت . در سال 490 میلادی بین پاپ سوم و پادشاه وقت انگلستان اختلاف افتاد و شاه به ,دستگاه روحانیت حملات شدیدی کرد. پاپ او را تکفیر نمود

صفحه 40:
40 پادشاه ترسید و نوشت : ((ما را سروش غیبی این گونه خبر داد که کشور انگلستان و ایرلند را به عیسی و حواریون و پاپ و جانشینان كاتوليك او داده ايم . ملت بداند كه از اين به بعد حكومت بر اين كشور را از طرف پاپ و مقام روحانیت به عنوان نایب السلطنة » در دست . خواهيم داشت

صفحه 41:
a نظر ما بر اين تعلق كرفت كه روحانيت هر سال در دو نوبت و هر ‎٠‏ ‏بار هزار ليره انكليسى از ما دريافت دارند. و اكر ما ويكى از اعقاب ما با مدلول اين قرار داد مخالفت کنیم » از حق سلطنت بر اين كشور برای هميشه محروم خواهیم بود)). در سال 006 میلادی هانری چهارم امپراطور آلمان به علت بی .اعتنایی به فرمان پاپ هفتم تکفیر شد و از مقام خود خلع گرا

صفحه 42:
42 اعلاميه باب عليه او جنين است : ((من به نام خداى متعال : اب + ابن + روح القدس بادشاهى را كه احترام كليسا را نگاه ندارد» از حکومت بر آسمان ایتالیا ممنوع می دارم )). کار به جائی رسید که هانری چهارم لباس توبه پوشید و به حضور پاپ آمد. ولی پاپ سه روز بها و اجازه ورود نداد. پس از سه روز .توبه او را قبول کرد

صفحه 43:
3ه فيليب اول در سال “©0076 ميلادى به وسيله باب اوربن دوم تكفير شد. در سال 0060 ميلادى » لوثى هفتم توسط ياب اينوسال دوم تكفير شد. در طی دوره قرون وسطی و حاکمیت استیداد مذهبی کار پاپ مذهبی کار پاپ و روحانیت مسیح و تکفیر و تحریم بود و چه قصابی ها که نکردند و میلیونها انسان آزادی خواه و حق جو و دانشمند را اعدام و شکنجه که نکردند. .پاپ و روحانیت پس از اقتدار سیاسی جان ملت ها را به لب ر؛ (

صفحه 44:
مه آنان دستكاه كسترده تفتيش عقايد و افكار داير كردند و کلیه مخالفان فکری عقيدتى خود را با فتواى دين به نام خدا و مذهب اعدام و سر به نيست كردند. نويسنده كتاب ((علم و دين )) مى كويد: در اين دوره سياه ((بنج میلیون )) نفر به جرم فکر کردن و سرپیچی از فرمان پاپ به دار زده شدنده گروه بسیاری را در سیاه چالهای تاريك و مربوط روم و... زندانی کردند» از سال 0600 تا 06۳06 میلادی یعنی در طی 06 سال به دستور دادگاه تفتیش عقاید؛ 4060 نفر را زنده سوختند» 0606000 نفر شقه کردند و 626000 ءنفر را در زیر شکنجه کشتند

صفحه 45:
45 مسیحیت در اروپا پس از ورود مسیحیت به قاره اروپا و همه گیر شدن آن سختگیریهای مذهبی شدیدی بر این قاره حاکم شد. کلیساها نه فقط محلی برای عبادت بلکه محلی برای انجام امور سیاسی شدند. کشیشها به حاکمان سیاسی بدل شدند و فقر و ظلم و بدبختی تمام اين قاره را در بر .كرفت

صفحه 46:
46 اين دوران همان دوران معروف قرون وسطی بود. اروپایی که در آرامش به سر میبرد با ورود مسیحیت و گذشت چند سال به ورطه نابودی افتاد. بیش از همه کشورهای اسکاندیناوی در اين میان ضرر دیدند. با گذشت زمان مردم به طور کامل از دين زده شدند و به هیچ .وجه از کلیسا و خدا و... دل خوشی نداشتند

صفحه 47:
47 كم كم كار به جايى رسيد كه عده اى كلا ضد خدا شدند. با ورود به عصر رنسانس و بس از آن عصر جديد و آزاديهايى كه در بى اين عصر به وجود آمد عقيده هاى افرادى كه قبلا ضد خدا شده بودند باقى ماند و به نسل جديد رسيد. در ميان اين نسل افرادى معتقد بودند كه مسيحيت و خدا و به خصوص خود حضرت مسيح(ع) موجب .نابود شدن گذسته آنها و پدران آنها گشته

صفحه 48:
48 این افراد به مرور در جامعه قدرت یافتند و به مرور با آزادی بیانی که در اروپا به وجود آمده بود عقاید خود را گسترش دادند و طرفدارانی .هم جمع کردند تمام فلسفه وجودی آنها این بود که ضد خدا پرستی و به خصوص .ضدمسیح باشند همچنین هیچ دین دیگری را هم قبول نمیکردند

صفحه 49:
49 چون فکر میکردند همان بلایی که مسیحیت به سرشان آورده دوباره با دين جديد بر سرشان مى آيد و به خصوص که آنها کلا ضد خدا يرستى شده بودند بس بذيرفتن هيج دين ديكرى هم منطقى به نظر نمى آمد. به مرور زمان اين افراد هم نياز به قدرتى مافوق طبيعى بيدا كردند تا آن را بيرستند. جز خدا جه موجودى ميتوانست مورد يرستش إاين افراد باشد؟

صفحه 50:
منابع: * رضایی » عبدالعظیم- تاريخ ادیان جهان - انتشارات علمی - تهران:49/2) * اولیری » دلیسی-ترجمه احمد آرام- انتقال اسلام- سازمان انتشارات جاویدان ۶ اردستانی » عبدالرحیم - آشنایی با ادیان ۵ نشر زلال کوثر -4966) + توفیقی » حسین - آشنایی با ادیان بزرگ - تهران-دانشگاه سمت - 990 * جان ناس - مترجم» علی اصغر حکمت - تاریخ جامع ادیان - تهران- 56 ۹950 —_

صفحه 51:
+ دان ناردو - ترجمه مهدی حقیقت خواه - پیدایش مسحیت - انتشارات ققنوس-1968) < جزوه استاد محترم جناب آقای تبریزی * جزوه استاد محترم جناب دكتر مجتبوی پیرامون تحول بینش دینی < استفاده از 20) ارزشمند گنجینه ‎http://0001.javanblog.com/‏ » ‎http://www. farsicrc.com/index.php?‏ > option=com_content&tas- k=view&id=3025&ltemid=278 51

صفحه 52:

صفحه 53:

هوالجميل استاد محترم :جناب آقای دکتر مجتبوی تهیه کننده :طاهره فرازی ‏ ‏ دانشجوی کارشناسی امورتربیتی ‏ 1387-1386 ‏ جامعه مسیحیت که توصیف آن در کتاب عهد جدید آمده ‏ است ،کلیسای رسوالن نامیده می شود و مقصود از آن ، جامعه رسوالن و نسل اول مسیحیت است .این جامعه ازنظر زمانی به تقریب فاصله سال های 30تا 100یعنی از عید .گلریزان تا تدوین آخرین بخش کتاب مقدس را در بر می گیرد 3 با ورود مسیحیت قدرت به دست کلیسا افتاد .قرون وسطی که هزار سال طول کشید .دراین دوران که ابتدا از طرف امپراطوران حمایت می شد به تدریج قدرت به دست کلیسا افتاد .تجربه معنی نداشت .به امور مافوق طبیعی اعتقاد داشتند .تعداد کلیساها رو به فزونی گذاشت .ثروت و نفوذ کلیسا باال رفت یک سوم خاک اروپا به دست کلیسا افتاد و بیشتر اقوام در اثر ایمانی که کلیسا تلقین می کرد متحد .شده بودند 4 ‏ ثروت در روم جای خود را به فقر داده غرور و افتخارات جای خود را به القیدی داد .شهرها رو به خرابی رفت جاده ها مرمت نشد رفت و آمد و نقل و انتقال تجاری صورت نمی گرفت .تقریبا تمام امپراطوری به دست پاپ افتاد .اقوام ژرمنی وارد خاک روم شدند. صندوقهای کلیسا از صدقات اغنیا و فقرا پر شد .پس از آن تاریخ .تشکیالتی به این وسعت ندیده بود .عقل و ایمان در جا می زد 5 ‏ تشریفات تجملی و پر زیب و زیور دربار امپراطوری روم تاثیر فزاینده ای بر مراسم و مناسک مسیحی بر جا گذاشت .برای مثال اهل کلیسا شروع به استفاده از عود و کندر کردند که از قدیم به نشانه احترام به امپراطور دربار به کار می رفت .اسقف ها اینک تعظیم و دیگر نشانه های اقدام را دریافت می کردند که به طور سنتی درباریان نسبت به امپراطور نشان می دادند .روحانیون بلند مرتبه همچنین شروع به پوشیدن جامه تجملی تر کردند. ‏ به موازات این بهره ها و تغییر ها تعداد مسیحیان در امپراطوری با سرعت بی سابقه ای رو به افزایش گذاشت . 6 رامس مک مولن درباره انگیزه های این نوگرویدگان کم تر جدی می نویسد: امپراطوران و مقامات کلیسا که بر توزیع مزایای مادی نظارت داشتند آن ها را جلوی غیر مسیحیان تکان می دادند به این امید که سمت و سوی وفاداری آن ها را تغییر دهند . مردم تا حدودی به این جهت به کلیسا می پیوستند که ثروتی کسب کنند یا دست کم از فقر خود بکاهند انگیزه مردم در آن زمان چنین بود. هزاران کشاورز و شبان و نظایر آن تحت سرپرستی ناظران کلیسا و پاسداران بردگان در آمدند. همتایانشان در امالک خصوصی نیز به همین سیاق ....چراکه اربابانشان برای ارتقای مقام سریع تر در دستگاه دولتی جذب کلیسا شدند .برای بسیار کسانی که به چنین مراد مهمی وابسته بودند دور اندیشی حکم می کرد که از انتخاب آن ها در امر پرستش پیروی کنند. 7 از ابتدای کار مسیحیت کلیسای روم از بزرگترین مجامع عیسویان امپراطوری روم گردید و موقعیت و محل آن با اهمیت تلقی شد .عالوه بر آن برای کلیسا پایه و اساس قدیمی اپوستولیک قائل بودند .بدین معنی که می گفتند پطرس یکی از حواریون آن را تاسیس کرده و اولین معلم آن بوده است .از این رو اهمیت زیادی دارد زیرا در سراسر ممالک مغرب زمین کلیسای دیگری نبود که یکی از حواریون .و رسوالن صدر اول آن را بنیان گذاری کرده باشد 8 اهمیت آن کلیسا به اندازه ای فزونی یافت که هر وقت در مجامع عیسوی اختالفاتی رخ می داد و در اصول و فروع دین اشکاالتی پیش می آمد در آن مورد فتوای کلیسا ی روم قاطع بود وبه ان رجوع می شد تا معلوم شود که کدامیک برابر اصول اپولستیک و کاتولیک است .و اگر هم مراجعه نمی شد اسقف روم که به لقب خاص پاپ خدا می شد حق داشت که برای طرفین منازعه نامه نوشته و انها را وعظ و ارشاد نماید . 9 کلیسا در اوایل کار غالبا مختص به اجتماعات شهری بود و بر هر کلیسا اسقفی ریاست داشت که چند کشیش به او یاری می کردند ولی به تدریج تشکیالت کلیسایی به دهکده ها نیز راه یافت و در نقاط دور از یکدیگر اجتماع دینی مومنان را تنها کشیشان اداره می کردند و هر .کشیشی با اسقف نزدیک به خود ارتباط داشت 10 به این ترتیب ضمن گسترش کلیسا از شهر به نقاط مجاور والیت ‏ های دینی پیدا شد این والیت های دینی در زمان انعقاد شورای نیقیه با یکدیگر جمع شدند و به صورت اتحادیه هایی شبیه ایالت های عرفی در آمدند که هریک را اسقفیه می نامیدند و این کلمه در آن زمان معانی وسیعتر از معنی امروزی داشت. 11 کلیسای مسیحی توانست که اواقوامی را که به دین مسیح گرویده بودند بر نظام عرضی و اجتماعی امپراطوری روم منظم و مرتب سازد و گروه بندی ایرانیان و اعراب و اقوام دیگر شرقی را مطابق دستگاه اسقفیه ها و ایالتهای دینی که تقلیدی از سازمان اداری رومی بودنظام بخشید و در میان ایشان مالکهایی تربیتی بود به سان آنجه در اسکندریه مستقر شده بود منتشر سازد سرچشمه اصلی ماده علمی و جنبش فلسفی که مسلمانان از آن سیراب شوند همان اثر کلیسا بود که در دوره خلفای عباسی به اوج خود رسید. میراث یونانی به وسیله کلیسای مسیحی به جهان اسالم وعرب انتقال یافت . 12 نظام الهیات مسیحی در سده های نخست تا قرن 5به شکل نهایی اش رسید به گونه ای که برای بیش از هزار سال دست نخورده باقی ماند .با فرا رسیدن قرن ششم که بسیاری آغاز قرون وسطا را از آن زمان می دانند دوره ای 5قرنی آغاز شد که به سده های تاریک مشهور است .این نامگذاری از آن جهت است که در این دوره چراغ علم و معرفت فروغ چندانی در غرب نداشت در این دوره عصر دیگری آغاز شد که آن هم چند قرن طول کشید وطی آن علم و دانش از رکود عمیق خارج شد و تا حدی به پویایی نسبی نزدیک شد .کل این دوره را از آن جهت که میان .عصر باستان و عصر جدید واقع شده است قرون وسطا می خوانند 13 به هر حال نظام الهیات مسیحی در طول این دوره ثابت ماند عالمان هرگز برای ایجاد تحول در این نظام تالش نکردند بلکه تمام کوشش آنان تبیین و تفسیر بهتر همین نظام بود. در این دوره از تاریخ مسیحیت سه نکته مهم به چشم می خورد : -1جدایی شرق از غرب و اختالفات الهیاتی در کلیسا -2تالش های عالمان الهیات کاتولیک در قرون وسطی -3عملکرد کلیسای کاتولیک در قرون وسطی 14 کلیسای کاتولیک در قرون وسطا بر همه جنبه های زندگی مردم سلطه داشت از امور دینی تا امور مربوط به دیگر رشته های علوم از امور اجتماعی و سیاسی تا مسائل فردی و اخالقی و از شعائر و مراسم ظاهری تا معنویت و ارتباط با خدا به هر حال اوضاع اسف بار آن دوره و فساد عملی کلیسا باعث عقب ماندگی و ضعف همه جانبه ما شد .از این رو هنگامی که مردم به آگاهی رسیدند خواستار تغییر این وضع شدند این خیزش آغاز عصری جدید بود که تحوالت پشت سر آن در امور دینی خالصه نشد و تمام جنبه های زندگی بشری را در برگرفت. 15  آنچه در قرن چهارم و پنجم و پس از رسمیت یافتن مسیحیت رخ داد توسعه کلیسا به صورت سازمانی بسیار گسترده مانند یک نظام حکومتی بود .در پی توسعه کلیسا این سازمان ساده به صورت تشکیالتی با شکوه شاهانه در آمد و روحانی و سردمدار دین که برای الگو شدن باید لباس زهد بر تن می کرد به هیئت پر زرق و برق حاکمان در آمد و به جای اینکه خود تندیس تقوا و دینداری گردد تا برای دیگران گواهی زنده باشد به این باور رسید که دین خدا را با قدرت حکومت توسعه دهد. 16 در چنین اوضاعی بود که عده ای به این نتیجه رسیدند که ماندن در ‏ چنین جامعه ای نتیجه دیگری جز الودگی ندارد و راه نجات این است که جامعه را ترک گویند و راه بیابان را در پیش گیرند بدین سان در .قرن چهارم رهبانیت در مسیحیت شکل گرفت 17 سرانجام كليسا برپا و استوار شد ،اسقفان هر يك از كليساهاى محلى را بر ‏ عهده گرفتند ،به معاونت آنان اقدام كردند و شماسان عالوه بر تكفل امور سالخوردگان و بينوايان ،به انواع گوناگون نيكوكارى پيدا شدند كه براى خدمت به كليسا و استوارى آن از نعمتهاى الهى برخوردار شده بودند :ايشان مبشران ،شبانان ،معلمان و رسوالنى بودند كه با الهام روح خدا سخن مى گفتند .افرادى نيز قدرت معجزه كردن ،شفا دادن بيماران و سخن گفتن به .زبانهاى مختلف را در خود داشتند 18 موضع دولت روم در برابر كليساگاهى مسالمت آميز بود ،ولى غالبا حاكمان رومى به آزار مؤ منان مى پرداختند و در نتيجه افراد بسيارى مانند پطرس و پولس كشته شدند. اندك اندك با گذشت زمان برخى مراكز اهميتى ويژه و قدرتى مخصوص‍ پيدا كردند :رم ،اورشليم ،اسكندريه و انطاكيه .امور مذهبى اين چهار شهر به عهده پاتريكها گذاشته شده بود .همچنين در مناطق ياد شده قلمروهايى فرعى به نام قلمرو اسقف ايجاد شدند كه زير فرمان اسقفان قرار داشتند (كلمه يونانى ((اسقف )) به معناى ناظر است ) .در قرن چهارم هنگامى كه قسطنطين (استانبول ) را بنا كرد ،اين شهر نيز در زمره اماكن مهمى قرار گرفت كه رهبرى كليساى آن در دست يك پاتريك بود. 19 در روزگار قسطنطين (م 337.ميالدى ) جامعه مسيحيت از يك ‏ گروه مورد آزار قدرتهاى امپراطورى روم به كليساى دولتى تحول يافت و حكومت آن را به رسميت شناخت .بر اثر اين تحول ،تغيير و دگرگونى بزرگى كليسا پديد آمد و بيشتر مردم در امپراطورى بيزانس و امپراطورى روم ،به استثناى يهود ،دست كم در ظاهر به مسيحيت در آمدند .هنگامى كه جدايى بين كليساهاى شرق و غرب كامل شد هر يك از آن دو منطقه مستقال مراسم عبادى ،فلسفه ،الهيات و سنت خود را شكل داد .همچنين كليساى قبطى در مصر ،كليساى سريانى در سوريه و كليساى نسطورى در عراق و ايران سنتهاى قديمى خود را .شكل دادند 20 هنگامى كه در اوايل قرن هفتم ميالدى دين اسالم در جزيرة العرب ‏ ظهور كرد و حاكمان مسلمانان اداره امور مناطق مسيحى نشين در مصر ،شام ،بين النهرين و شمال آفريقا را در دست گرفتند ،مسيحيان الزم دانستند به دين اسالم با ديده احترام بنگرند و مسلمانان را ياراى ايمان و هموطن ،بلكه غالبا حاكم خود قبول كنند .از سوى ديگر، يوحناى دمشقى كه در عصر امويان مى زيست ،نخستين كتاب مسيحى را كه به بررسى اعتقادات اسالمى مى پرداخت ،به رشته .تحرير درآورد 21 در قرنهاى يازدهم تا سيزدهم ،دولتهاى اروپايى جنگهاى صليبى را به راه انداختند و بر اثر آن ،دشمنى و نفرت نه تنها بين مسلمانان و مسيحيان ،بلكه بين مسيحيان غرب اروپا و مسيحيان بيزانسى تا به امروز بر جاى مانده است .ويرانگريها ،شكنجه ها و كشتارهايى كه مسيحيان در هجوم به قدس ( 1099م ).و قسطنطنيه ( 1204م ). از خود بروز دادند ،بدترين تاءثير را هم نزد مسلمانان و هم نزد .مسيحيان شرق باقى گذاشت 22 ‏ كلمه جدايى بر انفصال بين دو بخش يا گروه از مسيحيان داللت مى كند و ربطى به اعتقاد ندارد .مهمترين جدايى در تاريخ مسيحيت بين كليساى قسطنطنيه و كليساى رم پديد آمد و آن را گاهى جدايى شرق و غرب مى خوانند .كليساى روم مى گفت كسانى كه كليساها را رهبرى و سرپرستى مى كنند ،اسقفان جهان هستند كه با هم در جسم واحدى تحت اشراف اسقف رم عمل مى كنند .به نظر كليساى قسطنطنيه پنج مركز براى مسيحيت وجود دارد كه از نظر اعتبار و اقتدار برابرند. :اورشليم ،انطاكيه ،رم ،اسكندريه و قسطنطنيه 23 با وجود اين اختالف نظر پيرامون قدرت ،مسيحيان تابع رم و قسطنطنيه تا قرن نهم همگى متحد بودند .در قرنهاى بعدى نيز آن دو كليسا گاهى از هم جدا مى شدند ودوباره با هم آشتى مى كردند ،تا اينكه سرانجام آخرين جدايى بين رم و قسطنطنيه در سال 1054م .پديد آمد. شكى نيست كه بيشتر جداييهاى مذهبى بر اثر اسباب و علل سياسى پيش‍ مى آمد ،ولى يك عنصر اعتقادى در جدايى اخير وجود داشت .كاتوليكها (همچنين پروتستانها) براى اظهار ايمان خود به صدور روح القدس از خداى پدر و عيساى پسر كه با هم عمل كرده اند ،عبارت ((و از پسر)) را به كار مى برند؛ در صورتى كه ) : Filoiougeو به التينى( ارتدوكسها به عبارت اصلى قانون ايمان بسنده مى كنند و عبارت مذكور را به آن نمى افزايد .به عقيده ارتدوكسها روح القدس فقط از خداى پدر صادر شده است .اين مساءله در واقع براى علماى الهيات اهميت دارد و توده .مسيحيان اين نزاع را چيزى در حاشيه تاريخ مسيحيت تلقى مى كنند 24 ‏ آفتابهايى نيز زندگى كليساى كاتوليك را در قرون ميانه به پرتگاه ‏ نابودى كشاند كه شايد زشت ترين و ناهنجارترين آنها سايمونى باشد كه عبارت بود از فروش منصبهاى روحانى و )(Simony امتيازات كليسايى .عالوه بر اين ،پاپها ،اسقفان و كشيشان تقريبا تمام نقشهاى مهم كليسايى را در انحصار خود داشتند و نقش قابل توجهى براى عامه مردم قائل نمى شدند و آنان را در امور دين و ايمان در .نادانى باقى مى گذاشتند 25 البته اقداماتى اصالحى نيز در كليساى را كه چهره كليسا قرون ميانه پديد ‏ آمد .برخى از اين اقدامات در عين پذيرفتن اقتدار پاپها ،اصالح مفاسدى را كه چهره كليسا را زشت كرده بود ،در نظر داشت .برخى ديگر كليساى كاتوليك را نمى پذيرفت و براى پيگيرى يك زندگى مسيحى بهتر و همراه پرهيزكارى بيشتر تالش مى كرد .از اين رو ،در ميان اين گروه برخى اوقات افكار و عقايدى پديد مى آمد كه با ايمان سنتى كليساها هماهنگ نبود و موجب تكفير آنان مى شد .كليسا و دولت دست به دست هم دادند و براى زدودن آن بدعتها ،شيوه هاى غالبا بسيار قساوت آميزى .با آنها جنگيدند 26 مشهورترين شورشها بر ضد فساد كليسا عبارت بود از :نهضت بوگوميلها ‏ (در بالكان از قرن دهم تا دوازدهم ميالدى ) ،البيجيها (در جنوب فرانسه در قرنهاى دوازدهم و سيزدهم ميالدى ) ،ولديها (در شمال ايتاليا از قرن دوازدهم تا عصر ما) ،وايكليف (در انگلستان ،در قرن چهاردهم ميالدى ) و هوس (در بوهيميا ،در قرن پانزدهم ميالدى ) .در سال ،1232 دادگاههاى تفتيش عقايد براى رسيدگى به بدعتها تاءسيس‍ شد و كسانى كه به نظر گردانندگان آن گمراه بودند ،اگر حاضر به توبه نبودند ،به اعدام .محكوم مى شدند 27 كليسا در قرن اول ميالدى عبارت از انجمنى بسيار ساده بوده كه گروهى از مسيحيان در آن از رجعت عيسى با يكديگر گفتگو مى كردند .در همين انجمن به احوال فقرا و يتيمان نيز رسيدگى مى شد .اين انجمن رنگ سياسى حكومتى نداشت .با گذشت زمان و رسميت يافتن آئين عيسى در دربار امپراطور روم ، روحانيت مسيحى شكل گرفت كليسا را به عنوان پايگاه اجتماعى اقتصادى .خود بنيان گذارد 28 در ادوار اوليه مسيحى در مراكز مسيحى نشين چنين انجمنهائى ‏ براى .اجتماع مؤ منان فراهم شد در سال 160ميالدى در روم و يونان و ..كليساهائى ساخته شد .به كليساى اول روم كه تحت رياست عاليه قرار داشت ،عنوان كاتوليك داده شد .كليساى روم معبد جامع مسيحيان قرار گرفت و مركزيت يافت .اختالف فرقه اى در مسيحيت باعث شد تا همه مسيحيان جهان .این کلیسا را برسميت نشناسند 29 كليساى كاتوليك خود را تنها نماينده رسمى مسيحيت در جهان معرفى ‏ مى كرد و مى كند .بر اين اساس كليساهاى كاتوليك سراسر جهان وابسته به اين كليسا هستند .كليساى كاتوليك رسالت جهانى خود را ((خدمت و الفت و اتحاد)) اعالم كرد. ) كليسا در معناى يونانى آن عبارت از هيئت جامعه عيسويان است .اين معناى لفظى ناشى از حقيقت معنوى اوليه انجمنهاى قرن اول مسيحى مى باشد .چيزى كه از آن پس به تدريج معناى خود را از دست داد و .به صورت دكان روحانيون مسيحى درآمد 30 همان طور كه گفته شد ،در حوزه هر يك از شهرها ،كليسا مجمع كوچكى ‏ بود كه از سيستم يونانى الهام گرفته بود؛ اين مجمع ها داراى دو نوع رئيس‍ بود .رئيس تبليغات و ارشاد افراد در امور اخالقى و دينى و حل اختالفات داخلى ،اين مسئول را كشيش مى ناميدند .مسئول دوم كليسا در امور مالى و تقسيم هدايا و نذور و ...در ميان فقرا و مساكين مسئوليت داشت كه به وى ((دياكر)) گفته مى شد. رياست كل با ((اسقف )) يا ((دوك )) كه امروز ((خليفه )) ناميده مى شود، بود. به گفته محققان اساس دين مسيح در كليسا نهاده شد و كليسا يا اكليسا از شكل .ساده اوليه به يك سازمان عريض و طويل درآمد 31 پولس كذاب ،اين يهودى مكار و نفوذى و تالى تلو كعب االحبار ‏ يهودى در اسالم ،به دين عيسى درآمد تا فاتحه آن را بخواند و براستى كه فاتحه را خواند .در اسالم نيز بنيانگذار روحانيت كعب االحبار يهودى است .او نخستين امام جمعه ،مفسر و مورخ و محدث .و همه كاره اسالم خالفت در عصر عثمان بود 32 نيز ((پاپ )) را تراشيد و در قلب دين عيسى فرو كرد .همو )) پولس(( بود كه در كليساى رسمى روم اين لباس را بر تن كرد و ((پاپ )) شد. پس از او اين سمت براى رئيس كليسا تا به امروز باقى مانده است . امروز سنت سيئه پولس در سيره پاپ اعظم واتيكان ،مسندنشين .كليساى ((سنت پطرس )) ،نمودار است 33 گفتيم كه در ابتدا ((كليسا)) كارش اداره امور مذهبى ابتدائى بود و در كليساى اوليه كشيش ها و اسقف ها فعال بودند .در هر يك از كليساهاى :آسياى صغير در آغاز سه مقام وجود داشت .ديكانها -2 ،خادم ها -3 ،پريسترها 1- پس از پيدايش كليساى كاتوليك ،پاپ در راءس آن قرار گرفت و سلسله .مراتب جديدى پديدار شد 34 اين سلسله مراتب عنوان روحانيت مسيح بخود گرفت .در سال 1870م روحانيون كاتوليك اعالم كردند كه :پاپ مصون از هر گونه اشتباه و خطا است .سلسله مراتب روحانيت مسيح در كاردينال ها ،اسقف ها و كشيش ها خالصه مى شود .بزرگ كشيشان در هر شهرى رياست مطلقه دارد .اسقف بزرگ را رئيس اساقفه گويند .از .ميان رؤ ساى اساقفه ،پنج نفر مقام واالئى دارند 35 در ابتدا به هر يك از اساقفه لقب ((پاپ )) مى دادند .اما در زمان گرى گوار هفتم اين لقب به رئيس اساقفه روم اختصاص يافت پاپ رياست عاليه جهانى كليساى كاتوليك را گرفت .پاپ داراى قدرت الهى است ،يعنى نماينده خداى پدر و خداى پسر در زمين .او نيز واليت مطلقه بر مؤ منان مسيحى دارد .تاريخ نشان مى دهد كه اين قدرت الهى پاپ در واقع قدرتى است كه امپراطورى روم به پاپ تفويض كرد و با حاكميت روحانى -سياسى پاپ ،قرون وسطى و تفتيش عقايد و استبداد مذهبى ، هزار سال بر اروپا و سراسر جهان مسيحيت سايه افكند .و اگر ((.رنسانس )) نبود ،اين بليه بزرگ ،بشريت را تهديد به نابودى مى كرد 36 قبل از اين كه پاپ مصون از خطا اعالم شود ،رسوائى هاى اخالقى بسيار ببار آورد .روحانيت مسيح دين و دانش را در انحصار دارد .از قرن 13ميالدى خواندن كتب مقدس بدون اجازه روحانيون ممنوع شد .هر گونه چون و چرائى در انجام تصميمات روحانيون ممنوع .است .اصل تعبد و تحقيق بر عامه مسيحيان حاكم است 37 چشم گشودن و آزادى فكر و انديشه و تحقيق و ...حرام است و مرتكب آن كافر و ملحد اعالم مى شود .عقايد رسمى مورد قبول ،فقط عقايد بخشنامه اى كليساى مركزى است . كشيش شخصيت پاپ و پرستش او از پديده هاى كليساى كاتوليك .است .پاپ داراى مقام مافوق بشرى است 38 كليساها با معابد هندوان و يونانيان و روميان قدم و جديد فرقى ندارد و معبد تصاوير و اشكال گوناگون شده است .آمرزش گناهان و فروش نقدى و قسطى بهشت ،رسالت بزرگ كليساى كاتوليك است . سيادت سياسى پاپ بر جهان ،قرنها ادامه داشت .در سال 1205 ميالدى بين پاپ سوم و پادشاه وقت انگلستان اختالف افتاد و شاه به .دستگاه روحانيت حمالت شديدى كرد .پاپ او را تكفير نمود 39 پادشاه ترسيد و نوشت (( :ما را سروش غيبى اين گونه خبر داد كه كشور انگلستان و ايرلند را به عيسى و حواريون و پاپ و جانشينان كاتوليك او داده ايم .ملت بداند كه از اين به بعد حكومت بر اين كشور را از طرف پاپ و مقام روحانيت به عنوان نايب السلطنة ،در دست .خواهيم داشت 40 نظر ما بر اين تعلق گرفت كه روحانيت هر سال در دو نوبت و هر ‏ بار هزار ليره انگليسى از ما دريافت دارند .و اگر ما و يكى از اعقاب ما با مدلول اين قرار داد مخالفت كنيم ،از حق سلطنت بر اين كشور براى هميشه محروم خواهيم بود)). در سال 1705ميالدى هانرى چهارم امپراطور آلمان به علت بى .اعتنايى به فرمان پاپ هفتم تكفير شد و از مقام خود خلع گرديد 41 اعالميه پاپ عليه او چنين است : ((من به نام خداى متعال :اب +ابن +روح القدس پادشاهى را كه احترام كليسا را نگاه ندارد ،از حكومت بر آسمان ايتاليا ممنوع مى دارم )). كار به جائى رسيد كه هانرى چهارم لباس توبه پوشيد و به حضور پاپ آمد .ولى پاپ سه روز بها و اجازه ورود نداد .پس از سه روز .توبه او را قبول كرد 42 فيليپ اول در سال 1094ميالدى به وسيله پاپ اوربن دوم تكفير شد. در سال 1140ميالدى ،لوئى هفتم توسط پاپ اينوسال دوم تكفير شد. در طى دوره قرون وسطى و حاكميت استبداد مذهبى كار پاپ مذهبى كار پاپ و روحانيت مسيح و تكفير و تحريم بود و چه قصابى ها كه نكردند و ميليونها انسان آزادى خواه و حق جو و دانشمند را اعدام و شكنجه كه نكردند. .پاپ و روحانيت پس از اقتدار سياسى جان ملت ها را به لب رساندند ( 43 آنان دستگاه گسترده تفتيش عقايد و افكار داير كردند و كليه مخالفان فكرى عقيدتى خود را با فتواى دين به نام خدا و مذهب اعدام و سر به نيست كردند .نويسنده كتاب ((علم و دين )) مى گويد :در اين دوره سياه ((پنج ميليون )) نفر به جرم فكر كردن و سرپيچى از فرمان پاپ به دار زده شدند، گروه بسيارى را در سياه چالهاى تاريك و مربوط روم و ...زندانى كردند، از سال 1481تا 1499ميالدى يعنى در طى 18سال به دستور دادگاه تفتيش‍ عقايد10220 ، نفر را زنده سوختند 6860 ،نفر شقه كردند و 97023 .نفر را در زير شكنجه كشتند 44 پس از ورود مسیحیت به قاره اروپا و همه گیر شدن آن سختگیریهای مذهبی شدیدی بر این قاره حاکم شد .کلیساها نه فقط محلی برای عبادت بلکه محلی برای انجام امور سیاسی شدند .کشیشها به حاکمان سیاسی بدل شدند و فقر و ظلم و بدبختی تمام این قاره را در بر .گرفت 45 این دوران همان دوران معروف قرون وسطی بود .اروپایی که در آرامش به سر میبرد با ورود مسیحیت و گذشت چند سال به ورطه نابودی افتاد .بیش از همه کشورهای اسکاندیناوی در این میان ضرر دیدند .با گذشت زمان مردم به طور کامل از دین زده شدند و به هیچ .وجه از کلیسا و خدا و ...دل خوشی نداشتند 46 کم کم کار به جایی رسید که عده ای کال ضد خدا شدند .با ورود به عصر رنسانس و پس از آن عصر جدید و آزادیهایی که در پی این عصر به وجود آمد عقیده های افرادی که قبال ضد خدا شده بودند باقی ماند و به نسل جدید رسید .در میان این نسل افرادی معتقد بودند که مسیحیت و خدا و به خصوص خود حضرت مسیح(ع) موجب .نابود شدن گذسته آنها و پدران آنها گشته 47 این افراد به مرور در جامعه قدرت یافتند و به مرور با آزادی بیانی که در اروپا به وجود آمده بود عقاید خود را گسترش دادند و طرفدارانی .هم جمع کردند تمام فلسفه وجودی آنها این بود که ضد خدا پرستی و به خصوص .ضدمسیح باشند همچنین هیچ دین دیگری را هم قبول نمیکردند 48 چون فکر میکردند همان بالیی که مسیحیت به سرشان آورده دوباره با دین جدید بر سرشان می آید و به خصوص که آنها کال ضد خدا پرستی شده بودند پس پذیرفتن هیچ دین دیگری هم منطقی به نظر نمی آمد .به مرور زمان این افراد هم نیاز به قدرتی مافوق طبیعی پیدا کردند تا آن را بپرستند .جز خدا چه موجودی میتوانست مورد پرستش !این افراد باشد؟ 49 رضایی ،عبدالعظیم -تاریخ ادیان جهان – انتشارات علمی – تهران1377: اولیری ،دلیسی-ترجمه احمد آرام -انتقال علوم یونانی بعالم اسالم- سازمان انتشارات جاویدان ‏ اردستانی ،عبدالرحیم – آشنایی با ادیان -2نشر زالل کوثر 1381- توفیقی ،حسین – آشنایی با ادیان بزرگ – تهران-دانشگاه سمت 1380 50 جان ناس – مترجم ،علی اصغر حکمت – تاریخ جامع ادیان – تهران1370-  دان ناردو – ترجمه مهدی حقیقت خواه – پیدایش مسحیت – انتشارات ققنوس1386- ‏ جزوه استاد محترم جناب آقای تبریزی ‏ جزوه استاد محترم جناب دکتر مجتبوی پیرامون تحول بینش دینی ‏ استفاده از CDارزشمند گنجینه ‏http://0001.javanblog.com/ ‏ ?http://www.farsicrc.com/index.php ‏ ‏option=com_content&task=view&id=3025&Itemid=278 51 52 خسته نباشید خدانگهدار

62,000 تومان